شیرین تَر اَز
این شور
نَدیدیم هـَمه ے عُمْر
شورے كه
خُدا دَر دلَم اَفكَندہ
حُسین است
صلی_الله_علیك_یا_اباعبدالله. @iranpopscience
این شور
نَدیدیم هـَمه ے عُمْر
شورے كه
خُدا دَر دلَم اَفكَندہ
حُسین است
صلی_الله_علیك_یا_اباعبدالله. @iranpopscience
♦️ادبیات عاشورایی✍️سهند ایرانمهر
🏏در ادبیات عاشورایی، بی تردید قاآنی (با این شعر ) از جمله شاعرانی است که توانسته سراینده مرثیه ای بلیغ و البته اندوهناک باشد. ساختار پرسش و پاسخ گون این مرثیه به تلویح و کنایه بیخبری از واقعه ای مهم را نشان می دهد که راوی مجبور است برای شرح جزییات آن پرسش های مکرر سوال کننده را پاسخ دهد. این ظرافت در این سبک البته مختص قاآنی است:👇
✅بارد چه؟ خون
که؟ دیده
چسان؟ روز و شب
چرا؟ز غم
کدام غم؟ غم سلطان اولیاء
نامش که بُد؟ حسین
ز نژاد که؟ از علی
مامش که بود؟ فاطمه
جدش که؟ مصطفی
چون شد؟ شهید شد
به کجا؟ دشت ماریه
کی؟ عاشر محرم
پنهان؟ نه برملا
شب کشته شد؟ نه روز
چه هنگام؟ وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟ نی نی از قفا
سیراب کشته شد؟ نه!
کس آبش نداد؟ داد
که؟ شمر
از چه چشمه؟ ز سرچشمهٔ فنا
مظلوم شد شهید؟ بلی
جرم داشت؟ نه
کارش چه بد؟هدایت
یارش که بد؟ خدا
این ظلم را که کرد؟ یزید
این یزید کیست؟زاولاد هند
از چه کس؟ از نطفهٔ زنا
خود کرد این عمل؟ نه! فرستاد نامهای
نزد که؟ نزد زادهٔ مرجانهٔ دغا
ابن زیاد زادهٔ مرجانه بد؟ نعم
از گفتهٔ یزید تخلف نکرد؟ لا
این نابکار کشت حسین را به دست خویش؟
نه او روانه کرد سپه سوی کربلا
میر سپه که بد؟عمرسعد!
او بریدحلق عزیز فاطمه؟ نه شمر بیحیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟
کرد
از چه پس برید؟ نپذیرفت ازو قضا
بهر چه؟ بهر آن که شود خلق را شفیع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکاء
کس کشته شد هم از پسرانش؟ بلی دو تن
دیگر که؟ نه برادر، دیگر که؟ اقربا
دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت
آن که بود؟سجاد چون بد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی !به شام رفت
با عز و احتشام؟ نه ! با ذلت و عنا
تنها؟ نه ! با زنان حرم؛
نامشان چه بود؟زینب سکینه فاطمه کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت؟ بلی! گرد رهگذار
بر سر عمامه داشت؟ بلی !چوب اشقیا
بیمار بد؟ بلی
چه دوا داشت؟ اشک چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
کس بود همرهش؟ بلی اطفال بیپدر
دیگر که بود؟ تب !که نمی گشت ازو جدا
از زینب و زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز:طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه!
یهود و مجوس؟ نه!
هندو؟ نه!
بتپرست؟ نه!
فریاد ازین جفا
✅قاآنی است قایل این شعرها؟ بلی
خواهد چه؟ رحمت!
ازکه؟ ز حق!
کی؟ صف جزا
@iranpopscience
🏏در ادبیات عاشورایی، بی تردید قاآنی (با این شعر ) از جمله شاعرانی است که توانسته سراینده مرثیه ای بلیغ و البته اندوهناک باشد. ساختار پرسش و پاسخ گون این مرثیه به تلویح و کنایه بیخبری از واقعه ای مهم را نشان می دهد که راوی مجبور است برای شرح جزییات آن پرسش های مکرر سوال کننده را پاسخ دهد. این ظرافت در این سبک البته مختص قاآنی است:👇
✅بارد چه؟ خون
که؟ دیده
چسان؟ روز و شب
چرا؟ز غم
کدام غم؟ غم سلطان اولیاء
نامش که بُد؟ حسین
ز نژاد که؟ از علی
مامش که بود؟ فاطمه
جدش که؟ مصطفی
چون شد؟ شهید شد
به کجا؟ دشت ماریه
کی؟ عاشر محرم
پنهان؟ نه برملا
شب کشته شد؟ نه روز
چه هنگام؟ وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟ نی نی از قفا
سیراب کشته شد؟ نه!
کس آبش نداد؟ داد
که؟ شمر
از چه چشمه؟ ز سرچشمهٔ فنا
مظلوم شد شهید؟ بلی
جرم داشت؟ نه
کارش چه بد؟هدایت
یارش که بد؟ خدا
این ظلم را که کرد؟ یزید
این یزید کیست؟زاولاد هند
از چه کس؟ از نطفهٔ زنا
خود کرد این عمل؟ نه! فرستاد نامهای
نزد که؟ نزد زادهٔ مرجانهٔ دغا
ابن زیاد زادهٔ مرجانه بد؟ نعم
از گفتهٔ یزید تخلف نکرد؟ لا
این نابکار کشت حسین را به دست خویش؟
نه او روانه کرد سپه سوی کربلا
میر سپه که بد؟عمرسعد!
او بریدحلق عزیز فاطمه؟ نه شمر بیحیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟
کرد
از چه پس برید؟ نپذیرفت ازو قضا
بهر چه؟ بهر آن که شود خلق را شفیع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکاء
کس کشته شد هم از پسرانش؟ بلی دو تن
دیگر که؟ نه برادر، دیگر که؟ اقربا
دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت
آن که بود؟سجاد چون بد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی !به شام رفت
با عز و احتشام؟ نه ! با ذلت و عنا
تنها؟ نه ! با زنان حرم؛
نامشان چه بود؟زینب سکینه فاطمه کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت؟ بلی! گرد رهگذار
بر سر عمامه داشت؟ بلی !چوب اشقیا
بیمار بد؟ بلی
چه دوا داشت؟ اشک چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
کس بود همرهش؟ بلی اطفال بیپدر
دیگر که بود؟ تب !که نمی گشت ازو جدا
از زینب و زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز:طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه!
یهود و مجوس؟ نه!
هندو؟ نه!
بتپرست؟ نه!
فریاد ازین جفا
✅قاآنی است قایل این شعرها؟ بلی
خواهد چه؟ رحمت!
ازکه؟ ز حق!
کی؟ صف جزا
@iranpopscience
💠4 اشتباه رایج در روایت وقایع عاشورا💠
〰〰〰〰〰〰〰
✅استاد مرتضی مطهری
🔹🔸🔹🔸🔹🔸
👈اشتباه اول: اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.
اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
👈اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.
در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.
شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸
👈اشتباه سوم: یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.
اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. (به نقل از حماسه حسینی،جلد۱،مرتضی مطهری)
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
👈اشتباه چهارم: مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه،فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸
منبع: 📚حماسه حسینی، جلد۱، استاد شهید مرتضی مطهری
@iranpopscience
〰〰〰〰〰〰〰
✅استاد مرتضی مطهری
🔹🔸🔹🔸🔹🔸
👈اشتباه اول: اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.
اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
👈اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.
در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.
شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸
👈اشتباه سوم: یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.
اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. (به نقل از حماسه حسینی،جلد۱،مرتضی مطهری)
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
👈اشتباه چهارم: مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه،فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔸
منبع: 📚حماسه حسینی، جلد۱، استاد شهید مرتضی مطهری
@iranpopscience
#تاریخ
تاریخچه عزاداری های ماه محرم
وقتی که نام ماه محرم می آید ؛ پرچم و بیرق های سیاه ؛ دیوارهای سیاه پوش ؛ علم و کتل و هیئت های عزادار سینه زن و زنجیر زن صدای بلندگوهایی که اشعاری در وصف امام سوم شیعیان خوانده میشود و شربت و غذاهای نذری که به وفور در همه جا پخش میشود را یاد آوری میکند .
هر ساله شیعیان ؛ این مراسم را با شور و هیجان خاصی برگزار میکنند و همین مسئله باعث شد که مروری بر تاریخچه این سنت داشته باشیم و ببینیم اصولا از چه زمانی این سنت شکل گرفته و این مراسم تداعی گر چه اتفاقی است .
بعد از واقعه کربلا ؛؛ اولین باری که مراسم عزاداری بصورت رسمی باب شد در سال ۳۵۲ و در زمان آل بویه بود . یعنی حدودا — ۳۰۰ — سال بعد .
ابن جوزی در کتاب المنتظم میگوید :
در سال ۳۵۲ هجری ؛ معزالدوله دیلمی دستور داد در روز عاشورا مردم را جمع کنند و مردم اظهار حزن کنند . در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید . قصابان گوسفند ذبح نمیکردند و هریسه پزها(حلیم پز) هریسه نمیپختند . مردم آب نمی نوشیدند . در بازار ها خیمه بر پا کردند و به رسم عزاداری ؛ کرباس می آویختند . زنان بر سر و روی خود میزدند و بر حسین ندبه میکردند .
البته در بعضی مناطق ؛ این مراسم با مخالفت شدید اهل سنت روبرو میشده و کار به درگیری میکشیده است و در نتیجه در بعضی مناطق اجرا نمیشده است .
بعد از آل بویه ؛ در زمان سلجوقیان ؛ این مراسم کمرنگ و یا حتی برچیده میشود و گهگاه تا حد یک سخنرانی در بارگاه امام علی پیش میرفته و دیگر هیچ .
در زمان خوارزمشاهیان و ایلخانیان هم رونقی نداشته است .
تا میرسد به زمان حکومت صفویان .
صفویان ؛ مذهب تشیع را در ایران برقرار کردند .
در این دوران ؛ پادشاهان صفوی ؛ عزاداریهای باشکوه و بی سابقه ای انجام میدادند . سرودن اشعار مذهبی ؛ تعزیه در رثای امام کربلا مرسوم شد .
کاررنی در سفرنامه خود مینویسد ؛
در سر کوچه ها ؛ کرسی میگذارند و ملایی روی آن می نشیند و سخنانی در منقبت و مصیبت کشتگان کربلا میگوید . مردم هم بدور او جمع میشوند . و ملایان در بین سخنرانی ؛ میوه های فصل را تناول میکنند .
در دوره صفویان ؛ موقوفات و حسینیه ها بکار افتاد .
بگفته کاررنی ، مردم جامه کبود یا سرخ بر تن میکردند که جامه عزاداری بود . (از این نکته میتوان دریافت که لباس مشکی در آندوره لباس عزاداری نبوده. (
در دوره افشاریان ؛ کما بیش با همین ترتیب یعنی سخنرانی و گاه تعزیه ؛ مراسم عزاداری ادامه داشته است .
در دوره زندیه ؛ (کریمخان )؛ تعزیه خوانی رواج بیشتری داشته .
تعزیه خوانی ؛ بدین شکل بوده که چند نفر ؛ لباس عربی میپوشیدند و صحنه اتفاقات کربلا را به نمایش میگذاشتند . این نوع نمایش به تعزیه خوانی معروف شد .
این نمایش در کاروانسراها و میادین اجرا میشد .
و اما در دوره قاجار . . .
در دوره قاجار ؛ ناصرالدین شاه خود را سخت شیفته معصومین ؛ علی الخصوص شهید کربلا نشان میداد .
در این دوره عزاداریها ؛ چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ محتوا ، کلا تغییر کرد و هر ساله شروع به پختن غذای نذری میکرد و لباس مشکی بین مردم تقسیم میکرد و مراسم سخنرانی و تعزیه خوانی را انجام میداد .
میگویند بعد از سفرهای خارجیش و دیدن برنامه های کارناوال ؛ تصمیم میگیرد چیزی مشابه آنرا در ایران بنا کند . در نتیجه با الگو برداری از ساختمان رویال آلبرت هال (در لندن) تکیه دولت را میسازد . تکیه دولت ؛ با گنجایش هزار نفر ساخته شد .
برپایی سقاخانه ؛ مراسم تشت گذاری ؛ کفن پوشی و قمه زنی ؛ زخم زنی و شمع آجین و قفل آجین کردن بدن ؛ از رسوماتی است که در زمان ناصرالدین شاه باب شد .
)قفل آجین به این شکل بوده که بدن را سوراخ میکردند و به قفل میزده اند . عملی بسیار دردناک وگاه منجربه عفونت و بیماری میشده است .(
در این دوره ؛؛ علامت هایی با چراغ تزیین میشده و به دورش پارچه های نذری می بستند و علامت را در کوچه ها میگرداندند . و همزمان اشعار حزن آلود میخواندند .
رسم قمه زنی و علم کشی و تشت گذاری و سقاخانه ؛ و پختن غذای نذری و پوشیدن لباس مشکی ؛ از این دوره بجا مانده است .
پس از واژگونی حکومت قاجار و بحکومت رسیدن خاندان پهلوی ؛ در زمان رضا شاه ؛ با مراسم عزاداری و قمه زنی و علم کشی ؛ مخالفت میشد و رضا شاه علاقه ای به اینگونه مراسم نداشت و دستور توقف آنرا داد .
اما مردم که برپایی این مراسم را نوعی عبادت میدانستند ؛ بصورت پنهانی و در جلسات شبانه ؛ در دهه اول عزاداری میکردند .
رسم جلسات هفتگی و یا جلسات ماهانه یادگار آن دوره میباشد .
در دوره پهلوی دوم ؛ سختگیری از بین رفت و مردم دوباره اجازه برپایی عزاداری داشتند .
در این دوره مراسم قمه زنی و تعزیه ، کم کم رنگ میباخت .
برگرفته از@His_tory:
@iranpopscience
تاریخچه عزاداری های ماه محرم
وقتی که نام ماه محرم می آید ؛ پرچم و بیرق های سیاه ؛ دیوارهای سیاه پوش ؛ علم و کتل و هیئت های عزادار سینه زن و زنجیر زن صدای بلندگوهایی که اشعاری در وصف امام سوم شیعیان خوانده میشود و شربت و غذاهای نذری که به وفور در همه جا پخش میشود را یاد آوری میکند .
هر ساله شیعیان ؛ این مراسم را با شور و هیجان خاصی برگزار میکنند و همین مسئله باعث شد که مروری بر تاریخچه این سنت داشته باشیم و ببینیم اصولا از چه زمانی این سنت شکل گرفته و این مراسم تداعی گر چه اتفاقی است .
بعد از واقعه کربلا ؛؛ اولین باری که مراسم عزاداری بصورت رسمی باب شد در سال ۳۵۲ و در زمان آل بویه بود . یعنی حدودا — ۳۰۰ — سال بعد .
ابن جوزی در کتاب المنتظم میگوید :
در سال ۳۵۲ هجری ؛ معزالدوله دیلمی دستور داد در روز عاشورا مردم را جمع کنند و مردم اظهار حزن کنند . در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید . قصابان گوسفند ذبح نمیکردند و هریسه پزها(حلیم پز) هریسه نمیپختند . مردم آب نمی نوشیدند . در بازار ها خیمه بر پا کردند و به رسم عزاداری ؛ کرباس می آویختند . زنان بر سر و روی خود میزدند و بر حسین ندبه میکردند .
البته در بعضی مناطق ؛ این مراسم با مخالفت شدید اهل سنت روبرو میشده و کار به درگیری میکشیده است و در نتیجه در بعضی مناطق اجرا نمیشده است .
بعد از آل بویه ؛ در زمان سلجوقیان ؛ این مراسم کمرنگ و یا حتی برچیده میشود و گهگاه تا حد یک سخنرانی در بارگاه امام علی پیش میرفته و دیگر هیچ .
در زمان خوارزمشاهیان و ایلخانیان هم رونقی نداشته است .
تا میرسد به زمان حکومت صفویان .
صفویان ؛ مذهب تشیع را در ایران برقرار کردند .
در این دوران ؛ پادشاهان صفوی ؛ عزاداریهای باشکوه و بی سابقه ای انجام میدادند . سرودن اشعار مذهبی ؛ تعزیه در رثای امام کربلا مرسوم شد .
کاررنی در سفرنامه خود مینویسد ؛
در سر کوچه ها ؛ کرسی میگذارند و ملایی روی آن می نشیند و سخنانی در منقبت و مصیبت کشتگان کربلا میگوید . مردم هم بدور او جمع میشوند . و ملایان در بین سخنرانی ؛ میوه های فصل را تناول میکنند .
در دوره صفویان ؛ موقوفات و حسینیه ها بکار افتاد .
بگفته کاررنی ، مردم جامه کبود یا سرخ بر تن میکردند که جامه عزاداری بود . (از این نکته میتوان دریافت که لباس مشکی در آندوره لباس عزاداری نبوده. (
در دوره افشاریان ؛ کما بیش با همین ترتیب یعنی سخنرانی و گاه تعزیه ؛ مراسم عزاداری ادامه داشته است .
در دوره زندیه ؛ (کریمخان )؛ تعزیه خوانی رواج بیشتری داشته .
تعزیه خوانی ؛ بدین شکل بوده که چند نفر ؛ لباس عربی میپوشیدند و صحنه اتفاقات کربلا را به نمایش میگذاشتند . این نوع نمایش به تعزیه خوانی معروف شد .
این نمایش در کاروانسراها و میادین اجرا میشد .
و اما در دوره قاجار . . .
در دوره قاجار ؛ ناصرالدین شاه خود را سخت شیفته معصومین ؛ علی الخصوص شهید کربلا نشان میداد .
در این دوره عزاداریها ؛ چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ محتوا ، کلا تغییر کرد و هر ساله شروع به پختن غذای نذری میکرد و لباس مشکی بین مردم تقسیم میکرد و مراسم سخنرانی و تعزیه خوانی را انجام میداد .
میگویند بعد از سفرهای خارجیش و دیدن برنامه های کارناوال ؛ تصمیم میگیرد چیزی مشابه آنرا در ایران بنا کند . در نتیجه با الگو برداری از ساختمان رویال آلبرت هال (در لندن) تکیه دولت را میسازد . تکیه دولت ؛ با گنجایش هزار نفر ساخته شد .
برپایی سقاخانه ؛ مراسم تشت گذاری ؛ کفن پوشی و قمه زنی ؛ زخم زنی و شمع آجین و قفل آجین کردن بدن ؛ از رسوماتی است که در زمان ناصرالدین شاه باب شد .
)قفل آجین به این شکل بوده که بدن را سوراخ میکردند و به قفل میزده اند . عملی بسیار دردناک وگاه منجربه عفونت و بیماری میشده است .(
در این دوره ؛؛ علامت هایی با چراغ تزیین میشده و به دورش پارچه های نذری می بستند و علامت را در کوچه ها میگرداندند . و همزمان اشعار حزن آلود میخواندند .
رسم قمه زنی و علم کشی و تشت گذاری و سقاخانه ؛ و پختن غذای نذری و پوشیدن لباس مشکی ؛ از این دوره بجا مانده است .
پس از واژگونی حکومت قاجار و بحکومت رسیدن خاندان پهلوی ؛ در زمان رضا شاه ؛ با مراسم عزاداری و قمه زنی و علم کشی ؛ مخالفت میشد و رضا شاه علاقه ای به اینگونه مراسم نداشت و دستور توقف آنرا داد .
اما مردم که برپایی این مراسم را نوعی عبادت میدانستند ؛ بصورت پنهانی و در جلسات شبانه ؛ در دهه اول عزاداری میکردند .
رسم جلسات هفتگی و یا جلسات ماهانه یادگار آن دوره میباشد .
در دوره پهلوی دوم ؛ سختگیری از بین رفت و مردم دوباره اجازه برپایی عزاداری داشتند .
در این دوره مراسم قمه زنی و تعزیه ، کم کم رنگ میباخت .
برگرفته از@His_tory:
@iranpopscience
Forwarded from 🔥هـخامنش🔥
برگی از کتاب اصول ستاره شناسی ابوریحان بیرونی که در آن نقشه ای از جهان ترسیم شده است. اين نقشه اگر چه ساده است اما مرزهای قاره های آسیا و بخشی از آفریقا و اروپا در آن ترسیم شده است!!
@hakhamann
@hakhamann
Forwarded from محافظان طبیعت
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر سومین دوره جایزه #ترویج_علم
✳️ قسمت دوم: #سید_مرتضی_خلخالی
#سید_مرتضی_خلخالی در توصیف خود می گوید:
◀️ من #سید_مرتضی_خلخالی از یک خانواده فرهنگی، اصلاً اهل خلخال هستم. پدر پدربزرگم به نام #سی_عبدالرحمن_خلخالی از افراد خیَر خلخال بود که در آخر حکومت عثمانی به بینالنهرین، به قصد زیارت به عتبات عالیه رفت و مقیم شد. مادر بزرگم دختر مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا #رضا_همدانی بود. پدرم با همکاری تعدادی افراد خیَر و ایران دوست مقیم عتبات مقدسه در توسعهی مجموعه مدارس ملی انجمنهای ایرانیان آزمان همت داشت.
◀️ در سال 1308 در نجف اشرف متولد شدم. تحصیلات دبستانی را در مدرسهی اخوت ایرانیان در کاظمین و متوسطه را در دبیرستان شرف ایرانیان در بغداد گذراندم. پس از دریافت لیسانس دبیری شیمی از دانشسرای عالی تهران در سال 1331 با پایه یک دبیری به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدم. به علت شهرت نسبی در روش تدریس توأم با انجام دائمی آزمایش، چه در مدارس دولتی و به ویژه در جنوب شهر تهران و چه در دبیرستان ملی البرز و گروههای خوارزمی و مرجان برای تصَدی پست کارشناسی برنامه ریزی و تألیف کتابهای شیمی مرکز تحقیقات و برنامه ریزی درسی جدید الاحداث آن زمان که جایگزین اداره کل مطالعات و برنامهریزی سابق شده بود دعوت شدم.
◀️ سال 1350با استقلال اریک لوربس 2 ترم تحصیلی را در دانشگاه ایالتی اورگت امریکا در رشتهی برنامهریزی درسی و آموزشی علوم گذراندم. سالهای 1354 و 1355 دوره فوق لیسانس برنامه ریزی و آموزش علوم را در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران گذارندم. این دوره با همکاری استادان خارجی و ایرانی دایر شد.
◀️ در سال 1356 در آخرین پست خود که کارشناس مسئول گروه علوم تجربی مرکز تحقیقات و برنامهریزی درسی بود بازنشسته شدم ( این مرکز بعداً با سازمان کتابهای درسی ادغام شد و به صورت دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی درآمد.
◀️ اگر چه من زود هنگام بازنشسته شدم اما عملاً از آن زمان تاکنون با نظر لطف الهی توفیق ادامهی همکاری با سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و سایر نهادهای پژوهشی در حوزهی تعلیم و تربیت، تدریس پارهوقت روشها در دانشگاهها و تألیف کتابهای درسی روشهای آموزش و سنجش، به ویژه آموزش علوم پرداختهام.
◀️ در این زمینهها جمعاً بیش از 40 جلد کتاب درسی و کمک درسی و 60 مقاله و نشریه و طرح تقدیم آموزش و پرورش ایران کردهام. آخرین کتاب بنده که در قلمرو برنامهریزی درسی بود و در پنجاهمین سال خدمت آموزشیام تشر شد «آسیب شناسی نظام برنامهریزی درسی ایران و راهبردهایی برای اصلاح» آن که از « انتشارات سوگند» است نام دارد. این کتاب به بهانه برگزاری همایش علمی و مهندسی اصلاحات در نظام آموزش و پرورش منتشر شد که با همکاری پژوهشکده تعلیم و تربیت در سال 1381 در دانشگاه تهران برگزار شد. کتاب بعدی نیز که در قلمرو روشها بود « علم و روش آن» نام دارد که از انتشارات مدرسه وابسته به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی است و در آغاز سال 1383 منتشر شد.
◀️ دو فرزند پسر دارم که پس از اتمام تحصیل در مقطع کارشناسی مشغول کارهای فرهنگی _ مطبوعاتی و نشر کتاب هفته هستند و دخترم که کارشناسی ارشد الکترونیک دانشگاه تهران را گذارنده و در مشاغل مربوط به رشته خود مشغول است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان سومین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3516
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر سومین دوره جایزه #ترویج_علم، قسمت اول 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3644
✳️ قسمت دوم: #سید_مرتضی_خلخالی
#سید_مرتضی_خلخالی در توصیف خود می گوید:
◀️ من #سید_مرتضی_خلخالی از یک خانواده فرهنگی، اصلاً اهل خلخال هستم. پدر پدربزرگم به نام #سی_عبدالرحمن_خلخالی از افراد خیَر خلخال بود که در آخر حکومت عثمانی به بینالنهرین، به قصد زیارت به عتبات عالیه رفت و مقیم شد. مادر بزرگم دختر مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا #رضا_همدانی بود. پدرم با همکاری تعدادی افراد خیَر و ایران دوست مقیم عتبات مقدسه در توسعهی مجموعه مدارس ملی انجمنهای ایرانیان آزمان همت داشت.
◀️ در سال 1308 در نجف اشرف متولد شدم. تحصیلات دبستانی را در مدرسهی اخوت ایرانیان در کاظمین و متوسطه را در دبیرستان شرف ایرانیان در بغداد گذراندم. پس از دریافت لیسانس دبیری شیمی از دانشسرای عالی تهران در سال 1331 با پایه یک دبیری به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدم. به علت شهرت نسبی در روش تدریس توأم با انجام دائمی آزمایش، چه در مدارس دولتی و به ویژه در جنوب شهر تهران و چه در دبیرستان ملی البرز و گروههای خوارزمی و مرجان برای تصَدی پست کارشناسی برنامه ریزی و تألیف کتابهای شیمی مرکز تحقیقات و برنامه ریزی درسی جدید الاحداث آن زمان که جایگزین اداره کل مطالعات و برنامهریزی سابق شده بود دعوت شدم.
◀️ سال 1350با استقلال اریک لوربس 2 ترم تحصیلی را در دانشگاه ایالتی اورگت امریکا در رشتهی برنامهریزی درسی و آموزشی علوم گذراندم. سالهای 1354 و 1355 دوره فوق لیسانس برنامه ریزی و آموزش علوم را در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران گذارندم. این دوره با همکاری استادان خارجی و ایرانی دایر شد.
◀️ در سال 1356 در آخرین پست خود که کارشناس مسئول گروه علوم تجربی مرکز تحقیقات و برنامهریزی درسی بود بازنشسته شدم ( این مرکز بعداً با سازمان کتابهای درسی ادغام شد و به صورت دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی درآمد.
◀️ اگر چه من زود هنگام بازنشسته شدم اما عملاً از آن زمان تاکنون با نظر لطف الهی توفیق ادامهی همکاری با سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و سایر نهادهای پژوهشی در حوزهی تعلیم و تربیت، تدریس پارهوقت روشها در دانشگاهها و تألیف کتابهای درسی روشهای آموزش و سنجش، به ویژه آموزش علوم پرداختهام.
◀️ در این زمینهها جمعاً بیش از 40 جلد کتاب درسی و کمک درسی و 60 مقاله و نشریه و طرح تقدیم آموزش و پرورش ایران کردهام. آخرین کتاب بنده که در قلمرو برنامهریزی درسی بود و در پنجاهمین سال خدمت آموزشیام تشر شد «آسیب شناسی نظام برنامهریزی درسی ایران و راهبردهایی برای اصلاح» آن که از « انتشارات سوگند» است نام دارد. این کتاب به بهانه برگزاری همایش علمی و مهندسی اصلاحات در نظام آموزش و پرورش منتشر شد که با همکاری پژوهشکده تعلیم و تربیت در سال 1381 در دانشگاه تهران برگزار شد. کتاب بعدی نیز که در قلمرو روشها بود « علم و روش آن» نام دارد که از انتشارات مدرسه وابسته به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی است و در آغاز سال 1383 منتشر شد.
◀️ دو فرزند پسر دارم که پس از اتمام تحصیل در مقطع کارشناسی مشغول کارهای فرهنگی _ مطبوعاتی و نشر کتاب هفته هستند و دخترم که کارشناسی ارشد الکترونیک دانشگاه تهران را گذارنده و در مشاغل مربوط به رشته خود مشغول است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان سومین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3516
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر سومین دوره جایزه #ترویج_علم، قسمت اول 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3644
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
ماهواره «امیرکبیر» اوایل ۹۷ آماده پرتاب است/شبکه رصدخانه های کشور ایجاد میشود
http://www.isw.ir/?p=27969
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=27969
@ISWIR
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر چهارمین دوره جایزه #ترویج_علم
✳️ قسمت اول: #سید_محمدعلی_جعفریان_محمدی
◀️ دکتر #سید_محمدعلی_جعفریان_محمدی در سال 1313 در نائین به دنیا آمده، در سال 1332 دانشکده کشاورزی شیراز را با کسب مقام اول استان فارس پایان برد. دیپلم طبیعی را از دبیرستان شاپور همان شهر در 1334و لیسانس علوم طبیعی (زمین شناسی و زیست شناسی) و علوم تربیتی را از دانشسرایعالی تهران در 1337 دریافت کرد و به خدمت آموزش و پرورش کشور در آمد. هفت سال دبیر دبیرستانهای نجف آباد اصفهان بود. در سال 1344 به دانشگاه اصفهان رفت و سرپرستی آزمایشگاه زمین شناسی را بر عهده گرفت. پنج سال با علاقه و پشتکاری بی نظیر مربی دانشگاه بود تا آن که مامور به تحصیل در فرانسه شد و دوره فوق لیسانس در مجموعههای رسوبی (D.E.A) را از دانشگاه برنارد فرانسه و دکترای بیواستراتیگرافی و فسیل شناسی را از دانشگاه لیون (1353) دریافت کرد و با آگاهی و مهارت بیشتر برای تربیت دانشجویان به دانشگاه اصفهان بازگشت و مدارج استادیاری دانشیاری را گذراند تا آن که در سال 1367 استاد تمام وقت دانشگاه اصفهان شد.
◀️ استاد #جعفریان یکی از پرکارترین، تواناترین و علاقمندترین استادان ایرانی است که در طول عمر خود به یاد گرفتن و یاد دادن مشغول بوده است. او در قبول مسئولیتهای علمی و تلاش در بهتر انجام دادن کارها پیشقدم بوده است. در سالهای 70، 71، 1372 استاد نمونه دانشگاه اصفهان و در سال 1372 استاد نمونه و در سال 1381 زمین شناس نمونه در سراسر کشور بود. عضو آکادمی علوم جمهوری اسلامی ایران در علوم پایه، عضو هیئت ممیزه دانشگاه اصفهان، عضو کمیته تخصصی زمین شناسی شورای عالی برنامهریزی علوم پایه در وزارت علوم بوده است.
◀️ دکتر #جعفریان مدرسی موفق، پژوهشگری دقیق، نویسندهای توانا و بنیانگذاری مبتکر است. او در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به ترتیب زمین شناسی تاریخی، چنیه شناسی ایران، فسیل بی مهرگان و زمین شناسی ایران – فیلوژنی، پالئواکولوژی، ماکروفیل، چینه شناسی پیشرفته، فسیل شناسی مهره داران و پالئوبوتانی – فسیل بی مهرگان و ایکنولوژی را با موفقیت تدریس کرده و راهنما و مشاور پیش از 80 پایان نامه در مقاطع ذکر شده بوده است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان چهارمین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3526
✳️ قسمت اول: #سید_محمدعلی_جعفریان_محمدی
◀️ دکتر #سید_محمدعلی_جعفریان_محمدی در سال 1313 در نائین به دنیا آمده، در سال 1332 دانشکده کشاورزی شیراز را با کسب مقام اول استان فارس پایان برد. دیپلم طبیعی را از دبیرستان شاپور همان شهر در 1334و لیسانس علوم طبیعی (زمین شناسی و زیست شناسی) و علوم تربیتی را از دانشسرایعالی تهران در 1337 دریافت کرد و به خدمت آموزش و پرورش کشور در آمد. هفت سال دبیر دبیرستانهای نجف آباد اصفهان بود. در سال 1344 به دانشگاه اصفهان رفت و سرپرستی آزمایشگاه زمین شناسی را بر عهده گرفت. پنج سال با علاقه و پشتکاری بی نظیر مربی دانشگاه بود تا آن که مامور به تحصیل در فرانسه شد و دوره فوق لیسانس در مجموعههای رسوبی (D.E.A) را از دانشگاه برنارد فرانسه و دکترای بیواستراتیگرافی و فسیل شناسی را از دانشگاه لیون (1353) دریافت کرد و با آگاهی و مهارت بیشتر برای تربیت دانشجویان به دانشگاه اصفهان بازگشت و مدارج استادیاری دانشیاری را گذراند تا آن که در سال 1367 استاد تمام وقت دانشگاه اصفهان شد.
◀️ استاد #جعفریان یکی از پرکارترین، تواناترین و علاقمندترین استادان ایرانی است که در طول عمر خود به یاد گرفتن و یاد دادن مشغول بوده است. او در قبول مسئولیتهای علمی و تلاش در بهتر انجام دادن کارها پیشقدم بوده است. در سالهای 70، 71، 1372 استاد نمونه دانشگاه اصفهان و در سال 1372 استاد نمونه و در سال 1381 زمین شناس نمونه در سراسر کشور بود. عضو آکادمی علوم جمهوری اسلامی ایران در علوم پایه، عضو هیئت ممیزه دانشگاه اصفهان، عضو کمیته تخصصی زمین شناسی شورای عالی برنامهریزی علوم پایه در وزارت علوم بوده است.
◀️ دکتر #جعفریان مدرسی موفق، پژوهشگری دقیق، نویسندهای توانا و بنیانگذاری مبتکر است. او در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به ترتیب زمین شناسی تاریخی، چنیه شناسی ایران، فسیل بی مهرگان و زمین شناسی ایران – فیلوژنی، پالئواکولوژی، ماکروفیل، چینه شناسی پیشرفته، فسیل شناسی مهره داران و پالئوبوتانی – فسیل بی مهرگان و ایکنولوژی را با موفقیت تدریس کرده و راهنما و مشاور پیش از 80 پایان نامه در مقاطع ذکر شده بوده است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان چهارمین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3526
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
نخستین دانشآموخته ارشد مهندسی ساختمانهای هوشمند «تربیت مدرس» از چه دفاع کرد؟
http://www.isw.ir/?p=28071
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=28071
@ISWIR