ایران فردا
180 subscribers
155 photos
51 videos
438 links
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
Download Telegram
چرا رضا پهلوی تنها بر حمل پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه‌ها تأکید کرد؟

، هم‌زمان با مسابقات تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، رضا پهلوی از هواداران خود خواست که در صورت حضور در ورزشگاه‌ها، پرچم شیر و خورشید را به همراه داشته باشند

. این درخواست برای برخی این پرسش را ایجاد کرد که چرا او به اقدامات اعتراضی شدیدتر، مانند هو کردن بازیکنان، کادر فنی یا پشت کردن به زمین هنگام پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی، فراخوان نداد.

یکی از پاسخ‌های احتمالی این است که او تلاش کرده میان «اعتراض به حکومت» و «تقابل با تیم ملی یا کشور» مرزی روشن حفظ کند.

حمل یک پرچم، صرف‌نظر از موافقت یا مخالفت با آن، یک اقدام نمادین است که پیام سیاسی خود را منتقل می‌کند، اما مستقیماً متوجه بازیکنان یا اصل مسابقه نیست.

در مقابل، اقداماتی مانند هو کردن بازیکنان یا پشت کردن به سرود می‌تواند از سوی بخشی از جامعه به‌عنوان بی‌احترامی به تیم ملی یا نمادهای ملی از جمله از سوی ناظران بیطرف تلقی شود و پیام سیاسی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

از سوی دیگر، اگر رضا پهلوی هوادارانش را به رفتارهای رادیکال‌تر دعوت می‌کرد، این احتمال وجود داشت که هم جمهوری اسلامی و هم مخالفان سیاسی او از چنین فراخوانی برای حمله به اعتبار او استفاده کنند.

جمهوری اسلامی می‌توانست او را به تحریک آشوب، توهین به نمادهای ملی یا ایجاد تفرقه متهم کند و از آن در تبلیغات رسمی خود بهره ببرد.

در مقابل، برخی از مخالفان او نیز می‌توانستند چنین رفتارهایی را نشانه‌ای از افراط‌گرایی یا بی‌احترامی به تیم ملی معرفی کنند و تلاش کنند حمایت بخشی از افکار عمومی را کاهش دهند.

در این میان، سوءاستفاده سیاسی از هر دو طرف اهمیت پیدا می‌کند: در فضای قطبی‌شده سیاسی، هر اقدام اعتراضی می‌تواند به‌سرعت به ابزار تبلیغاتی علیه طرف مقابل تبدیل شود. حکومت‌ها معمولاً تلاش می‌کنند چنین رفتارهایی را نشانه «اغتشاش» یا «ضدیت با کشور» جلوه دهند، در حالی که مخالفان رادیکال‌تر نیز ممکن است همان اقدامات محدود را ناکافی یا محافظه‌کارانه تفسیر کنند.

در نتیجه، کنش‌های نمادین همواره در معرض تفسیرهای متضاد و بهره‌برداری سیاسی قرار می‌گیرند.

در چنین شرایطی، انتخاب یک اقدام نمادین مانند حمل پرچم را می‌توان تلاشی برای رساندن یک پیام سیاسی، بدون فراهم کردن بهانه‌ای برای تبلیغات گسترده علیه خود و هوادارانش دانست.

این رویکرد همچنین با تأکید او بر تفکیک میان «ایران»، «ملت ایران» و «جمهوری اسلامی» همخوانی دارد؛ یعنی مخالفت با حکومت، لزوماً به معنای مخالفت با کشور یا مردم نیست.

می‌توان گفت که این انتخاب، اگرچه از نگاه برخی منتقدان محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد، اما احتمالاً بر پایه یک محاسبه سیاسی انجام شده است؛ محاسبه‌ای که هدف آن حفظ بیشترین حمایت اجتماعی، جلوگیری از سوءاستفاده تبلیغاتی رقبا و تأکید بر اعتراضی نمادین به جای رفتارهایی بود که می‌توانستند جامعه را بیش از پیش دچار شکاف کنند.

@irantomarrow
ایران فردا
چرا رضا پهلوی تنها بر حمل پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه‌ها تأکید کرد؟ ، هم‌زمان با مسابقات تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، رضا پهلوی از هواداران خود خواست که در صورت حضور در ورزشگاه‌ها، پرچم شیر و خورشید را به همراه داشته باشند . این درخواست برای برخی…
خلاصه مقاله

رضا پهلوی از هوادارانش خواست در ورزشگاه‌ها پرچم شیر و خورشید را به‌عنوان یک نماد اعتراضی حمل کنند، اما به رفتارهای رادیکال‌تر مانند هو کردن بازیکنان یا بی‌احترامی به سرود ملی فراخوان نداد.
.
این رویکرد می‌تواند به این دلیل باشد که او تلاش می‌کند میان اعتراض سیاسی و برخورد با تیم ملی یا احساسات عمومی تفاوت قائل شود و از اقداماتی که ممکن است باعث شکاف اجتماعی یا سوءبرداشت شود پرهیز کند.

همچنین در فضای سیاسی قطبی‌شده، هر نوع اقدام رادیکال می‌تواند مورد سوءاستفاده تبلیغاتی قرار گیرد؛ حکومت ممکن است آن را نشانه آشوب یا ضدیت با کشور معرفی کند و برخی مخالفان نیز آن را افراطی یا آسیب‌زننده به وحدت اجتماعی بدانند.

در نتیجه، انتخاب او برای تأکید بر یک اقدام نمادین مانند حمل پرچم را می‌توان تلاشی برای انتقال پیام سیاسی با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین امکان همراهی عمومی دانست، هرچند این موضوع همچنان محل برداشت‌ها و تحلیل‌های مختلف است.

@irantomarrow
مجتبی خامنه‌ای که تا پیش از درگذشت پدرش با عنوان «حجت‌الاسلام» شناخته می‌شد، پس از مرگ او در مدت کوتاهی با عنوان «آیت‌الله» و در مراسم تشییع پدرش حتی با عنوان «آیت‌الله العظمی» خطاب شد!

@irantomarrow
🤣1
، دونالد ترامپ اعلام کرد که آمریکا یا با ایران به توافق خواهد رسید یا در غیر این صورت «کار را تمام خواهد کرد».

اقدامات فشار بر ایران از جمله در حوزه نفت و محدودیت‌های دریایی، تأثیرگذار بوده و قیمت نفت نیز آن‌طور که انتظار می‌رفت افزایش نیافته است.

ترامپ گقت که نیروهای نظامی ایران، از جمله نیروی دریایی و سامانه‌های راداری، در درگیری‌ها از بین رفته‌اند و آمریکا با اعمال فشار نظامی و محاصره، توانسته شرایط را تحت کنترل بگیرد.

او می‌گوید در مقطعی این فشارها به حدی بوده که امکان رسیدن به توافق فراهم شده و به همین دلیل شدت محاصره کاهش یافته است.
در ادامه گفت آمریکا در نهایت پیروز خواهد شد، اما ترجیحش دستیابی به توافق است تا از درگیری گسترده و آسیب به جمعیت ایران جلوگیری شود.

او همچنین از توانایی‌های نظامی آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی ایران در صورت لزوم سخن گفت.

@irantomarrow
رییس جمهور دولت یمن :

گزارش‌ها حاکی از آن است که پرواز انجام‌شده از سوی ایران به مقصد صنعا، حامل پرسنل نظامی و کارشناسان موشکی ایران برای حوثی ها بوده است.


@irantomarrow
تاریخ

حسن صباح یک رهبر اسماعیلی ایرانی در قرن یازدهم بود که با حکومت امپراتوری سلجوقیان مخالفت کرد.

او در سال ۱۰۹۰ میلادی قلعه الموت را تصرف کرد و آن را مرکز حکومت خود قرار داد.

برای مقابله با دشمنان، از فداییانی استفاده می‌کرد که شخصیت‌های مهم سیاسی را ترور می‌کردند.

مشهورترین قربانی آن‌ها نظام‌الملک بود.

حسن صباح تا پایان عمر در قلعه الموت زندگی کرد و در سال ۱۱۲۴ میلادی درگذشت.

شخصیت او هنوز هم میان تاریخ‌نگاران محل اختلاف است؛ برخی او را مبارز می‌دانند و برخی بنیان‌گذار ترور سیاسی.

@irantomarrow
امین بزرگیان

سوگواری فقط گریه نیست؛ بازسازی پیوندهای اجتماعی است.

جامعه و قدرت تعیین می‌کنند کدام مرگ دیده شود و کدام نادیده بماند.

به باور دورکیم، آیین‌های سوگواری انسجام و نظم اخلاقی جامعه را حفظ می‌کنند.

محروم شدن از این آیین‌ها، بخشی از همبستگی اجتماعی را از بین می‌برد.

حق سوگواری یعنی به‌رسمیت‌شناختن ارزش یک زندگی.

همان‌گونه که آگامبن توضیح می‌دهد، ممنوعیت تشییع، گورهای بی‌نام و جلوگیری از یادبود، ادامه خشونت پس از مرگ‌اند.

همه انسان‌ها به یک اندازه «سوگوارپذیر» شناخته نمی‌شوند.

عدالت اجتماعی زمانی کامل می‌شود که حق سوگواری برای همه یکسان باشد.

تا زمانی که ارزش جان انسان‌ها نابرابر شمرده شود، مبارزه برای برابری و حق عزاداری ادامه خواهد داشت.

@irantomarrow
❤1
حق سوگواری؛ سنتی ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی و اسلامی

حق سوگواری و احترام به مردگان از کهن‌ترین ارزش‌های اخلاقی در فرهنگ ایرانی و اسلامی است. در ایران باستان، آیین‌های تدفین و بزرگداشت درگذشتگان جایگاه ویژه‌ای داشت

و حتی در بسیاری از جنگ‌ها، پس از پایان نبرد، به طرف مغلوب فرصت داده می‌شد تا کشته‌های خود را جمع‌آوری و دفن کند.

این رفتار نشان می‌داد که حرمت انسان با مرگ از بین نمی‌رود و احترام به پیکر و یاد او بخشی از اخلاق جنگ به شمار می‌آید.

با ظهور اسلام نیز این اصل ادامه یافت. در منابع اسلامی، دفن مردگان و احترام به آنان از حقوق اساسی انسان دانسته شده است.

هرچند در طول تاریخ گاه این اصل نقض شده، اما در مجموع، سنت اسلامی بر فراهم کردن امکان تدفین و سوگواری برای بازماندگان تأکید داشته است.

واقعه کربلا نیز نمونه‌ای مهم در این زمینه است. پس از شهادت حسین بن علی و یارانش، خانواده او به اسارت برده شدند. بنا بر بسیاری از منابع تاریخی، یزید بن معاویه پس از ورود اسیران به دمشق، در نهایت اجازه برگزاری مراسم سوگواری را صادر کرد؛ هرچند درباره جزئیات و انگیزه‌های این تصمیم میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد.

این شواهد نشان می‌دهد که حق سوگواری، صرفاً یک احساس شخصی نیست، بلکه حقی انسانی و اجتماعی است که در طول تاریخ مورد توجه تمدن‌های مختلف بوده است.

جامعه‌ای که به بازماندگان اجازه می‌دهد عزیزان خود را با احترام به خاک بسپارند و برای آنان عزاداری کنند، کرامت انسان را حتی پس از مرگ نیز پاس می‌دارد.

در مقابل، جلوگیری از تدفین، تشییع یا برگزاری مراسم یادبود، نه‌تنها رنج بازماندگان را افزایش می‌دهد، بلکه به معنای نادیده گرفتن ارزش و منزلت انسانی فرد درگذشته نیز هست.

بنابراین، می‌توان گفت که حق سوگواری یکی از اصول مشترک اخلاقی در فرهنگ ایرانی و اسلامی است؛ اصلی که احترام به انسان، حفظ کرامت مردگان و التیام رنج بازماندگان را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد ،اما این سنت در جمهوری اسلامی به جلوگیری از برگزاری مراسم سوگواری، بی‌حرمتی به پیکر جان‌باختگان، آزار و اذیت خانواده‌های آنان، و بازداشت و شکنجهٔ بازماندگان تبدیل شد.

@irantomarrow
ایران فردا
حق سوگواری؛ سنتی ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی و اسلامی حق سوگواری و احترام به مردگان از کهن‌ترین ارزش‌های اخلاقی در فرهنگ ایرانی و اسلامی است. در ایران باستان، آیین‌های تدفین و بزرگداشت درگذشتگان جایگاه ویژه‌ای داشت و حتی در بسیاری از جنگ‌ها، پس از پایان نبرد،…
خلاصه مقاله

حق سوگواری و احترام به مردگان از ارزش‌های دیرینه در فرهنگ ایرانی و اسلامی است. در ایران باستان، حتی پس از جنگ‌ها به طرف مغلوب فرصت داده می‌شد تا کشته‌های خود را دفن کند و این نشان‌دهنده احترام به کرامت انسان، حتی پس از مرگ، بود.

در اسلام نیز دفن مردگان و فراهم کردن امکان سوگواری برای بازماندگان از حقوق اساسی انسان به شمار آمده است.

واقعه کربلا نیز، با وجود همه خشونت‌ها، نشان می‌دهد که در نهایت امکان برگزاری مراسم سوگواری برای خاندان حسین بن علی فراهم شد.

این پیشینه تاریخی نشان می‌دهد که حق سوگواری تنها یک احساس شخصی نیست، بلکه حقی انسانی و اجتماعی است.

جلوگیری از تدفین، تشییع یا برگزاری مراسم یادبود، کرامت انسان و حقوق بازماندگان را نقض می‌کند.

اما این سنت در جمهوری اسلامی به جلوگیری از برگزاری مراسم سوگواری، بی‌حرمتی به پیکر جان‌باختگان، آزار و اذیت خانواده‌های آنان، و بازداشت و شکنجهٔ بازماندگان تبدیل شده است.

@irantomarrow
ایران فردا
تاریخ حسن صباح یک رهبر اسماعیلی ایرانی در قرن یازدهم بود که با حکومت امپراتوری سلجوقیان مخالفت کرد. او در سال ۱۰۹۰ میلادی قلعه الموت را تصرف کرد و آن را مرکز حکومت خود قرار داد. برای مقابله با دشمنان، از فداییانی استفاده می‌کرد که شخصیت‌های مهم سیاسی…
Assassin

واژهٔ Assassin به معنای «قاتل مخفی یا ترورکننده» از واژهٔ عربی الحشّاشین گرفته شده است.

این نام در قرون وسطی به پیروان نزاریان، گروهی از اسماعیلیان که در ایران و شام فعالیت داشتند، نسبت داده می‌شد.

برخی از اعضای این گروه مأموریت‌های ترور سیاسی انجام می‌دادند و به همین دلیل نام آنان در زبان‌های اروپایی به شکل Assassini و سپس Assassin وارد شد و معنای عمومی «قاتل حرفه‌ای و مخفی» پیدا کرد.

@irantomarrow
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بررسی خبرگزاری رویترز با انتشار تصاویر ماهواره ای از مراسم تشییع خامنه ای نشان میدهد که جمعیت به خیلی کمتر از یک میلیون نفر رسید.
شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی با پخش منقطع بخش‌هایی از آخرین مصاحبهٔ رضا پهلوی، در گزارشی نوشت که او دو سال پیش از بنیامین نتانیاهو خواسته بود به ایران حمله کند.

دفتر رضا پهلوی در توضیحاتی، ضمن انتقاد از نحوهٔ پخش این مصاحبه، اعلام کرد که رضا پهلوی در آن گفت‌وگو تأکید کرده بود که در سفر خود به اسرائیل به نتانیاهو یادآور شده است که حکومت ایران نمایندهٔ مردم ایران نیست و باید میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تفکیک قائل شد.

به گفتهٔ دفتر او، تصمیم نتانیاهو برای حملهٔ نظامی به ایران، حاصل تلاش برای درک این تفاوت میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی بوده است، نه اینکه رضا پهلوی در آن سفر از نتانیاهو خواسته باشد به ایران حمله کند.

@irantomarrow
سنت نذر و پیشکش در فرهنگ ایرانی

سنت نذر دادن و عهد بستن برای برآورده شدن خواسته‌ها، ریشه‌هایی پیش از اسلام نیز در فرهنگ ایرانی داشته است.

در ایران باستان، مردم گاه برای جلب خشنودی ایزدان، سپاسگزاری یا درخواست یاری، پیشکش‌ها و آیین‌های نیایشی انجام می‌دادند. این پیشکش‌ها می‌توانست شامل خوراک، هدایا، قربانی یا انجام کارهای خیر باشد.

در سنت زرتشتی نیز مفاهیمی مانند راستی، نیک‌اندیشی، نیک‌گفتاری و نیکوکاری جایگاه مهمی داشت و یاری رساندن به دیگران و بخشندگی از ارزش‌های اخلاقی به شمار می‌رفت.

پس از ورود اسلام به ایران، مفهوم نذر در چارچوب دینی جدید ادامه یافت و با سنت‌های پیشین ایرانی درآمیخت.

نذر در این دوره بیشتر به معنای عهد میان انسان و خدا برای انجام عملی خیر در صورت برآورده شدن حاجت شناخته شد؛ عملی که می‌توانست از اطعام نیازمندان و کمک به دیگران تا انجام امور عام‌المنفعه را شامل شود.

سنت حسنهٔ نذر دادن در ایران

سنت حسنهٔ نذر دادن در ایرانِ گذشته، شامل افرادی می‌شد که، چه فقیر و چه غنی، برای رسیدن به خواسته‌ای در دل خود امید و آرزویی داشتند و در صورت برآورده شدن آن، به نشانهٔ وفای به عهد، نذر خود را ادا می‌کردند.

این نذر می‌توانست از انجام یک کار نیک فردی یا اجتماعی تا کمک به دیگران متغیر باشد؛ از جمله اطعام فقرا و نیازمندان یا فراهم کردن وسایل معیشت آنان.

اما با گذشت زمان، به‌ویژه پس از انقلاب، این سنت حسنه از یک سو تحت تأثیر ریا و نمایش قرار گرفت و از سوی دیگر توسط حکومت نیز به‌صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت. در نتیجه، در بسیاری از موارد از شکل انسانی و هدف اولیهٔ خود فاصله گرفت.

در برخی موارد، افرادی با درآمدهایی که محل آن‌ها مورد پرسش بود اقدام به نذر می‌کردند و کمک‌ها نیز لزوماً به دست نیازمندان واقعی نمی‌رسید. همچنین مفهوم نذر در بسیاری از موارد به پخش غذا محدود شد و ابعاد گسترده‌تر اجتماعی و انسانی آن کم‌رنگ‌تر شد.

و در طول زمان برخی شکل‌های این سنت دچار تغییر شدند؛ در بعضی موارد جنبه‌های نمایشی و رقابتی جای هدف اولیهٔ انسانی آن را گرفت و مفهوم گستردهٔ نیکوکاری و یاری به نیازمندان به شکل محدودتری، مانند صرفاً پخش غذا و آن هم نه برای نیازمندان و‌مستحقان به آن تقلیل یافت.

@irantomarrow
موج جدید گرانی خودرو در راه است.

گزارش‌ها از افزایش شدید قیمت محصولات سایپا در کارخانه پس از ایران خودرو ، حکایت دارد.

مدیرعامل سایپا اعلام کرده است که قیمت‌های جدید محصولات این شرکت طی یکی دو روز آینده اعلام خواهد شد.

@irantomarrow
ایران فردا
سنت نذر و پیشکش در فرهنگ ایرانی سنت نذر دادن و عهد بستن برای برآورده شدن خواسته‌ها، ریشه‌هایی پیش از اسلام نیز در فرهنگ ایرانی داشته است. در ایران باستان، مردم گاه برای جلب خشنودی ایزدان، سپاسگزاری یا درخواست یاری، پیشکش‌ها و آیین‌های نیایشی انجام می‌دادند.…
خلاصه مقاله

سنت نذر و عهد بستن برای رسیدن به خواسته‌ها، ریشه‌هایی پیش از اسلام نیز در فرهنگ ایرانی داشته است. در ایران باستان، مردم برای سپاسگزاری، درخواست یاری یا جلب خشنودی ایزدان، پیشکش‌ها و آیین‌های نیایشی انجام می‌دادند. این پیشکش‌ها می‌توانست شامل خوراک، هدایا، قربانی یا انجام کارهای نیک باشد.

با ورود اسلام به ایران، مفهوم نذر در چارچوب دینی جدید ادامه یافت و با سنت‌های پیشین ایرانی درآمیخت. نذر به‌عنوان عهدی میان انسان و خدا برای انجام کار خیر در صورت برآورده شدن حاجت شناخته شد و می‌توانست شامل کمک به نیازمندان، اطعام فقرا و امور عام‌المنفعه باشد.

در گذشته، نذر بیشتر با هدف نیکوکاری، وفای به عهد و یاری رساندن به دیگران انجام می‌شد و محدود به قشر خاصی نبود. اما در گذر زمان، به‌ویژه در دوره معاصر، برخی شکل‌های آن دچار تغییر شد؛ در بعضی موارد جنبه‌های نمایشی و رقابتی بر هدف انسانی آن غلبه کرد و مفهوم گستردهٔ کمک و نیکوکاری به پخش غذا محدود شد، بدون آنکه همیشه به نیازمندان واقعی برسد.

@irantomarrow
تاریخچهٔ باورهای دینی و یکتاپرستی در میان ایرانیان

ایرانیان باستان در دوره‌های پیش از زرتشت، مانند بسیاری از اقوام هندواروپایی، به مجموعه‌ای از ایزدان و نیروهای مقدس باور داشتند.

در این باورها، هر ایزد معمولاً با بخشی از طبیعت، زندگی انسان یا پدیده‌ای خاص ارتباط داشت. از جمله این ایزدان می‌توان به میترا (ایزد پیمان و روشنایی)، آناهیتا (ایزدبانوی آب‌ها و باروری)، تیشتر (ایزد باران و ستارهٔ باران‌آور)، بهرام (ایزد پیروزی) و آذر (ایزد آتش) اشاره کرد.

با ظهور زرتشت، تحول مهمی در اندیشهٔ دینی ایرانیان ایجاد شد. در آیین زرتشتی، اهورامزدا به‌عنوان خدای دانا و سرچشمهٔ راستی و نیکی جایگاه برتری یافت. آموزه‌های زرتشتی بر انتخاب اخلاقی انسان، مبارزه با دروغ و پیروی از راستی تأکید داشت.

دربارهٔ ماهیت آیین زرتشتی، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را یکی از نخستین شکل‌های یکتاپرستی می‌دانند، در حالی که برخی دیگر به حضور مفاهیمی مانند نیروهای خیر و شر و موجودات مینوی در آن اشاره می‌کنند.

در دورهٔ هخامنشیان، باور به اهورامزدا در حکومت رسمی جایگاه مهمی پیدا کرد و در کتیبه‌های شاهان هخامنشی، او به‌عنوان خدای بزرگ و پشتیبان شاه و مردم معرفی شد.

پس از ورود اسلام به ایران، توحید اسلامی در جامعه گسترش یافت و بسیاری از ایرانیان به اسلام گرویدند.

با این حال، برخی ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی ایران باستان، مانند اهمیت راستی، نیکوکاری و مسئولیت فردی، در فرهنگ ایرانی باقی ماند.

@irantomarrow
آیت الله جوادی آملی در نماز بر پیکر رهبر در قم

عبارت"  اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا" را به کار نبرد

🔳در نماز اول که برای خود خامنه ای بود نخوند،اما در نماز دوم که برای خانواده اش بود خواند.

@irantomarrow
✍حمید آصفی

مراسم وداع با رهبران در نظام‌های سیاسی، فقط یک آیین تشریفاتی نیست، بلکه نمایشی از ساختار قدرت و جهت‌گیری آینده آن نظام است. حضور و غیبت چهره‌های سیاسی در چنین مراسمی می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در تعریف «خودی‌ها» و بازآرایی قدرت باشد.


غیبت برخی مسئولان پیشین جمهوری اسلامی نشان‌دهندهٔ کاهش دایرهٔ درون قدرت و افزایش تمرکز ایدئولوژیک است؛ یعنی حتی برخی نیروهای سابق نظام نیز ممکن است دیگر بخشی از روایت رسمی قدرت محسوب نشوند.

این مراسم می‌تواند نشانه‌ای از حرکت سیاست داخلی به سمت محدودتر شدن دایرهٔ مشارکت و مشروعیت درون‌ساختاری باشد؛ به‌گونه‌ای که حتی ظرفیت همگرایی میان نیروهای سابق نظام نیز کاهش یافته است.

@irantomarrow
مجموعهٔ «به من بگو چرا»؛ کتابی که نسل‌ها با آن بزرگ شدند

مجموعهٔ «به من بگو چرا» ترجمهٔ فارسی آثار آرکادی لیوکام، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی، است که با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌های علمی کودکان و نوجوانان نوشته شد. این کتاب‌ها با زبانی ساده و همراه با تصویر، به صدها سؤال دربارهٔ طبیعت، بدن انسان، حیوانات، زمین، فضا و فناوری پاسخ می‌دادند.

در ایران، این مجموعه از دههٔ ۱۳۵۰ منتشر شد و در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ به یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های علمی کودکان تبدیل شد. در دورانی که منابع آموزشی و علمی برای کودکان محدود بود، «به من بگو چرا» برای بسیاری نقش یک دانشنامهٔ عمومی را ایفا می‌کرد و نسل‌های زیادی را به مطالعه، پرسشگری و علاقه‌مندی به علم تشویق کرد.

این مجموعه هنوز هم برای بسیاری از ایرانیان یادآور نخستین تجربهٔ آشنایی با دنیای علم و یکی از ماندگارترین کتاب‌های دوران کودکی است.

@irantomarrow
ادبیات کودکان

مجموعهٔ داستان‌های حسنی؛ خاطره‌ای ماندگار از ادبیات کودک ایران

«حسنی» یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های ادبیات کودک ایران است که با شعرها و داستان‌های ساده، آهنگین و آموزنده در حافظهٔ چند نسل از کودکان ایرانی ماندگار شده است. مشهورترین اثر این مجموعه، «حسنی نگو یه دسته‌گل» نوشتهٔ منوچهر احترامی با تصویرگری غلامعلی مکتبی است که نخستین بار در دههٔ ۱۳۶۰ منتشر شد و تاکنون میلیون‌ها نسخه از آن به چاپ رسیده است.

داستان‌های حسنی با زبانی روان و طنزآمیز، موضوعاتی مانند رعایت بهداشت، مسئولیت‌پذیری، مهربانی، نظم و آداب اجتماعی را به کودکان آموزش می‌دادند.

شخصیت حسنی، کودکی بازیگوش و گاه بی‌دقت بود که از اشتباهات خود درس می‌گرفت و همین ویژگی باعث همذات‌پنداری کودکان با او می‌شد.

موفقیت این شخصیت باعث شد در سال‌های بعد، نویسندگان دیگری نیز مجموعه‌هایی با محوریت «حسنی» منتشر کنند و این نام به یکی از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های داستانی ادبیات کودک ایران تبدیل شود.

با این حال، برای بسیاری از ایرانیان، «حسنی» همچنان با آثار منوچهر احترامی و شعرهای خاطره‌انگیز دوران کودکی شناخته می‌شود.

@irantomarrow
ادبیات

داستان عاشقانهٔ زال و رودابه

زال، فرزند سام، به دلیل داشتن موهای سپید از بدو تولد، به فرمان پدر در کوه رها شد. سیمرغ او را یافت، پرورش داد و پس از سال‌ها، او را به پدرش بازگرداند.

سال‌ها بعد، زال در سفری به کابل، دل‌باختهٔ رودابه، دختر مهراب، شد. رودابه نیز با شنیدن وصف زال، عاشق او شد. اما این عشق با مخالفت‌های فراوان روبه‌رو بود؛ زیرا خاندان زال و رودابه از دو تبار متفاوت بودند و پیوند آن‌ها از نظر بسیاری پذیرفتنی نبود.

شبی که زال برای دیدار رودابه به پای کاخ او رفت، رودابه گیسوان بلند خود را از بالای برج پایین انداخت تا زال از آن‌ها بالا بیاید. اما زال نپذیرفت و گفت شایسته نیست برای رسیدن به معشوق، به گیسوان او آسیب برسد. سپس با طنابی که همراه داشت از برج بالا رفت و آن دو برای نخستین بار یکدیگر را دیدند.

سرانجام با وساطت بزرگان و تأیید منجمان، ازدواج آن‌ها انجام شد. پس از مدتی، رودابه باردار شد، اما هنگام زایمان، کودک آن‌قدر بزرگ و نیرومند بود که جان مادر و فرزند در خطر افتاد. زال پرِ سیمرغ را که سال‌ها پیش به یادگار گرفته بود، آتش زد. سیمرغ ظاهر شد و به او آموخت چگونه پهلوی رودابه را بشکافند، کودک را بیرون آورند و زخم را درمان کنند. به این ترتیب، رستم، بزرگ‌ترین پهلوان شاهنامه، به دنیا آمد.

داستان زال و رودابه یکی از زیباترین و ماندگارترین داستان‌های عاشقانهٔ شاهنامه است؛ داستانی که عشق، خرد، وفاداری و شجاعت را در کنار هم به تصویر می‌کشد.


@irantomarrow