تمدن ایرانی
193 subscribers
1.87K photos
316 videos
351 files
2.61K links
ما سـرزمین خـود را مانند جان می‌دانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران

#ادمین
@Abbasibani
Download Telegram
فيلم زندگى خصوصى(خلاصه داستان)

اين فیلم روایت فردی به نام ابراهیم است که در ابتدا فردی تندرو بوده و پس از اخراج از مقام‌های دولتی به عنوان اپوزیسیون در روزنامه‌اش آغاز به انتشار مطالب جنجالی می‌کند و شیوه زندگی اش به‌طور کامل عوض می‌گردد.
ابراهیم کیانی از انقلابیون پرجوش و خروش اول انقلاب است که برش‌هایی از زندگی او در این سی سال را می‌بینیم: در تظاهرات ضد فیلم فارسی و ضد بدحجابی حضور فعال داشته و دیگران را نیز به شدت عمل هرچه بیشتر توصیه می‌کند، پست‌های مهمی در زندان و قوه قضاییه داشته و پایش به یک ماجرای بزرگ مالی کشیده شده‌است… او اینک روزنامه‌نگاری با سبک و شیوه متفاوت با دوران جوانی است و حالا خواستار تقدم اخلاق بر احکام است. سر و وضع ظاهری او نیز تفاوت بسیار کرده و همسرش نیز متناسب با وضع فعلی اوست. از سن بچه‌شان مشخص است که عمر ازدواج‌شان به ده سال نمی‌رسد و رابطه صمیمانه‌ای دارند. او در یک مهمانی شام با همسرش شرکت می‌کند که میزبانش آقای رسولی فردی متجدد و کراواتی است و او را به دیدار حاج صفاریان می‌برد تا آشتی شان دهد اما قضیه برعکس می‌شود. صفاریان، کیانی را به انحراف متهم می‌کند و کیانی نیز آنان را می‌کوبد و مثال می‌زند که همکار شما روزنامه را پل صعود خود کرده تا به وزارت برسد. در همان مهمانی زن جوانی به نام پریسا زندی با او آشنا می‌شود و بعد برای دادن مطلب و داستان به دفتر روزنامه می‌رود. داستان‌ها قابل چاپ نیست اما آشنایی آن‌ها ادامه می‌یابد. در روزی که همسر کیانی و بچه اش برای دیدار پدر و مادر به مسافرت می‌روند، کیانی به منزل پریسا می‌رود و او را صیغه می‌کند و سه روز پیش او می‌ماند. اما بعد در حالی که پریسا همچنان خواهان ادامه رابطه است او به دلیل گرفتاری کار و خانواده، مخالفت می‌کند و تماس‌های بعدی پریسا را یا بی‌جواب می‌گذارد یا با تندی برخورد می‌کند. اما پریسا دست بردار نیست و حتی با همسر کیانی نیز دوست می‌شود تا کیانی بداند که از دست او نمی‌تواند فرار کند. پریسا به کیانی می‌گوید که حامله است و او باید مسئولیت بچه را بپذیرد و تهدیدش می‌کند. کیانی ابتدا سعی می‌کند با استفاده از دوستان قدیمی و پرنفوذش، پریسا را بترساند اما موفق نمی‌شود و تصمیم می‌گیرد خود وارد عمل شود. او با تظاهر به پشیمانی از تندی اش، پریسا را سوار ماشین می‌کند و او را می‌کشد.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
4_6046613001220394864.mp4
18.6 MB
القاب برخی شهرهای ایران در دوران زندیه و قاجاریه:

دارالعلم : شیراز                            دارالسلطنه : اصفهان
دارالخلافه : تهران 
 دارالعباد : یزد
دارالامان : کرمان                          دارالمومنین : کاشان
دارالبرکت : مازندران                     دارالمنفعت : گیلان
دارالحرب :آذربایجان                    #دارالشجاعه : #کردستان
دارالشوکت: کرمانشاهان
 دارالملک : همدان
دارالغرور : لرستان .
*منبع: کتاب "رستم التواریخ"


https://t.me/irantamaddon
رذیلت‌های کلامی چاله میدان ، راه گم کرده و از دانشگاه سردرآورده است

✍️محسن آرمین- ۱ آذر ۱۴۰۱

🔹پیام آقای زیدآبادی عزیز را خواندم که دل‌آزرده از خاموشی صدای عقلانیت و میانداری افراط و غوغای ادبیات عفن چارپاداری از هر دو سو در سرزمین حافظ، سعدی، شهریار و سایه، عطای ماندن و هشدار مسئولانه و دلسوزانه به هاویه‌ای که پیش روست به لقایش بخشیده است.

🔹یکی از بزرگ‌ترین نقاط‌ضعف روشنفکری در تاریخ معاصر ایران تاثیرپذیری روشنفکران ما از فضا و جو حاکم بوده است. کم داشته‌ایم آدم‌های دارای شخصیت و منش مستقل که اسیر امواج گفتمانی نشوند.

🔹احمد زیدآبادی به‌رغم پاره‌ای اختلافات فکری از نظر من علاوه بر صداقت و سلامت نفس به‌ویژه از این جهت قابل احترام است که انسانی صاحب‌اندیشه و دارای شخصیت فکری مستقل است. اسیر جو و فضای حاکم نمی‌شود. بی‌توجه به خوشایند و بدآیند اکثریت و اقلیت، شجاعانه آن‌چه را نیک و درست می‌فهمد، بیان می‌کند. دغدغه صواب دارد، نه ثواب.

🔹بگذارید همین‌جا به‌سان شبلی گُلی هم نثار قرآن‌پژوه فرهیخته مهندس عبدالعلی بازرگان دوست‌داشتنی کنم زیرا او هم از همین قبیله است، اما نمی‌دانم چرا به‌جای مخالفت با فحاشی‌ها و رذیلت‌های کلامی رايج، در چاله میدان و بازار سیداسماعیل که این روزها راه گم کرده از دانشگاه سردرآورده به ضرب ادبیات صادق هدایت در توجیه آن کوشیده‌اند. مگر تذکر مولا ازخاطر مبارک‌شان غایب بود که فرمود: «سنة اللئام قبح الکلام» یا «إنی اکره لکم أن تکونوا سبابین»!؟

🔹بدان در این روزها که از منجنیق فلک بر سر ایران و ایرانی سنگ فتنه می‌بارد، اهریمن آهنگ این سرزمین کرده و اذنابش بر تنور خشونت و آشوب می‌دمند و رندانه مطالبات به‌حق مردم را با غوغای روایت‌ها و حکایت‌ها به محاق می‌برند، ایران عزیز به صدای عقلانیت امثال زیدآبادی بیش از هر زمان دیگری نیازمند است.

🔹بمان و بنویس و به قول مولایت که می‌دانم چقدر به او ارادت داری در این مصاف: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ، تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ، ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ» (کوه‌ها بلرزند تو نلرز، دندان‌هایت را بر هم بفشار، سرت را به خدا بسپار، گام‌هایت را در زمین استوار بدار، دیده‌ات را به دورترین نقاط این قوم بدوز و چشم بر سختی و ناملایمات ببند و بدان پیروزی از آن خدای سبحان است و بس).

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
آیا  هیچ کشوری در دنیا سراغ دارید که  به اندازۀ ایران تابو داشته باشد؟؟

✍️زنده یاد رضا بابایی..

در کدام کشور ورود زنان به ورزشگاه‌ها یا دوچرخه‌سواری آنان در کوچه و خیابان ممنوع است؟
در کدام کشور پوشش زنان این همه داستان و بگیروببند دارد؟
در کدام کشور، «مذاکره»، گیرم با ابلیس مجسم، تابو است؟
در کدام کشور دموکراتیک، انتقاد از سیاست‌‌های کلان کشوری در رسانه‌های رسمی و مطبوعات، ممنوع است؟

در کدام کشور نشان دادن آلات موسیقی آن کشور در رسانۀ ملی آن کشور ممنوع و تابو است و نباید بشکند؟
آن هم آلات موسیقی سنتی و ملی آن کشور، نه ابزارآلات موسیقی غربی و مدرن...

این روزها همۀ جامعه‌شناسان و اهل اندیشه و فرهنگ، از ۱۵میلیون کامنت در زیر یک پستِ روکم‌کنی تتلو در اینستاگرام در بهت و حیرت فرورفته‌‌اند.

من هم باور نمی‌کردم تا اینکه به چشم دیدم.
خدا می‌داند چه غم سنگینی روی دلم نشست.
تتلو همۀ ما را شکست داد.
همۀ مؤسسات فرهنگی و دینی، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و تبلیغی بودجه‌نابودکن، نمازجمعه‌ها، دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگستان‌ها، صداوسیما، وزارت ارشاد و...

هر چه بودجه از بیت‌المال گرفته‌اند باید به جیب مردم برگردانند..
چون تتلو بدون هیچ زحمتی همۀ آنها را شکست داد.
شبکه‌های اجتماعی هم باید سر به زیر اندازند و خجالت بکشند از این افتضاحی که به بار آمده است.

می‌گویند آن ۱۵میلیون کامنت را ۱۵میلیون نفر ننوشته‌اند.
قبول؛ بگو ۱۰میلیون نفر کامنت گذاشته‌اند..
بگو ۵میلیون نفر.
کدام ستارۀ موسیقی و کدام هنرمند اصیل ایرانی یا کدام فعال محیط زیست می‌تواند چند صد کامنت از مردم و جوانان بگیرد؟
ده هزار و صدهزار و یک‌میلیون و چند میلیون پیشکش...
مقصر کیست؟

مقصر سیاست‌هایی است که موسیقی سنتی را در ایران تابو کرده است...
مقصر صداوسیما است که قیافۀ تار و سه‌تار و سنتور را از چشم مردم می‌پوشاند...
مقصر آنان‌اند که طعم موسیقی کلاسیک ایرانی و سمفونی‌های بتهوون و موتزارت و باخ را به این جوانان نچشاندند تا در این حجم و اندازه دنبال تتلوها نیفتند...

روزی‌روزگاری در این کشور، پیرهن‌ رنگی یا آستین‌کوتاه یا تراشیدن ریش برای آقایان تابو بود...
شاید الان کسی باور نکند، ولی ما روزگاری را به یاد داریم که شاهنامه در شمار تابوهای نابخشودنی بود...

مربی فرهنگی ما در دبیرستان از من و چند دانش‌آموز دیگر خواسته بود که هر کدام چند بیت از شاهکارهای ادب فارسی را حفظ کنیم و در یک برنامۀ فرهنگی در مدرسه بخوانیم...
من ابیات نخست شاهنامه را حفظ کردم...

به نام خداوند جان و خرد...
وقتی مربی فرهنگی ما فهمید که من می‌خواهم شاهنامه بخوانم، اسمم را از فهرست برنامه خط زد و در اولین دیدار نیز من را نصیحت کرد و اندرز داد که کتاب‌های طاغوتی نخوانم...

ایران کشور تابوها است..
اما همۀ تابوهای بی‌بنیان دیر یا زود می‌شکنند...
پس این همه هزینه برای حفظ تابوهای ساختگی، چرا؟
تابو آن است که مردم تابو بدانند..
وگرنه عمری دراز نخواهد داشت.

من مرده، شما زنده...

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
درسی که باید از قطری ها آموخت!

حبیب رمضانخانی-۱ آذر ۱۴۰۱

این روزها که دنیا شگفت زده از امکانات و نحوه برگزاری عالی بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان توسط قطر است، کشوری کوچک که با پیشنیه تاریخی ۵۰ ساله، همه نگاه ها را خیره و این روزها درس مدیریت و اعتماد به نفس می دهد! بی شک، بیش از همه مورد حسرت و مقایسه ما ایرانی ها قرار گرفته است.

این کشور که طی چند سال گذشته، به دلیل موضع گیری و محاصره شدید کشورهای عربی، حتی موجودیت خود را در خطر می دید، به لطف حاکمیت، دیپلماسی، عقلای آن کشور و سرمایه های خود نه تنها از آن وضعیت و فضا رهید، بلکه امروز وقتی عربستان گل دوم و پیروزی بخش به آرژانتین را زد، امیر قطر در ورزشگاه، پرچم عربستان را روی دوش خود انداخته، به وجد آمد و عملا بر عادی شدن کامل روابط با عربستان مهر تایید زد.

در آنسو، نشریه گازته به نقل از بولنت کایا معاون رهبر حزب سعادت ترکیه نوشت که حزب عدالت و توسعه به اعضای تشکیلات خود اعلام کرده؛ با توجه به دیدار احتمالی رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه با بشار اسد که هر آن ممکن است رخ دهد، هر آنچه را درباره بشار اسد در صفحات مجازی خود نوشته اند پاک کنند.

در ماه های گذشته، اردوغان موضع گیری های مشابهی انجام و چنین رویکردی را نسبت به امارات، عربستان، رژیم صهیونیستی و حتی مصر نشان داده است. انعطافی که مبنای عمل اردوغان و امیر قطر بوده، یک هدف مشترک داشته و آن تامین منافع مردم و کشورش هست که امروز ایجاب می کند از راه دوستی و نزدیکی روابط تامین شود.

قابل تامل، ما در حالی با حسرت به این موضع گیری ها، گشایش در روابط خارجی و در نتیجه پیشرفت این کشورها و تامین منافع مردمشان می نگریم که در وضعیتی برعکس، امروز وضعیت بحرانی ما ناشی از عدم انعطاف و اصرار بر یک رویه و سیاستی هست که چهاردهه بدون تغییر مانده و همچنان تبعات آن مردم و کشورمان را درگیر کرده است. قابل تاملتر، در باب تامین منافع اقلیتی، مثل رویکرد نسبت به روسیه، وارث شوروی و چین بسیار منعطف بوده و اصول و خطوط قرمز را رد کرده ایم، ولی در جهت تامین منافع مردم و کشور، نه تنها انعطافی نداشتیم، بلکه بر شدت دشمنی و رویکرد متعصبانه خود، در نگاه به غرب، مرتب افزوده ایم!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
Forwarded from تمدن ایرانی (ابوالفضل عباسی بانی)
دوستی از سر دشمنی

ابوالفضل‌عباسی بانی- ۲ آذر ۱۴۰۱

تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا -این دشمن اصلی ایران- و مدیر «موسسه تونی بلر برای تغییر در جهان» طی بیانیه‌ای ویدئویی گفته:
معترضان در ایران باید بدانند که از حمایت میلیون‌ها نفر در اطراف جهان که «ایستادگی آنها برای آزادی را ستایش می کنند» برخوردارند.
او گفت: «اعتراضاتی که بیش از دو ماه پیش شروع شد بی‌سابقه است، اما در ادامه حرکتی ضدحکومتی است که در سال ۲۰۱۷ شروع شد و همه بخش‌های جامعه ایران را متحد می‌کند. موسسه من متعهد به افزایش آگاهی در مورد این شکاف فزاینده میان مردم ایران و یک رژیم تندرو اسلامگراست که برای ۴۳ سال در ایران حکومت کرده است.»
«درحالی که معترضان در ایران برای کسب اولیه‌ترین آزادی‌ها جانشان را به خطر می‌اندازند، ما در همکاری با "گروه تحلیل و سنجش افکار عمومی ایران" یک رشته برنامه‌هایی را شروع می‌کنیم که شکی باقی نخواهد گذاشت که این اعتراضات به چیزی خیلی بیش از حق انتخاب پوشیدن یا نپوشیدن حجاب مربوط می شود.»
او اظهار داشت که جامعه ایران برای چند دهه با سرعتی بیش از دیگر کشورهای اسلامی فرآیند سکولاریسم و آزادی‌خواهی را طی کرده است.

تونی بلر حتما می‌داند و اگر فراموش کرده به یادش می‌آورم کشورش انگلیس خبیث، در ۱۵۰ سال گذشته بخش بزرگی از خاک ما #هرات را جدا کرده، دو بار رسما سرباز چکمه‌پوشش خاک ما را اشغال سرزمینی‌کرده و یک‌بار هم با کودتا دولت ملی ما را سرنگون کرده و امروز هم هرچه مصیبت داریم زیر سر همین استعمار پیر، روسیه و چین است که یقین دارم آرزوهایشان را به گور خواهند برد .

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
انتظار

نعمت الله فاضلی-۲آذر ۱۴۰۱

ایران امروز چه جامعه ای است؟ مرادم از "امروز" دقیقادهمین روزهای اخیرست؛ نه ایران معاصر؛ و مرادم از "جامعه" هم حال و هوا و ذهنیت جمعی است.  این پرسشی که ذهن همه درگیر آنست. انتظار می رود من انسان شناس هم این پرسش را پاسخ دهد. رسالت تاریخی و حرفه ای رشته انسان شناسی آن طور که برانسیلاو مالبنوسکی از بنیانگذاران انسان شناسی مدرن گفت اینست که "چشم انداز بومی" را توضیح دهد و بگوید مردم یک جامعه چه فهمی از دنیای شان دارند. بر این مبنا می گویم جامعه امروز ایران، "جامعه منتظر" است. در یادداشت "جامعه پس از اعتراضات چگونه خواهد بود؟" (۱۶ مهر ماه، فراز دیلی) نوشتم تاریخ ایران پس از اعتراضات سه جامعه شد: جامعه دیروز، جامعه امروز، جامعه فردا. در جستار "ایران: جامعه مردد" که اردیبهشت ۱۴۰۱ در سایت انجمن جامعه شناسی منتشر شد نوشتم ایران جامعه ایست مردد میان تغییر کردن و نکردن؛ یک گام به پیش می گذارد و دو گام به پس. این توصیفم از ایران پیشااعتراضات بود. اما ایران امروز همان جامعه دیروز نیست، اکنون "جامعه منتظر" است. قسان هیگ انسان شناس بلندآوازه در کتاب "انتظار"(۲۰۰۹)  و مطالعات دیگرش درباره مهاجران و مهاجرت،  جامعه امروزی را با مفهوم  "انتظار کشیدن" و فرهنگ انتظار توضیح می دهد. بحران های زیست محیطی، اقتصادی، ناپایداری های سیاسی و اجتماعی و سیل مهاجرت ها، بشر چشم به راه زیستن و آمدن جامعه و سامان بهتر کرده است. همه در فرودگاه ها و پایانه های مسافربری و سفارتخانه ها و مرزها و حتی خانه های مان در نوبت رفتنیم و انتظار می کشیم که جای بهتری برویم. همکار انسان شناسم مهرداد عربستانی در پژوهش اتنوگرافیک خواندنی اش "تمنای رفتن" (۱۳۹۷) این حس و حال منتظران را روایت می کند.
اما انتظار کشیدن صرفا مقوله ای فردی و روان شناختی نیست. وقتی جامعه ای در کلیت آن در آستانه تغییر است، و می خواهد حرکت کند و از جاکنده شود، دیگر این افراد نیستند که چشم به راه فردا و منتظر رفتن و رسیدن به جایی هستند؛ بلکه این تاریخ و جامعه و فرهنگ است که جابجا می شود و انتظار می کشد. قسام هیگ و عربستانی، "تمنای رفتن" و "انتظار" را در تجربه افراد نشان دادند، اکنون این جامعه ایران است که انتظار می کشد و حس و حال منتظر بودن در روان و ذهن همه القا می کند. نمی دانم اکنون که آغاز آذر است این جنبش کارش به کجا می کشد و آبستن "انقلاب" است یا نه، اما فرقی نمی کند حتی اگر شاهد پساجمهوری اسلامی هم نباشیم، جامعه منتظر تغییر است. جمهوری اسلامی در فردای این جنبش، همان جمهوری نخواهد بود که هست. در هر حال ته ذهن جامعه اینست که انقلاب یا شبه انقلابی در راهست. این دقیقا درون مایه انتظاریست که در جامعه می بینیم. جامعه دیگر مردد تغییر کردن یا نکردن نیست. در چنین وضعیتی، اضطراب، ترس، احساس ناامنی، و حس بیم و امید و شاید از همه بارزتر حس بی‌تابی و تعجیل بر جامعه چیره می شود. ویژگی هستی شناختی "موقعیت انتظار" اینها را ایجاب و اجتناب ناپذیر می کند. البته این حالت بیم و امید و بی‌تابی، درون مایه ای از خشم نیز دارد. همین خشم است که تحمل موقعیت انتظار را سخت تر و شدیدتر کرده است. عربستانی و همکارانش در بهار ۱۳۹۸ کتاب "از خشمی که داریم" را نوشتند و در مقدمه اش نشان دادند که به استناد تحقیقات تجربی جهانی، ایران خشمگین ترین جامعه جهان است. آنها در این روایت تنها نبودند و محققان دیگر نیز در این سال پیاپی از "فروپاشی اجتماعی" و به تعبیر سعید مدنی "آتش خاموش" سخن گفتند. همین ها بود که زمینه و زمانه و زبان جامعه ایران را مهیای تغییر و انتظار کرد. علم انسانی در اینجا در فهم چیستی و چگونگی جامعه ایران دقیق و واقع بینانه عمل کرد. تاریخ آن را فراموش نمی کند. خدا عالم است ایران فردا چه می شود، فقط می دانم که امروز منتظر فرداییم. آیا همچنان یک گام به پیش می رویم و دو گام به پس هم معلوم نیست. تنها چیزی قاطعانه می توان گفت اینست که هم حامیان حکومت هم مخالفان، و هم خاکستری های کنار گود، همه منتظرند. نشانه بارز این انتظار همان پرسشی است که ابتدا طرح کردم و این که عاقبت چه خواهد شد و به کجا می رویم. امیدوارم این سفر در هر حال عاقبت بخیر شویم و ایران، بانوی بزرگ تاریخ به انتظارش و رویاهایش برای زیستن در سامانی انسانی، آزاد، دموکراتیک، عادلانه و پایدار برسد و خدای عالم ایران بانوی ما را سربلند بدارد.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
کردستان قلب ایران

سید احمد نبوی-۲ آذر ۱۴۰۱

اگر نقشه جغرافیایی ایران را به مثابه یک گربه نشسته تصور کنیم که البته چنین نیز هست ، قلب این گربه و ایران جایی نیست جز کردستان عزیز که در سینه ایران بزرگ می تپد .
اگر ۵۰۰ سال پیش و در جنگ چالدران بخش بزرگی از کردستان ( کردستان عراق ، ترکیه و سوریه ) را به عثمانی نبخشیده بودیم امروز کردستان یک سوم ایران فعلی بود هر چند دشمنان اتحاد ایران بزرگ در همین ۴۰ سال پیش باز هم قصد داشتند تا مابقی کردستان امروز را از ایران جدا کنند ولی این بار رزمندگان ایران با جنگجویان دوران صفویه فرق داشتند ، در کردستان عزیز از ۲۱ استان کشور شهید داشته ایم این به معنی آن است که همه ایران جنگیدند تا این بار کردستان قلب ایران را از دست ندهیم ، هیچکس زندان دولتو، سر بریدن پاسداران با موزائیک و مبارزات قهرمانانه پیشمرگه های کرد مسلمان را فراموش نمی‌کند.
۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح یعنی ۲۴۰۰ سال پیش و در زمان اردشیر دوم هخامنشی، اجداد کردهای قهرمان در منطقه اربیل امروزی ارتش ده هزار نفری یونان را که قصد فتح ایران بزرگ آنروز را داشتند را نابود کردند .
اتفاقات چند ماهه اخیر در سراسر ایران خصوصا کردستان حاصل سالها نپرداختن به زیر ساخت‌های خطه کردستان بوده است ، بیکاری مفرط و مهاجرت به شهرهای بزرگ ، حاشیه نشینی و تشدید فشار معیشتی و برخی نگاه‌های غلط امنیتی برای جلوگیری از سرمایه گذاری های کلان نه تنها فرصت طلایی اشتغال در این استان را گرفته است بلکه تهدیدی به نام کولبری و مرگ های ناشی از آن را به همراه داشته است .
بنطر می آید کاملا طبیعی باشد که از اعتراضات به حق مردم کردستان ، گروه‌های به ظاهر ایرانی ولی تجزیه طلب سر بلند کنند و بدنبال انتقام گیری ۴۰ ساله از کردستان و ایران باشند .
عقلای حکومت باید به سرعت مرز اعتراض صدها هزار کرد عاشق ایران را با چند صد نفر تجزیه طلب وابسته به خارج را روشن کنند ، دیگر نمی شود برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشید .
امروز استاندار جوان و سختکوش کردستان می تواند تاریخ ساز شود و با دستور به نیروهای امنیتی و انتظامی برای محدود کردن و بستن گلوگاه‌های مرزی ورود عناصر تجزیه طلب را قطع نماید، همچنین شناسایی و دستگیری افراد مسلح معدود محاصره شده در داخل را با همکاری مردم به اتمام برساند همچنانکه سپاه پاسداران نیز با اقتدار کامل موشک باران عقبه های این عناصر تجزیه طلب را در عمق خاک عراق ادامه داده و راه را برای گفتگوهای استاندار کردستان با ماموستاها و نمایندگان اقشار مختلف را در فضایی خارج از تنش گروهک های ضد انقلاب و تجزیه طلب مهیا نماید .
دولت و مجلس نیز به کمک این جوان کوشا (زارعی کوشا) که خود از آن خطه زرخیز است برخیزند و کوتاهی های گذشته را جبران کنند .
همانطور که چهل و چند سال پیش و در سن ۱۹ سالگی وظیفه خود می‌دانستم که از کردستان دفاع نمایم امروز نیز بر خود واجب میدانم تا از هموطنان کرد در مقابل هجمه های تجزیه طلبان و بی خردی برخی داخلی ها حمایت نمایم .

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
ایران

نعمت الله فاضلی- ۴ آبان ۱۴۰۱

ایران را فراموش نکنیم. اعتراض کنیم و از "زن، زندگی، آزادی" بگوییم اما فراموش نکنیم که ایران درخت کهنی است که همه بر شاخه های آن نشسته ایم. مراقب باشیم بُن نبریم. ایران نام نیست، واژه نیست، خاک زیر پای ماست، زبان ماست، ساختار ساخت دهنده به عمیق ترین لایه های آشکار و پنهان عواطف و باورها و کهن الگوهای ماست. بانو ژولیا کریستوا روانکاو بلغاری-فرانسوی در کتاب خواندنی اش "علیه افسردگی ملی" در گفتگو با فیلیپ پتی می گوید: "پرسش کردن از قوانین، هنجارها و ارزش ها، لحظه ای حیاتی در زندگی روانی افراد و جوامع است" (کریستوا ۱۴۰۱: ۱۲). آن را "سرپیچی" می نامد. کریستوا "سرپیچی و عصیان" را ستایش می کند و همسو با سارتر می گوید "ما حق عصیان داریم" ( همان ۴۳)، زیرا ان را عامل ضروری برای حیات روانی و متصل کردن پیوندهای جامعه می داند؛ اما مدافع  فرانسه است. به نقل از ژیرودو می گوید: "ملت ها مانند انسان ها از بی نزاکتی های نامحسوس می میرند"(همان ۶۴). معتقد است "به قابلیت از بین بردن لکه های ننگی که شوربختی را دوره کرده اند و تمرین همبستگی دربرابر آن ایمان دارم" ( همان ۶۶). ایران، امروز عصیان و سرپیچی را تمرین می کند، این سرپیچی چنان که کریستوا می گوید اگر برای بازسازی و پرسشگری و در مقابل افسردگی ملی باشد نجاتبخش و شادمانی افزاست و روح ایران را تر و تازه می کند. ایران را فراموش نکنیم و ایران و نمادها و نشانه هایش را قربانی هیچ چیز واقعا هیچ چیز نکنیم. چرا که "چو ایران نباشد" دیگر چیزی نخواهد بود و نخواهد ماند. سرپیچی کنیم، پرسش کنیم، عصیان را حق خود بدانیم ولی به خاطر بسپاریم که اینها نیازمند بقا و تداوم ایران و ایرانی بودنست، سرزمینی که هزاران سال گهواره زایش و رویش و پرورش میلیون ها میلیون انسان، هزاران زبان، هنر، دین، ادبیات، رسم، سنت و تاریخ است و به بهای بی نهایت رنج ها و دانید و این صرفا یادآوری است!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
Forwarded from اراک تصویر (ابوالفضل عباسی بانی)
این روزها که کتاب «از بهزادان تا دهگان» به مرحله ویراستاری رسیده و دارم طراحی جلد رو انجام میدم این عکس رو از خانواده استاد مرتضی ذبیخی دریافت نمودم برای درج در بین نامداران برجسته سرزمین خورشید بر روی جلد.

📷 دریافت عکس از سارا فرزند استاد


سربلندایران‌وایرانے

@araktasvir
@arakology
www.arakology.com

🔹آگاهے ، سرآغاز خردمندے است.


https://www.instagram.com/p/B41oFh_AILv/?igshid=58exuc42nnzi
*شش رهبر برجسته جهانی!*

🖊️علی مرادی مراغه ای
*ارسالی از:* فضل الله کوهساری
*نشر:* گاهنامه مدیر

○رهبری خوب، نیرویی است که همه نهادها، اعم از دولت، مذهب، ارتش، شرکتها یا مدرسه ها...را بسوی جایگاهی سوق می دهد که هرگز نبوده‌اند و مردم تصور آنرا نیز در خیال خود نمی پروردند. اما رهبری بد، باعث می شود همه نهادها و تلاشها بی هدف گردند و سرانجام فاجعه بار می آید، مثل پدرِ معتادی که همه تلاشهای و زحمات فرزندان را به باد می دهد...

■هنری کیسینجر به شش رهبر برجسته جهانی پرداخته که در بازسازی و تغییر جهان در دوره ناپایدار پس از جنگ جهانی دوم کمک کردند. این شش رهبر ملیِ قرن بیستم اینها هستند:

□کنراد آدناور(آلمان غربی ۱۸۷۶-۱۹۶۷) که بعد از جنگ جهانی دوم، سکان هدایت آلمان را به دست گرفت. آدناور با ترکیب پشیمانی و فروتنی با سخت کوشی معروف آلمانی، پایه های بهبود کشورش را بنا نهاد و آلمان آشفته بعد از جنگ را به عضوی صلح آمیز از خانواده جهانی تبدیل کرد.
و کیسینجر، سیاست او را به عنوان "استراتژی نرمی" توصیف می کند.

●شارل دوگل (فرانسه ۱۸۹۰-۱۹۷۰) فرانسه شکست خورده در جنگ جهانی را بزرگ کرد و الجزایر را قادر ساخت تا استقلال خود را به دست آورد. و کیسینجر، سیاست او را به عنوان "استراتژی اراده" توصیف می کند.

○ریچارد نیکسون (آمریکا ۱۹۱۳-۱۹۹۴) که کیسینجر ابتدا به عنوان مشاور و سپس وزیر امور خارجه برای او خدمت کرد، معتقد است که او با "استراتژی اراده" خود، به جنگ ویتنام پایان داد و با برقراری ارتباط باچین، راه را برای پیوستن آن کشور غول پیکر به خانواده جهانی هموار کرد. و کیسینجر، سیاست او را به عنوان "تعادل" توصیف می کند.

■انور سادات (مصر ۱۹۱۸-۱۹۸۱) هنر کرده با رفتن به اورشلیم برای برقراری صلح اعراب و اسرائیل، جان خود را فدا کرده با کلمه ای توصیف می کند به عنوان سیاست"خارق العاده" یا فراتر از  حالت عادی...

□لی کوان یو(سنگاپور ۱۹۲۳-۲۰۱۵)، سنگاپور را زمانی که یک جوجه و کوتوله بود به یک غول تبدیل کرد. هنگامی که او به حکومت رسید بازماندگان استعمار بریتانیا، سنگاپور را به قطعه زمین عقب مانده ای تبدیل کرده بودند. لی کوان یو آنرا در میان پیشرفته ترین کشورهای جهان قرار داد. درآمد سرانه این کشور از حدود ۵۱۷ دلار در ۱۹۶۵ به ۶۰۰۰۰ دلار در ۲۰۲۰ افزایش یافت. و کیسینجر، سیاست او را به عنوان«استراتژی تعالی» توصیف می کند.

●مارگارت تاچر (انگلیس ۱۹۲۵-۲۰۱۳) سکان کشوری را در دست گرفت که در غم امپراتوری از دست رفته و با اعتصابات و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد و اصلاحاتی را ارائه کرد که پایه های بریتانیای ثروتمند امروزی را پی ریزی کرد. او در عرصه بین المللی به کشورش نیرو داد. و کیسینجر، سیاست تاچر را به عنوان «استراتژی ایمان استوار و صادقانه» » توصیف می کند.

○کیسینجر می نویسد که هر شش نفر از این رهبران را می شناخته و با برخی از آنها روابط دوستانه داشت. این رهبران که از نظر خیلی ها بزرگ به نظر نمی رسند، دارای ویژگی های مشترک بودند:
︎دوره طولانی تجربه،
︎صداقت،
︎عزم راسخ که برای مخالفان خود مانند لجاجت به نظر می رسید،
︎ابتکاراتی که دیگران جرات نمی کنند،
︎پشتکار در تعقیب اهداف.
︎و شاید مهمتر از آن، احساس خدمت، مفید بودن برای مردمشان باشد.

■اما دنیای امروز چقدر کوتوله شده که از فقدان چنین سیاستمداران و رهبران ملیِ متفکری رنج می‌برد. رهبرانی که هر کدام جامعه خود را متحول کردند و در حل بحرانهای بزرگ، سهیم بودند.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
📚
«محمد بن راشد آل مکتوم» حاکم دبی و نویسنده کتاب «نگرش من و چالشهای برتری» در مقدمه ترجمه فارسی کتاب خود چنین می گوید:

بسیار خوشحالم که امروز این کتاب به زبان شیوای فارسی ترجمه شده است تا ایرانیان این ملت بزرگ و بافرهنگ، این همسایگان قدیمی و دیرآشنا و نیز همه فارسی زبانان –مردم تاجیکستان و افغانستان- بتوانند آن را بخوانند و بهره ببرند.

و امیدوارم و از خداوند بزرگ مسئلت می کنم ترجمه این کتاب سبب همدلی و تفاهم هرچه بیشتر میان دو ملت ایران و امارات متحده عربی باشد.»‌

و اکنون بخشی هایی ازکتاب ارزشمند فوق :

احساس معصومیت سبب می شود که رهبر فکر کند که هیچ گاه اشتباه نمی کند و حق همیشه با اوست. هرگاه انسان به چنین حالتی رسید به قهقرا می افتد و خود و امتش را به سمت پرتگاهی عمیق می برد. بنگرید که مدعیان معصومیت در جهان عرب، ما را به کجا رساندند و بنگرید که «معصومان» در دیگر مناطق جهان، خود و ملت های خود را به کجا کشاندند. 

ما می خواهیم که دبی برترین شهر تجاری، گردشگری و خدمات در قرن بیست و یکم باشد. آری ما می توانیم زیرساخت پیشرفته و محیط الگوی مناسب برای ایفای این نقش را فراهم و پی ریزی کنیم.

تجربه ما در امارات به ما یاد داد که فرق میان حکومت موفق و ناموفق گهگاه همان است که اولی دشواری ها را از سر راه مردمش بر می دارد و دومی بر سر راه مردمش قرار می دهد.

یک بار به نزد پدرم رفتم و گفتم که نشریه ها درباره ما مطالب دروغ می نویسند. آنها درباره دبی چیزهایی می نویسند که درست نیست. پس از آن پیشنهاد کردم که جلوی آنها را بگیرد. اما او مرا آرام کرد و گفت: بهتر این است که همچنان به آنها اجازه فعالیت بدهی؛ چراکه اگر چیزهایی که درباره ما می نویسند، درست باشد، ما سزاوار انتقاد هستیم و حقمان است و اگر دروغ باشد، کسی آن را قبول نمی کند. پاسخی نداشتم؛ قانع از نزدش بیرون رفتم و پس از آن هیچ گاه خواستار لغو امتیاز نشریه ای نشدم.

هر کس از این شهر [دبی] دیدن کند فورا در می یابد که اینجا با دیگر جاها تفاوت دارد. او از زمان فرود هواپیمایش و تا زمانی که آنجا را ترک می کند برترین خدمات را می بیند. نگاه اول در ذهن مردم یک تاثیر دائمی از خود بر جای می گذارد. بنابرین استقبال خوب، مهمانداری خوب و یاری رسانی بسیار مهم است.

در دبی خیابان ها تمیز، ساختمان هایی زیبا و باغ هایی که سازمان دهی آنها فوق العاده است، وجود دارد. ما به مردم نمی گوییم چه بپوشند، هنگامی که درون زیبا باشد، برون نیز خود را همساز می کند. کسانی که قدر برتری را می دانند و ارج می نهند، نوعی آراستگی و برازندگی و توجه به ظاهر و رفتار در آنها وجود دارد.

یکی دیگر از صفات برتری دبی، احترام گذاشتن به ادیان و اعتقادات دیگران است. این امر به این خاطر است که دیگران به دین و اعتقادات ما احترام بگذارند.

ما اگر در سال ۱۹۷۷ به مردم می گفتیم که می خواهیم به چین و آمریکا ملحق شویم و چیزی بسازیم که انسان بتواند آن را از روی کره ماه ببیند، چه بسا می گفتند: خواب ببینید ای عرب ها؛ زیرا ارزان تر از حرف مفت فقط خواب دیدن است! دو سال بعد دبی ساخت بندر جبل علی را که ۶۷ اسکله داشت به پایان رساند و پس از آن بزرگ ترین پروژه مسکونی سیاحتی جهان یعنی پروژه جزایر نخل ساخته شد. [که از کره ماه دیده می شوند]

میان دین و مدرنیسم و یا میان دینمان و آنچه تمدن سالم ارائه می کند، هیچ نوع تناقضی نمی بینیم. از این رو هرگز برای دنیایمان از دینمان هزینه نمی کنیم زیرا در این صورت هم دینمان را از دست خواهیم داد و هم دنیایمان را!

من زمانی که رهبری می کنم، رهبر هستم؛ زمانی که بر پشت اسب نیکو هستم، شهسوارم؛ زمانی که شعر می نویسم، شاعرم و زمانی که در جلسه ای یا دیداری با دیگر هموطنانم هستم، شهروندی عادی هستم. خواسته هایم از دنیا اندک است و هرجا می روم، اتومبیلم، سجاده نمازم، ظرف آب و چه بسا ابزار صید، شغل، دلمشغولی ها و نگرشم را با خود همراه دارم.

«هرچند این کتاب را من خطاب به امت عربی و به ویژه برای مردم خودم در امارات متحده عربی نوشته ام اما همیشه علاقه مند بودم که همه مردم دنیا تا جایی که ممکن است به این کتاب دسترسی داشته باشند و آن را بخوانند و بدانند که در این گوشه عالم، در کناره خلیجی کوچک که روزگاری شاهد نبرد سهمگین نیاکان دلیر ما با دریای خروشان برای صید مروارید بوده است، راهبرانی با فکری روشن و نیتی پاک و عزمی راسخ و همتی بلند با همراهی مردمی سخت کوش و غیرتمند چگونه توانسته اند کمترین داشته های طبیعی را با بیشترین اندیشه ها و تدابیر درست و برترین علوم و فن آوری نوین دنیا و نیز گران ترین تجربیات دیگران تلفیق کرده و موفق به خلق دنیای جدید و متفاوتی شوند که امروز آرزوی هر انسانی در این کره خاکی است.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
@Drnematallahfazeli

📝 انقلاب

🔻نعمت الله فاضلی- آذر ۴۰۱

همکار عزیزم آقای دکتر سیامک زندرضوی یادداشت "ایران" را نقد کرده است و نگرانی ام از ایران را بی مورد می داند.

🔻در پاسخش می گویم  بله نگرانم چون "انقلاب ها دروغگویند" حتی اگر انقلابیون صادق و شجاع و فداکار باشند. انقلاب ها در آغاز برای آزادی، عدالت، استقلال، رفاه و انسانیت شکل می گیرند و پیروز می شوند، اما بعد از پیروز ابتدا فرزندان شان را می خورند، بعد هم بقیه ملت را! ر

وایت جیمز اندرسن از "زندگی روزمره در انقلاب کبیر فرانسه" را بخوانید و ببینید این انقلاب، که مادر انقلاب هاست، چه کرد؛ انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ و استالینیسم و سایر ماجراها را هم رسوای عام و خاص اند؛ انقلاب کوبا (۱۹۵۹) فقط باتیستای دیکتاتور را ساقط کرد و خُلف وعده هایش بسی سنگین تر از وعده هایش از آب درآمد. میراث ان شد فیدل کاسترو و سخنرانی های چندین ساعته و دیوانه کننده اش. می ماند آخرین انقلاب قرن بیستم، انقلاب اسلامی ۵۷ که بی نیاز از شرح است! همین فریادهای ملت گواهی است بر دروغ های آن.

🔻حق بدهید نگران باشم که وقتی  انقلابیون جدید حمایت از تیم رقیب تیم ملی شان کنند، بپرسم فردا چه خواهد شد. حال که هنوز انقلاب جدید نه به بارست و نه به دار، تفنگ را به روی خودمان می گیریم! نگرانی ام از فردا و فرداهاست.

🔻بله، فعلا کسی شعار تجزیه طلبی سرزمینی نمی دهد، اما صدای "تجزیه طلبی فرهنگی" می آید. انتهای یادداشتم گفتم "صرفا یادآوری" است. با صدای معترضان و جنبشی ها همدلم و آنها را با گوشت و پوستم درک می کنم، اما مراقب باشیم که بُن نبریم.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
واقعیت دین اسلام

برداشتی آزاد از نوشته امیر ترکاشوند-۶ آذر ۱۴۰۱

در اعتراضات و تجمعات، کار وقتی پیچیده‌تر می‌شود که معترضان اقدام به شعار بر علیه مسیولین عالی می‌کنند و پلیس بر اساس دستوری که از مافوق گرفته وادار به برخورد و خشونت و سرکوب می‌شود.

پرسش این است که مگر مطابق آموزه‌های دینی (که حکومت شعارِ آن را می‌دهد) باید معترضانِ شعاردهنده را سرکوب کرد که مأموران این‌چنین قاطع و ثابت بر آن منوال عمل می‌کنند؟
پاسخ منفی است! زیرا طبق آن آموزه‌ها:
یا شعارهای تند آنان را ناشی از به ستوه آمدن‌شان می‌توان دانست که در این صورت باید به ایشان اجازه داد فریاد کشند و مرگ گویند و آرامش یابند؛ و اگر شعارهای تند و دشنام‌ها را بی‌محمل و توجیه‌ناپذیر دانستید نهایتا می‌توان شعارهای تند و مرگ بر این و آن‌شان را با شعار و دشنام متقابل پاسخ داد چنان‌که گهگاه شاهد این تقابل شعاری بین دو گروه از مردم هستیم

اگر نسخه دینیِ دیگری هست که متفاوت از راهکارها در حالات فوق است، بازگو شود

متن یادداشت‌های پیشین در همین باره:

۱- شعارِ مرگ بر علی (ع) در مسجد
گروهی در مسجد کوفه اقدام به شعار و دشنام بر علیه حضرت علی (ع) کردند و حتی برخی‌شان با خدا عهد بستند که حتما او را خواهند کشت. لیدرشان دستگیر و مابقی پراکنده شدند. وی را نزد امام علی آوردند ولی حضرت گفت: آزادش کنید ... مأمور زیر بار نمی‌رفت و دستِ آخر گفت:
آخه غیر از تهدید به قتل، شعار و دشنام هم علیه‌ت سر می‌دادند، ولی باز امام فرمود: خب تو هم اگر می‌خواهی به او دشنام بده و یا از این کار درگذر و دشنام نده.
حضرت علی با شعار "مرگ بر او"، چنین واکنش نشان داد.
در بارۀ این روایت تاریخی به یادداشتِ "واکنش علی بن ابی‌طالب در برابر سب و تکفیر و تهدید به قتل خویش؛ گزارش قاضی شیبانی" نوشتۀ دکتر فلاحی (به تاریخ ۱۳۹۹/۰۷/۲۵) مراجعه شود

۲- فریاد و شعار یک زن بر علیه امام علی هنگام ورود وی به شهر پس از پیروزی در جنگ جمل:
آهای قاتل! خوش نیامدی؛ مرگ بر تو (خدا فرزندانت را یتیم کناد)
و امام نه بازداشتی نه تهدیدی نه حکم جلبی نه محرومیتی نه محدودیتی نه اخراجی و نه و نه و نه ... ولی ما مدعیان سینه‌چاکِ او ...!؟

۳-تعرّض به زنان مطلقا ممنوع
(دستور امام علی به سربازان هنگام درگیری و نزاع)
از: علی بن ابیطالب
به: تمام دستگاه‌های امنیتی که خود را پیرو وی می‌دانند
موضوع: استثنا بودنِ زنان، مجروحان و بی‌دفاع‌ها از اِعمال خشونت (روا نبودن خشونت در حقّ زنان، مجروحان و بی‌دفاع‌ها).
مواد ابلاغیه:
《۱- اگر کسی قدرت دفاع از خود ندارد به او آسیب نزنید (: ولا تُصیبوا مُعوراً)
۲- دست از سرِ مجروحان بردارید (: ولا تُجهزوا علی جریح)
۳- ما در زمان رسول خدا مأمور بودیم کاری به زنان ،که مشرک بودند، نداشته باشیم و حتی در زمان جاهلیت (یعنی پیش از اسلام) اگر مردی با سنگ یا چوبدستی/باتوم به زنی حمله می‌کرد، آن مرد و حتی فرزندان و نوادگانش را به خاطر همان حمله مورد سرزنش قرار می‌دادند

۵- مطابق فرمایش امام علی؛
جاهلیتِ پیش از اسلام شرف دارد بر سربازان مسلمانی که دست به روی زنان بلند می‌کنند.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
‌                                                 ‌ ‌‌‌    ‌
#وکیل خود باشیم

-اول از همه چیز تقاضای معاینه پزشکی کنید و تا پزشک شما را معاینه نکرده هیچ چیزی را امضا نکنید . این کار از بیشتر کتک خوردن شما جلوگیری می‌کنه.

-و باز هم بلافاصله تقاضای ملاقات با وکیل بکنید حتی اگر انتخاب شما نباشد. تاکید می‌کنم ملاقات با وکیل از اطلاع‌رسانی به خانواده هم مهمتره. همون به خانواده شما اطلاع خواهد داد و راهنماییهای لازم هم به شما و هم به خانواده خواهد کرد.

-اگه تو خیابون دستگیر شدید چون به تعداد بالا و در درگیری و اینا بودنه پس دلیلش رو نمیدونن و بازجوها سعی میکنن از خودت بکشن بیرون
پس هیچ اطلاعاتی بهشون ندید و با خونسردی بگید که اشتباهی دستگیر شدید و رهگذر بودید.

- به هیچ وجه نوشته دیگری رو امضا نکنید و جواب سوالات رو خودتون بنویسید.

-به هیچ وجه در جواب سوال وارد ماهیت ماجرا نشید و فقط بنویسید وکیل میخواهید و نیاز به تماس با خانواده دارید و وضعیت بازداشت نامناسب است.

_شما بعد از بازداشت باید به دادسرا جهت تعیین تکلیف معرفی شوید هر بازجویی قبل از اون و پیش ظابطان کم اهمیت هست.

-جلوی بازپرس امنیت کامل دارید و هیچ وقت اقرار نکنید و استفاده از سکوت حق شماست حتی اگه فکر کنید به ضرر شماست.

-شما میتونید تقاضای وکیل کنید و تا نبودن وکیل از صحبت کردن و توضیح دادن موضوع خودداری کنید.

-به هیچ وجه و در هیچ شرایطی اقرار به جرم نکنید حتی اگر زیر فشار بمیرید. چون تهیه دلایل مجرمیت شما بر عهده ضابطین و دادسراست ولی اگه اقرار کنید دیگه هیچ کاری نمیشه کرد‌.

_چون اتهام زدن سیاسی برای خودشون دردسر درست میکنه پس سعی میکنن از شما برای تخریب اموال عمومی ‏ضرب و جرح ماموران.  تمرد نسبت به دستور ماموران و موارد اینچنینی اقرار بگیرند مراقب باشید در دامشون نیفتید.

-ممکنه بگید موارد قانونی رعایت نمیشه
بله درسته  ولی شما با نوشتن اینها نزد بازپرس دست وکیل رو برای دفاع از خودتون توی دادگاه باز میذارید.

-سلول انفرادی غیرقانونی هست و هر اقراری که با چنین شرایطی گرفته شده فاقد اثر هست.

-برابر قانون بعد بازداشت باید تلفن در اختیار شما قرار داده بشه تا محل‌بازداشت و علتش رو به خانواده اطلاع بدید اگر نذاشتن در صورتجلسه بازجویی بنویسید تا مجبور به رعایت قانون بشن.

-بازپرس حکم صادر نمیکنه فقط ادله رو جمع آوری میکنه و برای آزادی موقت شما تصمیم گیری میکنه که گاهی نیاز به وثیقه یا جواز کسب یا فیش حقوقی کارمند هست و ممکنه بازداشت موقت کنه.

-به هیچ وجه به بازجو اعتماد نکنید ممکنه به شما بگه هر چی من میگم بنویس تا آزاد بشی والا حالاحالا بازداشتی دقیقا این جمع آوری دلیل علیه شماست.

-بازجوها با شما بازی روانی می‌کنند اگر مطالب مورد درخواستشون رو ننویسید چن روز شما را در انفرادی نگه میدارند و بعد مجدد میگویند اگر ننویسی میروم و اینطوری شما تشویق به نوشتن آنچه او می خواهد میشوید.

- بازجو به هیچ وجه شما را کتک نمیزند ولی با روان شما بازی می‌کند مثلا می‌گوید برادر شما را بازداشت میکنم اگر همکاری نکنی یا حکم اعدام برایت میگیرم و از این قبیل حرف‌ها به هیچ وجه باور نکنید.

_اگر اقرار نکنید مجدد مجبور است شما را نزد بازپرس ببرد در آن زمان همه تهدید ها و پیشنهادهایی که داده رو روی برگه اظهارات متهم برای بازپرس بنویسید بعدا بسیار به درد وکیلتان میخورد.

-در برگه بازجویی بعد تمام شدن جمله  و بین خطوط فاصله نگذارید بعد از هر جمله به خط بعد نروید و پشت سر هم بنویسید نوشتن که تمام شد حتما ضربدر بزنید.

- به اکثر بازداشت شده ها اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی تفهیم میشود که مجازات آن دو تا پنج سال حبس است.

- به غیر از جرمی که مجازات آن اعدام است برای شما وکیل تسخیری گرفته نمی‌شود و خودتان باید وکیل انتخاب کنید.

- *یادتون باشه گوشی تلفن همراه شما یکی از بزرگترین دشمنان شما برای شما در دادسرا است*.

-بازپرس از شما درباره تامین وثیقه سوال می‌پرسه و شما باید تو برگه بنویسید که توانایی تامین وثیقه دارید و ضامن شما بیرون درب شعبه آماده است. معمولا میگن بنویس قادر به تأمین وثیقه «می‌باشم». شما هم می‌نویسید و امضا می‌کنید. بعد احتمال دارد یکی یه «نـ» به اولش اضافه میکنن و شما رو در بازداشت نگه می‌دارند.

-چیزهایی که گفتم شاید فکر کنید به درد شما نمی‌خوره و مهم نیست ولی مطمئن باشید وکیل شما دنبال این مطالب در آسمونها می‌گرده ولی تو پرونده پیدا می‌کنه تا بتونه شما رو نجات بده.

ذکر این نکات از وظایف منه و واسه آموزشش و انجامش شرف و ناموس خودم رو وثیقه گذاشتم و سوگند خوردم، پس لطفاً به بیراهه نکشید.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
مدیریت فوتبالی

عباس عبدی- ۷ آذر ۱۴۰۱

عبدی در اعتماد نوشت:
چه کسانی عضو تیم ملی فوتبال هستند؟ اول از همه آنانی عضو هستند که مطلقا به دلایل غیرحرفه‌ای انتخاب نمی‌شوند؛ یعنی هیچ عضوی منتسب به خانواده‌ای صاحب‌نام و دارای نفوذ نیست. برای عضویت در تیم ملی چه مراحلی پیموده می‌شود؟ اول باید در تیم‌های پایه بازی کرد. آنجا هم براساس شایستگی بالا آمد. کارشناسان و استعدادیابان فوتبالی آن بازی‌ها را می‌بینند، افراد لایق را برای تیم‌های مهم انتخاب می‌کنند، هر بازیکن قیمتی متعارف دارد. کسی حاضر نیست پول مفت بابت بازیکن ناتوان بدهد. بازیکن در میدانی شفاف بازی می‌کند. تماشاگران و رسانه‌ها به او نمره می‌دهند. همه‌چیز واقعی و قابل سنجش است. سپس یک مربی کاربلد و مستقل از میان افراد موجود یا حتی خارجی کسانی را برای تیم ملی انتخاب می‌کند. اینجا ممکن است برخی ملاحظات و سلایق وجود داشته باشند، ولی در نهایت کمتر مورد ایراد است. آنان با یکدیگر و در میدان بازی با قواعد روشن که همه آن را می‌دانند و با حضور داور بی‌طرف رقابت می‌کنند. خشونت و اعتراض، موجب اخطار و اخراج می‌شود. قواعد را باید رعایت کنند، به همین علت است که در تیم ملی فوتبال از همه افراد با هر قومیت و مذهبی و هر میزان از تقیدات دینی می‌توان دید. گزینش به آن معنایی که در امور دیگر هست، ندارد، مگر آنکه خلاف آشکاری کنند که همه مردم نسبت به آن حساس هستند. نه کاری به تتو کردن آنان دارند و نه در زندگی شخصی آنان دخالت می‌کنند و نه به نماز خواندن و روزه گرفتن آنان. آنان حق دوپینگ ندارند، والا اخراج می‌شوند. سپس باید در میدان‌های بین‌المللی در برابر تیم‌های دیگر با شرایط معین وارد رقابت شوند. قبولی و مردودی آنان نیز کاملا روشن است. مطابق ضوابط و داوری بی‌طرف و رعایت عدالت و انصاف بازی می‌کنند و هر تیم که برنده شود، حقش محفوظ است. این یعنی تیم ملی.

اگر همین ضوابط و شرایط برای تیم‌های گوناگون کشور از جمله سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دانشگاه و همه حوزه‌های دیگر تعیین و اجرا شود، آنان نیز تیم‌های ملی هستند؛ بنابراین، به میزانی که از این ضوابط دورند، از مفهوم تیم ملی بودن دور هستند و تیم فرقه‌ای محسوب می‌شوند. تیم ملی فوتبال به دلیل غلبه اصول حرفه‌ای در انتخاب آنان که حتی مربی تیم نیز خارجی است و قرار است که استقلال نسبی از قدرت هم داشته باشند، مظهر و نماد مردم ایران و ملی است. این تیم هم به لحاظ اسم و هم از زاویه ملاک‌ها و اعتبار و رسم تیم ملی است و شایستگی دارد که ایران را نمایندگی کند. کافی است که فرآیند انتخاب تیم ملی را با تیم مجلس موجود مقایسه کنید تا معلوم شود، تفاوت کارایی این دو تیم در اجرای وظایف و نمایندگی مردم چقدر متفاوت است. همین که تیم ملی فوتبال مبرا از پایگاه‌های انتسابی سیاسی است، معیار خوبی برای فهم ماجراست. اگر روزی کسی در سیاست و مجلس و براساس کوشش خود مثل دروازه‌بان کنونی تیم ملی بالا بیاید، آن روز تیم سیاست هم ملی می‌شود.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
محمد علی فروغی

میرزا محمدعلی فروغی، ملقب به ذکاءالملک؛ نویسنده، ادیب، فیلسوف، سیاستمدار و اولین رییس فرهنگستان ایران به سال ۱۲۵۴ش، در تهران متولد شد. پدرش میرزا محمدحسین ذکاءالملک اول، متخلص به "فروغی"، پسر آقا محمد مهدی ارباب اصفهانی بود که از دانشمندان و شعرای بلندپایه عصر ناصری و مظفری به شمار می‌رفت. وی با مراقبت و تربیت پدر از اوان کودکی با مقدمات علوم آشنا شد، سپس به مدرسه دارالفنون وارد شد و در رشته طب به تحصیل اشتغال ورزید؛ اما دیری نگذشت که ذوق فطری او به ادبیات و فلسفه سیاسی باعث شد که طب را رها کند و در رشته ادبیات و فلسفه به تجربه و کسب دانش بپردازد.
از سال ۱۳۱۲ق، یعنی زمانی که هیجده سال داشت وارد خدمت دولت شد و همزمان به معلمی و تدریس (در دارالفنون) نیز پرداخت.
به هنگام پیروزی نهضت مشروطه (۱۳۲۴ ق) از سوی صنیع‌الدوله، اولین رییس مجلس شورای ملی، به عنوان مسئول امور دبیرخانه مجلس انتخاب شد. او در سال‌های بعد به نمایندگی مجلس، ریاست مجلس و دیگر مقام‌های مهم دولتی و اجرایی از جمله مسئولیت وزارتخانه‌های مختلف برگزیده شد. در کنار مسئولیت‌های مهم و سنگین دولتی، او به فعالیت‌های گسترده فکری و تحقیقاتی نیز می‌پرداخت که حاصل آنها رسالات، کتاب‌ها و تصحیح متون ادبی است که کارنامه فرهنگی پرباری را برای وی فراهم آورده است. در سال ۱۳۲۶ق. با درگذشت پدرش، لقب ذکاءالملک (ثانی) را دریافت داشت. محمدعلی به زبان فرانسه و انگلیسی و آثار ادبی و فلسفی تسلط کافی داشت و حدود ۴۰سال از عمر خود را در مهمترین مناصب سیاسی، دولتی و کرسی‌های تدریس و تحقیق سپری کرد. به گواهی مورخان، ذکاءالملک ثانی، یکی از شاخص‌ترین و برجسته‌ترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران بوده که از دوران انقلاب مشروطیت تا پایان عمر شصت و هفت‌ساله‌اش از بازیگران و تاثیرگذاران سیاست‌های داخلی و خارجی ایران محسوب می‌شده است.
وی علاوه بر وکالت و ریاست مجلس، پنج بار وزیر خارجه، چهار بار وزیر دارایی، سه بار وزیر عدلیه، چهار بار وزیر جنگ، یک بار وزیر اقتصاد ملی (پیشه، هنر و تجارت) یک بار وزیر دربار و چهار بار به نخست‌وزیری ایران برگزیده شده است. عاقبت محمدعلی فروغی در ششم آذرماه سال ۱۳۲۱ ش.، ساعت ۱۰شب بر اثر بیماری ممتد قلبی، جهان را بدرود گفت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد.
فروغی چندین اثر مهم ادبی را تصحیح کرده که مشهورترین آنها، کلیات سعدی است. نخستین کتاب درباره فلسفه غرب (سیر حکمت در اروپا) نیز به قلم او نوشته شد. علاوه بر اینها، فروغی آثار متعددی درباره تاریخ (به ویژه تاریخ ایران باستان)، اقتصاد و حقوق به رشته تحریر درآورده است... محمدعلی فروغی (ذکاءالملک دوم) را میتوان اولین مترجم و نگارنده کتاب‌های آکادمیک (درسی) در زمینه حقوق اساسی و اقتصاد و سیاسی دانست. اولین کتاب آکادمیک درباره علم اقتصاد، در سال ۱۳۲۳ هجری قمری یعنی یک سال پیش از مشروطه، تحت عنوان "اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلیتیک"، با ترجمه و نگارش محمدعلی فروغی منتشر شده است. همین نویسنده،‌ اولین کتاب درسی درباره حقوق اساسی را یکسال پس از مشروطه (۱۳۲۵ق)، تحت عنوان "حقوق اساسی یعنی آداب مشروطیت دول" به رشته تحریر کشیده است. هر دوی این کتابها برای تدریس در "مدرسه علوم سیاسی" (تاریخ تاسیس ۱۳۱۷ق) آن زمان نوشته شده‌اند. به رغم اینکه کتاب‌های مورد اشاره از منابع فرانسوی زبان ترجمه و اقتباس شده و همانند منابع اصلی در واقع آثار آکادمیک و درسی به شمار می‌روند، اما نظر به تازگی و کیفیت علمی مطالبی که در آنها آمده و اهمیت حیاتی آنها برای ایران در حال غلیان و تحول‌ آن دوران، انتشار آنها را می‌توان نقطه عطفی در طرح اندیشه ‌های مدرن سیاسی،‌ اقتصادی در کشورمان به حساب آورد.

محمد علی فروغی و ساخته های نوین مدنی، نوشته علی اصغر حقدار، ۱۳۸۴، انتشارات کویر، صص ۲۹-۲۸.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
تجزیه فرهنگی!

صلاح‌الدین خدیو- ۹ آذرماه ۱۴۰۱

بدترین شکست تاریخ فوتبال ایران، بحرانی بدتر را برملا کرد: تجزیه فرهنگی جامعه و از هم گسیختگی وحدت ملی که معمولا در بازی های ملی به حد اعلای خود می رسد.
باخت تیم ملی با شش گل نه تنها کسی را ناراحت نکرد، بلکه حضور ایران در مهمترین تورنمنت ورزشی نیز بر خلاف سالیان گذشته، نتوانست کسی را خوشحال کند.
علاوه بر آن، بازیکنان در همبستگی با مردم معترض سرود ملی را نخواندند و فیلم های زیادی هم از شادی مردم پس از پیروزی تیم انگلیس مخابره شد.
این وضعیت غم انگیز را با "حماسه ملبورن " در یک غروب دل انگیز پاییز 77 مقایسه کنید، تا من تجزیه طلبان راستین را به شما معرفی کنم!
در آن تنگ غروب به یاد ماندنی که یکباره خیابان به کارناوال شادی تبدیل شد، مردم ایران سرشار از امید به آینده بودند و انبان حکومت هم پر از سرمایه سیاسی انتخابات دوم خرداد بود.
#خاتمی در سقز شهر زادگاه ژینا، حتا بیشتر از اردکان زادگاه خود رای آورده و کردها صبورانه و نجیبانه همراه سایرین، چشم براه بهبود و اصلاح امور بودند.
با وجود تلخ کامی، این نجابت و صبوری در سالهای بعد در ۸۸، ۹۲، و ۹۶ هم تکرار شد، اما هر بار جریانی با گروگان گرفتن اقتصاد و سیاست خارجی، تلاش کرد، امکان تحول از طریق صندوق رای را بی اثر و ذائقه مردم را تغییر دهد.
در پایان هم کار بجایی رسید که در انتخابات ۱۴۰۰ رسما و عملا تعارف کنار نهاده شد و اعلام گشت:
همین است که همین است!
در مطالعات فرهنگی، امروز اصطلاح جدایی طلبی فرهنگی، طنین بیشتری از تجزیه سرزمینی دارد.
جدایی طلبی فرهنگی یعنی گسیختگی ایستارهای وحدت بخش ملی، دو قطبی شدن جامعه، تنزل جایگاه قانون به معنای میثاق ملی و جایگزین شدن منافع، سلایق و گرایش های فرهنگی اقلیت بجای آنها.
ایران ملبورن سال 77 در قیاس با ایران دوحه دیروز، از هر لحاظ کشور متحدتری بود.
شکاف و دو قطبی بزرگی که بر سر مولفه هایی چون حجاب، دین، سیاست و ...پدید آمده، معنایی جز تجزیه فرهنگی ندارد.
اما کسانی که ایران را ایرانستان کرده اند، نه کردها هستند و نه بلوچ ها و نه سایر رنج دیدگان و فرودستان این سرزمین، بلکه برعکس فرادستان و منتفعان از وضع موجود هستند.
وقتی علم الهدی متفرعنانه بجای قانون، سلیقه شخصی اش را در کلان شهر چهار میلیونی مشهد حاکم می کند، یعنی دارد ایران بین الاذهانی موجود را پاره پاره می نماید.
یا زمانی که به مدد مصونیت آهنین در برابر قانون، اخلاق و منش و روش مدیر کیهان، طراز زیست ایرانی - اسلامی می شود، یعنی این بنگاه رسانه ای و امثال آن، عملا سردسته تجزیه طلبان شده و فوج فوج، بیزاران از منطق جدایی طلبانه خود را می تاراند و به جبهه مقابل می راند.
چه کسانی مردم را به جایی رسانده اند که از تیمشان بیزار و آرزوی پیروزی تیم رقیب را از خدا بخواهند؟
تجزیه کنندگان ذهنیت ملی!
اتهام تجزیه طلبی سرزمینی از اساس واهی است و جهان امروز در عالی ترین مراتب قدرت آن، از اساس با تغییر مرزها مخالف است، اما تا دلتان بخواهد تجزیه طلبان فرهنگی که به مراتب خطرناک تر هستند، وجود دارند و در غیاب حاکمیت قانون گردن کشی می کنند.
رساندن ایران از غروب دل انگیز پاییز 77 به شامگاه غم انگیز پاییز 1401 بدون اجرای یک سیاست زمین سوخته تمام عیار در حوزه اعتماد عمومی و امید ملی در ربع قرن گذشته، ممکن نبود.
تمام این بدکرداری ها صرفا برای حفظ و تثبیت قدرت جناحیِ اقلیت انجام شد.
می‌بایست قدرت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست در کار باشند، تا اینان "نانی" بدست آورند و به غفلت خورند!
همانگونه که در فضای بین الملل تا اجماعی جهانی و اراده قدرتمندان، حاکم نشود، هیچ تجزیه ارضی رخ نمی دهد، در داخل هم جدایی طلبی و دو قطبی سازی کار قدرقدرتان و خداوندگاران ثروت و سیاست است، نه لشکر گرسنگان و بیکاران و فرودستان در کردستان و بلوچستان حاشیه نشین و محروم.
از قضا باید روح ملی سرگردان و منکوب شده را در دست های پینه بسته مرزنشینان و شانه های خمیده کولبران جستجو کرد، نه در دالان های قدرت و مکنت در پایتخت.
با این وصف در این روزهای سخت و دشوار، بیانیه های ماموستاهای کرد در سنندج و بانه و نقده و اشنویه و پیرانشهر مجروح، بیش از همه، تجلی روح ملی بود.
با شنیدن نام ماموستاهای کرد، کسی نباید بیاد اریستوکراسی های روحانی و اشرافیت های مذهبی بیفتد!
چه اینان پرولترهای مذهبی هستند که سطح زندگی غالب آنها معادل کارگران روزمزد است و دهه ها صرفا بخاطر اصرار بر اصول مصرح در اصل 12 قانون اساسی، یعنی حفظ استقلال نهادی روحانیت اهل سنت، " رنج دوران " بردە اند.
اگر کسی درد وطن دارد ، یا دغدغه برون رفت از وضعیت بحرانی فعلی، خوب است به بیانیه های این پیشوایان دینی راستین، گوش دهد.
آنوقت معلوم می شود چه کسی تجزیه طلب است و کی میهن پرست!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
زمين بهشت می‌شود روزی كه مردم بفهمند :

- هيچ چيز عيب نيست ، جز قضاوت و مسخره كردن ديگران !
- هيچ چيز گناه نيست ، جز ضایع کردن حق مردم !
- هيچ چيز ثواب نيست ، جز خدمت به ديگران !
- هيچكس اسطوره نيست ، الا در مهربانى و انسانيت !
- هيچ چيز جاودانه نمی‌ماند ، جز عشق !
- هيچ چيز ماندگار نيست ، جز خوبى


🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
https://instagram.com/stories/abolfazlabbasibani1350/2983777617975843542?igshid=MDJmNzVkMjY=


#گردنکشی نیروگاه در پی عدم مطالبه گری مردم

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon