👦 چند مقايسه بين شامپانزه و انسان 🐵
■ شامپانزهها نزديكترين خويشاوند زنده به ما هستند. با مقايسه شامپانزه و انسان به درک بهترى از فرگشت خواهيم رسيد.
⏺ تعداد گونهها
شامپانزهها عموما به اشتباه ميمون ناميده میشوند در حاليكه شامپانزه یک ايپ بزرگ (Ape) است.
تنها گونهى باقيماندهی انسان، گونه انسان امروزى (Homo Sapiens) است. گونههاى مختلفى از انسان در گذشته وجود داشته كه منتقرض شدهاند.
در حال حاضر شامپانزه ها داراى دو گونه هستند. شامپانزه و بونوبو. انسان و شامپانزهها از يك نياى مشترک بنام sahelanthropus در حدود پنج تا هفت ميليون سال پيش فرگشت يافتهاند.
⏺ دیانای DNA
حدود ٨٥ تا ٩٥ درصد دىاناى انسان و شامپانزه یکساناند.
شامپانزه داراى ٤٨ و انسان ٤٦ كروموزوم دارد. علت اين اختلاف، بهدليل چسبيدن دو جفت كروموزوم در نياى انسان است.
نكته جالب اينجاست كه انسان داراى كمترين تفاوتهاى ژنتيكى است و اين علت بيشترين بيماریهاى ژنتيكى در انسان است.
⏺ حجم مغز
متوسط مغز شامپانزه حجمى در حدود ٣٧٠ ميلىليتر و مغز انسان حدود ١٣٥٠ ميلىليتر میباشد.
حجم مغز تنها دليل باهوش بودن انسان نيست، بلكه نوع ارتباط بين نورونها و ساختار مغز هم در انسان متفاوت است.
مغز انسان بعلت خميدگىهايش، داراى سطح خارجى بيشترى است و همچنين قسمت جلويى مغز (Frontal lobe) كه مسئول بسيارى از افكار پيچيده است در انسان بزرگتر است.
⏺ زندگى اجتماعى
شامپانزهها داراى زندگى اجتماعى قوى هستند. زمان بسيار زيادى را به شانه كردن موهاى يكديگر میپردازند. بچههاى شامپانزهها بيشتر وقت خود را به بازى و دويدن به دنبال هم میگذرانند. در حاليكه بزرگترها با بوسيدن و بغل كردن وقت خود را میگذرانند.
تعداد دوستان نزديك يك شامپانزه حدودا ۵۰ نفر ميباشد.
از نظر روابط اجتماعى، بطور متوسط يک انسان تعداد دوستان بيشترى دارد. زمانيكه كه شامپانزهها در روابط خود با دوستان خود با شانه كردن موها میگذرانند، انسانها با صحبت كردن میگذرانند.
⏺ زبان و میمیک صورت
شامپانزهها داراى ارتباط پيچيدهاى هستند. آنها از اصوات و صداهاى متفاوتى براى ارتباط با هم استفاده میكنند.
بسيارى از ميميکهاى صورت آنها در هنگام تعجب، ناراحتى و غم، احساس رضایت و... بسيار شبيه انسان است.
تفاوت اصلى در نشان دادن دندانهاست كه در انسان علامت لبخند و خنده است ولى در شامپانزه نشانه تهاجم و خطر است.
انسان داراى تارهاى صوتى و حنجره متفاوتى است كه باعث شده اصوات گوناگونى را توليد كند. اين تفاوت حنجره باعث میشود كه انسان نتواند همزمان با نوشيدن و خوردن، تنفس كند، در حاليكه شامپانزهها میتوانند.
تفاوت ديگر در چانه است، چانه انسان بر خلاف شامپانزه بيرونتر است، و اين باعث اتصال بيشتر و بهتر ماهيچههاى گرداننده لب به چانه شده كه با حركت بهتر لبها، سخن گفتن بهتر شده است.
🆔 @iran_evolution
⏺ سكس
شامپانزهها برخلاف انسان، حسادت و رقابت در رفتار جنسى خود ندارند، و در هنگام سكس گروهى، صبور و باحوصله هستند تا نوبت به آنها برسد.
شامپانزهها برخلاف انسان داراى رابطه جنسى طولانى مدت با جفت خود نيستند.
شامپانزهها و ايپها تنها پستاندارانى هستند كه میتوانند مانند انسان بصورت، صورت به صورت سكس كنند.
⏺ روى دو پا ايستادن
شامپانزهها مانند انسان توانايى راه رفتن بر روى دو پا را دارند ، ولى ترجيح میدهند از دستهاى خود بهعنوان پا استفاده كنند. استخوان لگن شامپانزه پهنتر از انسان است، و اين علت زايمان راحتتر در شامپانزههاست.
انگشت بزرگ پاى شامپانزه بر خلاف انسان روبروى انگشتهاى ديگر قرار دارد كه براى بالا رفتن از درخت مناسب است.
2⃣ چشمها
انسان داراى سفيدى در دور عنبيه است. در حاليكه در بيشتر شامپانزهها رنگ آن قهوهاى تيره است.
در برخى شامپانزهها چشم سفيد هم ديده میشود.
سفيدى چشم انسان باعث میشود كه به راحتى جهت نگاه انسان را متوجه شد. علت اصلى اين تفاوت كاملا مشخص نيست، ولى تصور میشود بهعلت ارتباط بهتر صورت گرفته است.
انسان و شامپانزه، هر دو میتوانند رنگها را تشخيص دهند و دنيا را رنگى ببينند.
⏺ استفاده از ابزار
انسان تنها گونهاى نيست كه میتواند از ابزار استفاده كند.
شامپانزهها ميتوانند سنگها را بشكنند، بتراشند و نوک تيز كنند و از آن براى كارهاى روزانه استفاده كنند.
💬 برگردان: اشكان ايرانى
🐳 @Iran_Evolution
■ شامپانزهها نزديكترين خويشاوند زنده به ما هستند. با مقايسه شامپانزه و انسان به درک بهترى از فرگشت خواهيم رسيد.
⏺ تعداد گونهها
شامپانزهها عموما به اشتباه ميمون ناميده میشوند در حاليكه شامپانزه یک ايپ بزرگ (Ape) است.
تنها گونهى باقيماندهی انسان، گونه انسان امروزى (Homo Sapiens) است. گونههاى مختلفى از انسان در گذشته وجود داشته كه منتقرض شدهاند.
در حال حاضر شامپانزه ها داراى دو گونه هستند. شامپانزه و بونوبو. انسان و شامپانزهها از يك نياى مشترک بنام sahelanthropus در حدود پنج تا هفت ميليون سال پيش فرگشت يافتهاند.
⏺ دیانای DNA
حدود ٨٥ تا ٩٥ درصد دىاناى انسان و شامپانزه یکساناند.
شامپانزه داراى ٤٨ و انسان ٤٦ كروموزوم دارد. علت اين اختلاف، بهدليل چسبيدن دو جفت كروموزوم در نياى انسان است.
نكته جالب اينجاست كه انسان داراى كمترين تفاوتهاى ژنتيكى است و اين علت بيشترين بيماریهاى ژنتيكى در انسان است.
⏺ حجم مغز
متوسط مغز شامپانزه حجمى در حدود ٣٧٠ ميلىليتر و مغز انسان حدود ١٣٥٠ ميلىليتر میباشد.
حجم مغز تنها دليل باهوش بودن انسان نيست، بلكه نوع ارتباط بين نورونها و ساختار مغز هم در انسان متفاوت است.
مغز انسان بعلت خميدگىهايش، داراى سطح خارجى بيشترى است و همچنين قسمت جلويى مغز (Frontal lobe) كه مسئول بسيارى از افكار پيچيده است در انسان بزرگتر است.
⏺ زندگى اجتماعى
شامپانزهها داراى زندگى اجتماعى قوى هستند. زمان بسيار زيادى را به شانه كردن موهاى يكديگر میپردازند. بچههاى شامپانزهها بيشتر وقت خود را به بازى و دويدن به دنبال هم میگذرانند. در حاليكه بزرگترها با بوسيدن و بغل كردن وقت خود را میگذرانند.
تعداد دوستان نزديك يك شامپانزه حدودا ۵۰ نفر ميباشد.
از نظر روابط اجتماعى، بطور متوسط يک انسان تعداد دوستان بيشترى دارد. زمانيكه كه شامپانزهها در روابط خود با دوستان خود با شانه كردن موها میگذرانند، انسانها با صحبت كردن میگذرانند.
⏺ زبان و میمیک صورت
شامپانزهها داراى ارتباط پيچيدهاى هستند. آنها از اصوات و صداهاى متفاوتى براى ارتباط با هم استفاده میكنند.
بسيارى از ميميکهاى صورت آنها در هنگام تعجب، ناراحتى و غم، احساس رضایت و... بسيار شبيه انسان است.
تفاوت اصلى در نشان دادن دندانهاست كه در انسان علامت لبخند و خنده است ولى در شامپانزه نشانه تهاجم و خطر است.
انسان داراى تارهاى صوتى و حنجره متفاوتى است كه باعث شده اصوات گوناگونى را توليد كند. اين تفاوت حنجره باعث میشود كه انسان نتواند همزمان با نوشيدن و خوردن، تنفس كند، در حاليكه شامپانزهها میتوانند.
تفاوت ديگر در چانه است، چانه انسان بر خلاف شامپانزه بيرونتر است، و اين باعث اتصال بيشتر و بهتر ماهيچههاى گرداننده لب به چانه شده كه با حركت بهتر لبها، سخن گفتن بهتر شده است.
🆔 @iran_evolution
⏺ سكس
شامپانزهها برخلاف انسان، حسادت و رقابت در رفتار جنسى خود ندارند، و در هنگام سكس گروهى، صبور و باحوصله هستند تا نوبت به آنها برسد.
شامپانزهها برخلاف انسان داراى رابطه جنسى طولانى مدت با جفت خود نيستند.
شامپانزهها و ايپها تنها پستاندارانى هستند كه میتوانند مانند انسان بصورت، صورت به صورت سكس كنند.
⏺ روى دو پا ايستادن
شامپانزهها مانند انسان توانايى راه رفتن بر روى دو پا را دارند ، ولى ترجيح میدهند از دستهاى خود بهعنوان پا استفاده كنند. استخوان لگن شامپانزه پهنتر از انسان است، و اين علت زايمان راحتتر در شامپانزههاست.
انگشت بزرگ پاى شامپانزه بر خلاف انسان روبروى انگشتهاى ديگر قرار دارد كه براى بالا رفتن از درخت مناسب است.
2⃣ چشمها
انسان داراى سفيدى در دور عنبيه است. در حاليكه در بيشتر شامپانزهها رنگ آن قهوهاى تيره است.
در برخى شامپانزهها چشم سفيد هم ديده میشود.
سفيدى چشم انسان باعث میشود كه به راحتى جهت نگاه انسان را متوجه شد. علت اصلى اين تفاوت كاملا مشخص نيست، ولى تصور میشود بهعلت ارتباط بهتر صورت گرفته است.
انسان و شامپانزه، هر دو میتوانند رنگها را تشخيص دهند و دنيا را رنگى ببينند.
⏺ استفاده از ابزار
انسان تنها گونهاى نيست كه میتواند از ابزار استفاده كند.
شامپانزهها ميتوانند سنگها را بشكنند، بتراشند و نوک تيز كنند و از آن براى كارهاى روزانه استفاده كنند.
💬 برگردان: اشكان ايرانى
🐳 @Iran_Evolution
💃 دایناسورها هنگام جفتگیری "میرقصیدهاند"
👓 گروهی از پژوهشگران آمریکایی میگویند، شواهدی را یافتهاند که نشان میدهد گونهای از دایناسورها پیش از جفتگیری پاهایشان را روی زمین میکشیدهاند و همانند پرندههای امروزی نوعی رقص را اجرا میکردهاند.
🆔 @iran_evolution
✅ گروهی از پژوهشگران دانشگاه کلرادوی آمریکا شواهدی را یافتهاند که نشان میدهند رفتار جفتیابی تروپودها شباهت بسیار زیادی به پرندههای امروزی داشته است. تروپودها گونهای از دایناسورهای دوپا بودهاند که بزرگیشان تا ۱۵ متر میرسیده است.
💠 این یافته جدید علمی از بررسی جای پاهای به جا مانده از این موجودات به دست آمده که نزدیک به ۲ متر و ۲۵ سانتیمتر قطر دارند و به گفته پژوهشگران، متعلق به تروپودهایی به بزرگی حدود ۴ متر هستند.
🔹 این گروه پژوهشی به سرپرستی مارتین کلاکلی نوشتهاند که گونه نر دایناسورها با انجام نوعی رقص خود را برای جفتگیری آماده میکردهاند.
💭 به گفته کلاکلی، آنها به هنگام انجام این رقص "مثل دیوانهها پاهایشان را به زمین میکشیدهاند."
▪️ ردپاهای به جا مانده از تروپودها در ایالت کلرادو پیدا شدهاند که بیش از ۶۰ میلیون سال قدمت دارند.
🔹 این پژوهشگران گفتهاند که در نزدیکی این ردپاها هیچگونه اثری از تخم دایناسور یا بقایای حیواناتی که طعمهی آنها شده باشند پیدا نشده است. آنها بر همین اساس نتیجهگیری کردهاند که توجیه دیگری برای کشیدن پا بر روی زمین، مثلا برای ساخت آشیانه یا پیدا کردن غذا، وجود ندارد و این ردپاها به احتمال بسیار زیاد حاصل روش دایناسورها برای جفتگیری بوده است.
🆔 @iran_evolution
☑️ توماس هولتز، پژوهشگر دایناسورها از دانشگاه مریلند، معتقد است که ردپاهای یافت شده متعلق به تروپودها هستند، اما با این حال او توجیه ارائهشده را برای اثبات این طرز رفتار دایناسورها ناکافی دانسته است.
🔰 هولتز با این همه اظهار داشته که شواهد کافی برای رد کردن این یافتهی علمی وجود ندارد.
🔺 به گفته او "صرف نظر از اینکه چه رفتاری در اینجا ثابت شده، این امر نشان میدهد که دایناسورها همانند دیگر حیوانات، عملا به طرز قابل ملاحظهای تواناییهای بیشتری به جز شکار، غذا خوردن و حمله داشتهاند؛ برعکس آن تصوری که در افکار عمومی وجود دارد.»
🌐 این مقاله در نشریه Scientific Reports منتشر شده است.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://news.sciencemag.org/plants-animals/2016/01/dinosaurs-may-have-danced-birds-woo-mates
🔗 http://dx.doi.org/10.1038/srep18952
👓 گروهی از پژوهشگران آمریکایی میگویند، شواهدی را یافتهاند که نشان میدهد گونهای از دایناسورها پیش از جفتگیری پاهایشان را روی زمین میکشیدهاند و همانند پرندههای امروزی نوعی رقص را اجرا میکردهاند.
🆔 @iran_evolution
✅ گروهی از پژوهشگران دانشگاه کلرادوی آمریکا شواهدی را یافتهاند که نشان میدهند رفتار جفتیابی تروپودها شباهت بسیار زیادی به پرندههای امروزی داشته است. تروپودها گونهای از دایناسورهای دوپا بودهاند که بزرگیشان تا ۱۵ متر میرسیده است.
💠 این یافته جدید علمی از بررسی جای پاهای به جا مانده از این موجودات به دست آمده که نزدیک به ۲ متر و ۲۵ سانتیمتر قطر دارند و به گفته پژوهشگران، متعلق به تروپودهایی به بزرگی حدود ۴ متر هستند.
🔹 این گروه پژوهشی به سرپرستی مارتین کلاکلی نوشتهاند که گونه نر دایناسورها با انجام نوعی رقص خود را برای جفتگیری آماده میکردهاند.
💭 به گفته کلاکلی، آنها به هنگام انجام این رقص "مثل دیوانهها پاهایشان را به زمین میکشیدهاند."
▪️ ردپاهای به جا مانده از تروپودها در ایالت کلرادو پیدا شدهاند که بیش از ۶۰ میلیون سال قدمت دارند.
🔹 این پژوهشگران گفتهاند که در نزدیکی این ردپاها هیچگونه اثری از تخم دایناسور یا بقایای حیواناتی که طعمهی آنها شده باشند پیدا نشده است. آنها بر همین اساس نتیجهگیری کردهاند که توجیه دیگری برای کشیدن پا بر روی زمین، مثلا برای ساخت آشیانه یا پیدا کردن غذا، وجود ندارد و این ردپاها به احتمال بسیار زیاد حاصل روش دایناسورها برای جفتگیری بوده است.
🆔 @iran_evolution
☑️ توماس هولتز، پژوهشگر دایناسورها از دانشگاه مریلند، معتقد است که ردپاهای یافت شده متعلق به تروپودها هستند، اما با این حال او توجیه ارائهشده را برای اثبات این طرز رفتار دایناسورها ناکافی دانسته است.
🔰 هولتز با این همه اظهار داشته که شواهد کافی برای رد کردن این یافتهی علمی وجود ندارد.
🔺 به گفته او "صرف نظر از اینکه چه رفتاری در اینجا ثابت شده، این امر نشان میدهد که دایناسورها همانند دیگر حیوانات، عملا به طرز قابل ملاحظهای تواناییهای بیشتری به جز شکار، غذا خوردن و حمله داشتهاند؛ برعکس آن تصوری که در افکار عمومی وجود دارد.»
🌐 این مقاله در نشریه Scientific Reports منتشر شده است.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://news.sciencemag.org/plants-animals/2016/01/dinosaurs-may-have-danced-birds-woo-mates
🔗 http://dx.doi.org/10.1038/srep18952
Nature
Theropod courtship: large scale physical evidence of display arenas and avian-like scrape ceremony behaviour by Cretaceous dinosaurs
Scientific Reports - Theropod courtship: large scale physical evidence of display arenas and avian-like scrape ceremony behaviour by Cretaceous dinosaurs
🚶 تغییر ژنی که باعث ایستاده راه رفتن انسان شد
💠 پژوهشگران دانشگاه استنفورد یک تغییر در بیان ژن بین انسانها و پستانداران را شناسایی کردهاند که میتواند به ایستاده راه رفتن ما کمک کند.
🆔 @iran_evolution
✅ این تیم یک بیان ژن را با مطالعه یک ماهی کوچک به نام آبنوس سهخاره کشف کردند که ساختارهای اسکلتی آن به صورت کاملا متفاوتی برای مطابقت با محیط در سراسر جهان فرگشت یافته است.
💭 دیوید کینگزلی، استاد زیستشناسی تکوینی در استنفورد اظهار کرد: واضح است که افزایش سرعت ژن میتواند به تغییرات قابل توجهی هم در ساختار اسکلتی سهخاره و هم در توسعه اندام عقبی انسانها و پستانداران منجر شود.
⬅ وی افزود: این تغییر به احتمال زیاد بخشی از همین دلیل است که ساختار پاهای ما را از پاهایی شبیه به یک شامپانزه به ساختار تحمل وزن فرگشت داده و به ما اجازه میدهد تا بر روی دو پا راه برویم.
🔰 محققان موسسه بیوتکنولوژی HudsonAlpha در هانتسویل آلاباما، همراه با تیم تحقیقاتی دانشگاه استنفورد محدودهای از ژنوم که مسئول کنترل اندازه صفحه زره استخوان است را مورد بررسی قرار دادند.
🆔 @iran_evolution
🔻 آنها سپس به بررسی تفاوت موجود در ۱۱ جفت از ماهی دریایی و آب شیرین با اندازههای صفحه زره متفاوت پرداختند.
🔹 آنها یک منطقه که شامل ژنی برای عضو خانواده پروتئینی به نام GDF6 homed است را مورد بررسی قرار دادند.
☑️ با توجه به تغییرات در توالی تنظیمی دیانای در نزدیکی این ژن، آبنوسهای سه خاره دارای سطوح بالاتری از GDF6 بودند، در حالی که اقوام آنها که در آب شور زندگی میکردند بیان ژن کمتری داشتند.
✔ کینگزلی و همکارانش از این که تغییرات در سطوح بیان GDF6 ممکن است با تغییرات اسکلتی مهم در طول فرگشت انسان در ارتباط باشد، شگفتزده شدند.
💭 کینگزلی اظهار کرد: این پروتئینهای ریخت شناسی ژنتیکی استخوان، سیگنالهای قوی برای رشد استخوان و غضروف در تمام انواع حیوانات هستند.
🌐 این مطالعه در مجله Cell منتشر شده است.
@Iran_Evolution
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2016/01/160107140413.htm
🔗 http://dx.doi.org/10.1016/j.cell.2015.12.007
💠 پژوهشگران دانشگاه استنفورد یک تغییر در بیان ژن بین انسانها و پستانداران را شناسایی کردهاند که میتواند به ایستاده راه رفتن ما کمک کند.
🆔 @iran_evolution
✅ این تیم یک بیان ژن را با مطالعه یک ماهی کوچک به نام آبنوس سهخاره کشف کردند که ساختارهای اسکلتی آن به صورت کاملا متفاوتی برای مطابقت با محیط در سراسر جهان فرگشت یافته است.
💭 دیوید کینگزلی، استاد زیستشناسی تکوینی در استنفورد اظهار کرد: واضح است که افزایش سرعت ژن میتواند به تغییرات قابل توجهی هم در ساختار اسکلتی سهخاره و هم در توسعه اندام عقبی انسانها و پستانداران منجر شود.
⬅ وی افزود: این تغییر به احتمال زیاد بخشی از همین دلیل است که ساختار پاهای ما را از پاهایی شبیه به یک شامپانزه به ساختار تحمل وزن فرگشت داده و به ما اجازه میدهد تا بر روی دو پا راه برویم.
🔰 محققان موسسه بیوتکنولوژی HudsonAlpha در هانتسویل آلاباما، همراه با تیم تحقیقاتی دانشگاه استنفورد محدودهای از ژنوم که مسئول کنترل اندازه صفحه زره استخوان است را مورد بررسی قرار دادند.
🆔 @iran_evolution
🔻 آنها سپس به بررسی تفاوت موجود در ۱۱ جفت از ماهی دریایی و آب شیرین با اندازههای صفحه زره متفاوت پرداختند.
🔹 آنها یک منطقه که شامل ژنی برای عضو خانواده پروتئینی به نام GDF6 homed است را مورد بررسی قرار دادند.
☑️ با توجه به تغییرات در توالی تنظیمی دیانای در نزدیکی این ژن، آبنوسهای سه خاره دارای سطوح بالاتری از GDF6 بودند، در حالی که اقوام آنها که در آب شور زندگی میکردند بیان ژن کمتری داشتند.
✔ کینگزلی و همکارانش از این که تغییرات در سطوح بیان GDF6 ممکن است با تغییرات اسکلتی مهم در طول فرگشت انسان در ارتباط باشد، شگفتزده شدند.
💭 کینگزلی اظهار کرد: این پروتئینهای ریخت شناسی ژنتیکی استخوان، سیگنالهای قوی برای رشد استخوان و غضروف در تمام انواع حیوانات هستند.
🌐 این مطالعه در مجله Cell منتشر شده است.
@Iran_Evolution
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2016/01/160107140413.htm
🔗 http://dx.doi.org/10.1016/j.cell.2015.12.007
ScienceDaily
Tweak in gene expression may have helped humans walk upright
Researchers have identified a change in gene expression between humans and primates that may have helped give us this edge when it comes to walking upright. And they did it by studying a tiny fish called the threespine stickleback that has evolved radically…
Forwarded from تکامل و شناخت
✅ تکامل مغز: مغر ما از کجا آمده است؟
📄 دواین گودوین و جورج چام/ 2014
🔗 Scientific American
❗️خاستگاه اصلی مغز ما به میلیونها سال قبل و یک تک سلولی ساده بر میگردد
⬅️ 4/3 میلیارد سال پیش: باکتریها کانالهای یونی و غشای پروتئینی را ایجاد کردند که جریان یونها را کنترل میکند و این امر راه را برای تکامل عصبها باز کرد
⬅️ 2 میلیارد سال قبل: سلولهای یوکاریوتی توانایی ایجاد سیگنالهای الکتریکی را بدست آوردند
⬅️ 600 میلیون سال پیش: در این حدود، در اسفنجها و شانه داران Comb Jellies ویژگیهای بیشتری شکل گرفت که در سیستمهای عصبی امروزی مشاهده میشود. شانه داران یکی از اولین شبکههای نورونی را شکل دادند. اسفنجها تجمعات پروتئینی را در خود ایجاد کردند که در یسناپسهای امروزی نیز شاهدش هستیم.
⬅️ 550 میلیون سال پیش: در کرمهای پهن Flatworms طناب عصبی متقارن و همچنین سلولهای حساس به نور (چشم) ایجاد شد که به نوبه خود موجب پدیدآیی ماهیان اولیه با مغزهای پیچیدهای شد که سیستم عصبی آنها در ساختار طناب نخاعی شکل محافظت شدهای قرار داشت.
⬅️ 350 میلیون سال قبل: در دوزیستان مغز پیشین پیچیدهای شکل گرفت.
⬅️ 200 میلیون سال قبل: پستانداران وارد صحنه شدند و مغز پیشین آنها به صورت روزافزونی توسعه یافت.
⬅️ 200 هزار سال پیش: انسانهای مدرن امروزی پا به عرصه گذاشتند، با مغزی کاملا پیچیده و تواناییهای استدلال...
❓ آیا فکر میکنید که مغزی همانند اسفنج دارید؟ به نحوی کاملا درست فکر میکنید
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
کانال روانشناسی تکاملی و علوم شناختی
https://telegram.me/evo_psy
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📄 دواین گودوین و جورج چام/ 2014
🔗 Scientific American
❗️خاستگاه اصلی مغز ما به میلیونها سال قبل و یک تک سلولی ساده بر میگردد
⬅️ 4/3 میلیارد سال پیش: باکتریها کانالهای یونی و غشای پروتئینی را ایجاد کردند که جریان یونها را کنترل میکند و این امر راه را برای تکامل عصبها باز کرد
⬅️ 2 میلیارد سال قبل: سلولهای یوکاریوتی توانایی ایجاد سیگنالهای الکتریکی را بدست آوردند
⬅️ 600 میلیون سال پیش: در این حدود، در اسفنجها و شانه داران Comb Jellies ویژگیهای بیشتری شکل گرفت که در سیستمهای عصبی امروزی مشاهده میشود. شانه داران یکی از اولین شبکههای نورونی را شکل دادند. اسفنجها تجمعات پروتئینی را در خود ایجاد کردند که در یسناپسهای امروزی نیز شاهدش هستیم.
⬅️ 550 میلیون سال پیش: در کرمهای پهن Flatworms طناب عصبی متقارن و همچنین سلولهای حساس به نور (چشم) ایجاد شد که به نوبه خود موجب پدیدآیی ماهیان اولیه با مغزهای پیچیدهای شد که سیستم عصبی آنها در ساختار طناب نخاعی شکل محافظت شدهای قرار داشت.
⬅️ 350 میلیون سال قبل: در دوزیستان مغز پیشین پیچیدهای شکل گرفت.
⬅️ 200 میلیون سال قبل: پستانداران وارد صحنه شدند و مغز پیشین آنها به صورت روزافزونی توسعه یافت.
⬅️ 200 هزار سال پیش: انسانهای مدرن امروزی پا به عرصه گذاشتند، با مغزی کاملا پیچیده و تواناییهای استدلال...
❓ آیا فکر میکنید که مغزی همانند اسفنج دارید؟ به نحوی کاملا درست فکر میکنید
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
کانال روانشناسی تکاملی و علوم شناختی
https://telegram.me/evo_psy
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
☑️ کاربران عزیز، در چند پست آینده قصد داریم برای آشنایی بیشتر با نظریه فرگشت موجودات زنده، تاریخچه اندیشه فرگشتی در بین فیلسوفان و دانشمندان را از ابتدای تاریخ فلسفه و دانش تا کنون بررسی کنیم.
🕵 #تاریخچه_اندیشه_فرگشتی 🕵
🔰 قسمت اول 🔰
◾️ باور به فرگشت و این که انسانها و دیگر جانداران زنده از راههای طبیعی و دگرگون شدن یک ساختار به ساختاری دیگر پدید آمدهاند ریشههای کهن در میان یونانیان باستان، رومیان و چینیان میانی دارد. با آغاز طبقهبندی علمی جانداران در انتهای سده ۱۷ میلادی، اندیشهٔ زیستی در غرب تحت تأثیر دو باور متضاد قرار گرفت: یکی ذاتباوری و اعتقاد به این بود که هر جانور دارای خصیصههای ذاتی نامتغیر است که خود برآمده از متافیزیک مکتب ارسطو و همسو با الهیات طبیعی بود؛ و دیگری برآمده از رویکردی متضاد با اندیشه ارسطویی در دانش نوین. با رشد روشنگری، جهانبینی فرگشتی و فلسفه مکانیکی از علوم فیزیکی تا تاریخ طبیعی را دربر گرفتند. طبیعتگرایان آغاز به تمرکز بر تغییرپذیر بودن گونهها کردند؛ برآمدن دیرینهشناسی با مفهوم انقراض فشار را بر دیدگاه ثابت بودن طبیعت هر چه بیشتر کرد. در آغاز سده ۱۹ میلادی، ژان–باتیست لامارک نگره خود درباره تراجهش گونهها را مطرح کرد، که نخستین نگره از این نوع درباره فرگشت به شمار میرفت.
🆔 @iran_evolution
◾️ در ۱۸۵۸، چارلز داروین و آلفرد راسل والاس، به صورت مشترک اقدام به چاپ نگرهای فرگشتی تازه کردند که به تفصیل در کتاب خاستگاه گونههای داروین شرح داده شد. اگرچه تا پیش از ارائه نظریه فرگشتی داروین دیدگاه فرگشتگرایانه در جامعه علمی جای پا باز کرده بود، اما نظریه او به آن دلیل انقلابی تلقی میشود که توانست سازوکاری از چگونگی پدید آمدن تفاوتها در گونههای مختلف را توضیح دهد؛ چیزی که امروزه با مفهوم انتخاب طبیعی میشناسیم. نظریهی او همراه بود با شواهد بیشماری از شاخههای گستردهی علمی همچون دامداری، جغرافیای زیستی، زمینشناسی، ریخت شناسی، و جنین شناسی.
🆔 @iran_evolution
◾️ بحث بر روی کار داروین باعث پذیرش سریع مفهوم کلی فرگشت شد، ولی سازوکار مشخصی که تحت عنوان انتخاب طبیعی او پیشنهاد داد، به صورت گسترده مورد استقبال قرار نگرفت، مگر تا هنگامی که پیشرفتهای زیستشناسی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ آن را دوباره پیش کشیدند. تا پیش از آن هنگام، بیشتر زیستشناسان ادعا میکردند عوامل دیگری مسئول فرگشت هستند. جایگزینهای انتخاب طبیعی که در طی افول داروینیسم (تقریبا ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰) پیشنهاد شدند شامل به ارث بردن ویژگیهای اکتسابی (نولامارکیسم)، میل ذاتی به تغییر (راستزایی)، و جهشهای آنی و بزرگ (جهشگرایی) بودند. سنتز انتخاب طبیعی توسط ژنتیک مندلی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ باعث بنیان نهادن شاخه جدید ژنتیک جمعیت شد. در طی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، ژنتیک جمعیت با دیگر شاخههای زیستی ترکیب شد، و نگرهای به صورت گسترده مورد پسند از فرگشت را نتیجه داد که بیشتر زیستشناسی را در بر میگرفت:
سنتز فرگشتی نوین.
🆔 @iran_evolution
◾️ در پی استقرار زیستشناسی فرگشتی، مطالعات جهش و تنوع در جمعیتهای طبیعی، در ترکیب با جغرافیای زیستی و سامانهشناسی، منجر به پیدایش ریاضیاتی پیچیده و مدلهای سببی از فرگشت شدند. دیرینه شناسی و کالبد شناسی تطبیقی به ساخت تاریخ فرگشتی حیات با جزئیات بالا کمک کردند. با برآمدن ژنتیک مولکولی در دهه ۱۹۵۰، مبحث فرگشت ملکولی بر پایه رشتههای پروتئینی و تستهای ایمنیشناختی پیدایش یافت، و بعدها بررسیهای بر دیانای و آرانای را در بر گرفت. دیدگاه ژن-محور فرگشت اهمیت فراوانی در دهه ۱۹۶۰ یافت، و در پی آن بحثهای زیادی بر روی سازگارپذیری، واحدهای انتخاب، و اهمیت نسبی رانش ژن در مقابل انتخاب طبیعی، انجام گرفتند. در پایان سده ۲۰ میلادی، توالیشناسی دی ان ای منجر به شناخت فیلوژنتیک مولکولی و انتقال افقی ژن شد، و راه را برای بازنویسی دوباره درخت حیات به صورت سامانهای سه–دامنه باز کرد. همچنین، عوامل تازه شناخه شدهٔ درونهمزیستی و انتقال عمودی ژن پیچیدگیهای بیشتری را وارد نگره فرگشتی کردند. یافتههای زیستشناسی فرگشتی نه تنها بر شاخههای سنتی زیستشناسی تأثیری بزرگ داشتهاند، که دیگر مباحث علمی و دانشگاهی را نیز ( همچون انسان شناسی و روان شناسی) متأثر ساختند.
🔷 ادامه در کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🔰 قسمت اول 🔰
◾️ باور به فرگشت و این که انسانها و دیگر جانداران زنده از راههای طبیعی و دگرگون شدن یک ساختار به ساختاری دیگر پدید آمدهاند ریشههای کهن در میان یونانیان باستان، رومیان و چینیان میانی دارد. با آغاز طبقهبندی علمی جانداران در انتهای سده ۱۷ میلادی، اندیشهٔ زیستی در غرب تحت تأثیر دو باور متضاد قرار گرفت: یکی ذاتباوری و اعتقاد به این بود که هر جانور دارای خصیصههای ذاتی نامتغیر است که خود برآمده از متافیزیک مکتب ارسطو و همسو با الهیات طبیعی بود؛ و دیگری برآمده از رویکردی متضاد با اندیشه ارسطویی در دانش نوین. با رشد روشنگری، جهانبینی فرگشتی و فلسفه مکانیکی از علوم فیزیکی تا تاریخ طبیعی را دربر گرفتند. طبیعتگرایان آغاز به تمرکز بر تغییرپذیر بودن گونهها کردند؛ برآمدن دیرینهشناسی با مفهوم انقراض فشار را بر دیدگاه ثابت بودن طبیعت هر چه بیشتر کرد. در آغاز سده ۱۹ میلادی، ژان–باتیست لامارک نگره خود درباره تراجهش گونهها را مطرح کرد، که نخستین نگره از این نوع درباره فرگشت به شمار میرفت.
🆔 @iran_evolution
◾️ در ۱۸۵۸، چارلز داروین و آلفرد راسل والاس، به صورت مشترک اقدام به چاپ نگرهای فرگشتی تازه کردند که به تفصیل در کتاب خاستگاه گونههای داروین شرح داده شد. اگرچه تا پیش از ارائه نظریه فرگشتی داروین دیدگاه فرگشتگرایانه در جامعه علمی جای پا باز کرده بود، اما نظریه او به آن دلیل انقلابی تلقی میشود که توانست سازوکاری از چگونگی پدید آمدن تفاوتها در گونههای مختلف را توضیح دهد؛ چیزی که امروزه با مفهوم انتخاب طبیعی میشناسیم. نظریهی او همراه بود با شواهد بیشماری از شاخههای گستردهی علمی همچون دامداری، جغرافیای زیستی، زمینشناسی، ریخت شناسی، و جنین شناسی.
🆔 @iran_evolution
◾️ بحث بر روی کار داروین باعث پذیرش سریع مفهوم کلی فرگشت شد، ولی سازوکار مشخصی که تحت عنوان انتخاب طبیعی او پیشنهاد داد، به صورت گسترده مورد استقبال قرار نگرفت، مگر تا هنگامی که پیشرفتهای زیستشناسی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ آن را دوباره پیش کشیدند. تا پیش از آن هنگام، بیشتر زیستشناسان ادعا میکردند عوامل دیگری مسئول فرگشت هستند. جایگزینهای انتخاب طبیعی که در طی افول داروینیسم (تقریبا ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰) پیشنهاد شدند شامل به ارث بردن ویژگیهای اکتسابی (نولامارکیسم)، میل ذاتی به تغییر (راستزایی)، و جهشهای آنی و بزرگ (جهشگرایی) بودند. سنتز انتخاب طبیعی توسط ژنتیک مندلی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ باعث بنیان نهادن شاخه جدید ژنتیک جمعیت شد. در طی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، ژنتیک جمعیت با دیگر شاخههای زیستی ترکیب شد، و نگرهای به صورت گسترده مورد پسند از فرگشت را نتیجه داد که بیشتر زیستشناسی را در بر میگرفت:
سنتز فرگشتی نوین.
🆔 @iran_evolution
◾️ در پی استقرار زیستشناسی فرگشتی، مطالعات جهش و تنوع در جمعیتهای طبیعی، در ترکیب با جغرافیای زیستی و سامانهشناسی، منجر به پیدایش ریاضیاتی پیچیده و مدلهای سببی از فرگشت شدند. دیرینه شناسی و کالبد شناسی تطبیقی به ساخت تاریخ فرگشتی حیات با جزئیات بالا کمک کردند. با برآمدن ژنتیک مولکولی در دهه ۱۹۵۰، مبحث فرگشت ملکولی بر پایه رشتههای پروتئینی و تستهای ایمنیشناختی پیدایش یافت، و بعدها بررسیهای بر دیانای و آرانای را در بر گرفت. دیدگاه ژن-محور فرگشت اهمیت فراوانی در دهه ۱۹۶۰ یافت، و در پی آن بحثهای زیادی بر روی سازگارپذیری، واحدهای انتخاب، و اهمیت نسبی رانش ژن در مقابل انتخاب طبیعی، انجام گرفتند. در پایان سده ۲۰ میلادی، توالیشناسی دی ان ای منجر به شناخت فیلوژنتیک مولکولی و انتقال افقی ژن شد، و راه را برای بازنویسی دوباره درخت حیات به صورت سامانهای سه–دامنه باز کرد. همچنین، عوامل تازه شناخه شدهٔ درونهمزیستی و انتقال عمودی ژن پیچیدگیهای بیشتری را وارد نگره فرگشتی کردند. یافتههای زیستشناسی فرگشتی نه تنها بر شاخههای سنتی زیستشناسی تأثیری بزرگ داشتهاند، که دیگر مباحث علمی و دانشگاهی را نیز ( همچون انسان شناسی و روان شناسی) متأثر ساختند.
🔷 ادامه در کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🕵 #تاریخچه_اندیشه_فرگشتی 🕵
🔰 قسمت دوم 🔰
💠 دوران باستان 💠
🔹 یونانیان 🔹
این اندیشه که گونهای جانور، یا حتی انسان، میتواند از نوع دیگری جانور پدیدار شود به نخستین فیلسوفان یونانی پیشاسقراطی باز میگردد. آناکسیماندروس میلتوسی (۶۱۰ تا ۵۴۶ پ.م) بر این باور بود که در دورهای آب بندان از تاریخ زمین،نخستین جانوران در آب زندگی میکردند، و نخستین نیاکان خشکیزی انسانها میبایست درون آب به دنیا آمده باشند و تنها بخشی از زندگیشان را بر روی خشکی سپری کردهاند. او همچنین عنوان کرد که نخستین انسانی که به شکل امروزین دیده میشود، میبایست فرزند نوع دیگری از جانوران باشد، چرا که انسان برای زندگی نیاز به مراقبت طولانیتر والدین دارد.امپدوکلس (۴۹۰ تا ۴۳۰ پ.م) عنوان کرد که آنچه ما مرگ و زندگی در جانوران مینامیم تنها جوش خوردن و جدا شدن مواد هستند و این ماده است که «گروههای بیشمار جنبندگان میرا» را پدید میآورد. به ویژه، نخستین جانوران و گیاهان مانند بخشهای تکه شده از هم آن چیزهایی که امروزه میبینیم هستند و تعدادی از آنها توانستند در اشکال مختلف جوش بخورند و متصل شوند، و هرگاه «شرایط هر آنگونه بود که اگر از قصد و با نیت پیشین شکل میگرفت، آنگاه جانور بقا مییافت، در حالی که به شکل اتفاقی در راه مطلوب سرهم شده است»
دیگر فیلسوفانی که در سدههای میانی اهمیت بالایی یافتند، همچون افلاطون (۴۲۸ تا ۳۴۸ پ.م) و ارسطو (۳۸۴ تا ۳۲۲ پ.م)،و اعضای مکتب رواقیگری،بر این باور بودند که همه چیز، نه تنها موجودات زنده،از پیش توسط آفرینش الهی ثابت و تغییرناپذیر درست شدهاند. این باور آنان،اندیشه فرگشتی را برای سدههای طولانی عقب نگاه داشت.ارنست مایر زیستشناس، افلاطون را «ابرضدقهرمان فرگشتگرایی» میخواند؛ اندیشه های وی مسیحیت را بسیار تحت تأثیر قرار داد.با این حال شماری از تاریخدانان علم در میزان تأثیر ذاتباوری افلاطونی بر فلسفه طبیعی ابراز تردید کردهاند و به گفته آنان،بسیاری فیلسوفان پس از افلاطون بر این باور بودند که ممکن است گونهها دارای توانایی دگرگون شدن داشته باشند و این ایده که گونههای زیستی ثابت و دارای ویژگیهای ضروری تغییرناپذیر بودند جز در سده ۱۷ و ۱۸ و به هنگام آغاز ردهبندی علمی زیستشناسانه اهمیت چندانی نیافت.
ارسطو که یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان یونانی در سدههای میانی اروپا بود، دانشجوی افلاطون و یکی از نخستین تاریخدانان طبیعی بود که نوشتههایش به صورت کامل باقیماندهاند. نوشتههای او دربارهی زیستشناسی برآمده از پژوهش وی بر روی تاریخ طبیعی جزیره لزبوس و اطراف آن هستند که در چهار کتاب باقیماندهاند و اغلب با نامهای لاتینشان شناخته میشوند؛کارهای ارسطو حاوی مشاهدات موشکافانه وی و تفاسیرش —در کنار افسانهها و خطاها— هستند که نشان از سطح ابتدایی و ناهموار دانش و آگاهی در دوران وی دارند. با این حال، چارلز سینگر میگوید «هیچ چیز قابلتوجهتر از تلاشهای ارسطو برای نشان دادن روابط میان موجودات زنده به عنوان یک نردبان حیات نیست». نوشته های او اشاره به «نردبان حیات» یا «زنجیره عظیم وجود» دارد که بر پایه آن جانورانی که دارای پیچیدگی بیشتر ساختاری و کارکردی بودند به عنوان «والاتر» شناخته میشدند. ارسطو باور داشت که ویژگیهای یاختههای زنده به روشنی نشان میدادند که آنها میبایست به گفته او «هدفی غایی» داشته باشند، یا به بیان دیگر آنکه آنها برای هدفی طراحی شدهاند. او به ویژه دیدگاه امپدوکلس را درباره اینکه جانوران موجود میتوانستهاند نشأت گرفته از شانس و احتمال باشند، رد کرد.
دیگر فیلسوفان یونانی، همچون زنون رواقی (۳۳۴ تا ۲۶۲ پ.م) بنیانگذار مکتب رواقی فلسفه، با ارسطو و دیگر فیلسوفان در اینکه طبیعت دارای شواهد آشکاری است که نشان از آفرینش دارای هدف دارد، موافق بودند. به این دیدگاه، غایتشناسی میگویند. سیسرو(۱۰۶ تا ۴۳ پ.م)، فیلسوف رواقی رومی، نوشته است که زنون باوری کلیدی در فیزیک رواقی داشت مبنی بر اینکه طبیعت در اصل «رهنمون شده و متمرکز است... تا جهان را پناهگاهی سازد... ساختاری بهینه برای بقا.»
اپیکور (۳۴۱–۲۷۰ پ.م) ایدهٔ انتخاب طبیعی را پیشبینی کرد. لوکرتیوس (۹۹-۵۵ پ.م) فیلسوف اتمگرای رومی، به بازنشر این ایدهها در شعر خود در طبیعت اشیاء پرداخت. در سامانه اپیکوری، تصور بر این بود که بسیاری گونهها در گذشته از گایا به یکباره پدیدار شدهاند، ولی تنها ساختارهای کاراتر به بقا ادامه داده و بچهدار شدهاند. به نظر نمیرسد که اپیکورگرایان به پیشبینی نگرهی فرگشت آنگونه که امروزه میشناسیم پرداخته باشند و به ظاهر باور به روندهای جدای پیدایشی برای هر گونه داشتهاند، نه روندی پیدایشی یکتا که جانوران گوناگون در طی تاریخ از یاختهٔ مادر یکتایی جدا شده باشند.
🔷 کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🔰 قسمت دوم 🔰
💠 دوران باستان 💠
🔹 یونانیان 🔹
این اندیشه که گونهای جانور، یا حتی انسان، میتواند از نوع دیگری جانور پدیدار شود به نخستین فیلسوفان یونانی پیشاسقراطی باز میگردد. آناکسیماندروس میلتوسی (۶۱۰ تا ۵۴۶ پ.م) بر این باور بود که در دورهای آب بندان از تاریخ زمین،نخستین جانوران در آب زندگی میکردند، و نخستین نیاکان خشکیزی انسانها میبایست درون آب به دنیا آمده باشند و تنها بخشی از زندگیشان را بر روی خشکی سپری کردهاند. او همچنین عنوان کرد که نخستین انسانی که به شکل امروزین دیده میشود، میبایست فرزند نوع دیگری از جانوران باشد، چرا که انسان برای زندگی نیاز به مراقبت طولانیتر والدین دارد.امپدوکلس (۴۹۰ تا ۴۳۰ پ.م) عنوان کرد که آنچه ما مرگ و زندگی در جانوران مینامیم تنها جوش خوردن و جدا شدن مواد هستند و این ماده است که «گروههای بیشمار جنبندگان میرا» را پدید میآورد. به ویژه، نخستین جانوران و گیاهان مانند بخشهای تکه شده از هم آن چیزهایی که امروزه میبینیم هستند و تعدادی از آنها توانستند در اشکال مختلف جوش بخورند و متصل شوند، و هرگاه «شرایط هر آنگونه بود که اگر از قصد و با نیت پیشین شکل میگرفت، آنگاه جانور بقا مییافت، در حالی که به شکل اتفاقی در راه مطلوب سرهم شده است»
دیگر فیلسوفانی که در سدههای میانی اهمیت بالایی یافتند، همچون افلاطون (۴۲۸ تا ۳۴۸ پ.م) و ارسطو (۳۸۴ تا ۳۲۲ پ.م)،و اعضای مکتب رواقیگری،بر این باور بودند که همه چیز، نه تنها موجودات زنده،از پیش توسط آفرینش الهی ثابت و تغییرناپذیر درست شدهاند. این باور آنان،اندیشه فرگشتی را برای سدههای طولانی عقب نگاه داشت.ارنست مایر زیستشناس، افلاطون را «ابرضدقهرمان فرگشتگرایی» میخواند؛ اندیشه های وی مسیحیت را بسیار تحت تأثیر قرار داد.با این حال شماری از تاریخدانان علم در میزان تأثیر ذاتباوری افلاطونی بر فلسفه طبیعی ابراز تردید کردهاند و به گفته آنان،بسیاری فیلسوفان پس از افلاطون بر این باور بودند که ممکن است گونهها دارای توانایی دگرگون شدن داشته باشند و این ایده که گونههای زیستی ثابت و دارای ویژگیهای ضروری تغییرناپذیر بودند جز در سده ۱۷ و ۱۸ و به هنگام آغاز ردهبندی علمی زیستشناسانه اهمیت چندانی نیافت.
ارسطو که یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان یونانی در سدههای میانی اروپا بود، دانشجوی افلاطون و یکی از نخستین تاریخدانان طبیعی بود که نوشتههایش به صورت کامل باقیماندهاند. نوشتههای او دربارهی زیستشناسی برآمده از پژوهش وی بر روی تاریخ طبیعی جزیره لزبوس و اطراف آن هستند که در چهار کتاب باقیماندهاند و اغلب با نامهای لاتینشان شناخته میشوند؛کارهای ارسطو حاوی مشاهدات موشکافانه وی و تفاسیرش —در کنار افسانهها و خطاها— هستند که نشان از سطح ابتدایی و ناهموار دانش و آگاهی در دوران وی دارند. با این حال، چارلز سینگر میگوید «هیچ چیز قابلتوجهتر از تلاشهای ارسطو برای نشان دادن روابط میان موجودات زنده به عنوان یک نردبان حیات نیست». نوشته های او اشاره به «نردبان حیات» یا «زنجیره عظیم وجود» دارد که بر پایه آن جانورانی که دارای پیچیدگی بیشتر ساختاری و کارکردی بودند به عنوان «والاتر» شناخته میشدند. ارسطو باور داشت که ویژگیهای یاختههای زنده به روشنی نشان میدادند که آنها میبایست به گفته او «هدفی غایی» داشته باشند، یا به بیان دیگر آنکه آنها برای هدفی طراحی شدهاند. او به ویژه دیدگاه امپدوکلس را درباره اینکه جانوران موجود میتوانستهاند نشأت گرفته از شانس و احتمال باشند، رد کرد.
دیگر فیلسوفان یونانی، همچون زنون رواقی (۳۳۴ تا ۲۶۲ پ.م) بنیانگذار مکتب رواقی فلسفه، با ارسطو و دیگر فیلسوفان در اینکه طبیعت دارای شواهد آشکاری است که نشان از آفرینش دارای هدف دارد، موافق بودند. به این دیدگاه، غایتشناسی میگویند. سیسرو(۱۰۶ تا ۴۳ پ.م)، فیلسوف رواقی رومی، نوشته است که زنون باوری کلیدی در فیزیک رواقی داشت مبنی بر اینکه طبیعت در اصل «رهنمون شده و متمرکز است... تا جهان را پناهگاهی سازد... ساختاری بهینه برای بقا.»
اپیکور (۳۴۱–۲۷۰ پ.م) ایدهٔ انتخاب طبیعی را پیشبینی کرد. لوکرتیوس (۹۹-۵۵ پ.م) فیلسوف اتمگرای رومی، به بازنشر این ایدهها در شعر خود در طبیعت اشیاء پرداخت. در سامانه اپیکوری، تصور بر این بود که بسیاری گونهها در گذشته از گایا به یکباره پدیدار شدهاند، ولی تنها ساختارهای کاراتر به بقا ادامه داده و بچهدار شدهاند. به نظر نمیرسد که اپیکورگرایان به پیشبینی نگرهی فرگشت آنگونه که امروزه میشناسیم پرداخته باشند و به ظاهر باور به روندهای جدای پیدایشی برای هر گونه داشتهاند، نه روندی پیدایشی یکتا که جانوران گوناگون در طی تاریخ از یاختهٔ مادر یکتایی جدا شده باشند.
🔷 کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🎥 تفاوت بین قانون علمی و تئوری 👇
⬅️ وقتی که دارین با دوستتون در مورد یک نظریهی علمی بحث میکنین، ممکنه اون در جواب بگه: «خیلی خب، این فقط یک نظریهست!».
در حالیکه بحث در مورد یک قانون علمی ثابت شده به ندرت به جملهی «خب، این فقط یک قانونه!» ختم میشه.
علت چیه!؟
❓ تفاوت یک نظریه و یک قانون چیه و آیا یکی بهتر از دیگریه؟
برگرفته از : http://www.vidoal.com
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
⬅️ وقتی که دارین با دوستتون در مورد یک نظریهی علمی بحث میکنین، ممکنه اون در جواب بگه: «خیلی خب، این فقط یک نظریهست!».
در حالیکه بحث در مورد یک قانون علمی ثابت شده به ندرت به جملهی «خب، این فقط یک قانونه!» ختم میشه.
علت چیه!؟
❓ تفاوت یک نظریه و یک قانون چیه و آیا یکی بهتر از دیگریه؟
برگرفته از : http://www.vidoal.com
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
vidoal.com - ویدوآل
صفحه اصلی | ویدوآل
ویدوآل ارائه دهنده آموزشهای عمومی و تخصصی
📽 دانلود #مستند رایگان: انسان شدن 📽
🔹 یکی از سوالاتی که همیشه در جریان فرگشت انسان پرسیده میشود این است: چگونه انسان شدیم؟ چگونه به چیزی که الان هستیم تبدیل شدیم و چرا به نوع دیگر یا شکل دیگری فرگشت پیدا نکردیم. چه اتفافی افتاد که از روی درختها، بر روی زمین آمدیم. مجموعه مستند Nova نشان میدهد تا در سه قسمت داستان پیدایش انسانهای امروزی را بیان کند. داستان از آفریقا شروع میشود؛ جایی که دانشمند جوانی (زرای) شروع به یافتن فسیل اجداد اولیه انسان میکند. او به فسیل کودکی برمیخورد که ما را به سه میلیون سال قبل میبرد تا بتواند ردی از منشا انسان پیدا کند. فسیل “سلام” چیزی شبیه به لوسی نشان از یک مرحله مهم فرگشتی بوده است.
🆔 @iran_evolution
🔹 فسیلها و شبیهسازهای دیگر نشان میدهند که چگونه روی دو پا راه رفتن توسعه پیدا کرد و بعنوان یک ویژگی خاص گونهی انسانی شد. این قضیه تبدیل به یک ایدهی ساده بین دانشمندان شد: رشد علفزارها باعث شد نیاکان ما از درخت پایین آمده و بهصورت دوپا در آمدند. بعد از مدتی اندازه مغز افزایش یافت و تکامل انسان آغاز شد. داروین هم تصور میکرد ما درختان را ترک کردیم، راست قامت شدیم، یا آزاد شدن دستها ابزار ساختیم و.. فرگشت پیدا کردیم. اما آیا راه رفتن به تنهایی باعث افزایش حجم مغز شده بود؟ تومای و سلام (نام فسیلهای پیدا شده) هم روی دو پا راه میرفتند اما مغزهایشان کوچک بود. برای پیدا کردن نیاکان نزدیکتر، باید به دو میلیون سال قبل بازگردیم. جایی که هوموهابیلیسها (انسان ماهر) ظهور کردند و توانستند ابزارسازی کنند...
📌 برگرفته از: bigbangpage.com
🐳 @Iran_Evolution
📥 دانــــلــــود 📥
📍 قسمت اول: http://goo.gl/zomJFP
📍 قسمت دوم: http://goo.gl/9mPI89
📍 قسمت سوم: http://goo.gl/QlO5KU
◾️ سه قسمت زیرنویس فارسی:
http://ow.ly/XaZcZ
🔹 یکی از سوالاتی که همیشه در جریان فرگشت انسان پرسیده میشود این است: چگونه انسان شدیم؟ چگونه به چیزی که الان هستیم تبدیل شدیم و چرا به نوع دیگر یا شکل دیگری فرگشت پیدا نکردیم. چه اتفافی افتاد که از روی درختها، بر روی زمین آمدیم. مجموعه مستند Nova نشان میدهد تا در سه قسمت داستان پیدایش انسانهای امروزی را بیان کند. داستان از آفریقا شروع میشود؛ جایی که دانشمند جوانی (زرای) شروع به یافتن فسیل اجداد اولیه انسان میکند. او به فسیل کودکی برمیخورد که ما را به سه میلیون سال قبل میبرد تا بتواند ردی از منشا انسان پیدا کند. فسیل “سلام” چیزی شبیه به لوسی نشان از یک مرحله مهم فرگشتی بوده است.
🆔 @iran_evolution
🔹 فسیلها و شبیهسازهای دیگر نشان میدهند که چگونه روی دو پا راه رفتن توسعه پیدا کرد و بعنوان یک ویژگی خاص گونهی انسانی شد. این قضیه تبدیل به یک ایدهی ساده بین دانشمندان شد: رشد علفزارها باعث شد نیاکان ما از درخت پایین آمده و بهصورت دوپا در آمدند. بعد از مدتی اندازه مغز افزایش یافت و تکامل انسان آغاز شد. داروین هم تصور میکرد ما درختان را ترک کردیم، راست قامت شدیم، یا آزاد شدن دستها ابزار ساختیم و.. فرگشت پیدا کردیم. اما آیا راه رفتن به تنهایی باعث افزایش حجم مغز شده بود؟ تومای و سلام (نام فسیلهای پیدا شده) هم روی دو پا راه میرفتند اما مغزهایشان کوچک بود. برای پیدا کردن نیاکان نزدیکتر، باید به دو میلیون سال قبل بازگردیم. جایی که هوموهابیلیسها (انسان ماهر) ظهور کردند و توانستند ابزارسازی کنند...
📌 برگرفته از: bigbangpage.com
🐳 @Iran_Evolution
📥 دانــــلــــود 📥
📍 قسمت اول: http://goo.gl/zomJFP
📍 قسمت دوم: http://goo.gl/9mPI89
📍 قسمت سوم: http://goo.gl/QlO5KU
◾️ سه قسمت زیرنویس فارسی:
http://ow.ly/XaZcZ
🕵 #تاریخچه_اندیشه_فرگشتی 🕵
🔰 قسمت سوم 🔰
💠 دوران باستان 💠
🔹 رومیان 🔹
شعر «در طبیعت اشیاء» لوکرتیوس بهترین منبع باقیمانده است که به توضیح اندیشههای فیلسوفان اپیکورگرای یونانی میپردازد. این شعر به توصیف تشکیل یافتن کیهان، زمین، موجودات زنده، و جامعه بشری از راه سازوکارهای کاملاً طبیعی، بی هیچگونه دخالت فراطبیعی، میپردازد. بعدها، در طبیعت اشیاء بر اندیشههای کیهانی و فرگشتی فیلسوفان و دانشمندان طی و پس از دوران رنسانس تأثیر مهمی گذاشت. دیدگاه لوکرتیوس در تقابل آشکار با دیدگاه فیلسوفان رومی اهل مکتب رواقیگری همچون سیسرو، سنکای جوان (تقریبا ۴ پ. م تا ۶۵ پس از میلاد)، و پلینیوس (۲۳ تا ۷۹ پس از میلاد) بود که دارای دیدگاههای قوی غایتگرایانه از جهان طبیعی بودند و بعدها الهیات مسیحی را تحت تأثیر بسیار قرار دادند. سیسرو مینویسد که دیدگاه رواقی از طبیعت به عنوان بنیادی که در آن حیات در اصل برای «آنانی که مناسبتر [از دیگران] برای بقا بودند» بود، به ویژه به مذاق اشراف جامعه هلنیستی یونان خوش میآمد.
🆔 @iran_evolution
◾️ آگوستین قدیس (سده ۴ میلادی) از نخستین کسانی است که به اندیشههای فیلسوفان یونانی بازگشت و نوشت که داستان آفرینش آورده شده در سفر پیدایش نباید آنچنان تحتاللفظی گرفته شود. در کتاب
De Genesi ad littera
(در باب معنای عینی پیدایش)، وی مینویسد که در بعضی موارد جانوران جدید ممکن است از «تجزیه» ساختارهای قدیمیتر حیات پدید آمده باشند. برای آگوستین «حیاتِ گیاهان، ماکیان، و جانوران بیعیب نیست ... ولی خلق شده در حالتی از استعداد بالقوه [هستند]»، برخلاف آنچه او ساختارهای کامل الهی فرشتگان، گنبد آسمان، و روح انسان میدانست. باور آگوستین درباره اینکه انواعی از حیات «به آرامی در طول تاریخ» تغییر شکل دادهاند، پدر کوزپه تانزلا–نیتی، استاد الهیات دانشگاه سنتا گروچه در رم را بر آن داشت تا ادعا کند آگوستین به ارائه گونهای از فرگشت پرداخته است.
✳️ کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🔰 قسمت سوم 🔰
💠 دوران باستان 💠
🔹 رومیان 🔹
شعر «در طبیعت اشیاء» لوکرتیوس بهترین منبع باقیمانده است که به توضیح اندیشههای فیلسوفان اپیکورگرای یونانی میپردازد. این شعر به توصیف تشکیل یافتن کیهان، زمین، موجودات زنده، و جامعه بشری از راه سازوکارهای کاملاً طبیعی، بی هیچگونه دخالت فراطبیعی، میپردازد. بعدها، در طبیعت اشیاء بر اندیشههای کیهانی و فرگشتی فیلسوفان و دانشمندان طی و پس از دوران رنسانس تأثیر مهمی گذاشت. دیدگاه لوکرتیوس در تقابل آشکار با دیدگاه فیلسوفان رومی اهل مکتب رواقیگری همچون سیسرو، سنکای جوان (تقریبا ۴ پ. م تا ۶۵ پس از میلاد)، و پلینیوس (۲۳ تا ۷۹ پس از میلاد) بود که دارای دیدگاههای قوی غایتگرایانه از جهان طبیعی بودند و بعدها الهیات مسیحی را تحت تأثیر بسیار قرار دادند. سیسرو مینویسد که دیدگاه رواقی از طبیعت به عنوان بنیادی که در آن حیات در اصل برای «آنانی که مناسبتر [از دیگران] برای بقا بودند» بود، به ویژه به مذاق اشراف جامعه هلنیستی یونان خوش میآمد.
🆔 @iran_evolution
◾️ آگوستین قدیس (سده ۴ میلادی) از نخستین کسانی است که به اندیشههای فیلسوفان یونانی بازگشت و نوشت که داستان آفرینش آورده شده در سفر پیدایش نباید آنچنان تحتاللفظی گرفته شود. در کتاب
De Genesi ad littera
(در باب معنای عینی پیدایش)، وی مینویسد که در بعضی موارد جانوران جدید ممکن است از «تجزیه» ساختارهای قدیمیتر حیات پدید آمده باشند. برای آگوستین «حیاتِ گیاهان، ماکیان، و جانوران بیعیب نیست ... ولی خلق شده در حالتی از استعداد بالقوه [هستند]»، برخلاف آنچه او ساختارهای کامل الهی فرشتگان، گنبد آسمان، و روح انسان میدانست. باور آگوستین درباره اینکه انواعی از حیات «به آرامی در طول تاریخ» تغییر شکل دادهاند، پدر کوزپه تانزلا–نیتی، استاد الهیات دانشگاه سنتا گروچه در رم را بر آن داشت تا ادعا کند آگوستین به ارائه گونهای از فرگشت پرداخته است.
✳️ کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
💠 کاربران محترمی که قصد آشنایی با الگوها و ساز و کارهای فرگشت دارند میتوانند با عضویت در کانال "فرگشت ۱۰۱" مباحث پایهای فرگشت را دنبال کنند.
🔹 تا اینجا پستهای کانال "فرگشت ۱۰۱" شامل گزیدهای از مطالب وبسایت فرگشتِ دانشگاه برکلی (evolution.berkeley.edu) میباشند.
لینک کانال:
🔗 @Evolution101
👇 فایل دانلود فصل اول مطالب این کانال 👇
🔹 تا اینجا پستهای کانال "فرگشت ۱۰۱" شامل گزیدهای از مطالب وبسایت فرگشتِ دانشگاه برکلی (evolution.berkeley.edu) میباشند.
لینک کانال:
🔗 @Evolution101
👇 فایل دانلود فصل اول مطالب این کانال 👇