✳️ یک مطالعه بر روی خوکها نشان میدهد که آنها قادرند از جویاستیک برای علامت زدن روی بخشی از صفحه نمایش که به غذا منتهی میشود استفاده کنند.
دانشمندان قبلا هم میدانستند که هوش خوکها از متوسط هوش حیوانات اهلی بیشتر است. مطالعه جدید نشان میدهد که آنها حتی از آنچه قبلا تصور میشد باهوشترند و حتی از پس استفاده از برخی ابزارهای کامپیوتری هم برمیآیند.
پژوهشگران در آمریکا چهار خوک را برای استفاده از جویاستیک آموزش دادند. آنها از مجموعهای از مشوقهای خوشمزه برای این دوره آموزشی بهره گرفتند.
در این مطالعه خوکها اول تکان دادن جویاستیک با پوزهشان را فرا گرفتند و سپس با یک بازی کامپیوتری آشنا شدند که درآن باید فلش روی صفحه نمایش را به سمت تصویر یکی از چهار دیوار موجود هدایت میکردند. با برخورد فلش به یکی از این دیوارها آنها موفق میشدند که یک مشوق خوراکی دریافت کنند.
🖇 مطالعهی بیشتر:
https://www.theguardian.com/science/2021/feb/11/pigs-can-be-trained-to-use-computer-joysticks-say-researchers
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
دانشمندان قبلا هم میدانستند که هوش خوکها از متوسط هوش حیوانات اهلی بیشتر است. مطالعه جدید نشان میدهد که آنها حتی از آنچه قبلا تصور میشد باهوشترند و حتی از پس استفاده از برخی ابزارهای کامپیوتری هم برمیآیند.
پژوهشگران در آمریکا چهار خوک را برای استفاده از جویاستیک آموزش دادند. آنها از مجموعهای از مشوقهای خوشمزه برای این دوره آموزشی بهره گرفتند.
در این مطالعه خوکها اول تکان دادن جویاستیک با پوزهشان را فرا گرفتند و سپس با یک بازی کامپیوتری آشنا شدند که درآن باید فلش روی صفحه نمایش را به سمت تصویر یکی از چهار دیوار موجود هدایت میکردند. با برخورد فلش به یکی از این دیوارها آنها موفق میشدند که یک مشوق خوراکی دریافت کنند.
🖇 مطالعهی بیشتر:
https://www.theguardian.com/science/2021/feb/11/pigs-can-be-trained-to-use-computer-joysticks-say-researchers
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ کشف قدیمیترین غارنگاره جهان در اندونزی
باستانشناسان کهنترین غارنگاره شناخته شده در جهان را در اندونزی کشف کردهاند؛ نقش یک خوک وحشی که تصور میشود حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشته باشد.
به نظر میرسد نقش این خوک از گونه زگیلدار سِلِبِس که با رنگ اخرا کشیده شده بخشی از یک روایت مصور بوده باشد.
این اثر در غار لینگ تدونگنگ در درهای دورافتاده در جزیره سولاوِسی پیدا شد و قدیمیترین نشانه سکونت انسان در این منطقه است.
ماکسیم اوبِرت از نویسندگان این گزارش که در نشریه "پیشرفتهای علمی" چاپ شده میگوید: "مردمی که این اثر را خلق کردند کاملا مدرن بودند، درست مثل ما، با همه ظرفیتها و ابزارهایی که برای کشیدن هر نوع نقاشی لازم است."
اوبرت که متخصص تاریخگذاری است یک رسوب کَلسیت را که روی سطح نقاشی تشکیل شده بود شناسایی و با استفاده از ایزوتوپ اورانیوم-توریوم نتیجهگیری کرد که قدمت آن ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال است.
به این ترتیب به گفته او این نقاشی حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت دارد هرچند "میتواند خیلی قدیمیتر باشد چون ما فقط تاریخ تشکیل کلیست روی نقاشی را مشخص کردهایم."
این گزارش میگوید که نقاشی با ابعاد ۱۳۶ در ۵۴ سانتیمتر خوکی با زگیلهایی برجسته روی صورت که مشخصه موجود نر است را ترسیم میکند.
دو اثر دست در کنار خوک وجود دارد و همچنین به نظر میرسد خوک رو در روی خوکهای دیگری ایستاده که فقط بخشی از آنها باقی مانده.
آدام بروم نویسنده دیگر مقاله گفت: "به نظر میرسد خوک نظارهگر نبرد یا کنشی اجتماعی میان دو خوک زگیلدار دیگر باشد."
محققان میگویند هنرمند برای ایجاد اثر دست اول باید دستهایش را روی سطح میگذاشته و بعد رنگدانههایی را با کمک بزاق دهان روی آن میپاشیده است. این تیم امیدوار است بتواند نمونه دی ان اِی بزاق را از این اثر استخراج کند.
این شاید قدیمیترین نقاشی از یک حیوان باشد اما قدیمیترین اثر هنری نیست. دانشمندان در سال ۲۰۱۸ اعلام کردند قدیمیترین نقش شناخته شده تا امروز را روی قطعه سنگی کوچک در آفریقای جنوبی کشف کردهاند. این اثر حدود ۷۳ هزار سال قدمت دارد و روی آن خطوطی ضربدری دیده میشود که با اخرا کشیده شده است.
https://www.smithsonianmag.com/articles/45000-year-old-pig-painting-indonesia-may-be-oldest-known-animal-art-180976748/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
باستانشناسان کهنترین غارنگاره شناخته شده در جهان را در اندونزی کشف کردهاند؛ نقش یک خوک وحشی که تصور میشود حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشته باشد.
به نظر میرسد نقش این خوک از گونه زگیلدار سِلِبِس که با رنگ اخرا کشیده شده بخشی از یک روایت مصور بوده باشد.
این اثر در غار لینگ تدونگنگ در درهای دورافتاده در جزیره سولاوِسی پیدا شد و قدیمیترین نشانه سکونت انسان در این منطقه است.
ماکسیم اوبِرت از نویسندگان این گزارش که در نشریه "پیشرفتهای علمی" چاپ شده میگوید: "مردمی که این اثر را خلق کردند کاملا مدرن بودند، درست مثل ما، با همه ظرفیتها و ابزارهایی که برای کشیدن هر نوع نقاشی لازم است."
اوبرت که متخصص تاریخگذاری است یک رسوب کَلسیت را که روی سطح نقاشی تشکیل شده بود شناسایی و با استفاده از ایزوتوپ اورانیوم-توریوم نتیجهگیری کرد که قدمت آن ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال است.
به این ترتیب به گفته او این نقاشی حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت دارد هرچند "میتواند خیلی قدیمیتر باشد چون ما فقط تاریخ تشکیل کلیست روی نقاشی را مشخص کردهایم."
این گزارش میگوید که نقاشی با ابعاد ۱۳۶ در ۵۴ سانتیمتر خوکی با زگیلهایی برجسته روی صورت که مشخصه موجود نر است را ترسیم میکند.
دو اثر دست در کنار خوک وجود دارد و همچنین به نظر میرسد خوک رو در روی خوکهای دیگری ایستاده که فقط بخشی از آنها باقی مانده.
آدام بروم نویسنده دیگر مقاله گفت: "به نظر میرسد خوک نظارهگر نبرد یا کنشی اجتماعی میان دو خوک زگیلدار دیگر باشد."
محققان میگویند هنرمند برای ایجاد اثر دست اول باید دستهایش را روی سطح میگذاشته و بعد رنگدانههایی را با کمک بزاق دهان روی آن میپاشیده است. این تیم امیدوار است بتواند نمونه دی ان اِی بزاق را از این اثر استخراج کند.
این شاید قدیمیترین نقاشی از یک حیوان باشد اما قدیمیترین اثر هنری نیست. دانشمندان در سال ۲۰۱۸ اعلام کردند قدیمیترین نقش شناخته شده تا امروز را روی قطعه سنگی کوچک در آفریقای جنوبی کشف کردهاند. این اثر حدود ۷۳ هزار سال قدمت دارد و روی آن خطوطی ضربدری دیده میشود که با اخرا کشیده شده است.
https://www.smithsonianmag.com/articles/45000-year-old-pig-painting-indonesia-may-be-oldest-known-animal-art-180976748/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Smithsonian Magazine
45,000-Year-Old Pig Painting in Indonesia May Be Oldest Known Animal Art
Ice Age cave painters flourished in Southeast Asia, where their work adorned rock walls
✳ یک پژوهش نشان میدهد که چرت مرتب نیمروزی، مغز انسان را چابک و سرحال نگه میدارد.
در این پژوهش که نتیجه آن در یک مجله روانپزشکی منتشر شده، مدل خواب ۲۲۱۴ انسان سالم در چند شهر مختلف چین بررسی شد. همه شرکت کنندگان در این پژوهش بالاتر از ۶۰ سال داشتهاند.
از این میان، ۱۵۳۴ نفر، همه روزه از ۵ دقیقه تا دو ساعت، به طور مرتب خواب نیمروزی داشتهاند، در حالی که ۶۸۰ نفر دیگر خواب نیمروزی نداشتند.
تست زوال عقل (دِمنشا) بر روی اعضای گروه مورد مطالعه نشان داد که مغز افرادی که خواب نیمروزی مرتب داشتهاند، در موقعیتیابی، فصاحت کلامی و کارکرد حافظه، عملکرد بهتری داشته است.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که خواب مرتب نیمروزی، تاثیرات مثبت دیگری هم بر مغز انسان میگذارد؛ از جمله تقویت حافظه و قوه یادگیری، بهبود عملکرد اجرایی مغز و کمک به ثبات عاطفی.
https://gpsych.bmj.com/content/34/1/e100361
✳ کانال فرگشت:
🆔️: @iran_evolution
در این پژوهش که نتیجه آن در یک مجله روانپزشکی منتشر شده، مدل خواب ۲۲۱۴ انسان سالم در چند شهر مختلف چین بررسی شد. همه شرکت کنندگان در این پژوهش بالاتر از ۶۰ سال داشتهاند.
از این میان، ۱۵۳۴ نفر، همه روزه از ۵ دقیقه تا دو ساعت، به طور مرتب خواب نیمروزی داشتهاند، در حالی که ۶۸۰ نفر دیگر خواب نیمروزی نداشتند.
تست زوال عقل (دِمنشا) بر روی اعضای گروه مورد مطالعه نشان داد که مغز افرادی که خواب نیمروزی مرتب داشتهاند، در موقعیتیابی، فصاحت کلامی و کارکرد حافظه، عملکرد بهتری داشته است.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که خواب مرتب نیمروزی، تاثیرات مثبت دیگری هم بر مغز انسان میگذارد؛ از جمله تقویت حافظه و قوه یادگیری، بهبود عملکرد اجرایی مغز و کمک به ثبات عاطفی.
https://gpsych.bmj.com/content/34/1/e100361
✳ کانال فرگشت:
🆔️: @iran_evolution
✳️ دانشمندان استرالیایی قدیمیترین هنر صخرهای این کشور را کشف کردند. این سنگنگاره طرح یک کانگورو است و حدود ۱۷ هزار و ۳۰۰ سال قدمت دارد.
این اثر هنری دو متر طول دارد و در سر پناه یک صخره نقش بسته شده است. این سنگنگاره در منطقه کیمبرلی در غرب استرالیا یافت شد که به خاطر نقاشیهای صخرهای بومیاش شهرت دارد.
تخمین دقیق قدمت این اثر هنری با روشها و تکنیکهای علمی و نوآورانه ممکن شده است.
محققان استرالیایی مشغول در این پروژه معتقدند که احتمالا بین نقاشی کانگورو و هنر باستانی مناطق دیگر ارتباطهایی وجود داشته باشد.
سون اوزمان از محققانی که در این پروژه مشارکت داشته است میگوید "تصویر نمادین این کانگورو از نظر بصری شبیه نقاشیهای سنگی جزایر جنوب شرقی آسیا است که بیش از ۴۰،۰۰۰ سال قدمت دارد. این موضوع حاکی از پیوند فرهنگی است و به هنر سنگی قدیمیتر استرالیا اشارهدارد".
سال گذشته باستانشناسان قدیمیترین غارنگاره شناخته شده از یک حیوان را در اندونزی کشف کردند. این نقاشی تصویر یک خوک وحشی بود که تقریبا در اندازه واقعی کشیده شده بود و دست کم ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشت.
https://www.nature.com/articles/s41562-020-01041-0
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
این اثر هنری دو متر طول دارد و در سر پناه یک صخره نقش بسته شده است. این سنگنگاره در منطقه کیمبرلی در غرب استرالیا یافت شد که به خاطر نقاشیهای صخرهای بومیاش شهرت دارد.
تخمین دقیق قدمت این اثر هنری با روشها و تکنیکهای علمی و نوآورانه ممکن شده است.
محققان استرالیایی مشغول در این پروژه معتقدند که احتمالا بین نقاشی کانگورو و هنر باستانی مناطق دیگر ارتباطهایی وجود داشته باشد.
سون اوزمان از محققانی که در این پروژه مشارکت داشته است میگوید "تصویر نمادین این کانگورو از نظر بصری شبیه نقاشیهای سنگی جزایر جنوب شرقی آسیا است که بیش از ۴۰،۰۰۰ سال قدمت دارد. این موضوع حاکی از پیوند فرهنگی است و به هنر سنگی قدیمیتر استرالیا اشارهدارد".
سال گذشته باستانشناسان قدیمیترین غارنگاره شناخته شده از یک حیوان را در اندونزی کشف کردند. این نقاشی تصویر یک خوک وحشی بود که تقریبا در اندازه واقعی کشیده شده بود و دست کم ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشت.
https://www.nature.com/articles/s41562-020-01041-0
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Nature
Ages for Australia’s oldest rock paintings
Nature Human Behaviour - Radiocarbon dating of mud wasp nests in the Kimberley region of Western Australia has established ages of up to 17,000 years for rock art from the earliest known,...
فرگشت ، تحول گونهها
✳️ آیا دانشمندان میتوانند نتایج علمی را دستکاری و جعل کنند؟ 🆔: @iran_evolution
آیا دانشمندان این امکان را دارند که دادههای علمی را جعل کرده و مطابق میل خود منتشر کنند؟ آیا میتوان آزمایشهای علمی را با سوگیری Bias و با غرض و قصد قبلی پیش برد؟
پاسخ به این پرسشها متاسفانه مثبت است. بله!
دستکاری دادههای آزمایشی و پیش بردن آزمونهای علمی با غرض قبلی کاملاً ممکن است. البته روششناسان علم؛ دانشمندان و منطقدانان و فیلسوفان علم هم بیکار ننشستهاند و روشهایی معتبر عقلی طراحی کردهاند که در آن دستکاری عمدی یا غیرعمدی دادهها غیرممکن شود. پروتکلهای آزمایشگاهی و آزمونهای علمی بسیارند اما مهمترین آن را شاید بتوان آزمونهای کور (Blind) دانست. طبق تعریف آزمایش کور (Blind) یک سنخ تئوری آزمایش علمی است که افراد شرکتکننده در آن از داشتن اطلاعاتی که منجر شود به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به سمتی متمایل شوند که نتیجه پژوهش را تحت تاثیر قرار دهند، منع میشوند. مثلا فرض کنید میخواهیم در یک مطالعه؛ طعم و مزه دو محصول غذایی را با یکدیگر مقایسه کنیم. در یک آزمایش کور؛ زمانی که از مصرفکننده خواسته شود طعم و مزه محصولات مختلف را چشیده و با هم مقایسه کند، نام سازنده هر دو محصول باید پوشانده شود. در غیر اینصورت معمولاً مصرفکننده به سمت محصولی که از قبل نسبت به آن شناخت دارد متمایل میشود و ممکن است با سوگیری و به صورت جهتدار یکی از دو محصول را با کیفیتتر اعلام کند. این مساله در مورد صنایع دارو از اهمیت فزایندهای برخوردار است. در مورد داروها هم به همین شکل وقتی قدرت تاثیر یک دارو مورد آزمایش قرار میگیرد، هم بیماران و هم پزشکان شرکتکننده در آزمایش از دوز مصرفی یا اینکه اصلاً چه کسی دارد داروی واقعی میگیرد و چه کسی دارونما بیاطلاع هستند. این مساله باعث خواهد شد شانس هرگونه تأثیر تلقینی یا فریب هوشیارانه از بین برود. آزمایش کور ابزار بسیار مهم و کاربردی در شاخههای مختلف علوم از جمله علم پزشکی، روانشناسی، عصب شناسی و بیولوژی و … است و به گواه دانشمندان و پژوهشگران؛ به کارگیری روش علمی آزمایش کور در برخی رشتهها مانند آزمون دارو ضروری است.
آزمونهای کور (Blind) چند روش دارند و همه آنها به یک شکل و به یک میزان سختگیرانه نیستند و اقسام گوناگونی دارند: آزمایش کور یکطرفه single blind و آزمایش کور دوطرفه (دوگانه double blind) و آزمایش کور سه طرفه یا Triple-blind.
آزمون کور یکطرفه از همه سادهتر است و طی آن اطلاعاتی که بالقوه میتواند باعث منحرف شدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکتکننده آزمایش مخفی میماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش در بین فیلسوفان علم؛ چالش پپسی است.
آزمونی را در نظر بگیرید که کمپانی نوشابهسازی پپسی آن را برگزار میکند. در این آزمون دو لیوان نوشیدنی که یکی کوکاکولا و دیگری پپسی است در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکتکنندگان میخواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز؛ آن را که به لحاظ طعم و مزه و کیفیت بیشتر میپسندند انتخاب کنند. شرکتکنندگان که اطلاع ندارند کدام لیون پپسی و کدام لیوان کوکاکولاست تنها پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع میشوند. نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یکطرفه انجام شود یعنی آزمایش کور یکطرفه (single blind) این است که چون مسئول برگزاری آزمون؛ از محتوای آزمایش مطلع است کاملاً ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکتکنندگان را به سمت خاصی که دلش میخواهد یا منافعاش ایجاب میکند سوق بدهد.
آزمایش کور دوطرفه اما تا حدی پیچیدهتر است. در آزمایش کور دوطرفه عواملی که میتواند باعث دستکاری نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکتکننده و هم از دید مسئول یا مسئولان انجام آزمایش پنهان میمانند. به همین جهت آزمایش کور دوطرفه از استاندارد علمی بالاتری برخوردار است.
دقیقتر از آن آزمایش کور سهطرفه یا همان آزمون سهسو کور (Triple Blind) است که در آن هم شرکتکننده، هم خود پژوهشگر و هم تحلیلگر دادهها هرسه از اطلاعات اصلی مورد مطالعه بیاطلاع هستند. این نوع آزمون ما را مطمئن میکند که هیچکسی امکان دستکاری سلیقهای دادههای آزمایشی را نداشته و بنابراین میتوان با خیال راحت به نتایج مطالعه اطمینان کرد. از دید فیلسوفان علم؛ اگر آزمایشگران در هر جا با تکرار شرایط به نتایج مشابه برسند دقیقاً جایی است که این روش مطالعه و آزمایش را میتوان یک آزمون علمی استاندارد نامید.
📝 نویسنده: عرفان کسرایی
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پاسخ به این پرسشها متاسفانه مثبت است. بله!
دستکاری دادههای آزمایشی و پیش بردن آزمونهای علمی با غرض قبلی کاملاً ممکن است. البته روششناسان علم؛ دانشمندان و منطقدانان و فیلسوفان علم هم بیکار ننشستهاند و روشهایی معتبر عقلی طراحی کردهاند که در آن دستکاری عمدی یا غیرعمدی دادهها غیرممکن شود. پروتکلهای آزمایشگاهی و آزمونهای علمی بسیارند اما مهمترین آن را شاید بتوان آزمونهای کور (Blind) دانست. طبق تعریف آزمایش کور (Blind) یک سنخ تئوری آزمایش علمی است که افراد شرکتکننده در آن از داشتن اطلاعاتی که منجر شود به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به سمتی متمایل شوند که نتیجه پژوهش را تحت تاثیر قرار دهند، منع میشوند. مثلا فرض کنید میخواهیم در یک مطالعه؛ طعم و مزه دو محصول غذایی را با یکدیگر مقایسه کنیم. در یک آزمایش کور؛ زمانی که از مصرفکننده خواسته شود طعم و مزه محصولات مختلف را چشیده و با هم مقایسه کند، نام سازنده هر دو محصول باید پوشانده شود. در غیر اینصورت معمولاً مصرفکننده به سمت محصولی که از قبل نسبت به آن شناخت دارد متمایل میشود و ممکن است با سوگیری و به صورت جهتدار یکی از دو محصول را با کیفیتتر اعلام کند. این مساله در مورد صنایع دارو از اهمیت فزایندهای برخوردار است. در مورد داروها هم به همین شکل وقتی قدرت تاثیر یک دارو مورد آزمایش قرار میگیرد، هم بیماران و هم پزشکان شرکتکننده در آزمایش از دوز مصرفی یا اینکه اصلاً چه کسی دارد داروی واقعی میگیرد و چه کسی دارونما بیاطلاع هستند. این مساله باعث خواهد شد شانس هرگونه تأثیر تلقینی یا فریب هوشیارانه از بین برود. آزمایش کور ابزار بسیار مهم و کاربردی در شاخههای مختلف علوم از جمله علم پزشکی، روانشناسی، عصب شناسی و بیولوژی و … است و به گواه دانشمندان و پژوهشگران؛ به کارگیری روش علمی آزمایش کور در برخی رشتهها مانند آزمون دارو ضروری است.
آزمونهای کور (Blind) چند روش دارند و همه آنها به یک شکل و به یک میزان سختگیرانه نیستند و اقسام گوناگونی دارند: آزمایش کور یکطرفه single blind و آزمایش کور دوطرفه (دوگانه double blind) و آزمایش کور سه طرفه یا Triple-blind.
آزمون کور یکطرفه از همه سادهتر است و طی آن اطلاعاتی که بالقوه میتواند باعث منحرف شدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکتکننده آزمایش مخفی میماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش در بین فیلسوفان علم؛ چالش پپسی است.
آزمونی را در نظر بگیرید که کمپانی نوشابهسازی پپسی آن را برگزار میکند. در این آزمون دو لیوان نوشیدنی که یکی کوکاکولا و دیگری پپسی است در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکتکنندگان میخواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز؛ آن را که به لحاظ طعم و مزه و کیفیت بیشتر میپسندند انتخاب کنند. شرکتکنندگان که اطلاع ندارند کدام لیون پپسی و کدام لیوان کوکاکولاست تنها پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع میشوند. نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یکطرفه انجام شود یعنی آزمایش کور یکطرفه (single blind) این است که چون مسئول برگزاری آزمون؛ از محتوای آزمایش مطلع است کاملاً ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکتکنندگان را به سمت خاصی که دلش میخواهد یا منافعاش ایجاب میکند سوق بدهد.
آزمایش کور دوطرفه اما تا حدی پیچیدهتر است. در آزمایش کور دوطرفه عواملی که میتواند باعث دستکاری نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکتکننده و هم از دید مسئول یا مسئولان انجام آزمایش پنهان میمانند. به همین جهت آزمایش کور دوطرفه از استاندارد علمی بالاتری برخوردار است.
دقیقتر از آن آزمایش کور سهطرفه یا همان آزمون سهسو کور (Triple Blind) است که در آن هم شرکتکننده، هم خود پژوهشگر و هم تحلیلگر دادهها هرسه از اطلاعات اصلی مورد مطالعه بیاطلاع هستند. این نوع آزمون ما را مطمئن میکند که هیچکسی امکان دستکاری سلیقهای دادههای آزمایشی را نداشته و بنابراین میتوان با خیال راحت به نتایج مطالعه اطمینان کرد. از دید فیلسوفان علم؛ اگر آزمایشگران در هر جا با تکرار شرایط به نتایج مشابه برسند دقیقاً جایی است که این روش مطالعه و آزمایش را میتوان یک آزمون علمی استاندارد نامید.
📝 نویسنده: عرفان کسرایی
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ میزگرد مجازی «فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن»
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم.
https://youtu.be/yAiV4rf8qzs
🆔: @iran_evolution
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم.
https://youtu.be/yAiV4rf8qzs
🆔: @iran_evolution
YouTube
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان | فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن
با ما در میزگرد مجازی شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان زیر عنوان «فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن» با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم همراه باشید.
این کتاب به قلم آنجلا ساینی، داستان فجایع برآمده از باور به تفاوتهای بیولوژیکی بین نژادهای مختلف را به تصویر میکشد و به تاریخ علم نژادشناسی و سهم جریانهای علمی در بروز فجایعی چون یوژنیک میپردازد. کتاب حاضر، این حقیقت را برملا میسازد که قدرتهای سیاسی به مدت قرنها از علم به عنوان ابزاری برای توجیه نابرابریها و نژادپرستی خود استفاده کردهاند و گروههای عادی مردم هم با آغوش باز به استقبال از ایده برتری نژادی رفتند.
ساینی هم چنین در این کتاب تلاش میکند تا تعریفی صریح و روشن از نژاد ارائه دهد. او تمام طبقهبندیهای ممکن نژادی را بررسی میکند و نشان میدهد هیچ طبقهبندی زیستشناختی مبتنی بر برتری نژادی یک گروه بر دیگری وجود ندارد. در اصل، نژاد در بهترین حالت چیزی فراتر از تفاوتهای ظاهری هم چون رنگدانههای پوستی و بافت مو نیست و هیچ تفاوت درونی متمایزکنندهای بین گروههای مختلف انسانها وجود ندارد که بر اساس آن بتوان انسانها را به یک نژاد منسوب دانست. با مطالعه کتاب نژاد برتر درخواهید یافت هیچ متغیر ژنی وجود ندارد که تنها در یک نژاد خاص وجود داشته باشد و در دیگر نژادها به چشم نخورد. در حقیقت، تنها یک نژاد وجود دارد و آن هم نژاد انسان است. کتاب نژاد برتر نوشته آنجلا ساینی با ترجمه زهره مرصوص توسط نشر سایلاو منتشر شده است.
🆔: @iran_evolution
ساینی هم چنین در این کتاب تلاش میکند تا تعریفی صریح و روشن از نژاد ارائه دهد. او تمام طبقهبندیهای ممکن نژادی را بررسی میکند و نشان میدهد هیچ طبقهبندی زیستشناختی مبتنی بر برتری نژادی یک گروه بر دیگری وجود ندارد. در اصل، نژاد در بهترین حالت چیزی فراتر از تفاوتهای ظاهری هم چون رنگدانههای پوستی و بافت مو نیست و هیچ تفاوت درونی متمایزکنندهای بین گروههای مختلف انسانها وجود ندارد که بر اساس آن بتوان انسانها را به یک نژاد منسوب دانست. با مطالعه کتاب نژاد برتر درخواهید یافت هیچ متغیر ژنی وجود ندارد که تنها در یک نژاد خاص وجود داشته باشد و در دیگر نژادها به چشم نخورد. در حقیقت، تنها یک نژاد وجود دارد و آن هم نژاد انسان است. کتاب نژاد برتر نوشته آنجلا ساینی با ترجمه زهره مرصوص توسط نشر سایلاو منتشر شده است.
🆔: @iran_evolution
Audio
🎧 پادکست صوتی
"فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن"
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم
@thermophil
"فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن"
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم
@thermophil
✳️ دانشمندان یک گونه تازه از دایناسور را پس از بررسی باقیماندههای استخوانهای کشف شده آن در شمال شیلی شناسایی کردهاند.
بقایای این دایناسور در بیابان آتاکاما در شهر کوپیاپو، پیدا شد که خشکترین بیابان جهان است.
کارشناسان میگویند این گونه تازه کشف شده که از خانواده تیتاناسور است، گیاهخوار است، سر کوچک و دم بزرگی دارد و پشتش به طور غیر معمولی تخت است.
استخوانهای این دایناسور در دهه ۹۰ میلادی کشف شد و تحقیق بر آن تا دهه دو هزار میلادی ادامه پیدا کرد. اما نتیجه این تحقیقات، چند روز پیش، در مجله 'تحقیقات کرتاسه' منتشر شد.
https://phys.org/news/2021-04-giant-dinosaur-species-chile.html
کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
بقایای این دایناسور در بیابان آتاکاما در شهر کوپیاپو، پیدا شد که خشکترین بیابان جهان است.
کارشناسان میگویند این گونه تازه کشف شده که از خانواده تیتاناسور است، گیاهخوار است، سر کوچک و دم بزرگی دارد و پشتش به طور غیر معمولی تخت است.
استخوانهای این دایناسور در دهه ۹۰ میلادی کشف شد و تحقیق بر آن تا دهه دو هزار میلادی ادامه پیدا کرد. اما نتیجه این تحقیقات، چند روز پیش، در مجله 'تحقیقات کرتاسه' منتشر شد.
https://phys.org/news/2021-04-giant-dinosaur-species-chile.html
کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پژوهشهای اخیر از بازماندههای انسانی مربوط به ۴۵ هزارسال پیش در مطالعه یک مهاجرت گسترده به اروپا نشان میدهد که آمیزش انسان (هوموسیپینها) و نئاندرتالها بسیار گستردهتر از آنیست که قبلا تصور میشد.
این پژوهش برروی بازماندههای انسانی انجام شده است که سال گذشته در غار باچو کیرو (Bacho Kiro) بلغارستان کشف شد. پژوهشگران میگویند که یافتههای دیانای فوسیل این افراد نشان میدهند که میان انسانهای مدرن اولیه در اروپا و انسانهای بعدی در یوروسیا پیوند و استمرار وجود دارد. به گفته پژوهشگران «حتی نخستین تاریخ اروپاییان مدرن هم درهم آمیخته و بینظم بوده و جابهجایی جمعیت وجود داشته است.»
شواهد نشان میدهند که انسان بیش از آنچه فرض میشد همراه با نئاندرتالها در اروپا زندگی و همآمیزی میکردند. درگذشته نیز شواهدی مبنی بر آمیزش انسانهای امروزی و نئاندرتالها در بازماندههای یک انسان یافت شده بود اما تصور میشد که موردی استثنایی و اتفاقی بوده است. اما انسانهایی که در غار باچوکیرو یافت شدهاند همگی در پنج تا هفت نسل قبلی خود اجداد نئآندرتال داشتهاند.
شواهد ژنتیکی حاکی از آناند که نسل انسان اولین بار در حدود پنجاههزار سال پیش به اروپا پاگذاشت. نئاندرتالها، با اغلب گونههای انسانی آمیزش داشتهاند و بنا به یافتههای فعلی این آمیختگی بیش از آن است که قبل گمان میرفت.
نئاندرتالها در حدود ۴۰ هزارسال پیش منقرض شدند اما ژن آنها در دیانای انسان امروزی موجود است.
یافتههای علم ژنتیک در سالیان اخیر نشان دادهاند که تصوراتی مبتنی بر وجود نژاد و خلوص نژادی مبنای علمی ندارند و انسان از دوران باستان در حال آمیزش با اقوام و گروههای مختلف و در مورد اخیر حتی گونههای دیگری مانند نئاندرتالها بوده است.
https://www.sciencenews.org/article/europe-oldest-known-humans-mated-neandertals-dna-fossils
مترجم: میدان دات کام
این پژوهش برروی بازماندههای انسانی انجام شده است که سال گذشته در غار باچو کیرو (Bacho Kiro) بلغارستان کشف شد. پژوهشگران میگویند که یافتههای دیانای فوسیل این افراد نشان میدهند که میان انسانهای مدرن اولیه در اروپا و انسانهای بعدی در یوروسیا پیوند و استمرار وجود دارد. به گفته پژوهشگران «حتی نخستین تاریخ اروپاییان مدرن هم درهم آمیخته و بینظم بوده و جابهجایی جمعیت وجود داشته است.»
شواهد نشان میدهند که انسان بیش از آنچه فرض میشد همراه با نئاندرتالها در اروپا زندگی و همآمیزی میکردند. درگذشته نیز شواهدی مبنی بر آمیزش انسانهای امروزی و نئاندرتالها در بازماندههای یک انسان یافت شده بود اما تصور میشد که موردی استثنایی و اتفاقی بوده است. اما انسانهایی که در غار باچوکیرو یافت شدهاند همگی در پنج تا هفت نسل قبلی خود اجداد نئآندرتال داشتهاند.
شواهد ژنتیکی حاکی از آناند که نسل انسان اولین بار در حدود پنجاههزار سال پیش به اروپا پاگذاشت. نئاندرتالها، با اغلب گونههای انسانی آمیزش داشتهاند و بنا به یافتههای فعلی این آمیختگی بیش از آن است که قبل گمان میرفت.
نئاندرتالها در حدود ۴۰ هزارسال پیش منقرض شدند اما ژن آنها در دیانای انسان امروزی موجود است.
یافتههای علم ژنتیک در سالیان اخیر نشان دادهاند که تصوراتی مبتنی بر وجود نژاد و خلوص نژادی مبنای علمی ندارند و انسان از دوران باستان در حال آمیزش با اقوام و گروههای مختلف و در مورد اخیر حتی گونههای دیگری مانند نئاندرتالها بوده است.
https://www.sciencenews.org/article/europe-oldest-known-humans-mated-neandertals-dna-fossils
مترجم: میدان دات کام
Science News
Europe’s oldest known humans mated with Neandertals surprisingly often
DNA from ancient fossils suggests interbreeding regularly occurred between the two species by about 45,000 years ago, two studies find.
✳️ رشوه به دانشمندان: دستکاری پژوهشهای علمی
گاهی پیشرفت علوم و فناوری، به خصوص زمانی که به سرمایهگذار نیاز دارد خواسته یا ناخواسته وارد فاز جدیدی میشود که با روح دانش سازگاری ندارد. علم، قرار است روشی مستقل برای فهم و توضیح جهان باشد و فارغ از جهتگیری بتواند نتایجی درباره ساختار جهان به ما بدهد. نتایج علمی باید قاعدتاً صرفنظر از اینکه خوشایند ما باشد یا نه منتشر شوند. قاعدتاً یک سرمایهگذار نباید بتواند با کمک مالی چند میلیون دلار، دانشمندان را بخرد و مثلاً نتایج پژوهشهای ناسا را دستکاری کند. دلیل جعل نتایج علمی صرفاً پول و انگیزه مالی نیست. مثلا در ماجرای دانشمند مشهور کره جنوبی، دکتر هوانگ وو سوک که نتایج پژوهش ساختگی خود را در نشریه ساینس هم منتشر کرده بود، انگیزه اصلی شهرت بوده است.
چنین رفتارهایی که ناقض استانداردهای رفتار علمی و اخلاقی در پژوهش علمی است را در ادبیات متداول سوء رفتار علمی Scientific misconduct مینامیم.
گزارش وبسایت بیزنس اینسایدر Business Insider یک پرونده ارتشاء، کلاهبرداری و جعل بزرگ در تاریخ علم را افشا کرد که حتی باور آن نیز فراتر از حد تصور بود. طبق این گزارش، صاحبان صنایع قند و شکر آمریکا حد فاصل سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی به تعدادی از دانشمندان برای دستکاری نتایج رشوه داده بودهاند. سرمایهداران ذینفع در صنایع قند و شکر به پژوهشگران وعده داده بودند اگر در مقالات منتشر شده نقش مخرب قند و شکر در وضع سلامت انسان را کمرنگ جلوه داده و به جای آن بیشتر روی چربی و کلسترول تاکید کنند رشوه خوبی دریافت خواهند کرد. به عبارت دیگر از پژوهشگران خواسته شده بود نتایج مطالعات رو به نحوی نشان دهند که بزرگترین خطر در تغذیه انسان چربی و کلسترول است و نه مصرف قند و شکر.
کریستین کرنز، لاورا اشمیت و استانتون گلانتز که در روز ۲۲ شهریور ماه نتایج این پرونده تاریخی را در نشریه JAMA منتشر کردند به این موضوع اشاره کردهاند که چطور بنیاد تحقیقات شکر (Sugar Research Foundation (SRF در سالهای ۵۰ تا ۶۰ میلادی با پرداخت ۵۰ هزار دلار رشوه به نویسندگان یک مقاله سعی در القای این موضوع داشته که کلسترول عامل بروز بیماریهای قلبی است و نه قند و شکر. بر اساس این مطالعه که در آن زمان در New England Journal of Medicine منتشر شده بود و اثر آن تا دههها بر فرهنگ تغذیهای برجا ماند، رژیم غذایی کمچربی به عنوان رژیم غذایی سالم ترویج شد و از نقش شکر تقریباً صرف نظر شد. این جهتدهی به افکار عمومی باعث شد کلسترول به عنوان تنها عامل بیماریهای قلبی شناخته شود و حتی دیدگاه جامعه علمی نیز تا مدتها از این دیدگاه حمایت میکرد. فاجعهبارتر از همه اینکه یکی از این پژوهشگران در آن زمان رییس دپارتمان تغذیه سالم هاروارد بود و البته عضو وقت هیات مدیره انجمن تحقیقات شکر.
پس از رونق رژیم غذایی کمچربی در آمریکا، صنایع قند و شکر سود کلانی به جیب زدند و شکر که اینک نشان داده شده بود بیخطر است، به عنوان جایگزینی جذاب برای چربی در صنایع غذایی به کار گرفته شد. روی تاریک داستان اینجاست که تغییر فرهنگ تغذیهای که دیگر جا افتاده و بازگشت آن به وضع سابق به سادگی ممکن نیست. در حال حاضر مصرف قند و شکر آمریکاییها در مقایسه با گذشته به میزان ۳۰ درصد افزایش یافته است. کام انجمن تحقیقات شکر آمریکا SRF البته از بازگشایی پرونده ۶۰ سال پیش قند و شکر، تلخ شد و با زیر سوال بردن هدف انتشار این گزارش بر این نکته تکیه کرد که شکر تنها عامل بروز مشکلات قلبی نیست.
نویسنده: عرفان کسرایی
@thermophil
✳️ کانال فرگشت
🆔: @iran_evolution
گاهی پیشرفت علوم و فناوری، به خصوص زمانی که به سرمایهگذار نیاز دارد خواسته یا ناخواسته وارد فاز جدیدی میشود که با روح دانش سازگاری ندارد. علم، قرار است روشی مستقل برای فهم و توضیح جهان باشد و فارغ از جهتگیری بتواند نتایجی درباره ساختار جهان به ما بدهد. نتایج علمی باید قاعدتاً صرفنظر از اینکه خوشایند ما باشد یا نه منتشر شوند. قاعدتاً یک سرمایهگذار نباید بتواند با کمک مالی چند میلیون دلار، دانشمندان را بخرد و مثلاً نتایج پژوهشهای ناسا را دستکاری کند. دلیل جعل نتایج علمی صرفاً پول و انگیزه مالی نیست. مثلا در ماجرای دانشمند مشهور کره جنوبی، دکتر هوانگ وو سوک که نتایج پژوهش ساختگی خود را در نشریه ساینس هم منتشر کرده بود، انگیزه اصلی شهرت بوده است.
چنین رفتارهایی که ناقض استانداردهای رفتار علمی و اخلاقی در پژوهش علمی است را در ادبیات متداول سوء رفتار علمی Scientific misconduct مینامیم.
گزارش وبسایت بیزنس اینسایدر Business Insider یک پرونده ارتشاء، کلاهبرداری و جعل بزرگ در تاریخ علم را افشا کرد که حتی باور آن نیز فراتر از حد تصور بود. طبق این گزارش، صاحبان صنایع قند و شکر آمریکا حد فاصل سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی به تعدادی از دانشمندان برای دستکاری نتایج رشوه داده بودهاند. سرمایهداران ذینفع در صنایع قند و شکر به پژوهشگران وعده داده بودند اگر در مقالات منتشر شده نقش مخرب قند و شکر در وضع سلامت انسان را کمرنگ جلوه داده و به جای آن بیشتر روی چربی و کلسترول تاکید کنند رشوه خوبی دریافت خواهند کرد. به عبارت دیگر از پژوهشگران خواسته شده بود نتایج مطالعات رو به نحوی نشان دهند که بزرگترین خطر در تغذیه انسان چربی و کلسترول است و نه مصرف قند و شکر.
کریستین کرنز، لاورا اشمیت و استانتون گلانتز که در روز ۲۲ شهریور ماه نتایج این پرونده تاریخی را در نشریه JAMA منتشر کردند به این موضوع اشاره کردهاند که چطور بنیاد تحقیقات شکر (Sugar Research Foundation (SRF در سالهای ۵۰ تا ۶۰ میلادی با پرداخت ۵۰ هزار دلار رشوه به نویسندگان یک مقاله سعی در القای این موضوع داشته که کلسترول عامل بروز بیماریهای قلبی است و نه قند و شکر. بر اساس این مطالعه که در آن زمان در New England Journal of Medicine منتشر شده بود و اثر آن تا دههها بر فرهنگ تغذیهای برجا ماند، رژیم غذایی کمچربی به عنوان رژیم غذایی سالم ترویج شد و از نقش شکر تقریباً صرف نظر شد. این جهتدهی به افکار عمومی باعث شد کلسترول به عنوان تنها عامل بیماریهای قلبی شناخته شود و حتی دیدگاه جامعه علمی نیز تا مدتها از این دیدگاه حمایت میکرد. فاجعهبارتر از همه اینکه یکی از این پژوهشگران در آن زمان رییس دپارتمان تغذیه سالم هاروارد بود و البته عضو وقت هیات مدیره انجمن تحقیقات شکر.
پس از رونق رژیم غذایی کمچربی در آمریکا، صنایع قند و شکر سود کلانی به جیب زدند و شکر که اینک نشان داده شده بود بیخطر است، به عنوان جایگزینی جذاب برای چربی در صنایع غذایی به کار گرفته شد. روی تاریک داستان اینجاست که تغییر فرهنگ تغذیهای که دیگر جا افتاده و بازگشت آن به وضع سابق به سادگی ممکن نیست. در حال حاضر مصرف قند و شکر آمریکاییها در مقایسه با گذشته به میزان ۳۰ درصد افزایش یافته است. کام انجمن تحقیقات شکر آمریکا SRF البته از بازگشایی پرونده ۶۰ سال پیش قند و شکر، تلخ شد و با زیر سوال بردن هدف انتشار این گزارش بر این نکته تکیه کرد که شکر تنها عامل بروز مشکلات قلبی نیست.
نویسنده: عرفان کسرایی
@thermophil
✳️ کانال فرگشت
🆔: @iran_evolution
✳️ سیارک عامل نابودی دایناسورها به تولد جنگلهای حارهای کمک کرد
یک مطالعه حاکیست سیارکی که ۶۶ میلیون سال قبل به نابودی دایناسورها در زمین منجر شد همچنین عامل تولد جنگلهای حارهای سیاره ما بود.
محققان از فسیل گرده و برگ گیاهان در کلمبیا برای تحقیق درباره عواقب آن برخورد برای جنگلهای حارهای آمریکای جنوبی استفاده کردند.
مطالعه تازه میگوید که بعد از برخورد آن سنگ ۱۲ کیلومتری، نوع پوشش گیاهی جنگلهای منطقه به طور چشمگیری تغییر کرد.
این تیم یافتههای خود را در نشریه معتبر "ساینس" به چاپ رسانده است.
دکتر مونیکا کاروالو از سرپرستان این مطالعه از موسسه تحقیقات استوایی اسمیتسونیَن در پاناما گفت: "تیم ما بیش از ۵۰ هزار فسیل گرده و بیش از شش هزار فسیل برگ به جا مانده از قبل و بعد از آن برخورد را بررسی و تحلیل کرد."
آنها دریافتند که تا پیش از برخورد آن سنگ عظیم در جایی که حالا شبیه جزیره یوکاتان در مکزیک است، گیاهانی با میوه مخروطی و سرخسها غالب بودند.
اما بعد از آن حادثه ویرانگر، تنوع گیاهی ۴۵ درصد افت کرد و انقراضی در سطح گسترده اتفاق افتاد، به خصوص در میان گیاهان دانهدار.
هرچند جنگلها در شش میلیون سال بعد دوباره رشد کردند، اما گیاهان گلدار این بار غالب شدند.
ساختمان جنگلهای حارهای هم در این دگرگونی تغییر کرد. در اواخر دوران کرتاسه زمانی که دایناسورها هنوز زنده بودند درختان با فاصله زیاد از یکدیگر رشد میکردند. تاج درختان همپوشانی نداشت به طوری که اجازه میداد نور به سطح جنگل برسد.
اما بعد از برخورد، جنگلها انبوه شدند بهطوری که راه ورود نور به سطح جنگل تا حدود زیادی بسته شد.
اما محققان با توجه به تحلیل گرده و برگ آن گیاهان سه توضیح احتمالی را برای این تغییرات پیشنهاد میکنند.
در درجه اول ممکن است حضور دایناسورها مانع تشکیل جنگلی انبوه شده باشد، چون به شدت از آن تغذیه و گیاهان سطح جنگل را لگدکوب میکردند.
توضیح احتمالی دیگر این است که ریختن خاکستر در اثر آتشسوزی وسیع ناشی از برخورد سیارک باعث تقویت خاک شد و گیاهان گلدار را در موقعیتی برتر قرار داد.
توضیح دیگر این است که نابودی گستردهتر درختان سوزنیبرگ به گیاهان گلدار فرصت داد غالب شوند.
به گفته محققان این توضیحات لزوماً با هم در تضاد نیستند و احتمال نقش داشتن همه آنها در آن دگرگونی وجود دارد.
https://www.newscientist.com/article/2273596-asteroid-that-killed-the-dinosaurs-gave-birth-to-the-amazon-rainforest/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
یک مطالعه حاکیست سیارکی که ۶۶ میلیون سال قبل به نابودی دایناسورها در زمین منجر شد همچنین عامل تولد جنگلهای حارهای سیاره ما بود.
محققان از فسیل گرده و برگ گیاهان در کلمبیا برای تحقیق درباره عواقب آن برخورد برای جنگلهای حارهای آمریکای جنوبی استفاده کردند.
مطالعه تازه میگوید که بعد از برخورد آن سنگ ۱۲ کیلومتری، نوع پوشش گیاهی جنگلهای منطقه به طور چشمگیری تغییر کرد.
این تیم یافتههای خود را در نشریه معتبر "ساینس" به چاپ رسانده است.
دکتر مونیکا کاروالو از سرپرستان این مطالعه از موسسه تحقیقات استوایی اسمیتسونیَن در پاناما گفت: "تیم ما بیش از ۵۰ هزار فسیل گرده و بیش از شش هزار فسیل برگ به جا مانده از قبل و بعد از آن برخورد را بررسی و تحلیل کرد."
آنها دریافتند که تا پیش از برخورد آن سنگ عظیم در جایی که حالا شبیه جزیره یوکاتان در مکزیک است، گیاهانی با میوه مخروطی و سرخسها غالب بودند.
اما بعد از آن حادثه ویرانگر، تنوع گیاهی ۴۵ درصد افت کرد و انقراضی در سطح گسترده اتفاق افتاد، به خصوص در میان گیاهان دانهدار.
هرچند جنگلها در شش میلیون سال بعد دوباره رشد کردند، اما گیاهان گلدار این بار غالب شدند.
ساختمان جنگلهای حارهای هم در این دگرگونی تغییر کرد. در اواخر دوران کرتاسه زمانی که دایناسورها هنوز زنده بودند درختان با فاصله زیاد از یکدیگر رشد میکردند. تاج درختان همپوشانی نداشت به طوری که اجازه میداد نور به سطح جنگل برسد.
اما بعد از برخورد، جنگلها انبوه شدند بهطوری که راه ورود نور به سطح جنگل تا حدود زیادی بسته شد.
اما محققان با توجه به تحلیل گرده و برگ آن گیاهان سه توضیح احتمالی را برای این تغییرات پیشنهاد میکنند.
در درجه اول ممکن است حضور دایناسورها مانع تشکیل جنگلی انبوه شده باشد، چون به شدت از آن تغذیه و گیاهان سطح جنگل را لگدکوب میکردند.
توضیح احتمالی دیگر این است که ریختن خاکستر در اثر آتشسوزی وسیع ناشی از برخورد سیارک باعث تقویت خاک شد و گیاهان گلدار را در موقعیتی برتر قرار داد.
توضیح دیگر این است که نابودی گستردهتر درختان سوزنیبرگ به گیاهان گلدار فرصت داد غالب شوند.
به گفته محققان این توضیحات لزوماً با هم در تضاد نیستند و احتمال نقش داشتن همه آنها در آن دگرگونی وجود دارد.
https://www.newscientist.com/article/2273596-asteroid-that-killed-the-dinosaurs-gave-birth-to-the-amazon-rainforest/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
New Scientist
Asteroid that killed the dinosaurs gave birth to the Amazon rainforest
The asteroid that hit Earth 66 million years ago eliminated plant-trampling dinosaurs and rained fertilising ash on South America's rainforests, letting flowering plants take over what used to be mostly coniferous forests
✅ نااطمینانی و آینده ناگوار
فرض کنید بیست و چند سالتان است و یکی از والدینتان بر اثر بیماری هانتینگتون فوت میکند. بیماری که باعث تباهی سلولهای عصبی میشود و افراد را در میانسالی به تدریج از پا در میآورد. این بیماری به صورت ژنتیکی منتقل میشود و اگر پدر یا مادرتان به آن مبتلا باشد به احتمال ۵۰٪ شما نیز به آن مبتلا خواهید شد. اما از آنجایی که نشانگان بیماری تا ۳۰ یا ۴۰ سالگی بروز نمیکند، شما باید این چند سال را در عدم قطعیت سر کنید.
اخیرا یک تست ژنتیکی ابداع شده است که میتواند مشخص کند آیا فرد حامل آن ژن خاص است یا خیر. در نتیجه شما میتوانید تست را انجام دهید و همین حالا بفهمید که وضعیت از چه قرار است. بد نیست بدانید که این بیماری قابل درمان نیست و اگر نتیجهی تست مثبت باشد در میانسالی از دنیا خواهید رفت. شما چه میکنید؟ آیا تست را انجام خواهید داد؟ یا بهتر میبینید آن را بیپاسخ بگذارید؟
در یکی از آخرین پژوهشهایی که در این زمینه صورت گرفت، تعدادی از افرادی را که واقعا در این موقعیت قرار داشتند مورد بررسی قرار دادند. میزان افسردگی و سلامت روانی آنها در چهار مرحله اندازهگیری شد: پیش از باخبر شدن از نتایج تست، پس از باخبر شدن از نتایج، ۶ماه بعد، و یک سال بعد. در بررسیای که بلافاصله بعد از اعلام نتایج صورت گرفت، همانطور که انتظار میرفت آنها که بدشانس بودند و نتایجشان مثبت بود درماندگی و پریشانی بسیار زیادی نشان دادند. اما جالب این که در بررسی ۶ماه بعد و یک سال بعد تمام تفاوتها از بین رفته بود و این دو گروه از هم قابل تشخیص نبودند! آنهایی که مبتلا بودند و آنهایی که نبودند بعد از شش ماه به یک اندازه از زندگی رضایت داشتند. به نظر میرسد که مبتلایان به بیماری به تدریج با موقعیت کنار آمده بودند و آن را به عنوان بخشی از زندگی پذیرفته بودند.
رویداد ناگوار اغلب سریعتر از آنچه تصور میشود تسکین پیدا میکند. پژوهشها نشان میدهد آنهایی که در حوادث رانندگی برای همیشه معلول میشوند خیلی سریع (کمتر از شش ماه) با موقعیت کنار میآیند و میزان رضایتشان از زندگی به همان حالت سابق باز میگردد.
اما خبر شوکه کننده مربوط به گروه سوم بود. آنهایی که تست را انجام نداده بودند و نمیخواستند از نتایج با خبر شوند. این افراد در شروع پژوهش مثل دو گروه دیگر بودند. اما با گذشت زمان وضع رو به وخامت گذاشت، طوری که بعد از گذشت یک سال آنها به طور معناداری افسرده شده بودند و سلامت روانیشان به خطر افتاده بود. به بیان دیگر افرادی که ۱۰۰٪ مطمئن بودند که به بیماری مبتلا میشوند و در اثر آن خواهند مُرد از گروهی که با شانس ۵۰٪ درصدی برای داشتن سلامت کامل مواجه بود شادتر زندگی میکردند. فقط به این خاطر که آنها از آینده مطمئن شده بودند. اما افراد این گروه که تصمیم گرفته بودند تمام این سالها را با شک و تردید زندگی کنند هرگز فرصتی پیدا نمیکردند تا با واقعیت مواجه شوند، و آن را به مرور زمان برای خود تبیین کنند و به آن در راستای روایتشان از زندگی معنا دهند.
بنابراین هرگز تصور نکنید به تعویق انداختن خبر بد برای خودتان یا دیگران میتواند مفید باشد. و تلاش کنید به هر ترتیبی هست از عدم قطعیت دربارهی اطلاعات ناگوار خارج شوید.
📎 با تغییر از کتاب:
Redirect: The Surprising New Science of Psychological Change
Timothy D. Wilson
نویسنده: رضا چمنی
برگرفته از کانال تکامل و شناخت
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
فرض کنید بیست و چند سالتان است و یکی از والدینتان بر اثر بیماری هانتینگتون فوت میکند. بیماری که باعث تباهی سلولهای عصبی میشود و افراد را در میانسالی به تدریج از پا در میآورد. این بیماری به صورت ژنتیکی منتقل میشود و اگر پدر یا مادرتان به آن مبتلا باشد به احتمال ۵۰٪ شما نیز به آن مبتلا خواهید شد. اما از آنجایی که نشانگان بیماری تا ۳۰ یا ۴۰ سالگی بروز نمیکند، شما باید این چند سال را در عدم قطعیت سر کنید.
اخیرا یک تست ژنتیکی ابداع شده است که میتواند مشخص کند آیا فرد حامل آن ژن خاص است یا خیر. در نتیجه شما میتوانید تست را انجام دهید و همین حالا بفهمید که وضعیت از چه قرار است. بد نیست بدانید که این بیماری قابل درمان نیست و اگر نتیجهی تست مثبت باشد در میانسالی از دنیا خواهید رفت. شما چه میکنید؟ آیا تست را انجام خواهید داد؟ یا بهتر میبینید آن را بیپاسخ بگذارید؟
در یکی از آخرین پژوهشهایی که در این زمینه صورت گرفت، تعدادی از افرادی را که واقعا در این موقعیت قرار داشتند مورد بررسی قرار دادند. میزان افسردگی و سلامت روانی آنها در چهار مرحله اندازهگیری شد: پیش از باخبر شدن از نتایج تست، پس از باخبر شدن از نتایج، ۶ماه بعد، و یک سال بعد. در بررسیای که بلافاصله بعد از اعلام نتایج صورت گرفت، همانطور که انتظار میرفت آنها که بدشانس بودند و نتایجشان مثبت بود درماندگی و پریشانی بسیار زیادی نشان دادند. اما جالب این که در بررسی ۶ماه بعد و یک سال بعد تمام تفاوتها از بین رفته بود و این دو گروه از هم قابل تشخیص نبودند! آنهایی که مبتلا بودند و آنهایی که نبودند بعد از شش ماه به یک اندازه از زندگی رضایت داشتند. به نظر میرسد که مبتلایان به بیماری به تدریج با موقعیت کنار آمده بودند و آن را به عنوان بخشی از زندگی پذیرفته بودند.
رویداد ناگوار اغلب سریعتر از آنچه تصور میشود تسکین پیدا میکند. پژوهشها نشان میدهد آنهایی که در حوادث رانندگی برای همیشه معلول میشوند خیلی سریع (کمتر از شش ماه) با موقعیت کنار میآیند و میزان رضایتشان از زندگی به همان حالت سابق باز میگردد.
اما خبر شوکه کننده مربوط به گروه سوم بود. آنهایی که تست را انجام نداده بودند و نمیخواستند از نتایج با خبر شوند. این افراد در شروع پژوهش مثل دو گروه دیگر بودند. اما با گذشت زمان وضع رو به وخامت گذاشت، طوری که بعد از گذشت یک سال آنها به طور معناداری افسرده شده بودند و سلامت روانیشان به خطر افتاده بود. به بیان دیگر افرادی که ۱۰۰٪ مطمئن بودند که به بیماری مبتلا میشوند و در اثر آن خواهند مُرد از گروهی که با شانس ۵۰٪ درصدی برای داشتن سلامت کامل مواجه بود شادتر زندگی میکردند. فقط به این خاطر که آنها از آینده مطمئن شده بودند. اما افراد این گروه که تصمیم گرفته بودند تمام این سالها را با شک و تردید زندگی کنند هرگز فرصتی پیدا نمیکردند تا با واقعیت مواجه شوند، و آن را به مرور زمان برای خود تبیین کنند و به آن در راستای روایتشان از زندگی معنا دهند.
بنابراین هرگز تصور نکنید به تعویق انداختن خبر بد برای خودتان یا دیگران میتواند مفید باشد. و تلاش کنید به هر ترتیبی هست از عدم قطعیت دربارهی اطلاعات ناگوار خارج شوید.
📎 با تغییر از کتاب:
Redirect: The Surprising New Science of Psychological Change
Timothy D. Wilson
نویسنده: رضا چمنی
برگرفته از کانال تکامل و شناخت
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution