Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
از کشور سوئد به خاطر استقبال گرم در جریان سفرم به استکهلم و پارلمان این کشور صمیمانه سپاسگزارم.
I would like to extend my sincere thanks to Sweden for the warm welcome during my visit to Stockholm and the Parliament.
@OfficialRezaPahlavi
I would like to extend my sincere thanks to Sweden for the warm welcome during my visit to Stockholm and the Parliament.
@OfficialRezaPahlavi
❤7
ماجرای یک مــــــانـــــــور نظامی و موفقیت آمیز.
در آغاز یک مقدمه.
نوع دید نویسنده با دیگران تفاوت دارد.
من به گفتار دیگران نگاه نمی کنم ، بلکه به رفتار و عملشان.
نویسنده نظامی سابق و تکاور ویژه هوابرد در جبهه غرب ایران در جنگ 8 ساله بوده، و سه سال سابقه خدمت در یک گردان واکنش سریع امداد و محاصره شکن هوابرد را دارد.
نویسنده در این مقاله ار قصد و عمدان برخی از مسائل را عمیق تر بررسی نمیکند ، و یا نام نقاط جغرافیائی را عمدا فاش نمیکند ، مبادا که نیروهای مسلح دشمن ، که همانا رژیم خلافت کثیف اسلامی در کشورمان هستند ، از این مقاله سود اطلاعاتی و عملیاتی نبرند.
الف:
در طی روزهای گذشته ، همگی شما شاهدان و یا خوانندگان عملیاتهای مشترک ارتشهای امریکا و اسرائیل عزیز در استان کهکیلویه و بویر احمد بودید، در این مقاله میخواهیم کمی عمیق تر ببینیم و تجربه های جدید کسب کنیم.
الف 1- نیروهای خودی به ما چه گفتند؟
دو خلبان امریکائی ، که یکی از آنان سرهنگ "کابین دوم" یک فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 15 بود، در حال عملیات ، توسط یک یا چند فروند موشک دشمن مورد اصابت قرار می گیرد، چـــــــهـــــار صـــــــد کیلومتر دیگر پرواز میکند ، و در منطقه کهکیولیه و بویر احمد سقوط می کند.
در حالی که خلبان کابین یکم توسط نیروهای ناشناس ، از یک راه ناشناس به سلامت به خارج از ایران نجات پیدا می کند ، سرهنگ کابین دوم "زخمی"، خود را در محل سقوط، اول ظاهرا بیهوش بوده ، به هوش میاید ، ده تا یازده! کیاومتر راه پیمائی میکند، خود را به کوهی میرساند ، از کوه بالا میرود و خود را در شیاری در کوه مخفی می کند ، به وسیله سامانه مخابراتی نجات خویش با نیروهای آمریکائی تماس میگیرد.
در ادامه یک نیروی مشترک ویژه و هوابرد امریکائی و اسرائیلی با ظرفیت حداقل 200 نیرو ، به همراه همه توان جاسوسی و اطلاعاتی این دو کشور در ایران ، برای یافتن این خلبان مصدوم و سقوط کرده بسیج میشوند و بلافاصله وارد عملیات میگردند.
یک بار دیگر تاکید می کنم ، این عملیات مشترک است!
باز هم در همین راستا ، یک نیروی هوائی قابل توجهی از جنگنده بمب افکن ، پهپادهای شناسائی رزمی و مسلح به موشک ، بالگردهای جنگنده و نفر بر ، به اضافه سوخت رسانهای بزرگ ، هواپیماهای A10 که مخصوص پوششهای نزدیک هوائی برا نیروهای در حال عملیات زمینی هستند(هواپیمای مورد علاقه نویسنده) و دست اخر هواپیماهای باربری سی 130 ، که صورت واحدی ، و یا گروهی وارد عمل میشوند.
گزارشها حاکی از ان است که خلبان مصدوم، در روز اول قابل استخراج نبوده و سازمان مرکزی اطلاعاتی امریکا سیا ، شایعه ایی را رواج داده مبنی بر اینکه خلبان به سلامت خارج شده، در عمل اما چنین نبوده.
بالاخره در شب دوم ، تحرکاتی در جنوب اصفهان مشاهده میشود ، و به احتمال قوی دو هواگرد "اوسپری" در حال گشت زنی مشاهده میشوند که همراه با جنگنده بمب افکنهای حاضر در منطقه در حال عملیات هستند.
از سوئی دیگر ظاهرا درگیریهای شدیدی با افراد سپاه ادمکشان اسلامی رخ داده است که در طی آنان "دهها" مزدور مسلمان از پای درامدند.
ب: دشمن چه میگوید:
دشمن در آغاز یک صندلی نجات ، و یک قسمت کوچک از سکان بالهای عقب اف 15 را دید که در دشت و بیابان افتاده است و گزارش تصویری افراد محلی را دید.
سپس هراسان و سراسیمه از دست یابی به یک طعمه چرب تبلیغاتی که همانا دستگیری یک خلبان سقوط کرده امریکائی باشد، یک فاطی اره ریشوی حزب اللهی مونث را جلوی دوربین تلوزیون فرستاد که برای دستگیری خلبان ، هزیان بخواند و پیام دریافت "مژدگانی چرب" را به همگان اعلام کند.
از سوئی دیگر ، فرماندهی منطقه را با تلفن همراه و بدون کد و رمز گزاری ، تمام نیروهای حاضر در منطقه را آماده باش زد و راهی منطقه ظاهری سقوط نمود.
از سوئی دیگر ، هراسان و سراسیمه ، عده ایی از بسیجیان "پا به سن" خویش را در منطقه آماده باش زد و دوربینهای تلوزیونی را همراه انان به "کوه و کمر" اعزام نمود ، در حالی که اینان همانند بوزینه های با مزه ، پرچم خرچنگ جمهوری اسلامی را در دست داشتند، و با دندانهای مسواک نزده، خندان به دوربین تلوزیون نگاه می کردند و وعده "دستگیری" دشمن سقوط کرده را میدادند.
در همین راستا ، در شب دوم ماجرا "سقوط" گزارشهای جضور ترابری سنگین هوائی در جنوب اصفهان رژیم را نه تنها به شدت ترساند ، بلکه به طور قطع فلج کرد.
حال رژیم در دو سوی مخالف جغرافیایی درگیر است ، و دارد تمام مدت با تلفنهای بدون رمز گزاری شده با نیروهای ابله و آموزش ندیده خود تماس برقرار میکند و آنان را دست و پاچه این ور و انور میفرستد.
برخی از این نیروها ، با هواگردها و هواپیماهای امریکائی روبرو میشوند که آنان را در تاریکی شب درست نمیبینند و رادار پدافند هوائی هم ندارند و الکی به هواگردها و هوپیماها شلیک میکنند.
در آغاز یک مقدمه.
نوع دید نویسنده با دیگران تفاوت دارد.
من به گفتار دیگران نگاه نمی کنم ، بلکه به رفتار و عملشان.
نویسنده نظامی سابق و تکاور ویژه هوابرد در جبهه غرب ایران در جنگ 8 ساله بوده، و سه سال سابقه خدمت در یک گردان واکنش سریع امداد و محاصره شکن هوابرد را دارد.
نویسنده در این مقاله ار قصد و عمدان برخی از مسائل را عمیق تر بررسی نمیکند ، و یا نام نقاط جغرافیائی را عمدا فاش نمیکند ، مبادا که نیروهای مسلح دشمن ، که همانا رژیم خلافت کثیف اسلامی در کشورمان هستند ، از این مقاله سود اطلاعاتی و عملیاتی نبرند.
الف:
در طی روزهای گذشته ، همگی شما شاهدان و یا خوانندگان عملیاتهای مشترک ارتشهای امریکا و اسرائیل عزیز در استان کهکیلویه و بویر احمد بودید، در این مقاله میخواهیم کمی عمیق تر ببینیم و تجربه های جدید کسب کنیم.
الف 1- نیروهای خودی به ما چه گفتند؟
دو خلبان امریکائی ، که یکی از آنان سرهنگ "کابین دوم" یک فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 15 بود، در حال عملیات ، توسط یک یا چند فروند موشک دشمن مورد اصابت قرار می گیرد، چـــــــهـــــار صـــــــد کیلومتر دیگر پرواز میکند ، و در منطقه کهکیولیه و بویر احمد سقوط می کند.
در حالی که خلبان کابین یکم توسط نیروهای ناشناس ، از یک راه ناشناس به سلامت به خارج از ایران نجات پیدا می کند ، سرهنگ کابین دوم "زخمی"، خود را در محل سقوط، اول ظاهرا بیهوش بوده ، به هوش میاید ، ده تا یازده! کیاومتر راه پیمائی میکند، خود را به کوهی میرساند ، از کوه بالا میرود و خود را در شیاری در کوه مخفی می کند ، به وسیله سامانه مخابراتی نجات خویش با نیروهای آمریکائی تماس میگیرد.
در ادامه یک نیروی مشترک ویژه و هوابرد امریکائی و اسرائیلی با ظرفیت حداقل 200 نیرو ، به همراه همه توان جاسوسی و اطلاعاتی این دو کشور در ایران ، برای یافتن این خلبان مصدوم و سقوط کرده بسیج میشوند و بلافاصله وارد عملیات میگردند.
یک بار دیگر تاکید می کنم ، این عملیات مشترک است!
باز هم در همین راستا ، یک نیروی هوائی قابل توجهی از جنگنده بمب افکن ، پهپادهای شناسائی رزمی و مسلح به موشک ، بالگردهای جنگنده و نفر بر ، به اضافه سوخت رسانهای بزرگ ، هواپیماهای A10 که مخصوص پوششهای نزدیک هوائی برا نیروهای در حال عملیات زمینی هستند(هواپیمای مورد علاقه نویسنده) و دست اخر هواپیماهای باربری سی 130 ، که صورت واحدی ، و یا گروهی وارد عمل میشوند.
گزارشها حاکی از ان است که خلبان مصدوم، در روز اول قابل استخراج نبوده و سازمان مرکزی اطلاعاتی امریکا سیا ، شایعه ایی را رواج داده مبنی بر اینکه خلبان به سلامت خارج شده، در عمل اما چنین نبوده.
بالاخره در شب دوم ، تحرکاتی در جنوب اصفهان مشاهده میشود ، و به احتمال قوی دو هواگرد "اوسپری" در حال گشت زنی مشاهده میشوند که همراه با جنگنده بمب افکنهای حاضر در منطقه در حال عملیات هستند.
از سوئی دیگر ظاهرا درگیریهای شدیدی با افراد سپاه ادمکشان اسلامی رخ داده است که در طی آنان "دهها" مزدور مسلمان از پای درامدند.
ب: دشمن چه میگوید:
دشمن در آغاز یک صندلی نجات ، و یک قسمت کوچک از سکان بالهای عقب اف 15 را دید که در دشت و بیابان افتاده است و گزارش تصویری افراد محلی را دید.
سپس هراسان و سراسیمه از دست یابی به یک طعمه چرب تبلیغاتی که همانا دستگیری یک خلبان سقوط کرده امریکائی باشد، یک فاطی اره ریشوی حزب اللهی مونث را جلوی دوربین تلوزیون فرستاد که برای دستگیری خلبان ، هزیان بخواند و پیام دریافت "مژدگانی چرب" را به همگان اعلام کند.
از سوئی دیگر ، فرماندهی منطقه را با تلفن همراه و بدون کد و رمز گزاری ، تمام نیروهای حاضر در منطقه را آماده باش زد و راهی منطقه ظاهری سقوط نمود.
از سوئی دیگر ، هراسان و سراسیمه ، عده ایی از بسیجیان "پا به سن" خویش را در منطقه آماده باش زد و دوربینهای تلوزیونی را همراه انان به "کوه و کمر" اعزام نمود ، در حالی که اینان همانند بوزینه های با مزه ، پرچم خرچنگ جمهوری اسلامی را در دست داشتند، و با دندانهای مسواک نزده، خندان به دوربین تلوزیون نگاه می کردند و وعده "دستگیری" دشمن سقوط کرده را میدادند.
در همین راستا ، در شب دوم ماجرا "سقوط" گزارشهای جضور ترابری سنگین هوائی در جنوب اصفهان رژیم را نه تنها به شدت ترساند ، بلکه به طور قطع فلج کرد.
حال رژیم در دو سوی مخالف جغرافیایی درگیر است ، و دارد تمام مدت با تلفنهای بدون رمز گزاری شده با نیروهای ابله و آموزش ندیده خود تماس برقرار میکند و آنان را دست و پاچه این ور و انور میفرستد.
برخی از این نیروها ، با هواگردها و هواپیماهای امریکائی روبرو میشوند که آنان را در تاریکی شب درست نمیبینند و رادار پدافند هوائی هم ندارند و الکی به هواگردها و هوپیماها شلیک میکنند.
باز هم در همین راستا ، برخی از هواگردها و هواپیماهای امریکائی آنان را میزنند ، برخیشان را به روستاها و ساختمانها "هل" میدهند و با اسلحه های عجیب غریب، روی اینان اجرای آتش میکنند.
گزارش شده است که برخی از این سلاحها ، یا افراد را برای مدت چند ساعته بیهوش کرده است ، یا اینکه برخی از آنان را همانند گوشت در مایه تابه سرخ کرده است، و آنان " کوچک " شده اند ، درست همان بلائی که بر سر محافظان مادورو در ونزوئلا آمده بود.
در یک مورد دیگر ، هواپیمای A10 مسلسل سنگین خود را روی یک ستون از نیرهای بسیجی "ولایتمدار" گرفته است ، و آنان را تبدیل به "گوشت چرخ کرده" است.
پ:
عکس العمل شبکه های اجتماعی ایرانیان و امریکائیها:
در همان ساعات اغازین ماجرای سقوط و پیدا شدن صندلی نجات هواپیمای اف 15، هموطنان عزیز ، مراتب همدردی خود را با امریکائیان ابراز کردن و یک همبستگی بسیار عمیق احساسی استوار شد.
کم مانده بود که مراسم دعای همگانی برای نجات خلبان به وجود بیاید و ملت دخیل ببنندند برای سلامتی او.
برخی از افراد هم با ابتکارهای با مزه ، و با توسل به هوش مصنوعی ، تصاویر " خلبان" را در حال کباب درست کردن در منطقه سقوط ، میهمانی در خانه عشایر ، و یا حتی در یک مورد ، ازدواج خلبان در ایران را به وجود اوردند.
این همبستگی احساسی در شبکه های اجتماعی ، در نوع خود بیسابقه بوده است و نویسنده فکر میکند که برای همیشه بی سابقه خواهد ماند.
پ: جمع بندی تحلیلی نویسنده از "واقعه سقوط"
نویسنده همانند روز و ساعات اول "واقعه" ، نمیتواند قبول کند که اصولا خلبانی سقوط کرده است ، و تمام ماجرا را یک مانور نظامی از پیش حساب شده ، و موضوع سقوط را یک پوشش اطلاعات و عملیاتی برای یک عملیات "بخصوص" در جنوب اصفهان ، و یک مانور ، برای یک عملیات بسیار گسترده در نزدیک ، و در داخل خاک ایران (نه فقط تسخیر یک جزیره) میداند.
پ1: پالسهای شک عملیاتی:
1- نوع قرار گرفتن صندلی نجات روی زمین از دید نویسنده غیر عادی است، و نویسنده شکی ندارد که این صندلی ، در حال سقوط به زمین نخورده ، بلکه در انجا "قرار" داده شده.
2- یک سرهنگ تمام نیروی هوائی در کابین دوم این هواپیما چه میکرده است؟ این موقعیت معمولا توسط خلبانهای خیلی جوانتر پوشش پیدا میکند ، یا واقعا حداکثر توسط یک سرگرد یا سرهنگ دوم.وجود یک سرهنگ تمام "مسن" ، انهم در این موقعیت "کابینی" بسیار شک برانگیز است.
3- همه اسکادرانهای عملیاتی جنگنده بمب افکن ، توسط یک ، یا چند همراه به عملیات میروند و از عملیات بازمیگردند.نویسنده از خود سوال میکند که چرا این هواپیما پس از اصابت ، چــــــهـــــار صد کیلومتر بدون اسکورت "بال"، یعنی هواپیمای همراه ، تنها و بیکس پرواز میکند که موقعیت ویژه اش را به سرفرماندهی عملیات اعلام نمیکنند؟!
اصولا چراخود "سرهنگ" با این که میداند هواپیمایش مورد اصابت قرار گرفته ، چرا اعلام "می دی"(تقاضای امداد فوری)نمیکند یا این که چرا دیگر هواپیماهای امریکائی و اسرائیلی برای حفاظت اسکورتش با او همراهی نمیکنند، یا حداقل موقعیت جغرافیای"سقوط" او را به مرکز عملیات ، جهت آماده باش برای عملیات امدادی اعلام نمیکنند؟
چرا او "ظاهرا" باید تنها و بیکس مدتها بیهوش روی زمین باشد؟
4-گیریم که سانحه و سقوط درست باشد ، مابقی لاشه اف 15 کجاست؟
این هواپیما دو موتور بسیار قدرتمند و بزرگ دارد ، چرا حتی در شعاع 5 تا 10 کیلومتری محل ظاهرای سقوط ، هــــــیــــــــــــچ اثری از لاشه هواپیما ، بخصوص موتورهایش نیست؟
به من نگوئید که مردم کجنکاو عزیزمان در ان ناحیه ، بخصوص چوپانان هیچ چیزی در این زمینه ، حتی تا الان نیافتند!
5-در مورد خلبان کابین یکم ، هیچ اطلاعاتی در دست رس نیست.او که نمیتوانسته دهها کیلومتر دیگر و جدا از سرهنگ فرود امده باشد؟
وقتی تو در هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 15 ، صندلی نجات را "شلیک" میکنی ، کل سامانه درب کابین یک جا باز میشود و هر دو خلبان ، در ان واحد با قدرت جی 20 ، توسط نیروی موشکی به "اسمان" شلیک میشوند، و به محض اینکه چتر نجات باز شد ، یک پالس دهنده موقعیتی ، به طور خودکار روشن میشود ، و رمز گزاری شده ، موقعیت جغرافیایی خلبان در حال پرش با چتر را به مرکز عملیات اعلام میکند.
گزارش شده است که برخی از این سلاحها ، یا افراد را برای مدت چند ساعته بیهوش کرده است ، یا اینکه برخی از آنان را همانند گوشت در مایه تابه سرخ کرده است، و آنان " کوچک " شده اند ، درست همان بلائی که بر سر محافظان مادورو در ونزوئلا آمده بود.
در یک مورد دیگر ، هواپیمای A10 مسلسل سنگین خود را روی یک ستون از نیرهای بسیجی "ولایتمدار" گرفته است ، و آنان را تبدیل به "گوشت چرخ کرده" است.
پ:
عکس العمل شبکه های اجتماعی ایرانیان و امریکائیها:
در همان ساعات اغازین ماجرای سقوط و پیدا شدن صندلی نجات هواپیمای اف 15، هموطنان عزیز ، مراتب همدردی خود را با امریکائیان ابراز کردن و یک همبستگی بسیار عمیق احساسی استوار شد.
کم مانده بود که مراسم دعای همگانی برای نجات خلبان به وجود بیاید و ملت دخیل ببنندند برای سلامتی او.
برخی از افراد هم با ابتکارهای با مزه ، و با توسل به هوش مصنوعی ، تصاویر " خلبان" را در حال کباب درست کردن در منطقه سقوط ، میهمانی در خانه عشایر ، و یا حتی در یک مورد ، ازدواج خلبان در ایران را به وجود اوردند.
این همبستگی احساسی در شبکه های اجتماعی ، در نوع خود بیسابقه بوده است و نویسنده فکر میکند که برای همیشه بی سابقه خواهد ماند.
پ: جمع بندی تحلیلی نویسنده از "واقعه سقوط"
نویسنده همانند روز و ساعات اول "واقعه" ، نمیتواند قبول کند که اصولا خلبانی سقوط کرده است ، و تمام ماجرا را یک مانور نظامی از پیش حساب شده ، و موضوع سقوط را یک پوشش اطلاعات و عملیاتی برای یک عملیات "بخصوص" در جنوب اصفهان ، و یک مانور ، برای یک عملیات بسیار گسترده در نزدیک ، و در داخل خاک ایران (نه فقط تسخیر یک جزیره) میداند.
پ1: پالسهای شک عملیاتی:
1- نوع قرار گرفتن صندلی نجات روی زمین از دید نویسنده غیر عادی است، و نویسنده شکی ندارد که این صندلی ، در حال سقوط به زمین نخورده ، بلکه در انجا "قرار" داده شده.
2- یک سرهنگ تمام نیروی هوائی در کابین دوم این هواپیما چه میکرده است؟ این موقعیت معمولا توسط خلبانهای خیلی جوانتر پوشش پیدا میکند ، یا واقعا حداکثر توسط یک سرگرد یا سرهنگ دوم.وجود یک سرهنگ تمام "مسن" ، انهم در این موقعیت "کابینی" بسیار شک برانگیز است.
3- همه اسکادرانهای عملیاتی جنگنده بمب افکن ، توسط یک ، یا چند همراه به عملیات میروند و از عملیات بازمیگردند.نویسنده از خود سوال میکند که چرا این هواپیما پس از اصابت ، چــــــهـــــار صد کیلومتر بدون اسکورت "بال"، یعنی هواپیمای همراه ، تنها و بیکس پرواز میکند که موقعیت ویژه اش را به سرفرماندهی عملیات اعلام نمیکنند؟!
اصولا چراخود "سرهنگ" با این که میداند هواپیمایش مورد اصابت قرار گرفته ، چرا اعلام "می دی"(تقاضای امداد فوری)نمیکند یا این که چرا دیگر هواپیماهای امریکائی و اسرائیلی برای حفاظت اسکورتش با او همراهی نمیکنند، یا حداقل موقعیت جغرافیای"سقوط" او را به مرکز عملیات ، جهت آماده باش برای عملیات امدادی اعلام نمیکنند؟
چرا او "ظاهرا" باید تنها و بیکس مدتها بیهوش روی زمین باشد؟
4-گیریم که سانحه و سقوط درست باشد ، مابقی لاشه اف 15 کجاست؟
این هواپیما دو موتور بسیار قدرتمند و بزرگ دارد ، چرا حتی در شعاع 5 تا 10 کیلومتری محل ظاهرای سقوط ، هــــــیــــــــــــچ اثری از لاشه هواپیما ، بخصوص موتورهایش نیست؟
به من نگوئید که مردم کجنکاو عزیزمان در ان ناحیه ، بخصوص چوپانان هیچ چیزی در این زمینه ، حتی تا الان نیافتند!
5-در مورد خلبان کابین یکم ، هیچ اطلاعاتی در دست رس نیست.او که نمیتوانسته دهها کیلومتر دیگر و جدا از سرهنگ فرود امده باشد؟
وقتی تو در هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 15 ، صندلی نجات را "شلیک" میکنی ، کل سامانه درب کابین یک جا باز میشود و هر دو خلبان ، در ان واحد با قدرت جی 20 ، توسط نیروی موشکی به "اسمان" شلیک میشوند، و به محض اینکه چتر نجات باز شد ، یک پالس دهنده موقعیتی ، به طور خودکار روشن میشود ، و رمز گزاری شده ، موقعیت جغرافیایی خلبان در حال پرش با چتر را به مرکز عملیات اعلام میکند.
تمام اینها در روز سقوط ناگهان کار نمیکنند که جناب سرهنگ، بیهوش روی زمین بیافتد، در حالی که خلبان کابین یکم ، مثل تیر نجات پیدا میکند ، و بالگردی که او را از زمین برداشته ، به خودش زحمت نمیدهد که منطقه را گشت بزند ، شاید سرهنگ را روی زمین ببیند؟
حالا ممکن است که برخی بگویند سرهنگ روی زمین بیهوش است ، اما پالس دهنده موقعیتی او که کار میکند ، و بالگرد نجات ، بـــــــایــــــد این پالس را دریافت کند!
نویسنده بسیار امیدوار است که کسی این ادعا را نکند که دو خلبانی که از یک کابین به بیرون پرتاب میشوند ،با فاصله دهها کیلومتر از یکدیگر به زمین فرود میایند!
خلبان کابین یکم ، حتی وظیفه دارد که سرهنگ را با چتر نجات در حال پرش اضطراری زیر نظر داشته باشد، این ها خلبان جنگنده بمب افکن هستند ، و خودشان را براستی و واقعی برادر و خواهر میدانند!
در ضمن اشتباه نکنید ، صندلی نجات ، زمانی که شلیک موشکی، در زمان بیرون پریدن از خلبان جدا میشود، برای همین هست که نویسنده تعجب میکند که تمام عکسهای گرفته شده از صندلی روی زمین ، حالت کاملا غیر عادی قراردادنی دارد و نه سقوطی.
6- هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 15 یک اسطوره به تمام معنی است!
ما داریم در مورد یک غول آهنین و شکست ناپذیر صحبت میکنیم که پنجاه سال است که 100 پیروزی کامل نبرد هوائی داشته و حتی یک بار هم در نبرد هوائی شکست نخورده.
من چطور میتوانم بپذیرم که این هواپیما ، 35 روز تمام ، و در غالب عملیاتهای بسیار پیچیده ، به عنوان "الاغ بمب ریز" امریکا و اسرائیل ، کمر رژیم اسلامی و جنایتکار را در کشورمان ، در عمقهای عملیاتی بسیار بالا شکست ، اما ناگهان در روز 35 ، هدف یک پدافند درب و داغان رژیم قرار گرفت؟!
7- حالا گیریم که این داستان سقوط درست بوده.
این لشگر کشی بزرگ هوائی و عملیاتی برای چه بوده است ؟
چرا در جنوب اصفهان ؟
چرا در ادامه عملیات "نجات" در شب روز دوم ، یک لشگر کامل بالگردها ، هواگردها ، و ترابریهای غول پیکر ی 130 وارد ایران شده و در جنوب اصفهان "پایگاه مقطعی" برای لجستیک عملیات میزنند؟
نویسنده هواپیمای سی 130 را خیلی خوب میشناسد ، چون بارها در زمان جنگ ، از همین هواپیما پشت خط دشمن در عراق بیرون پریده .
این هواپیما هم یک اسطوره دیگر است ، و قادر است از هر "خرابه ای" بلند شود.
این هواپیمای اسطوره میتواند براستی از هر "سطل آشغالی" فرود بیاید و بلند شود! هر سطل اشغالی!
به من نگوئید که دو هرکولس روی زمین در گل گیر کرده بودند! یا دو هواپیما ، انهم هرکولس ، ناگهان با هم دچار نقص فنی شده بودند!
هرکولس هرگز در "گل" گیر نمیکند !
وانگهی ، مگر جاسوسان امریکائی و موساد کور بودند و باند پرواز و فرود را قبلا چک نکرده بودند، که تو تصادفا در گل فرود بیایی و دیگر نتوانی بلند شوی ؟
از سوئی دیگر ، طبق روایت نیروی خودی ، وقتی متوجه شدند که این دو نمیتوانند از روی زمین بلند شوند ، سه فروند از همین هواپیما را درخواست زدند که بیایند و نیروها و تجهیزات را موفقیت امیز تخلیه کنند.
حالا ما جمعا 5 سی 130 داریم ، که حداقل در این قسمت از عملیات همراهی کردند.
5 ! هواپیمای ترابری هرکولس سی 130!
در ضمن نویسنده در این راستا ، به سه سوتی بزرگ عزیزان امریکائی در داستان خودشان اشاره نمیکند ، چون نمیخواهد حفاظت و اطلاعاتشان، در عملیاتهای عادی این مدلی به خطر بیافتد!
خیر ، تو برای نجات یک خلبان مصدوم ، فقط به فقط احتیاج به حداکثر 20 نیرو ، دو هواگرد یا بالگرد ، حداکثر 3 پهپاد مسلح به موشک داری که کاملا بی سر و صدا در شب بیائی ، "خلبان" مصدوم را به همراه نیروهای وِیژه سیا و موساد را سوار کنی ، و بی سر و صدا از ایران خارج شوی ، بخصوص که کویت دور نیست.
کاری که امریکائیها و اسرائیلیهای عزیز کردند ، از دید نظامی و تخصصی ، احمقانه ترین کار ممکن بود ، اگر قصد واقعیشان ، نجات یک خلبان "زبان بسته" و بالای یک کوه ، بیست کیلومتر دور تر از محل ایجاد یک مرکز رله و لجستیک بسیار بزرگ با شرکت دست اخر 5 هواپیمای غول پیکر ترابری، اره کردن دهها بسیجی کثیف ، ایجاد هیاهوی بسیار ، رژه رفتن جلوی دوربینهای موبایل محلیها ، و سوخت زدن در هوا به دو بالگرد جلوی چشم احالی محترم محل، که یکی از انان، ظاهرا یک بسیجی "گوسفندی"، سر یک پدافند "خیالی" فریاد میزد:" سوخت رسان را بزن ! سوخت رسان را بزن!
این بسیجی بی ارزش گوسفندی ، از کجا میداند سوخت رسان یعنی چه ؟ از کجا میداند استار لینک یعنی چه ویدویش را برای وحید انلاین( نویسنده در این جا از صمیم قبل از
@Vahid
تشکر میکند به خاطر زحمتی که این جوان عزیز میکشد،براستی که قهرمانانی مثل این ادم از مادر متولد نمیشوند، و همیشه نادر و با ارزش می مانند.)بفرستد ؟!
نیروهای امریکائی ، در این حرکتشان ، رژه نظامی رفتند، و حرکتشان ، تحت هیچ عنوانی به داستانشان نمیخورد، حتی 1 درصد!
حالا ممکن است که برخی بگویند سرهنگ روی زمین بیهوش است ، اما پالس دهنده موقعیتی او که کار میکند ، و بالگرد نجات ، بـــــــایــــــد این پالس را دریافت کند!
نویسنده بسیار امیدوار است که کسی این ادعا را نکند که دو خلبانی که از یک کابین به بیرون پرتاب میشوند ،با فاصله دهها کیلومتر از یکدیگر به زمین فرود میایند!
خلبان کابین یکم ، حتی وظیفه دارد که سرهنگ را با چتر نجات در حال پرش اضطراری زیر نظر داشته باشد، این ها خلبان جنگنده بمب افکن هستند ، و خودشان را براستی و واقعی برادر و خواهر میدانند!
در ضمن اشتباه نکنید ، صندلی نجات ، زمانی که شلیک موشکی، در زمان بیرون پریدن از خلبان جدا میشود، برای همین هست که نویسنده تعجب میکند که تمام عکسهای گرفته شده از صندلی روی زمین ، حالت کاملا غیر عادی قراردادنی دارد و نه سقوطی.
6- هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 15 یک اسطوره به تمام معنی است!
ما داریم در مورد یک غول آهنین و شکست ناپذیر صحبت میکنیم که پنجاه سال است که 100 پیروزی کامل نبرد هوائی داشته و حتی یک بار هم در نبرد هوائی شکست نخورده.
من چطور میتوانم بپذیرم که این هواپیما ، 35 روز تمام ، و در غالب عملیاتهای بسیار پیچیده ، به عنوان "الاغ بمب ریز" امریکا و اسرائیل ، کمر رژیم اسلامی و جنایتکار را در کشورمان ، در عمقهای عملیاتی بسیار بالا شکست ، اما ناگهان در روز 35 ، هدف یک پدافند درب و داغان رژیم قرار گرفت؟!
7- حالا گیریم که این داستان سقوط درست بوده.
این لشگر کشی بزرگ هوائی و عملیاتی برای چه بوده است ؟
چرا در جنوب اصفهان ؟
چرا در ادامه عملیات "نجات" در شب روز دوم ، یک لشگر کامل بالگردها ، هواگردها ، و ترابریهای غول پیکر ی 130 وارد ایران شده و در جنوب اصفهان "پایگاه مقطعی" برای لجستیک عملیات میزنند؟
نویسنده هواپیمای سی 130 را خیلی خوب میشناسد ، چون بارها در زمان جنگ ، از همین هواپیما پشت خط دشمن در عراق بیرون پریده .
این هواپیما هم یک اسطوره دیگر است ، و قادر است از هر "خرابه ای" بلند شود.
این هواپیمای اسطوره میتواند براستی از هر "سطل آشغالی" فرود بیاید و بلند شود! هر سطل اشغالی!
به من نگوئید که دو هرکولس روی زمین در گل گیر کرده بودند! یا دو هواپیما ، انهم هرکولس ، ناگهان با هم دچار نقص فنی شده بودند!
هرکولس هرگز در "گل" گیر نمیکند !
وانگهی ، مگر جاسوسان امریکائی و موساد کور بودند و باند پرواز و فرود را قبلا چک نکرده بودند، که تو تصادفا در گل فرود بیایی و دیگر نتوانی بلند شوی ؟
از سوئی دیگر ، طبق روایت نیروی خودی ، وقتی متوجه شدند که این دو نمیتوانند از روی زمین بلند شوند ، سه فروند از همین هواپیما را درخواست زدند که بیایند و نیروها و تجهیزات را موفقیت امیز تخلیه کنند.
حالا ما جمعا 5 سی 130 داریم ، که حداقل در این قسمت از عملیات همراهی کردند.
5 ! هواپیمای ترابری هرکولس سی 130!
در ضمن نویسنده در این راستا ، به سه سوتی بزرگ عزیزان امریکائی در داستان خودشان اشاره نمیکند ، چون نمیخواهد حفاظت و اطلاعاتشان، در عملیاتهای عادی این مدلی به خطر بیافتد!
خیر ، تو برای نجات یک خلبان مصدوم ، فقط به فقط احتیاج به حداکثر 20 نیرو ، دو هواگرد یا بالگرد ، حداکثر 3 پهپاد مسلح به موشک داری که کاملا بی سر و صدا در شب بیائی ، "خلبان" مصدوم را به همراه نیروهای وِیژه سیا و موساد را سوار کنی ، و بی سر و صدا از ایران خارج شوی ، بخصوص که کویت دور نیست.
کاری که امریکائیها و اسرائیلیهای عزیز کردند ، از دید نظامی و تخصصی ، احمقانه ترین کار ممکن بود ، اگر قصد واقعیشان ، نجات یک خلبان "زبان بسته" و بالای یک کوه ، بیست کیلومتر دور تر از محل ایجاد یک مرکز رله و لجستیک بسیار بزرگ با شرکت دست اخر 5 هواپیمای غول پیکر ترابری، اره کردن دهها بسیجی کثیف ، ایجاد هیاهوی بسیار ، رژه رفتن جلوی دوربینهای موبایل محلیها ، و سوخت زدن در هوا به دو بالگرد جلوی چشم احالی محترم محل، که یکی از انان، ظاهرا یک بسیجی "گوسفندی"، سر یک پدافند "خیالی" فریاد میزد:" سوخت رسان را بزن ! سوخت رسان را بزن!
این بسیجی بی ارزش گوسفندی ، از کجا میداند سوخت رسان یعنی چه ؟ از کجا میداند استار لینک یعنی چه ویدویش را برای وحید انلاین( نویسنده در این جا از صمیم قبل از
@Vahid
تشکر میکند به خاطر زحمتی که این جوان عزیز میکشد،براستی که قهرمانانی مثل این ادم از مادر متولد نمیشوند، و همیشه نادر و با ارزش می مانند.)بفرستد ؟!
نیروهای امریکائی ، در این حرکتشان ، رژه نظامی رفتند، و حرکتشان ، تحت هیچ عنوانی به داستانشان نمیخورد، حتی 1 درصد!
🙏2❤1
نویسنده شکی ندارد که ما شاهد یک مانور "واقعی" از پیاده شدن آینده امریکا و اسرائیل در ایران بودیم ، و اینکه در این عملیاتها ، بالگردها و هواگردها مثل هواپیمای اوسپری حضور خواهند داشت .
مانوری که در ان ، تمام استعدادهای "واکنش سریع عملیاتی" رژیم تخمین زده شد ، و برای عملیات آینده ، مورد بررسی و تحلیل اطلاعاتی عملیاتی قرار خواهد گرفت.
رژیم احمق ، نباید کوچک ترین عکس العملی نشان میداد و بی سر و صدا سعی میکرد ببیند امریکائیها چه میکنند، و تحت هیچ عنوان وارد تله آنان نمیشد، چون این تله ، بعدا تبدیل به کمین گشت ، و رژیم را از هر نظر ، به معنای واقعی کلمه "له" کرد.
رژیم اسلامی در این عملیات امریکائیها و اسرائیلیان عزیز ، نحوه آماده باش فوق العاده ، بسیج نیرو ، محور عملیاتی ، هدایت اطلاعات عملیاتی ، نوع تماس ، فرماندهی میدانی ، انتقال نیرو ، محورهای انتخابی ، نوع سلاحهای بسیج شده ، کیفیت نیروهای بسیج شده ، پوششهای احتمالی توپخانه یا سلاح سنگین ، نوع شناسائی رزمی عملیاتی ، تاکتیکهای عملی و میدانی فردی و تیمی ، و خیلی چیزهای دیگر را کاملا احمقانه ، به نیروهای امریکائی و اسرائیلی لو داد، و این موضوع در اینده ، برایش بسیار گران تمام خواهد شد!
رژیم اسلامی در این ماجرا حتی ثابت کرد که فرمانده هان میدانی و رده بالایشان ، عقلشان حتی از یک قبیله میمون هم کمتر است که در زمان حمله غافلگیرانه به یک قبیله دیگر ، نهایت سکوت را رعایت میکنند ، و هر میمونی ، وظیفه خود در این حمله را دقیق میشناسد.
در حالی که همه شما ، نگران به چهار محال بختیاری نگاه میکردید ، و در فانتزی خود ، نگران خلبان زبان بسته و مجروح بودید که دارد خون از دست میدهد و هر لحظه ممکن است طعمه مسلمانان پست فطرت و پرچم خرچنگی الله به دست بشود، نویسنده و دوستان گروه رزمیش در ایران ،با دقت به نیروهای امریکائی و اسرائیلی عزیز در اصفهان نگاه میکردند که داشتند یک کار "بخصوص" انجام میدادند.
واقعیتی که شما حتی تا امروز ندیدید، این بود که این عملیات ، در اصل هم یک مانور "سناریو دار و کارگردانی" شده نیروهای ویژه دو کشور متفاوت بودند که از دشمن احمق و بیشعور نظامی ، و کره خر شیعه، به عنوان "موش آزمایشگاهی" استفاده کردند، و در ادامه، با این عملیات ، با یک "غبار پاشی" خیلی بزرگ ، یک عملیات دیگر را در اصفهان پوشش دادند.
در ضمن خیر ، موضوع ، 450 کیلو اورانیوم غنی شده نبود ، این چیزی است که نیروهای متفق میخواهند به رژیم ، از دید توجیح نظامی ،"بچپاند."
خیر ، موضوع یک چیز خیلی بزرگ تر است که نویسنده مایل است در مورد ان در اینجا چیزی نگوید ، چون ارتشهای عزیز امریکا و اسرائیل را نیروی خودی میداند ، و وظیفه اش این است که از نیروهای خودی حفاظت اطلاعاتی کند.
در آخر دو چیز .
1- هم اکنون در دنیای ازاد ، مطرح است که مردم محلی ، برای نجات جان "خلبان مصدوم و فرضی"، با نیروهای ویژه سیا و موساد در منطقه همکاری کرده اند، و این همکاری ، بسیار مورد احترام قرار گرفته است چرا که مردمی که خودشان پول نداشتند و بدبخت بودند ،اما از مژدگانی شصت هزار دلاری رژیم پست فطرت اسلامی سر باز زندند و سعی کردند جان خلبان را نجات دهند.
2-و این خبر خوب برای شما افراد شبکه ها مجازی است که همیشه نگران هستید و اعصابتان خرد است.
نویسنده به شما اطمینان میدهد که به خاطر این عملیات، خبرهای بسیار خوب در اینده را شاهد خواهید بود.
قبل از بدرود ، به عکسهای این مطلب با دقت نگاه کنید!
بین این تصاویر حداقل 45 سال فاصله است !
اما به شدت شبیه به یکدیگر هستند نه ؟
حتی تصویر سمت راست هم حاوی یک پیام بخصوص است، اما دشمن مسلمان و آدمخور و آدمکش ، قادر به درکش نیست ، و نویسنده شک ندارد که دشمن ، یک بار دیگر و مثل همیشه خطا خواهد زد!
با درود به روان پاک همه جاویدنامان دنیا ، بخصوص ایران و اسرائیل عزیز ، در نبرد با تروریزم اسلامی.
کوچک ترین ، رضا. @irannc
مانوری که در ان ، تمام استعدادهای "واکنش سریع عملیاتی" رژیم تخمین زده شد ، و برای عملیات آینده ، مورد بررسی و تحلیل اطلاعاتی عملیاتی قرار خواهد گرفت.
رژیم احمق ، نباید کوچک ترین عکس العملی نشان میداد و بی سر و صدا سعی میکرد ببیند امریکائیها چه میکنند، و تحت هیچ عنوان وارد تله آنان نمیشد، چون این تله ، بعدا تبدیل به کمین گشت ، و رژیم را از هر نظر ، به معنای واقعی کلمه "له" کرد.
رژیم اسلامی در این عملیات امریکائیها و اسرائیلیان عزیز ، نحوه آماده باش فوق العاده ، بسیج نیرو ، محور عملیاتی ، هدایت اطلاعات عملیاتی ، نوع تماس ، فرماندهی میدانی ، انتقال نیرو ، محورهای انتخابی ، نوع سلاحهای بسیج شده ، کیفیت نیروهای بسیج شده ، پوششهای احتمالی توپخانه یا سلاح سنگین ، نوع شناسائی رزمی عملیاتی ، تاکتیکهای عملی و میدانی فردی و تیمی ، و خیلی چیزهای دیگر را کاملا احمقانه ، به نیروهای امریکائی و اسرائیلی لو داد، و این موضوع در اینده ، برایش بسیار گران تمام خواهد شد!
رژیم اسلامی در این ماجرا حتی ثابت کرد که فرمانده هان میدانی و رده بالایشان ، عقلشان حتی از یک قبیله میمون هم کمتر است که در زمان حمله غافلگیرانه به یک قبیله دیگر ، نهایت سکوت را رعایت میکنند ، و هر میمونی ، وظیفه خود در این حمله را دقیق میشناسد.
در حالی که همه شما ، نگران به چهار محال بختیاری نگاه میکردید ، و در فانتزی خود ، نگران خلبان زبان بسته و مجروح بودید که دارد خون از دست میدهد و هر لحظه ممکن است طعمه مسلمانان پست فطرت و پرچم خرچنگی الله به دست بشود، نویسنده و دوستان گروه رزمیش در ایران ،با دقت به نیروهای امریکائی و اسرائیلی عزیز در اصفهان نگاه میکردند که داشتند یک کار "بخصوص" انجام میدادند.
واقعیتی که شما حتی تا امروز ندیدید، این بود که این عملیات ، در اصل هم یک مانور "سناریو دار و کارگردانی" شده نیروهای ویژه دو کشور متفاوت بودند که از دشمن احمق و بیشعور نظامی ، و کره خر شیعه، به عنوان "موش آزمایشگاهی" استفاده کردند، و در ادامه، با این عملیات ، با یک "غبار پاشی" خیلی بزرگ ، یک عملیات دیگر را در اصفهان پوشش دادند.
در ضمن خیر ، موضوع ، 450 کیلو اورانیوم غنی شده نبود ، این چیزی است که نیروهای متفق میخواهند به رژیم ، از دید توجیح نظامی ،"بچپاند."
خیر ، موضوع یک چیز خیلی بزرگ تر است که نویسنده مایل است در مورد ان در اینجا چیزی نگوید ، چون ارتشهای عزیز امریکا و اسرائیل را نیروی خودی میداند ، و وظیفه اش این است که از نیروهای خودی حفاظت اطلاعاتی کند.
در آخر دو چیز .
1- هم اکنون در دنیای ازاد ، مطرح است که مردم محلی ، برای نجات جان "خلبان مصدوم و فرضی"، با نیروهای ویژه سیا و موساد در منطقه همکاری کرده اند، و این همکاری ، بسیار مورد احترام قرار گرفته است چرا که مردمی که خودشان پول نداشتند و بدبخت بودند ،اما از مژدگانی شصت هزار دلاری رژیم پست فطرت اسلامی سر باز زندند و سعی کردند جان خلبان را نجات دهند.
2-و این خبر خوب برای شما افراد شبکه ها مجازی است که همیشه نگران هستید و اعصابتان خرد است.
نویسنده به شما اطمینان میدهد که به خاطر این عملیات، خبرهای بسیار خوب در اینده را شاهد خواهید بود.
قبل از بدرود ، به عکسهای این مطلب با دقت نگاه کنید!
بین این تصاویر حداقل 45 سال فاصله است !
اما به شدت شبیه به یکدیگر هستند نه ؟
حتی تصویر سمت راست هم حاوی یک پیام بخصوص است، اما دشمن مسلمان و آدمخور و آدمکش ، قادر به درکش نیست ، و نویسنده شک ندارد که دشمن ، یک بار دیگر و مثل همیشه خطا خواهد زد!
با درود به روان پاک همه جاویدنامان دنیا ، بخصوص ایران و اسرائیل عزیز ، در نبرد با تروریزم اسلامی.
کوچک ترین ، رضا. @irannc
🙏5❤1
دقت کردید در حال حاضر و در ۳ماه گذشته فقط پهلوی و طرفدارای پهلوی دارن با ج.ا میجنگن؟ باقی ج. را ول کرده اند و دارن با پهلوی و طرفداراش میجنگن 😂
باقی ج.ا را ترجیح میدهند. @irannc
باقی ج.ا را ترجیح میدهند. @irannc
🙏5
عملیات محاصره دریایی جمهوری اسلامی #IRGC با متوقف شدن دو نفتکش Ostria و Rich Starry تحت پرچمهای دروغ/فریب بوتسوانا و مالاوی حامل نفت ایران به مقصد احتمالی چین آغاز شد.
ما فقط همدیگر را داریم هموطن
لایک، کامنت و اشتراکگذاری مجدد یادتان نرود
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید @irannc
ما فقط همدیگر را داریم هموطن
لایک، کامنت و اشتراکگذاری مجدد یادتان نرود
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید @irannc
👍2🙏2
🔴 بر اساس خبرهای منتشر شده ،محمد شیرمحمدیان فرمانده پایگاه بسیج سرکوبگر یکی از مساجد منطقه ۱۸ تهران به هلاکت رسید
وی دیروز توسط افراد ناشناس در محله حسینی فردوس ترور شد.
لایک، کامنت و اشتراکگذاری مجدد یادتان نرود
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
@irannc
وی دیروز توسط افراد ناشناس در محله حسینی فردوس ترور شد.
لایک، کامنت و اشتراکگذاری مجدد یادتان نرود
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
@irannc
👏10
ساخت فوری پل راه آهن زنجان توسط رژیم..
فقط یک سوال از کسانیکه تخصص دارند، این سازه ها استاندارد هست؟؟
قطارو بیخیال، ماشین ازش رد میشه؟!😂 @irannc
فقط یک سوال از کسانیکه تخصص دارند، این سازه ها استاندارد هست؟؟
قطارو بیخیال، ماشین ازش رد میشه؟!😂 @irannc
🙏2
دیگه انقدر بی آبرو شدند که دارند از مزدوران برون مرزی خود سود میبرند.
توسل رژیم جمهوری اسلامی به مزدوران صادراتیِ خود برای پنهان کردن ابعاد شکست در برابر آمریکا
سرکردگان شکستخوردهٔ جمهوری اسلامی در واپسین لحظات عمر خود به هر ابزار و هر مزدوری چنگ میزدند تا روایت جعلی خود را در اینباره به افکار عمومی تحمیل کنند.
سرکردگان عوامل رژیم کاملا مغلوب تصمیمات پرزیدنت ترامپ، هستند. شرایط به حدی برایشان بحرانی است که، متوسل یه توهمپراکنی تریتا پارسی، عامل شناخته شده خود شدهاند و با این کار تایید میکنند مزدور بودن او را.
لایک، کامنت و اشتراکگذاری مجدد یادتان نرود
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
@irannc
توسل رژیم جمهوری اسلامی به مزدوران صادراتیِ خود برای پنهان کردن ابعاد شکست در برابر آمریکا
سرکردگان شکستخوردهٔ جمهوری اسلامی در واپسین لحظات عمر خود به هر ابزار و هر مزدوری چنگ میزدند تا روایت جعلی خود را در اینباره به افکار عمومی تحمیل کنند.
سرکردگان عوامل رژیم کاملا مغلوب تصمیمات پرزیدنت ترامپ، هستند. شرایط به حدی برایشان بحرانی است که، متوسل یه توهمپراکنی تریتا پارسی، عامل شناخته شده خود شدهاند و با این کار تایید میکنند مزدور بودن او را.
لایک، کامنت و اشتراکگذاری مجدد یادتان نرود
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
@irannc
👏5❤1
ایران را پس میگیریم✌🏼
جان من فدای وطنم
جان من فدای فرزندان ایران جاویدنامان ایران زمین
جان من فدای مردم
جان من فدای کشورم ایران
و مام میهن که تمام روح و قلبم در ریشه و خاک آن، جای گرفته است…
به امید ایران آباد و آزاد
به امید آزادی 💚🦁♥️
#ایران #i̇ran #وطنم #آزادی
فروردین ماه ۱۴۰۵
#زن_زندگی_آزادی
کپشن پست بنده در اینستاگرام با لینکش
https://www.instagram.com/p/DW7gDMCCPFs/?igsh=MWFicGg3N3Q0c2ZxeA== @irannc
جان من فدای وطنم
جان من فدای فرزندان ایران جاویدنامان ایران زمین
جان من فدای مردم
جان من فدای کشورم ایران
و مام میهن که تمام روح و قلبم در ریشه و خاک آن، جای گرفته است…
به امید ایران آباد و آزاد
به امید آزادی 💚🦁♥️
#ایران #i̇ran #وطنم #آزادی
فروردین ماه ۱۴۰۵
#زن_زندگی_آزادی
کپشن پست بنده در اینستاگرام با لینکش
https://www.instagram.com/p/DW7gDMCCPFs/?igsh=MWFicGg3N3Q0c2ZxeA== @irannc
❤2😢1
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه
@irannc
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه
@irannc
❤5
یاسمین انصاری نایاکی که از بستگان محمدجواد ظریف می باشد و اکنون از حزب دموکرات در مجلس نمایندگان آمریکاست، طرح استیضاح وزیر جنگ آمریکا، را به دلیل آنچه نقض سوگند کاری، به خطر انداختن نیروهای نظامی آمریکا و صدور مجوز برای «اقدامهای نظامی غیرقانونی» در جریان درگیری با رژیم ملاها خوانده است، ارائه کرد.
📌اینکه صدهزار ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی کشته و مجروح شدند مشکل این خانم نیست. مشکلش اینه که رژیم ملاها و سپاه پاسداران ضعیف شدند!
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه @irannc
📌اینکه صدهزار ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی کشته و مجروح شدند مشکل این خانم نیست. مشکلش اینه که رژیم ملاها و سپاه پاسداران ضعیف شدند!
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه @irannc
❤3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارسالی همراهان میهنپرست از #تهران؛ این فیلم را امروز از خیابانهای سوت و کور تهران گرفتم. شهری که حالا مثل شهر ارواح شده. در کانالهای شستوشوی مغزی رژیم ادعای پیروزی میکنند، پس چرا مغازهها و همه جا بستهاند و اقتصاد کشور فروپاشی شده؟
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه
@irannc
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه
@irannc
❤3😢3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرزیدنت ترامپ: اگر توافقی صورت نگیرد، درگیریها [در ایران] از سر گرفته خواهد شد.
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه @irannc
همراهان همیشگی لطفا به اشتراک بگذارید
#KingRezaPahlavi
#DigitalBlackoutIran
#انقلاب_شیروخورشید
#جاوید_شاه @irannc