مسئولیت های اجتماعی اساتید دانشگاه
از مدت ها پیش این ایده ذهن من را قلقلک می داد که واقعا مسئولیت های اجتماعی اساتید دانشگاه چیست؟ همان طور که می دانید اساتید دانشگاه در همه جای دنیا دو وظیفه عمده و مصوب دارند؛ آموزش و پژوهش
البته نسبت این دو وظیفه در کشور های مختلف متفاوت است. برخی بیشتر بر پژوهش و برخی دیگر روی آموزش تمرکز دارند که این موضوع نیازمند تدوین نوشته دیگری است.
اما منظور من در این نوشته از نوع مسئولیت های اجتماعی اساتید است. جامعه به اساتید دانشگاه علاوه بر نقش معلمی و پژوهشگری، از آنها انتظار رهبری فکری و انتظار عمل به موقع مدنی اصلاحی دارد. واقعا مسئولیت های اساتید دانشگاه به عنوان نخبگان جامعه در مقابل برخی کج روی های سیاسی، اجتماعی و قضایی جامعه چیست؟ اگر خاطرتان باشد در سال های گذشته، برخی از اقتصاد دانان نسبت به موضوع پرداخت یارانه ها در دولت آقای احمدی نژاد واکنش نشان دادند و بعد از کمتر از سه ماه، پیش بینی اقتصاد دانان درست از آب درآمد و جامعه دچار تورم دو رقمی سنگین و در عین حال رکود سنگین تر شد. اساتید اقتصاد می توانستند این کار را نکنند؛ اما در حالی که به وظیفه اصلی شان
تدریس و یا احیاناً پژوهش در دانشگاه است، انجام می دادند، با یک حرکت مدنی نیز به وظیفه اجتماعی خود عمل کردند. درست است دولت وقت وقعی به این نامه و درخواست نگذاشت اما به هر حال نخبگان دانشگاهی اقتصاد در این باره منفعل نبودند و مسئولیت اجتماعی خود را به خوبی انجام دادند. حال سوال اینجاست که چه زمانی اساتید حقوق، علوم سیاسی، جامعه شناسی و ... قرار است مسئولیت های اجتماعی خود را در مقابل کج روی های جامعه به موقع انجام دهند؟ اجازه دهید از اساتید حقوق شروع کنم. آیا اساتید حقوق نمی توانند مسئولین بالا رتبه قوه قضائیه را به دانشگاه دعوت کرده و درباره برخی رویکردهای نادرست این قوه درباره برخی قضایا با آنها صحبت کنند یا دست کم در مورد آن نامه ارشادی-اصلاحی به رئیس قوه و یا همکاران رده بالای ایشان بنویسند؟ مثلا در مورد حصر، مسئولیت اساتید حقوق چیست؟ آیا تدریس دانشگاهی مسئولیت آنها را در این خصوص رفع می کند؟ نمی توانند در یک جلسه ای یا در یک پنلی این موضوع را با حضور افراد ذیربط مورد نقد و بررسی قرار دهند و بلکه بدین طریق بتوان این مساله را به نحوی حل و فصل نمود که باعث افزایش تحمیل هزینه ها برای کشور و مردم نشد؟ درباره رشته های دیگر هم همین مساله صادق است. اساتید علوم سیاسی یک جور، جامعه شناسی یک جور دیگر، روان شناسی و علوم تربیتی به گونه دیگر. موضوع کژ کارکرد گشت ارشاد و حتی نوع نگاه به موضوع ماهواره ها، مساله مهمی است که اساتید جامعه شناسی و علوم سیاسی می توانند، بدان بپردازند. موضوع توجه به برنامه درسی متمرکز و معایب آن می تواند مورد توجه رشته های تعلیم وتربیت به ویژه اساتید برنامه درسی باشد. موضوع ثنویت و دوگانه ها در ایران با موضوع نهادهای موازی و همپوشان، می تواند موضوع اساتید حقوق و علوم سیاسی باشد و ...به نظر می رسد؛ متاسفانه اساتید دانشگاه ها از وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود بسیار غافلند.
در پایان می خواهم تجربه خود را از نقش فعال اساتید دانشگاه UBC تقدیم شما کنم. سال گذشته دولت استانی بریتیش کلمبیا کانادا تصمیم گرفته بود در مورد مسکن تصمیمی را اتخاذ کند، یکی از استادان مسکن و شهرسازی دانشگاه نامه اعتراضی به وزیر مربوطه نوشت و بقیه اساتید مرتبط نیز از این نامه حمایت کردند. این امر باعث شد وزیر مربوطه به دانشگاه آمد و اساتید اقناعش کردند که اجرای این سیاست بر تورم بیش از پیش مسکن در این استان تاثیر سو خواهد گذاشت که دولت استانی نیز از اجرای این سیاست منصرف شد. آیا از این دست کارها اساتید ما نمی توانند انجام دهند؟ نمونه های دیگری را که در سطح جهان بسیار معروفند، برای اغلب افراد آشنا هستند.چامسکی یک زبان شناس است. اما آنچه که وی را چامسکی کرده موضع گیری های علمی ایشان درباره مسائل اجتماعی است. و یا هنری ژیرو را موضع گیری های اجتماعی وی البته در کنار نظریه های آموزشی اش هنری ژیرو ساخته است. البته ناگفته نماند مثال های اینگونه افراد وطنی هم وجود دارند که از میان آنها می توان به دکتر رنانی و دکتر صادق زیبا کلام اشاره کرد. اما تا زمانی که انجام چنین مسئولیت هایی در میان اساتید دانشگاه همه گیر نشود و به عبارت دیگر مغفول واقع شود، توسعه جامعه هم مغفول خواهد ماند.
#مسئولیت_اجتماعی
#اساتید
https://t.me/irandeveloped
از مدت ها پیش این ایده ذهن من را قلقلک می داد که واقعا مسئولیت های اجتماعی اساتید دانشگاه چیست؟ همان طور که می دانید اساتید دانشگاه در همه جای دنیا دو وظیفه عمده و مصوب دارند؛ آموزش و پژوهش
البته نسبت این دو وظیفه در کشور های مختلف متفاوت است. برخی بیشتر بر پژوهش و برخی دیگر روی آموزش تمرکز دارند که این موضوع نیازمند تدوین نوشته دیگری است.
اما منظور من در این نوشته از نوع مسئولیت های اجتماعی اساتید است. جامعه به اساتید دانشگاه علاوه بر نقش معلمی و پژوهشگری، از آنها انتظار رهبری فکری و انتظار عمل به موقع مدنی اصلاحی دارد. واقعا مسئولیت های اساتید دانشگاه به عنوان نخبگان جامعه در مقابل برخی کج روی های سیاسی، اجتماعی و قضایی جامعه چیست؟ اگر خاطرتان باشد در سال های گذشته، برخی از اقتصاد دانان نسبت به موضوع پرداخت یارانه ها در دولت آقای احمدی نژاد واکنش نشان دادند و بعد از کمتر از سه ماه، پیش بینی اقتصاد دانان درست از آب درآمد و جامعه دچار تورم دو رقمی سنگین و در عین حال رکود سنگین تر شد. اساتید اقتصاد می توانستند این کار را نکنند؛ اما در حالی که به وظیفه اصلی شان
تدریس و یا احیاناً پژوهش در دانشگاه است، انجام می دادند، با یک حرکت مدنی نیز به وظیفه اجتماعی خود عمل کردند. درست است دولت وقت وقعی به این نامه و درخواست نگذاشت اما به هر حال نخبگان دانشگاهی اقتصاد در این باره منفعل نبودند و مسئولیت اجتماعی خود را به خوبی انجام دادند. حال سوال اینجاست که چه زمانی اساتید حقوق، علوم سیاسی، جامعه شناسی و ... قرار است مسئولیت های اجتماعی خود را در مقابل کج روی های جامعه به موقع انجام دهند؟ اجازه دهید از اساتید حقوق شروع کنم. آیا اساتید حقوق نمی توانند مسئولین بالا رتبه قوه قضائیه را به دانشگاه دعوت کرده و درباره برخی رویکردهای نادرست این قوه درباره برخی قضایا با آنها صحبت کنند یا دست کم در مورد آن نامه ارشادی-اصلاحی به رئیس قوه و یا همکاران رده بالای ایشان بنویسند؟ مثلا در مورد حصر، مسئولیت اساتید حقوق چیست؟ آیا تدریس دانشگاهی مسئولیت آنها را در این خصوص رفع می کند؟ نمی توانند در یک جلسه ای یا در یک پنلی این موضوع را با حضور افراد ذیربط مورد نقد و بررسی قرار دهند و بلکه بدین طریق بتوان این مساله را به نحوی حل و فصل نمود که باعث افزایش تحمیل هزینه ها برای کشور و مردم نشد؟ درباره رشته های دیگر هم همین مساله صادق است. اساتید علوم سیاسی یک جور، جامعه شناسی یک جور دیگر، روان شناسی و علوم تربیتی به گونه دیگر. موضوع کژ کارکرد گشت ارشاد و حتی نوع نگاه به موضوع ماهواره ها، مساله مهمی است که اساتید جامعه شناسی و علوم سیاسی می توانند، بدان بپردازند. موضوع توجه به برنامه درسی متمرکز و معایب آن می تواند مورد توجه رشته های تعلیم وتربیت به ویژه اساتید برنامه درسی باشد. موضوع ثنویت و دوگانه ها در ایران با موضوع نهادهای موازی و همپوشان، می تواند موضوع اساتید حقوق و علوم سیاسی باشد و ...به نظر می رسد؛ متاسفانه اساتید دانشگاه ها از وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود بسیار غافلند.
در پایان می خواهم تجربه خود را از نقش فعال اساتید دانشگاه UBC تقدیم شما کنم. سال گذشته دولت استانی بریتیش کلمبیا کانادا تصمیم گرفته بود در مورد مسکن تصمیمی را اتخاذ کند، یکی از استادان مسکن و شهرسازی دانشگاه نامه اعتراضی به وزیر مربوطه نوشت و بقیه اساتید مرتبط نیز از این نامه حمایت کردند. این امر باعث شد وزیر مربوطه به دانشگاه آمد و اساتید اقناعش کردند که اجرای این سیاست بر تورم بیش از پیش مسکن در این استان تاثیر سو خواهد گذاشت که دولت استانی نیز از اجرای این سیاست منصرف شد. آیا از این دست کارها اساتید ما نمی توانند انجام دهند؟ نمونه های دیگری را که در سطح جهان بسیار معروفند، برای اغلب افراد آشنا هستند.چامسکی یک زبان شناس است. اما آنچه که وی را چامسکی کرده موضع گیری های علمی ایشان درباره مسائل اجتماعی است. و یا هنری ژیرو را موضع گیری های اجتماعی وی البته در کنار نظریه های آموزشی اش هنری ژیرو ساخته است. البته ناگفته نماند مثال های اینگونه افراد وطنی هم وجود دارند که از میان آنها می توان به دکتر رنانی و دکتر صادق زیبا کلام اشاره کرد. اما تا زمانی که انجام چنین مسئولیت هایی در میان اساتید دانشگاه همه گیر نشود و به عبارت دیگر مغفول واقع شود، توسعه جامعه هم مغفول خواهد ماند.
#مسئولیت_اجتماعی
#اساتید
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
آیا ما بازی خورده ایم؟
برای انتخابات ریاست جمهوری همگی وارد میدان شدیم. چه اصلاح طلب، چه اصول گرا و حتی گروهی که معتقد به این دو جریان نبودند اما وطن دوست بودند.از این جهت هم، همه وارد گود شدند چون همه از زاویه خود نگران آینده کشور بودند.
اما من در این نوشته از موضع جریان پیروز مایلم به این مساله نگاهی بیندازم. موضع گیری های اخیر و بعد از انتخابات آقای روحانی، انتخاب وزرای کابینه، عدم تطابق شعارهای قبل از انتخابات با چینش برخی از اعضای کابینه و نیز عدم موضع گیری شفاف ایشان درباره محصورین و اعتصاب غذای آقای کروبی از یک سو و عدم رای آوری آقای بیطرف به عنوان یک اصلاح طلب شناسنامه دار سالم، بی پیرایه و بی ادعا ذهن آدمی را به این فکر وادار می کند که نکند، ما بازی خورده ایم. منظور از ما یعنی دو گروه اصلاح طلب و قشرخاکستری که نمی خواستند رقیب روحانی پیروز انتخابات شود. حال این سوال مطرح می شود آیا انتظاری که مردم از روحانی و لیست امید داشتند واقعا داشتن همین اعضای کابینه یا همین برخورد اعضای لیست امید با وزرای پیشنهادی اصلاح طلب بود؟
آیا ما هم از سمت روحانی و هم از طرف جریان دکتر عارف در مجلس به عنوان لیست امید بازی خوردیم؟
به قول دکتر زیبا کلام، حتی روحانی بدتر از این هم عمل می کرد ما گزینه دیگری نداشتیم، اما سوالی که پیش می آید این است به نظر شما برای دوره بعد، برای دوره های بعد هم فکری کرده اند؟ آیا دوباره این شگرد جواب خواهد داد؟ آیا اقوام و اهل تسنن مجددا برای دوره آینده از این حرکت استقبال خواهند کرد؟ آیا ما از اعتماد آنها سو استفاده نکردیم؟
دیوار توسعه هنگامی برافراشته و مستحکم می شود که آجرهای آن و تکه تکه خشت و گل آن مشتمل و ایستاده بر اعتماد باشد. اگر این اعتماد فرو بریزد بازسازی آن به این سادگی امکان پذیر نخواهد نشد. دعا کنیم همه چیز واقعا درست بوده باشد. امیدواریم بازی نخورده باشیم...
https://t.me/irandeveloped
برای انتخابات ریاست جمهوری همگی وارد میدان شدیم. چه اصلاح طلب، چه اصول گرا و حتی گروهی که معتقد به این دو جریان نبودند اما وطن دوست بودند.از این جهت هم، همه وارد گود شدند چون همه از زاویه خود نگران آینده کشور بودند.
اما من در این نوشته از موضع جریان پیروز مایلم به این مساله نگاهی بیندازم. موضع گیری های اخیر و بعد از انتخابات آقای روحانی، انتخاب وزرای کابینه، عدم تطابق شعارهای قبل از انتخابات با چینش برخی از اعضای کابینه و نیز عدم موضع گیری شفاف ایشان درباره محصورین و اعتصاب غذای آقای کروبی از یک سو و عدم رای آوری آقای بیطرف به عنوان یک اصلاح طلب شناسنامه دار سالم، بی پیرایه و بی ادعا ذهن آدمی را به این فکر وادار می کند که نکند، ما بازی خورده ایم. منظور از ما یعنی دو گروه اصلاح طلب و قشرخاکستری که نمی خواستند رقیب روحانی پیروز انتخابات شود. حال این سوال مطرح می شود آیا انتظاری که مردم از روحانی و لیست امید داشتند واقعا داشتن همین اعضای کابینه یا همین برخورد اعضای لیست امید با وزرای پیشنهادی اصلاح طلب بود؟
آیا ما هم از سمت روحانی و هم از طرف جریان دکتر عارف در مجلس به عنوان لیست امید بازی خوردیم؟
به قول دکتر زیبا کلام، حتی روحانی بدتر از این هم عمل می کرد ما گزینه دیگری نداشتیم، اما سوالی که پیش می آید این است به نظر شما برای دوره بعد، برای دوره های بعد هم فکری کرده اند؟ آیا دوباره این شگرد جواب خواهد داد؟ آیا اقوام و اهل تسنن مجددا برای دوره آینده از این حرکت استقبال خواهند کرد؟ آیا ما از اعتماد آنها سو استفاده نکردیم؟
دیوار توسعه هنگامی برافراشته و مستحکم می شود که آجرهای آن و تکه تکه خشت و گل آن مشتمل و ایستاده بر اعتماد باشد. اگر این اعتماد فرو بریزد بازسازی آن به این سادگی امکان پذیر نخواهد نشد. دعا کنیم همه چیز واقعا درست بوده باشد. امیدواریم بازی نخورده باشیم...
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
سلام
گزارش یک نشست....
اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" عنوان گرفته بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آرا و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" شان می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین این جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان در خصوص مهاتما گاندی گفتند فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط از پس مهاتما گاندی برمی آمد. به گفته ایشان، مهاتما توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان هند بخش اعظمی از مردم اساسا نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم گیرایی دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که مهاتما بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل های مختلفی بیان شده است اما من معتقدم که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....
گزارش یک نشست....
اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" عنوان گرفته بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آرا و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" شان می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین این جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان در خصوص مهاتما گاندی گفتند فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط از پس مهاتما گاندی برمی آمد. به گفته ایشان، مهاتما توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان هند بخش اعظمی از مردم اساسا نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم گیرایی دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که مهاتما بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل های مختلفی بیان شده است اما من معتقدم که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....
آیا سنت های فرهنگی، تاریخی و محیطی ایران به تدریج نابود می شوند؟
توسعه یک جامعه، برنامه ریزی صرف برای کشف آینده نیست. بلکه بخشی از توسعه ایستادن بر روی ستون های قوی حال و گذشته یک جامعه است. تصور فرمایید گذشته یکجامعه غنی، از سنت هایش تهی شود، منتظر چه نوع جامعه ای باید بود؟
به نظر می رسد؛ ما ایرانیان به ویژه در این دو سه دهه گذشته تبر برداشته و با شدت و حدت تمام ریشه سنت هایمان را خشک می کنیم. این سنت ها در ابعاد مختلف جامعه ایران وجود داشته که بخشی از این ریشه ها در سنت های محیطی، برخی در سنت های فرهنگی و برخی دیگر در سنت های تاریخی و اعتقادی کشورمان نضج پیدا کرده، ریشه دوانده و به درخت های تنومندی تبدیل شده اند. این سنت ها در طی سالیان متمادی شکل گرفته اند، اما ما در طی سالهای اخیر با این سنت ها مواجهه خوبی نداشته ایم و در صدد خشکاندن این سنت ها برآمده ایم.
به عنوان مثال به سابقه تاریخی کشورمان نگاه کنید. گویی تاریخ این کشور از همین چند دهه پیش شروع شده است و ما در این کشور تاریخ باستانی چند هزار ساله نداشته ایم!! یکی از آنها تاریخ درخشان باستان کشورمان است. به جای برخورد مناسب و تمهید جشن های مختلف و افرادی که می خواهند سنت خود را گرامی بدارند، مواجهه ما را با این موضوع ببینید. می توانیم از این پتاسیل در جهت تقویت هویت ملی خود بیشترین استفاده را بکنیم، در حالیکه آن را تبدیل به چالش و تهدید علیه وحدت ملی کرده ایم. نمونه بارز و اخیر آن گرامیداشت روز کوروش است. الان دیگر زمین و زمان به هم تپیده تا نکند تعدادی در کنار مقبره کوروش جمع شوند. راه ها را بسته اند، رزمایش راه انداخته اند و ... در حالیکه استفاده درست از این مساله می توانست به یک جشن ملی و تقویت هویت ما تبدیل شود.
هنرهای قدیمی ایران به عنوان بخشی از سنت های فرهنگی و هنری ماست که دست کمی از سنت تاریخی ما ندارد. ما در این کشور مکاتب موسیفی مختلفی داشته ایم و داریم. اما امروزه تا چه اندازه، اساتید موسیقی های مقامی مناطق کشورمان را می شناسیم؟ حاج قربان ها و موسیفی خراسان های کشور را چقدر می شناسیم؟ چقدر بازنمایی می کنیم؟ موسیقی بلوچستانی و سیستانی را چطور؟ موسیقی لری، کردی، عربی، ترکی، شمالی و ... این همه پتانسیل و هنر داریم. انصافا حاکمیت سیاسی ما چقدر به این سنت فرهنگی و هنری ایران اهمیت می دهد؟ مردم ما مشاهیر این حوزه را چقدر می شناسند؟ متاسفانه در این بخش هم، سنت های ما نادیده گرفته می شود.
مشاهیر ما به معنی به ما هو مشاهیر ایرانی چقدر گرامی داشته می شوند. اعم از مشاهیر کلاسیک، قدیمی و مشاهیر جدید. به هر کدام چیزی چسبانده ایم یا نادیده گرفته ایم و یا بایکوت شان کرده ایم.
در مورد مذاهب ایرانی، ادیان ایرانی که وضع بسیار تاسف برانگیز است. دست کم در خصوص ادیانی که به صورت رسمی در قوانین بالادستی پذیدفته ایم باید توجه بیشتری می کردیم. (بگذریم از مواردی که با وجود داشتن پیرو نادیده گرفته ایم که جای بررسی خود را دارد.) راستی چقدر از مراسم ادیان، مذاهب و گروه های ایرانی مطلع می شویم؟ چقدر رسانه های ما آنها را بازنمایی می کنند. مگر همه اینها ایرانی نیستند؟ مگر بخشی از فرهنگ ایران نیستند؟ آیا مشارکت مردم در مراسم آنها موجب شناخت بیشتر و همبستگی ملی نمی شود؟ به تدریج سنت های ملی خود را نابود می کنیم.
یکی از مباحث به روز ما مشارکت زرتشتی های عزیز و حضور دین کهن ایرانی در مناسبات ایران ماست. اساسا حضور یا عدم حضور آقای سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد در جای خود بسیار مهم است. نادیده گرفتن حضور ادیان و مذاهب پرقدمت ایرانی برای خدمت به دیگر ایرانیان بسیار مهم است. اما مهمتر از همه اینها نوع برخورد ما با این موضوع می باشد. افرادی که بی تفاوت به اینگونه مسائل عمل می کنند، بی شک آنها هم در مرگ تدریجی ایران سهیم هستند.
محیط زیست ما، منابع طبیعی ما، آبهای ما، صحراهای ما، جنگل و دریاهای ما هم که دردمندی فراوان دارند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این وضعیت، چطور به توسعه دست خواهیم یافت؟ وقتی زمینه های خود را، ستون های خود را از بیخ و بن می خشکانیم آیا باید به انتظار توسعه هم بنشینیم؟ مگر نه این است که توسعه یک فکر است که نیازمند پیشینه و سنت های درستی است. وقتی ما به دست خود این مبانی را از بین می بریم آیا باید منتظر یک توسعه همه جانبه هم باشیم؟
https://t.me/irandeveloped
توسعه یک جامعه، برنامه ریزی صرف برای کشف آینده نیست. بلکه بخشی از توسعه ایستادن بر روی ستون های قوی حال و گذشته یک جامعه است. تصور فرمایید گذشته یکجامعه غنی، از سنت هایش تهی شود، منتظر چه نوع جامعه ای باید بود؟
به نظر می رسد؛ ما ایرانیان به ویژه در این دو سه دهه گذشته تبر برداشته و با شدت و حدت تمام ریشه سنت هایمان را خشک می کنیم. این سنت ها در ابعاد مختلف جامعه ایران وجود داشته که بخشی از این ریشه ها در سنت های محیطی، برخی در سنت های فرهنگی و برخی دیگر در سنت های تاریخی و اعتقادی کشورمان نضج پیدا کرده، ریشه دوانده و به درخت های تنومندی تبدیل شده اند. این سنت ها در طی سالیان متمادی شکل گرفته اند، اما ما در طی سالهای اخیر با این سنت ها مواجهه خوبی نداشته ایم و در صدد خشکاندن این سنت ها برآمده ایم.
به عنوان مثال به سابقه تاریخی کشورمان نگاه کنید. گویی تاریخ این کشور از همین چند دهه پیش شروع شده است و ما در این کشور تاریخ باستانی چند هزار ساله نداشته ایم!! یکی از آنها تاریخ درخشان باستان کشورمان است. به جای برخورد مناسب و تمهید جشن های مختلف و افرادی که می خواهند سنت خود را گرامی بدارند، مواجهه ما را با این موضوع ببینید. می توانیم از این پتاسیل در جهت تقویت هویت ملی خود بیشترین استفاده را بکنیم، در حالیکه آن را تبدیل به چالش و تهدید علیه وحدت ملی کرده ایم. نمونه بارز و اخیر آن گرامیداشت روز کوروش است. الان دیگر زمین و زمان به هم تپیده تا نکند تعدادی در کنار مقبره کوروش جمع شوند. راه ها را بسته اند، رزمایش راه انداخته اند و ... در حالیکه استفاده درست از این مساله می توانست به یک جشن ملی و تقویت هویت ما تبدیل شود.
هنرهای قدیمی ایران به عنوان بخشی از سنت های فرهنگی و هنری ماست که دست کمی از سنت تاریخی ما ندارد. ما در این کشور مکاتب موسیفی مختلفی داشته ایم و داریم. اما امروزه تا چه اندازه، اساتید موسیقی های مقامی مناطق کشورمان را می شناسیم؟ حاج قربان ها و موسیفی خراسان های کشور را چقدر می شناسیم؟ چقدر بازنمایی می کنیم؟ موسیقی بلوچستانی و سیستانی را چطور؟ موسیقی لری، کردی، عربی، ترکی، شمالی و ... این همه پتانسیل و هنر داریم. انصافا حاکمیت سیاسی ما چقدر به این سنت فرهنگی و هنری ایران اهمیت می دهد؟ مردم ما مشاهیر این حوزه را چقدر می شناسند؟ متاسفانه در این بخش هم، سنت های ما نادیده گرفته می شود.
مشاهیر ما به معنی به ما هو مشاهیر ایرانی چقدر گرامی داشته می شوند. اعم از مشاهیر کلاسیک، قدیمی و مشاهیر جدید. به هر کدام چیزی چسبانده ایم یا نادیده گرفته ایم و یا بایکوت شان کرده ایم.
در مورد مذاهب ایرانی، ادیان ایرانی که وضع بسیار تاسف برانگیز است. دست کم در خصوص ادیانی که به صورت رسمی در قوانین بالادستی پذیدفته ایم باید توجه بیشتری می کردیم. (بگذریم از مواردی که با وجود داشتن پیرو نادیده گرفته ایم که جای بررسی خود را دارد.) راستی چقدر از مراسم ادیان، مذاهب و گروه های ایرانی مطلع می شویم؟ چقدر رسانه های ما آنها را بازنمایی می کنند. مگر همه اینها ایرانی نیستند؟ مگر بخشی از فرهنگ ایران نیستند؟ آیا مشارکت مردم در مراسم آنها موجب شناخت بیشتر و همبستگی ملی نمی شود؟ به تدریج سنت های ملی خود را نابود می کنیم.
یکی از مباحث به روز ما مشارکت زرتشتی های عزیز و حضور دین کهن ایرانی در مناسبات ایران ماست. اساسا حضور یا عدم حضور آقای سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد در جای خود بسیار مهم است. نادیده گرفتن حضور ادیان و مذاهب پرقدمت ایرانی برای خدمت به دیگر ایرانیان بسیار مهم است. اما مهمتر از همه اینها نوع برخورد ما با این موضوع می باشد. افرادی که بی تفاوت به اینگونه مسائل عمل می کنند، بی شک آنها هم در مرگ تدریجی ایران سهیم هستند.
محیط زیست ما، منابع طبیعی ما، آبهای ما، صحراهای ما، جنگل و دریاهای ما هم که دردمندی فراوان دارند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این وضعیت، چطور به توسعه دست خواهیم یافت؟ وقتی زمینه های خود را، ستون های خود را از بیخ و بن می خشکانیم آیا باید به انتظار توسعه هم بنشینیم؟ مگر نه این است که توسعه یک فکر است که نیازمند پیشینه و سنت های درستی است. وقتی ما به دست خود این مبانی را از بین می بریم آیا باید منتظر یک توسعه همه جانبه هم باشیم؟
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
چکیده سخنرانی
در گروه صلح انجمن مطالعات جامعه شناسی ایران بحثی خواهم داشت تحت عنوان؛" تبیین الگوی مفهومی چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی" در این بحث تلاش خواهم کرد نسبت ها و پیوندهای میان این سه مفهوم را ابتدا براساس الگوی "ریچارد ریس" تبیین نموده سپس آن را برای جامعه ایران بومی سازی نمایم. در این تلاش، سعی خواهم کرد این الگو را تسری داده تا به مفهوم شهروندی و توسعه برسم. در پایان تلاش خواهم کرد، دلالت های این الگو را با ارایه شاهد مثال هایی برای ایران عملیاتی نمایم. در این بخش نگاه انتقادی خواهم داشت به وضعیت چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی در جامعه ایران.
این سخنرانی در پنجم آذر 1396 و در ساختمان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. آقای دکتر خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران از دیگر اعضای این سخنرانی - نشست خواهند بود.
حضور برای همه علاقمندان آزاد و رایگان است.
@cacpc
@irandeveloped
در گروه صلح انجمن مطالعات جامعه شناسی ایران بحثی خواهم داشت تحت عنوان؛" تبیین الگوی مفهومی چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی" در این بحث تلاش خواهم کرد نسبت ها و پیوندهای میان این سه مفهوم را ابتدا براساس الگوی "ریچارد ریس" تبیین نموده سپس آن را برای جامعه ایران بومی سازی نمایم. در این تلاش، سعی خواهم کرد این الگو را تسری داده تا به مفهوم شهروندی و توسعه برسم. در پایان تلاش خواهم کرد، دلالت های این الگو را با ارایه شاهد مثال هایی برای ایران عملیاتی نمایم. در این بخش نگاه انتقادی خواهم داشت به وضعیت چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی در جامعه ایران.
این سخنرانی در پنجم آذر 1396 و در ساختمان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. آقای دکتر خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران از دیگر اعضای این سخنرانی - نشست خواهند بود.
حضور برای همه علاقمندان آزاد و رایگان است.
@cacpc
@irandeveloped
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
Audio
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
سخنرانی_استاد_صادقیتجربه_زیسته_در.3gp
7.5 MB
پیام اعتراضات اخیر
به نظر می رسد امید مردم از اصلاح طلب ها هم سلب شده است. یعنی اگر از سال های گذشته روزنه امیدی برای اصلاح از سوی اصلاح طلبان وجود داشت، مردم از این روزنه هم نا امید شده اند. حاکمیت از بالا تا پایین باید صدای مردم را بشنود. به این و آن هم حواله ندهد. حواله کردن این اعتراضات مدنی، خودفریبی بیش نیست. همه ایرانیان نگران ایران هستند، امیدواریم تمام حاکمیت دست از لجاجت برداشته صدای مردم را به تمام و کمال بشنود. مردم از آقای روحانی هم انتظار دارند اگر همچنان خود را منتخب و نماینده اکثریت مردم می داند، زبان بگشاید تا شاید مردم آرام گیرند.
#اعتراضات_مردم
https://t.me/irandeveloped
به نظر می رسد امید مردم از اصلاح طلب ها هم سلب شده است. یعنی اگر از سال های گذشته روزنه امیدی برای اصلاح از سوی اصلاح طلبان وجود داشت، مردم از این روزنه هم نا امید شده اند. حاکمیت از بالا تا پایین باید صدای مردم را بشنود. به این و آن هم حواله ندهد. حواله کردن این اعتراضات مدنی، خودفریبی بیش نیست. همه ایرانیان نگران ایران هستند، امیدواریم تمام حاکمیت دست از لجاجت برداشته صدای مردم را به تمام و کمال بشنود. مردم از آقای روحانی هم انتظار دارند اگر همچنان خود را منتخب و نماینده اکثریت مردم می داند، زبان بگشاید تا شاید مردم آرام گیرند.
#اعتراضات_مردم
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
لزوم موضع گیری در خصوص خبر حذف آموزش زبان انگلیسی از برنامه های رسمی و فوق برنامه دوره ابتدایی ایران
همه ما بارها این عبارت را شنیده ایم که "آموزش در کودکی حکاکی بر روی سنگ است که به این سادگی از بین نمی رود". بر اساس همین اصل در همه جای دنیا آموزش زبان های دوم و سوم از دوره ابتدایی آغاز می شود. اما نکاتی چند در خصوص این مصوبه:
نکته اول) شورایی که قرار است شورای آموزش یک کشور متمرکز همچون ایران باشد، باید تصمیماتی اتخاذ کند که کمترین اشکال را داشته باشد. چون کشور متمرکز است، کوچکترین اشکال آن، تبدیل به بزرگترین اشکال می شود. لذا تصمیمات در یک نظام متمرکز باید محتاطانه صورت گیرد.
نکته دوم) اهمیت آموزش زبان انگلیسی یا هر نوع زبان دوم است که امروز در جهان بین المللی شده ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در همه کشورها، آموزش زبان دوم اصل است. اما در ایران، زبان دوم بویژه زبان انگلیسی ضرورتی صدچندان است. مشکل اصلی کشور ما ندانستن زبان دوم بویژه زبان انگلیسی است. اگر این کانال و روزنه کوچک هم بسته شود بی شک کشور آسیب خواهد دید.
نکته سوم) زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی چه بخواهیم چه نخواهیم چه دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم، واقعیت خارجی دارد. نمی توان چشم را بر روی واقعیت ها بست. زبان علم دنیا امروزه زبان انگلیسی است. بررسی ها نشان می دهد هر چه زبان انگلیسی افراد بهتر، ارتباطات و خدمات این افراد به کشور بهتر. لذا با این کار صرفا جلوی پیشرفت کشور گرفته می شود.
لذا بر آگاهان، متخصصان، انجمن های علمی و مدیران مدارس است که مقابل این تصمیم ضد علمی و ضد پیشرفت کشور، موضع گیری کرده و اجازه اجرایی شدن آن را ندهند.
#آموزش_انگلیسی
@cacpc
همه ما بارها این عبارت را شنیده ایم که "آموزش در کودکی حکاکی بر روی سنگ است که به این سادگی از بین نمی رود". بر اساس همین اصل در همه جای دنیا آموزش زبان های دوم و سوم از دوره ابتدایی آغاز می شود. اما نکاتی چند در خصوص این مصوبه:
نکته اول) شورایی که قرار است شورای آموزش یک کشور متمرکز همچون ایران باشد، باید تصمیماتی اتخاذ کند که کمترین اشکال را داشته باشد. چون کشور متمرکز است، کوچکترین اشکال آن، تبدیل به بزرگترین اشکال می شود. لذا تصمیمات در یک نظام متمرکز باید محتاطانه صورت گیرد.
نکته دوم) اهمیت آموزش زبان انگلیسی یا هر نوع زبان دوم است که امروز در جهان بین المللی شده ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در همه کشورها، آموزش زبان دوم اصل است. اما در ایران، زبان دوم بویژه زبان انگلیسی ضرورتی صدچندان است. مشکل اصلی کشور ما ندانستن زبان دوم بویژه زبان انگلیسی است. اگر این کانال و روزنه کوچک هم بسته شود بی شک کشور آسیب خواهد دید.
نکته سوم) زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی چه بخواهیم چه نخواهیم چه دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم، واقعیت خارجی دارد. نمی توان چشم را بر روی واقعیت ها بست. زبان علم دنیا امروزه زبان انگلیسی است. بررسی ها نشان می دهد هر چه زبان انگلیسی افراد بهتر، ارتباطات و خدمات این افراد به کشور بهتر. لذا با این کار صرفا جلوی پیشرفت کشور گرفته می شود.
لذا بر آگاهان، متخصصان، انجمن های علمی و مدیران مدارس است که مقابل این تصمیم ضد علمی و ضد پیشرفت کشور، موضع گیری کرده و اجازه اجرایی شدن آن را ندهند.
#آموزش_انگلیسی
@cacpc
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
سلام
دوستان و اساتید ارجمند
احتمالا خبر بازداشت و سپس خودکشی در زندان آقای دکتر کاووس سید امامی استاد فقید دانشگاه امام صادق را دریافت کرده اید. خبر شوک آوری بود.
یادمه در یک یادداشتی "مسئولیت اجتماعی" استادان دانشگاه را منتشر کرده بودم. در این یادداشت هدفم مسئولیت دانشگاهیان در مقابل مردم و بویژه مردم عادی بود که صدای آنها را کسی نمی شنود. این بار مساله به صورتی است که دامن خود استادان دانشگاه را گرفت. به نظر می رسد در این مساله اگر به مسئولیت حرفه ای، انسانی و اخلافی خودمان عمل نکنیم دیگر هیچ توجیهی و هیچ بهانه ای قابل پذیرش نیست. به نظرم در این قضیه از بزرگان یا افرادی از حوزه جامعه شناسی و حقوق به عنوان نمایندگان جمع دانشگاهی انتخاب شده مسئول پیگیری موضوع شوند. ضمن عرض تسلیت به خانواده ایشان، استادان و فرهبختگان، انتظار می رود موضوع هم از سوی دانشگاهیان و هم از سوی قوه قضاییه مورد پیگیری قرار گرفته تا مشخص شود چطور یک استاد دانشگاه پس از بازداشت، به این راحتی در زندان خودکشی می کند!!!.....
#سیدامامی
@cacpc
دوستان و اساتید ارجمند
احتمالا خبر بازداشت و سپس خودکشی در زندان آقای دکتر کاووس سید امامی استاد فقید دانشگاه امام صادق را دریافت کرده اید. خبر شوک آوری بود.
یادمه در یک یادداشتی "مسئولیت اجتماعی" استادان دانشگاه را منتشر کرده بودم. در این یادداشت هدفم مسئولیت دانشگاهیان در مقابل مردم و بویژه مردم عادی بود که صدای آنها را کسی نمی شنود. این بار مساله به صورتی است که دامن خود استادان دانشگاه را گرفت. به نظر می رسد در این مساله اگر به مسئولیت حرفه ای، انسانی و اخلافی خودمان عمل نکنیم دیگر هیچ توجیهی و هیچ بهانه ای قابل پذیرش نیست. به نظرم در این قضیه از بزرگان یا افرادی از حوزه جامعه شناسی و حقوق به عنوان نمایندگان جمع دانشگاهی انتخاب شده مسئول پیگیری موضوع شوند. ضمن عرض تسلیت به خانواده ایشان، استادان و فرهبختگان، انتظار می رود موضوع هم از سوی دانشگاهیان و هم از سوی قوه قضاییه مورد پیگیری قرار گرفته تا مشخص شود چطور یک استاد دانشگاه پس از بازداشت، به این راحتی در زندان خودکشی می کند!!!.....
#سیدامامی
@cacpc
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
زبان مادری
امروز روز ملی زبان مادری بود. همه ما از اینکه زبان های مادری به تدریج فراموش شده و از بین می روند، خبرها، مطالب و مقالاتی را خوانده ایم.
واقعیت این است که پژوهش های دقیقی در دست نیست که چه تعداد از زبان های مادری از گنجینه فرهنگ جهانی حذف می شوند، اما تردیدی نیست که زبان های مادری به تدریج فراموش می شوند. اگر نیم نگاهی به وضعیت خود و اطرافیان خود بیاندازیم به وضوح خواهیم دید که خود و یا اطرافیانمان دیگر به لهجه و زبان خود صحبت نمی کنند. تصور بفرمابید بعد از یک نسل (زاد و ولد) آیا از آن زبان و یا لهجه در خانواده شما اثری باقی خواهد ماند؟ عملا داریم یک ثروت جهانی را که گنجینه ایست بی بدیل از دست می دهیم. تلاش کنیم این فراموشی دست کم دیرتر اتفاق بیافتد. فقط کافی است زبان مادری خود را به بچه هایمان یاد داده و خود نیز با افتخار به زبان مادری خود دست کم در میان خانواده خود، در میان اقوام و خویشان خود صحبت کنیم. شک نکنید که این گنجینه با همین اقدام ساده دیرتر تخریب خواهد شد.
با اهتمام به حفط زبان مادری، زبان که بروز و ظهور و نماد فرهنگ هاست، تنوع فرهنگی هم پاس داشته خواهد شد. در واقع پاسداشت زبان مادری به نوعی پاسداشت هویت، تاریخ و تنوع فرهنگی است. پس در حفظ و گسترش آن قدم هایی برداریم...
روز زبان مادری، روز احترام به گنجینه فرهنگی خود، کشور و جهان مبارک.
#زبان_مادری
@cacpc
امروز روز ملی زبان مادری بود. همه ما از اینکه زبان های مادری به تدریج فراموش شده و از بین می روند، خبرها، مطالب و مقالاتی را خوانده ایم.
واقعیت این است که پژوهش های دقیقی در دست نیست که چه تعداد از زبان های مادری از گنجینه فرهنگ جهانی حذف می شوند، اما تردیدی نیست که زبان های مادری به تدریج فراموش می شوند. اگر نیم نگاهی به وضعیت خود و اطرافیان خود بیاندازیم به وضوح خواهیم دید که خود و یا اطرافیانمان دیگر به لهجه و زبان خود صحبت نمی کنند. تصور بفرمابید بعد از یک نسل (زاد و ولد) آیا از آن زبان و یا لهجه در خانواده شما اثری باقی خواهد ماند؟ عملا داریم یک ثروت جهانی را که گنجینه ایست بی بدیل از دست می دهیم. تلاش کنیم این فراموشی دست کم دیرتر اتفاق بیافتد. فقط کافی است زبان مادری خود را به بچه هایمان یاد داده و خود نیز با افتخار به زبان مادری خود دست کم در میان خانواده خود، در میان اقوام و خویشان خود صحبت کنیم. شک نکنید که این گنجینه با همین اقدام ساده دیرتر تخریب خواهد شد.
با اهتمام به حفط زبان مادری، زبان که بروز و ظهور و نماد فرهنگ هاست، تنوع فرهنگی هم پاس داشته خواهد شد. در واقع پاسداشت زبان مادری به نوعی پاسداشت هویت، تاریخ و تنوع فرهنگی است. پس در حفظ و گسترش آن قدم هایی برداریم...
روز زبان مادری، روز احترام به گنجینه فرهنگی خود، کشور و جهان مبارک.
#زبان_مادری
@cacpc
به بهانه درگذشت استاد داریوش شایگان!
گرامیداشت مشاهیر، گرامیداشت تاریخ و میراث معنوی یک کشور است. در اغلب کشورهای توسعه یافته، مردم و یا موسسات مردم نهاد مسئولیت گرامیداشت مشاهیر را بر عهده دارند. اما از آنجائیکه در کشور ما حکومت همه چیز را خود بر عهده گرفته، تبریک و تسلیت هم جزئی از مسئولیت های حاکمیت شده است. شاید این بخش ماجرا خیلی اشکال نداشته باشد، اما مساله از اینجا آغاز می شود که وقتی یک چهره ای که هزاران خدمت گوناگون به ایران کرده است از دید حکومت پنهان می ماند و فردی چون صرفا بدین جهت که در فلان مجمع اداری و حکومتی عضویت دارد و سنش هم از نود هم بالاتر رفته و خدمت چندانی هم به کشور نداشته، در فوتش چنان بزرگ نمایی می شود، چنان گرامی داشته می شود که گویی یکی از معصومین فوت کرده است.
واقعا ضایعه مرگ داریوش شایگان شایسته تسلیت مسئولین حکومتی نبود؟ فردی که این همه اثر فاخر تقدیم این مرز و بوم کرده است؟
اما ظاهرا نبوده است، چون احتمالا غیر خودی از نظر حکومت به حساب می آمد، شایسته تسلیت نبود!!
جای بسی خوشحالی است که مردم، این گونه مسائل را به خوبی تشخیص می دهند و برای استاد داریوش شایگان هم سنگ تمام گذاشتند. موج انتشار آراء و افکار ایشان در فضای مجازی، انتشار عناوین آثار ایشان و گرامیداشت وی به صور گوناگون از جمله عکس العمل مردم به فوت این دانشمند فرزانه مستقل بود.
دوباره تاکید می کنم توسعه بخش مهم آن گرامیداشت افراد تاثیر گذار آن جامعه است و گرامیداشت شایگان گرامیداشت بخشی از تاثیر گذران در ساخت و ترویج فرهنگ ایران است.
#شایگان
https://t.me/irandeveloped
گرامیداشت مشاهیر، گرامیداشت تاریخ و میراث معنوی یک کشور است. در اغلب کشورهای توسعه یافته، مردم و یا موسسات مردم نهاد مسئولیت گرامیداشت مشاهیر را بر عهده دارند. اما از آنجائیکه در کشور ما حکومت همه چیز را خود بر عهده گرفته، تبریک و تسلیت هم جزئی از مسئولیت های حاکمیت شده است. شاید این بخش ماجرا خیلی اشکال نداشته باشد، اما مساله از اینجا آغاز می شود که وقتی یک چهره ای که هزاران خدمت گوناگون به ایران کرده است از دید حکومت پنهان می ماند و فردی چون صرفا بدین جهت که در فلان مجمع اداری و حکومتی عضویت دارد و سنش هم از نود هم بالاتر رفته و خدمت چندانی هم به کشور نداشته، در فوتش چنان بزرگ نمایی می شود، چنان گرامی داشته می شود که گویی یکی از معصومین فوت کرده است.
واقعا ضایعه مرگ داریوش شایگان شایسته تسلیت مسئولین حکومتی نبود؟ فردی که این همه اثر فاخر تقدیم این مرز و بوم کرده است؟
اما ظاهرا نبوده است، چون احتمالا غیر خودی از نظر حکومت به حساب می آمد، شایسته تسلیت نبود!!
جای بسی خوشحالی است که مردم، این گونه مسائل را به خوبی تشخیص می دهند و برای استاد داریوش شایگان هم سنگ تمام گذاشتند. موج انتشار آراء و افکار ایشان در فضای مجازی، انتشار عناوین آثار ایشان و گرامیداشت وی به صور گوناگون از جمله عکس العمل مردم به فوت این دانشمند فرزانه مستقل بود.
دوباره تاکید می کنم توسعه بخش مهم آن گرامیداشت افراد تاثیر گذار آن جامعه است و گرامیداشت شایگان گرامیداشت بخشی از تاثیر گذران در ساخت و ترویج فرهنگ ایران است.
#شایگان
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
متن ارسالی یکی از دوستان درباره بعضی تحرکات ناشیانه رسانه به اصطلاح ملی
باسلام خدمت استاد عزیزم دکتر صادقی که همیشه دغدغه ایشان احترام به فرهنگ غنی تمام ایرانی ها وبا توجه به تنوع وسیع تمام قومیت ها در ایران است متاسفانه شبکه دو سیما، در به نمایش گذاشتن میان برنامه ای از پراکندگی قومیت ها در نقشه ایران و حذف نشان گذاری مردم عرب خوزستان در نقشه ایران بزرگ، قلب این مردم شریف را جریحه دار نمود و همچنین در مسابقه ای پاسخ صحیح را این گزینه قرار داده اند که: اکثریت آبادانی ها بوشهری هستند!
اقوام ایرانی با تمام ظرفیت ها و امکانات با وحدت و همدلی و همگرائی از وحدت و تمامیت ارضی ایران دفاع می کنند و مردم شریف عرب خوزستان در هشت سال دفاع مقدس با تقدیم شهدای سرافراز زیادی همچنان وفاداری خویش را به ایران عزیز ثابت کرده اند.
تحریک قومیت ها بسیار خطرناک و یک حرکت ضد ملی است و مخاطرات امنیتی و آثار مخرب اجتماعی فراوانی دارد.
جایگاه ویژه مردم نجیب عرب ایرانی در منظومه اقتدار اجتماعی نظام غیر قابل انکار است و تنها در سایه هوشمندی و توانمندسازی و ارتقا سطح رضایت مندی اجتماعی و دقت نظر در حفظ کرامت و منزلت اجتماعی و عدالت در همه سطوح و وحدت و همدلی همه اقوام ایرانی، رشد و شکوفائی و تعالی مادی و معنوی حاصل می شود.
فلذا از شما (استاد عزیز ) انتظار می رود که با انتشار این پیام در کانال برنامه درسی و فرهنگ نسبت به ساخت این گونه برنامه ها که هویت اصیل مردم عرب خوزستان را نادیده گرفته است، واکنش نشان دهید.....
از حسن نظر شما استاد فرهیخته کمال تشکر را دارم...🌹
دکتر ،من در کلاس شما یاد گرفتم که اول انسان باشم بعد ایرانی بعد هم عرب ....یاد گرفتم که همه با هم فرقی نمی کنیم ،چه سفید چه سیاه ،یاد گرفتم که تعصب، جهالت به همراه دارد ،یاد گرفتم .........
باز هم ممنونم🌹🙏🏻
#ایران_بزرگ
#اقوام_ایرانی
https://t.me/irandeveloped
متن ارسالی یکی از دوستان درباره بعضی تحرکات ناشیانه رسانه به اصطلاح ملی
باسلام خدمت استاد عزیزم دکتر صادقی که همیشه دغدغه ایشان احترام به فرهنگ غنی تمام ایرانی ها وبا توجه به تنوع وسیع تمام قومیت ها در ایران است متاسفانه شبکه دو سیما، در به نمایش گذاشتن میان برنامه ای از پراکندگی قومیت ها در نقشه ایران و حذف نشان گذاری مردم عرب خوزستان در نقشه ایران بزرگ، قلب این مردم شریف را جریحه دار نمود و همچنین در مسابقه ای پاسخ صحیح را این گزینه قرار داده اند که: اکثریت آبادانی ها بوشهری هستند!
اقوام ایرانی با تمام ظرفیت ها و امکانات با وحدت و همدلی و همگرائی از وحدت و تمامیت ارضی ایران دفاع می کنند و مردم شریف عرب خوزستان در هشت سال دفاع مقدس با تقدیم شهدای سرافراز زیادی همچنان وفاداری خویش را به ایران عزیز ثابت کرده اند.
تحریک قومیت ها بسیار خطرناک و یک حرکت ضد ملی است و مخاطرات امنیتی و آثار مخرب اجتماعی فراوانی دارد.
جایگاه ویژه مردم نجیب عرب ایرانی در منظومه اقتدار اجتماعی نظام غیر قابل انکار است و تنها در سایه هوشمندی و توانمندسازی و ارتقا سطح رضایت مندی اجتماعی و دقت نظر در حفظ کرامت و منزلت اجتماعی و عدالت در همه سطوح و وحدت و همدلی همه اقوام ایرانی، رشد و شکوفائی و تعالی مادی و معنوی حاصل می شود.
فلذا از شما (استاد عزیز ) انتظار می رود که با انتشار این پیام در کانال برنامه درسی و فرهنگ نسبت به ساخت این گونه برنامه ها که هویت اصیل مردم عرب خوزستان را نادیده گرفته است، واکنش نشان دهید.....
از حسن نظر شما استاد فرهیخته کمال تشکر را دارم...🌹
دکتر ،من در کلاس شما یاد گرفتم که اول انسان باشم بعد ایرانی بعد هم عرب ....یاد گرفتم که همه با هم فرقی نمی کنیم ،چه سفید چه سیاه ،یاد گرفتم که تعصب، جهالت به همراه دارد ،یاد گرفتم .........
باز هم ممنونم🌹🙏🏻
#ایران_بزرگ
#اقوام_ایرانی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
واکنش مثبت به سخنرانی رهبری در سال نوشمسی(۱۳۹۷)
پس از سخنرانی رهبری در مشهد مبنی بر اینکه هیچ کسی به جهت مخالفت با ایشان و نظرات ایشان یا مخالفت با نظام در زندان نیست، واکنش های گوناگونی در فضای رسانه ای شکل گرفت، توئیت های مختلفی انجام شد. اما من این موضع گیری رهبری را به فال نیک گرفته و از آن برداشت مثبت می کنم. از این جهت که وقتی بالاترین مسئول حکومتی به صراحت اعلام می دارد که هیچ فردی به خاطر مخالفت با ایشان و یا نظام در زندان نیست به نظرم به نهادهای مسئول مستقیم و غیر مستقیم دستور می دهند که نباید این عمل صورت گیرد.از سوی دیگر اگر نهادی به خاطر موضع گیری فرد یا گروهی در خصوص نظرات رهبری، نظر مخالف داشتند این نهادها به سادگی نمی توانند اقدامات خلاف نظر صریح رهبری انجام دهند. لذا به نظر من از هر دو جهت اقدامی است نیکو، مثبت و رو به جلو.
#رهبری
#مخالفت
https://t.me/irandeveloped
پس از سخنرانی رهبری در مشهد مبنی بر اینکه هیچ کسی به جهت مخالفت با ایشان و نظرات ایشان یا مخالفت با نظام در زندان نیست، واکنش های گوناگونی در فضای رسانه ای شکل گرفت، توئیت های مختلفی انجام شد. اما من این موضع گیری رهبری را به فال نیک گرفته و از آن برداشت مثبت می کنم. از این جهت که وقتی بالاترین مسئول حکومتی به صراحت اعلام می دارد که هیچ فردی به خاطر مخالفت با ایشان و یا نظام در زندان نیست به نظرم به نهادهای مسئول مستقیم و غیر مستقیم دستور می دهند که نباید این عمل صورت گیرد.از سوی دیگر اگر نهادی به خاطر موضع گیری فرد یا گروهی در خصوص نظرات رهبری، نظر مخالف داشتند این نهادها به سادگی نمی توانند اقدامات خلاف نظر صریح رهبری انجام دهند. لذا به نظر من از هر دو جهت اقدامی است نیکو، مثبت و رو به جلو.
#رهبری
#مخالفت
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
شهردار تهران استعفا، استعفا!!
شهردار تهران باید استعفا دهد، شورای شهر هم باید استعفای او را بپذیرد. اعضا هم در پذیرفتن استعفای شهردار کاملا آزادند. شهرداری هم که ما می خواهیم باید انتخاب بشود. شوخی هم نداریم. خیلی هم شیکیم...!!!
در ضمن همچین چیزی اصلا هم تعحب نداره! عین دموکراسیه. با این پیشنهاد هم دموکراسی رعایت شده، هم رای افراد برای انتخاب اعضای شورا محترم دانسته شده و هم فلسفه وجودی شورا کاملا تبیین شده...
افرادی که نظر ما را تایید کنند نظرشون خیلی هم محترمه، آن بقیه اندکی هم که مخالف نظر ما هستند، اصلا نظرشون مهم نیست. اساسا اونها نباید نظر بدهند. اگرنظر هم بدهند نظرشون، یعنی کشک!!!
دقیقا به همین روشنی، به همین سادگی.
این عین قانون گرایی، تفکیک قوا و از همه مهمتر عین توسعه یافتگی است.... اصلا هم با نظریه های توسعه ناسازگار نیست. باشد هم مهم نیست. شما باید بروید نظریه تونو عوض کنید. بله کاملا درسته اصلا شوخی هم نداریم....
اینم یادم رفت بگم. من بیشتر از خود شهردار، همه اعضای شورا و مهمتر از آن بیشتر از همه مردم می فهمم. خنده هم نداره! بله با شمام. دقیقا با شما...
#استعفا
https://t.me/irandeveloped
شهردار تهران باید استعفا دهد، شورای شهر هم باید استعفای او را بپذیرد. اعضا هم در پذیرفتن استعفای شهردار کاملا آزادند. شهرداری هم که ما می خواهیم باید انتخاب بشود. شوخی هم نداریم. خیلی هم شیکیم...!!!
در ضمن همچین چیزی اصلا هم تعحب نداره! عین دموکراسیه. با این پیشنهاد هم دموکراسی رعایت شده، هم رای افراد برای انتخاب اعضای شورا محترم دانسته شده و هم فلسفه وجودی شورا کاملا تبیین شده...
افرادی که نظر ما را تایید کنند نظرشون خیلی هم محترمه، آن بقیه اندکی هم که مخالف نظر ما هستند، اصلا نظرشون مهم نیست. اساسا اونها نباید نظر بدهند. اگرنظر هم بدهند نظرشون، یعنی کشک!!!
دقیقا به همین روشنی، به همین سادگی.
این عین قانون گرایی، تفکیک قوا و از همه مهمتر عین توسعه یافتگی است.... اصلا هم با نظریه های توسعه ناسازگار نیست. باشد هم مهم نیست. شما باید بروید نظریه تونو عوض کنید. بله کاملا درسته اصلا شوخی هم نداریم....
اینم یادم رفت بگم. من بیشتر از خود شهردار، همه اعضای شورا و مهمتر از آن بیشتر از همه مردم می فهمم. خنده هم نداره! بله با شمام. دقیقا با شما...
#استعفا
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
جمع بندی یادگیری های خود از سفر نوروزی اخیر به بخشی از غرب کشور
احتمالا برخی از دوستان کانال "آموزش چند فرهنگی"؛ نوشته های نوروزی بنده را به مناطق غرب کشور دنبال می کردند. در این نوشته ها سعی کردم با تاکید بر زیست - بوم، فرهنگ هر شهر مطلبی بنگارم. اما خارج از موارد مربوط به مقوله های زیست - بوم، فرهنگ، موارد دیگری را هم مشاهده کردم که مایلم هر کدام را به صورت یک یادداشت مستقل با رویکرد تحلیلی، تقدیم کنم. مواردی که شاید با موضوع توسعه ارتباط بیشتری داشته باشد.
لذا سعی خواهم کرد در این تاملات، به موضوعات زیر بپردازم:
الف) ایران سه تاریخه و فراموشی تاریخ باستان ایران!
ب) بررسی میزان اطلاع اقوام و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر؟
ج) قلب عناوین و اسامی مکان ها!
د) تاملی مجدد بر مفهوم با فرهنگی و بی فرهنگی!
ه) همایندی آوار مصیبت آتش، زباله و قلیان در زندگی مردمان ایرانی!
در تمامی این نوشته ها سعی خواهم تحلیلی از وضعیت حال و روز خودمان را با تاکید بر مشاهدات خود به تصویر کشده و در حد توان پیشنهادهایی هم ارائه دهم.
#تحلیل
#زیست_بوم_فرهنگ_ایرانی
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
احتمالا برخی از دوستان کانال "آموزش چند فرهنگی"؛ نوشته های نوروزی بنده را به مناطق غرب کشور دنبال می کردند. در این نوشته ها سعی کردم با تاکید بر زیست - بوم، فرهنگ هر شهر مطلبی بنگارم. اما خارج از موارد مربوط به مقوله های زیست - بوم، فرهنگ، موارد دیگری را هم مشاهده کردم که مایلم هر کدام را به صورت یک یادداشت مستقل با رویکرد تحلیلی، تقدیم کنم. مواردی که شاید با موضوع توسعه ارتباط بیشتری داشته باشد.
لذا سعی خواهم کرد در این تاملات، به موضوعات زیر بپردازم:
الف) ایران سه تاریخه و فراموشی تاریخ باستان ایران!
ب) بررسی میزان اطلاع اقوام و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر؟
ج) قلب عناوین و اسامی مکان ها!
د) تاملی مجدد بر مفهوم با فرهنگی و بی فرهنگی!
ه) همایندی آوار مصیبت آتش، زباله و قلیان در زندگی مردمان ایرانی!
در تمامی این نوشته ها سعی خواهم تحلیلی از وضعیت حال و روز خودمان را با تاکید بر مشاهدات خود به تصویر کشده و در حد توان پیشنهادهایی هم ارائه دهم.
#تحلیل
#زیست_بوم_فرهنگ_ایرانی
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
ایران سه تاریخه!
وقتی به غرب کشور قدم می گذارید دو تاریخ ایران، به جهت میزان توجه و یا عدم توجه به آن، به وضوح قابل تشخیص است؛ تاریخ ایران باستان و تاریخ ایران پس از جنگ.
در واقع اگر بخواهیم ایران سه تاریخه را به ترتیب و به صورت کورنولوژیکی نام ببریم عبارتند از؛ ایران باستان، ایران بعد از اسلام و ایران بعد از جمهوری اسلامی به ویژه ایران دوره جنگ هشت ساله. ممکن است بپرسید این چه جور تقسیم بندی است؟ ایران، ایران است با تمامی حوادث و تاریخ آن. اما وقتی به غرب کشور که رویش و ماندگاری ایران قدیم و نیز ایران دوره جنگ هشت ساله است، قدم می گذارید آن وقت تفکیک تاریخ را به وضوح مشاهده می کنید. همان طور که می دانید و می دانیم شکل گیری ایران باستان عمدتا در غرب ایران بوده به طوری که بقایای تاریخ ایران باستان همچنان در مناطقی از غرب و جنوب غرب کشور با تمامی بی توجهی های اخیر، همچنان هویداست که در نوشته های قبلی به آثار به جامانده از آنها تا حدودی اشاره کرده ام. معابد مختلف، چغارزنبیل ها، بناها و غیره. از جمله معبد آناهیتا در کنگاور، سنگ نوشته ها در همدان و کرمانشاه، آثار به جا مانده از آثار باستانی در شوش و جای جای استان های ایلام و لرستان و خوزستان، فارس امروزی و ... اما وقتی به این بخش از تاریخ و آثار به جا مانده از آنها نگاهی می اندازید، تقریبا همه آنها یا به طور کامل تخریب شده اند و یا در حال تخریب و بی توجهی هستند. امکان حفاری سیستماتیک پژوهشی، توسعه و مهم تر از همه معرفی و تبلیغ آنها برای بازدید مردم تا حدود زیادی با مشکل سیستماتیک مواجه است. در بخش دیگر؛ تاریخ معاصر به ویژه تاریخ جنگ هست ساله ما وجود دارد که به نظر می رسد تقریبا همه توجه ها به این بخش از تاریخ میهن ماست. که البته کاری است با ارزش، همان طوری که احتمالا بارها شنیده ایم و یا برخی به چشم دیده اند در کشورهای دیگر حتی پوتین یک سربازی در یک جایی از کشور که از جنگ باقی مانده باشد، آن را حصارکشی کرده و به عنوان تاریخ کشور و هویت آن محافظت کرده و ثبت و ضبط می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که بقیه تاریخ و هویت خود را فراموش و یا حتی زیر سوال نمی برند. چه با اعمالشان چه با تبلیعاتشان و چه با هر نوع وسیله دیگر ...
اما تاریخ سوم ایران؛ برمی گردد به تاریخ بعد از اسلام. یعنی تاریخی که پس از جنگ اعراب به ایران اتفاق افتاده است...
کارشناسان میراث فرهنگی توضیح می دادند که بودجه کشور به ترتیب اولویت سرازیر می شود به بازسازی مناطق عملیاتی و مشابه آن، اشتباه نکنید نه بازسازی شهرهای به جامانده از جنگ. اگر اینگونه بود که خوب بود، بلکه به مناطق عملیاتی. در مرحله بعد به بازسازی و محافظت از بناهای به جامانده از دوره اسلامی و اگر بودجه ای باقی بماند به احیای آثار باستانی ایران!
نکته!
واقعا برخی از مسئولین ما چرا فکر کرده اند که تاریخ ایران را باید اینگونه از هم تفکیک کرد؟ به ویژه در تخصیص بودجه و امکانات. مگر همان ایرانی های باستان نبودند که اسلام را به گرمی پذیرفتند و نشر دادند، مگر همان نوادگان ایرانی نبودند که در جنگ هشت ساله جان فشانی کردند؟
هیچ کشوری تاریخ و هویت خود را سلسله مراتبی نمی کند. هیچ کشوری بخشی از هویت خود را پنهان و یا برجسته نمی کند. لذا ایران با همه تاریخش زیباست. در هیچ کشوری مسئولین هنگام سخنرانی طوری القا نمی کنند که گویی تاریخ کشور از اکنون شروع می شود تا زمانی که ما قبولش یا دوستش داشته باشیم و گویی که پیش از آن تاریخی وجود نداشته و یا تاریخش مهم نیست. مثلا در خصوص ایران ،تاریخ هشت هزار ساله را به تاریخ هزار و چهارصد ساله تقلیل نمی دهند....
بیایید ایران را با تمام هویتش ایران بدانیم نه برشی از آن را که به هردلیلی بیشتر دوستش داریم. این نه تنها کمکی به اتحاد کشور نمی کند بلکه هویت یک کشور باسابقه ای مثل ایران را چندپاره و چند تکه می کند. لذا پیشنهاد مشخص من این است همان طوری که برای حفظ و تقویت هویت تاریخ معاصر، افراد و دانش آموزان را به مناطق جنگی کشور می بریم،آنها را به بازدید از اماکن و آثار باستانی ایران هم ببریم . زیرا به نظر من تاریخ ایران باستان به هیچ وجه جدای از تاریخ معاصر مان نیست. ایرانی همان ایرانی است که وطن خود را با تمام و همه تاریخ آن دوست دارد. در این صورت است که افراد با تمام تاریخ ایران آشنا می شوند نه با برشی از آن...
توسعه، زمانی توسعه است که متوازن باشد حتی در حفظ و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخ...
#تاریخ
#هویت
#ایران_سه_تاریخه
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
وقتی به غرب کشور قدم می گذارید دو تاریخ ایران، به جهت میزان توجه و یا عدم توجه به آن، به وضوح قابل تشخیص است؛ تاریخ ایران باستان و تاریخ ایران پس از جنگ.
در واقع اگر بخواهیم ایران سه تاریخه را به ترتیب و به صورت کورنولوژیکی نام ببریم عبارتند از؛ ایران باستان، ایران بعد از اسلام و ایران بعد از جمهوری اسلامی به ویژه ایران دوره جنگ هشت ساله. ممکن است بپرسید این چه جور تقسیم بندی است؟ ایران، ایران است با تمامی حوادث و تاریخ آن. اما وقتی به غرب کشور که رویش و ماندگاری ایران قدیم و نیز ایران دوره جنگ هشت ساله است، قدم می گذارید آن وقت تفکیک تاریخ را به وضوح مشاهده می کنید. همان طور که می دانید و می دانیم شکل گیری ایران باستان عمدتا در غرب ایران بوده به طوری که بقایای تاریخ ایران باستان همچنان در مناطقی از غرب و جنوب غرب کشور با تمامی بی توجهی های اخیر، همچنان هویداست که در نوشته های قبلی به آثار به جامانده از آنها تا حدودی اشاره کرده ام. معابد مختلف، چغارزنبیل ها، بناها و غیره. از جمله معبد آناهیتا در کنگاور، سنگ نوشته ها در همدان و کرمانشاه، آثار به جا مانده از آثار باستانی در شوش و جای جای استان های ایلام و لرستان و خوزستان، فارس امروزی و ... اما وقتی به این بخش از تاریخ و آثار به جا مانده از آنها نگاهی می اندازید، تقریبا همه آنها یا به طور کامل تخریب شده اند و یا در حال تخریب و بی توجهی هستند. امکان حفاری سیستماتیک پژوهشی، توسعه و مهم تر از همه معرفی و تبلیغ آنها برای بازدید مردم تا حدود زیادی با مشکل سیستماتیک مواجه است. در بخش دیگر؛ تاریخ معاصر به ویژه تاریخ جنگ هست ساله ما وجود دارد که به نظر می رسد تقریبا همه توجه ها به این بخش از تاریخ میهن ماست. که البته کاری است با ارزش، همان طوری که احتمالا بارها شنیده ایم و یا برخی به چشم دیده اند در کشورهای دیگر حتی پوتین یک سربازی در یک جایی از کشور که از جنگ باقی مانده باشد، آن را حصارکشی کرده و به عنوان تاریخ کشور و هویت آن محافظت کرده و ثبت و ضبط می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که بقیه تاریخ و هویت خود را فراموش و یا حتی زیر سوال نمی برند. چه با اعمالشان چه با تبلیعاتشان و چه با هر نوع وسیله دیگر ...
اما تاریخ سوم ایران؛ برمی گردد به تاریخ بعد از اسلام. یعنی تاریخی که پس از جنگ اعراب به ایران اتفاق افتاده است...
کارشناسان میراث فرهنگی توضیح می دادند که بودجه کشور به ترتیب اولویت سرازیر می شود به بازسازی مناطق عملیاتی و مشابه آن، اشتباه نکنید نه بازسازی شهرهای به جامانده از جنگ. اگر اینگونه بود که خوب بود، بلکه به مناطق عملیاتی. در مرحله بعد به بازسازی و محافظت از بناهای به جامانده از دوره اسلامی و اگر بودجه ای باقی بماند به احیای آثار باستانی ایران!
نکته!
واقعا برخی از مسئولین ما چرا فکر کرده اند که تاریخ ایران را باید اینگونه از هم تفکیک کرد؟ به ویژه در تخصیص بودجه و امکانات. مگر همان ایرانی های باستان نبودند که اسلام را به گرمی پذیرفتند و نشر دادند، مگر همان نوادگان ایرانی نبودند که در جنگ هشت ساله جان فشانی کردند؟
هیچ کشوری تاریخ و هویت خود را سلسله مراتبی نمی کند. هیچ کشوری بخشی از هویت خود را پنهان و یا برجسته نمی کند. لذا ایران با همه تاریخش زیباست. در هیچ کشوری مسئولین هنگام سخنرانی طوری القا نمی کنند که گویی تاریخ کشور از اکنون شروع می شود تا زمانی که ما قبولش یا دوستش داشته باشیم و گویی که پیش از آن تاریخی وجود نداشته و یا تاریخش مهم نیست. مثلا در خصوص ایران ،تاریخ هشت هزار ساله را به تاریخ هزار و چهارصد ساله تقلیل نمی دهند....
بیایید ایران را با تمام هویتش ایران بدانیم نه برشی از آن را که به هردلیلی بیشتر دوستش داریم. این نه تنها کمکی به اتحاد کشور نمی کند بلکه هویت یک کشور باسابقه ای مثل ایران را چندپاره و چند تکه می کند. لذا پیشنهاد مشخص من این است همان طوری که برای حفظ و تقویت هویت تاریخ معاصر، افراد و دانش آموزان را به مناطق جنگی کشور می بریم،آنها را به بازدید از اماکن و آثار باستانی ایران هم ببریم . زیرا به نظر من تاریخ ایران باستان به هیچ وجه جدای از تاریخ معاصر مان نیست. ایرانی همان ایرانی است که وطن خود را با تمام و همه تاریخ آن دوست دارد. در این صورت است که افراد با تمام تاریخ ایران آشنا می شوند نه با برشی از آن...
توسعه، زمانی توسعه است که متوازن باشد حتی در حفظ و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخ...
#تاریخ
#هویت
#ایران_سه_تاریخه
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
میزان آشنایی اقوام ایرانی از همدیگر؛
سواد چندفرهنگی یکی از معیارهای سنجش شایستگی های چندفرهنگی و نیز سنجش میزان آشنایی اقوام از همدیگر است. با توجه به اینکه مدت هاست درباره ابعاد مختلف چندفرهنگی مطالعه و بعضا پژوهش می کنم، میزان آشنایی اقوام ایرانی از یکدیگر در وضعیت مطلوبی نیست. پژوهش های مختلفی موید این موضوع است. اما این بدان معنی نیست که اقوام ایرانی حس خوب و تعلق خاطر یا دوستی نسبت به همدیگر ندارند. اتفاقا وقتی اقوام در کنار یکدیگر قرار می گیرند این حس تعلق بسیار در آنها نمایان می شود. اما اطلاعات روشنی از همدیگر ندارند واین یک خطای استراتژیک دوره گذشته و هم دوره حاضر است.
در بحث چندفرهنگی مبحثی داریم با عنوان "فرصت چندفدهنگی"، چون ما در ایران فرصت چندفرهنگی برای آشنایی اقوام از یکدیگر فراهم نکردیم سواد چندفرهنگی ما در حد بسیار پایینی قرار دارد. این فرصت می تواند به طرق مختلف، چه با استفاده از هنر، رسانه، نوشته و از همه مهمتر شرکت در مراسم یکدیگر فراهم شود.
در سفر اخیر به بخشی از غرب کشور این موضوع را به عینه مشاهده کردم که فقر شناختی افراد و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر به شدت قابل لمس است. به طوری که اعراب خوزستانی ما اطلاعات سازمان یافته ای از ترک های غرب کشور نداشتند و یا اغلب مردمان ایرانی اطلاع دقیقی ندارند که مسیحیان ایرانی تاریخ شان چیست؟ و احتمالا اطلاعاتی از هنر و موسیقی بلوچی ندارند و نداریم. نمی دانیم کردهای ایرانی و یا ترک های ایرانی و عرب های ایرانی در کدام مناطق ایران پراکنده اند.
اما نکته ای که می خواهم مجدد به آن تاکید کنم، این است که این عدم شناخت به هیچ وجه به منزله عدم پذیرش یکدیگر نیست. اما برای این عدم شناخت باید فکری کرد. به نظر می رسد فراهم آوردن فرصت چندفرهنگی می تواند کارساز باشد. مثلا اقوام بتوانتد در مراسم های فرهنگی و آیینی یکدیگر شرکت کرده و یا ادیان ایرانی بتوانند خود را برای یکدیگر عرضه کنند. مثلا مسلمانان بتوانند در اعیاد مسیحیان، یهودیان و زردتشتیان و... یا بالعکس شرکت کنند. راهکارهای مختلفی وجود دارد اما به نظر می رسد بهترین کار سفر به درون اقوام و فرهنگ های ایرانی و عرضه خود به یکدیگر است.
#اقوام_ایرانی
#سواد_چندفرهنگی
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
سواد چندفرهنگی یکی از معیارهای سنجش شایستگی های چندفرهنگی و نیز سنجش میزان آشنایی اقوام از همدیگر است. با توجه به اینکه مدت هاست درباره ابعاد مختلف چندفرهنگی مطالعه و بعضا پژوهش می کنم، میزان آشنایی اقوام ایرانی از یکدیگر در وضعیت مطلوبی نیست. پژوهش های مختلفی موید این موضوع است. اما این بدان معنی نیست که اقوام ایرانی حس خوب و تعلق خاطر یا دوستی نسبت به همدیگر ندارند. اتفاقا وقتی اقوام در کنار یکدیگر قرار می گیرند این حس تعلق بسیار در آنها نمایان می شود. اما اطلاعات روشنی از همدیگر ندارند واین یک خطای استراتژیک دوره گذشته و هم دوره حاضر است.
در بحث چندفرهنگی مبحثی داریم با عنوان "فرصت چندفدهنگی"، چون ما در ایران فرصت چندفرهنگی برای آشنایی اقوام از یکدیگر فراهم نکردیم سواد چندفرهنگی ما در حد بسیار پایینی قرار دارد. این فرصت می تواند به طرق مختلف، چه با استفاده از هنر، رسانه، نوشته و از همه مهمتر شرکت در مراسم یکدیگر فراهم شود.
در سفر اخیر به بخشی از غرب کشور این موضوع را به عینه مشاهده کردم که فقر شناختی افراد و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر به شدت قابل لمس است. به طوری که اعراب خوزستانی ما اطلاعات سازمان یافته ای از ترک های غرب کشور نداشتند و یا اغلب مردمان ایرانی اطلاع دقیقی ندارند که مسیحیان ایرانی تاریخ شان چیست؟ و احتمالا اطلاعاتی از هنر و موسیقی بلوچی ندارند و نداریم. نمی دانیم کردهای ایرانی و یا ترک های ایرانی و عرب های ایرانی در کدام مناطق ایران پراکنده اند.
اما نکته ای که می خواهم مجدد به آن تاکید کنم، این است که این عدم شناخت به هیچ وجه به منزله عدم پذیرش یکدیگر نیست. اما برای این عدم شناخت باید فکری کرد. به نظر می رسد فراهم آوردن فرصت چندفرهنگی می تواند کارساز باشد. مثلا اقوام بتوانتد در مراسم های فرهنگی و آیینی یکدیگر شرکت کرده و یا ادیان ایرانی بتوانند خود را برای یکدیگر عرضه کنند. مثلا مسلمانان بتوانند در اعیاد مسیحیان، یهودیان و زردتشتیان و... یا بالعکس شرکت کنند. راهکارهای مختلفی وجود دارد اما به نظر می رسد بهترین کار سفر به درون اقوام و فرهنگ های ایرانی و عرضه خود به یکدیگر است.
#اقوام_ایرانی
#سواد_چندفرهنگی
@cacpc
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy