فرگشت ، تحول گونهها
✳️ عوامل بیماریزا، ساختار جوامع را در مقیاس محلی و جهانی تغییر میدهند عوامل بیماریزا شامل میکروارگانیسمها، ویروسها، ویروئیدها و پریونها (ویروئیدها و پریونها به ترتیب مولکولهای RNA و پروتئین آلوده کننده هستند) میباشند. دانشمندان، اخیراً به نقش فراگیر…
شناسایی جامعهی میزبان و گونهی حامل عامل بیماریزا میتواند در جلوگیری از گسترش بیماریهایی مانند بیماری لایم که توسط کنهها منتقل میشود، کمک زیادی کند. دانشمندان تا سالهای متمادی تصور میکردند که میزبان عامل بیماری لایم، موش پاسفید است. ولی وقتی محققان موشها را پس از تزریق واکسن بیماری لایم به محیط آزاد کردند، تغییر چندانی در تعداد کنههای آلوده دیده نشد. این مساله باعث شد تا زیستشناسان به دنبال میزبانان دیگری برای عامل بیماری لایم بگردند. آنها ابتدا افرادی از ۱۱ میزبان احتمالی را در محیط به دام انداختند و تراکم لاروهای کنه را بر روی این جانوران اندازه گرفتند. آنها متوجه شدند که هر گونهی میزبان، مجموعهای منحصر به فرد از اللهای یک ژن را که باعث ساخته شدن یک پروتئین در سطح بدن عامل بیماری زا میشود، به کنهها منتقل کرده است. سپس محققان اقدام به جمعآوری کنههایی کردند که در محیط به هیچ میزبانی متصل نبودند و با استفاده از پایگاه دادههای ژنتیکی، میزبان سابق آنها را شناسایی کردند. به صورت تعجب برانگیزی، دو گونهی موش شبگرد کوچک، منبع بیش از نیمی از کنههایی بودند که در محیط جمعآوری شدند. شناسایی میزبانان اصلی یک عامل بیماریزا اطلاعاتی را در اختیار ما میگذارد که ممکن است برای کنترل مهمترین میزبانان دخیل در گسترش بیماری استفاده شود.
اکولوژی جامعه، پایهای را برای درک چرخههای زندگی عوامل بیماریزا و برهمکنش آنها با میزبانان خود فراهم مینماید. تغییرات محیط فیزیکی نیز تاثیر شدیدی را بر روی برهمکنشهای عوامل بیماریزا میگذارند. دانشمندان برای کنترل عوامل بیماریزا و بیماریهای حاصل از آنها نیاز به یک نگاه اکوسیستمی دارند. این نگاه اکوسیستمی شامل یک آگاهی اساسی در مورد نحوهی برهمکنش عوامل بیماریزا با سایر گونهها و با تمام جنبههای محیطشان میگردد.
همچنین، اکولوژیستها از دانش خود در مورد برهمکنشهای درون جامعه برای ردیابی انتشار بیماریهای مشترک انسان و جانوران استفاده میکنند. مثالی از این بیماریها، آنفلوآنزای پرندگان میباشد که توسط یک ویروس بسیار مسری در بزاق و مدفوع پرندگان منتقل میگردد. اکثر این ویروسها، پرندگان وحشی را به صورت خفیف آلوده میکنند ولی بر روی پرندگان اهلی که مهمترین منبع آلودگی انسان هستند، اثرات شدیدی میگذارند. یک سویهی ویژهی ویروسی که H5N1 نام دارد، موجب مرگ صدها میلیون پرندهی اهلی و بیش از ۳۰۰ انسان از سال ۲۰۰۳ تاکنون شده است.
اگر آنفلوآنزای پرندگان به صورت طبیعی از طریق پرندههای وحشی منتقل گردد، آنگاه برنامههای کنترل این بیماری که پرندههای اهلی را قرنطینه میکند و یا حمل و نقل آنها را ردیابی مینماید، ناکارآمد خواهند بود. سویهی H5N1 بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶، از جنوب شرق آسیا به اروپا و آفریقا گسترش یافت ولی تا سال ۲۰۱۲، در استراليا و قارهی آمریکا دیده نشده است. محتملترین مکان برای ورود پرندگان وحشی آلوده به قارهی آمریکا، آلاسکا میباشد. آلاسکا نقطهی ورود مرغابیها، غازها و مرغان دریایی است که هر ساله از طریق دریای برینگ از آسیا به آمریکا مهاجرت میکنند.
اکولوژیستها با به دام انداختن و بررسی پرندگان مهاجر و ساکن در آلاسکا، گسترش ویروس را مورد مطالعه قرار میدهند. این کارآگاهان اکولوژیکی به دنبال یافتن اولین موج بیماری هستند که وارد آمریکای شمالی میشود.
📘 منبع: بیولوژی کمپبل
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
اکولوژی جامعه، پایهای را برای درک چرخههای زندگی عوامل بیماریزا و برهمکنش آنها با میزبانان خود فراهم مینماید. تغییرات محیط فیزیکی نیز تاثیر شدیدی را بر روی برهمکنشهای عوامل بیماریزا میگذارند. دانشمندان برای کنترل عوامل بیماریزا و بیماریهای حاصل از آنها نیاز به یک نگاه اکوسیستمی دارند. این نگاه اکوسیستمی شامل یک آگاهی اساسی در مورد نحوهی برهمکنش عوامل بیماریزا با سایر گونهها و با تمام جنبههای محیطشان میگردد.
همچنین، اکولوژیستها از دانش خود در مورد برهمکنشهای درون جامعه برای ردیابی انتشار بیماریهای مشترک انسان و جانوران استفاده میکنند. مثالی از این بیماریها، آنفلوآنزای پرندگان میباشد که توسط یک ویروس بسیار مسری در بزاق و مدفوع پرندگان منتقل میگردد. اکثر این ویروسها، پرندگان وحشی را به صورت خفیف آلوده میکنند ولی بر روی پرندگان اهلی که مهمترین منبع آلودگی انسان هستند، اثرات شدیدی میگذارند. یک سویهی ویژهی ویروسی که H5N1 نام دارد، موجب مرگ صدها میلیون پرندهی اهلی و بیش از ۳۰۰ انسان از سال ۲۰۰۳ تاکنون شده است.
اگر آنفلوآنزای پرندگان به صورت طبیعی از طریق پرندههای وحشی منتقل گردد، آنگاه برنامههای کنترل این بیماری که پرندههای اهلی را قرنطینه میکند و یا حمل و نقل آنها را ردیابی مینماید، ناکارآمد خواهند بود. سویهی H5N1 بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶، از جنوب شرق آسیا به اروپا و آفریقا گسترش یافت ولی تا سال ۲۰۱۲، در استراليا و قارهی آمریکا دیده نشده است. محتملترین مکان برای ورود پرندگان وحشی آلوده به قارهی آمریکا، آلاسکا میباشد. آلاسکا نقطهی ورود مرغابیها، غازها و مرغان دریایی است که هر ساله از طریق دریای برینگ از آسیا به آمریکا مهاجرت میکنند.
اکولوژیستها با به دام انداختن و بررسی پرندگان مهاجر و ساکن در آلاسکا، گسترش ویروس را مورد مطالعه قرار میدهند. این کارآگاهان اکولوژیکی به دنبال یافتن اولین موج بیماری هستند که وارد آمریکای شمالی میشود.
📘 منبع: بیولوژی کمپبل
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
🧠 کلاغها هم مثل انسانها «خود»آگاهاند
کلاغها به طور اعجابانگیزی از آنچه ما فکر میکردیم باهوشترند. مشاهدات جدید نشان میدهند که کلاغها (و همینطور زاغ و دیگر انواع اینگونه) «بر دانش خود آگاهی دارند، و قابلیت تعمق بر افکارشان را دارند.» این قابلیت درواقع ریشهی دستیابی گونهها به «خودآگاه» است، تواناییای که تنها در بخش کوچکی از گونهها به غیر از انسان قابل مشاهده بوده است.
در تحقیقات جدید، گروهی از دانشمندان آلمانی، کلاغها را در معرض پازلهای پیچیدهای قرار دادهاند، و طی حل کردن پازلها توسط کلاغها، بخشهایی از نورونهای مغز آنها را مورد مطالعه قرار دادند. هدف از این مطالعه فهمیدن شیوه حل مسئله و شناخت آن توسط کلاغها بوده است. دانشمندان میخواستند شیوه مشخصی از فکر کردن در کلاغها را مورد بررسی قرار دهند که به آن آگاهی وابسته به حس گفته میشود. این پازلها اگرچه به ظاهر سادهاند اما نیاز به راهحلهای پیچیده ذهنی دارند، و طی آن هزاران نورون حساس به آنالیز در مغز کلاغها فعال شده است.
کلاغها میتوانند شغل اتخاذ کنند، دانش خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و حتی برای سوگواریهایشان مراسم به جا بیاورند. اما آنچه این آزمایش پزشکی جدید در اختیار ما گذاشته و آنچه از تصور ما در مورد کلاغها تغییر خواهد داد هنوز در حال پروسه است.
🔗 منبع:
https://www.popularmechanics.com/science/animals/a34165311/crows-are-self-aware-like-humans/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
کلاغها به طور اعجابانگیزی از آنچه ما فکر میکردیم باهوشترند. مشاهدات جدید نشان میدهند که کلاغها (و همینطور زاغ و دیگر انواع اینگونه) «بر دانش خود آگاهی دارند، و قابلیت تعمق بر افکارشان را دارند.» این قابلیت درواقع ریشهی دستیابی گونهها به «خودآگاه» است، تواناییای که تنها در بخش کوچکی از گونهها به غیر از انسان قابل مشاهده بوده است.
در تحقیقات جدید، گروهی از دانشمندان آلمانی، کلاغها را در معرض پازلهای پیچیدهای قرار دادهاند، و طی حل کردن پازلها توسط کلاغها، بخشهایی از نورونهای مغز آنها را مورد مطالعه قرار دادند. هدف از این مطالعه فهمیدن شیوه حل مسئله و شناخت آن توسط کلاغها بوده است. دانشمندان میخواستند شیوه مشخصی از فکر کردن در کلاغها را مورد بررسی قرار دهند که به آن آگاهی وابسته به حس گفته میشود. این پازلها اگرچه به ظاهر سادهاند اما نیاز به راهحلهای پیچیده ذهنی دارند، و طی آن هزاران نورون حساس به آنالیز در مغز کلاغها فعال شده است.
کلاغها میتوانند شغل اتخاذ کنند، دانش خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و حتی برای سوگواریهایشان مراسم به جا بیاورند. اما آنچه این آزمایش پزشکی جدید در اختیار ما گذاشته و آنچه از تصور ما در مورد کلاغها تغییر خواهد داد هنوز در حال پروسه است.
🔗 منبع:
https://www.popularmechanics.com/science/animals/a34165311/crows-are-self-aware-like-humans/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Popular Mechanics
Crows Are Self-Aware Just Like Humans, And They May Be as Smart as Gorillas
Studies show that crows have a high number of tightly packed neurons that process information, allowing them to work out complex tasks.
نظریهی فرگشت به روشنی مهمترین نظریهی زیستشناسی است و همواره شرکت در کلاسی که بخت یارش باشد که به این موضوع بپردازد؛ صرف نظر از اینکه استاد باشی یا دانشجو، موجب خوشنودی است. هیچ ایدهی دیگری در زیستشناسی نیست که به لحاظ علمی نیرومندتر یا از نظر فکری شوقانگیزتر از این باشد. واقعیتهای خشک حیات از رهگذر فرگشت معنی مییابند.
مارک ریدلی
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
مارک ریدلی
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
خفاشها به خونآشامی معروفاند ولی این حتماً باید یک شوخی باشد!
بیش از ۱۳۰۰ نوع خفاش در دنیا وجود دارد. بیشتر آنها حشرهخوار هستند و مگس و سوسک شکار میکنند. تعدادی از آنها هم میوهخوار هستند و از انجیر، موز، شهد گلها و غیره تغذیه میکنند.
تعداد کمتری از خفاشها هم هستند که حیوانات کوچک مثل قورباغه، ماهی و مارمولک را شکار میکنند و میخورند.
از میان ۱۳۰۰ نوع خفاش شناخته شده، فقط ۳ نوع خفاش خونآشام وجود دارد. آنها به خون انسانها علاقهای ندارند و معمولاً برای تامین نیاز خود به گاوها و بزها و اسبها آن هم فقط در حالت خواب مراجعه میکنند، یک سوراخ کوچک در پوست آنها ایجاد میکنند، مقدار کمی خون میمکند و میروند، معمولاً بدون اینکه حیوانی که خونش مکیده شده متوجه یا بیدار بشود. این خفاشها روزانه فقط به ۲ قاشق خون نیاز دارند. هر سه نوع خفاش به اصطلاح «خونآشام» در آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی میکنند.
از خفاشها نترسیم، چیزی برای ترس از آنها وجود ندارد.
مطالعه بیشتر:
https://www.pbs.org/newshour/science/7-things-you-didnt-know-about-vampire-bats
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
بیش از ۱۳۰۰ نوع خفاش در دنیا وجود دارد. بیشتر آنها حشرهخوار هستند و مگس و سوسک شکار میکنند. تعدادی از آنها هم میوهخوار هستند و از انجیر، موز، شهد گلها و غیره تغذیه میکنند.
تعداد کمتری از خفاشها هم هستند که حیوانات کوچک مثل قورباغه، ماهی و مارمولک را شکار میکنند و میخورند.
از میان ۱۳۰۰ نوع خفاش شناخته شده، فقط ۳ نوع خفاش خونآشام وجود دارد. آنها به خون انسانها علاقهای ندارند و معمولاً برای تامین نیاز خود به گاوها و بزها و اسبها آن هم فقط در حالت خواب مراجعه میکنند، یک سوراخ کوچک در پوست آنها ایجاد میکنند، مقدار کمی خون میمکند و میروند، معمولاً بدون اینکه حیوانی که خونش مکیده شده متوجه یا بیدار بشود. این خفاشها روزانه فقط به ۲ قاشق خون نیاز دارند. هر سه نوع خفاش به اصطلاح «خونآشام» در آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی میکنند.
از خفاشها نترسیم، چیزی برای ترس از آنها وجود ندارد.
مطالعه بیشتر:
https://www.pbs.org/newshour/science/7-things-you-didnt-know-about-vampire-bats
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
PBS News
7 things you didn't know about vampire bats
The vampire bat is hardly the agent-of-evil its association with Dracula would suggest.
✳️ اُکسی توسین: هورمون عشق و اعتماد؟
نوروساینس اجتماعی: نقشِ مهم محیط اجتماعی در فرآیندهای زیستی
بازارگرمی با اُکسی توسین؛ مولکول عشق، اعتماد و اخلاق!!!
یک مدل شبه علمی مورد علاقه رسانهها (و برخی بنگاههای تجاری و بازاریابی) تحریف نتایج پژوهشهای علمی و تبدیل آن به افسانههای علمیای است که هر کس در مخالفت با آنها صحبت کند توسط طرفداران علم و مردم عادی به آنها حملهور میشوند!
یک نمونه جالب و جذاب آن هورمون اُکسی توسین است:
هورمون عشق! مولکول اعتماد!
یکی از کشفیات نسبتا جدید در زیست شناسی، علوم اعصاب، علوم شناختی و علوم رفتاری، نقش مهم محرکهای محیطی و مفاهیم و سازههای اجتماعی-فرهنگی در فرایندهای زیستی است که در بیان اول بسیار عجیب مینماید و باعث مجادلات علمی فراوان میشود.
در مقالهای که در سال ۲۰۰۵ در ژورنال معتبر نیچر چاپ شده، گفته شد در یک تحقیق علمی، مردمی که مقداری اسپری حاوی اُکسی توسین را از طریق بینی دریافت کردند، بیشتر به دیگران اعتماد کردند! و در یک رول-پِلِی طراحی شده در پژوهشها، پول بیشتری به دیگران میدهند.
این سرآغازی بود برای نامیدن اکسی توسین به نام "مولکول اعتماد" و بمبارانی از سخنرانیهای تِد، مطالب عامیانه در صفحات روانشناسی زرد (pop psychology) و محافل به ظاهر علمی، درباره اثرات شگفت انگیز این هورمون و آینده اختراعات و داروهایی که انسانها را به وسیله آنها فریب خواهند داد!
اما برخی محققین به این ایده شک کردند و قانع نشدند (ولو این ادعا با مقالهای که در Nature چاپ شده بود حمایت شود!) و پژوهشهای دیگری انجام دادند.
برای مثال در سال ۲۰۱۰ تیمی بلژیکی به سرپرستی دکتر میکولازاک، گزارشی با عنوان "اکسی توسین مردم را اعتمادگر میکند، نه ساده لوح" نشان داد کانتکست و محیط و شرایطی که آزمایش در آن انجام میشود نیز مهم است. او نوشت:
«وقتی در بازیهای طراحی شده سرنخ ها و نشانه هایی از غیرقابل اعتماد بودن پارتنر به شخص داده می شود، اکسی توسین هیچ تاثیری بر اعتماد ندارد.»
این گزارش اولین مقالهای بود که نشان داد، آثار اُکسی توسین در انسانها وابسته به کانتکست و شرایط اجتماعی (محیطی) است و در ادامه فرایند تحقیقات درباره اُکسی توسین، یافتههای دیگری در موشهای رودِنت نشان داد که شرایط و کانتِکست محیطی حتی در پاسخ حیوانات به کاربرد اکسی توسین هم بسیار اهمیت دارد.
مقالهای دیگر نشان داده، به قدری عوامل ناشناخته در اختلالات روانی و رفتاری موثر است که هیچ دارویی که میزان اکسی توسین را تغییر میدهد، نتیجه دلخواه بر این بیماریها را ندارد.
پژوهشی دیگر نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی هم بر نحوه بروز رفتارهای مرتبط با اکسی توسین اثرگذارند به طوریکه رفتار اجتماعی سخاوتمندی و بخشش پول را در افراد خود-محور (self centered) تغییر میدهد، اما تاثیری بر افراد دیگر ندارد!
مانند بسیاری از مطالب شبه علمی دیگر، سخنان عوامفریبانه درباره اُکسی توسین از مفاهیم علمی و صحیحی استفاده میکنند اما آن را به شکلی گسترده تعمیم میدهند و نتیجهگیریهای غیرمعتبری میکنند که توسط رسانهها بسیار تبلیغ میشود.
نویسنده: هادی محمدپور
📚 منابع:
Oxytocin: the Molecule of Love, Trust, Morality, and Sociality?
https://www.dana.org/article/one-molecule-for-love-trust-and-morality/
Oxytocin Increases Trust
https://www.nature.com/articles/nature03701
Oxytocin Makes People Trusting, Not Gullible
https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/0956797610377343?journalCode=pssa
Overview of Human Oxytocin Research
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/28864976/
Oxytocin Modulates Social Value Representations In The Amygdala
https://www.nature.com/articles/s41593-019-0351-1
🆔: @iran_evolution
نوروساینس اجتماعی: نقشِ مهم محیط اجتماعی در فرآیندهای زیستی
بازارگرمی با اُکسی توسین؛ مولکول عشق، اعتماد و اخلاق!!!
یک مدل شبه علمی مورد علاقه رسانهها (و برخی بنگاههای تجاری و بازاریابی) تحریف نتایج پژوهشهای علمی و تبدیل آن به افسانههای علمیای است که هر کس در مخالفت با آنها صحبت کند توسط طرفداران علم و مردم عادی به آنها حملهور میشوند!
یک نمونه جالب و جذاب آن هورمون اُکسی توسین است:
هورمون عشق! مولکول اعتماد!
یکی از کشفیات نسبتا جدید در زیست شناسی، علوم اعصاب، علوم شناختی و علوم رفتاری، نقش مهم محرکهای محیطی و مفاهیم و سازههای اجتماعی-فرهنگی در فرایندهای زیستی است که در بیان اول بسیار عجیب مینماید و باعث مجادلات علمی فراوان میشود.
در مقالهای که در سال ۲۰۰۵ در ژورنال معتبر نیچر چاپ شده، گفته شد در یک تحقیق علمی، مردمی که مقداری اسپری حاوی اُکسی توسین را از طریق بینی دریافت کردند، بیشتر به دیگران اعتماد کردند! و در یک رول-پِلِی طراحی شده در پژوهشها، پول بیشتری به دیگران میدهند.
این سرآغازی بود برای نامیدن اکسی توسین به نام "مولکول اعتماد" و بمبارانی از سخنرانیهای تِد، مطالب عامیانه در صفحات روانشناسی زرد (pop psychology) و محافل به ظاهر علمی، درباره اثرات شگفت انگیز این هورمون و آینده اختراعات و داروهایی که انسانها را به وسیله آنها فریب خواهند داد!
اما برخی محققین به این ایده شک کردند و قانع نشدند (ولو این ادعا با مقالهای که در Nature چاپ شده بود حمایت شود!) و پژوهشهای دیگری انجام دادند.
برای مثال در سال ۲۰۱۰ تیمی بلژیکی به سرپرستی دکتر میکولازاک، گزارشی با عنوان "اکسی توسین مردم را اعتمادگر میکند، نه ساده لوح" نشان داد کانتکست و محیط و شرایطی که آزمایش در آن انجام میشود نیز مهم است. او نوشت:
«وقتی در بازیهای طراحی شده سرنخ ها و نشانه هایی از غیرقابل اعتماد بودن پارتنر به شخص داده می شود، اکسی توسین هیچ تاثیری بر اعتماد ندارد.»
این گزارش اولین مقالهای بود که نشان داد، آثار اُکسی توسین در انسانها وابسته به کانتکست و شرایط اجتماعی (محیطی) است و در ادامه فرایند تحقیقات درباره اُکسی توسین، یافتههای دیگری در موشهای رودِنت نشان داد که شرایط و کانتِکست محیطی حتی در پاسخ حیوانات به کاربرد اکسی توسین هم بسیار اهمیت دارد.
مقالهای دیگر نشان داده، به قدری عوامل ناشناخته در اختلالات روانی و رفتاری موثر است که هیچ دارویی که میزان اکسی توسین را تغییر میدهد، نتیجه دلخواه بر این بیماریها را ندارد.
پژوهشی دیگر نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی هم بر نحوه بروز رفتارهای مرتبط با اکسی توسین اثرگذارند به طوریکه رفتار اجتماعی سخاوتمندی و بخشش پول را در افراد خود-محور (self centered) تغییر میدهد، اما تاثیری بر افراد دیگر ندارد!
مانند بسیاری از مطالب شبه علمی دیگر، سخنان عوامفریبانه درباره اُکسی توسین از مفاهیم علمی و صحیحی استفاده میکنند اما آن را به شکلی گسترده تعمیم میدهند و نتیجهگیریهای غیرمعتبری میکنند که توسط رسانهها بسیار تبلیغ میشود.
نویسنده: هادی محمدپور
📚 منابع:
Oxytocin: the Molecule of Love, Trust, Morality, and Sociality?
https://www.dana.org/article/one-molecule-for-love-trust-and-morality/
Oxytocin Increases Trust
https://www.nature.com/articles/nature03701
Oxytocin Makes People Trusting, Not Gullible
https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/0956797610377343?journalCode=pssa
Overview of Human Oxytocin Research
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/28864976/
Oxytocin Modulates Social Value Representations In The Amygdala
https://www.nature.com/articles/s41593-019-0351-1
🆔: @iran_evolution
✳️ یک مطالعه بر روی خوکها نشان میدهد که آنها قادرند از جویاستیک برای علامت زدن روی بخشی از صفحه نمایش که به غذا منتهی میشود استفاده کنند.
دانشمندان قبلا هم میدانستند که هوش خوکها از متوسط هوش حیوانات اهلی بیشتر است. مطالعه جدید نشان میدهد که آنها حتی از آنچه قبلا تصور میشد باهوشترند و حتی از پس استفاده از برخی ابزارهای کامپیوتری هم برمیآیند.
پژوهشگران در آمریکا چهار خوک را برای استفاده از جویاستیک آموزش دادند. آنها از مجموعهای از مشوقهای خوشمزه برای این دوره آموزشی بهره گرفتند.
در این مطالعه خوکها اول تکان دادن جویاستیک با پوزهشان را فرا گرفتند و سپس با یک بازی کامپیوتری آشنا شدند که درآن باید فلش روی صفحه نمایش را به سمت تصویر یکی از چهار دیوار موجود هدایت میکردند. با برخورد فلش به یکی از این دیوارها آنها موفق میشدند که یک مشوق خوراکی دریافت کنند.
🖇 مطالعهی بیشتر:
https://www.theguardian.com/science/2021/feb/11/pigs-can-be-trained-to-use-computer-joysticks-say-researchers
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
دانشمندان قبلا هم میدانستند که هوش خوکها از متوسط هوش حیوانات اهلی بیشتر است. مطالعه جدید نشان میدهد که آنها حتی از آنچه قبلا تصور میشد باهوشترند و حتی از پس استفاده از برخی ابزارهای کامپیوتری هم برمیآیند.
پژوهشگران در آمریکا چهار خوک را برای استفاده از جویاستیک آموزش دادند. آنها از مجموعهای از مشوقهای خوشمزه برای این دوره آموزشی بهره گرفتند.
در این مطالعه خوکها اول تکان دادن جویاستیک با پوزهشان را فرا گرفتند و سپس با یک بازی کامپیوتری آشنا شدند که درآن باید فلش روی صفحه نمایش را به سمت تصویر یکی از چهار دیوار موجود هدایت میکردند. با برخورد فلش به یکی از این دیوارها آنها موفق میشدند که یک مشوق خوراکی دریافت کنند.
🖇 مطالعهی بیشتر:
https://www.theguardian.com/science/2021/feb/11/pigs-can-be-trained-to-use-computer-joysticks-say-researchers
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ کشف قدیمیترین غارنگاره جهان در اندونزی
باستانشناسان کهنترین غارنگاره شناخته شده در جهان را در اندونزی کشف کردهاند؛ نقش یک خوک وحشی که تصور میشود حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشته باشد.
به نظر میرسد نقش این خوک از گونه زگیلدار سِلِبِس که با رنگ اخرا کشیده شده بخشی از یک روایت مصور بوده باشد.
این اثر در غار لینگ تدونگنگ در درهای دورافتاده در جزیره سولاوِسی پیدا شد و قدیمیترین نشانه سکونت انسان در این منطقه است.
ماکسیم اوبِرت از نویسندگان این گزارش که در نشریه "پیشرفتهای علمی" چاپ شده میگوید: "مردمی که این اثر را خلق کردند کاملا مدرن بودند، درست مثل ما، با همه ظرفیتها و ابزارهایی که برای کشیدن هر نوع نقاشی لازم است."
اوبرت که متخصص تاریخگذاری است یک رسوب کَلسیت را که روی سطح نقاشی تشکیل شده بود شناسایی و با استفاده از ایزوتوپ اورانیوم-توریوم نتیجهگیری کرد که قدمت آن ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال است.
به این ترتیب به گفته او این نقاشی حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت دارد هرچند "میتواند خیلی قدیمیتر باشد چون ما فقط تاریخ تشکیل کلیست روی نقاشی را مشخص کردهایم."
این گزارش میگوید که نقاشی با ابعاد ۱۳۶ در ۵۴ سانتیمتر خوکی با زگیلهایی برجسته روی صورت که مشخصه موجود نر است را ترسیم میکند.
دو اثر دست در کنار خوک وجود دارد و همچنین به نظر میرسد خوک رو در روی خوکهای دیگری ایستاده که فقط بخشی از آنها باقی مانده.
آدام بروم نویسنده دیگر مقاله گفت: "به نظر میرسد خوک نظارهگر نبرد یا کنشی اجتماعی میان دو خوک زگیلدار دیگر باشد."
محققان میگویند هنرمند برای ایجاد اثر دست اول باید دستهایش را روی سطح میگذاشته و بعد رنگدانههایی را با کمک بزاق دهان روی آن میپاشیده است. این تیم امیدوار است بتواند نمونه دی ان اِی بزاق را از این اثر استخراج کند.
این شاید قدیمیترین نقاشی از یک حیوان باشد اما قدیمیترین اثر هنری نیست. دانشمندان در سال ۲۰۱۸ اعلام کردند قدیمیترین نقش شناخته شده تا امروز را روی قطعه سنگی کوچک در آفریقای جنوبی کشف کردهاند. این اثر حدود ۷۳ هزار سال قدمت دارد و روی آن خطوطی ضربدری دیده میشود که با اخرا کشیده شده است.
https://www.smithsonianmag.com/articles/45000-year-old-pig-painting-indonesia-may-be-oldest-known-animal-art-180976748/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
باستانشناسان کهنترین غارنگاره شناخته شده در جهان را در اندونزی کشف کردهاند؛ نقش یک خوک وحشی که تصور میشود حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشته باشد.
به نظر میرسد نقش این خوک از گونه زگیلدار سِلِبِس که با رنگ اخرا کشیده شده بخشی از یک روایت مصور بوده باشد.
این اثر در غار لینگ تدونگنگ در درهای دورافتاده در جزیره سولاوِسی پیدا شد و قدیمیترین نشانه سکونت انسان در این منطقه است.
ماکسیم اوبِرت از نویسندگان این گزارش که در نشریه "پیشرفتهای علمی" چاپ شده میگوید: "مردمی که این اثر را خلق کردند کاملا مدرن بودند، درست مثل ما، با همه ظرفیتها و ابزارهایی که برای کشیدن هر نوع نقاشی لازم است."
اوبرت که متخصص تاریخگذاری است یک رسوب کَلسیت را که روی سطح نقاشی تشکیل شده بود شناسایی و با استفاده از ایزوتوپ اورانیوم-توریوم نتیجهگیری کرد که قدمت آن ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال است.
به این ترتیب به گفته او این نقاشی حداقل ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت دارد هرچند "میتواند خیلی قدیمیتر باشد چون ما فقط تاریخ تشکیل کلیست روی نقاشی را مشخص کردهایم."
این گزارش میگوید که نقاشی با ابعاد ۱۳۶ در ۵۴ سانتیمتر خوکی با زگیلهایی برجسته روی صورت که مشخصه موجود نر است را ترسیم میکند.
دو اثر دست در کنار خوک وجود دارد و همچنین به نظر میرسد خوک رو در روی خوکهای دیگری ایستاده که فقط بخشی از آنها باقی مانده.
آدام بروم نویسنده دیگر مقاله گفت: "به نظر میرسد خوک نظارهگر نبرد یا کنشی اجتماعی میان دو خوک زگیلدار دیگر باشد."
محققان میگویند هنرمند برای ایجاد اثر دست اول باید دستهایش را روی سطح میگذاشته و بعد رنگدانههایی را با کمک بزاق دهان روی آن میپاشیده است. این تیم امیدوار است بتواند نمونه دی ان اِی بزاق را از این اثر استخراج کند.
این شاید قدیمیترین نقاشی از یک حیوان باشد اما قدیمیترین اثر هنری نیست. دانشمندان در سال ۲۰۱۸ اعلام کردند قدیمیترین نقش شناخته شده تا امروز را روی قطعه سنگی کوچک در آفریقای جنوبی کشف کردهاند. این اثر حدود ۷۳ هزار سال قدمت دارد و روی آن خطوطی ضربدری دیده میشود که با اخرا کشیده شده است.
https://www.smithsonianmag.com/articles/45000-year-old-pig-painting-indonesia-may-be-oldest-known-animal-art-180976748/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Smithsonian Magazine
45,000-Year-Old Pig Painting in Indonesia May Be Oldest Known Animal Art
Ice Age cave painters flourished in Southeast Asia, where their work adorned rock walls
✳ یک پژوهش نشان میدهد که چرت مرتب نیمروزی، مغز انسان را چابک و سرحال نگه میدارد.
در این پژوهش که نتیجه آن در یک مجله روانپزشکی منتشر شده، مدل خواب ۲۲۱۴ انسان سالم در چند شهر مختلف چین بررسی شد. همه شرکت کنندگان در این پژوهش بالاتر از ۶۰ سال داشتهاند.
از این میان، ۱۵۳۴ نفر، همه روزه از ۵ دقیقه تا دو ساعت، به طور مرتب خواب نیمروزی داشتهاند، در حالی که ۶۸۰ نفر دیگر خواب نیمروزی نداشتند.
تست زوال عقل (دِمنشا) بر روی اعضای گروه مورد مطالعه نشان داد که مغز افرادی که خواب نیمروزی مرتب داشتهاند، در موقعیتیابی، فصاحت کلامی و کارکرد حافظه، عملکرد بهتری داشته است.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که خواب مرتب نیمروزی، تاثیرات مثبت دیگری هم بر مغز انسان میگذارد؛ از جمله تقویت حافظه و قوه یادگیری، بهبود عملکرد اجرایی مغز و کمک به ثبات عاطفی.
https://gpsych.bmj.com/content/34/1/e100361
✳ کانال فرگشت:
🆔️: @iran_evolution
در این پژوهش که نتیجه آن در یک مجله روانپزشکی منتشر شده، مدل خواب ۲۲۱۴ انسان سالم در چند شهر مختلف چین بررسی شد. همه شرکت کنندگان در این پژوهش بالاتر از ۶۰ سال داشتهاند.
از این میان، ۱۵۳۴ نفر، همه روزه از ۵ دقیقه تا دو ساعت، به طور مرتب خواب نیمروزی داشتهاند، در حالی که ۶۸۰ نفر دیگر خواب نیمروزی نداشتند.
تست زوال عقل (دِمنشا) بر روی اعضای گروه مورد مطالعه نشان داد که مغز افرادی که خواب نیمروزی مرتب داشتهاند، در موقعیتیابی، فصاحت کلامی و کارکرد حافظه، عملکرد بهتری داشته است.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که خواب مرتب نیمروزی، تاثیرات مثبت دیگری هم بر مغز انسان میگذارد؛ از جمله تقویت حافظه و قوه یادگیری، بهبود عملکرد اجرایی مغز و کمک به ثبات عاطفی.
https://gpsych.bmj.com/content/34/1/e100361
✳ کانال فرگشت:
🆔️: @iran_evolution
✳️ دانشمندان استرالیایی قدیمیترین هنر صخرهای این کشور را کشف کردند. این سنگنگاره طرح یک کانگورو است و حدود ۱۷ هزار و ۳۰۰ سال قدمت دارد.
این اثر هنری دو متر طول دارد و در سر پناه یک صخره نقش بسته شده است. این سنگنگاره در منطقه کیمبرلی در غرب استرالیا یافت شد که به خاطر نقاشیهای صخرهای بومیاش شهرت دارد.
تخمین دقیق قدمت این اثر هنری با روشها و تکنیکهای علمی و نوآورانه ممکن شده است.
محققان استرالیایی مشغول در این پروژه معتقدند که احتمالا بین نقاشی کانگورو و هنر باستانی مناطق دیگر ارتباطهایی وجود داشته باشد.
سون اوزمان از محققانی که در این پروژه مشارکت داشته است میگوید "تصویر نمادین این کانگورو از نظر بصری شبیه نقاشیهای سنگی جزایر جنوب شرقی آسیا است که بیش از ۴۰،۰۰۰ سال قدمت دارد. این موضوع حاکی از پیوند فرهنگی است و به هنر سنگی قدیمیتر استرالیا اشارهدارد".
سال گذشته باستانشناسان قدیمیترین غارنگاره شناخته شده از یک حیوان را در اندونزی کشف کردند. این نقاشی تصویر یک خوک وحشی بود که تقریبا در اندازه واقعی کشیده شده بود و دست کم ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشت.
https://www.nature.com/articles/s41562-020-01041-0
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
این اثر هنری دو متر طول دارد و در سر پناه یک صخره نقش بسته شده است. این سنگنگاره در منطقه کیمبرلی در غرب استرالیا یافت شد که به خاطر نقاشیهای صخرهای بومیاش شهرت دارد.
تخمین دقیق قدمت این اثر هنری با روشها و تکنیکهای علمی و نوآورانه ممکن شده است.
محققان استرالیایی مشغول در این پروژه معتقدند که احتمالا بین نقاشی کانگورو و هنر باستانی مناطق دیگر ارتباطهایی وجود داشته باشد.
سون اوزمان از محققانی که در این پروژه مشارکت داشته است میگوید "تصویر نمادین این کانگورو از نظر بصری شبیه نقاشیهای سنگی جزایر جنوب شرقی آسیا است که بیش از ۴۰،۰۰۰ سال قدمت دارد. این موضوع حاکی از پیوند فرهنگی است و به هنر سنگی قدیمیتر استرالیا اشارهدارد".
سال گذشته باستانشناسان قدیمیترین غارنگاره شناخته شده از یک حیوان را در اندونزی کشف کردند. این نقاشی تصویر یک خوک وحشی بود که تقریبا در اندازه واقعی کشیده شده بود و دست کم ۴۵ هزار و ۵۰۰ سال قدمت داشت.
https://www.nature.com/articles/s41562-020-01041-0
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Nature
Ages for Australia’s oldest rock paintings
Nature Human Behaviour - Radiocarbon dating of mud wasp nests in the Kimberley region of Western Australia has established ages of up to 17,000 years for rock art from the earliest known,...
فرگشت ، تحول گونهها
✳️ آیا دانشمندان میتوانند نتایج علمی را دستکاری و جعل کنند؟ 🆔: @iran_evolution
آیا دانشمندان این امکان را دارند که دادههای علمی را جعل کرده و مطابق میل خود منتشر کنند؟ آیا میتوان آزمایشهای علمی را با سوگیری Bias و با غرض و قصد قبلی پیش برد؟
پاسخ به این پرسشها متاسفانه مثبت است. بله!
دستکاری دادههای آزمایشی و پیش بردن آزمونهای علمی با غرض قبلی کاملاً ممکن است. البته روششناسان علم؛ دانشمندان و منطقدانان و فیلسوفان علم هم بیکار ننشستهاند و روشهایی معتبر عقلی طراحی کردهاند که در آن دستکاری عمدی یا غیرعمدی دادهها غیرممکن شود. پروتکلهای آزمایشگاهی و آزمونهای علمی بسیارند اما مهمترین آن را شاید بتوان آزمونهای کور (Blind) دانست. طبق تعریف آزمایش کور (Blind) یک سنخ تئوری آزمایش علمی است که افراد شرکتکننده در آن از داشتن اطلاعاتی که منجر شود به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به سمتی متمایل شوند که نتیجه پژوهش را تحت تاثیر قرار دهند، منع میشوند. مثلا فرض کنید میخواهیم در یک مطالعه؛ طعم و مزه دو محصول غذایی را با یکدیگر مقایسه کنیم. در یک آزمایش کور؛ زمانی که از مصرفکننده خواسته شود طعم و مزه محصولات مختلف را چشیده و با هم مقایسه کند، نام سازنده هر دو محصول باید پوشانده شود. در غیر اینصورت معمولاً مصرفکننده به سمت محصولی که از قبل نسبت به آن شناخت دارد متمایل میشود و ممکن است با سوگیری و به صورت جهتدار یکی از دو محصول را با کیفیتتر اعلام کند. این مساله در مورد صنایع دارو از اهمیت فزایندهای برخوردار است. در مورد داروها هم به همین شکل وقتی قدرت تاثیر یک دارو مورد آزمایش قرار میگیرد، هم بیماران و هم پزشکان شرکتکننده در آزمایش از دوز مصرفی یا اینکه اصلاً چه کسی دارد داروی واقعی میگیرد و چه کسی دارونما بیاطلاع هستند. این مساله باعث خواهد شد شانس هرگونه تأثیر تلقینی یا فریب هوشیارانه از بین برود. آزمایش کور ابزار بسیار مهم و کاربردی در شاخههای مختلف علوم از جمله علم پزشکی، روانشناسی، عصب شناسی و بیولوژی و … است و به گواه دانشمندان و پژوهشگران؛ به کارگیری روش علمی آزمایش کور در برخی رشتهها مانند آزمون دارو ضروری است.
آزمونهای کور (Blind) چند روش دارند و همه آنها به یک شکل و به یک میزان سختگیرانه نیستند و اقسام گوناگونی دارند: آزمایش کور یکطرفه single blind و آزمایش کور دوطرفه (دوگانه double blind) و آزمایش کور سه طرفه یا Triple-blind.
آزمون کور یکطرفه از همه سادهتر است و طی آن اطلاعاتی که بالقوه میتواند باعث منحرف شدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکتکننده آزمایش مخفی میماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش در بین فیلسوفان علم؛ چالش پپسی است.
آزمونی را در نظر بگیرید که کمپانی نوشابهسازی پپسی آن را برگزار میکند. در این آزمون دو لیوان نوشیدنی که یکی کوکاکولا و دیگری پپسی است در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکتکنندگان میخواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز؛ آن را که به لحاظ طعم و مزه و کیفیت بیشتر میپسندند انتخاب کنند. شرکتکنندگان که اطلاع ندارند کدام لیون پپسی و کدام لیوان کوکاکولاست تنها پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع میشوند. نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یکطرفه انجام شود یعنی آزمایش کور یکطرفه (single blind) این است که چون مسئول برگزاری آزمون؛ از محتوای آزمایش مطلع است کاملاً ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکتکنندگان را به سمت خاصی که دلش میخواهد یا منافعاش ایجاب میکند سوق بدهد.
آزمایش کور دوطرفه اما تا حدی پیچیدهتر است. در آزمایش کور دوطرفه عواملی که میتواند باعث دستکاری نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکتکننده و هم از دید مسئول یا مسئولان انجام آزمایش پنهان میمانند. به همین جهت آزمایش کور دوطرفه از استاندارد علمی بالاتری برخوردار است.
دقیقتر از آن آزمایش کور سهطرفه یا همان آزمون سهسو کور (Triple Blind) است که در آن هم شرکتکننده، هم خود پژوهشگر و هم تحلیلگر دادهها هرسه از اطلاعات اصلی مورد مطالعه بیاطلاع هستند. این نوع آزمون ما را مطمئن میکند که هیچکسی امکان دستکاری سلیقهای دادههای آزمایشی را نداشته و بنابراین میتوان با خیال راحت به نتایج مطالعه اطمینان کرد. از دید فیلسوفان علم؛ اگر آزمایشگران در هر جا با تکرار شرایط به نتایج مشابه برسند دقیقاً جایی است که این روش مطالعه و آزمایش را میتوان یک آزمون علمی استاندارد نامید.
📝 نویسنده: عرفان کسرایی
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پاسخ به این پرسشها متاسفانه مثبت است. بله!
دستکاری دادههای آزمایشی و پیش بردن آزمونهای علمی با غرض قبلی کاملاً ممکن است. البته روششناسان علم؛ دانشمندان و منطقدانان و فیلسوفان علم هم بیکار ننشستهاند و روشهایی معتبر عقلی طراحی کردهاند که در آن دستکاری عمدی یا غیرعمدی دادهها غیرممکن شود. پروتکلهای آزمایشگاهی و آزمونهای علمی بسیارند اما مهمترین آن را شاید بتوان آزمونهای کور (Blind) دانست. طبق تعریف آزمایش کور (Blind) یک سنخ تئوری آزمایش علمی است که افراد شرکتکننده در آن از داشتن اطلاعاتی که منجر شود به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به سمتی متمایل شوند که نتیجه پژوهش را تحت تاثیر قرار دهند، منع میشوند. مثلا فرض کنید میخواهیم در یک مطالعه؛ طعم و مزه دو محصول غذایی را با یکدیگر مقایسه کنیم. در یک آزمایش کور؛ زمانی که از مصرفکننده خواسته شود طعم و مزه محصولات مختلف را چشیده و با هم مقایسه کند، نام سازنده هر دو محصول باید پوشانده شود. در غیر اینصورت معمولاً مصرفکننده به سمت محصولی که از قبل نسبت به آن شناخت دارد متمایل میشود و ممکن است با سوگیری و به صورت جهتدار یکی از دو محصول را با کیفیتتر اعلام کند. این مساله در مورد صنایع دارو از اهمیت فزایندهای برخوردار است. در مورد داروها هم به همین شکل وقتی قدرت تاثیر یک دارو مورد آزمایش قرار میگیرد، هم بیماران و هم پزشکان شرکتکننده در آزمایش از دوز مصرفی یا اینکه اصلاً چه کسی دارد داروی واقعی میگیرد و چه کسی دارونما بیاطلاع هستند. این مساله باعث خواهد شد شانس هرگونه تأثیر تلقینی یا فریب هوشیارانه از بین برود. آزمایش کور ابزار بسیار مهم و کاربردی در شاخههای مختلف علوم از جمله علم پزشکی، روانشناسی، عصب شناسی و بیولوژی و … است و به گواه دانشمندان و پژوهشگران؛ به کارگیری روش علمی آزمایش کور در برخی رشتهها مانند آزمون دارو ضروری است.
آزمونهای کور (Blind) چند روش دارند و همه آنها به یک شکل و به یک میزان سختگیرانه نیستند و اقسام گوناگونی دارند: آزمایش کور یکطرفه single blind و آزمایش کور دوطرفه (دوگانه double blind) و آزمایش کور سه طرفه یا Triple-blind.
آزمون کور یکطرفه از همه سادهتر است و طی آن اطلاعاتی که بالقوه میتواند باعث منحرف شدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکتکننده آزمایش مخفی میماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش در بین فیلسوفان علم؛ چالش پپسی است.
آزمونی را در نظر بگیرید که کمپانی نوشابهسازی پپسی آن را برگزار میکند. در این آزمون دو لیوان نوشیدنی که یکی کوکاکولا و دیگری پپسی است در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکتکنندگان میخواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز؛ آن را که به لحاظ طعم و مزه و کیفیت بیشتر میپسندند انتخاب کنند. شرکتکنندگان که اطلاع ندارند کدام لیون پپسی و کدام لیوان کوکاکولاست تنها پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع میشوند. نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یکطرفه انجام شود یعنی آزمایش کور یکطرفه (single blind) این است که چون مسئول برگزاری آزمون؛ از محتوای آزمایش مطلع است کاملاً ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکتکنندگان را به سمت خاصی که دلش میخواهد یا منافعاش ایجاب میکند سوق بدهد.
آزمایش کور دوطرفه اما تا حدی پیچیدهتر است. در آزمایش کور دوطرفه عواملی که میتواند باعث دستکاری نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکتکننده و هم از دید مسئول یا مسئولان انجام آزمایش پنهان میمانند. به همین جهت آزمایش کور دوطرفه از استاندارد علمی بالاتری برخوردار است.
دقیقتر از آن آزمایش کور سهطرفه یا همان آزمون سهسو کور (Triple Blind) است که در آن هم شرکتکننده، هم خود پژوهشگر و هم تحلیلگر دادهها هرسه از اطلاعات اصلی مورد مطالعه بیاطلاع هستند. این نوع آزمون ما را مطمئن میکند که هیچکسی امکان دستکاری سلیقهای دادههای آزمایشی را نداشته و بنابراین میتوان با خیال راحت به نتایج مطالعه اطمینان کرد. از دید فیلسوفان علم؛ اگر آزمایشگران در هر جا با تکرار شرایط به نتایج مشابه برسند دقیقاً جایی است که این روش مطالعه و آزمایش را میتوان یک آزمون علمی استاندارد نامید.
📝 نویسنده: عرفان کسرایی
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ میزگرد مجازی «فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن»
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم.
https://youtu.be/yAiV4rf8qzs
🆔: @iran_evolution
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم.
https://youtu.be/yAiV4rf8qzs
🆔: @iran_evolution
YouTube
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان | فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن
با ما در میزگرد مجازی شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان زیر عنوان «فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن» با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم همراه باشید.
این کتاب به قلم آنجلا ساینی، داستان فجایع برآمده از باور به تفاوتهای بیولوژیکی بین نژادهای مختلف را به تصویر میکشد و به تاریخ علم نژادشناسی و سهم جریانهای علمی در بروز فجایعی چون یوژنیک میپردازد. کتاب حاضر، این حقیقت را برملا میسازد که قدرتهای سیاسی به مدت قرنها از علم به عنوان ابزاری برای توجیه نابرابریها و نژادپرستی خود استفاده کردهاند و گروههای عادی مردم هم با آغوش باز به استقبال از ایده برتری نژادی رفتند.
ساینی هم چنین در این کتاب تلاش میکند تا تعریفی صریح و روشن از نژاد ارائه دهد. او تمام طبقهبندیهای ممکن نژادی را بررسی میکند و نشان میدهد هیچ طبقهبندی زیستشناختی مبتنی بر برتری نژادی یک گروه بر دیگری وجود ندارد. در اصل، نژاد در بهترین حالت چیزی فراتر از تفاوتهای ظاهری هم چون رنگدانههای پوستی و بافت مو نیست و هیچ تفاوت درونی متمایزکنندهای بین گروههای مختلف انسانها وجود ندارد که بر اساس آن بتوان انسانها را به یک نژاد منسوب دانست. با مطالعه کتاب نژاد برتر درخواهید یافت هیچ متغیر ژنی وجود ندارد که تنها در یک نژاد خاص وجود داشته باشد و در دیگر نژادها به چشم نخورد. در حقیقت، تنها یک نژاد وجود دارد و آن هم نژاد انسان است. کتاب نژاد برتر نوشته آنجلا ساینی با ترجمه زهره مرصوص توسط نشر سایلاو منتشر شده است.
🆔: @iran_evolution
ساینی هم چنین در این کتاب تلاش میکند تا تعریفی صریح و روشن از نژاد ارائه دهد. او تمام طبقهبندیهای ممکن نژادی را بررسی میکند و نشان میدهد هیچ طبقهبندی زیستشناختی مبتنی بر برتری نژادی یک گروه بر دیگری وجود ندارد. در اصل، نژاد در بهترین حالت چیزی فراتر از تفاوتهای ظاهری هم چون رنگدانههای پوستی و بافت مو نیست و هیچ تفاوت درونی متمایزکنندهای بین گروههای مختلف انسانها وجود ندارد که بر اساس آن بتوان انسانها را به یک نژاد منسوب دانست. با مطالعه کتاب نژاد برتر درخواهید یافت هیچ متغیر ژنی وجود ندارد که تنها در یک نژاد خاص وجود داشته باشد و در دیگر نژادها به چشم نخورد. در حقیقت، تنها یک نژاد وجود دارد و آن هم نژاد انسان است. کتاب نژاد برتر نوشته آنجلا ساینی با ترجمه زهره مرصوص توسط نشر سایلاو منتشر شده است.
🆔: @iran_evolution
Audio
🎧 پادکست صوتی
"فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن"
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم
@thermophil
"فرگشت (تکامل) و تصورات اشتباه از آن"
شانزدهمین قسمت از برنامهی آرگومان با حضور عرفان کسرایی، روزنامه نگار و پژوهشگر مطالعات علم
@thermophil
✳️ دانشمندان یک گونه تازه از دایناسور را پس از بررسی باقیماندههای استخوانهای کشف شده آن در شمال شیلی شناسایی کردهاند.
بقایای این دایناسور در بیابان آتاکاما در شهر کوپیاپو، پیدا شد که خشکترین بیابان جهان است.
کارشناسان میگویند این گونه تازه کشف شده که از خانواده تیتاناسور است، گیاهخوار است، سر کوچک و دم بزرگی دارد و پشتش به طور غیر معمولی تخت است.
استخوانهای این دایناسور در دهه ۹۰ میلادی کشف شد و تحقیق بر آن تا دهه دو هزار میلادی ادامه پیدا کرد. اما نتیجه این تحقیقات، چند روز پیش، در مجله 'تحقیقات کرتاسه' منتشر شد.
https://phys.org/news/2021-04-giant-dinosaur-species-chile.html
کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
بقایای این دایناسور در بیابان آتاکاما در شهر کوپیاپو، پیدا شد که خشکترین بیابان جهان است.
کارشناسان میگویند این گونه تازه کشف شده که از خانواده تیتاناسور است، گیاهخوار است، سر کوچک و دم بزرگی دارد و پشتش به طور غیر معمولی تخت است.
استخوانهای این دایناسور در دهه ۹۰ میلادی کشف شد و تحقیق بر آن تا دهه دو هزار میلادی ادامه پیدا کرد. اما نتیجه این تحقیقات، چند روز پیش، در مجله 'تحقیقات کرتاسه' منتشر شد.
https://phys.org/news/2021-04-giant-dinosaur-species-chile.html
کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پژوهشهای اخیر از بازماندههای انسانی مربوط به ۴۵ هزارسال پیش در مطالعه یک مهاجرت گسترده به اروپا نشان میدهد که آمیزش انسان (هوموسیپینها) و نئاندرتالها بسیار گستردهتر از آنیست که قبلا تصور میشد.
این پژوهش برروی بازماندههای انسانی انجام شده است که سال گذشته در غار باچو کیرو (Bacho Kiro) بلغارستان کشف شد. پژوهشگران میگویند که یافتههای دیانای فوسیل این افراد نشان میدهند که میان انسانهای مدرن اولیه در اروپا و انسانهای بعدی در یوروسیا پیوند و استمرار وجود دارد. به گفته پژوهشگران «حتی نخستین تاریخ اروپاییان مدرن هم درهم آمیخته و بینظم بوده و جابهجایی جمعیت وجود داشته است.»
شواهد نشان میدهند که انسان بیش از آنچه فرض میشد همراه با نئاندرتالها در اروپا زندگی و همآمیزی میکردند. درگذشته نیز شواهدی مبنی بر آمیزش انسانهای امروزی و نئاندرتالها در بازماندههای یک انسان یافت شده بود اما تصور میشد که موردی استثنایی و اتفاقی بوده است. اما انسانهایی که در غار باچوکیرو یافت شدهاند همگی در پنج تا هفت نسل قبلی خود اجداد نئآندرتال داشتهاند.
شواهد ژنتیکی حاکی از آناند که نسل انسان اولین بار در حدود پنجاههزار سال پیش به اروپا پاگذاشت. نئاندرتالها، با اغلب گونههای انسانی آمیزش داشتهاند و بنا به یافتههای فعلی این آمیختگی بیش از آن است که قبل گمان میرفت.
نئاندرتالها در حدود ۴۰ هزارسال پیش منقرض شدند اما ژن آنها در دیانای انسان امروزی موجود است.
یافتههای علم ژنتیک در سالیان اخیر نشان دادهاند که تصوراتی مبتنی بر وجود نژاد و خلوص نژادی مبنای علمی ندارند و انسان از دوران باستان در حال آمیزش با اقوام و گروههای مختلف و در مورد اخیر حتی گونههای دیگری مانند نئاندرتالها بوده است.
https://www.sciencenews.org/article/europe-oldest-known-humans-mated-neandertals-dna-fossils
مترجم: میدان دات کام
این پژوهش برروی بازماندههای انسانی انجام شده است که سال گذشته در غار باچو کیرو (Bacho Kiro) بلغارستان کشف شد. پژوهشگران میگویند که یافتههای دیانای فوسیل این افراد نشان میدهند که میان انسانهای مدرن اولیه در اروپا و انسانهای بعدی در یوروسیا پیوند و استمرار وجود دارد. به گفته پژوهشگران «حتی نخستین تاریخ اروپاییان مدرن هم درهم آمیخته و بینظم بوده و جابهجایی جمعیت وجود داشته است.»
شواهد نشان میدهند که انسان بیش از آنچه فرض میشد همراه با نئاندرتالها در اروپا زندگی و همآمیزی میکردند. درگذشته نیز شواهدی مبنی بر آمیزش انسانهای امروزی و نئاندرتالها در بازماندههای یک انسان یافت شده بود اما تصور میشد که موردی استثنایی و اتفاقی بوده است. اما انسانهایی که در غار باچوکیرو یافت شدهاند همگی در پنج تا هفت نسل قبلی خود اجداد نئآندرتال داشتهاند.
شواهد ژنتیکی حاکی از آناند که نسل انسان اولین بار در حدود پنجاههزار سال پیش به اروپا پاگذاشت. نئاندرتالها، با اغلب گونههای انسانی آمیزش داشتهاند و بنا به یافتههای فعلی این آمیختگی بیش از آن است که قبل گمان میرفت.
نئاندرتالها در حدود ۴۰ هزارسال پیش منقرض شدند اما ژن آنها در دیانای انسان امروزی موجود است.
یافتههای علم ژنتیک در سالیان اخیر نشان دادهاند که تصوراتی مبتنی بر وجود نژاد و خلوص نژادی مبنای علمی ندارند و انسان از دوران باستان در حال آمیزش با اقوام و گروههای مختلف و در مورد اخیر حتی گونههای دیگری مانند نئاندرتالها بوده است.
https://www.sciencenews.org/article/europe-oldest-known-humans-mated-neandertals-dna-fossils
مترجم: میدان دات کام
Science News
Europe’s oldest known humans mated with Neandertals surprisingly often
DNA from ancient fossils suggests interbreeding regularly occurred between the two species by about 45,000 years ago, two studies find.
✳️ رشوه به دانشمندان: دستکاری پژوهشهای علمی
گاهی پیشرفت علوم و فناوری، به خصوص زمانی که به سرمایهگذار نیاز دارد خواسته یا ناخواسته وارد فاز جدیدی میشود که با روح دانش سازگاری ندارد. علم، قرار است روشی مستقل برای فهم و توضیح جهان باشد و فارغ از جهتگیری بتواند نتایجی درباره ساختار جهان به ما بدهد. نتایج علمی باید قاعدتاً صرفنظر از اینکه خوشایند ما باشد یا نه منتشر شوند. قاعدتاً یک سرمایهگذار نباید بتواند با کمک مالی چند میلیون دلار، دانشمندان را بخرد و مثلاً نتایج پژوهشهای ناسا را دستکاری کند. دلیل جعل نتایج علمی صرفاً پول و انگیزه مالی نیست. مثلا در ماجرای دانشمند مشهور کره جنوبی، دکتر هوانگ وو سوک که نتایج پژوهش ساختگی خود را در نشریه ساینس هم منتشر کرده بود، انگیزه اصلی شهرت بوده است.
چنین رفتارهایی که ناقض استانداردهای رفتار علمی و اخلاقی در پژوهش علمی است را در ادبیات متداول سوء رفتار علمی Scientific misconduct مینامیم.
گزارش وبسایت بیزنس اینسایدر Business Insider یک پرونده ارتشاء، کلاهبرداری و جعل بزرگ در تاریخ علم را افشا کرد که حتی باور آن نیز فراتر از حد تصور بود. طبق این گزارش، صاحبان صنایع قند و شکر آمریکا حد فاصل سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی به تعدادی از دانشمندان برای دستکاری نتایج رشوه داده بودهاند. سرمایهداران ذینفع در صنایع قند و شکر به پژوهشگران وعده داده بودند اگر در مقالات منتشر شده نقش مخرب قند و شکر در وضع سلامت انسان را کمرنگ جلوه داده و به جای آن بیشتر روی چربی و کلسترول تاکید کنند رشوه خوبی دریافت خواهند کرد. به عبارت دیگر از پژوهشگران خواسته شده بود نتایج مطالعات رو به نحوی نشان دهند که بزرگترین خطر در تغذیه انسان چربی و کلسترول است و نه مصرف قند و شکر.
کریستین کرنز، لاورا اشمیت و استانتون گلانتز که در روز ۲۲ شهریور ماه نتایج این پرونده تاریخی را در نشریه JAMA منتشر کردند به این موضوع اشاره کردهاند که چطور بنیاد تحقیقات شکر (Sugar Research Foundation (SRF در سالهای ۵۰ تا ۶۰ میلادی با پرداخت ۵۰ هزار دلار رشوه به نویسندگان یک مقاله سعی در القای این موضوع داشته که کلسترول عامل بروز بیماریهای قلبی است و نه قند و شکر. بر اساس این مطالعه که در آن زمان در New England Journal of Medicine منتشر شده بود و اثر آن تا دههها بر فرهنگ تغذیهای برجا ماند، رژیم غذایی کمچربی به عنوان رژیم غذایی سالم ترویج شد و از نقش شکر تقریباً صرف نظر شد. این جهتدهی به افکار عمومی باعث شد کلسترول به عنوان تنها عامل بیماریهای قلبی شناخته شود و حتی دیدگاه جامعه علمی نیز تا مدتها از این دیدگاه حمایت میکرد. فاجعهبارتر از همه اینکه یکی از این پژوهشگران در آن زمان رییس دپارتمان تغذیه سالم هاروارد بود و البته عضو وقت هیات مدیره انجمن تحقیقات شکر.
پس از رونق رژیم غذایی کمچربی در آمریکا، صنایع قند و شکر سود کلانی به جیب زدند و شکر که اینک نشان داده شده بود بیخطر است، به عنوان جایگزینی جذاب برای چربی در صنایع غذایی به کار گرفته شد. روی تاریک داستان اینجاست که تغییر فرهنگ تغذیهای که دیگر جا افتاده و بازگشت آن به وضع سابق به سادگی ممکن نیست. در حال حاضر مصرف قند و شکر آمریکاییها در مقایسه با گذشته به میزان ۳۰ درصد افزایش یافته است. کام انجمن تحقیقات شکر آمریکا SRF البته از بازگشایی پرونده ۶۰ سال پیش قند و شکر، تلخ شد و با زیر سوال بردن هدف انتشار این گزارش بر این نکته تکیه کرد که شکر تنها عامل بروز مشکلات قلبی نیست.
نویسنده: عرفان کسرایی
@thermophil
✳️ کانال فرگشت
🆔: @iran_evolution
گاهی پیشرفت علوم و فناوری، به خصوص زمانی که به سرمایهگذار نیاز دارد خواسته یا ناخواسته وارد فاز جدیدی میشود که با روح دانش سازگاری ندارد. علم، قرار است روشی مستقل برای فهم و توضیح جهان باشد و فارغ از جهتگیری بتواند نتایجی درباره ساختار جهان به ما بدهد. نتایج علمی باید قاعدتاً صرفنظر از اینکه خوشایند ما باشد یا نه منتشر شوند. قاعدتاً یک سرمایهگذار نباید بتواند با کمک مالی چند میلیون دلار، دانشمندان را بخرد و مثلاً نتایج پژوهشهای ناسا را دستکاری کند. دلیل جعل نتایج علمی صرفاً پول و انگیزه مالی نیست. مثلا در ماجرای دانشمند مشهور کره جنوبی، دکتر هوانگ وو سوک که نتایج پژوهش ساختگی خود را در نشریه ساینس هم منتشر کرده بود، انگیزه اصلی شهرت بوده است.
چنین رفتارهایی که ناقض استانداردهای رفتار علمی و اخلاقی در پژوهش علمی است را در ادبیات متداول سوء رفتار علمی Scientific misconduct مینامیم.
گزارش وبسایت بیزنس اینسایدر Business Insider یک پرونده ارتشاء، کلاهبرداری و جعل بزرگ در تاریخ علم را افشا کرد که حتی باور آن نیز فراتر از حد تصور بود. طبق این گزارش، صاحبان صنایع قند و شکر آمریکا حد فاصل سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی به تعدادی از دانشمندان برای دستکاری نتایج رشوه داده بودهاند. سرمایهداران ذینفع در صنایع قند و شکر به پژوهشگران وعده داده بودند اگر در مقالات منتشر شده نقش مخرب قند و شکر در وضع سلامت انسان را کمرنگ جلوه داده و به جای آن بیشتر روی چربی و کلسترول تاکید کنند رشوه خوبی دریافت خواهند کرد. به عبارت دیگر از پژوهشگران خواسته شده بود نتایج مطالعات رو به نحوی نشان دهند که بزرگترین خطر در تغذیه انسان چربی و کلسترول است و نه مصرف قند و شکر.
کریستین کرنز، لاورا اشمیت و استانتون گلانتز که در روز ۲۲ شهریور ماه نتایج این پرونده تاریخی را در نشریه JAMA منتشر کردند به این موضوع اشاره کردهاند که چطور بنیاد تحقیقات شکر (Sugar Research Foundation (SRF در سالهای ۵۰ تا ۶۰ میلادی با پرداخت ۵۰ هزار دلار رشوه به نویسندگان یک مقاله سعی در القای این موضوع داشته که کلسترول عامل بروز بیماریهای قلبی است و نه قند و شکر. بر اساس این مطالعه که در آن زمان در New England Journal of Medicine منتشر شده بود و اثر آن تا دههها بر فرهنگ تغذیهای برجا ماند، رژیم غذایی کمچربی به عنوان رژیم غذایی سالم ترویج شد و از نقش شکر تقریباً صرف نظر شد. این جهتدهی به افکار عمومی باعث شد کلسترول به عنوان تنها عامل بیماریهای قلبی شناخته شود و حتی دیدگاه جامعه علمی نیز تا مدتها از این دیدگاه حمایت میکرد. فاجعهبارتر از همه اینکه یکی از این پژوهشگران در آن زمان رییس دپارتمان تغذیه سالم هاروارد بود و البته عضو وقت هیات مدیره انجمن تحقیقات شکر.
پس از رونق رژیم غذایی کمچربی در آمریکا، صنایع قند و شکر سود کلانی به جیب زدند و شکر که اینک نشان داده شده بود بیخطر است، به عنوان جایگزینی جذاب برای چربی در صنایع غذایی به کار گرفته شد. روی تاریک داستان اینجاست که تغییر فرهنگ تغذیهای که دیگر جا افتاده و بازگشت آن به وضع سابق به سادگی ممکن نیست. در حال حاضر مصرف قند و شکر آمریکاییها در مقایسه با گذشته به میزان ۳۰ درصد افزایش یافته است. کام انجمن تحقیقات شکر آمریکا SRF البته از بازگشایی پرونده ۶۰ سال پیش قند و شکر، تلخ شد و با زیر سوال بردن هدف انتشار این گزارش بر این نکته تکیه کرد که شکر تنها عامل بروز مشکلات قلبی نیست.
نویسنده: عرفان کسرایی
@thermophil
✳️ کانال فرگشت
🆔: @iran_evolution