توسعه ایران
2 subscribers
9 photos
6 videos
2 files
123 links
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
Download Telegram
ایران سه تاریخه!

وقتی به غرب کشور قدم می گذارید دو تاریخ ایران، به جهت میزان توجه و یا عدم توجه به آن، به وضوح قابل تشخیص است؛ تاریخ ایران باستان و تاریخ ایران پس از جنگ.
در واقع اگر بخواهیم ایران سه تاریخه را به ترتیب و به صورت کورنولوژیکی نام ببریم عبارتند از؛ ایران باستان، ایران بعد از اسلام و ایران بعد از جمهوری اسلامی به ویژه ایران دوره جنگ هشت ساله. ممکن است بپرسید این چه جور تقسیم بندی است؟ ایران، ایران است با تمامی حوادث و تاریخ آن. اما وقتی به غرب کشور که رویش و ماندگاری ایران قدیم و نیز ایران دوره جنگ هشت ساله است، قدم می گذارید آن وقت تفکیک تاریخ را به وضوح مشاهده می کنید. همان طور که می دانید و می دانیم شکل گیری ایران باستان عمدتا در غرب ایران بوده به طوری که بقایای تاریخ ایران باستان همچنان در مناطقی از غرب و جنوب غرب کشور با تمامی بی توجهی های اخیر، همچنان هویداست که در نوشته های قبلی به آثار به جامانده از آنها تا حدودی اشاره کرده ام. معابد مختلف، چغارزنبیل ها، بناها و غیره. از جمله معبد آناهیتا در کنگاور، سنگ نوشته ها در همدان و کرمانشاه، آثار به جا مانده از آثار باستانی در شوش و جای جای استان های ایلام و لرستان و خوزستان، فارس امروزی و ... اما وقتی به این بخش از تاریخ و آثار به جا مانده از آنها نگاهی می اندازید، تقریبا همه آنها یا به طور کامل تخریب شده اند و یا در حال تخریب و بی توجهی هستند. امکان حفاری سیستماتیک پژوهشی، توسعه و مهم تر از همه معرفی و تبلیغ آنها برای بازدید مردم تا حدود زیادی با مشکل سیستماتیک مواجه است. در بخش دیگر؛ تاریخ معاصر به ویژه تاریخ جنگ هست ساله ما وجود دارد که به نظر می رسد تقریبا همه توجه ها به این بخش از تاریخ میهن ماست. که البته کاری است با ارزش، همان طوری که احتمالا بارها شنیده ایم و یا برخی به چشم دیده اند در کشورهای دیگر حتی پوتین یک سربازی در یک جایی از کشور که از جنگ باقی مانده باشد، آن را حصارکشی کرده و به عنوان تاریخ کشور و هویت آن محافظت کرده و ثبت و ضبط می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که بقیه تاریخ و هویت خود را فراموش و یا حتی زیر سوال نمی برند. چه با اعمالشان چه با تبلیعاتشان و چه با هر نوع وسیله دیگر ...

اما تاریخ سوم ایران؛ برمی گردد به تاریخ بعد از اسلام. یعنی تاریخی که پس از جنگ اعراب به ایران اتفاق افتاده است...
کارشناسان میراث فرهنگی توضیح می دادند که بودجه کشور به ترتیب اولویت سرازیر می شود به بازسازی مناطق عملیاتی و مشابه آن، اشتباه نکنید نه بازسازی شهرهای به جامانده از جنگ. اگر اینگونه بود که خوب بود، بلکه به مناطق عملیاتی. در مرحله بعد به بازسازی و محافظت از بناهای به جامانده از دوره اسلامی و اگر بودجه ای باقی بماند به احیای آثار باستانی ایران!

نکته!
واقعا برخی از مسئولین ما چرا فکر کرده اند که تاریخ ایران را باید اینگونه از هم تفکیک کرد؟ به ویژه در تخصیص بودجه و امکانات. مگر همان ایرانی های باستان نبودند که اسلام را به گرمی پذیرفتند و نشر دادند، مگر همان نوادگان ایرانی نبودند که در جنگ هشت ساله جان فشانی کردند؟
هیچ کشوری تاریخ و هویت خود را سلسله مراتبی نمی کند. هیچ کشوری بخشی از هویت خود را پنهان و یا برجسته نمی کند. لذا ایران با همه تاریخش زیباست. در هیچ کشوری مسئولین هنگام سخنرانی طوری القا نمی کنند که گویی تاریخ کشور از اکنون شروع می شود تا زمانی که ما قبولش یا دوستش داشته باشیم و گویی که پیش از آن تاریخی وجود نداشته و یا تاریخش مهم نیست. مثلا در خصوص ایران ،تاریخ هشت هزار ساله را به تاریخ هزار و چهارصد ساله تقلیل نمی دهند....
بیایید ایران را با تمام هویتش ایران بدانیم نه برشی از آن را که به هردلیلی بیشتر دوستش داریم. این نه تنها کمکی به اتحاد کشور نمی کند بلکه هویت یک کشور باسابقه ای مثل ایران را چندپاره و چند تکه می کند. لذا پیشنهاد مشخص من این است همان طوری که برای حفظ و تقویت هویت تاریخ معاصر، افراد و دانش آموزان را به مناطق جنگی کشور می بریم،آنها را به بازدید از اماکن و آثار باستانی ایران هم ببریم . زیرا به نظر من تاریخ ایران باستان به هیچ وجه جدای از تاریخ معاصر مان نیست. ایرانی همان ایرانی است که وطن خود را با تمام و همه تاریخ آن دوست دارد. در این صورت است که افراد با تمام تاریخ ایران آشنا می شوند نه با برشی از آن...
توسعه، زمانی توسعه است که متوازن باشد حتی در حفظ و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخ...


#تاریخ
#هویت
#ایران_سه_تاریخه
@cacpc

https://t.me/irandeveloped
میزان آشنایی اقوام ایرانی از همدیگر؛

سواد چندفرهنگی یکی از معیارهای سنجش شایستگی های چندفرهنگی و نیز سنجش میزان آشنایی اقوام از همدیگر است. با توجه به اینکه مدت هاست درباره ابعاد مختلف چندفرهنگی مطالعه و بعضا پژوهش می کنم، میزان آشنایی اقوام ایرانی از یکدیگر در وضعیت مطلوبی نیست. پژوهش های مختلفی موید این موضوع است. اما این بدان معنی نیست که اقوام ایرانی حس خوب و تعلق خاطر یا دوستی نسبت به همدیگر ندارند. اتفاقا وقتی اقوام در کنار یکدیگر قرار می گیرند این حس تعلق بسیار در آنها نمایان می شود. اما اطلاعات روشنی از همدیگر ندارند واین یک خطای استراتژیک دوره گذشته و هم دوره حاضر است.
در بحث چندفرهنگی مبحثی داریم با عنوان "فرصت چندفدهنگی"، چون ما در ایران فرصت چندفرهنگی برای آشنایی اقوام از یکدیگر فراهم نکردیم سواد چندفرهنگی ما در حد بسیار پایینی قرار دارد. این فرصت می تواند به طرق مختلف، چه با استفاده از هنر، رسانه، نوشته و از همه‌ مهمتر شرکت در مراسم یکدیگر فراهم شود.
در سفر اخیر به بخشی از غرب کشور این موضوع را به عینه مشاهده کردم که فقر شناختی افراد و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر به شدت قابل لمس است. به طوری که اعراب خوزستانی ما اطلاعات سازمان یافته ای از ترک های غرب کشور نداشتند و یا اغلب مردمان ایرانی اطلاع دقیقی ندارند که مسیحیان ایرانی تاریخ شان چیست؟ و احتمالا اطلاعاتی از هنر و موسیقی بلوچی ندارند و نداریم. نمی دانیم کردهای ایرانی و یا ترک های ایرانی و عرب های ایرانی در کدام مناطق ایران پراکنده اند.
اما نکته ای که می خواهم مجدد به آن تاکید کنم، این است که این عدم شناخت به هیچ وجه به منزله عدم پذیرش یکدیگر نیست. اما برای این عدم شناخت باید فکری کرد‌. به نظر می رسد فراهم آوردن فرصت چندفرهنگی می تواند کارساز باشد. مثلا اقوام بتوانتد در مراسم های فرهنگی و آیینی یکدیگر شرکت کرده و یا ادیان ایرانی بتوانند خود را برای یکدیگر عرضه کنند. مثلا مسلمانان بتوانند در اعیاد مسیحیان، یهودیان و زردتشتیان و... یا بالعکس شرکت کنند. راهکارهای مختلفی وجود دارد اما به نظر می رسد بهترین کار سفر به درون اقوام و فرهنگ های ایرانی و عرضه خود به یکدیگر است.

#اقوام_ایرانی
#سواد_چندفرهنگی
@cacpc

https://t.me/irandeveloped
کتک زدن مامور گشت ارشاد!!

اتفاق اخیر و انعکاس آن در فضای مجازی واکنش های اعتراضی هم از سوی مردم، از سوی هنرمندان و نیز سیاسیون را به دنبال داشت. تقرببا همه آن را محکوم کردند. که جای محکومیت هم داشت و دارد. اما سوالی که ذهن من را به خود در گیر کرده این است که این گونه واکنش ها معمولا برای جامعه ای است که از اینگونه اتفاقات به ندرت رخ می دخد. متاسفانه جامعه ما همواره و به کرارت درگیر چنین اتفاقات مشابهی است. کاش از ابن اتفافات فقط به ندرت اتفاق می افتاد و جامعه نیز چنین واکنش نشان می داد. اما مساله این است که از این نوع رفتارها اینقدر زیاد است که تنها یک نفر توانسته است آن را ثبت و منعکس نماید.

اما دو نکته؛
- سوالی که برای من پیش آمد این است که ماموران گشت ارشاد اینگونه می خواهند ما را به بهشت ببرند؟!!!..
- می دانیم که روسای جمهور گذشته هبچ کدام مسئولیت گشت ارشاد را نپذیرفته اند و رئیس جمهور فعلی هم مسئولیت آن را نمی پذیرد، مردم هم چنین نیاز و درخواستی ندارند. سوالی که پیش می آید اینست که گشت ارشاد برای چیست و مسئولیتش با کیست؟

#گشت_ارشاد
#کتک

https://t.me/irandeveloped
مشاوری که نیازمند مشاوره است!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

یکی از اقدامات خوب دولت آقای روحانی، تعیین مشاور برای اقوام بود. اما ظاهرا خود این فرد لازم است که مشاوره دریافت کنند. در دوره اول دولت آقای روحانی ایشان را به دانشگاه علامه دعوت کردم و ایشان نیز حضور پیدا کردند. در آن میزگرد موضوعی که مطرح کرد این بود که ترک ها بخشی از فارس ها هستند و مواردی از این دست..... هم بنده و هم بقیه اعضای پنل که آنها از افراد نام آشنا در حوزه زبان شناسی، مطالعات فرهنگی و علوم سیاسی کشور هستند به این سخن و موضع گیری جناب مشاور تاختند و استدلال کردند که سخن ایشان علاوه بر این که بی پایه و اساس است، حتی مضر به اتحاد و همزیستی فرهنگ متنوع کشور است. از این سخن مشاور، اغلب دانشجویان حاضر در جلسه هم شوکه شده و حتی واکنش هایی هم نشان دادند...

اخیرا ایشان مجددا در خصوص کردهای کشور چنین موضع گیری کرده اند. به این معنا که کردها نیز شاخه ای از فارس ها هستند. واقعا آدم متاسف می شود، فردی که مشاور در یک حوزه خاص است و انتظار می رود در آن حوزه متخصص و متبحر باشد، داده های مجعول ارائه می دهد.
در همان جلسه به ایشان پیشنهاد کردیم، مشاور یا مشاورهایی برای خود انتخاب کنند، تا از این افاضات بدون استدلال و بدون پایه علمی پرهیز شود. فردی که مسئولیت اصلی وی ظاهرا تقویت ارتباط میان قومی و میان فرهنگی است خود منفصل کننده این مهم است. جهت استحضار ایشان عرض می کنم نه تنها کردی یک زبان مستقل است بلکه خود به چند دسته و هر دسته به چند بخش و هر بخش به چند گویش تقسیم می شود‌ که با یک جستجوی ساده می توان به غنای این فرهنگ و زبان دست یافت.
دوباره توصیه می شود آقای مشاور یا برای خود مشاور یا مشاورهایی بگیرند و یا زحمت کشیده مقداری مطالعات خود را درباره فرهنگ ها و اقوام ایرانی گسترش دهند.

#اقوام_ایرانی
#مشاور

https://t.me/irandeveloped
سلام دوستان همراه کانال؛
فعالیت "کانال توسعه ایران" پس از فیلترینگ نیز ادامه پیدا خواهد کرد.امیدوارم روزی برسد که فیلترینگ رنگ باخته و به شعور افراد احترام گذاشته شود.


https://t.me/irandeveloped
جامعه ایران جامعه فیلتر زده، جامعه فیلتر شده!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

تلگرام فیلتر شد، سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با فیلترینگ تلگرام چند درصد مردم، از پیام رسان های داخلی استفاده کردند؟ طبق گزارش هایی که اخیرا منتشر شده است از حدود بیش از چهل میلیون کاربر تلگرام، تنها حدود یک میلیون نفر نرم افزارهای داخلی را نصب کرده اند. البته تعدادی نیز همزمان از تلگرام هم استفاده می کنند و پیام رسان داخلی هم نصب کردند.
اما این نوشته قصد ندارد صرفا به موضوع فیلترینگ پیام رسان ها و رسانه ها بپردازد. زیرا فیلترینگ ظاهرا از ابتدا با مردم ایران به نوعی عجین بوده است. از ممنوعیت استفاده از حبه قند تا حمام، تلگراف، تلویزیون، ویدئو، اینترنت، ماهواره و اکنون هم پیام رسان ها.

تمایل دارم؛ به عواقب این گونه رفتار حاکمیت با مردم بپردازم.مردم ایران دیگر فیلتر شده اند، خودشان نیستند و به یک ریاکاری ساختاریافته تن داده اند‌....

#فیلترینگ

https://t.me/irandeveloped
دسته بندی استادان!

علیرضا صادقی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

-این نوشته، تقدیم است به بسیاری از استادانی که در دسته سوم این نوشته، طبقه بندی می شوند.

خاطرم است چند سال پیش، در یکی از گردهمایی های استادان دانشگاه، از بنده خواستند که استاد سخنران مدعو را معرفی کنم. منظورم از استاد سخنران مدعو استادی بود که قرار بود در این گردهمایی برای استادان دیگر سخنرانی کند.

تا آن زمان، همواره در ذهنم سه دسته استاد دانشگاه را تفکیک و تمییز می دادم.این سه دسته را در آن گردهمایی مطرح کردم تا مثلا از این طریق عظمت آن استاد را به نوعی معرفی کرده باشم. این سه دسته از نظر بنده عبارت بودند از؛

الف) استادانی که نه در داخل دانشگاه خیلی شناخته شده و موثرند نه در جامعه. من بهترین عنوانی که به این استادان می توانم قائل بشوم استادان "بی خطر" است. عمدا از استادان بی خاصیت استفاده نکردم...

ب) دسته دوم، استادانی هستند که در داخل دانشگاه، فرد با سواد و اثرگذاری محسوب می شوند اما جامعه اصولا آنها را نمی شناسد. چون در جامعه فعالیتی ندارند.احتمالا تاثیرشان به همان کلاس درس و دانشگاه محدود می شود. عنوانی که می توانم برای این گروه اختصاص دهم استادان "دانشگاه" است.

ج) دسته سوم؛ استادانی هستند که در داخل دانشگاه تاثیر گذارند، کلاس های جذابی دارند، به با سوادی مشهورند، دانشجویان علاقه مندی تربیت می کنند، از سوی دانشجویان بسیار احترام می شوند و مهمتر از همه در جامعه هم شناخته شده اند. به جهت فعالیت های علمی و اجتماعی که در جامعه دارند، جامعه نیز آنها را می شناسد و به ایشان احترام می گذارد. این نوع استادان را با عنوان استادان "موثر" نام گذاری می کنم.

وقتی به اینجا رسیدم. آن فرد سخنران را واجد ویژگی سوم؛ استاد موثر، معرفی کردم....

معرفی من تمام شد، سخنرانی ایشان هم انجام شد، اما واکنش استادان شرکت کننده در همایش مزبور، هنوز تمامی نداشت. نمی توانستم درک کنم که دلیل واکنش منفی برخی از استادان شرکت کننده به این نوع دسته بندی من چیست؟ تنها چیزی که به ذهنم می رسید این بود که احتمالا برخی خود را در دسته سوم نمی دیدند.....

اما دریافت اخیرم از نوع دیگری از استادان!!

دسته بندی چهارم) بعد از اینکه چندسالی از این واقعه گذشت با برخی از استادان مواجه می شدم که نمی توانستند در سه دسته بالا قرار گیرند. لذا اخیرا به دسته بندی چهارمی هم دست یافتم. شاید اسم آنها را بشود گذاشت "استادان پلیس یا شاید هم استادان مزاحم"!

استادان پلیس، افرادی هستند که نه تنها خودشان فعالیت اثرگذار ندارند بلکه کارشان بازجویی از استادان اثرگذار دیگر است، "که تو چرا فلان حرف را اینجا زدی، شنیدم فلان بحث را آنجا کردی". به قول دکتر ملکیان به "شُرطه استادان" تبدیل شده اند و به نوعی مزاحم استادان فعال.
از ویژگی این نوع استادان همین بس که خیلی خود را وارد مجامع علمی نمی کنند، در جلسات سخنرانی و پنل ها هیچ وقت خودشان به عنوان سخنران شرکت نمی کنند. حداکثر مستمع این گونه جلسات هستند اما اگر مخالفتی هم با بحث گوینده داشته باشند در همان جلسه به هیچ وجه مطرح نمی کنند، اما بعد از آن، فعالیت آنها تازه شروع می شود. بعد از جلسه به فرد تذکر می دهند، تهدید می کنند و پشت وی موجی از تخریب راه می اندازند....

هرچند ایده آل من در تقسیم بندی استادان دانشگاه، استادان دسته سوم هستند اما اخیرا به این نتیجه رسیدم که وجود دسته اول و دوم برای حیات و توسعه علمی دانشگاه خیلی هم مشکل ساز نیستند. به نظرم، امروزه وجود دسته چهارم، حیات علمی دانشگاه را بیش از پیش تهدید می کند..

#دسته_بندی_استادان
@cacpc


https://t.me/irandeveloped
حادثه "معین" حاصل عدم آگاهی از تربیت جنسی

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

دنیا سال هاست حادثه هایی، همچون حادثه "معین" را تجربه کرده و برای آن روش و منطق اتخاذ کرده است.
اولین گامی هم که برداشته است، این است که تربیت جنسی را در برنامه های رسمی مدارس قرار داده است. دوستان دلواپس کم آگاه، یادتون باشه تربیت جنسی با آموزش آمیزش جنسی متفاوت است. بلایی که عده ای البته آگاهانه و با انگیزه سیاسی دوران قبل از انتخابات اخیر و عده ای هم همچون همه کارهای دیگرشان بدون آگاهی از منطق، فلسفه و خرد هر موضوعی و تنهااز سر اطاعت از یک رویکردی که سال هاست رنگ باخته است، بر سر دانش آموزان این سرزمین آوردند که به این زودی ها هم پایانی برایش متصور نیست، مانع اجرایی شدن سند ۲۰۳۰ شدند.

من نمی دانم چطور کل دنیا تربیت جنسی را جز ارکان آموزش خود قرار داده است اما ما تصور می کنیم آنها نمی فهمند، فقط ما هستیم که می فهمیم. البته نتیجه اش همین می شود که مشاهده می کنید. جامعه ما جامعه تحریف شده سکس زده است. ما با پوشش دین، لایه های درونی جامعه را ویران کرده ایم‌‌. لذا اینجاست که اتفاقاتی همچون اتفاق "معین" می افتد....

روایت تجربه جهانی...
اولا مدراس و ثانیا رسانه ها با کمک موسسات علمی جهانی همچون یونسکو، کتاب ها، دستوالعمل ها و حتی فیلم هایی تولید کرده و در اختیار کشورها قرار داده اند تا استفاده کنند. یکی از آنها ۲۰۳۰بود که همگی شاهدند چه بلایی سر آن آورده شد‌. این سند دقیقا برای پیشگیری از همین اتفاقات بود.

نکته بعدی تربیت ریاکاری سازمان یافته است که جامعه ما گریبانگیرش شده است‌. چون مسئولین رده بالای کشور و بویژه زعمای قوم خود به نحوی درگیر این ریا کاری و پنهان کاری اند، این وضعیت در سطوح خرد همچون مدرسه نیز اینچنین خود را نمایان می کند. لذا فردا هم دیر است، مدارس در اولین فرصت باید آموزش های مربوط به حفاظت از بدن را چه برای دختران و چه برای پسران آغاز کنند.

نکته دوم برای زعمای قوم مان!
دست از سرک کشیدن به حریم خصوصی مردم بردارند. به مردم حق بدهند که ارتباط جنسی حق همه مردم و البته جز حریم خصوصی آنهاست تا این بخش را به رسمیت نشناسیم، پنهان کاری ها و ریا کاری ها "معین"های دیگر را درست خواهد کرد.

لذا تربیت جنسی سه وجه دارد.
الف) به رسمیت شناختن حریم خصوصی افراد از یک سو
ب)آموزش به افراد بویژه به کودکان که چگونه در مواجهه با چنین مسائلی واکنش مناسب نشان دهند‌.
ج) نکته سوم و مهم این که وقتی دو نفر با علاقه بدون زور، بدون صدمه زدن جسمی و روحی، با رضایت ( و با رعایت موازین معروف و مرسوم ) با یکدیگر ارتباطاتی دارند، حاکمیت نباید به خود اجازه دهد در حریم خصوصی آنها وارد و به بیان بهتر فضولی کند. آنچه که به صور مختلف در شهر همگان مشاهده اش می کنیم( گشت نسبت و یا سرک کشیدن به داخل ماشین افراد از جمله موارد بارز آن است که اخیرا مجدد راه افتاده است).

نکته پایانی
همان طوری که آمد، این مساله چند وجهی است تا زمانی که تصمیم گیران این موضوع را با اهمیت ندانند، به حریم خصوصی افراد سرک بکشند و نیز حق ارتباط جنسی مسالمت آمیز را به رسمیت نشناسند از اینگونه اتفاقات بازهم مشاهده خواهیم کرد‌.

به نظرم در این حادثه، آن فرد خاطی، معلول تربیت و نوع نگاه و رویکرد بنیانکن جامعه ماست. به جای مذمت آن فرد، حاکمیت باید رویکرد خود را اصلاح کند. با نوع نگاه هایی که در مورد جامعه ایران روا داشته است، خود را مذمت کند.

پیشنهاد ها
اول) رسانه مثلا ملی! باید به سرعت دست به کار شده، برنامه ها؛ کارتون ها و فیلم هایی را در جهت آموزش نحوه نگهداری اندام جنسی و خصوصی کودکان پخش کند. چنانکه بسیاری از شبکه های کودک خارجی همین الان اقدام به این کار می کنند.

دوم) دفتر تالیف کتب درسی در قالب کتاب های "مهارت های زندگی" یا هر عنوان دیگر، آموزش محافظت جنسی از کودکان را در اینگونه کتاب ها منعکس نماید.

سوم) اگر دفتر تالیف به هر دلیلی از ابن کار سر باز زد، مدارس راسا به برگزاری برنامه های آموزشی در این زمینه بپردارند و نگران هوچی گری های دلواپسانی که جامعه ما را به اینجا کشانده اند، نباشند. چون حتم بدانند این کار به غیر از نفع، هیچ ضرری به حال جامعه و دانش آموزان کشور مان نخواهد داشت.

#تربیت_جنسی
@cacpc
ایرانی ها، مردمانی که قرار نیست جایی دیده شوند؛ حتی در جام جهانی!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

دیروز مسابقه فوتبال بین ایران و مراکش برگزار و از تلویزیون پخش شد. ولی آنچه که نشانی از آن نبود، تماشاگر ایرانی بود. گویی مراکش با تیم خودش مسابقه می داد. چون فقط تصویر تماشاگران مراکشی نمایش داده می شد. تماشاگران ایرانی در تلویزیون ایران کاملا ایگنور(نادیده گرفته) شده بود. تماشاگر ایرانی در فوتبال خودش اینگور می شود‌. نخبگانش در کشورش و تماشاگران فوتبالش در تلویزیونش.
این ملت کی و کجا قرار است خودش، صدایش و تصویرش دیده و شنیده شود؟ چرا اینگونه و به راحتی به شعور این ملت توهین می شود؟ چرا باید فرد و یا گروهی خود را همچنان قیم دیگران بدانند؟ چرا باید به خود اجازه دهند تا به جای ملت ایران تصمیم بگیرند؟ باید تاسف خورد به هر فرد و گروهی که سیاست ایگنور شدن ملت خود را در سرلوحه کار خود قرار داده است.اینگونه ایگنور شدن ها جایی و بدجوری خود را نمایان می کند که کار از کار گذشته است‌.....

#فوتبال
#ایگنور

https://t.me/irandeveloped
لغو پخش مسابقه فوتبال ایران - اسپانیا در ورزشگاه آزادی و گزینه های پیش رو!

روز: چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
ساعت: هفت و پنج دقیقه عصر همان روز
مکان: تهران، مقابل ورزشگاه آزادی

خبر خوشحال کننده ای منتشر شد! مجوز پخش مسابقه فوتبال ایران - اسپانیا با حضور خانواده ها صادر شد. لطفا منو سرزنش نکنید که چقدر سطح خوشحالیم پایین آمده است. البته اگر هم سرزنش کنید، حق دارید.
خانم ها با این تدبیر می توانستند یک بار هم که شده، ورزشگاه شهرشان را نه از تلویزیون بلکه از نزدیک ببینند، حس کنند و حتی احساس غرور کنند!!!!

سرتان را درد نیاورم. پس از عبور از ترافیک بزرگراه حکیم به همراه خانواده به ورزشگاه رسیدم. خبر کاملا آشنا بود. پخش بازی در ورزشگاه لغو شده است!!!! فوج فوج پلیس جلوی ورزشگاه خبر آشنایی می دادند‌، پخش بازی لغو شد، پراکنده شوید...‌

با دستی درازتر از پا به سمت منزل حرکت کردم. حین رانندگی، دلایل زیر برای لغو پخش بازی به ذهنم رسیده بود:

الف) کلا ما خوبیم؟
ب) کلا فقط دادستانی ما می فهمد؟
ج) شادی حق مردم است؟
د) مردم حق دارند حتی کنار خانواده هایشان برنامه فوتبال را در منزلشان تماشا کنند؟
ذ) تجمع مردم به غیر از آنچه که حکومت دوست نداشته باشد، اصلا برای دولتمردان ترس ندارد؟
ر) شادی حق مردم است به شرطی که فقط در خدمت مسایل خاص حکومتی نباشد؟
ز) اصلا مردم حق دارند؟
ه) برنامه ریزی ما حرف ندارد؟
و) ما فقط یک چند دولت سایه نداریم؟
ی) تمام گزینه ها غلط است!


#طنز
#فوتبال

https://t.me/irandeveloped
پیشنهادهایی برای اصلاح نمادهای رفتارهای و گفتاری در جامعه ایران

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

۱- از همدیگر سوال نکنیم، مگر اینکه خو فرد مایل به توضیح باشد.
۲- وارد حریم خصوصی هیچ کس نشویم.
۳- نگاه تیز به دیگران نیندازیم. به ویژه به خانم ها اگر ناخواسته اتفاق افتاد، لبخند بزنیم.
۴- از لبخند دیگران سوء استفاده و سوء تعبیر نکنیم.
۵- تو نگاه نکن. نگو دیگران باید خودشان را بپوشانند تا زمینه نگاه من فراهم نشود.
۶-در کار خود جدی و متعهد باش. نگو دیگران مگر رعایت می کنند؟
۷- درد دیگران را داشته باش تا درد خودت.
۸- به محیط زیست احترام بگذار.
۹- به حیوانات احترام بگذار.
۱۰- به فرهنگ و زبان خود افتخار کن، اما فکر نکن تو قطب عالم امکان هستی.
۱۱- هر چه می توانی خود را به فرهنگ دیگران نزدیک کن، تا تجربه متفاوت یاد بگیری.
۱۲- قبل از خارج شدن از منزل،استحمام کن، مسواک بزن، عطر بزن.
۱۲- از کاربرد واژه مقدس و امام برای آدم های معمولی و نظام های سیاسی پرهیز کن.
۱۳- تنوع فرهنگ ها، تکثر زبان ها و سلیقه ها را باور کن. چون با نپذیرفتن تو چیزی از واقعیت کم نمی شود.
۱۴- ویژگی مثبت دیگران را ببین، حتی اگر آنها در نگاه تو اندک باشند.
۱۵-لهجه دیگران را مسخره نکن. چون او در واقع یک زبان از تو بیشتر بلد است‌.
۱۶- تا با کفش دیگری راه نرفته ای، او را قضاوت نکن.
۱۷- از کاربرد فحش و کلمات رکیک بپرهیز، به ویژه در حضور کودکان و خانم ها.
۱۸- مالیاتت را بده.
۱۹- در رانندگی صدای موسیقی ات را بیش از حد زیاد نکن.
۲۰- زباله خود را بیرون پرت نکن.
۲۱- اگر با کسی مخالفتی داری، با خودش گفتگو کن نه با دیگران‌.
۲۲- برای موجه جلوه دادن خود، دیگران را تخریب نکن.
۲۳- موضع واحدی، برای یک مساله واحد داشته باش.
۲۴. موسیقی، تماشای فیلم، تاتر، کتاب و ورزش را اصل بدان.
۲۵. دریده نباش، تا می توانی محجوب باش‌.
۲۶. در گفتار و رفتارت صادق باش، بگذار دیگران فکر کنند تو ساده ای.
۲۷. اگر در مورد رویدادی، اطلاعات موثقی نداری، اظهار نظر نکن.
۲۸. موثر باش، حتی برای چند نفر.
۲۹. از تنفر بپرهیز، هم در رفتار هم در گفتار.
۳۰- به کودکان، زنان و سالمندان احترام ویژه بگذار.
۳۱- از تاریخ و میراث فرهنگ و کشورت آگاه باش.
۳۲- به بزرگان علم، فرهنگ و هنر احترام بگذار.
۳۳- از دیگران به نیکی یاد کن، فکر کن همه خوبند، فقط برخی متفاوتند‌.
۳۴- بدون حساب و کتاب دست دیگران را بگیر. شک نکن که دیگران هم دست تو را خواهند گرفت، قبل از اینکه تو بدانی یا بخواهی.
۳۵- هنگام گفتگو با دیگران فاصله مشخصی را رعایت کن؛ به ویژه با خانم ها.
۳۶- در گفتگوی دو نفره دیگران وارد نشو، مگر با اجازه آنها.
۳۷- به افراد معلول بیشتر توجه کن، اما نگاه ترحم آمیز به آنان نداشته باش.
۳۸- به وعده وعید و به قول و قرار خود و دیگران احترام بگذار.
۳۹- چون انسانیم، ممکن الخطائیم؛ خطای افراد را مساوی کل شخصیت افراد، تصور نکن‌.
۴۰- نوبت را در هر چیزی رعایت کن.

#رفتارهای_عمومی
#فرهنگ
#توسعه_ایران

@cacpc

https://t.me/irandeveloped
وضعیت شکننده کشور،
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

نمی دانم چرا هیچ وقت وضعیت کشور را این گونه شکننده ندیده بودم. اختلاف زعمای قوم با یکدیگر، گفتار درمانی های مشمئز کننده مسئولین، کشیدن پای فضلیت در جهت توجیه وضعیت اقتصادی کشور، استفاده ابزاری از دین حتی برای توجیه گرانی، نا امیدی مردم، ناشنوا شدن گوش مسئولین بلندپایه برای شنیدن واقعیت های جامعه، فشارهای کمبود آب و مسائل زیست محیطی، تبعیض ها و بی عدالتی ها که دیگر برای مردم مشهود شده است، بی کاری های گسترده، فقر و طلاق و آسیب های اجتماعی، شکست های پی در پی در مذاکرات خارجی و منطقه ای، بی یار و یاور شدن کشور در مجامع جهانی به ویژه در میان مردم و دولت های کشورهای منطقه که پول این ملت برای آنها هزینه شده بود و ..‌
همه اینها هست اما به نظرمی رسد همه اینها چالش جدی برای کشور درست نمی کند. آن چیزی که وضعیت کشور را شکننده کرده بد بینی مردم نسبت به کل حاکمیت است. نه راست، نه چپ، نه نظامیان و نه روحانیون دیگر جایگاهی در میان مردم ندارند. مردم دیگر از هیچکدام شان حرف شنوی ندارند.
اما اگر وضعیت ایران اینگونه شکننده شده است بذری است که مسئولین ما سال های گذشته کاشته اند و الان درو می کنند. اخطارهایی که سال های گذشته روشنفکران و متخصصان به مسئولین دادند اما مورد توجه واقع نشد.
باز هم فرصت است. کاش مسئولین بلندپایه کشور از برج عاج خود پایین می آمدند و وضعیت را به نفع مردم و کشور تغییر می دادند.

#شکنندگی

https://t.me/irandeveloped
تعطیلات بی مورد را از تقویم کشور حذف کنید...

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

سال هاست که موضوع ساماندهی تعطیلات در ایران مورد توجه است، ولی عملا اتفاق خاصی رخ نمی دهد. امروز ساعت هشت عصر با اتوبوس عازم زنجان هستم. فردا دو شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷ شهادت یکی از امامان شیعه است و روز تعطیل. این تعطیلی در وسط هفته قرار گرفته است. مردم عزم سفر کرده اند. حجم ترافیک بسیار سنگین است. مسیر بیست دقیفه ای تهران تا کرج را در حدود یک ساعت و پنجاه دقیقه طی کرده ام. داشتم به این فکر می کردم در این حجم ترافیک چه مقدار از بنزین و گازوئیل که با سوبسید و با این وضعیت ارزی کشور تهیه شده است، در این مسیر دود می شود؟ اگر این تعطیلات نبود آیا شاهد این حجم از ترافیک بودبم؟ اگر هدف حاکمیت از تعبیه این تعطیلات در تقویم کشور ، توجه دادن مردم به مسائل مذهبی بوده است، این که بر ضد خود تبدیل شده است. همان طوری که می دانید مردم نه تنها در این روزها به انجام مناسک مذهبی نمی پردازند، بلکه خسارت های این تعطیلات چه به جهت مصرف سوخت، تعطیلی مراکز اداری، اقتصادی شاید چند صد برابر نفع احتمالی آن است.

موضوع محیط زیست هم که موضوع غم انگیز و تکراری این مرز و بوم است. آلوده کردن آب ها، تخریب مناطق بکر و طبیعی و جنگل های ما هم که همواره در سر لوحه مردمان ما قرار گرفته است. گویی این تعطیلات را به منظور آسیب به طبیعت گذاشته ایم....

حتی به جهت اقتصادی هم این تعطیلات، برای مراکز رفاهی و گردشگری کمترین آورده را داشته است. بارها در این تعطیلات تکراری، چادر های بسیاری از مسافران را شاهد بوده ایم که در کنار خیابان ها، داخل پارک ها ... جا خوش کرده اند. بدین ترتیب حتی هتل ها و مراکز رفاهی نیز از این تعطیلات منتفع نمی شوند.

موضوع بعدی مناسبات خارجی است. همان طوری که می دانید، روزهای تعطیل کشورهای خارجی روزهای شنبه و یکشنبه است و ایران جز معدود کشورهایی است که در روزهای دیگر هفته یعنی روزهای پنج شنبه و جمعه تعطیل است. یعنی کل روزهایی که کشور می تواند با کشور های خارجی و حتی بخش خصوصی این کشورها مراوده کند در این سه روز باقی مانده است. حال تصور کنید تعطیلات ما هم در این سه روز بیافتد که مورد اخیر هم یکی از مصادیق آن است چه آسیبی به پیکره این کشور وارد می کند.

به جاست که مجلس و دولت در این باره تصمیم منطقی تری بگیرند. هرچند دغدغه برخی از علمای شیعه در این خصوص قابل درک است، اما بایستی این وضعیت برای آنها هم تبیین شود تا بلکه بتوان از این طریق جلوی بسیاری از خسارت های وارده به کشور را که فقط بخشی از آن در این نوشتار آمد، جلوگیری کرد.
در ادامه عکسی از ترافیک امروز را بارگذاری می کنم. به نظر شما اگر فردا تعطیل نبود شاهد این همه ترافیک و هدر رفت سوخت می بودیم؟

#تعطیلات

https://t.me/irandeveloped
یک پیشنهاد...

از همه وکلای باشرف، از همه حقوق دان ها، از همه جامعه شناسان، از همه روان شناسان و بالاخره از همه متدینان مستقل و آزادی خواه دعوت می شود، به خاطر پخش اعترافات اجباری یک دختر نوجوان از تلویزیون، علیه صدا و سیما موضع گیری نمایند.
- خانواده و حقوق دانان از این رسانه ضد ملی و ضد مصالح ملی شکایت کنند.
- جامعه شناسان و روان شناسان عوارض سو این نوع برخورد دستگاه قضایی، پلیس و صدا و سبما را با یک دختر نوجوان در قالب تشکیل نشست های تخصصی و علمی تبیین کنند.
- از علمای دینی با عزت و آراده دعوت می شود به جهت رفتن آبروی یک دختر نوجوان موضع گیری کنند.
.....باشد که دیگر شاهد بروز این نوع رفتارهای ناپخته از هیچ ارگانی نباشیم. امیدوارم بازجو و همه عوامل این اقدام ناپخته از این دختر نوجوان و از همه مردم ایران عذرخواهی و از خداوند طلب بخشش نمایند.

#اعتراف

https://t.me/irandeveloped
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جای خوشحالیست که علیرغم مخالفت ها و تنگ نظری ها، مردم یزد و به ویژه سپنتا به حقش رسید. به نظر شما چرا یک گروه فکر می کنند که فقط آنها حق دارند به جای دیگران تصمیم بگیرند؟
#سپنتا
@irandeveloped
@cacpc
اصلاح یک قانون غلط(سهمیه ایثارگری)
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

تصور بفرمایید سواد زبان انگلیسی یا فرانسه یا هر نوع زبان خارجی مان در سطح پایینی قرار دارد. آیا فردی که به این زبان ها مسلط است می تواند تمام یا بخشی از سواد زبانیش را به ما ببخشد؟ یعنی بدون این که ما تلاشی بکنیم بخشی از سوادش به یکباره به ما منتقل شود؟ به نظر می رسد به غیر از علم، دانش و مهارت همه چیز را می توان به دیگران بخشید. مشکلی هم پیش نمی آید. مثلا فردی که مشکل مالی دارد، شما می توانید تمام یا بخشی از دارایی تان را به دیگران منتقل کنید. بدون اینکه وی تلاشی بکند. اما آیا قابل تصور است که فوکو، ژیرو، فوکویاما، اینشتین بتوانند دانش خود را به یکباره به ما منتقل کنند و ما یک شبه فوکو، ژیرو، اینشتین و .... شویم؟ آیا این عملی است؟
سال هاست که در کشور ما سهمیه ای وجود دارد به نام سهمیه خاص "ایثارگری". خواهشمندم تامل بفرمایید و از کوره در نروید. من هم مثل خیلی از شماها قدردان خانواده های ایثارگران هستم. اما در این مجال می خواهم این مساله را از منظر علمی بررسی کنم.
هر کشوری وظیفه خود می داند در مقابل ایثارگران کشورش تمام قد بایستد و هر آنچه در توانش است را در اختیار آنها قرار دهد. اما اینکه سهیمه ای به نام سهمیه" ایثارگری" یا هر سهمیه دیگر برای علم و دانش در نظر گرفته شود، اقدام غیر معقول و غیر اخلاقی به نظر می رسد. حاکمیت برای ایثارگران باید سنگ تمام بگذارد. مسکن در اختیار آنها قرار دهد، مسائل درمانی آنها را حل کند، نیازهای آنها را رفع کند. مردم هم باید همگی قدردان ایثارگری های آنها باشند. اما علم که اعطا کردنی نیست، بخشیدنی نیست، سهمیه دادنی نیست. ما با اختصاص سهمیه برای خانواده های ایثارگران دقیقا در این مسیر غلط قدم برداشته ایم که عوارض آن مترتب بر جامعه می شود...
حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا این اخلاقی است که فردی که علم یک چیزی را ندارد برایش سهمیه ای گذاشته شود؟ آیا این نوعی سواد فروشی قانونی محسوب نمی شود؟ به نظرم سهمیه ایثارگری برای ورود به دانشگاه جز همین موارد محسوب می شود. گویی که علم را به کسی بخشش می کنیم. در حالیکه می دانیم علم، دانش و مهارت از جنس یادگرفتنی است، کسب کردنی است نه بخشیدنی‌. ..

حیفم آمد این فکت را در پایان این نوشته برای شما نقل نکنم. برای اجرای کارگاه روش تدریس به یک مجتمعی دعوت شده بودم. در این میان دریافتم دو نفر از معلمان مفاهیم بسیار ساده تدریس را هم بلد نیستند. برایم سوال شد. از معاون مدرسه جویا شدم. متوجه شدم یکی از آنها در حوزه علمیه درس خوانده، یکی دیگر لیسانس کامپیوتر دارد. هر دو از سهمیه ایثارگری استفاده کرده و وارد آموزش و پرورش شده بودند‌. هر دو معلم دانش آموزان استثنایی شده بودند!! مدارسی که صلاحیت هایی بیش از صلاحیت های یک معلم در یک مدرسه عادی نیاز دارد.... معاون مدرسه توضیح می داد که کار مدرسه در این یک سال گذشته که این دو فرد وارد مدرسه شده اند، مختل شده است. چون نه تنها نمی توانند تدریس کنند و دانش آموزان عملا بی بهره شده اند و نه تنها آنها صلاحیت تدریس و علم تدریس ندارند، بلکه مدیر، سرپرست آموزشی و سایر معلمان نیز وقتشان را برای آموزش آنها به کار گرفته اند....
توسعه کسب کردنی است نه هبه کردنی، توسعه با کسب صلاحیت اتفاق می افتد، توسعه با عقلانیت اتفاق می افتد، نه با بذل و بخشش امتیازهای نامرتبط و نامعقول!

#سهمیه_ایثارگری
@cacpc

https://t.me/irandeveloped
مدیر ساختمان ما!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

من در ساختمانی سکونت دارم که سال هاست یک فرد مدیر خودخوانده این ساختمان است. اهالی از وجودش عاصی شده اند. همه کلیدهای اصلی ساختمان را در اختیار گرفته است. کلید موتورخانه، کنتورهای آب، برق و گاز. شارژهای ماهانه را او جمع آوری می کند و با توجه به اینکه خودش کارت خوان دارد، مبالغ مستقیم به حساب شخصی اش منتقل می شود. دخل و خرج ساختمان که باید زیر نظر ساکنان باشد، مستقیما به حساب شخصی وی وارد می شود. بارها از وی خواسته شده است که دست کم هر چند ماه یک بار به اعضا بیلان بدهد تا وضعیت دارایی ساختمان مشخص گردد، هر بار با گفتن چشم مساله را فیصله داده است، اما گزارشی نداده است. با هر نوع نوسازی و اصلاح مخالفت می کند. مثلا دو سه سال پیش ساکنان خواستند راه پله ها و درب های ساختمان را رنگ آمیزی کنند، اما وی با ترفندهای مختلف و با آوردن دلایل بنی اسرائیلی جلوی این کار را گرفت. چون سالهاست در این ساختمان سکونت دارد از جیک و پوک همسایه ها خبر دارد. چون بیکار است و البته تا حدودی مریض، به کار همه ساکنان سرک می کشد، کی رفت، کی آمد، حتی می داند مهمان های ساکنان چه کسانی هستند و با افتخار آن را هم بیان می کند. به کارهایی که به وی ارتباط ندارد، دخالت می کند. در این ساختمان چندین استاد دانشگاه، پزشک، کارخانه دار و غیره زندگی می کنند، سواد ایشان به سیکل هم نمی رسد اما به هیچکدام اجازه نمی دهد، عرض اندام کنند. چون برخی از ساکنان ساختمان ما یا در خارج از کشور ساکنند یا در شهرستان ها، بالطبع، خانه ها، پارکینگ و انباری های آنها خالی است. ایشان آنها را هر موقع که لازم بداند استفاده می کند. چندین ماشین می تواند در پارکینگ پارک کند، اما وای به حال کسی که بیش از یک ماشین در پارکینگ داشته باشد، ساعت دو شب هم که شده، او را پیدا می کند و وی را مجبور می کند، ماشینش را بیرون پارک نماید، حتی پارکینگ جا داشته باشد. انتخابات هیات مدیره را به عقب می اندازد، اگر فردی کاندیدا شود وی را تخریب می کند، تا با یک رای هم که شده خودش انتخاب شود. ساکنان بارها مستقیم و غیر مستقیم ازش خواسته اند کنار برود. بارها مستقیم به وی گفته اند او را نمی خواهند اما از رو نمی رود که نمی رود....

من که تازه وارد این ساختمان شده بودم و وقتی وضعیت را اینگونه دیدم، عزمم را جزم کردم که وی را هر طوری شده برکنار کنم. با هر زحمتی بود، انتخابات برگزار شد و همه گفتند که شما باشید. من هم خوشحال از این پیروزی، از فردای انتخاب، تمامی سعیم را به کار گرفتم تا دست های وی را آرام آرام از ساختمان قطع کنم. ابتدا شارژ ساختمان را بر عهده گرفتم تا خودم جمع کنم تا بلکه شفافیت مالی ساختمان مشخص باشد. تقریبا در ماه اول شارژی اخذ نشد. قبل از موعد مقرر با اهالی صحبت کرده بود که کسی حق ندارد شارژ را به هیات مدیره جدید بدهد! لذا مجبور شدیم جمع آوری شارژ را به وی واگذار کنیم‌. هر چقدر که جلوتر رفتم دیدم سیطره ایشان بیش از این حرف هاست. مثلا منازل افرادی که در خارج و یا در سایر شهر ها هستند را به قیمتی اجاره می دهد در حالیکه قیمت کمتر را به صاحب خاته اعلام می کند. و ....هر چقدر بیشتر تلاش کردم کمتر نتیجه گرفتم. سال ها بودکه ساختمان در ید قدرت او بود. اگر کسی هم با او مخالفت می کرد یا ماشینش پنجر می شد، یا آینه ماشینش می شکست یا در داخل باک بنزینش آب و خاک ریخته می شد! به همین خاطر ساکنین هم خیلی دم نمی زدند و نمی زنند. کاری که کردند منازل خود را فروختند، رها کردند و رفتند.....

بارها گفته شده عدم تغییر مدیر فساد آور است. یکیش ساختمان محل سکونت ما. یا اهالی یک به یک فروختند یا در حال فروش هستند یا در حال اجاره دادن. به هر حال از خانه خود فراری داده شدند‌. تنها به این دلیل که مدیر ساختمان ما برخلاف خواسته اهالی همچنان مدیر است ولی چون قدرت تغییر وی را ندارند، خود را تغییر داده اند و از ساختمان و منزل خودشان فراری شده اند. ساختمان در حال سقوط است اما مگر مدیر آن را باور دارد؟

علمای سیاست چیزی فهمیده اند که گفته اند، مدیران باید با رای مردم بیایند و با رای مردم بروند. مدیریت ماندگار و خودخوانده، نتیجه اش همان است که بر سر ساختمان ما آمده است.

#مدیر_خودخوانده

https://t.me/irandeveloped
اولین جامعه چندفرهنگی، اولین منشور حقوق بشر،

می دانید که اولین جامعه چندفرهنگی و به بیان بهتر مبدع چندفرهنگی ما ایرانیان بوده ایم و همینطور اولین تدوین کننده منشور حقوق بشر در دنیا.
در تصویر زیر مشاهده خواهید کرد که به جای ما کدام کشورها به داشته های ما ایرانیان می بالند. این عکس مربوط به مرکز سیدنی در کشوراسترالیاست. لطفا توضیحات عکس را ملاحظه بفرمایید.
چیزی که ما می توانستیم بدان ببالیم و در عمل پیاده کنیم، حال استرالیا، کانادا و خیلی از کشورهای دیگر به آن می بالند و عمل می کنند.
ممنونم از خانم قائم پناه به خاطر ارسال این تصویر.

#چندفرهنگی
#حقوق_بشر
@cacpc

https://t.me/irandeveloped
حق نمردن!!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
حقوقی همچون حق زندگی، حق انتخاب شغل، حق تحصیل، حق ازدواج، حق انتخاب محل سکونت، حق رای و حق مردن! حقوقی است که بیش و کم در همه کشورها به رسمیت شناخته شده است. اگرچه این حقوق، نسبت و کیفیت آن در میان کشورهای مختلف یکسان نیست، اما همه آنها حق مردن را به رسمیت شناخته اند! یعنی اگر فردی مرد، دفن گردد.
اخیرا، خبری در رسانه های ایران منتشر شد که شهروندان بهایی ایران علاوه بر این که از بسیاری از حقوق شان در زمان حیات بی بهره اند، اخیرا حق مردن هم از آنها گرفته شده است! احتمالا اطلاع دارید که در شهرهایی که شهروندان بهایی زندگی می کنند، قبرستان های جداگانه ای برای آنها ساخته شده و آنها حق دفن مرده هایشان را در قبرستان های معمول و مرسوم مسلمانان را ندارند.

اخیرا از کرمان خبر آمده، شهروندان بهایی حق مردن را هم از دست داده اند، زیرا اگر بمیرند قبرستانی برای دفن آنها وجود نخواهد داشت. قبرستان شان پلمپ شده است!! ظاهرا حق نمردن به حقوق نداشته قبلی آنها هم اضافه شده است....

این روزها که کشورمان دقیقا در مسیر توسعه قرار دارد، پول رسمی ما بالاترین نرخ ارزهای جهانی است، تورم ما به صفر رسیده است، بیکاری ریشه کن شده است، تعاملات بین المللی و آزادی های علمی، سیاسی ما و ... در حد اعلای خود قرار دارد، حق نمردن تنها حقی بود که باید به شهروندان بهایی اعطا می شد که خدا را شکر، اعطا شد.

#بهائیان

https://t.me/irandeveloped