ایران فردا
180 subscribers
155 photos
51 videos
438 links
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
Download Telegram
ایران فردا
مقایسه مسیر توسعه اقتصادی ایران و ترکیه در چند دهه اخیر ایران و ترکیه در اواسط قرن بیستم با فاصله‌ای نه‌چندان زیاد وارد مسیر نوسازی اقتصادی و توسعه شدند. هر دو کشور در مقاطعی رشد صنعتی، گسترش شهرنشینی و افزایش نقش دولت در اقتصاد را تجربه کردند، اما در…
خلاصه مقاله

ایران و ترکیه در میانه قرن بیستم با شرایطی نسبتاً مشابه وارد مسیر توسعه اقتصادی شدند، اما در ادامه مسیرهای متفاوتی را طی کردند.

در ایران، انقلاب، جنگ، گسترش نقش دولت در اقتصاد، وابستگی به نفت، تحریم‌ها و مشکلات ساختاری، رشد اقتصادی را با چالش و نوسان همراه کرد.

در مقابل، ترکیه پس از بحران‌های اقتصادی دهه ۱۹۹۰ با اجرای اصلاحات، تقویت نظام بانکی و توسعه بخش‌هایی مانند صنعت، گردشگری و کشاورزی، رشد قابل توجهی را تجربه کرد؛ هرچند در سال‌های اخیر مجددا با تورم و کاهش ارزش لیر نیز روبه‌رو بوده است.

تفاوت عملکرد اقتصادی دو کشور بیش از هر چیز به عواملی مانند ثبات سیاسی، کیفیت نهادهای اقتصادی، سیاست‌های پولی و مالی و میزان تعامل با اقتصاد جهانی مربوط بوده و همین عوامل مسیرهای متفاوتی را برای توسعه اقتصادی ایران و ترکیه رقم زده‌اند.

@irantomarrow
غرورهای له شده در وزن چمدان‌ها!

✍ جعفر بخشی بی نیاز،روزنامه نگار و نویسنده

چمدان‌های پر اعضای تیم ملی فوتبال ایران به عنوان نمادی از سوءمدیریت، استفاده از بیت‌المال و ترجیح منافع شخصی بر غرور ملی هستند. ، تیمی که نتیجه مطلوبی نگرفته، اما با دریافت پاداش‌های کلان و خریدهای گسترده، فاصله خود را با انتظار مردم و شرایط دشوار اقتصادی جامعه نشان داده است.

🌐 در مقابل، تیم ملی ژاپن به عنوان نمونه‌ای از نظم، مسئولیت‌پذیری و ساده‌زیستی معرفی می‌شود که بدون تجملات و خریدهای فراوان به کشورش بازمی‌گردد. این تفاوت، بیانگر دو رویکرد متفاوت به مسئولیت ملی در نظر گرفته میشود و تا زمانی که منابع عمومی در خدمت منافع شخصی و مدیریت ناکارآمد باشد، به جای غرور ملی، احساس سرخوردگی و شکست اخلاقی در جامعه تداوم خواهد داشت.

@irantomarrow
خبرگزاری رویترز می‌گوید احتمال زیادی وجود دارد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران هرگز عملی نشود.

رویترز به ذخایر ۲ تریلیون دلاری سازمان سرمایه‌گذاری ابوظبی و صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی به عنوان گزینه‌های محتمل تامین مالی صندوق بازسازی ایران اشاره کرده، اما با توجه به حملات گسترده جمهوری اسلامی به این کشورها طی ماه‌های گذشته بسیار بعید است آنها صرفاً به درخواست واشینگتن هزینه احیای اقتصاد جمهوری اسلامی را بپردازند.

@irantomarrow
امروز به خاتمی و روحانی اجازه حضور در مراسم خامنه‌ای داده نشد و دیروز نیز با قرائت آیه‌ای که نوادگان خمینی را به بی‌عملی متهم می‌کرد، عملاً آن‌ها را تحقیر کردند.

حکومتی که حتی با افرادی که پس از کشتار دی‌ماه و نیز بعد از جنگ، تمام‌قد از آن حمایت کردند، چنین برخوردی می‌کند، چگونه می‌توان انتظار داشت اصلاح‌پذیر باشد یا قرار است در رفتار خود با مردم تغییری ایجاد کند؟

@irantomarrow
👎1
حکومتی که ادعا می‌کرد برای واردات کالاهای اساسی ارز کافی ندارد، چگونه هزینه‌ یک میلیارددلاری مراسم کفن‌ودفن «رهبر مستضعفین جهان» را توجیه خواهد کرد؟

این تناقض را چگونه برای طرفداران خود توضیح می‌دهد؟

@irantomarrow
طرفداران حکومت که پس از مرگ خامنه‌ای در تجمعات شبانه جشن و پایکوبی می‌کردند، کنسرت برگزار می‌کردند، شام و مشروب می‌خوردند، ساندیس توزیع می‌کردند، زنانشان از جنگ‌افزار و خودروهاو لباسهای صورتی استفاده می‌کردند، غرفه های ازدواج و صیغه بر پا میکردند ،چگونه اکنون، چهار ماه بعد از مرگش به یاد افتاده اند که، عزاداری کنند و سیاهپوش شوند ؟

@irantomarrow
❤1
تجمع میلیونی مردم در سال ۱۳۶۸ برای تشییع جنازه خمینی را با مراسم کم تعداد تشییع خامنه‌ای مقایسه کنید؛ مراسمی که با وجود تبلیغات گسترده، صرف هزینه‌های فراوان، توزیع غذا، جعبه‌گردانی و تعطیلی یک‌هفته‌ای کشور برگزار شد.

اگرچه نمی‌توان در قساوت این دو تفاوتی قائل شد، اما آنچه در این سال‌ها تفاوت کرده است، درک و نگاه مردم است.

@irantomarrow
👎1
تاریخ.

ایرانیان پس از درخواست کمک سیف بن ذی یزن از خسرو یکم (انوشیروان)، در حدود سال ۵۷۰ تا ۵۷۵ میلادی به فرماندهی وهرز به یمن لشکر کشیدند و حکومت حبشیان را سرنگون کردند.

پس از این پیروزی، بخش عمده یمن حدود ۵۷ سال تحت حاکمیت امپراتوری ساسانی قرار گرفت و توسط فرمانداران ایرانی اداره شد

@irantomarrow
ایران فردا
حکومتی که ادعا می‌کرد برای واردات کالاهای اساسی ارز کافی ندارد، چگونه هزینه‌ یک میلیارددلاری مراسم کفن‌ودفن «رهبر مستضعفین جهان» را توجیه خواهد کرد؟ این تناقض را چگونه برای طرفداران خود توضیح می‌دهد؟ @irantomarrow
اگر نرخ هر دلار ۱۷۰ هزار تومان باشد، با هزینه مراسم خامنه ای رهبر مستضعفین جهان ، می‌توان حقوق ماهانه حدود ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار کارگر با حقوق ۲۵ میلیون تومان را پرداخت کرد!

@irantomarrow
❤1👎1
ضرب‌المثل «همه چیز را همگان دانند» یعنی:
هیچ انسانی همه دانش‌ها و مهارت‌ها را به‌تنهایی ندارد و هر فرد بخشی از دانسته‌ها را می‌داند.

بنابراین، برای رسیدن به آگاهی کامل باید از دانش، تجربه و نظر دیگران نیز بهره گرفت.

@irantomarrow
حضور محمود احمدی‌نژاد در مراسم تشییع خامنه‌ای نشان داد که ادعاهای مطرح‌شده در مقاله فرناز فصیحی روزنامه نگار نزدیک به نایاک در نیویورک تایمز، مبنی بر تمایل آمریکا و اسرائیل به قدرت رساندن او و همچنین این ادعا که از حمله از پیش آگاه بوده و با آنها هماهنگی داشته، تا چه اندازه نادرست و گمراه‌کننده بوده است.

البته هر ذهن نقاد و مستقلی می‌توانست غیرمنطقی بودن چنین ادعاهایی را تشخیص دهد، اما به نظر می‌رسد انتشار این روایت برای برخی منافع سیاسی به همراه داشت؛ از یک سو می‌توانست توازن قوا را در داخل ایران به سود چهره‌هایی مانند روحانی تغییر دهد و از سوی دیگر، دستاویزی برای حمله به رضا پهلوی و نا امیدی مردم ایران فراهم کند.

جالب آنکه همین مقاله نیز به ابزاری برای حمله به رضا پهلوی و معترضین تبدیل شد.

نایاک از سوی ناظران به نزدیکی با جریان اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی توصیف شده است.

@irantomarrow
👍2
#فوری

✅ یک منبع آگاه به الحدث :

حماس قرار است دوشنبه انحلال دولت خود در غزه را اعلام کند.

@irantomarrow
پروپاگاندا؛ زمانی که حکومت خود را با کشور یکی می‌کند

تاریخ نشان داده است که حکومت‌های تمامیت‌خواه، صرف‌نظر از ایدئولوژی و خاستگاه سیاسی خود، برای حفظ قدرت تنها به ابزارهای نظامی و امنیتی متکی نیستند؛ بلکه از دستگاه‌های تبلیغاتی گسترده برای شکل دادن به افکار عمومی بهره می‌برند.

یکی از موفق‌ترین نمونه‌های تاریخی در این زمینه، حکومت نازی در آلمان است. بسیاری از پژوهشگران، دستگاه تبلیغاتی این حکومت را یکی از مؤثرترین ماشین‌های پروپاگاندای قرن بیستم می‌دانند.

حکومت نازی با تأسیس «وزارت روشنگری عمومی و تبلیغات» به ریاست یوزف گوبلز، رسانه‌ها، سینما، رادیو، آموزش و حتی هنر را در خدمت اهداف ایدئولوژیک خود قرار داد.

هدف تنها انتشار اخبار نبود؛ بلکه ساختن تصویری از جهان بود که در آن حزب نازی، مردم آلمان و خودِ کشور آلمان به‌عنوان یک کل واحد معرفی شوند.

در چنین روایتی، مخالفت با حکومت نه یک اختلاف سیاسی، بلکه اقدامی علیه ملت و کشور تلقی می‌شد.

در ایدئولوژی نازی، مفهوم آلمانی Volk جایگاه ویژه‌ای داشت. این واژه صرفاً به معنای «ملت» نبود، بلکه بار قومی، فرهنگی و نژادی نیز داشت و برای ایجاد احساس تعلق و همبستگی در میان کسانی که نازی‌ها آنان را عضو «جامعه ملی» می‌دانستند، به کار می‌رفت. حکومت از این مفهوم برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های خود و القای این اندیشه استفاده می‌کرد که بقای حزب نازی همان بقای آلمان است.

در ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم، هنگامی که شکست نظامی آلمان نازی تقریباً قطعی شده بود، این تبلیغات همچنان ادامه داشت. حکومت تلاش می‌کرد سقوط خود را معادل نابودی آلمان معرفی کند؛ گویی میان کشور، ملت و رژیم سیاسی هیچ تفاوتی وجود ندارد. این در حالی بود که خودِ حکومت نازی با آغاز جنگ جهانی دوم، اشغال کشورهای همسایه و گسترش جنگ در اروپا، زمینه رویارویی گسترده با نیروهای متفقین را فراهم کرده بود.

پیامد این جنگ، ویرانی عظیم آلمان بود. بسیاری از شهرهای بزرگ، از جمله برلین، هامبورگ، کلن و درسدن، در اثر بمباران‌ها و نبردهای زمینی آسیب‌های سنگینی دیدند و بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های کشور از بین رفت. در واپسین روزهای جنگ، آدولف هیتلر حتی فرمانی صادر کرد که بعدها با نام «فرمان نرون» شناخته شد؛ بر اساس این فرمان، زیرساخت‌هایی که هنوز سالم مانده بودند نیز باید نابود می‌شدند تا به دست نیروهای متفقین نیفتند. با این حال، برخی از مسئولان، از جمله آلبرت اشپیر، از اجرای کامل این دستور خودداری کردند و همین امر باعث شد بخشی از زیرساخت‌های آلمان حفظ شود.


این شیوهٔ تبلیغاتی تنها به آلمان نازی محدود نبوده است. در برخی حکومت‌های معاصر، از جمله جمهوری اسلامی ایران، نیز تلاش می‌شود میان حکومت، کشور و ملت پیوندی ناگسستنی ترسیم شود؛ به گونه‌ای که مخالفت حکومت، مخالفت با ایران یا دشمنی با ملت معرفی شود.

آنچه مسلم است، تجربه آلمان نازی هشداری تاریخی درباره خطرات پروپاگاندا است. هنگامی که یک حکومت خود را مترادف با کشور معرفی می‌کند، امکان نقد، اصلاح و تغییر مسالمت‌آمیز کاهش می‌یابد و هرگونه مخالفت، به‌جای آنکه بخشی از یک گفت‌وگوی سیاسی باشد، به‌عنوان تهدیدی علیه موجودیت ملت معرفی می‌شود.

تاریخ نشان داده است که تفکیک میان «کشور»، «ملت» و «حکومت» یکی از مهم‌ترین اصول برای جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از احساسات میهن‌دوستانه و حفظ آزادی اندیشه است.

@irantomarrow
ایران فردا
پروپاگاندا؛ زمانی که حکومت خود را با کشور یکی می‌کند تاریخ نشان داده است که حکومت‌های تمامیت‌خواه، صرف‌نظر از ایدئولوژی و خاستگاه سیاسی خود، برای حفظ قدرت تنها به ابزارهای نظامی و امنیتی متکی نیستند؛ بلکه از دستگاه‌های تبلیغاتی گسترده برای شکل دادن به افکار…
خلاصه مقاله

حکومت‌های تمامیت‌خواه برای حفظ قدرت تنها به زور متکی نیستند، بلکه از پروپاگاندا نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای خود استفاده می‌کنند. حکومت نازی در آلمان با ایجاد وزارت تبلیغات به ریاست یوزف گوبلز، تلاش کرد ایدئولوژی خود را با حس میهن‌دوستی مردم پیوند بزند و این تصور را القا کند که حزب نازی، ملت و کشور آلمان یک مفهوم واحد هستند.

در ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم نیز، حکومت نازی سقوط خود را معادل نابودی آلمان معرفی می‌کرد، در حالی که خود با آغاز جنگ و اشغال کشورهای دیگر، زمینه این فاجعه را فراهم کرده بود.

در نهایت، جنگ خسارت‌های گسترده‌ای به شهرها و زیرساخت‌های آلمان وارد کرد و حتی هیتلر دستور نابودی زیرساخت‌های باقی‌مانده را نیز صادر کرد، اما این فرمان به‌طور کامل اجرا نشد.

یکی از ویژگی‌های مشترک حکومت‌های اقتدارگرا این است که می‌کوشند بقای حکومت را با بقای کشور و ملت یکسان جلوه دهند تا هرگونه مخالفت با حکومت، مخالفت با وطن تلقی شود.

تجربه آلمان نازی نشان می‌دهد که تفکیک میان «حکومت»، «کشور» و «ملت» برای حفظ آزادی و جلوگیری از سوءاستفاده از احساسات میهن‌پرستانه اهمیت اساسی دارد.

@irantomarrow
🔴 شرق‌الاوسط: آیت الله سیستانی اقامه نماز بر پیکر رهبر سابق جمهوری اسلامی رد کرد!

@irantomarrow
مسعود سفیری

در مراسم وداع عمومی با علی خامنه‌ای، سه تن از پسران او در انظار عمومی حضور داشتند، اما مجتبی خامنه‌ای دیده نشد.

اما نحوه برخورد مسعود پزشکیان با خانواده خامنه‌ای، از جمله دست ندادن یا گفت‌وگوی محدود او با برادران او به عنوان صاحبان عزا ، به موضوع گمانه‌زنی‌های سیاسی تبدیل شده است.

این رفتارها ممکن است نشانه‌ای از شکل‌گیری آرایش جدیدی در میان جریان‌های سیاسی باشد؛ به‌طوری که احتمال نزدیکی قالیباف و پزشکیان در برابر حلقه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای مطرح است.



@irantomarrow
👎1
ایران فردا
#فوری ✅ یک منبع آگاه به الحدث : حماس قرار است دوشنبه انحلال دولت خود در غزه را اعلام کند. @irantomarrow
سازمان پخش اسرائیل: استعفای ظاهری دولت حماس چیزی جز یک فریب نیست

🔹مقام ارشد اسرائیلی: حماس بیم آن دارد که اعلام شود این خود است که توافق را نقض می‌کند، به همین دلیل وقت‌کشی می‌کند.

@irantomarrow
عزیز نسین در تجربه اش در‌سفر به هند از توقف یک قطار در هند به دلیل نشستن یک گاو مقدس روی ریل یاد می‌کند؛ گاوی که هیچ‌کس جرئت کنار زدن آن را ندارد.

او از این ماجرا نتیجه می‌گیرد که در جوامع عقب‌مانده نیز گاه افراد یا باورهایی که «مقدس» شمرده می‌شوند، مانع پیشرفت جامعه هستند، اما به دلیل قداستشان کسی توان یا جرئت به چالش کشیدن آن‌ها را ندارد.


@irantomarrow
آیا از یک رهبر سیاسی باید انتظار داشت جان خود را به خطر بیندازد؟

یکی از انتقادهایی که اخیرا از سوی مخالفان رضا پهلوی، چه در داخل حاکمیت و چه از سوی برخی مخالفان خارج از کشور، مطرح می‌شود این است که اگر او واقعاً از حمایت مردمی برخوردار است، باید به ایران یا دست‌کم به کشوری مانند ترکیه سفر کند و با هواداران خود دیدار داشته باشد. از نگاه منتقدان، چنین اقدامی می‌تواند محک عملی برای سنجش میزان محبوبیت او باشد.

اما این استدلال با یک پرسش اساسی روبه‌رو است: آیا وظیفه یک رهبر سیاسی این است که برای اثبات محبوبیت خود، جانش را در معرض خطر قرار دهد؟

تاریخ نشان داده است که بسیاری از رهبران سیاسی مخالف حکومت‌های اقتدارگرا، فعالیت خود را از خارج از کشور ادامه داده‌اند؛ زیرا بازگشت آنان می‌توانست به بازداشت، ترور یا حذف سیاسی منجر شود.

در چنین شرایطی، حفظ جان یک رهبر ممکن است نه از سر ترس، بلکه به‌عنوان یک تصمیم راهبردی برای ادامه فعالیت سیاسی تلقی شود.

از این منظر، بسیاری از هواداران ترجیح می‌دهند رهبر مورد حمایتشان زنده بماند و بتواند به سازمان‌دهی، سخنرانی، ارتباط با افکار عمومی و پیگیری اهداف سیاسی خود ادامه دهد، نه اینکه با اقدامی پرخطر، این امکان را برای همیشه از دست بدهد.


در نهایت، پاسخ به این پرسش به این بستگی دارد که نقش یک رهبر را چگونه تعریف کنیم: آیا مهم‌تر آن است که در لحظه‌ای نمادین، خطر را به جان بخرد، یا آنکه با حفظ امنیت خود، در بلندمدت به فعالیت سیاسی ادامه دهد؟

هواداران رضا پهلوی گزینه دوم را ترجیح می‌دهند و معتقدند زنده ماندن و تداوم فعالیت سیاسی، برای آینده مؤثرتر از اقدامی است که ممکن است به حذف کامل او از صحنه بینجامد.

در نهایت تفاوت این دو دیدگاه در آنست که مخالفانش مرده او را ترجیح میدهند اما موافقانش زنده اش را!

@irantomarrow
❤2👎1
چرا رضا پهلوی تنها بر حمل پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه‌ها تأکید کرد؟

، هم‌زمان با مسابقات تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، رضا پهلوی از هواداران خود خواست که در صورت حضور در ورزشگاه‌ها، پرچم شیر و خورشید را به همراه داشته باشند

. این درخواست برای برخی این پرسش را ایجاد کرد که چرا او به اقدامات اعتراضی شدیدتر، مانند هو کردن بازیکنان، کادر فنی یا پشت کردن به زمین هنگام پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی، فراخوان نداد.

یکی از پاسخ‌های احتمالی این است که او تلاش کرده میان «اعتراض به حکومت» و «تقابل با تیم ملی یا کشور» مرزی روشن حفظ کند.

حمل یک پرچم، صرف‌نظر از موافقت یا مخالفت با آن، یک اقدام نمادین است که پیام سیاسی خود را منتقل می‌کند، اما مستقیماً متوجه بازیکنان یا اصل مسابقه نیست.

در مقابل، اقداماتی مانند هو کردن بازیکنان یا پشت کردن به سرود می‌تواند از سوی بخشی از جامعه به‌عنوان بی‌احترامی به تیم ملی یا نمادهای ملی از جمله از سوی ناظران بیطرف تلقی شود و پیام سیاسی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

از سوی دیگر، اگر رضا پهلوی هوادارانش را به رفتارهای رادیکال‌تر دعوت می‌کرد، این احتمال وجود داشت که هم جمهوری اسلامی و هم مخالفان سیاسی او از چنین فراخوانی برای حمله به اعتبار او استفاده کنند.

جمهوری اسلامی می‌توانست او را به تحریک آشوب، توهین به نمادهای ملی یا ایجاد تفرقه متهم کند و از آن در تبلیغات رسمی خود بهره ببرد.

در مقابل، برخی از مخالفان او نیز می‌توانستند چنین رفتارهایی را نشانه‌ای از افراط‌گرایی یا بی‌احترامی به تیم ملی معرفی کنند و تلاش کنند حمایت بخشی از افکار عمومی را کاهش دهند.

در این میان، سوءاستفاده سیاسی از هر دو طرف اهمیت پیدا می‌کند: در فضای قطبی‌شده سیاسی، هر اقدام اعتراضی می‌تواند به‌سرعت به ابزار تبلیغاتی علیه طرف مقابل تبدیل شود. حکومت‌ها معمولاً تلاش می‌کنند چنین رفتارهایی را نشانه «اغتشاش» یا «ضدیت با کشور» جلوه دهند، در حالی که مخالفان رادیکال‌تر نیز ممکن است همان اقدامات محدود را ناکافی یا محافظه‌کارانه تفسیر کنند.

در نتیجه، کنش‌های نمادین همواره در معرض تفسیرهای متضاد و بهره‌برداری سیاسی قرار می‌گیرند.

در چنین شرایطی، انتخاب یک اقدام نمادین مانند حمل پرچم را می‌توان تلاشی برای رساندن یک پیام سیاسی، بدون فراهم کردن بهانه‌ای برای تبلیغات گسترده علیه خود و هوادارانش دانست.

این رویکرد همچنین با تأکید او بر تفکیک میان «ایران»، «ملت ایران» و «جمهوری اسلامی» همخوانی دارد؛ یعنی مخالفت با حکومت، لزوماً به معنای مخالفت با کشور یا مردم نیست.

می‌توان گفت که این انتخاب، اگرچه از نگاه برخی منتقدان محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد، اما احتمالاً بر پایه یک محاسبه سیاسی انجام شده است؛ محاسبه‌ای که هدف آن حفظ بیشترین حمایت اجتماعی، جلوگیری از سوءاستفاده تبلیغاتی رقبا و تأکید بر اعتراضی نمادین به جای رفتارهایی بود که می‌توانستند جامعه را بیش از پیش دچار شکاف کنند.

@irantomarrow