Forwarded from امید MD
در روز جهانی گردشگری -5مهرماه- از موزه ملی علوم و فناوری ایران به #رایگان بازدید کنید.
66724694
روابط عمومی موزه ملی علوم و فناوری ایران
💐
اطلاعات بیشتر 👇
inmost.ir/?p=9247
66724694
روابط عمومی موزه ملی علوم و فناوری ایران
💐
اطلاعات بیشتر 👇
inmost.ir/?p=9247
💠 آشنایی با برگزیده های تندیس دومین دوره جایزه #ترویج_علم
✳️ قسمت دوم: #صدیقه_صابردل
✅ بخش نخست
#صدیقه_صابردل در توصیف خود می گوید:
◀️ اهل شهرستان لاهيجان – استان گيلان هنر هستم. دوران ابتدايي را در لاهيجان و دبيرستان را در شهرستان لنگرود گذراندم و به دليل علاقه مندي به درس فيزيك جوّ، از طريق كنكور وارد دانشگاه تهران شدم. يك ترم در دانشكده فني گيلان و دو ترم در دانشكده علوم اين دانشگاه بودم. واحدهاي تخصصي را در ژئوفيزيك دانشگاه تهران ادامه دادم. در مقطع كارشناسي ارشد از موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران فارغ التحصيل شدم در سال 72-71 فعاليتهايي را در زمينه ترويج علم با انگيزه تبديل كارهاي دستي دانشآموزان به كار دستيهاي علمي شروع كردم و بعدها آن را با عنوان «دستاوردهاي فيزيك با وسايل آموزشي ساده دنبال كردم.
◀️ با توجه به وضعيت حاكم در ايران كه به اصطلاح علم و تحقيق در آن بازار كاري ندارد و كسي را نميتوان سراغ گرفت كه زندگياش را از راه تحقيق تامين نموده باشد، كاملا آشكار است كه ترويج علم به معناي واقعي خود در ايران بسيار كم و بدون حمايت صورت ميگيرد.
◀️ به پيشنهاد مسوول گروه فيزيك دانشگاه گيلان به مدرسه تيزهوشان (فرزانگان رشت) معرفي و مشغول تدريس شدم و در عرض يك ماه و به كمك 150 دانشآموز كلاس اول و دوم راهنمايي 40 وسيله علمي ساختم كه مورد توجه قرار گرفت. پس از آن در طول سال تحصيلي موفق به ساخت بيش از يكصد وسيله علمي با وسايل ساده شديم و پس از آن به عضويت در انجمن فيزيك ايران در آمدم و توانستم در دومين كنفرانس آموزش فيزيك در كرمان – ارديبهشت 72- با ارائه نمايشگاهي، گزارشي از كارهاي انجام شده را در اختيار استادان و دبيران قرار دهم.
◀️ در همان نمايشگاه از سوي دكتر #حداد_عادل – معاونت پژوهشي وقت وزارت آموزش و پرورش – مورد تشويق قرار گرفتم و همين امر باعث تداوم كار شد و اين روند تاكنون ادامه يافته و موفق به ساخت وسايل آموزشي در سطح دبيرستان و راهنمايي و ابتدايي شدم كه به منظور درك بهتر مفاهيم درس علوم و فيزيك مورد استفاده قرار گرفته است.
◀️ من در تمامي مراحل ساخت، از دانشآموزان كمك ميگرفتم و هيچ گاه در اتاق دربسته و جدا از دانشآموزان اين كار را صورت نميگرفت اين امر در ايجاد انگيزه فعاليتهاي پژوهشي و علمي بسيار موثر بود و در اين كار همچنين تجربه مهمي بدست آوردم و آن اين بود كه دانشآموزان به اصطلاح ضعيف علاقه مندي بيشتري از خود نشان ميدادند. براي همين واژه «تنبل» اصلاً برايم مفهوم نداشت چرا كه دانشآموزاني كه معمولاً نمرات 20 ميگرفتند اغلب به حفظ كردن مايل بودند و زياد به فعاليتهاي پژوهشي علاقهاي نشان نميدادند.
◀️ در يك كلام عامل اصلي علاقه مندي من به ترويج علم، دانشآموزان و اولياي آنها و استادان محترم بود كه غالباً به نمايشگاهها ميآمدند و يا از من براي شركت در سمينار و كنفرانس دعوت ميكردند.
◀️ به دنبال اعلام آمادگي سازمان منطقه آزاد كيش جهت برگزاري دومين دوره اهداي جايزه ترويج علم از طريق فراخوان در روزنامههاي كثيرالانتشار و نيز توسط چند تن از همكاران و استادان دانشگاه، اينجانب معرفي شدم و به همراه 32 نفر ديگر در اين فراخوان شركت كرديم و 8 مورد آنها داراي شرايط و ضوابط شركت در اين مسابقه بودند. گروه داوران پس از طي مراحل گزينش و از جمله در نظر گرفتن انگيزه، همت، قدمت، گستردگي جغرافيايي و سني، برنامه ريزي، تنوع محصول، اصالت، ارزش علمي، كار گروهي و زمينه سازي براي فعاليتهاي علمي جوانان و نوجوانان مرا به عنوان برنده جايزه #ترويج_علم معرفي كردند.
◀️ با توجه به تجربياتي كه در طول چند سال فعاليت مستمر در مدارس كشور داشتم و تا بحال اغلب مدارس ايران را نيز بازديد نمودهام معيار و عوامل ارزشي قبولي در دانشگاهها و كنكور كه اغلب علاقه مندان ورود به مدارس عالي و دانشگاهها را تحت الشعاع قرار داده باعث شده تا قشر اقليت كه علاقهمند به تحصيلات آكادميكاند بدون توجه به تحقيق و پژوهش، به آموزشهاي نظري و تئوري روي آوردند و در واقع در طول زندگي خود – حتي پس از ورود به دانشگاه – بيشتر كاسب علم ميشوند نه كاشف علم. از طرفي عوامل ديگري كه ميتواند انگيزه علمي در دانشآموزان و دانشجويان ايجاد نمايد و از جمله مراكز پژوهشي علمي و يا كاوشكده ها، خانههاي علم و … بصورت عادلانه در ايران توزيع نشده و اكثريت قشر دانش پژوه و دانشآموز از امكانات علمي آن محروم هستند.
ادامه 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
✳️ قسمت دوم: #صدیقه_صابردل
✅ بخش نخست
#صدیقه_صابردل در توصیف خود می گوید:
◀️ اهل شهرستان لاهيجان – استان گيلان هنر هستم. دوران ابتدايي را در لاهيجان و دبيرستان را در شهرستان لنگرود گذراندم و به دليل علاقه مندي به درس فيزيك جوّ، از طريق كنكور وارد دانشگاه تهران شدم. يك ترم در دانشكده فني گيلان و دو ترم در دانشكده علوم اين دانشگاه بودم. واحدهاي تخصصي را در ژئوفيزيك دانشگاه تهران ادامه دادم. در مقطع كارشناسي ارشد از موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران فارغ التحصيل شدم در سال 72-71 فعاليتهايي را در زمينه ترويج علم با انگيزه تبديل كارهاي دستي دانشآموزان به كار دستيهاي علمي شروع كردم و بعدها آن را با عنوان «دستاوردهاي فيزيك با وسايل آموزشي ساده دنبال كردم.
◀️ با توجه به وضعيت حاكم در ايران كه به اصطلاح علم و تحقيق در آن بازار كاري ندارد و كسي را نميتوان سراغ گرفت كه زندگياش را از راه تحقيق تامين نموده باشد، كاملا آشكار است كه ترويج علم به معناي واقعي خود در ايران بسيار كم و بدون حمايت صورت ميگيرد.
◀️ به پيشنهاد مسوول گروه فيزيك دانشگاه گيلان به مدرسه تيزهوشان (فرزانگان رشت) معرفي و مشغول تدريس شدم و در عرض يك ماه و به كمك 150 دانشآموز كلاس اول و دوم راهنمايي 40 وسيله علمي ساختم كه مورد توجه قرار گرفت. پس از آن در طول سال تحصيلي موفق به ساخت بيش از يكصد وسيله علمي با وسايل ساده شديم و پس از آن به عضويت در انجمن فيزيك ايران در آمدم و توانستم در دومين كنفرانس آموزش فيزيك در كرمان – ارديبهشت 72- با ارائه نمايشگاهي، گزارشي از كارهاي انجام شده را در اختيار استادان و دبيران قرار دهم.
◀️ در همان نمايشگاه از سوي دكتر #حداد_عادل – معاونت پژوهشي وقت وزارت آموزش و پرورش – مورد تشويق قرار گرفتم و همين امر باعث تداوم كار شد و اين روند تاكنون ادامه يافته و موفق به ساخت وسايل آموزشي در سطح دبيرستان و راهنمايي و ابتدايي شدم كه به منظور درك بهتر مفاهيم درس علوم و فيزيك مورد استفاده قرار گرفته است.
◀️ من در تمامي مراحل ساخت، از دانشآموزان كمك ميگرفتم و هيچ گاه در اتاق دربسته و جدا از دانشآموزان اين كار را صورت نميگرفت اين امر در ايجاد انگيزه فعاليتهاي پژوهشي و علمي بسيار موثر بود و در اين كار همچنين تجربه مهمي بدست آوردم و آن اين بود كه دانشآموزان به اصطلاح ضعيف علاقه مندي بيشتري از خود نشان ميدادند. براي همين واژه «تنبل» اصلاً برايم مفهوم نداشت چرا كه دانشآموزاني كه معمولاً نمرات 20 ميگرفتند اغلب به حفظ كردن مايل بودند و زياد به فعاليتهاي پژوهشي علاقهاي نشان نميدادند.
◀️ در يك كلام عامل اصلي علاقه مندي من به ترويج علم، دانشآموزان و اولياي آنها و استادان محترم بود كه غالباً به نمايشگاهها ميآمدند و يا از من براي شركت در سمينار و كنفرانس دعوت ميكردند.
◀️ به دنبال اعلام آمادگي سازمان منطقه آزاد كيش جهت برگزاري دومين دوره اهداي جايزه ترويج علم از طريق فراخوان در روزنامههاي كثيرالانتشار و نيز توسط چند تن از همكاران و استادان دانشگاه، اينجانب معرفي شدم و به همراه 32 نفر ديگر در اين فراخوان شركت كرديم و 8 مورد آنها داراي شرايط و ضوابط شركت در اين مسابقه بودند. گروه داوران پس از طي مراحل گزينش و از جمله در نظر گرفتن انگيزه، همت، قدمت، گستردگي جغرافيايي و سني، برنامه ريزي، تنوع محصول، اصالت، ارزش علمي، كار گروهي و زمينه سازي براي فعاليتهاي علمي جوانان و نوجوانان مرا به عنوان برنده جايزه #ترويج_علم معرفي كردند.
◀️ با توجه به تجربياتي كه در طول چند سال فعاليت مستمر در مدارس كشور داشتم و تا بحال اغلب مدارس ايران را نيز بازديد نمودهام معيار و عوامل ارزشي قبولي در دانشگاهها و كنكور كه اغلب علاقه مندان ورود به مدارس عالي و دانشگاهها را تحت الشعاع قرار داده باعث شده تا قشر اقليت كه علاقهمند به تحصيلات آكادميكاند بدون توجه به تحقيق و پژوهش، به آموزشهاي نظري و تئوري روي آوردند و در واقع در طول زندگي خود – حتي پس از ورود به دانشگاه – بيشتر كاسب علم ميشوند نه كاشف علم. از طرفي عوامل ديگري كه ميتواند انگيزه علمي در دانشآموزان و دانشجويان ايجاد نمايد و از جمله مراكز پژوهشي علمي و يا كاوشكده ها، خانههاي علم و … بصورت عادلانه در ايران توزيع نشده و اكثريت قشر دانش پژوه و دانشآموز از امكانات علمي آن محروم هستند.
ادامه 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
💠 آشنایی با برگزیده های تندیس دومین دوره جایزه #ترویج_علم
✳️ قسمت دوم: #صدیقه_صابردل
✅ بخش دوم
ادامه☝🏻☝🏻☝🏻
◀️ از سويي به دليل بيمار بودن نظام آموزشي در كليه سطوح، راه حلها بيشتر كوتاهمدت و مقطعي اند، با توجه به وضعيت حاكم در ايران كه به اصطلاح علم و تحقيق در آن بازار كاري ندارد و كسي را نميتوان سراغ گرفت كه زندگياش را از راه تحقيق تامين نموده باشد، كاملاً آشكار است كه ترويج علم به معناي واقعي خود در ايران بسيار كم و بدون حمايت صورت ميگيرد كه اگر فكري عاجل براي مراكز علمي و تحقيقي كشور انجام نگيرد، مسلماً تداوم كاري خود را از دست خواهند داد. خود من تمامي فعاليتهاي ذكر شدهام را با مخارج و سرمايه شخصي انجام داده ام.
◀️ براي آموزش علم يا بطور مشخص علوم (اعم از فيزيك، شيمي، رياضي، زيستشناسي و …) بايد از روشهايي استفاده كرد كه دانشآموزان بتوانند با طبيعت و اجتماع ارتباط برقرار كنند و به عبارت ديگر از طريق مشاهده در طبيعت و اجراي آزمايش مقدمه مطالب را به آنها بياموزانيم و در مقاطع پاياني دوره دبيرستان با ارائه تحقيق و مثالهاي تخصصي ارتباطي بين آموختهها و فناوري ايجاد كرد و در كنار اين مهم بازديد از مراكز علمي و پژوهشي ميتواند در ايجاد انگيزه و اشتياق دانشآموزان بسيار مثمرثمر باشد.
◀️ در اين رابطه ميتوانم وضعيت آموزشي ايران را با كشور ژاپن مقايسه كنم. بطور خلاصه به مساله چگونگي آموزش ضمن خدمت معلمان در ايران و ژاپن ميپردازم كه بسيار حائز اهميت است. برنامههاي آموزش ضمن خدمت معلمان در درس علوم تجربي در ژاپن از اهميت خاصي در ساختار آموزش و پرورش اين كشور برخوردار است. اين در حالي است كه تمامي معلمان مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان در ژاپن حداقل داراي مدرك تحصيلي ليسانس هستند و عموماً در رشتههاي مربوط به موضوع كار خود تحصيلات خود را به پايان رسانيده اند. علت در آن است كه برنامهريزان وزارت آموزش و پرورش ژاپن معتقدند كه براي معلمان درس علوم، يادگيري مستمر و آشنا شدن با معلومات جديد و روشهاي مدرن امري بسيار ضروري به شمار ميرود.
◀️ به عنوان مثال: در دانشگاه هيروشيما، دو دانشكده وجود دارند كه به امر آموزش ميپردازند كه در هر يك از اين دو دانشكده رشتههايي همچون آموزش فيزيك، شيمي، هنر، ادبيات، رياضيات، زيستشناسي و غيره ارائه ميشوند. فارغ التحصيلان دانشكده آموزش مدرسهاي بيشتر به معلمي روي ميآوردند (در صورت قبولي در آزمون جذب معلم) و عدهاي به رشتههاي تخصصيتر دانشكده آموزش ميروند. دانشجويان موظفند يك ترم را در مدرسه تجربي كه به دانشگاه وابسته است، زير نظر معلمان با تجربهتر به تدريس علمي در كلاس بپردازند.
◀️ علت اين برتري همانطوري كه توضيح داده شد، نهاد قدرتمند آموزش ضمن خدمت در ژاپن است. كه از كارايي فراواني برخوردار است. متاسفانه ما در ايران در هر دو زمينه مذكور دچار كمبود (بلكه فقدان) كمرشكن هستيم. از يك سو در هيچ يك از زمينههاي آموزش تخصصي همچون آموزش علوم حتي آموزش جغرافيا و يا زبان، متخصصي در اختيار نداريم و در همه موارد افرادي كه تنها در زمينههاي علوم متخصص هستند اما از اصول مدون دانشگاهي «آموزش» «EDUCATION» اطلاع تخصصي چنداني ندارند امر برنامهريزي اين رشتهها را برعهده دارند. برخلاف كشور ژاپن كه سيستم آموزش ضمن خدمت آن از امكانات فراواني برخوردار است. در سالهاي اخير آموزش ضمن خدمت كشور ما بيشتر نقش يك واسطه را عمل كرده و تشكيل دورههايي موقتي هرگز نميتواند به شكل كارگاه آموزشي اداره كردند. هرگز اين نوع روش در فراگيران «دروني» نخواهد شد.
◀️ ضمناً بايد توجه داشت كه معلمان كشور ژاپن حتي در دوره ابتدايي لااقل داراي مدرك ليسانس هستند در حالي كه عموم معلمان كشور ما در دوره ابتدايي ديپلم و در دوره راهنمايي تحصيلي فوق ديپلماند و حتي آنها كه داراي مدرك تحصيلي بالاتر هستند، مدرك آنها از اعتبار چنداني برخودار نيست و گاهي اصلاً با موضوعاتي كه تدريس ميكنند بيارتباط است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان دومین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3516
آشنایی با برگزیده های تندیس دومین دوره جایزه #ترویج_علم، قسمت اول 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3630
✳️ قسمت دوم: #صدیقه_صابردل
✅ بخش دوم
ادامه☝🏻☝🏻☝🏻
◀️ از سويي به دليل بيمار بودن نظام آموزشي در كليه سطوح، راه حلها بيشتر كوتاهمدت و مقطعي اند، با توجه به وضعيت حاكم در ايران كه به اصطلاح علم و تحقيق در آن بازار كاري ندارد و كسي را نميتوان سراغ گرفت كه زندگياش را از راه تحقيق تامين نموده باشد، كاملاً آشكار است كه ترويج علم به معناي واقعي خود در ايران بسيار كم و بدون حمايت صورت ميگيرد كه اگر فكري عاجل براي مراكز علمي و تحقيقي كشور انجام نگيرد، مسلماً تداوم كاري خود را از دست خواهند داد. خود من تمامي فعاليتهاي ذكر شدهام را با مخارج و سرمايه شخصي انجام داده ام.
◀️ براي آموزش علم يا بطور مشخص علوم (اعم از فيزيك، شيمي، رياضي، زيستشناسي و …) بايد از روشهايي استفاده كرد كه دانشآموزان بتوانند با طبيعت و اجتماع ارتباط برقرار كنند و به عبارت ديگر از طريق مشاهده در طبيعت و اجراي آزمايش مقدمه مطالب را به آنها بياموزانيم و در مقاطع پاياني دوره دبيرستان با ارائه تحقيق و مثالهاي تخصصي ارتباطي بين آموختهها و فناوري ايجاد كرد و در كنار اين مهم بازديد از مراكز علمي و پژوهشي ميتواند در ايجاد انگيزه و اشتياق دانشآموزان بسيار مثمرثمر باشد.
◀️ در اين رابطه ميتوانم وضعيت آموزشي ايران را با كشور ژاپن مقايسه كنم. بطور خلاصه به مساله چگونگي آموزش ضمن خدمت معلمان در ايران و ژاپن ميپردازم كه بسيار حائز اهميت است. برنامههاي آموزش ضمن خدمت معلمان در درس علوم تجربي در ژاپن از اهميت خاصي در ساختار آموزش و پرورش اين كشور برخوردار است. اين در حالي است كه تمامي معلمان مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان در ژاپن حداقل داراي مدرك تحصيلي ليسانس هستند و عموماً در رشتههاي مربوط به موضوع كار خود تحصيلات خود را به پايان رسانيده اند. علت در آن است كه برنامهريزان وزارت آموزش و پرورش ژاپن معتقدند كه براي معلمان درس علوم، يادگيري مستمر و آشنا شدن با معلومات جديد و روشهاي مدرن امري بسيار ضروري به شمار ميرود.
◀️ به عنوان مثال: در دانشگاه هيروشيما، دو دانشكده وجود دارند كه به امر آموزش ميپردازند كه در هر يك از اين دو دانشكده رشتههايي همچون آموزش فيزيك، شيمي، هنر، ادبيات، رياضيات، زيستشناسي و غيره ارائه ميشوند. فارغ التحصيلان دانشكده آموزش مدرسهاي بيشتر به معلمي روي ميآوردند (در صورت قبولي در آزمون جذب معلم) و عدهاي به رشتههاي تخصصيتر دانشكده آموزش ميروند. دانشجويان موظفند يك ترم را در مدرسه تجربي كه به دانشگاه وابسته است، زير نظر معلمان با تجربهتر به تدريس علمي در كلاس بپردازند.
◀️ علت اين برتري همانطوري كه توضيح داده شد، نهاد قدرتمند آموزش ضمن خدمت در ژاپن است. كه از كارايي فراواني برخوردار است. متاسفانه ما در ايران در هر دو زمينه مذكور دچار كمبود (بلكه فقدان) كمرشكن هستيم. از يك سو در هيچ يك از زمينههاي آموزش تخصصي همچون آموزش علوم حتي آموزش جغرافيا و يا زبان، متخصصي در اختيار نداريم و در همه موارد افرادي كه تنها در زمينههاي علوم متخصص هستند اما از اصول مدون دانشگاهي «آموزش» «EDUCATION» اطلاع تخصصي چنداني ندارند امر برنامهريزي اين رشتهها را برعهده دارند. برخلاف كشور ژاپن كه سيستم آموزش ضمن خدمت آن از امكانات فراواني برخوردار است. در سالهاي اخير آموزش ضمن خدمت كشور ما بيشتر نقش يك واسطه را عمل كرده و تشكيل دورههايي موقتي هرگز نميتواند به شكل كارگاه آموزشي اداره كردند. هرگز اين نوع روش در فراگيران «دروني» نخواهد شد.
◀️ ضمناً بايد توجه داشت كه معلمان كشور ژاپن حتي در دوره ابتدايي لااقل داراي مدرك ليسانس هستند در حالي كه عموم معلمان كشور ما در دوره ابتدايي ديپلم و در دوره راهنمايي تحصيلي فوق ديپلماند و حتي آنها كه داراي مدرك تحصيلي بالاتر هستند، مدرك آنها از اعتبار چنداني برخودار نيست و گاهي اصلاً با موضوعاتي كه تدريس ميكنند بيارتباط است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان دومین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3516
آشنایی با برگزیده های تندیس دومین دوره جایزه #ترویج_علم، قسمت اول 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3630
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from سیناپرس
.
✳ انتقاد "نیچر" از سیستم ارزیابی ارتباط بین علم و نوآوری
گفته می شود رتبه ایران در تولید مقاله شانزدهم هست و رتبه یک کشور فرضی برای مثال 36 است، اما آیا واقعا چنین اختلافی در سطح علم و فناوری این دو کشور وجود دارد؟
—---—
❗در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را بخوانید.
https://goo.gl/CJWkNH
—------
کانال سیناپرس (خبرگزاری علم و فرهنگ) 👇🏻👇🏻👇🏻
@sinapress
✳ انتقاد "نیچر" از سیستم ارزیابی ارتباط بین علم و نوآوری
گفته می شود رتبه ایران در تولید مقاله شانزدهم هست و رتبه یک کشور فرضی برای مثال 36 است، اما آیا واقعا چنین اختلافی در سطح علم و فناوری این دو کشور وجود دارد؟
—---—
❗در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را بخوانید.
https://goo.gl/CJWkNH
—------
کانال سیناپرس (خبرگزاری علم و فرهنگ) 👇🏻👇🏻👇🏻
@sinapress
Telegraph
انتقاد "نیچر" از سیستم ارزیابی ارتباط بین علم و نوآوری
گفته می شود رتبه ایران در تولید مقاله شانزدهم هست و رتبه یک کشور فرضی برای مثال 36 است، اما آیا واقعا چنین اختلافی در سطح علم و فناوری این دو کشور وجود دارد؟ نشریه نیچر در مقاله ای به بررسی سیستم های رتبه بندی دانشگاهی و ارزیابی ارتباط بین علم و نوآوری پرداخته…
Forwarded from جامعه دانايى
⭕️چرخ دوشنبه 3مهر را ببینید
🔮سامانه های آموزشی شبیه ساز
🌀موتور مغناطیس دائم پیشرفته
❓سوال پیامک: بنظر شما،خودکفایی در چه علوم و فناوریهایی در شرایط کنونی کشور اولویت دارد؟
📩 3000045
@charkhIRIB4
🔮سامانه های آموزشی شبیه ساز
🌀موتور مغناطیس دائم پیشرفته
❓سوال پیامک: بنظر شما،خودکفایی در چه علوم و فناوریهایی در شرایط کنونی کشور اولویت دارد؟
📩 3000045
@charkhIRIB4
Forwarded from انجمن علمی مهندسی هوافضا دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی (Mohseni)
❇️ اولین دوره یکروزه 《آشنایی با صنعت فضایی در ایران و جهان》به مناسبت هفته جهانی فضا ❇️
◀️ جهت ثبت نام می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:
http://evand.com/events/ssaskntu
🔵 هزینه ثبت نام:110.000 تومان
🔴 50% تخفیف ثبت نام زودهنگام تا ساعت 18 روز چهارشنبه 5مهرماه 🔴
می توانید با ثبت نام زودهنگام، از 55.000 تومان تخفیف بهره مند شوید.
⬅️ ارائه گواهینامه معتبر از مراکز فضایی کشور
💥 انجمن علمی هوافضای دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
@SSASKNTU
—-------------------------------
💥 بنیاد توسعه علوم و فناوریهای هوافضا
@INFAST
—-------------------------------
💥 پایگاه تحلیلی خبری فضایی ایران، اسپاش
@ESPASH
◀️ جهت ثبت نام می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:
http://evand.com/events/ssaskntu
🔵 هزینه ثبت نام:110.000 تومان
🔴 50% تخفیف ثبت نام زودهنگام تا ساعت 18 روز چهارشنبه 5مهرماه 🔴
می توانید با ثبت نام زودهنگام، از 55.000 تومان تخفیف بهره مند شوید.
⬅️ ارائه گواهینامه معتبر از مراکز فضایی کشور
💥 انجمن علمی هوافضای دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
@SSASKNTU
—-------------------------------
💥 بنیاد توسعه علوم و فناوریهای هوافضا
@INFAST
—-------------------------------
💥 پایگاه تحلیلی خبری فضایی ایران، اسپاش
@ESPASH
ایوند
Evand - ایوند
ایوند، سامانه اطلاعرسانی، فروش بلیت و ثبتنام آنلاین رویدادها، سمینارها، همایشها، کنفرانسها و دورههای آموزشی
💠 آشنایی با دریافت کننده های لوح تقدیر سومین دوره جایزه #ترویج_علم
✳️ قسمت اول: #فرید_کاردان
#فرید_کاردان در توصیف خود می گوید:
◀️ پدربزرگم صنعتگر قابلی بود. در ریختهگری و قالبسازی و کارهایی از این دست استاد چیرهدستی بود. پدرم استعداد را با ذوق و ابتکار میآمیخت. او در زمینه ساخت دستگاههای برقی و الکترونیکی و تعمیر آنها بسیار مبتکر و خلاق بوده و هست. او از جوانی علایق بسیار متنوع و متفاوتی داشت و در ماشین استیشن مبله خود از وسایل شعبدهبازی گرفته تا تاریکخانه عکاسی را جا داده بود. روحیه پدر و اشتیاق عموها به کارهای فنی، زمینه را برای گرایش من به تجربه کردن و آزمودن فراهم کرد.
◀️ از سالهای اول دبستان آزمایشگاه کوچکی در خانه داشتم و با ابزار و تجهیزات پدرم تجربیات جالبی در آزمایشگاه خانگی پیدا کردم. در همان سنین دبستان برای قفس پرندههایم دریچه اتوماتیک ساختم و با یک چشم الکترونیک و یک ذرهبین میتوانستم تحرک اشیاء تا 10 متر دورتر را ثبت کنم و بدین ترتیب با دنیای حسگرها آشنایی خوبی پیدا کردم.
◀️ در مدرسه به سرعت متوجه شدم که کسب اطلاعات تئوریک، باندازه تجربیات عملی اهمیت دارد. اما متاسفانه شوقم برای آزمایشهای عملی بیشتر بود. طرز فکرم با همکلاسیهایم بسیار متفاوت بود و فکرم دائماً مشغول مسائل مختلف بود که به نظر بچههای دیگر عجیب میآمد.
◀️ از سال سوم راهنمایی از خرم آباد، شهری که در آن متولد شده بودم و دوران خردسالی را گذراندم به تهران آمدم و چون سطح آموزشی مدرسه ما در آن شهر، بسیار خوب بود، در سالهای راهنمایی خیلی موفق بودم. با آمدنم به تهران امکان بیشتری برای ساخت کیتهای مختلف آموزشی و آشنایی بیشتر با الکترونیک را پیدا کردم. به جای بازی فوتبال و کارهای معمولی بچههای همسن خود به ساخت مدارهای آماده الکترونیک میپرداختم. پاتوق من مهران کیت و جنرال الکترونیک کیت بود. بعد از تکمیل هر کیت سعی میکردم با تغییر در قطعات آن به نحوه کار آن بیشتر آشنا شوم و به طور تجربی طراحی بعضی مدارها را یاد گرفتم.
◀️ دوران دبیرستان هم به الکترونیک و مطالعه کتابهای سری ترانزیستور چگونه کار میکند که به زبان ساده و داستانی الکترونیک را یاد میداد پرداختم و به کلاس تلویزیون کاخ دانش رفتم و دوران دبیرستان هم زمان با شروع انقلاب بود و من مثل بسیاری دیگر افت تحصیلی پیدا کردم. سال آخر به دبیرستان البرز رفتم و دوباره با همکلاسیهای درسخوان و خوبی آشنا شدم که باعث شد به دانشگاه راه پیدا کنم.
◀️ آنقدر از اینکه در رشته الکترونیک قبول شده بودم ذوق داشتم که روز اول دانشگاه ساعت 6 صبح به دانشگاه رفتم. دانشگاه هم مانند مدرسه بود، با اینکه خیلی مواقع نمره خوبی نمیگرفتم، ولی مفاهیم اساسی و کاربردی زیادی را از آن آموختم.
◀️ در سال اول دانشگاه، معضل نحوه طراحی با ترانزیستور و آیسیها که از دوران راهنمایی تا آخر دبیرستان بزرگترین مشغله ذهنی من بود بالاخره حل شد و من اولین مدارهای دقیق خود را ساختم.
◀️ خوشبختانه در دانشگاه با اساتید خوبی آشنا شدم که از آنها بسیار آموختم و بعد از گذشت سالها، هنوز در پی آنم که از استادانی که آموختههای خود را با تجربیات عملی آمیختهاند بیاموزم.
◀️ چیزی که در طول سالهای عمرم فهمیدم این است که برای دستیابی به موفقیت، عامل پشتکار و پیگیری، از هوش و استعداد مهمتر است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان سومین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3516
✳️ قسمت اول: #فرید_کاردان
#فرید_کاردان در توصیف خود می گوید:
◀️ پدربزرگم صنعتگر قابلی بود. در ریختهگری و قالبسازی و کارهایی از این دست استاد چیرهدستی بود. پدرم استعداد را با ذوق و ابتکار میآمیخت. او در زمینه ساخت دستگاههای برقی و الکترونیکی و تعمیر آنها بسیار مبتکر و خلاق بوده و هست. او از جوانی علایق بسیار متنوع و متفاوتی داشت و در ماشین استیشن مبله خود از وسایل شعبدهبازی گرفته تا تاریکخانه عکاسی را جا داده بود. روحیه پدر و اشتیاق عموها به کارهای فنی، زمینه را برای گرایش من به تجربه کردن و آزمودن فراهم کرد.
◀️ از سالهای اول دبستان آزمایشگاه کوچکی در خانه داشتم و با ابزار و تجهیزات پدرم تجربیات جالبی در آزمایشگاه خانگی پیدا کردم. در همان سنین دبستان برای قفس پرندههایم دریچه اتوماتیک ساختم و با یک چشم الکترونیک و یک ذرهبین میتوانستم تحرک اشیاء تا 10 متر دورتر را ثبت کنم و بدین ترتیب با دنیای حسگرها آشنایی خوبی پیدا کردم.
◀️ در مدرسه به سرعت متوجه شدم که کسب اطلاعات تئوریک، باندازه تجربیات عملی اهمیت دارد. اما متاسفانه شوقم برای آزمایشهای عملی بیشتر بود. طرز فکرم با همکلاسیهایم بسیار متفاوت بود و فکرم دائماً مشغول مسائل مختلف بود که به نظر بچههای دیگر عجیب میآمد.
◀️ از سال سوم راهنمایی از خرم آباد، شهری که در آن متولد شده بودم و دوران خردسالی را گذراندم به تهران آمدم و چون سطح آموزشی مدرسه ما در آن شهر، بسیار خوب بود، در سالهای راهنمایی خیلی موفق بودم. با آمدنم به تهران امکان بیشتری برای ساخت کیتهای مختلف آموزشی و آشنایی بیشتر با الکترونیک را پیدا کردم. به جای بازی فوتبال و کارهای معمولی بچههای همسن خود به ساخت مدارهای آماده الکترونیک میپرداختم. پاتوق من مهران کیت و جنرال الکترونیک کیت بود. بعد از تکمیل هر کیت سعی میکردم با تغییر در قطعات آن به نحوه کار آن بیشتر آشنا شوم و به طور تجربی طراحی بعضی مدارها را یاد گرفتم.
◀️ دوران دبیرستان هم به الکترونیک و مطالعه کتابهای سری ترانزیستور چگونه کار میکند که به زبان ساده و داستانی الکترونیک را یاد میداد پرداختم و به کلاس تلویزیون کاخ دانش رفتم و دوران دبیرستان هم زمان با شروع انقلاب بود و من مثل بسیاری دیگر افت تحصیلی پیدا کردم. سال آخر به دبیرستان البرز رفتم و دوباره با همکلاسیهای درسخوان و خوبی آشنا شدم که باعث شد به دانشگاه راه پیدا کنم.
◀️ آنقدر از اینکه در رشته الکترونیک قبول شده بودم ذوق داشتم که روز اول دانشگاه ساعت 6 صبح به دانشگاه رفتم. دانشگاه هم مانند مدرسه بود، با اینکه خیلی مواقع نمره خوبی نمیگرفتم، ولی مفاهیم اساسی و کاربردی زیادی را از آن آموختم.
◀️ در سال اول دانشگاه، معضل نحوه طراحی با ترانزیستور و آیسیها که از دوران راهنمایی تا آخر دبیرستان بزرگترین مشغله ذهنی من بود بالاخره حل شد و من اولین مدارهای دقیق خود را ساختم.
◀️ خوشبختانه در دانشگاه با اساتید خوبی آشنا شدم که از آنها بسیار آموختم و بعد از گذشت سالها، هنوز در پی آنم که از استادانی که آموختههای خود را با تجربیات عملی آمیختهاند بیاموزم.
◀️ چیزی که در طول سالهای عمرم فهمیدم این است که برای دستیابی به موفقیت، عامل پشتکار و پیگیری، از هوش و استعداد مهمتر است.
—---------------------------------------------------—
📡 مشاهده برگزیدگان سومین دوره جایزه #ترویج_علم 👇👇👇
https://t.me/iranpopscience/3516
Forwarded from کافه شعر
yon.ir/t7xDc
✅بیشتر بدانیم
نامگذاری روز آتشنشانی و ایمنی در ایران
در روز 7 مهر 1359 وقتی که دشمن بعثی به پالایشگاه آبادان حمله هوایی کرد، آتش نشانان منطقه و شهر های اطراف برای مهار آتش به پالایشگاه رفتند که در حین عملیات خاموش کردن آتش، مجدداً هواپیماهای دشمن اقدام به بمباران پالایشگاه می کنند که منجر به شهادت تعداد زیادی از آتش نشانان می شود.
طرح تعیین روز آتش نشانی و ایمنی در سال 1379 توسط ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتش نشانی کشور پیشنهاد و توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور تائید شد. این روز با هدف ترویج ایمنی و پیشگیری از حوادث در سطح کشور هم چنین یادآوری حماسه آفرینی ها و از خود گذشتگی های آتش نشانان میهن اسلامی در عرصه دفاع مقدس نامگذاری شده است. ایجاد زمینه های مناسب برای آموزش همگانی مردم در جهت پیشگیری از بروز حوادث مختلف و حفاظت از سرمایه های ملی نیز از دیگر اهداف نامگذاری این روز است.
🚒 @Atashneshanan125
هفت مهر روز آتش نشان مبارک
عکاس : "قهرمانان بی ادعا"
تصویر اختصاصی "قهرمانان بی ادعا"
🚒 @Atashneshanan125
#قهرمانان_بی_ادعا
#هفت_مهر
#روز_آتشنشان
✅بیشتر بدانیم
نامگذاری روز آتشنشانی و ایمنی در ایران
در روز 7 مهر 1359 وقتی که دشمن بعثی به پالایشگاه آبادان حمله هوایی کرد، آتش نشانان منطقه و شهر های اطراف برای مهار آتش به پالایشگاه رفتند که در حین عملیات خاموش کردن آتش، مجدداً هواپیماهای دشمن اقدام به بمباران پالایشگاه می کنند که منجر به شهادت تعداد زیادی از آتش نشانان می شود.
طرح تعیین روز آتش نشانی و ایمنی در سال 1379 توسط ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتش نشانی کشور پیشنهاد و توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور تائید شد. این روز با هدف ترویج ایمنی و پیشگیری از حوادث در سطح کشور هم چنین یادآوری حماسه آفرینی ها و از خود گذشتگی های آتش نشانان میهن اسلامی در عرصه دفاع مقدس نامگذاری شده است. ایجاد زمینه های مناسب برای آموزش همگانی مردم در جهت پیشگیری از بروز حوادث مختلف و حفاظت از سرمایه های ملی نیز از دیگر اهداف نامگذاری این روز است.
🚒 @Atashneshanan125
هفت مهر روز آتش نشان مبارک
عکاس : "قهرمانان بی ادعا"
تصویر اختصاصی "قهرمانان بی ادعا"
🚒 @Atashneshanan125
#قهرمانان_بی_ادعا
#هفت_مهر
#روز_آتشنشان
Forwarded from رويش
🌿
نوازش دست یک استاد
مسئوول حراج تار فرسوده ای را با بی میلی بر سر دست گرفت و گفت چند ؟! چه کسی برای این تار قیمتی پیشنهاد می کند ؟
از میان جمعیت یک نفر با تمسخر گفت:" یک دلار!" دومی :"گفت دو دلار برای سوزاندن در بخاری دیواری."
نفر سوم گفت: " من سه دلار میخرم تا پسرم با آن بازی کند."
مردم بی دلیل می خندیدند !!
ناگهان پیر مردی موقر با قدم هایی ارام و محکم از میان جمعیت بیرون امد و تار کهنه را برداشت و به ان نگاه کرد و با دستمالی خاک آن را زدود, سیم های ان را محکم کرد و انگشتان سحر امیز خود را بر روی سیم ها به حرکت در اورد, اهنگی روح نواز در گوش ها پیچید, گویی فرشتگان سیم های نامریی سازی گوش نواز را به صدا در اورده بودند, هیچ صدایی به گوش نمی رسید. همه چشم و گوش شده بودند و به ان نوای جان بخش دل سپرده بودند. اهنگ به پایان رسید پیرمرد تار را روی میز گذاشت و ارام از سالن خارج شد . مسئوول حراج بهت زده تار را برداشت, صدایی از گوشه ای گفت: هزار دلار و همان طور به قیمت تار افزوده گردید سرانجام ده هزار دلار فروخته شد . چند نفری با حیرت از یکدیگر پرسیدند: راستی چه چیزی بر ارزش ان تار شکسته افزود ؟یکی از ان میان زیر لب گفت :
نوازش دست یک استاد!!!!
معلمین عزیز! داستان ذکر شده , حقیقتی بزرگ را در خود نهفته دارد, هستند دانش آموزانی که در فراز و نشیب زندگی (باتوجه به ظاهر ژولیده ,عملکرد ضعیف, رفتار و گفتار نا پسند ) مانند تار های فرسوده و بی ارزشی تصور می شوند که باید انان را بازیچه ساخت, به حاشیه راند یا دور انداخت, معجزه انگاه اتفاق می افتد که دست های معجزه گر و پیامبر گونه معلمی چون شما, با دست مهر, غبار را از روح انان بر گیرد تا نغمه زیبایشان را به گوش جان برساند تا همگان به چشم یک انسان, انسانی متعالی به انان بنگرند.
تقدیم به معلمانی که معلمی را اشتعال می دانند نه اشتغال!
https://t.me/RoyeshBehroozi
نوازش دست یک استاد
مسئوول حراج تار فرسوده ای را با بی میلی بر سر دست گرفت و گفت چند ؟! چه کسی برای این تار قیمتی پیشنهاد می کند ؟
از میان جمعیت یک نفر با تمسخر گفت:" یک دلار!" دومی :"گفت دو دلار برای سوزاندن در بخاری دیواری."
نفر سوم گفت: " من سه دلار میخرم تا پسرم با آن بازی کند."
مردم بی دلیل می خندیدند !!
ناگهان پیر مردی موقر با قدم هایی ارام و محکم از میان جمعیت بیرون امد و تار کهنه را برداشت و به ان نگاه کرد و با دستمالی خاک آن را زدود, سیم های ان را محکم کرد و انگشتان سحر امیز خود را بر روی سیم ها به حرکت در اورد, اهنگی روح نواز در گوش ها پیچید, گویی فرشتگان سیم های نامریی سازی گوش نواز را به صدا در اورده بودند, هیچ صدایی به گوش نمی رسید. همه چشم و گوش شده بودند و به ان نوای جان بخش دل سپرده بودند. اهنگ به پایان رسید پیرمرد تار را روی میز گذاشت و ارام از سالن خارج شد . مسئوول حراج بهت زده تار را برداشت, صدایی از گوشه ای گفت: هزار دلار و همان طور به قیمت تار افزوده گردید سرانجام ده هزار دلار فروخته شد . چند نفری با حیرت از یکدیگر پرسیدند: راستی چه چیزی بر ارزش ان تار شکسته افزود ؟یکی از ان میان زیر لب گفت :
نوازش دست یک استاد!!!!
معلمین عزیز! داستان ذکر شده , حقیقتی بزرگ را در خود نهفته دارد, هستند دانش آموزانی که در فراز و نشیب زندگی (باتوجه به ظاهر ژولیده ,عملکرد ضعیف, رفتار و گفتار نا پسند ) مانند تار های فرسوده و بی ارزشی تصور می شوند که باید انان را بازیچه ساخت, به حاشیه راند یا دور انداخت, معجزه انگاه اتفاق می افتد که دست های معجزه گر و پیامبر گونه معلمی چون شما, با دست مهر, غبار را از روح انان بر گیرد تا نغمه زیبایشان را به گوش جان برساند تا همگان به چشم یک انسان, انسانی متعالی به انان بنگرند.
تقدیم به معلمانی که معلمی را اشتعال می دانند نه اشتغال!
https://t.me/RoyeshBehroozi
Forwarded from چراغي روشن است...
💡تنش آبی کره زمین
🔷نقشه پیش بینی "تنش آبی" جهان در سال ۲۰۴۰؛ ایران در وضعیت "تنش بسیار حاد"
@cheraghi_roshan
🔷نقشه پیش بینی "تنش آبی" جهان در سال ۲۰۴۰؛ ایران در وضعیت "تنش بسیار حاد"
@cheraghi_roshan
گفتمان (Dialogue)
در مقابل مناظره (Debate)
اگر رابطه لفظی بين دو يا چند انسان را بصورت يکطيف ببينيم، گفتمان در يکسوی اين طيف قرار دارد و مناظره در طرفديگر آن. بنابراين شايد مفيد باشد که اين دو نوع گفتگو را از جنبههای مختلف با هم مقايسه کنيم تا تفاوتهای آشکار آنها بهتر و بيشتر نمايان شوند
- در مناظره فقط يک جواب وجود دارد و آنهم جوابیست که ما داريم.
در ديالوگ میپذيريم که جواب ما شايد فقط بخشی از تصويری است که تنها با بخشهای ديگر که در نظرات و ديدگاههای سايرين نهفته است تکميل میشود. بهعبارت ديگر هر کدام از ما حامل بخش کوچکی از تصوير واقعی هستيم
- در مناظره هدف پيروزی به هر قيمت است و ما در پی اين هستيم که نادرستی نظرات ديگران را اثبات کنيم در گفتمان همه بهدنبال درک مشترک از مسائل هستيم و در عينحال ضرورتی برای توافق مصنوعی نمیبينيم
- در مناظره ما به ديگران گوش میدهيم تا نقاط ضعفشان را پيدا کرده به آنها حمله کنيم. در گفتمان گوشکردن بهمنظور درک عميقتر از ديدگاههای ديگران و تکميل تصويری است که ما به تنهائی از مسئله داريم
- در مناظره سعی ما در پوشاندن فرضهای خود و دفاع از آنهاست. در گفتمان ما فرضهای خود را درمعرض تماشا و قضاوت ديگران قرار میدهيم تا آنها بتوانند به ريشههای نظريات ما بهتر پی ببرند
- در مناظره همه موضع میگيرند و سپس از آن دفاع میکنند در گفتمان همه موضعها را میتوان زير سئوال برد و در باره آنها گفتگو کرد. هيچکس در گفتمان به موضع خاصی نمیچسبد
- در مناظره يکطرف میبرد و طرفديگر میبازد. در گفتمان بحث از برد و باخت نيست هدف درک و فهم نظرات ديگران و يادگيریست. همه شرکتکنندگان در يک گفتمان واقعی با آگاهی و دانش بيشتری از فرایند گفتمان بيرون خواهند آمد
شرایط یک گفتمان
- شرکتکنندگان با نيت يادگيری و درک نظر ديگران وارد گفتگو شوند.
- امنیت روانی شرکتکنندگان وجود داشته باشد. آنها بايد احساس کنند که میتوانند بهراحتی آنچه را که لازم میدانند بگويند بدون اينکه مورد قضارت ديگران قرار گيرند.
- شرکتکنندگان بتوانند خود را بهجای ديگران (Empathy) بگذارند و دنيا را از دريچه چشم ديگران ببينند.
- همگان بتوانند فرضهای خود را هرچه واضحتر برای ديگران توضيح دهند.
اکثر قريب به اتفاق ما انسانها بهطور طبيعی مجهز به مهارتهای لازم برای برقراری گفتمان و گفتگو نيستيم، چون:
۱. افکار، نظرات، تعصبات، عقايد و تمايلات ما مثل امواج مزاحم، مانع گوشکردن واقعی دیگران میشود.
۲. در حصار مواضع از پيش تعينشده خود اسیریم.
۳. در يافتن و بهکاربستن راهحل عجله داریم
۴. فرضها و معنی خاص خود را به مشاهداتمان اضافه میکنیم.
۵. تمايل به ممتازبودن و تشخص داریم
ششم. تمايل غالب ما به برندهشدن و اثبات نظراتمان است.
"دکتر زاهد شیخالاسلامی"
@JameahiBehtarBesazim
@iranpopscience
در مقابل مناظره (Debate)
اگر رابطه لفظی بين دو يا چند انسان را بصورت يکطيف ببينيم، گفتمان در يکسوی اين طيف قرار دارد و مناظره در طرفديگر آن. بنابراين شايد مفيد باشد که اين دو نوع گفتگو را از جنبههای مختلف با هم مقايسه کنيم تا تفاوتهای آشکار آنها بهتر و بيشتر نمايان شوند
- در مناظره فقط يک جواب وجود دارد و آنهم جوابیست که ما داريم.
در ديالوگ میپذيريم که جواب ما شايد فقط بخشی از تصويری است که تنها با بخشهای ديگر که در نظرات و ديدگاههای سايرين نهفته است تکميل میشود. بهعبارت ديگر هر کدام از ما حامل بخش کوچکی از تصوير واقعی هستيم
- در مناظره هدف پيروزی به هر قيمت است و ما در پی اين هستيم که نادرستی نظرات ديگران را اثبات کنيم در گفتمان همه بهدنبال درک مشترک از مسائل هستيم و در عينحال ضرورتی برای توافق مصنوعی نمیبينيم
- در مناظره ما به ديگران گوش میدهيم تا نقاط ضعفشان را پيدا کرده به آنها حمله کنيم. در گفتمان گوشکردن بهمنظور درک عميقتر از ديدگاههای ديگران و تکميل تصويری است که ما به تنهائی از مسئله داريم
- در مناظره سعی ما در پوشاندن فرضهای خود و دفاع از آنهاست. در گفتمان ما فرضهای خود را درمعرض تماشا و قضاوت ديگران قرار میدهيم تا آنها بتوانند به ريشههای نظريات ما بهتر پی ببرند
- در مناظره همه موضع میگيرند و سپس از آن دفاع میکنند در گفتمان همه موضعها را میتوان زير سئوال برد و در باره آنها گفتگو کرد. هيچکس در گفتمان به موضع خاصی نمیچسبد
- در مناظره يکطرف میبرد و طرفديگر میبازد. در گفتمان بحث از برد و باخت نيست هدف درک و فهم نظرات ديگران و يادگيریست. همه شرکتکنندگان در يک گفتمان واقعی با آگاهی و دانش بيشتری از فرایند گفتمان بيرون خواهند آمد
شرایط یک گفتمان
- شرکتکنندگان با نيت يادگيری و درک نظر ديگران وارد گفتگو شوند.
- امنیت روانی شرکتکنندگان وجود داشته باشد. آنها بايد احساس کنند که میتوانند بهراحتی آنچه را که لازم میدانند بگويند بدون اينکه مورد قضارت ديگران قرار گيرند.
- شرکتکنندگان بتوانند خود را بهجای ديگران (Empathy) بگذارند و دنيا را از دريچه چشم ديگران ببينند.
- همگان بتوانند فرضهای خود را هرچه واضحتر برای ديگران توضيح دهند.
اکثر قريب به اتفاق ما انسانها بهطور طبيعی مجهز به مهارتهای لازم برای برقراری گفتمان و گفتگو نيستيم، چون:
۱. افکار، نظرات، تعصبات، عقايد و تمايلات ما مثل امواج مزاحم، مانع گوشکردن واقعی دیگران میشود.
۲. در حصار مواضع از پيش تعينشده خود اسیریم.
۳. در يافتن و بهکاربستن راهحل عجله داریم
۴. فرضها و معنی خاص خود را به مشاهداتمان اضافه میکنیم.
۵. تمايل به ممتازبودن و تشخص داریم
ششم. تمايل غالب ما به برندهشدن و اثبات نظراتمان است.
"دکتر زاهد شیخالاسلامی"
@JameahiBehtarBesazim
@iranpopscience
یادی از پدر فرهنگ مردم ایران در آستانه بیست و چهارمین سال درگذشت وی
#فرهنگ_مردم
#انجوی_شیرازی
سیدابوالقاسم انجوی شیرازی معروف به نجوا(1372-1300)، مؤسس مرکز فرهنگ مردم، در سال 1340 طرح برنامه رادیویی خود را در زمینه گردآوری فولکلور به رادیو ایران پیشنهاد داد و در ساعت هیجده روز شنبه 25 فروردین 1341 اولین برنامه رادیویی وی پخش شد. روی اولین صفحه باقیمانده از آن برنامه، نام فولکور درج شده است.
در سالهای پخش برنامه بیش از چهارهزار شنونده با نوشتن و ارسال آداب و رسوم زادگاه خود، روشهای ساده مردمنگاری و گزارشنویسی توصیفی فرهنگ عامه را آموختند. ازاينرو، بايد مرحوم استاد انجوي شيرازي را بهحق پدر فرهنگ مردم ايران ناميد. چراکه تا پيش از وي، در راه جمعآوري فولکلور، با اين وسعت و برنامهريزي در کشور اقدامي صورت نگرفته بود. انجوی همچنین از یکی از قوی ¬ترین آینده ¬پژوهان عصر خود در حوزه گردآوری فولکلور بود. هنوز نيز بعد از گذشت بيش از پنج دهه، فرهنگ مردم ايران به شيوهاي که وي پايهگذاري کرد، در واحد فرهنگ مردم صداوسيما جمعآوري ميشود.
درخواست از مردم برای فرستادن مطالب فرهنگ مردم، با توجه به آمار بالای بیسوادی در ایران آن روز و ارتباط جامعه کمسواد با غنای فرهنگ عامه از اهمیت خاصی برخوردار بود. انجوی از مردم چیزی را طلب میکرد که داشتند و قدر آن را نمیدانستند. شیوه تدوین و ارائه برنامه فرهنگ مردم کاملاً با روانشناسی و ویژگیهای جامعهشناختی آن روز ایران منطبق بود. توجه به اصالتهایی که در زندگی مردم بود و با مدرن شدن جامعه رو به نابودی رفته بود، در کنار احترام به مخاطب از جمله دلایل موفقیت وی به شمار میرفت. انجوی در ثبت موضوعات گسترده فرهنگ زندگی مردم که امروزه از آن با عنوان «سبک زندگی» یاد می شود تلاش بسیار کرد و به گردآوری تمام جنبه های زندگی مادی و معنوی آن روز ذیل 114 عنوان موضوعی پرداخت.
باید به خاطر داشت که در آن زمان رادیو رسانهای پر اهمیت بود و طبیعی بود پخش نام یک نفر از آن و یا خواندن مطلبی از او امری مهم به شمار رود. برنامه رادیویی فولکلور در سال 1345، به مرکز فرهنگ مردم تغییر نام داد و تشکیلات آن از یک برنامه رادیویی به تشکیلات یک مرکز فرهنگ عامه ارتقأ یافت. مدیریت این مرکز از ابتدا تا پیروزی انقلاب اسلامی بر عهده سیدابوالقاسم انجوی شیرازی بود.
انجوی در تربیت نسلی پرتوان از پژوهشگران فرهنگ عامه کشور تأثیرگذار بود. شیوه جذب پژوهشگران بدین ترتیب بود که پس از طی چندین آزمون تخصصی، دوره آموزشی تمام وقت 9 ماهه برای کلیه پژوهشگران در حوزه هاي مختلفی چون ادبیات، مردم شناسی، زبانشناسی و ... برگزار شد. سیداحمد وکیلیان، عبدالنبی سلامی، محمود ظریفیان، علی اکبر عبدالرشیدی و ... ازجمله همکاران انجوی شیرازی در مرکز فرهنگ مردم بودند. برخی از همکاران برنامه فرهنگ مردم که امروز با نام فرهنگیار شناخته میشوند نیز بعدها در زمینههای مختلفی سرآمد شدند. لئون میناسیان ( نویسنده، پژوهشگر، کتابشناس، نقاش، نوازنده، تاریخنگار و مترجم)، هوشنگ جاوید (پژوهشگر برجسته موسیقی آیینی)، امرالله احمدجو (کارگردان مطرح سیما)، محمد پروین گنابادی (پژوهشگر برجسته فرهنگ مردم) و عبدالرضا فریدزاده (نویسنده و کارگردان مطرح تئاتر کشور).
با تلاشها و آموزشهای انجوی و مکاتبات دائمی او با شنوندگان برنامه، نهضت فکری وسیعی نضج گرفت به گونهای که در طی مدیریت وی و بر اساس دستنوشتههای همکاران افتخاری برنامه، یازده کتاب در حوزه فولکلور ایران نوشته شد. هنوز هم گنجینه فرهنگ مردم، یکی از غنی ترین گنجینه های این حوزه در کشور است. عشق استاد انجوی شیرازی به فرهنگ مردم تا به جایی رسید که منزل شخصی خود در جمال آباد نیاوران را که امروز «خانه فرهنگ مردم ایران» نام گرفته است و مجموعه ای است شامل کتابخانه تخصصی، بخش اسناد و گزارشهای فرهنگیاری و موزه عروسکهای آیینی و اقوام، به فرهنگ مردم اهدا کرد.
انجوي نهتنها بر کارهاي علاقمندان به فرهنگ مردم ايران تأثيرگذار بوده است، بلکه پژوهشگران فرهنگ عامه خارجي ازجمله پروفسور اولریش مارزلف نيز از دستاوردهاي وي بهره بردهاند.
٢٥ شهريور مصادف با بيست و چهارمين سالگرد درگذشت استاد انجوي شيرازي است. یادش گرامی و راهش پررهرو باد!
فاطمه عظيمي_فرد
دکتری زبانشناسي همگاني
@IranUnescoAssociation
@iranpopscience
#فرهنگ_مردم
#انجوی_شیرازی
سیدابوالقاسم انجوی شیرازی معروف به نجوا(1372-1300)، مؤسس مرکز فرهنگ مردم، در سال 1340 طرح برنامه رادیویی خود را در زمینه گردآوری فولکلور به رادیو ایران پیشنهاد داد و در ساعت هیجده روز شنبه 25 فروردین 1341 اولین برنامه رادیویی وی پخش شد. روی اولین صفحه باقیمانده از آن برنامه، نام فولکور درج شده است.
در سالهای پخش برنامه بیش از چهارهزار شنونده با نوشتن و ارسال آداب و رسوم زادگاه خود، روشهای ساده مردمنگاری و گزارشنویسی توصیفی فرهنگ عامه را آموختند. ازاينرو، بايد مرحوم استاد انجوي شيرازي را بهحق پدر فرهنگ مردم ايران ناميد. چراکه تا پيش از وي، در راه جمعآوري فولکلور، با اين وسعت و برنامهريزي در کشور اقدامي صورت نگرفته بود. انجوی همچنین از یکی از قوی ¬ترین آینده ¬پژوهان عصر خود در حوزه گردآوری فولکلور بود. هنوز نيز بعد از گذشت بيش از پنج دهه، فرهنگ مردم ايران به شيوهاي که وي پايهگذاري کرد، در واحد فرهنگ مردم صداوسيما جمعآوري ميشود.
درخواست از مردم برای فرستادن مطالب فرهنگ مردم، با توجه به آمار بالای بیسوادی در ایران آن روز و ارتباط جامعه کمسواد با غنای فرهنگ عامه از اهمیت خاصی برخوردار بود. انجوی از مردم چیزی را طلب میکرد که داشتند و قدر آن را نمیدانستند. شیوه تدوین و ارائه برنامه فرهنگ مردم کاملاً با روانشناسی و ویژگیهای جامعهشناختی آن روز ایران منطبق بود. توجه به اصالتهایی که در زندگی مردم بود و با مدرن شدن جامعه رو به نابودی رفته بود، در کنار احترام به مخاطب از جمله دلایل موفقیت وی به شمار میرفت. انجوی در ثبت موضوعات گسترده فرهنگ زندگی مردم که امروزه از آن با عنوان «سبک زندگی» یاد می شود تلاش بسیار کرد و به گردآوری تمام جنبه های زندگی مادی و معنوی آن روز ذیل 114 عنوان موضوعی پرداخت.
باید به خاطر داشت که در آن زمان رادیو رسانهای پر اهمیت بود و طبیعی بود پخش نام یک نفر از آن و یا خواندن مطلبی از او امری مهم به شمار رود. برنامه رادیویی فولکلور در سال 1345، به مرکز فرهنگ مردم تغییر نام داد و تشکیلات آن از یک برنامه رادیویی به تشکیلات یک مرکز فرهنگ عامه ارتقأ یافت. مدیریت این مرکز از ابتدا تا پیروزی انقلاب اسلامی بر عهده سیدابوالقاسم انجوی شیرازی بود.
انجوی در تربیت نسلی پرتوان از پژوهشگران فرهنگ عامه کشور تأثیرگذار بود. شیوه جذب پژوهشگران بدین ترتیب بود که پس از طی چندین آزمون تخصصی، دوره آموزشی تمام وقت 9 ماهه برای کلیه پژوهشگران در حوزه هاي مختلفی چون ادبیات، مردم شناسی، زبانشناسی و ... برگزار شد. سیداحمد وکیلیان، عبدالنبی سلامی، محمود ظریفیان، علی اکبر عبدالرشیدی و ... ازجمله همکاران انجوی شیرازی در مرکز فرهنگ مردم بودند. برخی از همکاران برنامه فرهنگ مردم که امروز با نام فرهنگیار شناخته میشوند نیز بعدها در زمینههای مختلفی سرآمد شدند. لئون میناسیان ( نویسنده، پژوهشگر، کتابشناس، نقاش، نوازنده، تاریخنگار و مترجم)، هوشنگ جاوید (پژوهشگر برجسته موسیقی آیینی)، امرالله احمدجو (کارگردان مطرح سیما)، محمد پروین گنابادی (پژوهشگر برجسته فرهنگ مردم) و عبدالرضا فریدزاده (نویسنده و کارگردان مطرح تئاتر کشور).
با تلاشها و آموزشهای انجوی و مکاتبات دائمی او با شنوندگان برنامه، نهضت فکری وسیعی نضج گرفت به گونهای که در طی مدیریت وی و بر اساس دستنوشتههای همکاران افتخاری برنامه، یازده کتاب در حوزه فولکلور ایران نوشته شد. هنوز هم گنجینه فرهنگ مردم، یکی از غنی ترین گنجینه های این حوزه در کشور است. عشق استاد انجوی شیرازی به فرهنگ مردم تا به جایی رسید که منزل شخصی خود در جمال آباد نیاوران را که امروز «خانه فرهنگ مردم ایران» نام گرفته است و مجموعه ای است شامل کتابخانه تخصصی، بخش اسناد و گزارشهای فرهنگیاری و موزه عروسکهای آیینی و اقوام، به فرهنگ مردم اهدا کرد.
انجوي نهتنها بر کارهاي علاقمندان به فرهنگ مردم ايران تأثيرگذار بوده است، بلکه پژوهشگران فرهنگ عامه خارجي ازجمله پروفسور اولریش مارزلف نيز از دستاوردهاي وي بهره بردهاند.
٢٥ شهريور مصادف با بيست و چهارمين سالگرد درگذشت استاد انجوي شيرازي است. یادش گرامی و راهش پررهرو باد!
فاطمه عظيمي_فرد
دکتری زبانشناسي همگاني
@IranUnescoAssociation
@iranpopscience
غار قوری قلعه یا قوری قلا با پیشینه ۶۵ میلیون سال در استان کرمانشاه قرار دارد. این غار در ۲۵ کیلومتری شهر روانسر، در دامنه کوه شاهو و مشرف بر جاده روانسر – پاوه و در همسایگی روستایی قوری قلعه قرار دارد.
غار قوری قلعه در کرمانشاه
غار قوری قلعه در کرمانشاه , طول این غار ۱۲ کیلومتر و عمق آن ۳۱۴۰ متر است و به عنوان یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران، به ثبت رسیدهاست.
در سال ۱۳۵۵ یک گروه از غارشناسان انگلیسی و در سال ۱۳۵۶ گروه دیگری از غارنوردان فرانسوی بخش هایی از غار را بطول پانصدوپنجاه متر بررسی و اکتشاف کردند.
در دهه ۱۳۶۰ نیز گروهی از غارنوردان کرمانشاهی بخشهای جدیدی از غار را تا عمق بیش از سه کیلومتر اکتشاف و شناسایی کردند غار قوری قلعه لقب بزرگترین غار آبی آسیا را از آن خود کرده است.
دمای داخل غار در تمام فصول سال ۷تا ۱۱درجه سانتیگراد است،
البته رطوبت نسبی این غار۸۹ درصد بوده، به همین دلیل در تمام فصلها میتواند میزبان گردشگرانی باشد که کرمانشاه را به عنوان مقصد خود انتخاب کردهاند.
ژرفای حوضچههای این غار به ۱۴ متر میرسد هم چنین دمای درون غار ۷ تا ۱۱ درجه سانتی گراد است
و در همگی فصلهای سال تقریبا ثابت می ماند. این اثر طبیعی دارای تالارهای زیبا
در ۱۴۰۰ متری و ۵۰۰ متری به نامهای تالار مریم، تالار کوهان شتر، تالار مسیر برزخ، تالار بلور و تالار عروس است.
این غار یکی از زیباترین جاذبههای گردشگری شهرستان روانسر میباشد.@iranpopscience
غار قوری قلعه در کرمانشاه
غار قوری قلعه در کرمانشاه , طول این غار ۱۲ کیلومتر و عمق آن ۳۱۴۰ متر است و به عنوان یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران، به ثبت رسیدهاست.
در سال ۱۳۵۵ یک گروه از غارشناسان انگلیسی و در سال ۱۳۵۶ گروه دیگری از غارنوردان فرانسوی بخش هایی از غار را بطول پانصدوپنجاه متر بررسی و اکتشاف کردند.
در دهه ۱۳۶۰ نیز گروهی از غارنوردان کرمانشاهی بخشهای جدیدی از غار را تا عمق بیش از سه کیلومتر اکتشاف و شناسایی کردند غار قوری قلعه لقب بزرگترین غار آبی آسیا را از آن خود کرده است.
دمای داخل غار در تمام فصول سال ۷تا ۱۱درجه سانتیگراد است،
البته رطوبت نسبی این غار۸۹ درصد بوده، به همین دلیل در تمام فصلها میتواند میزبان گردشگرانی باشد که کرمانشاه را به عنوان مقصد خود انتخاب کردهاند.
ژرفای حوضچههای این غار به ۱۴ متر میرسد هم چنین دمای درون غار ۷ تا ۱۱ درجه سانتی گراد است
و در همگی فصلهای سال تقریبا ثابت می ماند. این اثر طبیعی دارای تالارهای زیبا
در ۱۴۰۰ متری و ۵۰۰ متری به نامهای تالار مریم، تالار کوهان شتر، تالار مسیر برزخ، تالار بلور و تالار عروس است.
این غار یکی از زیباترین جاذبههای گردشگری شهرستان روانسر میباشد.@iranpopscience
Forwarded from شهرزاد: قصه گویی دیجیتال
کارگاه داستان گویی دیجیتال با عنوان " #قصه_یک_عکس"
چهارشنبه ها 4:30 تا 7:30
جهت اطلاعات بیشتر لطفا با شماره 02188727083 تماس بگیرید.
#قصه_گویی_ديجيتال
#گروه_شهرزاد
#نگارخانه_آريا
@shahrzadcdsc
چهارشنبه ها 4:30 تا 7:30
جهت اطلاعات بیشتر لطفا با شماره 02188727083 تماس بگیرید.
#قصه_گویی_ديجيتال
#گروه_شهرزاد
#نگارخانه_آريا
@shahrzadcdsc
Forwarded from کتابخانه حسینیه ارشاد
📚📢معرفي كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد
✅برنده جايزه ترويج علم ايران سال ١٣٩٣
✅نهاد برتر جشنواره مروجان خواندن سال ١٣٩٥
✅فعاليتهاي جذاب براي كودكان و نوجوانان از جمله بازي هاي جمعي در فضاي كتابخانه
✅توليد منابع مطالعاتي ارزشمند گويا و ارائه ي خدمات ويژه به نابينايان سراسر كشور
✅خدمات كتابخانه سيار براي كودكان با نيازهاي ويژه در سطح شهر تهران
📝با بيش از 300هزار منبع، كتابخانه ديجيتال، مشاوره ي اطلاعاتي و خدماتي متفاوت درخدمت شماست.
🔻با عضويت در اين كانال به جمع اعضاي اين كتابخانه پيوسته و از فعاليت ها و اخبار آن مطلع شويد🌷
@hershad
website: www.hepl.ir
در به اشتراك گذاري اين پيام ياور ما باشيد🙏🏻
http://up.img7.ir/ibt35.jpg
✅برنده جايزه ترويج علم ايران سال ١٣٩٣
✅نهاد برتر جشنواره مروجان خواندن سال ١٣٩٥
✅فعاليتهاي جذاب براي كودكان و نوجوانان از جمله بازي هاي جمعي در فضاي كتابخانه
✅توليد منابع مطالعاتي ارزشمند گويا و ارائه ي خدمات ويژه به نابينايان سراسر كشور
✅خدمات كتابخانه سيار براي كودكان با نيازهاي ويژه در سطح شهر تهران
📝با بيش از 300هزار منبع، كتابخانه ديجيتال، مشاوره ي اطلاعاتي و خدماتي متفاوت درخدمت شماست.
🔻با عضويت در اين كانال به جمع اعضاي اين كتابخانه پيوسته و از فعاليت ها و اخبار آن مطلع شويد🌷
@hershad
website: www.hepl.ir
در به اشتراك گذاري اين پيام ياور ما باشيد🙏🏻
http://up.img7.ir/ibt35.jpg
در کجای آموزش جهان ایستادهایم؟
در پایان سال ۲۰۱۵ میلادی که بزرگترین رتبهبندی جهانی مدارس از سوی OECD منتشر شد، دانشآموزان ایرانی در میان ۷۶ کشور، از نظر آموزههای علوم و ریاضیات در رتبه ۵۱ جهان قرار گرفتند. رتبههای نخست این فهرست در انحصار پنج کشور آسیایی سنگاپور، هنگکنگ، کره جنوبی، ژاپن و تایوان بود. فنلاند که سالهاست نام خود را در صدر بهترین نظامهای آموزشی جهان به ثبت رسانده در رتبه ششم قرار گرفت. مقام بیستم به انگلستان رسید و هشت پله بعد نام ایالات متحده آمریکا دیده میشد. کشورهای آفریقای جنوبی و غنا هم دو رتبه آخر فهرست را به نام خود کردند.
ایدهای که OECD را بر آن داشت تا چنین ارزیابی گستردهای را برنامهریزی و اجرا کند این بود که کشورهای بیشتری از فقیر گرفته تا ثروتمند، بتوانند خود را با پیشگامان آموزش در جهان مقایسه کنند، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و دریابند با بهبود کیفیت آموزش چگونه میتوانند در بلندمدت به دستاوردهای اقتصادی بیشتری نائل آیند. اقتصاددانان OECD معتقدند این مقایسه - که بر مبنای نمره آزمونهای ریاضی، علوم و خواندن صورت گرفته- مدرک متقنی برای وجود رابطه میان آموزش این مهارتها و رشد اقتصادی است.
سنگاپور، صدرنشین رتبهبندی جهانی مدارس از دهه ۱۹۶۰ تاکنون نرخ سوادآموزی خود را به نحو چشمگیری ارتقا بخشیده و این نشان میدهد هر کشوری با سرمایهگذاری در آموزش میتواند تا چه اندازه پیشرفت کند، در نقطه مقابل یافتههای را پنج نوجوان، یک نفر بدون آموزش مهارتهای ضروری مدرسه را به اتمام میرساند. تحلیلگران میگویند کاهش این تعداد و بهبود مهارتها میتواند تریلیونها دلار به اقتصاد انگلستان کمک کند.
یافته دیگر این رتبهبندی که بیش از یکسوم کشورهای جهان را بررسی کرده آن است که کشورهایی نظیر ایران، آفریقای جنوبی، پرو و تایلند هم میتوانند در مقیاسهای جهانی خود را نشان دهند. پژوهشگران البته دلیل موفقیت کشورهای آسیای شرقی در این ارزیابی را بهسادگی تبیین کردهاند: اگر شما به یک کلاس درس آسیایی وارد شوید آموزگارانی را میبینید که انتظار دارند همه دانشآموزانشان موفق شوند. نظام آموزشی، سختگیر، متمرکز و منسجم است. این کشورها همچنین در جذب معلمان باهوش و مستعد برای تدریس در کلاسهای پرچالش بسیار موفق هستند، بنابراین دانشآموزان زیر نظر آموزگاران فوقالعادهای آموزش میبینند.
نویسندگان این رتبهبندی که دو تن از استادان دانشگاههای استنفورد و مونیخ هستند میگویند: «کیفیت آموزش» پیشبینیکننده قدرتمند میزان «ثروتی» است که کشورها در بلندمدت تولید خواهند کرد. رتبهبندی جهانی مدارس البته منتقدانی هم دارد. آنها میگویند این پیمایش از آنجا که تمامی شاخصهای آموزش در کشورها را بررسی نمیکند نمیتواند معیار کاملی برای ارزیابی نظام آموزشی باشد. شاید به همین دلیل است که مطالعات متعدد دیگری صورت میگیرد تا هرسال بهترین نظامهای آموزشی جهان، شناسایی و معرفی شوند تا برنامهریزی، مدیریت و سیاستگذاریهای آنها الگوی کشورهای در حال توسعه قرار گیرد.
🔹مدارس؛ جایی برای نیاموختن
نگاهی به تصویر جهانی آموزش نشان میدهد در سراسر دنیا، دستاوردهای نظام آموزشی دغدغه مهم و کلیدی صاحبنظران و سیاستگذاران است؛ اما گزارش توسعه جهانی ۲۰۱۸ میگوید جهان باید بیش از پیش نگران این دستاوردها باشد چراکه تاکنون به اشتباه، تحصیل را با آموزش یکسان تصور کرده است.
مدارس ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سیاستهای آموزشی منطبق با نیازهای فردی و اجتماعی جوانان و الزامات بازار کار نیست. محتوای کتابهای درسی بیشتر دانشآموزان را به سمت محفوظات بدون درک مفاهیم میراند. شأن و منزلت معلمان بهدرستی درک نشده و مشکلات معیشتی آنان را بیانگیزه و خسته و فرسوده کرده است. و کنکور هیولای استعدادخواری است که تمام تلاشها برای راندن آموزش به سمت تفکر خلاق و مهارتآموزی را بیاثر میکند.
نتایج مطالعاتی که در سالهای اخیر از سوی دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی انجام گرفته نشان میدهد نظام آموزش و پرورش کشور در محاصره پنج نیروی مخرب قرار دارد. توقعات و انتظارات نامناسب خانوادهها، سد کنکور، تنگناهای فزاینده و دائمی مالی آموزش و پرورش و مسائل و مضایق ناشی از آن، حافظهمحوری و کهنگی و ضعف روشهای یاددهی-یادگیری، بیکاری جوانان و عدم امکان دسترسی آسان به فرصتهای مناسب شغلی بهعنوان این پنج نیروی مخرب برشمرده شدهاند...
دکتر مولود پاکروان
http://telegram.me/tahlyleejtemaaey @iranpopscience
در پایان سال ۲۰۱۵ میلادی که بزرگترین رتبهبندی جهانی مدارس از سوی OECD منتشر شد، دانشآموزان ایرانی در میان ۷۶ کشور، از نظر آموزههای علوم و ریاضیات در رتبه ۵۱ جهان قرار گرفتند. رتبههای نخست این فهرست در انحصار پنج کشور آسیایی سنگاپور، هنگکنگ، کره جنوبی، ژاپن و تایوان بود. فنلاند که سالهاست نام خود را در صدر بهترین نظامهای آموزشی جهان به ثبت رسانده در رتبه ششم قرار گرفت. مقام بیستم به انگلستان رسید و هشت پله بعد نام ایالات متحده آمریکا دیده میشد. کشورهای آفریقای جنوبی و غنا هم دو رتبه آخر فهرست را به نام خود کردند.
ایدهای که OECD را بر آن داشت تا چنین ارزیابی گستردهای را برنامهریزی و اجرا کند این بود که کشورهای بیشتری از فقیر گرفته تا ثروتمند، بتوانند خود را با پیشگامان آموزش در جهان مقایسه کنند، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و دریابند با بهبود کیفیت آموزش چگونه میتوانند در بلندمدت به دستاوردهای اقتصادی بیشتری نائل آیند. اقتصاددانان OECD معتقدند این مقایسه - که بر مبنای نمره آزمونهای ریاضی، علوم و خواندن صورت گرفته- مدرک متقنی برای وجود رابطه میان آموزش این مهارتها و رشد اقتصادی است.
سنگاپور، صدرنشین رتبهبندی جهانی مدارس از دهه ۱۹۶۰ تاکنون نرخ سوادآموزی خود را به نحو چشمگیری ارتقا بخشیده و این نشان میدهد هر کشوری با سرمایهگذاری در آموزش میتواند تا چه اندازه پیشرفت کند، در نقطه مقابل یافتههای را پنج نوجوان، یک نفر بدون آموزش مهارتهای ضروری مدرسه را به اتمام میرساند. تحلیلگران میگویند کاهش این تعداد و بهبود مهارتها میتواند تریلیونها دلار به اقتصاد انگلستان کمک کند.
یافته دیگر این رتبهبندی که بیش از یکسوم کشورهای جهان را بررسی کرده آن است که کشورهایی نظیر ایران، آفریقای جنوبی، پرو و تایلند هم میتوانند در مقیاسهای جهانی خود را نشان دهند. پژوهشگران البته دلیل موفقیت کشورهای آسیای شرقی در این ارزیابی را بهسادگی تبیین کردهاند: اگر شما به یک کلاس درس آسیایی وارد شوید آموزگارانی را میبینید که انتظار دارند همه دانشآموزانشان موفق شوند. نظام آموزشی، سختگیر، متمرکز و منسجم است. این کشورها همچنین در جذب معلمان باهوش و مستعد برای تدریس در کلاسهای پرچالش بسیار موفق هستند، بنابراین دانشآموزان زیر نظر آموزگاران فوقالعادهای آموزش میبینند.
نویسندگان این رتبهبندی که دو تن از استادان دانشگاههای استنفورد و مونیخ هستند میگویند: «کیفیت آموزش» پیشبینیکننده قدرتمند میزان «ثروتی» است که کشورها در بلندمدت تولید خواهند کرد. رتبهبندی جهانی مدارس البته منتقدانی هم دارد. آنها میگویند این پیمایش از آنجا که تمامی شاخصهای آموزش در کشورها را بررسی نمیکند نمیتواند معیار کاملی برای ارزیابی نظام آموزشی باشد. شاید به همین دلیل است که مطالعات متعدد دیگری صورت میگیرد تا هرسال بهترین نظامهای آموزشی جهان، شناسایی و معرفی شوند تا برنامهریزی، مدیریت و سیاستگذاریهای آنها الگوی کشورهای در حال توسعه قرار گیرد.
🔹مدارس؛ جایی برای نیاموختن
نگاهی به تصویر جهانی آموزش نشان میدهد در سراسر دنیا، دستاوردهای نظام آموزشی دغدغه مهم و کلیدی صاحبنظران و سیاستگذاران است؛ اما گزارش توسعه جهانی ۲۰۱۸ میگوید جهان باید بیش از پیش نگران این دستاوردها باشد چراکه تاکنون به اشتباه، تحصیل را با آموزش یکسان تصور کرده است.
مدارس ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سیاستهای آموزشی منطبق با نیازهای فردی و اجتماعی جوانان و الزامات بازار کار نیست. محتوای کتابهای درسی بیشتر دانشآموزان را به سمت محفوظات بدون درک مفاهیم میراند. شأن و منزلت معلمان بهدرستی درک نشده و مشکلات معیشتی آنان را بیانگیزه و خسته و فرسوده کرده است. و کنکور هیولای استعدادخواری است که تمام تلاشها برای راندن آموزش به سمت تفکر خلاق و مهارتآموزی را بیاثر میکند.
نتایج مطالعاتی که در سالهای اخیر از سوی دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی انجام گرفته نشان میدهد نظام آموزش و پرورش کشور در محاصره پنج نیروی مخرب قرار دارد. توقعات و انتظارات نامناسب خانوادهها، سد کنکور، تنگناهای فزاینده و دائمی مالی آموزش و پرورش و مسائل و مضایق ناشی از آن، حافظهمحوری و کهنگی و ضعف روشهای یاددهی-یادگیری، بیکاری جوانان و عدم امکان دسترسی آسان به فرصتهای مناسب شغلی بهعنوان این پنج نیروی مخرب برشمرده شدهاند...
دکتر مولود پاکروان
http://telegram.me/tahlyleejtemaaey @iranpopscience
Telegram
تحلیل اجتماعی
http://telegram.me/tahlyleejtemaaey