Forwarded from دیده بان علم ایران
دکتر سرافراز یزدی، استاد شیمی و رییس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد درگذشت
http://www.isw.ir/?p=29317
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=29317
@ISWIR
Forwarded from کانال گیزمیز 💯 (🌍)
🔻وقتی برای اولین بار دختر خردسالی را میبینید به او چه میگویيد یا از او چه میپرسید؟
🔸اغلب ما به دخترها میگویيم که چه لباس زیبایی بر تن دارند یا چقدر موهایشان را قشنگ بسته اند، به طور کلی نظری در مورد زیبایی، لباس یا ظاهر آنها میدهیم؛ اما لیسا بلوم، نویسنده کتابهای موفقیت میگوید سوالاتی از این قبیل باعث میشود،که دختر کوچولوها فکر کنند مهمترین چیز در مورد آنها ظاهرشان است
🔸بلوم پیشنهاد می کند بعد از اینکه به آنها گفتيم از دیدنشان خوشحال و خوشوقتیم، میتوانیم از آنها بپرسیم چه کتابی میخوانند یا چه کتابهایی را دوست دارند. دوست دارند وقتی بزرگ شدند چه کاره شوند یا سؤالاتی از این دست که نه بار جنسیتی داشته باشند و نه به آنها القا کنند که ظاهرشان مهمترین خصوصیت آنهاست.
🔸من همیشه در برخورد با کودکان چه پسر و چه دختر سعی می کنم از آنها تعریف های ظاهری نکنم، همیشه می گويم چه مهربان و مودبی. خیلی جالب است که وقتی به بچه ها می گوييم چه لباس قشنگی داری، سعی می کنند آن لباس را بیشتر نشان دهد.
🔸بیاییم با دختران و پسران کوچک که زنان و مردان آینده اند به گونه ای صحبت کنیم که تصویر فردی توانمند، شایسته و مهربان را در نظرش ارزشمند جلوه دهيم نه انساني با جذابیت های ظاهری!
🆔 @GizmizTel 💯
ow.ly/r17330g4Kom
🔸اغلب ما به دخترها میگویيم که چه لباس زیبایی بر تن دارند یا چقدر موهایشان را قشنگ بسته اند، به طور کلی نظری در مورد زیبایی، لباس یا ظاهر آنها میدهیم؛ اما لیسا بلوم، نویسنده کتابهای موفقیت میگوید سوالاتی از این قبیل باعث میشود،که دختر کوچولوها فکر کنند مهمترین چیز در مورد آنها ظاهرشان است
🔸بلوم پیشنهاد می کند بعد از اینکه به آنها گفتيم از دیدنشان خوشحال و خوشوقتیم، میتوانیم از آنها بپرسیم چه کتابی میخوانند یا چه کتابهایی را دوست دارند. دوست دارند وقتی بزرگ شدند چه کاره شوند یا سؤالاتی از این دست که نه بار جنسیتی داشته باشند و نه به آنها القا کنند که ظاهرشان مهمترین خصوصیت آنهاست.
🔸من همیشه در برخورد با کودکان چه پسر و چه دختر سعی می کنم از آنها تعریف های ظاهری نکنم، همیشه می گويم چه مهربان و مودبی. خیلی جالب است که وقتی به بچه ها می گوييم چه لباس قشنگی داری، سعی می کنند آن لباس را بیشتر نشان دهد.
🔸بیاییم با دختران و پسران کوچک که زنان و مردان آینده اند به گونه ای صحبت کنیم که تصویر فردی توانمند، شایسته و مهربان را در نظرش ارزشمند جلوه دهيم نه انساني با جذابیت های ظاهری!
🆔 @GizmizTel 💯
ow.ly/r17330g4Kom
Forwarded from سیناپرس
.
✳️ ارزیابی فعالیت ها و اثرگذاری نهادهای مروج علم یک نیاز است
مدیر نشر دیبایه و از اعضای موسس انجمن ترویج علم ایران تأکید کرد: اگر می توانستیم جامعه ادبی را به سمت تولید متون ترویج علم - از جمله نوشتن داستان های علمی و تخیلی - هدایت کنیم، بخش پرطرفداری در دوره های بعد جایزه ترویج علم شکل می گرفت.
—---—
❗️ادامه مطلب 👇👇👇
https://goo.gl/5ZRVkk
—------
کانال سیناپرس (خبرگزاری علم و فرهنگ) 👇🏻👇🏻👇🏻
@sinapress
✳️ ارزیابی فعالیت ها و اثرگذاری نهادهای مروج علم یک نیاز است
مدیر نشر دیبایه و از اعضای موسس انجمن ترویج علم ایران تأکید کرد: اگر می توانستیم جامعه ادبی را به سمت تولید متون ترویج علم - از جمله نوشتن داستان های علمی و تخیلی - هدایت کنیم، بخش پرطرفداری در دوره های بعد جایزه ترویج علم شکل می گرفت.
—---—
❗️ادامه مطلب 👇👇👇
https://goo.gl/5ZRVkk
—------
کانال سیناپرس (خبرگزاری علم و فرهنگ) 👇🏻👇🏻👇🏻
@sinapress
خبرگزاری سیناپرس-science news agency-اخبار علمی ایران و جهان
ارزیابی فعالیت ها و اثرگذاری نهادهای مروج علم یک نیاز است
مدیر نشر دیبایه و از اعضای موسس انجمن ترویج علم ایران تأکید کرد: اگر می توانستیم جامعه ادبی را به سمت تولید متون ترویج علم - از جمله نوشتن داستان های علمی و تخیلی - هدایت کنیم، بخش پرطرفداری در دوره های بعد جایزه ترویج علم شکل می گرفت.
Forwarded from دیده بان علم ایران
در دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد: ساخت قطعات کامپوزیتی پیشرفته با استفاده از فناوری بریدینگ
http://www.isw.ir/?p=29318
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=29318
@ISWIR
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from عرفان و عارفانه ها
🆔 @khaliliim
🔳⭕️سندروم دگماتسیم اکتسابی
«بیل گیتس» خالق مایکروسافت و یکی از ده ثروتمند جهان در زمانی که مدیر عامل شرکت مایکروسافت بود، سالی دو بار برای یک هفته تمام، به جایی دور از دفتر کارش میرفت و تنها به مطالعه مطالب گوناگون پرداخته و به ایدههای جدید و آیندهاش فکر میکند. او نام آن دو هفته را، «هفته تفکر» گذاشته است. چرا؟ محققان میگویند وقتی انسان فکر میکند که در حوزهای تخصص زیادی دارد، فکرش بسته میشود و منجر به اثری میشود که نامش را «دگماتیسم اکتسابی یا بهتعبیری «خشکاندیشی کسب شده» گذاشته اند.
🆔 @khaliliim
هرچقدر بیشتر خود را محدود به حوزه خاصی کنیم، هرچقدر بیشتر احساس داشتن علم، دانش و مهارت داشته باشیم، خطر ابتلا به این اثر بیشتر میشود. شاید «بیل گیتس» هم، هفته تفکر را بهعنوان راهکاری برای رهایی از این اثر یافته است. وقتی در این مورد بیشتر بررسی کنیم، مفهوم دیگری را مییابیم به نام «تفکر باز» و «نوآوری باز». این دو مفهوم سعی دارند به ما بگویند که ایدهها ممکن است از هر جایی برخیزند. مثلا در گذشته سازمان ها میلیاردها دلار صرف تحقیق و توسعه می کردند اما اکنون می گویند این کافی نیست. ممکن است ایده نوآورانه از دل مشتریان یا شرکای تجاری شما جوانه بزند. بنابراین تفکر باز می گوید اگر می خواهید در دام خشک اندیشی اکتسابی نیفتید، سازوکاری را فراهم کنید تا تمام ایده ها چه از بیرون یا از درون خود، سازمان یا جامعه تان بجوشد.
🆔 @khaliliim
واقعیت آن است که هیچ کداممان از بیماری «دگماتیسم کسبشده» در امان نیستیم. اتفاقاً هرچقدر باهوش تر باشیم یا میزان سطح تحصیلات، میزان آموزشهای تخصصی، تجربه کاری، و سن مان بیشتر باشد، خطر ابتلا به این بیماری بیشتر میشود. در حوزه فردی و روابط خانوادگی، والدین و فرزندان و یا همسران معتقدند یکدیگر را درک نمیکنند، حرف هم را نمیفهمند، سلایق و باورهای کاملا متضادی دارند یا هر کدام شان هرچه تصمیم میگیرند یا انجام میدهند را بهترین می دانند. در حوزه کسبوکار، مدیران بخش های مختلف هر کدام ایده خودشان را دارند و سازمان همواره در کشاکش ایده های مختلف همچون کشتی سرگردانی است که گاهی به شمال شرقی و گاهی به جنوب غربی می رود و از آن بدتر در سطح جامعه و در عرصه کشورداری نتایج می تواند اسف بارتر باشد. نخبگان و برگزیدگان قدرت و منزلت و ثروت هر کدام تصویری از آینده آرمانی جامعه در ذهن خود می پرورانند و دیگرانی که مانند آنان فکر نمی کنند را به صفاتی مانند خائن، وطن فروش، فریب خورده، غرب زده، شرق زده، سنتی و یا قدیمی نسبت می دهند. فرصت ها و سال ها، روزها و ساعتها می گذرد اما دریغ از تفاهم روی موضوعات استراتژیک و توافق روی اقدامات استراتژیک. زندگی/سازمان/کشور در «تفکر بسته»، می پوسد و مرداب می شود!
🆔 @khaliliim
☑️⭕️تجویز راهبردی:
راه حل رهایی از دگماتسیم اکتسابی، تفکر و نوآوری باز است.
«تفکر باز» از شنیدن هرگونه ایده جدید و متفاوت، فارغ از منبع ایده آغاز میشود. در تفکر باز آنچه اهمیت دارد، کاربردیبودن آن ایده برای اهداف ماست نه اینکه چه کسی آن را گفته است. نشریه معتبر فوربس اخیرا مطلبی در این ارتباط منتشر کرده است و در آن چند پیشنهاد برای بهبود این مهارت مطرح میکند.
🆔 @khaliliim
1.با افرادی که اختلاف نظر داریم فعالیت های مشترک تعریف کنیم. برای مثال در خانواده آخر هفته را بگذاریم برای تغییر دکوراسیون یا رنگ کردن یکی از اتاق های خانه!
2.حتما زمانهایی هرچند کوتاه را به مطالعه مطالبی بیارتباط با حوزه فعالیت معمولمان اختصاص دهیم. فراموش نکنیم هر چقدر متخصص تر، خشک اندیش تر!
3.جلسات غیررسمی و گپوگفت داشته باشیم، برای مثال در موضوع کاری و کسبوکار، با همکاران، جلسات هفتگی یا دوهفتگی کوتاه، اما غیرکاری داشته باشیم. مثلا بهتر است اصول گرایان با اصلاح طلبان جلسات نقد فیلم داشته باشند یعنی یک جلسه غیررسمی و بی ارتباط به حوزه اختلاف شان.
🆔 @khaliliim
خداوند بارها خطر خشک اندیشی را هشدار داده است به ويژه آن جا که صحبت از پیروی کورکورانه از گذشتگان می شود. زندگی شخصی ما، سازمان ما و کشور ما نیازمند تفکر تازه و باز و در نتیجه تفاهم و تعامل است. پنجره ذهن فروبسته خود را بگشاییم و بگذاریم نسیم «دیگری» در ذهن ما جاری شود.
نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
🆔 @khaliliim
🆔 @khaliliim @Dr_Lashkarbolouki
🆑کانال محمد خلیلی
🌹
🔳⭕️سندروم دگماتسیم اکتسابی
«بیل گیتس» خالق مایکروسافت و یکی از ده ثروتمند جهان در زمانی که مدیر عامل شرکت مایکروسافت بود، سالی دو بار برای یک هفته تمام، به جایی دور از دفتر کارش میرفت و تنها به مطالعه مطالب گوناگون پرداخته و به ایدههای جدید و آیندهاش فکر میکند. او نام آن دو هفته را، «هفته تفکر» گذاشته است. چرا؟ محققان میگویند وقتی انسان فکر میکند که در حوزهای تخصص زیادی دارد، فکرش بسته میشود و منجر به اثری میشود که نامش را «دگماتیسم اکتسابی یا بهتعبیری «خشکاندیشی کسب شده» گذاشته اند.
🆔 @khaliliim
هرچقدر بیشتر خود را محدود به حوزه خاصی کنیم، هرچقدر بیشتر احساس داشتن علم، دانش و مهارت داشته باشیم، خطر ابتلا به این اثر بیشتر میشود. شاید «بیل گیتس» هم، هفته تفکر را بهعنوان راهکاری برای رهایی از این اثر یافته است. وقتی در این مورد بیشتر بررسی کنیم، مفهوم دیگری را مییابیم به نام «تفکر باز» و «نوآوری باز». این دو مفهوم سعی دارند به ما بگویند که ایدهها ممکن است از هر جایی برخیزند. مثلا در گذشته سازمان ها میلیاردها دلار صرف تحقیق و توسعه می کردند اما اکنون می گویند این کافی نیست. ممکن است ایده نوآورانه از دل مشتریان یا شرکای تجاری شما جوانه بزند. بنابراین تفکر باز می گوید اگر می خواهید در دام خشک اندیشی اکتسابی نیفتید، سازوکاری را فراهم کنید تا تمام ایده ها چه از بیرون یا از درون خود، سازمان یا جامعه تان بجوشد.
🆔 @khaliliim
واقعیت آن است که هیچ کداممان از بیماری «دگماتیسم کسبشده» در امان نیستیم. اتفاقاً هرچقدر باهوش تر باشیم یا میزان سطح تحصیلات، میزان آموزشهای تخصصی، تجربه کاری، و سن مان بیشتر باشد، خطر ابتلا به این بیماری بیشتر میشود. در حوزه فردی و روابط خانوادگی، والدین و فرزندان و یا همسران معتقدند یکدیگر را درک نمیکنند، حرف هم را نمیفهمند، سلایق و باورهای کاملا متضادی دارند یا هر کدام شان هرچه تصمیم میگیرند یا انجام میدهند را بهترین می دانند. در حوزه کسبوکار، مدیران بخش های مختلف هر کدام ایده خودشان را دارند و سازمان همواره در کشاکش ایده های مختلف همچون کشتی سرگردانی است که گاهی به شمال شرقی و گاهی به جنوب غربی می رود و از آن بدتر در سطح جامعه و در عرصه کشورداری نتایج می تواند اسف بارتر باشد. نخبگان و برگزیدگان قدرت و منزلت و ثروت هر کدام تصویری از آینده آرمانی جامعه در ذهن خود می پرورانند و دیگرانی که مانند آنان فکر نمی کنند را به صفاتی مانند خائن، وطن فروش، فریب خورده، غرب زده، شرق زده، سنتی و یا قدیمی نسبت می دهند. فرصت ها و سال ها، روزها و ساعتها می گذرد اما دریغ از تفاهم روی موضوعات استراتژیک و توافق روی اقدامات استراتژیک. زندگی/سازمان/کشور در «تفکر بسته»، می پوسد و مرداب می شود!
🆔 @khaliliim
☑️⭕️تجویز راهبردی:
راه حل رهایی از دگماتسیم اکتسابی، تفکر و نوآوری باز است.
«تفکر باز» از شنیدن هرگونه ایده جدید و متفاوت، فارغ از منبع ایده آغاز میشود. در تفکر باز آنچه اهمیت دارد، کاربردیبودن آن ایده برای اهداف ماست نه اینکه چه کسی آن را گفته است. نشریه معتبر فوربس اخیرا مطلبی در این ارتباط منتشر کرده است و در آن چند پیشنهاد برای بهبود این مهارت مطرح میکند.
🆔 @khaliliim
1.با افرادی که اختلاف نظر داریم فعالیت های مشترک تعریف کنیم. برای مثال در خانواده آخر هفته را بگذاریم برای تغییر دکوراسیون یا رنگ کردن یکی از اتاق های خانه!
2.حتما زمانهایی هرچند کوتاه را به مطالعه مطالبی بیارتباط با حوزه فعالیت معمولمان اختصاص دهیم. فراموش نکنیم هر چقدر متخصص تر، خشک اندیش تر!
3.جلسات غیررسمی و گپوگفت داشته باشیم، برای مثال در موضوع کاری و کسبوکار، با همکاران، جلسات هفتگی یا دوهفتگی کوتاه، اما غیرکاری داشته باشیم. مثلا بهتر است اصول گرایان با اصلاح طلبان جلسات نقد فیلم داشته باشند یعنی یک جلسه غیررسمی و بی ارتباط به حوزه اختلاف شان.
🆔 @khaliliim
خداوند بارها خطر خشک اندیشی را هشدار داده است به ويژه آن جا که صحبت از پیروی کورکورانه از گذشتگان می شود. زندگی شخصی ما، سازمان ما و کشور ما نیازمند تفکر تازه و باز و در نتیجه تفاهم و تعامل است. پنجره ذهن فروبسته خود را بگشاییم و بگذاریم نسیم «دیگری» در ذهن ما جاری شود.
نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
🆔 @khaliliim
🆔 @khaliliim @Dr_Lashkarbolouki
🆑کانال محمد خلیلی
🌹
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر ششمین دوره جایزه #ترویج_علم
✳️ قسمت دوم: #احمد_خواجه_نصیر_طوسی
◀️ آقای #احمد_خواجه_نصیر_طوسی در سال 1328 از دانشسرای عالی تهران در رشته آموزش شیمی فارغ التحصیل شد و به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد. در سال 1341 درجه فوق لیسانس شیمی را دریافت کرد. ایشان تا سال 1355 که بازنشسته شد در سمتهای دبیر دبیرستان و معاون سازمان کتابهای درسی خدمت کرد. پس از بازنشستگی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد سابق شد و پس از تعطیلی آن دانشگاه و تأسیس مرکز نشر دانشگاهی به ویراستار ارشدی آن مرکز برگزیده شد. هم اکنون هم در انتشارات فاطمی امور تألیف و ترجمه کتابهای علمی و آموزشی آن موسسه را هدایت میکند و سازمان میبخشد.
◀️ آقای #طوسی به همراه شادروان #هوشنگ_شریعت_زاده و دکتر #محمود_بهزاد نخستین دوره کتابهای درسی علوم تجربی دوره راهنمایی را تألیف کردند و یاب جدیدی در علم و علم آموزی در ایران باز کردند. این کتابها دارای راهنمای معلم هم هستند تألیف دیگر دو جلد کتاب شیمی برای دانشجویان دانشسرای راهنمایی (با همکاری دیگران) بود ترجمههای ایشان که بالغ بر 30 جلد و شامل کتاب شیمی مورتیمر برای دانشگاهها، شیمی علم آزمایشگاهی (کتاب درسی معروف آمریکایی)، ترجمه کتابهای PSSC، طرح هاروارد (5 جلد)، تاریخ شیمی، ترجمه نجوم دینمیکی) ترجمه اصول ترمودینامیک و ... است.
#احمد_خواجه_نصیر_طوسی در توصیف خود میگویند:
◀️ اسم من #احمد است. احمد در لغت ستودنی است که من نیستم. فامیلم خواجه نصیر طوسی است. من خواجه نیستم چون یک معنی خواجه زن گریز است و من دو پسر دارم و به معنی دیگر آقا و ارباب هم نیستم. نصیرم که من یاری کننده نیستم، طوسیام و اهل طوس نیستم اما همه مرا بنام احمد خواجه نصیر طوسی میشناسند و فرهنگستان هم نمیتواند این را عوض کند این مثال را زدم برای این که لازم است که وقتی کلمه علم را به زبان میآوریم معنی آن شناخته و حوزهاش معلوم شود و معلوم گردد که با دیگر دانشهای چه ارتباطی دارد. من منظور از علم کلمه ساینس science است.
◀️ دو کلمه انگلیسی ساینس و ناولج رواج دارد که در ایران اولی معادل علم و دومی دو معنی دارد که یکی شناخت و دیگری دانش است. در گذشته این دو کلمه را معادل یکدیگر به کار میبردند. تعریف سادهای که میتوان از علم بیان کرد چنین است:
«علم، کتاب گشوده طبیعت است باید خواندن را فرا گرفت»
◀️ ما باید معنی دقیق کلمات را بفهمیم. جهانی خود را به اهلش میشناساند. باید روش شناختن جهان را بشناسیم. علم جدید با علم قدیم تفاوت میکند. علم جدید جایگاه خاصی دارد. پایه گذارانش #گالیله و بعد #نیوتون بودند و عالم به معنی ساینتیست کسی است که راه و روش آنها را ادامه میدهد. نه غیر از آن. در ایران بعد از قرن پنجم کتابهایی نوشتند و افکاری رواج دادند که هم ریشه علم و هم ریشه فلسفه را خشکاندند و تا زمان #امیرکبیر چیز قابل توجهی از نظر علم نداریم. اگر در زمان #شاه_عباس، #شیخ_بهایی در حسابان مینویسد در آن موقع #ویلیام_هاروی انگلیسی گردش خون را کشف کرد.
◀️ #ابن_رشد وقتی به آندلس رفت در آن جا اوج گرفت و ضمن تألیف کتابهای در فلسفه به نوشتن کتاب تهافت التهافت پرداخت و این مسئله نشان میدهد که علم در محیطی زایش مییابد که آماده باشد. علم بیکران است. در پیشرفت و تکامل است. تئوریهای علمی امروز در آینده کاملتر و سادهتر میشوند و آسانتر و دقیقتر پدیدههای طبیعی را تفسیر میکنند.
◀️ هر علم دارای دو وجه است یک وجه کاربردی که به حواس و تواناییهای ما کمک میکند و دیگری نظری که ذهن ما را توسعه میبخشد.
—------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان ششمین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3533
💠 آشنایی با برنده تندیس و جایزه ششمین دوره جایزه #ترویج_علم
https://t.me/iranpopscience/3736
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر ششمین دوره جایزه #ترویج_علم، قسمت اول
part 1: https://t.me/iranpopscience/3794
part 2: https://t.me/iranpopscience/3797
part 3: https://t.me/iranpopscience/3799
✳️ قسمت دوم: #احمد_خواجه_نصیر_طوسی
◀️ آقای #احمد_خواجه_نصیر_طوسی در سال 1328 از دانشسرای عالی تهران در رشته آموزش شیمی فارغ التحصیل شد و به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد. در سال 1341 درجه فوق لیسانس شیمی را دریافت کرد. ایشان تا سال 1355 که بازنشسته شد در سمتهای دبیر دبیرستان و معاون سازمان کتابهای درسی خدمت کرد. پس از بازنشستگی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد سابق شد و پس از تعطیلی آن دانشگاه و تأسیس مرکز نشر دانشگاهی به ویراستار ارشدی آن مرکز برگزیده شد. هم اکنون هم در انتشارات فاطمی امور تألیف و ترجمه کتابهای علمی و آموزشی آن موسسه را هدایت میکند و سازمان میبخشد.
◀️ آقای #طوسی به همراه شادروان #هوشنگ_شریعت_زاده و دکتر #محمود_بهزاد نخستین دوره کتابهای درسی علوم تجربی دوره راهنمایی را تألیف کردند و یاب جدیدی در علم و علم آموزی در ایران باز کردند. این کتابها دارای راهنمای معلم هم هستند تألیف دیگر دو جلد کتاب شیمی برای دانشجویان دانشسرای راهنمایی (با همکاری دیگران) بود ترجمههای ایشان که بالغ بر 30 جلد و شامل کتاب شیمی مورتیمر برای دانشگاهها، شیمی علم آزمایشگاهی (کتاب درسی معروف آمریکایی)، ترجمه کتابهای PSSC، طرح هاروارد (5 جلد)، تاریخ شیمی، ترجمه نجوم دینمیکی) ترجمه اصول ترمودینامیک و ... است.
#احمد_خواجه_نصیر_طوسی در توصیف خود میگویند:
◀️ اسم من #احمد است. احمد در لغت ستودنی است که من نیستم. فامیلم خواجه نصیر طوسی است. من خواجه نیستم چون یک معنی خواجه زن گریز است و من دو پسر دارم و به معنی دیگر آقا و ارباب هم نیستم. نصیرم که من یاری کننده نیستم، طوسیام و اهل طوس نیستم اما همه مرا بنام احمد خواجه نصیر طوسی میشناسند و فرهنگستان هم نمیتواند این را عوض کند این مثال را زدم برای این که لازم است که وقتی کلمه علم را به زبان میآوریم معنی آن شناخته و حوزهاش معلوم شود و معلوم گردد که با دیگر دانشهای چه ارتباطی دارد. من منظور از علم کلمه ساینس science است.
◀️ دو کلمه انگلیسی ساینس و ناولج رواج دارد که در ایران اولی معادل علم و دومی دو معنی دارد که یکی شناخت و دیگری دانش است. در گذشته این دو کلمه را معادل یکدیگر به کار میبردند. تعریف سادهای که میتوان از علم بیان کرد چنین است:
«علم، کتاب گشوده طبیعت است باید خواندن را فرا گرفت»
◀️ ما باید معنی دقیق کلمات را بفهمیم. جهانی خود را به اهلش میشناساند. باید روش شناختن جهان را بشناسیم. علم جدید با علم قدیم تفاوت میکند. علم جدید جایگاه خاصی دارد. پایه گذارانش #گالیله و بعد #نیوتون بودند و عالم به معنی ساینتیست کسی است که راه و روش آنها را ادامه میدهد. نه غیر از آن. در ایران بعد از قرن پنجم کتابهایی نوشتند و افکاری رواج دادند که هم ریشه علم و هم ریشه فلسفه را خشکاندند و تا زمان #امیرکبیر چیز قابل توجهی از نظر علم نداریم. اگر در زمان #شاه_عباس، #شیخ_بهایی در حسابان مینویسد در آن موقع #ویلیام_هاروی انگلیسی گردش خون را کشف کرد.
◀️ #ابن_رشد وقتی به آندلس رفت در آن جا اوج گرفت و ضمن تألیف کتابهای در فلسفه به نوشتن کتاب تهافت التهافت پرداخت و این مسئله نشان میدهد که علم در محیطی زایش مییابد که آماده باشد. علم بیکران است. در پیشرفت و تکامل است. تئوریهای علمی امروز در آینده کاملتر و سادهتر میشوند و آسانتر و دقیقتر پدیدههای طبیعی را تفسیر میکنند.
◀️ هر علم دارای دو وجه است یک وجه کاربردی که به حواس و تواناییهای ما کمک میکند و دیگری نظری که ذهن ما را توسعه میبخشد.
—------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان ششمین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3533
💠 آشنایی با برنده تندیس و جایزه ششمین دوره جایزه #ترویج_علم
https://t.me/iranpopscience/3736
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر ششمین دوره جایزه #ترویج_علم، قسمت اول
part 1: https://t.me/iranpopscience/3794
part 2: https://t.me/iranpopscience/3797
part 3: https://t.me/iranpopscience/3799
Forwarded from دیده بان علم ایران
ناهماهنگی دستگاه ها و تخصیص نامناسب بودجه از چالش های بخش هوافضا است
http://www.isw.ir/?p=29416
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=29416
@ISWIR
Forwarded from دیده بان علم ایران
عضویت دو فیزیک پیشه ایرانی در کمیسیون بیوفیزیک انجمن بین المللی فیزیک محض و کاربردی
http://www.isw.ir/?p=29426
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=29426
@ISWIR
Forwarded from سیناپرس
.
https://goo.gl/MjtiRz
✳️ رساله دکترای هاوکینگ را رایگان بخوانید
دانشگاه کمبریج در اقدامی ارزشمند و در راستای هفته دسترسی آزاد به منابع علمی، پژوهش دوره دکترای استیفن هاوکینگ دانشمند مشهور جهانی را با موضوع ویژگی های گسترش جهان به طور رایگان در اختیار عموم مردم قرار داد.
👈 بعد از انتشار این خبر، به دلیل ورود تعداد زیادی از کاربران به سایت دانشگاه، سرور آن برای مدتی از دسترس خارج شد.
—---—
❗️ادامه مطلب 👇👇👇
https://goo.gl/sZiW8w
—------
کانال سیناپرس (خبرگزاری علم و فرهنگ) 👇🏻👇🏻👇🏻
@sinapress
https://goo.gl/MjtiRz
✳️ رساله دکترای هاوکینگ را رایگان بخوانید
دانشگاه کمبریج در اقدامی ارزشمند و در راستای هفته دسترسی آزاد به منابع علمی، پژوهش دوره دکترای استیفن هاوکینگ دانشمند مشهور جهانی را با موضوع ویژگی های گسترش جهان به طور رایگان در اختیار عموم مردم قرار داد.
👈 بعد از انتشار این خبر، به دلیل ورود تعداد زیادی از کاربران به سایت دانشگاه، سرور آن برای مدتی از دسترس خارج شد.
—---—
❗️ادامه مطلب 👇👇👇
https://goo.gl/sZiW8w
—------
کانال سیناپرس (خبرگزاری علم و فرهنگ) 👇🏻👇🏻👇🏻
@sinapress
Forwarded from دیده بان علم ایران
طراحی ربات های جراح و شوینده خطوط انتقال نیرو در دانشگاه صنعتی امیرکبیر
http://www.isw.ir/?p=29454
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=29454
@ISWIR
Forwarded from دیده بان علم ایران
دو جمله بر سربرگ هتل، انعام ۱٫۵ میلیون دلاری اینشتین به نامه رسان ژاپنی
http://www.isw.ir/?p=29468
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=29468
@ISWIR
Forwarded from جامعه دانايى
⭕️چرخ چهارشنبه ۳ آبان را ببینید.
📀مدیریت داده محور
🐬مرورگر: دلفینها هم آلزایمر میگیرند.
❓پیامک: چه سوالی درباره مغز دارید؟
📩 3000045
@charkhIRIB4
📀مدیریت داده محور
🐬مرورگر: دلفینها هم آلزایمر میگیرند.
❓پیامک: چه سوالی درباره مغز دارید؟
📩 3000045
@charkhIRIB4
Forwarded from نمایشگاه مطبوعات
✅امسال 940 #رسانه در قالب 600غرفه در نمایشگاه مطبوعات حضور دارند
🔴موسسات مطبوعاتی، خانههای مطبوعات و غرفههای مشترک رسانهای عامل رشد چشمگیر رسانهها
🆔 @pressexpo
🔴موسسات مطبوعاتی، خانههای مطبوعات و غرفههای مشترک رسانهای عامل رشد چشمگیر رسانهها
🆔 @pressexpo
Forwarded from مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اهمیت ترویج علم گفت: این امر در دو سطح و با ایجاد نهادهای واسط از یک سو و رسانه ها ممکن است.
هادی خانیکی با ارائه تعریفی در مورد ترویج علم گفت: ترویج علم به معنای اتخاذ رویکردها و انتخاب سازوکارها و نهادهایی است که بتواند فهم مشترکی از مسائل علمی در سطوح مختلف جامعه به وجود آورد.
وی در گفت وگو با خبرنگاران افزود: باید بدانیم چطور علم را از درون نهادهای تولیدکننده علم با زبان تخصصی به موضوعات یا مقوله هایی تبدیل کنیم که عامه همان مفاهیم را با زبان ساده تر و حساسیت بیشتر دنبال کنند؛ مفهومی که تحت عنوان فرهنگ علمی از آن تعبیر می کنیم. به طور طبیعی این فرایند در دو سطح امکان پذیر است؛ اول با شکل گیری نهادهای واسط یا مدنی که فاصله مراکز علمی و دانشگاهی و حوزه عمومی را کم کنند و دوم با رسانه ها.
نویسنده کتاب «قدرت، جامعه مدنی و مطبوعات» با اشاره به طیف گسترده رسانه ها ادامه داد: کمبود هر کدام از این دو بخش بار دیگری را سنگین می کند؛ ضمن اینکه ترویج علم طرفهایی دارد؛ یک طرف عالمان، محققان؛ طرف دیگر آموزش دهندگان، و طرف دیگر توزیع کنندگان فراورده های علمی و طرف آخر مردم هستند و ایجاد پیوند بین این طرف ها نیازمند وجود شبکه ها و نهادهای مدنی یا رسانه های عمومی و تخصصی است و در غیر اینصورت علم پشت دیوارهای دانشگاه و مراکز تولید فناوری محبوس می شود و جامعه مسیر خودش را پیش می برد.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این سوال که چرا رسانه های عمومی نسبت به اخبار علمی بی توجه هستند، گفت:در هر کدام از رسانه هابا نقیصه هایی مواجه هستیم، در سطح رسانه دیداری و شنیداری به عنوان نهاد ترویج کننده علم بزرگ ترین کاستی ارتباط متمرکز بر خود رادیو و تلویزیون است، این دستگاه نمی تواند مستقل از کانون های اندیشه و مراکز مولد علم به استانداردسازی و اشاعه علم بپردازد، نباید در مقام داوری کننده نسبت به علم قرار بگیرد؛ زیرا داوری نسبت به کیفیت علمی به عهده نهادهای علمی است. اما از آنجا که نهادهای علمی زبان گویا و رسانه های لازم را ندارند؛ رادیو و تلویزیون از قدرت اجرایی خود استفاده کرده و دچار یک نوع دوپارگی بین صداوسیما و دستگاه های علمی می شویم.
نویسنده کتاب «در جهان گفت وگو» با تقسیم مطبوعات به نشریات دانش ورانه یا نشریات اختصاصی علمی توضیح داد: نشریات هم از طریق صفحات ویژه هم وظایف و کارکردهای عمومی یک نشریه عمومی می توانند علم را ترویج دهند.
وی افزود: یک روزنامه را نمی شود به دو بخش تقسیم کرد؛ مثلا در صفحات علمی خیلی عالمانه باشد و در صفحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی غیرعالمانه یا با زیرپا گذاشتن نگرش علمی مطالب را منتشر کند.
خانیکی تصریح کرد: ترویج علم یک منظومه است و نبود توازن در کار رسانه ای، ترویج علم را مختل می کند. به این ترتیب نیازمند نوعی آموزش حرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای معطوف به علم هستیم؛ روزنامه نگاران علم از طرفی کسانی هستند که مقوله های خاص علمی را می فهمند و از طرف دیگر نگرش علمی دارند و برای نمونه اگر روزنامه نگاری به آسیب های احتماعی می پردازد و نگرش علمی دارد؛ به سمت نوعی روزنامه نگاری راه حل گرا و تحقیقی می رود تا اینکه اسیر جنجال ها و روزنامه نگاری زرد شود.
«در این سطح دو نوع کمبود داریم؛ کمبود روزنامه نگاران متخصص که به حوزه علم بپردازند و کمبود نگرش علمی در میان همه روزنامه نگاران حرفه ای. اگر اینها حل شود طبیعتا در کنار روزنامه ها و نشریات عمومی، روزنامه ها و نشریات علمی باید داشته باشیم. این روزنامه ها از جنس مجلاتی نیستند که به زبان غیرقابل فهم برای عمومی حرف بزنند؛ بلکه روزنامه هایی هستند که رویدادها و تحلیل های خاص روز علم را منتقل و به بقیه مسایل جامعه با دید علمی نگاه می کنند؛ به این ترتیب این نظر درست است که با وجود روزنامه های تخصصی غیرخبری مانند روزنامه های فرهنگی، هنری و ادبی جای روزنامه های علمی خالی است».
خانیکی در مورد اینکه زبان علم چقدر به زبان روزنامه نگاری نزدیک است گفت: قدرت دانشمندان، استادان و محققان باید تا جایی پیش برود که بتوانند مفاهیم پیچیده علمی را با زبان عمومی بیان کنند. در دنیا هم تجربه های موفق از این دست زیاد است و اینکه هر کس پیچیده و دشوار حرف بزند که عموم نفهمند؛ علمی تر است تجربه ای کهنه به شمار می آید. برجسته ترین دانشمندان امروز جهان کسانی هستند که وارد شبکه های خبری و کانال ها شدند و خود به سوالات مخاطبان پاسخ می دهند.
(ادامه در 👇)
@nrisp
هادی خانیکی با ارائه تعریفی در مورد ترویج علم گفت: ترویج علم به معنای اتخاذ رویکردها و انتخاب سازوکارها و نهادهایی است که بتواند فهم مشترکی از مسائل علمی در سطوح مختلف جامعه به وجود آورد.
وی در گفت وگو با خبرنگاران افزود: باید بدانیم چطور علم را از درون نهادهای تولیدکننده علم با زبان تخصصی به موضوعات یا مقوله هایی تبدیل کنیم که عامه همان مفاهیم را با زبان ساده تر و حساسیت بیشتر دنبال کنند؛ مفهومی که تحت عنوان فرهنگ علمی از آن تعبیر می کنیم. به طور طبیعی این فرایند در دو سطح امکان پذیر است؛ اول با شکل گیری نهادهای واسط یا مدنی که فاصله مراکز علمی و دانشگاهی و حوزه عمومی را کم کنند و دوم با رسانه ها.
نویسنده کتاب «قدرت، جامعه مدنی و مطبوعات» با اشاره به طیف گسترده رسانه ها ادامه داد: کمبود هر کدام از این دو بخش بار دیگری را سنگین می کند؛ ضمن اینکه ترویج علم طرفهایی دارد؛ یک طرف عالمان، محققان؛ طرف دیگر آموزش دهندگان، و طرف دیگر توزیع کنندگان فراورده های علمی و طرف آخر مردم هستند و ایجاد پیوند بین این طرف ها نیازمند وجود شبکه ها و نهادهای مدنی یا رسانه های عمومی و تخصصی است و در غیر اینصورت علم پشت دیوارهای دانشگاه و مراکز تولید فناوری محبوس می شود و جامعه مسیر خودش را پیش می برد.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این سوال که چرا رسانه های عمومی نسبت به اخبار علمی بی توجه هستند، گفت:در هر کدام از رسانه هابا نقیصه هایی مواجه هستیم، در سطح رسانه دیداری و شنیداری به عنوان نهاد ترویج کننده علم بزرگ ترین کاستی ارتباط متمرکز بر خود رادیو و تلویزیون است، این دستگاه نمی تواند مستقل از کانون های اندیشه و مراکز مولد علم به استانداردسازی و اشاعه علم بپردازد، نباید در مقام داوری کننده نسبت به علم قرار بگیرد؛ زیرا داوری نسبت به کیفیت علمی به عهده نهادهای علمی است. اما از آنجا که نهادهای علمی زبان گویا و رسانه های لازم را ندارند؛ رادیو و تلویزیون از قدرت اجرایی خود استفاده کرده و دچار یک نوع دوپارگی بین صداوسیما و دستگاه های علمی می شویم.
نویسنده کتاب «در جهان گفت وگو» با تقسیم مطبوعات به نشریات دانش ورانه یا نشریات اختصاصی علمی توضیح داد: نشریات هم از طریق صفحات ویژه هم وظایف و کارکردهای عمومی یک نشریه عمومی می توانند علم را ترویج دهند.
وی افزود: یک روزنامه را نمی شود به دو بخش تقسیم کرد؛ مثلا در صفحات علمی خیلی عالمانه باشد و در صفحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی غیرعالمانه یا با زیرپا گذاشتن نگرش علمی مطالب را منتشر کند.
خانیکی تصریح کرد: ترویج علم یک منظومه است و نبود توازن در کار رسانه ای، ترویج علم را مختل می کند. به این ترتیب نیازمند نوعی آموزش حرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای معطوف به علم هستیم؛ روزنامه نگاران علم از طرفی کسانی هستند که مقوله های خاص علمی را می فهمند و از طرف دیگر نگرش علمی دارند و برای نمونه اگر روزنامه نگاری به آسیب های احتماعی می پردازد و نگرش علمی دارد؛ به سمت نوعی روزنامه نگاری راه حل گرا و تحقیقی می رود تا اینکه اسیر جنجال ها و روزنامه نگاری زرد شود.
«در این سطح دو نوع کمبود داریم؛ کمبود روزنامه نگاران متخصص که به حوزه علم بپردازند و کمبود نگرش علمی در میان همه روزنامه نگاران حرفه ای. اگر اینها حل شود طبیعتا در کنار روزنامه ها و نشریات عمومی، روزنامه ها و نشریات علمی باید داشته باشیم. این روزنامه ها از جنس مجلاتی نیستند که به زبان غیرقابل فهم برای عمومی حرف بزنند؛ بلکه روزنامه هایی هستند که رویدادها و تحلیل های خاص روز علم را منتقل و به بقیه مسایل جامعه با دید علمی نگاه می کنند؛ به این ترتیب این نظر درست است که با وجود روزنامه های تخصصی غیرخبری مانند روزنامه های فرهنگی، هنری و ادبی جای روزنامه های علمی خالی است».
خانیکی در مورد اینکه زبان علم چقدر به زبان روزنامه نگاری نزدیک است گفت: قدرت دانشمندان، استادان و محققان باید تا جایی پیش برود که بتوانند مفاهیم پیچیده علمی را با زبان عمومی بیان کنند. در دنیا هم تجربه های موفق از این دست زیاد است و اینکه هر کس پیچیده و دشوار حرف بزند که عموم نفهمند؛ علمی تر است تجربه ای کهنه به شمار می آید. برجسته ترین دانشمندان امروز جهان کسانی هستند که وارد شبکه های خبری و کانال ها شدند و خود به سوالات مخاطبان پاسخ می دهند.
(ادامه در 👇)
@nrisp
Forwarded from مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
وی با اشاره به فناوری های جدید گفت: این فناوری ها اجازه نداده علم و عالم در دانشگاه محبوس بماند و تعامل و دادوستد عمومی هم نوعی روزنامه نگاری علمی را مطرح کرده و هم سادگی، جذابیت و ظرفیت نهفته در رسانه و روزنامه نگاری را در کنار علم قرار داده است؛ مثلا برایان مک گیل یکی از تجربه های موفق در این زمینه با برنامه فلسفه برای همه بود.
http://www.irna.ir/fa/News/82707449
http://www.irna.ir/fa/News/82707449
خبرگزاری جمهوری اسلامی
ترویج علم با رسانه و نهادهای واسط ممکن است/کمبود نگرش علمی در روزنامه نگاران
تهران- ایرنا- عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اهمیت ترویج علم گفت: این امر در دو سطح و با ایجاد نهادهای واسط از یک سو و رسانه ها ممکن است.
Forwarded from 🔸️فانوس پایگاه خبری - تحلیلی
📝📝📝چالش آموزش؛
نظام آموزشی کشور با چه دشواریهایی روبهروست؟
✍️ دکتر مولود پاکروان
✅در کجای آموزش جهان ایستادهایم؟
در پایان سال ۲۰۱۵ میلادی که بزرگترین رتبهبندی جهانی مدارس از سوی OECD منتشر شد،
دانشآموزان ایرانی در میان ۷۶ کشور، از نظر آموزههای علوم و ریاضیات در رتبه ۵۱ جهان قرار گرفتند. رتبههای نخست این فهرست در انحصار پنج کشور آسیایی سنگاپور، هنگکنگ، کره جنوبی، ژاپن و تایوان بود. فنلاند که سالهاست نام خود را در صدر بهترین نظامهای آموزشی جهان به ثبت رسانده در رتبه ششم قرار گرفت. مقام بیستم به انگلستان رسید و هشت پله بعد نام ایالات متحده آمریکا دیده میشد. کشورهای آفریقای جنوبی و غنا هم دو رتبه آخر فهرست را به نام خود کردند.
✅ایدهای که OECD را بر آن داشت تا چنین ارزیابی گستردهای را برنامهریزی و اجرا کند این بود که کشورهای بیشتری از فقیر گرفته تا ثروتمند، بتوانند خود را با پیشگامان آموزش در جهان مقایسه کنند، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و دریابند با بهبود کیفیت آموزش چگونه میتوانند در بلندمدت به دستاوردهای اقتصادی بیشتری نائل آیند. اقتصاددانان OECD معتقدند این مقایسه - که بر مبنای نمره آزمونهای ریاضی، علوم و خواندن صورت گرفته- مدرک متقنی برای وجود رابطه میان آموزش این مهارتها و رشد اقتصادی است.
✅سنگاپور، صدرنشین رتبهبندی جهانی مدارس از دهه ۱۹۶۰ تاکنون نرخ سوادآموزی خود را به نحو چشمگیری ارتقا بخشیده و این نشان میدهد هر کشوری با سرمایهگذاری در آموزش میتواند تا چه اندازه پیشرفت کند، در نقطه مقابل یافتههای را پنج نوجوان، یک نفر بدون آموزش مهارتهای ضروری مدرسه را به اتمام میرساند. تحلیلگران میگویند کاهش این تعداد و بهبود مهارتها میتواند تریلیونها دلار به اقتصاد انگلستان کمک کند.
✅یافته دیگر این رتبهبندی که بیش از یکسوم کشورهای جهان را بررسی کرده آن است که کشورهایی نظیر ایران، آفریقای جنوبی، پرو و تایلند هم میتوانند در مقیاسهای جهانی خود را نشان دهند. پژوهشگران البته دلیل موفقیت کشورهای آسیای شرقی در این ارزیابی را بهسادگی تبیین کردهاند: اگر شما به یک کلاس درس آسیایی وارد شوید آموزگارانی را میبینید که انتظار دارند همه دانشآموزانشان موفق شوند. نظام آموزشی، سختگیر، متمرکز و منسجم است. این کشورها همچنین در جذب معلمان باهوش و مستعد برای تدریس در کلاسهای پرچالش بسیار موفق هستند، بنابراین دانشآموزان زیر نظر آموزگاران فوقالعادهای آموزش میبینند.
✅نویسندگان این رتبهبندی که دو تن از استادان دانشگاههای استنفورد و مونیخ هستند میگویند: «کیفیت آموزش» پیشبینیکننده قدرتمند میزان «ثروتی» است که کشورها در بلندمدت تولید خواهند کرد. رتبهبندی جهانی مدارس البته منتقدانی هم دارد. آنها میگویند این پیمایش از آنجا که تمامی شاخصهای آموزش در کشورها را بررسی نمیکند نمیتواند معیار کاملی برای ارزیابی نظام آموزشی باشد. شاید به همین دلیل است که مطالعات متعدد دیگری صورت میگیرد تا هرسال بهترین نظامهای آموزشی جهان، شناسایی و معرفی شوند تا برنامهریزی، مدیریت و سیاستگذاریهای آنها الگوی کشورهای در حال توسعه قرار گیرد.
🔹مدارس؛ جایی برای نیاموختن
✅نگاهی به تصویر جهانی آموزش نشان میدهد در سراسر دنیا، دستاوردهای نظام آموزشی دغدغه مهم و کلیدی صاحبنظران و سیاستگذاران است؛ اما گزارش توسعه جهانی ۲۰۱۸ میگوید جهان باید بیش از پیش نگران این دستاوردها باشد چراکه تاکنون به اشتباه، تحصیل را با آموزش یکسان تصور کرده است.
✅مدارس ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سیاستهای آموزشی منطبق با نیازهای فردی و اجتماعی جوانان و الزامات بازار کار نیست. محتوای کتابهای درسی بیشتر دانشآموزان را به سمت محفوظات بدون درک مفاهیم میراند. شأن و منزلت معلمان بهدرستی درک نشده و مشکلات معیشتی آنان را بیانگیزه و خسته و فرسوده کرده است. و کنکور هیولای استعدادخواری است که تمام تلاشها برای راندن آموزش به سمت تفکر خلاق و مهارتآموزی را بیاثر میکند.
✅نتایج مطالعاتی که در سالهای اخیر از سوی دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی انجام گرفته نشان میدهد نظام آموزش و پرورش کشور در محاصره پنج نیروی مخرب قرار دارد. توقعات و انتظارات نامناسب خانوادهها، سد کنکور، تنگناهای فزاینده و دائمی مالی آموزش و پرورش و مسائل و مضایق ناشی از آن، حافظهمحوری و کهنگی و ضعف روشهای یاددهی-یادگیری، بیکاری جوانان و عدم امکان دسترسی آسان به فرصتهای مناسب شغلی بهعنوان این پنج نیروی مخرب برشمرده شدهاند...
نظام آموزشی کشور با چه دشواریهایی روبهروست؟
✍️ دکتر مولود پاکروان
✅در کجای آموزش جهان ایستادهایم؟
در پایان سال ۲۰۱۵ میلادی که بزرگترین رتبهبندی جهانی مدارس از سوی OECD منتشر شد،
دانشآموزان ایرانی در میان ۷۶ کشور، از نظر آموزههای علوم و ریاضیات در رتبه ۵۱ جهان قرار گرفتند. رتبههای نخست این فهرست در انحصار پنج کشور آسیایی سنگاپور، هنگکنگ، کره جنوبی، ژاپن و تایوان بود. فنلاند که سالهاست نام خود را در صدر بهترین نظامهای آموزشی جهان به ثبت رسانده در رتبه ششم قرار گرفت. مقام بیستم به انگلستان رسید و هشت پله بعد نام ایالات متحده آمریکا دیده میشد. کشورهای آفریقای جنوبی و غنا هم دو رتبه آخر فهرست را به نام خود کردند.
✅ایدهای که OECD را بر آن داشت تا چنین ارزیابی گستردهای را برنامهریزی و اجرا کند این بود که کشورهای بیشتری از فقیر گرفته تا ثروتمند، بتوانند خود را با پیشگامان آموزش در جهان مقایسه کنند، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و دریابند با بهبود کیفیت آموزش چگونه میتوانند در بلندمدت به دستاوردهای اقتصادی بیشتری نائل آیند. اقتصاددانان OECD معتقدند این مقایسه - که بر مبنای نمره آزمونهای ریاضی، علوم و خواندن صورت گرفته- مدرک متقنی برای وجود رابطه میان آموزش این مهارتها و رشد اقتصادی است.
✅سنگاپور، صدرنشین رتبهبندی جهانی مدارس از دهه ۱۹۶۰ تاکنون نرخ سوادآموزی خود را به نحو چشمگیری ارتقا بخشیده و این نشان میدهد هر کشوری با سرمایهگذاری در آموزش میتواند تا چه اندازه پیشرفت کند، در نقطه مقابل یافتههای را پنج نوجوان، یک نفر بدون آموزش مهارتهای ضروری مدرسه را به اتمام میرساند. تحلیلگران میگویند کاهش این تعداد و بهبود مهارتها میتواند تریلیونها دلار به اقتصاد انگلستان کمک کند.
✅یافته دیگر این رتبهبندی که بیش از یکسوم کشورهای جهان را بررسی کرده آن است که کشورهایی نظیر ایران، آفریقای جنوبی، پرو و تایلند هم میتوانند در مقیاسهای جهانی خود را نشان دهند. پژوهشگران البته دلیل موفقیت کشورهای آسیای شرقی در این ارزیابی را بهسادگی تبیین کردهاند: اگر شما به یک کلاس درس آسیایی وارد شوید آموزگارانی را میبینید که انتظار دارند همه دانشآموزانشان موفق شوند. نظام آموزشی، سختگیر، متمرکز و منسجم است. این کشورها همچنین در جذب معلمان باهوش و مستعد برای تدریس در کلاسهای پرچالش بسیار موفق هستند، بنابراین دانشآموزان زیر نظر آموزگاران فوقالعادهای آموزش میبینند.
✅نویسندگان این رتبهبندی که دو تن از استادان دانشگاههای استنفورد و مونیخ هستند میگویند: «کیفیت آموزش» پیشبینیکننده قدرتمند میزان «ثروتی» است که کشورها در بلندمدت تولید خواهند کرد. رتبهبندی جهانی مدارس البته منتقدانی هم دارد. آنها میگویند این پیمایش از آنجا که تمامی شاخصهای آموزش در کشورها را بررسی نمیکند نمیتواند معیار کاملی برای ارزیابی نظام آموزشی باشد. شاید به همین دلیل است که مطالعات متعدد دیگری صورت میگیرد تا هرسال بهترین نظامهای آموزشی جهان، شناسایی و معرفی شوند تا برنامهریزی، مدیریت و سیاستگذاریهای آنها الگوی کشورهای در حال توسعه قرار گیرد.
🔹مدارس؛ جایی برای نیاموختن
✅نگاهی به تصویر جهانی آموزش نشان میدهد در سراسر دنیا، دستاوردهای نظام آموزشی دغدغه مهم و کلیدی صاحبنظران و سیاستگذاران است؛ اما گزارش توسعه جهانی ۲۰۱۸ میگوید جهان باید بیش از پیش نگران این دستاوردها باشد چراکه تاکنون به اشتباه، تحصیل را با آموزش یکسان تصور کرده است.
✅مدارس ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سیاستهای آموزشی منطبق با نیازهای فردی و اجتماعی جوانان و الزامات بازار کار نیست. محتوای کتابهای درسی بیشتر دانشآموزان را به سمت محفوظات بدون درک مفاهیم میراند. شأن و منزلت معلمان بهدرستی درک نشده و مشکلات معیشتی آنان را بیانگیزه و خسته و فرسوده کرده است. و کنکور هیولای استعدادخواری است که تمام تلاشها برای راندن آموزش به سمت تفکر خلاق و مهارتآموزی را بیاثر میکند.
✅نتایج مطالعاتی که در سالهای اخیر از سوی دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی انجام گرفته نشان میدهد نظام آموزش و پرورش کشور در محاصره پنج نیروی مخرب قرار دارد. توقعات و انتظارات نامناسب خانوادهها، سد کنکور، تنگناهای فزاینده و دائمی مالی آموزش و پرورش و مسائل و مضایق ناشی از آن، حافظهمحوری و کهنگی و ضعف روشهای یاددهی-یادگیری، بیکاری جوانان و عدم امکان دسترسی آسان به فرصتهای مناسب شغلی بهعنوان این پنج نیروی مخرب برشمرده شدهاند...
Forwarded from Cafe (U3f Naserzadeh)
تمثیلی از میچیو کاکو برای درک جهان های موازی
با تمثیلی از میچیو کاکو جهان های موازی را بفهمید
دو حادثه از زمان کودکی من باعث بالا رفتن درک من از دنیا شد و مرا به سوی تبدیل شدن به یک فیزیکدان نظری سوق داد.
یادم میاید که وقتی پدر و مادرم گاهی اوقات مرا به باغ چای در سانفرانسیسکو میبردند. یکی از شادترین خاطرات من در ان دوران این بود که روی لبه حوض خم بشوم و ماهی های قرمز و رنگ وا رنگ را در زیر سوسن ها دید بزنم. در ان دقایق ذهن خودم را آزاد میگذاشتم که هر جا که دوست دارد چرخ بزند و یک سوال احمقانه ای میپرسیدم که فقط یک کودک میتواند بپرسد. مثل اینکه چگونه آن ماهی در حوض دنیای اطراف خودش را میبیند. فکر میکردم که عجب دنیای عجیب و غریبی باید داشته باشند.
اینکه تمام عمرشان را در ان آب های کم عمق سپری کنند. ماهی ها باور داشتند که جهان شان تنها از این اب کدر و نیلوفر های آبی تشکیل شده. هنگامی که در کف آب در حال گت و گذار اند به ندرت آگاهند که دنیایی غریب و بیگانه در بالای سرشان وجود دارد. طبیعت دنیای من فراتر از درک اون ها بود. کنجکاو بودم که به فاصله ای تنها چند سانتیمتر از ماهی ها بنشینم ولی همچنان یک دنیا از هم فاصله داشته باشیم.
با تمثیلی از میچیو کاکو جهان های موازی را بفهمید
من و ماهی در دو دنیای متفاوت زندگی میکردیم و هرگز وارد دنیای هم نمیشدیم ولی همچنان با نازک ترین مانع ممکن از جدا بودیم. سطح آب !
یکبار فکر کردم که شاید بین آن ماهی ها تعدادی ماهی دانشمند هم وجود داشته باشند. فکر کردم که دانشمند هاشون به هر ماهی که بگوید ممکن است یک جهان موازی در بالای آن نیلوفر های آبی وجود دارد را به استهزا بگیرند. برای ماهی دانشمند هر چه که بشود دید و لمس کرد معنی واقعیت میداد.
یکبار باران به شدت شروع به باریدن کرد. سطح آب حوض توسط هزاران قطره آب بمباران شدند. سطح آب متلاطم شد و نیلوفر های آبی همانطور به این ور و آن ور میرفتند. وقتی از باد و باران پناه گرفتم به این فکر فرو رفتم که این اتفاقات برای آن ها چگونه به نظر خواهد آمد. از دید آن ها نیلوفر ها به خودی خود به این طرف و آن طرف میرفتند و هیچ نیرویی نبود که آن را هل بدهد. از آنجایی که آبی که در زندگی میکردند مثل هوای بالای سر ما نامرئی بود متحیر بودند که چه چیزی باعث حرکت آن ها میشود. متصور شدم که دانشمند هاشان برای مخفی کردن جهل شان واژه هوشمندانه «نیرو» را بسازند.
از آنجایی که ناتوان بودند که امواج آب را بر روی سطح نامرئی مشاهده کنند نتیجه میگرفتند که این عامل نامرئی و مرموز (نیرو) بین شان وجود دارد. یکبار تصور کردم که بروم و یکی از آن ماهی های دانشمند را از حوض بیرون بکشم و آن هم در بین انگشت هایم با عصبانیت تکان تکان بخورد. برایم جالب بود بدانم که برای باقی ماهی ها این اتفاق چگونه به نظر خواهد آمد. برای آن ها این واقعا یک اتفاق ناخوشایند بود.در ابتدا تصور میکردند که یکی از دانشمند ها بدون رد پایی ناپدید شده است. هر کجا که بگردند اثری از ان نیست. وقتی که من دوباره او را به درون حوض می اندازم دانشمند به ناگه از هیچ کجا دوباره ظاهر میشود. برای باقی ماهی ها این مثل معجزه میماند. بعد از جمع و جور کردن خودش ماهی دانشمند یک داستان واقعی را را تعریف میکند : بی خبر از این جهان ( حوض ) به بیرون کشیده شدم و به عالم مردگان پرتاب شدم که نور های خیره کننده ای داشت و اشیا و اشکال عجیبی دیدم که تا حالا ندیده بودم. از همه عجیب تر آن موجودی بود که مرا نگه داشته بود که حتی یک ذره هم به خود ما شباهت نداشت. شوکه شده بودم که دیدم باله هم نداشت اما حرکت میکرد ! و جالب اینجا بود که قوانین آشنای طبیعت در این دنیا هیچ کاربردی نداشت. بعد به ناگه خودم را در این دنیا دیدم.
من اغلب فکر میکنم که ما هم به مانند همان ماهی در حال چرخ زدن در حوض خودمان هستیم و اطمینان داریم که دنیای ما شامل تمام چیزهایی است که میبینیم و لمس میکنیم.مثل ماهی دنیای ما شامل چیزهای دیداری و آشناست. ما با خودبینی تمام احتمالات وجود جهانی موازی یا ابعادی فراتر درست در بالای سرمان را رد میکنیم.اگر دانشمندان واژه هایی همچون «نیرو» را اختراع میکنند تنها به خاطر این است که نمیتوانند لرزش هایی که فضای اطرافمان را پر میکند را ببینند. خیلی از دانشمندان ایده ابعاد فراتر را به سخره میگیرند چون نمیتوان آن را به طور متناوب در شرایط آزمایشگاهی اندازه گیری کرد.
کتاب ابر فضا نوشته ی «میچیو کاکو» فیزیکدان نظری
با تمثیلی از میچیو کاکو جهان های موازی را بفهمید
دو حادثه از زمان کودکی من باعث بالا رفتن درک من از دنیا شد و مرا به سوی تبدیل شدن به یک فیزیکدان نظری سوق داد.
یادم میاید که وقتی پدر و مادرم گاهی اوقات مرا به باغ چای در سانفرانسیسکو میبردند. یکی از شادترین خاطرات من در ان دوران این بود که روی لبه حوض خم بشوم و ماهی های قرمز و رنگ وا رنگ را در زیر سوسن ها دید بزنم. در ان دقایق ذهن خودم را آزاد میگذاشتم که هر جا که دوست دارد چرخ بزند و یک سوال احمقانه ای میپرسیدم که فقط یک کودک میتواند بپرسد. مثل اینکه چگونه آن ماهی در حوض دنیای اطراف خودش را میبیند. فکر میکردم که عجب دنیای عجیب و غریبی باید داشته باشند.
اینکه تمام عمرشان را در ان آب های کم عمق سپری کنند. ماهی ها باور داشتند که جهان شان تنها از این اب کدر و نیلوفر های آبی تشکیل شده. هنگامی که در کف آب در حال گت و گذار اند به ندرت آگاهند که دنیایی غریب و بیگانه در بالای سرشان وجود دارد. طبیعت دنیای من فراتر از درک اون ها بود. کنجکاو بودم که به فاصله ای تنها چند سانتیمتر از ماهی ها بنشینم ولی همچنان یک دنیا از هم فاصله داشته باشیم.
با تمثیلی از میچیو کاکو جهان های موازی را بفهمید
من و ماهی در دو دنیای متفاوت زندگی میکردیم و هرگز وارد دنیای هم نمیشدیم ولی همچنان با نازک ترین مانع ممکن از جدا بودیم. سطح آب !
یکبار فکر کردم که شاید بین آن ماهی ها تعدادی ماهی دانشمند هم وجود داشته باشند. فکر کردم که دانشمند هاشون به هر ماهی که بگوید ممکن است یک جهان موازی در بالای آن نیلوفر های آبی وجود دارد را به استهزا بگیرند. برای ماهی دانشمند هر چه که بشود دید و لمس کرد معنی واقعیت میداد.
یکبار باران به شدت شروع به باریدن کرد. سطح آب حوض توسط هزاران قطره آب بمباران شدند. سطح آب متلاطم شد و نیلوفر های آبی همانطور به این ور و آن ور میرفتند. وقتی از باد و باران پناه گرفتم به این فکر فرو رفتم که این اتفاقات برای آن ها چگونه به نظر خواهد آمد. از دید آن ها نیلوفر ها به خودی خود به این طرف و آن طرف میرفتند و هیچ نیرویی نبود که آن را هل بدهد. از آنجایی که آبی که در زندگی میکردند مثل هوای بالای سر ما نامرئی بود متحیر بودند که چه چیزی باعث حرکت آن ها میشود. متصور شدم که دانشمند هاشان برای مخفی کردن جهل شان واژه هوشمندانه «نیرو» را بسازند.
از آنجایی که ناتوان بودند که امواج آب را بر روی سطح نامرئی مشاهده کنند نتیجه میگرفتند که این عامل نامرئی و مرموز (نیرو) بین شان وجود دارد. یکبار تصور کردم که بروم و یکی از آن ماهی های دانشمند را از حوض بیرون بکشم و آن هم در بین انگشت هایم با عصبانیت تکان تکان بخورد. برایم جالب بود بدانم که برای باقی ماهی ها این اتفاق چگونه به نظر خواهد آمد. برای آن ها این واقعا یک اتفاق ناخوشایند بود.در ابتدا تصور میکردند که یکی از دانشمند ها بدون رد پایی ناپدید شده است. هر کجا که بگردند اثری از ان نیست. وقتی که من دوباره او را به درون حوض می اندازم دانشمند به ناگه از هیچ کجا دوباره ظاهر میشود. برای باقی ماهی ها این مثل معجزه میماند. بعد از جمع و جور کردن خودش ماهی دانشمند یک داستان واقعی را را تعریف میکند : بی خبر از این جهان ( حوض ) به بیرون کشیده شدم و به عالم مردگان پرتاب شدم که نور های خیره کننده ای داشت و اشیا و اشکال عجیبی دیدم که تا حالا ندیده بودم. از همه عجیب تر آن موجودی بود که مرا نگه داشته بود که حتی یک ذره هم به خود ما شباهت نداشت. شوکه شده بودم که دیدم باله هم نداشت اما حرکت میکرد ! و جالب اینجا بود که قوانین آشنای طبیعت در این دنیا هیچ کاربردی نداشت. بعد به ناگه خودم را در این دنیا دیدم.
من اغلب فکر میکنم که ما هم به مانند همان ماهی در حال چرخ زدن در حوض خودمان هستیم و اطمینان داریم که دنیای ما شامل تمام چیزهایی است که میبینیم و لمس میکنیم.مثل ماهی دنیای ما شامل چیزهای دیداری و آشناست. ما با خودبینی تمام احتمالات وجود جهانی موازی یا ابعادی فراتر درست در بالای سرمان را رد میکنیم.اگر دانشمندان واژه هایی همچون «نیرو» را اختراع میکنند تنها به خاطر این است که نمیتوانند لرزش هایی که فضای اطرافمان را پر میکند را ببینند. خیلی از دانشمندان ایده ابعاد فراتر را به سخره میگیرند چون نمیتوان آن را به طور متناوب در شرایط آزمایشگاهی اندازه گیری کرد.
کتاب ابر فضا نوشته ی «میچیو کاکو» فیزیکدان نظری