متوهمانِ ایدهپرداز؛ از پیشگویی تا تصمیمسازی
✍️ علیرضا آزاد، استاد دانشگاه الهیات مشهد
کتاب «سال نابودی اسرائیل» نوشته حجتالاسلام سیدعبدالله حسینی در سال ۱۳۹۲ منتشر شد، با استناد به اعجاز عددی قرآن و علوم غیبی، نابودی اسرائیل را در سال ۱۴۰۱ پیشبینی کرده بود؛ پیشبینیای که محقق نشد.
سیدعبدالله حسینی پس از رونمایی کتاب، از استقبال مسئولان بلندپایه ایران و حزبالله از محتوای آن سخن گفته بود. رسول جعفریان نیز این کتاب را نقد کرده و نادرستی پیشبینیهای آن را یادآور شده است.
رواج ایدههای آخرالزمانی و غیرمستند، از نمونههایی مانند «اقتصاد مدینهالنبی»، «لشکر اجنه»، «انتقال مسافر با آبزیان»، «هاله نور»، «دیدار با امام زمان» و سایر ادعاهای اینگونه دیدگاهها مورد باور برخی از مسئولان بلندپایه کشور قرار گرفته و حتی بر تصمیمگیریهای کشور اثر گذاشتهاند.
@irantomarrow
✍️ علیرضا آزاد، استاد دانشگاه الهیات مشهد
کتاب «سال نابودی اسرائیل» نوشته حجتالاسلام سیدعبدالله حسینی در سال ۱۳۹۲ منتشر شد، با استناد به اعجاز عددی قرآن و علوم غیبی، نابودی اسرائیل را در سال ۱۴۰۱ پیشبینی کرده بود؛ پیشبینیای که محقق نشد.
سیدعبدالله حسینی پس از رونمایی کتاب، از استقبال مسئولان بلندپایه ایران و حزبالله از محتوای آن سخن گفته بود. رسول جعفریان نیز این کتاب را نقد کرده و نادرستی پیشبینیهای آن را یادآور شده است.
رواج ایدههای آخرالزمانی و غیرمستند، از نمونههایی مانند «اقتصاد مدینهالنبی»، «لشکر اجنه»، «انتقال مسافر با آبزیان»، «هاله نور»، «دیدار با امام زمان» و سایر ادعاهای اینگونه دیدگاهها مورد باور برخی از مسئولان بلندپایه کشور قرار گرفته و حتی بر تصمیمگیریهای کشور اثر گذاشتهاند.
@irantomarrow
استفاده از مفاهیم ماورایی در سیاست؛ از «دشمنان جنی» تا نقد عقلانیت در حکمرانی
یکی از جنجالیترین بخشهای سخنان سید علی خامنهای، اشاره به «دشمنان جنی و انسی» در کنار دشمنان انسانی است؛ ، اما به دلیل طرح آن در بستر مسائل سیاسی و امنیتی، واکنشهای گستردهای در داخل و خارج از ایران برانگیخت.
ورود چنین مفاهیمی به ادبیات رسمی سیاسی، مرز میان باور دینی و تحلیل واقعگرایانه را کمرنگ میکند، هنگامی که مشکلات و تهدیدهای سیاسی با مفاهیم ماورایی توضیح داده شوند، زمینه برای تضعیف تحلیلهای مبتنی بر شواهد و پاسخگویی مسئولان فراهم میشود.
در سالهای گذشته نیز افراد و جریانهایی با استناد به ادعاهای غیبی، پیشگوییهای آخرالزمانی یا محاسبات عددی، نظریههایی درباره آینده منطقه و نابودی اسرائیل مطرح کردند که هیچ یک از آنها محقق نشد.
تکرار چنین رویکردهایی، که بر تصمیمسازی سیاسی اثر گذاشته، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.
@irantomarrow
یکی از جنجالیترین بخشهای سخنان سید علی خامنهای، اشاره به «دشمنان جنی و انسی» در کنار دشمنان انسانی است؛ ، اما به دلیل طرح آن در بستر مسائل سیاسی و امنیتی، واکنشهای گستردهای در داخل و خارج از ایران برانگیخت.
ورود چنین مفاهیمی به ادبیات رسمی سیاسی، مرز میان باور دینی و تحلیل واقعگرایانه را کمرنگ میکند، هنگامی که مشکلات و تهدیدهای سیاسی با مفاهیم ماورایی توضیح داده شوند، زمینه برای تضعیف تحلیلهای مبتنی بر شواهد و پاسخگویی مسئولان فراهم میشود.
در سالهای گذشته نیز افراد و جریانهایی با استناد به ادعاهای غیبی، پیشگوییهای آخرالزمانی یا محاسبات عددی، نظریههایی درباره آینده منطقه و نابودی اسرائیل مطرح کردند که هیچ یک از آنها محقق نشد.
تکرار چنین رویکردهایی، که بر تصمیمسازی سیاسی اثر گذاشته، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.
@irantomarrow
آیا ولایت روحانیون با قرآن سازگار است؟
آیه ۳۱ سوره توبه میفرماید: «دانشمندان دینی و راهبان خود را به جای خدا به پروردگاری گرفتند...».
از این آیه میتوان چنین برداشت کرد که هیچ انسانی، هر اندازه هم عالم و پرهیزکار باشد، حق ندارد در جایگاهی قرار گیرد که اطاعت از او همردیف اطاعت از خدا تلقی شود.
پذیرش ولایت یا اطاعت بیچونوچرا از یک روحانی، با روح این آیه سازگار نیست. اگر ملاک حق و باطل، تنها کتاب خدا باشد، هیچ فرد غیرمعصومی نمیتواند مرجع نهایی تشخیص حق یا صاحب ولایت بر مردم باشد.
وظیفه عالمان دینی، آموزش و تبیین دین است، نه برخورداری از جایگاه ولایت بر انسانها.
از این منظر، هرگونه تقدسبخشی به اشخاص از جمله روحانیان یا الزام مردم به پیروی از آنان، در صورتی که به جایگاه مستقل و فراتر از نقد برای آنان بینجامد، با هشدار این آیه درباره «گرفتن احبار و رهبان به جای خدا» قابل مقایسه دانسته میشود. بنابراین، ولایت دینیِ غیرمعصوم، مستند روشنی در این آیه ندارد و حتی برخی آنرا معادل شرک میدانند و معیار نهایی، تنها فرمان خداوند است، نه جایگاه یا مقام افراد.
@irantomarrow
آیه ۳۱ سوره توبه میفرماید: «دانشمندان دینی و راهبان خود را به جای خدا به پروردگاری گرفتند...».
از این آیه میتوان چنین برداشت کرد که هیچ انسانی، هر اندازه هم عالم و پرهیزکار باشد، حق ندارد در جایگاهی قرار گیرد که اطاعت از او همردیف اطاعت از خدا تلقی شود.
پذیرش ولایت یا اطاعت بیچونوچرا از یک روحانی، با روح این آیه سازگار نیست. اگر ملاک حق و باطل، تنها کتاب خدا باشد، هیچ فرد غیرمعصومی نمیتواند مرجع نهایی تشخیص حق یا صاحب ولایت بر مردم باشد.
وظیفه عالمان دینی، آموزش و تبیین دین است، نه برخورداری از جایگاه ولایت بر انسانها.
از این منظر، هرگونه تقدسبخشی به اشخاص از جمله روحانیان یا الزام مردم به پیروی از آنان، در صورتی که به جایگاه مستقل و فراتر از نقد برای آنان بینجامد، با هشدار این آیه درباره «گرفتن احبار و رهبان به جای خدا» قابل مقایسه دانسته میشود. بنابراین، ولایت دینیِ غیرمعصوم، مستند روشنی در این آیه ندارد و حتی برخی آنرا معادل شرک میدانند و معیار نهایی، تنها فرمان خداوند است، نه جایگاه یا مقام افراد.
@irantomarrow
یدالله کریمی پور
پیامدهای لجاجت ژئوپلیتیک
در سال ۱۳۶۹، صدام حسین با حمله به کویت آن را اشغال کرد، اما جامعه جهانی با صدور قطعنامههای شورای امنیت و اعمال تحریمهای شدید علیه عراق واکنش نشان داد و از این کشور خواست بدون قید و شرط عقبنشینی کند.
با وجود طرحهای متعدد صلح و میانجیگری، صدام عقبنشینی را نپذیرفت و شروطی مانند عقبنشینی اسرائیل از فلسطین را مطرح کرد. در نتیجه، ائتلاف بینالمللی عملیات عملیات طوفان صحرا را بعد از چند ماه آغاز کرد.
پس از حدود ۳۹ روز بمباران هوایی و ۱۰۰ ساعت نبرد زمینی، ارتش عراق شکست خورد و مجبور به خروج از کویت شد. در نهایت، عراق شروط سنگین آتشبس از جمله خلع سلاح و پذیرش بازرسان بینالمللی را پذیرفت و در نهایت در حمله بعدی در بیش از ۱۰ سال بعد ،حکومت صدام حسین از هم پاشید.
@irantomarrow
پیامدهای لجاجت ژئوپلیتیک
در سال ۱۳۶۹، صدام حسین با حمله به کویت آن را اشغال کرد، اما جامعه جهانی با صدور قطعنامههای شورای امنیت و اعمال تحریمهای شدید علیه عراق واکنش نشان داد و از این کشور خواست بدون قید و شرط عقبنشینی کند.
با وجود طرحهای متعدد صلح و میانجیگری، صدام عقبنشینی را نپذیرفت و شروطی مانند عقبنشینی اسرائیل از فلسطین را مطرح کرد. در نتیجه، ائتلاف بینالمللی عملیات عملیات طوفان صحرا را بعد از چند ماه آغاز کرد.
پس از حدود ۳۹ روز بمباران هوایی و ۱۰۰ ساعت نبرد زمینی، ارتش عراق شکست خورد و مجبور به خروج از کویت شد. در نهایت، عراق شروط سنگین آتشبس از جمله خلع سلاح و پذیرش بازرسان بینالمللی را پذیرفت و در نهایت در حمله بعدی در بیش از ۱۰ سال بعد ،حکومت صدام حسین از هم پاشید.
@irantomarrow
چرا پادشاهی مشروطه در ایرانِ امروز میتواند مانند مدلهای اروپایی موفق شود؟
.
در دوران رضاشاه کبیر، ایران جامعهای فقیر، بیسواد و عقبمانده بود و مفاهیم دموکراسی و نظامهای مدرن با شرایط آن زمان اصلا سازگار نبود.
در دوره محمدرضا شاه نیز کشور از نظر زیرساختهای صنعتی و شهری ضعیف بود و جامعه بین سنتگرایی مذهبی و جریانهای رادیکال چپ و ضدغرب گرفتار شده بود، بهطوری که نه جامعه و نه روشنفکران همسویی لازم برای یک نظام مشروطه پایدار را نداشتند. در نتیجه شاه و اطرافیانش ناچار به تمرکز قدرت و نقش فعالتر در حکومت شدند اگر چه شدت این تمرکز نسبت به رضا شاه کمتر شده بود .
اما امروز شرایط متفاوت است؛ زیرا گرایش به مدرنیته، علمگرایی و غربگرایی در جامعه ایران افزایش یافته و جریانهای سنتی و ایدئولوژیک تضعیف شدهاند، بنابراین امکان همسویی جامعه با یک پادشاهی مشروطه بیشتر شده است.
در پایان نیز تأکید میکنم که اگر چه خود طرفدار جمهوری لیبرالم، اما حتی در صورت تحقق پادشاهی مشروطه به خواست اکثریت، باید برای بهبود و اصلاح آن تلاش کرد.
میلاد روشنی پایان
نویسنده و پژوهشگر فلسفه
cafe_andishe95
@irantomarrow
.
در دوران رضاشاه کبیر، ایران جامعهای فقیر، بیسواد و عقبمانده بود و مفاهیم دموکراسی و نظامهای مدرن با شرایط آن زمان اصلا سازگار نبود.
در دوره محمدرضا شاه نیز کشور از نظر زیرساختهای صنعتی و شهری ضعیف بود و جامعه بین سنتگرایی مذهبی و جریانهای رادیکال چپ و ضدغرب گرفتار شده بود، بهطوری که نه جامعه و نه روشنفکران همسویی لازم برای یک نظام مشروطه پایدار را نداشتند. در نتیجه شاه و اطرافیانش ناچار به تمرکز قدرت و نقش فعالتر در حکومت شدند اگر چه شدت این تمرکز نسبت به رضا شاه کمتر شده بود .
اما امروز شرایط متفاوت است؛ زیرا گرایش به مدرنیته، علمگرایی و غربگرایی در جامعه ایران افزایش یافته و جریانهای سنتی و ایدئولوژیک تضعیف شدهاند، بنابراین امکان همسویی جامعه با یک پادشاهی مشروطه بیشتر شده است.
در پایان نیز تأکید میکنم که اگر چه خود طرفدار جمهوری لیبرالم، اما حتی در صورت تحقق پادشاهی مشروطه به خواست اکثریت، باید برای بهبود و اصلاح آن تلاش کرد.
میلاد روشنی پایان
نویسنده و پژوهشگر فلسفه
cafe_andishe95
@irantomarrow
حمیدرسایی:
از سردار محسن رضایی سوال دارم : فیش حقوقی شما از سپاه ۱۹۰ میلیون صادر میشود در دو هیات مدیره هرکدام ماهانه ۲۵۰ میلیون دریافتی دارید و از ایرانخودرو هم ماهی ۳۰۰ میلیون گرفته اید.
اما چطور با این درآمد توانسته اید25 درصد سهام قطار شهری کشور امارات بنام همسرتان خريداري كنيد؟
@irantomarrow
از سردار محسن رضایی سوال دارم : فیش حقوقی شما از سپاه ۱۹۰ میلیون صادر میشود در دو هیات مدیره هرکدام ماهانه ۲۵۰ میلیون دریافتی دارید و از ایرانخودرو هم ماهی ۳۰۰ میلیون گرفته اید.
اما چطور با این درآمد توانسته اید25 درصد سهام قطار شهری کشور امارات بنام همسرتان خريداري كنيد؟
@irantomarrow
🤣1
نقش دکتر مصدق در مجلس و مسئله قدرت در ایران معاصر
دکتر محمد مصدق در دورهای از فعالیت سیاسی خود بهعنوان نماینده مجلس، در فضایی وارد عرصه سیاست شد که ایران تازه از دوران قاجار خارج شده بود؛ دورانی که کشور با بحرانهایی مانند ناامنی، قحطی، بیماری و ضعف شدید ساختار حکمرانی مواجه بود. در چنین شرایطی، مسئله اصلی کشور نه رقابتهای ایدئولوژیک، بلکه تثبیت نظم و ایجاد حداقلهای دولت مدرن بود.
در این بستر تاریخی، بخشی از اقدامات و مواضع مصدق و همفکرانش در مجلس، با هدف محدود کردن قدرت حکومت وقت و کنترل اختیارات سلطنت شکل گرفت.
این روند در عمل نوعی تلاش برای جابهجایی مرکز قدرت از نهاد سلطنت به نهادهای سیاسی جدید تلقی میشد؛ روندی که در ظاهر با شعارهای اصلاحطلبانه و قانونگرایانه همراه بود، اما در عمل میتوانست به تمرکز قدرت در دست جریانهای سیاسی جدید منجر شود.
در آن مقطع تاریخی، ایدههایی مانند «محدودسازی قدرت شاه» یا حرکت به سمت ساختارهای شبهجمهوری، در فضایی مطرح میشد که هنوز زیرساختهای لازم برای یک نظام سیاسی پایدار و پاسخگو در ایران شکل نگرفته بود.
به همین دلیل، تصمیمات اتخاذشده در مجلس و فضای سیاسی آن دوران، از منظر این تحلیل، الزاماً به بهبود مستقیم وضعیت عمومی کشور منتهی نشد.
با این حال، در کنار این نقدها، باید توجه داشت که شخصیتهایی مانند دکتر مصدق و رضاشاه هر یک در شرایط تاریخی عمل میکردند که اهداف اعلامی آنها عمدتاً با مفاهیمی مانند نظم، توسعه و نوسازی گره خورده بود.
مسئله اصلی در این میان، بیش از آنکه نیت افراد باشد، چگونگی سازگاری ساختار قدرت با واقعیتهای اجتماعی و نهادی آن زمان بود.
تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که تمرکز زیاد قدرت، چه در قالب سلطنت مطلقه و چه در قالب نیروهای سیاسی جدید به اسم جمهوری ، اگر بدون نهادسازی و تعادل نهادی صورت گیرد، میتواند به چالشهایی در مسیر توسعه سیاسی و اجتماعی منجر شود.
@irantomarrow
دکتر محمد مصدق در دورهای از فعالیت سیاسی خود بهعنوان نماینده مجلس، در فضایی وارد عرصه سیاست شد که ایران تازه از دوران قاجار خارج شده بود؛ دورانی که کشور با بحرانهایی مانند ناامنی، قحطی، بیماری و ضعف شدید ساختار حکمرانی مواجه بود. در چنین شرایطی، مسئله اصلی کشور نه رقابتهای ایدئولوژیک، بلکه تثبیت نظم و ایجاد حداقلهای دولت مدرن بود.
در این بستر تاریخی، بخشی از اقدامات و مواضع مصدق و همفکرانش در مجلس، با هدف محدود کردن قدرت حکومت وقت و کنترل اختیارات سلطنت شکل گرفت.
این روند در عمل نوعی تلاش برای جابهجایی مرکز قدرت از نهاد سلطنت به نهادهای سیاسی جدید تلقی میشد؛ روندی که در ظاهر با شعارهای اصلاحطلبانه و قانونگرایانه همراه بود، اما در عمل میتوانست به تمرکز قدرت در دست جریانهای سیاسی جدید منجر شود.
در آن مقطع تاریخی، ایدههایی مانند «محدودسازی قدرت شاه» یا حرکت به سمت ساختارهای شبهجمهوری، در فضایی مطرح میشد که هنوز زیرساختهای لازم برای یک نظام سیاسی پایدار و پاسخگو در ایران شکل نگرفته بود.
به همین دلیل، تصمیمات اتخاذشده در مجلس و فضای سیاسی آن دوران، از منظر این تحلیل، الزاماً به بهبود مستقیم وضعیت عمومی کشور منتهی نشد.
با این حال، در کنار این نقدها، باید توجه داشت که شخصیتهایی مانند دکتر مصدق و رضاشاه هر یک در شرایط تاریخی عمل میکردند که اهداف اعلامی آنها عمدتاً با مفاهیمی مانند نظم، توسعه و نوسازی گره خورده بود.
مسئله اصلی در این میان، بیش از آنکه نیت افراد باشد، چگونگی سازگاری ساختار قدرت با واقعیتهای اجتماعی و نهادی آن زمان بود.
تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که تمرکز زیاد قدرت، چه در قالب سلطنت مطلقه و چه در قالب نیروهای سیاسی جدید به اسم جمهوری ، اگر بدون نهادسازی و تعادل نهادی صورت گیرد، میتواند به چالشهایی در مسیر توسعه سیاسی و اجتماعی منجر شود.
@irantomarrow
🔴قایقهای تندرو سپاه، مسیر عمانی را بستند!
▪️هرمزلتر: نیروی دریایی سپاه با استفاده از قایقهای تندرو، کریدور مورد حمایت آمریکا در تنگه هرمز را به طور کامل متوقف کرده و در نیم روز هیچ شناوری از این مسیر عبور نکرده.
▪️سپاه صبح امروز از طریق بیسیم به تمامی کشتی ها هشدار داد و همزمان قایقهای گشتی نیروهای ویژه را برای اعمال کنترل ایران بر تنگه هرمز مستقر کرد.
@irantomarrow
▪️هرمزلتر: نیروی دریایی سپاه با استفاده از قایقهای تندرو، کریدور مورد حمایت آمریکا در تنگه هرمز را به طور کامل متوقف کرده و در نیم روز هیچ شناوری از این مسیر عبور نکرده.
▪️سپاه صبح امروز از طریق بیسیم به تمامی کشتی ها هشدار داد و همزمان قایقهای گشتی نیروهای ویژه را برای اعمال کنترل ایران بر تنگه هرمز مستقر کرد.
@irantomarrow
ایران فردا
🔴قایقهای تندرو سپاه، مسیر عمانی را بستند! ▪️هرمزلتر: نیروی دریایی سپاه با استفاده از قایقهای تندرو، کریدور مورد حمایت آمریکا در تنگه هرمز را به طور کامل متوقف کرده و در نیم روز هیچ شناوری از این مسیر عبور نکرده. ▪️سپاه صبح امروز از طریق بیسیم به تمامی…
آمریکایی ها هم در پاسخ مجددا یک گروه از نفتکش ها را ردیف کرده و در حال اسکورت آنها به سمت تنگه هرمز از نزدیک عمان هستند
@irantomarrow
@irantomarrow
نظریه حماقت
نظریه «حماقت» در نوشتههای زندان دیتریش بونهوفر در بستر تجربه مستقیم او از آلمان نازی شکل گرفت.
او بهعنوان یک کشیش و متفکر، در دوران سلطه نازیها مشاهده کرد که چگونه بخش بزرگی از جامعه—حتی افراد تحصیلکرده—بهجای تحلیل مستقل، از تبلیغات و شعارهای حکومتی پیروی میکنند.
در نگاه او، رژیم نازی صرفاً با «سرکوب» جامعه را کنترل نمیکرد، بلکه با ایجاد فضای تبلیغاتی، ترس، و وفاداری ایدئولوژیک، نوعی «خاموشی ذهنی» ایجاد میکرد که نتیجه آن گسترش حماقت جمعی بود.
در چنین شرایطی، بسیاری از مردم نه از روی شرارت آگاهانه، بلکه از روی وابستگی به جمع، ترس یا پذیرش بیچونوچرای اقتدار، به حمایت از سیاستهای رژیم یا توجیه آنها کشیده میشدند.
بونهوفر در تجربه خود از نازیسم به این نتیجه رسید که خطر اصلی یک نظام تمامیتخواه، فقط در وجود افراد شرور در آن نظام نیست ، بلکه در تبدیل انسانهای عادی به افرادی است که توانایی تفکر مستقل و تشخیص اخلاقی را از دست میدهند.
در چنین وضعیتی، حتی اقدامات غیرانسانی حکومت نیز میتواند در ذهن افراد، «عادی و درست» و قابل توجیه جلوه کند.
به همین دلیل، نظریه او درباره حماقت در واقع یک تحلیل اخلاقی-اجتماعی از جامعه تحت سلطه است؛ جامعهای که در آن، قدرت سیاسی با کنترل فکر جمعی، امکان مقاومت عقلانی را تضعیف میکند و زمینه را برای اطاعت گسترده و بدون پرسش فراهم میسازد.
بعضی از مردم ایران نیز اینگونه شدهاند، اگرچه ممکن است از حامیان مستقیم حکومت نباشند یا از تداوم آن نیز بهرهای نبرند، اما اقدامات حکومت در داخل و خارج از کشور را تحت عنوان مقابله با خشونت معترضان در داخل یا حفظ منافع ایران در خارج توجیه میکنند.
@irantomarrow
نظریه «حماقت» در نوشتههای زندان دیتریش بونهوفر در بستر تجربه مستقیم او از آلمان نازی شکل گرفت.
او بهعنوان یک کشیش و متفکر، در دوران سلطه نازیها مشاهده کرد که چگونه بخش بزرگی از جامعه—حتی افراد تحصیلکرده—بهجای تحلیل مستقل، از تبلیغات و شعارهای حکومتی پیروی میکنند.
در نگاه او، رژیم نازی صرفاً با «سرکوب» جامعه را کنترل نمیکرد، بلکه با ایجاد فضای تبلیغاتی، ترس، و وفاداری ایدئولوژیک، نوعی «خاموشی ذهنی» ایجاد میکرد که نتیجه آن گسترش حماقت جمعی بود.
در چنین شرایطی، بسیاری از مردم نه از روی شرارت آگاهانه، بلکه از روی وابستگی به جمع، ترس یا پذیرش بیچونوچرای اقتدار، به حمایت از سیاستهای رژیم یا توجیه آنها کشیده میشدند.
بونهوفر در تجربه خود از نازیسم به این نتیجه رسید که خطر اصلی یک نظام تمامیتخواه، فقط در وجود افراد شرور در آن نظام نیست ، بلکه در تبدیل انسانهای عادی به افرادی است که توانایی تفکر مستقل و تشخیص اخلاقی را از دست میدهند.
در چنین وضعیتی، حتی اقدامات غیرانسانی حکومت نیز میتواند در ذهن افراد، «عادی و درست» و قابل توجیه جلوه کند.
به همین دلیل، نظریه او درباره حماقت در واقع یک تحلیل اخلاقی-اجتماعی از جامعه تحت سلطه است؛ جامعهای که در آن، قدرت سیاسی با کنترل فکر جمعی، امکان مقاومت عقلانی را تضعیف میکند و زمینه را برای اطاعت گسترده و بدون پرسش فراهم میسازد.
بعضی از مردم ایران نیز اینگونه شدهاند، اگرچه ممکن است از حامیان مستقیم حکومت نباشند یا از تداوم آن نیز بهرهای نبرند، اما اقدامات حکومت در داخل و خارج از کشور را تحت عنوان مقابله با خشونت معترضان در داخل یا حفظ منافع ایران در خارج توجیه میکنند.
@irantomarrow
بازار مسکن کاملاً وارد رکود شده و دیگر از آن موج افزایش شدید قیمت و تقاضا در اردیبهشت ماه خبری نیست.
خریداران فقط کسانی هستند که به دنبال خانهی بهتر هستند.
@irantomarrow
خریداران فقط کسانی هستند که به دنبال خانهی بهتر هستند.
@irantomarrow
🔴 ناو غول پیکر هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری سواحل عمان در دریای عرب رصد شده و به نظر میرسد در حال تأمین امنیت عبور کشتیها از مسیر دریایی عمان است.
@irantomarrow
@irantomarrow
مقایسه مسیر توسعه اقتصادی ایران و ترکیه در چند دهه اخیر
ایران و ترکیه در اواسط قرن بیستم با فاصلهای نهچندان زیاد وارد مسیر نوسازی اقتصادی و توسعه شدند.
هر دو کشور در مقاطعی رشد صنعتی، گسترش شهرنشینی و افزایش نقش دولت در اقتصاد را تجربه کردند، اما در دهههای بعد، مسیرهای متفاوتی را طی کردند که نتیجه آن تفاوت در شاخصهای کلان اقتصادی امروز است.
در ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷ و وقوع جنگ ایران و عراق، ساختار اقتصادی کشور بهطور قابل توجهی تحت تأثیر شرایط جنگی و محدودیتهای ناشی از آن قرار گرفت.
در این دوره، بخش بزرگی از اقتصاد تحت کنترل دولت قرار گرفت و اولویتها به سمت تأمین نیازهای فوری، بازسازی و مدیریت شرایط اضطراری سوق پیدا کرد.
در سالهای بعد نیز تلاشهایی برای اصلاح ساختار اقتصادی و حرکت به سمت توسعه صورت گرفت، اما عواملی مانند وابستگی به درآمدهای نفتی، ایدیولوژیک تر شدن حکومت و تحریمهای خارجی مرتبط با تلاش برای هسته ای شدن ، و مشکلات شدید ساختاری وفساد در نظام اداری و اقتصادی، بر روند رشد تأثیر گذاشتند و موجب نوسانات در شاخصهایی مانند تورم و تولید ناخالص داخلی شدند.
در ترکیه نیز در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، این کشور با بحرانهای شدید مالی و تورم بالا مواجه شد که به کاهش ارزش پول ملی انجامید.
اما پس از اجرای اصلاحات اقتصادی، از جمله تقویت نظام بانکی و سیاستهای پولی منسجمتر، ترکیه توانست در دهه ۲۰۰۰ رشد اقتصادی قابل توجهی را تجربه کند.
توسعه بخشهایی مانند گردشگری، صنعت و کشاورزی نقش مهمی در افزایش تولید ناخالص داخلی این کشور داشت.
با این حال، در دهه اخیر، ترکیه نیز با چالشهایی مانند کاهش مجدد ارزش لیر و افزایش تورم مواجه شده است، هرچند سطح درآمدها و فعالیتهای اقتصادی در بسیاری از بخشها همچنان در سطح بالاتری نسبت به گذشته باقی مانده است.
در مجموع، تجربه ایران و ترکیه نشان میدهد که مسیر توسعه اقتصادی تنها به آغاز مشترک یا ظرفیتهای اولیه وابسته نیست، بلکه عواملی مانند ثبات سیاسی، کیفیت نهادهای اقتصادی، سیاستهای پولی و مالی، و تعامل با اقتصاد جهانی نقش تعیینکنندهای در نتایج بلندمدت دارند.
تفاوت در نحوه مدیریت این عوامل در دو کشور، باعث شکلگیری مسیرهای متفاوت در رشد اقتصادی و ثبات مالی شده است.
@irantomarrow
ایران و ترکیه در اواسط قرن بیستم با فاصلهای نهچندان زیاد وارد مسیر نوسازی اقتصادی و توسعه شدند.
هر دو کشور در مقاطعی رشد صنعتی، گسترش شهرنشینی و افزایش نقش دولت در اقتصاد را تجربه کردند، اما در دهههای بعد، مسیرهای متفاوتی را طی کردند که نتیجه آن تفاوت در شاخصهای کلان اقتصادی امروز است.
در ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷ و وقوع جنگ ایران و عراق، ساختار اقتصادی کشور بهطور قابل توجهی تحت تأثیر شرایط جنگی و محدودیتهای ناشی از آن قرار گرفت.
در این دوره، بخش بزرگی از اقتصاد تحت کنترل دولت قرار گرفت و اولویتها به سمت تأمین نیازهای فوری، بازسازی و مدیریت شرایط اضطراری سوق پیدا کرد.
در سالهای بعد نیز تلاشهایی برای اصلاح ساختار اقتصادی و حرکت به سمت توسعه صورت گرفت، اما عواملی مانند وابستگی به درآمدهای نفتی، ایدیولوژیک تر شدن حکومت و تحریمهای خارجی مرتبط با تلاش برای هسته ای شدن ، و مشکلات شدید ساختاری وفساد در نظام اداری و اقتصادی، بر روند رشد تأثیر گذاشتند و موجب نوسانات در شاخصهایی مانند تورم و تولید ناخالص داخلی شدند.
در ترکیه نیز در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، این کشور با بحرانهای شدید مالی و تورم بالا مواجه شد که به کاهش ارزش پول ملی انجامید.
اما پس از اجرای اصلاحات اقتصادی، از جمله تقویت نظام بانکی و سیاستهای پولی منسجمتر، ترکیه توانست در دهه ۲۰۰۰ رشد اقتصادی قابل توجهی را تجربه کند.
توسعه بخشهایی مانند گردشگری، صنعت و کشاورزی نقش مهمی در افزایش تولید ناخالص داخلی این کشور داشت.
با این حال، در دهه اخیر، ترکیه نیز با چالشهایی مانند کاهش مجدد ارزش لیر و افزایش تورم مواجه شده است، هرچند سطح درآمدها و فعالیتهای اقتصادی در بسیاری از بخشها همچنان در سطح بالاتری نسبت به گذشته باقی مانده است.
در مجموع، تجربه ایران و ترکیه نشان میدهد که مسیر توسعه اقتصادی تنها به آغاز مشترک یا ظرفیتهای اولیه وابسته نیست، بلکه عواملی مانند ثبات سیاسی، کیفیت نهادهای اقتصادی، سیاستهای پولی و مالی، و تعامل با اقتصاد جهانی نقش تعیینکنندهای در نتایج بلندمدت دارند.
تفاوت در نحوه مدیریت این عوامل در دو کشور، باعث شکلگیری مسیرهای متفاوت در رشد اقتصادی و ثبات مالی شده است.
@irantomarrow
دکتر یدالله کریمی پور
طاهر مردی ناشناس و بسیار متدین بود که در محلهای مذهبی در طرابلس لبنان با عبادت، زهد، کمک به نیازمندان و دانش گسترده دینی، اعتماد مردم را جلب کرد.
او به دلیل تسلط بر قرآن، فقه و احکام اسلامی، به امامت جماعت مسجدی مشهور برگزیده شد و به آموزش قرآن، حل اختلافات شرعی، برگزاری مراسم مذهبی و مشاوره به مردم و حتی شخصیتهای سیاسی پرداخت
. به تدریج به چهرهای محبوب و مورد اعتماد در جامعه تبدیل شد و به بسیاری از خانهها و محافل خصوصی راه یافت.
اما طاهر در واقع «شمعون اولیس»، مأمور نفوذی واحد مستعربین وابسته به پامخ و هاگانا، بوده است که پس از سالها آموزش، با هویت یک روحانی مسلمان به لبنان اعزام شد.
او با استفاده از جایگاه مذهبی خود، از طریق ارتباط نزدیک با مردم و مسئولان، اطلاعات مربوط به افکار عمومی، فعالیت گروههای محلی و افراد بانفوذ را جمعآوری و گزارش میکرد.
نفوذ مذهبی یکی از مؤثرترین روشهای دستیابی به اطلاعات و تأثیرگذاری بر جوامع خاورمیانه بوده است.
@irantomarrow
طاهر مردی ناشناس و بسیار متدین بود که در محلهای مذهبی در طرابلس لبنان با عبادت، زهد، کمک به نیازمندان و دانش گسترده دینی، اعتماد مردم را جلب کرد.
او به دلیل تسلط بر قرآن، فقه و احکام اسلامی، به امامت جماعت مسجدی مشهور برگزیده شد و به آموزش قرآن، حل اختلافات شرعی، برگزاری مراسم مذهبی و مشاوره به مردم و حتی شخصیتهای سیاسی پرداخت
. به تدریج به چهرهای محبوب و مورد اعتماد در جامعه تبدیل شد و به بسیاری از خانهها و محافل خصوصی راه یافت.
اما طاهر در واقع «شمعون اولیس»، مأمور نفوذی واحد مستعربین وابسته به پامخ و هاگانا، بوده است که پس از سالها آموزش، با هویت یک روحانی مسلمان به لبنان اعزام شد.
او با استفاده از جایگاه مذهبی خود، از طریق ارتباط نزدیک با مردم و مسئولان، اطلاعات مربوط به افکار عمومی، فعالیت گروههای محلی و افراد بانفوذ را جمعآوری و گزارش میکرد.
نفوذ مذهبی یکی از مؤثرترین روشهای دستیابی به اطلاعات و تأثیرگذاری بر جوامع خاورمیانه بوده است.
@irantomarrow
ایران فردا
مقایسه مسیر توسعه اقتصادی ایران و ترکیه در چند دهه اخیر ایران و ترکیه در اواسط قرن بیستم با فاصلهای نهچندان زیاد وارد مسیر نوسازی اقتصادی و توسعه شدند. هر دو کشور در مقاطعی رشد صنعتی، گسترش شهرنشینی و افزایش نقش دولت در اقتصاد را تجربه کردند، اما در…
خلاصه مقاله
ایران و ترکیه در میانه قرن بیستم با شرایطی نسبتاً مشابه وارد مسیر توسعه اقتصادی شدند، اما در ادامه مسیرهای متفاوتی را طی کردند.
در ایران، انقلاب، جنگ، گسترش نقش دولت در اقتصاد، وابستگی به نفت، تحریمها و مشکلات ساختاری، رشد اقتصادی را با چالش و نوسان همراه کرد.
در مقابل، ترکیه پس از بحرانهای اقتصادی دهه ۱۹۹۰ با اجرای اصلاحات، تقویت نظام بانکی و توسعه بخشهایی مانند صنعت، گردشگری و کشاورزی، رشد قابل توجهی را تجربه کرد؛ هرچند در سالهای اخیر مجددا با تورم و کاهش ارزش لیر نیز روبهرو بوده است.
تفاوت عملکرد اقتصادی دو کشور بیش از هر چیز به عواملی مانند ثبات سیاسی، کیفیت نهادهای اقتصادی، سیاستهای پولی و مالی و میزان تعامل با اقتصاد جهانی مربوط بوده و همین عوامل مسیرهای متفاوتی را برای توسعه اقتصادی ایران و ترکیه رقم زدهاند.
@irantomarrow
ایران و ترکیه در میانه قرن بیستم با شرایطی نسبتاً مشابه وارد مسیر توسعه اقتصادی شدند، اما در ادامه مسیرهای متفاوتی را طی کردند.
در ایران، انقلاب، جنگ، گسترش نقش دولت در اقتصاد، وابستگی به نفت، تحریمها و مشکلات ساختاری، رشد اقتصادی را با چالش و نوسان همراه کرد.
در مقابل، ترکیه پس از بحرانهای اقتصادی دهه ۱۹۹۰ با اجرای اصلاحات، تقویت نظام بانکی و توسعه بخشهایی مانند صنعت، گردشگری و کشاورزی، رشد قابل توجهی را تجربه کرد؛ هرچند در سالهای اخیر مجددا با تورم و کاهش ارزش لیر نیز روبهرو بوده است.
تفاوت عملکرد اقتصادی دو کشور بیش از هر چیز به عواملی مانند ثبات سیاسی، کیفیت نهادهای اقتصادی، سیاستهای پولی و مالی و میزان تعامل با اقتصاد جهانی مربوط بوده و همین عوامل مسیرهای متفاوتی را برای توسعه اقتصادی ایران و ترکیه رقم زدهاند.
@irantomarrow
غرورهای له شده در وزن چمدانها!
✍ جعفر بخشی بی نیاز،روزنامه نگار و نویسنده
چمدانهای پر اعضای تیم ملی فوتبال ایران به عنوان نمادی از سوءمدیریت، استفاده از بیتالمال و ترجیح منافع شخصی بر غرور ملی هستند. ، تیمی که نتیجه مطلوبی نگرفته، اما با دریافت پاداشهای کلان و خریدهای گسترده، فاصله خود را با انتظار مردم و شرایط دشوار اقتصادی جامعه نشان داده است.
🌐 در مقابل، تیم ملی ژاپن به عنوان نمونهای از نظم، مسئولیتپذیری و سادهزیستی معرفی میشود که بدون تجملات و خریدهای فراوان به کشورش بازمیگردد. این تفاوت، بیانگر دو رویکرد متفاوت به مسئولیت ملی در نظر گرفته میشود و تا زمانی که منابع عمومی در خدمت منافع شخصی و مدیریت ناکارآمد باشد، به جای غرور ملی، احساس سرخوردگی و شکست اخلاقی در جامعه تداوم خواهد داشت.
@irantomarrow
✍ جعفر بخشی بی نیاز،روزنامه نگار و نویسنده
چمدانهای پر اعضای تیم ملی فوتبال ایران به عنوان نمادی از سوءمدیریت، استفاده از بیتالمال و ترجیح منافع شخصی بر غرور ملی هستند. ، تیمی که نتیجه مطلوبی نگرفته، اما با دریافت پاداشهای کلان و خریدهای گسترده، فاصله خود را با انتظار مردم و شرایط دشوار اقتصادی جامعه نشان داده است.
🌐 در مقابل، تیم ملی ژاپن به عنوان نمونهای از نظم، مسئولیتپذیری و سادهزیستی معرفی میشود که بدون تجملات و خریدهای فراوان به کشورش بازمیگردد. این تفاوت، بیانگر دو رویکرد متفاوت به مسئولیت ملی در نظر گرفته میشود و تا زمانی که منابع عمومی در خدمت منافع شخصی و مدیریت ناکارآمد باشد، به جای غرور ملی، احساس سرخوردگی و شکست اخلاقی در جامعه تداوم خواهد داشت.
@irantomarrow
خبرگزاری رویترز میگوید احتمال زیادی وجود دارد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران هرگز عملی نشود.
رویترز به ذخایر ۲ تریلیون دلاری سازمان سرمایهگذاری ابوظبی و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی به عنوان گزینههای محتمل تامین مالی صندوق بازسازی ایران اشاره کرده، اما با توجه به حملات گسترده جمهوری اسلامی به این کشورها طی ماههای گذشته بسیار بعید است آنها صرفاً به درخواست واشینگتن هزینه احیای اقتصاد جمهوری اسلامی را بپردازند.
@irantomarrow
رویترز به ذخایر ۲ تریلیون دلاری سازمان سرمایهگذاری ابوظبی و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی به عنوان گزینههای محتمل تامین مالی صندوق بازسازی ایران اشاره کرده، اما با توجه به حملات گسترده جمهوری اسلامی به این کشورها طی ماههای گذشته بسیار بعید است آنها صرفاً به درخواست واشینگتن هزینه احیای اقتصاد جمهوری اسلامی را بپردازند.
@irantomarrow
امروز به خاتمی و روحانی اجازه حضور در مراسم خامنهای داده نشد و دیروز نیز با قرائت آیهای که نوادگان خمینی را به بیعملی متهم میکرد، عملاً آنها را تحقیر کردند.
حکومتی که حتی با افرادی که پس از کشتار دیماه و نیز بعد از جنگ، تمامقد از آن حمایت کردند، چنین برخوردی میکند، چگونه میتوان انتظار داشت اصلاحپذیر باشد یا قرار است در رفتار خود با مردم تغییری ایجاد کند؟
@irantomarrow
حکومتی که حتی با افرادی که پس از کشتار دیماه و نیز بعد از جنگ، تمامقد از آن حمایت کردند، چنین برخوردی میکند، چگونه میتوان انتظار داشت اصلاحپذیر باشد یا قرار است در رفتار خود با مردم تغییری ایجاد کند؟
@irantomarrow
👎1
حکومتی که ادعا میکرد برای واردات کالاهای اساسی ارز کافی ندارد، چگونه هزینه یک میلیارددلاری مراسم کفنودفن «رهبر مستضعفین جهان» را توجیه خواهد کرد؟
این تناقض را چگونه برای طرفداران خود توضیح میدهد؟
@irantomarrow
این تناقض را چگونه برای طرفداران خود توضیح میدهد؟
@irantomarrow
طرفداران حکومت که پس از مرگ خامنهای در تجمعات شبانه جشن و پایکوبی میکردند، کنسرت برگزار میکردند، شام و مشروب میخوردند، ساندیس توزیع میکردند، زنانشان از جنگافزار و خودروهاو لباسهای صورتی استفاده میکردند، غرفه های ازدواج و صیغه بر پا میکردند ،چگونه اکنون، چهار ماه بعد از مرگش به یاد افتاده اند که، عزاداری کنند و سیاهپوش شوند ؟
@irantomarrow
@irantomarrow
❤1
تجمع میلیونی مردم در سال ۱۳۶۸ برای تشییع جنازه خمینی را با مراسم کم تعداد تشییع خامنهای مقایسه کنید؛ مراسمی که با وجود تبلیغات گسترده، صرف هزینههای فراوان، توزیع غذا، جعبهگردانی و تعطیلی یکهفتهای کشور برگزار شد.
اگرچه نمیتوان در قساوت این دو تفاوتی قائل شد، اما آنچه در این سالها تفاوت کرده است، درک و نگاه مردم است.
@irantomarrow
اگرچه نمیتوان در قساوت این دو تفاوتی قائل شد، اما آنچه در این سالها تفاوت کرده است، درک و نگاه مردم است.
@irantomarrow
👎1