عقیده
ما ایرانی ها بعد از ۳۰۰۰ سال در افکار بردگی هستیم!!
اگر داستان را بخوانید متوجه می شوید ؟
قسمتی از کتاب سینوهه نوشه میکا والتاری:
وقتی "سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه ی بردگی بریده بودند را بالای سر خودش می بیند، در ابتدا می ترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام می شود.
برده، از ستم هایی که طبقه اشراف مصر بر او روا داشته بودند می گوید، از فئودالیسم بسیار شدید حاکم بر آن روزهای مصر.
برده، از سینوهه خواهش می کند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.
سینوهه از برده سئوال می کند که چرا می خواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی او با پرداخت رشوه به ماموران فرعون، زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشتهی آن مرد را اینگونه می خواند:
((او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است...))
در این هنگام، برده شروع به گریه می کند و می گوید: (آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش...))
سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که از جانب او بر تو روا شده، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که: (وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟)
و سینوهه بعدها در یادداشتهایش وقتی به این داستان اشاره می کند، می نویسد: ((آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد!))
#کافه کتاب
@kafe_ketaab
ما ایرانی ها بعد از ۳۰۰۰ سال در افکار بردگی هستیم!!
اگر داستان را بخوانید متوجه می شوید ؟
قسمتی از کتاب سینوهه نوشه میکا والتاری:
وقتی "سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه ی بردگی بریده بودند را بالای سر خودش می بیند، در ابتدا می ترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام می شود.
برده، از ستم هایی که طبقه اشراف مصر بر او روا داشته بودند می گوید، از فئودالیسم بسیار شدید حاکم بر آن روزهای مصر.
برده، از سینوهه خواهش می کند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.
سینوهه از برده سئوال می کند که چرا می خواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی او با پرداخت رشوه به ماموران فرعون، زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشتهی آن مرد را اینگونه می خواند:
((او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است...))
در این هنگام، برده شروع به گریه می کند و می گوید: (آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش...))
سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که از جانب او بر تو روا شده، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که: (وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟)
و سینوهه بعدها در یادداشتهایش وقتی به این داستان اشاره می کند، می نویسد: ((آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد!))
#کافه کتاب
@kafe_ketaab
کتابخانه دانشگاهی:
💯 #معرفی_سایت_های_مفید 💯
در این سایت، مجموعه ای بیش از 50000 رساله دکتری دانشگاههای هلند به صورت یکپارچه در اختیار پژوهشگران قرار دارد. می توان رساله های دکتری را در بخش publication و در شاخه E-Thesis یا Doctoral Thesis مشاهده کرد. رساله هایی که دارای دسترسی رایگان هستند در بخش open access جمع آوری شده اند.
برای دانلود متن رساله، باید پس از انتخاب رساله دلخواه بر روی لینک Publication که در انتهای اطلاعات کتابشناختی آمده است کلیک کرد تا به صفحه مربوط هدایت شوید. نکته مهم اینکه هنگام جستجو، کلیدواژه در همه بخشهای سایت جستجو می شود که برای دسترسی به رساله ها باید از قسمت سمت چپ صفحه، گزینه مناسب انتخاب شود.
جهت دانلود پایان نامه های دکترای دانشگاه هلند روی لینک زیر کلیک کنید 👇
📎 http://www.narcis.nl/search/coll/publication/genre/doctoralthesis/Language/en
Join👇📚👇
https://telegram.me/joinchat/CK9IZjxMjMtasb9g0Jz0sw @iranpopscience
💯 #معرفی_سایت_های_مفید 💯
در این سایت، مجموعه ای بیش از 50000 رساله دکتری دانشگاههای هلند به صورت یکپارچه در اختیار پژوهشگران قرار دارد. می توان رساله های دکتری را در بخش publication و در شاخه E-Thesis یا Doctoral Thesis مشاهده کرد. رساله هایی که دارای دسترسی رایگان هستند در بخش open access جمع آوری شده اند.
برای دانلود متن رساله، باید پس از انتخاب رساله دلخواه بر روی لینک Publication که در انتهای اطلاعات کتابشناختی آمده است کلیک کرد تا به صفحه مربوط هدایت شوید. نکته مهم اینکه هنگام جستجو، کلیدواژه در همه بخشهای سایت جستجو می شود که برای دسترسی به رساله ها باید از قسمت سمت چپ صفحه، گزینه مناسب انتخاب شود.
جهت دانلود پایان نامه های دکترای دانشگاه هلند روی لینک زیر کلیک کنید 👇
📎 http://www.narcis.nl/search/coll/publication/genre/doctoralthesis/Language/en
Join👇📚👇
https://telegram.me/joinchat/CK9IZjxMjMtasb9g0Jz0sw @iranpopscience
Forwarded from طعم دانستن
با کتاب می توانیم از نا آگاهی به آگاهی برسیم و از هجوم بی رحم پرسشهای بی شمار ،رنجیده خاطر نشویم ...
https://telegram.me/tamedanestan
https://telegram.me/tamedanestan
Forwarded from گذری و نظری در فرهنگ و زبان
#فرهنگ_مردم
خرمن سوخته ی ما
به چه کارش می خورد...؟
که چو برق آمد و
در خشک و تر ما زد و رفت...!
هوشنگ ابتهاج
@farhangemardom
خرمن سوخته ی ما
به چه کارش می خورد...؟
که چو برق آمد و
در خشک و تر ما زد و رفت...!
هوشنگ ابتهاج
@farhangemardom
Forwarded from جامعه دانايى
🏴تيم سازنده برنامه چرخ در غم ملت ايران شريك است⭕️در چرخ ٢بهمن،نگاهى علمى خواهيم داشت به اين حادثه تلخ با حضور پروفسور ناطقى الهى.
ما معتقديم "علم" راه حل بشر است براى كاستن از رنج هايش.
@charkhirib4
ما معتقديم "علم" راه حل بشر است براى كاستن از رنج هايش.
@charkhirib4
Forwarded from دیده بان علم ایران
مهر پایان «ظریف» بر یک سال سوءاستفاده مخالفان تراریختهها از نامه دیپلماتیک سال ۷۸!
http://www.isw.ir/?p=14586
@ISWIR
http://www.isw.ir/?p=14586
@ISWIR
شهادت شهدای عزیز آتش نشانی که در راه نجات جان مردم به آسمان عروج کردند را به جامعه آتش نشانی و خانواده های داغدار جانباختگان تسلیت عرض می کنیم. @iranpopscience
Forwarded from دانش رسانه
کرسی #سواد_اخلاقی_یکی_از_رهیافتهای_سواد_رسانه_ای_و_مسئولیت_اجتماعی
دوشنبه 4 بهمن 10 الی 12، پژوهشگاه علوم انسانی
ارائه از: دکتر #بهاره_نصیری
ناقدین: دکتر #محمد_سلطانی_فر 🔸 دکتر #سید_بشیر_حسینی
دوشنبه 4 بهمن 10 الی 12، پژوهشگاه علوم انسانی
ارائه از: دکتر #بهاره_نصیری
ناقدین: دکتر #محمد_سلطانی_فر 🔸 دکتر #سید_بشیر_حسینی
Forwarded from ماهنامه کودک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مؤسسهٔ رحمان
خواهشمند است با فرستادن این دعوتنامه به دیگران، ما را در آگاهیرسانی یاری فرمایید.
با سپاس
@RahmanInstitute
با سپاس
@RahmanInstitute
Forwarded from مؤسسهٔ رحمان
چهارمین نشست از مجموعه نشست های "سبک زندگی کودکان؛ تغییرات و پیامدها". همراه با دکتر محمد رضایی "دنیای مجازی و آموزش مدرسه ای" بررسی خواهد شد. دوشنبه 4 بهمن ساعت 17:30 @Rahmaninstitute
Forwarded from Mohammad Sadegh Bijandi
Mohammad Sadegh Bijandi:
⭕️ماهان شیرازی، معمار ساکن نیویورک و پژوهشگر سیاستگذاریهای شهری، درباره آتشنشانی، #پلاسکو در صفحه اجتماعی خود نوشت:
"حدود صد سال پیش، ساختمان ده طبقهای در مرکز شهر نیویورک آتش گرفت و بیش از صد نفر کشته شدند. بخشی از تلفات بیش از انتظار این حادثه، به علت کوتاه بودن نردبانهای آتشنشانی نیویورک بود که تنها تا طبقهی ششم ساختمان میرسید، در حالی که کارخانهی نساجی که حریق از آنجا شروع شده بود، در طبقهی هشتم تا دهم قرار داشت. پلههای فرار ساختمان آنقدر بد ساخته شده بود که با هجوم عدهای از کارگرها از بدنهی ساختمان جدا شد و همهشان درجا ساقط و سقط شدند. صاحب کارخانه بنیاد مستضعفان نبود، اما هر که بود درب پلههای فرار داخل ساختمان را قفل کرده بود مبادا که کارگرها چیزی بدزدند و یواشکی در بروند. بنا به روایات، خیابانهای اطراف پر شده بود از آدمهایی که البته موبایل دوربیندار نداشتند، اما ایستاده بودند و کاری جز نظارهی مرگ دیگران هم از دستشان بر نمیآمد. بعدها در دادگاه، مالکین کارخانه مجبور شدند به ازای هر کشته هفتاد و پنج دلار جریمه بدهند و بعدترش به ازای هر کشته چهارصد دلار از بیمه خسارت گرفتند.
اینها را گفتم که به اینجا برسم: پیامد این فاجعه، جنبشی راه افتاد که مطالبهاش امنیت ساختمانها و فضای کار بود. پای مطالبهشان هم اینقدر ایستادند که حریق کارخانهی تراینگل، شد نقطهی عطف قانونهای پیشگیری از حریق. اصلاً کارکرد سازمان آتشنشانی عوض شد و این سازمان بیشتر از آنکه مسئول اطفاء حریق باشد، موظف به برقراری و اعمال ضوابطی برای پیشگیری از حریق شد. دفتر «پیشگیری از حریق» به عنوان یک نهاد همان موقع در شهرداری شروع به کار کرد و الان، هر ساختمانی برای هر تعمیر ناچیزی هم بدون تأیید این نهاد نمیتواند از شهرداری مجوز بگیرد. نصب آبپاش در سرتاسر ساختمان اجباری شد. ضوابط مسیر فرار ساختمانهای بلند مرتبه سختگیرانه تر شد".
نویسنده در ادامه راه حل ممانعت از بروز دوباره فاجعه ساختمان پلاسکو را به مطالبه جدی نظیر مطالبه مردم در ماجرای فوق و در خواست حق نظارت دقیق و ایجاد مقرارت سختگیرانه توام با نظارت از مسئولان شهری و مجبور کردن آنان به پاسخگویی در این زمینه منوط کرده است.
لینک ماجرای مورد اشاره در ویکیپدیا:
https://en.wikipedia.org/wiki/Triangle_Shirtwaist_Factory_fire
#پلاسکو
t.me/sahandiranmehr
⭕️ماهان شیرازی، معمار ساکن نیویورک و پژوهشگر سیاستگذاریهای شهری، درباره آتشنشانی، #پلاسکو در صفحه اجتماعی خود نوشت:
"حدود صد سال پیش، ساختمان ده طبقهای در مرکز شهر نیویورک آتش گرفت و بیش از صد نفر کشته شدند. بخشی از تلفات بیش از انتظار این حادثه، به علت کوتاه بودن نردبانهای آتشنشانی نیویورک بود که تنها تا طبقهی ششم ساختمان میرسید، در حالی که کارخانهی نساجی که حریق از آنجا شروع شده بود، در طبقهی هشتم تا دهم قرار داشت. پلههای فرار ساختمان آنقدر بد ساخته شده بود که با هجوم عدهای از کارگرها از بدنهی ساختمان جدا شد و همهشان درجا ساقط و سقط شدند. صاحب کارخانه بنیاد مستضعفان نبود، اما هر که بود درب پلههای فرار داخل ساختمان را قفل کرده بود مبادا که کارگرها چیزی بدزدند و یواشکی در بروند. بنا به روایات، خیابانهای اطراف پر شده بود از آدمهایی که البته موبایل دوربیندار نداشتند، اما ایستاده بودند و کاری جز نظارهی مرگ دیگران هم از دستشان بر نمیآمد. بعدها در دادگاه، مالکین کارخانه مجبور شدند به ازای هر کشته هفتاد و پنج دلار جریمه بدهند و بعدترش به ازای هر کشته چهارصد دلار از بیمه خسارت گرفتند.
اینها را گفتم که به اینجا برسم: پیامد این فاجعه، جنبشی راه افتاد که مطالبهاش امنیت ساختمانها و فضای کار بود. پای مطالبهشان هم اینقدر ایستادند که حریق کارخانهی تراینگل، شد نقطهی عطف قانونهای پیشگیری از حریق. اصلاً کارکرد سازمان آتشنشانی عوض شد و این سازمان بیشتر از آنکه مسئول اطفاء حریق باشد، موظف به برقراری و اعمال ضوابطی برای پیشگیری از حریق شد. دفتر «پیشگیری از حریق» به عنوان یک نهاد همان موقع در شهرداری شروع به کار کرد و الان، هر ساختمانی برای هر تعمیر ناچیزی هم بدون تأیید این نهاد نمیتواند از شهرداری مجوز بگیرد. نصب آبپاش در سرتاسر ساختمان اجباری شد. ضوابط مسیر فرار ساختمانهای بلند مرتبه سختگیرانه تر شد".
نویسنده در ادامه راه حل ممانعت از بروز دوباره فاجعه ساختمان پلاسکو را به مطالبه جدی نظیر مطالبه مردم در ماجرای فوق و در خواست حق نظارت دقیق و ایجاد مقرارت سختگیرانه توام با نظارت از مسئولان شهری و مجبور کردن آنان به پاسخگویی در این زمینه منوط کرده است.
لینک ماجرای مورد اشاره در ویکیپدیا:
https://en.wikipedia.org/wiki/Triangle_Shirtwaist_Factory_fire
#پلاسکو
t.me/sahandiranmehr
Forwarded from Deleted Account
@abfa_info
ساخت بزرگترین شبکه ضدگرد و غبار در جهان
این شبکه حدود ۱۷کیلومتر طول و ۲۳متر ارتفاع دارد و قرار است در شهر هبئی چین افتتاح شود تا آلودگی و گرد و غبار ناشی از معدنها را از بین ببرد.
ساخت بزرگترین شبکه ضدگرد و غبار در جهان
این شبکه حدود ۱۷کیلومتر طول و ۲۳متر ارتفاع دارد و قرار است در شهر هبئی چین افتتاح شود تا آلودگی و گرد و غبار ناشی از معدنها را از بین ببرد.
🎄☘🌳🌲🌵پسر 13 ساله یک میلیون درخت کاشت
فیلیکس فینکباینر، کودک 13 ساله ای است که از 9 سالگی شروع به کاشت درخت کرده و تاکنون بیش از یک میلیون درخت داشته است.
به گزارش مهر، این کودک انجمنی با عنوان Plant For The Planet (گیاه برای سیاره) را با شعار "حرف زدن را بس کن، درختکاری را شروع کن!" تاسیس کرده است.
این کودک زمانی که تنها 9 سال داشت گفت: یک میلیون درخت در آلمان خواهم کاشت. وی این حرف را در کلاس علوم و پس از آموختن درس فتوسنتز کلروفیلی زد.
این پسر که امروز 13 سال دارد تا پایان سال گذشته یک میلیون درخت داشت. وی اولین درخت خود را زیر پنجره کلاس مدرسه در مونیخ کاشت.
الهام بخش وی در اجرای این پروژه، تلاشهای وانگاری ماتهای، برنده جایزه نوبل صلح، طبیعت شناس، فعال محیط زیست و زیست شناس کنیایی بود که به کاشت بیش از 30 میلیون درخت کمک کرد.
فیلیکس که در ابتدا تنها به کاشت درخت در آلمان فکر می کرد در هر سال 250 هزار درخت حدود 30 درخت در ساعت کاشته و به تدریج این پروژه مدرسهای را به سازمان "گیاه برای سیاره" تبدیل کرده است.
این شورای همکاری کودکان توسط 23 کودک 12 ساله اداره می شود. این سفیران کوچک محیط زیست به سراسر دنیا سفر میکنند و رویای خود را به سایر کودکان منتقل میکنند. @iranpopscience
فیلیکس فینکباینر، کودک 13 ساله ای است که از 9 سالگی شروع به کاشت درخت کرده و تاکنون بیش از یک میلیون درخت داشته است.
به گزارش مهر، این کودک انجمنی با عنوان Plant For The Planet (گیاه برای سیاره) را با شعار "حرف زدن را بس کن، درختکاری را شروع کن!" تاسیس کرده است.
این کودک زمانی که تنها 9 سال داشت گفت: یک میلیون درخت در آلمان خواهم کاشت. وی این حرف را در کلاس علوم و پس از آموختن درس فتوسنتز کلروفیلی زد.
این پسر که امروز 13 سال دارد تا پایان سال گذشته یک میلیون درخت داشت. وی اولین درخت خود را زیر پنجره کلاس مدرسه در مونیخ کاشت.
الهام بخش وی در اجرای این پروژه، تلاشهای وانگاری ماتهای، برنده جایزه نوبل صلح، طبیعت شناس، فعال محیط زیست و زیست شناس کنیایی بود که به کاشت بیش از 30 میلیون درخت کمک کرد.
فیلیکس که در ابتدا تنها به کاشت درخت در آلمان فکر می کرد در هر سال 250 هزار درخت حدود 30 درخت در ساعت کاشته و به تدریج این پروژه مدرسهای را به سازمان "گیاه برای سیاره" تبدیل کرده است.
این شورای همکاری کودکان توسط 23 کودک 12 ساله اداره می شود. این سفیران کوچک محیط زیست به سراسر دنیا سفر میکنند و رویای خود را به سایر کودکان منتقل میکنند. @iranpopscience
Forwarded from خبرفوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘 ایده ای برای ساخت یک خانه مقاوم و زیبا
@AkhbareFori
@AkhbareFori