مهدی مطهرنیا تحلیلگر و آیندهپژوه ایرانی است که نقدهایش از حکومت ایران بر کارآمدی، مشروعیت سیاسی، رابطه دولت و جامعه مدنی و سیاست خارجی تمرکز دارد. او به ضعف مدیریت اقتصادی، کاهش مشروعیت، محدود شدن جامعه مدنی، سیاست خارجی یکجانبه و نفوذ نیروهای امنیتی انتقاد میکند که در این زمینه پروندهای علیه او تشکیل شده و برای توضیح به مرجع قضایی احضار شده است.
https://t.me/irantomarrow
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
عباس عبدی، تحلیلگر و روزنامهنگار ایرانی، به نقد سیاستها و نهادهای حکومتی و جامعه مدنی میپردازد و اصلاحطلب است. او بر لزوم اصلاحات ساختاری، گفتوگوی ملی و افزایش آزادیها تأکید دارد و دیدگاههایش عمدتاً تحلیلی و جامعهشناسانه است.
علیرغم این، او دارای سیمکارت سفید است که دسترسی بدون فیلتر به اینترنت را امکانپذیر میکند و او از داشتن آن دفاع کرده و تأکید کرده که این موضوع حق اوست.
https://t.me/irantomarrow
علیرغم این، او دارای سیمکارت سفید است که دسترسی بدون فیلتر به اینترنت را امکانپذیر میکند و او از داشتن آن دفاع کرده و تأکید کرده که این موضوع حق اوست.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
ماشاالله شمسالواعظین روزنامهنگار و فعال رسانهای اصلاحطلب ایرانی است که به دفاع از آزادی مطبوعات و حقوق خبرنگاران میپردازد و سابقه سخنگویی در «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» را دارد.
با این حال، در چند سال اخیر، در مسائل کلان سیاسی و رسانهای، مواضعی نزدیک به دیدگاههای رسمی نظام و حمایتی از حاکمیت اتخاذ کرده است.
https://t.me/irantomarrow
با این حال، در چند سال اخیر، در مسائل کلان سیاسی و رسانهای، مواضعی نزدیک به دیدگاههای رسمی نظام و حمایتی از حاکمیت اتخاذ کرده است.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
محمد قوچانی روزنامهنگار و فعال رسانهای اصلاحطلب ایرانی است که نقدهایش بر ضعفهای حکمرانی، محدودیت آزادیهای سیاسی و مشکلات جامعه مدنی متمرکز است و بر اصلاحات ساختاری، گفتوگوی ملی و آزادی مطبوعات تأکید دارد.
با این حال، در سالهای اخیر مواضع او کمتر انتقادآمیز و محتاطانهتر شده و به چارچوبهای رسمی نظام نزدیکتر شده است.
https://t.me/irantomarrow
با این حال، در سالهای اخیر مواضع او کمتر انتقادآمیز و محتاطانهتر شده و به چارچوبهای رسمی نظام نزدیکتر شده است.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
عبدالله عبدی مؤسس و صاحب رسانه عبدیمدیا است، روزنامهنگار و فعال رسانهای ایرانی مقیم سوئیس که اخبار و تحلیلهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران را به شکل مستقل منتشر میکند.
او گاهی از منابع آگاه داخل ایران و نهادهای حکومتی اطلاعات دربسته دریافت و منتشر میکند، هرچند صحت قطعی این ارتباطات و اطلاعات تأیید نشده است.
https://t.me/irantomarrow
او گاهی از منابع آگاه داخل ایران و نهادهای حکومتی اطلاعات دربسته دریافت و منتشر میکند، هرچند صحت قطعی این ارتباطات و اطلاعات تأیید نشده است.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
رفع موقت فیلترینگ اینترنت در ایران و تزریق امید کاذب
در ایران، برخی مواقع حکومت اینترنت را برای بخش محدودی از مردم و بهصورت موقت باز میکند. این رفع فیلتر معمولاً فقط چند ساعت طول میکشد و به گروههای خاصی از کاربران اینترنت محدود میشود.
هدف از این اقدام، ایجاد حس امید کوتاهمدت در جامعه است، حتی اگر این امید واقعی و پایدار نباشد.
کاربران بهرهمند از این دسترسی محدود، تجربه خود را در شبکههای اجتماعی با دیگران به اشتراک میگذارند. به این ترتیب، امید کاذب نه تنها به افراد دسترسی یافته منتقل میشود، بلکه به بخشهای دیگری از جامعه نیز سرایت میکند. این روش در علوم سیاسی و امنیتی به عنوان «False Hope Manipulation» یا «Hope Porn» شناخته میشود.
در ایران، چنین تاکتیکهایی به حکومت امکان میدهد احساسات عمومی را کنترل کند و واکنش مردم به محدودیتها و سیاستهای دولت را بسنجند. از دیدگاه روانشناسی، این اقدام موجب تقویت انگیزه و امید کوتاهمدت میشود، اما در بلندمدت میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و حس فریبخوردگی ایجاد کند.
در عرصه جنگ روانی و عملیات اطلاعاتی، این اقدامات نمونهای از «Psychological Operations (PsyOps)» هستند. رفع فیلتر موقت اینترنت در ایران نه تنها امید کاذب ایجاد میکند، بلکه ابزار تحلیل رفتار جمعی مردم و هدایت احساسات آنان نیز محسوب میشود.
https://t.me/irantomarrow
در ایران، برخی مواقع حکومت اینترنت را برای بخش محدودی از مردم و بهصورت موقت باز میکند. این رفع فیلتر معمولاً فقط چند ساعت طول میکشد و به گروههای خاصی از کاربران اینترنت محدود میشود.
هدف از این اقدام، ایجاد حس امید کوتاهمدت در جامعه است، حتی اگر این امید واقعی و پایدار نباشد.
کاربران بهرهمند از این دسترسی محدود، تجربه خود را در شبکههای اجتماعی با دیگران به اشتراک میگذارند. به این ترتیب، امید کاذب نه تنها به افراد دسترسی یافته منتقل میشود، بلکه به بخشهای دیگری از جامعه نیز سرایت میکند. این روش در علوم سیاسی و امنیتی به عنوان «False Hope Manipulation» یا «Hope Porn» شناخته میشود.
در ایران، چنین تاکتیکهایی به حکومت امکان میدهد احساسات عمومی را کنترل کند و واکنش مردم به محدودیتها و سیاستهای دولت را بسنجند. از دیدگاه روانشناسی، این اقدام موجب تقویت انگیزه و امید کوتاهمدت میشود، اما در بلندمدت میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و حس فریبخوردگی ایجاد کند.
در عرصه جنگ روانی و عملیات اطلاعاتی، این اقدامات نمونهای از «Psychological Operations (PsyOps)» هستند. رفع فیلتر موقت اینترنت در ایران نه تنها امید کاذب ایجاد میکند، بلکه ابزار تحلیل رفتار جمعی مردم و هدایت احساسات آنان نیز محسوب میشود.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
اخبار کاذب بهعنوان ابزار کنترل افکار عمومی در اعتراضات ایران
در جریان اعتراضات و بحرانهای اجتماعی در ایران، پخش اخبار کاذب یکی از ابزارهای مهم مدیریت افکار عمومی بوده است.
این اخبار معمولاً با هدف ایجاد سردرگمی، بیاعتمادی و تضعیف جریان اطلاعرسانی مستقل منتشر میشوند.
یکی از رایجترین نمونهها، انتشار خبر کشته شدن یک فرد یا معترض خاص است. در بسیاری از موارد، ساعاتی بعد مشخص میشود که آن فرد زنده است، بازداشت شده یا اساساً چنین شخصی وجود نداشته است. پس از آن، روایت رسمی این است که «فضای مجازی پر از دروغ است» و نباید به هیچ خبری اعتماد کرد.
نمونه دیگر، اعلام کاذب پایان اعتراضات یا فروکشکردن کامل تجمعات در حالی است که همزمان در شهرهای مختلف اعتراض ادامه دارد. این خبرها با هدف القای شکست یا انزوای معترضان منتشر میشوند.
از روشهای دیگر، پخش شایعه درباره اعترافات ساختگی، فرار رهبران میدانی اعتراضات یا اختلاف شدید میان معترضان است؛ اخباری که بعداً نادرستی آنها آشکار میشود، اما اثر روانی خود را گذاشتهاند.
در برخی موارد نیز اخبار اغراقآمیز یا جعلی درباره خشونت معترضان منتشر میشود تا مشروعیت اعتراضات زیر سؤال برود. وقتی این اخبار تکذیب میشوند، نتیجه نه روشن شدن حقیقت، بلکه افزایش تردید عمومی است.
هدف نهایی این شیوهها، نه قانعکردن مردم به یک روایت خاص، بلکه بیاعتبار کردن مفهوم خبر و حقیقت است. جامعهای که دیگر نمیداند چه چیزی درست است، کمتر واکنش نشان میدهد و دچار فرسایش روانی میشود.
این الگو در چارچوب پخش هدفمند اخبار کاذب (Disinformation) و عملیات روانی و اطلاعاتی (Psychological and Information Operations / PsyOps) قرار میگیرد و اگرچه ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما در بلندمدت به بحران عمیق بیاعتمادی منجر میشود.
https://t.me/irantomarrow
در جریان اعتراضات و بحرانهای اجتماعی در ایران، پخش اخبار کاذب یکی از ابزارهای مهم مدیریت افکار عمومی بوده است.
این اخبار معمولاً با هدف ایجاد سردرگمی، بیاعتمادی و تضعیف جریان اطلاعرسانی مستقل منتشر میشوند.
یکی از رایجترین نمونهها، انتشار خبر کشته شدن یک فرد یا معترض خاص است. در بسیاری از موارد، ساعاتی بعد مشخص میشود که آن فرد زنده است، بازداشت شده یا اساساً چنین شخصی وجود نداشته است. پس از آن، روایت رسمی این است که «فضای مجازی پر از دروغ است» و نباید به هیچ خبری اعتماد کرد.
نمونه دیگر، اعلام کاذب پایان اعتراضات یا فروکشکردن کامل تجمعات در حالی است که همزمان در شهرهای مختلف اعتراض ادامه دارد. این خبرها با هدف القای شکست یا انزوای معترضان منتشر میشوند.
از روشهای دیگر، پخش شایعه درباره اعترافات ساختگی، فرار رهبران میدانی اعتراضات یا اختلاف شدید میان معترضان است؛ اخباری که بعداً نادرستی آنها آشکار میشود، اما اثر روانی خود را گذاشتهاند.
در برخی موارد نیز اخبار اغراقآمیز یا جعلی درباره خشونت معترضان منتشر میشود تا مشروعیت اعتراضات زیر سؤال برود. وقتی این اخبار تکذیب میشوند، نتیجه نه روشن شدن حقیقت، بلکه افزایش تردید عمومی است.
هدف نهایی این شیوهها، نه قانعکردن مردم به یک روایت خاص، بلکه بیاعتبار کردن مفهوم خبر و حقیقت است. جامعهای که دیگر نمیداند چه چیزی درست است، کمتر واکنش نشان میدهد و دچار فرسایش روانی میشود.
این الگو در چارچوب پخش هدفمند اخبار کاذب (Disinformation) و عملیات روانی و اطلاعاتی (Psychological and Information Operations / PsyOps) قرار میگیرد و اگرچه ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما در بلندمدت به بحران عمیق بیاعتمادی منجر میشود.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
تکنیکهای روانی و اطلاعاتی حکومت ایران برای مهار اعتراضات
در مواجهه با اعتراضات و نارضایتیهای اجتماعی، حکومت ایران از مجموعهای گسترده از تکنیکهای روانی و اطلاعاتی استفاده میکند که هدف آنها نه صرفاً سرکوب فیزیکی، بلکه کنترل ذهن، احساس و ادراک عمومی است.
نخستین و شناختهشدهترین ابزار، انتشار هدفمند اخبار کاذب (Disinformation / Fake News) است؛ از شایعه کشته شدن یا دستگیری افراد خاص گرفته تا اعلام پایان اعتراضات یا فروپاشی هماهنگی معترضان. وقتی نادرستی این اخبار آشکار میشود، نتیجه بیاعتمادی عمومی به کل جریان خبررسانی است.
تکنیک دوم، اغراق و تحریف واقعیت (Spin / Reality Distortion) است؛ یعنی یک اتفاق کوچک بزرگنمایی یا یک بحران بزرگ کماهمیت جلوه داده میشود تا ادراک عمومی دستکاری شود.
ابزار مهم دیگر، ایجاد امید کاذب (False Hope) است؛ مانند رفع موقت فیلترینگ، وعده افزایش یارانه، یا حواله دادن جامعه به «خبر خوش در آینده نزدیک». این روش باعث تعویق خشم و کاهش فوریت اعتراض میشود.
کنترل روایت رسانهای (Narrative Control / Media Framing) نقش کلیدی دارد. رسانههای رسمی با انتخاب واژهها، تصاویر و زاویه روایت، اعتراض را بیاهمیت، خشونتآمیز یا وابسته نشان میدهند.
فیلترینگ، قطع یا دستکاری اینترنت (Censorship / Internet Disruption) فقط برای جلوگیری از ارتباط نیست؛ بلکه ابزاری برای ایجاد سردرگمی، انزوا و خستگی روانی جمعی است.
از تکنیکهای مهمتر، بیاعتبارسازی کل حقیقت (Truth Dilution) است؛ یعنی با پخش ترکیبی از خبر درست و غلط، مرز حقیقت محو میشود و مخاطب به این نتیجه میرسد که «هیچچیز قابل اعتماد نیست».
ایجاد ترس پیشدستانه (Preemptive Fear) از طریق هشدارهای رسمی، نمایش بازداشتها و تهدیدهای غیرمستقیم، مانع شکلگیری اعتراض پیش از آغاز آن میشود.
نفوذ در شبکههای اجتماعی و پخش شایعه توسط عوامل پنهان (Covert Influence / Sockpuppet Accounts) برای القای اختلاف، ناامیدی یا بیفایده بودن اعتراض بهکار میرود.
تکنیک دیگر، فرسایش روانی (Psychological Attrition) است؛ کش دادن بحران، بلاتکلیفی، اخبار متناقض و فشار مستمر تا جامعه خسته و بیانگیزه شود.
همچنین از سرزنش قربانی (Victim Blaming) و جرمسازی از اعتراض (Criminalization of Dissent) استفاده میشود تا معترض نه بهعنوان شهروند، بلکه بهعنوان مجرم دیده شود.
مجموع این روشها در قالب عملیات روانی و اطلاعاتی (Psychological and Information Operations – PsyOps / IO) عمل میکنند؛ عملیاتی که شاید در کوتاهمدت اعتراض را مهار کند، اما در بلندمدت به فروپاشی اعتماد اجتماعی و عمیقتر شدن شکاف دولت–ملت میانجامد.
https://t.me/irantomarrow
در مواجهه با اعتراضات و نارضایتیهای اجتماعی، حکومت ایران از مجموعهای گسترده از تکنیکهای روانی و اطلاعاتی استفاده میکند که هدف آنها نه صرفاً سرکوب فیزیکی، بلکه کنترل ذهن، احساس و ادراک عمومی است.
نخستین و شناختهشدهترین ابزار، انتشار هدفمند اخبار کاذب (Disinformation / Fake News) است؛ از شایعه کشته شدن یا دستگیری افراد خاص گرفته تا اعلام پایان اعتراضات یا فروپاشی هماهنگی معترضان. وقتی نادرستی این اخبار آشکار میشود، نتیجه بیاعتمادی عمومی به کل جریان خبررسانی است.
تکنیک دوم، اغراق و تحریف واقعیت (Spin / Reality Distortion) است؛ یعنی یک اتفاق کوچک بزرگنمایی یا یک بحران بزرگ کماهمیت جلوه داده میشود تا ادراک عمومی دستکاری شود.
ابزار مهم دیگر، ایجاد امید کاذب (False Hope) است؛ مانند رفع موقت فیلترینگ، وعده افزایش یارانه، یا حواله دادن جامعه به «خبر خوش در آینده نزدیک». این روش باعث تعویق خشم و کاهش فوریت اعتراض میشود.
کنترل روایت رسانهای (Narrative Control / Media Framing) نقش کلیدی دارد. رسانههای رسمی با انتخاب واژهها، تصاویر و زاویه روایت، اعتراض را بیاهمیت، خشونتآمیز یا وابسته نشان میدهند.
فیلترینگ، قطع یا دستکاری اینترنت (Censorship / Internet Disruption) فقط برای جلوگیری از ارتباط نیست؛ بلکه ابزاری برای ایجاد سردرگمی، انزوا و خستگی روانی جمعی است.
از تکنیکهای مهمتر، بیاعتبارسازی کل حقیقت (Truth Dilution) است؛ یعنی با پخش ترکیبی از خبر درست و غلط، مرز حقیقت محو میشود و مخاطب به این نتیجه میرسد که «هیچچیز قابل اعتماد نیست».
ایجاد ترس پیشدستانه (Preemptive Fear) از طریق هشدارهای رسمی، نمایش بازداشتها و تهدیدهای غیرمستقیم، مانع شکلگیری اعتراض پیش از آغاز آن میشود.
نفوذ در شبکههای اجتماعی و پخش شایعه توسط عوامل پنهان (Covert Influence / Sockpuppet Accounts) برای القای اختلاف، ناامیدی یا بیفایده بودن اعتراض بهکار میرود.
تکنیک دیگر، فرسایش روانی (Psychological Attrition) است؛ کش دادن بحران، بلاتکلیفی، اخبار متناقض و فشار مستمر تا جامعه خسته و بیانگیزه شود.
همچنین از سرزنش قربانی (Victim Blaming) و جرمسازی از اعتراض (Criminalization of Dissent) استفاده میشود تا معترض نه بهعنوان شهروند، بلکه بهعنوان مجرم دیده شود.
مجموع این روشها در قالب عملیات روانی و اطلاعاتی (Psychological and Information Operations – PsyOps / IO) عمل میکنند؛ عملیاتی که شاید در کوتاهمدت اعتراض را مهار کند، اما در بلندمدت به فروپاشی اعتماد اجتماعی و عمیقتر شدن شکاف دولت–ملت میانجامد.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
عملیات فریب دوباره یا اختلاف واقعی؟
تحلیل گزارش اکسیوس درباره عدم توافق ترامپ و نتانیاهو بر سر حمله مجدد به ایران و زمان آن
گزارش اخیر رسانه آمریکایی اکسیوس (Axios) مبنی بر اینکه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره زمانبندی حمله مجدد به ایران به توافق نرسیدهاند، در نگاه نخست میتواند نشانهای از اختلاف یا دستکم ناهماهنگی راهبردی میان واشنگتن و تلآویو تلقی شود.
با این حال، بررسی تجربههای پیشین و الگوهای رفتاری اسرائیل و متحدانش نشان میدهد که اینگونه گزارشها لزوماً بازتابدهنده واقعیت تصمیمسازی نیستند و احتمالاً در چارچوب یک عملیات فریب حسابشده قابل تحلیلاند؛ عملیاتی که نمونهای مشابه از آن پیش از حمله دور اول اسرائیل به ایران در خردادماه امسال نیز اجرا شد.
تجربه خردادماه؛ وقتی «اختلاف» به غافلگیری ختم شد.
پیش از حمله نخست اسرائیل به ایران در خردادماه، فضای رسانهای و سیاسی منطقه مملو از پیامهای دوگانه بود. از یک سو، گزارشهایی درباره اختلاف نظر میان آمریکا و اسرائیل در مورد نحوه و زمان اقدام نظامی منتشر میشد و از سوی دیگر، برخی مقامات غربی تلاش میکردند احتمال وقوع درگیری مستقیم را کمرنگ جلوه دهند. همین فضای مبهم باعث شد بسیاری از ناظران، وقوع حمله را بعید یا دستکم دور از انتظار بدانند. با این حال، انجام حمله نشان داد که این «ابهام رسانهای» میتواند بخشی از یک سناریوی هدفمند برای کاهش سطح آمادگی طرف مقابل باشد.
اکسیوس و نقش رسانه در عملیات ادراکی:
اکسیوس بهعنوان رسانهای نزدیک به محافل تصمیمسازی در آمریکا و اسرائیل، بارها نقش واسطی میان اطلاعات غیررسمی و افکار عمومی ایفا کرده است. انتشار گزارشهایی درباره اختلاف یا عدم توافق میان رهبران سیاسی، میتواند بخشی از یک عملیات ادراکی باشد؛ عملیاتی که هدف آن نه اطلاعرسانی صرف، بلکه شکلدهی به برداشت دشمن و حتی متحدان است. در این چارچوب، القای نبود هماهنگی میان ترامپ و نتانیاهو میتواند این پیام را منتقل کند که تصمیم نظامی هنوز نهایی نشده و تهدید فوری در کار نیست.
الگوی کلاسیک عملیات فریب در جنگهای مدرن:
در جنگهای مدرن، عملیات فریب یکی از ارکان اصلی موفقیت نظامی بهشمار میرود. انتشار اطلاعات متناقض، بزرگنمایی اختلافات سیاسی، و ارسال سیگنالهای دیپلماتیک آرامشبخش، همگی ابزارهایی هستند که پیش از اقدام نظامی مورد استفاده قرار میگیرند. تجربههای گذشته نشان میدهد که اسرائیل بارها از این الگو بهره برده است؛ بهگونهای که تصمیم نهایی برای اقدام نظامی اغلب زمانی اجرا شده که فضای رسانهای از «عدم قطعیت» یا «اختلاف داخلی» سخن میگفته است.
در مجموع، گزارش اکسیوس درباره عدم توافق ترامپ و نتانیاهو بر سر زمان حمله مجدد به ایران را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک اختلاف واقعی و بازدارنده تفسیر کرد. با توجه به سابقه خردادماه و الگوی شناختهشده عملیات فریب، این گزارش بیش از آنکه نشانه تعلیق تصمیم نظامی باشد، میتواند بخشی از یک راهبرد آگاهانه برای ایجاد غافلگیری و کاهش هوشیاری طرف مقابل تلقی شود. از این منظر، آنچه در سطح رسانهای دیده میشود، لزوماً بازتابدهنده آن چیزی نیست که در اتاقهای تصمیمگیری در جریان است.
https://t.me/irantomarrow
تحلیل گزارش اکسیوس درباره عدم توافق ترامپ و نتانیاهو بر سر حمله مجدد به ایران و زمان آن
گزارش اخیر رسانه آمریکایی اکسیوس (Axios) مبنی بر اینکه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره زمانبندی حمله مجدد به ایران به توافق نرسیدهاند، در نگاه نخست میتواند نشانهای از اختلاف یا دستکم ناهماهنگی راهبردی میان واشنگتن و تلآویو تلقی شود.
با این حال، بررسی تجربههای پیشین و الگوهای رفتاری اسرائیل و متحدانش نشان میدهد که اینگونه گزارشها لزوماً بازتابدهنده واقعیت تصمیمسازی نیستند و احتمالاً در چارچوب یک عملیات فریب حسابشده قابل تحلیلاند؛ عملیاتی که نمونهای مشابه از آن پیش از حمله دور اول اسرائیل به ایران در خردادماه امسال نیز اجرا شد.
تجربه خردادماه؛ وقتی «اختلاف» به غافلگیری ختم شد.
پیش از حمله نخست اسرائیل به ایران در خردادماه، فضای رسانهای و سیاسی منطقه مملو از پیامهای دوگانه بود. از یک سو، گزارشهایی درباره اختلاف نظر میان آمریکا و اسرائیل در مورد نحوه و زمان اقدام نظامی منتشر میشد و از سوی دیگر، برخی مقامات غربی تلاش میکردند احتمال وقوع درگیری مستقیم را کمرنگ جلوه دهند. همین فضای مبهم باعث شد بسیاری از ناظران، وقوع حمله را بعید یا دستکم دور از انتظار بدانند. با این حال، انجام حمله نشان داد که این «ابهام رسانهای» میتواند بخشی از یک سناریوی هدفمند برای کاهش سطح آمادگی طرف مقابل باشد.
اکسیوس و نقش رسانه در عملیات ادراکی:
اکسیوس بهعنوان رسانهای نزدیک به محافل تصمیمسازی در آمریکا و اسرائیل، بارها نقش واسطی میان اطلاعات غیررسمی و افکار عمومی ایفا کرده است. انتشار گزارشهایی درباره اختلاف یا عدم توافق میان رهبران سیاسی، میتواند بخشی از یک عملیات ادراکی باشد؛ عملیاتی که هدف آن نه اطلاعرسانی صرف، بلکه شکلدهی به برداشت دشمن و حتی متحدان است. در این چارچوب، القای نبود هماهنگی میان ترامپ و نتانیاهو میتواند این پیام را منتقل کند که تصمیم نظامی هنوز نهایی نشده و تهدید فوری در کار نیست.
الگوی کلاسیک عملیات فریب در جنگهای مدرن:
در جنگهای مدرن، عملیات فریب یکی از ارکان اصلی موفقیت نظامی بهشمار میرود. انتشار اطلاعات متناقض، بزرگنمایی اختلافات سیاسی، و ارسال سیگنالهای دیپلماتیک آرامشبخش، همگی ابزارهایی هستند که پیش از اقدام نظامی مورد استفاده قرار میگیرند. تجربههای گذشته نشان میدهد که اسرائیل بارها از این الگو بهره برده است؛ بهگونهای که تصمیم نهایی برای اقدام نظامی اغلب زمانی اجرا شده که فضای رسانهای از «عدم قطعیت» یا «اختلاف داخلی» سخن میگفته است.
در مجموع، گزارش اکسیوس درباره عدم توافق ترامپ و نتانیاهو بر سر زمان حمله مجدد به ایران را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک اختلاف واقعی و بازدارنده تفسیر کرد. با توجه به سابقه خردادماه و الگوی شناختهشده عملیات فریب، این گزارش بیش از آنکه نشانه تعلیق تصمیم نظامی باشد، میتواند بخشی از یک راهبرد آگاهانه برای ایجاد غافلگیری و کاهش هوشیاری طرف مقابل تلقی شود. از این منظر، آنچه در سطح رسانهای دیده میشود، لزوماً بازتابدهنده آن چیزی نیست که در اتاقهای تصمیمگیری در جریان است.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
«دایه دایه وقت جنگه»؛ فریاد زخمیِ یک ملت
«دایه دایه وقت جنگه» فقط یک آهنگ نیست؛
این صدا، نالهی تاریخ است که از گلوی مردم این سرزمین بیرون آمده. آوازی که نه برای سرگرمی، بلکه برای بقا خوانده شده؛ نه برای شادی، بلکه برای لحظهای که دیگر راهی جز ایستادن نمانده است.
در این ترانه، «دایه» فقط یک مادر نیست.
او ایران است.
دامان خاک، آغوش کوه، صبر قرنها.
و «وقت جنگه» نه دعوت به خشونت، بلکه اعلام یک اجبار است؛ وقتی که صلح دیگر جواب نمیدهد و ظلم آنقدر سنگین میشود که حتی لالترین صداها هم فریاد میکشند.
این آهنگ بوی خاک میدهد؛
بوی عرق پیشانی مردی که چیزی برای از دست دادن ندارد جز شرفش.
بوی اشک مادری که میداند شاید این آخرین باریست که فرزندش را بدرقه میکند، اما باز هم میگوید:
«برو… وقت جنگه.»
ریتم ساده و کوبندهٔ آهنگ شبیه ضربان قلب در لحظه خطر است؛
نه پیچیده، نه آراسته، درست مثل خود مردم.
صدایی که انگار از دل زاگرس بلند میشود، از استخوان تاریخ عبور میکند و مستقیم به سینه میخورد.
«دایه دایه وقت جنگه» قهرمانسازی نمیکند؛
دروغ نمیگوید؛
از جنگ، تصویر باشکوه نمیسازد.
این ترانه میگوید جنگ درد است،
اما گاهی درد، تنها راه زنده ماندن است.
برای همین است که این آهنگ پیر نمیشود.
هر وقت فشاری ناعادلانه،
هر وقت تحقیر،
هر وقت تهدیدی بیرونی یا درونی سر بلند میکند،
این صدا دوباره زنده میشود.
نه از رادیو،
نه از تلویزیون،
بلکه از حافظه جمعی مردم.
«دایه دایه وقت جنگه» یعنی هنوز چیزی هست که ارزش ایستادن دارد.
یعنی هنوز غیرت نمرده.
یعنی هنوز، در دل این خاک،
کسی هست که اگر لازم شود،
بلند بگوید:
من میترسم…
اما عقب نمیروم.
@irantomarrow
«دایه دایه وقت جنگه» فقط یک آهنگ نیست؛
این صدا، نالهی تاریخ است که از گلوی مردم این سرزمین بیرون آمده. آوازی که نه برای سرگرمی، بلکه برای بقا خوانده شده؛ نه برای شادی، بلکه برای لحظهای که دیگر راهی جز ایستادن نمانده است.
در این ترانه، «دایه» فقط یک مادر نیست.
او ایران است.
دامان خاک، آغوش کوه، صبر قرنها.
و «وقت جنگه» نه دعوت به خشونت، بلکه اعلام یک اجبار است؛ وقتی که صلح دیگر جواب نمیدهد و ظلم آنقدر سنگین میشود که حتی لالترین صداها هم فریاد میکشند.
این آهنگ بوی خاک میدهد؛
بوی عرق پیشانی مردی که چیزی برای از دست دادن ندارد جز شرفش.
بوی اشک مادری که میداند شاید این آخرین باریست که فرزندش را بدرقه میکند، اما باز هم میگوید:
«برو… وقت جنگه.»
ریتم ساده و کوبندهٔ آهنگ شبیه ضربان قلب در لحظه خطر است؛
نه پیچیده، نه آراسته، درست مثل خود مردم.
صدایی که انگار از دل زاگرس بلند میشود، از استخوان تاریخ عبور میکند و مستقیم به سینه میخورد.
«دایه دایه وقت جنگه» قهرمانسازی نمیکند؛
دروغ نمیگوید؛
از جنگ، تصویر باشکوه نمیسازد.
این ترانه میگوید جنگ درد است،
اما گاهی درد، تنها راه زنده ماندن است.
برای همین است که این آهنگ پیر نمیشود.
هر وقت فشاری ناعادلانه،
هر وقت تحقیر،
هر وقت تهدیدی بیرونی یا درونی سر بلند میکند،
این صدا دوباره زنده میشود.
نه از رادیو،
نه از تلویزیون،
بلکه از حافظه جمعی مردم.
«دایه دایه وقت جنگه» یعنی هنوز چیزی هست که ارزش ایستادن دارد.
یعنی هنوز غیرت نمرده.
یعنی هنوز، در دل این خاک،
کسی هست که اگر لازم شود،
بلند بگوید:
من میترسم…
اما عقب نمیروم.
@irantomarrow
زین و برگم را به مادیانم ببندید
خبر مرا برای داییهایم ببرید
ای مادر، ای مادر، هنگام جنگ است
قطار فشنگ بالای سرم پر از فشنگ است
سنگرها را ببندید و جنازهام را بیرون بیاورید
و جسدم را نزد مادرم برده و مراسم عزاداریم را برگزار کنید
کسی که جنازهام را حمل میکنی، آرام برو
شاید مادرم را ببینم
باشد که شیرش را حلالم کند، شاید بمیرم
ای معشوق من، تو لباس مشکی به تن کن
چون تو را مانند شیر نر در قبر گذاشتند
خانهها را دیوار به دیوار بگردید
جنازهام را طوری بردارید که دشمن نبیند
نامهای برای دخترانم بفرستید
بعد از من خودشان را به دشمنان نسپارند
ای مادر، ای مادر، هنگام جنگ است
قطار فشنگ بالای سرم پر از فشنگ است
https://t.me/irantomarrow
خبر مرا برای داییهایم ببرید
ای مادر، ای مادر، هنگام جنگ است
قطار فشنگ بالای سرم پر از فشنگ است
سنگرها را ببندید و جنازهام را بیرون بیاورید
و جسدم را نزد مادرم برده و مراسم عزاداریم را برگزار کنید
کسی که جنازهام را حمل میکنی، آرام برو
شاید مادرم را ببینم
باشد که شیرش را حلالم کند، شاید بمیرم
ای معشوق من، تو لباس مشکی به تن کن
چون تو را مانند شیر نر در قبر گذاشتند
خانهها را دیوار به دیوار بگردید
جنازهام را طوری بردارید که دشمن نبیند
نامهای برای دخترانم بفرستید
بعد از من خودشان را به دشمنان نسپارند
ای مادر، ای مادر، هنگام جنگ است
قطار فشنگ بالای سرم پر از فشنگ است
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توکیو -بزرگترین فشفشه جهان-جشن سال نوی میلادی ۲۰۲۶
جواد ظریف: دیپلمات یا توجیهگر؟
جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، یکی از شناختهشدهترین چهرههای دیپلماسی کشور بود که سالها مسئولیت مذاکرات بینالمللی، از جمله برجام، را بر عهده داشت. اما عملکرد او همواره با نقدهای جدی مواجه بوده است.
دیپلماسی یا توجیه؟
برخی منتقدان معتقدند که رویکرد ظریف به دیپلماسی، گاه بهصورت توجیه تصمیمات نظام برداشت میشد. او با کلمات تلاش میکرد سیاستهای کلان نظام را قابل قبول جلوه دهد، همانطور که قاسم سلیمانی اهداف نظام را با اسلحه دنبال میکرد. تفاوت ابزارها آشکار است؛ اما نکته اینجاست که ظریف نیز مانند سلیمانی، در چارچوب نظام عمل میکرد و کمتر استقلال واقعی داشت.
بحران هواپیمای اوکراینی
یکی از جنجالیترین مقاطع فعالیت ظریف، سقوط هواپیمای اوکراینی بود. این حادثه خشم عمومی را برانگیخت و مطالبه اصلی مردم، شفافیت و صداقت بود. در واکنش به این بحران، ظریف گفته بود:
«اگر شما هواپیما را زدهاید، به من بگویید تا من آن را جمع کنم.»
این جمله نشان میدهد که وظیفه او بیشتر تبیین و توجیه سیاستهای نظام بود تا پاسخگویی واقعی. منتقدان معتقدند این رویکرد، نشاندهندهی نوعی مالهکشی دیپلماسی است که به جای اصلاح یا شفافسازی، مسائل جدی را با کلمات جمع میکند.
دیدگاه ظریف درباره مردم
ظریف همچنین گفته بود:
«مردم ما خودشان انتخاب کردند که اینگونه زندگی کنند.»
در این جمله، میتوان نوعی پذیرش یا حتی حمایت ضمنی مردم از سیاستهای نظام را مشاهده کرد. به عبارتی، او وضعیت جامعه را تحلیل میکرد و میگفت مردم ترجیح میدهند با سیاستهای موجود کنار بییایند منتقدان این دیدگاه را نوعی توجیه تصمیمات سخت نظام میدانند.
نقد اصلی نسبت به جواد ظریف این است که او، با وجود توانایی دیپلماتیک بالا، بیشتر نقش سخنگوی تصمیمات بالادستی نظام را ایفا کرده و کمتر به شفافسازی واقعی و پاسخگویی صادقانه به مردم پرداخته است. او دیپلماسی را ابزار کاهش تنش میدانست، اما منتقدان معتقدند که این رویکرد گاه به توجیه سیاستهای سخت و پرهزینه نظام تبدیل میشد.
به بیان ساده، جواد ظریف همواره میان ابزار کلمات و ابزار اسلحه قرار داشت: یکی با دیپلماسی، دیگری با قدرت نظامی، اما هر دو در مسیر اهداف کلان نظام عمل میکردند. و از نگاه منتقدان، ابزار دیپلماسی ظریف بیشتر برای توجیه و حمایت ضمنی از سیاستهای نظام بود تا اصلاح آنها.
https://t.me/irantomarrow
جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، یکی از شناختهشدهترین چهرههای دیپلماسی کشور بود که سالها مسئولیت مذاکرات بینالمللی، از جمله برجام، را بر عهده داشت. اما عملکرد او همواره با نقدهای جدی مواجه بوده است.
دیپلماسی یا توجیه؟
برخی منتقدان معتقدند که رویکرد ظریف به دیپلماسی، گاه بهصورت توجیه تصمیمات نظام برداشت میشد. او با کلمات تلاش میکرد سیاستهای کلان نظام را قابل قبول جلوه دهد، همانطور که قاسم سلیمانی اهداف نظام را با اسلحه دنبال میکرد. تفاوت ابزارها آشکار است؛ اما نکته اینجاست که ظریف نیز مانند سلیمانی، در چارچوب نظام عمل میکرد و کمتر استقلال واقعی داشت.
بحران هواپیمای اوکراینی
یکی از جنجالیترین مقاطع فعالیت ظریف، سقوط هواپیمای اوکراینی بود. این حادثه خشم عمومی را برانگیخت و مطالبه اصلی مردم، شفافیت و صداقت بود. در واکنش به این بحران، ظریف گفته بود:
«اگر شما هواپیما را زدهاید، به من بگویید تا من آن را جمع کنم.»
این جمله نشان میدهد که وظیفه او بیشتر تبیین و توجیه سیاستهای نظام بود تا پاسخگویی واقعی. منتقدان معتقدند این رویکرد، نشاندهندهی نوعی مالهکشی دیپلماسی است که به جای اصلاح یا شفافسازی، مسائل جدی را با کلمات جمع میکند.
دیدگاه ظریف درباره مردم
ظریف همچنین گفته بود:
«مردم ما خودشان انتخاب کردند که اینگونه زندگی کنند.»
در این جمله، میتوان نوعی پذیرش یا حتی حمایت ضمنی مردم از سیاستهای نظام را مشاهده کرد. به عبارتی، او وضعیت جامعه را تحلیل میکرد و میگفت مردم ترجیح میدهند با سیاستهای موجود کنار بییایند منتقدان این دیدگاه را نوعی توجیه تصمیمات سخت نظام میدانند.
نقد اصلی نسبت به جواد ظریف این است که او، با وجود توانایی دیپلماتیک بالا، بیشتر نقش سخنگوی تصمیمات بالادستی نظام را ایفا کرده و کمتر به شفافسازی واقعی و پاسخگویی صادقانه به مردم پرداخته است. او دیپلماسی را ابزار کاهش تنش میدانست، اما منتقدان معتقدند که این رویکرد گاه به توجیه سیاستهای سخت و پرهزینه نظام تبدیل میشد.
به بیان ساده، جواد ظریف همواره میان ابزار کلمات و ابزار اسلحه قرار داشت: یکی با دیپلماسی، دیگری با قدرت نظامی، اما هر دو در مسیر اهداف کلان نظام عمل میکردند. و از نگاه منتقدان، ابزار دیپلماسی ظریف بیشتر برای توجیه و حمایت ضمنی از سیاستهای نظام بود تا اصلاح آنها.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
❌صادق الحسینی علت اعلام عدم اختصاص ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را توسط پزشکیان ،تمام شدن ذخایر ارزی کشور اعلام کرد و نه یک انتخاب آگاهانه.
https://t.me/irantomarrow
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
تحلیل انتقادی سیاستهای ارزی و آینده دلار در ایران
با توجه به اعلام غیررسمی پایان یافتن ذخایر ارزی کشور و پیشبینی کانالهای حکومتی درباره کاهش قیمت دلار به ۱۱۶۰۰۰ تومان همراه با حذف اجباری دلار دولتی، به نظر میرسد هدف اصلی این اقدامات، ایجاد جو روانی و کنترل کوتاهمدت بازار باشد، نه اصلاح واقعی وضعیت اقتصادی.
جمعآوری دلار ارزان از مردم
کانالهای حکومتی با اعلام چنین پیشبینیهایی و حذف دلار دولتی، در تلاشند تا مردم را به فروش دلارهای خود در قیمتهای پایینتر ترغیب کنند. این روش به حکومت امکان میدهد به دلار ارزان دسترسی پیدا کند و ذخایر خود را تقویت کند، در حالی که قیمت واقعی دلار در بازار آزاد همچنان تحت فشار شدید قرار دارد.
ناتوانی در اصلاح واقعی بازار
تجربه نشان میدهد که کاهش دستوری یا کنترل روانی بازار، تنها تأثیر کوتاهمدت دارد و نمیتواند عوامل بنیادین نوسانات ارزی را کنترل کند. محدودیت ذخایر ارزی و فشار تقاضا همچنان باقی است و بنابراین، احتمال وقوع موج شدید افزایش قیمت دلار در آینده بسیار نزدیک بسیار بالاست.
پیامدهای اقتصادی
تشدید نوسانات ارزی: جمعآوری دلار در قیمتهای پایین، تنها به تشدید فشار و نوسانات در آینده بسیار نزدیک منجر میشود.
تشدید تورم و کمبود کالا: محدودیت منابع ارزی در کنار تورم بالا، وضعیت اقتصادی را پیچیدهتر میکند.
اعلام پیشبینی کاهش قیمت دلار به ۱۱۶۰۰۰ تومان و حذف دلار دولتی، یک سیاست دستوری و روانی برای جمعآوری دلار ارزان است. بدون اصلاحات ساختاری، شفافیت در مدیریت ارزی و کنترل واقعی نقدینگی، این اقدامات تنها موج نوسانات بسیار شدید دلار را در آینده بسیار نزدیک رقم خواهد زد و ثبات پایدار در بازار محقق نخواهد شد.
https://t.me/irantomarrow
با توجه به اعلام غیررسمی پایان یافتن ذخایر ارزی کشور و پیشبینی کانالهای حکومتی درباره کاهش قیمت دلار به ۱۱۶۰۰۰ تومان همراه با حذف اجباری دلار دولتی، به نظر میرسد هدف اصلی این اقدامات، ایجاد جو روانی و کنترل کوتاهمدت بازار باشد، نه اصلاح واقعی وضعیت اقتصادی.
جمعآوری دلار ارزان از مردم
کانالهای حکومتی با اعلام چنین پیشبینیهایی و حذف دلار دولتی، در تلاشند تا مردم را به فروش دلارهای خود در قیمتهای پایینتر ترغیب کنند. این روش به حکومت امکان میدهد به دلار ارزان دسترسی پیدا کند و ذخایر خود را تقویت کند، در حالی که قیمت واقعی دلار در بازار آزاد همچنان تحت فشار شدید قرار دارد.
ناتوانی در اصلاح واقعی بازار
تجربه نشان میدهد که کاهش دستوری یا کنترل روانی بازار، تنها تأثیر کوتاهمدت دارد و نمیتواند عوامل بنیادین نوسانات ارزی را کنترل کند. محدودیت ذخایر ارزی و فشار تقاضا همچنان باقی است و بنابراین، احتمال وقوع موج شدید افزایش قیمت دلار در آینده بسیار نزدیک بسیار بالاست.
پیامدهای اقتصادی
تشدید نوسانات ارزی: جمعآوری دلار در قیمتهای پایین، تنها به تشدید فشار و نوسانات در آینده بسیار نزدیک منجر میشود.
تشدید تورم و کمبود کالا: محدودیت منابع ارزی در کنار تورم بالا، وضعیت اقتصادی را پیچیدهتر میکند.
اعلام پیشبینی کاهش قیمت دلار به ۱۱۶۰۰۰ تومان و حذف دلار دولتی، یک سیاست دستوری و روانی برای جمعآوری دلار ارزان است. بدون اصلاحات ساختاری، شفافیت در مدیریت ارزی و کنترل واقعی نقدینگی، این اقدامات تنها موج نوسانات بسیار شدید دلار را در آینده بسیار نزدیک رقم خواهد زد و ثبات پایدار در بازار محقق نخواهد شد.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
بستهشدن راه اصلاح؛ از لرستان تا حاکمیت
کشتهشدن معترضان در لرستان بار دیگر پرسشهای جدی درباره مسیر کنونی حاکمیت در ایران ایجاد کرده است. آنچه امروز در لرستان رخ داد، در نگاه بسیاری از ناظران، نه یک حادثهی مقطعی، بلکه ادامهی الگویی است که طی سالهای اخیر در برخورد با اعتراضهای مردمی تکرار شده است.
در شرایطی که فشارهای اقتصادی، فقر و گرسنگی بخش بزرگی از جامعه را به مرز انفجار رسانده، خیزشهای موسوم به «خیزش گرسنگان» بیش از آنکه سیاسی باشند، واکنشی به ناتوانی ساختاری نظام در تأمین حداقلهای زندگیاند. با این حال، پاسخ حاکمیت به این مطالبات، بار دیگر امنیتی و خونین بوده است.
بسیاری از منتقدان بر این باورند که بدون چراغ سبز از بالاترین سطح قدرت، چنین سرکوبهایی ممکن نیست. از این منظر، علی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی، مسئول مستقیم یا غیرمستقیم سیاستی تلقی میشود که به جای شنیدن صدای مردم، بر حذف فیزیکی معترضان تکیه دارد. به نظر این گروه، کشتههای امروز لرستان نشانهای دیگر از صدور دستور «کشتار» برای خاموشکردن اعتراضهای ناشی از گرسنگی و فقر است.
مهمتر از خود سرکوب، پیامی است که از دل آن بیرون میآید: مسیر اصلاح عملاً بسته شده است. وقتی اعتراض مسالمتآمیز با گلوله پاسخ داده میشود، صندوق رأی بیاثر است و هر مطالبهای تهدید امنیتی تلقی میشود، دیگر جایی برای امید به اصلاح درونسیستمی باقی نمیماند.
رخدادهای لرستان را میتوان نقطهای دیگر در این مسیر دانست؛ مسیری که فاصلهی حاکمیت و جامعه را عمیقتر میکند و بحران مشروعیت را تشدید. ادامهی این روند، نهتنها مشکل گرسنگی و فقر را حل نخواهد کرد، بلکه چرخهی خشونت و بیثباتی را بازتولید خواهد کرد—چرخهای که هزینهی اصلی آن را مردم عادی میپردازند.
https://t.me/irantomarrow
کشتهشدن معترضان در لرستان بار دیگر پرسشهای جدی درباره مسیر کنونی حاکمیت در ایران ایجاد کرده است. آنچه امروز در لرستان رخ داد، در نگاه بسیاری از ناظران، نه یک حادثهی مقطعی، بلکه ادامهی الگویی است که طی سالهای اخیر در برخورد با اعتراضهای مردمی تکرار شده است.
در شرایطی که فشارهای اقتصادی، فقر و گرسنگی بخش بزرگی از جامعه را به مرز انفجار رسانده، خیزشهای موسوم به «خیزش گرسنگان» بیش از آنکه سیاسی باشند، واکنشی به ناتوانی ساختاری نظام در تأمین حداقلهای زندگیاند. با این حال، پاسخ حاکمیت به این مطالبات، بار دیگر امنیتی و خونین بوده است.
بسیاری از منتقدان بر این باورند که بدون چراغ سبز از بالاترین سطح قدرت، چنین سرکوبهایی ممکن نیست. از این منظر، علی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی، مسئول مستقیم یا غیرمستقیم سیاستی تلقی میشود که به جای شنیدن صدای مردم، بر حذف فیزیکی معترضان تکیه دارد. به نظر این گروه، کشتههای امروز لرستان نشانهای دیگر از صدور دستور «کشتار» برای خاموشکردن اعتراضهای ناشی از گرسنگی و فقر است.
مهمتر از خود سرکوب، پیامی است که از دل آن بیرون میآید: مسیر اصلاح عملاً بسته شده است. وقتی اعتراض مسالمتآمیز با گلوله پاسخ داده میشود، صندوق رأی بیاثر است و هر مطالبهای تهدید امنیتی تلقی میشود، دیگر جایی برای امید به اصلاح درونسیستمی باقی نمیماند.
رخدادهای لرستان را میتوان نقطهای دیگر در این مسیر دانست؛ مسیری که فاصلهی حاکمیت و جامعه را عمیقتر میکند و بحران مشروعیت را تشدید. ادامهی این روند، نهتنها مشکل گرسنگی و فقر را حل نخواهد کرد، بلکه چرخهی خشونت و بیثباتی را بازتولید خواهد کرد—چرخهای که هزینهی اصلی آن را مردم عادی میپردازند.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
آیا ایران برای مهار اعتراضات داخلی دست به حمله پیشدستانه علیه اسرائیل میزند؟
در روزهای اخیر، برخی محافل امنیتی و تحلیلی در اسرائیل به این جمعبندی رسیدهاند که احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران، در صورت تشدید اعتراضات داخلی و افزایش فشارهای اجتماعی و اقتصادی، به سمت یک درگیری خارجی کنترلشده حرکت کند. از نگاه این تحلیلگران، اسرائیل میتواند یکی از اهداف چنین سناریویی باشد.
بر اساس این دیدگاه، حکومت ایران در شرایط بحرانی داخلی، ممکن است تلاش کند با ایجاد یک تهدید خارجی، افکار عمومی را از مسائل داخلی منحرف کرده و فضای «وحدت ملی در برابر دشمن» را بازتولید کند؛ الگویی که در تاریخ جمهوری اسلامی بارها مشاهده شده است. اسرائیل به دلیل جایگاه ویژهاش در گفتمان رسمی تهران، همواره گزینهای نمادین و راهبردی برای چنین اقداماتی محسوب میشود.
تحلیلگران اسرائیلی معتقدند که این حمله لزوماً به شکل یک جنگ مستقیم و گسترده نخواهد بود، بلکه میتواند بهصورت اقدامات غیرمستقیم، حملات سایبری، عملیات از طریق گروههای نیابتی در لبنان، سوریه یا حتی حملات محدود موشکی طراحی شود؛ بهگونهای که هزینه داخلی آن برای ایران قابل مدیریت باشد، اما در عین حال فضای منطقهای را بهشدت ملتهب کند.
از منظر امنیتی اسرائیل، نگرانی اصلی این است که تصمیمگیری در تهران در شرایط فشار داخلی ممکن است کمتر عقلانی و بیشتر احساسی یا ایدئولوژیک شود. به همین دلیل، برخی نهادهای امنیتی اسرائیل بر لزوم آمادگی برای سناریوی «حمله پیشدستانه از سوی ایران یا نیروهای وابسته به آن» تأکید کردهاند؛ حتی اگر شواهد قطعی از تصمیم نهایی تهران وجود نداشته باشد.
در مقابل، منتقدان این تحلیل بر این باورند که ایران در شرایط کنونی، بهدلیل مشکلات اقتصادی، تحریمها و محدودیتهای نظامی، تمایلی به گشودن یک جبهه مستقیم با اسرائیل ندارد و بیشتر به دنبال بازدارندگی و نمایش قدرت است تا ورود به یک درگیری پرهزینه. با این حال، همین منتقدان نیز احتمال خطای محاسباتی یا تشدید ناخواسته تنشها را منتفی نمیدانند.
در مجموع، آنچه اسرائیل به آن رسیده نه یک قطعیت، بلکه یک سناریوی پرریسک است: اینکه تهران، برای فرار از فشار اعتراضات داخلی و بازتعریف معادله قدرت، ممکن است مسیر تنش خارجی و حتی حمله پیشدستانه را انتخاب کند. سناریویی که تحقق آن میتواند پیامدهای گستردهای نهتنها برای دو طرف، بلکه برای کل خاورمیانه به همراه داشته باشد.
https://t.me/irantomarrow
در روزهای اخیر، برخی محافل امنیتی و تحلیلی در اسرائیل به این جمعبندی رسیدهاند که احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران، در صورت تشدید اعتراضات داخلی و افزایش فشارهای اجتماعی و اقتصادی، به سمت یک درگیری خارجی کنترلشده حرکت کند. از نگاه این تحلیلگران، اسرائیل میتواند یکی از اهداف چنین سناریویی باشد.
بر اساس این دیدگاه، حکومت ایران در شرایط بحرانی داخلی، ممکن است تلاش کند با ایجاد یک تهدید خارجی، افکار عمومی را از مسائل داخلی منحرف کرده و فضای «وحدت ملی در برابر دشمن» را بازتولید کند؛ الگویی که در تاریخ جمهوری اسلامی بارها مشاهده شده است. اسرائیل به دلیل جایگاه ویژهاش در گفتمان رسمی تهران، همواره گزینهای نمادین و راهبردی برای چنین اقداماتی محسوب میشود.
تحلیلگران اسرائیلی معتقدند که این حمله لزوماً به شکل یک جنگ مستقیم و گسترده نخواهد بود، بلکه میتواند بهصورت اقدامات غیرمستقیم، حملات سایبری، عملیات از طریق گروههای نیابتی در لبنان، سوریه یا حتی حملات محدود موشکی طراحی شود؛ بهگونهای که هزینه داخلی آن برای ایران قابل مدیریت باشد، اما در عین حال فضای منطقهای را بهشدت ملتهب کند.
از منظر امنیتی اسرائیل، نگرانی اصلی این است که تصمیمگیری در تهران در شرایط فشار داخلی ممکن است کمتر عقلانی و بیشتر احساسی یا ایدئولوژیک شود. به همین دلیل، برخی نهادهای امنیتی اسرائیل بر لزوم آمادگی برای سناریوی «حمله پیشدستانه از سوی ایران یا نیروهای وابسته به آن» تأکید کردهاند؛ حتی اگر شواهد قطعی از تصمیم نهایی تهران وجود نداشته باشد.
در مقابل، منتقدان این تحلیل بر این باورند که ایران در شرایط کنونی، بهدلیل مشکلات اقتصادی، تحریمها و محدودیتهای نظامی، تمایلی به گشودن یک جبهه مستقیم با اسرائیل ندارد و بیشتر به دنبال بازدارندگی و نمایش قدرت است تا ورود به یک درگیری پرهزینه. با این حال، همین منتقدان نیز احتمال خطای محاسباتی یا تشدید ناخواسته تنشها را منتفی نمیدانند.
در مجموع، آنچه اسرائیل به آن رسیده نه یک قطعیت، بلکه یک سناریوی پرریسک است: اینکه تهران، برای فرار از فشار اعتراضات داخلی و بازتعریف معادله قدرت، ممکن است مسیر تنش خارجی و حتی حمله پیشدستانه را انتخاب کند. سناریویی که تحقق آن میتواند پیامدهای گستردهای نهتنها برای دو طرف، بلکه برای کل خاورمیانه به همراه داشته باشد.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی