🌐خداحافظی با زمین و خانه قولنامهای
رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور:
🔹طرح تثبیت و حدنگاری زمینهای کشاورزی آغاز شد، براساس برنامهریزی تلاش میشود تا پایان سال ۳۰ درصد از زمینهای کشاورزی دارای سند ثبتی میشوند.
🔹انتظار میرود تا ۲ سال آینده کمتر زمین و خانه قولنامهای وجود داشته باشد و همه واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها صاحب سند رسمی میشوند.
😂مشغلام اراکی:
یه بیسسالی هِس که میگن خُنا سنددار میشن!
چیشی بَگوم هاجرآواجی!
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور:
🔹طرح تثبیت و حدنگاری زمینهای کشاورزی آغاز شد، براساس برنامهریزی تلاش میشود تا پایان سال ۳۰ درصد از زمینهای کشاورزی دارای سند ثبتی میشوند.
🔹انتظار میرود تا ۲ سال آینده کمتر زمین و خانه قولنامهای وجود داشته باشد و همه واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها صاحب سند رسمی میشوند.
😂مشغلام اراکی:
یه بیسسالی هِس که میگن خُنا سنددار میشن!
چیشی بَگوم هاجرآواجی!
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
❇️بازنشر
روندشکل گیری #روزاراک (بخش نخست)
ابوالفضل_عباسیبانی-۲۶مهرماه۱۳۹۹
با استقرار شورای پنجم و انتخاب استاد #مرتضی_سورانه به ریاست کمیسیون فرهنگی این شورا طی مکاتبه مورخه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ضمن یادآوری تاریخ دیرین این کهندیار آریایی چنین نوشتم که:
... پیش از هر عمران و آبادانیای، #اراک نیاز به یک کار سترگ #فرهنگی دارد تا مناسبات انسانی و ارتباطات اجتماعی در مسیر درستی قرار گرفته و در این مسیر، سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری بعنوان متولی اصلی فرهنگ، بایستی در این زمینه طرحی نو دراندازد تا چونان سازمان فرهنگی هنری تهران که در زمان #محمدعلی_زم تحولات اساسی و بنیادین دهه ۷۰ را نه برای تهران که برای ایران و ای بسا برای منطقه رقم زد و #دوم_خرداد برآمده از بسترسازی این سازمان فرهنگی هنری، سند افتخاری شد بر یک دوره تاریخی ایران که خدمات و دستاوردهای این دوره هرگز از یادها نخواهد رفت و ادامه دادم:
اراک به #شریعت_فرهنگی و _فرهنگ_شریعتی بیش از تقاطع غیر همسطحِ ناموزونِ نامیمونِ نامناسبِ غیرلازمِ مزاحمِ #شریعتی و دیگر پروژههای هزینه بر غیرلازمِ #خشمافزا نیازمندتر است!
بیاییم با یک رفرم فرهنگی اجتماعی سترگ، آسیبهای بیشمار شهرمان را کاهش دهیم تا نامی به یادگار بماند از کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای پنجم.انشا...
از آن سوی اما #استادسورانه هم به پشتوانه ۳۰ سال تجربه معلمی و مدیریت آموزشی، خوب میدانست پیشبرد امور بهشیوه مشارکتی و #خردجمعی، شدنیتر و آسانتر خواهد بود.
لذا با تشکیل کارگروهی متشکل از خانمها اسماعیلپور، میرزاییان،حسن زاده، صابرینسب و آقایان عقلایی، حمزه لو، وفایینژاد، میروهابی، بیات و عباسیبانی خوراک فکری٫فرهنگی کمیسیون فرهنگی و بالطبع شورای پنجم را فراهم آورد و تنها کارگروهی بود که بدون وقفه ابتدا عصر هر چهارشنبه و سپس یک هفته درمیان و کاملا افتخاری به تولید فکر و محتوا میپرداخت و متناسب با موضوع از متخصصین و استادان دانشگاه هم بعنوان کارشناس میهمان دعوت و چند اقدام فرهنگی شاخص در بستر حافظه تاریخی شهر و با هدف افزایش حس تعلق شهروندی(میهنی)، محصول این کمیسیون بود که از آن جمله اند:
آ.تعیین روز اراک
ب.ساخت سرود اراک
پ.تاسیس خانه فرهنگ
ت.نامگذاری چهرههای ملی بر خیابانها و معابر
و اما روند #نامگذاری روزی بنام اراک ابتدا در قالب یک کار کارشناسی طرح و مناسبتهای مختلف علمی٫فرهنگیِ زیادی مورد مطالعه و بررسیهای فراگیر قرار گرفت که برخی از شاخص ترینشان عبارت بود از:
۱.روز ۱۶ مهرماه زمان انتخاب لهراسب به جانشینی کیخسرو و برگزاری جشن #مهرگان در دامنه کوه شاه کیخسرو (شازند).
۲.سوم دیماه ۱۲۰۷ روز #گشایش رسمی سلطان آباد(نخستین نوین شهر ایران) در حضور فتحعلیشاه و اهدای نخستین نشان حکومتی کشور به یوسف خان گرجی.
۳.سالروز تاسیس مدرسه #سپهداری بعنوان نخستین مدرسه دینی نوین ایران .
۴.زادروز میرزا حبیباللهخان #ذوالفنون به عنوان دانشمند برجسته اراکی( ۱۲۳۹ خ) .
۵.یکی ازمناسبتهای زادروز، صدارت یا شهادت میرزا تقیخان #امیرکبیر.
۶.سالروز گشایش مدرسه #صمصامی بعنوان نخستین مدرسه نوین کشور در ۱۰ مهرماه ۱۲۷۲.
۷.سالروز گشایش #راه_آهن و احیای مجدد نام اراک پس از ۱۲۰۰ سال در ۲۰ تیرماه ۱۳۱۷.
۸.سوم مهرماه ۱۳۵۰سالروز گشایش #دانشگاه_اراک(مدرسه عالی مرجان) .
۹.روز ۱۰ آبان ۱۳۵۵ بعنوان روز ثبت ملی #بازاراراک بعنوان یک اثر معماری یگانه در بر بین بازارهای کشور.
۱۰.سالروز تعیین اراک بعنوان #مرکزاستان مرکزی در ۸ شهریور ۱۳۵۶.
با پایان یافتن کارهای کارشناسی و برگزینش ۱۰ روز برجسته ویژه اراک بر آن شدیم تا برخی از بزرگان، پژوهشگران، استادان دانشگاه و علاقمندان حوزه تاریخی اراک را باهدف گزینش یک روز بعنوان #روزاراک گردهم هم آوریم.
انتخاب و دعوت از مهمانان برای روز ۸ مهر ۱۳۹۷ خورشیدی بر عهده من بود و برای این روز تاریخی و مهم، بیش از ۵۰ مهمان از جمله #دکترمیرجلال_الدین_کزازی #دکترشیعه #حاج_ابراهیم_حسینجانی #استادولی_اله_شمشیربندی، #مهندس_عبدالعلی_بهزاد #مهندس_مهدی_نیا #مهندس_مجیدپورعطار #استادبرومنددهگان و #استادمحمدباقرستوده را نه به شکل مرسوم و دعوتنامه و پوستر و .. که بصورت دلی و بی هیچ تکلفی و صرفا بصورت تلفنی و انصافا همه این عزیزان هم با جان و دل پذیرفتند و استقبال نمودند و بجز یکی دونفر، بقیه با خودرو شخصی و حتی با اتوبوس راهی اراک شدند .
در این نشست البته مسئولین استان از دکتر زندیه وکیلی معاون عمرانی استاندار تا دکتر بختیاری فرماندار اراک و روسای دانشگاههای اراک و اعضای شورای شهر و شهردار بعنوان میزبان و بسیاری از اهالی فکروفرهنگ هم حضور داشتند .
https://t.me/abolfazlabbasibani
روندشکل گیری #روزاراک (بخش نخست)
ابوالفضل_عباسیبانی-۲۶مهرماه۱۳۹۹
با استقرار شورای پنجم و انتخاب استاد #مرتضی_سورانه به ریاست کمیسیون فرهنگی این شورا طی مکاتبه مورخه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ضمن یادآوری تاریخ دیرین این کهندیار آریایی چنین نوشتم که:
... پیش از هر عمران و آبادانیای، #اراک نیاز به یک کار سترگ #فرهنگی دارد تا مناسبات انسانی و ارتباطات اجتماعی در مسیر درستی قرار گرفته و در این مسیر، سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری بعنوان متولی اصلی فرهنگ، بایستی در این زمینه طرحی نو دراندازد تا چونان سازمان فرهنگی هنری تهران که در زمان #محمدعلی_زم تحولات اساسی و بنیادین دهه ۷۰ را نه برای تهران که برای ایران و ای بسا برای منطقه رقم زد و #دوم_خرداد برآمده از بسترسازی این سازمان فرهنگی هنری، سند افتخاری شد بر یک دوره تاریخی ایران که خدمات و دستاوردهای این دوره هرگز از یادها نخواهد رفت و ادامه دادم:
اراک به #شریعت_فرهنگی و _فرهنگ_شریعتی بیش از تقاطع غیر همسطحِ ناموزونِ نامیمونِ نامناسبِ غیرلازمِ مزاحمِ #شریعتی و دیگر پروژههای هزینه بر غیرلازمِ #خشمافزا نیازمندتر است!
بیاییم با یک رفرم فرهنگی اجتماعی سترگ، آسیبهای بیشمار شهرمان را کاهش دهیم تا نامی به یادگار بماند از کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای پنجم.انشا...
از آن سوی اما #استادسورانه هم به پشتوانه ۳۰ سال تجربه معلمی و مدیریت آموزشی، خوب میدانست پیشبرد امور بهشیوه مشارکتی و #خردجمعی، شدنیتر و آسانتر خواهد بود.
لذا با تشکیل کارگروهی متشکل از خانمها اسماعیلپور، میرزاییان،حسن زاده، صابرینسب و آقایان عقلایی، حمزه لو، وفایینژاد، میروهابی، بیات و عباسیبانی خوراک فکری٫فرهنگی کمیسیون فرهنگی و بالطبع شورای پنجم را فراهم آورد و تنها کارگروهی بود که بدون وقفه ابتدا عصر هر چهارشنبه و سپس یک هفته درمیان و کاملا افتخاری به تولید فکر و محتوا میپرداخت و متناسب با موضوع از متخصصین و استادان دانشگاه هم بعنوان کارشناس میهمان دعوت و چند اقدام فرهنگی شاخص در بستر حافظه تاریخی شهر و با هدف افزایش حس تعلق شهروندی(میهنی)، محصول این کمیسیون بود که از آن جمله اند:
آ.تعیین روز اراک
ب.ساخت سرود اراک
پ.تاسیس خانه فرهنگ
ت.نامگذاری چهرههای ملی بر خیابانها و معابر
و اما روند #نامگذاری روزی بنام اراک ابتدا در قالب یک کار کارشناسی طرح و مناسبتهای مختلف علمی٫فرهنگیِ زیادی مورد مطالعه و بررسیهای فراگیر قرار گرفت که برخی از شاخص ترینشان عبارت بود از:
۱.روز ۱۶ مهرماه زمان انتخاب لهراسب به جانشینی کیخسرو و برگزاری جشن #مهرگان در دامنه کوه شاه کیخسرو (شازند).
۲.سوم دیماه ۱۲۰۷ روز #گشایش رسمی سلطان آباد(نخستین نوین شهر ایران) در حضور فتحعلیشاه و اهدای نخستین نشان حکومتی کشور به یوسف خان گرجی.
۳.سالروز تاسیس مدرسه #سپهداری بعنوان نخستین مدرسه دینی نوین ایران .
۴.زادروز میرزا حبیباللهخان #ذوالفنون به عنوان دانشمند برجسته اراکی( ۱۲۳۹ خ) .
۵.یکی ازمناسبتهای زادروز، صدارت یا شهادت میرزا تقیخان #امیرکبیر.
۶.سالروز گشایش مدرسه #صمصامی بعنوان نخستین مدرسه نوین کشور در ۱۰ مهرماه ۱۲۷۲.
۷.سالروز گشایش #راه_آهن و احیای مجدد نام اراک پس از ۱۲۰۰ سال در ۲۰ تیرماه ۱۳۱۷.
۸.سوم مهرماه ۱۳۵۰سالروز گشایش #دانشگاه_اراک(مدرسه عالی مرجان) .
۹.روز ۱۰ آبان ۱۳۵۵ بعنوان روز ثبت ملی #بازاراراک بعنوان یک اثر معماری یگانه در بر بین بازارهای کشور.
۱۰.سالروز تعیین اراک بعنوان #مرکزاستان مرکزی در ۸ شهریور ۱۳۵۶.
با پایان یافتن کارهای کارشناسی و برگزینش ۱۰ روز برجسته ویژه اراک بر آن شدیم تا برخی از بزرگان، پژوهشگران، استادان دانشگاه و علاقمندان حوزه تاریخی اراک را باهدف گزینش یک روز بعنوان #روزاراک گردهم هم آوریم.
انتخاب و دعوت از مهمانان برای روز ۸ مهر ۱۳۹۷ خورشیدی بر عهده من بود و برای این روز تاریخی و مهم، بیش از ۵۰ مهمان از جمله #دکترمیرجلال_الدین_کزازی #دکترشیعه #حاج_ابراهیم_حسینجانی #استادولی_اله_شمشیربندی، #مهندس_عبدالعلی_بهزاد #مهندس_مهدی_نیا #مهندس_مجیدپورعطار #استادبرومنددهگان و #استادمحمدباقرستوده را نه به شکل مرسوم و دعوتنامه و پوستر و .. که بصورت دلی و بی هیچ تکلفی و صرفا بصورت تلفنی و انصافا همه این عزیزان هم با جان و دل پذیرفتند و استقبال نمودند و بجز یکی دونفر، بقیه با خودرو شخصی و حتی با اتوبوس راهی اراک شدند .
در این نشست البته مسئولین استان از دکتر زندیه وکیلی معاون عمرانی استاندار تا دکتر بختیاری فرماندار اراک و روسای دانشگاههای اراک و اعضای شورای شهر و شهردار بعنوان میزبان و بسیاری از اهالی فکروفرهنگ هم حضور داشتند .
https://t.me/abolfazlabbasibani
VID-20221019-WA0018.mp4
2.2 MB
به گفته استاد زبان فارسی، اوکراینیها از سیستان ایرانزمین بودهاند که از ایران کوچیدهاند.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
تبریز شهر نخستینها
نخستین مرکز تلفن، نخستین شهرداری، نخستین اتاق تجارت و... در این شهر به وجود آمدند.
آتش نشانی تبریز نخستین آتش نشانی ایران است که در سال ۱۲۲۱ شمسی و زمانی که نیروهای روسی در ایران بودند، ساخته شد.
مدرسه رشدیهِ تبریز، نخستین مدرسه تحصیلات ابتدایی به شیوه مدرن در ایران است که توسط میرزا حسن رشدیه در تبریز بنا شد.
نخستین چاپخانهِ ایران در سال ۱۲۲۷ توسط عباس میرزا در تبریز تاسیس شد.
نخستین سینمای عمومی ایران، ۵ سال پس از اختراع آن توسط برادران لومیر، در تبریز شروع به کارکرد. این سالن سینما در سال ۱۲۷۹ توسط کاتولیک ها، با نام سینما سولی تاسیس شد.
نخستین کتابخانهِ دولتی و عمومی در سال۱۳۰۰ در تبریز ایجاد شده است. نام آن کتابخانهِ تربیت بوده و بانی ساخت آن محمد علی تربیت است.
تبریز امنترین شهر بین شهرهای ایران و یکی از القاب شهر تبریز شهر "بدون گدا" است!
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
نخستین مرکز تلفن، نخستین شهرداری، نخستین اتاق تجارت و... در این شهر به وجود آمدند.
آتش نشانی تبریز نخستین آتش نشانی ایران است که در سال ۱۲۲۱ شمسی و زمانی که نیروهای روسی در ایران بودند، ساخته شد.
مدرسه رشدیهِ تبریز، نخستین مدرسه تحصیلات ابتدایی به شیوه مدرن در ایران است که توسط میرزا حسن رشدیه در تبریز بنا شد.
نخستین چاپخانهِ ایران در سال ۱۲۲۷ توسط عباس میرزا در تبریز تاسیس شد.
نخستین سینمای عمومی ایران، ۵ سال پس از اختراع آن توسط برادران لومیر، در تبریز شروع به کارکرد. این سالن سینما در سال ۱۲۷۹ توسط کاتولیک ها، با نام سینما سولی تاسیس شد.
نخستین کتابخانهِ دولتی و عمومی در سال۱۳۰۰ در تبریز ایجاد شده است. نام آن کتابخانهِ تربیت بوده و بانی ساخت آن محمد علی تربیت است.
تبریز امنترین شهر بین شهرهای ایران و یکی از القاب شهر تبریز شهر "بدون گدا" است!
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
⭕️پهباد های ایران در کار تخریب اوکراین و تشدید تحریم ها، آری یا نه؟
دکتر محمد طبیبیان
🔹پاسخ به این نکته از نظر اخلاقی و تاریخی حائز اهمیت خواهد بود و یک ماجرایی است با عواقب بسیار پر هزینه و تاثر آور و بلند مدت.
🔹 در هفته های اخیر مقامات رسمی جمهوری اسلامی به دفعات تحویل پهباد به روسیه را انکار کرده اند. اما روسها با حیلت سازی سعی در افشای آن داشته اند. از جمله در موردی در برنامه تلویزیون دولتی روسیه توسط یک مقام روسی دریافت پهباد از ایران مطرح شد و بعداً ادعا شد که میکرفن باز بوده و بدون نیت قبلی مطلب افشا شده است.
🔹 اخیراً هم کنستانتین سیمونوف ریس کمیسیون امنیت انرژی روسیه در تلویزیون گفته است که ایران به صورت سنگین تحت تحریم است که شدید تر هم خواهد شد و این به نفع ما (روسیه) است.
🔹بنابر این طرح همزمان دریافت پهباد و افشای این امر هم در راستای ارائه دلیل و مدرک به اروپا و امریکا برای تشدید تحریم های ایران، برای بهره برداری بیشتر روسیه است.
🔹تمهیدی در همان جهت حیلت سازی های آشکار قبلی روسیه به منظور منتفی کردن برجام. واقعاً اسباب تاسف است این شیوه و روش و منش و چنین تحمیل هزینه و فشار های مختلف از جمله بار اقتصادی به ملت ایران.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
این پیام دکتر طبیبیان را بازنشر کردم تا خوشحالی خودم را از روشدن دست خیانتکار روسها را برای هزارمین بار ابراز کنم بلکه حاکمیت سیاست نه شرقی را هم جدی بگیرد!
دکتر محمد طبیبیان
🔹پاسخ به این نکته از نظر اخلاقی و تاریخی حائز اهمیت خواهد بود و یک ماجرایی است با عواقب بسیار پر هزینه و تاثر آور و بلند مدت.
🔹 در هفته های اخیر مقامات رسمی جمهوری اسلامی به دفعات تحویل پهباد به روسیه را انکار کرده اند. اما روسها با حیلت سازی سعی در افشای آن داشته اند. از جمله در موردی در برنامه تلویزیون دولتی روسیه توسط یک مقام روسی دریافت پهباد از ایران مطرح شد و بعداً ادعا شد که میکرفن باز بوده و بدون نیت قبلی مطلب افشا شده است.
🔹 اخیراً هم کنستانتین سیمونوف ریس کمیسیون امنیت انرژی روسیه در تلویزیون گفته است که ایران به صورت سنگین تحت تحریم است که شدید تر هم خواهد شد و این به نفع ما (روسیه) است.
🔹بنابر این طرح همزمان دریافت پهباد و افشای این امر هم در راستای ارائه دلیل و مدرک به اروپا و امریکا برای تشدید تحریم های ایران، برای بهره برداری بیشتر روسیه است.
🔹تمهیدی در همان جهت حیلت سازی های آشکار قبلی روسیه به منظور منتفی کردن برجام. واقعاً اسباب تاسف است این شیوه و روش و منش و چنین تحمیل هزینه و فشار های مختلف از جمله بار اقتصادی به ملت ایران.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
این پیام دکتر طبیبیان را بازنشر کردم تا خوشحالی خودم را از روشدن دست خیانتکار روسها را برای هزارمین بار ابراز کنم بلکه حاکمیت سیاست نه شرقی را هم جدی بگیرد!
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
آنهایی که رفتند "از ایران"
آنهایی که ماندند "در ایران"
- آنهايی که "از ایران" رفته اند همانطور که دارند يک غذای سر دستی درست میکنند تا تنهايی بخورند، فکر میکنند آنهايی که ماندهاند الان دارند دور هم قورمهسبزی با برنج زعفرانی میخورند و جمعشان جمع است و میگويند و میخندند.
- آنهايی که ماندهاند "در ایران" همانطور که دارند يک غذای سر دستی درست میکنند فکر میکنند آنهايی که رفتهند الان دارند با دوستان جديدشان گل میگويند و گل میشنوند و از آن غذاهايی میخورند که توی کتابهای آشپزی عکسش هست.
- آنهايی که رفتهاند فکر میکنند، آنهايی که ماندهاند همهاش با هم بيرونند. کافیشاپ، خريد و ... میروند؛ با هم کيف دنيا را میکنند، و آنها را که آن گوشه دنيا تک افتادهاند فراموش کردهاند.
- آنهايی که ماندهاند فکر میکنند آنهايی که رفتهاند همهاش بار و ديسکو میروند و خيلی بهشان خوش میگذرد و آنها را که توی اين جهنم گير افتادهند فراموش کردهاند.
- آنهايی که رفتهاند، پای اينترنت دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل يا سريالهای ايرانی و اخبار ايرانی هستند.
- آنهايی که ماندهاند در حسرت دیدن کانالهای ماهواره بدون پارازيت کلافه میشوند و دائم پشت ديش هستند.
- آنهايی که رفتهاند میخواهند برگردند.
- آنهايی که ماندهاند میخواهند بروند.
- آنهايی که رفتهاند به کشورشان با حسرت فکر میکنند.
- آنهايی که ماندهاند از آنطرف، دنیایی رویایی میسازند.
اما هم آنهايی که رفتهاند و هم آنهايی که ماندهاند در چيزهایی مشترکند:
- آنهايی که رفته اند احساس تنهايی میکنند.
- آنهايی که ماندهاند هم احساس تنهايی میکنند.
- آنهایی که میروند وطنفروش نیستند.
- آنهايی که میمانند عقب مانده نیستند.
- آنهايی که میروند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین میشوند. یک هفته مانده میگریند و یک روز مانده به این فکر میکنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود.
- و آنهايی که میمانند، میمانند تا شاید وطن را جایی برای ماندن کنند.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
آنهایی که ماندند "در ایران"
- آنهايی که "از ایران" رفته اند همانطور که دارند يک غذای سر دستی درست میکنند تا تنهايی بخورند، فکر میکنند آنهايی که ماندهاند الان دارند دور هم قورمهسبزی با برنج زعفرانی میخورند و جمعشان جمع است و میگويند و میخندند.
- آنهايی که ماندهاند "در ایران" همانطور که دارند يک غذای سر دستی درست میکنند فکر میکنند آنهايی که رفتهند الان دارند با دوستان جديدشان گل میگويند و گل میشنوند و از آن غذاهايی میخورند که توی کتابهای آشپزی عکسش هست.
- آنهايی که رفتهاند فکر میکنند، آنهايی که ماندهاند همهاش با هم بيرونند. کافیشاپ، خريد و ... میروند؛ با هم کيف دنيا را میکنند، و آنها را که آن گوشه دنيا تک افتادهاند فراموش کردهاند.
- آنهايی که ماندهاند فکر میکنند آنهايی که رفتهاند همهاش بار و ديسکو میروند و خيلی بهشان خوش میگذرد و آنها را که توی اين جهنم گير افتادهند فراموش کردهاند.
- آنهايی که رفتهاند، پای اينترنت دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل يا سريالهای ايرانی و اخبار ايرانی هستند.
- آنهايی که ماندهاند در حسرت دیدن کانالهای ماهواره بدون پارازيت کلافه میشوند و دائم پشت ديش هستند.
- آنهايی که رفتهاند میخواهند برگردند.
- آنهايی که ماندهاند میخواهند بروند.
- آنهايی که رفتهاند به کشورشان با حسرت فکر میکنند.
- آنهايی که ماندهاند از آنطرف، دنیایی رویایی میسازند.
اما هم آنهايی که رفتهاند و هم آنهايی که ماندهاند در چيزهایی مشترکند:
- آنهايی که رفته اند احساس تنهايی میکنند.
- آنهايی که ماندهاند هم احساس تنهايی میکنند.
- آنهایی که میروند وطنفروش نیستند.
- آنهايی که میمانند عقب مانده نیستند.
- آنهايی که میروند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین میشوند. یک هفته مانده میگریند و یک روز مانده به این فکر میکنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود.
- و آنهايی که میمانند، میمانند تا شاید وطن را جایی برای ماندن کنند.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
f44c1a44628c49ae917c0ae453e4802a.mp4
4.4 MB
هایده شیرازی، شیرزن ایرانی که کمتر کسی او را می شناسد!
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
زوال و سقوط حکومت صفویه
✍️ علی مرادی مراغهای
شاهان صفوی که با شعار «تشیع وناسیونالیسم ایرانی» به قدرت رسیدند، سرانجام تجملگرایی و تبعیض مذهبی در حق اهل سنت، پایانشان را رقم زد. ستم گرگين خان، حاکم دست نشانده صفوی، به مردم سنی قندهار بهحدی رسید که نوشتهاند: «گرگينخان، مانند گرگ خونخوار كه بر گلّۀ گوسفند اوفتد، بر اهل آن حدود افتاده و ايشان را از هم مىدريد و از ظلم و بيداد وى، آه و نالۀ افاغنۀ بيچاره بر فلك آبنوسى میرسيد» (رستم التواریخ...ص۱۱۵).
«آنان به شاه شكايتها برده، التماسها کردند که ما نیز انسانیم و رعیت شماییم، چرا این همه ستم روا میدارید؟! اما گوش شنوایی نبود. در ۱۷۰۰ م یکی از بزرگان خود را برای تظلم و شکایت به اصفهان فرستادند، اما نه تنها نگذاشتند به حضور شاه رسد، بلکه او را تازیانه زده و به خواری از دربار راندند! هنگامیکه کارد بر استخوان افغاننها رسید، بر گرگين خان شوریده، او را کشتند» (روضة الصفا، ص ۴۳۲).
محمود افغان با لشگر پابرهنه، شهرهای ایران را یکی یکی فتح کرده و در ۱۷۲۲ م از طريق كرمان و يزد به نزديكی دهكدۀ گلونآباد در شرق اصفهان رسید. اینجا، دو قشون افغانی و قشون قزلباش صفوی رودرروی هم برای آخرین جنگ صفآرایی کردند، وضعیت دو قشون از هر لحاظ عبرت انگیز بود:
«در یک طرف افغانها با لباسهای چرکین، پارهپاره و اسبان لاغر بود و در طرفی دیگر، قشون صفوی با لباسهای فاخر و اسبان فربه و زین و لگام زرین، شكمهاى بزرگِ به ناز و نعمت پرورده و خروارخروار پيه آویزان از شكمهايشان که طرفِ مقابل را تحقیر کرده میگفتند، مشتى رجّاله افغان كون برهنه! و تعداد نفرات صفویان نیز دو برابر افغانیان بودند» (تاریخ منتظم ناصری، ج ۲، ص۱۰۶۳).
اما سرنوشت این جنگ از پیش مشخص بود چون افاغنه، هیچ چیز برای از دست دادن نداشتند، جز زندگی نکبت بار و تبعیض آلود خود را، اما گروه دوم همه چیز داشتند...!
«محمودافغان پیروز شده به محاصره اصفهان پرداخت، بار دیگر نامه نوشته و همچنان خود را رعیت ایران نامیده و از شاه خواست که دخترش را به او بدهد تا به افغانستان بازگردد، اما شاه کلهشق و بیخبر، خواسته او را در آن لحظه حساس رد کرد؛ چون گوشش تنها بر تملقات درباریانش باز بود که مدام میگفتند: «جهانپناها! هيچ تشويش مفرما و دغدغه به خاطر خطير مبارك، راه مده كه دولت خدادادۀ تو، مخلد مىباشد!»» (رستم التواریخ، ص ۱۲۶).
و پنج هزار زنان حرمسرا به دورش حلقه زده، میگفتند که برای دفع دشمن «هريك نذر كردهايم كه شلّه زردى بپزيم و به چهل فقير بدهيم و دشمنانت را منهزم و متفرّق بكنيم!» و منجّمين میگفتند: «ستارۀ اصفاهان، مشتریست!» و علما عرض مىنمودند كه: «عريضه بنويسيد به خدمت امام غايب (ع) و آن را به مشمّع نهيد و در آب روان اندازيد تا آن جناب، امداد و اعانت نماید» (رستم التواریخ، ص ۱۴۰).
«...و شاه غرق در عیش و نوش بود و در مقابل هر چیزی، فقط میگفت: «یخشی دور! (خوب است)»؛ چنانكه ظریفی سروده بود: «آن ز دانش تهى ز غفلت پر/ شاه سلطان حسين يخشى دُر»، اما در چند قدمی بیرون از قصرش، در اثر محاصره افغانها، مردم گرسنه به خوردن سگه و گربه و کودکان همدیگر و حتی نعش مردگان روی آورده بودند...» (تاريخ ايران، ملكم، ج ۱، ص ۲۰۹) .
زمانی در رأس این سلسله، نابغهای چون شاه اسماعیل بود که در چهارده سالگی، اولین سلسله مستقل ایرانی بعد از حمله اعراب را بوجود آورده و برای دادخواهی، شبها با لباس درویشی به قهوه خانه میرفت تا احوال مردم را بداند (روضة الأنوار عباسي...ص ۱۷۰)، اما اکنون، شبگردیهایِ آن نابغه، جای خود را به شبرویهای میرغضبها و عسسها داده بود که شریک دزدان شده و دو دانگ از مال دزدیده شده به میرِشب تعلق داشت! (تذکره الملوک، ص۴۹) و شاهی مفلوک که از چند متر آنطرفتر از حرمسرایش، بیخبر بود.
و سرانجام روز آخر و عبرت انگیز و صحنه تسلیم فرا رسید:
«با جمعى به جانب اردوى افغان حرکت کرد، نزديك چادرها که رسيد، به بهانهٔ اينكه محمود در خواب است، به تحقیر، مدتى آنجا نگاهش داشتند! چون داخل شد، خطاب به محمود گفت:
«اراده خداوند عالم نيست كه من بيش از اين پادشاه باشم؛ وقتش رسیده كه تو بر تخت نشینی!». سپس با دست خود، آن طرّه شاهى را از سر برداشته و بر منديل وى نهاد» (تاريخ كامل ايران، ج ۱، ص ۴۳۲).
🍂 آنوقت پیرمردی ۶۱ ساله و فربه، پشت سر محمود ۲۱ ساله راه افتاده و او را وارد کاخهای رنگارنگ صفوی کزده تا کلیدهای کاخها را به او بسپارد! و ثروت عظیم و حرمسرا را تحویل او داد و محمود بین افسران قشون خود تقسیم نمود.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
✍️ علی مرادی مراغهای
شاهان صفوی که با شعار «تشیع وناسیونالیسم ایرانی» به قدرت رسیدند، سرانجام تجملگرایی و تبعیض مذهبی در حق اهل سنت، پایانشان را رقم زد. ستم گرگين خان، حاکم دست نشانده صفوی، به مردم سنی قندهار بهحدی رسید که نوشتهاند: «گرگينخان، مانند گرگ خونخوار كه بر گلّۀ گوسفند اوفتد، بر اهل آن حدود افتاده و ايشان را از هم مىدريد و از ظلم و بيداد وى، آه و نالۀ افاغنۀ بيچاره بر فلك آبنوسى میرسيد» (رستم التواریخ...ص۱۱۵).
«آنان به شاه شكايتها برده، التماسها کردند که ما نیز انسانیم و رعیت شماییم، چرا این همه ستم روا میدارید؟! اما گوش شنوایی نبود. در ۱۷۰۰ م یکی از بزرگان خود را برای تظلم و شکایت به اصفهان فرستادند، اما نه تنها نگذاشتند به حضور شاه رسد، بلکه او را تازیانه زده و به خواری از دربار راندند! هنگامیکه کارد بر استخوان افغاننها رسید، بر گرگين خان شوریده، او را کشتند» (روضة الصفا، ص ۴۳۲).
محمود افغان با لشگر پابرهنه، شهرهای ایران را یکی یکی فتح کرده و در ۱۷۲۲ م از طريق كرمان و يزد به نزديكی دهكدۀ گلونآباد در شرق اصفهان رسید. اینجا، دو قشون افغانی و قشون قزلباش صفوی رودرروی هم برای آخرین جنگ صفآرایی کردند، وضعیت دو قشون از هر لحاظ عبرت انگیز بود:
«در یک طرف افغانها با لباسهای چرکین، پارهپاره و اسبان لاغر بود و در طرفی دیگر، قشون صفوی با لباسهای فاخر و اسبان فربه و زین و لگام زرین، شكمهاى بزرگِ به ناز و نعمت پرورده و خروارخروار پيه آویزان از شكمهايشان که طرفِ مقابل را تحقیر کرده میگفتند، مشتى رجّاله افغان كون برهنه! و تعداد نفرات صفویان نیز دو برابر افغانیان بودند» (تاریخ منتظم ناصری، ج ۲، ص۱۰۶۳).
اما سرنوشت این جنگ از پیش مشخص بود چون افاغنه، هیچ چیز برای از دست دادن نداشتند، جز زندگی نکبت بار و تبعیض آلود خود را، اما گروه دوم همه چیز داشتند...!
«محمودافغان پیروز شده به محاصره اصفهان پرداخت، بار دیگر نامه نوشته و همچنان خود را رعیت ایران نامیده و از شاه خواست که دخترش را به او بدهد تا به افغانستان بازگردد، اما شاه کلهشق و بیخبر، خواسته او را در آن لحظه حساس رد کرد؛ چون گوشش تنها بر تملقات درباریانش باز بود که مدام میگفتند: «جهانپناها! هيچ تشويش مفرما و دغدغه به خاطر خطير مبارك، راه مده كه دولت خدادادۀ تو، مخلد مىباشد!»» (رستم التواریخ، ص ۱۲۶).
و پنج هزار زنان حرمسرا به دورش حلقه زده، میگفتند که برای دفع دشمن «هريك نذر كردهايم كه شلّه زردى بپزيم و به چهل فقير بدهيم و دشمنانت را منهزم و متفرّق بكنيم!» و منجّمين میگفتند: «ستارۀ اصفاهان، مشتریست!» و علما عرض مىنمودند كه: «عريضه بنويسيد به خدمت امام غايب (ع) و آن را به مشمّع نهيد و در آب روان اندازيد تا آن جناب، امداد و اعانت نماید» (رستم التواریخ، ص ۱۴۰).
«...و شاه غرق در عیش و نوش بود و در مقابل هر چیزی، فقط میگفت: «یخشی دور! (خوب است)»؛ چنانكه ظریفی سروده بود: «آن ز دانش تهى ز غفلت پر/ شاه سلطان حسين يخشى دُر»، اما در چند قدمی بیرون از قصرش، در اثر محاصره افغانها، مردم گرسنه به خوردن سگه و گربه و کودکان همدیگر و حتی نعش مردگان روی آورده بودند...» (تاريخ ايران، ملكم، ج ۱، ص ۲۰۹) .
زمانی در رأس این سلسله، نابغهای چون شاه اسماعیل بود که در چهارده سالگی، اولین سلسله مستقل ایرانی بعد از حمله اعراب را بوجود آورده و برای دادخواهی، شبها با لباس درویشی به قهوه خانه میرفت تا احوال مردم را بداند (روضة الأنوار عباسي...ص ۱۷۰)، اما اکنون، شبگردیهایِ آن نابغه، جای خود را به شبرویهای میرغضبها و عسسها داده بود که شریک دزدان شده و دو دانگ از مال دزدیده شده به میرِشب تعلق داشت! (تذکره الملوک، ص۴۹) و شاهی مفلوک که از چند متر آنطرفتر از حرمسرایش، بیخبر بود.
و سرانجام روز آخر و عبرت انگیز و صحنه تسلیم فرا رسید:
«با جمعى به جانب اردوى افغان حرکت کرد، نزديك چادرها که رسيد، به بهانهٔ اينكه محمود در خواب است، به تحقیر، مدتى آنجا نگاهش داشتند! چون داخل شد، خطاب به محمود گفت:
«اراده خداوند عالم نيست كه من بيش از اين پادشاه باشم؛ وقتش رسیده كه تو بر تخت نشینی!». سپس با دست خود، آن طرّه شاهى را از سر برداشته و بر منديل وى نهاد» (تاريخ كامل ايران، ج ۱، ص ۴۳۲).
🍂 آنوقت پیرمردی ۶۱ ساله و فربه، پشت سر محمود ۲۱ ساله راه افتاده و او را وارد کاخهای رنگارنگ صفوی کزده تا کلیدهای کاخها را به او بسپارد! و ثروت عظیم و حرمسرا را تحویل او داد و محمود بین افسران قشون خود تقسیم نمود.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
✍🏼راهکارهايى براى اصلاح نظام
شادروان داود فیرحی
1- نظام ارزشگذاری ما در دوره بعد از انقلاب اسلامی بر اساس تضاد بوده است به این معنا که هر چیزی که غرب می گوید بد و عکس آن درست است. این نظام، سه مشکل درست کرده است؛ مشکل اول مشکل دانایی است به این معنا که بهخصوص در حوزه علوم انسانی هر آن چیزی را که دیگران دانش می دانند، دانش تلقی نمی شود. دوم اینکه در سیاست خارجی کار ما عملاً درگیری با کشورهای دیگر است. موضوع سوم مسئله امنیتی بودن است چراکه احساس می شود که دشمن هرلحظه در کمین ماست. باید رویکرد نظام ارزشی در کشور به حق گرایی تغییر کند.
2- به دلیل وجود نگاه امنیتی در کشور، فرصت و اجازه کالبدشناسی سیاست های داخلی برای ما ایجاد نمی شود چون احساس می کنیم که هر تحلیلی ما را آسیب پذیرتر می کند. باید رویکرد افراطی امنیتی را در مسائل مختلف کنار گذاشت.
3- بودجه زیادی به مسائل خارجی در کشور اختصاص دادهشده است. این همان اشتباهی است که شوروی هم مرتکب شد و درحالیکه در آنسوی کره زمین با آمریکا در حال جنگ بود، از درون فروپاشید. اولویت در تقسیم بودجه باید مسائل داخلی باشد.
4- درک روشنی در حوزه ماهیت حکمرانی در کشور وجود ندارد. باید در این حوزه تولید فکر بیشتری صورت گیرد.
5- مشکلی که در طراحی نهادهای کشور وجود دارد این است که همدیگر را خنثی می کنند. بعضی از نهادهای کشور به دلیل نظام ارزشگذاری که وجود دارد، اینقدر مقدس شده اند که کسی نمی تواند به آنها دست زند. درحالیکه تغییرات نهادی باید عادی باشد و جامعه هم نشان داده است که در برابر این تغییرات مشکل زیادی ندارد.
6- باید نظام ما از حالت دوقطبی بودن و حاکمیت دوگانه خارج شود. همچنین باید از حالت شخصی بودن عبور کرده و به حکمرانی غیرشخصی رسد. تنها راه این کار، فعال کردن نهاد حزب است که این موضوع هم مگر با اصلاحات اساسی در شورای نگهبان اتفاق نمی افتد.
7- متأسفانه در شورای نگهبان افرادی عضو هستند که با جمهوریت موافق نیستند که باید اصلاحاتی در این رابطه صورت گیرد چون در هر کاری باید کسی مسئول باشد که خودش همدلی با اصل کار را داشته باشد. همچنین تأیید صلاحیت کاندیداهای احزاب باید از طریق شورای مرکزی احزاب یا در فرایندی شبیه آن انجام شود.
8- سیاست نظارت استصوابی اجازه نمی دهد که مدیران شایسته به مدارج بالا رسند و اگر هم خطا کردند، با مردم مواجه شوند. نظارت استصوابی، هم مدیران شایسته را به حاشیه می راند و هم باعث می شود که اگر مدیران پذیرفتهشده خطایی کردند، اجازه علنی شدن آن داده نشود. باید در این قانون تجدیدنظر شود.
9- همیشه مشکلات کشور بهجای افتادن به دوش احزاب، به دوش رهبری می افتد و ازآنجا هم به اصل مذهب منتقل می شود. باید احزاب قوی در کشور ایجاد شود تا مانند ضربه گیر عمل کنند و اصل نظام تهدید نشود.
10- برای برونرفت از مشکلات نظام، بهترین کار این است که اصلاحات سیستم به دست رهبری انجام گیرد تا هم رهبری و هم جمهوری اسلامی را نجات دهد. چراکه دیگران چنین توانایی را ندارند و اگر هم داشته باشند این کار با خونریزی یا مشکلات بیشتری انجام خواهد شد. یکی از این پیرابند باید اصلاح مکانیزم شورای نگهبان باشد تا نظام انتخاباتی هم اصلاح شود. قانون انتخابات، قانون اساسی دوم است اما مهمتر از قانون اساسی اول است چراکه قانون انتخابات است که قانون اساسی را فعال یا غیرفعال می کند.
11- در دوره انقلاب وقتی مردم از نخبگان سیاسی، شاه و دربار رویگردان شدند، پناهگاه مذهب و روحانیت را داشتند اما این بار اگر انقلابی صورت گیرد، با توجه به نبود یک هویت واحد در کشور، احتمالاً کشور به سمت یک نوع فروپاشی خواهد رفت. نخبگان کشور باید بهشدت نسبت به این موضوع هوشیار باشند.
12- سیستم های حکومتی در دنیا 2 گونه هستند: سیستم های خوداصلاح کننده و غیر خوداصلاح کننده. هرچند وقت یکبار باید یک احیا کننده، سیستم حکومتی ما را اصلاح کند. اگر به سیستم خوداصلاح کننده تبدیل شود که عالی است ولی در غیر این صورت، بعد از 40 سال مطمئناً نیاز به تغییرات اساسی وجود دارد. دولت جمهوری اسلامی باید خود را اُبژه کند و از بیرون به خود نگاه کرده و ارزیابی کند. همه باید به این نائل شوند که اصل و اساس سیستم احتیاج به فکر کردن دارد.
13- بعضی از افراد مرتب سعی می کنند که در کشور نهاد جدید تأسیس کنند. بهجای این کار، باید به کاستن این نهادها فکر کرد. مثلاً در حوزه فرهنگ، 25 نهاد هم ارز در امور خارجه در حال فعالیت هستند که باید تعدیل شود.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
شادروان داود فیرحی
1- نظام ارزشگذاری ما در دوره بعد از انقلاب اسلامی بر اساس تضاد بوده است به این معنا که هر چیزی که غرب می گوید بد و عکس آن درست است. این نظام، سه مشکل درست کرده است؛ مشکل اول مشکل دانایی است به این معنا که بهخصوص در حوزه علوم انسانی هر آن چیزی را که دیگران دانش می دانند، دانش تلقی نمی شود. دوم اینکه در سیاست خارجی کار ما عملاً درگیری با کشورهای دیگر است. موضوع سوم مسئله امنیتی بودن است چراکه احساس می شود که دشمن هرلحظه در کمین ماست. باید رویکرد نظام ارزشی در کشور به حق گرایی تغییر کند.
2- به دلیل وجود نگاه امنیتی در کشور، فرصت و اجازه کالبدشناسی سیاست های داخلی برای ما ایجاد نمی شود چون احساس می کنیم که هر تحلیلی ما را آسیب پذیرتر می کند. باید رویکرد افراطی امنیتی را در مسائل مختلف کنار گذاشت.
3- بودجه زیادی به مسائل خارجی در کشور اختصاص دادهشده است. این همان اشتباهی است که شوروی هم مرتکب شد و درحالیکه در آنسوی کره زمین با آمریکا در حال جنگ بود، از درون فروپاشید. اولویت در تقسیم بودجه باید مسائل داخلی باشد.
4- درک روشنی در حوزه ماهیت حکمرانی در کشور وجود ندارد. باید در این حوزه تولید فکر بیشتری صورت گیرد.
5- مشکلی که در طراحی نهادهای کشور وجود دارد این است که همدیگر را خنثی می کنند. بعضی از نهادهای کشور به دلیل نظام ارزشگذاری که وجود دارد، اینقدر مقدس شده اند که کسی نمی تواند به آنها دست زند. درحالیکه تغییرات نهادی باید عادی باشد و جامعه هم نشان داده است که در برابر این تغییرات مشکل زیادی ندارد.
6- باید نظام ما از حالت دوقطبی بودن و حاکمیت دوگانه خارج شود. همچنین باید از حالت شخصی بودن عبور کرده و به حکمرانی غیرشخصی رسد. تنها راه این کار، فعال کردن نهاد حزب است که این موضوع هم مگر با اصلاحات اساسی در شورای نگهبان اتفاق نمی افتد.
7- متأسفانه در شورای نگهبان افرادی عضو هستند که با جمهوریت موافق نیستند که باید اصلاحاتی در این رابطه صورت گیرد چون در هر کاری باید کسی مسئول باشد که خودش همدلی با اصل کار را داشته باشد. همچنین تأیید صلاحیت کاندیداهای احزاب باید از طریق شورای مرکزی احزاب یا در فرایندی شبیه آن انجام شود.
8- سیاست نظارت استصوابی اجازه نمی دهد که مدیران شایسته به مدارج بالا رسند و اگر هم خطا کردند، با مردم مواجه شوند. نظارت استصوابی، هم مدیران شایسته را به حاشیه می راند و هم باعث می شود که اگر مدیران پذیرفتهشده خطایی کردند، اجازه علنی شدن آن داده نشود. باید در این قانون تجدیدنظر شود.
9- همیشه مشکلات کشور بهجای افتادن به دوش احزاب، به دوش رهبری می افتد و ازآنجا هم به اصل مذهب منتقل می شود. باید احزاب قوی در کشور ایجاد شود تا مانند ضربه گیر عمل کنند و اصل نظام تهدید نشود.
10- برای برونرفت از مشکلات نظام، بهترین کار این است که اصلاحات سیستم به دست رهبری انجام گیرد تا هم رهبری و هم جمهوری اسلامی را نجات دهد. چراکه دیگران چنین توانایی را ندارند و اگر هم داشته باشند این کار با خونریزی یا مشکلات بیشتری انجام خواهد شد. یکی از این پیرابند باید اصلاح مکانیزم شورای نگهبان باشد تا نظام انتخاباتی هم اصلاح شود. قانون انتخابات، قانون اساسی دوم است اما مهمتر از قانون اساسی اول است چراکه قانون انتخابات است که قانون اساسی را فعال یا غیرفعال می کند.
11- در دوره انقلاب وقتی مردم از نخبگان سیاسی، شاه و دربار رویگردان شدند، پناهگاه مذهب و روحانیت را داشتند اما این بار اگر انقلابی صورت گیرد، با توجه به نبود یک هویت واحد در کشور، احتمالاً کشور به سمت یک نوع فروپاشی خواهد رفت. نخبگان کشور باید بهشدت نسبت به این موضوع هوشیار باشند.
12- سیستم های حکومتی در دنیا 2 گونه هستند: سیستم های خوداصلاح کننده و غیر خوداصلاح کننده. هرچند وقت یکبار باید یک احیا کننده، سیستم حکومتی ما را اصلاح کند. اگر به سیستم خوداصلاح کننده تبدیل شود که عالی است ولی در غیر این صورت، بعد از 40 سال مطمئناً نیاز به تغییرات اساسی وجود دارد. دولت جمهوری اسلامی باید خود را اُبژه کند و از بیرون به خود نگاه کرده و ارزیابی کند. همه باید به این نائل شوند که اصل و اساس سیستم احتیاج به فکر کردن دارد.
13- بعضی از افراد مرتب سعی می کنند که در کشور نهاد جدید تأسیس کنند. بهجای این کار، باید به کاستن این نهادها فکر کرد. مثلاً در حوزه فرهنگ، 25 نهاد هم ارز در امور خارجه در حال فعالیت هستند که باید تعدیل شود.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
.
.
.
📜🕯🖋 اعتراف تاریخی سارق اصلی نام آذربایجان
محمدامین رسولزاده بنیانگذار کشور جعلی جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی، در کتاب خود با عنوان [آذربایجان جمهوریتی، کیفیت تشکیلی و شیمدیکی وضعیتی]، در مورد آذربایجان تاریخی نوشته :
🖋 "پیش از جنگ جهانی اول و بر اساس جغرافیایی رسمی آذربایجان در شمال [غرب] ایران قرار داشته و به تبریز و حوالی آن گفته می شد. بعد از جنگ جهانی اول و انقلاب بزرگ روسیه، آذربایجانی که بر سر زبان ها افتاد در شمال آذربایجانی[تاریخی] که گفته شد و در جنوب شرقی منطقه قفقاز واقع شده است و مرکز آن باکو است."
🔸 لازم به توضیح است نام آذربایجان همواره در طول تاریخ برای سرزمینهای جنوبی رود ارس یعنی استانهای شمالغربی ایران بکار رفته است. نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی توسط حزب مساوات به رهبری محمد امین رسولزاده و با حمایت دولت عثمانی دزدیده و برای سرزمین های شمال رود ارس بکار گرفته شد.
#ایران #تاریخ #ایراک #آذربایجان
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
.
.
📜🕯🖋 اعتراف تاریخی سارق اصلی نام آذربایجان
محمدامین رسولزاده بنیانگذار کشور جعلی جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی، در کتاب خود با عنوان [آذربایجان جمهوریتی، کیفیت تشکیلی و شیمدیکی وضعیتی]، در مورد آذربایجان تاریخی نوشته :
🖋 "پیش از جنگ جهانی اول و بر اساس جغرافیایی رسمی آذربایجان در شمال [غرب] ایران قرار داشته و به تبریز و حوالی آن گفته می شد. بعد از جنگ جهانی اول و انقلاب بزرگ روسیه، آذربایجانی که بر سر زبان ها افتاد در شمال آذربایجانی[تاریخی] که گفته شد و در جنوب شرقی منطقه قفقاز واقع شده است و مرکز آن باکو است."
🔸 لازم به توضیح است نام آذربایجان همواره در طول تاریخ برای سرزمینهای جنوبی رود ارس یعنی استانهای شمالغربی ایران بکار رفته است. نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی توسط حزب مساوات به رهبری محمد امین رسولزاده و با حمایت دولت عثمانی دزدیده و برای سرزمین های شمال رود ارس بکار گرفته شد.
#ایران #تاریخ #ایراک #آذربایجان
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
وقتی کتاب نمیخواهیم:
۱. با واژه نقد بیگانهایم.
۲. دامنهی لذت ما محدود است.
۳.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۴. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۵. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۶. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۷. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۸. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۹. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۱۰. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۳. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۴. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۱۵. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر نداریم.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
۱. با واژه نقد بیگانهایم.
۲. دامنهی لذت ما محدود است.
۳.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۴. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۵. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۶. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۷. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۸. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۹. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۱۰. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۳. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۴. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۱۵. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر نداریم.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
تمدن ایرانی
ما سـرزمین خـود را مانند جان میدانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران
#ادمین
@Abbasibani
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
ایرانِ بزرگ
ابوالفضلعباسیبانی-۱۶شهریور ۱۴۰۰
ایرانزمین یا ایرانشهر محدوده جغرافیایے و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگههاے مجاور آن شامل ایران کنونی، بخش بزرگے از #قفقاز #افغانستان و #آسیاےمرکزی است که در زبانهاے فرنگے از آن با عنوان پرشیاے بزرگ یا پارس بزرگ یاد میشود و کاربرد تاریخے ایران صرفاً محدود به بخش غربے آن که هماکنون به این نام خوانده میشود، نبوده و تمام مرزهاے سیاسے کشورے که زیر تسلط ایرانیان بود، همچون #میانرودان(سورستان که همان عراق امروزے است) و بیشتر #ارمنستان و #جنوبقفقاز را هم در بر میگیرد و مفهوم #ایرانبزرگ از جهات گوناگون ریشه در تاریخ چند هزار ساله آن دارد و به دوران نخستین امپراتورے ایرانے که توسط پارس ها بنیان گذاشته شد باز میگردد.
در دوران نوین اما، ایران بسیارے از سرزمینهاے خود را از دست داده که از جمله، واگذارے بخشهاے غربے #ترکیه و #عراق امروزے به امپراتوری عثمانی( ۹۱۲ خ)، واگذارے بخشهاے شرقے #افغانستان امروزے طی معاهده پاریس ( ۱۲۳۶ و ۱۲۸۴ خ) ، واگذارے سرزمین هاے #قفقاز به روسیه (عهدنامه گلستان۱۱۹۲خ) که طے آن بخشهایے از شمال ایران شامل قفقاز، ارمنستان، ایالتهاے شرقی #گرجستان یعنی #کاختی و #کارتلے و بخشهاے غربے گرجستان یعنی #آبخاز #سامگرلو(مرگالیا) #گوریا و #ایمرتی(آچوق باشی) و تمام شهرها و روستاهاے مناطق غربی #گرجستان در ساحل دریاے سیاه و محال #گروزیه (کورنه) شامل #چچن و #اینگوش امروزے به وسعت تقریبے ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع خاکے و ۱۲۰هزار کیلومتر مربع آبی با بیش از۱۳۶۰ کیلومتر خط ساحلے دریاے کاسپین به روسیه واگذار گردید که بعدها در اثر تجزیه اے دیگر، کشورها و ملتهاے جدیدے تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند و اگرچه از طریق زبان و فرهنگ با ایران پیوستگے دارند اما از سرزمین مادرے خویش که به آن عشق مے ورزند جدا افتاده اند.
در عهدنامه اے دیگر موسوم به «ترکمنچای» در نخستین روز اسپند ۱۲۰۶ و پس از نبرد روسیه و ایران در مجموع حدود۳۰ هزار کیلومتر مربع دیگر شامل حدود۲۰ هزار کیلومتر مربع از #ارمنستان امروزی، حدود ۵ هزار کیلومتر مربع از #ترکیه امروزے شامل کوه #آرارات و شهر #ایغدیر که در آن زمان، بخشے از #خاناتایروان بود و نیز ۵ هزار کیلومتر مربع ازجمهورے #آذربایجان امروزے (شامل #تالششمالے یعنی شهرستان #لریک و #نخجوان) از ایران جدا و مرزهاے جدیدے در طول رودخانه ارس شکل گرفت و #داغ دیگرے بر دل ایران و ایرانے نهاد که هیچ گاه سرد نشده و نخواهد شد.
آخرین بخش جدا شده از پیکرهے ایران بزرگ #بحرین با ۷۰۶ کیلومتر مربع مساحت است که در سال ۱۸۲۰ میلادے یعنے ۲۰۱ سال پیش با هدایت انگلیسے ها از ایران جدا شده بود و در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، انگلیس وعده داد که اگر ایران به عضویت پیمان بغداد درآید بحرین را برخواهد گرداند که در همان وعده باقے ماند که با این آخرین قطعه جدا شده از ایران بزرگ بیش از دوسوم خاک ایران بزرگ یعنی ۳٫۵ میلیون کیلومتر مربع از پاره تنمان خارج از مرزهای فعلی ایران و به یاد ایران نفس میکشد.
و بالاخره ۶ دیماه ۱۳۱۳ خ و در زمان پهلوے اول، نام ایران امروزے رسماً در مجامع بینالمللے بعنوان بخش بجا مانده ازسرزمین ایران بزرگ تثبیت و تا امروز خوشبختانه خدشهے دوبارهاے بر پیکرهے این سرزمین اهورائے وارد نیامده و با انسجام و همدلے از این پس هم نخواهد آمد.
این روزها برخے از همسایگان سخن از برگشت به مرزهاے تاریخے میکنند که ما استقبال میکنیم!
https://t.me/abolfazlabbasibani
ابوالفضلعباسیبانی-۱۶شهریور ۱۴۰۰
ایرانزمین یا ایرانشهر محدوده جغرافیایے و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگههاے مجاور آن شامل ایران کنونی، بخش بزرگے از #قفقاز #افغانستان و #آسیاےمرکزی است که در زبانهاے فرنگے از آن با عنوان پرشیاے بزرگ یا پارس بزرگ یاد میشود و کاربرد تاریخے ایران صرفاً محدود به بخش غربے آن که هماکنون به این نام خوانده میشود، نبوده و تمام مرزهاے سیاسے کشورے که زیر تسلط ایرانیان بود، همچون #میانرودان(سورستان که همان عراق امروزے است) و بیشتر #ارمنستان و #جنوبقفقاز را هم در بر میگیرد و مفهوم #ایرانبزرگ از جهات گوناگون ریشه در تاریخ چند هزار ساله آن دارد و به دوران نخستین امپراتورے ایرانے که توسط پارس ها بنیان گذاشته شد باز میگردد.
در دوران نوین اما، ایران بسیارے از سرزمینهاے خود را از دست داده که از جمله، واگذارے بخشهاے غربے #ترکیه و #عراق امروزے به امپراتوری عثمانی( ۹۱۲ خ)، واگذارے بخشهاے شرقے #افغانستان امروزے طی معاهده پاریس ( ۱۲۳۶ و ۱۲۸۴ خ) ، واگذارے سرزمین هاے #قفقاز به روسیه (عهدنامه گلستان۱۱۹۲خ) که طے آن بخشهایے از شمال ایران شامل قفقاز، ارمنستان، ایالتهاے شرقی #گرجستان یعنی #کاختی و #کارتلے و بخشهاے غربے گرجستان یعنی #آبخاز #سامگرلو(مرگالیا) #گوریا و #ایمرتی(آچوق باشی) و تمام شهرها و روستاهاے مناطق غربی #گرجستان در ساحل دریاے سیاه و محال #گروزیه (کورنه) شامل #چچن و #اینگوش امروزے به وسعت تقریبے ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع خاکے و ۱۲۰هزار کیلومتر مربع آبی با بیش از۱۳۶۰ کیلومتر خط ساحلے دریاے کاسپین به روسیه واگذار گردید که بعدها در اثر تجزیه اے دیگر، کشورها و ملتهاے جدیدے تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند و اگرچه از طریق زبان و فرهنگ با ایران پیوستگے دارند اما از سرزمین مادرے خویش که به آن عشق مے ورزند جدا افتاده اند.
در عهدنامه اے دیگر موسوم به «ترکمنچای» در نخستین روز اسپند ۱۲۰۶ و پس از نبرد روسیه و ایران در مجموع حدود۳۰ هزار کیلومتر مربع دیگر شامل حدود۲۰ هزار کیلومتر مربع از #ارمنستان امروزی، حدود ۵ هزار کیلومتر مربع از #ترکیه امروزے شامل کوه #آرارات و شهر #ایغدیر که در آن زمان، بخشے از #خاناتایروان بود و نیز ۵ هزار کیلومتر مربع ازجمهورے #آذربایجان امروزے (شامل #تالششمالے یعنی شهرستان #لریک و #نخجوان) از ایران جدا و مرزهاے جدیدے در طول رودخانه ارس شکل گرفت و #داغ دیگرے بر دل ایران و ایرانے نهاد که هیچ گاه سرد نشده و نخواهد شد.
آخرین بخش جدا شده از پیکرهے ایران بزرگ #بحرین با ۷۰۶ کیلومتر مربع مساحت است که در سال ۱۸۲۰ میلادے یعنے ۲۰۱ سال پیش با هدایت انگلیسے ها از ایران جدا شده بود و در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، انگلیس وعده داد که اگر ایران به عضویت پیمان بغداد درآید بحرین را برخواهد گرداند که در همان وعده باقے ماند که با این آخرین قطعه جدا شده از ایران بزرگ بیش از دوسوم خاک ایران بزرگ یعنی ۳٫۵ میلیون کیلومتر مربع از پاره تنمان خارج از مرزهای فعلی ایران و به یاد ایران نفس میکشد.
و بالاخره ۶ دیماه ۱۳۱۳ خ و در زمان پهلوے اول، نام ایران امروزے رسماً در مجامع بینالمللے بعنوان بخش بجا مانده ازسرزمین ایران بزرگ تثبیت و تا امروز خوشبختانه خدشهے دوبارهاے بر پیکرهے این سرزمین اهورائے وارد نیامده و با انسجام و همدلے از این پس هم نخواهد آمد.
این روزها برخے از همسایگان سخن از برگشت به مرزهاے تاریخے میکنند که ما استقبال میکنیم!
https://t.me/abolfazlabbasibani
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
برای فراهان
ابوالفضل عباسے بانی- ۲۵ آبان ۱۴۰۱
بیستم مهرماه بر اثر حادثهای نه چندان سخت دچار صدمهای شدم سخت! بگونهای که عملا خانهنشین شدم و پای در گچ با انبوهی گرفتاریهای دیگر که بماند برای کتاب «از بان تا بُن»
در این مدت خانهنشینی اما همچنان از پای ننشستم و بخش عمدهای از کتاب «از بهزادان تا دهگان» را ویرایش و دستهبندی کردم و امید که بتوانم برای بهار پیش رو به دست چاپ برسانم تا منبعی باشد برای مردم فرهیخته سرزمین خورشید تا نام و نشان مفاخرشان را بهتر و بیشتر بشناسند و به آن افتخار کنند چونان که باستانی پاریزی در نوشتهای زیر عنوان«يك كفگير از مساحتِ ايران» میفرماید:
راستے اين دو سه تا دهكوره كه در قلبِ ايران قرار گرفته و مجموع مساحتش باتپهها و كوهها، از يك كف دست، یا يك بَدَست، يا بهتر بگويم يك كفگير از كل ِ مساحتِ ايران را شامل نمیشود و اسمش #فراهان و تفرش و آشتيان و گَرَكان است، از چه معجونے تركيب شده!؟
ميرزا عيسے فراهانے آنكه لشكر به قفقاز میكشد و مےخواهد لشكري را كه چند صباح قبل، لشكر ناپلئون را شكست داده و اتحادیهٔ نظامے اروپا را مختل كرده، شکست دهد، کیست؟
يا آن قائممقام فراهانے كه چند صباح بعد، در باغ نگارستان طناب انداخته شد، جرمش چه بود؟ يا آن ميرزا تقےخانِ امير كبير شهيِد باغ فين و بنيانگذار ِ دارالفنون ،يا ميرزا حسن آشتيانے كه تحريم تنباكو كرد و حتے دختران ناصرالدين شاه قليانهاي خود را شكستند و يا ميرزا يوسف آشتيانے مستوفیالممالك كه صدراعظم بے نظير و مرد اخلاق و صاحب نيكویے بود، يا آن مصدقِ آشتيانے كه يكباره صنعت ِ نفت ايران را با آن عظمت، ملے كرد و با انگلستان در افتاد، چه نيرویے داشت!؟
يا آن معلم بزرگ كه نصف تحصيل كردگان دارالفنون و استادان چهل سال قبل ِدانشگاه شاگردان او بودند - عبدالعظيم خان قريب- را میگویم، در كجا علم آموخته بود در گَرَكان يا سوئيس؟
يا ميرزا عباس اقبال آشتيانے تاريخدان بزرگ كه معلم من هم بود و بلاعقب مرد، يا آن اديبالممالك كه میگفت:
ماييم كه از پادشهان باج گرفتيم
همينطور است استاد ابوالقاسم سحاب تفرشے، نويسنده و جغرافیدان بزرگ و نقشهكار و نيز دكتر سيد محمود حسابے و بالاخره همين قوامالسلطنهٔ كه سربازانِ فاتح جنگ برلن را به حرف مفت به آن طرف ارس راند و آب از آب تكان نخورد!
باید رفت از پروین اعتصامے دختر اعتصامالملڪ پرسید که: این چه خاکیاست؛ که ایمانِ فلڪ داده به باد؟ یا این که اصلا باید راه افتاد و دویست سیصد کیلومتر راه را در دشتها و بیابانهاے مرکز ایران بوسید تا به فراهان رسید و آنجا رفت و یکشب توے یڪ «آغل»-آرے آغل- منزل کرد و بعبع گوسفندان را شنید و نے چوپان را گوش کرد و سپس خاڪ آنجا را بویید و بوسید و بر آن نماز خواند و فردا روز، یڪ آش ترخینهٔ خوشمزه تفرشی را- بهقول قائممقام- با نان فتیر آشتیانے با اشتها خورد و دوباره راه افتاد و ٱمد به تهران!
این را نوشتم که بگویم ایران است و یک #فراهان، دیاری بهوسعت تاریخ در دل سرزمین #ایراک این ایران کوچک که دیرینگی سکونت مردمان بیباکش به بیش از ۴۰هزار سال و وسعتش از کرمانشاهان تا همدان و اصفهان تا تهران و از این سوی تا آذرآبادگان به ۲۰۰ هزار کیلومتر بالغ میشود که با حمله خلفای خونریز اما نامش تا مدتها فراموش شد و با ظهور سلجوقیان عراق عجم نام عربی شدهاش دوباره زنده شد.
در همه این دوران اما نام فراهان عزیز رسالت فرهنگی٫تاریخی این سرزمین را به خوبی ایفا نمود و بار امانت به سرمنزل مقصود رساند و چه خوش امانتداری بودند مردمان این دیار فراهامونی که با مشورت ایمانیخان فراهانی و زکیخان کزازی در میانه این دو خطه زرخیز از سرزمین #ایراک و در جایی که اکنون اراکش مینامیم نخستین نوین شهر ایران را بنا نهادند تا به میراثدار آن #اراکبزرگ شهره شود بواسطه داشتن ۱۲ فرزند شایسته خویش که هریک آوازه خود را دارد اما #فراهان که امروز در قامت شهرستان فرِٓ مَهین خودنمایی میکند همچنان آوازهای جهانی دارد بواسطه داشتن مردان و زنانی فرهیخته و هنرمندی که مایه عزت و عظمت ایران و ایرانیاند و امروز هرچند دیر ولی به همت #انجمنتلاشگرانفراهانسرافراز، #انجمنهوایتازهفراهان #دانشگاهآزاد و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهان #نخستین پنجشنبه از سری پنجشنبههای فرهنگی فراهان در روز ۲۶ آبان ماه برگزار میگردد و اگرچه بواسطه مصدومیت، افتخار حضور در این آیین را ندارم ولی به دستاندرکاران این مراسم خداقوت گفته برایشان از صمیم قلب موفقیت آرزومندم.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
ابوالفضل عباسے بانی- ۲۵ آبان ۱۴۰۱
بیستم مهرماه بر اثر حادثهای نه چندان سخت دچار صدمهای شدم سخت! بگونهای که عملا خانهنشین شدم و پای در گچ با انبوهی گرفتاریهای دیگر که بماند برای کتاب «از بان تا بُن»
در این مدت خانهنشینی اما همچنان از پای ننشستم و بخش عمدهای از کتاب «از بهزادان تا دهگان» را ویرایش و دستهبندی کردم و امید که بتوانم برای بهار پیش رو به دست چاپ برسانم تا منبعی باشد برای مردم فرهیخته سرزمین خورشید تا نام و نشان مفاخرشان را بهتر و بیشتر بشناسند و به آن افتخار کنند چونان که باستانی پاریزی در نوشتهای زیر عنوان«يك كفگير از مساحتِ ايران» میفرماید:
راستے اين دو سه تا دهكوره كه در قلبِ ايران قرار گرفته و مجموع مساحتش باتپهها و كوهها، از يك كف دست، یا يك بَدَست، يا بهتر بگويم يك كفگير از كل ِ مساحتِ ايران را شامل نمیشود و اسمش #فراهان و تفرش و آشتيان و گَرَكان است، از چه معجونے تركيب شده!؟
ميرزا عيسے فراهانے آنكه لشكر به قفقاز میكشد و مےخواهد لشكري را كه چند صباح قبل، لشكر ناپلئون را شكست داده و اتحادیهٔ نظامے اروپا را مختل كرده، شکست دهد، کیست؟
يا آن قائممقام فراهانے كه چند صباح بعد، در باغ نگارستان طناب انداخته شد، جرمش چه بود؟ يا آن ميرزا تقےخانِ امير كبير شهيِد باغ فين و بنيانگذار ِ دارالفنون ،يا ميرزا حسن آشتيانے كه تحريم تنباكو كرد و حتے دختران ناصرالدين شاه قليانهاي خود را شكستند و يا ميرزا يوسف آشتيانے مستوفیالممالك كه صدراعظم بے نظير و مرد اخلاق و صاحب نيكویے بود، يا آن مصدقِ آشتيانے كه يكباره صنعت ِ نفت ايران را با آن عظمت، ملے كرد و با انگلستان در افتاد، چه نيرویے داشت!؟
يا آن معلم بزرگ كه نصف تحصيل كردگان دارالفنون و استادان چهل سال قبل ِدانشگاه شاگردان او بودند - عبدالعظيم خان قريب- را میگویم، در كجا علم آموخته بود در گَرَكان يا سوئيس؟
يا ميرزا عباس اقبال آشتيانے تاريخدان بزرگ كه معلم من هم بود و بلاعقب مرد، يا آن اديبالممالك كه میگفت:
ماييم كه از پادشهان باج گرفتيم
همينطور است استاد ابوالقاسم سحاب تفرشے، نويسنده و جغرافیدان بزرگ و نقشهكار و نيز دكتر سيد محمود حسابے و بالاخره همين قوامالسلطنهٔ كه سربازانِ فاتح جنگ برلن را به حرف مفت به آن طرف ارس راند و آب از آب تكان نخورد!
باید رفت از پروین اعتصامے دختر اعتصامالملڪ پرسید که: این چه خاکیاست؛ که ایمانِ فلڪ داده به باد؟ یا این که اصلا باید راه افتاد و دویست سیصد کیلومتر راه را در دشتها و بیابانهاے مرکز ایران بوسید تا به فراهان رسید و آنجا رفت و یکشب توے یڪ «آغل»-آرے آغل- منزل کرد و بعبع گوسفندان را شنید و نے چوپان را گوش کرد و سپس خاڪ آنجا را بویید و بوسید و بر آن نماز خواند و فردا روز، یڪ آش ترخینهٔ خوشمزه تفرشی را- بهقول قائممقام- با نان فتیر آشتیانے با اشتها خورد و دوباره راه افتاد و ٱمد به تهران!
این را نوشتم که بگویم ایران است و یک #فراهان، دیاری بهوسعت تاریخ در دل سرزمین #ایراک این ایران کوچک که دیرینگی سکونت مردمان بیباکش به بیش از ۴۰هزار سال و وسعتش از کرمانشاهان تا همدان و اصفهان تا تهران و از این سوی تا آذرآبادگان به ۲۰۰ هزار کیلومتر بالغ میشود که با حمله خلفای خونریز اما نامش تا مدتها فراموش شد و با ظهور سلجوقیان عراق عجم نام عربی شدهاش دوباره زنده شد.
در همه این دوران اما نام فراهان عزیز رسالت فرهنگی٫تاریخی این سرزمین را به خوبی ایفا نمود و بار امانت به سرمنزل مقصود رساند و چه خوش امانتداری بودند مردمان این دیار فراهامونی که با مشورت ایمانیخان فراهانی و زکیخان کزازی در میانه این دو خطه زرخیز از سرزمین #ایراک و در جایی که اکنون اراکش مینامیم نخستین نوین شهر ایران را بنا نهادند تا به میراثدار آن #اراکبزرگ شهره شود بواسطه داشتن ۱۲ فرزند شایسته خویش که هریک آوازه خود را دارد اما #فراهان که امروز در قامت شهرستان فرِٓ مَهین خودنمایی میکند همچنان آوازهای جهانی دارد بواسطه داشتن مردان و زنانی فرهیخته و هنرمندی که مایه عزت و عظمت ایران و ایرانیاند و امروز هرچند دیر ولی به همت #انجمنتلاشگرانفراهانسرافراز، #انجمنهوایتازهفراهان #دانشگاهآزاد و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهان #نخستین پنجشنبه از سری پنجشنبههای فرهنگی فراهان در روز ۲۶ آبان ماه برگزار میگردد و اگرچه بواسطه مصدومیت، افتخار حضور در این آیین را ندارم ولی به دستاندرکاران این مراسم خداقوت گفته برایشان از صمیم قلب موفقیت آرزومندم.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
🛑 نبرد قادسیه، مبدا سیه روزی ایرانیان
✒محمد امیری
🔹سال پانزدهم هجری (۶۳۶ میلادی)، سپاه ایران و اعراب در سرزمین قادسیه (نزدیک کربلای کنونی) به جان هم افتادند. اگرچه در قادسیه اعراب به پیروزی رسیدند، اما سالها طول کشید تا توانستند بر جای جای ایران مسلط شوند و این دلیلی جز مقاومت ایرانیان نداشت. در سال ۶۳۵ میلادی، یزدگرد سوم، واپسین پادشاه ایران، رستم فرخزاد را از خراسان به تیسفون فراخواند، چرا که وجود سردار بزرگی همچون رستم به پادشاه آرامش خاطر میداد. در نوامبر سال ۶۳۶ میلادی که اعراب مرزهای غربی ایران را به خاک و خون کشیده بودند، و مرتبا پیکهایی که حاوی درخواست کمک به پایتخت از آن مناطق به دست یزدگرد سوم میرسید؛ به همین خاطر او تصمیم گرفت که رستم فرخزاد را به جنگ با اعراب بفرستد... در سال ۶۳۶ میلادی، برابر با سال ۱۵ هجری، رستم فرخزاد توانست با یکسال زحمت و تلاش، از سراسر ایران زمین سپاهی گرد آورد و در قادسیه مستقر شود. سپاهی که رستم فرخزاد برای نبرد مستقر کرده بود، دارای فیلهای بزرگ با سلاح و ساز و برگ جنگی و هودجهای مخصوص تیراندازی و کجاوه و ارابه بود، و نسبت به سپاه عرب که به فرماندهی " سعد بن ابی وقاص" که پسردایی محمد بن عبدالله بود، برتری فوقالعاده داشت و این سپاه از مدینه بطرف قادسیه در حرکت بود و در بین راه هر آنچه دید خراب کرد و مردم را غارت و بین اعراب تقسیم کرد. سپاه ایران در جایی بنام عتیق، نزدیک قادسیه مستقر شد، ولی نزدیک چهار ماه از جنگ دوری جست و در این مدت چهار ماه مذاکرات برای صلح بین سعد و رستم فرخزاد بجایی نرسید...
◀ فردوسی میگوید، با هجوم اعراب به ایران زمین، نشان شب تیره آمد پدید... در آخرین داستان شاهنامه که سرگذشت یزدگرد آمده، او به صورت یک آدم خسته و دل مرده به تصویر در میآید. با ورود سردار عمر (سعد ابن ابی وقاص)، به صحنه، او (یزدگرد سوم)، مقابله با سردار عرب را به رستم فرخزاد میسپارد. آنگونه که فردوسی در شاهنامه آورده است، هنگامی که نماینده سعد ابن ابی وقاص (مغیره بن شعبه) به سراپرده پر زرق و برق رستم فرخزاد وارد میشود، بیاعتنا به آن جبروت سرهم بندی شده، فرشها را کنار زده، روی خاک مینشیند و...
چو شعبه به دهليز پرده سرای
بيامد، بران جامه ننهاد پای
همی رفت بر خاک بر، خوار خوار
ز شمشير کرده يکی دستوار
نشست از بر خاک و کس را نديد
سوی پهلوان سپه ننگريد
بدو گفت رستم که جان شاد دار
به دانش روان و تن آباد دار
به رستم چنين گفت کای نيک نام
اگر دين پذيری عليکالسلام
◀ پیش از آنکه کار آن دو به جنگ بکشد، رستم فرخزاد، ضمن گوشه زدن به مغیره بن شعبه، سفره دلش را باز میکند و پای بخت و سرنوشت، (ستارگان) را به میان میکشد؛ سپس میگوید اگر خود محمد مرا به دین نو فرا میخواند، تردید نمیکردم و آنرا پذیرا میشدم، ولی در راستگویی کسانی که اکنون ندا و پیام این دین را برای مان آورده، تردید دارم. مغیره به یزدگرد میگوید:
" سه راه در پیش تو است، یا اسلام بیاوری، یا جزیه بپردازی و صاغر باشی، یا آماده جنگ باش "
◀ یزدگرد معنی کلمه صاغر را پرسید و او اینگونه پاسخ داد:
" صاغر به اصطلاح ما، آن باشد که در آن ساعت که جزیه میدهی، بر پای خود ایستاده باشی و تازیانه بر سرت نگه دارند... "
◀ رستم فرخزاد به مغیره بن شعبه میگوید که بازگرد و به سعد بن ابی وقاص بگو که دلیرانه در جنگ مردن، برای ما ایرانیان، خوشتر آید تا اینکه دشمن را از خواری ایرانیان شادکام ببینیم:
بگویش که در جنگ مردن به نام
به از زنده، دشمن بدو شادکام
◀ بالاخره جنگ شروع شد و به روایتی چهار روز طول کشید (از ۱۶ تا ۱۹نوامبر). از بخت بد سپاه ایران، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ایران زخمی میشود و سپس خود را به آب میزند، که یک اعرابی بنام هلال او را میشناسد و به دنبال رستم به آب میزند. چون رستم زخمی شده بود، در آب یارای مقاومت در مقابل عرب وحشی را نداشته و هلال او را نیمهجان به خشکی میکشد و سر او را از بدن جدا میکند و فریاد میزند که بخدا قسم رستم را کشتهام. سپاه ایران در هم میریزد، عدهای فرار میکنند و عدهای با کمال شجاعت تا پای جان میجنگند. میگویند از ایرانیان ده هزار تن و از اعراب شش هزار تن کشته میشوند. درفش کاویانی بدست عربی بنام ضراربن خطاب میافتد که او را به مبلغ سی هزار درهم بفروش میرساند. اعراب خود را برای چپاول و غارت آماده میکنند. در این راه هیچ رحمی به کسی نکردند، تمام لباس و زیورآلات و سلاح کشته شدگان را به غارت بردند؛ و آنهایی که زنده ماندند را به اسارت بردند...
✔سالروز نبرد قادسیه (۱۶ نوامبر ۶۳۶م)
♦️منابع:
۱. پس از ۱۴۰۰ سال، نوشته شجاع الدین شفا
۲. شاهنامه فردوسی
۳. تازیان و ریشه های کشتار و ویرانگری، نوشته دکتر رهنوردی
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
✒محمد امیری
🔹سال پانزدهم هجری (۶۳۶ میلادی)، سپاه ایران و اعراب در سرزمین قادسیه (نزدیک کربلای کنونی) به جان هم افتادند. اگرچه در قادسیه اعراب به پیروزی رسیدند، اما سالها طول کشید تا توانستند بر جای جای ایران مسلط شوند و این دلیلی جز مقاومت ایرانیان نداشت. در سال ۶۳۵ میلادی، یزدگرد سوم، واپسین پادشاه ایران، رستم فرخزاد را از خراسان به تیسفون فراخواند، چرا که وجود سردار بزرگی همچون رستم به پادشاه آرامش خاطر میداد. در نوامبر سال ۶۳۶ میلادی که اعراب مرزهای غربی ایران را به خاک و خون کشیده بودند، و مرتبا پیکهایی که حاوی درخواست کمک به پایتخت از آن مناطق به دست یزدگرد سوم میرسید؛ به همین خاطر او تصمیم گرفت که رستم فرخزاد را به جنگ با اعراب بفرستد... در سال ۶۳۶ میلادی، برابر با سال ۱۵ هجری، رستم فرخزاد توانست با یکسال زحمت و تلاش، از سراسر ایران زمین سپاهی گرد آورد و در قادسیه مستقر شود. سپاهی که رستم فرخزاد برای نبرد مستقر کرده بود، دارای فیلهای بزرگ با سلاح و ساز و برگ جنگی و هودجهای مخصوص تیراندازی و کجاوه و ارابه بود، و نسبت به سپاه عرب که به فرماندهی " سعد بن ابی وقاص" که پسردایی محمد بن عبدالله بود، برتری فوقالعاده داشت و این سپاه از مدینه بطرف قادسیه در حرکت بود و در بین راه هر آنچه دید خراب کرد و مردم را غارت و بین اعراب تقسیم کرد. سپاه ایران در جایی بنام عتیق، نزدیک قادسیه مستقر شد، ولی نزدیک چهار ماه از جنگ دوری جست و در این مدت چهار ماه مذاکرات برای صلح بین سعد و رستم فرخزاد بجایی نرسید...
◀ فردوسی میگوید، با هجوم اعراب به ایران زمین، نشان شب تیره آمد پدید... در آخرین داستان شاهنامه که سرگذشت یزدگرد آمده، او به صورت یک آدم خسته و دل مرده به تصویر در میآید. با ورود سردار عمر (سعد ابن ابی وقاص)، به صحنه، او (یزدگرد سوم)، مقابله با سردار عرب را به رستم فرخزاد میسپارد. آنگونه که فردوسی در شاهنامه آورده است، هنگامی که نماینده سعد ابن ابی وقاص (مغیره بن شعبه) به سراپرده پر زرق و برق رستم فرخزاد وارد میشود، بیاعتنا به آن جبروت سرهم بندی شده، فرشها را کنار زده، روی خاک مینشیند و...
چو شعبه به دهليز پرده سرای
بيامد، بران جامه ننهاد پای
همی رفت بر خاک بر، خوار خوار
ز شمشير کرده يکی دستوار
نشست از بر خاک و کس را نديد
سوی پهلوان سپه ننگريد
بدو گفت رستم که جان شاد دار
به دانش روان و تن آباد دار
به رستم چنين گفت کای نيک نام
اگر دين پذيری عليکالسلام
◀ پیش از آنکه کار آن دو به جنگ بکشد، رستم فرخزاد، ضمن گوشه زدن به مغیره بن شعبه، سفره دلش را باز میکند و پای بخت و سرنوشت، (ستارگان) را به میان میکشد؛ سپس میگوید اگر خود محمد مرا به دین نو فرا میخواند، تردید نمیکردم و آنرا پذیرا میشدم، ولی در راستگویی کسانی که اکنون ندا و پیام این دین را برای مان آورده، تردید دارم. مغیره به یزدگرد میگوید:
" سه راه در پیش تو است، یا اسلام بیاوری، یا جزیه بپردازی و صاغر باشی، یا آماده جنگ باش "
◀ یزدگرد معنی کلمه صاغر را پرسید و او اینگونه پاسخ داد:
" صاغر به اصطلاح ما، آن باشد که در آن ساعت که جزیه میدهی، بر پای خود ایستاده باشی و تازیانه بر سرت نگه دارند... "
◀ رستم فرخزاد به مغیره بن شعبه میگوید که بازگرد و به سعد بن ابی وقاص بگو که دلیرانه در جنگ مردن، برای ما ایرانیان، خوشتر آید تا اینکه دشمن را از خواری ایرانیان شادکام ببینیم:
بگویش که در جنگ مردن به نام
به از زنده، دشمن بدو شادکام
◀ بالاخره جنگ شروع شد و به روایتی چهار روز طول کشید (از ۱۶ تا ۱۹نوامبر). از بخت بد سپاه ایران، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ایران زخمی میشود و سپس خود را به آب میزند، که یک اعرابی بنام هلال او را میشناسد و به دنبال رستم به آب میزند. چون رستم زخمی شده بود، در آب یارای مقاومت در مقابل عرب وحشی را نداشته و هلال او را نیمهجان به خشکی میکشد و سر او را از بدن جدا میکند و فریاد میزند که بخدا قسم رستم را کشتهام. سپاه ایران در هم میریزد، عدهای فرار میکنند و عدهای با کمال شجاعت تا پای جان میجنگند. میگویند از ایرانیان ده هزار تن و از اعراب شش هزار تن کشته میشوند. درفش کاویانی بدست عربی بنام ضراربن خطاب میافتد که او را به مبلغ سی هزار درهم بفروش میرساند. اعراب خود را برای چپاول و غارت آماده میکنند. در این راه هیچ رحمی به کسی نکردند، تمام لباس و زیورآلات و سلاح کشته شدگان را به غارت بردند؛ و آنهایی که زنده ماندند را به اسارت بردند...
✔سالروز نبرد قادسیه (۱۶ نوامبر ۶۳۶م)
♦️منابع:
۱. پس از ۱۴۰۰ سال، نوشته شجاع الدین شفا
۲. شاهنامه فردوسی
۳. تازیان و ریشه های کشتار و ویرانگری، نوشته دکتر رهنوردی
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
Telegram
attach 📎
Forwarded from اراکشناسی (ابوالفضل عباسی بانی)
#دردمامیهناستوآگاهی
کتاب استانشناسی #از_ایراک_تا_اراک نوشته #ابوالفضل_عباسیبانی و #سمیه_عبدلی با مقدمه #دکترنعمتاللهفاضلی و یادداشت #دکتر_رسول_جعفریان توسط سازمان انتشارات #جهاد_دانشگاهی_اراک منتشر شد.
این کتاب همه اطلاعات مورد نیاز مربوط به جغرافیا، تاریخ، فرهنگ، سیاست، صنعتواقتصاد، بهداشتودرمان و جاذبههایگردشگری استان مرکزی را در اختیار علاقمندان قرار میدهد.
این کتاب از طریق #کتابفروشی_طلوع واقع در خ شهیدبهشتی پاساژ ساسان، #باغ_کتاب خ خرم و یا تماس با نویسنده ( ۰۹۱۸۳۶۲۹۴۶۴) قابل تهیه است.
شماره کارت رسالت بنام ابوالفضل عباسی بانی:
*5041721060355352*
سربلندایرانوایرانے
@arakology
www.arakology.com
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://www.instagram.com/p/B41oFh_AILv/?igshid=58exuc42nnzi
کتاب استانشناسی #از_ایراک_تا_اراک نوشته #ابوالفضل_عباسیبانی و #سمیه_عبدلی با مقدمه #دکترنعمتاللهفاضلی و یادداشت #دکتر_رسول_جعفریان توسط سازمان انتشارات #جهاد_دانشگاهی_اراک منتشر شد.
این کتاب همه اطلاعات مورد نیاز مربوط به جغرافیا، تاریخ، فرهنگ، سیاست، صنعتواقتصاد، بهداشتودرمان و جاذبههایگردشگری استان مرکزی را در اختیار علاقمندان قرار میدهد.
این کتاب از طریق #کتابفروشی_طلوع واقع در خ شهیدبهشتی پاساژ ساسان، #باغ_کتاب خ خرم و یا تماس با نویسنده ( ۰۹۱۸۳۶۲۹۴۶۴) قابل تهیه است.
شماره کارت رسالت بنام ابوالفضل عباسی بانی:
*5041721060355352*
سربلندایرانوایرانے
@arakology
www.arakology.com
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://www.instagram.com/p/B41oFh_AILv/?igshid=58exuc42nnzi
Forwarded from اِراک مهد مفاخر ایران
اصل سوم قانون اساسی
ابوالفضل عباسی بانی- ۲۶ آبان ۱۴۰۱
بعنوان یک کارشناس سیستم و کسی که در حوزه آسیبشناسی و عارضهیابی سازمانی دارای تجربه نزدیک به سه دههای هستم عرض میکنم در هیچیک از بندهای ۱۶گانه اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی نه تنها موفق عمل نشده که در بسیاری از موارد برعکس بوده و اگر بخواهم بعنوان یک ارزیاب به اجرای این اصل قانون اساسی امتیاز بدم قطعا نمره منفی خواهم داد!
اصل سوم:
دولت جمهور اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
۲. بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
۳. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
۴. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
۵. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
۶. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
۷. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
۸. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
۹. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی.
۱۰. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
۱۱. تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
۱۲. پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
۱۳. تأمین خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
۱۴. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
۱۵. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
۱۶. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
ابوالفضل عباسی بانی- ۲۶ آبان ۱۴۰۱
بعنوان یک کارشناس سیستم و کسی که در حوزه آسیبشناسی و عارضهیابی سازمانی دارای تجربه نزدیک به سه دههای هستم عرض میکنم در هیچیک از بندهای ۱۶گانه اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی نه تنها موفق عمل نشده که در بسیاری از موارد برعکس بوده و اگر بخواهم بعنوان یک ارزیاب به اجرای این اصل قانون اساسی امتیاز بدم قطعا نمره منفی خواهم داد!
اصل سوم:
دولت جمهور اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
۲. بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
۳. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
۴. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
۵. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
۶. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
۷. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
۸. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
۹. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی.
۱۰. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
۱۱. تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
۱۲. پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
۱۳. تأمین خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
۱۴. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
۱۵. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
۱۶. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان.
#آگاهی، سرآغاز #خردمندی است.
https://t.me/abolfazlabbasibani
۲۰۰ سال پیش دو تا کشور پهناور و بزرگ به اسمِ ایران و عثمانی این منطقه رو تشکیل میدادن.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
مناطق «یک، دو، شش و ده» توسط روسها
و مناطق «سه، چهار و پنج» توسط انگلیسیها از ایران جدا شد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon
و مناطق «سه، چهار و پنج» توسط انگلیسیها از ایران جدا شد.
🔹سربلندایرانوایرانی
🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.
https://t.me/irantamaddon