ایران موتور (تحولی نوین در کف سازی با ماشین آلات روز دنیا)
135 members
224 photos
24 videos
23 files
21 links
تحولی نوین در کف سازی
جهت ارتباط با ادمین:
@iranmotor347galadari
Download Telegram
to view and join the conversation
ایران موتور وارد کننده ماشین الات ساختمانی _صنعتی ...نماینده قانونی شرکتهای ماله باریکل ایتالیا و شمشه ماله های تکنو فلکس اسپانیا
ايران موتور وارد كننده ماشين الات ساختمانى ، صنعتى....نماينده قانونى شركتهاى باريگل ايتاليا و تكنو فلكس اسپانيا
ارتباط با ما : www.iranmotor.ir
تماس با ما:٠٢١٣٣٩٢١١٣٣
٠٢١٣٣٩٢٨٧٤١
این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده و دل و تن آدم رو ميلرزونه، واقعا جاي تفكر داره :


چو ناکس به ده کد خدایی کند

کشاورز باید گدایی کند ...


در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود

وز آن ، کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان

گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ی ناب یزدان پاک

همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد

ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود

گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما

که شد مهر میهن فراموش ما ؟

که انداخت آتش در این بوستان

کز آن سوخت جان و دل دوستان ؟

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار ؟

خرد را فکندیم این سان ز کار

نبود این چنین کشور و دین ما

کجا رفت آیین دیرین ما ؟

به یزدان که این کشور آباد بود

همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز ، خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر

گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت

نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کد خدایی کند

کشاورز باید گدایی کند

@zangoolepa
🌿🌿🌿
يك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت :

من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست ، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :

🌸فردوسی🌸سعدی 🌸حافظ🌸مولانا

فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او .

سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او .

حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، میشمارد .

اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید .

من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه کافی است :
🌱
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست

باران! تو که از پيش خدا مى آیی !
توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست

بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست

با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست

از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست

گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست

این پیام را منتشر کنید.
مهربانی هیچ هزینه ای ندارد و
رساندن دانش عبادت است. 🍃

🌸☘️🌸☘️🌸
https://t.me/NightsofTehran
نیم نگاهی به شگفتی معماری دهه ۵۰ و ۴۰ تنها حد فاصل خیابان انقلاب تا آزادی تهران
از خود خواهید پرسید : هوش،خلاقیت،شعور،انگیزه، در کدام مقبره خفته است که شاهکاری تکرار نمی شود⁉️


JOIN🔜 @morisofi 👻
شیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل, بگفتا; شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت ابوالفضلی!

پس شیخ به عبا شد و دیگ, سمت دروازه, پیش گرفت.

چون رسید کوی هیئت را, خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!
ره زِ میان صف گشوده, بالای دیگ برسید. دیگ آش, نیمه یافت. پس آشپز را بگفت; دست نگاهدار, که نذری را اشکالی ست شرعی!

آشپز بگفت; از چه روی ای شیخ؟
خلق نیز به گوش شدند.

شیخ بگفت; قصاب بدیدم به بازار که گوسفند, تازه ذبح بکرده, سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم, حیوان به ناله و اشک شد که قصاب, آب نداده, هلاکم نمود..., هم از این روی, حرام باشد آن گوشت و این شله!

مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که; حال که کار زِ کار بگذشته, چه باید کرد شیخا؟

شیخ بخاراند ریش را و بگفتا; خُمس آش به امام دهید, حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را که; خُمس دهی, حلال شود, به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!

پس آشپز, دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد!
خلق, شادمان شده, شیخ را درود گفته, صلوات بفرستادند.

خشتمال, که ترش روی, حکایت بدید و بشنید, شیخ را جلو گرفته, بگفتا; این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسفند سر بریده سخن گوید, ای فریبکار؟
شیخ بگفت; مهم شُله است, که به دیگ شد!
اَلباقی, نه گناه من است, که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری...

📛ورود متعصبین ممنوع👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAADu8GnLrZQ4aJpd3AQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏یک دقیقه اول مستند
Iran's Wild Side
شاهکارهای حیات وحش ایران از نگاه نشنئال جئوگرافی