تمدن ایرانی
193 subscribers
1.87K photos
316 videos
351 files
2.61K links
ما سـرزمین خـود را مانند جان می‌دانیم
ما باید #دانا باشیم هشیار و بینا باشیم
از بهـر حفـظ ایـران بـاید #تـوانا باشـیم
آبـاد باش ای ایـران آزاد باش ای ایــران

#ادمین
@Abbasibani
Download Telegram
VID-20220919-WA0119.mp4
13.6 MB
‏کتاب ثوابش از کباب بیشتره!

#کتاب
#دانایی
#آگاهی
#خردمندی


🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
این مطلب در کانال حجت السلام حاج آقا ناصر #نقويان که در كپنهاك پايتخت دانمارك بستری است؛ منتشر شده
مهراب عزیز. هنوز در بیمارستانم.
هر روز در عجبم که این چه سری است که نامسلمانان بی نماز چقدر انسانند و بیشتر در عجبم که چقدر مسلمانان سینه زن و روزه دار در تعریف بی خدایان میگنجند! امروز روز چهارم است بستریم. از بدو ورود چهره های خندان دیدم که گویا خدمت به همنوع را وظیفه غایی خود میدانند. این بیمارستان دولتی است با حقوق و دستمزد دولتی. امروز هوا گرمتر از روزهای دیگر بود. سه پرستار حوری صفت در سه ساعت متفاوت و بدون هماهنگی با دو حوله و یک دست لباس چون برف به اتاقم آمدند و گفتند یک دوش شاید تر و تازه ات کند! و اما دکتر. دیروز باید سی تی اسکن مغزی میشدم. دکتر خودش آمد و همراه با یک نفر از پورترهای بیمارستان تا اتاق اسکن آمد. بعد موقعی که داروی کنتراست وارد رگها میشد دست من را فشرد و آنجا ماند تا اسکن تمام شد و گفت که بعدا همراه با جواب اسکن بدیدارم خواهد آمد. تا آخر وقت صبر کردم اما نیامد. حدود ساعت ۱۱ و نیم شب که فشار خون میگرفتند بیدار شدم و دیدم دکتر در حال معاینه است و کلی هم معذرت خواست که بعلت یک بیمار اورژانسی نتوانسته زودتر بقولش وفا کرده و برای صحبت در مورد جواب اسکن بدیدارم بیاید. این دکتر فوق تخصص بزرگوار، شش ماهه باردار است و علیرغم مرخصی با حقوق و مزایا که برای زائمان دارد، به مرخصی نرفته است. گفت جواب اسکن هیچ معضلی در مغز نشان نداده. من هم با خوشحالی پرسیدم که آیا میتوانم فردا مرخص شوم؟ اجازه نداد و گفت تا سلامت کامل باید بمانم. اینجا تلوزیون بزرگ نصب است و من از دیدن مسابقات فوتبال جام اروپا محروم نیستم. از پنجره اتاق که در طبقه پنجم است بیرون را نگاه میکنم، تا چشم کار میکند سبزی و طراوت و آرامش میبینم. بیمارستان از تمیزی برق میزند و حتی میشود پا برهنه از سرویس دستشویی استفاده کرد. امید، شادی، زندگی، عشق به همنوع از در و دیوار بیمارستان میبارد. دیشب نخ آلارم بالای سرم را کشیدم که بلافاصله پرستار جوانی که اصلیتا نروژیست، بالای سرم پدیدار شد. معذرت خواستم که نمیتوانم مسواکم را پیدا کنم و خواهش کردم کمکم کند (برای من کمی سخت بود که با وجود الکترودهایی که به سینه و شکمم وصل بود خم و راست شوم) لبخندی زد و رفت. فکر کردم که از خواهشم رنجیده، اما باز خوشحال شدم از اینکه حداقل به من خارجی چیزی نگفت و رفت. اما چند دقیقه بعد با یک مسواک نو و یک خمیردندان برگشت و با لبخند آنها را روی میز من گذاشت. باز هم از فکر ناصوابم شرمنده شدم. گفت که حالا من از تو یک خواهش دارم. گفتم که: از تو به یک اشاره، از ما بسر دویدن، در خدمتم. خواهشش این بود که لطفا برای کاری که وظیفه اوست، از او معذرت خواهی نکنم!!

من شرمنده از مسلمانی، شدم آنجا به گوشه ای پنهان!

عجب! نه ادعایی، نه منتی، نه پزی!

چهار روز است که دنبال پیدا کردن نقصی در بیمارستانم. به جان عزیزت قاصرم. بجای اينکه از اینهمه زیبایی و وظیفه شناسی لذت ببرم، چهار روز است که حرص میخورم. چرا ما که میراث داران خرد و تاریخی کهن به درازی تاریخ یونان و روم هستیم و همچنین مدعی مرحمت ائمه اطهار و مفتخر به زیبندگی به گوهر شریف اسلام، اما در مسلمانی به گرد این قوم غیر مسلمان نمیرسیم!!

بگویم که بی اختیار به یاد مرگ پدر عزیزم افتادم که روزهای آخر زندگیش را در بیمارستان رجایی کرج گذراند. پدر نازنینم در میان نکبت و کثافت بستری بود و بدلیل وضعیت وخیمش اجازه جابجاییش را نمیدادند. چهار ساعت در محوطه حیاط بیمارستان رجایی ایستادم. وقتی دکتر بیرون آمد، سلام دادم که اصلا جواب نداد. از حال پدرم پرسیدم، از کنارم بدون جواب گذشت و به سمت ساختمان اصلی بیمارستان تند قدم زد. مجبور شدم در حال سوال از او کنارش مثل یک پادو بدوم. گفت غروب بیا مطب در چهارراه طالقانی. گفتم چشم. غروب رفتم مطب دکتر و به منشی گفتم. گفت باید ویزیت بدهید که البته دادم و بعد هم زیر میزی به خود دکتر دادم، یعنی خودش خواست و آخر هم به علت سهل انگاری کادر پزشکی، پدر نازنینم فوت شد و پزشکی قانونی هم آن را علیرغم شکایت من و اسناد انکار ناپذیر، نادیده گرفت.

مهراب عزیزم، در دوگانگی عجیبی مانده ام. آیا خدا اینجا نیست؟ آیا به واقع این قوم، برگزیدگان خدا نیستند؟ آیا ما واقعا اهل بهشتیم یا فقط اینچنین تصور میکنیم؟ آیا بعد از مرگ، ما را بلافاصله راهی دورخ نخواهند کرد و این قوم را راهی بهشت؟ اینجا هیچ زنی حجاب ندارد اما هیچ مردی هم به خود اجازه نمی دهد که نگاه چپ به یک زن بکند. مگر اینکه خود زن نیز بخواهد که رابطه ای ایجاد شود و بگویم که آنچه که من دیده ام، اینجا روابط جز بر پایه عشق نیست. آنچه که ما همیشه جسته ایم و نیافته ایم!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
⭕️ ستاد امر به معروف: دستگیری، پرونده سازی و دادگاهی شدن از موضوع مقابله با بدحجابی حذف شود/ نه باید حل این مساله را با محاکم قضایی گره زد و نه اینکه دولت متولی این مساله باشد

📌ستاد امر به معروف و نهی از منکر:
🔸ستاد امر به معروف و نهی از منکر همانگونه که بار‌ها اعلام کرده است با تکلیفی که منجر به مقابله مستقیم پلیس با بدحجابان شود مخالف است و معتقد است با راهکار مناسب و بدون تنش‌های اجتماعی این مساله را می‌توان تدبیر نمود بنا به طرح جامع ستاد امر به معروف و نهی از منکر پلیس به گشت ارشاد مسولین و اقویا و در حمایتی از معتمدین مردمی تبدیل وضعیت دهد.
🔹ستاد امر به معروف و نهی از منکر درعین اعتقاد به لزوم حل معضل موجود در حوزه عفاف و حجاب معتقد است در مواجهه با این مساله نه پلیس باید به صورت مستقیم وارد صحنه شود و نه باید حل این مساله را با محاکم قضایی گره زد و نه اینکه متولی و مسوول این مساله دولت باشد.
🔸ستاد امر به معروف و نهی از منکر همچنان تاکید دارد برای رفع معضل بدحجابی باید مساله جرم بودن بدحجابی که نیاز به دستگیری و پرونده سازی و دادگاهی شدن دارد، برداشته شود و بر اساس طرح جامع عفاف و حجاب با نگاه تخلف با بدحجابی برخورد گردد.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
تخیل همدلانه

نعمت الله فاضلی-۲۹ شهریور ۱۴۰۱

در دهه‌های گذشته نیروهای ارزشی و گفتمان آنها اغلب با تکیه بر پشتوانه قدرت رسمی، هر طور که می خواستند عقایدشان را بیان می کردند. هر کس و هر ایده‌ای که همسو با ایشان و گفتمان‌شان نبود با برچسب سکولار و لاییک و غربزده و وابسته به بیگانه یا فریب خورده رسانه ها و حتی "روشنفکر" سرکوب می‌کردند. کسی هم با آنها گفتگوی جدی نمی کرد؛ زیرا احتمال می‌رفت این گفتگو برای‌شان هزینه‌بر باشد و مشمول برچسب های سیاسی شوند. "فضای ترس" مانع از این می‌شد که نیروهای ارزشی کسی را رقیب خود ببینید و اغلب خود را در "جایگاه حق‌بجانب" احساس می‌کردند. اما مدتی است که این ترس کاهش یافته و صداهای دیگر و متفاوت هم شنیده می‌شود و برچسب ها هم قابلیت سرکوبگری شان کاسته شده. در نتیجه نیروهای ارزشی کم کم جایگاه حق به‌جانب بودن‌شان سست شده است. این نیروها هنوز گفتگو در فضای جدید را باور ندارند. همچنان برچسب‌های‌شان را تکرار می کنند. وقتی هم می‌بینند توجهی به آنها نمی‌شود گاه عصبی می‌شوند و گاه حیرت‌زده! دنیای رسانه‌ای و شبکه‌ای شده مقداری "آزادی" و مقداری "شهامت " خلق کرده است. ارزشی‌ها ناگزیرند این فضای جدید را تجربه، تحمل و درک کنند. آنها نیاز دارند شیوه تازه‌ای مبتنی بر برابری، احترام متقابل، استدلال و بحث منطقی به‌کار ببرند. در غیر این‌صورت، استفاده از برچسب‌های کهنه، موجب طرد خود آنها می‌شود تا ترس طرف‌های مقابل.
ما همه هم‌وطن هستیم. ناگزیریم تفاوت‌های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم. هم دیدگاه ارزشی‌ها و هم دیدگاه‌های دیگر محترم‌اند. ناگزیریم بیاموزیم بدون تکیه بر قدرت گفتگو کنیم. راه اخلاقی و سازنده دیگری وجود ندارد. در فضای جدید که رعب رو به کاهش است نیازمند توجه جدی به قواعد دموکراتیک هستیم. همه به تعبیر خانم مارتا نوسبام نیازمند "تخیل همدلانه" ایم؛ تخیل این که خود را جای دیگری قرار دهیم. منطق او را بفهمیم و همدلانه با او گفتگو کنیم. این‌طور بهتر یکدیگر را می شنویم و بهتر شنیده می‌شویم. نوسبام در کتاب "سلطنت ترس" می گوید با سیاست ترس جامعه روی آرامش نخواهد دید و در نهایت فقط دموکراسی و ارزش‌های دموکراتیک است که ما را کنار هم و همدل و هم‌زبان می‌کند. می توان به جای برچسب زدن، استدلال کرد، البته اگر یکدیگر را به رسمیت بشناسیم. اگر بپذیریم همه ایرانی‌ایم، همه انسانیم، و همه از حقوق برخورداریم، آن گاه می‌توانیم از برچسب زدن پرهیز کنیم. برچسب‌ها ما را بهم نمی‌چسباند بلکه جدا می‌کند و عصبی. مطمئن باشیم با تکرار بیشتر برچسب‌ها، منطقی‌تر و قوی‌تر نمی‌شویم. برچسب‌های غرب‌زده، سکولار، لاییک، وابسته، فریب‌خورده، ساده‌لوح و امثال اینها در دوره "سلطنت ترس" شکل گرفتند و کارکرد داشتند. اما در جهان شبکه‌ای شده، "سلطنت" به هر شکل آن دشوار است اگر ناممکن نباشد. ناگزیریم به گفتگو، استدلال، زبان و ارزش های دموکراتیک بیندیشیم و تکیه کنیم.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
من اشتباه کردم!

رحیم قمیشی-۳۰ شهریور ۱۴۰۱

خاطره‌ای سال‌ها پیش نوشته بودم، انگار برای همین روزهای‌مان بوده.
خلاصه‌اش را بازگو می‌کنم؛

"عبدالرحمن فریدی‌فر ۱۸ سال بیشتر نداشت، قبلا مدتی طلبه بود، ولی به خاطر حضور در جبهه، مجبور شده بود قید طلبگی را بزند.
رئیس حوزه ماندن بیش از چند هفته در جبهه را، برای طلبه ها ممنوع کرده بود، ولی عبدالرحمن می‌گفت از جبهه خیلی بیشتر درس می‌گیرد و حاضر نبود برگردد مدرسه علمیه!
او کار شناسایی پر خطر اطراف جزیره مجنون، در هور گرم، و نیزارهای پر از پشه کوره آنجا را به عهده داشت. اکثر بچه‌های گروه شناسایی و عبدالرحمن هم، به فاصله کمی یک‌یک شهید شدند.
عبدالرحمن خوش‌قلب و پرانرژی در جبهه کلاس‌های اخلاق و قرآن هم برگزار می‌کرد. وقتی هم که روحانی نداشتیم پیشنماز می‌شد!
اما آن روز...

داخل سنگر نشسته و مشغول وارد کردن نتیجه شناسایی‌ها، روی کالک بودم.
احساس کردم سر و صدایی غیر عادی از بیرون سنگر می‌آید. اول بی‌خیال شدم، اما این موقعِ روز اصلا آن سر و صدا عادی نبود.
چندین نفر چیزی را با هم تکرار می‌کردند، و صدا قطع نمی‌شد!
خیلی عجیب بود، با آن گرمای تابستان جزیره، نه وقت دعا بود، نه وقت ورزش!
چند دقیقه ای گذشت و صدا قطع که نمی‌شد، بلند و بلندتر هم شد.

از سنگر آمدم بیرون، شعار دهنده‌ها را دیدم، که در مقر به یک ستون می‌دویدند و شعار می‌دادند.
نزدیک‌تر که شدند متوجه شعارشان شدم...
موهای بدنم سیخ شد، و زانوهایم شل شدند!
چه شده بود؟ چرا این شعار؟!
همه با صدای بلند و از عمق دل  شعار می‌دادند؛
"من اشتباه کردم" "من اشتباه کردم"
و یک نفس دور حیاط، با لبخند می‌چرخیدند.

عبدالرحمن حدیث یا جمله حکیمانه‌ای را آن روز برای بچه‌ها توضیح داده بود که؛
یکی از شجاعانه‌ترین و خداپسندانه‌ترین کارها بعد از انجام یک اشتباه، پذیرفتنِ آن می باشد.
او توضیح داده بود متاسفانه خیلی‌ها، حتی بسیاری از بزرگان، این شجاعت را ندارند، و هر عمل غلطی را هم انجام دهند از آن بی جهت دفاع می‌کنند...
حتی وقتی بفهمند اشتباه کرده‌اند، جرأت معذرت‌خواهی و پذیرش اشتباه را ندارند.
و معمولاً آن را توجیه می کنند.

او از بچه‌ها خواسته بود برای اینکه یاد بگیرند بعد از این، اگر اشتباهی کردند خجالت نکشند و بتوانند بگویند اشتباه کرده‌اند، بطور تمرینی دور زمین قرارگاه بدوند و همه با هم همین را فریاد بزنند!
او با شور و حرارت فریاد می‌زد و بچه‌ها تکرار می‌کردند؛
"من اشتباه کردم"

نمی‌دانستم باید بخندم یا گریه کنم.
همان‌طور که به گونی‌های سنگر تکیه داده و تماشایشان می‌کردم متوجه شدم من هم ناخودآگاه و با اشک شوق دارم تکرار می‌کنم...
"من اشتباه کردم"

شک نداشتم خنده آن روز شهید عبدالرحمن، خنده آن روز شهید  محمود دشتی‌پور، و همه بچه‌های نوجوانی که بعداً شهید شدند، می‌دویدند و از ته دل فریاد می‌زدند اشتباه کرده اند، حسابی همه را به خجالت انداخته بود.

کاش عبدالرحمن مانده بود و این درس مهم را امروز دوباره به همۀ ما و مسئولین و بزرگان‌مان یاد می‌داد؛
خجالت نکشید و بگویید اگر اشتباه کرده‌اید. این بزرگی است. این اخلاص است. شجاعت است، انسانیت است!
کدام‌تان معصوم است؟
از شهدا یاد بگیرید..."

و امروز با خودم فکر می‌کردم؛
اگر گفته می‌شد
ببخشید بی‌دقتی ما باعث زدن هواپیما شد.
ببخشید ما اشتباه کردیم به اعتراضات مردم آتش گشودیم.
ببخشید ما در تقسیم مردم به خودی و غیر خودی اشتباه کردیم.
ما اشتباه کردیم گشت ارشاد گذاشتیم.
ما اشتباه کردیم ادعا کردیم دزدی‌ها ربطی به مقامات ندارد، سیستماتیک نیست!
ما اشتباه کردیم القا کردیم مقدسیم، عین اسلامیم. نماینده خدائیم.
ما اشتباه کردیم پلیس را گفتیم دختران و زنان را از نظر اخلاقی کنترل کند.
ما اشتباه کردیم دختران معصوم را مثل آدم دزدها بازداشت کردیم.
اصلا ما اشتباه کردیم گفتیم حجاب اجباری است. حتی برای خارجی‌ها، حتی برای اقلیت‌های دینی، اصلا برای آنها که حجاب ما را قبول ندارند.
ما اسلام را بد معرفی کردیم و اشتباه کردیم.
ما ایران را از توسعه عقب انداختیم، اشتباه کردیم.
ما اشتباه کردیم گفتیم بیشتر از مردم می‌فهمیم.
ما خودمان را به مردم تحمیل کردیم اشتباه کردیم.
ما در قضیه ستار بهشتی، در مورد مهسا امینی، در مورد کشتن جوان‌های معترض، اشتباه کردیم.
ما در زندان انداختن مخالفان‌مان اشتباه کردیم...

کدامیک از این اشتباه کردم‌ها را گفتیم؟
هیچکدام را!
چطور انتظار داریم مردم دوست‌مان داشته باشند؟
چطور می‌خواهیم حاکمیت‌مان مداوم باشد؟
چطور می‌خواهیم بگوییم ما مستبد نیستیم!
ما کجا گفتیم اشتباه کردیم!؟

شجاعت داشته باشیم
انسانیت داشته باشیم
درایت داشته باشیم
و به وقتش بگوییم
"ما اشتباه کردیم!"



🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
شهدای جنگ چندسال داشتند؟

✍️مصطفی آرانی ‌

حاجی صادقی، نماینده رهبری در سپاه: امروز دشمنان به قدری ذلیل شدند که با سوءاستفاده از روحیه هیجانی عده‌ای از نوجوانان و جوانان و تحریک آنان به دنبال براندازی هستند.

۷۵ درصد از کل شهدای جنگ بین ۱۴ تا ۲۳ سال داشتند
با این منطق
به خون پاک همه آنان هم اهانت می‌شود.
چرا فکر نمی‌کنید؟


🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
♦️ارسال لایحه متناسب‌سازی حقوق کارکنان و بازنشستگان به مجلس

🔹‏پیرو وعده قبلی، دولت لایحه متناسب‌سازی حقوق کارکنان و همچنین بازنشستگان کشوری و لشکری را با قید دو فوریت، به مجلس ارسال کرد.

😂مش‌غلام اراکی: تو گفتی مُنَم باور کِردُم!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
👤چنارانی نماینده نیشابور و فیروزه در مجلس گفت:
فرزند ۵۴۰۰ نفر از مسئولان در خارج از کشور هستند.

😂مش‌غلام: تا کور شود هر آنکه نتواند دید!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
مددی مدیرعامل سابق ورزشگاه آزادی گفت:

ورزشگاه آزادی می‌تواند یک متروپل دیگر باشد!

😂مش‌غلام اراکی: حالا خو نَشُدَ!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
👤افقهی معاون سازمان برنامه و بودجه گفت:

احتمال افزایش ۹۰۰ هزار تومانی حقوق کارمندان

😂مش‌غلام اراکی: باع همش ۹۰۰ تومن؟!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
توسلی نماینده بهار و کبودرآهنگ در مجلس در جلسه رای اعتماد زاهدی وفا وزیر پیشنهادی کار:
برآورد من از ارزش دارایی او ۱۰۰ هزار میلیارد تومان است!

😂مش‌غلام اراکی: باس پول داشته با که کار دُرُس کُنَ بَرَمُن!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
*کارمند شریف اداره سلاخی*

محمدرضا سرگلزایی – روان‌پزشک

ابتدا اسرای لهستانی را به اردوگاه‌‌های کار اجباری می‌فرستاند. بعد نوبت به یهودی‌ها رسید. زن و مرد در این اردوگاه‌ها به کار طاقت‌فرسا می‌پرداختند و حداقل جیره غذایی را دریافت می‌کردند. وقتی بیمار و ناتوان می‌شدند به «حمام» فرستاده‌ می‌شدند در این حمام‌ها گاز سمی استنشاق‌ می‌کردند و ظرف چند‌ دقیقه بدون صرف فشنگ جان‌می دادند ؛ سپس جنازه‌ها را در کوره‌ها می‌سوزاندند، «تمیز ترین» شکل کشتار!

چه کسی این سیستم «تمیز» را راهبری می‌کرد؟

« *آدولف آیشمن* » مهندس آلمانی که مامور طراحی سیستم «راه‌حل نهایی» (Final Solution) شده‌بود.

وقتی در ۱۹۴۵ متفقین «برلین» را محاصره‌کرده‌بودند، «هیتلر» خودکشی‌کرد، اما هیتلر به‌تنهایی جنایات خود را سازماندهی‌ نمی‌کرد، جمعی از «نوابغ آلمان» با او همراهی‌می‌کردند: «گوبلز»، «گورینگ»، «هیملر» و «آیشمن» نمونه‌هایی از این «نوابغ مومن به پیشوا» بودند. بخشی از آن‌ها در دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ محاکمه‌ شدند ولی تعدادی از آنها به‌نقاط دور دنیا هم‌چون آمریکای جنوبی گریختند و با هویت جعلی سال‌ها به‌زندگی مخفی ادامه‌ دادند. «آیشمن» جزو آنان بود. او سال‌ها پس از پایان جنگ دستگیر‌شد و به «اورشلیم» فرستاده‌ شد.

پژوهشگران برجسته‌ای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند ؛ آنها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بی‌گناه را مدیریت‌ کرده چگونه است.

یکی از معروف‌ترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسی‌کرد «هانا آرنت» بود. «هانا آرنت» (۱۹۷۵- ۱۹۰۶) دکترای فلسفه خود را در ۱۹۲۹ زیر نظر «کارل یاسپرز» روان‌پزشک و فیلسوف آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ اخذ‌ کرد. پس از به‌ قدرت‌ رسیدن نازی‌ها مدتی توسط گشتاپو دستگیر‌ شد ولی سپس به آمریکا گریخت. او اولین زن استاد در دانشگاه پرینستون بود.

«هانا آرنت» در زمان محاکمه آیشمن مقالاتی را برای مطبوعات می‌نوشت که بعدا در کتاب «آیشمن در اورشلیم» جمع‌آوری و منتشر‌شدند.
نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود:

آیشمن هیچ‌گونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانی‌ها و نه نسبت به یهودیان هیچ خاطره بد یا کینه‌ای نداشت.

آیشمن در تمام سال‌های مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانون‌مند، وظیفه‌شناس و «نمونه» بود!

آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان به‌عنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناخته‌می‌شد!

آیشمن اعتقاد‌داشت که به عنوان یک «تکنوکرات» به «وظایفش» عمل‌کرده‌است، «سیستمی» که در آن کار‌می‌کرد «ماموریتی» را به‌ او محول‌کرده‌ بود و او هم به‌‌ بهترین نحو ماموریت را «مهندسی» کرده‌ بود!

در جنایات بزرگ و نظام‌مند به دنبال شخصیت‌های ضد‌اجتماعی (Antisocial Personality) نگردید، شاگرد اول‌هایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست بدنه ماشین‌های سرکوب را می‌سازند و نوابغ خودشیفته (Narcissistic) این کارمندان شریف، وظیفه‌شناس و مطیع را به «انجام وظیفه» مکلف‌می‌کنند!

جنایت‌های سازمان‌یافته و کلان‌ زمانی محقق می‌شوند که «جنایت» تبدیل به «وظیفه» شود!
شعبده رهبران توتالیتر همچون «هیتلر»، «استالین» و «مائو» این است که جنایت را تبدیل به تکلیف می‌کنند!



🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
Forwarded from آخرین خبر (Y•K)
🔺 گزارش خبرگزاری دولت از ناآرامی ها در تهران و چند شهر دیگر کشور، 16 مهر 1401

ایرنا نوشت:
🔹امروز ده‌ها نقطه از شهر تهران شاهد شیوه‌ای مشابه در تخریب و آشوب توسط عوامل میدانی و سازماندهی شده ضد انقلاب بود به نحوی که در نقاطی که به نظر می‌رسد از پیش تعیین‌ شده باشد، تیم‌های چند نفره با تخریب و آتش زدن اموال عمومی به ویژه سطل‌های زباله منطقه را دچار هرج و مرج و با ایجاد بار ترافیکی عبور و مرور عموم مردم را با اخلال مواجه کنند.

🔹بر اساس این گزارش، در این نقاط تیم‌های آشوب، ضمن سر دادن شعارهای ساختارشکنانه، ایجاد مانع برای کسب‌وکار مغازه‌داران و تجار بازار و تحریک جوانان و دانشجویان برای پیوستن به آنها و تحرکات سوء، اقدام به درگیری با پلیس و تخریب اموال عمومی کردند.

🔹از جمله مناطقی که امروز ( شنبه ۱۶ مهرماه) شاهد اجرای این شیوه از سوی عوامل آشوب بود می‌توان به محدوده شهرک غرب، مترو شریف، لاله‌زا، خیابان ملت، خیابان انقلاب و چند نقطه دیگر اشاره کرد که با مداخله نیروهای پلیس تجمعات آشوب پراکنده شد.

🔹در محدوده مترو شریف و خیابان حبیب‌الله، تجمع‌کنندگان با به آتش کشیدن چند سطل زباله و کشاندن آنها در مسیر سواره‌رو برای دقایقی این خیابان را مسدود کردند که با حضور نیروهای پلیس و شلیک گاز اشک‌آور، جمعیت محدود آنها پراکنده شد.

🔹در خیابان ملت تهران که محدوده بازار فروشندگان لوازم یدکی خودرو محسوب می‌شود، تعدادی اقدام به سر دادن شعار و همچنین آتش زدن سطل‌های زباله کردند که منجر به ایجاد بار ترافیکی در این محدوده و همچنین تعطیلی واحدهای صنفی از بیم تخریب و آسیب شد.

🔹بازار تهران در محدوده ناصرخسرو نیز وضعیت مشابهی داشت، آنجا که یک هسته مرکزی از آشوبگران با به آتش کشیدن چند سطل زباله در این منطقه به دنبال ایجاد فضای رعب و وحشت و ناامنی برای به تعطیلی کشاندن واحدهای صنفی بودند. اغتشاشگران در محدوده بازار همچنین اقدام به آتش زدن یک کیوسک نیروی انتظامی کردند که پس از حضور یگان‌های ویژه پلیس متفرق شدند.

🔹شهرک غرب دیگر نقطه‌ای از تهران بود که امروز شاهد برگزاری تجمع پراکنده جمعی افراد در بولوار فرحزادی بود که با کشف حجاب تعدادی از افراد حاضر در تجمع و همچنین سر دادن شعار همراه بود.

🔹این شیوه از ایجاد آشوب و ناامنی در برخی دیگر از شهرهای کشور نیز اجرا شد.

🔹در برخی شهرهای استان کردستان از جمله بوکان و سقز، تجمعات عناصر آشوبگر و انجام اقدامات تخریبی به ویژه مسدود کردن معابر و آتش زدن اموال عمومی، منجر به توقف فعالیت کسبه و بازاریان در شهرهای سقز‌ و بوکان‌ شد و برخی مغازه‌داران برای مصون ماندن از تعرضات عناصر آشوبگر، اقدام به بستن مغازه‌هایشان کردند.

🔹در میدان آزادی سنندج مرکز استان کردستان و چهارراه شریعتی و میدان آزادی اصفهان تجمعات پراکنده گروهی صورت گرفت و افرادی در رجایی‌شهر کرج اقدام به تجمع، شعاردهی و انسداد مسیرهای مواصلاتی کردند که در نتیجه اقدامات آنها آسیب‌هایی به اموال عمومی و خودروهای عبوری کردند.

🔹اقدامات عناصر وابسته به ضد انقلاب منحصر به تجمعات و شعاردهی نبود و در تحرکاتی ضد امنیتی در شهرستان سلماس با پرتاب کوکتل مولوتف به مسجد جامع شهر تعرض کردند و در اقداماتی مشابه، حملاتی با کوکتل مولوتف به یک حوزه بسیج در تهران، مخابرات خاورشهر تهران، دفتر امام جمعه شهرستان بهمئی و یک حوزه علمیه در گرگان شد.

🔹دانشگاه‌های پایتخت و برخی شهرها نیز امروز شاهد برپایی تجمعات دانشجویی بود به نحوی نزدیک به دو ساعت پس از حضور رئیس جمهور در مراسم آغاز سال تحصیلی جدید در دانشگاه الزهرا، برخی دانشجویان در محوطه بیرونی دانشگاه تجمع و شعارهایی اعتراضی سر دادند و افرادی در دانشگاه امیرکبیر، دانشکده فنی دانشگاه تهران، دانشگاه شریف، دانشگاه علامه و دانشگاه آزاد علوم پزشکی در منطقه زرگنده تجمع و شعاردهی کردند.
@akharinkhabar
🔴 فهرست درآمد و مخارج ماهانه ایرانیان قبل از انقلاب اسلامی
ارزش پول‌ملی :
واحد برابری ریال با دلار آمریکایی : ۷۰ریال و در صرافی‌های خرمشهر : ۶۹ریال
قیمت دلار : ۶۹ ریال
قیمت یک مثقال طلا ۲۱عیار دست‌ساز با کارمزد : ۲۰۰ ریال
حقوق و دستمزدها :
حداقل دستمزد کارگر ساده ساختمانی در ماه : ۷۳۰۰ ریال
حقوق ماهانه یک معلم ساده تازه استخدامی : ۱۳،۰۰۰ریال
حقوق ماهانه دبیر لیسانسه تازه استخدامی : ۳۵،۰۰۰ریال
حقوق ماهانه دبیر لیسانسه پایه یک : ۶۵،۰۰۰ریال
حقوق ماهانه یک پاسبان سوم : ۲۲،۰۰۰ریال
دریافتی ماهانه افسر وظیفه : ۱۰،۰۰۰ریال
کمک‌هزینه ماهانه دانشجویان : ۱۰،۰۰۰ریال
دریافتی ماهانه سرباز وظیفه : ۶،۰۰۰ریال
خدمات رایگان ارائه شده :
بهداشت و درمان رایگان در بخش دولتی و ویزیت رایگان توسط پزشکان عمومی
تحصیل رایگان تا پایان مقطع دانشگاهی
تغذیه رایگان در مدارس کشور ، شامل موز ، شیر ، پسته ، گردو و ... بصورت روزانه
ارائه کتاب های درسی رایگان تا کلاس ششم
ارائه کتاب‌های درسی و دفتر مشق رایگان به خانواده های بی بضاعت
قیمت‌ اقلام مختلف ، هزینه‌ها و مخارج زندگی :
هر متر مربع زمین در عباس آباد تهران : ۲۰،۰۰۰ریال
متوسط اجاره خانه : ۳.۰۰۰ - ۱.۰۰۰ ریال

یک‌ لیتر بنزین : ۱۰ریال
یک‌لیتر نفت سفید : ۲.۵ریال
یک‌لیتر گازوئیل : ۲.۵ریال
بلیط اتوبوس واحد : ۲ریال
دفتر ۲۰ برگی کاهی : ۲ریال
دفتر ۲۰ برگی سفید : ۳ریال
دفتر ۴۰ برگی کاهی : ۳ریال
دفتر ۴۰ برگی سفید : ۵ریال
دفتر ۶۰ برگی کاهی : ۶ریال
دفتر ۶۰ برگی سفید : ۸ریال
دفتر ۱۰۰ برگی کاهی : ۸ریال
دفتر ۱۰۰برگی سفید : ۱۰ریال
دفتر ۲۰۰برگی کاهی : ۱۴ریال
دفتر ۲۰۰برگی سفید : ۱۸ریال

مقوا سفید یک‌رو برقی : ۱ریال
مقوا سفید دورو برقی : ۲ریال

برگ امتحانی :  ۰.۵ریال
خودکار بیک : ۵ریال
مداد رنگی ۶ عددی کوچک : ۶ریال
مداد رنگی ۶ عددی بزرگ : ۱۰ریال
مداد رنگی ۱۲ عددی بزرگ : ۲۰ریال
مداد قرمز : ۲ریال
کبریت : ۱ ریال
چسب زخم سه‌تایی : ۱ریال
یک‌کیلو سیب لبنان درجه یک : ۲۰ریال
یک‌کیلو سیب ایرانی : ۱۷ریال
یک‌کیلو پرتقال درجه یک : ۲۰ریال
یک‌کیلو انگور : ۲۰ریال
یک‌کیلو خیار مجلسی اصفهانی : ۱۵ریال
یک‌کیلو گوجه فرنگی : ۱۰ریال
یک‌کیلو سیب زمینی : ۱۵ریال
یک‌کیلو پیاز : ۵ریال
یک‌کیلو نخود : ۳۵ریال
یک‌کیلوعدس : ۳۴ریال
یک‌کیلو لوبیا چیتی : ۳۵ریال
یک‌کیلو گندم : ۱۰ریال
یک‌کیلو جو : ۱۰ریال
یک‌کیلو برنج شمال دم سیاه : ۳۲ریال
یک‌لیتر شیر گاو و گاومیش باچربی : ۲۰ریال
یک‌کیلو ماست بی‌چربی چرخ کرده : ۲۰ریال
یک‌کیلو پنیر لیقوان تبریز : ۷۰ ریال

یک‌کیلو پسته کله قوچی : ۲۵۰ریال
یک‌کیلو گردو : ۲۰۰ریال
یک‌کیلو انجیر : ۵۰ریال
یک‌کیلو خرما : ۳۰ریال
آدامس خروس نشان : ۱ ریال
آدامس شیک : ۲ ریال
بیسکوییت پتی بور کوچک : ۵ ریال
بیسکوییت پتی بور بزرگ : ۱۵ ریال
پفک نمکی کوچک : ۲ ریال
پفک نمکی بزرگ : ۵ ریال
نوشابه کوچک ۳۵۰میلی‌لیتری : ۵ ریال
نوشابه بزرگ ۷۵۰ میلی‌لیتری : ۱۰ریال

یک‌ کیلو گوسفند پرواری زنده : ۱۰۰ ریال
یک‌ کیلو گوشت گاو با استخوان : ۲۰۰ ریال
یک‌ کیلو گوشت گاو بدون استخوان : ۲۳۰ ریال
یک‌ کیلو گوشت گوسفند با استخوان : ۲۳۰ریال
یک‌ کیلو گوشت گوسفند بدون استخوان : ۲۵۰ریال
یک‌ کیلو گوشت گوسفند یخ زده نیوزیلندی بااستخوان : ۱۳۰ریال

یک سیخ کباب کوبیده ۱۰۰ گرمی با گوشت گرم گوسفند : ۳۰ ریال
یک پرس چلوکباب کوبیده با سه سیخ کباب : ۷۰ ریال
کنسرو ماهی تن جنوب : ۲۵ ریال
هر عدد تخم مرغ : ۴ریال

یک‌ کیلو آرد : ۱۰ریال
نان سنگگ (وزن چانه ۸۰۰گرم) : ۱۰ ریال
نان بربری (وزن چانه ۸۰۰ گرم) : ۱۰ ریال
نان تافتون (وزن چانه ۴۰۰ گرم) : ۵ ریال
نان تافتون دولتی(با کارت دولتی) : ۲ریال
نان لواش (وزن چانه ۲۰۰ گرم) : ۲ ریال

روغن مایع یک لیتری : ۲۱ریال
قوطی پنج کیلویی روغن نباتی جامد : ۲۹۰ ریال
یک‌ کیلو چای : ۸۰ریال
یک‌ کیلو شکر : ۲۶ریال
یک‌ کیلو قند کله : ۲۴ریال
یک‌ کیلو قند حبه : ۲۸ریال
یک بسته یک کیلویی پودر لباسشویی : ۱۰ریال
مایع ظرفشویی نیم لیتری ریکا : ۱۸ ریال
کوتاه کردن مو با ماشین : ۵ریال
کوتاه کردن مو با قیچی : ۱۵ریال
کوتاه کردن مو (مدل بیتلی) : ۲۵ ریال
ویزیت پزشکان عمومی در بخش خصوصی : ۲۵۰ ریال
کولر گازی گیبسون ۲۱۰۰۰ : ۴۵،۰۰۰ ریال
رنو ۵ ایران صفر کیومتر : ۱۲۰،۰۰۰ ریال
پیکان دولوکس صفر کیلومتر : ۱۷۵،۰۰۰ ریال
اتومبیل بیوک ایران (اسکای لارک) صفر کیلومتر : ۳۱۰،۰۰۰ ریال
اتومبیل کادیلاک سیویل ایران صفر کیلومتر : ۳۸۰،۰۰۰ ریال
موتور هوندا تریل ۱۷۵ : ۴۵،۰۰۰ ریال
موتور گازی پژو : ۱۲،۰۰۰ ریال
دوچرخه فونیکس ۲۸ : ۸،۰۰۰ ریال

قبر در بهشت زهرا : ۷۵۰۰ ریال


👈منبع : استخراج از فصلنامه پژوهشکده پولی و بانکی ( بانک مرکزی ایران )

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
به او پدر برق ایران می گویند...

محمدحسین امین‌الضرب (زاده - درگذشته ۲۵ آذر ۱۳۱۱ تهران)، تاجر ایرانی در دورهٔ قاجار بود. او در دورهٔ زمامداری مظفرالدین‌شاه اولین دستگاه تولید برق را از روسیه خرید و به این شکل، برق وارد ایران شد و جای گاز را گرفت. به همین دلیل به محمدحسین امین‌الضرب «پدر برق ایران» لقب داده‌اند. در آن زمان مردم برای روشنایی از روغن یا نفت استفاده می‌کردند.

قبل از آمدن برق به ایران، روشنایی خیابان‌ها و کوچه‌ها، یکی از مشکلات دولت وقت بود. بنابراین برای اولین بار در ایران کارخانه‌ای دایر شد که روشنایی خیابان ناصریه و خیابان دراندرون (باب همایون فعلی) را با استفاده از گاز کاربیت تامین می‌کرد. البته این روشنایی، مختص خیابان‌هایی بود که به دربار منتهی می‌شد و با اولین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، روشنایی به ایران آمد و خیابان‌های شهر را برای مدت کوتاهی روشن کرد اما پس از چند روز توسط اهالی قطع و خراب و روشنایی آن منحصر به اندرون دربار شد.
#ایران #برق #ایراک #قاجار

🔹 سربلند ایران
🔹آگاهی ، سرآغاز خردمندی ست

https://t.me/irantamaddon
🌐خداحافظی با زمین و خانه قولنامه‌ای

رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور:
🔹طرح تثبیت و حدنگاری زمین‌های کشاورزی آغاز شد، براساس برنامه‌ریزی تلاش می‌شود تا پایان سال ۳۰ درصد از زمین‌های کشاورزی دارای سند ثبتی می‌شوند.
🔹انتظار می‌رود تا ۲ سال آینده کمتر زمین و خانه قولنامه‌ای وجود داشته باشد و همه واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها صاحب سند رسمی می‌شوند.


😂مش‌غُلُوم اراکی:
یه بیسسالی هِس که میگن خُنا سنددار میشن!

چیشی بَگوم هاجرآواجی!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
دشمن

عبدالله شهبازی- مهرماه ۱۴۰۱

هیچ کس به اندازه من درباره استعمار و امپریالیسم و سرویس‌های خارجی و نفوذ و این قبیل مسائل مقاله و کتاب ننوشته. ولی همیشه توجه داشته‌ام به همه جوانب. هیچوقت ننوشته‌ام که مثلاً امپراتوری به عظمت عثمانی یا دولتی به عظمت گورکانیان هند یا ایران صفوی یا قاجاریه به دلیل نفوذ متلاشی شد. همه عوامل را مطرح کرده‌ام.

♈️الان هم اگر گرایش ضد دینی یا نفرت علیه دین و مقدسات در بخشی از نوجوانان و جوانان مشاهده می‌شود باید علت را شناخت. حتماً علت تبلیغات رسانه‌هایی مثل منوتو یا اینترنت نیست. چون در کشورهایی مثل ترکیه یا کشورهای عربی چنین موج دین‌گریزی نمی‌بینیم. چرا در ایران؟ علت را باید در عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در ۴۵ ساله اخیر جستجو کرد و تناقضات فاحش رفتاری آن.

♈️ نمی‌شود از یکسو بی‌دروپیکرترین نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را ایجاد کرد و از سوی دیگر در حرف و شعار مرتب تکرار کرد که این نظام اسلامی است.

♈️من دعا می‌کنم که این شورش، که بنظرم بزرگ‌ترین شورش اجتماعی پس از انقلاب است، و تاکنون شبیه به آن را تجربه نکرده‌ایم، با مسالمت به پایان برسد مشروط بر اینکه حکومت‌کنندگان از این تجربه بسیار تلخ درس بگیرند و به بازسازی اساسی نظام سیاسی و کنار گذاشتن رفتارهای تکراری شعاری و درانداختن طرحی نو همت گمارند. با امثال علم‌الهدی و محسن رضایی و صدها نفر مانند آنان نمی‌توان ایران را از این بحران نجات داد. تعارف هم ندارد. پسرخاله‌گی و رفاقت هم حدوحدودی دارد. سرنوشت یک ملت بزرگ مثل ایران را به دست چند گعده که نمی‌توان داد.

♈️دعا می‌کنم این بحران به خیر و خوشی تمام شود چون از آینده می‌ترسم. می‌ترسم پس از آن انتقام‌جویی و دین‌ستیزی و فساد اقتصادی و حکومت الیگارک‌های فاسد مسلط شود یا جنگ داخلی طولانی چیزی از ایران باقی نگذارد. همه دعا کنیم و دعا کنیم که خداوند به همه ما درایت و بصیرت و تدبیر عنایت فرماید.


🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
گزارش به رهبر باید تلخ باشد

جعفرشیرعلی نیا

♈️«حتی اگر یک خانه‌ سالم مانده باشد و یک نفر در این مملکت زنده مانده باشد، این جنگ را ادامه خواهیم داد.» این جمله‌ایست از آیت‌الله خمینی در میانه‌ی جنگ در جمع مسئولان، برگرفته از سند سپاه به نقل از کتاب «آغاز تا پایان» اثر سردار محمد درودیان.

♈️هرگاه تردیدها درباره‌ی امکان ادامه‌ی جنگ جدی می‌شد، آیت‌الله خمینی با جمله‌هایی از این جنس با تردیدها مقابله می‌کرد؛ اما چرا در نهایت با تصمیمی که گفت برایش از زهر کشنده‌تر است قطعنامه‌ی 598 را پذیرفت؟ ذهنیت او در زمانی که بر ادامه‌ی جنگ تاکید می‌کرد و در زمانی که قطعنامه را پذیرفت چگونه شکل گرفت؟

♈️امام درباره‌ی پذیرش قطعنامه گفت که تصمیمش «با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور» بوده است.(صحیفه، ج21، ص92)
در پیامی که برای مسئولین نوشت معلوم شد چند گزارش تلخ و یک گزارش تکان‌دهنده او را با حقایقی تلخ رو‌به‌رو کرده که به‌سرعت نظرش را تغییر داده است.

♈️یکی از گزارش‌ها از دولت بود که در آن وضع مالی نظام زیر صفر اعلام شد. گزارشی دیگر از مسئولین سیاسی که با شرح وضعیت جنگ نوشته بودند: «شوق رفتن به جبهه» در مردم کم شده است. یک نامه هم از فرماندهی سپاه که امام آن را تکاندهنده توصیف کرد. در آن نامه امکاناتِ بسیار زیاد و خواسته‌های عجیبی مطرح شده بود و امام نوشت این فرمانده «مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه‌ی به‌موقع بودجه و امکانات دانسته است... البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید، که این دیگر شعاری بیش نیست.» (نشریه‌ی نگین، ش‌21، ص43)

♈️همین جمله‌های مختصر فضای پذیرش قطعنامه را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ اما شاید سوال مهم‌تر این باشد که ذهنیت امام برای تاکید بر ادامه‌ی جنگ چگونه شکل گرفته بود؟
سال 94 از هاشمی رفسنجانی پرسیدم گویا در آن مقطع گزارش دقیقی به امام رسید. آیا امکان نداشت که آن گزارش‌ها زودتر به امام برسد؟

♈️جواب داد: «بعضی‌ها بودند که نمی‌خواستند واقعیت وجودی ذهن خود را پیش امام رو کنند. به من می‌گفتند که نیازهای زیادی داریم و نمی‌توانیم بجنگیم، اما به امام که می‌رسیدند، می‌گفتند: عاشورایی می‌جنگیم.»

♈️آیا آیت‌الله خمینی در مقابل واقعیت‌های ویرانگر جنگ، تنها با تکیه بر بحث‌های شعاری بر ادامه‌ی جنگ تاکید می‌کرد؟ در این میان هاشمی رفسنجانی و مسئولان عالیرتبه تا چه حد قبل از گزارش‌های تلخ سال 67، امام را در جریان واقعیت‌های تلخ جنگ قرار داده بودند؟

♈️بر اساس یادداشت روزانه‌ی هاشمی در 21 فروردین66، او و حسن روحانی دونفری قدم می‌زدند و روحانی می‌گفت باید جنگ را از موضع قدرت خاتمه داد و منتظر فتحِ سرنوشت‌ساز نماند. هاشمی نوشته چون حرف روحانی برخلاف نظر امام بود صراحت نداشت. (دفاع و سیاست، ص61)

♈️وقتی حسن روحانی در قدم زدن دو نفره با هاشمی از صراحتش کم می‌کند، مسئولین در حضور امام خمینی چگونه سخن می‌گفته‌اند؟
روغنی زنجانی، مسئول برنامه و بودجه در دولت موسوی، می‌گوید سال 65 در نامه‌ای برای نخست‌وزیر موسوی استدلال کرده که نمی‌توان جنگ را ادامه داد و یا باید جنگ را تمام کرد یا ادامه داد که نتیجه‌ی آن فروپاشی نظام و قهرمانانه کنار رفتن است.(اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی، ص169) او فکر می‌کند نخست‌وزیر در باطن با حرف‌های او موافق بود اما «نمی‌توانست به‌صورت رسمی نظر مخالف دولتِ خود را درباره‌ی جنگ عنوان کند.»(همان، ص184)

♈️آیا مذاکرات مجلس و بحث‌های داخل دولت می‌توانست آیت‌الله خمینی را در جریان عمق فاجعه قرار دهد؟ با روایت روغنی زنجانی این مسیر نیز عمق فاجعه را آشکار نمی‌کرد. او می‌گوید در اتاقی که پشت محل برگزاری جلسات هیات دولت بود و اعضای کابینه برای استراحت و یا سیگار کشیدن از آن استفاده می‌کردند، نظرات با صراحت در انتقاد از ادامه‌ی جنگ بود اما در اتاق رسمیِ جلسه صحبت‌ها از آمادگی برای ادامه‌ی جنگ بود؛ با چاشنی آیه، حدیث و شعرهای حماسی.

♈️او می‌گوید: «در مجلس نیز همین‌طور بود، تمام نطق‌های پیش از دستورِ نمایندگان در دفاع از ادامه‌ی جنگ بود.» اما خارج از آنجا كه با آن‌ها گفتگو می‌کردی و وضعیت را توضیح می‌دادی آن‌ها هم ادامه‌ی جنگ را نقد می‌کردند؛ «فکر می‌کنم همه درگیر خودسانسوری بودند.»(همان، ص183)

♈️نکته‌ی آخر این‌که در هیچ شرایطی مسئولیت از رهبری سلب نمی‌شود و او بیش از همه مسئول گرفتن اطلاعات واقعی از مدیران کشور است و باید این مسیر را هموار کند تا مبادا مسئولین جرات گزارشِ عمق تلخی‌ها را نداشته باشند.
حتی اگر بپذیریم برای جلوگیری از فروپاشی ذهنی جامعه باید قدری از تلخی گزارش به مردم کاست؛ اما با رهبر باید تلخی‌ها را تلخِ تلخ گفت تا از عمق بلاهایی که بر سر مردم می‌آید باخبر باشد.

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
📌 مغــــزِ ششــــم

🔹در اروپا زنی مبتلا به نوع خاصی از سرطان بود و در آستانه مرگ قرار داشت. پزشكان معتقد بودند كه تنها يک نوع دارو ممكن است جان او را از مرگ نجات دهد و اين دارو نوعی راديوم بود كه توسط يک داروساز كه در همان شهر زندگی ميكرد به تازگی كشف شده بود. ساختن دارو براي داروساز گران تمام شده بود، ولی او دارو را به 10 برابر قيمت ساخت آن می فروخت.
او مبلغ 400 دلار بابت راديوم می پرداخت، ولی مقدار كمی از آن را به قيمت 4000 دلاری فروخت.
🔹هانس، شوهر اين زن بيمار؛ برای قرض كردن اين مبلغ به تمام كسانى كه می شناخت مراجعه كرد و از تمام راههای قانونی نيز اقدام نمود، ولی تنها مبلغ 2000 دلار را به دست آورد، يعني نصف قيمت دارو...!!
🔹با اينحال به دارو ساز مراجعه كرد و به وی گفت كه همسرش در شرف مرگ است و تقاضا كرد كه دارو را به قيمت ارزانتر در اختيار او قرار دهد، يا به او فرصت دهد كه اين مبلغ را بعداً به وی بپردازد اما داروساز در جواب به اين تقاضا چنين گفت: نخير ، من دارو را كشف كرده ام  قیمتش همینی گفتم ! بعد از اين هانس نا اميد می شود و به فكر می افتد كه در داروخانه را بشكند و دارو را برای همسرش بدزدد وگرنه باید نظاره گر مرگ همسرش باشد.
🔹او بعد از دزدیدن دارو ؛ همسرش را نجات میدهد اما پلیس شهر او را دستگیر میکند
🔹لارنس کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ آمریکایی قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو پرسش پاسخ دهند:
1️⃣ آيا سرقت دارو توسط هانس عمل درستی است يا خير ؟
2️⃣ آیا برای دزدی، هانس باید مجازات شود؟ چرا؟
🔹داستان کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشاند. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سؤال بدهید، می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهم ترین قسمت این سنجش، پاسخ به پرسش "چرا" در سؤال دوم بود. هرکس جواب متفاوتی می داد. حتّی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:

1️⃣آری، باید مجازات شود، دزدی زیر پا گذاشتن مقرّرات وگناه است.
2️⃣کار آن فرد درست نبوده، امّامجازات هم نشود. زیرافقیر بوده و چاره ای نداشته است.
3️⃣ زیر پا گذاشتن مقرّرات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
🔹امّا هنگامی که از گاندی این سؤال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد.
🔹اوگفت: کار آن شخص درست بوده ونباید مجازات شود، چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است.
🔹ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا کنار هم راحت تر زندگی نماییم، اگر قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویّت است و آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدّم است.
🔹کلبرگ پس ازشنیدن سخنان گاندی گفت: بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد، همین است. گاندی مغزششم (بالاترین سطح شعور اجتماعی) است.


🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
🌐رتبه ۱۶ علمی ایران در سطح جهانی

🔹معاون اداری، مالی و مدیریت منابع وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سفر به #اراک با اشاره به برنامه دولت برای ارتقا تولید گندم از ۱۱ میلیون تن به ۱۸ میلیون تن در سال، گفت: ایران از نظر علمی رتبه نخست منطقه و رتبه 16 جهان را در اختیار دارد.



😂مش‌غلام اراکی:
فک کُنُم معاون وزیر کشاورزیوم باس رتبه دانشگامُنَ اعلام کُنَ!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon
🌐خداحافظی با زمین و خانه قولنامه‌ای

رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور:
🔹طرح تثبیت و حدنگاری زمین‌های کشاورزی آغاز شد، براساس برنامه‌ریزی تلاش می‌شود تا پایان سال ۳۰ درصد از زمین‌های کشاورزی دارای سند ثبتی می‌شوند.
🔹انتظار می‌رود تا ۲ سال آینده کمتر زمین و خانه قولنامه‌ای وجود داشته باشد و همه واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها صاحب سند رسمی می‌شوند.


😂مش‌غلام اراکی:
یه بیسسالی هِس که میگن خُنا سنددار میشن!

چیشی بَگوم هاجرآواجی!

🔹‏سربلندایران‌وایرانی

🔹آگاهے، سرآغاز خردمندے است.


https://t.me/irantamaddon