✳️ مکائو سنبلی، شخصیت اصلی انیمیشن «ریو» رسما منقرض شد
اگر انیمیشن «ریو» (Rio) را دیده باشید حتما شخصیت «بلو» را به یاد میآورید. مکائو سنبلی که فکر میکرد آخرین بازمانده از گونه خود است. متاسفانه کابوس او به حقیقت پیوست و طوطیهای مکائو سنبلی که حدود هفت سال پیش، در معرض انقراض اعلام شده بود، اکنون در حیات وحش به طور کامل و رسمی منقرض شده است.
طی تحقیق انجام شده توسط موسسه BirdLife International، این پرنده برزیلی که با نام مکائو اسپیکس هم شناخته میشود دیگر در حیات وحش قابل مشاهده نیست. در این تحقیق مشخص شد که این پرنده آبی رنگ تنها در اسارت و به عنوان حیوان خانگی وجود دارد و تعداد آنها به شدت کم و غمانگیز است.
طبق گزارش این سازمان، مکائو سنبلی به دلیل افزایش جنگلزدایی و از بین رفتن دائمی زیستگاه، از مدتها پیش منقرض شده بود. همچنین این پرندگان خیلی تطابقپذیر نبوده و نزدیک گونههای غالب و شکارچی زندگی میکردهاند. باور بر این است که هنوز تعدادی از این پرندگان در برنامههای تولیدمثل و پرورش وجود دارد اما هیچ مدرک رسمی دال بر این مدعا وجود ندارد.
تهدید انقراض این گونه و لزوم انجام اقداماتی از سوی ما برای حفظ آن، در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. حتی نویسندهای به نام «تونی جانیپر» کتابی به نام «مکائو اسپیکس: مبارزهای برای حفظ کمیابترین پرنده جهان» را در تلاش برای آگاه کردن مردم از این موقعیت در سال ۲۰۰۲، تالیف کرد. علاوه بر مکائو سنبلی، ۷ گونه پرنده دیگر هم منقرض اعلام شدند. اعلامیه انقراض این گونهها که این هفته منتشر شد بر اساس تحلیلهای آماری انجام شده توسط سازمان بینالمللی زندگی پرندگان، بوده است. پنج مورد از این گونهها متعلق به آمریکایی جنوبی و قربانی جنگلزدایی و دخالت بیش از حد انسان هستند.
سه گونه به نامهای شکارچی درختی مرموز و آلاگواس برگ جمعکن از برزیل و پواولی از هاوایی به طور کامل و برای همیشه منقرض شدهاند. تمام این انقراضها به دلیل دخالتهای انسانی هستند نه علل طبیعی و این واقعا ناراحتکننده است. چند انقراض دیگر باید اتفاق بیافتد تا بالاخره انسان یاد بگیرد که به حریم حیوانات دیگر احترام بگذارد؟
✅ منبع: TheSciEarth
✍ نویسنده: رئوف احمد
📝 ترجمه از @idfm_official
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
اگر انیمیشن «ریو» (Rio) را دیده باشید حتما شخصیت «بلو» را به یاد میآورید. مکائو سنبلی که فکر میکرد آخرین بازمانده از گونه خود است. متاسفانه کابوس او به حقیقت پیوست و طوطیهای مکائو سنبلی که حدود هفت سال پیش، در معرض انقراض اعلام شده بود، اکنون در حیات وحش به طور کامل و رسمی منقرض شده است.
طی تحقیق انجام شده توسط موسسه BirdLife International، این پرنده برزیلی که با نام مکائو اسپیکس هم شناخته میشود دیگر در حیات وحش قابل مشاهده نیست. در این تحقیق مشخص شد که این پرنده آبی رنگ تنها در اسارت و به عنوان حیوان خانگی وجود دارد و تعداد آنها به شدت کم و غمانگیز است.
طبق گزارش این سازمان، مکائو سنبلی به دلیل افزایش جنگلزدایی و از بین رفتن دائمی زیستگاه، از مدتها پیش منقرض شده بود. همچنین این پرندگان خیلی تطابقپذیر نبوده و نزدیک گونههای غالب و شکارچی زندگی میکردهاند. باور بر این است که هنوز تعدادی از این پرندگان در برنامههای تولیدمثل و پرورش وجود دارد اما هیچ مدرک رسمی دال بر این مدعا وجود ندارد.
تهدید انقراض این گونه و لزوم انجام اقداماتی از سوی ما برای حفظ آن، در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. حتی نویسندهای به نام «تونی جانیپر» کتابی به نام «مکائو اسپیکس: مبارزهای برای حفظ کمیابترین پرنده جهان» را در تلاش برای آگاه کردن مردم از این موقعیت در سال ۲۰۰۲، تالیف کرد. علاوه بر مکائو سنبلی، ۷ گونه پرنده دیگر هم منقرض اعلام شدند. اعلامیه انقراض این گونهها که این هفته منتشر شد بر اساس تحلیلهای آماری انجام شده توسط سازمان بینالمللی زندگی پرندگان، بوده است. پنج مورد از این گونهها متعلق به آمریکایی جنوبی و قربانی جنگلزدایی و دخالت بیش از حد انسان هستند.
سه گونه به نامهای شکارچی درختی مرموز و آلاگواس برگ جمعکن از برزیل و پواولی از هاوایی به طور کامل و برای همیشه منقرض شدهاند. تمام این انقراضها به دلیل دخالتهای انسانی هستند نه علل طبیعی و این واقعا ناراحتکننده است. چند انقراض دیگر باید اتفاق بیافتد تا بالاخره انسان یاد بگیرد که به حریم حیوانات دیگر احترام بگذارد؟
✅ منبع: TheSciEarth
✍ نویسنده: رئوف احمد
📝 ترجمه از @idfm_official
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
«ما اینجاییم چون بالههای گروهی از ماهیهای عجیب آناتومی خاصی داشت که بعدها پای جانداران خشکی از فرگشت آنها پدید آمد؛ چون زمین طی دوران یخبندان هیچگاه بهطور کامل یخ نبست؛ چون گونهای کوچک و ضعیف و کماهمیت حدود دویست و پنجاه هزار سال قبل در آفریقا ظهور کرد و تاکنون به هر لطایفالحیلی که بوده توانسته است دوام بیاورد و منقرض نشود.
ممکن است در آرزوی یافتن پاسخ "متعالیتری" برای چرایی حضور خود در زمین باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد.»
✅ استیون جی گولد (2002-1941)
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
ممکن است در آرزوی یافتن پاسخ "متعالیتری" برای چرایی حضور خود در زمین باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد.»
✅ استیون جی گولد (2002-1941)
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❓لباس پوشیدن چه زمانی ابداع شد؟
🔹نوع بشر از این موهبت ویژه برخوردار است که میزبان سه گونه متفاوت از شپش باشد: شپش سر، شپش عانه (یا شپش ناحيه شرمگاهی)، و شپش تن. داستانِ این که چه شد که ما مسكن و همین طور خوراک در اختیار این انگلهای کوچک قرار دادیم داستان پر پیچ و خمی است. اجداد شپش سر انسان در حدود بیست و پنج میلیون سال پیش نخستیها را آلوده کردند، و این تقريبا زمانی است که گپیها یا میمونهای بیدُم از میمونهای بَرِّ قدیم (یعنی میمونهای دمدار افریقا و آسیا) جدا شدند.
🔸در حدود شش یا هفت میلیون سال پیش اجداد نزدیکترمان از اجداد شامپانزهها جدا شدند، شپشها میتوانستند روی بدنمان هرجا که میخواهند پرسه بزنند و به هر سو بروند، چون اجدادمان هنوز خیلی پُر مو بودند. این نوع قدیمی از شپشهای تن تنها گونهای بود که در آن زمان ما را آزار میداد، اما چند میلیون سال بعد، ظاهرا از گوریلها، گونه تازهای از شپش گرفتیم. دقیقا نمیدانم که اجدادمان چطور موفق به این کار شدند، اما این نظر را بیشتر میپسندم که آنها در فاصله نزدیکی از گوریلها زندگی میکردند، یا شاید هم گاه گاهی برای گرم ماندن، کنار هم میخوابیدند. به هر حال، به هر علت که بود، از حدود سه میلیون سال پیش رفتهرفته میزبان دو گونهٔ متمایز از شپشها شدیم.
🔹در ادامهٔ مسیر فرگشتیمان، سرانجام موهای ضخیم بدن را از دست دادیم. وضع تازه ما، که بی مو شده بودیم، مشکلی برای هر دو گونهٔ شپشها به وجود آورد، چون برای تخمگذاری به جنگلی از مو نیاز داشتند. نتیجهٔ نهایی این بود که ما این دو گونه از شپش را وادار کردیم که متخصص شوند. شپشهایی که از خیلی وقت پیش همراه ما بودند به شمالیترین نقطهٔ بدنمان عقبنشینی کردند و متخصص سر شدند. شپشهایی که از گوریلها گرفته بودیم به منطقه استواییمان مهاجرت کردند و شدند متخصص خشتک.
🔸این دورهٔ صلح و آرامش میان دو گونه شپش ما حدود یک میلیون سال به طول انجامید، تا اینکه همین هفتادهزار سال پیش گونهٔ سومی از شپشها نیز بر صحنه ظاهر شد، گونهای نشأتگرفته از شپشهای سرمان. این شپشهای تازه طوری فرگشت یافته بودند که روی بدن زندگی کنند، اما درست مانند شپشهایی که از آنها بهوجود آمده بودند، نمیتوانستند تخمهای خود را روی پوست ما (که حالا دیگر بیمو بود) بگذارند، چون تخمها روی زمین میافتاد و از میان میرفت. به همین دلیل، فرگشت شپش تن شاهد بسیار خوبی است که نشان میدهد ما دستکم هفتادهزار سال پیش لباس پوشیدن را آغاز کردیم.
🔹البته پرسش دشوار این است که اصلاً چرا زحمت لباس پوشیدن به خودمان دادیم، و چرا در آن زمان؟ آن موقع تقریباً یک میلیون سالی میشد که اجدادمان بیمو شده بودند، و بیشترشان - البته نه تمامشان - هنوز هم در آبوهوای گرم افریقا زندگی میکردند. همانطور که خواهیم دید، درست پیش از پیدایش شپش تن، گونهٔ انسان خردمند
(هوموساپینس) مهاجرت به افريقا را آغاز کرده بود. شاید این مهاجرت به سوی مناطق سردسیرتر موجب ابداع لباس شده باشد. یا شاید هم پوشاک خیلی پیشتر، و به منظور محافظت در برابر آفتاب و همین طور سرما، اختراع شده باشد. توضیح محتمل دیگر این است که شاید اجداد ما فقط به دنبال آراستن خود یا متمایز کردن خود از دیگران بودند. به هر حال، علتش هرچه بود، از آن زمان به بعد دست کم گروهی از اجداد ما بایستی اکثر مواقع لباس به تن میداشتند، چون در غیر این صورت شپشهای تنمان از میان میرفتند.
✳️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
🔹نوع بشر از این موهبت ویژه برخوردار است که میزبان سه گونه متفاوت از شپش باشد: شپش سر، شپش عانه (یا شپش ناحيه شرمگاهی)، و شپش تن. داستانِ این که چه شد که ما مسكن و همین طور خوراک در اختیار این انگلهای کوچک قرار دادیم داستان پر پیچ و خمی است. اجداد شپش سر انسان در حدود بیست و پنج میلیون سال پیش نخستیها را آلوده کردند، و این تقريبا زمانی است که گپیها یا میمونهای بیدُم از میمونهای بَرِّ قدیم (یعنی میمونهای دمدار افریقا و آسیا) جدا شدند.
🔸در حدود شش یا هفت میلیون سال پیش اجداد نزدیکترمان از اجداد شامپانزهها جدا شدند، شپشها میتوانستند روی بدنمان هرجا که میخواهند پرسه بزنند و به هر سو بروند، چون اجدادمان هنوز خیلی پُر مو بودند. این نوع قدیمی از شپشهای تن تنها گونهای بود که در آن زمان ما را آزار میداد، اما چند میلیون سال بعد، ظاهرا از گوریلها، گونه تازهای از شپش گرفتیم. دقیقا نمیدانم که اجدادمان چطور موفق به این کار شدند، اما این نظر را بیشتر میپسندم که آنها در فاصله نزدیکی از گوریلها زندگی میکردند، یا شاید هم گاه گاهی برای گرم ماندن، کنار هم میخوابیدند. به هر حال، به هر علت که بود، از حدود سه میلیون سال پیش رفتهرفته میزبان دو گونهٔ متمایز از شپشها شدیم.
🔹در ادامهٔ مسیر فرگشتیمان، سرانجام موهای ضخیم بدن را از دست دادیم. وضع تازه ما، که بی مو شده بودیم، مشکلی برای هر دو گونهٔ شپشها به وجود آورد، چون برای تخمگذاری به جنگلی از مو نیاز داشتند. نتیجهٔ نهایی این بود که ما این دو گونه از شپش را وادار کردیم که متخصص شوند. شپشهایی که از خیلی وقت پیش همراه ما بودند به شمالیترین نقطهٔ بدنمان عقبنشینی کردند و متخصص سر شدند. شپشهایی که از گوریلها گرفته بودیم به منطقه استواییمان مهاجرت کردند و شدند متخصص خشتک.
🔸این دورهٔ صلح و آرامش میان دو گونه شپش ما حدود یک میلیون سال به طول انجامید، تا اینکه همین هفتادهزار سال پیش گونهٔ سومی از شپشها نیز بر صحنه ظاهر شد، گونهای نشأتگرفته از شپشهای سرمان. این شپشهای تازه طوری فرگشت یافته بودند که روی بدن زندگی کنند، اما درست مانند شپشهایی که از آنها بهوجود آمده بودند، نمیتوانستند تخمهای خود را روی پوست ما (که حالا دیگر بیمو بود) بگذارند، چون تخمها روی زمین میافتاد و از میان میرفت. به همین دلیل، فرگشت شپش تن شاهد بسیار خوبی است که نشان میدهد ما دستکم هفتادهزار سال پیش لباس پوشیدن را آغاز کردیم.
🔹البته پرسش دشوار این است که اصلاً چرا زحمت لباس پوشیدن به خودمان دادیم، و چرا در آن زمان؟ آن موقع تقریباً یک میلیون سالی میشد که اجدادمان بیمو شده بودند، و بیشترشان - البته نه تمامشان - هنوز هم در آبوهوای گرم افریقا زندگی میکردند. همانطور که خواهیم دید، درست پیش از پیدایش شپش تن، گونهٔ انسان خردمند
(هوموساپینس) مهاجرت به افريقا را آغاز کرده بود. شاید این مهاجرت به سوی مناطق سردسیرتر موجب ابداع لباس شده باشد. یا شاید هم پوشاک خیلی پیشتر، و به منظور محافظت در برابر آفتاب و همین طور سرما، اختراع شده باشد. توضیح محتمل دیگر این است که شاید اجداد ما فقط به دنبال آراستن خود یا متمایز کردن خود از دیگران بودند. به هر حال، علتش هرچه بود، از آن زمان به بعد دست کم گروهی از اجداد ما بایستی اکثر مواقع لباس به تن میداشتند، چون در غیر این صورت شپشهای تنمان از میان میرفتند.
✳️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
❓لباس پوشیدن چه زمانی ابداع شد؟ 🔹نوع بشر از این موهبت ویژه برخوردار است که میزبان سه گونه متفاوت از شپش باشد: شپش سر، شپش عانه (یا شپش ناحيه شرمگاهی)، و شپش تن. داستانِ این که چه شد که ما مسكن و همین طور خوراک در اختیار این انگلهای کوچک قرار دادیم داستان…
🔸داستانِ فرگشتیِ شپش تن شواهد بسیار خوبی دربارهٔ ابداع پوشاک در اختیارمان میگذارد، اما چطور میتوانیم به جزئیات آنچه در طول این روند رخ داد پی ببریم؟ و از کجا میدانیم که شپش عانه را سه میلیون سال پیش از اجداد گوریلمان گرفتهایم؟ دانشمندان برای پاسخ به این پرسشها به ساعتهای مولکولی متوسل میشوند؛ منظور روش تعیین زمان بر اساس آهنگ جهشهای ژنتیکی در مولکول DNA است. وقتی که دو گونه از هم جدا میشوند، هر کدام جهشهای تصادفی در DNA خود خواهند داشت. این جهشها دیگر میان دو گونه مشترک نیست، و بنابراین منحصر به یک گونه است. چون سرعت متوسط جهش در شاخههای مختلف DNA را میدانیم، میتوانیم جهشهای منحصر بهفرد در شاخههای DNA مشترک میان دو گونه را بشماریم تا بتوانیم برآورد کنیم دو گونه چه زمانی از هم جدا شدهاند.
🔹مثلاً اگر در شاخهٔ خاصی از DNA در یک گونهٔ خاص، بهطور میانگین هر بیست نسل یک بار جهش رخ دهد، و اگر روی این DNA در هر یک از دو گونهای که پیشتر با هم مرتبط بودهاند، به طور میانگین پنجاه جهش متمایز بیابیم، میفهمیم که این دو گونه حدود هزار نسل پیش از هم جدا شدهاند. اگر این شکل شمارش را همینطور رو به عقب ادامه دهیم، نهایتاً به گونهٔ والدی میرسیم که از لحاظ ژنتیکی به دو گونهٔ فرزند نزدیکتر از همه است.
🔸با بررسی شمار جهشها در DNA شپش تن و شپش سر (که به همدیگر بسیار نزدیکاند، اما با شپش عانه تفاوت دارند) شاهد بسیار خوبی داریم در تأیید این که اجداد ما دست کم هفتاد هزار سال پیش، از لخت و عور این سو و آنسو رفتن دست برداشتهاند. با همین رویه میتوانیم شواهد محکمی هم پیدا کنیم که نشان میدهند گونهٔ شپش عانهٔ ما حدود سه میلیون سال پیش از گونهٔ شپش گوریل جدا شده است.
📕 برگرفته از کتاب "جهش اجتماعی"
✳️ کانال فرگشت:
🆔 : @iran_evolution
🔹مثلاً اگر در شاخهٔ خاصی از DNA در یک گونهٔ خاص، بهطور میانگین هر بیست نسل یک بار جهش رخ دهد، و اگر روی این DNA در هر یک از دو گونهای که پیشتر با هم مرتبط بودهاند، به طور میانگین پنجاه جهش متمایز بیابیم، میفهمیم که این دو گونه حدود هزار نسل پیش از هم جدا شدهاند. اگر این شکل شمارش را همینطور رو به عقب ادامه دهیم، نهایتاً به گونهٔ والدی میرسیم که از لحاظ ژنتیکی به دو گونهٔ فرزند نزدیکتر از همه است.
🔸با بررسی شمار جهشها در DNA شپش تن و شپش سر (که به همدیگر بسیار نزدیکاند، اما با شپش عانه تفاوت دارند) شاهد بسیار خوبی داریم در تأیید این که اجداد ما دست کم هفتاد هزار سال پیش، از لخت و عور این سو و آنسو رفتن دست برداشتهاند. با همین رویه میتوانیم شواهد محکمی هم پیدا کنیم که نشان میدهند گونهٔ شپش عانهٔ ما حدود سه میلیون سال پیش از گونهٔ شپش گوریل جدا شده است.
📕 برگرفته از کتاب "جهش اجتماعی"
✳️ کانال فرگشت:
🆔 : @iran_evolution
✳️ زنان در دوران نوسنگی شکارچی جانوران وحشی بزرگ بودند
تقریبا همه باستانپژوهان درباره تقسیم کار در دوران نوسنگی همنظرند؛ زنها به شکار جانوران کوچک میرفتند و شکار جانوران بزرگ کار مردها بود. اما یافتههای بسیاری تردیدهای جدی درباره درستی این نظر به وجود میآورد.
یافتههایی در مکانی در ارتفاع ۴۰۰۰ متری رشته کوه آندن (بلندترین رشته کوه جهان به طول ۷۵۰۰ کیلومتر در آمریکای جنوبی) این نظریه دانشمندان را زیر سوال برده است که در دوره نوسنگی شکار جانواران بزرگ بر عهده مردها بود و زنها تنها به شکار حیوانات کوچک میرفتند.
در این مکان قبر زنی کشف شده که متعلق به ۹۰۰۰ سال پیش است. این زن شکارچی گوزنهای بزرگ رشته کوه آند و دیگر حیوانات بزرگ جثه بوده و تنها زنی در قاره آمریکا نبوده که به شکار جانوران بزرگ میرفته است.
محققان دانشگاه کالیفرنیا در شهر دیویس نتیجه پژوهشهایی را در مجله پیشرفتهای علمی "Science Advances" منتشر کرده که نشان میدهد در دوران نوسنگی (Jungesteinzeit) تفکیک وظایف بین دو جنس کمتر از آنچه تصور میشده وجود داشته است.
رندی هاس، نویسنده این پژوهش میگوید: «یافتههای باستانشناسی و تجزیه و تحلیل مراسم خاکسپاری در این دوره این نظریه را که فقط مردان برای شکار میرفتند، رد میکند.» او درباره اهمیت این یافتهها اشاره میکند که آنها پرتوی هم بر بحثهای فعلی درباره مسئله جنسیت و شغل میافکند. این انسانشناس تأکید میکند: «دستمزدهای نابرابر طبیعی نیست. حتی اجداد ما نیز وظایف را میان خود به طور مساوی تقسیم میکردند.»
باستان شناسان این مقبره را در سال ۲۰۱۸ در ویلامایا پاتجکسا در پرو کشف کردند. اشیائی که در گور گذاشته شدهاند شامل نیزه و ابزارهایی برای فرآوری حیوانات است. از آنجا که در دوره نوسنگی در این منطقه مرسوم بود که مردگان را به همراه اشیا روزمره آنها دفن کنند، محققان تصور میکنند که فرد به خاک سپرده شده یک شکارچی بوده است. جنسیت او با بررسی ساختار استخوان و پروتئینهای دندانهای او تشخیص داده شده است.
این یافته سوال جدی در برابر باستانشناسان گذاشت؛ این که آیا این زن شکارچی یک استثنا بود یا قاعده؟ آنها برای یافتن پاسخ درست دست به تحلیل یافتههایی در گورهای دیگر متعلق به این دوره در آمریکای شمالی و جنوبی زدند. آنها ۴۲۹ باقی مانده جسد را در ۱۰۷ گورستان را مورد بررسی قرار دادند. در ۲۷ مورد اشیاء شکار همراه مردگان بوده که ۱۵ تای آنها مرد و ۱۱ نفر زن بودهاند.
به باور پژوهشگران این پژوهشها زمینه قابل اتکایی برای این نتیجهگیری هستند که زنان به هیچ عنوان در شکار جانواران بزرگ نقشی فرعی نداشتهاند. گور کشف شده در ویلامایا پاتجکسا کهنترین در نوع خود است که در قاره آمریکا کشف شده. پژوهشگران این احتمال را میدهند که ۳۰ تا ۵۰ درصد شکارچیان زن بودند.
https://advances.sciencemag.org/content/6/45/eabd0310
DOI: 10.1126/sciadv.abd0310
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
تقریبا همه باستانپژوهان درباره تقسیم کار در دوران نوسنگی همنظرند؛ زنها به شکار جانوران کوچک میرفتند و شکار جانوران بزرگ کار مردها بود. اما یافتههای بسیاری تردیدهای جدی درباره درستی این نظر به وجود میآورد.
یافتههایی در مکانی در ارتفاع ۴۰۰۰ متری رشته کوه آندن (بلندترین رشته کوه جهان به طول ۷۵۰۰ کیلومتر در آمریکای جنوبی) این نظریه دانشمندان را زیر سوال برده است که در دوره نوسنگی شکار جانواران بزرگ بر عهده مردها بود و زنها تنها به شکار حیوانات کوچک میرفتند.
در این مکان قبر زنی کشف شده که متعلق به ۹۰۰۰ سال پیش است. این زن شکارچی گوزنهای بزرگ رشته کوه آند و دیگر حیوانات بزرگ جثه بوده و تنها زنی در قاره آمریکا نبوده که به شکار جانوران بزرگ میرفته است.
محققان دانشگاه کالیفرنیا در شهر دیویس نتیجه پژوهشهایی را در مجله پیشرفتهای علمی "Science Advances" منتشر کرده که نشان میدهد در دوران نوسنگی (Jungesteinzeit) تفکیک وظایف بین دو جنس کمتر از آنچه تصور میشده وجود داشته است.
رندی هاس، نویسنده این پژوهش میگوید: «یافتههای باستانشناسی و تجزیه و تحلیل مراسم خاکسپاری در این دوره این نظریه را که فقط مردان برای شکار میرفتند، رد میکند.» او درباره اهمیت این یافتهها اشاره میکند که آنها پرتوی هم بر بحثهای فعلی درباره مسئله جنسیت و شغل میافکند. این انسانشناس تأکید میکند: «دستمزدهای نابرابر طبیعی نیست. حتی اجداد ما نیز وظایف را میان خود به طور مساوی تقسیم میکردند.»
باستان شناسان این مقبره را در سال ۲۰۱۸ در ویلامایا پاتجکسا در پرو کشف کردند. اشیائی که در گور گذاشته شدهاند شامل نیزه و ابزارهایی برای فرآوری حیوانات است. از آنجا که در دوره نوسنگی در این منطقه مرسوم بود که مردگان را به همراه اشیا روزمره آنها دفن کنند، محققان تصور میکنند که فرد به خاک سپرده شده یک شکارچی بوده است. جنسیت او با بررسی ساختار استخوان و پروتئینهای دندانهای او تشخیص داده شده است.
این یافته سوال جدی در برابر باستانشناسان گذاشت؛ این که آیا این زن شکارچی یک استثنا بود یا قاعده؟ آنها برای یافتن پاسخ درست دست به تحلیل یافتههایی در گورهای دیگر متعلق به این دوره در آمریکای شمالی و جنوبی زدند. آنها ۴۲۹ باقی مانده جسد را در ۱۰۷ گورستان را مورد بررسی قرار دادند. در ۲۷ مورد اشیاء شکار همراه مردگان بوده که ۱۵ تای آنها مرد و ۱۱ نفر زن بودهاند.
به باور پژوهشگران این پژوهشها زمینه قابل اتکایی برای این نتیجهگیری هستند که زنان به هیچ عنوان در شکار جانواران بزرگ نقشی فرعی نداشتهاند. گور کشف شده در ویلامایا پاتجکسا کهنترین در نوع خود است که در قاره آمریکا کشف شده. پژوهشگران این احتمال را میدهند که ۳۰ تا ۵۰ درصد شکارچیان زن بودند.
https://advances.sciencemag.org/content/6/45/eabd0310
DOI: 10.1126/sciadv.abd0310
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Science Advances
Female hunters of the early Americas
A 9000-year-old hunter burial and meta-analysis reveal nongendered labor in the early Americas with females as big-game hunters.
✳️ جمجمه دو میلیون ساله 'عموزاده' اجداد انسان پیدا شد
پژوهشگران استرالیایی میگویند کشف یک جمجمه دو میلیون ساله در آفریقای جنوبی شناخت بهتری از روند فرگشت انسان به دست میدهد.
این جمجمه متعلق به یک پارانتروپوس روباستوس مذکر بود که از "عموزادههای" هومو ارکتوس است؛ گونهای که تصور میشود از اجداد مستقیم انسان مدرن بوده باشد.
این دو گونه تقریباً در یک دوره زندگی میکردند، اما پارانتروپوس روباستوس زودتر منقرض شد.
محققان این کشف را هیجانآور خواندهاند.
دکتر انجلین لیس گفت: "بیشتر رکوردهای فسیلی فقط شامل یک تک دندان میشود بنابراین پیدا کردن چنین نمونهای واقعا نادر و خوش اقبالی است."
محققان از دانشگاه لا تروب ملبورن تکههای جمجمه را در سال ۲۰۱۸ در محوطه باستانی دریمولن در شمال ژوهانسبورگ کشف کردند.
این جمجمه درست چند متر آن طرفتر از نقطهای که یک کودک هوموارکتوس با قدمتی مشابه در سال ۲۰۱۵ کشف شد قرار داشت.
باستانشناسان با چند سال تلاش تکههای فسیل را به هم چسباندند و آن را تحلیل کردند. نتایج یافتههای آنها روز سه شنبه در نشریه "نیچر، اکولوژی و فرگشت" چاپ شد.
جسی مارتین از دیگر محققان این مطالعه گفت که کار کردن با قطعات این فسیل مثل کار با "مقوای خیس" بود و اضافه کرد که او برای مکیدن آخرین ذرات خاک از آن از نی پلاستیکی استفاده کرد.
"گونههای رقیب"
دکتر لیس میگوید: " پارانتروپوس روباستوس احتمالاً در طول زمان طوری فرگشت پیدا کرد که موقع گاز زدن و جویدن غذای سفت بتواند با کمک آرواره و دندانش نیروی شدیدتری وارد کند."
در همین حال هومو ارکتوس با دندانهای کوچکتر احتمالا هم از گیاهان و هم گوشت تغذیه می کرده است.
دکتر لیس میگوید: "این دو گونه که تفاوت های خیلی زیادی داشتند... نمایندگان مسیرهای فرگشتی واگرا هستند."
"هرچند ما نسلی هستیم که در نهایت جان به در برد، رکوردهای فسیلی نشان میدهد که دو میلیون سال قبل پارانتروپوس روباستوس حضور خیلی پررنگتری از هومو ارکتوس در صحنه داشت."
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پژوهشگران استرالیایی میگویند کشف یک جمجمه دو میلیون ساله در آفریقای جنوبی شناخت بهتری از روند فرگشت انسان به دست میدهد.
این جمجمه متعلق به یک پارانتروپوس روباستوس مذکر بود که از "عموزادههای" هومو ارکتوس است؛ گونهای که تصور میشود از اجداد مستقیم انسان مدرن بوده باشد.
این دو گونه تقریباً در یک دوره زندگی میکردند، اما پارانتروپوس روباستوس زودتر منقرض شد.
محققان این کشف را هیجانآور خواندهاند.
دکتر انجلین لیس گفت: "بیشتر رکوردهای فسیلی فقط شامل یک تک دندان میشود بنابراین پیدا کردن چنین نمونهای واقعا نادر و خوش اقبالی است."
محققان از دانشگاه لا تروب ملبورن تکههای جمجمه را در سال ۲۰۱۸ در محوطه باستانی دریمولن در شمال ژوهانسبورگ کشف کردند.
این جمجمه درست چند متر آن طرفتر از نقطهای که یک کودک هوموارکتوس با قدمتی مشابه در سال ۲۰۱۵ کشف شد قرار داشت.
باستانشناسان با چند سال تلاش تکههای فسیل را به هم چسباندند و آن را تحلیل کردند. نتایج یافتههای آنها روز سه شنبه در نشریه "نیچر، اکولوژی و فرگشت" چاپ شد.
جسی مارتین از دیگر محققان این مطالعه گفت که کار کردن با قطعات این فسیل مثل کار با "مقوای خیس" بود و اضافه کرد که او برای مکیدن آخرین ذرات خاک از آن از نی پلاستیکی استفاده کرد.
"گونههای رقیب"
دکتر لیس میگوید: " پارانتروپوس روباستوس احتمالاً در طول زمان طوری فرگشت پیدا کرد که موقع گاز زدن و جویدن غذای سفت بتواند با کمک آرواره و دندانش نیروی شدیدتری وارد کند."
در همین حال هومو ارکتوس با دندانهای کوچکتر احتمالا هم از گیاهان و هم گوشت تغذیه می کرده است.
دکتر لیس میگوید: "این دو گونه که تفاوت های خیلی زیادی داشتند... نمایندگان مسیرهای فرگشتی واگرا هستند."
"هرچند ما نسلی هستیم که در نهایت جان به در برد، رکوردهای فسیلی نشان میدهد که دو میلیون سال قبل پارانتروپوس روباستوس حضور خیلی پررنگتری از هومو ارکتوس در صحنه داشت."
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ دستنوشتههای داروین احتمالا گم نشده، سرقت شده است
کتابخانه دانشگاه کمبریج در بریتانیا از احتمال سرقت تعدادی از جزوهها و دستنوشتههای چارلز داروین، محقق برجسته نظریه تکامل، خبر داد که میلیونها پوند ارزش دارند و سالهاست ناپدید شدهاند.
روزنامه گاردین روز سهشنبه چهارم آذرماه نوشت کارمندان کتابخانه دانشگاه کمبریج معتقدند تعدادی از دستنوشتههای داروین که دو دهه پیش برای آخرینبار در محل خود مشاهده شده بود، به سرقت رفتهاند.
براساس این گزارش، کارمندان کتابخانه کمبریج درباره ناپدید شدن اسناد معتقد بودند این دستنوشتههای گرانبها در اواخر سال ۲۰۰۰ میلادی در بایگانیها بد قفسهبندی شده بود و این موضوع تا ۲۰ ماه میلادی اکتبر امسال به پلیس گزارش نشد.
اکنون پلیس اعلام کرده با دریافت گزارش این موضوع، تحقیقات در این زمینه آغاز شده و به اینترپل هم اطلاع داده است.
گاردین براساس اعلام کارمندان كتابخانه، تخمین ارزش دستنوشتهها را با توجه به ماهیت منحصربهفرد آنها دشوار خوانده، اما اشاره کرده احتمالا میلیونها پوند ارزش دارند.
اسناد ناپدیدشده دو دفتر دستنویس، از جمله طرح اصلی «درخت زندگی» سال ۱۸۲۵ داروین، را در بر میگیرد.
این اسناد از انبار برداشته شده بود تا در واحد عکاسی کتابخانه تصویربرداری شود. در نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی گزارش شد که این کار در واحد عکسبرداری انجام شده است.
اما در بررسی دورهای در ژانویه سال بعد از آن مشخص شد که جعبه کوچک آبیرنگ حاوی اسناد به جای خود بازگردانده نشدهاند.
جسیکا گاردنر، کتابدار دانشگاه و مدیر خدمات کتابخانه که از سال ۲۰۱۷ میلادی در این سمت مشغول است، میگوید: «افراد پیش از من واقعا اعتقاد داشتند آنچه اتفاق افتاده این بوده که این اسناد بد قفسهبندی شده یا به اشتباه جا گذاری شده بودند.»
او افزود: «آنها با همین اعتقاد واقعی، در این سالها به جستوجوهای گستردهای پرداختند.» گاردنر اشاره کرد اکنون تصور میشود «احتمال وقوع سرقت» وجود دارد.
مارک پورسل، معاون مجموعههای تحقیقاتی، در این زمینه به گاردین گفته که اطمینان دارد نسخههای خطی را نمیتوان در بازار آزاد فروخت و احتمالا این اسناد مخفی شدهاند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
کتابخانه دانشگاه کمبریج در بریتانیا از احتمال سرقت تعدادی از جزوهها و دستنوشتههای چارلز داروین، محقق برجسته نظریه تکامل، خبر داد که میلیونها پوند ارزش دارند و سالهاست ناپدید شدهاند.
روزنامه گاردین روز سهشنبه چهارم آذرماه نوشت کارمندان کتابخانه دانشگاه کمبریج معتقدند تعدادی از دستنوشتههای داروین که دو دهه پیش برای آخرینبار در محل خود مشاهده شده بود، به سرقت رفتهاند.
براساس این گزارش، کارمندان کتابخانه کمبریج درباره ناپدید شدن اسناد معتقد بودند این دستنوشتههای گرانبها در اواخر سال ۲۰۰۰ میلادی در بایگانیها بد قفسهبندی شده بود و این موضوع تا ۲۰ ماه میلادی اکتبر امسال به پلیس گزارش نشد.
اکنون پلیس اعلام کرده با دریافت گزارش این موضوع، تحقیقات در این زمینه آغاز شده و به اینترپل هم اطلاع داده است.
گاردین براساس اعلام کارمندان كتابخانه، تخمین ارزش دستنوشتهها را با توجه به ماهیت منحصربهفرد آنها دشوار خوانده، اما اشاره کرده احتمالا میلیونها پوند ارزش دارند.
اسناد ناپدیدشده دو دفتر دستنویس، از جمله طرح اصلی «درخت زندگی» سال ۱۸۲۵ داروین، را در بر میگیرد.
این اسناد از انبار برداشته شده بود تا در واحد عکاسی کتابخانه تصویربرداری شود. در نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی گزارش شد که این کار در واحد عکسبرداری انجام شده است.
اما در بررسی دورهای در ژانویه سال بعد از آن مشخص شد که جعبه کوچک آبیرنگ حاوی اسناد به جای خود بازگردانده نشدهاند.
جسیکا گاردنر، کتابدار دانشگاه و مدیر خدمات کتابخانه که از سال ۲۰۱۷ میلادی در این سمت مشغول است، میگوید: «افراد پیش از من واقعا اعتقاد داشتند آنچه اتفاق افتاده این بوده که این اسناد بد قفسهبندی شده یا به اشتباه جا گذاری شده بودند.»
او افزود: «آنها با همین اعتقاد واقعی، در این سالها به جستوجوهای گستردهای پرداختند.» گاردنر اشاره کرد اکنون تصور میشود «احتمال وقوع سرقت» وجود دارد.
مارک پورسل، معاون مجموعههای تحقیقاتی، در این زمینه به گاردین گفته که اطمینان دارد نسخههای خطی را نمیتوان در بازار آزاد فروخت و احتمالا این اسناد مخفی شدهاند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ آلودگی نوری و صوتی میتواند تاثیرات عمیقی بر تولیدمثل پرندگان داشته باشد
پژوهشها نشان میدهند آلودگی نوری و صوتی تاثیرات عمیقی بر سلامت پرندگان دارند. یافتههای جدید نشان میدهند که در چند دهه گذشته جمعیت پرندگان ۳۰ درصد کاهش یافته است. دانشمندان برای تغییر این روند به دنبال فهم علتهای آن هستند.
پژوهشگران برای این مطالعه مجموعه عظیمی از اطلاعات را بررسی کردند تا اثر نور و صدا را بر بیش از ۵۸ هزار لانه متعلق به ۱۴۲ نوع پرنده در شمال آمریکا دریابند.
پرندگان زمان تولیدمثلشان را با دوران فراوانی غذا هماهنگ میکنند تا بتوانند به جوجههای خود غذا بدهند، و با توجه به نور روز اینکار را در زمان ثابتی از سال انجام میدهند. حالا محققان فهمیدهاند که آلودگی نوری باعث میشود پرندگان از ۱۸ روز تا یکماه زودتر به تولیدمثل بپردازند. در نتیجه جوجههای گرسنه ممکن است بدون اینکه غذایی برایشان فراهم باشد متولد شوند. اما تغییر اقلیم ماجرا را حتی از این هم پیچیدهتر میکند.
با گرمشدن کره زمین، غذای پرندگان به خاطر دمای گرمتر زودتر آماده میشود. در این میان پرندگانی که با زمانبندی تاریخی درونی خود و با توجه به طول روزها تولیدمثل میکنند، غذای کمتری برای جوجههایشان دارند چراکه در فصل تولیدمثل آنها دیگر غذایی باقی نیست.
اما پرندگانی که تولیدمثلشان را به خاطر آلودگی نوری جلو میاندازند در تامین غذای جوجهها موفقتراند. پرندگانی که در معرض آلودگی نوری قرار دارند نسبت به پرندگانی که در محیط طبیعی تاریکتر زیست میکنند انطباق بیشتری با تغییر اقلیم نشان میدهند.
در رابطه با آلودگی صوتی نیز، یافتهها نشان میدهند که آلودگی صوتی تولیدمثل پرندگانی را که آوازشان در فرکانس پایینتری قرار دارد را به تعویق میاندازد زیرا آنها در میان اصوات فرکانسپایین انسانی به سختی میتوانند بشنوند. تصمیم جفتگیری بر اساس آواز پرندهی نر انجام میشود و در برخی موارد پرندگان ماده بایستی آواز نر را بشوند تا از نظر جسمی برای جفتگیری حاضر شوند.
آلودگی نوری زمانی اتفاق میافتد که منابع نورهای مصنوعی، آسمان را روشن کرده و موجب ایجاد اختلال در اکوسیستمها میشود. آلودگی نوری با افزایش گرمای اتمسفر، باعث تغییرات اقلیمی میشود. همچنین، پژوهشهای علمی جدید گواه ارتباطِ مستقیم بین شنیدن صداهایی هر چند با شدت کم اما بطور مستمر، و سلامت عمومی، افزایش فشار خون و تپش قلب، کاهش قدرت یادگیری در کودکان، عصبیت، اختلالات خواب و غیره است.
منبع: ساینس دیلی
https://www.sciencedaily.com/releases/2020/11/201111122823.htm
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پژوهشها نشان میدهند آلودگی نوری و صوتی تاثیرات عمیقی بر سلامت پرندگان دارند. یافتههای جدید نشان میدهند که در چند دهه گذشته جمعیت پرندگان ۳۰ درصد کاهش یافته است. دانشمندان برای تغییر این روند به دنبال فهم علتهای آن هستند.
پژوهشگران برای این مطالعه مجموعه عظیمی از اطلاعات را بررسی کردند تا اثر نور و صدا را بر بیش از ۵۸ هزار لانه متعلق به ۱۴۲ نوع پرنده در شمال آمریکا دریابند.
پرندگان زمان تولیدمثلشان را با دوران فراوانی غذا هماهنگ میکنند تا بتوانند به جوجههای خود غذا بدهند، و با توجه به نور روز اینکار را در زمان ثابتی از سال انجام میدهند. حالا محققان فهمیدهاند که آلودگی نوری باعث میشود پرندگان از ۱۸ روز تا یکماه زودتر به تولیدمثل بپردازند. در نتیجه جوجههای گرسنه ممکن است بدون اینکه غذایی برایشان فراهم باشد متولد شوند. اما تغییر اقلیم ماجرا را حتی از این هم پیچیدهتر میکند.
با گرمشدن کره زمین، غذای پرندگان به خاطر دمای گرمتر زودتر آماده میشود. در این میان پرندگانی که با زمانبندی تاریخی درونی خود و با توجه به طول روزها تولیدمثل میکنند، غذای کمتری برای جوجههایشان دارند چراکه در فصل تولیدمثل آنها دیگر غذایی باقی نیست.
اما پرندگانی که تولیدمثلشان را به خاطر آلودگی نوری جلو میاندازند در تامین غذای جوجهها موفقتراند. پرندگانی که در معرض آلودگی نوری قرار دارند نسبت به پرندگانی که در محیط طبیعی تاریکتر زیست میکنند انطباق بیشتری با تغییر اقلیم نشان میدهند.
در رابطه با آلودگی صوتی نیز، یافتهها نشان میدهند که آلودگی صوتی تولیدمثل پرندگانی را که آوازشان در فرکانس پایینتری قرار دارد را به تعویق میاندازد زیرا آنها در میان اصوات فرکانسپایین انسانی به سختی میتوانند بشنوند. تصمیم جفتگیری بر اساس آواز پرندهی نر انجام میشود و در برخی موارد پرندگان ماده بایستی آواز نر را بشوند تا از نظر جسمی برای جفتگیری حاضر شوند.
آلودگی نوری زمانی اتفاق میافتد که منابع نورهای مصنوعی، آسمان را روشن کرده و موجب ایجاد اختلال در اکوسیستمها میشود. آلودگی نوری با افزایش گرمای اتمسفر، باعث تغییرات اقلیمی میشود. همچنین، پژوهشهای علمی جدید گواه ارتباطِ مستقیم بین شنیدن صداهایی هر چند با شدت کم اما بطور مستمر، و سلامت عمومی، افزایش فشار خون و تپش قلب، کاهش قدرت یادگیری در کودکان، عصبیت، اختلالات خواب و غیره است.
منبع: ساینس دیلی
https://www.sciencedaily.com/releases/2020/11/201111122823.htm
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
ScienceDaily
Noise and light can 'profoundly' alter bird reproduction
By analyzing nesting data from across the contiguous US, the authors found widespread impacts of noise and light pollution on bird nesting habits and success. Birds that live in forests were most sensitive to noise pollution, as were those with low frequency…
✳️ هوای پاکتر زندگی میلیونها پرنده را نجات میدهد
پژوهشها نشان میدهند که اقدامات مقابله با آلودگی هوا در نجات جان پرندگان نیز موثر است. نتایج یک پژوهش گسترده در آمریکا که به تازگی منتشر شده است میگوید که تلاشها برای بهبود کیفیت هوا و کاهش آلودگی ازون در چهل سال اخیر موجب پیشگیری از مرگ ۱ و نیم میلیارد پرنده در این کشور شده است؛ رقمی که معادل ۲۰ درصد تعداد پرندگان در آمریکاست.
یکی از محققان این پژوهش میگوید «تحقیقات ما نشان میدهد که ما مزایای رسیدگی به آلودگی هوا را دستکم گرفته بودیم، کاهش آلودگی در جاهای غیرمنتظرهای تاثیر مثبت میگذارد».
پژوهشگران برای انجام این تحقیق در طول پانزدهسال تغییرات در تعداد پرندگان، کیفیت هوا، و مقررات مربوط را ماهیانه در بیش از ۳ هزار منطقهی آمریکا دنبال کردند. تحقیقات نشان میدهد که آلودگی ازون بیش از همه بر پرندگان کوچک مهاجر (مانند گنجشکها، چکاوکها و فنچها) تاثیر میگذارد. آلودگی هوا به طور مستقیم با آسیب به سیستم تنفسی پرندگان و به طور غیرمستقیم از راه آلودن منابع غذایی به آنها صدمه میزند.
به همین دلیل، پرندگانی که قادر نیستند به مناطق سکونتی و منابع غذایی با کیفیت دسترسی پیدا کنند شانس کمتری برای زنده ماندن و یا تولیدمثل موفق دارند.
سال گذشته پژوهش دیگری نشان داده بود که از جمعیت پرندگان آمریکای شمالی از ۱۹۷۰ تا کنون در حدود ۳ میلیارد پرنده کاسته شده است. حال این پژوهش جدید نشان میدهد که بدون مقررات مقابله با آلودگی ازون، تعداد پرندگان میتوانست ۱.۵ میلیارد پرنده کمتر باشد.
این پژوهش نشان میدهد که سرنوشت سلامتی انسان و محیط پیرامونش بهم پیوسته است. پیش از این نیز پژوهشها از تاثیر عمیق آلودگی نوری و صوتی بر سلامت و تولید مثل پرندگان خبر داده بودند.
منبع: ساینس دیلی
https://www.sciencedaily.com/releases/2020/11/201124150845.htm
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پژوهشها نشان میدهند که اقدامات مقابله با آلودگی هوا در نجات جان پرندگان نیز موثر است. نتایج یک پژوهش گسترده در آمریکا که به تازگی منتشر شده است میگوید که تلاشها برای بهبود کیفیت هوا و کاهش آلودگی ازون در چهل سال اخیر موجب پیشگیری از مرگ ۱ و نیم میلیارد پرنده در این کشور شده است؛ رقمی که معادل ۲۰ درصد تعداد پرندگان در آمریکاست.
یکی از محققان این پژوهش میگوید «تحقیقات ما نشان میدهد که ما مزایای رسیدگی به آلودگی هوا را دستکم گرفته بودیم، کاهش آلودگی در جاهای غیرمنتظرهای تاثیر مثبت میگذارد».
پژوهشگران برای انجام این تحقیق در طول پانزدهسال تغییرات در تعداد پرندگان، کیفیت هوا، و مقررات مربوط را ماهیانه در بیش از ۳ هزار منطقهی آمریکا دنبال کردند. تحقیقات نشان میدهد که آلودگی ازون بیش از همه بر پرندگان کوچک مهاجر (مانند گنجشکها، چکاوکها و فنچها) تاثیر میگذارد. آلودگی هوا به طور مستقیم با آسیب به سیستم تنفسی پرندگان و به طور غیرمستقیم از راه آلودن منابع غذایی به آنها صدمه میزند.
به همین دلیل، پرندگانی که قادر نیستند به مناطق سکونتی و منابع غذایی با کیفیت دسترسی پیدا کنند شانس کمتری برای زنده ماندن و یا تولیدمثل موفق دارند.
سال گذشته پژوهش دیگری نشان داده بود که از جمعیت پرندگان آمریکای شمالی از ۱۹۷۰ تا کنون در حدود ۳ میلیارد پرنده کاسته شده است. حال این پژوهش جدید نشان میدهد که بدون مقررات مقابله با آلودگی ازون، تعداد پرندگان میتوانست ۱.۵ میلیارد پرنده کمتر باشد.
این پژوهش نشان میدهد که سرنوشت سلامتی انسان و محیط پیرامونش بهم پیوسته است. پیش از این نیز پژوهشها از تاثیر عمیق آلودگی نوری و صوتی بر سلامت و تولید مثل پرندگان خبر داده بودند.
منبع: ساینس دیلی
https://www.sciencedaily.com/releases/2020/11/201124150845.htm
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
ScienceDaily
Clean Air Act saved 1.5 billion birds
US pollution regulations meant to protect humans from dirty air are also saving birds. So concludes a new continent-wide study. Study authors found that improved air quality under a federal program to reduce ozone pollution may have averted the loss of 1.5…
✳️ تایید انقراض ۳۱ گونه در خلال نقاط روشن در حفاظت از حیات وحش
براساس یک فهرست رسمی از گونههای در معرض انقراض، بوفالوی اروپایی یک قدم از لبه پرتگاه انقراض فاصله گرفته است.
بزرگترین پستاندار اروپا یک قرن پیش به دلیل شکار بیرویه و نابودی جنگلها تقریباً از صحنه محو شد، اما شمار آن اکنون در حیات وحش به بیش از شش هزار رسیده است.
فاصله گرفتن این گونه از پرتگاه انقراض یکی از داستانهای "موفق حفاظت از محیط زیست" تلقی میشود.
اما براساس آخرین بررسیها ۳۱ گونه گیاهی و جانوری اکنون منقرض شدهاند که شامل قورباغه، ماهی، چند گیاه و یک خفاش میشود.
فهرست انقراض که "آی یو سی ان" (اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت) فراهم میکند چشمانداز بقای گیاهان، حیوانات و قارچها را ارزیابی میکند.
دکتر برونو اوبِرل مدیر کل "آی یو سی ان" در سومین و آخرین ارزیابی امسال گفت که بهتر شدن وضعیت بوفالوی اروپایی و ۲۵ گونه دیگر "تاثیر و قدرت تلاش ها در زمینه حفاظت از محیط زیست" را نمایش میدهد.
اما او افزود که فهرست درحال رشد گونههای منقرض "به ما گوشزد میکند که تلاشها در این زمینه باید فورا تقویت شود."
آی یو سی ان تقریبا ۱۳۰ هزار گونه گیاهی و حیوانی را ارزیابی کرده است که بیش از یک چهارم آنها در معرض خطر انقراض هستند.
در تازهترین نسخه از "فهرست قرمز" این سازمان اخبار خوب و بدی برای طیفی از پستانداران، پرندگان و دوزیستها به چشم میخورد.
علیرغم اخبار خوب برای حیواناتی مثل بوفالوی اروپایی، فرض بر این است که ۳۱ گونه از جمله سه قورباغه آمریکای مرکزی، ۱۷ ماهی آب شیرین در فیلیپین، خفاش گوشدراز لرد هو و ۱۱ گونه گیاهی منقرض شدهاند.
این قورباغهها در معرض یک بیماری مهلک قارچی قرار گرفتند درحالی که ماهیها به دلیل شکار توسط گونههای مهاجم و صید بیرویه نابود شدند.
یک دلفین به نام "تویوکوکسی" که زیستگاه آن رود آمازون است در معرض خطر شناسایی شده است، که به دلیل صید تصادفی در تجهیزات ماهیگیری، آلودگی و سدسازی است و آی یو سی ان می گوید بقای آن به حذف استفاده از نوعی تور ماهیگیری (گیل نت) و کاهش شمار سدها در آبهای زیستگاه آن بستگی دارد.
درحال حاضر همه دلفینهای آب شیرین جهان در معرض خطر هستند.
در عالم پرندگان، کرکس رشته کوههای آند، مرغ دبیر، عقاب بندباز و عقاب جنگی اکنون در معرض خطر انقراض هستند.
ایان بِرفیلد از "بردلایف اینترنشنال" که فهرست انقراض پرندگان را تدوین میکند گفت که هرچند طبقهبندی هر گونهای به عنوان در معرض خطر خبر بدی است، "اما لازم نیست به تراژدی ختم شود."
"برای بسیاری از آنها مسیر نجات از همینجا شروع میشود، چون فهرست کردن آنها باعث جلب توجه به موضوع میشود و به اولویت دادن حفاظت از آنها کمک میکند."
فواید اقدامات حفاظتی برای شماری از موجودات مشاهده شده است، از جمله افزایش جمعیت بوفالوهای اروپایی و ۲۵ گونه دیگر گیاهی و حیوانی از جمله "چهارگوشماهیها" (اسکیتس)، دوزیستها و پرندگان.
دکتر جین اسمارت، مدیر جهانی گروه حفاظت از تنوع زیستی آی یو سی ان، گفت که موفقیتهای اعلام شده در روز پنجشنبه "اثبات میکند که جهان میتواند در زمینه تنوع زیستی اهداف بلندپروازانهای را تعریف کند و آنها را جامه عمل پوشد."
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
براساس یک فهرست رسمی از گونههای در معرض انقراض، بوفالوی اروپایی یک قدم از لبه پرتگاه انقراض فاصله گرفته است.
بزرگترین پستاندار اروپا یک قرن پیش به دلیل شکار بیرویه و نابودی جنگلها تقریباً از صحنه محو شد، اما شمار آن اکنون در حیات وحش به بیش از شش هزار رسیده است.
فاصله گرفتن این گونه از پرتگاه انقراض یکی از داستانهای "موفق حفاظت از محیط زیست" تلقی میشود.
اما براساس آخرین بررسیها ۳۱ گونه گیاهی و جانوری اکنون منقرض شدهاند که شامل قورباغه، ماهی، چند گیاه و یک خفاش میشود.
فهرست انقراض که "آی یو سی ان" (اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت) فراهم میکند چشمانداز بقای گیاهان، حیوانات و قارچها را ارزیابی میکند.
دکتر برونو اوبِرل مدیر کل "آی یو سی ان" در سومین و آخرین ارزیابی امسال گفت که بهتر شدن وضعیت بوفالوی اروپایی و ۲۵ گونه دیگر "تاثیر و قدرت تلاش ها در زمینه حفاظت از محیط زیست" را نمایش میدهد.
اما او افزود که فهرست درحال رشد گونههای منقرض "به ما گوشزد میکند که تلاشها در این زمینه باید فورا تقویت شود."
آی یو سی ان تقریبا ۱۳۰ هزار گونه گیاهی و حیوانی را ارزیابی کرده است که بیش از یک چهارم آنها در معرض خطر انقراض هستند.
در تازهترین نسخه از "فهرست قرمز" این سازمان اخبار خوب و بدی برای طیفی از پستانداران، پرندگان و دوزیستها به چشم میخورد.
علیرغم اخبار خوب برای حیواناتی مثل بوفالوی اروپایی، فرض بر این است که ۳۱ گونه از جمله سه قورباغه آمریکای مرکزی، ۱۷ ماهی آب شیرین در فیلیپین، خفاش گوشدراز لرد هو و ۱۱ گونه گیاهی منقرض شدهاند.
این قورباغهها در معرض یک بیماری مهلک قارچی قرار گرفتند درحالی که ماهیها به دلیل شکار توسط گونههای مهاجم و صید بیرویه نابود شدند.
یک دلفین به نام "تویوکوکسی" که زیستگاه آن رود آمازون است در معرض خطر شناسایی شده است، که به دلیل صید تصادفی در تجهیزات ماهیگیری، آلودگی و سدسازی است و آی یو سی ان می گوید بقای آن به حذف استفاده از نوعی تور ماهیگیری (گیل نت) و کاهش شمار سدها در آبهای زیستگاه آن بستگی دارد.
درحال حاضر همه دلفینهای آب شیرین جهان در معرض خطر هستند.
در عالم پرندگان، کرکس رشته کوههای آند، مرغ دبیر، عقاب بندباز و عقاب جنگی اکنون در معرض خطر انقراض هستند.
ایان بِرفیلد از "بردلایف اینترنشنال" که فهرست انقراض پرندگان را تدوین میکند گفت که هرچند طبقهبندی هر گونهای به عنوان در معرض خطر خبر بدی است، "اما لازم نیست به تراژدی ختم شود."
"برای بسیاری از آنها مسیر نجات از همینجا شروع میشود، چون فهرست کردن آنها باعث جلب توجه به موضوع میشود و به اولویت دادن حفاظت از آنها کمک میکند."
فواید اقدامات حفاظتی برای شماری از موجودات مشاهده شده است، از جمله افزایش جمعیت بوفالوهای اروپایی و ۲۵ گونه دیگر گیاهی و حیوانی از جمله "چهارگوشماهیها" (اسکیتس)، دوزیستها و پرندگان.
دکتر جین اسمارت، مدیر جهانی گروه حفاظت از تنوع زیستی آی یو سی ان، گفت که موفقیتهای اعلام شده در روز پنجشنبه "اثبات میکند که جهان میتواند در زمینه تنوع زیستی اهداف بلندپروازانهای را تعریف کند و آنها را جامه عمل پوشد."
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: پاستور و دیگر دانشمندان نادرستی مفهوم خلقالساعه را اثبات کرده و قانون "زیستزایی" (biogenesis) را برقرار کردهاند - که بیان میکند حیات فقط از حیات پیشین میآید.
📝: Watchtower Bible and Tract Society, 1985. Life--How Did It Get Here? Brooklyn, NY, p. 38.
✅ پاسخ: خلقالساعه که پاستور و دیگران آنرا رد کردند، این ایده بود که اشکال حیات مانند موشها، لارو حشرات و باکتریها میتوانند به طور کامل پدیدار شوند. آنها یک نوع آفرینشگرایی را رد کردهاند. قانونی در زیستزایی وجود ندارد که بگوید پیدایش حیات اولیه نمیتوانسته با روند افزایش پیچیدگی مولکولها حاصل شده باشد.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📝: Watchtower Bible and Tract Society, 1985. Life--How Did It Get Here? Brooklyn, NY, p. 38.
✅ پاسخ: خلقالساعه که پاستور و دیگران آنرا رد کردند، این ایده بود که اشکال حیات مانند موشها، لارو حشرات و باکتریها میتوانند به طور کامل پدیدار شوند. آنها یک نوع آفرینشگرایی را رد کردهاند. قانونی در زیستزایی وجود ندارد که بگوید پیدایش حیات اولیه نمیتوانسته با روند افزایش پیچیدگی مولکولها حاصل شده باشد.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: هر واقعیتی را میتوان با نظریه فرگشت سازگار کرد. بنابراین فرگشت ابطالپذیر نیست و یک نظریه علمی مناسب نیست.
📝 Morris, Henry M. 1985. Scientific Creationism. Green Forest, AR: Master Books, pp. 6-7.
✅ پاسخ:
1⃣ سلسله زیادی از شواهد قابل تصور وجود دارند که میتوانند فرگشت را باطل کنند.
◀️ برای مثال:
🔴 ثبت آثار فسیلی بدون تغییر
🔵 موجوداتی مثل کیمرا، موجودی متشکل از بخشهای مختلف و دودمان های متفاوت مثلا مرمید یا سنتاروس که به وسیله انتقال عمودی ژنها (که مقدار کمی از DNA را میان دودمانهای مختلف انتقال میدهند)، یا به وسیله همزیستی به طوری که دو موجود کامل کنار هم قرار میگیرند، نتوانند توضیح داده شوند.
⚫️ یک مکانیسمی که از تجمع جهشها جلوگیری میکند.
⚪️ مشاهداتی از موجوداتی که در حال خلق شدن باشند.
2⃣ این ادعا که از خلقتگرایان مطرح شده است، بیمعنی است. از آنجا که تقریبا کل خلقتگرایی چیزی بیش از یک تصور نیست و [در جای دیگر] ادعا میکند که فرگشت رد شده است!
📚 مطالعه بیشتر:
Bowler, Peter J. 1983. The Eclipse of Darwinism: Anti-Darwinian evolution theories in the decades around 1900. Baltimore: Johns Hopkins Univ. Press.
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📝 Morris, Henry M. 1985. Scientific Creationism. Green Forest, AR: Master Books, pp. 6-7.
✅ پاسخ:
1⃣ سلسله زیادی از شواهد قابل تصور وجود دارند که میتوانند فرگشت را باطل کنند.
◀️ برای مثال:
🔴 ثبت آثار فسیلی بدون تغییر
🔵 موجوداتی مثل کیمرا، موجودی متشکل از بخشهای مختلف و دودمان های متفاوت مثلا مرمید یا سنتاروس که به وسیله انتقال عمودی ژنها (که مقدار کمی از DNA را میان دودمانهای مختلف انتقال میدهند)، یا به وسیله همزیستی به طوری که دو موجود کامل کنار هم قرار میگیرند، نتوانند توضیح داده شوند.
⚫️ یک مکانیسمی که از تجمع جهشها جلوگیری میکند.
⚪️ مشاهداتی از موجوداتی که در حال خلق شدن باشند.
2⃣ این ادعا که از خلقتگرایان مطرح شده است، بیمعنی است. از آنجا که تقریبا کل خلقتگرایی چیزی بیش از یک تصور نیست و [در جای دیگر] ادعا میکند که فرگشت رد شده است!
📚 مطالعه بیشتر:
Bowler, Peter J. 1983. The Eclipse of Darwinism: Anti-Darwinian evolution theories in the decades around 1900. Baltimore: Johns Hopkins Univ. Press.
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: داروین در بسترمرگ فرگشت را تکذیب کرد.
📝 Enoch, H., 1916. Darwin's final recantation. Bombay Guardian, 25 March 1916
✅ پاسخ:
۱- داستان توبه کردن داروین صحت ندارد. اندکی بعد از مرگ داروین، خانم هوپ در یک گردهمایی گفت که داروین را در بستر دیده است و داروین بیان کرده است که از فرگشت پشیمان است و مسیحیت را پذیرفته است. به هرحال، دختر داروین (Henrietta)، کسی که در آخرین روز زندگی داروین در کنارش بود، گفته است که خانم هوپ هرگز داروین را در هیچ یک از بیماریهایش ملاقات نکرده است و داروین احتمالاً هیچ وقت او را ندیده است؛ داروین هیچ وقت از دیدگاههای علمیاش توبه نکرده است.
۲- این داستان حتی اگر درست باشد، بیارتباط است. نظریهی فرگشت بر روی شواهد علمی بسیاری از منابع مختلف متکی است نه اینکه بخاطر شخص یا اشخاصی موثق باشد.
لینکها:
Greig, Russell, 1996. Did Darwin recant? Creation 18(1): 36-37. http://www.answersingenesis.org/docs/1315.asp
Yates, Simon, 1994. The Lady Hope story: A widespread falsehood. http://www.talkorigins.org/faqs/hope.html
منابع:
Clark, Ronald W., 1984. The Survival of Charles Darwin: A biography of a man and an idea. New York: Random House.
Yates, Simon, 1994. (see above)
برای مطالعه بیشتر:
Clark, Ronald W., 1984. The Survival of Charles Darwin: A biography of a man and an idea. New York: Random House.
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📝 Enoch, H., 1916. Darwin's final recantation. Bombay Guardian, 25 March 1916
✅ پاسخ:
۱- داستان توبه کردن داروین صحت ندارد. اندکی بعد از مرگ داروین، خانم هوپ در یک گردهمایی گفت که داروین را در بستر دیده است و داروین بیان کرده است که از فرگشت پشیمان است و مسیحیت را پذیرفته است. به هرحال، دختر داروین (Henrietta)، کسی که در آخرین روز زندگی داروین در کنارش بود، گفته است که خانم هوپ هرگز داروین را در هیچ یک از بیماریهایش ملاقات نکرده است و داروین احتمالاً هیچ وقت او را ندیده است؛ داروین هیچ وقت از دیدگاههای علمیاش توبه نکرده است.
۲- این داستان حتی اگر درست باشد، بیارتباط است. نظریهی فرگشت بر روی شواهد علمی بسیاری از منابع مختلف متکی است نه اینکه بخاطر شخص یا اشخاصی موثق باشد.
لینکها:
Greig, Russell, 1996. Did Darwin recant? Creation 18(1): 36-37. http://www.answersingenesis.org/docs/1315.asp
Yates, Simon, 1994. The Lady Hope story: A widespread falsehood. http://www.talkorigins.org/faqs/hope.html
منابع:
Clark, Ronald W., 1984. The Survival of Charles Darwin: A biography of a man and an idea. New York: Random House.
Yates, Simon, 1994. (see above)
برای مطالعه بیشتر:
Clark, Ronald W., 1984. The Survival of Charles Darwin: A biography of a man and an idea. New York: Random House.
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Answers in Genesis
Darwin’s Deathbed Conversion—a Legend?
Many well-meaning Christians maintain that Charles Darwin on his deathbed not only renounced evolution, but also accepted Jesus Christ as his savior.
فرگشت ، تحول گونهها
تصویری که مخالفین به جد شترمرغ نسبت میدهند. 🆔: @iran_evolution
⁉️ چرا شترمرغ در هنگام انقراض دایناسورها منقرض نشد؟
❌ ادعا: فرگشت به ما میگوید که پرندگان از دایناسورها به وجود آمدهاند. میدانیم که در اثر برخورد شهابسنگها دایناسورها منقرض شدند اما پرندهها به علت توانایی پرواز منقرض نشدند. پس چگونه پرندهای مانند شترمرغ که فاقد توانایی پرواز است نابود نشد؟ تکاملگرایانی که میگویند این دایناسور (تصویر بالا) جد شترمرغ است، آیا میتوانند توجیه کنند چرا منقرض نشده است؟
✅ پاسخ: مخالفان با تصاویری دروغین ادعا میکنند که دانشمندان میگویند شترمرغ نواده مستقیم یک دایناسور است! در حالی که اصلاً چنین نیست. این عکس، عکس دایناسور Struthiomimus است که به سبب شکل راه رفتنش به این نام مشهور شده است. نام استراتیومیموس به معنی «تقلیدکننده از شترمرغ» میباشد. این به آن معنی نیست که این دایناسور جد مستقیم شترمرغ است.
حقیقت این است که در تاریخ فرگشتی عدهای از دایناسورهایی که امکان پرواز داشتند اجداد پرندههای امروزی شدند و طی ملیونها سال بعد از انقراض دایناسورها پرندگانی که فاقد قابلیت پرواز هستند به وجود آمدهاند. هیچکس مدعی نشده است که شترمرغ و مرغ و غاز و اردک که فاقد قابلیت پرواز هستند مستقیماً از یک دایناسور فرگشت یافتهاند! این موجودات میلیونها سال بعد از انقراض دایناسورها از سایر پرندگان فرگشت یافتهاند.
✅ حال به سوال مخالفان باز میگردیم: چرا پرندههایی که فاقد توانایی پرواز بودهاند در اثر شهابسنگ منقرض نشدند؟ چون در آن زمان وجود نداشتند و بعدها فرگشت یافتهاند!
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: فرگشت به ما میگوید که پرندگان از دایناسورها به وجود آمدهاند. میدانیم که در اثر برخورد شهابسنگها دایناسورها منقرض شدند اما پرندهها به علت توانایی پرواز منقرض نشدند. پس چگونه پرندهای مانند شترمرغ که فاقد توانایی پرواز است نابود نشد؟ تکاملگرایانی که میگویند این دایناسور (تصویر بالا) جد شترمرغ است، آیا میتوانند توجیه کنند چرا منقرض نشده است؟
✅ پاسخ: مخالفان با تصاویری دروغین ادعا میکنند که دانشمندان میگویند شترمرغ نواده مستقیم یک دایناسور است! در حالی که اصلاً چنین نیست. این عکس، عکس دایناسور Struthiomimus است که به سبب شکل راه رفتنش به این نام مشهور شده است. نام استراتیومیموس به معنی «تقلیدکننده از شترمرغ» میباشد. این به آن معنی نیست که این دایناسور جد مستقیم شترمرغ است.
حقیقت این است که در تاریخ فرگشتی عدهای از دایناسورهایی که امکان پرواز داشتند اجداد پرندههای امروزی شدند و طی ملیونها سال بعد از انقراض دایناسورها پرندگانی که فاقد قابلیت پرواز هستند به وجود آمدهاند. هیچکس مدعی نشده است که شترمرغ و مرغ و غاز و اردک که فاقد قابلیت پرواز هستند مستقیماً از یک دایناسور فرگشت یافتهاند! این موجودات میلیونها سال بعد از انقراض دایناسورها از سایر پرندگان فرگشت یافتهاند.
✅ حال به سوال مخالفان باز میگردیم: چرا پرندههایی که فاقد توانایی پرواز بودهاند در اثر شهابسنگ منقرض نشدند؟ چون در آن زمان وجود نداشتند و بعدها فرگشت یافتهاند!
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❓ آیا گذر از آب به خشکی امکانپذیر است؟
❌ ادعا: ماهیها دارای آبشش هستند و بیش از چند ثانیه بیرون از آب نمیتوانند زنده بمانند. پس باید در یک لحظه آبشش را از دست بدهند و در چند ثانیه دارای شش بشوند تا بتوانند در خشکی زندگی کنند. این امر امکان پذیر نیست پس موجودات خشکیزی نمیتوانند از ماهیها فرگشت یافته باشند.
✅ پاسخ: در ابتدا باید یادآوری کرد که فرگشت بر روی افراد منفرد اتفاق نمیافتد و مکانیسم آن انباشته شدن تغییرات تدریجی در طی نسلهای متوالی است که هزاران سال وقت لازم دارد.
✅✅ نکته دوم اینست که این سناریویی که مخالفان در این ادعا ذکر کردهاند واقعاً غیرممکن است و تاکنون دانشمندی مدعی اتفاق افتادن آن نشده است. بلکه ماهیهایی که در نزدیکی خشکی و در آبهای کم عمق زندگی میکردند و به گوشتیبالگان مشهور هستند در طی هزاران سال علاوه بر آبشش دارای سیستم تنفسی ششی نیز شدند.
در حال حاضر نیز تعداد زیادی ماهی شُشدار (Dipnoi) در آبهای شیرین کم عمق وجود دارد که علاوه بر آبشش دارای شش نیز هستند. آبشش آنها اندام اصلی مورد استفاده در تنفس آنهاست. اما در تابستان که آب خشک میشود این ماهیها با کمک ششهایشان در خشکی زنده میمانند.
✔✔ امروزه از روی فسیلهای تیک تالیک و دیگر موجوداتی که حالات میانی فرگشت ماهیان به چهاراندامان بودهاند متوجه شدهایم که این جانوران نیز دارای هر دو سیستم تنفسی آبشش و شش بودهاند. پس از نظر تنفسی مشکلی نداشتهاند و به راحتی در آبهای کم عمق از آبشش و ششهایشان استفاده میکردند.
✔✔ در میلیونها سال بعد که موجودات خشکیزی تنوع یافتند و در موجودات خشکیزی آبشش حذف شده و شش به تنها سیستم تنفسی آنها تبدیل شد.
🆔 @iran_evolution
❌ ادعا: ماهیها دارای آبشش هستند و بیش از چند ثانیه بیرون از آب نمیتوانند زنده بمانند. پس باید در یک لحظه آبشش را از دست بدهند و در چند ثانیه دارای شش بشوند تا بتوانند در خشکی زندگی کنند. این امر امکان پذیر نیست پس موجودات خشکیزی نمیتوانند از ماهیها فرگشت یافته باشند.
✅ پاسخ: در ابتدا باید یادآوری کرد که فرگشت بر روی افراد منفرد اتفاق نمیافتد و مکانیسم آن انباشته شدن تغییرات تدریجی در طی نسلهای متوالی است که هزاران سال وقت لازم دارد.
✅✅ نکته دوم اینست که این سناریویی که مخالفان در این ادعا ذکر کردهاند واقعاً غیرممکن است و تاکنون دانشمندی مدعی اتفاق افتادن آن نشده است. بلکه ماهیهایی که در نزدیکی خشکی و در آبهای کم عمق زندگی میکردند و به گوشتیبالگان مشهور هستند در طی هزاران سال علاوه بر آبشش دارای سیستم تنفسی ششی نیز شدند.
در حال حاضر نیز تعداد زیادی ماهی شُشدار (Dipnoi) در آبهای شیرین کم عمق وجود دارد که علاوه بر آبشش دارای شش نیز هستند. آبشش آنها اندام اصلی مورد استفاده در تنفس آنهاست. اما در تابستان که آب خشک میشود این ماهیها با کمک ششهایشان در خشکی زنده میمانند.
✔✔ امروزه از روی فسیلهای تیک تالیک و دیگر موجوداتی که حالات میانی فرگشت ماهیان به چهاراندامان بودهاند متوجه شدهایم که این جانوران نیز دارای هر دو سیستم تنفسی آبشش و شش بودهاند. پس از نظر تنفسی مشکلی نداشتهاند و به راحتی در آبهای کم عمق از آبشش و ششهایشان استفاده میکردند.
✔✔ در میلیونها سال بعد که موجودات خشکیزی تنوع یافتند و در موجودات خشکیزی آبشش حذف شده و شش به تنها سیستم تنفسی آنها تبدیل شد.
🆔 @iran_evolution
✳️ انتخاب طبیعی نمیتواند جانداران کامل و بینقص به وجود آورد
● به چند دلیل، طبیعت پر است از جاندارانی که به نظر میرسد برای تکمیل چرخه زندگی خود به طور ایده آل و بدون نقص، "مهندسی" نشدهاند.
1⃣ انتخاب طبیعی تنها قادر به عمل بر انواعی است که در جمعیت وجود دارد.
انتخاب طبیعی فقط میتواند فنوتیپهای شایستهتر را از میان فنوتیپهای فعلی موجود در جمعیت انتخاب کند و این فنوتیپها لزوماً ویژگیهای ایدهآل ندارند. بنابراین بر حسب نیاز، اللهای سودمند جدید به وجود نمیآیند.
2⃣ فرگشت در حصار پیشینه تاریخی خود محدود شده است
هر گونه، وارث نسلی است که طی نسلهای متمادی و در نتیجهی وقوع اصلاحات در اشکال نیایی، به او رسیده است. فرگشت نمیتواند به طور کامل، اشکال و صفات اجدادی خود را از بین ببرد و ساختارهای جدیدی را به وجود آورد، بلکه به جای آن، تغییراتی را که در ساختارهای قبلی، در جهت سازش بهتر با محیط ایجاد میکند.
برای مثال، ما میتوانیم تصور کنیم که بعضی از گونههای پرندگان، همانطور که از بالهایشان برای پرواز سریع سود میبرند، به جای دو پا، دارای چهار پا باشند تا بتوانند سریعتر بدوند. اما پرندگان از نسل خزندگان به شمار میروند که تنها دوجفت اندام حرکتی داشتند. در پرندگان، جفت اندامهای حرکتی جلویی، تبدیل به اندام پروازی شده است و جفت اندام عقبی، برای حرکت روی زمین سازماندهی شده است.
3⃣ سازگاریها اغلب بر اساس سود و زیان تعیین میشوند
هر جاندار باید اعمال مختلفی را انجام دهد. خوکهای دریایی بخشی از زمانشان را بر روی صخرهها سپری میکنند، اگر این جانوران به جای بالههای شنای خود، پا داشتند قطعا میتوانستند راه بروند. اما از طرفی دیگر نمیتوانستند به خوبی قبل شنا کنند.
ما انسانها، توانایی زیادی در برداشتن اجسام با دستهایمان داریم و همچنین دارای پاهای انعطاف پذیری نیز میباشیم. اما این خصوصیات ما را برای عوارضی، چون پیچ خوردن دست و پا، پارگی زردپی و در رفتگی مفاصل، مستعدتر میسازد. بنابراین به خاطر داشتن چابکی و انعطافپذیری، به ناچار، مقداری از استحکام ساختاری بدنمان، کاسته شده است. همچنین صداهایی که یک قورباغه برای جلب توجه جفت از خود در میآورد ممکن است مهمانان ناخواندهای را نیز از اطراف جذب کند که میتواند خفاشی باشد که به دنبال شکار غذا است.
4⃣ انتخاب طبیعی شانس و محیط بر یکدیگر برهمکنش دارند
رویدادهای تصادفی روی تاریخچه فرگشتی بعدی جمعیتها اثر میگذارند. به عنوان مثال، وقتی طوفانی میوزد، حشرات و پرندگان را صدها کیلومتر، از فراز یک اقیانوس به یک جزیره منتقل میکند. طوفان لزوماً گونهها یا اعضای متعلق به یک گونه را که متناسب با محیط جدید هستند منتقل نمیکند، بنابراین همه اللهایی که در خزانه جمعیت جدید وجود دارند، الزاماً شایستگی بهتر و بیشتری نسبت به اللهای قبلی برای زندگی در محیط جدید ندارند. علاوه بر این، شرایط محیطی در یک منطقه معین ممکن است به صورتی غیرقابل پیشبینی، از سالی به سال دیگر تغییر کند و شرایط محیطی جدید مجدداً برای تطابق کامل جاندار و محیط خود، محدودیت ایجاد نماید.
با این محدودیتهایی که ذکر شد، فرگشت نمیتواند جانداران کامل و بدون نقصی را به وجود آورد. انتخاب طبیعی فقط بر روی بهترینها تاثیرگذار است و بنابراین ما میتوانیم عیبهای فراوانی را در جاندارانی که فرگشت مییابند، پیدا کنیم.
📘 منبع: بیولوژی کمپبل
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
● به چند دلیل، طبیعت پر است از جاندارانی که به نظر میرسد برای تکمیل چرخه زندگی خود به طور ایده آل و بدون نقص، "مهندسی" نشدهاند.
1⃣ انتخاب طبیعی تنها قادر به عمل بر انواعی است که در جمعیت وجود دارد.
انتخاب طبیعی فقط میتواند فنوتیپهای شایستهتر را از میان فنوتیپهای فعلی موجود در جمعیت انتخاب کند و این فنوتیپها لزوماً ویژگیهای ایدهآل ندارند. بنابراین بر حسب نیاز، اللهای سودمند جدید به وجود نمیآیند.
2⃣ فرگشت در حصار پیشینه تاریخی خود محدود شده است
هر گونه، وارث نسلی است که طی نسلهای متمادی و در نتیجهی وقوع اصلاحات در اشکال نیایی، به او رسیده است. فرگشت نمیتواند به طور کامل، اشکال و صفات اجدادی خود را از بین ببرد و ساختارهای جدیدی را به وجود آورد، بلکه به جای آن، تغییراتی را که در ساختارهای قبلی، در جهت سازش بهتر با محیط ایجاد میکند.
برای مثال، ما میتوانیم تصور کنیم که بعضی از گونههای پرندگان، همانطور که از بالهایشان برای پرواز سریع سود میبرند، به جای دو پا، دارای چهار پا باشند تا بتوانند سریعتر بدوند. اما پرندگان از نسل خزندگان به شمار میروند که تنها دوجفت اندام حرکتی داشتند. در پرندگان، جفت اندامهای حرکتی جلویی، تبدیل به اندام پروازی شده است و جفت اندام عقبی، برای حرکت روی زمین سازماندهی شده است.
3⃣ سازگاریها اغلب بر اساس سود و زیان تعیین میشوند
هر جاندار باید اعمال مختلفی را انجام دهد. خوکهای دریایی بخشی از زمانشان را بر روی صخرهها سپری میکنند، اگر این جانوران به جای بالههای شنای خود، پا داشتند قطعا میتوانستند راه بروند. اما از طرفی دیگر نمیتوانستند به خوبی قبل شنا کنند.
ما انسانها، توانایی زیادی در برداشتن اجسام با دستهایمان داریم و همچنین دارای پاهای انعطاف پذیری نیز میباشیم. اما این خصوصیات ما را برای عوارضی، چون پیچ خوردن دست و پا، پارگی زردپی و در رفتگی مفاصل، مستعدتر میسازد. بنابراین به خاطر داشتن چابکی و انعطافپذیری، به ناچار، مقداری از استحکام ساختاری بدنمان، کاسته شده است. همچنین صداهایی که یک قورباغه برای جلب توجه جفت از خود در میآورد ممکن است مهمانان ناخواندهای را نیز از اطراف جذب کند که میتواند خفاشی باشد که به دنبال شکار غذا است.
4⃣ انتخاب طبیعی شانس و محیط بر یکدیگر برهمکنش دارند
رویدادهای تصادفی روی تاریخچه فرگشتی بعدی جمعیتها اثر میگذارند. به عنوان مثال، وقتی طوفانی میوزد، حشرات و پرندگان را صدها کیلومتر، از فراز یک اقیانوس به یک جزیره منتقل میکند. طوفان لزوماً گونهها یا اعضای متعلق به یک گونه را که متناسب با محیط جدید هستند منتقل نمیکند، بنابراین همه اللهایی که در خزانه جمعیت جدید وجود دارند، الزاماً شایستگی بهتر و بیشتری نسبت به اللهای قبلی برای زندگی در محیط جدید ندارند. علاوه بر این، شرایط محیطی در یک منطقه معین ممکن است به صورتی غیرقابل پیشبینی، از سالی به سال دیگر تغییر کند و شرایط محیطی جدید مجدداً برای تطابق کامل جاندار و محیط خود، محدودیت ایجاد نماید.
با این محدودیتهایی که ذکر شد، فرگشت نمیتواند جانداران کامل و بدون نقصی را به وجود آورد. انتخاب طبیعی فقط بر روی بهترینها تاثیرگذار است و بنابراین ما میتوانیم عیبهای فراوانی را در جاندارانی که فرگشت مییابند، پیدا کنیم.
📘 منبع: بیولوژی کمپبل
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❓چگونه موجودی به موجود دیگر فرگشت مییابد؟
❌ ادعا: شاید انتخاب طبیعی بتواند در صفتهای ریزی مانند رنگ پروانهها عمل کند اما هیچوقت نمیتواند باعث شود یک موجود به موجودی دیگر تبدیل شود. پس فرگشت کلان نمیتواند اتفاق بیفتد.
✅ پاسخ: ابتدا باید تعریف خود از گونههای زیستی را مشخص سازیم. در واقعیت موجودات با دستهبندی که ما در ذهن خود داریم متفاوت هستند، برای مثال ما خفاش را یک نوع موجود زنده میدانیم. در حالی که حدود ۹۰۰ گونه خفاش اکنون در جهان زندگی میکنند. حال بهتر است با تعریف علمی گونهها آشنا بشویم:
🔷 گونه: جمعیت یا گروهی از افراد یک جمعیت است که اعضای آنها میتوانند با یکدیگر تولید مثل کرده و فرزندان زیستا و زایا به وجود آورند، گونههای متفاوت نمیتوانند با یکدیگر تولید مثل کرده و در صورت توانستن نیز فرزندان آنها ناقص به دنیا آمده و یا توانایی تولید مثل ندارند.
⭕ حال چه سدی (عاملی) باعث میشود گونههای مختلف نتوانند با گونههای دیگر تولید مثل کنند؟
1⃣ سدهای پیش زیگوتی: به عواملی میگوییم که لقاح را قبل از اینکه اتفاق بیفتد متوقف میکنند و باعث عدم جفتگیری دو گونه متفاوت میشوند، از این نوع سدها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
✔ جدایی زیستگاهی: برای مثال دو گونه از مارهای غیرسمی از جنس Thammophis در یک منطقه زندگی میکنند اما زیستگاه یکی از این دو گونه آب است و دیگری در خشکی زندگی میکنند، پس عملا اعضا این دو گونه نمیتوانند باهم تولید مثل کنند.
✔ جدایی زمانی: برای مثال دو گونه راسوی خالدار شرقی در آمریکای شمالی وجود دارد که در یک زیستگاه مشترک زندگی میکنند اما اعضا یک گونه در اواخر زمستان جفتگیری میکند و اعضا گونه دیگر در اواخر تابستان جفتگیری میکنند. پس این دو گونه عملا هیچوقت نمیتوانند باهم تولید مثل کنند.
✔ جدایی رفتاری: افراد هر گونه برای جفت یابی از خود رفتارهایی بروز میدهند که تفاوت این رفتارها حتی در گونههای خویشاوند سد بزرگی محسوب میشود، برای مثال چکاوک شرقی و چکاوک غربی رنگ و شکل مشابهی دارند، اما رفتارهای جذب جفت آنها متفاوت است که باعث شده نتوانند با همدیگر تولید مثل کنند و این باعث میشود خزانه ژنی متفاوتی داشته باشند.
✔ جدایی مکانیکی: تفاوتهای ساختاری بدن اعضا گونه باعث میشود آنها نتوانند با گونه دیگری تولیدمثل داشته باشند، برای مثال دو نوع حلزون وجود دارد که یکی از آنها پیچش پوستهاش در جهت عقربههای ساعت است و گونه دیگر در خلاف جهت عقربههای ساعت است که باعث میشود منافذ تناسلی آنها برهم منطبق نشود، پس این اعضا این دو گونه حلزون باهم دیگر تولید مثل نمیکنند و خزانه ژنی متفاوتی دارند.
2⃣ سدهای پس زیگوتی: که در صورت لقاح میان افراد دو گونه متفاوت باعث میشوند که فرزند نتواند زنده بماند یا نازا باشد و یا فرزندان او نازا شوند. برای مثال میتوان به نازایی دورگه قاطر اشاره کرد.
⬅ حال که با مفهوم گونه آشنا شدیم به سوال اول بازمیگردیم: چگونه گونههای جدید به وجود میآیند؟
❎ تفکر غلطی که رواج دارد میگوید در روند فرگشت اعضا فرگشت (تکامل) مییابند؛ در فرگشت موجودات طی انتخاب طبیعی در هزاران سال تغییر میکنند و اعضا تغییرات اندکی را متحمل میشوند.
✅ برای گونه زایی دو مکانیسم وجود دارد: گونهزایی هم میهنی و دگرمیهنی.
☑ گونه زایی دگرمیهنی چیست؟
اگر سدی فیزیکی میان افراد یک جمعیت قرار بگیرد که باعث تقسیم یک جمعیت به دو جمعیت شود، به صورتی که جمعیتهای تازه تشکیل شده نتوانند با یکدیگر تولید مثل کنند، انتخاب طبیعی بعد از هزاران سال ممکن است باعث شکل گیری و تقویت سدهای جدایی تولید مثلی میان این دو جمعیت شده تا حدی که اگر سد فیزیکی برداشته شود، این دو جمعیت نتوانند باهم تولیدمثل کنند.
✳ برای مثال در یک جمعیت موشها اگر سدی فیزیکی مانند یک رود قرار گیرد، باعث میشود موشها به دو جمعیت تقسیم شوند که هر جمعیت خزانه ژنی خودش را داشته باشد و شارش و مبادله ژن میان این دو جمعیت صورت نگیرد. حال فرض میگیریم یک شکارچی که در روز فعالیت میکند در یک طرف رود قرار گیرد، فشار انتخاب طبیعی طی نسلهای متوالی باعث میشوند که این جمعیت موشها بیشتر در شب فعالیت کنند. طی هزاران سال اگر این رود خشک هم بشود، چون سد تولید مثال زمانی میان این دو جمعیت شکل گرفته است، این دو جمعیت موشها نمیتوانند باهمدیگر تولید مثل کنند. البته این یک مثال انتزاعی و ساده بود و گونه زایی دگرمیهنی به وضوح و به فراوانی مشاهده شده است.
☑ گونه زایی هم میهنی چیست؟
در این نوع گونهزایی نیازی به سد فیزیکی نیست. یکی از مکانیسمهایش پلیپلوییدی یا دوبرابر شدن کوروموزمهاست که بیشتر در گیاهان اتفاق میافتد. جدایی زیستگاهی و انتخاب جنسی نیز در این نوع گونهزایی اثر دارند و دیده شدهاند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: شاید انتخاب طبیعی بتواند در صفتهای ریزی مانند رنگ پروانهها عمل کند اما هیچوقت نمیتواند باعث شود یک موجود به موجودی دیگر تبدیل شود. پس فرگشت کلان نمیتواند اتفاق بیفتد.
✅ پاسخ: ابتدا باید تعریف خود از گونههای زیستی را مشخص سازیم. در واقعیت موجودات با دستهبندی که ما در ذهن خود داریم متفاوت هستند، برای مثال ما خفاش را یک نوع موجود زنده میدانیم. در حالی که حدود ۹۰۰ گونه خفاش اکنون در جهان زندگی میکنند. حال بهتر است با تعریف علمی گونهها آشنا بشویم:
🔷 گونه: جمعیت یا گروهی از افراد یک جمعیت است که اعضای آنها میتوانند با یکدیگر تولید مثل کرده و فرزندان زیستا و زایا به وجود آورند، گونههای متفاوت نمیتوانند با یکدیگر تولید مثل کرده و در صورت توانستن نیز فرزندان آنها ناقص به دنیا آمده و یا توانایی تولید مثل ندارند.
⭕ حال چه سدی (عاملی) باعث میشود گونههای مختلف نتوانند با گونههای دیگر تولید مثل کنند؟
1⃣ سدهای پیش زیگوتی: به عواملی میگوییم که لقاح را قبل از اینکه اتفاق بیفتد متوقف میکنند و باعث عدم جفتگیری دو گونه متفاوت میشوند، از این نوع سدها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
✔ جدایی زیستگاهی: برای مثال دو گونه از مارهای غیرسمی از جنس Thammophis در یک منطقه زندگی میکنند اما زیستگاه یکی از این دو گونه آب است و دیگری در خشکی زندگی میکنند، پس عملا اعضا این دو گونه نمیتوانند باهم تولید مثل کنند.
✔ جدایی زمانی: برای مثال دو گونه راسوی خالدار شرقی در آمریکای شمالی وجود دارد که در یک زیستگاه مشترک زندگی میکنند اما اعضا یک گونه در اواخر زمستان جفتگیری میکند و اعضا گونه دیگر در اواخر تابستان جفتگیری میکنند. پس این دو گونه عملا هیچوقت نمیتوانند باهم تولید مثل کنند.
✔ جدایی رفتاری: افراد هر گونه برای جفت یابی از خود رفتارهایی بروز میدهند که تفاوت این رفتارها حتی در گونههای خویشاوند سد بزرگی محسوب میشود، برای مثال چکاوک شرقی و چکاوک غربی رنگ و شکل مشابهی دارند، اما رفتارهای جذب جفت آنها متفاوت است که باعث شده نتوانند با همدیگر تولید مثل کنند و این باعث میشود خزانه ژنی متفاوتی داشته باشند.
✔ جدایی مکانیکی: تفاوتهای ساختاری بدن اعضا گونه باعث میشود آنها نتوانند با گونه دیگری تولیدمثل داشته باشند، برای مثال دو نوع حلزون وجود دارد که یکی از آنها پیچش پوستهاش در جهت عقربههای ساعت است و گونه دیگر در خلاف جهت عقربههای ساعت است که باعث میشود منافذ تناسلی آنها برهم منطبق نشود، پس این اعضا این دو گونه حلزون باهم دیگر تولید مثل نمیکنند و خزانه ژنی متفاوتی دارند.
2⃣ سدهای پس زیگوتی: که در صورت لقاح میان افراد دو گونه متفاوت باعث میشوند که فرزند نتواند زنده بماند یا نازا باشد و یا فرزندان او نازا شوند. برای مثال میتوان به نازایی دورگه قاطر اشاره کرد.
⬅ حال که با مفهوم گونه آشنا شدیم به سوال اول بازمیگردیم: چگونه گونههای جدید به وجود میآیند؟
❎ تفکر غلطی که رواج دارد میگوید در روند فرگشت اعضا فرگشت (تکامل) مییابند؛ در فرگشت موجودات طی انتخاب طبیعی در هزاران سال تغییر میکنند و اعضا تغییرات اندکی را متحمل میشوند.
✅ برای گونه زایی دو مکانیسم وجود دارد: گونهزایی هم میهنی و دگرمیهنی.
☑ گونه زایی دگرمیهنی چیست؟
اگر سدی فیزیکی میان افراد یک جمعیت قرار بگیرد که باعث تقسیم یک جمعیت به دو جمعیت شود، به صورتی که جمعیتهای تازه تشکیل شده نتوانند با یکدیگر تولید مثل کنند، انتخاب طبیعی بعد از هزاران سال ممکن است باعث شکل گیری و تقویت سدهای جدایی تولید مثلی میان این دو جمعیت شده تا حدی که اگر سد فیزیکی برداشته شود، این دو جمعیت نتوانند باهم تولیدمثل کنند.
✳ برای مثال در یک جمعیت موشها اگر سدی فیزیکی مانند یک رود قرار گیرد، باعث میشود موشها به دو جمعیت تقسیم شوند که هر جمعیت خزانه ژنی خودش را داشته باشد و شارش و مبادله ژن میان این دو جمعیت صورت نگیرد. حال فرض میگیریم یک شکارچی که در روز فعالیت میکند در یک طرف رود قرار گیرد، فشار انتخاب طبیعی طی نسلهای متوالی باعث میشوند که این جمعیت موشها بیشتر در شب فعالیت کنند. طی هزاران سال اگر این رود خشک هم بشود، چون سد تولید مثال زمانی میان این دو جمعیت شکل گرفته است، این دو جمعیت موشها نمیتوانند باهمدیگر تولید مثل کنند. البته این یک مثال انتزاعی و ساده بود و گونه زایی دگرمیهنی به وضوح و به فراوانی مشاهده شده است.
☑ گونه زایی هم میهنی چیست؟
در این نوع گونهزایی نیازی به سد فیزیکی نیست. یکی از مکانیسمهایش پلیپلوییدی یا دوبرابر شدن کوروموزمهاست که بیشتر در گیاهان اتفاق میافتد. جدایی زیستگاهی و انتخاب جنسی نیز در این نوع گونهزایی اثر دارند و دیده شدهاند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution