✍🏼راهکارهايى براى اصلاح نظام
شادروان داود فیرحی
1- نظام ارزشگذاری ما در دوره بعد از انقلاب اسلامی بر اساس تضاد بوده است به این معنا که هر چیزی که غرب می گوید بد و عکس آن درست است. این نظام، سه مشکل درست کرده است؛ مشکل اول مشکل دانایی است به این معنا که بهخصوص در حوزه علوم انسانی هر آن چیزی را که دیگران دانش می دانند، دانش تلقی نمی شود. دوم اینکه در سیاست خارجی کار ما عملاً درگیری با کشورهای دیگر است. موضوع سوم مسئله امنیتی بودن است چراکه احساس می شود که دشمن هرلحظه در کمین ماست. باید رویکرد نظام ارزشی در کشور به حق گرایی تغییر کند.
2- به دلیل وجود نگاه امنیتی در کشور، فرصت و اجازه کالبدشناسی سیاست های داخلی برای ما ایجاد نمی شود چون احساس می کنیم که هر تحلیلی ما را آسیب پذیرتر می کند. باید رویکرد افراطی امنیتی را در مسائل مختلف کنار گذاشت.
3- بودجه زیادی به مسائل خارجی در کشور اختصاص دادهشده است. این همان اشتباهی است که شوروی هم مرتکب شد و درحالیکه در آنسوی کره زمین با آمریکا در حال جنگ بود، از درون فروپاشید. اولویت در تقسیم بودجه باید مسائل داخلی باشد.
4- درک روشنی در حوزه ماهیت حکمرانی در کشور وجود ندارد. باید در این حوزه تولید فکر بیشتری صورت گیرد.
5- مشکلی که در طراحی نهادهای کشور وجود دارد این است که همدیگر را خنثی می کنند. بعضی از نهادهای کشور به دلیل نظام ارزشگذاری که وجود دارد، اینقدر مقدس شده اند که کسی نمی تواند به آنها دست زند. درحالیکه تغییرات نهادی باید عادی باشد و جامعه هم نشان داده است که در برابر این تغییرات مشکل زیادی ندارد.
6- باید نظام ما از حالت دوقطبی بودن و حاکمیت دوگانه خارج شود. همچنین باید از حالت شخصی بودن عبور کرده و به حکمرانی غیرشخصی رسد. تنها راه این کار، فعال کردن نهاد حزب است که این موضوع هم مگر با اصلاحات اساسی در شورای نگهبان اتفاق نمی افتد.
7- متأسفانه در شورای نگهبان افرادی عضو هستند که با جمهوریت موافق نیستند که باید اصلاحاتی در این رابطه صورت گیرد چون در هر کاری باید کسی مسئول باشد که خودش همدلی با اصل کار را داشته باشد. همچنین تأیید صلاحیت کاندیداهای احزاب باید از طریق شورای مرکزی احزاب یا در فرایندی شبیه آن انجام شود.
8- سیاست نظارت استصوابی اجازه نمی دهد که مدیران شایسته به مدارج بالا رسند و اگر هم خطا کردند، با مردم مواجه شوند. نظارت استصوابی، هم مدیران شایسته را به حاشیه می راند و هم باعث می شود که اگر مدیران پذیرفتهشده خطایی کردند، اجازه علنی شدن آن داده نشود. باید در این قانون تجدیدنظر شود.
9- همیشه مشکلات کشور بهجای افتادن به دوش احزاب، به دوش رهبری می افتد و ازآنجا هم به اصل مذهب منتقل می شود. باید احزاب قوی در کشور ایجاد شود تا مانند ضربه گیر عمل کنند و اصل نظام تهدید نشود.
10- برای برونرفت از مشکلات نظام، بهترین کار این است که اصلاحات سیستم به دست رهبری انجام گیرد تا هم رهبری و هم جمهوری اسلامی را نجات دهد. چراکه دیگران چنین توانایی را ندارند و اگر هم داشته باشند این کار با خونریزی یا مشکلات بیشتری انجام خواهد شد. یکی از این پیرابند باید اصلاح مکانیزم شورای نگهبان باشد تا نظام انتخاباتی هم اصلاح شود. قانون انتخابات، قانون اساسی دوم است اما مهمتر از قانون اساسی اول است چراکه قانون انتخابات است که قانون اساسی را فعال یا غیرفعال می کند.
11- در دوره انقلاب وقتی مردم از نخبگان سیاسی، شاه و دربار رویگردان شدند، پناهگاه مذهب و روحانیت را داشتند اما این بار اگر انقلابی صورت گیرد، با توجه به نبود یک هویت واحد در کشور، احتمالاً کشور به سمت یک نوع فروپاشی خواهد رفت. نخبگان کشور باید بهشدت نسبت به این موضوع هوشیار باشند.
12- سیستم های حکومتی در دنیا 2 گونه هستند: سیستم های خوداصلاح کننده و غیر خوداصلاح کننده. هرچند وقت یکبار باید یک احیا کننده، سیستم حکومتی ما را اصلاح کند. اگر به سیستم خوداصلاح کننده تبدیل شود که عالی است ولی در غیر این صورت، بعد از 40 سال مطمئناً نیاز به تغییرات اساسی وجود دارد. دولت جمهوری اسلامی باید خود را اُبژه کند و از بیرون به خود نگاه کرده و ارزیابی کند. همه باید به این نائل شوند که اصل و اساس سیستم احتیاج به فکر کردن دارد.
13- بعضی از افراد مرتب سعی می کنند که در کشور نهاد جدید تأسیس کنند. بهجای این کار، باید به کاستن این نهادها فکر کرد. مثلاً در حوزه فرهنگ، 25 نهاد هم ارز در امور خارجه در حال فعالیت هستند که باید تعدیل شود.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
شادروان داود فیرحی
1- نظام ارزشگذاری ما در دوره بعد از انقلاب اسلامی بر اساس تضاد بوده است به این معنا که هر چیزی که غرب می گوید بد و عکس آن درست است. این نظام، سه مشکل درست کرده است؛ مشکل اول مشکل دانایی است به این معنا که بهخصوص در حوزه علوم انسانی هر آن چیزی را که دیگران دانش می دانند، دانش تلقی نمی شود. دوم اینکه در سیاست خارجی کار ما عملاً درگیری با کشورهای دیگر است. موضوع سوم مسئله امنیتی بودن است چراکه احساس می شود که دشمن هرلحظه در کمین ماست. باید رویکرد نظام ارزشی در کشور به حق گرایی تغییر کند.
2- به دلیل وجود نگاه امنیتی در کشور، فرصت و اجازه کالبدشناسی سیاست های داخلی برای ما ایجاد نمی شود چون احساس می کنیم که هر تحلیلی ما را آسیب پذیرتر می کند. باید رویکرد افراطی امنیتی را در مسائل مختلف کنار گذاشت.
3- بودجه زیادی به مسائل خارجی در کشور اختصاص دادهشده است. این همان اشتباهی است که شوروی هم مرتکب شد و درحالیکه در آنسوی کره زمین با آمریکا در حال جنگ بود، از درون فروپاشید. اولویت در تقسیم بودجه باید مسائل داخلی باشد.
4- درک روشنی در حوزه ماهیت حکمرانی در کشور وجود ندارد. باید در این حوزه تولید فکر بیشتری صورت گیرد.
5- مشکلی که در طراحی نهادهای کشور وجود دارد این است که همدیگر را خنثی می کنند. بعضی از نهادهای کشور به دلیل نظام ارزشگذاری که وجود دارد، اینقدر مقدس شده اند که کسی نمی تواند به آنها دست زند. درحالیکه تغییرات نهادی باید عادی باشد و جامعه هم نشان داده است که در برابر این تغییرات مشکل زیادی ندارد.
6- باید نظام ما از حالت دوقطبی بودن و حاکمیت دوگانه خارج شود. همچنین باید از حالت شخصی بودن عبور کرده و به حکمرانی غیرشخصی رسد. تنها راه این کار، فعال کردن نهاد حزب است که این موضوع هم مگر با اصلاحات اساسی در شورای نگهبان اتفاق نمی افتد.
7- متأسفانه در شورای نگهبان افرادی عضو هستند که با جمهوریت موافق نیستند که باید اصلاحاتی در این رابطه صورت گیرد چون در هر کاری باید کسی مسئول باشد که خودش همدلی با اصل کار را داشته باشد. همچنین تأیید صلاحیت کاندیداهای احزاب باید از طریق شورای مرکزی احزاب یا در فرایندی شبیه آن انجام شود.
8- سیاست نظارت استصوابی اجازه نمی دهد که مدیران شایسته به مدارج بالا رسند و اگر هم خطا کردند، با مردم مواجه شوند. نظارت استصوابی، هم مدیران شایسته را به حاشیه می راند و هم باعث می شود که اگر مدیران پذیرفتهشده خطایی کردند، اجازه علنی شدن آن داده نشود. باید در این قانون تجدیدنظر شود.
9- همیشه مشکلات کشور بهجای افتادن به دوش احزاب، به دوش رهبری می افتد و ازآنجا هم به اصل مذهب منتقل می شود. باید احزاب قوی در کشور ایجاد شود تا مانند ضربه گیر عمل کنند و اصل نظام تهدید نشود.
10- برای برونرفت از مشکلات نظام، بهترین کار این است که اصلاحات سیستم به دست رهبری انجام گیرد تا هم رهبری و هم جمهوری اسلامی را نجات دهد. چراکه دیگران چنین توانایی را ندارند و اگر هم داشته باشند این کار با خونریزی یا مشکلات بیشتری انجام خواهد شد. یکی از این پیرابند باید اصلاح مکانیزم شورای نگهبان باشد تا نظام انتخاباتی هم اصلاح شود. قانون انتخابات، قانون اساسی دوم است اما مهمتر از قانون اساسی اول است چراکه قانون انتخابات است که قانون اساسی را فعال یا غیرفعال می کند.
11- در دوره انقلاب وقتی مردم از نخبگان سیاسی، شاه و دربار رویگردان شدند، پناهگاه مذهب و روحانیت را داشتند اما این بار اگر انقلابی صورت گیرد، با توجه به نبود یک هویت واحد در کشور، احتمالاً کشور به سمت یک نوع فروپاشی خواهد رفت. نخبگان کشور باید بهشدت نسبت به این موضوع هوشیار باشند.
12- سیستم های حکومتی در دنیا 2 گونه هستند: سیستم های خوداصلاح کننده و غیر خوداصلاح کننده. هرچند وقت یکبار باید یک احیا کننده، سیستم حکومتی ما را اصلاح کند. اگر به سیستم خوداصلاح کننده تبدیل شود که عالی است ولی در غیر این صورت، بعد از 40 سال مطمئناً نیاز به تغییرات اساسی وجود دارد. دولت جمهوری اسلامی باید خود را اُبژه کند و از بیرون به خود نگاه کرده و ارزیابی کند. همه باید به این نائل شوند که اصل و اساس سیستم احتیاج به فکر کردن دارد.
13- بعضی از افراد مرتب سعی می کنند که در کشور نهاد جدید تأسیس کنند. بهجای این کار، باید به کاستن این نهادها فکر کرد. مثلاً در حوزه فرهنگ، 25 نهاد هم ارز در امور خارجه در حال فعالیت هستند که باید تعدیل شود.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
.
.
.
📜🕯🖋 اعتراف تاریخی سارق اصلی نام آذربایجان
محمدامین رسولزاده بنیانگذار کشور جعلی جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی، در کتاب خود با عنوان [آذربایجان جمهوریتی، کیفیت تشکیلی و شیمدیکی وضعیتی]، در مورد آذربایجان تاریخی نوشته :
🖋 "پیش از جنگ جهانی اول و بر اساس جغرافیایی رسمی آذربایجان در شمال [غرب] ایران قرار داشته و به تبریز و حوالی آن گفته می شد. بعد از جنگ جهانی اول و انقلاب بزرگ روسیه، آذربایجانی که بر سر زبان ها افتاد در شمال آذربایجانی[تاریخی] که گفته شد و در جنوب شرقی منطقه قفقاز واقع شده است و مرکز آن باکو است."
🔸 لازم به توضیح است نام آذربایجان همواره در طول تاریخ برای سرزمینهای جنوبی رود ارس یعنی استانهای شمالغربی ایران بکار رفته است. نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی توسط حزب مساوات به رهبری محمد امین رسولزاده و با حمایت دولت عثمانی دزدیده و برای سرزمین های شمال رود ارس بکار گرفته شد.
#ایران #تاریخ #ایراک #آذربایجان
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
.
.
📜🕯🖋 اعتراف تاریخی سارق اصلی نام آذربایجان
محمدامین رسولزاده بنیانگذار کشور جعلی جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی، در کتاب خود با عنوان [آذربایجان جمهوریتی، کیفیت تشکیلی و شیمدیکی وضعیتی]، در مورد آذربایجان تاریخی نوشته :
🖋 "پیش از جنگ جهانی اول و بر اساس جغرافیایی رسمی آذربایجان در شمال [غرب] ایران قرار داشته و به تبریز و حوالی آن گفته می شد. بعد از جنگ جهانی اول و انقلاب بزرگ روسیه، آذربایجانی که بر سر زبان ها افتاد در شمال آذربایجانی[تاریخی] که گفته شد و در جنوب شرقی منطقه قفقاز واقع شده است و مرکز آن باکو است."
🔸 لازم به توضیح است نام آذربایجان همواره در طول تاریخ برای سرزمینهای جنوبی رود ارس یعنی استانهای شمالغربی ایران بکار رفته است. نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی توسط حزب مساوات به رهبری محمد امین رسولزاده و با حمایت دولت عثمانی دزدیده و برای سرزمین های شمال رود ارس بکار گرفته شد.
#ایران #تاریخ #ایراک #آذربایجان
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
وقتی کتاب نمیخواهیم:
۱. با واژه نقد بیگانهایم.
۲. دامنهی لذت ما محدود است.
۳.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۴. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۵. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۶. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۷. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۸. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۹. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۱۰. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۳. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۴. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۱۵. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر نداریم.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
۱. با واژه نقد بیگانهایم.
۲. دامنهی لذت ما محدود است.
۳.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۴. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۵. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۶. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۷. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۸. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۹. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۱۰. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۳. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۴. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۱۵. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر نداریم.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
ایرانِ بزرگ
ابوالفضلعباسیبانی-۱۶شهریور ۱۴۰۰
ایرانزمین یا ایرانشهر محدوده جغرافیایے و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگههاے مجاور آن شامل ایران کنونی، بخش بزرگے از #قفقاز #افغانستان و #آسیاےمرکزی است که در زبانهاے فرنگے از آن با عنوان پرشیاے بزرگ یا پارس بزرگ یاد میشود و کاربرد تاریخے ایران صرفاً محدود به بخش غربے آن که هماکنون به این نام خوانده میشود، نبوده و تمام مرزهاے سیاسے کشورے که زیر تسلط ایرانیان بود، همچون #میانرودان(سورستان که همان عراق امروزے است) و بیشتر #ارمنستان و #جنوبقفقاز را هم در بر میگیرد و مفهوم #ایرانبزرگ از جهات گوناگون ریشه در تاریخ چند هزار ساله آن دارد و به دوران نخستین امپراتورے ایرانے که توسط پارس ها بنیان گذاشته شد باز میگردد.
در دوران نوین اما، ایران بسیارے از سرزمینهاے خود را از دست داده که از جمله، واگذارے بخشهاے غربے #ترکیه و #عراق امروزے به امپراتوری عثمانی( ۹۱۲ خ)، واگذارے بخشهاے شرقے #افغانستان امروزے طی معاهده پاریس ( ۱۲۳۶ و ۱۲۸۴ خ) ، واگذارے سرزمین هاے #قفقاز به روسیه (عهدنامه گلستان۱۱۹۲خ) که طے آن بخشهایے از شمال ایران شامل قفقاز، ارمنستان، ایالتهاے شرقی #گرجستان یعنی #کاختی و #کارتلے و بخشهاے غربے گرجستان یعنی #آبخاز #سامگرلو(مرگالیا) #گوریا و #ایمرتی(آچوق باشی) و تمام شهرها و روستاهاے مناطق غربی #گرجستان در ساحل دریاے سیاه و محال #گروزیه (کورنه) شامل #چچن و #اینگوش امروزے به وسعت تقریبے ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع خاکے و ۱۲۰هزار کیلومتر مربع آبی با بیش از۱۳۶۰ کیلومتر خط ساحلے دریاے کاسپین به روسیه واگذار گردید که بعدها در اثر تجزیه اے دیگر، کشورها و ملتهاے جدیدے تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند و اگرچه از طریق زبان و فرهنگ با ایران پیوستگے دارند اما از سرزمین مادرے خویش که به آن عشق مے ورزند جدا افتاده اند.
در عهدنامه اے دیگر موسوم به «ترکمنچای» در نخستین روز اسپند ۱۲۰۶ و پس از نبرد روسیه و ایران در مجموع حدود۳۰ هزار کیلومتر مربع دیگر شامل حدود۲۰ هزار کیلومتر مربع از #ارمنستان امروزی، حدود ۵ هزار کیلومتر مربع از #ترکیه امروزے شامل کوه #آرارات و شهر #ایغدیر که در آن زمان، بخشے از #خاناتایروان بود و نیز ۵ هزار کیلومتر مربع ازجمهورے #آذربایجان امروزے (شامل #تالششمالے یعنی شهرستان #لریک و #نخجوان) از ایران جدا و مرزهاے جدیدے در طول رودخانه ارس شکل گرفت و #داغ دیگرے بر دل ایران و ایرانے نهاد که هیچ گاه سرد نشده و نخواهد شد.
آخرین بخش جدا شده از پیکرهے ایران بزرگ #بحرین با ۷۰۶ کیلومتر مربع مساحت است که در سال ۱۸۲۰ میلادے یعنے ۲۰۱ سال پیش با هدایت انگلیسے ها از ایران جدا شده بود و در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، انگلیس وعده داد که اگر ایران به عضویت پیمان بغداد درآید بحرین را برخواهد گرداند که در همان وعده باقے ماند که با این آخرین قطعه جدا شده از ایران بزرگ بیش از دوسوم خاک ایران بزرگ یعنی ۳٫۵ میلیون کیلومتر مربع از پاره تنمان خارج از مرزهای فعلی ایران و به یاد ایران نفس میکشد.
و بالاخره ۶ دیماه ۱۳۱۳ خ و در زمان پهلوے اول، نام ایران امروزے رسماً در مجامع بینالمللے بعنوان بخش بجا مانده ازسرزمین ایران بزرگ تثبیت و تا امروز خوشبختانه خدشهے دوبارهاے بر پیکرهے این سرزمین اهورائے وارد نیامده و با انسجام و همدلے از این پس هم نخواهد آمد.
این روزها برخے از همسایگان سخن از برگشت به مرزهاے تاریخے میکنند که ما استقبال میکنیم!
https://t.me/abolfazlabbasibani
ابوالفضلعباسیبانی-۱۶شهریور ۱۴۰۰
ایرانزمین یا ایرانشهر محدوده جغرافیایے و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگههاے مجاور آن شامل ایران کنونی، بخش بزرگے از #قفقاز #افغانستان و #آسیاےمرکزی است که در زبانهاے فرنگے از آن با عنوان پرشیاے بزرگ یا پارس بزرگ یاد میشود و کاربرد تاریخے ایران صرفاً محدود به بخش غربے آن که هماکنون به این نام خوانده میشود، نبوده و تمام مرزهاے سیاسے کشورے که زیر تسلط ایرانیان بود، همچون #میانرودان(سورستان که همان عراق امروزے است) و بیشتر #ارمنستان و #جنوبقفقاز را هم در بر میگیرد و مفهوم #ایرانبزرگ از جهات گوناگون ریشه در تاریخ چند هزار ساله آن دارد و به دوران نخستین امپراتورے ایرانے که توسط پارس ها بنیان گذاشته شد باز میگردد.
در دوران نوین اما، ایران بسیارے از سرزمینهاے خود را از دست داده که از جمله، واگذارے بخشهاے غربے #ترکیه و #عراق امروزے به امپراتوری عثمانی( ۹۱۲ خ)، واگذارے بخشهاے شرقے #افغانستان امروزے طی معاهده پاریس ( ۱۲۳۶ و ۱۲۸۴ خ) ، واگذارے سرزمین هاے #قفقاز به روسیه (عهدنامه گلستان۱۱۹۲خ) که طے آن بخشهایے از شمال ایران شامل قفقاز، ارمنستان، ایالتهاے شرقی #گرجستان یعنی #کاختی و #کارتلے و بخشهاے غربے گرجستان یعنی #آبخاز #سامگرلو(مرگالیا) #گوریا و #ایمرتی(آچوق باشی) و تمام شهرها و روستاهاے مناطق غربی #گرجستان در ساحل دریاے سیاه و محال #گروزیه (کورنه) شامل #چچن و #اینگوش امروزے به وسعت تقریبے ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع خاکے و ۱۲۰هزار کیلومتر مربع آبی با بیش از۱۳۶۰ کیلومتر خط ساحلے دریاے کاسپین به روسیه واگذار گردید که بعدها در اثر تجزیه اے دیگر، کشورها و ملتهاے جدیدے تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند و اگرچه از طریق زبان و فرهنگ با ایران پیوستگے دارند اما از سرزمین مادرے خویش که به آن عشق مے ورزند جدا افتاده اند.
در عهدنامه اے دیگر موسوم به «ترکمنچای» در نخستین روز اسپند ۱۲۰۶ و پس از نبرد روسیه و ایران در مجموع حدود۳۰ هزار کیلومتر مربع دیگر شامل حدود۲۰ هزار کیلومتر مربع از #ارمنستان امروزی، حدود ۵ هزار کیلومتر مربع از #ترکیه امروزے شامل کوه #آرارات و شهر #ایغدیر که در آن زمان، بخشے از #خاناتایروان بود و نیز ۵ هزار کیلومتر مربع ازجمهورے #آذربایجان امروزے (شامل #تالششمالے یعنی شهرستان #لریک و #نخجوان) از ایران جدا و مرزهاے جدیدے در طول رودخانه ارس شکل گرفت و #داغ دیگرے بر دل ایران و ایرانے نهاد که هیچ گاه سرد نشده و نخواهد شد.
آخرین بخش جدا شده از پیکرهے ایران بزرگ #بحرین با ۷۰۶ کیلومتر مربع مساحت است که در سال ۱۸۲۰ میلادے یعنے ۲۰۱ سال پیش با هدایت انگلیسے ها از ایران جدا شده بود و در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، انگلیس وعده داد که اگر ایران به عضویت پیمان بغداد درآید بحرین را برخواهد گرداند که در همان وعده باقے ماند که با این آخرین قطعه جدا شده از ایران بزرگ بیش از دوسوم خاک ایران بزرگ یعنی ۳٫۵ میلیون کیلومتر مربع از پاره تنمان خارج از مرزهای فعلی ایران و به یاد ایران نفس میکشد.
و بالاخره ۶ دیماه ۱۳۱۳ خ و در زمان پهلوے اول، نام ایران امروزے رسماً در مجامع بینالمللے بعنوان بخش بجا مانده ازسرزمین ایران بزرگ تثبیت و تا امروز خوشبختانه خدشهے دوبارهاے بر پیکرهے این سرزمین اهورائے وارد نیامده و با انسجام و همدلے از این پس هم نخواهد آمد.
این روزها برخے از همسایگان سخن از برگشت به مرزهاے تاریخے میکنند که ما استقبال میکنیم!
https://t.me/abolfazlabbasibani
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
برای فراهان
ابوالفضل عباسے بانی- ۲۵ آبان ۱۴۰۱
بیستم مهرماه بر اثر حادثهای نه چندان سخت دچار صدمهای شدم سخت! بگونهای که عملا خانهنشین شدم و پای در گچ با انبوهی گرفتاریهای دیگر که بماند برای کتاب «از بان تا بُن»
در این مدت خانهنشینی اما همچنان از پای ننشستم و بخش عمدهای از کتاب «از بهزادان تا دهگان» را ویرایش و دستهبندی کردم و امید که بتوانم برای بهار پیش رو به دست چاپ برسانم تا منبعی باشد برای مردم فرهیخته سرزمین خورشید تا نام و نشان مفاخرشان را بهتر و بیشتر بشناسند و به آن افتخار کنند چونان که باستانی پاریزی در نوشتهای زیر عنوان«يك كفگير از مساحتِ ايران» میفرماید:
راستے اين دو سه تا دهكوره كه در قلبِ ايران قرار گرفته و مجموع مساحتش باتپهها و كوهها، از يك كف دست، یا يك بَدَست، يا بهتر بگويم يك كفگير از كل ِ مساحتِ ايران را شامل نمیشود و اسمش #فراهان و تفرش و آشتيان و گَرَكان است، از چه معجونے تركيب شده!؟
ميرزا عيسے فراهانے آنكه لشكر به قفقاز میكشد و مےخواهد لشكري را كه چند صباح قبل، لشكر ناپلئون را شكست داده و اتحادیهٔ نظامے اروپا را مختل كرده، شکست دهد، کیست؟
يا آن قائممقام فراهانے كه چند صباح بعد، در باغ نگارستان طناب انداخته شد، جرمش چه بود؟ يا آن ميرزا تقےخانِ امير كبير شهيِد باغ فين و بنيانگذار ِ دارالفنون ،يا ميرزا حسن آشتيانے كه تحريم تنباكو كرد و حتے دختران ناصرالدين شاه قليانهاي خود را شكستند و يا ميرزا يوسف آشتيانے مستوفیالممالك كه صدراعظم بے نظير و مرد اخلاق و صاحب نيكویے بود، يا آن مصدقِ آشتيانے كه يكباره صنعت ِ نفت ايران را با آن عظمت، ملے كرد و با انگلستان در افتاد، چه نيرویے داشت!؟
يا آن معلم بزرگ كه نصف تحصيل كردگان دارالفنون و استادان چهل سال قبل ِدانشگاه شاگردان او بودند - عبدالعظيم خان قريب- را میگویم، در كجا علم آموخته بود در گَرَكان يا سوئيس؟
يا ميرزا عباس اقبال آشتيانے تاريخدان بزرگ كه معلم من هم بود و بلاعقب مرد، يا آن اديبالممالك كه میگفت:
ماييم كه از پادشهان باج گرفتيم
همينطور است استاد ابوالقاسم سحاب تفرشے، نويسنده و جغرافیدان بزرگ و نقشهكار و نيز دكتر سيد محمود حسابے و بالاخره همين قوامالسلطنهٔ كه سربازانِ فاتح جنگ برلن را به حرف مفت به آن طرف ارس راند و آب از آب تكان نخورد!
باید رفت از پروین اعتصامے دختر اعتصامالملڪ پرسید که: این چه خاکیاست؛ که ایمانِ فلڪ داده به باد؟ یا این که اصلا باید راه افتاد و دویست سیصد کیلومتر راه را در دشتها و بیابانهاے مرکز ایران بوسید تا به فراهان رسید و آنجا رفت و یکشب توے یڪ «آغل»-آرے آغل- منزل کرد و بعبع گوسفندان را شنید و نے چوپان را گوش کرد و سپس خاڪ آنجا را بویید و بوسید و بر آن نماز خواند و فردا روز، یڪ آش ترخینهٔ خوشمزه تفرشی را- بهقول قائممقام- با نان فتیر آشتیانے با اشتها خورد و دوباره راه افتاد و ٱمد به تهران!
این را نوشتم که بگویم ایران است و یک #فراهان، دیاری بهوسعت تاریخ در دل سرزمین #ایراک این ایران کوچک که دیرینگی سکونت مردمان بیباکش به بیش از ۴۰هزار سال و وسعتش از کرمانشاهان تا همدان و اصفهان تا تهران و از این سوی تا آذرآبادگان به ۲۰۰ هزار کیلومتر بالغ میشود که با حمله خلفای خونریز اما نامش تا مدتها فراموش شد و با ظهور سلجوقیان عراق عجم نام عربی شدهاش دوباره زنده شد.
در همه این دوران اما نام فراهان عزیز رسالت فرهنگی٫تاریخی این سرزمین را به خوبی ایفا نمود و بار امانت به سرمنزل مقصود رساند و چه خوش امانتداری بودند مردمان این دیار فراهامونی که با مشورت ایمانیخان فراهانی و زکیخان کزازی در میانه این دو خطه زرخیز از سرزمین #ایراک و در جایی که اکنون اراکش مینامیم نخستین نوین شهر ایران را بنا نهادند تا به میراثدار آن #اراکبزرگ شهره شود بواسطه داشتن ۱۲ فرزند شایسته خویش که هریک آوازه خود را دارد اما #فراهان که امروز در قامت شهرستان فرِٓ مَهین خودنمایی میکند همچنان آوازهای جهانی دارد بواسطه داشتن مردان و زنانی فرهیخته و هنرمندی که مایه عزت و عظمت ایران و ایرانیاند و امروز هرچند دیر ولی به همت #انجمنتلاشگرانفراهانسرافراز، #انجمنهوایتازهفراهان #دانشگاهآزاد و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهان #نخستین پنجشنبه از سری پنجشنبههای فرهنگی فراهان در روز ۲۶ آبان ماه برگزار میگردد و اگرچه بواسطه مصدومیت، افتخار حضور در این آیین را ندارم ولی به دستاندرکاران این مراسم خداقوت گفته برایشان از صمیم قلب موفقیت آرزومندم.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
ابوالفضل عباسے بانی- ۲۵ آبان ۱۴۰۱
بیستم مهرماه بر اثر حادثهای نه چندان سخت دچار صدمهای شدم سخت! بگونهای که عملا خانهنشین شدم و پای در گچ با انبوهی گرفتاریهای دیگر که بماند برای کتاب «از بان تا بُن»
در این مدت خانهنشینی اما همچنان از پای ننشستم و بخش عمدهای از کتاب «از بهزادان تا دهگان» را ویرایش و دستهبندی کردم و امید که بتوانم برای بهار پیش رو به دست چاپ برسانم تا منبعی باشد برای مردم فرهیخته سرزمین خورشید تا نام و نشان مفاخرشان را بهتر و بیشتر بشناسند و به آن افتخار کنند چونان که باستانی پاریزی در نوشتهای زیر عنوان«يك كفگير از مساحتِ ايران» میفرماید:
راستے اين دو سه تا دهكوره كه در قلبِ ايران قرار گرفته و مجموع مساحتش باتپهها و كوهها، از يك كف دست، یا يك بَدَست، يا بهتر بگويم يك كفگير از كل ِ مساحتِ ايران را شامل نمیشود و اسمش #فراهان و تفرش و آشتيان و گَرَكان است، از چه معجونے تركيب شده!؟
ميرزا عيسے فراهانے آنكه لشكر به قفقاز میكشد و مےخواهد لشكري را كه چند صباح قبل، لشكر ناپلئون را شكست داده و اتحادیهٔ نظامے اروپا را مختل كرده، شکست دهد، کیست؟
يا آن قائممقام فراهانے كه چند صباح بعد، در باغ نگارستان طناب انداخته شد، جرمش چه بود؟ يا آن ميرزا تقےخانِ امير كبير شهيِد باغ فين و بنيانگذار ِ دارالفنون ،يا ميرزا حسن آشتيانے كه تحريم تنباكو كرد و حتے دختران ناصرالدين شاه قليانهاي خود را شكستند و يا ميرزا يوسف آشتيانے مستوفیالممالك كه صدراعظم بے نظير و مرد اخلاق و صاحب نيكویے بود، يا آن مصدقِ آشتيانے كه يكباره صنعت ِ نفت ايران را با آن عظمت، ملے كرد و با انگلستان در افتاد، چه نيرویے داشت!؟
يا آن معلم بزرگ كه نصف تحصيل كردگان دارالفنون و استادان چهل سال قبل ِدانشگاه شاگردان او بودند - عبدالعظيم خان قريب- را میگویم، در كجا علم آموخته بود در گَرَكان يا سوئيس؟
يا ميرزا عباس اقبال آشتيانے تاريخدان بزرگ كه معلم من هم بود و بلاعقب مرد، يا آن اديبالممالك كه میگفت:
ماييم كه از پادشهان باج گرفتيم
همينطور است استاد ابوالقاسم سحاب تفرشے، نويسنده و جغرافیدان بزرگ و نقشهكار و نيز دكتر سيد محمود حسابے و بالاخره همين قوامالسلطنهٔ كه سربازانِ فاتح جنگ برلن را به حرف مفت به آن طرف ارس راند و آب از آب تكان نخورد!
باید رفت از پروین اعتصامے دختر اعتصامالملڪ پرسید که: این چه خاکیاست؛ که ایمانِ فلڪ داده به باد؟ یا این که اصلا باید راه افتاد و دویست سیصد کیلومتر راه را در دشتها و بیابانهاے مرکز ایران بوسید تا به فراهان رسید و آنجا رفت و یکشب توے یڪ «آغل»-آرے آغل- منزل کرد و بعبع گوسفندان را شنید و نے چوپان را گوش کرد و سپس خاڪ آنجا را بویید و بوسید و بر آن نماز خواند و فردا روز، یڪ آش ترخینهٔ خوشمزه تفرشی را- بهقول قائممقام- با نان فتیر آشتیانے با اشتها خورد و دوباره راه افتاد و ٱمد به تهران!
این را نوشتم که بگویم ایران است و یک #فراهان، دیاری بهوسعت تاریخ در دل سرزمین #ایراک این ایران کوچک که دیرینگی سکونت مردمان بیباکش به بیش از ۴۰هزار سال و وسعتش از کرمانشاهان تا همدان و اصفهان تا تهران و از این سوی تا آذرآبادگان به ۲۰۰ هزار کیلومتر بالغ میشود که با حمله خلفای خونریز اما نامش تا مدتها فراموش شد و با ظهور سلجوقیان عراق عجم نام عربی شدهاش دوباره زنده شد.
در همه این دوران اما نام فراهان عزیز رسالت فرهنگی٫تاریخی این سرزمین را به خوبی ایفا نمود و بار امانت به سرمنزل مقصود رساند و چه خوش امانتداری بودند مردمان این دیار فراهامونی که با مشورت ایمانیخان فراهانی و زکیخان کزازی در میانه این دو خطه زرخیز از سرزمین #ایراک و در جایی که اکنون اراکش مینامیم نخستین نوین شهر ایران را بنا نهادند تا به میراثدار آن #اراکبزرگ شهره شود بواسطه داشتن ۱۲ فرزند شایسته خویش که هریک آوازه خود را دارد اما #فراهان که امروز در قامت شهرستان فرِٓ مَهین خودنمایی میکند همچنان آوازهای جهانی دارد بواسطه داشتن مردان و زنانی فرهیخته و هنرمندی که مایه عزت و عظمت ایران و ایرانیاند و امروز هرچند دیر ولی به همت #انجمنتلاشگرانفراهانسرافراز، #انجمنهوایتازهفراهان #دانشگاهآزاد و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهان #نخستین پنجشنبه از سری پنجشنبههای فرهنگی فراهان در روز ۲۶ آبان ماه برگزار میگردد و اگرچه بواسطه مصدومیت، افتخار حضور در این آیین را ندارم ولی به دستاندرکاران این مراسم خداقوت گفته برایشان از صمیم قلب موفقیت آرزومندم.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
🛑 نبرد قادسیه، مبدا سیه روزی ایرانیان
✒محمد امیری
🔹سال پانزدهم هجری (۶۳۶ میلادی)، سپاه ایران و اعراب در سرزمین قادسیه (نزدیک کربلای کنونی) به جان هم افتادند. اگرچه در قادسیه اعراب به پیروزی رسیدند، اما سالها طول کشید تا توانستند بر جای جای ایران مسلط شوند و این دلیلی جز مقاومت ایرانیان نداشت. در سال ۶۳۵ میلادی، یزدگرد سوم، واپسین پادشاه ایران، رستم فرخزاد را از خراسان به تیسفون فراخواند، چرا که وجود سردار بزرگی همچون رستم به پادشاه آرامش خاطر میداد. در نوامبر سال ۶۳۶ میلادی که اعراب مرزهای غربی ایران را به خاک و خون کشیده بودند، و مرتبا پیکهایی که حاوی درخواست کمک به پایتخت از آن مناطق به دست یزدگرد سوم میرسید؛ به همین خاطر او تصمیم گرفت که رستم فرخزاد را به جنگ با اعراب بفرستد... در سال ۶۳۶ میلادی، برابر با سال ۱۵ هجری، رستم فرخزاد توانست با یکسال زحمت و تلاش، از سراسر ایران زمین سپاهی گرد آورد و در قادسیه مستقر شود. سپاهی که رستم فرخزاد برای نبرد مستقر کرده بود، دارای فیلهای بزرگ با سلاح و ساز و برگ جنگی و هودجهای مخصوص تیراندازی و کجاوه و ارابه بود، و نسبت به سپاه عرب که به فرماندهی " سعد بن ابی وقاص" که پسردایی محمد بن عبدالله بود، برتری فوقالعاده داشت و این سپاه از مدینه بطرف قادسیه در حرکت بود و در بین راه هر آنچه دید خراب کرد و مردم را غارت و بین اعراب تقسیم کرد. سپاه ایران در جایی بنام عتیق، نزدیک قادسیه مستقر شد، ولی نزدیک چهار ماه از جنگ دوری جست و در این مدت چهار ماه مذاکرات برای صلح بین سعد و رستم فرخزاد بجایی نرسید...
◀ فردوسی میگوید، با هجوم اعراب به ایران زمین، نشان شب تیره آمد پدید... در آخرین داستان شاهنامه که سرگذشت یزدگرد آمده، او به صورت یک آدم خسته و دل مرده به تصویر در میآید. با ورود سردار عمر (سعد ابن ابی وقاص)، به صحنه، او (یزدگرد سوم)، مقابله با سردار عرب را به رستم فرخزاد میسپارد. آنگونه که فردوسی در شاهنامه آورده است، هنگامی که نماینده سعد ابن ابی وقاص (مغیره بن شعبه) به سراپرده پر زرق و برق رستم فرخزاد وارد میشود، بیاعتنا به آن جبروت سرهم بندی شده، فرشها را کنار زده، روی خاک مینشیند و...
چو شعبه به دهليز پرده سرای
بيامد، بران جامه ننهاد پای
همی رفت بر خاک بر، خوار خوار
ز شمشير کرده يکی دستوار
نشست از بر خاک و کس را نديد
سوی پهلوان سپه ننگريد
بدو گفت رستم که جان شاد دار
به دانش روان و تن آباد دار
به رستم چنين گفت کای نيک نام
اگر دين پذيری عليکالسلام
◀ پیش از آنکه کار آن دو به جنگ بکشد، رستم فرخزاد، ضمن گوشه زدن به مغیره بن شعبه، سفره دلش را باز میکند و پای بخت و سرنوشت، (ستارگان) را به میان میکشد؛ سپس میگوید اگر خود محمد مرا به دین نو فرا میخواند، تردید نمیکردم و آنرا پذیرا میشدم، ولی در راستگویی کسانی که اکنون ندا و پیام این دین را برای مان آورده، تردید دارم. مغیره به یزدگرد میگوید:
" سه راه در پیش تو است، یا اسلام بیاوری، یا جزیه بپردازی و صاغر باشی، یا آماده جنگ باش "
◀ یزدگرد معنی کلمه صاغر را پرسید و او اینگونه پاسخ داد:
" صاغر به اصطلاح ما، آن باشد که در آن ساعت که جزیه میدهی، بر پای خود ایستاده باشی و تازیانه بر سرت نگه دارند... "
◀ رستم فرخزاد به مغیره بن شعبه میگوید که بازگرد و به سعد بن ابی وقاص بگو که دلیرانه در جنگ مردن، برای ما ایرانیان، خوشتر آید تا اینکه دشمن را از خواری ایرانیان شادکام ببینیم:
بگویش که در جنگ مردن به نام
به از زنده، دشمن بدو شادکام
◀ بالاخره جنگ شروع شد و به روایتی چهار روز طول کشید (از ۱۶ تا ۱۹نوامبر). از بخت بد سپاه ایران، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ایران زخمی میشود و سپس خود را به آب میزند، که یک اعرابی بنام هلال او را میشناسد و به دنبال رستم به آب میزند. چون رستم زخمی شده بود، در آب یارای مقاومت در مقابل عرب وحشی را نداشته و هلال او را نیمهجان به خشکی میکشد و سر او را از بدن جدا میکند و فریاد میزند که بخدا قسم رستم را کشتهام. سپاه ایران در هم میریزد، عدهای فرار میکنند و عدهای با کمال شجاعت تا پای جان میجنگند. میگویند از ایرانیان ده هزار تن و از اعراب شش هزار تن کشته میشوند. درفش کاویانی بدست عربی بنام ضراربن خطاب میافتد که او را به مبلغ سی هزار درهم بفروش میرساند. اعراب خود را برای چپاول و غارت آماده میکنند. در این راه هیچ رحمی به کسی نکردند، تمام لباس و زیورآلات و سلاح کشته شدگان را به غارت بردند؛ و آنهایی که زنده ماندند را به اسارت بردند...
✔سالروز نبرد قادسیه (۱۶ نوامبر ۶۳۶م)
♦️منابع:
۱. پس از ۱۴۰۰ سال، نوشته شجاع الدین شفا
۲. شاهنامه فردوسی
۳. تازیان و ریشه های کشتار و ویرانگری، نوشته دکتر رهنوردی
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
✒محمد امیری
🔹سال پانزدهم هجری (۶۳۶ میلادی)، سپاه ایران و اعراب در سرزمین قادسیه (نزدیک کربلای کنونی) به جان هم افتادند. اگرچه در قادسیه اعراب به پیروزی رسیدند، اما سالها طول کشید تا توانستند بر جای جای ایران مسلط شوند و این دلیلی جز مقاومت ایرانیان نداشت. در سال ۶۳۵ میلادی، یزدگرد سوم، واپسین پادشاه ایران، رستم فرخزاد را از خراسان به تیسفون فراخواند، چرا که وجود سردار بزرگی همچون رستم به پادشاه آرامش خاطر میداد. در نوامبر سال ۶۳۶ میلادی که اعراب مرزهای غربی ایران را به خاک و خون کشیده بودند، و مرتبا پیکهایی که حاوی درخواست کمک به پایتخت از آن مناطق به دست یزدگرد سوم میرسید؛ به همین خاطر او تصمیم گرفت که رستم فرخزاد را به جنگ با اعراب بفرستد... در سال ۶۳۶ میلادی، برابر با سال ۱۵ هجری، رستم فرخزاد توانست با یکسال زحمت و تلاش، از سراسر ایران زمین سپاهی گرد آورد و در قادسیه مستقر شود. سپاهی که رستم فرخزاد برای نبرد مستقر کرده بود، دارای فیلهای بزرگ با سلاح و ساز و برگ جنگی و هودجهای مخصوص تیراندازی و کجاوه و ارابه بود، و نسبت به سپاه عرب که به فرماندهی " سعد بن ابی وقاص" که پسردایی محمد بن عبدالله بود، برتری فوقالعاده داشت و این سپاه از مدینه بطرف قادسیه در حرکت بود و در بین راه هر آنچه دید خراب کرد و مردم را غارت و بین اعراب تقسیم کرد. سپاه ایران در جایی بنام عتیق، نزدیک قادسیه مستقر شد، ولی نزدیک چهار ماه از جنگ دوری جست و در این مدت چهار ماه مذاکرات برای صلح بین سعد و رستم فرخزاد بجایی نرسید...
◀ فردوسی میگوید، با هجوم اعراب به ایران زمین، نشان شب تیره آمد پدید... در آخرین داستان شاهنامه که سرگذشت یزدگرد آمده، او به صورت یک آدم خسته و دل مرده به تصویر در میآید. با ورود سردار عمر (سعد ابن ابی وقاص)، به صحنه، او (یزدگرد سوم)، مقابله با سردار عرب را به رستم فرخزاد میسپارد. آنگونه که فردوسی در شاهنامه آورده است، هنگامی که نماینده سعد ابن ابی وقاص (مغیره بن شعبه) به سراپرده پر زرق و برق رستم فرخزاد وارد میشود، بیاعتنا به آن جبروت سرهم بندی شده، فرشها را کنار زده، روی خاک مینشیند و...
چو شعبه به دهليز پرده سرای
بيامد، بران جامه ننهاد پای
همی رفت بر خاک بر، خوار خوار
ز شمشير کرده يکی دستوار
نشست از بر خاک و کس را نديد
سوی پهلوان سپه ننگريد
بدو گفت رستم که جان شاد دار
به دانش روان و تن آباد دار
به رستم چنين گفت کای نيک نام
اگر دين پذيری عليکالسلام
◀ پیش از آنکه کار آن دو به جنگ بکشد، رستم فرخزاد، ضمن گوشه زدن به مغیره بن شعبه، سفره دلش را باز میکند و پای بخت و سرنوشت، (ستارگان) را به میان میکشد؛ سپس میگوید اگر خود محمد مرا به دین نو فرا میخواند، تردید نمیکردم و آنرا پذیرا میشدم، ولی در راستگویی کسانی که اکنون ندا و پیام این دین را برای مان آورده، تردید دارم. مغیره به یزدگرد میگوید:
" سه راه در پیش تو است، یا اسلام بیاوری، یا جزیه بپردازی و صاغر باشی، یا آماده جنگ باش "
◀ یزدگرد معنی کلمه صاغر را پرسید و او اینگونه پاسخ داد:
" صاغر به اصطلاح ما، آن باشد که در آن ساعت که جزیه میدهی، بر پای خود ایستاده باشی و تازیانه بر سرت نگه دارند... "
◀ رستم فرخزاد به مغیره بن شعبه میگوید که بازگرد و به سعد بن ابی وقاص بگو که دلیرانه در جنگ مردن، برای ما ایرانیان، خوشتر آید تا اینکه دشمن را از خواری ایرانیان شادکام ببینیم:
بگویش که در جنگ مردن به نام
به از زنده، دشمن بدو شادکام
◀ بالاخره جنگ شروع شد و به روایتی چهار روز طول کشید (از ۱۶ تا ۱۹نوامبر). از بخت بد سپاه ایران، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ایران زخمی میشود و سپس خود را به آب میزند، که یک اعرابی بنام هلال او را میشناسد و به دنبال رستم به آب میزند. چون رستم زخمی شده بود، در آب یارای مقاومت در مقابل عرب وحشی را نداشته و هلال او را نیمهجان به خشکی میکشد و سر او را از بدن جدا میکند و فریاد میزند که بخدا قسم رستم را کشتهام. سپاه ایران در هم میریزد، عدهای فرار میکنند و عدهای با کمال شجاعت تا پای جان میجنگند. میگویند از ایرانیان ده هزار تن و از اعراب شش هزار تن کشته میشوند. درفش کاویانی بدست عربی بنام ضراربن خطاب میافتد که او را به مبلغ سی هزار درهم بفروش میرساند. اعراب خود را برای چپاول و غارت آماده میکنند. در این راه هیچ رحمی به کسی نکردند، تمام لباس و زیورآلات و سلاح کشته شدگان را به غارت بردند؛ و آنهایی که زنده ماندند را به اسارت بردند...
✔سالروز نبرد قادسیه (۱۶ نوامبر ۶۳۶م)
♦️منابع:
۱. پس از ۱۴۰۰ سال، نوشته شجاع الدین شفا
۲. شاهنامه فردوسی
۳. تازیان و ریشه های کشتار و ویرانگری، نوشته دکتر رهنوردی
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
attach 📎
Forwarded from اراکشناسی (ابوالفضل عباسی بانی)
#دردمامیهناستوآگاهی
کتاب استانشناسی #از_ایراک_تا_اراک نوشته #ابوالفضل_عباسیبانی و #سمیه_عبدلی با مقدمه #دکترنعمتاللهفاضلی و یادداشت #دکتر_رسول_جعفریان توسط سازمان انتشارات #جهاد_دانشگاهی_اراک منتشر شد.
این کتاب همه اطلاعات مورد نیاز مربوط به جغرافیا، تاریخ، فرهنگ، سیاست، صنعتواقتصاد، بهداشتودرمان و جاذبههایگردشگری استان مرکزی را در اختیار علاقمندان قرار میدهد.
این کتاب از طریق #کتابفروشی_طلوع واقع در خ شهیدبهشتی پاساژ ساسان، #باغ_کتاب خ خرم و یا تماس با نویسنده ( ۰۹۱۸۳۶۲۹۴۶۴) قابل تهیه است.
شماره کارت رسالت بنام ابوالفضل عباسی بانی:
*5041721060355352*
سربلندایرانوایرانے
@arakology
www.arakology.com
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://www.instagram.com/p/B41oFh_AILv/?igshid=58exuc42nnzi
کتاب استانشناسی #از_ایراک_تا_اراک نوشته #ابوالفضل_عباسیبانی و #سمیه_عبدلی با مقدمه #دکترنعمتاللهفاضلی و یادداشت #دکتر_رسول_جعفریان توسط سازمان انتشارات #جهاد_دانشگاهی_اراک منتشر شد.
این کتاب همه اطلاعات مورد نیاز مربوط به جغرافیا، تاریخ، فرهنگ، سیاست، صنعتواقتصاد، بهداشتودرمان و جاذبههایگردشگری استان مرکزی را در اختیار علاقمندان قرار میدهد.
این کتاب از طریق #کتابفروشی_طلوع واقع در خ شهیدبهشتی پاساژ ساسان، #باغ_کتاب خ خرم و یا تماس با نویسنده ( ۰۹۱۸۳۶۲۹۴۶۴) قابل تهیه است.
شماره کارت رسالت بنام ابوالفضل عباسی بانی:
*5041721060355352*
سربلندایرانوایرانے
@arakology
www.arakology.com
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://www.instagram.com/p/B41oFh_AILv/?igshid=58exuc42nnzi
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
اصل سوم قانون اساسی
ابوالفضل عباسی بانی- ۲۶ آبان ۱۴۰۱
بعنوان یک کارشناس سیستم و کسی که در حوزه آسیبشناسی و عارضهیابی سازمانی دارای تجربه نزدیک به سه دههای هستم عرض میکنم در هیچیک از بندهای ۱۶گانه اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی نه تنها موفق عمل نشده که در بسیاری از موارد برعکس بوده و اگر بخواهم بعنوان یک ارزیاب به اجرای این اصل قانون اساسی امتیاز بدم قطعا نمره منفی خواهم داد!
اصل سوم:
دولت جمهور اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
۲. بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
۳. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
۴. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
۵. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
۶. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
۷. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
۸. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
۹. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی.
۱۰. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
۱۱. تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
۱۲. پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
۱۳. تأمین خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
۱۴. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
۱۵. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
۱۶. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
ابوالفضل عباسی بانی- ۲۶ آبان ۱۴۰۱
بعنوان یک کارشناس سیستم و کسی که در حوزه آسیبشناسی و عارضهیابی سازمانی دارای تجربه نزدیک به سه دههای هستم عرض میکنم در هیچیک از بندهای ۱۶گانه اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی نه تنها موفق عمل نشده که در بسیاری از موارد برعکس بوده و اگر بخواهم بعنوان یک ارزیاب به اجرای این اصل قانون اساسی امتیاز بدم قطعا نمره منفی خواهم داد!
اصل سوم:
دولت جمهور اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
۲. بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
۳. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
۴. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
۵. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
۶. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
۷. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
۸. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
۹. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی.
۱۰. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
۱۱. تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
۱۲. پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
۱۳. تأمین خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
۱۴. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
۱۵. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
۱۶. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
۲۰۰ سال پیش دو تا کشور پهناور و بزرگ به اسمِ ایران و عثمانی این منطقه رو تشکیل میدادن.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
مناطق «یک، دو، شش و ده» توسط روسها
و مناطق «سه، چهار و پنج» توسط انگلیسیها از ایران جدا شد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
و مناطق «سه، چهار و پنج» توسط انگلیسیها از ایران جدا شد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
✅ایران در آستانه یک خطر تمدنی است.
✍صادق الحسینی- آبان ۱۴۰۱
رشد پایین در دهه ۹۰ نه تنها ایران را ضعیف کرده که یک خطر تمدنی است:
تولید ناخالص داخلی #ایران #ترکیه و #عربستان در ۲۰۱۰ دقیقا برابر بود، اما پس از ده سال اقتصاد ایران نصف ترکیه و ۶۰ درصد عربستان است! ضعف در رقابت به کنار، مردم رفاهشان را مقایسه میکنند و از آینده ناامید میشوند.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
✍صادق الحسینی- آبان ۱۴۰۱
رشد پایین در دهه ۹۰ نه تنها ایران را ضعیف کرده که یک خطر تمدنی است:
تولید ناخالص داخلی #ایران #ترکیه و #عربستان در ۲۰۱۰ دقیقا برابر بود، اما پس از ده سال اقتصاد ایران نصف ترکیه و ۶۰ درصد عربستان است! ضعف در رقابت به کنار، مردم رفاهشان را مقایسه میکنند و از آینده ناامید میشوند.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
۳۰ ویژگی افراد توانا
۱-وقت ندارند که دروغ بگویند.
۲-با هر فردی، دوست نمیشوند.
۳-تفاوتهای انسانها را میستایند.
۴-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند.
۵-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند.
۶-اطرافشان، مملو از افراد تواناست.
۷-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند.
۸-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است.
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند.
۱۰-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند.
۱۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند.
۱۲-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند.
۱۳-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند.
۱۴-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند.
۱۵-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند.
۱۶-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند.
۱۷-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند.
۱۸-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
۱۹-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند.
۲۰-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند.
۲۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند.
۲۲-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند.
۲۳-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند.
۲۴-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند.
۲۵-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند.
۲۶-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند.
۲۷-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید.
۲۸-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
۲۹-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند.
۳۰-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
۱-وقت ندارند که دروغ بگویند.
۲-با هر فردی، دوست نمیشوند.
۳-تفاوتهای انسانها را میستایند.
۴-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند.
۵-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند.
۶-اطرافشان، مملو از افراد تواناست.
۷-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند.
۸-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است.
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند.
۱۰-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند.
۱۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند.
۱۲-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند.
۱۳-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند.
۱۴-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند.
۱۵-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند.
۱۶-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند.
۱۷-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند.
۱۸-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
۱۹-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند.
۲۰-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند.
۲۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند.
۲۲-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند.
۲۳-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند.
۲۴-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند.
۲۵-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند.
۲۶-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند.
۲۷-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید.
۲۸-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
۲۹-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند.
۳۰-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
✅تغییر نام دستهبندی مطالب روباتیک در دیجیاتو به «کیان»
🔗کیان پیرفلک نوجوان ده ساله ایذهای در آبان ماه ۱۴۰۱ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و برای همیشه جاودان شد
🔗کیان که به حوزه رباتیک علاقهمند بود و در تیم رباتیک ایذه عضویت داشت #دیجیاتو ضمن تسلیت به خانواده پیرفلک و مردم ایران، نام دستهبندی مطالب رباتیک را به «کیان» تغییر میدهد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
🔗کیان پیرفلک نوجوان ده ساله ایذهای در آبان ماه ۱۴۰۱ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و برای همیشه جاودان شد
🔗کیان که به حوزه رباتیک علاقهمند بود و در تیم رباتیک ایذه عضویت داشت #دیجیاتو ضمن تسلیت به خانواده پیرفلک و مردم ایران، نام دستهبندی مطالب رباتیک را به «کیان» تغییر میدهد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
✅تغییر نام دستهبندی مطالب روباتیک در دیجیاتو به «کیان»
🔗کیان پیرفلک نوجوان ده ساله ایذهای در آبان ماه ۱۴۰۱ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و برای همیشه جاودان شد
🔗کیان که به حوزه رباتیک علاقهمند بود و در تیم رباتیک ایذه عضویت داشت #دیجیاتو ضمن تسلیت به خانواده پیرفلک و مردم ایران، نام دستهبندی مطالب رباتیک را به «کیان» تغییر میدهد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
🔗کیان پیرفلک نوجوان ده ساله ایذهای در آبان ماه ۱۴۰۱ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و برای همیشه جاودان شد
🔗کیان که به حوزه رباتیک علاقهمند بود و در تیم رباتیک ایذه عضویت داشت #دیجیاتو ضمن تسلیت به خانواده پیرفلک و مردم ایران، نام دستهبندی مطالب رباتیک را به «کیان» تغییر میدهد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
*✍🏼خداحافظی زیدآبادی با سیاست*
احمد زیدآبادی-۲۹ آبان ۱۴۰۱
🔹بازتاب مطلبی که خطاب به حامد اسماعیلیون نوشتم، مرا نسبت به آیندۀ این کشور از هر جهت روشن کرد؛ گرچه پیش از آن هم، برایم کم و بیش روشن بود.
🔹از فحاشی چارپاداری تا تهدید به قتل و تجاوزِ جنسی، بخشی از واکنش افرادی بود که در فضای مجازی و غیرمجازی به حمایت از آقای اسماعیلیون نثارم کردند.
🔹من این سرزمین را سرزمین عطار و سنایی و مولوی و خیام و حافظ و سعدی میدانستم. هرگز فکر نمیکردم بخشی از مردم این سرزمین روزی به این نقطه برسند. حالا که رسیدهاند، دیگر جای حضور من نیست. به هر حال، من هم از پوست و گوشت و خون و عصب ساخته شدهام. فشارها از همه سوست و من چنان تنها و غریب ماندهام که مرگ را بر هموطنی با چنین افرادی ترجیح میدهم.
🔹این لحظه، لحظۀ خداحافظی من با سیاستی است که میخواهد با این شیوه و روش پیش برود. من این صحنه را ترک میکنم، چون هیچ رگی در وجودم با آن سنخیت ندارد و با سرتاسرش بیگانهام.
🔹از این به بعد، بر نوشتن کتابهایم متمرکر میشوم و در این کانال نیز فقط در بارۀ تاریخ و امور انتزاعی مینویسم و کلامی از آنچه در این کشور میگذرد و خواهد گذشت، نخواهم نوشت. این تصمیم برگشتناپذیر است.
🔹اگر ممنوعالخروج نبودم و پاسپورت داشتم، برای مدتی به یاد دوران شکوفایی فرهنگ ایران، به سمرقند یا بخارا میرفتم و یا راهی عراق میشدم و به یادِ لحظههای غربت و مظلومیت علی در جوار مسجد کوفه ساکن میشدم.
🔹با این همه، من عاشق وطنم هستم. برایش دعای خیر میکنم و این تنها کاری است که فعلاً از دستم برمیآید.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
احمد زیدآبادی-۲۹ آبان ۱۴۰۱
🔹بازتاب مطلبی که خطاب به حامد اسماعیلیون نوشتم، مرا نسبت به آیندۀ این کشور از هر جهت روشن کرد؛ گرچه پیش از آن هم، برایم کم و بیش روشن بود.
🔹از فحاشی چارپاداری تا تهدید به قتل و تجاوزِ جنسی، بخشی از واکنش افرادی بود که در فضای مجازی و غیرمجازی به حمایت از آقای اسماعیلیون نثارم کردند.
🔹من این سرزمین را سرزمین عطار و سنایی و مولوی و خیام و حافظ و سعدی میدانستم. هرگز فکر نمیکردم بخشی از مردم این سرزمین روزی به این نقطه برسند. حالا که رسیدهاند، دیگر جای حضور من نیست. به هر حال، من هم از پوست و گوشت و خون و عصب ساخته شدهام. فشارها از همه سوست و من چنان تنها و غریب ماندهام که مرگ را بر هموطنی با چنین افرادی ترجیح میدهم.
🔹این لحظه، لحظۀ خداحافظی من با سیاستی است که میخواهد با این شیوه و روش پیش برود. من این صحنه را ترک میکنم، چون هیچ رگی در وجودم با آن سنخیت ندارد و با سرتاسرش بیگانهام.
🔹از این به بعد، بر نوشتن کتابهایم متمرکر میشوم و در این کانال نیز فقط در بارۀ تاریخ و امور انتزاعی مینویسم و کلامی از آنچه در این کشور میگذرد و خواهد گذشت، نخواهم نوشت. این تصمیم برگشتناپذیر است.
🔹اگر ممنوعالخروج نبودم و پاسپورت داشتم، برای مدتی به یاد دوران شکوفایی فرهنگ ایران، به سمرقند یا بخارا میرفتم و یا راهی عراق میشدم و به یادِ لحظههای غربت و مظلومیت علی در جوار مسجد کوفه ساکن میشدم.
🔹با این همه، من عاشق وطنم هستم. برایش دعای خیر میکنم و این تنها کاری است که فعلاً از دستم برمیآید.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ویژگی های مشترک مدیران کشور در زمان رژیم گذشته
یدالله کریمی پور- ۲۹ آبان ۱۴۰۱
به گمانم مدیران رده بالای عصر پهلوی دوم، دستکم از ۱۹۶۳ میلادی تا فروپاشی، دارای چندین ویژگی و دیدگاه مشترک بودند:
۱- بیشتر آنان دانش آموختگان زبده ای بودند، که دستکم بخش اصلی آموزش و تحصیلات دانشگاهی آنان در اروپا و آمریکا و شمار اندکی نیز در کشورهای آسیایی(هند-ژاپن) طی شده بود...
۲- بیشتر آنان تکنوکراتهای فاقد دیدگاه ایدئولوژیک بارز بودند و فقط به منافع ملی می اندیشیدند..
۳- بیشترشان از خانواده های سرشناس به جای مانده عصر قجر، بورژوای بازاری و یا از دودمان های اشرافی و یا طبقات متوسط به بالا بودند و به همین دلیل بدنبال سواستفاده از موقعیت شغلی و ثروت اندوزی برای خود نبودند...
۴- بیشترشان از دیدگاه حرفه ای، در رده مدیریتی خویش،از مهارت های خوبی برخوردار بودند و انتخاب انها برای مدیریت بخاطر تخصص و منافع ملی بود نه بخاطر وفاداری به حکومت..
۵- بیشتر آنان در همه سطوح مدیریتی و شغلی، حتی در بخش نظامی،ارتش، وزیران و روسای نهادهای کلان حاکمیتی، در عین حال منتقد ملایم ولی خاموش رویکرد های شاه بودند...
۶- بیشتر مدیران رده بالای حکومت، برای دستیابی به جایگاه مدیریت های کلان ملی و کشوری، سلسله مراتب کارشناسی، مدیریت های پایین دستی و میانی را طی کرده بودند و به همین دلیل باتجربه بودند..
۷- بیشترشان تسلط کامل به یک یا چند زبان خارجی داشتند...
۸- تقریبا همه ی آنان از بسته بودن رژیم، نفوذ سازمان اطلاعات و امنیت(ساواک)، منش خودرایی محمد رضاشاه(در برخی موارد) و وجود برخی تبعیض ها، گلایه مند بودند...
ولی جسارت زیادی در علنی کردنش را نداشتند...
۹- بیشترشان باورمند بودند که تمرکز استراتژی رژیم، اول دستیابی به رفاه مردم، آبادی، پیشرفت کشور ، بعد بقای رژیم و شاه بود...
۱۰- بیشترشان بر نبود فضای آزاد سیاسی برای منتقدین اعتراف کرده اند..
۱۱- بیشترشان مدافع حضور مشاورین و یا گروه مشاورین خارجی در برنامه ریزی، طراحی و اجرا در ایران بودند...
۱۲- در تکمیل بند ۲، باید گفت بیشترشان به رغم تکنوکرات بودن، برای دستیابی به مدیریت، متکی به واسطه های پشتیبان بودند...
۱۳- بیشترشان در برابر جبروت شاه مقهور بودند...
۱۴- تقریبا همگی از طبقات پایین دستی جامعه فاصله گرفته و نتوانستند حاشیه نشینان شهری را درک کنند...
تمرکز برنامه های توسعه، بر بالندگی طبقه متوسط شهری و انباشت سرمایه بورژوازی صنعتی استوار بود...
۱۵- همگی آنان در وهله نخست، برای منافع ملی ، خود را پاسخگوی اعلیحضرت دانسته و اغلب در قالب زمانی هفتگی مستقیم به شاه گزارش عملکردی می دادند...
۱۶- سرانجام کار بیشترشان پس از انقلاب اسلامی، به آوارگی در گوشه گوشه جهان ختم شد و جای خود را به جوانانی انقلابی و بی تجربه در اداره کردن یک کشور دادند...
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
یدالله کریمی پور- ۲۹ آبان ۱۴۰۱
به گمانم مدیران رده بالای عصر پهلوی دوم، دستکم از ۱۹۶۳ میلادی تا فروپاشی، دارای چندین ویژگی و دیدگاه مشترک بودند:
۱- بیشتر آنان دانش آموختگان زبده ای بودند، که دستکم بخش اصلی آموزش و تحصیلات دانشگاهی آنان در اروپا و آمریکا و شمار اندکی نیز در کشورهای آسیایی(هند-ژاپن) طی شده بود...
۲- بیشتر آنان تکنوکراتهای فاقد دیدگاه ایدئولوژیک بارز بودند و فقط به منافع ملی می اندیشیدند..
۳- بیشترشان از خانواده های سرشناس به جای مانده عصر قجر، بورژوای بازاری و یا از دودمان های اشرافی و یا طبقات متوسط به بالا بودند و به همین دلیل بدنبال سواستفاده از موقعیت شغلی و ثروت اندوزی برای خود نبودند...
۴- بیشترشان از دیدگاه حرفه ای، در رده مدیریتی خویش،از مهارت های خوبی برخوردار بودند و انتخاب انها برای مدیریت بخاطر تخصص و منافع ملی بود نه بخاطر وفاداری به حکومت..
۵- بیشتر آنان در همه سطوح مدیریتی و شغلی، حتی در بخش نظامی،ارتش، وزیران و روسای نهادهای کلان حاکمیتی، در عین حال منتقد ملایم ولی خاموش رویکرد های شاه بودند...
۶- بیشتر مدیران رده بالای حکومت، برای دستیابی به جایگاه مدیریت های کلان ملی و کشوری، سلسله مراتب کارشناسی، مدیریت های پایین دستی و میانی را طی کرده بودند و به همین دلیل باتجربه بودند..
۷- بیشترشان تسلط کامل به یک یا چند زبان خارجی داشتند...
۸- تقریبا همه ی آنان از بسته بودن رژیم، نفوذ سازمان اطلاعات و امنیت(ساواک)، منش خودرایی محمد رضاشاه(در برخی موارد) و وجود برخی تبعیض ها، گلایه مند بودند...
ولی جسارت زیادی در علنی کردنش را نداشتند...
۹- بیشترشان باورمند بودند که تمرکز استراتژی رژیم، اول دستیابی به رفاه مردم، آبادی، پیشرفت کشور ، بعد بقای رژیم و شاه بود...
۱۰- بیشترشان بر نبود فضای آزاد سیاسی برای منتقدین اعتراف کرده اند..
۱۱- بیشترشان مدافع حضور مشاورین و یا گروه مشاورین خارجی در برنامه ریزی، طراحی و اجرا در ایران بودند...
۱۲- در تکمیل بند ۲، باید گفت بیشترشان به رغم تکنوکرات بودن، برای دستیابی به مدیریت، متکی به واسطه های پشتیبان بودند...
۱۳- بیشترشان در برابر جبروت شاه مقهور بودند...
۱۴- تقریبا همگی از طبقات پایین دستی جامعه فاصله گرفته و نتوانستند حاشیه نشینان شهری را درک کنند...
تمرکز برنامه های توسعه، بر بالندگی طبقه متوسط شهری و انباشت سرمایه بورژوازی صنعتی استوار بود...
۱۵- همگی آنان در وهله نخست، برای منافع ملی ، خود را پاسخگوی اعلیحضرت دانسته و اغلب در قالب زمانی هفتگی مستقیم به شاه گزارش عملکردی می دادند...
۱۶- سرانجام کار بیشترشان پس از انقلاب اسلامی، به آوارگی در گوشه گوشه جهان ختم شد و جای خود را به جوانانی انقلابی و بی تجربه در اداره کردن یک کشور دادند...
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
🔴 نامه سرگشاده حزب مجمع ایثارگران به رهبری درباره اعتراضات جاری کشور
🔸حزب مجمع ایثارگران به عنوان یکی از احزاب اصلاح طلب در نامه ای به رهبری، به اعتراضات جاری در کشور اشاره کرده و راهکارهایی را ارائه داده است. متن کامل این نامه در ادامه می آید:
💠 بسمه تعالی
حضرت آیتالله خامنهای
رهبری معظم جمهوری اسلامی
با سلام و احترام
🔹از مدتها قبل به این نتیجه رسیدیم که باب گفتگو با عالیترین نهاد تصمیمگیری در کشور را از سر خیرخواهی و از باب النصیحه الائمه المسلمین باز کرده و آنچه را به نفع انقلاب و کشور و مردم و به صلاح شخص حضرتعالی میدانیم، دلسوزانه مطرح کنیم. در این امر خیر تأخیر شد؛ عمدتا به این دلیل که مخاطب قرار دادن رهبری نظام با سخنان انتقادی و اعتراضی میتواند بد تفسیر شود و نتایج مطلوب و مورد نظر را به همراه نیاورد. این بود که سخنان و مواضع خود را در قالب بیانیههای «حزب مجمع ایثارگران» منتشر میکردیم و رهبری را غیرمستقیم مخاطب سخنان خود قرار میدادیم. البته انتقاد از عملکرد و مواضع رهبری نظام و توضیح خواستن از رهبران در قبال عملکرد آنان در سیره حکومتی امام علی(ع)، یک امر مطلوب و شرعی است، ولی میان ما با تعالیم و عملکرد آن امام عدل و انصاف و اخلاق، آنچنان شکافی ایجاد شده است که این امر بدیهی را کسانی از مریدان، حمل بر جسارت میکنند و شنیدن حرف منتقدانه و معترضانه خطاب به رهبری را بر نمیتابند. رخدادهای تلخ و ناگوار اخیر کشور و نوع مواجهه حکومت با اعتراضات ریشهدار اقشار بزرگی از مردم از یک سو و سخنان حضرتعالی در این باره و نسبت دادن همه ماجرا به دشمن از سوی دیگر، ما را واداشت تا این ملاحظه را کنار بگذاریم و حضرتعالی را مخاطب قرار دهیم تا گامی فراپیش نهاده و تا دیر نشده و فرصتها از دست نرفته، کاری بایسته برای اصلاح روند کنونی اداره کشور انجام دهید. به سخن دیگر، مخاطب قرار دادن حضرتعالی از منظر اهمیت نقش رهبری در تعیین سیاستهای کلان کشور و مسئولیت جدی شما در ایجاد وضع موجود و نیز قدرتی است که تنها شما برای اصلاح امور جامعه در اختیار دارید.
🔹پیشتر نوشتیم: «وضعیت کشور از جهات مختلف نگران کننده است. نارضایتی عمومی مردم از وضعیت اقتصادی و اجتماعی از یک سو و بیتوجهی حاکمان به خیرخواهیها و انتقادهای دلسوزان جامعه از سوی دیگر، شرایط دشواری را بر کشور حاکم کرده است. در هر جمع و محفلی حاضر باشید نارضایتی عموم مردم و نگرانی خواص دلسوز و خیرخواه را شاهد خواهید بود. متاسفانه حکومت به جای بازگشت به قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن و به جای رجوع به مردم و زمینهسازی برای حل مشکلات آنان و جلب رضایت و همراهی ملت، وارد روندی متفاوت شده است، به گونهای که با یکدست کردن حکومت و حاکم کردن نظامیان و امنیتیها، عملا خود را از رای و حمایت مردم بینیاز میداند. این روند به شکل مضاعف، منجر به از دست رفتن حمایت و اعتماد مردم خواهد شد و جمهوری اسلامی را از محتوای جمهوریت و اسلامیت خالی خواهد کرد». (بیانیه دهه فجر سال ۱۴۰۰)
✅حضرت آیتالله
🔹ما شکایت داریم که چرا از اسلام مطرح در صدر انقلاب فاصله گرفته و به خلق اسلامی برای حکومت پرداخته شد که با اسلام سال ۵۷ بسیار متفاوت است؟ اسلامی که بر اساس آن انقلاب شد کجا و اسلامی که الان ترویج و عمل می شود کجا؟ بی تردید اسلام مروج تحمل و مدارا و سازگار با جمهوریت و قائل به حق مردم در حکومت و معتقد به حق فعالیت مخالفان و مخالف به کارگیری زور علیه آنان و مدعی انحصاری نبودن قدرت در دست روحانیون و پاسخگو بودن حاکم به مردم و در یک کلام، اسلام سازگار با دموکراسی و مردمسالاری، هنوز هم میتواند در میان مردم و به خصوص جوانان، طرفدار داشته و جذاب باشد؛ اما متاسفانه اسلام مورد عمل حکومت، نه تنها قابل دفاع عقلانی و نظری نیست، بلکه در عمل موجب وحشت و رمیدن نسل جوان از دین و دینداری و دینداران شده است. اکنون کار به جایی کشیده است که برخی معتقدند روحانیت حاکم، غش در معامله کرده یعنی گندم نشان داده اما جو به مردم فروخته است.
🔹ما شکایت داریم که چرا از جمهوریت یک تفسیر شکلی صورت میگیرد و معنای جمهوریت، صرفا به برگزاری انتخابات، آن هم بدون حضور همه سلایق سیاسی محدود شده است؟ انتخابات نشانه دمکراسی است، اما مردمسالاری و جمهوریت محتوایی دارد که باید در قالب انتخابات واقعی و آزاد جاری شود. حفظ ظاهر جمهوریت با برگزاری انتخابات کاری است که بسیاری از حکومتهای فردی اقتدارگرا در گذشته انجام میدادند، اما جمهوریت همانگونه که در همه کشورهای دموکرات جهان شاهدیم، عرصه رقابت آزاد احزاب و جریان های سیاسی با سلایق متفاوت است تا چرخش قدرت صورت گیرد و از رسوب قدرت در نهادهای خاص جلوگیری شود.
🔸حزب مجمع ایثارگران به عنوان یکی از احزاب اصلاح طلب در نامه ای به رهبری، به اعتراضات جاری در کشور اشاره کرده و راهکارهایی را ارائه داده است. متن کامل این نامه در ادامه می آید:
💠 بسمه تعالی
حضرت آیتالله خامنهای
رهبری معظم جمهوری اسلامی
با سلام و احترام
🔹از مدتها قبل به این نتیجه رسیدیم که باب گفتگو با عالیترین نهاد تصمیمگیری در کشور را از سر خیرخواهی و از باب النصیحه الائمه المسلمین باز کرده و آنچه را به نفع انقلاب و کشور و مردم و به صلاح شخص حضرتعالی میدانیم، دلسوزانه مطرح کنیم. در این امر خیر تأخیر شد؛ عمدتا به این دلیل که مخاطب قرار دادن رهبری نظام با سخنان انتقادی و اعتراضی میتواند بد تفسیر شود و نتایج مطلوب و مورد نظر را به همراه نیاورد. این بود که سخنان و مواضع خود را در قالب بیانیههای «حزب مجمع ایثارگران» منتشر میکردیم و رهبری را غیرمستقیم مخاطب سخنان خود قرار میدادیم. البته انتقاد از عملکرد و مواضع رهبری نظام و توضیح خواستن از رهبران در قبال عملکرد آنان در سیره حکومتی امام علی(ع)، یک امر مطلوب و شرعی است، ولی میان ما با تعالیم و عملکرد آن امام عدل و انصاف و اخلاق، آنچنان شکافی ایجاد شده است که این امر بدیهی را کسانی از مریدان، حمل بر جسارت میکنند و شنیدن حرف منتقدانه و معترضانه خطاب به رهبری را بر نمیتابند. رخدادهای تلخ و ناگوار اخیر کشور و نوع مواجهه حکومت با اعتراضات ریشهدار اقشار بزرگی از مردم از یک سو و سخنان حضرتعالی در این باره و نسبت دادن همه ماجرا به دشمن از سوی دیگر، ما را واداشت تا این ملاحظه را کنار بگذاریم و حضرتعالی را مخاطب قرار دهیم تا گامی فراپیش نهاده و تا دیر نشده و فرصتها از دست نرفته، کاری بایسته برای اصلاح روند کنونی اداره کشور انجام دهید. به سخن دیگر، مخاطب قرار دادن حضرتعالی از منظر اهمیت نقش رهبری در تعیین سیاستهای کلان کشور و مسئولیت جدی شما در ایجاد وضع موجود و نیز قدرتی است که تنها شما برای اصلاح امور جامعه در اختیار دارید.
🔹پیشتر نوشتیم: «وضعیت کشور از جهات مختلف نگران کننده است. نارضایتی عمومی مردم از وضعیت اقتصادی و اجتماعی از یک سو و بیتوجهی حاکمان به خیرخواهیها و انتقادهای دلسوزان جامعه از سوی دیگر، شرایط دشواری را بر کشور حاکم کرده است. در هر جمع و محفلی حاضر باشید نارضایتی عموم مردم و نگرانی خواص دلسوز و خیرخواه را شاهد خواهید بود. متاسفانه حکومت به جای بازگشت به قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن و به جای رجوع به مردم و زمینهسازی برای حل مشکلات آنان و جلب رضایت و همراهی ملت، وارد روندی متفاوت شده است، به گونهای که با یکدست کردن حکومت و حاکم کردن نظامیان و امنیتیها، عملا خود را از رای و حمایت مردم بینیاز میداند. این روند به شکل مضاعف، منجر به از دست رفتن حمایت و اعتماد مردم خواهد شد و جمهوری اسلامی را از محتوای جمهوریت و اسلامیت خالی خواهد کرد». (بیانیه دهه فجر سال ۱۴۰۰)
✅حضرت آیتالله
🔹ما شکایت داریم که چرا از اسلام مطرح در صدر انقلاب فاصله گرفته و به خلق اسلامی برای حکومت پرداخته شد که با اسلام سال ۵۷ بسیار متفاوت است؟ اسلامی که بر اساس آن انقلاب شد کجا و اسلامی که الان ترویج و عمل می شود کجا؟ بی تردید اسلام مروج تحمل و مدارا و سازگار با جمهوریت و قائل به حق مردم در حکومت و معتقد به حق فعالیت مخالفان و مخالف به کارگیری زور علیه آنان و مدعی انحصاری نبودن قدرت در دست روحانیون و پاسخگو بودن حاکم به مردم و در یک کلام، اسلام سازگار با دموکراسی و مردمسالاری، هنوز هم میتواند در میان مردم و به خصوص جوانان، طرفدار داشته و جذاب باشد؛ اما متاسفانه اسلام مورد عمل حکومت، نه تنها قابل دفاع عقلانی و نظری نیست، بلکه در عمل موجب وحشت و رمیدن نسل جوان از دین و دینداری و دینداران شده است. اکنون کار به جایی کشیده است که برخی معتقدند روحانیت حاکم، غش در معامله کرده یعنی گندم نشان داده اما جو به مردم فروخته است.
🔹ما شکایت داریم که چرا از جمهوریت یک تفسیر شکلی صورت میگیرد و معنای جمهوریت، صرفا به برگزاری انتخابات، آن هم بدون حضور همه سلایق سیاسی محدود شده است؟ انتخابات نشانه دمکراسی است، اما مردمسالاری و جمهوریت محتوایی دارد که باید در قالب انتخابات واقعی و آزاد جاری شود. حفظ ظاهر جمهوریت با برگزاری انتخابات کاری است که بسیاری از حکومتهای فردی اقتدارگرا در گذشته انجام میدادند، اما جمهوریت همانگونه که در همه کشورهای دموکرات جهان شاهدیم، عرصه رقابت آزاد احزاب و جریان های سیاسی با سلایق متفاوت است تا چرخش قدرت صورت گیرد و از رسوب قدرت در نهادهای خاص جلوگیری شود.
🔹ما شکایت داریم که چرا با تفسیرهای خاص و اقتدارگرایانه از قانون اساسی و اصل ولایت فقیه، همه قدرت را در یک فرد متمرکز کرده و عملا حکم به تعطیلی بسیاری از اصول قانون اساسی دادهاند؟ حوزه اقتدار ولایت فقیه مطابق اصل ۱۱۰قانون اساسی مشخص است و طبعا ذکر مصادیق اختیارات رهبری، نشانه «حصر» است . شورای نگهبان عملا میزان اختیارات ذکر شده در قانون را به عنوان «کف» اختیارات رهبری قلمداد می کند و تعیین «سقف» اختیارات را هم بر عهده شخص رهبری گذاشته است. در کجای جهان قانون را این گونه تفسیر میکنند و فلسفه قانوننویسی را که تعیین حدود اختیار و مسئولیتهای نهادهای حکومتی است، به کنار میگذارند؟
🔹ما شکایت داریم که چرا نهاد خبرگان به مسئولیت خودش در نظارت بر رهبری، به صورت تشریفاتی عمل میکند و از دادن گزارش به مردم درباره وضعیت عملکرد و مواضع و صلاحیتهای رهبری سر باز میزند؟ تعریف خبرگان از مفهوم خبره و نحوه برگزاری انتخابات مجلس خبرگان و مسئله مهم بررسی تایید صلاحیت نامزدهای خبرگان، در عمل به شکلی پیش رفته است که اکنون این نهاد را تحت نفوذ و سیطره نهاد رهبری قرار داده است؛ در حالی که قرار بود این نهاد، مستقلترین نهاد حکومتی باشد. طبعا نگرانی از تبدیل خبرگان به یک نهاد تشریفاتی، تحت نفوذ و غیرمستقل، برای دورههای بعدی بیشتر از این خواهد بود. معتقدیم خبرگان حافظ جمهوریت، خبرگانی است که اولا منحصر به خبره فقهی نمی شود، بلکه دیگر خبرگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هم در آن حضور دارند و ثانیا شامل تمامی فقها با سلایق سیاسی متفاوت میشود و از همه مهمتر، آنکه از نفوذ دیگر ارکان حکومت خصوصا نهاد رهبری مصون است.
🔹ما شکایت داریم که چرا بخش بزرگی از حکومت از دایره نظارت مجلس و مردم بیرون ماندهاند در حالی که قرار بود «مجلس در راس امور باشد» و حق تحقیق و تفحص و نظارت بر همه امور اجرایی کشور را داشته باشد؟ شورای نگهبان با تفسیر خاص از قانون اساسی، نرمافزار این گونه عملکرد را برای ساختار حقیقی قدرت ایجاد و مجلس را از نظارت بر بسیاری از نهادهای حکومت و مشخصا نهادهای تحت امر رهبری منع کرده است و این در حالی است که قدرت و ثروت اصلی کشور در این نهادها متمرکز شدهاند. پاسخگویی شرط اول تحقق مردمسالاری است و اگر رهبری و نهادهای تحت امر ایشان، از هر گونه نظارت و پاسخگویی به مردم و نهادهای منتخب آنان مصون بمانند، چگونه میتوان مدعی مردمسالاری دینی بود؟
🔹ما شکایت داریم که چرا شورای نگهبان با تفسیر استصوابی حذفی از نظارت، به حذف همه منتقدان و مخالفان و معترضان از عرصه سیاسی کشور اقدام کرده و احزاب و گروههای قانونی را از معرفی نامزدهای انتخاباتی باز داشته و فضای بسته سیاسی در انتخابات را رقم زده است؟ انتخابات درست و آزاد، انتخاباتی است که همه سلایق سیاسی، نمایندگان خود را دارند و قدرت انتخاب مردم در آن بالاست و حق و مسئولیت احزاب و گروهها در معرفی نامزدهای مورد نظر به رسمیت شناخته میشود. چه کسی میتواند انکار کند که قهر مردم از صندوق رای و مشارکت بسیار پایین آنها در چند انتخابات اخیر، ناشی از همین رویه و عملکرد شورای نگهبان بوده و اولویت پیدا کردن «خیابان» برای اقشاری از مردم پیامد همین یأس از صندوق رای است؟
🔹ما شکایت داریم که چرا نیروهای مسلح و مشخصا سپاه و بسیج از کارکرد ذاتی خود فاصله گرفته و به صورت موثر و تعیین کننده وارد امور سیاسی و انتخابات شدهاند؟ این واقعیتی غیرقابل انکار است که این نهادها اکنون جایگزین احزاب سیاسی شده و کارکرد حزبی دارند. طبعا اگر یک نهاد نظامی وارد عرصه سیاسی شود و برای او مهم باشد که چه کسی یا کسانی در انتخابات برگزیده میشوند، به خود حق مداخله در امور دیگر، از جمله اقتصاد و فرهنگ و رسانه و امور قضایی را هم میدهد و انحرافی را در روند اداره کشور ایجاد میکند که اکنون شاهد آنیم. وصیت امام به رهبر یا رهبران آینده این بوده است که از این امر خطیر غفلت نکنند تا به کشور آسیب نرسد.
🔹ما شکایت داریم که چرا اصول قانون اساسی در حوزه حقوق ملت تعطیل شده و نهادهای حاکمیتی هر طور که دلشان بخواهد این حقوق مصرح در قانون اساسی را نادیده میگیرند؟ آیا نمیبینید که مردم عملا از حق برگزاری اجتماعات و راهپیمایی و اعتراض محروم هستند؟ آیا تاکنون دیده اید که چهرههای سرشناس سیاسی و با سابقه انقلابی که اکنون منتقد یا معترض هستند، مطابق قانون اساسی به عنوان متهمان سیاسی و به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه محاکمه شوند؟ آیا روند بازداشت افراد، با رعایت همه حقوق آنان صورت میگیرد؟ آیا شکنجه و ضرب و شتم در نهادهای امنیتی و انتظامی منتفی شده است؟ با تفسیر آقایان شورای نگهبان، گویی قانون اساسی تنها یک اصل درباره ولایت مطلقه فقیه دارد و بقیه اصول اصلا معنای مستقلی ندارند.
🔹ما شکایت داریم که چرا نهاد خبرگان به مسئولیت خودش در نظارت بر رهبری، به صورت تشریفاتی عمل میکند و از دادن گزارش به مردم درباره وضعیت عملکرد و مواضع و صلاحیتهای رهبری سر باز میزند؟ تعریف خبرگان از مفهوم خبره و نحوه برگزاری انتخابات مجلس خبرگان و مسئله مهم بررسی تایید صلاحیت نامزدهای خبرگان، در عمل به شکلی پیش رفته است که اکنون این نهاد را تحت نفوذ و سیطره نهاد رهبری قرار داده است؛ در حالی که قرار بود این نهاد، مستقلترین نهاد حکومتی باشد. طبعا نگرانی از تبدیل خبرگان به یک نهاد تشریفاتی، تحت نفوذ و غیرمستقل، برای دورههای بعدی بیشتر از این خواهد بود. معتقدیم خبرگان حافظ جمهوریت، خبرگانی است که اولا منحصر به خبره فقهی نمی شود، بلکه دیگر خبرگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هم در آن حضور دارند و ثانیا شامل تمامی فقها با سلایق سیاسی متفاوت میشود و از همه مهمتر، آنکه از نفوذ دیگر ارکان حکومت خصوصا نهاد رهبری مصون است.
🔹ما شکایت داریم که چرا بخش بزرگی از حکومت از دایره نظارت مجلس و مردم بیرون ماندهاند در حالی که قرار بود «مجلس در راس امور باشد» و حق تحقیق و تفحص و نظارت بر همه امور اجرایی کشور را داشته باشد؟ شورای نگهبان با تفسیر خاص از قانون اساسی، نرمافزار این گونه عملکرد را برای ساختار حقیقی قدرت ایجاد و مجلس را از نظارت بر بسیاری از نهادهای حکومت و مشخصا نهادهای تحت امر رهبری منع کرده است و این در حالی است که قدرت و ثروت اصلی کشور در این نهادها متمرکز شدهاند. پاسخگویی شرط اول تحقق مردمسالاری است و اگر رهبری و نهادهای تحت امر ایشان، از هر گونه نظارت و پاسخگویی به مردم و نهادهای منتخب آنان مصون بمانند، چگونه میتوان مدعی مردمسالاری دینی بود؟
🔹ما شکایت داریم که چرا شورای نگهبان با تفسیر استصوابی حذفی از نظارت، به حذف همه منتقدان و مخالفان و معترضان از عرصه سیاسی کشور اقدام کرده و احزاب و گروههای قانونی را از معرفی نامزدهای انتخاباتی باز داشته و فضای بسته سیاسی در انتخابات را رقم زده است؟ انتخابات درست و آزاد، انتخاباتی است که همه سلایق سیاسی، نمایندگان خود را دارند و قدرت انتخاب مردم در آن بالاست و حق و مسئولیت احزاب و گروهها در معرفی نامزدهای مورد نظر به رسمیت شناخته میشود. چه کسی میتواند انکار کند که قهر مردم از صندوق رای و مشارکت بسیار پایین آنها در چند انتخابات اخیر، ناشی از همین رویه و عملکرد شورای نگهبان بوده و اولویت پیدا کردن «خیابان» برای اقشاری از مردم پیامد همین یأس از صندوق رای است؟
🔹ما شکایت داریم که چرا نیروهای مسلح و مشخصا سپاه و بسیج از کارکرد ذاتی خود فاصله گرفته و به صورت موثر و تعیین کننده وارد امور سیاسی و انتخابات شدهاند؟ این واقعیتی غیرقابل انکار است که این نهادها اکنون جایگزین احزاب سیاسی شده و کارکرد حزبی دارند. طبعا اگر یک نهاد نظامی وارد عرصه سیاسی شود و برای او مهم باشد که چه کسی یا کسانی در انتخابات برگزیده میشوند، به خود حق مداخله در امور دیگر، از جمله اقتصاد و فرهنگ و رسانه و امور قضایی را هم میدهد و انحرافی را در روند اداره کشور ایجاد میکند که اکنون شاهد آنیم. وصیت امام به رهبر یا رهبران آینده این بوده است که از این امر خطیر غفلت نکنند تا به کشور آسیب نرسد.
🔹ما شکایت داریم که چرا اصول قانون اساسی در حوزه حقوق ملت تعطیل شده و نهادهای حاکمیتی هر طور که دلشان بخواهد این حقوق مصرح در قانون اساسی را نادیده میگیرند؟ آیا نمیبینید که مردم عملا از حق برگزاری اجتماعات و راهپیمایی و اعتراض محروم هستند؟ آیا تاکنون دیده اید که چهرههای سرشناس سیاسی و با سابقه انقلابی که اکنون منتقد یا معترض هستند، مطابق قانون اساسی به عنوان متهمان سیاسی و به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه محاکمه شوند؟ آیا روند بازداشت افراد، با رعایت همه حقوق آنان صورت میگیرد؟ آیا شکنجه و ضرب و شتم در نهادهای امنیتی و انتظامی منتفی شده است؟ با تفسیر آقایان شورای نگهبان، گویی قانون اساسی تنها یک اصل درباره ولایت مطلقه فقیه دارد و بقیه اصول اصلا معنای مستقلی ندارند.
🔹ما شکایت داریم که چرا موضوع اجرای قانون اساسی با تفسیر خاص شورای نگهبان عملا تعطیل شده است؟ مگر مطابق قانون اساسی، رئیس جمهوری مسئول اجرای قانون اساسی نیست؟ ما نمیگوییم رئیس جمهوری باید در قوای دیگر مداخله کند و مسئولیت «اجرا کردن» قانون اساسی را در نهادهای دیگر بر دوش گیرد اما او مسئول «اجرا شدن» قانون اساسی است و باید از اختیاراتی مانند حق سوال، گرفتن گزارش، دادن تذکر، تشکیل شورای نظارتی و در نهایت ارائه گزارش به مجلس و مردم درباره نهادهایی که قانون اساسی را اجرا نمی کنند، برخوردار باشد. این ها همان اختیاراتی است که مطابق قانون در دوران ریاست جمهوری حضرتعالی به رئیس جمهوری داده شده بود، اما از روسای جمهوری بعدی گرفته شد. مگر با اصلاحات قانون اساسی در سال ۶۸، مسئولیت اجرای قانون اساسی از رئیس جمهوری گرفته شد که شورای نگهبان با تفسیر غلط خود به این انحراف شکل قانونی داده است؟ به گمان ما، بعد از ۳۳سال از بازنگری در قانون اساسی، اکنون اصلاح قانون اساسی با رویکرد تعمیق مردمسالاری ضرورت دارد، اما حاکمان می توانند دست کم اجرای بدون تنازل همین قانون اساسی را در دستور کار قرار دهند تا معلوم شود صاحبان قدرت به این میثاق مشترک ملی معتقدند.
🔹ما شکایت داریم که چرا از اصل اساسی «نه شرقی، نه غربی» و سیاست خارجی مبتنی بر «عزت، حکمت، مصلحت» فاصله گرفته و گرفتار آرمانهای دور از واقعیت و دور از دسترس شدهایم؟ ستیز با سلطهجویی و زیادهخواهی آمریکا و همه کشورهای قدرتمند و همراهی با ملتهای مظلوم جهان، مورد حمایت مردم ایران است؛ اما میزان تعهدی که ایران در این عرصه باید بپذیرد به اندازه توان ملی ماست و نه به اندازه آرمانها و آرزوهایی که ما برای جهان میپسندیم. در جهان کنونی اگر بتوانیم با مذاکره و دیپلماسی از حجم دشمنیها بکاهیم و ابرقدرتها را در ستیز با جمهوری اسلامی، خلع سلاح کرده و از شکلگیری تفاهم جهانی یا منطقهای علیه ایران جلوگیری کنیم و بستر مناسب برای رشد و توسعه ملی را فراهم آوریم، کاری انقلابی کردهایم. معتقدیم دیپلماسی در جهان جدید، خودش یک منبع قدرت سیاسی محسوب میشود بدون آنکه بخواهیم منابع قدرت دیگر، از جمله اقتصاد قدرتمند و توان بالای نظامی را نفی کنیم. البته قدرت حقیقی هر کشور را باید مردم آن کشور و همسویی مردم با حاکمان دانست. اگر جمهوری اسلامی در سیاست داخلی به شکلی عمل کند که شکاف جدی میان مردم و حکومت ایجاد نشود، قطعا بسیاری از دشمنیهای خارجی از جمله تحریم ملت ایران منتفی خواهد شد. همه امید آمریکا و اروپا در توسل به تحریم، همین شکاف دولت – ملت و امیدواری آنان به مقابله ملت با حکومت است. اگر جمهوری اسلامی، سیاست خارجی را در ادامه سیاست داخلی بداند، قطعا در درون به مردمگرایی روی خواهد آورد و حذف دشمنی دیگران را به عنوان ثمره این سیاست، شاهد خواهد شد. صریحا میگوییم، هرگز باور نداشتیم روزی برسد که جمهوری اسلامی، عملا به تایید تجاوز یک کشور قدرتمند به یک ملت مستقل بپردازد. این مواضع در سیاست خارجی، نه تنها با ارزشهای اعتقادی و سیاسی ما تناسب ندارد، بلکه در عمل ما را منزوی خواهد کرد و سرنوشت ما را به تجاوزگری یک کشور زیادهخواه، گره خواهد زد.
🔹ما شکایت داریم که چرا از فرصت ایجاد شده در فردای امضای برجام برای حل مشکلات پیش روی کشور و مردم بهره گرفته نشد و جریانهای مدعی انقلابیگری در داخل، در یک همراهی مشکوک با جنگطلبان آمریکا و اسرائیل و عربستان برای شکست برجام تلاش کردند؟ این درست است که در نهایت رئیس جمهور جنگطلب آمریکا از برجام کنار کشید، اما کم نبودند مخالفان داخلی برجام که برای تسویه حساب سیاسی با دولت وقت، آرزوی شکست برجام را داشتند و در حد وسع خود برای تحقق آرزوی خود تلاش کردند. فرصت اخیر برای احیای برجام هم به نفع کشور بوده که از آن بهره مناسب گرفته نشد. حضرتعالی بیش از دیگران مطلع هستید که این سند در کلیتش به نفع ایران تنظیم شده است و اجرای آن میتواند در درازمدت به نفع کشور تمام شود و اگر خسارتی به ما وارد شده باشد، ناشی از اجرا نشدن این سند است و نه اجرا شدن آن. به همین دلیل معتقدیم با تغییر رویکرد نظام در مناسبات جهانی، باید برجام را احیا کرد و مانع شکلگیری ائتلاف بسیاری از کشورها علیه ایران شد. البته برجام معجزه نمیکند و در نهایت باید به داخل تکیه کرد، اما در جهان به هم پیوسته کنونی، توافق برجام میتواند بسیاری از موانع توسعه کشور را از پیش پای مردم بردارد و با اصلاح شیوه حکمرانی تحولات بزرگی را موجب شود.
🔸از این «شکایت»ها به فراوانی میتوان با شما در میان گذاشت و ما به همین برجستهها بسنده میکنیم. ولی همین موارد نشان میدهد حکومت و صاحبان قدرت، نخستین کسانی هستند که از اهداف و آرمانهای انقلاب عدول کردهاند.
✅رهبر گرامی
🔹ما شکایت داریم که چرا از اصل اساسی «نه شرقی، نه غربی» و سیاست خارجی مبتنی بر «عزت، حکمت، مصلحت» فاصله گرفته و گرفتار آرمانهای دور از واقعیت و دور از دسترس شدهایم؟ ستیز با سلطهجویی و زیادهخواهی آمریکا و همه کشورهای قدرتمند و همراهی با ملتهای مظلوم جهان، مورد حمایت مردم ایران است؛ اما میزان تعهدی که ایران در این عرصه باید بپذیرد به اندازه توان ملی ماست و نه به اندازه آرمانها و آرزوهایی که ما برای جهان میپسندیم. در جهان کنونی اگر بتوانیم با مذاکره و دیپلماسی از حجم دشمنیها بکاهیم و ابرقدرتها را در ستیز با جمهوری اسلامی، خلع سلاح کرده و از شکلگیری تفاهم جهانی یا منطقهای علیه ایران جلوگیری کنیم و بستر مناسب برای رشد و توسعه ملی را فراهم آوریم، کاری انقلابی کردهایم. معتقدیم دیپلماسی در جهان جدید، خودش یک منبع قدرت سیاسی محسوب میشود بدون آنکه بخواهیم منابع قدرت دیگر، از جمله اقتصاد قدرتمند و توان بالای نظامی را نفی کنیم. البته قدرت حقیقی هر کشور را باید مردم آن کشور و همسویی مردم با حاکمان دانست. اگر جمهوری اسلامی در سیاست داخلی به شکلی عمل کند که شکاف جدی میان مردم و حکومت ایجاد نشود، قطعا بسیاری از دشمنیهای خارجی از جمله تحریم ملت ایران منتفی خواهد شد. همه امید آمریکا و اروپا در توسل به تحریم، همین شکاف دولت – ملت و امیدواری آنان به مقابله ملت با حکومت است. اگر جمهوری اسلامی، سیاست خارجی را در ادامه سیاست داخلی بداند، قطعا در درون به مردمگرایی روی خواهد آورد و حذف دشمنی دیگران را به عنوان ثمره این سیاست، شاهد خواهد شد. صریحا میگوییم، هرگز باور نداشتیم روزی برسد که جمهوری اسلامی، عملا به تایید تجاوز یک کشور قدرتمند به یک ملت مستقل بپردازد. این مواضع در سیاست خارجی، نه تنها با ارزشهای اعتقادی و سیاسی ما تناسب ندارد، بلکه در عمل ما را منزوی خواهد کرد و سرنوشت ما را به تجاوزگری یک کشور زیادهخواه، گره خواهد زد.
🔹ما شکایت داریم که چرا از فرصت ایجاد شده در فردای امضای برجام برای حل مشکلات پیش روی کشور و مردم بهره گرفته نشد و جریانهای مدعی انقلابیگری در داخل، در یک همراهی مشکوک با جنگطلبان آمریکا و اسرائیل و عربستان برای شکست برجام تلاش کردند؟ این درست است که در نهایت رئیس جمهور جنگطلب آمریکا از برجام کنار کشید، اما کم نبودند مخالفان داخلی برجام که برای تسویه حساب سیاسی با دولت وقت، آرزوی شکست برجام را داشتند و در حد وسع خود برای تحقق آرزوی خود تلاش کردند. فرصت اخیر برای احیای برجام هم به نفع کشور بوده که از آن بهره مناسب گرفته نشد. حضرتعالی بیش از دیگران مطلع هستید که این سند در کلیتش به نفع ایران تنظیم شده است و اجرای آن میتواند در درازمدت به نفع کشور تمام شود و اگر خسارتی به ما وارد شده باشد، ناشی از اجرا نشدن این سند است و نه اجرا شدن آن. به همین دلیل معتقدیم با تغییر رویکرد نظام در مناسبات جهانی، باید برجام را احیا کرد و مانع شکلگیری ائتلاف بسیاری از کشورها علیه ایران شد. البته برجام معجزه نمیکند و در نهایت باید به داخل تکیه کرد، اما در جهان به هم پیوسته کنونی، توافق برجام میتواند بسیاری از موانع توسعه کشور را از پیش پای مردم بردارد و با اصلاح شیوه حکمرانی تحولات بزرگی را موجب شود.
🔸از این «شکایت»ها به فراوانی میتوان با شما در میان گذاشت و ما به همین برجستهها بسنده میکنیم. ولی همین موارد نشان میدهد حکومت و صاحبان قدرت، نخستین کسانی هستند که از اهداف و آرمانهای انقلاب عدول کردهاند.
✅رهبر گرامی