💤😴💤😴💤😴💤😴
👈 کم شدن ساعات خواب بشر و فرگشت
✅ در طی چند دهه گذشته، مدام دلایل جدید برای تفاوت آشکار بین انسان و پستانداران گروه میمونسانان که از نظر زیستشناسی و فیزیکی شبیه ما هستند کشف و شناسایی میشوند. تحقیق دو متخصص زیست شناسی فرگشتی از دانشگاه Duke این بار منجر به کشف تفاوت در نحوه خوابیدن انسانها و سایر پستانداران شده است. به نظر میرسد انسان کمخوابترین پستاندار روی زمین است.
🆔 @iran_evolution
🔶 ۷ ساعت خوابیدن بشر در روز، به نسبت ۱۴ تا ۱۷ ساعت خوابیدن سایر میمونسانان، به بشر ساعتها وقت اضافی برای کنجکاوی و تقلید و یافتن راههای بهتر بقا در طی روز داده است. فرصتی که به جهشهای بزرگتر و فاصله عظیم بین انسان و سایرین انجامیده است.
🔷 محققین در گزارشی که در فصلنامه مردم شناسی فرگشتی منتشر شده است میگویند دلیل اصلی کمتر خوابیدن انسانها این است که بیشتر از بقیه میتوانستند به خواب عمیق فرو روند و به مرحله REM sleep دست یابند. مرحلهای که به سازماندهی اتفاقات و تجربیات روزانه و قرار دادنشان در آرشیو ماندگارِ مغز ، کمک میکند و تجربههای قدیمی، قابل دسترستر میشوند. از طرف دیگر، در مرحله خواب عمیق است که رویاها شکل میگیرند و همه خرده ریزههای ناخواسته روزانه، از حافظه پاک میشوند.
⬅️ یکی از دانشمندان این پروژه تحقیقاتی میگوید خوابیدن بر روی درخت شبیه خوابیدن در بخش ارزان هواپیما است. جای نشستن تنگ و شلوغ است و صندلی ها نمیگذارند افراد خواب طولانی و ممتد داشته باشند. تیم تحقیقاتی در مسیر تهیه گزارش توانستند سیستم خوابیدن ۲۰ میمونسان مختلف را جمعآوری کنند. آنها حدود ۹ ماه به بیداری شبانهروزی آوردند تا در باغ وحشهای مختلف از مراحل خواب حیوانات مورد نظر شواهد لازم را جمعآوری کنند.
🆔 @iran_evolution
🔰مراحل فرگشت فیزیکی انسان همیشه مرتبط با ضرورتهای قبلی بوده است و در این زمینه نیز پایین آمدن انسان از روی درخت بر روی زمین و فاصله گرفتن از شاخههای بلند درختان میسر شده است. بشر بر روی زمین برای جای خوابیدن، محدودیت چندانی نداشت. بشر توانست مطمئنتر و راحتتر از اتاق خوابهای بسیار کم عرض روی شاخههای درختان، به خواب رود. روی زمین خوابیدن در حقیقت فرصت بینظیری برای مغز بزرگ بشر بود که عمیقتر به خواب رود.
✅ اکثر پستانداران نیازمند خواب طولانی یا چرت زدنهای طولانی هستند تا در مجموع بتوانند مقدار خواب عمیق REM مورد نیاز را کسب کنند. نکته جالب توجه در این مورد که همزمان در ترک درختان توسط بشر و بخش دیگری از میمونسانان موثر بوده است افزایش وزن است. اکثریت پستاندارهایی که هنوز بالای درختان ماندهاند بزرگتر از ۳۵ کیلو نیستند.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://onlinelibrary.wiley.com/journal/10.1002/%28ISSN%291520-6505
👈 کم شدن ساعات خواب بشر و فرگشت
✅ در طی چند دهه گذشته، مدام دلایل جدید برای تفاوت آشکار بین انسان و پستانداران گروه میمونسانان که از نظر زیستشناسی و فیزیکی شبیه ما هستند کشف و شناسایی میشوند. تحقیق دو متخصص زیست شناسی فرگشتی از دانشگاه Duke این بار منجر به کشف تفاوت در نحوه خوابیدن انسانها و سایر پستانداران شده است. به نظر میرسد انسان کمخوابترین پستاندار روی زمین است.
🆔 @iran_evolution
🔶 ۷ ساعت خوابیدن بشر در روز، به نسبت ۱۴ تا ۱۷ ساعت خوابیدن سایر میمونسانان، به بشر ساعتها وقت اضافی برای کنجکاوی و تقلید و یافتن راههای بهتر بقا در طی روز داده است. فرصتی که به جهشهای بزرگتر و فاصله عظیم بین انسان و سایرین انجامیده است.
🔷 محققین در گزارشی که در فصلنامه مردم شناسی فرگشتی منتشر شده است میگویند دلیل اصلی کمتر خوابیدن انسانها این است که بیشتر از بقیه میتوانستند به خواب عمیق فرو روند و به مرحله REM sleep دست یابند. مرحلهای که به سازماندهی اتفاقات و تجربیات روزانه و قرار دادنشان در آرشیو ماندگارِ مغز ، کمک میکند و تجربههای قدیمی، قابل دسترستر میشوند. از طرف دیگر، در مرحله خواب عمیق است که رویاها شکل میگیرند و همه خرده ریزههای ناخواسته روزانه، از حافظه پاک میشوند.
⬅️ یکی از دانشمندان این پروژه تحقیقاتی میگوید خوابیدن بر روی درخت شبیه خوابیدن در بخش ارزان هواپیما است. جای نشستن تنگ و شلوغ است و صندلی ها نمیگذارند افراد خواب طولانی و ممتد داشته باشند. تیم تحقیقاتی در مسیر تهیه گزارش توانستند سیستم خوابیدن ۲۰ میمونسان مختلف را جمعآوری کنند. آنها حدود ۹ ماه به بیداری شبانهروزی آوردند تا در باغ وحشهای مختلف از مراحل خواب حیوانات مورد نظر شواهد لازم را جمعآوری کنند.
🆔 @iran_evolution
🔰مراحل فرگشت فیزیکی انسان همیشه مرتبط با ضرورتهای قبلی بوده است و در این زمینه نیز پایین آمدن انسان از روی درخت بر روی زمین و فاصله گرفتن از شاخههای بلند درختان میسر شده است. بشر بر روی زمین برای جای خوابیدن، محدودیت چندانی نداشت. بشر توانست مطمئنتر و راحتتر از اتاق خوابهای بسیار کم عرض روی شاخههای درختان، به خواب رود. روی زمین خوابیدن در حقیقت فرصت بینظیری برای مغز بزرگ بشر بود که عمیقتر به خواب رود.
✅ اکثر پستانداران نیازمند خواب طولانی یا چرت زدنهای طولانی هستند تا در مجموع بتوانند مقدار خواب عمیق REM مورد نیاز را کسب کنند. نکته جالب توجه در این مورد که همزمان در ترک درختان توسط بشر و بخش دیگری از میمونسانان موثر بوده است افزایش وزن است. اکثریت پستاندارهایی که هنوز بالای درختان ماندهاند بزرگتر از ۳۵ کیلو نیستند.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://onlinelibrary.wiley.com/journal/10.1002/%28ISSN%291520-6505
Wiley Online Library
Evolutionary Anthropology: Issues, News, and Reviews
Click on the title to browse this journal
🕵 فسیلها میتوانند درک ما از فرگشت را توسعه دهند!
💠 طبق گفتههای دانشمندان دانشگاه بریستول، درک ما از فرگشت با اضافه کردنِ اطلاعات حاصل از گونههای فسیلها به دادههای تحلیلی حیوانات زنده میتواند توسعه یابد و غنیتر شود.
🆔 @iran_evolution
✅ پژوهشگران به بررسی الگوهای تغییرات فرگشتی در گروه پستاندارانی به نام Afrotheria پرداختند. این گروه قدرتمند از پستانداران عمدتاً آفریقایی هستند و شامل فیلها، گاو دریایی و فیلهای shrew میشود. گروه پژوهشی علاقهمند بود بداند چگونه تودهی بدنی در Afrotheria فرگشت یافته است و چگونه ادراک ما زمانی که فسیلِ خانوادهی منقرضشدهی این گروه را بررسی میکنیم تغییر میکند.
💭 مارک پوتیک، نویسنده ارشد و دانشجوی دکتری در دانشکدهی علوم زمین بیان داشت: «اغلب گروههای زنده، منقرض شدهاند. بنابراین اگر تغییرات فرگشتی را بدون در نظر گرفتنِ فسیلها تحلیل کنیم از تمام شواهد موجود استفاده نکردهایم. اغلب مطالعات فرگشتی فقط از اطلاعات حاصل از گونههای زنده استفاده میکنند اما پژوهشهای اخیر نشان دادهاند که فسیلها میتوانند درک ما را تغییر دهند. برای مثال، فسیل فیل میتواند به ما در درک تغییرات فرگشتی تودهی بدنی با دقت بیشتری کمک کند. Afrotheria موردی عالی برای مطالعه تغییرات فرگشتی جاندارانی هستند که تودهی بدنیشان در طول زمان تغییر کرده است و از یک فیل ۵ تُنی به چند گرم در برخی گونهها رسیدهاند.
🆔 @iran_evolution
⬅️ با کمال تعجب ما دریافتیم اگر شواهد فسیلی را نادیده بگیریم یا در نظر بگیریم به الگوهای مشابهای میرسیم. نرخ بالای فرگشت منجر به گونهی بزرگتر مانند فیلها، گاو دریایی و خرگوش کوهی میشود. این امر احتمالاً یک مورد “goldilocks” یا تطابق است که در آن، فسیلها دقیقاً با الگوهای فرگشتی در گونهی زنده تطابق دارند. گاهی اوقات نیز فسیلها تصویری کاملاً متفاوت به نمایش میگذارند.» این پژوهش تأکید کرد استفاده از روشهای متفاوت در تحلیل تغییرات فرگشتی ضروری است.
💭 دکتر گاوین توماس، نویسنده همکار از دانشگاه شفیلد بیان داشت: «نتیجهی بسیار مهمی که میتوان گرفت این است که تفاوت زیاد در درک ما میتواند ناشی از مدلها و روشهای مورد استفاده در تحلیل تغییرات گذشته و به همان اندازه اطلاعات مورد استفاده باشد. این امر باید در آینده بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.» پوتیک افزود: «اگرچه نتایج نشان میدهد بین فسیلها و موجودات زنده تطابق وجود دارد، ضروری است که در تحلیلهای آینده، فسیلها را نیز در نظر بگیریم تا درک بهتری از فرگشت زندگی داشته باشیم.»
🌐 جزئیات بیشتر این پژوهش در مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B منتشر شده است.
📌 برگرفته از: bigbangpage.com
🆔 @Iran_Evolution
🔗 http://phys.org/news/2015-12-fossils-enrich-evolution.html
💠 طبق گفتههای دانشمندان دانشگاه بریستول، درک ما از فرگشت با اضافه کردنِ اطلاعات حاصل از گونههای فسیلها به دادههای تحلیلی حیوانات زنده میتواند توسعه یابد و غنیتر شود.
🆔 @iran_evolution
✅ پژوهشگران به بررسی الگوهای تغییرات فرگشتی در گروه پستاندارانی به نام Afrotheria پرداختند. این گروه قدرتمند از پستانداران عمدتاً آفریقایی هستند و شامل فیلها، گاو دریایی و فیلهای shrew میشود. گروه پژوهشی علاقهمند بود بداند چگونه تودهی بدنی در Afrotheria فرگشت یافته است و چگونه ادراک ما زمانی که فسیلِ خانوادهی منقرضشدهی این گروه را بررسی میکنیم تغییر میکند.
💭 مارک پوتیک، نویسنده ارشد و دانشجوی دکتری در دانشکدهی علوم زمین بیان داشت: «اغلب گروههای زنده، منقرض شدهاند. بنابراین اگر تغییرات فرگشتی را بدون در نظر گرفتنِ فسیلها تحلیل کنیم از تمام شواهد موجود استفاده نکردهایم. اغلب مطالعات فرگشتی فقط از اطلاعات حاصل از گونههای زنده استفاده میکنند اما پژوهشهای اخیر نشان دادهاند که فسیلها میتوانند درک ما را تغییر دهند. برای مثال، فسیل فیل میتواند به ما در درک تغییرات فرگشتی تودهی بدنی با دقت بیشتری کمک کند. Afrotheria موردی عالی برای مطالعه تغییرات فرگشتی جاندارانی هستند که تودهی بدنیشان در طول زمان تغییر کرده است و از یک فیل ۵ تُنی به چند گرم در برخی گونهها رسیدهاند.
🆔 @iran_evolution
⬅️ با کمال تعجب ما دریافتیم اگر شواهد فسیلی را نادیده بگیریم یا در نظر بگیریم به الگوهای مشابهای میرسیم. نرخ بالای فرگشت منجر به گونهی بزرگتر مانند فیلها، گاو دریایی و خرگوش کوهی میشود. این امر احتمالاً یک مورد “goldilocks” یا تطابق است که در آن، فسیلها دقیقاً با الگوهای فرگشتی در گونهی زنده تطابق دارند. گاهی اوقات نیز فسیلها تصویری کاملاً متفاوت به نمایش میگذارند.» این پژوهش تأکید کرد استفاده از روشهای متفاوت در تحلیل تغییرات فرگشتی ضروری است.
💭 دکتر گاوین توماس، نویسنده همکار از دانشگاه شفیلد بیان داشت: «نتیجهی بسیار مهمی که میتوان گرفت این است که تفاوت زیاد در درک ما میتواند ناشی از مدلها و روشهای مورد استفاده در تحلیل تغییرات گذشته و به همان اندازه اطلاعات مورد استفاده باشد. این امر باید در آینده بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.» پوتیک افزود: «اگرچه نتایج نشان میدهد بین فسیلها و موجودات زنده تطابق وجود دارد، ضروری است که در تحلیلهای آینده، فسیلها را نیز در نظر بگیریم تا درک بهتری از فرگشت زندگی داشته باشیم.»
🌐 جزئیات بیشتر این پژوهش در مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B منتشر شده است.
📌 برگرفته از: bigbangpage.com
🆔 @Iran_Evolution
🔗 http://phys.org/news/2015-12-fossils-enrich-evolution.html
phys.org
Fossils enrich our understanding of evolution
Our understanding of evolution can be enriched by adding fossil species to analyses of living animals, as shown by scientists from the University of Bristol.
❌ ادعا: بر اساس فرگشت، اندام ما به مقدار مورد نیاز پیشرفته میشوند، اما انسانها فقط از یک دهم مغزشان استفاده میکنند. فرگشت چگونه میتواند این را توجیح کند؟
✅ پاسخ: این باور که انسان فقط از یک دهم مغزش استفاده میکند فقط یک شایعه عمومی است و صحت ندارد. انسانها از تمام قابلیتهای مغزشان استفاده میکنند.
🔹 جهت مطالعه بیشتر: https://goo.gl/00Fvte
🔹 پژوهشی جدید در این زمینه: http://goo.gl/roh5M0
💢 کانال تخصصی فرگشت در تلگرام
🐳 @Iran_Evolution
✅ پاسخ: این باور که انسان فقط از یک دهم مغزش استفاده میکند فقط یک شایعه عمومی است و صحت ندارد. انسانها از تمام قابلیتهای مغزشان استفاده میکنند.
🔹 جهت مطالعه بیشتر: https://goo.gl/00Fvte
🔹 پژوهشی جدید در این زمینه: http://goo.gl/roh5M0
💢 کانال تخصصی فرگشت در تلگرام
🐳 @Iran_Evolution
Wikipedia
باور نادرست ده درصد از مغز
باور نادرست استفاده از ده درصد مغز یک باور پذیرفته شده بهطور گسترده در بین مردم است که میگوید همه یا اکثر انسانها تنها از ۱۰ درصد یا مقدار کم دیگری از مغزشان استفاده میکنند. همچنین گفته شدهاست که افراد ممکن است از این قسمت دست نخورده بهرهبرداری کنند…
Forwarded from دانش ( science )
🔬آخرالزمان آنتیبیوتیکها فرا رسید
💠 دانشمندان بریتانیایی ژنی موسوم به mcr-۱ را یافتهاند که به باکتریها قدرت مقاومت در برابر آنتیبیوتیک «کولیستین» را میدهد. پزشکان اغلب کولیستین را زمانی تجویز میکنند که دیگر داروها اثر بخشی ندارند.
🆔 @iran_science
✅ پایگاه اینترنتی «اکو واچ» به نقل از منابع خبری گزارش داد این مقاومت دارویی اولین بار ماه گذشته در چین گزارش شد. طی چند هفته گذشته، موارد مشابه در دانمارک، فرانسه، هلند، پرتغال، و چند کشور آسیایی و آفریقایی نیز دیده شده است.
🔸دانشمندان بریتانیایی به تازگی این ژن مقاوم در برابر آنتی بیوتیک را در باسیل E. coli - که در روده جانوران خونگرم وجود دارد – در نمونههای گرفته شده از دو مزرعه پرورش خوک مشاهده کردهاند.
🔹بروز دوران به اصطلاح «پسا آنتیبیوتیک» تا حد زیادی به دلیل مصرف بیش از حد و استفاده بیمورد از آنتی بیوتیکها در کشاورزی صنعتی است.
💭 یک کارشناس خبره بریتانیایی گفته است که ادامه این روند به معنی آن است که اگر فردی در اثر ابتلای به یکی از این باکتریها به شدت بیمار شود، برای درمان او کاری نمیتوان انجام داد.
🔺اداره سلامت عمومی بریتانیا مقاومت در برابر کولیستین را در ۱۵ مورد از ۲۴۰۰۰ مورد نمونهگیری باکتری در سالهای بین ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ ثبت کرده است.
✅ ژن کولیستین همچنین در ۱۰ مورد مسمومیت انسانی بر اثر باکتری سالمونلا- که در جوجهها و تخممرغها معمولاً وجود دارد و عامل یکی از شایعترین مسمومیتهای غذایی است- نیز مشاهده شده است.
🔹به گزارش دیسکاوری نیوز مقاومت بعضی باکتریها در برابر آنتیبیوتیکها موضوع تازهای نیست؛ آنچه که کشف جدید را نگرانکننده میکند این است که جهش ژنتیکی در آن به شکلی بروز کرده که به سادگی به انواع دیگر باکتریها نیز انتقال مییابد. به این ترتیب، ممکن است مجموعهای بزرگ از باکتریها در برابر تمام داروهای موجود مقاوم شوند.
🆔 @iran_science
💭 دیوید براون مدیر مرکز تحقیق آنتیبیوتیک بریتانیا میگوید: «تقریبا دیر شده است. ما باید تحقیق را ۱۰ سال قبل شروع میکردیم. هنوز سیستمی جهانی برای نظارت و پایش در این رابطه وجود ندارد. من فکر میکنم شانس ما برای نجات آنتیبیوتیکهای مهم ۵۰-۵۰ است. اما باید مانع از این شویم که کشاورزی صنعتی این شانس را از بین ببرد.»
🔸کویلین نونان مشاور علمی گروه موسوم به «اتحاد برای نجات آنتیبیوتیکها» از دولت بریتانیا خواسته است «به فوریت» پاسخی برای این بحران بیابد.
⬅️ وی میگوید استفاده رایج پیشگیرانه از کولیستین و دیگر انواع آنتیبیوتیک در درمان انسانها بایستی فورا ممنوع شود.
🔺در همین حال، پزشک میکروبیولوژیست مارک ویلکاکس ماه گذشته گفته بود سرعت انتقال این ژن مقاوم به طرز حیرتآوری بالاست، و این موضوع خوشایندی نیست.
🔹بزرگترین نگرانی این است که این ژن میتواند خودش را به گونههای دیگر متصل کند و باعث ایجاد. مشکلاتی در بیمارستانها شود. این امر یک شکست بزرگ در علم پزشکی میتواند باشد.
🔰 این «ابر باکتریها» هر سال در آمریکا باعث مرگ دست کم ۲۳۰۰۰ نفر میشوند و این مشکل در حال وخیمتر شدن است.
✔️ گزارشی از سازمان غذا و داروی آمریکا نشان میدهد فروش و استفاده آنتیبیوتیکها برای حیواناتی که در صنایع غذایی پرورش داده میشوند رو به افزایش است در حالیکه سالهاست دانشمندان و متخصصان سلامت در مورد استفاده از آنتیبیوتیکها در پرورش دام و طیور هشدار دادهاند و دستورالعملهایی در این زمینه وضع کردهاند.
════════════════════════
📡 Telegram.me/Iran_Science
════════════════════════
http://www.eurekalert.org/pub_releases/2015-11/tl-tli111715.php
http://dx.doi.org/10.1016/S1473-3099(15)00424-7
💠 دانشمندان بریتانیایی ژنی موسوم به mcr-۱ را یافتهاند که به باکتریها قدرت مقاومت در برابر آنتیبیوتیک «کولیستین» را میدهد. پزشکان اغلب کولیستین را زمانی تجویز میکنند که دیگر داروها اثر بخشی ندارند.
🆔 @iran_science
✅ پایگاه اینترنتی «اکو واچ» به نقل از منابع خبری گزارش داد این مقاومت دارویی اولین بار ماه گذشته در چین گزارش شد. طی چند هفته گذشته، موارد مشابه در دانمارک، فرانسه، هلند، پرتغال، و چند کشور آسیایی و آفریقایی نیز دیده شده است.
🔸دانشمندان بریتانیایی به تازگی این ژن مقاوم در برابر آنتی بیوتیک را در باسیل E. coli - که در روده جانوران خونگرم وجود دارد – در نمونههای گرفته شده از دو مزرعه پرورش خوک مشاهده کردهاند.
🔹بروز دوران به اصطلاح «پسا آنتیبیوتیک» تا حد زیادی به دلیل مصرف بیش از حد و استفاده بیمورد از آنتی بیوتیکها در کشاورزی صنعتی است.
💭 یک کارشناس خبره بریتانیایی گفته است که ادامه این روند به معنی آن است که اگر فردی در اثر ابتلای به یکی از این باکتریها به شدت بیمار شود، برای درمان او کاری نمیتوان انجام داد.
🔺اداره سلامت عمومی بریتانیا مقاومت در برابر کولیستین را در ۱۵ مورد از ۲۴۰۰۰ مورد نمونهگیری باکتری در سالهای بین ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ ثبت کرده است.
✅ ژن کولیستین همچنین در ۱۰ مورد مسمومیت انسانی بر اثر باکتری سالمونلا- که در جوجهها و تخممرغها معمولاً وجود دارد و عامل یکی از شایعترین مسمومیتهای غذایی است- نیز مشاهده شده است.
🔹به گزارش دیسکاوری نیوز مقاومت بعضی باکتریها در برابر آنتیبیوتیکها موضوع تازهای نیست؛ آنچه که کشف جدید را نگرانکننده میکند این است که جهش ژنتیکی در آن به شکلی بروز کرده که به سادگی به انواع دیگر باکتریها نیز انتقال مییابد. به این ترتیب، ممکن است مجموعهای بزرگ از باکتریها در برابر تمام داروهای موجود مقاوم شوند.
🆔 @iran_science
💭 دیوید براون مدیر مرکز تحقیق آنتیبیوتیک بریتانیا میگوید: «تقریبا دیر شده است. ما باید تحقیق را ۱۰ سال قبل شروع میکردیم. هنوز سیستمی جهانی برای نظارت و پایش در این رابطه وجود ندارد. من فکر میکنم شانس ما برای نجات آنتیبیوتیکهای مهم ۵۰-۵۰ است. اما باید مانع از این شویم که کشاورزی صنعتی این شانس را از بین ببرد.»
🔸کویلین نونان مشاور علمی گروه موسوم به «اتحاد برای نجات آنتیبیوتیکها» از دولت بریتانیا خواسته است «به فوریت» پاسخی برای این بحران بیابد.
⬅️ وی میگوید استفاده رایج پیشگیرانه از کولیستین و دیگر انواع آنتیبیوتیک در درمان انسانها بایستی فورا ممنوع شود.
🔺در همین حال، پزشک میکروبیولوژیست مارک ویلکاکس ماه گذشته گفته بود سرعت انتقال این ژن مقاوم به طرز حیرتآوری بالاست، و این موضوع خوشایندی نیست.
🔹بزرگترین نگرانی این است که این ژن میتواند خودش را به گونههای دیگر متصل کند و باعث ایجاد. مشکلاتی در بیمارستانها شود. این امر یک شکست بزرگ در علم پزشکی میتواند باشد.
🔰 این «ابر باکتریها» هر سال در آمریکا باعث مرگ دست کم ۲۳۰۰۰ نفر میشوند و این مشکل در حال وخیمتر شدن است.
✔️ گزارشی از سازمان غذا و داروی آمریکا نشان میدهد فروش و استفاده آنتیبیوتیکها برای حیواناتی که در صنایع غذایی پرورش داده میشوند رو به افزایش است در حالیکه سالهاست دانشمندان و متخصصان سلامت در مورد استفاده از آنتیبیوتیکها در پرورش دام و طیور هشدار دادهاند و دستورالعملهایی در این زمینه وضع کردهاند.
════════════════════════
📡 Telegram.me/Iran_Science
════════════════════════
http://www.eurekalert.org/pub_releases/2015-11/tl-tli111715.php
http://dx.doi.org/10.1016/S1473-3099(15)00424-7
EurekAlert!
The Lancet Infectious Diseases: New gene that makes common bacteria resistant to last-line antibiotic found in animals and patients…
A new gene (mcr-1) that enables bacteria to be highly resistant to polymyxins, the last line of antibiotic defense we have left, is widespread in Enterobacteriaceae taken from pigs and patients in south China, including strains with epidemic potential, according…
#اینفوگرافیک / #فرگشت #اسب
📌 کاری از آگاهی روز، داروین
🐳 کانال تخصصی فرگشت در تلگرام
➕ Telegram.me/iran_evolution
📌 کاری از آگاهی روز، داروین
🐳 کانال تخصصی فرگشت در تلگرام
➕ Telegram.me/iran_evolution
🐴 تصاویر زیر مربوط به Hyracotherium یکی از اجداد اسبهای امروزی است.
🆔 @iran_evolution
🔹 نام: Hyracotherium
🔸 طبقه بندی: پستانداران، تکسمسانان
🌳 نوع تغذیه: گیاهخوار
📏 اندازه: حدود ۶۰ سانتی متر طول
☠ زمان زندگی: ۵۵ تا ۴۵ ملیون سال قبل
🎯 توضیحات: از اجداد اسب های امروزی
➕ @iran_evolution
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🆔 @iran_evolution
🔹 نام: Hyracotherium
🔸 طبقه بندی: پستانداران، تکسمسانان
🌳 نوع تغذیه: گیاهخوار
📏 اندازه: حدود ۶۰ سانتی متر طول
☠ زمان زندگی: ۵۵ تا ۴۵ ملیون سال قبل
🎯 توضیحات: از اجداد اسب های امروزی
➕ @iran_evolution
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
☑️ وابستگی انسان نماها به منابع جنگلی
💠 پژوهشگران با مطالعه ایزوتوپهای کربن گونهای از انساننماهای غولپیکر با نام گیگانتاپیتیکوس، دریافتند که این موجود کاملا گیاهخوار بوده و از بین رفتن جنگلها و منابع غذایی، اصلیترین دلیل انقراض وی محسوب میشود.
⬅️ یکی از سرشاخههای نژاد انسان که اطلاعات بسیار کمی از وی موجود است و جز میمونهای غولپیکر منقرض شده طبقهبندی میشود، گیگانتاپیتیکوس Gigantopithecus نام دارد.
🆔 @iran_evolution
🔸به تازگی تیمی مشترک از دانشمندان مرکز مطالعه فرگشت انسان سنکنبرگ با همراهی دیرینزیستشناسان مرکز مطالعاتی توبینگن اقدام به بررسی و آنالیز ایزوتوپهای کربن موجود در مینای دندان نمونههای باقیمانده از گیگانتاپیتیکوسها کردند.
💭 در همین زمینه هروی بوچرنس از پژوهشگران دانشگاه توبینگن اعلام کرد: متاسفانه تنها تعداد کمی فسیل از گیگانتاپیتیکوسها باقیمانده و این بقایا عمدتا شامل تعداد کمی دندان فسیل شده مربوط به آرواره پائینی این جانور است. این فسیلها نیز همگی در مناطق امروزی چین و تایلند کشف شدهاند که در آن روزگار دارای شرایط جغرافیائی ساوانا، جنگل و بیشهزار بودند.
⬅️ در این مطالعات همچنین مشخص شد که گیگانتاپیتیکوسها به طور کامل گیاهخوار بوده و همواره در جنگلها زندگی میکرده است. در حقیقت بر اساس این بررسیها مشخص شد که میمون غولپیکر فوقالذکر به طور کامل وابسته به منابع غذایی موجود در جنگلها بوده و این موضوع اصلیترین دلیل انقراض وی محسوب میشود.
💭 هروی بوچرنس در این رابطه افزود:
میمونهای خویشاوند امروزی گیگانتاپیتیکوسها مانند اورانگوتان، به دلیل تطبیقپذیری و کسب مهارت قادر به بقا و دوام آوردن در شرایط مختلف طبیعی هستند. متابولیسم بدن اورانگوتانها به نسبت این جد باستانیشان بسیار کندتر است و این موضوع نشان میدهد که گیگانتاپیتیکوسها به صورت روزانه نیازمند مصرف حجم بسیار زیادی از میوهها و سبزیجات بودند.
✔️ باید در نظر داشت که در اواخر دوره پلیستوسن یا عهد چهارم زمین شناسی، بسیاری از جنگلها و مناطق پر درخت، با سرعت زیادی تبدیل به بیشهزار و ساوانا میشدند که این موضوع سبب شده بود تا گیگانتاپیتیکوسها در این دوره با کمبود مواد غذایی رو به رو شوند.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://www.senckenberg.de/root/index.php?page_id=5210&PHPSESSID=p36facf5n29gaf45r59qv3hg40&kid=2&id=3862
💠 پژوهشگران با مطالعه ایزوتوپهای کربن گونهای از انساننماهای غولپیکر با نام گیگانتاپیتیکوس، دریافتند که این موجود کاملا گیاهخوار بوده و از بین رفتن جنگلها و منابع غذایی، اصلیترین دلیل انقراض وی محسوب میشود.
⬅️ یکی از سرشاخههای نژاد انسان که اطلاعات بسیار کمی از وی موجود است و جز میمونهای غولپیکر منقرض شده طبقهبندی میشود، گیگانتاپیتیکوس Gigantopithecus نام دارد.
🆔 @iran_evolution
🔸به تازگی تیمی مشترک از دانشمندان مرکز مطالعه فرگشت انسان سنکنبرگ با همراهی دیرینزیستشناسان مرکز مطالعاتی توبینگن اقدام به بررسی و آنالیز ایزوتوپهای کربن موجود در مینای دندان نمونههای باقیمانده از گیگانتاپیتیکوسها کردند.
💭 در همین زمینه هروی بوچرنس از پژوهشگران دانشگاه توبینگن اعلام کرد: متاسفانه تنها تعداد کمی فسیل از گیگانتاپیتیکوسها باقیمانده و این بقایا عمدتا شامل تعداد کمی دندان فسیل شده مربوط به آرواره پائینی این جانور است. این فسیلها نیز همگی در مناطق امروزی چین و تایلند کشف شدهاند که در آن روزگار دارای شرایط جغرافیائی ساوانا، جنگل و بیشهزار بودند.
⬅️ در این مطالعات همچنین مشخص شد که گیگانتاپیتیکوسها به طور کامل گیاهخوار بوده و همواره در جنگلها زندگی میکرده است. در حقیقت بر اساس این بررسیها مشخص شد که میمون غولپیکر فوقالذکر به طور کامل وابسته به منابع غذایی موجود در جنگلها بوده و این موضوع اصلیترین دلیل انقراض وی محسوب میشود.
💭 هروی بوچرنس در این رابطه افزود:
میمونهای خویشاوند امروزی گیگانتاپیتیکوسها مانند اورانگوتان، به دلیل تطبیقپذیری و کسب مهارت قادر به بقا و دوام آوردن در شرایط مختلف طبیعی هستند. متابولیسم بدن اورانگوتانها به نسبت این جد باستانیشان بسیار کندتر است و این موضوع نشان میدهد که گیگانتاپیتیکوسها به صورت روزانه نیازمند مصرف حجم بسیار زیادی از میوهها و سبزیجات بودند.
✔️ باید در نظر داشت که در اواخر دوره پلیستوسن یا عهد چهارم زمین شناسی، بسیاری از جنگلها و مناطق پر درخت، با سرعت زیادی تبدیل به بیشهزار و ساوانا میشدند که این موضوع سبب شده بود تا گیگانتاپیتیکوسها در این دوره با کمبود مواد غذایی رو به رو شوند.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://www.senckenberg.de/root/index.php?page_id=5210&PHPSESSID=p36facf5n29gaf45r59qv3hg40&kid=2&id=3862
👦 چند مقايسه بين شامپانزه و انسان 🐵
■ شامپانزهها نزديكترين خويشاوند زنده به ما هستند. با مقايسه شامپانزه و انسان به درک بهترى از فرگشت خواهيم رسيد.
⏺ تعداد گونهها
شامپانزهها عموما به اشتباه ميمون ناميده میشوند در حاليكه شامپانزه یک ايپ بزرگ (Ape) است.
تنها گونهى باقيماندهی انسان، گونه انسان امروزى (Homo Sapiens) است. گونههاى مختلفى از انسان در گذشته وجود داشته كه منتقرض شدهاند.
در حال حاضر شامپانزه ها داراى دو گونه هستند. شامپانزه و بونوبو. انسان و شامپانزهها از يك نياى مشترک بنام sahelanthropus در حدود پنج تا هفت ميليون سال پيش فرگشت يافتهاند.
⏺ دیانای DNA
حدود ٨٥ تا ٩٥ درصد دىاناى انسان و شامپانزه یکساناند.
شامپانزه داراى ٤٨ و انسان ٤٦ كروموزوم دارد. علت اين اختلاف، بهدليل چسبيدن دو جفت كروموزوم در نياى انسان است.
نكته جالب اينجاست كه انسان داراى كمترين تفاوتهاى ژنتيكى است و اين علت بيشترين بيماریهاى ژنتيكى در انسان است.
⏺ حجم مغز
متوسط مغز شامپانزه حجمى در حدود ٣٧٠ ميلىليتر و مغز انسان حدود ١٣٥٠ ميلىليتر میباشد.
حجم مغز تنها دليل باهوش بودن انسان نيست، بلكه نوع ارتباط بين نورونها و ساختار مغز هم در انسان متفاوت است.
مغز انسان بعلت خميدگىهايش، داراى سطح خارجى بيشترى است و همچنين قسمت جلويى مغز (Frontal lobe) كه مسئول بسيارى از افكار پيچيده است در انسان بزرگتر است.
⏺ زندگى اجتماعى
شامپانزهها داراى زندگى اجتماعى قوى هستند. زمان بسيار زيادى را به شانه كردن موهاى يكديگر میپردازند. بچههاى شامپانزهها بيشتر وقت خود را به بازى و دويدن به دنبال هم میگذرانند. در حاليكه بزرگترها با بوسيدن و بغل كردن وقت خود را میگذرانند.
تعداد دوستان نزديك يك شامپانزه حدودا ۵۰ نفر ميباشد.
از نظر روابط اجتماعى، بطور متوسط يک انسان تعداد دوستان بيشترى دارد. زمانيكه كه شامپانزهها در روابط خود با دوستان خود با شانه كردن موها میگذرانند، انسانها با صحبت كردن میگذرانند.
⏺ زبان و میمیک صورت
شامپانزهها داراى ارتباط پيچيدهاى هستند. آنها از اصوات و صداهاى متفاوتى براى ارتباط با هم استفاده میكنند.
بسيارى از ميميکهاى صورت آنها در هنگام تعجب، ناراحتى و غم، احساس رضایت و... بسيار شبيه انسان است.
تفاوت اصلى در نشان دادن دندانهاست كه در انسان علامت لبخند و خنده است ولى در شامپانزه نشانه تهاجم و خطر است.
انسان داراى تارهاى صوتى و حنجره متفاوتى است كه باعث شده اصوات گوناگونى را توليد كند. اين تفاوت حنجره باعث میشود كه انسان نتواند همزمان با نوشيدن و خوردن، تنفس كند، در حاليكه شامپانزهها میتوانند.
تفاوت ديگر در چانه است، چانه انسان بر خلاف شامپانزه بيرونتر است، و اين باعث اتصال بيشتر و بهتر ماهيچههاى گرداننده لب به چانه شده كه با حركت بهتر لبها، سخن گفتن بهتر شده است.
🆔 @iran_evolution
⏺ سكس
شامپانزهها برخلاف انسان، حسادت و رقابت در رفتار جنسى خود ندارند، و در هنگام سكس گروهى، صبور و باحوصله هستند تا نوبت به آنها برسد.
شامپانزهها برخلاف انسان داراى رابطه جنسى طولانى مدت با جفت خود نيستند.
شامپانزهها و ايپها تنها پستاندارانى هستند كه میتوانند مانند انسان بصورت، صورت به صورت سكس كنند.
⏺ روى دو پا ايستادن
شامپانزهها مانند انسان توانايى راه رفتن بر روى دو پا را دارند ، ولى ترجيح میدهند از دستهاى خود بهعنوان پا استفاده كنند. استخوان لگن شامپانزه پهنتر از انسان است، و اين علت زايمان راحتتر در شامپانزههاست.
انگشت بزرگ پاى شامپانزه بر خلاف انسان روبروى انگشتهاى ديگر قرار دارد كه براى بالا رفتن از درخت مناسب است.
2⃣ چشمها
انسان داراى سفيدى در دور عنبيه است. در حاليكه در بيشتر شامپانزهها رنگ آن قهوهاى تيره است.
در برخى شامپانزهها چشم سفيد هم ديده میشود.
سفيدى چشم انسان باعث میشود كه به راحتى جهت نگاه انسان را متوجه شد. علت اصلى اين تفاوت كاملا مشخص نيست، ولى تصور میشود بهعلت ارتباط بهتر صورت گرفته است.
انسان و شامپانزه، هر دو میتوانند رنگها را تشخيص دهند و دنيا را رنگى ببينند.
⏺ استفاده از ابزار
انسان تنها گونهاى نيست كه میتواند از ابزار استفاده كند.
شامپانزهها ميتوانند سنگها را بشكنند، بتراشند و نوک تيز كنند و از آن براى كارهاى روزانه استفاده كنند.
💬 برگردان: اشكان ايرانى
🐳 @Iran_Evolution
■ شامپانزهها نزديكترين خويشاوند زنده به ما هستند. با مقايسه شامپانزه و انسان به درک بهترى از فرگشت خواهيم رسيد.
⏺ تعداد گونهها
شامپانزهها عموما به اشتباه ميمون ناميده میشوند در حاليكه شامپانزه یک ايپ بزرگ (Ape) است.
تنها گونهى باقيماندهی انسان، گونه انسان امروزى (Homo Sapiens) است. گونههاى مختلفى از انسان در گذشته وجود داشته كه منتقرض شدهاند.
در حال حاضر شامپانزه ها داراى دو گونه هستند. شامپانزه و بونوبو. انسان و شامپانزهها از يك نياى مشترک بنام sahelanthropus در حدود پنج تا هفت ميليون سال پيش فرگشت يافتهاند.
⏺ دیانای DNA
حدود ٨٥ تا ٩٥ درصد دىاناى انسان و شامپانزه یکساناند.
شامپانزه داراى ٤٨ و انسان ٤٦ كروموزوم دارد. علت اين اختلاف، بهدليل چسبيدن دو جفت كروموزوم در نياى انسان است.
نكته جالب اينجاست كه انسان داراى كمترين تفاوتهاى ژنتيكى است و اين علت بيشترين بيماریهاى ژنتيكى در انسان است.
⏺ حجم مغز
متوسط مغز شامپانزه حجمى در حدود ٣٧٠ ميلىليتر و مغز انسان حدود ١٣٥٠ ميلىليتر میباشد.
حجم مغز تنها دليل باهوش بودن انسان نيست، بلكه نوع ارتباط بين نورونها و ساختار مغز هم در انسان متفاوت است.
مغز انسان بعلت خميدگىهايش، داراى سطح خارجى بيشترى است و همچنين قسمت جلويى مغز (Frontal lobe) كه مسئول بسيارى از افكار پيچيده است در انسان بزرگتر است.
⏺ زندگى اجتماعى
شامپانزهها داراى زندگى اجتماعى قوى هستند. زمان بسيار زيادى را به شانه كردن موهاى يكديگر میپردازند. بچههاى شامپانزهها بيشتر وقت خود را به بازى و دويدن به دنبال هم میگذرانند. در حاليكه بزرگترها با بوسيدن و بغل كردن وقت خود را میگذرانند.
تعداد دوستان نزديك يك شامپانزه حدودا ۵۰ نفر ميباشد.
از نظر روابط اجتماعى، بطور متوسط يک انسان تعداد دوستان بيشترى دارد. زمانيكه كه شامپانزهها در روابط خود با دوستان خود با شانه كردن موها میگذرانند، انسانها با صحبت كردن میگذرانند.
⏺ زبان و میمیک صورت
شامپانزهها داراى ارتباط پيچيدهاى هستند. آنها از اصوات و صداهاى متفاوتى براى ارتباط با هم استفاده میكنند.
بسيارى از ميميکهاى صورت آنها در هنگام تعجب، ناراحتى و غم، احساس رضایت و... بسيار شبيه انسان است.
تفاوت اصلى در نشان دادن دندانهاست كه در انسان علامت لبخند و خنده است ولى در شامپانزه نشانه تهاجم و خطر است.
انسان داراى تارهاى صوتى و حنجره متفاوتى است كه باعث شده اصوات گوناگونى را توليد كند. اين تفاوت حنجره باعث میشود كه انسان نتواند همزمان با نوشيدن و خوردن، تنفس كند، در حاليكه شامپانزهها میتوانند.
تفاوت ديگر در چانه است، چانه انسان بر خلاف شامپانزه بيرونتر است، و اين باعث اتصال بيشتر و بهتر ماهيچههاى گرداننده لب به چانه شده كه با حركت بهتر لبها، سخن گفتن بهتر شده است.
🆔 @iran_evolution
⏺ سكس
شامپانزهها برخلاف انسان، حسادت و رقابت در رفتار جنسى خود ندارند، و در هنگام سكس گروهى، صبور و باحوصله هستند تا نوبت به آنها برسد.
شامپانزهها برخلاف انسان داراى رابطه جنسى طولانى مدت با جفت خود نيستند.
شامپانزهها و ايپها تنها پستاندارانى هستند كه میتوانند مانند انسان بصورت، صورت به صورت سكس كنند.
⏺ روى دو پا ايستادن
شامپانزهها مانند انسان توانايى راه رفتن بر روى دو پا را دارند ، ولى ترجيح میدهند از دستهاى خود بهعنوان پا استفاده كنند. استخوان لگن شامپانزه پهنتر از انسان است، و اين علت زايمان راحتتر در شامپانزههاست.
انگشت بزرگ پاى شامپانزه بر خلاف انسان روبروى انگشتهاى ديگر قرار دارد كه براى بالا رفتن از درخت مناسب است.
2⃣ چشمها
انسان داراى سفيدى در دور عنبيه است. در حاليكه در بيشتر شامپانزهها رنگ آن قهوهاى تيره است.
در برخى شامپانزهها چشم سفيد هم ديده میشود.
سفيدى چشم انسان باعث میشود كه به راحتى جهت نگاه انسان را متوجه شد. علت اصلى اين تفاوت كاملا مشخص نيست، ولى تصور میشود بهعلت ارتباط بهتر صورت گرفته است.
انسان و شامپانزه، هر دو میتوانند رنگها را تشخيص دهند و دنيا را رنگى ببينند.
⏺ استفاده از ابزار
انسان تنها گونهاى نيست كه میتواند از ابزار استفاده كند.
شامپانزهها ميتوانند سنگها را بشكنند، بتراشند و نوک تيز كنند و از آن براى كارهاى روزانه استفاده كنند.
💬 برگردان: اشكان ايرانى
🐳 @Iran_Evolution
💃 دایناسورها هنگام جفتگیری "میرقصیدهاند"
👓 گروهی از پژوهشگران آمریکایی میگویند، شواهدی را یافتهاند که نشان میدهد گونهای از دایناسورها پیش از جفتگیری پاهایشان را روی زمین میکشیدهاند و همانند پرندههای امروزی نوعی رقص را اجرا میکردهاند.
🆔 @iran_evolution
✅ گروهی از پژوهشگران دانشگاه کلرادوی آمریکا شواهدی را یافتهاند که نشان میدهند رفتار جفتیابی تروپودها شباهت بسیار زیادی به پرندههای امروزی داشته است. تروپودها گونهای از دایناسورهای دوپا بودهاند که بزرگیشان تا ۱۵ متر میرسیده است.
💠 این یافته جدید علمی از بررسی جای پاهای به جا مانده از این موجودات به دست آمده که نزدیک به ۲ متر و ۲۵ سانتیمتر قطر دارند و به گفته پژوهشگران، متعلق به تروپودهایی به بزرگی حدود ۴ متر هستند.
🔹 این گروه پژوهشی به سرپرستی مارتین کلاکلی نوشتهاند که گونه نر دایناسورها با انجام نوعی رقص خود را برای جفتگیری آماده میکردهاند.
💭 به گفته کلاکلی، آنها به هنگام انجام این رقص "مثل دیوانهها پاهایشان را به زمین میکشیدهاند."
▪️ ردپاهای به جا مانده از تروپودها در ایالت کلرادو پیدا شدهاند که بیش از ۶۰ میلیون سال قدمت دارند.
🔹 این پژوهشگران گفتهاند که در نزدیکی این ردپاها هیچگونه اثری از تخم دایناسور یا بقایای حیواناتی که طعمهی آنها شده باشند پیدا نشده است. آنها بر همین اساس نتیجهگیری کردهاند که توجیه دیگری برای کشیدن پا بر روی زمین، مثلا برای ساخت آشیانه یا پیدا کردن غذا، وجود ندارد و این ردپاها به احتمال بسیار زیاد حاصل روش دایناسورها برای جفتگیری بوده است.
🆔 @iran_evolution
☑️ توماس هولتز، پژوهشگر دایناسورها از دانشگاه مریلند، معتقد است که ردپاهای یافت شده متعلق به تروپودها هستند، اما با این حال او توجیه ارائهشده را برای اثبات این طرز رفتار دایناسورها ناکافی دانسته است.
🔰 هولتز با این همه اظهار داشته که شواهد کافی برای رد کردن این یافتهی علمی وجود ندارد.
🔺 به گفته او "صرف نظر از اینکه چه رفتاری در اینجا ثابت شده، این امر نشان میدهد که دایناسورها همانند دیگر حیوانات، عملا به طرز قابل ملاحظهای تواناییهای بیشتری به جز شکار، غذا خوردن و حمله داشتهاند؛ برعکس آن تصوری که در افکار عمومی وجود دارد.»
🌐 این مقاله در نشریه Scientific Reports منتشر شده است.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://news.sciencemag.org/plants-animals/2016/01/dinosaurs-may-have-danced-birds-woo-mates
🔗 http://dx.doi.org/10.1038/srep18952
👓 گروهی از پژوهشگران آمریکایی میگویند، شواهدی را یافتهاند که نشان میدهد گونهای از دایناسورها پیش از جفتگیری پاهایشان را روی زمین میکشیدهاند و همانند پرندههای امروزی نوعی رقص را اجرا میکردهاند.
🆔 @iran_evolution
✅ گروهی از پژوهشگران دانشگاه کلرادوی آمریکا شواهدی را یافتهاند که نشان میدهند رفتار جفتیابی تروپودها شباهت بسیار زیادی به پرندههای امروزی داشته است. تروپودها گونهای از دایناسورهای دوپا بودهاند که بزرگیشان تا ۱۵ متر میرسیده است.
💠 این یافته جدید علمی از بررسی جای پاهای به جا مانده از این موجودات به دست آمده که نزدیک به ۲ متر و ۲۵ سانتیمتر قطر دارند و به گفته پژوهشگران، متعلق به تروپودهایی به بزرگی حدود ۴ متر هستند.
🔹 این گروه پژوهشی به سرپرستی مارتین کلاکلی نوشتهاند که گونه نر دایناسورها با انجام نوعی رقص خود را برای جفتگیری آماده میکردهاند.
💭 به گفته کلاکلی، آنها به هنگام انجام این رقص "مثل دیوانهها پاهایشان را به زمین میکشیدهاند."
▪️ ردپاهای به جا مانده از تروپودها در ایالت کلرادو پیدا شدهاند که بیش از ۶۰ میلیون سال قدمت دارند.
🔹 این پژوهشگران گفتهاند که در نزدیکی این ردپاها هیچگونه اثری از تخم دایناسور یا بقایای حیواناتی که طعمهی آنها شده باشند پیدا نشده است. آنها بر همین اساس نتیجهگیری کردهاند که توجیه دیگری برای کشیدن پا بر روی زمین، مثلا برای ساخت آشیانه یا پیدا کردن غذا، وجود ندارد و این ردپاها به احتمال بسیار زیاد حاصل روش دایناسورها برای جفتگیری بوده است.
🆔 @iran_evolution
☑️ توماس هولتز، پژوهشگر دایناسورها از دانشگاه مریلند، معتقد است که ردپاهای یافت شده متعلق به تروپودها هستند، اما با این حال او توجیه ارائهشده را برای اثبات این طرز رفتار دایناسورها ناکافی دانسته است.
🔰 هولتز با این همه اظهار داشته که شواهد کافی برای رد کردن این یافتهی علمی وجود ندارد.
🔺 به گفته او "صرف نظر از اینکه چه رفتاری در اینجا ثابت شده، این امر نشان میدهد که دایناسورها همانند دیگر حیوانات، عملا به طرز قابل ملاحظهای تواناییهای بیشتری به جز شکار، غذا خوردن و حمله داشتهاند؛ برعکس آن تصوری که در افکار عمومی وجود دارد.»
🌐 این مقاله در نشریه Scientific Reports منتشر شده است.
🐳 @Iran_Evolution
🔗 http://news.sciencemag.org/plants-animals/2016/01/dinosaurs-may-have-danced-birds-woo-mates
🔗 http://dx.doi.org/10.1038/srep18952
Nature
Theropod courtship: large scale physical evidence of display arenas and avian-like scrape ceremony behaviour by Cretaceous dinosaurs
Scientific Reports - Theropod courtship: large scale physical evidence of display arenas and avian-like scrape ceremony behaviour by Cretaceous dinosaurs
🚶 تغییر ژنی که باعث ایستاده راه رفتن انسان شد
💠 پژوهشگران دانشگاه استنفورد یک تغییر در بیان ژن بین انسانها و پستانداران را شناسایی کردهاند که میتواند به ایستاده راه رفتن ما کمک کند.
🆔 @iran_evolution
✅ این تیم یک بیان ژن را با مطالعه یک ماهی کوچک به نام آبنوس سهخاره کشف کردند که ساختارهای اسکلتی آن به صورت کاملا متفاوتی برای مطابقت با محیط در سراسر جهان فرگشت یافته است.
💭 دیوید کینگزلی، استاد زیستشناسی تکوینی در استنفورد اظهار کرد: واضح است که افزایش سرعت ژن میتواند به تغییرات قابل توجهی هم در ساختار اسکلتی سهخاره و هم در توسعه اندام عقبی انسانها و پستانداران منجر شود.
⬅ وی افزود: این تغییر به احتمال زیاد بخشی از همین دلیل است که ساختار پاهای ما را از پاهایی شبیه به یک شامپانزه به ساختار تحمل وزن فرگشت داده و به ما اجازه میدهد تا بر روی دو پا راه برویم.
🔰 محققان موسسه بیوتکنولوژی HudsonAlpha در هانتسویل آلاباما، همراه با تیم تحقیقاتی دانشگاه استنفورد محدودهای از ژنوم که مسئول کنترل اندازه صفحه زره استخوان است را مورد بررسی قرار دادند.
🆔 @iran_evolution
🔻 آنها سپس به بررسی تفاوت موجود در ۱۱ جفت از ماهی دریایی و آب شیرین با اندازههای صفحه زره متفاوت پرداختند.
🔹 آنها یک منطقه که شامل ژنی برای عضو خانواده پروتئینی به نام GDF6 homed است را مورد بررسی قرار دادند.
☑️ با توجه به تغییرات در توالی تنظیمی دیانای در نزدیکی این ژن، آبنوسهای سه خاره دارای سطوح بالاتری از GDF6 بودند، در حالی که اقوام آنها که در آب شور زندگی میکردند بیان ژن کمتری داشتند.
✔ کینگزلی و همکارانش از این که تغییرات در سطوح بیان GDF6 ممکن است با تغییرات اسکلتی مهم در طول فرگشت انسان در ارتباط باشد، شگفتزده شدند.
💭 کینگزلی اظهار کرد: این پروتئینهای ریخت شناسی ژنتیکی استخوان، سیگنالهای قوی برای رشد استخوان و غضروف در تمام انواع حیوانات هستند.
🌐 این مطالعه در مجله Cell منتشر شده است.
@Iran_Evolution
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2016/01/160107140413.htm
🔗 http://dx.doi.org/10.1016/j.cell.2015.12.007
💠 پژوهشگران دانشگاه استنفورد یک تغییر در بیان ژن بین انسانها و پستانداران را شناسایی کردهاند که میتواند به ایستاده راه رفتن ما کمک کند.
🆔 @iran_evolution
✅ این تیم یک بیان ژن را با مطالعه یک ماهی کوچک به نام آبنوس سهخاره کشف کردند که ساختارهای اسکلتی آن به صورت کاملا متفاوتی برای مطابقت با محیط در سراسر جهان فرگشت یافته است.
💭 دیوید کینگزلی، استاد زیستشناسی تکوینی در استنفورد اظهار کرد: واضح است که افزایش سرعت ژن میتواند به تغییرات قابل توجهی هم در ساختار اسکلتی سهخاره و هم در توسعه اندام عقبی انسانها و پستانداران منجر شود.
⬅ وی افزود: این تغییر به احتمال زیاد بخشی از همین دلیل است که ساختار پاهای ما را از پاهایی شبیه به یک شامپانزه به ساختار تحمل وزن فرگشت داده و به ما اجازه میدهد تا بر روی دو پا راه برویم.
🔰 محققان موسسه بیوتکنولوژی HudsonAlpha در هانتسویل آلاباما، همراه با تیم تحقیقاتی دانشگاه استنفورد محدودهای از ژنوم که مسئول کنترل اندازه صفحه زره استخوان است را مورد بررسی قرار دادند.
🆔 @iran_evolution
🔻 آنها سپس به بررسی تفاوت موجود در ۱۱ جفت از ماهی دریایی و آب شیرین با اندازههای صفحه زره متفاوت پرداختند.
🔹 آنها یک منطقه که شامل ژنی برای عضو خانواده پروتئینی به نام GDF6 homed است را مورد بررسی قرار دادند.
☑️ با توجه به تغییرات در توالی تنظیمی دیانای در نزدیکی این ژن، آبنوسهای سه خاره دارای سطوح بالاتری از GDF6 بودند، در حالی که اقوام آنها که در آب شور زندگی میکردند بیان ژن کمتری داشتند.
✔ کینگزلی و همکارانش از این که تغییرات در سطوح بیان GDF6 ممکن است با تغییرات اسکلتی مهم در طول فرگشت انسان در ارتباط باشد، شگفتزده شدند.
💭 کینگزلی اظهار کرد: این پروتئینهای ریخت شناسی ژنتیکی استخوان، سیگنالهای قوی برای رشد استخوان و غضروف در تمام انواع حیوانات هستند.
🌐 این مطالعه در مجله Cell منتشر شده است.
@Iran_Evolution
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2016/01/160107140413.htm
🔗 http://dx.doi.org/10.1016/j.cell.2015.12.007
ScienceDaily
Tweak in gene expression may have helped humans walk upright
Researchers have identified a change in gene expression between humans and primates that may have helped give us this edge when it comes to walking upright. And they did it by studying a tiny fish called the threespine stickleback that has evolved radically…
Forwarded from تکامل و شناخت
✅ تکامل مغز: مغر ما از کجا آمده است؟
📄 دواین گودوین و جورج چام/ 2014
🔗 Scientific American
❗️خاستگاه اصلی مغز ما به میلیونها سال قبل و یک تک سلولی ساده بر میگردد
⬅️ 4/3 میلیارد سال پیش: باکتریها کانالهای یونی و غشای پروتئینی را ایجاد کردند که جریان یونها را کنترل میکند و این امر راه را برای تکامل عصبها باز کرد
⬅️ 2 میلیارد سال قبل: سلولهای یوکاریوتی توانایی ایجاد سیگنالهای الکتریکی را بدست آوردند
⬅️ 600 میلیون سال پیش: در این حدود، در اسفنجها و شانه داران Comb Jellies ویژگیهای بیشتری شکل گرفت که در سیستمهای عصبی امروزی مشاهده میشود. شانه داران یکی از اولین شبکههای نورونی را شکل دادند. اسفنجها تجمعات پروتئینی را در خود ایجاد کردند که در یسناپسهای امروزی نیز شاهدش هستیم.
⬅️ 550 میلیون سال پیش: در کرمهای پهن Flatworms طناب عصبی متقارن و همچنین سلولهای حساس به نور (چشم) ایجاد شد که به نوبه خود موجب پدیدآیی ماهیان اولیه با مغزهای پیچیدهای شد که سیستم عصبی آنها در ساختار طناب نخاعی شکل محافظت شدهای قرار داشت.
⬅️ 350 میلیون سال قبل: در دوزیستان مغز پیشین پیچیدهای شکل گرفت.
⬅️ 200 میلیون سال قبل: پستانداران وارد صحنه شدند و مغز پیشین آنها به صورت روزافزونی توسعه یافت.
⬅️ 200 هزار سال پیش: انسانهای مدرن امروزی پا به عرصه گذاشتند، با مغزی کاملا پیچیده و تواناییهای استدلال...
❓ آیا فکر میکنید که مغزی همانند اسفنج دارید؟ به نحوی کاملا درست فکر میکنید
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
کانال روانشناسی تکاملی و علوم شناختی
https://telegram.me/evo_psy
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📄 دواین گودوین و جورج چام/ 2014
🔗 Scientific American
❗️خاستگاه اصلی مغز ما به میلیونها سال قبل و یک تک سلولی ساده بر میگردد
⬅️ 4/3 میلیارد سال پیش: باکتریها کانالهای یونی و غشای پروتئینی را ایجاد کردند که جریان یونها را کنترل میکند و این امر راه را برای تکامل عصبها باز کرد
⬅️ 2 میلیارد سال قبل: سلولهای یوکاریوتی توانایی ایجاد سیگنالهای الکتریکی را بدست آوردند
⬅️ 600 میلیون سال پیش: در این حدود، در اسفنجها و شانه داران Comb Jellies ویژگیهای بیشتری شکل گرفت که در سیستمهای عصبی امروزی مشاهده میشود. شانه داران یکی از اولین شبکههای نورونی را شکل دادند. اسفنجها تجمعات پروتئینی را در خود ایجاد کردند که در یسناپسهای امروزی نیز شاهدش هستیم.
⬅️ 550 میلیون سال پیش: در کرمهای پهن Flatworms طناب عصبی متقارن و همچنین سلولهای حساس به نور (چشم) ایجاد شد که به نوبه خود موجب پدیدآیی ماهیان اولیه با مغزهای پیچیدهای شد که سیستم عصبی آنها در ساختار طناب نخاعی شکل محافظت شدهای قرار داشت.
⬅️ 350 میلیون سال قبل: در دوزیستان مغز پیشین پیچیدهای شکل گرفت.
⬅️ 200 میلیون سال قبل: پستانداران وارد صحنه شدند و مغز پیشین آنها به صورت روزافزونی توسعه یافت.
⬅️ 200 هزار سال پیش: انسانهای مدرن امروزی پا به عرصه گذاشتند، با مغزی کاملا پیچیده و تواناییهای استدلال...
❓ آیا فکر میکنید که مغزی همانند اسفنج دارید؟ به نحوی کاملا درست فکر میکنید
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
کانال روانشناسی تکاملی و علوم شناختی
https://telegram.me/evo_psy
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
☑️ کاربران عزیز، در چند پست آینده قصد داریم برای آشنایی بیشتر با نظریه فرگشت موجودات زنده، تاریخچه اندیشه فرگشتی در بین فیلسوفان و دانشمندان را از ابتدای تاریخ فلسفه و دانش تا کنون بررسی کنیم.
🕵 #تاریخچه_اندیشه_فرگشتی 🕵
🔰 قسمت اول 🔰
◾️ باور به فرگشت و این که انسانها و دیگر جانداران زنده از راههای طبیعی و دگرگون شدن یک ساختار به ساختاری دیگر پدید آمدهاند ریشههای کهن در میان یونانیان باستان، رومیان و چینیان میانی دارد. با آغاز طبقهبندی علمی جانداران در انتهای سده ۱۷ میلادی، اندیشهٔ زیستی در غرب تحت تأثیر دو باور متضاد قرار گرفت: یکی ذاتباوری و اعتقاد به این بود که هر جانور دارای خصیصههای ذاتی نامتغیر است که خود برآمده از متافیزیک مکتب ارسطو و همسو با الهیات طبیعی بود؛ و دیگری برآمده از رویکردی متضاد با اندیشه ارسطویی در دانش نوین. با رشد روشنگری، جهانبینی فرگشتی و فلسفه مکانیکی از علوم فیزیکی تا تاریخ طبیعی را دربر گرفتند. طبیعتگرایان آغاز به تمرکز بر تغییرپذیر بودن گونهها کردند؛ برآمدن دیرینهشناسی با مفهوم انقراض فشار را بر دیدگاه ثابت بودن طبیعت هر چه بیشتر کرد. در آغاز سده ۱۹ میلادی، ژان–باتیست لامارک نگره خود درباره تراجهش گونهها را مطرح کرد، که نخستین نگره از این نوع درباره فرگشت به شمار میرفت.
🆔 @iran_evolution
◾️ در ۱۸۵۸، چارلز داروین و آلفرد راسل والاس، به صورت مشترک اقدام به چاپ نگرهای فرگشتی تازه کردند که به تفصیل در کتاب خاستگاه گونههای داروین شرح داده شد. اگرچه تا پیش از ارائه نظریه فرگشتی داروین دیدگاه فرگشتگرایانه در جامعه علمی جای پا باز کرده بود، اما نظریه او به آن دلیل انقلابی تلقی میشود که توانست سازوکاری از چگونگی پدید آمدن تفاوتها در گونههای مختلف را توضیح دهد؛ چیزی که امروزه با مفهوم انتخاب طبیعی میشناسیم. نظریهی او همراه بود با شواهد بیشماری از شاخههای گستردهی علمی همچون دامداری، جغرافیای زیستی، زمینشناسی، ریخت شناسی، و جنین شناسی.
🆔 @iran_evolution
◾️ بحث بر روی کار داروین باعث پذیرش سریع مفهوم کلی فرگشت شد، ولی سازوکار مشخصی که تحت عنوان انتخاب طبیعی او پیشنهاد داد، به صورت گسترده مورد استقبال قرار نگرفت، مگر تا هنگامی که پیشرفتهای زیستشناسی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ آن را دوباره پیش کشیدند. تا پیش از آن هنگام، بیشتر زیستشناسان ادعا میکردند عوامل دیگری مسئول فرگشت هستند. جایگزینهای انتخاب طبیعی که در طی افول داروینیسم (تقریبا ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰) پیشنهاد شدند شامل به ارث بردن ویژگیهای اکتسابی (نولامارکیسم)، میل ذاتی به تغییر (راستزایی)، و جهشهای آنی و بزرگ (جهشگرایی) بودند. سنتز انتخاب طبیعی توسط ژنتیک مندلی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ باعث بنیان نهادن شاخه جدید ژنتیک جمعیت شد. در طی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، ژنتیک جمعیت با دیگر شاخههای زیستی ترکیب شد، و نگرهای به صورت گسترده مورد پسند از فرگشت را نتیجه داد که بیشتر زیستشناسی را در بر میگرفت:
سنتز فرگشتی نوین.
🆔 @iran_evolution
◾️ در پی استقرار زیستشناسی فرگشتی، مطالعات جهش و تنوع در جمعیتهای طبیعی، در ترکیب با جغرافیای زیستی و سامانهشناسی، منجر به پیدایش ریاضیاتی پیچیده و مدلهای سببی از فرگشت شدند. دیرینه شناسی و کالبد شناسی تطبیقی به ساخت تاریخ فرگشتی حیات با جزئیات بالا کمک کردند. با برآمدن ژنتیک مولکولی در دهه ۱۹۵۰، مبحث فرگشت ملکولی بر پایه رشتههای پروتئینی و تستهای ایمنیشناختی پیدایش یافت، و بعدها بررسیهای بر دیانای و آرانای را در بر گرفت. دیدگاه ژن-محور فرگشت اهمیت فراوانی در دهه ۱۹۶۰ یافت، و در پی آن بحثهای زیادی بر روی سازگارپذیری، واحدهای انتخاب، و اهمیت نسبی رانش ژن در مقابل انتخاب طبیعی، انجام گرفتند. در پایان سده ۲۰ میلادی، توالیشناسی دی ان ای منجر به شناخت فیلوژنتیک مولکولی و انتقال افقی ژن شد، و راه را برای بازنویسی دوباره درخت حیات به صورت سامانهای سه–دامنه باز کرد. همچنین، عوامل تازه شناخه شدهٔ درونهمزیستی و انتقال عمودی ژن پیچیدگیهای بیشتری را وارد نگره فرگشتی کردند. یافتههای زیستشناسی فرگشتی نه تنها بر شاخههای سنتی زیستشناسی تأثیری بزرگ داشتهاند، که دیگر مباحث علمی و دانشگاهی را نیز ( همچون انسان شناسی و روان شناسی) متأثر ساختند.
🔷 ادامه در کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🔰 قسمت اول 🔰
◾️ باور به فرگشت و این که انسانها و دیگر جانداران زنده از راههای طبیعی و دگرگون شدن یک ساختار به ساختاری دیگر پدید آمدهاند ریشههای کهن در میان یونانیان باستان، رومیان و چینیان میانی دارد. با آغاز طبقهبندی علمی جانداران در انتهای سده ۱۷ میلادی، اندیشهٔ زیستی در غرب تحت تأثیر دو باور متضاد قرار گرفت: یکی ذاتباوری و اعتقاد به این بود که هر جانور دارای خصیصههای ذاتی نامتغیر است که خود برآمده از متافیزیک مکتب ارسطو و همسو با الهیات طبیعی بود؛ و دیگری برآمده از رویکردی متضاد با اندیشه ارسطویی در دانش نوین. با رشد روشنگری، جهانبینی فرگشتی و فلسفه مکانیکی از علوم فیزیکی تا تاریخ طبیعی را دربر گرفتند. طبیعتگرایان آغاز به تمرکز بر تغییرپذیر بودن گونهها کردند؛ برآمدن دیرینهشناسی با مفهوم انقراض فشار را بر دیدگاه ثابت بودن طبیعت هر چه بیشتر کرد. در آغاز سده ۱۹ میلادی، ژان–باتیست لامارک نگره خود درباره تراجهش گونهها را مطرح کرد، که نخستین نگره از این نوع درباره فرگشت به شمار میرفت.
🆔 @iran_evolution
◾️ در ۱۸۵۸، چارلز داروین و آلفرد راسل والاس، به صورت مشترک اقدام به چاپ نگرهای فرگشتی تازه کردند که به تفصیل در کتاب خاستگاه گونههای داروین شرح داده شد. اگرچه تا پیش از ارائه نظریه فرگشتی داروین دیدگاه فرگشتگرایانه در جامعه علمی جای پا باز کرده بود، اما نظریه او به آن دلیل انقلابی تلقی میشود که توانست سازوکاری از چگونگی پدید آمدن تفاوتها در گونههای مختلف را توضیح دهد؛ چیزی که امروزه با مفهوم انتخاب طبیعی میشناسیم. نظریهی او همراه بود با شواهد بیشماری از شاخههای گستردهی علمی همچون دامداری، جغرافیای زیستی، زمینشناسی، ریخت شناسی، و جنین شناسی.
🆔 @iran_evolution
◾️ بحث بر روی کار داروین باعث پذیرش سریع مفهوم کلی فرگشت شد، ولی سازوکار مشخصی که تحت عنوان انتخاب طبیعی او پیشنهاد داد، به صورت گسترده مورد استقبال قرار نگرفت، مگر تا هنگامی که پیشرفتهای زیستشناسی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ آن را دوباره پیش کشیدند. تا پیش از آن هنگام، بیشتر زیستشناسان ادعا میکردند عوامل دیگری مسئول فرگشت هستند. جایگزینهای انتخاب طبیعی که در طی افول داروینیسم (تقریبا ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰) پیشنهاد شدند شامل به ارث بردن ویژگیهای اکتسابی (نولامارکیسم)، میل ذاتی به تغییر (راستزایی)، و جهشهای آنی و بزرگ (جهشگرایی) بودند. سنتز انتخاب طبیعی توسط ژنتیک مندلی در طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ باعث بنیان نهادن شاخه جدید ژنتیک جمعیت شد. در طی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، ژنتیک جمعیت با دیگر شاخههای زیستی ترکیب شد، و نگرهای به صورت گسترده مورد پسند از فرگشت را نتیجه داد که بیشتر زیستشناسی را در بر میگرفت:
سنتز فرگشتی نوین.
🆔 @iran_evolution
◾️ در پی استقرار زیستشناسی فرگشتی، مطالعات جهش و تنوع در جمعیتهای طبیعی، در ترکیب با جغرافیای زیستی و سامانهشناسی، منجر به پیدایش ریاضیاتی پیچیده و مدلهای سببی از فرگشت شدند. دیرینه شناسی و کالبد شناسی تطبیقی به ساخت تاریخ فرگشتی حیات با جزئیات بالا کمک کردند. با برآمدن ژنتیک مولکولی در دهه ۱۹۵۰، مبحث فرگشت ملکولی بر پایه رشتههای پروتئینی و تستهای ایمنیشناختی پیدایش یافت، و بعدها بررسیهای بر دیانای و آرانای را در بر گرفت. دیدگاه ژن-محور فرگشت اهمیت فراوانی در دهه ۱۹۶۰ یافت، و در پی آن بحثهای زیادی بر روی سازگارپذیری، واحدهای انتخاب، و اهمیت نسبی رانش ژن در مقابل انتخاب طبیعی، انجام گرفتند. در پایان سده ۲۰ میلادی، توالیشناسی دی ان ای منجر به شناخت فیلوژنتیک مولکولی و انتقال افقی ژن شد، و راه را برای بازنویسی دوباره درخت حیات به صورت سامانهای سه–دامنه باز کرد. همچنین، عوامل تازه شناخه شدهٔ درونهمزیستی و انتقال عمودی ژن پیچیدگیهای بیشتری را وارد نگره فرگشتی کردند. یافتههای زیستشناسی فرگشتی نه تنها بر شاخههای سنتی زیستشناسی تأثیری بزرگ داشتهاند، که دیگر مباحث علمی و دانشگاهی را نیز ( همچون انسان شناسی و روان شناسی) متأثر ساختند.
🔷 ادامه در کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🕵 #تاریخچه_اندیشه_فرگشتی 🕵
🔰 قسمت دوم 🔰
💠 دوران باستان 💠
🔹 یونانیان 🔹
این اندیشه که گونهای جانور، یا حتی انسان، میتواند از نوع دیگری جانور پدیدار شود به نخستین فیلسوفان یونانی پیشاسقراطی باز میگردد. آناکسیماندروس میلتوسی (۶۱۰ تا ۵۴۶ پ.م) بر این باور بود که در دورهای آب بندان از تاریخ زمین،نخستین جانوران در آب زندگی میکردند، و نخستین نیاکان خشکیزی انسانها میبایست درون آب به دنیا آمده باشند و تنها بخشی از زندگیشان را بر روی خشکی سپری کردهاند. او همچنین عنوان کرد که نخستین انسانی که به شکل امروزین دیده میشود، میبایست فرزند نوع دیگری از جانوران باشد، چرا که انسان برای زندگی نیاز به مراقبت طولانیتر والدین دارد.امپدوکلس (۴۹۰ تا ۴۳۰ پ.م) عنوان کرد که آنچه ما مرگ و زندگی در جانوران مینامیم تنها جوش خوردن و جدا شدن مواد هستند و این ماده است که «گروههای بیشمار جنبندگان میرا» را پدید میآورد. به ویژه، نخستین جانوران و گیاهان مانند بخشهای تکه شده از هم آن چیزهایی که امروزه میبینیم هستند و تعدادی از آنها توانستند در اشکال مختلف جوش بخورند و متصل شوند، و هرگاه «شرایط هر آنگونه بود که اگر از قصد و با نیت پیشین شکل میگرفت، آنگاه جانور بقا مییافت، در حالی که به شکل اتفاقی در راه مطلوب سرهم شده است»
دیگر فیلسوفانی که در سدههای میانی اهمیت بالایی یافتند، همچون افلاطون (۴۲۸ تا ۳۴۸ پ.م) و ارسطو (۳۸۴ تا ۳۲۲ پ.م)،و اعضای مکتب رواقیگری،بر این باور بودند که همه چیز، نه تنها موجودات زنده،از پیش توسط آفرینش الهی ثابت و تغییرناپذیر درست شدهاند. این باور آنان،اندیشه فرگشتی را برای سدههای طولانی عقب نگاه داشت.ارنست مایر زیستشناس، افلاطون را «ابرضدقهرمان فرگشتگرایی» میخواند؛ اندیشه های وی مسیحیت را بسیار تحت تأثیر قرار داد.با این حال شماری از تاریخدانان علم در میزان تأثیر ذاتباوری افلاطونی بر فلسفه طبیعی ابراز تردید کردهاند و به گفته آنان،بسیاری فیلسوفان پس از افلاطون بر این باور بودند که ممکن است گونهها دارای توانایی دگرگون شدن داشته باشند و این ایده که گونههای زیستی ثابت و دارای ویژگیهای ضروری تغییرناپذیر بودند جز در سده ۱۷ و ۱۸ و به هنگام آغاز ردهبندی علمی زیستشناسانه اهمیت چندانی نیافت.
ارسطو که یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان یونانی در سدههای میانی اروپا بود، دانشجوی افلاطون و یکی از نخستین تاریخدانان طبیعی بود که نوشتههایش به صورت کامل باقیماندهاند. نوشتههای او دربارهی زیستشناسی برآمده از پژوهش وی بر روی تاریخ طبیعی جزیره لزبوس و اطراف آن هستند که در چهار کتاب باقیماندهاند و اغلب با نامهای لاتینشان شناخته میشوند؛کارهای ارسطو حاوی مشاهدات موشکافانه وی و تفاسیرش —در کنار افسانهها و خطاها— هستند که نشان از سطح ابتدایی و ناهموار دانش و آگاهی در دوران وی دارند. با این حال، چارلز سینگر میگوید «هیچ چیز قابلتوجهتر از تلاشهای ارسطو برای نشان دادن روابط میان موجودات زنده به عنوان یک نردبان حیات نیست». نوشته های او اشاره به «نردبان حیات» یا «زنجیره عظیم وجود» دارد که بر پایه آن جانورانی که دارای پیچیدگی بیشتر ساختاری و کارکردی بودند به عنوان «والاتر» شناخته میشدند. ارسطو باور داشت که ویژگیهای یاختههای زنده به روشنی نشان میدادند که آنها میبایست به گفته او «هدفی غایی» داشته باشند، یا به بیان دیگر آنکه آنها برای هدفی طراحی شدهاند. او به ویژه دیدگاه امپدوکلس را درباره اینکه جانوران موجود میتوانستهاند نشأت گرفته از شانس و احتمال باشند، رد کرد.
دیگر فیلسوفان یونانی، همچون زنون رواقی (۳۳۴ تا ۲۶۲ پ.م) بنیانگذار مکتب رواقی فلسفه، با ارسطو و دیگر فیلسوفان در اینکه طبیعت دارای شواهد آشکاری است که نشان از آفرینش دارای هدف دارد، موافق بودند. به این دیدگاه، غایتشناسی میگویند. سیسرو(۱۰۶ تا ۴۳ پ.م)، فیلسوف رواقی رومی، نوشته است که زنون باوری کلیدی در فیزیک رواقی داشت مبنی بر اینکه طبیعت در اصل «رهنمون شده و متمرکز است... تا جهان را پناهگاهی سازد... ساختاری بهینه برای بقا.»
اپیکور (۳۴۱–۲۷۰ پ.م) ایدهٔ انتخاب طبیعی را پیشبینی کرد. لوکرتیوس (۹۹-۵۵ پ.م) فیلسوف اتمگرای رومی، به بازنشر این ایدهها در شعر خود در طبیعت اشیاء پرداخت. در سامانه اپیکوری، تصور بر این بود که بسیاری گونهها در گذشته از گایا به یکباره پدیدار شدهاند، ولی تنها ساختارهای کاراتر به بقا ادامه داده و بچهدار شدهاند. به نظر نمیرسد که اپیکورگرایان به پیشبینی نگرهی فرگشت آنگونه که امروزه میشناسیم پرداخته باشند و به ظاهر باور به روندهای جدای پیدایشی برای هر گونه داشتهاند، نه روندی پیدایشی یکتا که جانوران گوناگون در طی تاریخ از یاختهٔ مادر یکتایی جدا شده باشند.
🔷 کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🔰 قسمت دوم 🔰
💠 دوران باستان 💠
🔹 یونانیان 🔹
این اندیشه که گونهای جانور، یا حتی انسان، میتواند از نوع دیگری جانور پدیدار شود به نخستین فیلسوفان یونانی پیشاسقراطی باز میگردد. آناکسیماندروس میلتوسی (۶۱۰ تا ۵۴۶ پ.م) بر این باور بود که در دورهای آب بندان از تاریخ زمین،نخستین جانوران در آب زندگی میکردند، و نخستین نیاکان خشکیزی انسانها میبایست درون آب به دنیا آمده باشند و تنها بخشی از زندگیشان را بر روی خشکی سپری کردهاند. او همچنین عنوان کرد که نخستین انسانی که به شکل امروزین دیده میشود، میبایست فرزند نوع دیگری از جانوران باشد، چرا که انسان برای زندگی نیاز به مراقبت طولانیتر والدین دارد.امپدوکلس (۴۹۰ تا ۴۳۰ پ.م) عنوان کرد که آنچه ما مرگ و زندگی در جانوران مینامیم تنها جوش خوردن و جدا شدن مواد هستند و این ماده است که «گروههای بیشمار جنبندگان میرا» را پدید میآورد. به ویژه، نخستین جانوران و گیاهان مانند بخشهای تکه شده از هم آن چیزهایی که امروزه میبینیم هستند و تعدادی از آنها توانستند در اشکال مختلف جوش بخورند و متصل شوند، و هرگاه «شرایط هر آنگونه بود که اگر از قصد و با نیت پیشین شکل میگرفت، آنگاه جانور بقا مییافت، در حالی که به شکل اتفاقی در راه مطلوب سرهم شده است»
دیگر فیلسوفانی که در سدههای میانی اهمیت بالایی یافتند، همچون افلاطون (۴۲۸ تا ۳۴۸ پ.م) و ارسطو (۳۸۴ تا ۳۲۲ پ.م)،و اعضای مکتب رواقیگری،بر این باور بودند که همه چیز، نه تنها موجودات زنده،از پیش توسط آفرینش الهی ثابت و تغییرناپذیر درست شدهاند. این باور آنان،اندیشه فرگشتی را برای سدههای طولانی عقب نگاه داشت.ارنست مایر زیستشناس، افلاطون را «ابرضدقهرمان فرگشتگرایی» میخواند؛ اندیشه های وی مسیحیت را بسیار تحت تأثیر قرار داد.با این حال شماری از تاریخدانان علم در میزان تأثیر ذاتباوری افلاطونی بر فلسفه طبیعی ابراز تردید کردهاند و به گفته آنان،بسیاری فیلسوفان پس از افلاطون بر این باور بودند که ممکن است گونهها دارای توانایی دگرگون شدن داشته باشند و این ایده که گونههای زیستی ثابت و دارای ویژگیهای ضروری تغییرناپذیر بودند جز در سده ۱۷ و ۱۸ و به هنگام آغاز ردهبندی علمی زیستشناسانه اهمیت چندانی نیافت.
ارسطو که یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان یونانی در سدههای میانی اروپا بود، دانشجوی افلاطون و یکی از نخستین تاریخدانان طبیعی بود که نوشتههایش به صورت کامل باقیماندهاند. نوشتههای او دربارهی زیستشناسی برآمده از پژوهش وی بر روی تاریخ طبیعی جزیره لزبوس و اطراف آن هستند که در چهار کتاب باقیماندهاند و اغلب با نامهای لاتینشان شناخته میشوند؛کارهای ارسطو حاوی مشاهدات موشکافانه وی و تفاسیرش —در کنار افسانهها و خطاها— هستند که نشان از سطح ابتدایی و ناهموار دانش و آگاهی در دوران وی دارند. با این حال، چارلز سینگر میگوید «هیچ چیز قابلتوجهتر از تلاشهای ارسطو برای نشان دادن روابط میان موجودات زنده به عنوان یک نردبان حیات نیست». نوشته های او اشاره به «نردبان حیات» یا «زنجیره عظیم وجود» دارد که بر پایه آن جانورانی که دارای پیچیدگی بیشتر ساختاری و کارکردی بودند به عنوان «والاتر» شناخته میشدند. ارسطو باور داشت که ویژگیهای یاختههای زنده به روشنی نشان میدادند که آنها میبایست به گفته او «هدفی غایی» داشته باشند، یا به بیان دیگر آنکه آنها برای هدفی طراحی شدهاند. او به ویژه دیدگاه امپدوکلس را درباره اینکه جانوران موجود میتوانستهاند نشأت گرفته از شانس و احتمال باشند، رد کرد.
دیگر فیلسوفان یونانی، همچون زنون رواقی (۳۳۴ تا ۲۶۲ پ.م) بنیانگذار مکتب رواقی فلسفه، با ارسطو و دیگر فیلسوفان در اینکه طبیعت دارای شواهد آشکاری است که نشان از آفرینش دارای هدف دارد، موافق بودند. به این دیدگاه، غایتشناسی میگویند. سیسرو(۱۰۶ تا ۴۳ پ.م)، فیلسوف رواقی رومی، نوشته است که زنون باوری کلیدی در فیزیک رواقی داشت مبنی بر اینکه طبیعت در اصل «رهنمون شده و متمرکز است... تا جهان را پناهگاهی سازد... ساختاری بهینه برای بقا.»
اپیکور (۳۴۱–۲۷۰ پ.م) ایدهٔ انتخاب طبیعی را پیشبینی کرد. لوکرتیوس (۹۹-۵۵ پ.م) فیلسوف اتمگرای رومی، به بازنشر این ایدهها در شعر خود در طبیعت اشیاء پرداخت. در سامانه اپیکوری، تصور بر این بود که بسیاری گونهها در گذشته از گایا به یکباره پدیدار شدهاند، ولی تنها ساختارهای کاراتر به بقا ادامه داده و بچهدار شدهاند. به نظر نمیرسد که اپیکورگرایان به پیشبینی نگرهی فرگشت آنگونه که امروزه میشناسیم پرداخته باشند و به ظاهر باور به روندهای جدای پیدایشی برای هر گونه داشتهاند، نه روندی پیدایشی یکتا که جانوران گوناگون در طی تاریخ از یاختهٔ مادر یکتایی جدا شده باشند.
🔷 کانال تخصصی فرگشت
➕ @iran_evolution
🎥 تفاوت بین قانون علمی و تئوری 👇
⬅️ وقتی که دارین با دوستتون در مورد یک نظریهی علمی بحث میکنین، ممکنه اون در جواب بگه: «خیلی خب، این فقط یک نظریهست!».
در حالیکه بحث در مورد یک قانون علمی ثابت شده به ندرت به جملهی «خب، این فقط یک قانونه!» ختم میشه.
علت چیه!؟
❓ تفاوت یک نظریه و یک قانون چیه و آیا یکی بهتر از دیگریه؟
برگرفته از : http://www.vidoal.com
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
⬅️ وقتی که دارین با دوستتون در مورد یک نظریهی علمی بحث میکنین، ممکنه اون در جواب بگه: «خیلی خب، این فقط یک نظریهست!».
در حالیکه بحث در مورد یک قانون علمی ثابت شده به ندرت به جملهی «خب، این فقط یک قانونه!» ختم میشه.
علت چیه!؟
❓ تفاوت یک نظریه و یک قانون چیه و آیا یکی بهتر از دیگریه؟
برگرفته از : http://www.vidoal.com
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
vidoal.com - ویدوآل
صفحه اصلی | ویدوآل
ویدوآل ارائه دهنده آموزشهای عمومی و تخصصی