تمدن ایرانی
193 subscribers
1.87K photos
316 videos
351 files
2.61K links
ما سـرزمین خـود را مانند جان می‌دانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران

#ادمین
@Abbasibani
Download Telegram
VID-20221121-WA0015.mp4
14.1 MB
‏دکتر هما ناطق

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
🔴 نامه سرگشاده حزب مجمع ایثارگران به رهبری درباره اعتراضات جاری کشور

🔸حزب مجمع ایثارگران به عنوان یکی از احزاب اصلاح طلب در نامه ای به رهبری، به اعتراضات جاری در کشور اشاره کرده و راهکارهایی را ارائه داده است. متن کامل این نامه در ادامه می آید:

💠 بسمه تعالی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
رهبری معظم جمهوری اسلامی

با سلام و احترام

🔹از مدتها قبل به این نتیجه رسیدیم که باب گفتگو با عالی‌ترین نهاد تصمیم‌گیری در کشور را از سر خیرخواهی و از باب النصیحه الائمه المسلمین باز کرده و آنچه را به نفع انقلاب و کشور و مردم و به صلاح شخص حضرتعالی می‌دانیم، دلسوزانه مطرح کنیم. در این امر خیر تأخیر شد؛ عمدتا به این دلیل که مخاطب قرار دادن رهبری نظام با سخنان انتقادی و اعتراضی می‌تواند بد تفسیر شود و نتایج مطلوب و مورد نظر را به همراه نیاورد. این بود که سخنان و مواضع خود را در قالب بیانیه‌های «حزب مجمع ایثارگران» منتشر می‌کردیم و رهبری را غیرمستقیم مخاطب سخنان خود قرار می‌دادیم. البته انتقاد از عملکرد و مواضع رهبری نظام و توضیح خواستن از رهبران در قبال عملکرد آنان در سیره حکومتی امام علی(ع)، یک امر مطلوب و شرعی است، ولی میان ما با تعالیم و عملکرد آن امام عدل و انصاف و اخلاق، آنچنان شکافی ایجاد شده است که این امر بدیهی را کسانی از مریدان، حمل بر جسارت می‌کنند و شنیدن حرف منتقدانه و معترضانه خطاب به رهبری را بر نمی‌تابند. رخدادهای تلخ و ناگوار اخیر کشور و نوع مواجهه حکومت با اعتراضات ریشه‌دار اقشار بزرگی از مردم از یک سو و سخنان حضرتعالی در این باره و نسبت دادن همه ماجرا به دشمن از سوی دیگر، ما را واداشت تا این ملاحظه را کنار بگذاریم و حضرتعالی را مخاطب قرار دهیم تا گامی فراپیش نهاده و تا دیر نشده و فرصت‌ها از دست نرفته، کاری بایسته برای اصلاح روند کنونی اداره کشور انجام دهید. به سخن دیگر، مخاطب قرار دادن حضرتعالی از منظر اهمیت نقش رهبری در تعیین سیاست‌های کلان کشور و مسئولیت جدی شما در ایجاد وضع موجود و نیز قدرتی است که تنها شما برای اصلاح امور جامعه در اختیار دارید.

🔹پیشتر نوشتیم: «وضعیت کشور از جهات مختلف نگران کننده است. نارضایتی عمومی مردم از وضعیت اقتصادی و اجتماعی از یک سو و بی‌توجهی حاکمان به خیرخواهی‌ها و انتقادهای دلسوزان جامعه از سوی دیگر، شرایط دشواری را بر کشور حاکم کرده است. در هر جمع و محفلی حاضر باشید نارضایتی عموم مردم و نگرانی خواص دلسوز و خیرخواه را شاهد خواهید بود. متاسفانه حکومت به جای بازگشت به قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن و به جای رجوع به مردم و زمینه‌سازی برای حل مشکلات آنان و جلب رضایت و همراهی ملت، وارد روندی متفاوت شده است، به گونه‌ای که با یکدست کردن حکومت و حاکم کردن نظامیان و امنیتی‌ها‌، عملا خود را از رای و حمایت مردم بی‌نیاز می‌داند. این روند به شکل مضاعف، منجر به از دست رفتن حمایت و اعتماد مردم خواهد شد و جمهوری اسلامی را از محتوای جمهوریت و اسلامیت خالی خواهد کرد». (بیانیه دهه فجر سال ۱۴۰۰)

حضرت آیت‌الله

🔹ما شکایت داریم که چرا از اسلام مطرح در صدر انقلاب فاصله گرفته و به خلق اسلامی برای حکومت پرداخته شد که با اسلام سال ۵۷ بسیار متفاوت است؟ اسلامی که بر اساس آن انقلاب شد کجا و اسلامی که الان ترویج و عمل می شود کجا؟ بی تردید اسلام مروج تحمل و مدارا و سازگار با جمهوریت و قائل به حق مردم در حکومت و معتقد به حق فعالیت مخالفان و مخالف به کارگیری زور علیه آنان و مدعی انحصاری نبودن قدرت در دست روحانیون و پاسخگو بودن حاکم به مردم و در یک کلام، اسلام سازگار با دموکراسی و مردم‌سالاری، هنوز هم می‌تواند در میان مردم و به خصوص جوانان، طرفدار داشته و جذاب باشد؛ اما متاسفانه اسلام مورد عمل حکومت، نه تنها قابل دفاع عقلانی و نظری نیست، بلکه در عمل موجب وحشت و رمیدن نسل جوان از دین و دینداری و دینداران شده است. اکنون کار به جایی کشیده است که برخی معتقدند روحانیت حاکم، غش در معامله کرده یعنی گندم نشان داده اما جو به مردم فروخته است.

🔹ما شکایت داریم که چرا از جمهوریت یک تفسیر شکلی صورت می‌گیرد و معنای جمهوریت، صرفا به برگزاری انتخابات، آن هم بدون حضور همه سلایق سیاسی محدود شده است؟ انتخابات نشانه دمکراسی است، اما مردم‌سالاری و جمهوریت محتوایی دارد که باید در قالب انتخابات واقعی و آزاد جاری شود. حفظ ظاهر جمهوریت با برگزاری انتخابات کاری است که بسیاری از حکومت‌های فردی اقتدارگرا در گذشته انجام می‌دادند، اما جمهوریت همانگونه که در همه کشورهای دموکرات جهان شاهدیم، عرصه رقابت آزاد احزاب و جریان های سیاسی با سلایق متفاوت است تا چرخش قدرت صورت گیرد و از رسوب قدرت در نهادهای خاص جلوگیری شود.
🔹ما شکایت داریم که چرا با تفسیرهای خاص و اقتدارگرایانه از قانون اساسی و اصل ولایت فقیه، همه قدرت را در یک فرد متمرکز کرده و عملا حکم به تعطیلی بسیاری از اصول قانون اساسی داده‌اند؟ حوزه اقتدار ولایت فقیه مطابق اصل ۱۱۰قانون اساسی مشخص است و طبعا ذکر مصادیق اختیارات رهبری، نشانه «حصر» است . شورای نگهبان عملا میزان اختیارات ذکر شده در قانون را به عنوان «کف» اختیارات رهبری قلمداد می کند و تعیین «سقف» اختیارات را هم بر عهده شخص رهبری گذاشته است. در کجای جهان قانون را این گونه تفسیر می‌کنند و فلسفه قانون‌نویسی را که تعیین حدود اختیار و مسئولیت‌ها‌ی نهادهای حکومتی است، به کنار می‌گذارند؟

🔹ما شکایت داریم که چرا نهاد خبرگان به مسئولیت خودش در نظارت بر رهبری، به صورت تشریفاتی عمل می‌کند و از دادن گزارش به مردم درباره وضعیت عملکرد و مواضع و صلاحیت‌های رهبری سر باز می‌زند؟ تعریف خبرگان از مفهوم خبره و نحوه برگزاری انتخابات مجلس خبرگان و مسئله مهم بررسی تایید صلاحیت نامزدهای خبرگان، در عمل به شکلی پیش رفته است که اکنون این نهاد را تحت نفوذ و سیطره نهاد رهبری قرار داده است؛ در حالی که قرار بود این نهاد، مستقل‌ترین نهاد حکومتی باشد. طبعا نگرانی از تبدیل خبرگان به یک نهاد تشریفاتی، تحت نفوذ و غیرمستقل، برای دوره‌های بعدی بیشتر از این خواهد بود. معتقدیم خبرگان حافظ جمهوریت، خبرگانی است که اولا منحصر به خبره فقهی نمی شود، بلکه دیگر خبرگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هم در آن حضور دارند و ثانیا شامل تمامی فقها با سلایق سیاسی متفاوت می‌شود و از همه مهمتر، آنکه از نفوذ دیگر ارکان حکومت خصوصا نهاد رهبری مصون است.

🔹ما شکایت داریم که چرا بخش بزرگی از حکومت از دایره نظارت مجلس و مردم بیرون مانده‌اند در حالی که قرار بود «مجلس در راس امور باشد» و حق تحقیق و تفحص و نظارت بر همه امور اجرایی کشور را داشته باشد؟ شورای نگهبان با تفسیر خاص از قانون اساسی، نرم‌افزار این گونه عملکرد را برای ساختار حقیقی قدرت ایجاد و مجلس را از نظارت بر بسیاری از نهادهای حکومت و مشخصا نهادهای تحت امر رهبری منع کرده است و این در حالی است که قدرت و ثروت اصلی کشور در این نهادها متمرکز شده‌اند. پاسخگویی شرط اول تحقق مردم‌سالاری است و اگر رهبری و نهادهای تحت امر ایشان، از هر گونه نظارت و پاسخگویی به مردم و نهادهای منتخب آنان مصون بمانند، چگونه می‌توان مدعی مردم‌سالاری دینی بود؟

🔹ما شکایت داریم که چرا شورای نگهبان با تفسیر استصوابی حذفی از نظارت، به حذف همه منتقدان و مخالفان و معترضان از عرصه سیاسی کشور اقدام کرده و احزاب و گروه‌های قانونی را از معرفی نامزدهای انتخاباتی باز داشته و فضای بسته سیاسی در انتخابات را رقم زده است؟ انتخابات درست و آزاد، انتخاباتی است که همه سلایق سیاسی، نمایندگان خود را دارند و قدرت انتخاب مردم در آن بالاست و حق و مسئولیت احزاب و گروه‌ها در معرفی نامزدهای مورد نظر به رسمیت شناخته می‌شود. چه کسی می‌تواند انکار کند که قهر مردم از صندوق رای و مشارکت بسیار پایین آنها در چند انتخابات اخیر، ناشی از همین رویه و عملکرد شورای نگهبان بوده و اولویت پیدا کردن «خیابان» برای اقشاری از مردم پیامد همین یأس از صندوق رای است؟

🔹ما شکایت داریم که چرا نیروهای مسلح و مشخصا سپاه و بسیج از کارکرد ذاتی خود فاصله گرفته و به صورت موثر و تعیین کننده وارد امور سیاسی و انتخابات شده‌اند؟ این واقعیتی غیرقابل انکار است که این نهادها اکنون جایگزین احزاب سیاسی شده و کارکرد حزبی دارند. طبعا اگر یک نهاد نظامی وارد عرصه سیاسی شود و برای او مهم باشد که چه کسی یا کسانی در انتخابات برگزیده می‌شوند، به خود حق مداخله در امور دیگر، از جمله اقتصاد و فرهنگ و رسانه و امور قضایی را هم می‌دهد و انحرافی را در روند اداره کشور ایجاد می‌کند که اکنون شاهد آنیم. وصیت امام به رهبر یا رهبران آینده این بوده است که از این امر خطیر غفلت نکنند تا به کشور آسیب نرسد.

🔹ما شکایت داریم که چرا اصول قانون اساسی در حوزه حقوق ملت تعطیل شده و نهادهای حاکمیتی هر طور که دلشان بخواهد این حقوق مصرح در قانون اساسی را نادیده می‌گیرند؟ آیا نمی‌بینید که مردم عملا از حق برگزاری اجتماعات و راهپیمایی و اعتراض محروم هستند؟ آیا تاکنون دیده اید که چهره‌های سرشناس سیاسی و با سابقه انقلابی که اکنون منتقد یا معترض هستند، مطابق قانون اساسی به عنوان متهمان سیاسی و به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه محاکمه شوند؟ آیا روند بازداشت افراد، با رعایت همه حقوق آنان صورت می‌گیرد؟ آیا شکنجه و ضرب و شتم در نهادهای امنیتی و انتظامی منتفی شده است؟ با تفسیر آقایان شورای نگهبان، گویی قانون اساسی تنها یک اصل درباره ولایت مطلقه فقیه دارد و بقیه اصول اصلا معنای مستقلی ندارند.
🔹ما شکایت داریم که چرا موضوع اجرای قانون اساسی با تفسیر خاص شورای نگهبان عملا تعطیل شده است؟ مگر مطابق قانون اساسی، رئیس جمهوری مسئول اجرای قانون اساسی نیست؟ ما نمی‌گوییم رئیس جمهوری باید در قوای دیگر مداخله کند و مسئولیت «اجرا کردن» قانون اساسی را در نهادهای دیگر بر دوش گیرد اما او مسئول «اجرا شدن» قانون اساسی است و باید از اختیاراتی مانند حق سوال، گرفتن گزارش، دادن تذکر، تشکیل شورای نظارتی و در نهایت ارائه گزارش به مجلس و مردم درباره نهادهایی که قانون اساسی را اجرا نمی کنند، برخوردار باشد. این ها همان اختیاراتی است که مطابق قانون در دوران ریاست جمهوری حضرتعالی به رئیس جمهوری داده شده بود، اما از روسای جمهوری بعدی گرفته شد. مگر با اصلاحات قانون اساسی در سال ۶۸، مسئولیت اجرای قانون اساسی از رئیس جمهوری گرفته شد که شورای نگهبان با تفسیر غلط خود به این انحراف شکل قانونی داده است؟ به گمان ما، بعد از ۳۳سال از بازنگری در قانون اساسی، اکنون اصلاح قانون اساسی با رویکرد تعمیق مردم‌سالاری ضرورت دارد، اما حاکمان می توانند دست کم اجرای بدون تنازل همین قانون اساسی را در دستور کار قرار دهند تا معلوم شود صاحبان قدرت به این میثاق مشترک ملی معتقدند.

🔹ما شکایت داریم که چرا از اصل اساسی «نه شرقی، نه غربی» و سیاست خارجی مبتنی بر «عزت، حکمت، مصلحت» فاصله گرفته و گرفتار آرمان‌های دور از واقعیت و دور از دسترس شده‌ایم؟ ستیز با سلطه‌جویی و زیاده‌خواهی آمریکا و همه کشورهای قدرتمند و همراهی با ملت‌های مظلوم جهان، مورد حمایت مردم ایران است؛ اما میزان تعهدی که ایران در این عرصه باید بپذیرد به اندازه توان ملی ماست و نه به اندازه آرمان‌ها و آرزوهایی که ما برای جهان می‌پسندیم. در جهان کنونی اگر بتوانیم با مذاکره و دیپلماسی از حجم دشمنی‌ها بکاهیم و ابرقدرتها را در ستیز با جمهوری اسلامی، خلع سلاح کرده و از شکل‌گیری تفاهم جهانی یا منطقه‌ای علیه ایران جلوگیری کنیم و بستر مناسب برای رشد و توسعه ملی را فراهم آوریم، کاری انقلابی کرده‌ایم. معتقدیم دیپلماسی در جهان جدید، خودش یک منبع قدرت سیاسی محسوب می‌شود بدون آنکه بخواهیم منابع قدرت دیگر، از جمله اقتصاد قدرتمند و توان بالای نظامی را نفی کنیم. البته قدرت حقیقی هر کشور را باید مردم آن کشور و همسویی مردم با حاکمان دانست. اگر جمهوری اسلامی در سیاست داخلی به شکلی عمل کند که شکاف جدی میان مردم و حکومت ایجاد نشود، قطعا بسیاری از دشمنی‌های خارجی از جمله تحریم ملت ایران منتفی خواهد شد. همه امید آمریکا و اروپا در توسل به تحریم، همین شکاف دولت – ملت و امیدواری آنان به مقابله ملت با حکومت است. اگر جمهوری اسلامی، سیاست خارجی را در ادامه سیاست داخلی بداند، قطعا در درون به مردم‌گرایی روی خواهد آورد و حذف دشمنی دیگران را به عنوان ثمره این سیاست، شاهد خواهد شد. صریحا می‌گوییم، هرگز باور نداشتیم روزی برسد که جمهوری اسلامی، عملا به تایید تجاوز یک کشور قدرتمند به یک ملت مستقل بپردازد. این مواضع در سیاست خارجی، نه تنها با ارزش‌های اعتقادی و سیاسی ما تناسب ندارد، بلکه در عمل ما را منزوی خواهد کرد و سرنوشت ما را به تجاوزگری یک کشور زیاده‌خواه، گره خواهد زد.

🔹ما شکایت داریم که چرا از فرصت ایجاد شده در فردای امضای برجام برای حل مشکلات پیش روی کشور و مردم بهره گرفته نشد و جریان‌های مدعی انقلابی‌گری در داخل، در یک همراهی مشکوک با جنگ‌طلبان آمریکا و اسرائیل و عربستان برای شکست برجام تلاش کردند؟ این درست است که در نهایت رئیس جمهور جنگ‌طلب آمریکا از برجام کنار کشید، اما کم نبودند مخالفان داخلی برجام که برای تسویه حساب سیاسی با دولت وقت، آرزوی شکست برجام را داشتند و در حد وسع خود برای تحقق آرزوی خود تلاش کردند. فرصت اخیر برای احیای برجام هم به نفع کشور بوده که از آن بهره مناسب گرفته نشد. حضرتعالی بیش از دیگران مطلع هستید که این سند در کلیتش به نفع ایران تنظیم شده است و اجرای آن می‌تواند در درازمدت به نفع کشور تمام شود و اگر خسارتی به ما وارد شده باشد، ناشی از اجرا نشدن این سند است و نه اجرا شدن آن. به همین دلیل معتقدیم با تغییر رویکرد نظام در مناسبات جهانی، باید برجام را احیا کرد و مانع شکل‌گیری ائتلاف بسیاری از کشورها علیه ایران شد. البته برجام معجزه نمی‌کند و در نهایت باید به داخل تکیه کرد، اما در جهان به هم پیوسته کنونی، توافق برجام می‌تواند بسیاری از موانع توسعه کشور را از پیش پای مردم بردارد و با اصلاح شیوه حکمرانی تحولات بزرگی را موجب شود.

🔸از این «شکایت»ها به فراوانی می‌توان با شما در میان گذاشت و ما به همین برجسته‌ها بسنده می‌کنیم. ولی همین موارد نشان می‌دهد حکومت و صاحبان قدرت، نخستین کسانی هستند که از اهداف و آرمان‌های انقلاب عدول کرده‌اند.

رهبر گرامی
🔹شاید آنچه برشمردیم دغدغه عام مردم نباشد، اما ریشه همه مشکلاتی است که اکنون در کشور هست. شاید در چند سال اول انقلاب، به دلیل وجود جنگ تحمیلی و جوان بودن نظام، بسیاری از کاستی‌ها برای مردم قابل توجیه بود، اما به تدریج معلوم شد که این روند اداره کشور غلط است و نتایجی را به بار آورده که در حوزه اقتصادی و اجتماعی شاهدیم. مردم نتایج این روند اداره کشور را، در قالب وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود می‌بینند . آنان گرانی و تورم و بیکاری و فقر و فساد و تبعیض را با تمام وجود حس و لمس می‌کنند و کوچک شدن سفره خود را شاهدند. حضرتعالی از آمار آسیب‌های اجتماعی بیش از همه ما مطلع هستید و به خاطر کوتاهی در این زمینه، در جمعی «توبه» هم کرده‌اید؛ اما حتما واقفید که آن آمارهای اجتماعی دردآور، عمدتا ریشه در وضعیت اقتصادی کشور دارد که ناشی از تصمیمات سیاسی و شیوه حکمرانی ناکارآمد نظام است. اینک همه گسل‌ها و شکاف‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، قومی و بین‌نسلی در جامعه ایرانی فعال شده است و هر کدام از آنها برای تضعیف جایگاه نظام و گرفتار کردن کشور به بحران‌های وسیع کفایت می‌کند.

🔹در این میان، درک شکاف بین‌نسلی اهمیت بیشتری دارد، زیرا ما اکنون شاهد ظهور نسل‌های جدیدی در کشور هستیم که در فضایی متفاوت رشد کرده‌اند و آن تعلق خاطر مورد قبول نسل های پیشین به اسلام و انقلاب را ندارند. به قول مشهور، آنچه برای ما زندگی بوده برای اینان تاریخ است و طبعا وقتی جمهوری اسلامی با عملکرد خود از جذابیت پیام اسلام و انقلاب کاسته و حتی به عنصر رماننده این نسل تبدیل کرده باشد، انتظار همراهی از آنان نارواست. سردرگمی در وضعیت کنونی جوانان و ابهام و یاس نسبت به آینده، این نسل را معترض بار آورده است و طبیعی است هر کسی بتواند از کشور می‌رود و هر کسی که می‌ماند به هر دلیل موجه یا ناموجه وارد عرصه اعتراض می‌شود. اگر حکومت به این ریشه ها توجه نکند، در تحلیل چرایی اقدامات این روزهای جوانان کشور دچار اشتباه محاسباتی خواهد شد و عوامل فرعی مانند تبلیغات رسانه‌های برون‌مرزی را جایگزین دلایل واقعی خواهد کرد که کرده است. وقتی همه چیز با نسبت دادن به دشمن، تحلیل شود، طبعا در مواجهه با این اعتراضات، از زور و سرکوب و کشتن بهره گرفته خواهد شد که پیامد آن صدچندان تلخ‌تر است.

حضرت آیت‌الله

🔹«حزب مجمع ایثارگران» به عنوان نماینده سیاسی بخشی از نیروهای انقلابی و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب و مجاهدان عرصه جنگ و جهاد و مدیران عصر اصلاحات و زنان و جوانانی که همچنان به قانون اساسی وفادار و به محکمات اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) معتقدند، حضرتعالی را در این موقعیت حساس مخاطب قرار می‌دهد تا از فرصت موجود بهره بگیرید و با بازگشت به آرمان‌های صدر انقلاب و با بازگشت به مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی، عرصه را برای برگزاری یک انتخابات آزاد یا یک رفراندوم با حضور همه اقشار مردم و جریان های سیاسی مختلف مهیا کنید تا خواست اکثریت مردم، مبنای اداره کشور شود. اصرار بر روند گذشته اداره کشور، تعارضات موجود را بیشتر و شکاف‌های اجتماعی را تشدید خواهد کرد. آیا سخن صدها دلسوز صاحب نظر که در قالب نامه‌ها، مقالات و سخنرانی‌ها، خطاب به حضرتعالی یا دیگر مسئولان، مشکلات کشور را بازگو و راهکارهای خیرخواهانه خود را عرضه کرده‌اند، جای شنیدن ندارد؟

🔹این تحلیل غلط همزمان، از سوی برخی حامیان و مخالفان جمهوری اسلامی دامن زده می‌شود که اقدام حکومت برای تجدیدنظر در شیوه حکمرانی و اصلاح روند اداره کشور، نوعی عقب‌نشینی تلقی شده و «دومینووار» منجر به از دست رفتن همه چیز خواهد شد. ما با این تحلیل موافق نیستیم و معتقدیم اگر حاکمان به قانون اساسی برگردند و رای مردم را واقعا میزان بدانند و با تفسیر مردم‌سالارانه از قانون اساسی، همه ارکان حکومت را با عملکردهای شفاف، نظارت‌پذیر کنند و قوه قضاییه کارآمد با قضات سالم و وکلای مستقل شکل بگیرد و صداوسیما از انحصار سلیقه سیاسی خاص خارج شود و منعکس کننده همه نظرات متکثر جامعه شود و نیروهای نظامی به کارکرد اصلی خود برگردند و از دخالت در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و رسانه بازداشته شوند و انتخابات با حضور همه احزاب سیاسی و با انتخاب فقهای معتقد به جمهوریت برای شورای نگهبان و به دور از نظارت استصوابی برگزار شود و خبرگانی با استقلال کامل از نهاد رهبری تاسیس شود و در یک کلام، اگر حاکمان به آرمان‌های اولیه انقلاب بازگردند، یقینا همه نیروها و احزاب سیاسی و از جمله اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان و بخش بزرگی از اصول‌گرایان، مراجع و علما و روشنفکران مصلح و دلسوز و غالب مردم ما به حمایت برخواهند خاست و روند اداره کشور اصلاح خواهد شد؛ بدون آن که هزینه‌ای بر کشور و مردم بار شود.
باید جمهوری تازه‌ای متولد شود که با آنچه مردم در سال ۵۷ می‌خواستند و در قانون اساسی ما تبلور یافته بود، تعارض ندارد. کافی است تفسیر مردم‌سالارانه و دموکراتیک از قانون اساسی، جایگزین تفسیر اقتدارگرایانه از آن شود و همگی به اجرای بدون تنازل قانون اساسی تن بدهیم.

رهبر معظم

🔹حجاب رهبری از مردم و دسترسی نداشتن معترضان و منتقدان به رهبری و نامشخص بودن فلسفه مواضع و عملکردها و پاسخگو نبودن رهبری در قبال عملکرد خود، با فلسفه حکومت در اسلام سازگار نیست. حق متقابل مردم و والی در سخنان امام علی(ع) به خوبی تبیین شده است. در اندیشه سیاسی اسلام، رهبری به همان میزانی که حق دارد اطاعت و همراهی مردم را طلب کند، تکلیف دارد که در قبال عملکرد خود پاسخگو باشد. بر این اساس، موسسان و فعالان «مجمع ایثارگران» از حضرتعالی انتظار دارند که فرصت ملاقات رودررو را به همه گروه‌ها و احزاب قانونی و شخصیت های منتقد و معترض بدهید تا هم پرسش‌ها و انتقادهای خود را مستقیما مطرح کنند و هم رهبری با طرح نظرات خود، پاسخ اقناعی برای مواضع و عملکرد خود ارائه کنند. این روش هم منجر به ایجاد جامعیت در تصمیم‌گیری عالی‌ترین مقام سیاسی کشور خواهد شد و هم از حجم اعتراضات خواهد کاست و در نهایت شکاف عمیق دولت – ملت را کاهش خواهد داد. امید که چنین شود .
والسلام

◀️مجمع ایثارگران
آبان ۱۴۰۱
برای هنرمندانم

ابوالفضل عباسی بانی-۳۰ آبان ۱۴۰۱

مجید نوری را نه بواسطه همشهری بودن و نه حتی بواسطه خویش و قومی اندکی که داریم، بلکه بعنوان کسی که از مراسم و آیین‌های کمباین سازی ایران عکاسی می‌کرد می‌شناسم.
قطعا عکس‌های ارزشمندی از کمباین سازی دارد شرکتی که به گفته زنده‌یاد دکتر داود محبعلی: «از نجابت سازمانی برخوردار است» و همچنان این شرکت در بین شرکت‌های پایتخت صنعتی ایران این ویژگی را برای خود حفظ کرده.
و اما مجید و هنر عکاسی:
این روزها که کتاب«از بهزادان تا دهگان» یا  بانک اطلاعاتی مفاخر اراکبزرگ تقریبا به ایستگاه پایانی نزدیک شده اسامی بسیاری نگاه خودم را بخود معطوف کرده- و دوست دارم نام مجید نوری هم در این کتاب باشد- که از آن جمله‌اند دو عکاس حرفه‌ای بین‌المللی اراکی: #جهانگیر_رزمی و #بهمن_وفایی‌نژاد که افتخار نکوداشت دومی را در بهار امسال در فرهنگسرای آیینه داشتیم و امید که برای جهانگیر خان هم فراهم آید.
جهانگیر رزمی متولد ۱۳۲۶ اراک و برنده جایزه معتبر پولیتزر یکی از ۲۷۰۰ مفاخر استان است که در این کتاب آمده و اتفاقا دامنه هنرمندان استان در این کتاب با ۴۹۹ نفر در کنار مفاخر حوزه #ادبیات رده دوم پس از #سیاسیون را بخود اختصاص داده و من می‌پسندم مفاخر بویژه هنرمندان  رسالت اجتماعی خویش را با هنر خویش به انجام برسانند آن‌گونه که از زبان دکتر محمود کویر درسی را که از دکتر پرویز ناتل خانلری آموخته و فراموش نکنیم ایران ما در همه ادوار حدودا سه هزارساله حکومت‌داری خویش همینی بوده که هست و تا ما مردم #آگاه نشویم و #مدنیت را در آغوش نکشیم، با تغییر حکومت‌ها هیچ اتفاق مبارکی رخ نمی‌دهد جز اینکه عقب‌گرد بکنیم! و این را در تغییرات حکومتی ۳۴ گانه (دوره پیش عیلامی تا دوره فعلی) شاهد بوده‌ایم از حکومت ۴۷۵ ساله اشکانیان تا ۴۲۸ ساله ساسانیان تا صفویان ۲۲۶ ساله و تا همین حکومت اسلامی فعلی تا بوده چنین بوده و وقتی دیدگاه‌های مردم هر دوره حکومتی را مطالعه می‌کنیم گویی با اعتراضات مردم ایرانِ دوره فعلی مواجهیم و این نیست مگر نیاز به افزایش #آگاهی مردمی!
من هرگز سکوت مفاخر بویژه هنرمندان مدنظرم نیست بلکه با ادبیات برخی از این عزیزان مشکل دارم و همان‌گونه که خود بارها گفته‌ و نوشته‌ام خود نیز معترضم و منتقد چونان بسیاری از دوستانم موسوم به طیف اصلاح‌طلب.
ولی آنچه آزار دهنده است ادبیات آلوده به کلمات و واژگان نامانوس و صریح‌تر بگویم فحاشی و ناسزا و تهمت و افترا و بازپخش اخبار و اطلاعات تایید نشده و احساسی که فاش شدن عدم صحتشان، کارآیی و تاثیرشان را از دست داده و متاسفانه به ضد خودش تبدیل می‌شود .
پس عاجزانه از دوستان هنرمندم بویژه دوستان جلای وطن کرده تقاضا می‌کنم با رعایت اصول حرفه‌ای خبرنگاری و نقادی در اصلاح رابطه حاکمیت و مردم و یا بقول دوست دانشمندم دکتر نعمت‌الله فاضلی «رابطه ایوان و دیوان» کوشا باشیم و بپذیریم بهترین شیوه اصلاح امور حکمرانی #رفرم و یا همان #اصلاحات است و بس و حتی اگر به این هم قانع نیستیم و خواهان تغییرات بنیادین هستیم حفظ عفت کلام و قلم ابتدایی‌ترین الزام جامعه مدنی است.

#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.


https://t.me/abolfazlabbasibani
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹مرکزی سرزمین روستاهای کهن با مناظر دیدنی
🔸پل تاریخی هفت چشمه روستای ضامنجان
🔹این اثر فرهنگی- تاریخی در دوره پهلوی اول و همزمان با احداث راه آهن سراسری کشور احداث شده که در ورودی روستای ضامنجان از توابع شهرستان اراک قرار دارد و هم اینک به عنوان یکی از استراتژیک‌ترین پل‌های راه آهن کشور در مسیر شمال به جنوب مورد استفاده قرار می گیرد. این پل از جنس سنگ است و در دوران دفاع مقدس نیز چندین بار مورد تهاجم هوایی قرار گرفت که خوشبختانه آسیبی به آن وارد نشد. پل تاریخی هفت چشمه روستای ضامنجان به شماره 31411 در تاریخ 25 بهمن 94 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

https://t.me/markazi_cthh
فوتبال عصاره روحیه ملتهاست

ابوالفضل عباسی بانی-۱ آذر ۱۴۰۱

سال ۱۳۷۶ نقطه عطف زندگی من است و من نوروز این سال جشن عروسی گرفتم و زندگی دونفره را آغاز کردم و جشن عروسی من تقریبا همه تعطیلات نوروز را بخودش اختصاص داد با همه شرایطش!
آن سال اما دو #رویداد زیبای دیگر رخ داد که شیرینی اش فکر کنم از اسفند سال پیش آغاز شده و تمام بهار ۷۶ را پوشش داد که امروز با #دوم_خرداد می‌شناسیمش و روزگار خوشی بود. کارناوال شادی آن روزها و جمعه دوم خرداد در انتخاباتی پرشور و امید، شرکت کردیم و شنبه دور میزِ گرد و معروف واحد مهندسی کمباین سازی، دقایق منتهی به ساعت ۱۴ را در کنار دهها نفر از مدیران و کارشناسان شمردیم تا خبر پیروزی سیدمحمد خاتمی را بشنویم و اگر بگویم زیباترین روز زندگی ما بود پربیراه نیست. اگر چه خاتمی ناامیدمان کرد و قدر پشتیبانی اکثریت مردم را ندانست و قدر حال خوب مردم را نداستند ولی انصافا آمار عملکرد اقتصادی٫سیاسی مدیران اصلاحات همچنان پیشتاز است و انتظار نمی‌رود حالا حالاها بشکند!
آن روز شرکت را شیرینی دادم و هنگامی که زنده یاد مهندس قدیمی قصد برداشتن شیرینی داشت گفتم بمناسبت انتخاب خاتمی است با غیظ و غصب منصرف شد(این کار من شیطنت جوانی بود با همکار متعصب آن سالها!)
اون سال نقطه عطف دیگری هم داشتیم: ساعت یک بعد از ظهر روز شنبه ۸ آذر ۱۳۷۶، با ساعت‌های اداری شنبه‌های دیگر خیلی تفاوت داشت چرا که همه مردم ایران در این ساعت منتظر حضور ملی‌پوشان ایران در استادیوم ملبورن کریکت برای مصافی مهم و هیجان‌انگیز بودند؛ دیدار برگشت تیم ملی ایران و #استرالیا در مرحله پلی‌آف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه.
آن فقط یک فوتبال نبود بلکه شور و هیجان و انگیزه همه ۷۰ میلیون ایرانی داخل و خارج در پاهای فوتبالیست‌های ما جمع شده بود و خدا هم ناگزیر در کنار این عشق مملو بود و بود.
و چه روز زیبای دیگری آفریده شد نه فقط در دلها که در خیابانهای ایران و ایرانیان سایر کشورها و اکنون که این سطور را می‌نویسم بازهم غرق شور و شعف می‌شوم و سریع بخود می‌آیم که نزدیک به ۳۰ سال از آن روزهای قشنگ می‌گذرد و همه آن شیرینی‌ها با آوار #پدیده هزاره سوم برباد رفت که رفت.
فوتبال دیشب را من هم مانند تقریبا بیشتر مردم نه دیدیم و نه بهش فکر کردیم و من که جایی ندیدم و نخواندم! ولی بعید می‌دانم کشوری باشد که از شکست تیمش در مقابل حریف خوشحال شود!

#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.

https://t.me/abolfazlabbasibani
فيلم زندگى خصوصى(خلاصه داستان)

اين فیلم روایت فردی به نام ابراهیم است که در ابتدا فردی تندرو بوده و پس از اخراج از مقام‌های دولتی به عنوان اپوزیسیون در روزنامه‌اش آغاز به انتشار مطالب جنجالی می‌کند و شیوه زندگی اش به‌طور کامل عوض می‌گردد.
ابراهیم کیانی از انقلابیون پرجوش و خروش اول انقلاب است که برش‌هایی از زندگی او در این سی سال را می‌بینیم: در تظاهرات ضد فیلم فارسی و ضد بدحجابی حضور فعال داشته و دیگران را نیز به شدت عمل هرچه بیشتر توصیه می‌کند، پست‌های مهمی در زندان و قوه قضاییه داشته و پایش به یک ماجرای بزرگ مالی کشیده شده‌است… او اینک روزنامه‌نگاری با سبک و شیوه متفاوت با دوران جوانی است و حالا خواستار تقدم اخلاق بر احکام است. سر و وضع ظاهری او نیز تفاوت بسیار کرده و همسرش نیز متناسب با وضع فعلی اوست. از سن بچه‌شان مشخص است که عمر ازدواج‌شان به ده سال نمی‌رسد و رابطه صمیمانه‌ای دارند. او در یک مهمانی شام با همسرش شرکت می‌کند که میزبانش آقای رسولی فردی متجدد و کراواتی است و او را به دیدار حاج صفاریان می‌برد تا آشتی شان دهد اما قضیه برعکس می‌شود. صفاریان، کیانی را به انحراف متهم می‌کند و کیانی نیز آنان را می‌کوبد و مثال می‌زند که همکار شما روزنامه را پل صعود خود کرده تا به وزارت برسد. در همان مهمانی زن جوانی به نام پریسا زندی با او آشنا می‌شود و بعد برای دادن مطلب و داستان به دفتر روزنامه می‌رود. داستان‌ها قابل چاپ نیست اما آشنایی آن‌ها ادامه می‌یابد. در روزی که همسر کیانی و بچه اش برای دیدار پدر و مادر به مسافرت می‌روند، کیانی به منزل پریسا می‌رود و او را صیغه می‌کند و سه روز پیش او می‌ماند. اما بعد در حالی که پریسا همچنان خواهان ادامه رابطه است او به دلیل گرفتاری کار و خانواده، مخالفت می‌کند و تماس‌های بعدی پریسا را یا بی‌جواب می‌گذارد یا با تندی برخورد می‌کند. اما پریسا دست بردار نیست و حتی با همسر کیانی نیز دوست می‌شود تا کیانی بداند که از دست او نمی‌تواند فرار کند. پریسا به کیانی می‌گوید که حامله است و او باید مسئولیت بچه را بپذیرد و تهدیدش می‌کند. کیانی ابتدا سعی می‌کند با استفاده از دوستان قدیمی و پرنفوذش، پریسا را بترساند اما موفق نمی‌شود و تصمیم می‌گیرد خود وارد عمل شود. او با تظاهر به پشیمانی از تندی اش، پریسا را سوار ماشین می‌کند و او را می‌کشد.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
4_6046613001220394864.mp4
18.6 MB
القاب برخی شهرهای ایران در دوران زندیه و قاجاریه:

دارالعلم : شیراز                            دارالسلطنه : اصفهان
دارالخلافه : تهران 
 دارالعباد : یزد
دارالامان : کرمان                          دارالمومنین : کاشان
دارالبرکت : مازندران                     دارالمنفعت : گیلان
دارالحرب :آذربایجان                    #دارالشجاعه : #کردستان
دارالشوکت: کرمانشاهان
 دارالملک : همدان
دارالغرور : لرستان .
*منبع: کتاب "رستم التواریخ"


https://t.me/irantamaddon
رذیلت‌های کلامی چاله میدان ، راه گم کرده و از دانشگاه سردرآورده است

✍️محسن آرمین- ۱ آذر ۱۴۰۱

🔹پیام آقای زیدآبادی عزیز را خواندم که دل‌آزرده از خاموشی صدای عقلانیت و میانداری افراط و غوغای ادبیات عفن چارپاداری از هر دو سو در سرزمین حافظ، سعدی، شهریار و سایه، عطای ماندن و هشدار مسئولانه و دلسوزانه به هاویه‌ای که پیش روست به لقایش بخشیده است.

🔹یکی از بزرگ‌ترین نقاط‌ضعف روشنفکری در تاریخ معاصر ایران تاثیرپذیری روشنفکران ما از فضا و جو حاکم بوده است. کم داشته‌ایم آدم‌های دارای شخصیت و منش مستقل که اسیر امواج گفتمانی نشوند.

🔹احمد زیدآبادی به‌رغم پاره‌ای اختلافات فکری از نظر من علاوه بر صداقت و سلامت نفس به‌ویژه از این جهت قابل احترام است که انسانی صاحب‌اندیشه و دارای شخصیت فکری مستقل است. اسیر جو و فضای حاکم نمی‌شود. بی‌توجه به خوشایند و بدآیند اکثریت و اقلیت، شجاعانه آن‌چه را نیک و درست می‌فهمد، بیان می‌کند. دغدغه صواب دارد، نه ثواب.

🔹بگذارید همین‌جا به‌سان شبلی گُلی هم نثار قرآن‌پژوه فرهیخته مهندس عبدالعلی بازرگان دوست‌داشتنی کنم زیرا او هم از همین قبیله است، اما نمی‌دانم چرا به‌جای مخالفت با فحاشی‌ها و رذیلت‌های کلامی رايج، در چاله میدان و بازار سیداسماعیل که این روزها راه گم کرده از دانشگاه سردرآورده به ضرب ادبیات صادق هدایت در توجیه آن کوشیده‌اند. مگر تذکر مولا ازخاطر مبارک‌شان غایب بود که فرمود: «سنة اللئام قبح الکلام» یا «إنی اکره لکم أن تکونوا سبابین»!؟

🔹بدان در این روزها که از منجنیق فلک بر سر ایران و ایرانی سنگ فتنه می‌بارد، اهریمن آهنگ این سرزمین کرده و اذنابش بر تنور خشونت و آشوب می‌دمند و رندانه مطالبات به‌حق مردم را با غوغای روایت‌ها و حکایت‌ها به محاق می‌برند، ایران عزیز به صدای عقلانیت امثال زیدآبادی بیش از هر زمان دیگری نیازمند است.

🔹بمان و بنویس و به قول مولایت که می‌دانم چقدر به او ارادت داری در این مصاف: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ، تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ، ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ» (کوه‌ها بلرزند تو نلرز، دندان‌هایت را بر هم بفشار، سرت را به خدا بسپار، گام‌هایت را در زمین استوار بدار، دیده‌ات را به دورترین نقاط این قوم بدوز و چشم بر سختی و ناملایمات ببند و بدان پیروزی از آن خدای سبحان است و بس).

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
آیا  هیچ کشوری در دنیا سراغ دارید که  به اندازۀ ایران تابو داشته باشد؟؟

✍️زنده یاد رضا بابایی..

در کدام کشور ورود زنان به ورزشگاه‌ها یا دوچرخه‌سواری آنان در کوچه و خیابان ممنوع است؟
در کدام کشور پوشش زنان این همه داستان و بگیروببند دارد؟
در کدام کشور، «مذاکره»، گیرم با ابلیس مجسم، تابو است؟
در کدام کشور دموکراتیک، انتقاد از سیاست‌‌های کلان کشوری در رسانه‌های رسمی و مطبوعات، ممنوع است؟

در کدام کشور نشان دادن آلات موسیقی آن کشور در رسانۀ ملی آن کشور ممنوع و تابو است و نباید بشکند؟
آن هم آلات موسیقی سنتی و ملی آن کشور، نه ابزارآلات موسیقی غربی و مدرن...

این روزها همۀ جامعه‌شناسان و اهل اندیشه و فرهنگ، از ۱۵میلیون کامنت در زیر یک پستِ روکم‌کنی تتلو در اینستاگرام در بهت و حیرت فرورفته‌‌اند.

من هم باور نمی‌کردم تا اینکه به چشم دیدم.
خدا می‌داند چه غم سنگینی روی دلم نشست.
تتلو همۀ ما را شکست داد.
همۀ مؤسسات فرهنگی و دینی، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و تبلیغی بودجه‌نابودکن، نمازجمعه‌ها، دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگستان‌ها، صداوسیما، وزارت ارشاد و...

هر چه بودجه از بیت‌المال گرفته‌اند باید به جیب مردم برگردانند..
چون تتلو بدون هیچ زحمتی همۀ آنها را شکست داد.
شبکه‌های اجتماعی هم باید سر به زیر اندازند و خجالت بکشند از این افتضاحی که به بار آمده است.

می‌گویند آن ۱۵میلیون کامنت را ۱۵میلیون نفر ننوشته‌اند.
قبول؛ بگو ۱۰میلیون نفر کامنت گذاشته‌اند..
بگو ۵میلیون نفر.
کدام ستارۀ موسیقی و کدام هنرمند اصیل ایرانی یا کدام فعال محیط زیست می‌تواند چند صد کامنت از مردم و جوانان بگیرد؟
ده هزار و صدهزار و یک‌میلیون و چند میلیون پیشکش...
مقصر کیست؟

مقصر سیاست‌هایی است که موسیقی سنتی را در ایران تابو کرده است...
مقصر صداوسیما است که قیافۀ تار و سه‌تار و سنتور را از چشم مردم می‌پوشاند...
مقصر آنان‌اند که طعم موسیقی کلاسیک ایرانی و سمفونی‌های بتهوون و موتزارت و باخ را به این جوانان نچشاندند تا در این حجم و اندازه دنبال تتلوها نیفتند...

روزی‌روزگاری در این کشور، پیرهن‌ رنگی یا آستین‌کوتاه یا تراشیدن ریش برای آقایان تابو بود...
شاید الان کسی باور نکند، ولی ما روزگاری را به یاد داریم که شاهنامه در شمار تابوهای نابخشودنی بود...

مربی فرهنگی ما در دبیرستان از من و چند دانش‌آموز دیگر خواسته بود که هر کدام چند بیت از شاهکارهای ادب فارسی را حفظ کنیم و در یک برنامۀ فرهنگی در مدرسه بخوانیم...
من ابیات نخست شاهنامه را حفظ کردم...

به نام خداوند جان و خرد...
وقتی مربی فرهنگی ما فهمید که من می‌خواهم شاهنامه بخوانم، اسمم را از فهرست برنامه خط زد و در اولین دیدار نیز من را نصیحت کرد و اندرز داد که کتاب‌های طاغوتی نخوانم...

ایران کشور تابوها است..
اما همۀ تابوهای بی‌بنیان دیر یا زود می‌شکنند...
پس این همه هزینه برای حفظ تابوهای ساختگی، چرا؟
تابو آن است که مردم تابو بدانند..
وگرنه عمری دراز نخواهد داشت.

من مرده، شما زنده...

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
درسی که باید از قطری ها آموخت!

حبیب رمضانخانی-۱ آذر ۱۴۰۱

این روزها که دنیا شگفت زده از امکانات و نحوه برگزاری عالی بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان توسط قطر است، کشوری کوچک که با پیشنیه تاریخی ۵۰ ساله، همه نگاه ها را خیره و این روزها درس مدیریت و اعتماد به نفس می دهد! بی شک، بیش از همه مورد حسرت و مقایسه ما ایرانی ها قرار گرفته است.

این کشور که طی چند سال گذشته، به دلیل موضع گیری و محاصره شدید کشورهای عربی، حتی موجودیت خود را در خطر می دید، به لطف حاکمیت، دیپلماسی، عقلای آن کشور و سرمایه های خود نه تنها از آن وضعیت و فضا رهید، بلکه امروز وقتی عربستان گل دوم و پیروزی بخش به آرژانتین را زد، امیر قطر در ورزشگاه، پرچم عربستان را روی دوش خود انداخته، به وجد آمد و عملا بر عادی شدن کامل روابط با عربستان مهر تایید زد.

در آنسو، نشریه گازته به نقل از بولنت کایا معاون رهبر حزب سعادت ترکیه نوشت که حزب عدالت و توسعه به اعضای تشکیلات خود اعلام کرده؛ با توجه به دیدار احتمالی رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه با بشار اسد که هر آن ممکن است رخ دهد، هر آنچه را درباره بشار اسد در صفحات مجازی خود نوشته اند پاک کنند.

در ماه های گذشته، اردوغان موضع گیری های مشابهی انجام و چنین رویکردی را نسبت به امارات، عربستان، رژیم صهیونیستی و حتی مصر نشان داده است. انعطافی که مبنای عمل اردوغان و امیر قطر بوده، یک هدف مشترک داشته و آن تامین منافع مردم و کشورش هست که امروز ایجاب می کند از راه دوستی و نزدیکی روابط تامین شود.

قابل تامل، ما در حالی با حسرت به این موضع گیری ها، گشایش در روابط خارجی و در نتیجه پیشرفت این کشورها و تامین منافع مردمشان می نگریم که در وضعیتی برعکس، امروز وضعیت بحرانی ما ناشی از عدم انعطاف و اصرار بر یک رویه و سیاستی هست که چهاردهه بدون تغییر مانده و همچنان تبعات آن مردم و کشورمان را درگیر کرده است. قابل تاملتر، در باب تامین منافع اقلیتی، مثل رویکرد نسبت به روسیه، وارث شوروی و چین بسیار منعطف بوده و اصول و خطوط قرمز را رد کرده ایم، ولی در جهت تامین منافع مردم و کشور، نه تنها انعطافی نداشتیم، بلکه بر شدت دشمنی و رویکرد متعصبانه خود، در نگاه به غرب، مرتب افزوده ایم!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
Forwarded from تمدن ایرانی (ابوالفضل عباسی بانی)
دوستی از سر دشمنی

ابوالفضل‌عباسی بانی- ۲ آذر ۱۴۰۱

تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا -این دشمن اصلی ایران- و مدیر «موسسه تونی بلر برای تغییر در جهان» طی بیانیه‌ای ویدئویی گفته:
معترضان در ایران باید بدانند که از حمایت میلیون‌ها نفر در اطراف جهان که «ایستادگی آنها برای آزادی را ستایش می کنند» برخوردارند.
او گفت: «اعتراضاتی که بیش از دو ماه پیش شروع شد بی‌سابقه است، اما در ادامه حرکتی ضدحکومتی است که در سال ۲۰۱۷ شروع شد و همه بخش‌های جامعه ایران را متحد می‌کند. موسسه من متعهد به افزایش آگاهی در مورد این شکاف فزاینده میان مردم ایران و یک رژیم تندرو اسلامگراست که برای ۴۳ سال در ایران حکومت کرده است.»
«درحالی که معترضان در ایران برای کسب اولیه‌ترین آزادی‌ها جانشان را به خطر می‌اندازند، ما در همکاری با "گروه تحلیل و سنجش افکار عمومی ایران" یک رشته برنامه‌هایی را شروع می‌کنیم که شکی باقی نخواهد گذاشت که این اعتراضات به چیزی خیلی بیش از حق انتخاب پوشیدن یا نپوشیدن حجاب مربوط می شود.»
او اظهار داشت که جامعه ایران برای چند دهه با سرعتی بیش از دیگر کشورهای اسلامی فرآیند سکولاریسم و آزادی‌خواهی را طی کرده است.

تونی بلر حتما می‌داند و اگر فراموش کرده به یادش می‌آورم کشورش انگلیس خبیث، در ۱۵۰ سال گذشته بخش بزرگی از خاک ما #هرات را جدا کرده، دو بار رسما سرباز چکمه‌پوشش خاک ما را اشغال سرزمینی‌کرده و یک‌بار هم با کودتا دولت ملی ما را سرنگون کرده و امروز هم هرچه مصیبت داریم زیر سر همین استعمار پیر، روسیه و چین است که یقین دارم آرزوهایشان را به گور خواهند برد .

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
انتظار

نعمت الله فاضلی-۲آذر ۱۴۰۱

ایران امروز چه جامعه ای است؟ مرادم از "امروز" دقیقادهمین روزهای اخیرست؛ نه ایران معاصر؛ و مرادم از "جامعه" هم حال و هوا و ذهنیت جمعی است.  این پرسشی که ذهن همه درگیر آنست. انتظار می رود من انسان شناس هم این پرسش را پاسخ دهد. رسالت تاریخی و حرفه ای رشته انسان شناسی آن طور که برانسیلاو مالبنوسکی از بنیانگذاران انسان شناسی مدرن گفت اینست که "چشم انداز بومی" را توضیح دهد و بگوید مردم یک جامعه چه فهمی از دنیای شان دارند. بر این مبنا می گویم جامعه امروز ایران، "جامعه منتظر" است. در یادداشت "جامعه پس از اعتراضات چگونه خواهد بود؟" (۱۶ مهر ماه، فراز دیلی) نوشتم تاریخ ایران پس از اعتراضات سه جامعه شد: جامعه دیروز، جامعه امروز، جامعه فردا. در جستار "ایران: جامعه مردد" که اردیبهشت ۱۴۰۱ در سایت انجمن جامعه شناسی منتشر شد نوشتم ایران جامعه ایست مردد میان تغییر کردن و نکردن؛ یک گام به پیش می گذارد و دو گام به پس. این توصیفم از ایران پیشااعتراضات بود. اما ایران امروز همان جامعه دیروز نیست، اکنون "جامعه منتظر" است. قسان هیگ انسان شناس بلندآوازه در کتاب "انتظار"(۲۰۰۹)  و مطالعات دیگرش درباره مهاجران و مهاجرت،  جامعه امروزی را با مفهوم  "انتظار کشیدن" و فرهنگ انتظار توضیح می دهد. بحران های زیست محیطی، اقتصادی، ناپایداری های سیاسی و اجتماعی و سیل مهاجرت ها، بشر چشم به راه زیستن و آمدن جامعه و سامان بهتر کرده است. همه در فرودگاه ها و پایانه های مسافربری و سفارتخانه ها و مرزها و حتی خانه های مان در نوبت رفتنیم و انتظار می کشیم که جای بهتری برویم. همکار انسان شناسم مهرداد عربستانی در پژوهش اتنوگرافیک خواندنی اش "تمنای رفتن" (۱۳۹۷) این حس و حال منتظران را روایت می کند.
اما انتظار کشیدن صرفا مقوله ای فردی و روان شناختی نیست. وقتی جامعه ای در کلیت آن در آستانه تغییر است، و می خواهد حرکت کند و از جاکنده شود، دیگر این افراد نیستند که چشم به راه فردا و منتظر رفتن و رسیدن به جایی هستند؛ بلکه این تاریخ و جامعه و فرهنگ است که جابجا می شود و انتظار می کشد. قسام هیگ و عربستانی، "تمنای رفتن" و "انتظار" را در تجربه افراد نشان دادند، اکنون این جامعه ایران است که انتظار می کشد و حس و حال منتظر بودن در روان و ذهن همه القا می کند. نمی دانم اکنون که آغاز آذر است این جنبش کارش به کجا می کشد و آبستن "انقلاب" است یا نه، اما فرقی نمی کند حتی اگر شاهد پساجمهوری اسلامی هم نباشیم، جامعه منتظر تغییر است. جمهوری اسلامی در فردای این جنبش، همان جمهوری نخواهد بود که هست. در هر حال ته ذهن جامعه اینست که انقلاب یا شبه انقلابی در راهست. این دقیقا درون مایه انتظاریست که در جامعه می بینیم. جامعه دیگر مردد تغییر کردن یا نکردن نیست. در چنین وضعیتی، اضطراب، ترس، احساس ناامنی، و حس بیم و امید و شاید از همه بارزتر حس بی‌تابی و تعجیل بر جامعه چیره می شود. ویژگی هستی شناختی "موقعیت انتظار" اینها را ایجاب و اجتناب ناپذیر می کند. البته این حالت بیم و امید و بی‌تابی، درون مایه ای از خشم نیز دارد. همین خشم است که تحمل موقعیت انتظار را سخت تر و شدیدتر کرده است. عربستانی و همکارانش در بهار ۱۳۹۸ کتاب "از خشمی که داریم" را نوشتند و در مقدمه اش نشان دادند که به استناد تحقیقات تجربی جهانی، ایران خشمگین ترین جامعه جهان است. آنها در این روایت تنها نبودند و محققان دیگر نیز در این سال پیاپی از "فروپاشی اجتماعی" و به تعبیر سعید مدنی "آتش خاموش" سخن گفتند. همین ها بود که زمینه و زمانه و زبان جامعه ایران را مهیای تغییر و انتظار کرد. علم انسانی در اینجا در فهم چیستی و چگونگی جامعه ایران دقیق و واقع بینانه عمل کرد. تاریخ آن را فراموش نمی کند. خدا عالم است ایران فردا چه می شود، فقط می دانم که امروز منتظر فرداییم. آیا همچنان یک گام به پیش می رویم و دو گام به پس هم معلوم نیست. تنها چیزی قاطعانه می توان گفت اینست که هم حامیان حکومت هم مخالفان، و هم خاکستری های کنار گود، همه منتظرند. نشانه بارز این انتظار همان پرسشی است که ابتدا طرح کردم و این که عاقبت چه خواهد شد و به کجا می رویم. امیدوارم این سفر در هر حال عاقبت بخیر شویم و ایران، بانوی بزرگ تاریخ به انتظارش و رویاهایش برای زیستن در سامانی انسانی، آزاد، دموکراتیک، عادلانه و پایدار برسد و خدای عالم ایران بانوی ما را سربلند بدارد.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
کردستان قلب ایران

سید احمد نبوی-۲ آذر ۱۴۰۱

اگر نقشه جغرافیایی ایران را به مثابه یک گربه نشسته تصور کنیم که البته چنین نیز هست ، قلب این گربه و ایران جایی نیست جز کردستان عزیز که در سینه ایران بزرگ می تپد .
اگر ۵۰۰ سال پیش و در جنگ چالدران بخش بزرگی از کردستان ( کردستان عراق ، ترکیه و سوریه ) را به عثمانی نبخشیده بودیم امروز کردستان یک سوم ایران فعلی بود هر چند دشمنان اتحاد ایران بزرگ در همین ۴۰ سال پیش باز هم قصد داشتند تا مابقی کردستان امروز را از ایران جدا کنند ولی این بار رزمندگان ایران با جنگجویان دوران صفویه فرق داشتند ، در کردستان عزیز از ۲۱ استان کشور شهید داشته ایم این به معنی آن است که همه ایران جنگیدند تا این بار کردستان قلب ایران را از دست ندهیم ، هیچکس زندان دولتو، سر بریدن پاسداران با موزائیک و مبارزات قهرمانانه پیشمرگه های کرد مسلمان را فراموش نمی‌کند.
۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح یعنی ۲۴۰۰ سال پیش و در زمان اردشیر دوم هخامنشی، اجداد کردهای قهرمان در منطقه اربیل امروزی ارتش ده هزار نفری یونان را که قصد فتح ایران بزرگ آنروز را داشتند را نابود کردند .
اتفاقات چند ماهه اخیر در سراسر ایران خصوصا کردستان حاصل سالها نپرداختن به زیر ساخت‌های خطه کردستان بوده است ، بیکاری مفرط و مهاجرت به شهرهای بزرگ ، حاشیه نشینی و تشدید فشار معیشتی و برخی نگاه‌های غلط امنیتی برای جلوگیری از سرمایه گذاری های کلان نه تنها فرصت طلایی اشتغال در این استان را گرفته است بلکه تهدیدی به نام کولبری و مرگ های ناشی از آن را به همراه داشته است .
بنطر می آید کاملا طبیعی باشد که از اعتراضات به حق مردم کردستان ، گروه‌های به ظاهر ایرانی ولی تجزیه طلب سر بلند کنند و بدنبال انتقام گیری ۴۰ ساله از کردستان و ایران باشند .
عقلای حکومت باید به سرعت مرز اعتراض صدها هزار کرد عاشق ایران را با چند صد نفر تجزیه طلب وابسته به خارج را روشن کنند ، دیگر نمی شود برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشید .
امروز استاندار جوان و سختکوش کردستان می تواند تاریخ ساز شود و با دستور به نیروهای امنیتی و انتظامی برای محدود کردن و بستن گلوگاه‌های مرزی ورود عناصر تجزیه طلب را قطع نماید، همچنین شناسایی و دستگیری افراد مسلح معدود محاصره شده در داخل را با همکاری مردم به اتمام برساند همچنانکه سپاه پاسداران نیز با اقتدار کامل موشک باران عقبه های این عناصر تجزیه طلب را در عمق خاک عراق ادامه داده و راه را برای گفتگوهای استاندار کردستان با ماموستاها و نمایندگان اقشار مختلف را در فضایی خارج از تنش گروهک های ضد انقلاب و تجزیه طلب مهیا نماید .
دولت و مجلس نیز به کمک این جوان کوشا (زارعی کوشا) که خود از آن خطه زرخیز است برخیزند و کوتاهی های گذشته را جبران کنند .
همانطور که چهل و چند سال پیش و در سن ۱۹ سالگی وظیفه خود می‌دانستم که از کردستان دفاع نمایم امروز نیز بر خود واجب میدانم تا از هموطنان کرد در مقابل هجمه های تجزیه طلبان و بی خردی برخی داخلی ها حمایت نمایم .

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
ایران

نعمت الله فاضلی- ۴ آبان ۱۴۰۱

ایران را فراموش نکنیم. اعتراض کنیم و از "زن، زندگی، آزادی" بگوییم اما فراموش نکنیم که ایران درخت کهنی است که همه بر شاخه های آن نشسته ایم. مراقب باشیم بُن نبریم. ایران نام نیست، واژه نیست، خاک زیر پای ماست، زبان ماست، ساختار ساخت دهنده به عمیق ترین لایه های آشکار و پنهان عواطف و باورها و کهن الگوهای ماست. بانو ژولیا کریستوا روانکاو بلغاری-فرانسوی در کتاب خواندنی اش "علیه افسردگی ملی" در گفتگو با فیلیپ پتی می گوید: "پرسش کردن از قوانین، هنجارها و ارزش ها، لحظه ای حیاتی در زندگی روانی افراد و جوامع است" (کریستوا ۱۴۰۱: ۱۲). آن را "سرپیچی" می نامد. کریستوا "سرپیچی و عصیان" را ستایش می کند و همسو با سارتر می گوید "ما حق عصیان داریم" ( همان ۴۳)، زیرا ان را عامل ضروری برای حیات روانی و متصل کردن پیوندهای جامعه می داند؛ اما مدافع  فرانسه است. به نقل از ژیرودو می گوید: "ملت ها مانند انسان ها از بی نزاکتی های نامحسوس می میرند"(همان ۶۴). معتقد است "به قابلیت از بین بردن لکه های ننگی که شوربختی را دوره کرده اند و تمرین همبستگی دربرابر آن ایمان دارم" ( همان ۶۶). ایران، امروز عصیان و سرپیچی را تمرین می کند، این سرپیچی چنان که کریستوا می گوید اگر برای بازسازی و پرسشگری و در مقابل افسردگی ملی باشد نجاتبخش و شادمانی افزاست و روح ایران را تر و تازه می کند. ایران را فراموش نکنیم و ایران و نمادها و نشانه هایش را قربانی هیچ چیز واقعا هیچ چیز نکنیم. چرا که "چو ایران نباشد" دیگر چیزی نخواهد بود و نخواهد ماند. سرپیچی کنیم، پرسش کنیم، عصیان را حق خود بدانیم ولی به خاطر بسپاریم که اینها نیازمند بقا و تداوم ایران و ایرانی بودنست، سرزمینی که هزاران سال گهواره زایش و رویش و پرورش میلیون ها میلیون انسان، هزاران زبان، هنر، دین، ادبیات، رسم، سنت و تاریخ است و به بهای بی نهایت رنج ها و دانید و این صرفا یادآوری است!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon
Forwarded from اراک تصویر (ابوالفضل عباسی بانی)
این روزها که کتاب «از بهزادان تا دهگان» به مرحله ویراستاری رسیده و دارم طراحی جلد رو انجام میدم این عکس رو از خانواده استاد مرتضی ذبیخی دریافت نمودم برای درج در بین نامداران برجسته سرزمین خورشید بر روی جلد.

📷 دریافت عکس از سارا فرزند استاد


سربلندایران‌وایرانے

@araktasvir
@arakology
www.arakology.com

🔹آگاهے ، سرآغاز خردمندے است.


https://www.instagram.com/p/B41oFh_AILv/?igshid=58exuc42nnzi
*شش رهبر برجسته جهانی!*

🖊️علی مرادی مراغه ای
*ارسالی از:* فضل الله کوهساری
*نشر:* گاهنامه مدیر

○رهبری خوب، نیرویی است که همه نهادها، اعم از دولت، مذهب، ارتش، شرکتها یا مدرسه ها...را بسوی جایگاهی سوق می دهد که هرگز نبوده‌اند و مردم تصور آنرا نیز در خیال خود نمی پروردند. اما رهبری بد، باعث می شود همه نهادها و تلاشها بی هدف گردند و سرانجام فاجعه بار می آید، مثل پدرِ معتادی که همه تلاشهای و زحمات فرزندان را به باد می دهد...

■هنری کیسینجر به شش رهبر برجسته جهانی پرداخته که در بازسازی و تغییر جهان در دوره ناپایدار پس از جنگ جهانی دوم کمک کردند. این شش رهبر ملیِ قرن بیستم اینها هستند:

□کنراد آدناور(آلمان غربی ۱۸۷۶-۱۹۶۷) که بعد از جنگ جهانی دوم، سکان هدایت آلمان را به دست گرفت. آدناور با ترکیب پشیمانی و فروتنی با سخت کوشی معروف آلمانی، پایه های بهبود کشورش را بنا نهاد و آلمان آشفته بعد از جنگ را به عضوی صلح آمیز از خانواده جهانی تبدیل کرد.
و کیسینجر، سیاست او را به عنوان "استراتژی نرمی" توصیف می کند.

●شارل دوگل (فرانسه ۱۸۹۰-۱۹۷۰) فرانسه شکست خورده در جنگ جهانی را بزرگ کرد و الجزایر را قادر ساخت تا استقلال خود را به دست آورد. و کیسینجر، سیاست او را به عنوان "استراتژی اراده" توصیف می کند.

○ریچارد نیکسون (آمریکا ۱۹۱۳-۱۹۹۴) که کیسینجر ابتدا به عنوان مشاور و سپس وزیر امور خارجه برای او خدمت کرد، معتقد است که او با "استراتژی اراده" خود، به جنگ ویتنام پایان داد و با برقراری ارتباط باچین، راه را برای پیوستن آن کشور غول پیکر به خانواده جهانی هموار کرد. و کیسینجر، سیاست او را به عنوان "تعادل" توصیف می کند.

■انور سادات (مصر ۱۹۱۸-۱۹۸۱) هنر کرده با رفتن به اورشلیم برای برقراری صلح اعراب و اسرائیل، جان خود را فدا کرده با کلمه ای توصیف می کند به عنوان سیاست"خارق العاده" یا فراتر از  حالت عادی...

□لی کوان یو(سنگاپور ۱۹۲۳-۲۰۱۵)، سنگاپور را زمانی که یک جوجه و کوتوله بود به یک غول تبدیل کرد. هنگامی که او به حکومت رسید بازماندگان استعمار بریتانیا، سنگاپور را به قطعه زمین عقب مانده ای تبدیل کرده بودند. لی کوان یو آنرا در میان پیشرفته ترین کشورهای جهان قرار داد. درآمد سرانه این کشور از حدود ۵۱۷ دلار در ۱۹۶۵ به ۶۰۰۰۰ دلار در ۲۰۲۰ افزایش یافت. و کیسینجر، سیاست او را به عنوان«استراتژی تعالی» توصیف می کند.

●مارگارت تاچر (انگلیس ۱۹۲۵-۲۰۱۳) سکان کشوری را در دست گرفت که در غم امپراتوری از دست رفته و با اعتصابات و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد و اصلاحاتی را ارائه کرد که پایه های بریتانیای ثروتمند امروزی را پی ریزی کرد. او در عرصه بین المللی به کشورش نیرو داد. و کیسینجر، سیاست تاچر را به عنوان «استراتژی ایمان استوار و صادقانه» » توصیف می کند.

○کیسینجر می نویسد که هر شش نفر از این رهبران را می شناخته و با برخی از آنها روابط دوستانه داشت. این رهبران که از نظر خیلی ها بزرگ به نظر نمی رسند، دارای ویژگی های مشترک بودند:
︎دوره طولانی تجربه،
︎صداقت،
︎عزم راسخ که برای مخالفان خود مانند لجاجت به نظر می رسید،
︎ابتکاراتی که دیگران جرات نمی کنند،
︎پشتکار در تعقیب اهداف.
︎و شاید مهمتر از آن، احساس خدمت، مفید بودن برای مردمشان باشد.

■اما دنیای امروز چقدر کوتوله شده که از فقدان چنین سیاستمداران و رهبران ملیِ متفکری رنج می‌برد. رهبرانی که هر کدام جامعه خود را متحول کردند و در حل بحرانهای بزرگ، سهیم بودند.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.

https://t.me/irantamaddon