یک پیشنهاد...
از همه وکلای باشرف، از همه حقوق دان ها، از همه جامعه شناسان، از همه روان شناسان و بالاخره از همه متدینان مستقل و آزادی خواه دعوت می شود، به خاطر پخش اعترافات اجباری یک دختر نوجوان از تلویزیون، علیه صدا و سیما موضع گیری نمایند.
- خانواده و حقوق دانان از این رسانه ضد ملی و ضد مصالح ملی شکایت کنند.
- جامعه شناسان و روان شناسان عوارض سو این نوع برخورد دستگاه قضایی، پلیس و صدا و سبما را با یک دختر نوجوان در قالب تشکیل نشست های تخصصی و علمی تبیین کنند.
- از علمای دینی با عزت و آراده دعوت می شود به جهت رفتن آبروی یک دختر نوجوان موضع گیری کنند.
.....باشد که دیگر شاهد بروز این نوع رفتارهای ناپخته از هیچ ارگانی نباشیم. امیدوارم بازجو و همه عوامل این اقدام ناپخته از این دختر نوجوان و از همه مردم ایران عذرخواهی و از خداوند طلب بخشش نمایند.
#اعتراف
https://t.me/irandeveloped
از همه وکلای باشرف، از همه حقوق دان ها، از همه جامعه شناسان، از همه روان شناسان و بالاخره از همه متدینان مستقل و آزادی خواه دعوت می شود، به خاطر پخش اعترافات اجباری یک دختر نوجوان از تلویزیون، علیه صدا و سیما موضع گیری نمایند.
- خانواده و حقوق دانان از این رسانه ضد ملی و ضد مصالح ملی شکایت کنند.
- جامعه شناسان و روان شناسان عوارض سو این نوع برخورد دستگاه قضایی، پلیس و صدا و سبما را با یک دختر نوجوان در قالب تشکیل نشست های تخصصی و علمی تبیین کنند.
- از علمای دینی با عزت و آراده دعوت می شود به جهت رفتن آبروی یک دختر نوجوان موضع گیری کنند.
.....باشد که دیگر شاهد بروز این نوع رفتارهای ناپخته از هیچ ارگانی نباشیم. امیدوارم بازجو و همه عوامل این اقدام ناپخته از این دختر نوجوان و از همه مردم ایران عذرخواهی و از خداوند طلب بخشش نمایند.
#اعتراف
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جای خوشحالیست که علیرغم مخالفت ها و تنگ نظری ها، مردم یزد و به ویژه سپنتا به حقش رسید. به نظر شما چرا یک گروه فکر می کنند که فقط آنها حق دارند به جای دیگران تصمیم بگیرند؟
#سپنتا
@irandeveloped
@cacpc
#سپنتا
@irandeveloped
@cacpc
اصلاح یک قانون غلط(سهمیه ایثارگری)
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
تصور بفرمایید سواد زبان انگلیسی یا فرانسه یا هر نوع زبان خارجی مان در سطح پایینی قرار دارد. آیا فردی که به این زبان ها مسلط است می تواند تمام یا بخشی از سواد زبانیش را به ما ببخشد؟ یعنی بدون این که ما تلاشی بکنیم بخشی از سوادش به یکباره به ما منتقل شود؟ به نظر می رسد به غیر از علم، دانش و مهارت همه چیز را می توان به دیگران بخشید. مشکلی هم پیش نمی آید. مثلا فردی که مشکل مالی دارد، شما می توانید تمام یا بخشی از دارایی تان را به دیگران منتقل کنید. بدون اینکه وی تلاشی بکند. اما آیا قابل تصور است که فوکو، ژیرو، فوکویاما، اینشتین بتوانند دانش خود را به یکباره به ما منتقل کنند و ما یک شبه فوکو، ژیرو، اینشتین و .... شویم؟ آیا این عملی است؟
سال هاست که در کشور ما سهمیه ای وجود دارد به نام سهمیه خاص "ایثارگری". خواهشمندم تامل بفرمایید و از کوره در نروید. من هم مثل خیلی از شماها قدردان خانواده های ایثارگران هستم. اما در این مجال می خواهم این مساله را از منظر علمی بررسی کنم.
هر کشوری وظیفه خود می داند در مقابل ایثارگران کشورش تمام قد بایستد و هر آنچه در توانش است را در اختیار آنها قرار دهد. اما اینکه سهیمه ای به نام سهمیه" ایثارگری" یا هر سهمیه دیگر برای علم و دانش در نظر گرفته شود، اقدام غیر معقول و غیر اخلاقی به نظر می رسد. حاکمیت برای ایثارگران باید سنگ تمام بگذارد. مسکن در اختیار آنها قرار دهد، مسائل درمانی آنها را حل کند، نیازهای آنها را رفع کند. مردم هم باید همگی قدردان ایثارگری های آنها باشند. اما علم که اعطا کردنی نیست، بخشیدنی نیست، سهمیه دادنی نیست. ما با اختصاص سهمیه برای خانواده های ایثارگران دقیقا در این مسیر غلط قدم برداشته ایم که عوارض آن مترتب بر جامعه می شود...
حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا این اخلاقی است که فردی که علم یک چیزی را ندارد برایش سهمیه ای گذاشته شود؟ آیا این نوعی سواد فروشی قانونی محسوب نمی شود؟ به نظرم سهمیه ایثارگری برای ورود به دانشگاه جز همین موارد محسوب می شود. گویی که علم را به کسی بخشش می کنیم. در حالیکه می دانیم علم، دانش و مهارت از جنس یادگرفتنی است، کسب کردنی است نه بخشیدنی. ..
حیفم آمد این فکت را در پایان این نوشته برای شما نقل نکنم. برای اجرای کارگاه روش تدریس به یک مجتمعی دعوت شده بودم. در این میان دریافتم دو نفر از معلمان مفاهیم بسیار ساده تدریس را هم بلد نیستند. برایم سوال شد. از معاون مدرسه جویا شدم. متوجه شدم یکی از آنها در حوزه علمیه درس خوانده، یکی دیگر لیسانس کامپیوتر دارد. هر دو از سهمیه ایثارگری استفاده کرده و وارد آموزش و پرورش شده بودند. هر دو معلم دانش آموزان استثنایی شده بودند!! مدارسی که صلاحیت هایی بیش از صلاحیت های یک معلم در یک مدرسه عادی نیاز دارد.... معاون مدرسه توضیح می داد که کار مدرسه در این یک سال گذشته که این دو فرد وارد مدرسه شده اند، مختل شده است. چون نه تنها نمی توانند تدریس کنند و دانش آموزان عملا بی بهره شده اند و نه تنها آنها صلاحیت تدریس و علم تدریس ندارند، بلکه مدیر، سرپرست آموزشی و سایر معلمان نیز وقتشان را برای آموزش آنها به کار گرفته اند....
توسعه کسب کردنی است نه هبه کردنی، توسعه با کسب صلاحیت اتفاق می افتد، توسعه با عقلانیت اتفاق می افتد، نه با بذل و بخشش امتیازهای نامرتبط و نامعقول!
#سهمیه_ایثارگری
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
تصور بفرمایید سواد زبان انگلیسی یا فرانسه یا هر نوع زبان خارجی مان در سطح پایینی قرار دارد. آیا فردی که به این زبان ها مسلط است می تواند تمام یا بخشی از سواد زبانیش را به ما ببخشد؟ یعنی بدون این که ما تلاشی بکنیم بخشی از سوادش به یکباره به ما منتقل شود؟ به نظر می رسد به غیر از علم، دانش و مهارت همه چیز را می توان به دیگران بخشید. مشکلی هم پیش نمی آید. مثلا فردی که مشکل مالی دارد، شما می توانید تمام یا بخشی از دارایی تان را به دیگران منتقل کنید. بدون اینکه وی تلاشی بکند. اما آیا قابل تصور است که فوکو، ژیرو، فوکویاما، اینشتین بتوانند دانش خود را به یکباره به ما منتقل کنند و ما یک شبه فوکو، ژیرو، اینشتین و .... شویم؟ آیا این عملی است؟
سال هاست که در کشور ما سهمیه ای وجود دارد به نام سهمیه خاص "ایثارگری". خواهشمندم تامل بفرمایید و از کوره در نروید. من هم مثل خیلی از شماها قدردان خانواده های ایثارگران هستم. اما در این مجال می خواهم این مساله را از منظر علمی بررسی کنم.
هر کشوری وظیفه خود می داند در مقابل ایثارگران کشورش تمام قد بایستد و هر آنچه در توانش است را در اختیار آنها قرار دهد. اما اینکه سهیمه ای به نام سهمیه" ایثارگری" یا هر سهمیه دیگر برای علم و دانش در نظر گرفته شود، اقدام غیر معقول و غیر اخلاقی به نظر می رسد. حاکمیت برای ایثارگران باید سنگ تمام بگذارد. مسکن در اختیار آنها قرار دهد، مسائل درمانی آنها را حل کند، نیازهای آنها را رفع کند. مردم هم باید همگی قدردان ایثارگری های آنها باشند. اما علم که اعطا کردنی نیست، بخشیدنی نیست، سهمیه دادنی نیست. ما با اختصاص سهمیه برای خانواده های ایثارگران دقیقا در این مسیر غلط قدم برداشته ایم که عوارض آن مترتب بر جامعه می شود...
حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا این اخلاقی است که فردی که علم یک چیزی را ندارد برایش سهمیه ای گذاشته شود؟ آیا این نوعی سواد فروشی قانونی محسوب نمی شود؟ به نظرم سهمیه ایثارگری برای ورود به دانشگاه جز همین موارد محسوب می شود. گویی که علم را به کسی بخشش می کنیم. در حالیکه می دانیم علم، دانش و مهارت از جنس یادگرفتنی است، کسب کردنی است نه بخشیدنی. ..
حیفم آمد این فکت را در پایان این نوشته برای شما نقل نکنم. برای اجرای کارگاه روش تدریس به یک مجتمعی دعوت شده بودم. در این میان دریافتم دو نفر از معلمان مفاهیم بسیار ساده تدریس را هم بلد نیستند. برایم سوال شد. از معاون مدرسه جویا شدم. متوجه شدم یکی از آنها در حوزه علمیه درس خوانده، یکی دیگر لیسانس کامپیوتر دارد. هر دو از سهمیه ایثارگری استفاده کرده و وارد آموزش و پرورش شده بودند. هر دو معلم دانش آموزان استثنایی شده بودند!! مدارسی که صلاحیت هایی بیش از صلاحیت های یک معلم در یک مدرسه عادی نیاز دارد.... معاون مدرسه توضیح می داد که کار مدرسه در این یک سال گذشته که این دو فرد وارد مدرسه شده اند، مختل شده است. چون نه تنها نمی توانند تدریس کنند و دانش آموزان عملا بی بهره شده اند و نه تنها آنها صلاحیت تدریس و علم تدریس ندارند، بلکه مدیر، سرپرست آموزشی و سایر معلمان نیز وقتشان را برای آموزش آنها به کار گرفته اند....
توسعه کسب کردنی است نه هبه کردنی، توسعه با کسب صلاحیت اتفاق می افتد، توسعه با عقلانیت اتفاق می افتد، نه با بذل و بخشش امتیازهای نامرتبط و نامعقول!
#سهمیه_ایثارگری
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
مدیر ساختمان ما!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
من در ساختمانی سکونت دارم که سال هاست یک فرد مدیر خودخوانده این ساختمان است. اهالی از وجودش عاصی شده اند. همه کلیدهای اصلی ساختمان را در اختیار گرفته است. کلید موتورخانه، کنتورهای آب، برق و گاز. شارژهای ماهانه را او جمع آوری می کند و با توجه به اینکه خودش کارت خوان دارد، مبالغ مستقیم به حساب شخصی اش منتقل می شود. دخل و خرج ساختمان که باید زیر نظر ساکنان باشد، مستقیما به حساب شخصی وی وارد می شود. بارها از وی خواسته شده است که دست کم هر چند ماه یک بار به اعضا بیلان بدهد تا وضعیت دارایی ساختمان مشخص گردد، هر بار با گفتن چشم مساله را فیصله داده است، اما گزارشی نداده است. با هر نوع نوسازی و اصلاح مخالفت می کند. مثلا دو سه سال پیش ساکنان خواستند راه پله ها و درب های ساختمان را رنگ آمیزی کنند، اما وی با ترفندهای مختلف و با آوردن دلایل بنی اسرائیلی جلوی این کار را گرفت. چون سالهاست در این ساختمان سکونت دارد از جیک و پوک همسایه ها خبر دارد. چون بیکار است و البته تا حدودی مریض، به کار همه ساکنان سرک می کشد، کی رفت، کی آمد، حتی می داند مهمان های ساکنان چه کسانی هستند و با افتخار آن را هم بیان می کند. به کارهایی که به وی ارتباط ندارد، دخالت می کند. در این ساختمان چندین استاد دانشگاه، پزشک، کارخانه دار و غیره زندگی می کنند، سواد ایشان به سیکل هم نمی رسد اما به هیچکدام اجازه نمی دهد، عرض اندام کنند. چون برخی از ساکنان ساختمان ما یا در خارج از کشور ساکنند یا در شهرستان ها، بالطبع، خانه ها، پارکینگ و انباری های آنها خالی است. ایشان آنها را هر موقع که لازم بداند استفاده می کند. چندین ماشین می تواند در پارکینگ پارک کند، اما وای به حال کسی که بیش از یک ماشین در پارکینگ داشته باشد، ساعت دو شب هم که شده، او را پیدا می کند و وی را مجبور می کند، ماشینش را بیرون پارک نماید، حتی پارکینگ جا داشته باشد. انتخابات هیات مدیره را به عقب می اندازد، اگر فردی کاندیدا شود وی را تخریب می کند، تا با یک رای هم که شده خودش انتخاب شود. ساکنان بارها مستقیم و غیر مستقیم ازش خواسته اند کنار برود. بارها مستقیم به وی گفته اند او را نمی خواهند اما از رو نمی رود که نمی رود....
من که تازه وارد این ساختمان شده بودم و وقتی وضعیت را اینگونه دیدم، عزمم را جزم کردم که وی را هر طوری شده برکنار کنم. با هر زحمتی بود، انتخابات برگزار شد و همه گفتند که شما باشید. من هم خوشحال از این پیروزی، از فردای انتخاب، تمامی سعیم را به کار گرفتم تا دست های وی را آرام آرام از ساختمان قطع کنم. ابتدا شارژ ساختمان را بر عهده گرفتم تا خودم جمع کنم تا بلکه شفافیت مالی ساختمان مشخص باشد. تقریبا در ماه اول شارژی اخذ نشد. قبل از موعد مقرر با اهالی صحبت کرده بود که کسی حق ندارد شارژ را به هیات مدیره جدید بدهد! لذا مجبور شدیم جمع آوری شارژ را به وی واگذار کنیم. هر چقدر که جلوتر رفتم دیدم سیطره ایشان بیش از این حرف هاست. مثلا منازل افرادی که در خارج و یا در سایر شهر ها هستند را به قیمتی اجاره می دهد در حالیکه قیمت کمتر را به صاحب خاته اعلام می کند. و ....هر چقدر بیشتر تلاش کردم کمتر نتیجه گرفتم. سال ها بودکه ساختمان در ید قدرت او بود. اگر کسی هم با او مخالفت می کرد یا ماشینش پنجر می شد، یا آینه ماشینش می شکست یا در داخل باک بنزینش آب و خاک ریخته می شد! به همین خاطر ساکنین هم خیلی دم نمی زدند و نمی زنند. کاری که کردند منازل خود را فروختند، رها کردند و رفتند.....
بارها گفته شده عدم تغییر مدیر فساد آور است. یکیش ساختمان محل سکونت ما. یا اهالی یک به یک فروختند یا در حال فروش هستند یا در حال اجاره دادن. به هر حال از خانه خود فراری داده شدند. تنها به این دلیل که مدیر ساختمان ما برخلاف خواسته اهالی همچنان مدیر است ولی چون قدرت تغییر وی را ندارند، خود را تغییر داده اند و از ساختمان و منزل خودشان فراری شده اند. ساختمان در حال سقوط است اما مگر مدیر آن را باور دارد؟
علمای سیاست چیزی فهمیده اند که گفته اند، مدیران باید با رای مردم بیایند و با رای مردم بروند. مدیریت ماندگار و خودخوانده، نتیجه اش همان است که بر سر ساختمان ما آمده است.
#مدیر_خودخوانده
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
من در ساختمانی سکونت دارم که سال هاست یک فرد مدیر خودخوانده این ساختمان است. اهالی از وجودش عاصی شده اند. همه کلیدهای اصلی ساختمان را در اختیار گرفته است. کلید موتورخانه، کنتورهای آب، برق و گاز. شارژهای ماهانه را او جمع آوری می کند و با توجه به اینکه خودش کارت خوان دارد، مبالغ مستقیم به حساب شخصی اش منتقل می شود. دخل و خرج ساختمان که باید زیر نظر ساکنان باشد، مستقیما به حساب شخصی وی وارد می شود. بارها از وی خواسته شده است که دست کم هر چند ماه یک بار به اعضا بیلان بدهد تا وضعیت دارایی ساختمان مشخص گردد، هر بار با گفتن چشم مساله را فیصله داده است، اما گزارشی نداده است. با هر نوع نوسازی و اصلاح مخالفت می کند. مثلا دو سه سال پیش ساکنان خواستند راه پله ها و درب های ساختمان را رنگ آمیزی کنند، اما وی با ترفندهای مختلف و با آوردن دلایل بنی اسرائیلی جلوی این کار را گرفت. چون سالهاست در این ساختمان سکونت دارد از جیک و پوک همسایه ها خبر دارد. چون بیکار است و البته تا حدودی مریض، به کار همه ساکنان سرک می کشد، کی رفت، کی آمد، حتی می داند مهمان های ساکنان چه کسانی هستند و با افتخار آن را هم بیان می کند. به کارهایی که به وی ارتباط ندارد، دخالت می کند. در این ساختمان چندین استاد دانشگاه، پزشک، کارخانه دار و غیره زندگی می کنند، سواد ایشان به سیکل هم نمی رسد اما به هیچکدام اجازه نمی دهد، عرض اندام کنند. چون برخی از ساکنان ساختمان ما یا در خارج از کشور ساکنند یا در شهرستان ها، بالطبع، خانه ها، پارکینگ و انباری های آنها خالی است. ایشان آنها را هر موقع که لازم بداند استفاده می کند. چندین ماشین می تواند در پارکینگ پارک کند، اما وای به حال کسی که بیش از یک ماشین در پارکینگ داشته باشد، ساعت دو شب هم که شده، او را پیدا می کند و وی را مجبور می کند، ماشینش را بیرون پارک نماید، حتی پارکینگ جا داشته باشد. انتخابات هیات مدیره را به عقب می اندازد، اگر فردی کاندیدا شود وی را تخریب می کند، تا با یک رای هم که شده خودش انتخاب شود. ساکنان بارها مستقیم و غیر مستقیم ازش خواسته اند کنار برود. بارها مستقیم به وی گفته اند او را نمی خواهند اما از رو نمی رود که نمی رود....
من که تازه وارد این ساختمان شده بودم و وقتی وضعیت را اینگونه دیدم، عزمم را جزم کردم که وی را هر طوری شده برکنار کنم. با هر زحمتی بود، انتخابات برگزار شد و همه گفتند که شما باشید. من هم خوشحال از این پیروزی، از فردای انتخاب، تمامی سعیم را به کار گرفتم تا دست های وی را آرام آرام از ساختمان قطع کنم. ابتدا شارژ ساختمان را بر عهده گرفتم تا خودم جمع کنم تا بلکه شفافیت مالی ساختمان مشخص باشد. تقریبا در ماه اول شارژی اخذ نشد. قبل از موعد مقرر با اهالی صحبت کرده بود که کسی حق ندارد شارژ را به هیات مدیره جدید بدهد! لذا مجبور شدیم جمع آوری شارژ را به وی واگذار کنیم. هر چقدر که جلوتر رفتم دیدم سیطره ایشان بیش از این حرف هاست. مثلا منازل افرادی که در خارج و یا در سایر شهر ها هستند را به قیمتی اجاره می دهد در حالیکه قیمت کمتر را به صاحب خاته اعلام می کند. و ....هر چقدر بیشتر تلاش کردم کمتر نتیجه گرفتم. سال ها بودکه ساختمان در ید قدرت او بود. اگر کسی هم با او مخالفت می کرد یا ماشینش پنجر می شد، یا آینه ماشینش می شکست یا در داخل باک بنزینش آب و خاک ریخته می شد! به همین خاطر ساکنین هم خیلی دم نمی زدند و نمی زنند. کاری که کردند منازل خود را فروختند، رها کردند و رفتند.....
بارها گفته شده عدم تغییر مدیر فساد آور است. یکیش ساختمان محل سکونت ما. یا اهالی یک به یک فروختند یا در حال فروش هستند یا در حال اجاره دادن. به هر حال از خانه خود فراری داده شدند. تنها به این دلیل که مدیر ساختمان ما برخلاف خواسته اهالی همچنان مدیر است ولی چون قدرت تغییر وی را ندارند، خود را تغییر داده اند و از ساختمان و منزل خودشان فراری شده اند. ساختمان در حال سقوط است اما مگر مدیر آن را باور دارد؟
علمای سیاست چیزی فهمیده اند که گفته اند، مدیران باید با رای مردم بیایند و با رای مردم بروند. مدیریت ماندگار و خودخوانده، نتیجه اش همان است که بر سر ساختمان ما آمده است.
#مدیر_خودخوانده
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
اولین جامعه چندفرهنگی، اولین منشور حقوق بشر،
می دانید که اولین جامعه چندفرهنگی و به بیان بهتر مبدع چندفرهنگی ما ایرانیان بوده ایم و همینطور اولین تدوین کننده منشور حقوق بشر در دنیا.
در تصویر زیر مشاهده خواهید کرد که به جای ما کدام کشورها به داشته های ما ایرانیان می بالند. این عکس مربوط به مرکز سیدنی در کشوراسترالیاست. لطفا توضیحات عکس را ملاحظه بفرمایید.
چیزی که ما می توانستیم بدان ببالیم و در عمل پیاده کنیم، حال استرالیا، کانادا و خیلی از کشورهای دیگر به آن می بالند و عمل می کنند.
ممنونم از خانم قائم پناه به خاطر ارسال این تصویر.
#چندفرهنگی
#حقوق_بشر
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
می دانید که اولین جامعه چندفرهنگی و به بیان بهتر مبدع چندفرهنگی ما ایرانیان بوده ایم و همینطور اولین تدوین کننده منشور حقوق بشر در دنیا.
در تصویر زیر مشاهده خواهید کرد که به جای ما کدام کشورها به داشته های ما ایرانیان می بالند. این عکس مربوط به مرکز سیدنی در کشوراسترالیاست. لطفا توضیحات عکس را ملاحظه بفرمایید.
چیزی که ما می توانستیم بدان ببالیم و در عمل پیاده کنیم، حال استرالیا، کانادا و خیلی از کشورهای دیگر به آن می بالند و عمل می کنند.
ممنونم از خانم قائم پناه به خاطر ارسال این تصویر.
#چندفرهنگی
#حقوق_بشر
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
حق نمردن!!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
حقوقی همچون حق زندگی، حق انتخاب شغل، حق تحصیل، حق ازدواج، حق انتخاب محل سکونت، حق رای و حق مردن! حقوقی است که بیش و کم در همه کشورها به رسمیت شناخته شده است. اگرچه این حقوق، نسبت و کیفیت آن در میان کشورهای مختلف یکسان نیست، اما همه آنها حق مردن را به رسمیت شناخته اند! یعنی اگر فردی مرد، دفن گردد.
اخیرا، خبری در رسانه های ایران منتشر شد که شهروندان بهایی ایران علاوه بر این که از بسیاری از حقوق شان در زمان حیات بی بهره اند، اخیرا حق مردن هم از آنها گرفته شده است! احتمالا اطلاع دارید که در شهرهایی که شهروندان بهایی زندگی می کنند، قبرستان های جداگانه ای برای آنها ساخته شده و آنها حق دفن مرده هایشان را در قبرستان های معمول و مرسوم مسلمانان را ندارند.
اخیرا از کرمان خبر آمده، شهروندان بهایی حق مردن را هم از دست داده اند، زیرا اگر بمیرند قبرستانی برای دفن آنها وجود نخواهد داشت. قبرستان شان پلمپ شده است!! ظاهرا حق نمردن به حقوق نداشته قبلی آنها هم اضافه شده است....
این روزها که کشورمان دقیقا در مسیر توسعه قرار دارد، پول رسمی ما بالاترین نرخ ارزهای جهانی است، تورم ما به صفر رسیده است، بیکاری ریشه کن شده است، تعاملات بین المللی و آزادی های علمی، سیاسی ما و ... در حد اعلای خود قرار دارد، حق نمردن تنها حقی بود که باید به شهروندان بهایی اعطا می شد که خدا را شکر، اعطا شد.
#بهائیان
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
حقوقی همچون حق زندگی، حق انتخاب شغل، حق تحصیل، حق ازدواج، حق انتخاب محل سکونت، حق رای و حق مردن! حقوقی است که بیش و کم در همه کشورها به رسمیت شناخته شده است. اگرچه این حقوق، نسبت و کیفیت آن در میان کشورهای مختلف یکسان نیست، اما همه آنها حق مردن را به رسمیت شناخته اند! یعنی اگر فردی مرد، دفن گردد.
اخیرا، خبری در رسانه های ایران منتشر شد که شهروندان بهایی ایران علاوه بر این که از بسیاری از حقوق شان در زمان حیات بی بهره اند، اخیرا حق مردن هم از آنها گرفته شده است! احتمالا اطلاع دارید که در شهرهایی که شهروندان بهایی زندگی می کنند، قبرستان های جداگانه ای برای آنها ساخته شده و آنها حق دفن مرده هایشان را در قبرستان های معمول و مرسوم مسلمانان را ندارند.
اخیرا از کرمان خبر آمده، شهروندان بهایی حق مردن را هم از دست داده اند، زیرا اگر بمیرند قبرستانی برای دفن آنها وجود نخواهد داشت. قبرستان شان پلمپ شده است!! ظاهرا حق نمردن به حقوق نداشته قبلی آنها هم اضافه شده است....
این روزها که کشورمان دقیقا در مسیر توسعه قرار دارد، پول رسمی ما بالاترین نرخ ارزهای جهانی است، تورم ما به صفر رسیده است، بیکاری ریشه کن شده است، تعاملات بین المللی و آزادی های علمی، سیاسی ما و ... در حد اعلای خود قرار دارد، حق نمردن تنها حقی بود که باید به شهروندان بهایی اعطا می شد که خدا را شکر، اعطا شد.
#بهائیان
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
اصل همه پرسی!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
مصاحبه اخیر روحانی، چنگی به دل نزد. حرف های تکراری، به کارگیری افعال آینده؛ وضعیت ما خوب خواهد شد، مشکل نخواهیم داشت و مواردی از این قبیل. قبلا هم از وی شبیه چنین سخنانی را بارها شنیده بودیم و جز ملال، نه امیدی در آن متبلور بود و نه تدبیری در آن مشاهده می شد.البته در این میان یک سخن وی قابل توجه بود؛ هرچند این سخن با ترس و لرز و با لکنت زبان بیان شد، از مراجعه به آرا عمومی؛ "از همه پرسی". ظاهرا جناح حاکم حتی تاب و توان طرح این موضوع را هم نداشت. موضوعی که با لکنت زبان و با توصیف و تبیین شرایط و با احتیاط تمام هم بیان شد....
افراد مختلفی موضع گیری کردند. اغلب فعالان اجتماعی و مدنی از این موضوع استقبال کردند، هرچند جدی نگرفتند. اما جناح حاکم ظاهرا خیلی جدی گرفت. برخی از آنها بر وی تاختند و لعن و نفرینش کردند. اما جای این سوال همیشه برای ما ایرانیان باقی است که چرا عده ای از همه پرسی این همه هراس دارند؟ مگر خودشان معتقد نیستند که مسئولین تا زمانی مسئولیت دارند که مردم آنها را بخواهند؟ مگر دموکراسی و جمهوریت همین را بیان نمی کند؟ از سوی دیگر مگر آقای رئیس جمهور سخن غیر قانونی و ناروایی را به زبان رانده بود؟ همه پرسی یکی از اصول قانون اساسی است؛ همان طوری که ولایت فقیه نیز جزء اصول قانون اساسی است، همه پرسی هم یکی از اصول آن است. در هیچ بندی از قانون اساسی هم نیامده است که یک اصلی، اصل تر است. یا یک اصل مهمتر از یک اصل دیگر است. پس در قانونی بودن آن هم ظاهرا کسی نباید مشکلی داشته باشد.
مگر این که احتمالا عده ای نگرانند که با برگزاری همه پرسی تکلیف برخی از افراد، نهادها و حتی قوانین پیشین، مشخص شود؟ این بخش شاید مشکل ساز باشد....
#همه_پرسی
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
مصاحبه اخیر روحانی، چنگی به دل نزد. حرف های تکراری، به کارگیری افعال آینده؛ وضعیت ما خوب خواهد شد، مشکل نخواهیم داشت و مواردی از این قبیل. قبلا هم از وی شبیه چنین سخنانی را بارها شنیده بودیم و جز ملال، نه امیدی در آن متبلور بود و نه تدبیری در آن مشاهده می شد.البته در این میان یک سخن وی قابل توجه بود؛ هرچند این سخن با ترس و لرز و با لکنت زبان بیان شد، از مراجعه به آرا عمومی؛ "از همه پرسی". ظاهرا جناح حاکم حتی تاب و توان طرح این موضوع را هم نداشت. موضوعی که با لکنت زبان و با توصیف و تبیین شرایط و با احتیاط تمام هم بیان شد....
افراد مختلفی موضع گیری کردند. اغلب فعالان اجتماعی و مدنی از این موضوع استقبال کردند، هرچند جدی نگرفتند. اما جناح حاکم ظاهرا خیلی جدی گرفت. برخی از آنها بر وی تاختند و لعن و نفرینش کردند. اما جای این سوال همیشه برای ما ایرانیان باقی است که چرا عده ای از همه پرسی این همه هراس دارند؟ مگر خودشان معتقد نیستند که مسئولین تا زمانی مسئولیت دارند که مردم آنها را بخواهند؟ مگر دموکراسی و جمهوریت همین را بیان نمی کند؟ از سوی دیگر مگر آقای رئیس جمهور سخن غیر قانونی و ناروایی را به زبان رانده بود؟ همه پرسی یکی از اصول قانون اساسی است؛ همان طوری که ولایت فقیه نیز جزء اصول قانون اساسی است، همه پرسی هم یکی از اصول آن است. در هیچ بندی از قانون اساسی هم نیامده است که یک اصلی، اصل تر است. یا یک اصل مهمتر از یک اصل دیگر است. پس در قانونی بودن آن هم ظاهرا کسی نباید مشکلی داشته باشد.
مگر این که احتمالا عده ای نگرانند که با برگزاری همه پرسی تکلیف برخی از افراد، نهادها و حتی قوانین پیشین، مشخص شود؟ این بخش شاید مشکل ساز باشد....
#همه_پرسی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
از توکیو تا خنداب، تا اصفهان!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
در این نوشته قصد دارم چندنکته را با نگاه نقد توسعه ای، فرهنگی و اجتماعی در قالب چند اپیزود تقدیم کنم.
#اپیزود_اول؛ سفر به ژاپن!!!
از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود در پنلی در دانشگاه ناگویا حضور یابم. فرایند اداری و علمی آن در سطح دانشکده،دانشگاه و وزارت علوم طی شده بود، متن سخنرانی را تدوین کردم، تهیه ویزا و برنامه ریزی های علمی و فرهنگی ازجمله مصاحبه با استادان دانشگاه ناگویا و البته تدوین یادداشت هایی از مشاهداتم از فرهنگ و اجتماع از شهرهای ژاپن و از مراکز آموزش عالی و مدارس، بخشی از برنامه هایم بود. به خاطر نوسانات ارز، گران شدن بلیط پروازهای خارجی و ...، برنامه ریزی چندین ماهه به همین سادگی از بین رفت. مدیر یک آژانس هواپیمایی می گفت که تداوم این امر ممکن است بیش از یک میلیون شغل مستقیم و غیر مستقیم مربوط به این صنف را در کل کشور به مخاطره اندازد. هشدار رانندگان فرودگاه ها را هم که احتمالا همگان شنیده ایم.....
#اپیزود_دوم: سفر به خنداب
پس از اتفاقات یاد شده، تصمیم به مسافرت کوتاه مدت از تهران به استان مرکزی و اصفهان گرفتم.
جای جای ایران پهنه گهرباری است که همتا ندارد.طبق قراری که با یکی از دانشجویانم داشتم به اراک رفتم و از آنجا به خنداب.
خنداب یکی از شهرهای غربی استان مرکزی و شاید یکی از سرسبزترین و باشکوه ترین آنهاست. هرچند استان مرکزی شهرهای سرسبز زیادی دارد؛ شازند، ساوه، محلات، دلیجان و ...
نوار مرزی استان مرکزی به سمت همدان بسیار سرسبز است. به این نوار سرسبز #شراء گفته می شود که خنداب هم در این منطقه واقع شده است. شراء از نزدیکی شهرستان شازند(سرچشمه قره چای) شروع شده و تا شهرستان میلاجرد در مرز استان همدان می رسد.
اما خنداب بر گرفته از "خندق آب" و به احتمال قوی تر برگرفته از "کنداب" است. به معنی مکان و روستای پرآب. جاذبه طبیعی و گردشگری خنداب بی نظیر است. به قول خودشان شمال مرکزی است! اخیرا پس از راه اندازی کارخانه آب سنگین اراک که در منطقه خنداب واقع شده است، متاسفانه وضعیت آب این مکان پرآب، بسیار فروکش کرده است. طبق گفته اهالی قبل از احداث این پروژه، خنداب بسیار پرآب تر از اکنون بوده است. اما پس از احداث این پروژه صدها چاه عمیق در داخل این کارخانه ایجاد شده است که آب خنداب را متاثر کرده است. ضمن اینکه در بالادست خنداب هم سدی ساخته شده است تا آب این رودخانه به چاه های این کارخانه رسوب کند...
اهالی می گفتند اینکه چقدر هزینه شده تا این پروژه به سامان برسد و بعد از احداث چه هزینه های اقتصادی و سیاسی به این کشور تحمیل کرده به جای خود، ای کاش به اندازه بلعیدن آب منطقه خنداب، حداقل برای منطقه و کشور هم منفعت داشت.
#اپیزود_سوم؛ اصفهان شهر بی انتها
هربار که به اصفهان می روید، شور، شوق و زیبایی را توامان حس می کنید. اصفهان نصف جهان نیست، این صفت برای اصفهان کم است. اصفهان شهر بی انتهاست؛ #اصفهان_بی_انتها. قصد ندارم توصیف دیگری از اصفهان داشته باشم. چون هر توصیفی کنم بی شک ناقص خواهد بود. فقط در اینجا دو سه تا نکته را می خواهم عرض کنم، امیدوارم به طریقی به دست مسئولین شهر اصفهان برسد.
- اولین مساله که قبل از ورود به مراکز گردشگری اصفهان دیدم، پارک نامناسب خودروها در خیابان کاوه و در ادامه آن خیابان به سمت مراکز گردشگری بود. متاسفانه شاهد خوردوهایی بودم که دوبله و بعضا سوبله پارک شده بود. این امر ترافیک سنگینی ایجاد کرده بود.
- محدوده چهل ستون و میدان نقش جهان پیاده راه شده که عالیست. اما خیابان شمالی چهل ستون منتهی به خیابان حکیم هنوز پیاده راه نیست و ترافیک شدیدی در آن منطقه حاکم است. ای کاش این خیابان هم پیاده راه می شد تا زیبایی محدوده چهل ستون بیش از این پدیدار می گشت.
- موضوع کمبود پارکینگ در اطراف مراکز گردشگری شهر است. پارکینگ های کوچکی در اطراف این منطقه تعبیه شده است، اما تنها یک پارکینگ جدید و مناسب در نزدیکی این مراکز ایجاد شده به نام حکیم. به نظر می رسد این منطقه بیش از این به این نوع پارکینگ ها نیاز دارد.
- وجود موتورسیکلت ها در محوطه سی و سه پل و به ویژه پل خواجو، امیدوارم با تدبیری که دوستان شهرداری و میراث فرهنگی می اندیشند اجازه ندهند در این محوطه موتورسوران باعث آزار احتمالی افراد و بازدیدکنندگان شوند.
این نکات کوچک به هیچ وجه از طراوت و زیبایی اصفهان نمی کاهد. اگر کسی بخواهد به ایران ببالد به نظرم فقط اصفهان برای این بالیدن کافی است....
ادامه دریادداشت بعد👇
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
در این نوشته قصد دارم چندنکته را با نگاه نقد توسعه ای، فرهنگی و اجتماعی در قالب چند اپیزود تقدیم کنم.
#اپیزود_اول؛ سفر به ژاپن!!!
از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود در پنلی در دانشگاه ناگویا حضور یابم. فرایند اداری و علمی آن در سطح دانشکده،دانشگاه و وزارت علوم طی شده بود، متن سخنرانی را تدوین کردم، تهیه ویزا و برنامه ریزی های علمی و فرهنگی ازجمله مصاحبه با استادان دانشگاه ناگویا و البته تدوین یادداشت هایی از مشاهداتم از فرهنگ و اجتماع از شهرهای ژاپن و از مراکز آموزش عالی و مدارس، بخشی از برنامه هایم بود. به خاطر نوسانات ارز، گران شدن بلیط پروازهای خارجی و ...، برنامه ریزی چندین ماهه به همین سادگی از بین رفت. مدیر یک آژانس هواپیمایی می گفت که تداوم این امر ممکن است بیش از یک میلیون شغل مستقیم و غیر مستقیم مربوط به این صنف را در کل کشور به مخاطره اندازد. هشدار رانندگان فرودگاه ها را هم که احتمالا همگان شنیده ایم.....
#اپیزود_دوم: سفر به خنداب
پس از اتفاقات یاد شده، تصمیم به مسافرت کوتاه مدت از تهران به استان مرکزی و اصفهان گرفتم.
جای جای ایران پهنه گهرباری است که همتا ندارد.طبق قراری که با یکی از دانشجویانم داشتم به اراک رفتم و از آنجا به خنداب.
خنداب یکی از شهرهای غربی استان مرکزی و شاید یکی از سرسبزترین و باشکوه ترین آنهاست. هرچند استان مرکزی شهرهای سرسبز زیادی دارد؛ شازند، ساوه، محلات، دلیجان و ...
نوار مرزی استان مرکزی به سمت همدان بسیار سرسبز است. به این نوار سرسبز #شراء گفته می شود که خنداب هم در این منطقه واقع شده است. شراء از نزدیکی شهرستان شازند(سرچشمه قره چای) شروع شده و تا شهرستان میلاجرد در مرز استان همدان می رسد.
اما خنداب بر گرفته از "خندق آب" و به احتمال قوی تر برگرفته از "کنداب" است. به معنی مکان و روستای پرآب. جاذبه طبیعی و گردشگری خنداب بی نظیر است. به قول خودشان شمال مرکزی است! اخیرا پس از راه اندازی کارخانه آب سنگین اراک که در منطقه خنداب واقع شده است، متاسفانه وضعیت آب این مکان پرآب، بسیار فروکش کرده است. طبق گفته اهالی قبل از احداث این پروژه، خنداب بسیار پرآب تر از اکنون بوده است. اما پس از احداث این پروژه صدها چاه عمیق در داخل این کارخانه ایجاد شده است که آب خنداب را متاثر کرده است. ضمن اینکه در بالادست خنداب هم سدی ساخته شده است تا آب این رودخانه به چاه های این کارخانه رسوب کند...
اهالی می گفتند اینکه چقدر هزینه شده تا این پروژه به سامان برسد و بعد از احداث چه هزینه های اقتصادی و سیاسی به این کشور تحمیل کرده به جای خود، ای کاش به اندازه بلعیدن آب منطقه خنداب، حداقل برای منطقه و کشور هم منفعت داشت.
#اپیزود_سوم؛ اصفهان شهر بی انتها
هربار که به اصفهان می روید، شور، شوق و زیبایی را توامان حس می کنید. اصفهان نصف جهان نیست، این صفت برای اصفهان کم است. اصفهان شهر بی انتهاست؛ #اصفهان_بی_انتها. قصد ندارم توصیف دیگری از اصفهان داشته باشم. چون هر توصیفی کنم بی شک ناقص خواهد بود. فقط در اینجا دو سه تا نکته را می خواهم عرض کنم، امیدوارم به طریقی به دست مسئولین شهر اصفهان برسد.
- اولین مساله که قبل از ورود به مراکز گردشگری اصفهان دیدم، پارک نامناسب خودروها در خیابان کاوه و در ادامه آن خیابان به سمت مراکز گردشگری بود. متاسفانه شاهد خوردوهایی بودم که دوبله و بعضا سوبله پارک شده بود. این امر ترافیک سنگینی ایجاد کرده بود.
- محدوده چهل ستون و میدان نقش جهان پیاده راه شده که عالیست. اما خیابان شمالی چهل ستون منتهی به خیابان حکیم هنوز پیاده راه نیست و ترافیک شدیدی در آن منطقه حاکم است. ای کاش این خیابان هم پیاده راه می شد تا زیبایی محدوده چهل ستون بیش از این پدیدار می گشت.
- موضوع کمبود پارکینگ در اطراف مراکز گردشگری شهر است. پارکینگ های کوچکی در اطراف این منطقه تعبیه شده است، اما تنها یک پارکینگ جدید و مناسب در نزدیکی این مراکز ایجاد شده به نام حکیم. به نظر می رسد این منطقه بیش از این به این نوع پارکینگ ها نیاز دارد.
- وجود موتورسیکلت ها در محوطه سی و سه پل و به ویژه پل خواجو، امیدوارم با تدبیری که دوستان شهرداری و میراث فرهنگی می اندیشند اجازه ندهند در این محوطه موتورسوران باعث آزار احتمالی افراد و بازدیدکنندگان شوند.
این نکات کوچک به هیچ وجه از طراوت و زیبایی اصفهان نمی کاهد. اگر کسی بخواهد به ایران ببالد به نظرم فقط اصفهان برای این بالیدن کافی است....
ادامه دریادداشت بعد👇
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
ادامه یادداشت از توکیو تا خنداب، تا اصفهان!
#اپیزود_چهارم؛ دانشگاه صنعتی قم، دریاچه قم
کمی دورتر از شهر قم تابلو بزرگی خود نمایی می کند؛ "دانشگاه صنعتی قم"، البته این تابلو از خود دانشگاه بزرگتر است. در واقع دانشگاهی وجود ندارد. زمینی است که که قرار است دانشگاه صنعتی قم در آن احداث شود. وقتی این تابلو را دیدم چند سوال به ذهنم رسید. آیا لازم است دانشگاه دیگری در قم ایجاد شود، با وجود بودن دانشگاه های ریز و درشت در قم. از دولتی و آزاد گرفته تا دانشگاه های مربوط به علما. نکته دوم اینکه این دانشگاه صنعتی پس از احداث قرار است به کدام نیاز منطقه یا کشور پاسخ دهد؟ یعنی وجود این همه دانشگاه صنعتی کشور کافی نیست؟ دانشگاه های صنعتی کشور چه گلی به سر این سرزمین زده اند که حالا دانشگاه صنعتی قم این گل را می خواهد به سر این کشور بزند؟ چرا باید چنین هزینه ای به پیکره کشور تحمیل شود؟
در ادامه راه دریاچه نمک قم مقابل چشمان شماست. به خاطر دارم؛ زمانی که کم سن و سال بودم بسیار به قم سفر می کردیم. با توجه به علایق مذهبی خانواده ام، قم پاتوق مسافرتی ما بود. وقتی از کنار دریاچه قم عبور می کردیم، پدرم همواره دریاچه را که در آن آب بود،نشانم می داد. امروز از بزرگراه خارج شدم و به سمت دریاچه رفتم، تا آن را از نزدیک ببینم. دریاچه پر از نمک بود....
#اپیزود_پنجم؛ ....
در هر اپیزود سعی کرده ام یک مساله از مسائل مبتلا به کشور را بررسی کنم. البته در سه اپیزود آخر آب و کمبود آن نمود بیشتری داشت. هرچند در اپیزود اصفهان چیزی از نبود آب در زاینده رود ننوشتم. فقط در اینجا مایلم شما را به یک سوال دردناک دخترم جلب کنم. دخترم وقتی پل های خواجو و سی و سه پل را دید پرسید چرا این پل ها را این همه بزرگ ساخته اند؟ اینجا که آب ندارد.....
من نگران تشکیل حافظه کودکان اصفهان و ایرانم. نکند هیچ وقت زاینده رود را با آب نبینند؟ همان طور که دیگر هیچکس از نبود آب در دریاچه قم حرفی نمی زند، نکند بچه هایمان زاینده رود، دریاچه ارومیه و خیلی از دریاچه های دیگر ایران را بی آب در ذهن باور کنند.
عنوان اپیزود پنجم را شما انتخاب کنید....
#خنداب
#اصفهان
#قم
#بی_آبی
https://t.me/irandeveloped
#اپیزود_چهارم؛ دانشگاه صنعتی قم، دریاچه قم
کمی دورتر از شهر قم تابلو بزرگی خود نمایی می کند؛ "دانشگاه صنعتی قم"، البته این تابلو از خود دانشگاه بزرگتر است. در واقع دانشگاهی وجود ندارد. زمینی است که که قرار است دانشگاه صنعتی قم در آن احداث شود. وقتی این تابلو را دیدم چند سوال به ذهنم رسید. آیا لازم است دانشگاه دیگری در قم ایجاد شود، با وجود بودن دانشگاه های ریز و درشت در قم. از دولتی و آزاد گرفته تا دانشگاه های مربوط به علما. نکته دوم اینکه این دانشگاه صنعتی پس از احداث قرار است به کدام نیاز منطقه یا کشور پاسخ دهد؟ یعنی وجود این همه دانشگاه صنعتی کشور کافی نیست؟ دانشگاه های صنعتی کشور چه گلی به سر این سرزمین زده اند که حالا دانشگاه صنعتی قم این گل را می خواهد به سر این کشور بزند؟ چرا باید چنین هزینه ای به پیکره کشور تحمیل شود؟
در ادامه راه دریاچه نمک قم مقابل چشمان شماست. به خاطر دارم؛ زمانی که کم سن و سال بودم بسیار به قم سفر می کردیم. با توجه به علایق مذهبی خانواده ام، قم پاتوق مسافرتی ما بود. وقتی از کنار دریاچه قم عبور می کردیم، پدرم همواره دریاچه را که در آن آب بود،نشانم می داد. امروز از بزرگراه خارج شدم و به سمت دریاچه رفتم، تا آن را از نزدیک ببینم. دریاچه پر از نمک بود....
#اپیزود_پنجم؛ ....
در هر اپیزود سعی کرده ام یک مساله از مسائل مبتلا به کشور را بررسی کنم. البته در سه اپیزود آخر آب و کمبود آن نمود بیشتری داشت. هرچند در اپیزود اصفهان چیزی از نبود آب در زاینده رود ننوشتم. فقط در اینجا مایلم شما را به یک سوال دردناک دخترم جلب کنم. دخترم وقتی پل های خواجو و سی و سه پل را دید پرسید چرا این پل ها را این همه بزرگ ساخته اند؟ اینجا که آب ندارد.....
من نگران تشکیل حافظه کودکان اصفهان و ایرانم. نکند هیچ وقت زاینده رود را با آب نبینند؟ همان طور که دیگر هیچکس از نبود آب در دریاچه قم حرفی نمی زند، نکند بچه هایمان زاینده رود، دریاچه ارومیه و خیلی از دریاچه های دیگر ایران را بی آب در ذهن باور کنند.
عنوان اپیزود پنجم را شما انتخاب کنید....
#خنداب
#اصفهان
#قم
#بی_آبی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
آقایان مسئول لطفا به مردم توهین نکنید!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
آقایان مسئول اگر توان اداره کشور را ندارید، حداقل انتظار این است که به مردم توهین نکنید. چندی پیش پیام ضبط شده ای از یکی از بالاترین مسئولین کشور منتشر شد که در آنجا در پاسخ به پرسشی ایشان به صراحت گفته بود، هیچ کس هیچ غلطی نمی تواند بکند. اغلب تحلیل ها مبتنی بر این بود که این پاسخ در واکنش به اعتراض های اخیر مردم ایراد شده بود.
اما کل بحث این نوشته به واکنش آقای رئیس جمهور روحانی به سوالات نمایندگان مجلس معطوف است. ایشان در پاسخ به یکی از سوالات، توهین آشکاری به مردم ایران کرد و مسبب مشکلات را اعتراضات دی ماه ایران اعلام کرد. اولا باید گفت آقای رئیس جمهور، اگر توان اداره کشور را ندارید، حداقل انتظار این است که به مردم توهین نکنید. انتظار می رود فرافکنی نکرده و به رایی که همین مردم معترض به شما داده اند، وفادار بمانید. آقای دکتر روحانی مردمی که در دی ماه اعتراض کردند، همان مردمی هستند که به جنابعالی رای داده اند، به احترام رای شان حداقل حرمت نگه دارید.
آقای رئیس جمهور، مردم ایران سال هاست از قوه های قضاییه و مقننه امیدشان ناامید شده، از شورای نگهبان، مجمع تشخیص، خبرگان و بیت دست شسته اند، کور سوی امیدشان به ریاست جمهوری شما بود که شما هم اینگونه کردید و از پشت به مردم خنجر زدید. اگر توانایی اداره کشور را ندارید، لطفا به مردم توهین نکنید.
من به جای شما بودم همین امروز استعفا می کردم تا بیش از این از چشم این ملت نیفتم و بلکه همچنان کورسویی برای امید این ملت وجود داشته باشد. همه ما تلاش کردیم شما رئیس جمهور این کشور باشید. حال همین مردم را مسبب مشکلات کشور می خوانید؟
پیشنهاد می شود همین امروز استعفا دهید. شما در جلسه اخیر مجلس آب پاکی را روی دست این مردم ریختید. آقای رئیس جمهور شما به ملت توهین کردید هم با عمل نکردن به وعده هایتان هم توهین آشکارتان در مجلس. لطفا استعفا دهید....
#توهین_به_مردم
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
آقایان مسئول اگر توان اداره کشور را ندارید، حداقل انتظار این است که به مردم توهین نکنید. چندی پیش پیام ضبط شده ای از یکی از بالاترین مسئولین کشور منتشر شد که در آنجا در پاسخ به پرسشی ایشان به صراحت گفته بود، هیچ کس هیچ غلطی نمی تواند بکند. اغلب تحلیل ها مبتنی بر این بود که این پاسخ در واکنش به اعتراض های اخیر مردم ایراد شده بود.
اما کل بحث این نوشته به واکنش آقای رئیس جمهور روحانی به سوالات نمایندگان مجلس معطوف است. ایشان در پاسخ به یکی از سوالات، توهین آشکاری به مردم ایران کرد و مسبب مشکلات را اعتراضات دی ماه ایران اعلام کرد. اولا باید گفت آقای رئیس جمهور، اگر توان اداره کشور را ندارید، حداقل انتظار این است که به مردم توهین نکنید. انتظار می رود فرافکنی نکرده و به رایی که همین مردم معترض به شما داده اند، وفادار بمانید. آقای دکتر روحانی مردمی که در دی ماه اعتراض کردند، همان مردمی هستند که به جنابعالی رای داده اند، به احترام رای شان حداقل حرمت نگه دارید.
آقای رئیس جمهور، مردم ایران سال هاست از قوه های قضاییه و مقننه امیدشان ناامید شده، از شورای نگهبان، مجمع تشخیص، خبرگان و بیت دست شسته اند، کور سوی امیدشان به ریاست جمهوری شما بود که شما هم اینگونه کردید و از پشت به مردم خنجر زدید. اگر توانایی اداره کشور را ندارید، لطفا به مردم توهین نکنید.
من به جای شما بودم همین امروز استعفا می کردم تا بیش از این از چشم این ملت نیفتم و بلکه همچنان کورسویی برای امید این ملت وجود داشته باشد. همه ما تلاش کردیم شما رئیس جمهور این کشور باشید. حال همین مردم را مسبب مشکلات کشور می خوانید؟
پیشنهاد می شود همین امروز استعفا دهید. شما در جلسه اخیر مجلس آب پاکی را روی دست این مردم ریختید. آقای رئیس جمهور شما به ملت توهین کردید هم با عمل نکردن به وعده هایتان هم توهین آشکارتان در مجلس. لطفا استعفا دهید....
#توهین_به_مردم
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from Deleted Account
Voice 001.m4a
20 MB
حال و هوای این روز های شیخ!
بعد از واکنش های تند به نامه شیخ محمد یزدی به آیت الله شبیری زنجانی، تنها چیزی که خیلی دوست دارم بدانم این است که این روز ها حال و هوای شیخ چگونه است؟
#یزدی
#شبیری_زنجانی
https://t.me/irandeveloped
بعد از واکنش های تند به نامه شیخ محمد یزدی به آیت الله شبیری زنجانی، تنها چیزی که خیلی دوست دارم بدانم این است که این روز ها حال و هوای شیخ چگونه است؟
#یزدی
#شبیری_زنجانی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
در خصوص معلم ها و اندیشه ورزان زندانی
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
در همه جای دنیا به حاکمان توصیه می شود، بهتر است با منتقدان خود با تسامح و تساهل برخورد کند، زیرا تساهل و تسامح ریشه خشونت را می خشکاند، به ویژه اگر این منتقد از جنس متفکران و اندیشه ورزان باشد.
این روزها تصویری از هاشم خواستار معلم منتقد ایرانی در سطح وسیع در شبکه های مجازی منتشر گردید که وی را با دست بند و پابند نشان می داد، این نوع رفتارها در همه جای دنیا محکوم است و ما از بخش کوچکی از حکومت که همواره بر طبل بگیر و ببند می زند، می خواهیم هاشم خواستار و همه معلم ها و اندیشه ورزان زندانی را هر چه سریعتر آزاد کند. چون بخش اعظم حاکمیت و البته مردم، موافق این بگیر و ببند ها نیست.
زتدانی شدن یک معلم به هیچ وجه به صلاح جامعه نیست و جامعه را به سمت آرامش و صلح سوق نمی دهد.
ما در نظریه های برنامه درسی نظریه ای داریم به نام عمل اجتماعی، در این نظریه از معلمان و دانش آموزان می خواهد که خود را وارد گود سیاست بکنند، لذا عمل سیاسی معلم دقیقا با هویت سیاسی وی انطباق دارد.
در این جمع اگر افرادی هستند که حرف شان برای حاکمان اثر دارد، به ایشان بفرمایند که همه معلمان و اندیشه ورزان به جد خواهان آزادی این معلم و همه معلم های عزیز زندانی هستند.
#معلم
#زندانی
@cacpc
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
در همه جای دنیا به حاکمان توصیه می شود، بهتر است با منتقدان خود با تسامح و تساهل برخورد کند، زیرا تساهل و تسامح ریشه خشونت را می خشکاند، به ویژه اگر این منتقد از جنس متفکران و اندیشه ورزان باشد.
این روزها تصویری از هاشم خواستار معلم منتقد ایرانی در سطح وسیع در شبکه های مجازی منتشر گردید که وی را با دست بند و پابند نشان می داد، این نوع رفتارها در همه جای دنیا محکوم است و ما از بخش کوچکی از حکومت که همواره بر طبل بگیر و ببند می زند، می خواهیم هاشم خواستار و همه معلم ها و اندیشه ورزان زندانی را هر چه سریعتر آزاد کند. چون بخش اعظم حاکمیت و البته مردم، موافق این بگیر و ببند ها نیست.
زتدانی شدن یک معلم به هیچ وجه به صلاح جامعه نیست و جامعه را به سمت آرامش و صلح سوق نمی دهد.
ما در نظریه های برنامه درسی نظریه ای داریم به نام عمل اجتماعی، در این نظریه از معلمان و دانش آموزان می خواهد که خود را وارد گود سیاست بکنند، لذا عمل سیاسی معلم دقیقا با هویت سیاسی وی انطباق دارد.
در این جمع اگر افرادی هستند که حرف شان برای حاکمان اثر دارد، به ایشان بفرمایند که همه معلمان و اندیشه ورزان به جد خواهان آزادی این معلم و همه معلم های عزیز زندانی هستند.
#معلم
#زندانی
@cacpc
ورود نفوذی ها به کنگره آمریکا!
این روزها شدیدا از ورود نفوذی ها به کنگره آمریکا نگرانم!!!
احتمالا از طریق اخبار مطلع شده اید افرادی ایرانی الاصل، هندی الاصل، مکزیکی الاصل و ....وارد کنگره آمریکا شده اند. من نمی دانم شورای نگهبان آنها پس چیکار می کنه؟؟!! چرا اجازه می دهد نفوذی ها وارد کنگره بشوند...
حتما خاطرتان است که یکی از هموطنان خودمان که درخارج تحصیل کرده بود، مدت کوتاهی فقط معاون یک نهاد زیست محیطی شد، چه بلایی به سرش آوردیم و چگونه به او انگ نفوذی زدیم و از کشور خودش فراری دادیم. تازه این هم وطن خودمان بود. همه اینهایی که وارد کنگره شده اند، همه اتباع غیر آمریکایی و نسل دوم از هموطنان کشورشان هستند....
یادمان باشد اگر کشوری توسعه یافته شده، ابتدا توسعه در دیدگاه هایشان به وجود آمده است...
#کنگره
#آمریکا
https://t.me/irandeveloped
این روزها شدیدا از ورود نفوذی ها به کنگره آمریکا نگرانم!!!
احتمالا از طریق اخبار مطلع شده اید افرادی ایرانی الاصل، هندی الاصل، مکزیکی الاصل و ....وارد کنگره آمریکا شده اند. من نمی دانم شورای نگهبان آنها پس چیکار می کنه؟؟!! چرا اجازه می دهد نفوذی ها وارد کنگره بشوند...
حتما خاطرتان است که یکی از هموطنان خودمان که درخارج تحصیل کرده بود، مدت کوتاهی فقط معاون یک نهاد زیست محیطی شد، چه بلایی به سرش آوردیم و چگونه به او انگ نفوذی زدیم و از کشور خودش فراری دادیم. تازه این هم وطن خودمان بود. همه اینهایی که وارد کنگره شده اند، همه اتباع غیر آمریکایی و نسل دوم از هموطنان کشورشان هستند....
یادمان باشد اگر کشوری توسعه یافته شده، ابتدا توسعه در دیدگاه هایشان به وجود آمده است...
#کنگره
#آمریکا
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
اخیرا امام جمعه آستارا افاضه فرموده اند که پلیس و دستگاه قضایی با مظاهر عید مسیحیان از جمله درخت کریسمس و بابانوئل برخورد کند. خیلی هم خوب!
اما در اینجا جای چند سوال باقی است؛
۱) مگر کار امام جمعه دستور به پلیس و قوه قضائیه است؟ مگر در شرح وظایف ایشان فرماندهی پلیس و ریاست دادگستری شهر هم عنوان شده است؟
۲) این امام جمعه محترم تا این حد که تحمل دیدن جشن عید هموطنان خود که اتفاقا هم در قانون اساسی مان آمده و هم در دین ما تصریح شده است، ندارد! چطور می تواند سمبل وحدت جامعه باشد؟ ( تا جابی که بنده اطلاع دارم همواره به امامان جمعه توصیه می شود از انجام تحرکاتی که به وحدت مردم آسیب می رساند، پرهیز کرده و سعی در جذب حداکثری داشته باشند).
نکته آخر اینکه، همان طوری که ایران، از آن مسلمانان و سایر ادیان و مذاهب ایرانی است، به همان اندازه از آن مسیحیان هموطن هم هست. اگر قرار باشد پلیس و قوه قضاییه برخوردی هم داشته باشد، باید با اینگونه مواضع نسنجیده که تمامیت و وحدت ایران را به خطر می اندازد، برخورد کند.
#سال_نو_مسیحیان
#تساهل
#ایرانیان
@cacpc
اما در اینجا جای چند سوال باقی است؛
۱) مگر کار امام جمعه دستور به پلیس و قوه قضائیه است؟ مگر در شرح وظایف ایشان فرماندهی پلیس و ریاست دادگستری شهر هم عنوان شده است؟
۲) این امام جمعه محترم تا این حد که تحمل دیدن جشن عید هموطنان خود که اتفاقا هم در قانون اساسی مان آمده و هم در دین ما تصریح شده است، ندارد! چطور می تواند سمبل وحدت جامعه باشد؟ ( تا جابی که بنده اطلاع دارم همواره به امامان جمعه توصیه می شود از انجام تحرکاتی که به وحدت مردم آسیب می رساند، پرهیز کرده و سعی در جذب حداکثری داشته باشند).
نکته آخر اینکه، همان طوری که ایران، از آن مسلمانان و سایر ادیان و مذاهب ایرانی است، به همان اندازه از آن مسیحیان هموطن هم هست. اگر قرار باشد پلیس و قوه قضاییه برخوردی هم داشته باشد، باید با اینگونه مواضع نسنجیده که تمامیت و وحدت ایران را به خطر می اندازد، برخورد کند.
#سال_نو_مسیحیان
#تساهل
#ایرانیان
@cacpc
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
با سلام
خود را آماده می کردم به مناسبت میلاد پیامبر صلح و سپیدی، حضرت عیسی مسیح(ع)، برای هموطنان مسیحی ام پیام تبریک بنویسم. اما فاجعه کشته شدن تعدادی از دانشجویان مظلوم دانشگاه آزاد، تمام حس نوشتن را از من ربود.
داشتم به این فکر می کردم که اگر ما این خبر را از یک کشور دیگر، حتی از یک کشور عقب مانده می شنیدیم، حیرت زده نمی شدیم؟ مگر قابل باور است که در داخل دانشگاه، سرویس دانشگاه این همه کشته بدهد؟
و الان دارم به این فکر می کنم که ولایتی و تهرانچی و دیگر مسئولین فرادست و فرو دست این دانشگاه چه پاسخی به خانواده های این دانشجویان خواهند داشت؟
خدایا به مسئولین ما اندکی شرم، شعور، احساس مسئولیت و نیز اندکی پاسخگویی عطا کن.
خدایا به خانواده های این دانشجویان صبر عطا کن. خداوندا مجروحین این حادثه را هر چه زودتر شفا عنایت بفرما.
و میلاد حضرت عیسی مسیح را به همه مسیحیان دنیا به ویژه بر مسیحیان هم وطنم، پر برکت و عاری از جنگ و خشونت بفرما.
#دانشگاه_آزاد
#پاسخگویی
#شرم
#شعور
#تسلیت
@cacpc
@irandeveloped
خود را آماده می کردم به مناسبت میلاد پیامبر صلح و سپیدی، حضرت عیسی مسیح(ع)، برای هموطنان مسیحی ام پیام تبریک بنویسم. اما فاجعه کشته شدن تعدادی از دانشجویان مظلوم دانشگاه آزاد، تمام حس نوشتن را از من ربود.
داشتم به این فکر می کردم که اگر ما این خبر را از یک کشور دیگر، حتی از یک کشور عقب مانده می شنیدیم، حیرت زده نمی شدیم؟ مگر قابل باور است که در داخل دانشگاه، سرویس دانشگاه این همه کشته بدهد؟
و الان دارم به این فکر می کنم که ولایتی و تهرانچی و دیگر مسئولین فرادست و فرو دست این دانشگاه چه پاسخی به خانواده های این دانشجویان خواهند داشت؟
خدایا به مسئولین ما اندکی شرم، شعور، احساس مسئولیت و نیز اندکی پاسخگویی عطا کن.
خدایا به خانواده های این دانشجویان صبر عطا کن. خداوندا مجروحین این حادثه را هر چه زودتر شفا عنایت بفرما.
و میلاد حضرت عیسی مسیح را به همه مسیحیان دنیا به ویژه بر مسیحیان هم وطنم، پر برکت و عاری از جنگ و خشونت بفرما.
#دانشگاه_آزاد
#پاسخگویی
#شرم
#شعور
#تسلیت
@cacpc
@irandeveloped
چهل سالگی انقلاب، بیانیه رهبری و نسبت آن با توسعه کشور
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
چله و چهل سالگی در اغلب فرهنگ ها دارای بار معنابی مثبت است. دست کم در فرهنگ ایرانی، از چهل روز و از چهل سالگی به نیکی یاد می شود. اربعین نماد احترام به مرحومین و چهل سالگی نماد احترام به بلوغ انسانی است. روایت است پیامبر مسلمانان هم در چهل سالگی به پیامبری مبعوث شدند. چهل سالگی اوج تجدید حیات، بازنگری در خویشتن، استغفار از اعمال و عملکرد بد گذشته و برنامه ریزی برای نوسازی در خویش و برنامه ریزی بر اساس تجارب گذشته و در عین حال لذت بردن از ادامه عمر است.
چهل سالگی ایران که مصادف شده بود با اخباری مبنی بر اینکه رهبر ایران بیانیه خواهند داد، انتظار و از سوی دیگران اشتیاق بسیاری را به همراه داشت. همه منتظر بودند که ببینند چه اتفاق جدیدی قرار است در سالروز بلوغ انقلاب این کشور رخ دهد؟
پس از انتظار چند روزه، بیانیه رهبری منتشر شد و از طریق رسانه های مختلف چندین بار باز نشر گردید و هر کدام از مسئولین نیز پاسخی به این بیانیه دادند که آماده انجام وظایف خود هستد. اما به نظر می رسید تحلیل گران و کنشگران مرزی کشور را راضی نکرد(منظور از کنشگران مرزی، افرادی هستند که در عین کنار آمدن و کار کردن با حاکمیت به هیچ وجه خود را وابسته به حکومت نکرده اند و همواره موضع استقلال و موضع انتقادی خود را در رابطه با حاکمیت، حفظ کرده اند. کنشگران مرزی برگرفته از دکتر فراستخواه است) وحتی به نظر می رسد مردم عادی را هم قانع نکرد. تحلیل گران خارجی هم که طبیعتا موضع خاص خودشان را داشتند و طبیعتا از این بیانیه استقبال نکرده و این بیانیه را تکرار مواضع پیشین رهبری تعبیر کردند.
اما اگر به داخل کشور برگردیم باید ببینیم چرا این بیانیه مردم ایران را قانع نکرد و سوالی که مطرح می شود این است که مردم ایران منتظر شنیدن چه چیزی بودند که بیانیه فاقد آن بود:
همان طور که اشاره شد چهل سالگی، دوره بلوغ فکری، تجدید بنا و نوسازی افکار است. آیا بیانیه مذکور، حایز این ویژگی ها بود؟
به نظر می رسد مردم ایران منتظر شنیدن بیانیه ای بودند که بوی نوسازی، بلوغ فکری و تجدید بنای مجدد در راستای توسعه ایران را نوید بدهد.
شاید موارد زیر در بیانیه می آمد نوید توسعه را بیشتر نمایان می ساخت؛
۱- دستور بازنگری در قانون اساسی
۲- دستور انتخاب اعضای شورای رهبری
۳- دستور برچیده شدن نظارت استصوابی و تدوین قانون انتخابات آزاد
۴- دستور تجدید نظر اساسی در روابط خارجی و ارتباط دوستانه و مسالمت آمیز با کشورهای مختلف
۵- دستور عفو محکومین سیاسی و منتقدین به حکومت
۶- دستور شکسته شدن حصر
۷- دستور بازگشت نظامیان به پادگان ها و سپردن مسائل اقتصادی به آحاد مردم
۸- حذف نهاد های موازی اعم از سیاسی، نظامی و امنیتی
۹- دستور تجدید ساختار حکومت در همه ابعاد و گشایش سیاسی
۱۰- دستور قطع ارسال ثروت این کشور و مردم به گروه های جهادی مرتبط با کشورهای دیگر و دستور هزینه کرد آن در فقر زدایی کشور ایران
۱۱- استقلال قوه قضاییه کشور
۱۲-استقلال بانک مرکزی کشور
۱۳- دستور پاسخ گویی به کلیه نهادهای کشور از دفتر رهبری گرفته تا تهادهای انقلابی، تا نهادهای کوچک و بزرگ
شاید تحلیل گران دیگر موارد دیگری را هم به این موارد اضافه کنند. اما آنچه که مشخص است چهل سالگی کشور در وضعیتی است که اگر بنای بر تجدید و نوسازی نباشد و ایده های جدید وارد نشود، چشم انداز توسعه در ایران خیلی روشن نخواهد بود. رهبری ایران بهترین فردی است که می تواند توسعه کشور را به سرعت تقویت کند زیرا هم دارای تجربه فراوانی در کشور داری است، هم فرصت ها و تهدیدهای کشور را به خوبی می شناسد و نیز شجاعت بازگشت از مسیر های احتمالی اشتباهی طی شده را دارد.
#بیانیه
#چهل_سالگی
#رهبری
https://t.me/irandeveloped
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
چله و چهل سالگی در اغلب فرهنگ ها دارای بار معنابی مثبت است. دست کم در فرهنگ ایرانی، از چهل روز و از چهل سالگی به نیکی یاد می شود. اربعین نماد احترام به مرحومین و چهل سالگی نماد احترام به بلوغ انسانی است. روایت است پیامبر مسلمانان هم در چهل سالگی به پیامبری مبعوث شدند. چهل سالگی اوج تجدید حیات، بازنگری در خویشتن، استغفار از اعمال و عملکرد بد گذشته و برنامه ریزی برای نوسازی در خویش و برنامه ریزی بر اساس تجارب گذشته و در عین حال لذت بردن از ادامه عمر است.
چهل سالگی ایران که مصادف شده بود با اخباری مبنی بر اینکه رهبر ایران بیانیه خواهند داد، انتظار و از سوی دیگران اشتیاق بسیاری را به همراه داشت. همه منتظر بودند که ببینند چه اتفاق جدیدی قرار است در سالروز بلوغ انقلاب این کشور رخ دهد؟
پس از انتظار چند روزه، بیانیه رهبری منتشر شد و از طریق رسانه های مختلف چندین بار باز نشر گردید و هر کدام از مسئولین نیز پاسخی به این بیانیه دادند که آماده انجام وظایف خود هستد. اما به نظر می رسید تحلیل گران و کنشگران مرزی کشور را راضی نکرد(منظور از کنشگران مرزی، افرادی هستند که در عین کنار آمدن و کار کردن با حاکمیت به هیچ وجه خود را وابسته به حکومت نکرده اند و همواره موضع استقلال و موضع انتقادی خود را در رابطه با حاکمیت، حفظ کرده اند. کنشگران مرزی برگرفته از دکتر فراستخواه است) وحتی به نظر می رسد مردم عادی را هم قانع نکرد. تحلیل گران خارجی هم که طبیعتا موضع خاص خودشان را داشتند و طبیعتا از این بیانیه استقبال نکرده و این بیانیه را تکرار مواضع پیشین رهبری تعبیر کردند.
اما اگر به داخل کشور برگردیم باید ببینیم چرا این بیانیه مردم ایران را قانع نکرد و سوالی که مطرح می شود این است که مردم ایران منتظر شنیدن چه چیزی بودند که بیانیه فاقد آن بود:
همان طور که اشاره شد چهل سالگی، دوره بلوغ فکری، تجدید بنا و نوسازی افکار است. آیا بیانیه مذکور، حایز این ویژگی ها بود؟
به نظر می رسد مردم ایران منتظر شنیدن بیانیه ای بودند که بوی نوسازی، بلوغ فکری و تجدید بنای مجدد در راستای توسعه ایران را نوید بدهد.
شاید موارد زیر در بیانیه می آمد نوید توسعه را بیشتر نمایان می ساخت؛
۱- دستور بازنگری در قانون اساسی
۲- دستور انتخاب اعضای شورای رهبری
۳- دستور برچیده شدن نظارت استصوابی و تدوین قانون انتخابات آزاد
۴- دستور تجدید نظر اساسی در روابط خارجی و ارتباط دوستانه و مسالمت آمیز با کشورهای مختلف
۵- دستور عفو محکومین سیاسی و منتقدین به حکومت
۶- دستور شکسته شدن حصر
۷- دستور بازگشت نظامیان به پادگان ها و سپردن مسائل اقتصادی به آحاد مردم
۸- حذف نهاد های موازی اعم از سیاسی، نظامی و امنیتی
۹- دستور تجدید ساختار حکومت در همه ابعاد و گشایش سیاسی
۱۰- دستور قطع ارسال ثروت این کشور و مردم به گروه های جهادی مرتبط با کشورهای دیگر و دستور هزینه کرد آن در فقر زدایی کشور ایران
۱۱- استقلال قوه قضاییه کشور
۱۲-استقلال بانک مرکزی کشور
۱۳- دستور پاسخ گویی به کلیه نهادهای کشور از دفتر رهبری گرفته تا تهادهای انقلابی، تا نهادهای کوچک و بزرگ
شاید تحلیل گران دیگر موارد دیگری را هم به این موارد اضافه کنند. اما آنچه که مشخص است چهل سالگی کشور در وضعیتی است که اگر بنای بر تجدید و نوسازی نباشد و ایده های جدید وارد نشود، چشم انداز توسعه در ایران خیلی روشن نخواهد بود. رهبری ایران بهترین فردی است که می تواند توسعه کشور را به سرعت تقویت کند زیرا هم دارای تجربه فراوانی در کشور داری است، هم فرصت ها و تهدیدهای کشور را به خوبی می شناسد و نیز شجاعت بازگشت از مسیر های احتمالی اشتباهی طی شده را دارد.
#بیانیه
#چهل_سالگی
#رهبری
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy