ویژگی های حمام های قدیمی!
در حمام هاى قدیمی روش های ساده اما علمی بکار برده میشد که اکنون میتوان آن را در مجلات و سایت های علمی مطالعه کرد.
در حمام هاى قديم رسم بر این بود که ابتدا شما پایتان را وارد آب میکردید سپس وارد یک راهرویی میشدید که به تدریج گرمای آن اضافه میشد و بدن آمادگی لازم برای ورود به منطقه گرم حمام را به دست می آورد!
در پایان نیز از همین مسیر خارج میشدید و آرام آرام از گرما کاسته میشد؛
و سپس پای خود را در آب سرد وارد کرده و در جایگاه تعویض لباس قرار میگرفتید.
استفاده از آب سرد در پایان حمام، ویژگی بسیار مهم داشت:
گرمای زیادی در بدن و کف پا قبل از خارج شدن از حمام وجود داشت پس میبایست بر روی کف و ساق پاها آب سرد ریخته میشد، چرا که به خاطر گرما، خون زیادی در پاها جمع شده و آب سرد مجددا این خون مازاد را از پاها به بالای بدن منتقل ميكرد!
و همچنین از بروز واریس جلوگیری میكرد!
و همچنين تعادل میان گرما و سرما ایجاد کرده و مانع از سرما خوردگی می گردید...
@IranAncient
در حمام هاى قدیمی روش های ساده اما علمی بکار برده میشد که اکنون میتوان آن را در مجلات و سایت های علمی مطالعه کرد.
در حمام هاى قديم رسم بر این بود که ابتدا شما پایتان را وارد آب میکردید سپس وارد یک راهرویی میشدید که به تدریج گرمای آن اضافه میشد و بدن آمادگی لازم برای ورود به منطقه گرم حمام را به دست می آورد!
در پایان نیز از همین مسیر خارج میشدید و آرام آرام از گرما کاسته میشد؛
و سپس پای خود را در آب سرد وارد کرده و در جایگاه تعویض لباس قرار میگرفتید.
استفاده از آب سرد در پایان حمام، ویژگی بسیار مهم داشت:
گرمای زیادی در بدن و کف پا قبل از خارج شدن از حمام وجود داشت پس میبایست بر روی کف و ساق پاها آب سرد ریخته میشد، چرا که به خاطر گرما، خون زیادی در پاها جمع شده و آب سرد مجددا این خون مازاد را از پاها به بالای بدن منتقل ميكرد!
و همچنین از بروز واریس جلوگیری میكرد!
و همچنين تعادل میان گرما و سرما ایجاد کرده و مانع از سرما خوردگی می گردید...
@IranAncient
❤69👍20👏8
از آدمهای پرتوقع فاصله بگیر
اینها مقیاست را به هم می زنند
و حرمت مهرت را می شکنند.
چون آنها حافظه ی ضعیفی دارند
خوبی ها را زود فراموش میکنند..
« محمود دولت آبادی »
@IranAncient
اینها مقیاست را به هم می زنند
و حرمت مهرت را می شکنند.
چون آنها حافظه ی ضعیفی دارند
خوبی ها را زود فراموش میکنند..
« محمود دولت آبادی »
@IranAncient
👏50❤22👍7👎1
حاکم وقت قزوین در دوران قاجار دستور داد کاروانسرایی بسازند که پذیرای مهمانهای شهر خوشنویسان باشد. این جاذبه گردشگری امروزه با نام کاروانسرای «سعدالسلطنه» شناخته میشود
از نامهای دیگر کاروانسرای سعدالسلطنه میتوان به سرای سعدالسلطنه، سرای سعدیه، سرای سعادت و بازارچه سعدالسلطنه اشاره کرد. این کاروانسرا با وسعتی برابر با ۶.۲ هکتار، بزرگترین کاروانسرای سرپوشیده و مرکز تجاری داخلی شهری کشور به حساب میآید. این کاروانسرا بزرگترین کاروانسرای شهری جهان است.
@IranAncient
از نامهای دیگر کاروانسرای سعدالسلطنه میتوان به سرای سعدالسلطنه، سرای سعدیه، سرای سعادت و بازارچه سعدالسلطنه اشاره کرد. این کاروانسرا با وسعتی برابر با ۶.۲ هکتار، بزرگترین کاروانسرای سرپوشیده و مرکز تجاری داخلی شهری کشور به حساب میآید. این کاروانسرا بزرگترین کاروانسرای شهری جهان است.
@IranAncient
❤68👍16👏6🔥5😁2
ستونهای تخت جمشید با وجود زلزله های شدید در طول تاریخ، سلامت ماندهاند. این ستونها به وسیله سرب مذاب به هم متصل شدهاند. سرب علاوه بر محکم کردن اتصال دو تکه ستون، نقش مهمی برای مقاومت سازه در مقابل زمین لرزه داشتهاست. این فلز به دلیل چکش خواری و نرمی هنگام بروز زمین لرزه از خودش واکنش نشان داده و نابود نمیشود!
@IranAnciemt
@IranAnciemt
❤121👍30😁1
به گمانم شهریار بعد از سرودن این بیت روزها، ماه ها (و حتی اگه من بودم تا سالها) گریه کرده
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده جوانی از این زندگانیم
@IranAncient
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده جوانی از این زندگانیم
@IranAncient
❤150👏21😢9👍6😁2
چهارم ریاضی بودیم.
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد!
یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.
یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.
از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟
اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.
آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.
این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.
گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.
با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا رضا من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟
گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟
گفت: من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد.
از خاطرات رضا عطاران
@IranAncient
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد!
یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.
یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.
از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟
اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.
آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.
این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.
گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.
با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا رضا من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟
گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟
گفت: من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد.
از خاطرات رضا عطاران
@IranAncient
😁180❤49👍9👏8
جاده چالوس در دهه ۲۰
در تصویر زیر نمایی از جاده چالوس را در دهه ۲۰ میبینید. جاده چالوس ، با نام رسمی جاده ۵۹ ، یکی از مهمترین جادههای دسترسی به شمال ایران است که از میان شهر کرج در استان البرز شروع و به شهر چالوس در مازندران وصل میشود. برخی این جاده را یکی از زیباترین جادههای جهان میدانند!
@IranAncient
در تصویر زیر نمایی از جاده چالوس را در دهه ۲۰ میبینید. جاده چالوس ، با نام رسمی جاده ۵۹ ، یکی از مهمترین جادههای دسترسی به شمال ایران است که از میان شهر کرج در استان البرز شروع و به شهر چالوس در مازندران وصل میشود. برخی این جاده را یکی از زیباترین جادههای جهان میدانند!
@IranAncient
❤97👍13
مادربزرگ تعریف میکرد:
نمک، سنگ بود.
برنجِ چلو رو ساعتی با نمکسنگ می خوابوندیم تا کمکم شوری بگیره.
عکسِ یادگاریِ توی دوربین رو هفتهای، ماهی به انتظار می نشستیم تا فیلم به آخر برسه و ظاهر شه.
قلک داشتیم؛
با سکهها حرف می زدیم تا حسابِ اندوخته دستمون بیاد.
هر روز سر می زدیم به پستخونه،
به جست و جویِ خط و خبری عاشقانه،مگر که برسه.
«انتظار» معنا داشت.
دقایق «سرشار» بود.
هرچیز یک صبوری می خواست تاپیش بیاد.
زمانش برسه...
جا بیفته...
قوام بیاد…
"انتظار" قدردانمون ساخته بود ...
صبوری رو از یاد نبریم...
@IranAncient
نمک، سنگ بود.
برنجِ چلو رو ساعتی با نمکسنگ می خوابوندیم تا کمکم شوری بگیره.
عکسِ یادگاریِ توی دوربین رو هفتهای، ماهی به انتظار می نشستیم تا فیلم به آخر برسه و ظاهر شه.
قلک داشتیم؛
با سکهها حرف می زدیم تا حسابِ اندوخته دستمون بیاد.
هر روز سر می زدیم به پستخونه،
به جست و جویِ خط و خبری عاشقانه،مگر که برسه.
«انتظار» معنا داشت.
دقایق «سرشار» بود.
هرچیز یک صبوری می خواست تاپیش بیاد.
زمانش برسه...
جا بیفته...
قوام بیاد…
"انتظار" قدردانمون ساخته بود ...
صبوری رو از یاد نبریم...
@IranAncient
❤71👍26🔥2👏2😁1
تا با تو قرین شدهست جانم
هر جا که روم به گلستانم
تا صورت تو قرین دل شد
بر خاک نیم بر آسمانم
گر سایه من در این جهان است
غم نیست که من در آن جهانم
( مولانا )
@IranAncient
هر جا که روم به گلستانم
تا صورت تو قرین دل شد
بر خاک نیم بر آسمانم
گر سایه من در این جهان است
غم نیست که من در آن جهانم
( مولانا )
@IranAncient
❤41👍6
از پوریای ولی پرسیدند ، جوانمردی در چیست ؟
گفت : دریایی است که سه چشمه دارد :
اول سخاوت ، دوم شفقت ، سوم بی نیازی از خلق و نیازمندی به حق
باز از پهلوان پرسیدند ، جوانمرد کیست ؟
گفت : آن کس که بخشد و به یاد نیاورد..
@IranAncient
گفت : دریایی است که سه چشمه دارد :
اول سخاوت ، دوم شفقت ، سوم بی نیازی از خلق و نیازمندی به حق
باز از پهلوان پرسیدند ، جوانمرد کیست ؟
گفت : آن کس که بخشد و به یاد نیاورد..
@IranAncient
❤79👍19🔥2
معروفترین نوشته های مولانا که در
کشورهای مختلف هم شناخته شده و معروف هستند !
_زخم جاییست که از آن نور به تو وارد میشود
_زمانیکه به راه بیفتی راه اشکار میشود
_درمان هر درد در خود آن درد است
_اگر ماه را میخواهی از شب پنهان مشو اگر عشق را میخواهی از خودت پنهان نشو
_آنچه تورا آزار میدهد به تو برکت خواهد داد
_عاشق و معشوق درجایی یکدیگر را ملاقات نمی کنند آنها همواره در درون قلب همند
_لب بستمو صد نکته خموشت گفتم
_من مجبورم بارها قلبم را بشکنم تا آنر ا بگشایم
@IranAncient
کشورهای مختلف هم شناخته شده و معروف هستند !
_زخم جاییست که از آن نور به تو وارد میشود
_زمانیکه به راه بیفتی راه اشکار میشود
_درمان هر درد در خود آن درد است
_اگر ماه را میخواهی از شب پنهان مشو اگر عشق را میخواهی از خودت پنهان نشو
_آنچه تورا آزار میدهد به تو برکت خواهد داد
_عاشق و معشوق درجایی یکدیگر را ملاقات نمی کنند آنها همواره در درون قلب همند
_لب بستمو صد نکته خموشت گفتم
_من مجبورم بارها قلبم را بشکنم تا آنر ا بگشایم
@IranAncient
❤77👍9👏3👎2
طبق بررسی های جدید انجام گرفته در بخش پایینی محوطه سیرم شاه،(در منطقه سیمره لرستان ) شهر باستانی برزقباله وجود داشته است که از آن میتوان به عنوان بزرگترین کلسیون گچبریهای دوره ساسانی یاد کرد که آبگیری سد سیمره موجب غرق شدن این شهر باستانی شد و اکنون زیر آب است.و اطلاعات زیادی از این شهر باستانی ساسانی دیگر در دست نیست.
@IranAncient
@IranAncient
😢59❤23😡16👍7
تا حالا اسم دامن شلیته رو شنیدی یا عکسش رو دیدی !
معروف است که ناصرالدین شاه در سال 1873 به دعوت آلکساندر دوم، پادشاه روسیه در شهر سنپطرزبورگ به تماشای رقص باله رفت. میگویند که شاه بسیار از رقاصان روس خوشش آمد و دامنهای کوتاه آنها را تن زنان حرم کرد. اما شاید این داستان چندان هم واقعیت نداشته باشد.
« تصویر مربوط به زنان حرمسرای ناصرالدین شاه با دامن شلیته در سال 1876 میلادی »
« کانال تاریخ ۷۰۰۰ ساله ایران »
@IranAncient
معروف است که ناصرالدین شاه در سال 1873 به دعوت آلکساندر دوم، پادشاه روسیه در شهر سنپطرزبورگ به تماشای رقص باله رفت. میگویند که شاه بسیار از رقاصان روس خوشش آمد و دامنهای کوتاه آنها را تن زنان حرم کرد. اما شاید این داستان چندان هم واقعیت نداشته باشد.
« تصویر مربوط به زنان حرمسرای ناصرالدین شاه با دامن شلیته در سال 1876 میلادی »
« کانال تاریخ ۷۰۰۰ ساله ایران »
@IranAncient
😁32❤23👍2😎1
بهمنشیر نام کنونی یکی از شاخههای رود کارون در استان خوزستان است.
رود کارون پس از رسیدن به شهر خرمشهر به دو شاخه تقسیم میشود، شاخه نخست به سوی اروندرود در مرز ایران و عراق رفته و پرآبترین دهانه یا بهمنشیر، در امتداد اروندرود به خور بهمنشیر و سپس به خلیج فارس می ریزد. کنارههای بهمنشیر از بخشهای مهم خرماخیز خوزستان به شمار رفته، اما در کرانه باختریاش نسبت به کرانه خاوری، نخلستانهای بیشتری وجود دارد.
@IranAncient
رود کارون پس از رسیدن به شهر خرمشهر به دو شاخه تقسیم میشود، شاخه نخست به سوی اروندرود در مرز ایران و عراق رفته و پرآبترین دهانه یا بهمنشیر، در امتداد اروندرود به خور بهمنشیر و سپس به خلیج فارس می ریزد. کنارههای بهمنشیر از بخشهای مهم خرماخیز خوزستان به شمار رفته، اما در کرانه باختریاش نسبت به کرانه خاوری، نخلستانهای بیشتری وجود دارد.
@IranAncient
❤58👍8👏1
یکی از فرنگیان به ایران آمده بود در زمان فتحعلیشاه و قدری سیبزمینی هدیه کرد و به شاه گفت این را در آمریکا پیدا کردهاند و در اروپا شایع شده، فایده زیاد دارد و برای دفع قحطی خیلی لازم است. بدهید در ایران هم بکارند، فایده بردارند.
فتحعلی شاه فرمود: خوب به دولت چه تقدیم می کنید تا این کار را بنماییم؟»
فتحعلی شاه قصد رشوه گرفتن داشت ، گمان کرده بود انگلیسی ها طبق معمول باز هم از دولت ایران امتیاز میخواهند و شاه قاجار هم میخواست یک پولی این وسط به جیب زده باشد !
@IranAncient
فتحعلی شاه فرمود: خوب به دولت چه تقدیم می کنید تا این کار را بنماییم؟»
فتحعلی شاه قصد رشوه گرفتن داشت ، گمان کرده بود انگلیسی ها طبق معمول باز هم از دولت ایران امتیاز میخواهند و شاه قاجار هم میخواست یک پولی این وسط به جیب زده باشد !
@IranAncient
😢56❤21😁20👍9😡8👎6👏3
ده فرمان حضرت حافظ
۱) زلف بر باد مده
۲) ناز بنیاد مکن
۳) میمخور با همه کس
۴) زلف را حلقه مکن
۵) طره را تاب نده
۶) یار بیگانه مشو
۷) غم اغیار مخور
۸) شمع هر جمع مشو
۹) یاد هر قوم مکن
۱۰) شهره شهر مشو
@IranAncient
۱) زلف بر باد مده
۲) ناز بنیاد مکن
۳) میمخور با همه کس
۴) زلف را حلقه مکن
۵) طره را تاب نده
۶) یار بیگانه مشو
۷) غم اغیار مخور
۸) شمع هر جمع مشو
۹) یاد هر قوم مکن
۱۰) شهره شهر مشو
@IranAncient
❤130👍20👏8🔥3👎2
اينجا هلند نيست! بلكه روستای "دیوزناو" از بکرترین و چشم نواز ترین مناطق ايران است كه در استان کردستان واقع شده است.
@IranAncient
@IranAncient
❤125👍4👎2😎2👏1
عشق قَهار است و من مقهور عشق
چون شکر شیرین شدم از شور عشق
برگ کاهم پیش تو ، ای تند باد
من ندانم که کُجا خواهم فتاد ...
( مولانا )
@IranAncient
چون شکر شیرین شدم از شور عشق
برگ کاهم پیش تو ، ای تند باد
من ندانم که کُجا خواهم فتاد ...
( مولانا )
@IranAncient
❤65👏5🔥2👍1
ساختمان بانک شاهی مربوط به دوره قاجار است و درتهران، ضلع شرقی میدان توپخانه (میدان امام خمینی (تهران)) واقع شده است
این بنای تاریخی که در آغاز ساختمان مرکزی بانک شاهی ایران بود، تنها میراث ارزشمند باقیمانده از بدنههای میدان توپخانه قدیم است، دارای طرحی یگانه بوده و استفاده از عناصر تزیینی معماری ایران، همانند کاسهسازی در نیم گنبد سردر ورودی، کاشیکاری و گچبری را میتوان از ویژگیهای برجسته آن شمرد. هم چنین وجود ستونهای رفیع در فضای داخلی بانک و تلفیق هنرمندانه آن با دورههای تیزهدار و استفاده از چوب در پوشش سقف، ترکیبی موزون را پدیدآوردهاست که شکوه و عظمت معماری هخامنشی را به بیننده یادآوری میکند.
@IranAncient
این بنای تاریخی که در آغاز ساختمان مرکزی بانک شاهی ایران بود، تنها میراث ارزشمند باقیمانده از بدنههای میدان توپخانه قدیم است، دارای طرحی یگانه بوده و استفاده از عناصر تزیینی معماری ایران، همانند کاسهسازی در نیم گنبد سردر ورودی، کاشیکاری و گچبری را میتوان از ویژگیهای برجسته آن شمرد. هم چنین وجود ستونهای رفیع در فضای داخلی بانک و تلفیق هنرمندانه آن با دورههای تیزهدار و استفاده از چوب در پوشش سقف، ترکیبی موزون را پدیدآوردهاست که شکوه و عظمت معماری هخامنشی را به بیننده یادآوری میکند.
@IranAncient
❤50👍10😁2👏1
رابطه کرسی و گرم شدن روابط اعضای خانواده
در روزگار نه چندان دور در شبهای زمستان مردم در خانه هایشان برای گرم شدن، دور یک کرسی که با چند حبه زغال گرم میشد، نشسته و از گرمایش استفاده میکردند و تا صبح همانجا میخوابیدند.
کرسی علاوه بر گرم کردن فضای خانه، زمینه دور هم جمع شدن اعضای خانواده و گرم شدن روابط بین آنها را فراهم میکرد، به همین دلیل کرسی پایگاه شعرخوانی، قصه گویی، شاهنامه خوانی و فالگیری بود و باعث گرمای تفکر و اندیشه اعضای خانواده و تنویر افکار آنها میشد.
یکی از دلایل از رونق افتادن کرسی اینست که هر چه ما به سمت زندگی ماشینی پیش رفتیم و از فضای زندگی سنتی دور شدیم، صفا و صمیمیت جمع شدن دور کرسی و بهره بردن از گرمای آن نیز کمرنگ شد. بهمین دلیل است که همه به آرامی از همه دور شدیم !
عکس مربوط به کاشان
@IranAncient
در روزگار نه چندان دور در شبهای زمستان مردم در خانه هایشان برای گرم شدن، دور یک کرسی که با چند حبه زغال گرم میشد، نشسته و از گرمایش استفاده میکردند و تا صبح همانجا میخوابیدند.
کرسی علاوه بر گرم کردن فضای خانه، زمینه دور هم جمع شدن اعضای خانواده و گرم شدن روابط بین آنها را فراهم میکرد، به همین دلیل کرسی پایگاه شعرخوانی، قصه گویی، شاهنامه خوانی و فالگیری بود و باعث گرمای تفکر و اندیشه اعضای خانواده و تنویر افکار آنها میشد.
یکی از دلایل از رونق افتادن کرسی اینست که هر چه ما به سمت زندگی ماشینی پیش رفتیم و از فضای زندگی سنتی دور شدیم، صفا و صمیمیت جمع شدن دور کرسی و بهره بردن از گرمای آن نیز کمرنگ شد. بهمین دلیل است که همه به آرامی از همه دور شدیم !
عکس مربوط به کاشان
@IranAncient
❤74👍13😢12
اولین خیابان آسفالته ایران "
اولین خیابان میدان توپخانه تهران بود که در اوائل حکومت رضاشاه به مناسبت ورود ملک فیصل اول، پادشاه عراق به تهران تمیز و آسفالت گردید، آسفالتی که از سر درالماسیه (وزارت دارائی فعلی) یعنی انتهای خیابان باب همایون شروع و به میدان توپخانه و اطراف آن ختم میشد .
عملیات آسفالت کاری درظرف سه روز انجام گرفت و پس از رفتن ملک فیصل قرارشد چند خیابان دیگر تهران نیز آسفالتریزی شود .
@IranAncient
اولین خیابان میدان توپخانه تهران بود که در اوائل حکومت رضاشاه به مناسبت ورود ملک فیصل اول، پادشاه عراق به تهران تمیز و آسفالت گردید، آسفالتی که از سر درالماسیه (وزارت دارائی فعلی) یعنی انتهای خیابان باب همایون شروع و به میدان توپخانه و اطراف آن ختم میشد .
عملیات آسفالت کاری درظرف سه روز انجام گرفت و پس از رفتن ملک فیصل قرارشد چند خیابان دیگر تهران نیز آسفالتریزی شود .
@IranAncient
👏59❤34👍9👎2