Forwarded from Deleted Account
جنبش خزینه سند ۲۰۳۰
@IRanBidar
"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستند و آب می کشیدند و غسل می کردند.
البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود.
بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد.
معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردند و مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود.
از طرفی رضا شاه میدید نیروی کار در مملکت بعلت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است.
پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ و میر مردم، استفاده از خزینه هاست.
تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما" استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد.
اماداستان به اینجا پایان نیافت.
بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد.
آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد " وا اسلاما " سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند.
این علمای معظم، تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح " کر " میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند.
آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه " غیرشرعی " است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد.
بنابراین ممنوع کردن خزینه، عمل خلاف شرع رضا شاه، اعلام شد.
آنها آب کر را آبی میدانستند که سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد.
هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند!
در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد.
به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سرریز شود!
بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد!
جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چگونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند.
تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند.
بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد؛ به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند!
بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.
اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا !
علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود، دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند!!!
جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است!!!
جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا.
علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند.
اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود :
اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شمارا بدانند!!!!!
سند ۲۰۳۰ قابل تامل باشد
@IRanBidar
عضو شو هموطن
@IRanBidar
"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستند و آب می کشیدند و غسل می کردند.
البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود.
بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد.
معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردند و مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود.
از طرفی رضا شاه میدید نیروی کار در مملکت بعلت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است.
پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ و میر مردم، استفاده از خزینه هاست.
تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما" استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد.
اماداستان به اینجا پایان نیافت.
بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد.
آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد " وا اسلاما " سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند.
این علمای معظم، تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح " کر " میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند.
آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه " غیرشرعی " است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد.
بنابراین ممنوع کردن خزینه، عمل خلاف شرع رضا شاه، اعلام شد.
آنها آب کر را آبی میدانستند که سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد.
هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند!
در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد.
به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سرریز شود!
بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد!
جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چگونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند.
تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند.
بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد؛ به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند!
بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.
اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا !
علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود، دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند!!!
جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است!!!
جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا.
علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند.
اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود :
اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شمارا بدانند!!!!!
سند ۲۰۳۰ قابل تامل باشد
@IRanBidar
عضو شو هموطن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای کشوری که بر روی طلا خوابیده است.
مادری از سر اضطرار دختر چهار ساله اش را می فروشد. کفن پوشانی که چند روز پیش برای سند ۲۰۳۰ کفن پوشیده بودند، کجایند؟
ضجه های دختر و مادر را خوب ببینید.
@irandeveloped
مادری از سر اضطرار دختر چهار ساله اش را می فروشد. کفن پوشانی که چند روز پیش برای سند ۲۰۳۰ کفن پوشیده بودند، کجایند؟
ضجه های دختر و مادر را خوب ببینید.
@irandeveloped
چندفرهنگ گرایی در عمل
هیچ جامعه ای گریزی ندارد مگر با افراد خود از سر احترام صحبت کند.کرامت آنها را حفظ کند. یکی از مقولات مربوط به کرامت توجه به حقوق اولیه افراد است. حق تحصیل، حق انتخاب نوع پوشش، زبان و موارد مشابه.
اخیرا چند اتفاق جالب در کشور افتاده، از جمله اینکه طرح صیانت از حجاب ابداع شده! و قرار است به مراکز دولتی سر زده تا از حجاب خانم ها صیانت کند. گشت ارشاد به درون اماکن هم تسری پیدا کرد. به نظرم تا چند سال آینده در خانه های ما دوربین هم گذاشته می شود و احتمالا در مورد همه کارهای مان باید جواب پس دهیم.
خبر دیگر سخت گیری بر دراویش گنابادی است که در خبرها آمده است، نمی دانم گروهی جور دیگر می اندیشند به حاکمیت چه ارتباطی دارد. شنیدم اجازه تحصیل به بچه های آنان داده نمی شود. با کدام دلیل، با کدام منطق، با کدام آداب اخلاقی این کار سازگار است؟
با کشورهایی که حکومت رسمی آنها نفی خداست دست دوستی می دهیم ولی هموطن خود را که فقط کمی متفاوت از ما فکر می کند تحمل نمی کنیم. این دروایش چه ضرری به کشور وارد کرده اند؟... حال که به دیگر کشورها کمک می کنیم لااقل گوشه ی چشمی هم به هموطنان خود بندازیم.
سخت گیری های این مدلی، جامعه را به التهاب فرو می برد نه به سمت و سوی آرامش.
#حجاب
#دراویش_گنابادی
https://t.me/irandeveloped
هیچ جامعه ای گریزی ندارد مگر با افراد خود از سر احترام صحبت کند.کرامت آنها را حفظ کند. یکی از مقولات مربوط به کرامت توجه به حقوق اولیه افراد است. حق تحصیل، حق انتخاب نوع پوشش، زبان و موارد مشابه.
اخیرا چند اتفاق جالب در کشور افتاده، از جمله اینکه طرح صیانت از حجاب ابداع شده! و قرار است به مراکز دولتی سر زده تا از حجاب خانم ها صیانت کند. گشت ارشاد به درون اماکن هم تسری پیدا کرد. به نظرم تا چند سال آینده در خانه های ما دوربین هم گذاشته می شود و احتمالا در مورد همه کارهای مان باید جواب پس دهیم.
خبر دیگر سخت گیری بر دراویش گنابادی است که در خبرها آمده است، نمی دانم گروهی جور دیگر می اندیشند به حاکمیت چه ارتباطی دارد. شنیدم اجازه تحصیل به بچه های آنان داده نمی شود. با کدام دلیل، با کدام منطق، با کدام آداب اخلاقی این کار سازگار است؟
با کشورهایی که حکومت رسمی آنها نفی خداست دست دوستی می دهیم ولی هموطن خود را که فقط کمی متفاوت از ما فکر می کند تحمل نمی کنیم. این دروایش چه ضرری به کشور وارد کرده اند؟... حال که به دیگر کشورها کمک می کنیم لااقل گوشه ی چشمی هم به هموطنان خود بندازیم.
سخت گیری های این مدلی، جامعه را به التهاب فرو می برد نه به سمت و سوی آرامش.
#حجاب
#دراویش_گنابادی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
🔴 تاکنون ۲۵۰۰ تن بیانیه دفاع از حق تحصیل در اعتراض به محرومیتهای تحصیلی دراویش گنابادی را امضا کردهاند.
لینک برای امضاء: https://goo.gl/forms/qn07j6wuLXuHJ1mE3
لینک برای امضاء: https://goo.gl/forms/qn07j6wuLXuHJ1mE3
Google Docs
◾️بیانیه دفاع از حق تحصیل (در اعتراض به محرومیتهای تحصیلی دراویش نعمت الهی گنابادی)
حق برخورداری از آموزش، از حقوق اساسی افراد در جامعه بوده که قوانین ایران و حقوق بین الملل به صراحت بر آن تاکید کرده است. بر مبنای این قوانین هر شهروند فارغ از جنسیت، قومیت و مذهب حق برخورداری از امکانات آموزشی را دارد.
اما بعضا گروه های مختلفی از ایرانیان…
اما بعضا گروه های مختلفی از ایرانیان…
داعش و توجه به اشتغال مرزنشینان
پس از آنکه عوامل حرکت تروریستی اخیر مشخص شد، از جوانان کم سن و سال با هویت ایرانی بودند، غم ما فزونی گرفت. سوالی که در این حین در ذهن ها متبادر می شود این است که چه انگیزه ای باعث می شود یک هم وطن بر روی هموطن خود اسلحه کشیده و بی محابا خون آنها را بریزد؟ به ویژه اینکه به احتمال زیاد می داند در این حادثه خود نیز تلف خواهد شد.
بی شک پاسخ به این سوال، پاسخ واحدی ندارد و انگیزه های مختلفی را می توان برای آن جستجو کرد. اما بی شک یکی از آن انگیزه ها، مشکلات اقتصادی است. چیزی که ممکن است برای ما در میان این همه انگیزه های عقیدتی و ایدئولوژیکی ناچیز به حساب آید. اما با استناد به یک واقعیتی می خواهم این موضوع را بیشتر شکافته و تبیین کنم این انگیزه در میان انگیزه های دیگر نه تنها انگیره کوچکی نیست، بلکه قابل تامل است.
سال گذشته استاد راهنمای پایان نامه دانشجویی از هموطنان شهرهای مرزی و غربی ایران بودم. چند ماهی از تصویب عنوانش گذشته بود ولی خبری از پیشرفت کار ایشان نبود. نه گزارشی و نه خبری. پس از مدت ها مشخص شد که مشکلاتی داشته است. پسر عمویش به داعش پیوسته و به دنبال باز گرداندن او به خانه بوده اند. دلیل پیوستن وی به داعش برای من سوال بود و از ایشان خواهش کردم که برایم انگیزه های پیوستن ایشان را به این گروه توضیح دهد. عمده ترین دلیلی که آورد، دلیل مادی بود. ایشان توضیح داد که پسر عمویش مدرک کارشناسی ارشد داشته و چند سالی بود که بیکار بود و از این بابت رنج می برد، منزوی و پرخاشگر شده بود و به حاکمیت هم بدبین شده بود. از سوی دیگر به جهت نزدیکی به مرز و تبلیغات گسترده گروه های داعشی و به ویژه ترغیب این افراد با پول های هنگفت، افراد انگیره بیشتری پیدا کرده تا جذب داعش شوند.
هشداری را که در این راستا باید حاکمیت جدی بگیرد توجه به موضوع اشتغال به ویژه اشتغال افراد مرزنشین است. ایشان توضیح داد و ابراز می کرد که نه فقط نگران پسر عمویش بلکه اکنون، نگران برادرها واقوام جوان دیگرشان هست که به داعش نپیوندند. توسعه ایران نیازمند توجه همه جانبه به مرزها و مرزنشین هاست.
#داعش
#اشتغال
#مرزنشین
https://t.me/irandeveloped
پس از آنکه عوامل حرکت تروریستی اخیر مشخص شد، از جوانان کم سن و سال با هویت ایرانی بودند، غم ما فزونی گرفت. سوالی که در این حین در ذهن ها متبادر می شود این است که چه انگیزه ای باعث می شود یک هم وطن بر روی هموطن خود اسلحه کشیده و بی محابا خون آنها را بریزد؟ به ویژه اینکه به احتمال زیاد می داند در این حادثه خود نیز تلف خواهد شد.
بی شک پاسخ به این سوال، پاسخ واحدی ندارد و انگیزه های مختلفی را می توان برای آن جستجو کرد. اما بی شک یکی از آن انگیزه ها، مشکلات اقتصادی است. چیزی که ممکن است برای ما در میان این همه انگیزه های عقیدتی و ایدئولوژیکی ناچیز به حساب آید. اما با استناد به یک واقعیتی می خواهم این موضوع را بیشتر شکافته و تبیین کنم این انگیزه در میان انگیزه های دیگر نه تنها انگیره کوچکی نیست، بلکه قابل تامل است.
سال گذشته استاد راهنمای پایان نامه دانشجویی از هموطنان شهرهای مرزی و غربی ایران بودم. چند ماهی از تصویب عنوانش گذشته بود ولی خبری از پیشرفت کار ایشان نبود. نه گزارشی و نه خبری. پس از مدت ها مشخص شد که مشکلاتی داشته است. پسر عمویش به داعش پیوسته و به دنبال باز گرداندن او به خانه بوده اند. دلیل پیوستن وی به داعش برای من سوال بود و از ایشان خواهش کردم که برایم انگیزه های پیوستن ایشان را به این گروه توضیح دهد. عمده ترین دلیلی که آورد، دلیل مادی بود. ایشان توضیح داد که پسر عمویش مدرک کارشناسی ارشد داشته و چند سالی بود که بیکار بود و از این بابت رنج می برد، منزوی و پرخاشگر شده بود و به حاکمیت هم بدبین شده بود. از سوی دیگر به جهت نزدیکی به مرز و تبلیغات گسترده گروه های داعشی و به ویژه ترغیب این افراد با پول های هنگفت، افراد انگیره بیشتری پیدا کرده تا جذب داعش شوند.
هشداری را که در این راستا باید حاکمیت جدی بگیرد توجه به موضوع اشتغال به ویژه اشتغال افراد مرزنشین است. ایشان توضیح داد و ابراز می کرد که نه فقط نگران پسر عمویش بلکه اکنون، نگران برادرها واقوام جوان دیگرشان هست که به داعش نپیوندند. توسعه ایران نیازمند توجه همه جانبه به مرزها و مرزنشین هاست.
#داعش
#اشتغال
#مرزنشین
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
تحلیل آتش به اختیار
گفتگو؛ چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
در همین مدت کوتاه از عبارت "آتش به اختیار" تحلیل های مختلفی به عمل آمد. برخی آن را در تقابل به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر، برخی در تقابل با شخص روحانی، برخی نگاه تاکتیکی و برخی نیز نگاه همیارانه از نوع مسالمت جویان به این موضوع داشتند که هر کدام نیازمند توضیح و تفسیر است. اما من با هیچکدام از آنها و درستی یا نادرستی آن تفاسیر، کاری ندارم. تمام بحثم این است چرا آتش؟ چرا گل نه چرا گفتگو نه؟
یادمان باشد آتش، آتش می افروزد، در اصل ماجرا هم تفاوتی نمی کند که از نوع با اختیار و یا از نوع بی اختیارش باشد. نتیجه یکسان است؛ فروزان تر شدن آتش. همه گیر شدن آن. به ویژه در زمانی که نیازی به آتش نیست بلکه نیاز به گل، گفتگو و همدلی است.
از سوی دیگر، آتش و آنهم از نوع به اختیارش، پیامد آن خطرناکتر خواهد بود. زیرا ممکن است آتش های مختلفی شعله ور کند و وقتی این آتش ها در کنار هم جمع شوند، آتش فروزان تری شکل دهند که تر و خشک، خوب و بد و آدم و عالم را با هم بسوزاند. به همین خاطر از هر وجهی که به این موضوع می نگرم، نگران می شوم. پس به سود جامعه می دانم که همه اعضای آن طرفدار گل باشند، طرفدار گفتگو، چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
#آتش_به_اختیار
#گفتگو_گل
https://t.me/irandeveloped
گفتگو؛ چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
در همین مدت کوتاه از عبارت "آتش به اختیار" تحلیل های مختلفی به عمل آمد. برخی آن را در تقابل به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر، برخی در تقابل با شخص روحانی، برخی نگاه تاکتیکی و برخی نیز نگاه همیارانه از نوع مسالمت جویان به این موضوع داشتند که هر کدام نیازمند توضیح و تفسیر است. اما من با هیچکدام از آنها و درستی یا نادرستی آن تفاسیر، کاری ندارم. تمام بحثم این است چرا آتش؟ چرا گل نه چرا گفتگو نه؟
یادمان باشد آتش، آتش می افروزد، در اصل ماجرا هم تفاوتی نمی کند که از نوع با اختیار و یا از نوع بی اختیارش باشد. نتیجه یکسان است؛ فروزان تر شدن آتش. همه گیر شدن آن. به ویژه در زمانی که نیازی به آتش نیست بلکه نیاز به گل، گفتگو و همدلی است.
از سوی دیگر، آتش و آنهم از نوع به اختیارش، پیامد آن خطرناکتر خواهد بود. زیرا ممکن است آتش های مختلفی شعله ور کند و وقتی این آتش ها در کنار هم جمع شوند، آتش فروزان تری شکل دهند که تر و خشک، خوب و بد و آدم و عالم را با هم بسوزاند. به همین خاطر از هر وجهی که به این موضوع می نگرم، نگران می شوم. پس به سود جامعه می دانم که همه اعضای آن طرفدار گل باشند، طرفدار گفتگو، چه از نوع با اختیار و چه از نوع بی اختیارش!
#آتش_به_اختیار
#گفتگو_گل
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
پس از انتشار مطلبی در خصوص "داعش و توجه به اقتصاد مرزنشینان" بازخوردهای مختلفی از طیف های مختلف دریافت کردم. یکی از بازخوردهایی که دریافت کردم مربوط به یکی از مرزنشینان کردستان عزیز بود. بخشی از پیام ایشان را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی اینجا می آورم:
"شما با ارائه این مطلب این ایده را درذهن مردم ایجاد می کنید که عامل حادثه تروریستی تهران مردم مناطق غرب کشور که اکثرا کرد زبان واهل تسنن هستند می باشند درصورتیکه مردمان خود این مناطق به واسطه کشتارها ورفتارهای وحشیانه داعش در مناطق کردنشین سوریه به شدت از آنها متنفربوده وبه هیچ وجه هم وجود مشکلات اقتصادی دراین مناطق عاملی جهت پیوستن آنها به یک سری آدم جنایتکار نیست گفته های یک دانشجوی شما نمیتواند عاملی جهت تعمیم باشد مردمان این مناطق حتی با کولبری وشرایط سخت زندگی امرار معاش می کنند ولی در صدد ضربه زدن به همنوعان خودشان نبوده و نیستند، منطقی نیست که درآخر این رفتارها رابه ملت کرد ومرزنشینان مناطق غربی نسبت دهیم"
هدفی که من از آن نوشته داشتم کمک به حل مساله اقتصاد مرزنشینان بود و واقعا به دنبال متهم سازی نبودم. برای اینکه خود به خوبی می دانم که تروریسم ربطی به مذهب، دین، کشور و نژاد ندارد. تروریسم برخاسته از جهل و تعصب است اما تمام حرفم این بود که مساله اقتصاد هم در این زمینه یکی از نقش های اصلی را بازی می کند. بعدا که برخی مصاحبه ها و نوشته ها و تحلیل ها را دیدم، مشاهده کردم که تحلیل من هم خیلی ناصواب نبوده است. برخی جامعه شناسان و کارشناسان علوم سیاسی نیز بر اهمیت اقتصاد در پیوستن جوانان به داعش صحه گذاشته بودند.
اما تفسیر این دوست عزیز هموطن کرد زبان، تقریبا درست درآمد و در اخبار شنیده شد که بعضا برخی تحرکات در امنیتی کردن برخی شهرهای مرزی صورت گرفته که انصافا درست نبود. هرچند توجیهات آن افراد هم در جای خود قابل تامل است اما به نظر می رسد در حال حاضر فشار های روانی بر روی مردم خواه ناخواه وجود دارد لذا تدبیر حاکمیت است که در عین توجه به امنیت جامعه باید از امنیتی کردن آن پرهیز کند.
https://t.me/irandeveloped
"شما با ارائه این مطلب این ایده را درذهن مردم ایجاد می کنید که عامل حادثه تروریستی تهران مردم مناطق غرب کشور که اکثرا کرد زبان واهل تسنن هستند می باشند درصورتیکه مردمان خود این مناطق به واسطه کشتارها ورفتارهای وحشیانه داعش در مناطق کردنشین سوریه به شدت از آنها متنفربوده وبه هیچ وجه هم وجود مشکلات اقتصادی دراین مناطق عاملی جهت پیوستن آنها به یک سری آدم جنایتکار نیست گفته های یک دانشجوی شما نمیتواند عاملی جهت تعمیم باشد مردمان این مناطق حتی با کولبری وشرایط سخت زندگی امرار معاش می کنند ولی در صدد ضربه زدن به همنوعان خودشان نبوده و نیستند، منطقی نیست که درآخر این رفتارها رابه ملت کرد ومرزنشینان مناطق غربی نسبت دهیم"
هدفی که من از آن نوشته داشتم کمک به حل مساله اقتصاد مرزنشینان بود و واقعا به دنبال متهم سازی نبودم. برای اینکه خود به خوبی می دانم که تروریسم ربطی به مذهب، دین، کشور و نژاد ندارد. تروریسم برخاسته از جهل و تعصب است اما تمام حرفم این بود که مساله اقتصاد هم در این زمینه یکی از نقش های اصلی را بازی می کند. بعدا که برخی مصاحبه ها و نوشته ها و تحلیل ها را دیدم، مشاهده کردم که تحلیل من هم خیلی ناصواب نبوده است. برخی جامعه شناسان و کارشناسان علوم سیاسی نیز بر اهمیت اقتصاد در پیوستن جوانان به داعش صحه گذاشته بودند.
اما تفسیر این دوست عزیز هموطن کرد زبان، تقریبا درست درآمد و در اخبار شنیده شد که بعضا برخی تحرکات در امنیتی کردن برخی شهرهای مرزی صورت گرفته که انصافا درست نبود. هرچند توجیهات آن افراد هم در جای خود قابل تامل است اما به نظر می رسد در حال حاضر فشار های روانی بر روی مردم خواه ناخواه وجود دارد لذا تدبیر حاکمیت است که در عین توجه به امنیت جامعه باید از امنیتی کردن آن پرهیز کند.
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
یک بام و دو هوا
دوره خاتمی در حال تکرار شدن است. آتش به اختیارها، احساس خطر کرده و شروع به توهین و تخریب می کنند، بداخلاقی می کنند.
توهین افراد انتصابی و ارگان های انتصابی به افراد انتخابی شدت گرفته است. رئیس جمهوری به شدت زیر حملات آتش به اختیارهاست. حال پس از توهین این افراد معلوم الحال به رئیس جمهوری و واکنش های افراد مختلف به این امر و نیز واکنش حضرت حداد عادل که فرموده اند؛ مردم حق دارند نسبت به برخی اظهار نظرهای آقای روحانی واکنش نشان دهند. فقط یک سوال کوچک، خیلی کوچک در اینجا مطرح می شود! آیا آن مردم اکثریت دیگر هم حق دارند به سخنان جنابعالی و روسای اقلیت شما اعتراض کنند؟ یا آن وقت آن مردم اکثریت دیگر! خش و خاشاک، فتنه گر، دشمن و نفوذی می شوند؟؟
#حداد_عادل
#توهین
https://t.me/irandeveloped
دوره خاتمی در حال تکرار شدن است. آتش به اختیارها، احساس خطر کرده و شروع به توهین و تخریب می کنند، بداخلاقی می کنند.
توهین افراد انتصابی و ارگان های انتصابی به افراد انتخابی شدت گرفته است. رئیس جمهوری به شدت زیر حملات آتش به اختیارهاست. حال پس از توهین این افراد معلوم الحال به رئیس جمهوری و واکنش های افراد مختلف به این امر و نیز واکنش حضرت حداد عادل که فرموده اند؛ مردم حق دارند نسبت به برخی اظهار نظرهای آقای روحانی واکنش نشان دهند. فقط یک سوال کوچک، خیلی کوچک در اینجا مطرح می شود! آیا آن مردم اکثریت دیگر هم حق دارند به سخنان جنابعالی و روسای اقلیت شما اعتراض کنند؟ یا آن وقت آن مردم اکثریت دیگر! خش و خاشاک، فتنه گر، دشمن و نفوذی می شوند؟؟
#حداد_عادل
#توهین
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
سند ۲۰۳۰ و آتنا!
هرچند سند ۲۰۳۰ مثل آتنا و آتناهای دیگر از میان ما ناجوانمردانه رخت بربستند ولی خاطره هر دو برای افراد دغدغه مند، زنده باقی خواهد ماند. در هر دو بی شک، علاوه بر دلایل کوچک و بزرگ، دو چیز نقش برجسته داشت؛ فقدان آگاهی، فقدان اخلاق.
شاید سوال شود ۲۰۳۰ چه ارتباطی به قتل آتنا دارد؟
به باور من قتل آتنا به خیلی چیزها ارتباط دارد، به خیلی افراد. اما بی شک یکی از آنها دستورالعمل های آموزشی ماست. آتنا و آتناها قربانی فقدان آگاهی و فقدان بی اخلاقی جامعه ما هستند. در هر دو هم فقدان داشتن دستور العمل آموزشی نقش اول را بازی می کند.
فقدان آگاهی
همانطور که عرض کردم در قتل آتنا و آتناها عوامل مختلفی دخیل هستند اما من هیچکدام را به اندازه برنامه های آموزشی چه از نوع آشکار و چه از نوع پنهان آن مقصر نمی دانم. در برنامه های آموزشی و مقررات مدرسه ای ما چیزی که به دانش آموزان یاد داده نمی شود حفاظت از جسم است. به کودک یاد داده نمی شود چگونه در مواجهه با افراد دور و نزدیک از جسم خود محافظت کند. بخشی از محافظت جسمی مربوط به اندام جنسی است. این امر به ویژه در آموزش ما مغفول است. مساله به این مهمی. تجربه زیسته خود را از حضور در مدارس ابتدایی کانادا خدمت شما عرض می کنم. در زنگ Social studies کلاس دوم ابتدایی، یکی از مواردی که مکرر به دانش آموزان سفارش می شود اهمیت جسم است و اهمیت محافظت از اندام های جنسی. این امر فقط مربوط به دختران نیست. حتی به پسران نیز آموزش داده می شود که در محافظت از اندام جنسی خود چه اقداماتی انجام دهند. مثلا در این درس به بچه ها آموزش داده می شود که در مواجهه با غریبه ها چه کار باید بکنند؟ آیا می توانند از آنها خوراکی و موارد مشابه بپذیرند؟ درباره تماس اندام جسمی نه جنسی غریبه ها چقدر و تا چه اندامی را اجازه دارند دست بزنند؟ که در اینجا فقط به دست دادن منحصر می شود. یا مثلا به کودکان آموزش می دهند، وقتی اقوام نزدیک با کودک بازی می کنند به چه نحو و چقدر به بچه ها نزدیک شوند. حتی پدر و مادر. مثلا به بچه ها یاد می دهند فقط مادر حق دارد به بخشی از جسم کودک (توجه کنید نه اندام جنسی)، دست بزند و لمس کند. به کودک یاد می دهند حتی پدر هم نمی تواند به اندام جنسی کودک دست بزند و یا به کودک یاد می دهند اگر این موارد اتفاق بیفتد کودک باید چه کار کند و مثلا اولین کاری که باید بکند جیغ کشیده و داد و بیداد کند. حال بر می گردیم به ۲۰۳۰. این سند هم دقیقا می خواست همین موارد را به بچه ها یاد دهد. می خواست از این فجایع آتنا و آتناها جلوگیری نماید. لذا تفکر دفن ۲۰۳۰ قرابت نزدیکی با دفن آتناها دارد. ما چون این گونه آموزش ها و اینگونه اسناد را دفن می کنیم بچه های کوچک و بی گناه ما هم اینگونه دفن می شوند. در هیچ مدرسه ای از دنیا به بچه ها هم جنس بازی آموزش داده نمی شود. اینها توهمات برخی از افراد داخل است که مدارس دنیا را تجربه نکرده اند. آنچه که آموزش داده می شود تربیت جنسی است. نه آنچه که در تخیلات این آقایان و خانم هایی که باعث شدند این سند و سندهایی که تربیت جنسی را می خواست به بچه ها یاد دهد، دفن شوند تا آتناها دفن شوند.
حال دوستان جشن بگیرند که توانستند ۲۰۳۰ را زمین بزنند اما آیا در نزد وجدان خود هم می توانند خوشحالی کنند که آتناها را هم زمین زدند؟
#آتنا
#تربیت_جنسی
https://t.me/irandeveloped
هرچند سند ۲۰۳۰ مثل آتنا و آتناهای دیگر از میان ما ناجوانمردانه رخت بربستند ولی خاطره هر دو برای افراد دغدغه مند، زنده باقی خواهد ماند. در هر دو بی شک، علاوه بر دلایل کوچک و بزرگ، دو چیز نقش برجسته داشت؛ فقدان آگاهی، فقدان اخلاق.
شاید سوال شود ۲۰۳۰ چه ارتباطی به قتل آتنا دارد؟
به باور من قتل آتنا به خیلی چیزها ارتباط دارد، به خیلی افراد. اما بی شک یکی از آنها دستورالعمل های آموزشی ماست. آتنا و آتناها قربانی فقدان آگاهی و فقدان بی اخلاقی جامعه ما هستند. در هر دو هم فقدان داشتن دستور العمل آموزشی نقش اول را بازی می کند.
فقدان آگاهی
همانطور که عرض کردم در قتل آتنا و آتناها عوامل مختلفی دخیل هستند اما من هیچکدام را به اندازه برنامه های آموزشی چه از نوع آشکار و چه از نوع پنهان آن مقصر نمی دانم. در برنامه های آموزشی و مقررات مدرسه ای ما چیزی که به دانش آموزان یاد داده نمی شود حفاظت از جسم است. به کودک یاد داده نمی شود چگونه در مواجهه با افراد دور و نزدیک از جسم خود محافظت کند. بخشی از محافظت جسمی مربوط به اندام جنسی است. این امر به ویژه در آموزش ما مغفول است. مساله به این مهمی. تجربه زیسته خود را از حضور در مدارس ابتدایی کانادا خدمت شما عرض می کنم. در زنگ Social studies کلاس دوم ابتدایی، یکی از مواردی که مکرر به دانش آموزان سفارش می شود اهمیت جسم است و اهمیت محافظت از اندام های جنسی. این امر فقط مربوط به دختران نیست. حتی به پسران نیز آموزش داده می شود که در محافظت از اندام جنسی خود چه اقداماتی انجام دهند. مثلا در این درس به بچه ها آموزش داده می شود که در مواجهه با غریبه ها چه کار باید بکنند؟ آیا می توانند از آنها خوراکی و موارد مشابه بپذیرند؟ درباره تماس اندام جسمی نه جنسی غریبه ها چقدر و تا چه اندامی را اجازه دارند دست بزنند؟ که در اینجا فقط به دست دادن منحصر می شود. یا مثلا به کودکان آموزش می دهند، وقتی اقوام نزدیک با کودک بازی می کنند به چه نحو و چقدر به بچه ها نزدیک شوند. حتی پدر و مادر. مثلا به بچه ها یاد می دهند فقط مادر حق دارد به بخشی از جسم کودک (توجه کنید نه اندام جنسی)، دست بزند و لمس کند. به کودک یاد می دهند حتی پدر هم نمی تواند به اندام جنسی کودک دست بزند و یا به کودک یاد می دهند اگر این موارد اتفاق بیفتد کودک باید چه کار کند و مثلا اولین کاری که باید بکند جیغ کشیده و داد و بیداد کند. حال بر می گردیم به ۲۰۳۰. این سند هم دقیقا می خواست همین موارد را به بچه ها یاد دهد. می خواست از این فجایع آتنا و آتناها جلوگیری نماید. لذا تفکر دفن ۲۰۳۰ قرابت نزدیکی با دفن آتناها دارد. ما چون این گونه آموزش ها و اینگونه اسناد را دفن می کنیم بچه های کوچک و بی گناه ما هم اینگونه دفن می شوند. در هیچ مدرسه ای از دنیا به بچه ها هم جنس بازی آموزش داده نمی شود. اینها توهمات برخی از افراد داخل است که مدارس دنیا را تجربه نکرده اند. آنچه که آموزش داده می شود تربیت جنسی است. نه آنچه که در تخیلات این آقایان و خانم هایی که باعث شدند این سند و سندهایی که تربیت جنسی را می خواست به بچه ها یاد دهد، دفن شوند تا آتناها دفن شوند.
حال دوستان جشن بگیرند که توانستند ۲۰۳۰ را زمین بزنند اما آیا در نزد وجدان خود هم می توانند خوشحالی کنند که آتناها را هم زمین زدند؟
#آتنا
#تربیت_جنسی
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
ارتباط میان توسعه و تاریخ؛
تاریخ سازی، تاریخ پاکی!
یکی از موضوعاتی که در ایران به جهت کثرت، مورد غفلت واقع می شود، تاریخ این کشور است. غفلت اغلب از قلت می آید و وقتی چیزی وجود نداشته باشد یا کمتر موجود باشد، آن موضوع مورد غفلت واقع می شود. اگر این غفلت از قلت باشد موضوع تا حدود زیادی طبیعی به نظر می رسد. اما در برخی موارد، غفلت به خاطر کثرت است. بدین معنی که چون یک چیزی آنقدر زیاد است از شدت کثرت، مورد غفلت واقع می شود. نمونه بارز آن هوا است. وقتی این ماده حیاتی به وفور در اطراف ما پیدا می شود ما تقریبا هیچ وقت این اهمیت را درک نمی کنیم، مگر آنکه روزی از کثرت آن کاسته شده و به قلت برسد. تاریخ هم حکم چنین چیزی دارد برای برخی کشورها ایران به جهت مدنیت جزء کشورهای با تاریخ و فرهنگ دنیاست و چون دارای پیشینه غنی تاریخی است از شدت کثرت مورد غفلت واقع شده است. بعضا مشاهده شده است که این تاریخ حتی به این و آن کشور نیز بذل و بخشش شده است.
در همه جای دنیا حفظ تاریخ و بالیدن به تاریخ و سنت، برای مردم و حاکمان آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. حتی کشورهایی که مدنیت آنها به کمتر از یک سده هم نمی رسد برای خود تاریخ می سازند و به آن می بالند و به احترام آن به پا می خیزند.نمونه روشن آن کشورهای تازه تاسیس است. کشور کانادا یکی از آن کشورهاست. این کشور امسال ۱۵۰ سالگی مدنیت خود را جشن گرفت و مردم اینقدر خوشحال بودند که کشورشان ۱۵۰ سال شده است که حد نداشت!! تا جایی که من می دانم هر کدام از روستاهای کوچک ما نه شهرهای قدیمی، دست کم ۵۰۰ سال سابقه مدنیت دارند.اما چون آنها به همین ۱۵۰ سال بالیده اند و هر چیز کوچک را نیز تاریخی کرده اند، به توسعه نیز رسیده اند. در عوض چون ما اینقدر تاریخ داریم که حوصله تاریخ را نداریم. یا تاریخ خود را پاک می کنیم، یا سانسور می کنیم و یا فکر می کنیم و می خواهیم به دیگران بقبولانیم! که تاریخ ما فقط از فلان زمان شروع شده و یا کشور ما از زمانی قبل و بعدش دیگر تاریخ نداشته است!
در برخی دیگر از موارد، چون تاریخ مان زیاد است برخی را به کشورهای کمتر تاریخ دار بذل و بخشش می کنیم که نمونه های آن را شما بهتر از من می دانید که نمونه بارز آن بذل و بخشش دانشمندان ما به برخی کشور های دیگر است.
در مدت فرصت مطالعاتی ام در کانادا بسیار حساس بودم که بدانم دیگران چقدر دانشمندان قدیمی و یا حتی متاخر ایرانی را می شناسند. در برخوردهای روزمره، همایش ها، پنل ها... و هر فرصتی که پیش می آمد از دیگران در مورد اندیشمندان ایرانی سوال می کردم. مثلا ابن سینا، خیام، سعدی، ملاصدرا، سهروردی. برایم بسیار شعفانگیز بود که اغلب اساتید کشورهای دیگر اسم برخی از این دانشمندان را شنیده بودند. در نگاه اول بسیار شعف انگیز می نمود. ولی در پرسش بعدی متوجه می شدید که افراد به اسم این دانشمندان را می شناسند اما اغلب فکر می کنند این افراد مال عربستان یا یکی از کشورهای عربی هستند! هیچ کدام از این افراد را از آنِ ایران نمی دانستند. دلیل روشنی هم وجود دارد برای اینکه خود ما ایرانی ها چون این اندیشمندان را دانشمندان مسلمان و نه ایرانی مسلمان به دنیا معرفی کرده ایم، لذا نوعی سرقت ادبی در سطح شناسایی دانشمندان به دست خود به وجود آورده ایم. اما کشورهای دیگر اسلامی تقریبا این کار را نکرده اند البته به درستی. مثلا پاکستان که فرهیختگان خود را پاکستانی معرفی کرده، تونس، مصر و ... در حالیکه همه این کشورها مسلمان هستند اما با دست خودشان سرقت ادبی درست نکرده اند تا دانشمندان خود را و تاریخ خود را به نام دیگران ثبت کنند.
ما عملا با دست خود تاریخ پاکی کرده ایم. حتی داشته های خود را به اسم دیگران زده ایم. فکر کرده ایم اگر این افراد را به نام دانشمندان مسلمان به دنیا معرفی کنیم، خدمت شایانی به اسلام کرده ایم. در حالیکه دست کم باید اینها را به دنیا با عنوان دانشمندان مسلمان ایرانی معرفی می کردیم.لذا این گونه شده است که تاریخ را پاک کرده ایم.تازه این یک بخش ماجراست. تاریخ پاکی آداب و سنت هایمان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی پوشش اقوام مان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی مفاخر هم به طور مستوفی جای بحث خود را دارد که من به اشارت و به صورت موجز بدان اشاره کردم.
یادمان باشد که توسعه، برگشت به عقب و احترام به تاریخ است. یادمان باشد توسعه توجه به میراث گذشتگان است و پاسداشت آنها و استفاده بهینه از آنها در حال و استفاده از آن برای پشبرد آینده. تا زمانی که به گذشته خود توجه نکنیم، سنگینی بار تاریخ را درک نکنیم، هویت حال خود را هم درک نخواهیم کرد و به تبع آن به توسعه آینده هم دست پیدا نخواهیم کرد.
#تاریخ
#فرهنگ
https://t.me/irandeveloped
تاریخ سازی، تاریخ پاکی!
یکی از موضوعاتی که در ایران به جهت کثرت، مورد غفلت واقع می شود، تاریخ این کشور است. غفلت اغلب از قلت می آید و وقتی چیزی وجود نداشته باشد یا کمتر موجود باشد، آن موضوع مورد غفلت واقع می شود. اگر این غفلت از قلت باشد موضوع تا حدود زیادی طبیعی به نظر می رسد. اما در برخی موارد، غفلت به خاطر کثرت است. بدین معنی که چون یک چیزی آنقدر زیاد است از شدت کثرت، مورد غفلت واقع می شود. نمونه بارز آن هوا است. وقتی این ماده حیاتی به وفور در اطراف ما پیدا می شود ما تقریبا هیچ وقت این اهمیت را درک نمی کنیم، مگر آنکه روزی از کثرت آن کاسته شده و به قلت برسد. تاریخ هم حکم چنین چیزی دارد برای برخی کشورها ایران به جهت مدنیت جزء کشورهای با تاریخ و فرهنگ دنیاست و چون دارای پیشینه غنی تاریخی است از شدت کثرت مورد غفلت واقع شده است. بعضا مشاهده شده است که این تاریخ حتی به این و آن کشور نیز بذل و بخشش شده است.
در همه جای دنیا حفظ تاریخ و بالیدن به تاریخ و سنت، برای مردم و حاکمان آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. حتی کشورهایی که مدنیت آنها به کمتر از یک سده هم نمی رسد برای خود تاریخ می سازند و به آن می بالند و به احترام آن به پا می خیزند.نمونه روشن آن کشورهای تازه تاسیس است. کشور کانادا یکی از آن کشورهاست. این کشور امسال ۱۵۰ سالگی مدنیت خود را جشن گرفت و مردم اینقدر خوشحال بودند که کشورشان ۱۵۰ سال شده است که حد نداشت!! تا جایی که من می دانم هر کدام از روستاهای کوچک ما نه شهرهای قدیمی، دست کم ۵۰۰ سال سابقه مدنیت دارند.اما چون آنها به همین ۱۵۰ سال بالیده اند و هر چیز کوچک را نیز تاریخی کرده اند، به توسعه نیز رسیده اند. در عوض چون ما اینقدر تاریخ داریم که حوصله تاریخ را نداریم. یا تاریخ خود را پاک می کنیم، یا سانسور می کنیم و یا فکر می کنیم و می خواهیم به دیگران بقبولانیم! که تاریخ ما فقط از فلان زمان شروع شده و یا کشور ما از زمانی قبل و بعدش دیگر تاریخ نداشته است!
در برخی دیگر از موارد، چون تاریخ مان زیاد است برخی را به کشورهای کمتر تاریخ دار بذل و بخشش می کنیم که نمونه های آن را شما بهتر از من می دانید که نمونه بارز آن بذل و بخشش دانشمندان ما به برخی کشور های دیگر است.
در مدت فرصت مطالعاتی ام در کانادا بسیار حساس بودم که بدانم دیگران چقدر دانشمندان قدیمی و یا حتی متاخر ایرانی را می شناسند. در برخوردهای روزمره، همایش ها، پنل ها... و هر فرصتی که پیش می آمد از دیگران در مورد اندیشمندان ایرانی سوال می کردم. مثلا ابن سینا، خیام، سعدی، ملاصدرا، سهروردی. برایم بسیار شعفانگیز بود که اغلب اساتید کشورهای دیگر اسم برخی از این دانشمندان را شنیده بودند. در نگاه اول بسیار شعف انگیز می نمود. ولی در پرسش بعدی متوجه می شدید که افراد به اسم این دانشمندان را می شناسند اما اغلب فکر می کنند این افراد مال عربستان یا یکی از کشورهای عربی هستند! هیچ کدام از این افراد را از آنِ ایران نمی دانستند. دلیل روشنی هم وجود دارد برای اینکه خود ما ایرانی ها چون این اندیشمندان را دانشمندان مسلمان و نه ایرانی مسلمان به دنیا معرفی کرده ایم، لذا نوعی سرقت ادبی در سطح شناسایی دانشمندان به دست خود به وجود آورده ایم. اما کشورهای دیگر اسلامی تقریبا این کار را نکرده اند البته به درستی. مثلا پاکستان که فرهیختگان خود را پاکستانی معرفی کرده، تونس، مصر و ... در حالیکه همه این کشورها مسلمان هستند اما با دست خودشان سرقت ادبی درست نکرده اند تا دانشمندان خود را و تاریخ خود را به نام دیگران ثبت کنند.
ما عملا با دست خود تاریخ پاکی کرده ایم. حتی داشته های خود را به اسم دیگران زده ایم. فکر کرده ایم اگر این افراد را به نام دانشمندان مسلمان به دنیا معرفی کنیم، خدمت شایانی به اسلام کرده ایم. در حالیکه دست کم باید اینها را به دنیا با عنوان دانشمندان مسلمان ایرانی معرفی می کردیم.لذا این گونه شده است که تاریخ را پاک کرده ایم.تازه این یک بخش ماجراست. تاریخ پاکی آداب و سنت هایمان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی پوشش اقوام مان جای بحث خود را دارد. تاریخ پاکی مفاخر هم به طور مستوفی جای بحث خود را دارد که من به اشارت و به صورت موجز بدان اشاره کردم.
یادمان باشد که توسعه، برگشت به عقب و احترام به تاریخ است. یادمان باشد توسعه توجه به میراث گذشتگان است و پاسداشت آنها و استفاده بهینه از آنها در حال و استفاده از آن برای پشبرد آینده. تا زمانی که به گذشته خود توجه نکنیم، سنگینی بار تاریخ را درک نکنیم، هویت حال خود را هم درک نخواهیم کرد و به تبع آن به توسعه آینده هم دست پیدا نخواهیم کرد.
#تاریخ
#فرهنگ
https://t.me/irandeveloped
Telegram
توسعه ایران
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
روایتی از دکتر علیرضا صادقی
ارتباط با نویسنده:
@sadeghiedu
آدرس توییتر:
https://twitter.com/Alireza96925028
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/drsadeghiacademy
Audio
اخیرا آقای دکتر منصوری استاد دانشگاه شریف و معاون اسبق وزارت علوم، در جمع معاونان آموزشی دانشگاه هاي کشور، طی یک سخنرانی به مسائل آموزش عالی پرداختند که بی ارتباط با موضوع #توسعه هم نیست. لطفا گوش کنید.
@irandeveloped
@irandeveloped
Forwarded from آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
اطلاعیه برگزاری دوره های آموزشی و کارگاه آموزشی
سلام،
پس از بازگشت از سفر مطالعاتی کانادا، برخی از دوستان و علاقمندان انتظار داشتند که جلساتی درباره آموخته ها و تجارب زیسته این فرصت مطالعاتی در اختیار افراد قرار گیرد.
این امر به شیوه های مختلفی در طول سال آینده انجام خواهد شد. اما به همت انتشارات ارباب قلم و احتمالا یکی دیگر از موسسات آموزشی- مهارتی اولین جلسات آن در هفته اول شهریور برگزار خواهد شد.
برای این بخش فعلا سه دوره آموزشی و یک کارگاه آموزشی تدارک دیده شده است که تا یکی دو روز آینده پوستر این دوره ها و کارگاه آموزشی به استحضار دوستان خواهد رسید.
@cacpc
سلام،
پس از بازگشت از سفر مطالعاتی کانادا، برخی از دوستان و علاقمندان انتظار داشتند که جلساتی درباره آموخته ها و تجارب زیسته این فرصت مطالعاتی در اختیار افراد قرار گیرد.
این امر به شیوه های مختلفی در طول سال آینده انجام خواهد شد. اما به همت انتشارات ارباب قلم و احتمالا یکی دیگر از موسسات آموزشی- مهارتی اولین جلسات آن در هفته اول شهریور برگزار خواهد شد.
برای این بخش فعلا سه دوره آموزشی و یک کارگاه آموزشی تدارک دیده شده است که تا یکی دو روز آینده پوستر این دوره ها و کارگاه آموزشی به استحضار دوستان خواهد رسید.
@cacpc