This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای کشوری که بر روی طلا خوابیده است.
مادری از سر اضطرار دختر چهار ساله اش را می فروشد. کفن پوشانی که چند روز پیش برای سند ۲۰۳۰ کفن پوشیده بودند، کجایند؟
ضجه های دختر و مادر را خوب ببینید.
@irandeveloped
مادری از سر اضطرار دختر چهار ساله اش را می فروشد. کفن پوشانی که چند روز پیش برای سند ۲۰۳۰ کفن پوشیده بودند، کجایند؟
ضجه های دختر و مادر را خوب ببینید.
@irandeveloped
چندفرهنگ گرایی در عمل
هیچ جامعه ای گریزی ندارد مگر با افراد خود از سر احترام صحبت کند.کرامت آنها را حفظ کند. یکی از مقولات مربوط به کرامت توجه به حقوق اولیه افراد است. حق تحصیل، حق انتخاب نوع پوشش، زبان و موارد مشابه.
اخیرا چند اتفاق جالب در کشور افتاده، از جمله اینکه طرح صیانت از حجاب ابداع شده! و قرار است به مراکز دولتی سر زده تا از حجاب خانم ها صیانت کند. گشت ارشاد به درون اماکن هم تسری پیدا کرد. به نظرم تا چند سال آینده در خانه های ما دوربین هم گذاشته می شود و احتمالا در مورد همه کارهای مان باید جواب پس دهیم.
خبر دیگر سخت گیری بر دراویش گنابادی است که در خبرها آمده است، نمی دانم گروهی جور دیگر می اندیشند به حاکمیت چه ارتباطی دارد. شنیدم اجازه تحصیل به بچه های آنان داده نمی شود. با کدام دلیل، با کدام منطق، با کدام آداب اخلاقی این کار سازگار است؟
با کشورهایی که حکومت رسمی آنها نفی خداست دست دوستی می دهیم ولی هموطن خود را که فقط کمی متفاوت از ما فکر می کند تحمل نمی کنیم. این دروایش چه ضرری به کشور وارد کرده اند؟... حال که به دیگر کشورها کمک می کنیم لااقل گوشه ی چشمی هم به هموطنان خود بندازیم.
سخت گیری های این مدلی، جامعه را به التهاب فرو می برد نه به سمت و سوی آرامش.
#حجاب
#دراویش_گنابادی
https://t.me/irandeveloped
هیچ جامعه ای گریزی ندارد مگر با افراد خود از سر احترام صحبت کند.کرامت آنها را حفظ کند. یکی از مقولات مربوط به کرامت توجه به حقوق اولیه افراد است. حق تحصیل، حق انتخاب نوع پوشش، زبان و موارد مشابه.
اخیرا چند اتفاق جالب در کشور افتاده، از جمله اینکه طرح صیانت از حجاب ابداع شده! و قرار است به مراکز دولتی سر زده تا از حجاب خانم ها صیانت کند. گشت ارشاد به درون اماکن هم تسری پیدا کرد. به نظرم تا چند سال آینده در خانه های ما دوربین هم گذاشته می شود و احتمالا در مورد همه کارهای مان باید جواب پس دهیم.
خبر دیگر سخت گیری بر دراویش گنابادی است که در خبرها آمده است، نمی دانم گروهی جور دیگر می اندیشند به حاکمیت چه ارتباطی دارد. شنیدم اجازه تحصیل به بچه های آنان داده نمی شود. با کدام دلیل، با کدام منطق، با کدام آداب اخلاقی این کار سازگار است؟
با کشورهایی که حکومت رسمی آنها نفی خداست دست دوستی می دهیم ولی هموطن خود را که فقط کمی متفاوت از ما فکر می کند تحمل نمی کنیم. این دروایش چه ضرری به کشور وارد کرده اند؟... حال که به دیگر کشورها کمک می کنیم لااقل گوشه ی چشمی هم به هموطنان خود بندازیم.
سخت گیری های این مدلی، جامعه را به التهاب فرو می برد نه به سمت و سوی آرامش.
#حجاب
#دراویش_گنابادی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
🔴 تاکنون ۲۵۰۰ تن بیانیه دفاع از حق تحصیل در اعتراض به محرومیتهای تحصیلی دراویش گنابادی را امضا کردهاند.
لینک برای امضاء: https://goo.gl/forms/qn07j6wuLXuHJ1mE3
لینک برای امضاء: https://goo.gl/forms/qn07j6wuLXuHJ1mE3
Google Docs
◾️بیانیه دفاع از حق تحصیل (در اعتراض به محرومیتهای تحصیلی دراویش نعمت الهی گنابادی)
حق برخورداری از آموزش، از حقوق اساسی افراد در جامعه بوده که قوانین ایران و حقوق بین الملل به صراحت بر آن تاکید کرده است. بر مبنای این قوانین هر شهروند فارغ از جنسیت، قومیت و مذهب حق برخورداری از امکانات آموزشی را دارد.
اما بعضا گروه های مختلفی از ایرانیان…
اما بعضا گروه های مختلفی از ایرانیان…
داعش و توجه به اشتغال مرزنشینان
پس از آنکه عوامل حرکت تروریستی اخیر مشخص شد، از جوانان کم سن و سال با هویت ایرانی بودند، غم ما فزونی گرفت. سوالی که در این حین در ذهن ها متبادر می شود این است که چه انگیزه ای باعث می شود یک هم وطن بر روی هموطن خود اسلحه کشیده و بی محابا خون آنها را بریزد؟ به ویژه اینکه به احتمال زیاد می داند در این حادثه خود نیز تلف خواهد شد.
بی شک پاسخ به این سوال، پاسخ واحدی ندارد و انگیزه های مختلفی را می توان برای آن جستجو کرد. اما بی شک یکی از آن انگیزه ها، مشکلات اقتصادی است. چیزی که ممکن است برای ما در میان این همه انگیزه های عقیدتی و ایدئولوژیکی ناچیز به حساب آید. اما با استناد به یک واقعیتی می خواهم این موضوع را بیشتر شکافته و تبیین کنم این انگیزه در میان انگیزه های دیگر نه تنها انگیره کوچکی نیست، بلکه قابل تامل است.
سال گذشته استاد راهنمای پایان نامه دانشجویی از هموطنان شهرهای مرزی و غربی ایران بودم. چند ماهی از تصویب عنوانش گذشته بود ولی خبری از پیشرفت کار ایشان نبود. نه گزارشی و نه خبری. پس از مدت ها مشخص شد که مشکلاتی داشته است. پسر عمویش به داعش پیوسته و به دنبال باز گرداندن او به خانه بوده اند. دلیل پیوستن وی به داعش برای من سوال بود و از ایشان خواهش کردم که برایم انگیزه های پیوستن ایشان را به این گروه توضیح دهد. عمده ترین دلیلی که آورد، دلیل مادی بود. ایشان توضیح داد که پسر عمویش مدرک کارشناسی ارشد داشته و چند سالی بود که بیکار بود و از این بابت رنج می برد، منزوی و پرخاشگر شده بود و به حاکمیت هم بدبین شده بود. از سوی دیگر به جهت نزدیکی به مرز و تبلیغات گسترده گروه های داعشی و به ویژه ترغیب این افراد با پول های هنگفت، افراد انگیره بیشتری پیدا کرده تا جذب داعش شوند.
هشداری را که در این راستا باید حاکمیت جدی بگیرد توجه به موضوع اشتغال به ویژه اشتغال افراد مرزنشین است. ایشان توضیح داد و ابراز می کرد که نه فقط نگران پسر عمویش بلکه اکنون، نگران برادرها واقوام جوان دیگرشان هست که به داعش نپیوندند. توسعه ایران نیازمند توجه همه جانبه به مرزها و مرزنشین هاست.
#داعش
#اشتغال
#مرزنشین
https://t.me/irandeveloped
پس از آنکه عوامل حرکت تروریستی اخیر مشخص شد، از جوانان کم سن و سال با هویت ایرانی بودند، غم ما فزونی گرفت. سوالی که در این حین در ذهن ها متبادر می شود این است که چه انگیزه ای باعث می شود یک هم وطن بر روی هموطن خود اسلحه کشیده و بی محابا خون آنها را بریزد؟ به ویژه اینکه به احتمال زیاد می داند در این حادثه خود نیز تلف خواهد شد.
بی شک پاسخ به این سوال، پاسخ واحدی ندارد و انگیزه های مختلفی را می توان برای آن جستجو کرد. اما بی شک یکی از آن انگیزه ها، مشکلات اقتصادی است. چیزی که ممکن است برای ما در میان این همه انگیزه های عقیدتی و ایدئولوژیکی ناچیز به حساب آید. اما با استناد به یک واقعیتی می خواهم این موضوع را بیشتر شکافته و تبیین کنم این انگیزه در میان انگیزه های دیگر نه تنها انگیره کوچکی نیست، بلکه قابل تامل است.
سال گذشته استاد راهنمای پایان نامه دانشجویی از هموطنان شهرهای مرزی و غربی ایران بودم. چند ماهی از تصویب عنوانش گذشته بود ولی خبری از پیشرفت کار ایشان نبود. نه گزارشی و نه خبری. پس از مدت ها مشخص شد که مشکلاتی داشته است. پسر عمویش به داعش پیوسته و به دنبال باز گرداندن او به خانه بوده اند. دلیل پیوستن وی به داعش برای من سوال بود و از ایشان خواهش کردم که برایم انگیزه های پیوستن ایشان را به این گروه توضیح دهد. عمده ترین دلیلی که آورد، دلیل مادی بود. ایشان توضیح داد که پسر عمویش مدرک کارشناسی ارشد داشته و چند سالی بود که بیکار بود و از این بابت رنج می برد، منزوی و پرخاشگر شده بود و به حاکمیت هم بدبین شده بود. از سوی دیگر به جهت نزدیکی به مرز و تبلیغات گسترده گروه های داعشی و به ویژه ترغیب این افراد با پول های هنگفت، افراد انگیره بیشتری پیدا کرده تا جذب داعش شوند.
هشداری را که در این راستا باید حاکمیت جدی بگیرد توجه به موضوع اشتغال به ویژه اشتغال افراد مرزنشین است. ایشان توضیح داد و ابراز می کرد که نه فقط نگران پسر عمویش بلکه اکنون، نگران برادرها واقوام جوان دیگرشان هست که به داعش نپیوندند. توسعه ایران نیازمند توجه همه جانبه به مرزها و مرزنشین هاست.
#داعش
#اشتغال
#مرزنشین
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
تحلیل آتش به اختیار
گفتگو؛ چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
در همین مدت کوتاه از عبارت "آتش به اختیار" تحلیل های مختلفی به عمل آمد. برخی آن را در تقابل به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر، برخی در تقابل با شخص روحانی، برخی نگاه تاکتیکی و برخی نیز نگاه همیارانه از نوع مسالمت جویان به این موضوع داشتند که هر کدام نیازمند توضیح و تفسیر است. اما من با هیچکدام از آنها و درستی یا نادرستی آن تفاسیر، کاری ندارم. تمام بحثم این است چرا آتش؟ چرا گل نه چرا گفتگو نه؟
یادمان باشد آتش، آتش می افروزد، در اصل ماجرا هم تفاوتی نمی کند که از نوع با اختیار و یا از نوع بی اختیارش باشد. نتیجه یکسان است؛ فروزان تر شدن آتش. همه گیر شدن آن. به ویژه در زمانی که نیازی به آتش نیست بلکه نیاز به گل، گفتگو و همدلی است.
از سوی دیگر، آتش و آنهم از نوع به اختیارش، پیامد آن خطرناکتر خواهد بود. زیرا ممکن است آتش های مختلفی شعله ور کند و وقتی این آتش ها در کنار هم جمع شوند، آتش فروزان تری شکل دهند که تر و خشک، خوب و بد و آدم و عالم را با هم بسوزاند. به همین خاطر از هر وجهی که به این موضوع می نگرم، نگران می شوم. پس به سود جامعه می دانم که همه اعضای آن طرفدار گل باشند، طرفدار گفتگو، چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
#آتش_به_اختیار
#گفتگو_گل
https://t.me/irandeveloped
گفتگو؛ چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
در همین مدت کوتاه از عبارت "آتش به اختیار" تحلیل های مختلفی به عمل آمد. برخی آن را در تقابل به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر، برخی در تقابل با شخص روحانی، برخی نگاه تاکتیکی و برخی نیز نگاه همیارانه از نوع مسالمت جویان به این موضوع داشتند که هر کدام نیازمند توضیح و تفسیر است. اما من با هیچکدام از آنها و درستی یا نادرستی آن تفاسیر، کاری ندارم. تمام بحثم این است چرا آتش؟ چرا گل نه چرا گفتگو نه؟
یادمان باشد آتش، آتش می افروزد، در اصل ماجرا هم تفاوتی نمی کند که از نوع با اختیار و یا از نوع بی اختیارش باشد. نتیجه یکسان است؛ فروزان تر شدن آتش. همه گیر شدن آن. به ویژه در زمانی که نیازی به آتش نیست بلکه نیاز به گل، گفتگو و همدلی است.
از سوی دیگر، آتش و آنهم از نوع به اختیارش، پیامد آن خطرناکتر خواهد بود. زیرا ممکن است آتش های مختلفی شعله ور کند و وقتی این آتش ها در کنار هم جمع شوند، آتش فروزان تری شکل دهند که تر و خشک، خوب و بد و آدم و عالم را با هم بسوزاند. به همین خاطر از هر وجهی که به این موضوع می نگرم، نگران می شوم. پس به سود جامعه می دانم که همه اعضای آن طرفدار گل باشند، طرفدار گفتگو، چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
#آتش_به_اختیار
#گفتگو_گل
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
پس از انتشار مطلبی در خصوص "داعش و توجه به اقتصاد مرزنشینان" بازخوردهای مختلفی از طیف های مختلف دریافت کردم. یکی از بازخوردهایی که دریافت کردم مربوط به یکی از مرزنشینان کردستان عزیز بود. بخشی از پیام ایشان را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی اینجا می آورم:
"شما با ارائه این مطلب این ایده را درذهن مردم ایجاد می کنید که عامل حادثه تروریستی تهران مردم مناطق غرب کشور که اکثرا کرد زبان واهل تسنن هستند می باشند درصورتیکه مردمان خود این مناطق به واسطه کشتارها ورفتارهای وحشیانه داعش در مناطق کردنشین سوریه به شدت از آنها متنفربوده وبه هیچ وجه هم وجود مشکلات اقتصادی دراین مناطق عاملی جهت پیوستن آنها به یک سری آدم جنایتکار نیست گفته های یک دانشجوی شما نمیتواند عاملی جهت تعمیم باشد مردمان این مناطق حتی با کولبری وشرایط سخت زندگی امرار معاش می کنند ولی در صدد ضربه زدن به همنوعان خودشان نبوده و نیستند، منطقی نیست که درآخر این رفتارها رابه ملت کرد ومرزنشینان مناطق غربی نسبت دهیم"
هدفی که من از آن نوشته داشتم کمک به حل مساله اقتصاد مرزنشینان بود و واقعا به دنبال متهم سازی نبودم. برای اینکه خود به خوبی می دانم که تروریسم ربطی به مذهب، دین، کشور و نژاد ندارد. تروریسم برخاسته از جهل و تعصب است اما تمام حرفم این بود که مساله اقتصاد هم در این زمینه یکی از نقش های اصلی را بازی می کند. بعدا که برخی مصاحبه ها و نوشته ها و تحلیل ها را دیدم، مشاهده کردم که تحلیل من هم خیلی ناصواب نبوده است. برخی جامعه شناسان و کارشناسان علوم سیاسی نیز بر اهمیت اقتصاد در پیوستن جوانان به داعش صحه گذاشته بودند.
اما تفسیر این دوست عزیز هموطن کرد زبان، تقریبا درست درآمد و در اخبار شنیده شد که بعضا برخی تحرکات در امنیتی کردن برخی شهرهای مرزی صورت گرفته که انصافا درست نبود. هرچند توجیهات آن افراد هم در جای خود قابل تامل است اما به نظر می رسد در حال حاضر فشار های روانی بر روی مردم خواه ناخواه وجود دارد لذا تدبیر حاکمیت است که در عین توجه به امنیت جامعه باید از امنیتی کردن آن پرهیز کند.
https://t.me/irandeveloped
"شما با ارائه این مطلب این ایده را درذهن مردم ایجاد می کنید که عامل حادثه تروریستی تهران مردم مناطق غرب کشور که اکثرا کرد زبان واهل تسنن هستند می باشند درصورتیکه مردمان خود این مناطق به واسطه کشتارها ورفتارهای وحشیانه داعش در مناطق کردنشین سوریه به شدت از آنها متنفربوده وبه هیچ وجه هم وجود مشکلات اقتصادی دراین مناطق عاملی جهت پیوستن آنها به یک سری آدم جنایتکار نیست گفته های یک دانشجوی شما نمیتواند عاملی جهت تعمیم باشد مردمان این مناطق حتی با کولبری وشرایط سخت زندگی امرار معاش می کنند ولی در صدد ضربه زدن به همنوعان خودشان نبوده و نیستند، منطقی نیست که درآخر این رفتارها رابه ملت کرد ومرزنشینان مناطق غربی نسبت دهیم"
هدفی که من از آن نوشته داشتم کمک به حل مساله اقتصاد مرزنشینان بود و واقعا به دنبال متهم سازی نبودم. برای اینکه خود به خوبی می دانم که تروریسم ربطی به مذهب، دین، کشور و نژاد ندارد. تروریسم برخاسته از جهل و تعصب است اما تمام حرفم این بود که مساله اقتصاد هم در این زمینه یکی از نقش های اصلی را بازی می کند. بعدا که برخی مصاحبه ها و نوشته ها و تحلیل ها را دیدم، مشاهده کردم که تحلیل من هم خیلی ناصواب نبوده است. برخی جامعه شناسان و کارشناسان علوم سیاسی نیز بر اهمیت اقتصاد در پیوستن جوانان به داعش صحه گذاشته بودند.
اما تفسیر این دوست عزیز هموطن کرد زبان، تقریبا درست درآمد و در اخبار شنیده شد که بعضا برخی تحرکات در امنیتی کردن برخی شهرهای مرزی صورت گرفته که انصافا درست نبود. هرچند توجیهات آن افراد هم در جای خود قابل تامل است اما به نظر می رسد در حال حاضر فشار های روانی بر روی مردم خواه ناخواه وجود دارد لذا تدبیر حاکمیت است که در عین توجه به امنیت جامعه باید از امنیتی کردن آن پرهیز کند.
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
یک بام و دو هوا
دوره خاتمی در حال تکرار شدن است. آتش به اختیارها، احساس خطر کرده و شروع به توهین و تخریب می کنند، بداخلاقی می کنند.
توهین افراد انتصابی و ارگان های انتصابی به افراد انتخابی شدت گرفته است. رئیس جمهوری به شدت زیر حملات آتش به اختیارهاست. حال پس از توهین این افراد معلوم الحال به رئیس جمهوری و واکنش های افراد مختلف به این امر و نیز واکنش حضرت حداد عادل که فرموده اند؛ مردم حق دارند نسبت به برخی اظهار نظرهای آقای روحانی واکنش نشان دهند. فقط یک سوال کوچک، خیلی کوچک در اینجا مطرح می شود! آیا آن مردم اکثریت دیگر هم حق دارند به سخنان جنابعالی و روسای اقلیت شما اعتراض کنند؟ یا آن وقت آن مردم اکثریت دیگر! خش و خاشاک، فتنه گر، دشمن و نفوذی می شوند؟؟
#حداد_عادل
#توهین
https://t.me/irandeveloped
دوره خاتمی در حال تکرار شدن است. آتش به اختیارها، احساس خطر کرده و شروع به توهین و تخریب می کنند، بداخلاقی می کنند.
توهین افراد انتصابی و ارگان های انتصابی به افراد انتخابی شدت گرفته است. رئیس جمهوری به شدت زیر حملات آتش به اختیارهاست. حال پس از توهین این افراد معلوم الحال به رئیس جمهوری و واکنش های افراد مختلف به این امر و نیز واکنش حضرت حداد عادل که فرموده اند؛ مردم حق دارند نسبت به برخی اظهار نظرهای آقای روحانی واکنش نشان دهند. فقط یک سوال کوچک، خیلی کوچک در اینجا مطرح می شود! آیا آن مردم اکثریت دیگر هم حق دارند به سخنان جنابعالی و روسای اقلیت شما اعتراض کنند؟ یا آن وقت آن مردم اکثریت دیگر! خش و خاشاک، فتنه گر، دشمن و نفوذی می شوند؟؟
#حداد_عادل
#توهین
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
سند ۲۰۳۰ و آتنا!
هرچند سند ۲۰۳۰ مثل آتنا و آتناهای دیگر از میان ما ناجوانمردانه رخت بربستند ولی خاطره هر دو برای افراد دغدغه مند، زنده باقی خواهد ماند. در هر دو بی شک، علاوه بر دلایل کوچک و بزرگ، دو چیز نقش برجسته داشت؛ فقدان آگاهی، فقدان اخلاق.
شاید سوال شود ۲۰۳۰ چه ارتباطی به قتل آتنا دارد؟
به باور من قتل آتنا به خیلی چیزها ارتباط دارد، به خیلی افراد. اما بی شک یکی از آنها دستورالعمل های آموزشی ماست. آتنا و آتناها قربانی فقدان آگاهی و فقدان بی اخلاقی جامعه ما هستند. در هر دو هم فقدان داشتن دستور العمل آموزشی نقش اول را بازی می کند.
فقدان آگاهی
همانطور که عرض کردم در قتل آتنا و آتناها عوامل مختلفی دخیل هستند اما من هیچکدام را به اندازه برنامه های آموزشی چه از نوع آشکار و چه از نوع پنهان آن مقصر نمی دانم. در برنامه های آموزشی و مقررات مدرسه ای ما چیزی که به دانش آموزان یاد داده نمی شود حفاظت از جسم است. به کودک یاد داده نمی شود چگونه در مواجهه با افراد دور و نزدیک از جسم خود محافظت کند. بخشی از محافظت جسمی مربوط به اندام جنسی است. این امر به ویژه در آموزش ما مغفول است. مساله به این مهمی. تجربه زیسته خود را از حضور در مدارس ابتدایی کانادا خدمت شما عرض می کنم. در زنگ Social studies کلاس دوم ابتدایی، یکی از مواردی که مکرر به دانش آموزان سفارش می شود اهمیت جسم است و اهمیت محافظت از اندام های جنسی. این امر فقط مربوط به دختران نیست. حتی به پسران نیز آموزش داده می شود که در محافظت از اندام جنسی خود چه اقداماتی انجام دهند. مثلا در این درس به بچه ها آموزش داده می شود که در مواجهه با غریبه ها چه کار باید بکنند؟ آیا می توانند از آنها خوراکی و موارد مشابه بپذیرند؟ درباره تماس اندام جسمی نه جنسی غریبه ها چقدر و تا چه اندامی را اجازه دارند دست بزنند؟ که در اینجا فقط به دست دادن منحصر می شود. یا مثلا به کودکان آموزش می دهند، وقتی اقوام نزدیک با کودک بازی می کنند به چه نحو و چقدر به بچه ها نزدیک شوند. حتی پدر و مادر. مثلا به بچه ها یاد می دهند فقط مادر حق دارد به بخشی از جسم کودک (توجه کنید نه اندام جنسی)، دست بزند و لمس کند. به کودک یاد می دهند حتی پدر هم نمی تواند به اندام جنسی کودک دست بزند و یا به کودک یاد می دهند اگر این موارد اتفاق بیفتد کودک باید چه کار کند و مثلا اولین کاری که باید بکند جیغ کشیده و داد و بیداد کند. حال بر می گردیم به ۲۰۳۰. این سند هم دقیقا می خواست همین موارد را به بچه ها یاد دهد. می خواست از این فجایع آتنا و آتناها جلوگیری نماید. لذا تفکر دفن ۲۰۳۰ قرابت نزدیکی با دفن آتناها دارد. ما چون این گونه آموزش ها و اینگونه اسناد را دفن می کنیم بچه های کوچک و بی گناه ما هم اینگونه دفن می شوند. در هیچ مدرسه ای از دنیا به بچه ها هم جنس بازی آموزش داده نمی شود. اینها توهمات برخی از افراد داخل است که مدارس دنیا را تجربه نکرده اند. آنچه که آموزش داده می شود تربیت جنسی است. نه آنچه که در تخیلات این آقایان و خانم هایی که باعث شدند این سند و سندهایی که تربیت جنسی را می خواست به بچه ها یاد دهد، دفن شوند تا آتناها دفن شوند.
حال دوستان جشن بگیرند که توانستند ۲۰۳۰ را زمین بزنند اما آیا در نزد وجدان خود هم می توانند خوشحالی کنند که آتناها را هم زمین زدند؟
#آتنا
#تربیت_جنسی
https://t.me/irandeveloped
هرچند سند ۲۰۳۰ مثل آتنا و آتناهای دیگر از میان ما ناجوانمردانه رخت بربستند ولی خاطره هر دو برای افراد دغدغه مند، زنده باقی خواهد ماند. در هر دو بی شک، علاوه بر دلایل کوچک و بزرگ، دو چیز نقش برجسته داشت؛ فقدان آگاهی، فقدان اخلاق.
شاید سوال شود ۲۰۳۰ چه ارتباطی به قتل آتنا دارد؟
به باور من قتل آتنا به خیلی چیزها ارتباط دارد، به خیلی افراد. اما بی شک یکی از آنها دستورالعمل های آموزشی ماست. آتنا و آتناها قربانی فقدان آگاهی و فقدان بی اخلاقی جامعه ما هستند. در هر دو هم فقدان داشتن دستور العمل آموزشی نقش اول را بازی می کند.
فقدان آگاهی
همانطور که عرض کردم در قتل آتنا و آتناها عوامل مختلفی دخیل هستند اما من هیچکدام را به اندازه برنامه های آموزشی چه از نوع آشکار و چه از نوع پنهان آن مقصر نمی دانم. در برنامه های آموزشی و مقررات مدرسه ای ما چیزی که به دانش آموزان یاد داده نمی شود حفاظت از جسم است. به کودک یاد داده نمی شود چگونه در مواجهه با افراد دور و نزدیک از جسم خود محافظت کند. بخشی از محافظت جسمی مربوط به اندام جنسی است. این امر به ویژه در آموزش ما مغفول است. مساله به این مهمی. تجربه زیسته خود را از حضور در مدارس ابتدایی کانادا خدمت شما عرض می کنم. در زنگ Social studies کلاس دوم ابتدایی، یکی از مواردی که مکرر به دانش آموزان سفارش می شود اهمیت جسم است و اهمیت محافظت از اندام های جنسی. این امر فقط مربوط به دختران نیست. حتی به پسران نیز آموزش داده می شود که در محافظت از اندام جنسی خود چه اقداماتی انجام دهند. مثلا در این درس به بچه ها آموزش داده می شود که در مواجهه با غریبه ها چه کار باید بکنند؟ آیا می توانند از آنها خوراکی و موارد مشابه بپذیرند؟ درباره تماس اندام جسمی نه جنسی غریبه ها چقدر و تا چه اندامی را اجازه دارند دست بزنند؟ که در اینجا فقط به دست دادن منحصر می شود. یا مثلا به کودکان آموزش می دهند، وقتی اقوام نزدیک با کودک بازی می کنند به چه نحو و چقدر به بچه ها نزدیک شوند. حتی پدر و مادر. مثلا به بچه ها یاد می دهند فقط مادر حق دارد به بخشی از جسم کودک (توجه کنید نه اندام جنسی)، دست بزند و لمس کند. به کودک یاد می دهند حتی پدر هم نمی تواند به اندام جنسی کودک دست بزند و یا به کودک یاد می دهند اگر این موارد اتفاق بیفتد کودک باید چه کار کند و مثلا اولین کاری که باید بکند جیغ کشیده و داد و بیداد کند. حال بر می گردیم به ۲۰۳۰. این سند هم دقیقا می خواست همین موارد را به بچه ها یاد دهد. می خواست از این فجایع آتنا و آتناها جلوگیری نماید. لذا تفکر دفن ۲۰۳۰ قرابت نزدیکی با دفن آتناها دارد. ما چون این گونه آموزش ها و اینگونه اسناد را دفن می کنیم بچه های کوچک و بی گناه ما هم اینگونه دفن می شوند. در هیچ مدرسه ای از دنیا به بچه ها هم جنس بازی آموزش داده نمی شود. اینها توهمات برخی از افراد داخل است که مدارس دنیا را تجربه نکرده اند. آنچه که آموزش داده می شود تربیت جنسی است. نه آنچه که در تخیلات این آقایان و خانم هایی که باعث شدند این سند و سندهایی که تربیت جنسی را می خواست به بچه ها یاد دهد، دفن شوند تا آتناها دفن شوند.
حال دوستان جشن بگیرند که توانستند ۲۰۳۰ را زمین بزنند اما آیا در نزد وجدان خود هم می توانند خوشحالی کنند که آتناها را هم زمین زدند؟
#آتنا
#تربیت_جنسی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
ارتباط میان توسعه و تاریخ؛
تاریخ سازی، تاریخ پاکی!
یکی از موضوعاتی که در ایران به جهت کثرت، مورد غفلت واقع می شود، تاریخ این کشور است. غفلت اغلب از قلت می آید و وقتی چیزی وجود نداشته باشد یا کمتر موجود باشد، آن موضوع مورد غفلت واقع می شود. اگر این غفلت از قلت باشد موضوع تا حدود زیادی طبیعی به نظر می رسد. اما در برخی موارد، غفلت به خاطر کثرت است. بدین معنی که چون یک چیزی آنقدر زیاد است از شدت کثرت، مورد غفلت واقع می شود. نمونه بارز آن هوا است. وقتی این ماده حیاتی به وفور در اطراف ما پیدا می شود ما تقریبا هیچ وقت این اهمیت را درک نمی کنیم، مگر آنکه روزی از کثرت آن کاسته شده و به قلت برسد. تاریخ هم حکم چنین چیزی دارد برای برخی کشورها ایران به جهت مدنیت جزء کشورهای با تاریخ و فرهنگ دنیاست و چون دارای پیشینه غنی تاریخی است از شدت کثرت مورد غفلت واقع شده است. بعضا مشاهده شده است که این تاریخ حتی به این و آن کشور نیز بذل و بخشش شده است.
در همه جای دنیا حفظ تاریخ و بالیدن به تاریخ و سنت، برای مردم و حاکمان آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. حتی کشورهایی که مدنیت آنها به کمتر از یک سده هم نمی رسد برای خود تاریخ می سازند و به آن می بالند و به احترام آن به پا می خیزند.نمونه روشن آن کشورهای تازه تاسیس است. کشور کانادا یکی از آن کشورهاست. این کشور امسال ۱۵۰ سالگی مدنیت خود را جشن گرفت و مردم اینقدر خوشحال بودند که کشورشان ۱۵۰ سال شده است که حد نداشت!! تا جایی که من می دانم هر کدام از روستاهای کوچک ما نه شهرهای قدیمی، دست کم ۵۰۰ سال سابقه مدنیت دارند.اما چون آنها به همین ۱۵۰ سال بالیده اند و هر چیز کوچک را نیز تاریخی کرده اند، به توسعه نیز رسیده اند. در عوض چون ما اینقدر تاریخ داریم که حوصله تاریخ را نداریم. یا تاریخ خود را پاک می کنیم، یا سانسور می کنیم و یا فکر می کنیم و می خواهیم به دیگران بقبولانیم! که تاریخ ما فقط از فلان زمان شروع شده و یا کشور ما از زمانی قبل و بعدش دیگر تاریخ نداشته است!
در برخی دیگر از موارد، چون تاریخ مان زیاد است برخی را به کشورهای کمتر تاریخ دار بذل و بخشش می کنیم که نمونه های آن را شما بهتر از من می دانید که نمونه بارز آن بذل و بخشش دانشمندان ما به برخی کشور های دیگر است.
در مدت فرصت مطالعاتی ام در کانادا بسیار حساس بودم که بدانم دیگران چقدر دانشمندان قدیمی و یا حتی متاخر ایرانی را می شناسند. در برخوردهای روزمره، همایش ها، پنل ها... و هر فرصتی که پیش می آمد از دیگران در مورد اندیشمندان ایرانی سوال می کردم. مثلا ابن سینا، خیام، سعدی، ملاصدرا، سهروردی. برایم بسیار شعفانگیز بود که اغلب اساتید کشورهای دیگر اسم برخی از این دانشمندان را شنیده بودند. در نگاه اول بسیار شعف انگیز می نمود. ولی در پرسش بعدی متوجه می شدید که افراد به اسم این دانشمندان را می شناسند اما اغلب فکر می کنند این افراد مال عربستان یا یکی از کشورهای عربی هستند! هیچ کدام از این افراد را از آنِ ایران نمی دانستند. دلیل روشنی هم وجود دارد برای اینکه خود ما ایرانی ها چون این اندیشمندان را دانشمندان مسلمان و نه ایرانی مسلمان به دنیا معرفی کرده ایم، لذا نوعی سرقت ادبی در سطح شناسایی دانشمندان به دست خود به وجود آورده ایم. اما کشورهای دیگر اسلامی تقریبا این کار را نکرده اند البته به درستی. مثلا پاکستان که فرهیختگان خود را پاکستانی معرفی کرده، تونس، مصر و ... در حالیکه همه این کشورها مسلمان هستند اما با دست خودشان سرقت ادبی درست نکرده اند تا دانشمندان خود را و تاریخ خود را به نام دیگران ثبت کنند.
ما عملا با دست خود تاریخ پاکی کرده ایم. حتی داشته های خود را به اسم دیگران زده ایم. فکر کرده ایم اگر این افراد را به نام دانشمندان مسلمان به دنیا معرفی کنیم، خدمت شایانی به اسلام کرده ایم. در حالیکه دست کم باید اینها را به دنیا با عنوان دانشمندان مسلمان ایرانی معرفی می کردیم.لذا این گونه شده است که تاریخ را پاک کرده ایم.تازه این یک بخش ماجراست. تاریخ پاکی آداب و سنت هایمان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی پوشش اقوام مان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی مفاخر هم به طور مستوفی جای بحث خود را دارد که من به اشارت و به صورت موجز بدان اشاره کردم.
یادمان باشد که توسعه، برگشت به عقب و احترام به تاریخ است. یادمان باشد توسعه توجه به میراث گذشتگان است و پاسداشت آنها و استفاده بهینه از آنها در حال و استفاده از آن برای پشبرد آینده. تا زمانی که به گذشته خود توجه نکنیم، سنگینی بار تاریخ را درک نکنیم، هویت حال خود را هم درک نخواهیم کرد و به تبع آن به توسعه آینده هم دست پیدا نخواهیم کرد.
#تاریخ
#فرهنگ
https://t.me/irandeveloped
تاریخ سازی، تاریخ پاکی!
یکی از موضوعاتی که در ایران به جهت کثرت، مورد غفلت واقع می شود، تاریخ این کشور است. غفلت اغلب از قلت می آید و وقتی چیزی وجود نداشته باشد یا کمتر موجود باشد، آن موضوع مورد غفلت واقع می شود. اگر این غفلت از قلت باشد موضوع تا حدود زیادی طبیعی به نظر می رسد. اما در برخی موارد، غفلت به خاطر کثرت است. بدین معنی که چون یک چیزی آنقدر زیاد است از شدت کثرت، مورد غفلت واقع می شود. نمونه بارز آن هوا است. وقتی این ماده حیاتی به وفور در اطراف ما پیدا می شود ما تقریبا هیچ وقت این اهمیت را درک نمی کنیم، مگر آنکه روزی از کثرت آن کاسته شده و به قلت برسد. تاریخ هم حکم چنین چیزی دارد برای برخی کشورها ایران به جهت مدنیت جزء کشورهای با تاریخ و فرهنگ دنیاست و چون دارای پیشینه غنی تاریخی است از شدت کثرت مورد غفلت واقع شده است. بعضا مشاهده شده است که این تاریخ حتی به این و آن کشور نیز بذل و بخشش شده است.
در همه جای دنیا حفظ تاریخ و بالیدن به تاریخ و سنت، برای مردم و حاکمان آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. حتی کشورهایی که مدنیت آنها به کمتر از یک سده هم نمی رسد برای خود تاریخ می سازند و به آن می بالند و به احترام آن به پا می خیزند.نمونه روشن آن کشورهای تازه تاسیس است. کشور کانادا یکی از آن کشورهاست. این کشور امسال ۱۵۰ سالگی مدنیت خود را جشن گرفت و مردم اینقدر خوشحال بودند که کشورشان ۱۵۰ سال شده است که حد نداشت!! تا جایی که من می دانم هر کدام از روستاهای کوچک ما نه شهرهای قدیمی، دست کم ۵۰۰ سال سابقه مدنیت دارند.اما چون آنها به همین ۱۵۰ سال بالیده اند و هر چیز کوچک را نیز تاریخی کرده اند، به توسعه نیز رسیده اند. در عوض چون ما اینقدر تاریخ داریم که حوصله تاریخ را نداریم. یا تاریخ خود را پاک می کنیم، یا سانسور می کنیم و یا فکر می کنیم و می خواهیم به دیگران بقبولانیم! که تاریخ ما فقط از فلان زمان شروع شده و یا کشور ما از زمانی قبل و بعدش دیگر تاریخ نداشته است!
در برخی دیگر از موارد، چون تاریخ مان زیاد است برخی را به کشورهای کمتر تاریخ دار بذل و بخشش می کنیم که نمونه های آن را شما بهتر از من می دانید که نمونه بارز آن بذل و بخشش دانشمندان ما به برخی کشور های دیگر است.
در مدت فرصت مطالعاتی ام در کانادا بسیار حساس بودم که بدانم دیگران چقدر دانشمندان قدیمی و یا حتی متاخر ایرانی را می شناسند. در برخوردهای روزمره، همایش ها، پنل ها... و هر فرصتی که پیش می آمد از دیگران در مورد اندیشمندان ایرانی سوال می کردم. مثلا ابن سینا، خیام، سعدی، ملاصدرا، سهروردی. برایم بسیار شعفانگیز بود که اغلب اساتید کشورهای دیگر اسم برخی از این دانشمندان را شنیده بودند. در نگاه اول بسیار شعف انگیز می نمود. ولی در پرسش بعدی متوجه می شدید که افراد به اسم این دانشمندان را می شناسند اما اغلب فکر می کنند این افراد مال عربستان یا یکی از کشورهای عربی هستند! هیچ کدام از این افراد را از آنِ ایران نمی دانستند. دلیل روشنی هم وجود دارد برای اینکه خود ما ایرانی ها چون این اندیشمندان را دانشمندان مسلمان و نه ایرانی مسلمان به دنیا معرفی کرده ایم، لذا نوعی سرقت ادبی در سطح شناسایی دانشمندان به دست خود به وجود آورده ایم. اما کشورهای دیگر اسلامی تقریبا این کار را نکرده اند البته به درستی. مثلا پاکستان که فرهیختگان خود را پاکستانی معرفی کرده، تونس، مصر و ... در حالیکه همه این کشورها مسلمان هستند اما با دست خودشان سرقت ادبی درست نکرده اند تا دانشمندان خود را و تاریخ خود را به نام دیگران ثبت کنند.
ما عملا با دست خود تاریخ پاکی کرده ایم. حتی داشته های خود را به اسم دیگران زده ایم. فکر کرده ایم اگر این افراد را به نام دانشمندان مسلمان به دنیا معرفی کنیم، خدمت شایانی به اسلام کرده ایم. در حالیکه دست کم باید اینها را به دنیا با عنوان دانشمندان مسلمان ایرانی معرفی می کردیم.لذا این گونه شده است که تاریخ را پاک کرده ایم.تازه این یک بخش ماجراست. تاریخ پاکی آداب و سنت هایمان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی پوشش اقوام مان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی مفاخر هم به طور مستوفی جای بحث خود را دارد که من به اشارت و به صورت موجز بدان اشاره کردم.
یادمان باشد که توسعه، برگشت به عقب و احترام به تاریخ است. یادمان باشد توسعه توجه به میراث گذشتگان است و پاسداشت آنها و استفاده بهینه از آنها در حال و استفاده از آن برای پشبرد آینده. تا زمانی که به گذشته خود توجه نکنیم، سنگینی بار تاریخ را درک نکنیم، هویت حال خود را هم درک نخواهیم کرد و به تبع آن به توسعه آینده هم دست پیدا نخواهیم کرد.
#تاریخ
#فرهنگ
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Audio
اخیرا آقای دکتر منصوری استاد دانشگاه شریف و معاون اسبق وزارت علوم، در جمع معاونان آموزشی دانشگاه هاي کشور، طی یک سخنرانی به مسائل آموزش عالی پرداختند که بی ارتباط با موضوع #توسعه هم نیست. لطفا گوش کنید.
@irandeveloped
@irandeveloped
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
اطلاعیه برگزاری دوره های آموزشی و کارگاه آموزشی
سلام،
پس از بازگشت از سفر مطالعاتی کانادا، برخی از دوستان و علاقمندان انتظار داشتند که جلساتی درباره آموخته ها و تجارب زیسته این فرصت مطالعاتی در اختیار افراد قرار گیرد.
این امر به شیوه های مختلفی در طول سال آینده انجام خواهد شد. اما به همت انتشارات ارباب قلم و احتمالا یکی دیگر از موسسات آموزشی- مهارتی اولین جلسات آن در هفته اول شهریور برگزار خواهد شد.
برای این بخش فعلا سه دوره آموزشی و یک کارگاه آموزشی تدارک دیده شده است که تا یکی دو روز آینده پوستر این دوره ها و کارگاه آموزشی به استحضار دوستان خواهد رسید.
@cacpc
سلام،
پس از بازگشت از سفر مطالعاتی کانادا، برخی از دوستان و علاقمندان انتظار داشتند که جلساتی درباره آموخته ها و تجارب زیسته این فرصت مطالعاتی در اختیار افراد قرار گیرد.
این امر به شیوه های مختلفی در طول سال آینده انجام خواهد شد. اما به همت انتشارات ارباب قلم و احتمالا یکی دیگر از موسسات آموزشی- مهارتی اولین جلسات آن در هفته اول شهریور برگزار خواهد شد.
برای این بخش فعلا سه دوره آموزشی و یک کارگاه آموزشی تدارک دیده شده است که تا یکی دو روز آینده پوستر این دوره ها و کارگاه آموزشی به استحضار دوستان خواهد رسید.
@cacpc
مسئولیت های اجتماعی اساتید دانشگاه
از مدت ها پیش این ایده ذهن من را قلقلک می داد که واقعا مسئولیت های اجتماعی اساتید دانشگاه چیست؟ همان طور که می دانید اساتید دانشگاه در همه جای دنیا دو وظیفه عمده و مصوب دارند؛ آموزش و پژوهش
البته نسبت این دو وظیفه در کشور های مختلف متفاوت است. برخی بیشتر بر پژوهش و برخی دیگر روی آموزش تمرکز دارند که این موضوع نیازمند تدوین نوشته دیگری است.
اما منظور من در این نوشته از نوع مسئولیت های اجتماعی اساتید است. جامعه به اساتید دانشگاه علاوه بر نقش معلمی و پژوهشگری، از آنها انتظار رهبری فکری و انتظار عمل به موقع مدنی اصلاحی دارد. واقعا مسئولیت های اساتید دانشگاه به عنوان نخبگان جامعه در مقابل برخی کج روی های سیاسی، اجتماعی و قضایی جامعه چیست؟ اگر خاطرتان باشد در سال های گذشته، برخی از اقتصاد دانان نسبت به موضوع پرداخت یارانه ها در دولت آقای احمدی نژاد واکنش نشان دادند و بعد از کمتر از سه ماه، پیش بینی اقتصاد دانان درست از آب درآمد و جامعه دچار تورم دو رقمی سنگین و در عین حال رکود سنگین تر شد. اساتید اقتصاد می توانستند این کار را نکنند؛ اما در حالی که به وظیفه اصلی شان
تدریس و یا احیاناً پژوهش در دانشگاه است، انجام می دادند، با یک حرکت مدنی نیز به وظیفه اجتماعی خود عمل کردند. درست است دولت وقت وقعی به این نامه و درخواست نگذاشت اما به هر حال نخبگان دانشگاهی اقتصاد در این باره منفعل نبودند و مسئولیت اجتماعی خود را به خوبی انجام دادند. حال سوال اینجاست که چه زمانی اساتید حقوق، علوم سیاسی، جامعه شناسی و ... قرار است مسئولیت های اجتماعی خود را در مقابل کج روی های جامعه به موقع انجام دهند؟ اجازه دهید از اساتید حقوق شروع کنم. آیا اساتید حقوق نمی توانند مسئولین بالا رتبه قوه قضائیه را به دانشگاه دعوت کرده و درباره برخی رویکردهای نادرست این قوه درباره برخی قضایا با آنها صحبت کنند یا دست کم در مورد آن نامه ارشادی-اصلاحی به رئیس قوه و یا همکاران رده بالای ایشان بنویسند؟ مثلا در مورد حصر، مسئولیت اساتید حقوق چیست؟ آیا تدریس دانشگاهی مسئولیت آنها را در این خصوص رفع می کند؟ نمی توانند در یک جلسه ای یا در یک پنلی این موضوع را با حضور افراد ذیربط مورد نقد و بررسی قرار دهند و بلکه بدین طریق بتوان این مساله را به نحوی حل و فصل نمود که باعث افزایش تحمیل هزینه ها برای کشور و مردم نشد؟ درباره رشته های دیگر هم همین مساله صادق است. اساتید علوم سیاسی یک جور، جامعه شناسی یک جور دیگر، روان شناسی و علوم تربیتی به گونه دیگر. موضوع کژ کارکرد گشت ارشاد و حتی نوع نگاه به موضوع ماهواره ها، مساله مهمی است که اساتید جامعه شناسی و علوم سیاسی می توانند، بدان بپردازند. موضوع توجه به برنامه درسی متمرکز و معایب آن می تواند مورد توجه رشته های تعلیم وتربیت به ویژه اساتید برنامه درسی باشد. موضوع ثنویت و دوگانه ها در ایران با موضوع نهادهای موازی و همپوشان، می تواند موضوع اساتید حقوق و علوم سیاسی باشد و ...به نظر می رسد؛ متاسفانه اساتید دانشگاه ها از وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود بسیار غافلند.
در پایان می خواهم تجربه خود را از نقش فعال اساتید دانشگاه UBC تقدیم شما کنم. سال گذشته دولت استانی بریتیش کلمبیا کانادا تصمیم گرفته بود در مورد مسکن تصمیمی را اتخاذ کند، یکی از استادان مسکن و شهرسازی دانشگاه نامه اعتراضی به وزیر مربوطه نوشت و بقیه اساتید مرتبط نیز از این نامه حمایت کردند. این امر باعث شد وزیر مربوطه به دانشگاه آمد و اساتید اقناعش کردند که اجرای این سیاست بر تورم بیش از پیش مسکن در این استان تاثیر سو خواهد گذاشت که دولت استانی نیز از اجرای این سیاست منصرف شد. آیا از این دست کارها اساتید ما نمی توانند انجام دهند؟ نمونه های دیگری را که در سطح جهان بسیار معروفند، برای اغلب افراد آشنا هستند.چامسکی یک زبان شناس است. اما آنچه که وی را چامسکی کرده موضع گیری های علمی ایشان درباره مسائل اجتماعی است. و یا هنری ژیرو را موضع گیری های اجتماعی وی البته در کنار نظریه های آموزشی اش هنری ژیرو ساخته است. البته ناگفته نماند مثال های اینگونه افراد وطنی هم وجود دارند که از میان آنها می توان به دکتر رنانی و دکتر صادق زیبا کلام اشاره کرد. اما تا زمانی که انجام چنین مسئولیت هایی در میان اساتید دانشگاه همه گیر نشود و به عبارت دیگر مغفول واقع شود، توسعه جامعه هم مغفول خواهد ماند.
#مسئولیت_اجتماعی
#اساتید
https://t.me/irandeveloped
از مدت ها پیش این ایده ذهن من را قلقلک می داد که واقعا مسئولیت های اجتماعی اساتید دانشگاه چیست؟ همان طور که می دانید اساتید دانشگاه در همه جای دنیا دو وظیفه عمده و مصوب دارند؛ آموزش و پژوهش
البته نسبت این دو وظیفه در کشور های مختلف متفاوت است. برخی بیشتر بر پژوهش و برخی دیگر روی آموزش تمرکز دارند که این موضوع نیازمند تدوین نوشته دیگری است.
اما منظور من در این نوشته از نوع مسئولیت های اجتماعی اساتید است. جامعه به اساتید دانشگاه علاوه بر نقش معلمی و پژوهشگری، از آنها انتظار رهبری فکری و انتظار عمل به موقع مدنی اصلاحی دارد. واقعا مسئولیت های اساتید دانشگاه به عنوان نخبگان جامعه در مقابل برخی کج روی های سیاسی، اجتماعی و قضایی جامعه چیست؟ اگر خاطرتان باشد در سال های گذشته، برخی از اقتصاد دانان نسبت به موضوع پرداخت یارانه ها در دولت آقای احمدی نژاد واکنش نشان دادند و بعد از کمتر از سه ماه، پیش بینی اقتصاد دانان درست از آب درآمد و جامعه دچار تورم دو رقمی سنگین و در عین حال رکود سنگین تر شد. اساتید اقتصاد می توانستند این کار را نکنند؛ اما در حالی که به وظیفه اصلی شان
تدریس و یا احیاناً پژوهش در دانشگاه است، انجام می دادند، با یک حرکت مدنی نیز به وظیفه اجتماعی خود عمل کردند. درست است دولت وقت وقعی به این نامه و درخواست نگذاشت اما به هر حال نخبگان دانشگاهی اقتصاد در این باره منفعل نبودند و مسئولیت اجتماعی خود را به خوبی انجام دادند. حال سوال اینجاست که چه زمانی اساتید حقوق، علوم سیاسی، جامعه شناسی و ... قرار است مسئولیت های اجتماعی خود را در مقابل کج روی های جامعه به موقع انجام دهند؟ اجازه دهید از اساتید حقوق شروع کنم. آیا اساتید حقوق نمی توانند مسئولین بالا رتبه قوه قضائیه را به دانشگاه دعوت کرده و درباره برخی رویکردهای نادرست این قوه درباره برخی قضایا با آنها صحبت کنند یا دست کم در مورد آن نامه ارشادی-اصلاحی به رئیس قوه و یا همکاران رده بالای ایشان بنویسند؟ مثلا در مورد حصر، مسئولیت اساتید حقوق چیست؟ آیا تدریس دانشگاهی مسئولیت آنها را در این خصوص رفع می کند؟ نمی توانند در یک جلسه ای یا در یک پنلی این موضوع را با حضور افراد ذیربط مورد نقد و بررسی قرار دهند و بلکه بدین طریق بتوان این مساله را به نحوی حل و فصل نمود که باعث افزایش تحمیل هزینه ها برای کشور و مردم نشد؟ درباره رشته های دیگر هم همین مساله صادق است. اساتید علوم سیاسی یک جور، جامعه شناسی یک جور دیگر، روان شناسی و علوم تربیتی به گونه دیگر. موضوع کژ کارکرد گشت ارشاد و حتی نوع نگاه به موضوع ماهواره ها، مساله مهمی است که اساتید جامعه شناسی و علوم سیاسی می توانند، بدان بپردازند. موضوع توجه به برنامه درسی متمرکز و معایب آن می تواند مورد توجه رشته های تعلیم وتربیت به ویژه اساتید برنامه درسی باشد. موضوع ثنویت و دوگانه ها در ایران با موضوع نهادهای موازی و همپوشان، می تواند موضوع اساتید حقوق و علوم سیاسی باشد و ...به نظر می رسد؛ متاسفانه اساتید دانشگاه ها از وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود بسیار غافلند.
در پایان می خواهم تجربه خود را از نقش فعال اساتید دانشگاه UBC تقدیم شما کنم. سال گذشته دولت استانی بریتیش کلمبیا کانادا تصمیم گرفته بود در مورد مسکن تصمیمی را اتخاذ کند، یکی از استادان مسکن و شهرسازی دانشگاه نامه اعتراضی به وزیر مربوطه نوشت و بقیه اساتید مرتبط نیز از این نامه حمایت کردند. این امر باعث شد وزیر مربوطه به دانشگاه آمد و اساتید اقناعش کردند که اجرای این سیاست بر تورم بیش از پیش مسکن در این استان تاثیر سو خواهد گذاشت که دولت استانی نیز از اجرای این سیاست منصرف شد. آیا از این دست کارها اساتید ما نمی توانند انجام دهند؟ نمونه های دیگری را که در سطح جهان بسیار معروفند، برای اغلب افراد آشنا هستند.چامسکی یک زبان شناس است. اما آنچه که وی را چامسکی کرده موضع گیری های علمی ایشان درباره مسائل اجتماعی است. و یا هنری ژیرو را موضع گیری های اجتماعی وی البته در کنار نظریه های آموزشی اش هنری ژیرو ساخته است. البته ناگفته نماند مثال های اینگونه افراد وطنی هم وجود دارند که از میان آنها می توان به دکتر رنانی و دکتر صادق زیبا کلام اشاره کرد. اما تا زمانی که انجام چنین مسئولیت هایی در میان اساتید دانشگاه همه گیر نشود و به عبارت دیگر مغفول واقع شود، توسعه جامعه هم مغفول خواهد ماند.
#مسئولیت_اجتماعی
#اساتید
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
آیا ما بازی خورده ایم؟
برای انتخابات ریاست جمهوری همگی وارد میدان شدیم. چه اصلاح طلب، چه اصول گرا و حتی گروهی که معتقد به این دو جریان نبودند اما وطن دوست بودند.از این جهت هم، همه وارد گود شدند چون همه از زاویه خود نگران آینده کشور بودند.
اما من در این نوشته از موضع جریان پیروز مایلم به این مساله نگاهی بیندازم. موضع گیری های اخیر و بعد از انتخابات آقای روحانی، انتخاب وزرای کابینه، عدم تطابق شعارهای قبل از انتخابات با چینش برخی از اعضای کابینه و نیز عدم موضع گیری شفاف ایشان درباره محصورین و اعتصاب غذای آقای کروبی از یک سو و عدم رای آوری آقای بیطرف به عنوان یک اصلاح طلب شناسنامه دار سالم، بی پیرایه و بی ادعا ذهن آدمی را به این فکر وادار می کند که نکند، ما بازی خورده ایم. منظور از ما یعنی دو گروه اصلاح طلب و قشرخاکستری که نمی خواستند رقیب روحانی پیروز انتخابات شود. حال این سوال مطرح می شود آیا انتظاری که مردم از روحانی و لیست امید داشتند واقعا داشتن همین اعضای کابینه یا همین برخورد اعضای لیست امید با وزرای پیشنهادی اصلاح طلب بود؟
آیا ما هم از سمت روحانی و هم از طرف جریان دکتر عارف در مجلس به عنوان لیست امید بازی خوردیم؟
به قول دکتر زیبا کلام، حتی روحانی بدتر از این هم عمل می کرد ما گزینه دیگری نداشتیم، اما سوالی که پیش می آید این است به نظر شما برای دوره بعد، برای دوره های بعد هم فکری کرده اند؟ آیا دوباره این شگرد جواب خواهد داد؟ آیا اقوام و اهل تسنن مجددا برای دوره آینده از این حرکت استقبال خواهند کرد؟ آیا ما از اعتماد آنها سو استفاده نکردیم؟
دیوار توسعه هنگامی برافراشته و مستحکم می شود که آجرهای آن و تکه تکه خشت و گل آن مشتمل و ایستاده بر اعتماد باشد. اگر این اعتماد فرو بریزد بازسازی آن به این سادگی امکان پذیر نخواهد نشد. دعا کنیم همه چیز واقعا درست بوده باشد. امیدواریم بازی نخورده باشیم...
https://t.me/irandeveloped
برای انتخابات ریاست جمهوری همگی وارد میدان شدیم. چه اصلاح طلب، چه اصول گرا و حتی گروهی که معتقد به این دو جریان نبودند اما وطن دوست بودند.از این جهت هم، همه وارد گود شدند چون همه از زاویه خود نگران آینده کشور بودند.
اما من در این نوشته از موضع جریان پیروز مایلم به این مساله نگاهی بیندازم. موضع گیری های اخیر و بعد از انتخابات آقای روحانی، انتخاب وزرای کابینه، عدم تطابق شعارهای قبل از انتخابات با چینش برخی از اعضای کابینه و نیز عدم موضع گیری شفاف ایشان درباره محصورین و اعتصاب غذای آقای کروبی از یک سو و عدم رای آوری آقای بیطرف به عنوان یک اصلاح طلب شناسنامه دار سالم، بی پیرایه و بی ادعا ذهن آدمی را به این فکر وادار می کند که نکند، ما بازی خورده ایم. منظور از ما یعنی دو گروه اصلاح طلب و قشرخاکستری که نمی خواستند رقیب روحانی پیروز انتخابات شود. حال این سوال مطرح می شود آیا انتظاری که مردم از روحانی و لیست امید داشتند واقعا داشتن همین اعضای کابینه یا همین برخورد اعضای لیست امید با وزرای پیشنهادی اصلاح طلب بود؟
آیا ما هم از سمت روحانی و هم از طرف جریان دکتر عارف در مجلس به عنوان لیست امید بازی خوردیم؟
به قول دکتر زیبا کلام، حتی روحانی بدتر از این هم عمل می کرد ما گزینه دیگری نداشتیم، اما سوالی که پیش می آید این است به نظر شما برای دوره بعد، برای دوره های بعد هم فکری کرده اند؟ آیا دوباره این شگرد جواب خواهد داد؟ آیا اقوام و اهل تسنن مجددا برای دوره آینده از این حرکت استقبال خواهند کرد؟ آیا ما از اعتماد آنها سو استفاده نکردیم؟
دیوار توسعه هنگامی برافراشته و مستحکم می شود که آجرهای آن و تکه تکه خشت و گل آن مشتمل و ایستاده بر اعتماد باشد. اگر این اعتماد فرو بریزد بازسازی آن به این سادگی امکان پذیر نخواهد نشد. دعا کنیم همه چیز واقعا درست بوده باشد. امیدواریم بازی نخورده باشیم...
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
سلام
گزارش یک نشست....
اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" عنوان گرفته بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آرا و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" شان می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین این جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان در خصوص مهاتما گاندی گفتند فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط از پس مهاتما گاندی برمی آمد. به گفته ایشان، مهاتما توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان هند بخش اعظمی از مردم اساسا نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم گیرایی دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که مهاتما بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل های مختلفی بیان شده است اما من معتقدم که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....
گزارش یک نشست....
اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" عنوان گرفته بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آرا و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" شان می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین این جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان در خصوص مهاتما گاندی گفتند فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط از پس مهاتما گاندی برمی آمد. به گفته ایشان، مهاتما توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان هند بخش اعظمی از مردم اساسا نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم گیرایی دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که مهاتما بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل های مختلفی بیان شده است اما من معتقدم که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....
آیا سنت های فرهنگی، تاریخی و محیطی ایران به تدریج نابود می شوند؟
توسعه یک جامعه، برنامه ریزی صرف برای کشف آینده نیست. بلکه بخشی از توسعه ایستادن بر روی ستون های قوی حال و گذشته یک جامعه است. تصور فرمایید گذشته یکجامعه غنی، از سنت هایش تهی شود، منتظر چه نوع جامعه ای باید بود؟
به نظر می رسد؛ ما ایرانیان به ویژه در این دو سه دهه گذشته تبر برداشته و با شدت و حدت تمام ریشه سنت هایمان را خشک می کنیم. این سنت ها در ابعاد مختلف جامعه ایران وجود داشته که بخشی از این ریشه ها در سنت های محیطی، برخی در سنت های فرهنگی و برخی دیگر در سنت های تاریخی و اعتقادی کشورمان نضج پیدا کرده، ریشه دوانده و به درخت های تنومندی تبدیل شده اند. این سنت ها در طی سالیان متمادی شکل گرفته اند، اما ما در طی سالهای اخیر با این سنت ها مواجهه خوبی نداشته ایم و در صدد خشکاندن این سنت ها برآمده ایم.
به عنوان مثال به سابقه تاریخی کشورمان نگاه کنید. گویی تاریخ این کشور از همین چند دهه پیش شروع شده است و ما در این کشور تاریخ باستانی چند هزار ساله نداشته ایم!! یکی از آنها تاریخ درخشان باستان کشورمان است. به جای برخورد مناسب و تمهید جشن های مختلف و افرادی که می خواهند سنت خود را گرامی بدارند، مواجهه ما را با این موضوع ببینید. می توانیم از این پتاسیل در جهت تقویت هویت ملی خود بیشترین استفاده را بکنیم، در حالیکه آن را تبدیل به چالش و تهدید علیه وحدت ملی کرده ایم. نمونه بارز و اخیر آن گرامیداشت روز کوروش است. الان دیگر زمین و زمان به هم تپیده تا نکند تعدادی در کنار مقبره کوروش جمع شوند. راه ها را بسته اند، رزمایش راه انداخته اند و ... در حالیکه استفاده درست از این مساله می توانست به یک جشن ملی و تقویت هویت ما تبدیل شود.
هنرهای قدیمی ایران به عنوان بخشی از سنت های فرهنگی و هنری ماست که دست کمی از سنت تاریخی ما ندارد. ما در این کشور مکاتب موسیفی مختلفی داشته ایم و داریم. اما امروزه تا چه اندازه، اساتید موسیقی های مقامی مناطق کشورمان را می شناسیم؟ حاج قربان ها و موسیفی خراسان های کشور را چقدر می شناسیم؟ چقدر بازنمایی می کنیم؟ موسیقی بلوچستانی و سیستانی را چطور؟ موسیقی لری، کردی، عربی، ترکی، شمالی و ... این همه پتانسیل و هنر داریم. انصافا حاکمیت سیاسی ما چقدر به این سنت فرهنگی و هنری ایران اهمیت می دهد؟ مردم ما مشاهیر این حوزه را چقدر می شناسند؟ متاسفانه در این بخش هم، سنت های ما نادیده گرفته می شود.
مشاهیر ما به معنی به ما هو مشاهیر ایرانی چقدر گرامی داشته می شوند. اعم از مشاهیر کلاسیک، قدیمی و مشاهیر جدید. به هر کدام چیزی چسبانده ایم یا نادیده گرفته ایم و یا بایکوت شان کرده ایم.
در مورد مذاهب ایرانی، ادیان ایرانی که وضع بسیار تاسف برانگیز است. دست کم در خصوص ادیانی که به صورت رسمی در قوانین بالادستی پذیدفته ایم باید توجه بیشتری می کردیم. (بگذریم از مواردی که با وجود داشتن پیرو نادیده گرفته ایم که جای بررسی خود را دارد.) راستی چقدر از مراسم ادیان، مذاهب و گروه های ایرانی مطلع می شویم؟ چقدر رسانه های ما آنها را بازنمایی می کنند. مگر همه اینها ایرانی نیستند؟ مگر بخشی از فرهنگ ایران نیستند؟ آیا مشارکت مردم در مراسم آنها موجب شناخت بیشتر و همبستگی ملی نمی شود؟ به تدریج سنت های ملی خود را نابود می کنیم.
یکی از مباحث به روز ما مشارکت زرتشتی های عزیز و حضور دین کهن ایرانی در مناسبات ایران ماست. اساسا حضور یا عدم حضور آقای سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد در جای خود بسیار مهم است. نادیده گرفتن حضور ادیان و مذاهب پرقدمت ایرانی برای خدمت به دیگر ایرانیان بسیار مهم است. اما مهمتر از همه اینها نوع برخورد ما با این موضوع می باشد. افرادی که بی تفاوت به اینگونه مسائل عمل می کنند، بی شک آنها هم در مرگ تدریجی ایران سهیم هستند.
محیط زیست ما، منابع طبیعی ما، آبهای ما، صحراهای ما، جنگل و دریاهای ما هم که دردمندی فراوان دارند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این وضعیت، چطور به توسعه دست خواهیم یافت؟ وقتی زمینه های خود را، ستون های خود را از بیخ و بن می خشکانیم آیا باید به انتظار توسعه هم بنشینیم؟ مگر نه این است که توسعه یک فکر است که نیازمند پیشینه و سنت های درستی است. وقتی ما به دست خود این مبانی را از بین می بریم آیا باید منتظر یک توسعه همه جانبه هم باشیم؟
https://t.me/irandeveloped
توسعه یک جامعه، برنامه ریزی صرف برای کشف آینده نیست. بلکه بخشی از توسعه ایستادن بر روی ستون های قوی حال و گذشته یک جامعه است. تصور فرمایید گذشته یکجامعه غنی، از سنت هایش تهی شود، منتظر چه نوع جامعه ای باید بود؟
به نظر می رسد؛ ما ایرانیان به ویژه در این دو سه دهه گذشته تبر برداشته و با شدت و حدت تمام ریشه سنت هایمان را خشک می کنیم. این سنت ها در ابعاد مختلف جامعه ایران وجود داشته که بخشی از این ریشه ها در سنت های محیطی، برخی در سنت های فرهنگی و برخی دیگر در سنت های تاریخی و اعتقادی کشورمان نضج پیدا کرده، ریشه دوانده و به درخت های تنومندی تبدیل شده اند. این سنت ها در طی سالیان متمادی شکل گرفته اند، اما ما در طی سالهای اخیر با این سنت ها مواجهه خوبی نداشته ایم و در صدد خشکاندن این سنت ها برآمده ایم.
به عنوان مثال به سابقه تاریخی کشورمان نگاه کنید. گویی تاریخ این کشور از همین چند دهه پیش شروع شده است و ما در این کشور تاریخ باستانی چند هزار ساله نداشته ایم!! یکی از آنها تاریخ درخشان باستان کشورمان است. به جای برخورد مناسب و تمهید جشن های مختلف و افرادی که می خواهند سنت خود را گرامی بدارند، مواجهه ما را با این موضوع ببینید. می توانیم از این پتاسیل در جهت تقویت هویت ملی خود بیشترین استفاده را بکنیم، در حالیکه آن را تبدیل به چالش و تهدید علیه وحدت ملی کرده ایم. نمونه بارز و اخیر آن گرامیداشت روز کوروش است. الان دیگر زمین و زمان به هم تپیده تا نکند تعدادی در کنار مقبره کوروش جمع شوند. راه ها را بسته اند، رزمایش راه انداخته اند و ... در حالیکه استفاده درست از این مساله می توانست به یک جشن ملی و تقویت هویت ما تبدیل شود.
هنرهای قدیمی ایران به عنوان بخشی از سنت های فرهنگی و هنری ماست که دست کمی از سنت تاریخی ما ندارد. ما در این کشور مکاتب موسیفی مختلفی داشته ایم و داریم. اما امروزه تا چه اندازه، اساتید موسیقی های مقامی مناطق کشورمان را می شناسیم؟ حاج قربان ها و موسیفی خراسان های کشور را چقدر می شناسیم؟ چقدر بازنمایی می کنیم؟ موسیقی بلوچستانی و سیستانی را چطور؟ موسیقی لری، کردی، عربی، ترکی، شمالی و ... این همه پتانسیل و هنر داریم. انصافا حاکمیت سیاسی ما چقدر به این سنت فرهنگی و هنری ایران اهمیت می دهد؟ مردم ما مشاهیر این حوزه را چقدر می شناسند؟ متاسفانه در این بخش هم، سنت های ما نادیده گرفته می شود.
مشاهیر ما به معنی به ما هو مشاهیر ایرانی چقدر گرامی داشته می شوند. اعم از مشاهیر کلاسیک، قدیمی و مشاهیر جدید. به هر کدام چیزی چسبانده ایم یا نادیده گرفته ایم و یا بایکوت شان کرده ایم.
در مورد مذاهب ایرانی، ادیان ایرانی که وضع بسیار تاسف برانگیز است. دست کم در خصوص ادیانی که به صورت رسمی در قوانین بالادستی پذیدفته ایم باید توجه بیشتری می کردیم. (بگذریم از مواردی که با وجود داشتن پیرو نادیده گرفته ایم که جای بررسی خود را دارد.) راستی چقدر از مراسم ادیان، مذاهب و گروه های ایرانی مطلع می شویم؟ چقدر رسانه های ما آنها را بازنمایی می کنند. مگر همه اینها ایرانی نیستند؟ مگر بخشی از فرهنگ ایران نیستند؟ آیا مشارکت مردم در مراسم آنها موجب شناخت بیشتر و همبستگی ملی نمی شود؟ به تدریج سنت های ملی خود را نابود می کنیم.
یکی از مباحث به روز ما مشارکت زرتشتی های عزیز و حضور دین کهن ایرانی در مناسبات ایران ماست. اساسا حضور یا عدم حضور آقای سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد در جای خود بسیار مهم است. نادیده گرفتن حضور ادیان و مذاهب پرقدمت ایرانی برای خدمت به دیگر ایرانیان بسیار مهم است. اما مهمتر از همه اینها نوع برخورد ما با این موضوع می باشد. افرادی که بی تفاوت به اینگونه مسائل عمل می کنند، بی شک آنها هم در مرگ تدریجی ایران سهیم هستند.
محیط زیست ما، منابع طبیعی ما، آبهای ما، صحراهای ما، جنگل و دریاهای ما هم که دردمندی فراوان دارند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این وضعیت، چطور به توسعه دست خواهیم یافت؟ وقتی زمینه های خود را، ستون های خود را از بیخ و بن می خشکانیم آیا باید به انتظار توسعه هم بنشینیم؟ مگر نه این است که توسعه یک فکر است که نیازمند پیشینه و سنت های درستی است. وقتی ما به دست خود این مبانی را از بین می بریم آیا باید منتظر یک توسعه همه جانبه هم باشیم؟
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) (Alireza Sadeghi)
چکیده سخنرانی
در گروه صلح انجمن مطالعات جامعه شناسی ایران بحثی خواهم داشت تحت عنوان؛" تبیین الگوی مفهومی چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی" در این بحث تلاش خواهم کرد نسبت ها و پیوندهای میان این سه مفهوم را ابتدا براساس الگوی "ریچارد ریس" تبیین نموده سپس آن را برای جامعه ایران بومی سازی نمایم. در این تلاش، سعی خواهم کرد این الگو را تسری داده تا به مفهوم شهروندی و توسعه برسم. در پایان تلاش خواهم کرد، دلالت های این الگو را با ارایه شاهد مثال هایی برای ایران عملیاتی نمایم. در این بخش نگاه انتقادی خواهم داشت به وضعیت چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی در جامعه ایران.
این سخنرانی در پنجم آذر 1396 و در ساختمان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. آقای دکتر خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران از دیگر اعضای این سخنرانی - نشست خواهند بود.
حضور برای همه علاقمندان آزاد و رایگان است.
@cacpc
@irandeveloped
در گروه صلح انجمن مطالعات جامعه شناسی ایران بحثی خواهم داشت تحت عنوان؛" تبیین الگوی مفهومی چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی" در این بحث تلاش خواهم کرد نسبت ها و پیوندهای میان این سه مفهوم را ابتدا براساس الگوی "ریچارد ریس" تبیین نموده سپس آن را برای جامعه ایران بومی سازی نمایم. در این تلاش، سعی خواهم کرد این الگو را تسری داده تا به مفهوم شهروندی و توسعه برسم. در پایان تلاش خواهم کرد، دلالت های این الگو را با ارایه شاهد مثال هایی برای ایران عملیاتی نمایم. در این بخش نگاه انتقادی خواهم داشت به وضعیت چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی در جامعه ایران.
این سخنرانی در پنجم آذر 1396 و در ساختمان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. آقای دکتر خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران از دیگر اعضای این سخنرانی - نشست خواهند بود.
حضور برای همه علاقمندان آزاد و رایگان است.
@cacpc
@irandeveloped