فرگشت ، تحول گونهها
◀️ مردسالاری چگونه آغاز شد؟ 🆔: @iran_evolution
سبب اصلی واژگونی وضعیت اجتماعی زنان، گذار از سیستم اقتصادی گردآوري خوراک به شيوه بالاتر تولید یعنی کشاورزی، دامپروری و پیشههای شهری بوده است. تقسیم کار پیچیدهتر اجتماعی جانشین تقسیم کار آغازین بین زن و مرد شد. بازدهی بیشتر کار، سبب افزونی تولید شد، که نخست به نابرابری جامعه و سپس به تقسیمبندی ژرف بین بخش های مختلف آن انجامید.
به سبب نقش رهبری که مردان در کشاورزی بزرگ، آبیاری و برنامههای ساختمانی و دامپروری داشتند. دارائیهای افزوده رفته رفته در دست طبقه مردان از پائین تا بالا قرار گرفت و آنها این دارائیها را به خود اختصاص دادند. و این فرایند، نیاز به نهاد ازدواج و خانواده را پدید آورد تا تکلیف مالكيت قانونی دارائیها و میراث به جامانده مردها روشن شود. با گزینش شیوه ازدواج تک همسری، زن زیر نظارت کامل شوهر خود درآمد تا از این طریق شوهر از مشروعیت فرزندان خود برای ارث بردن از دارائیهای خویش اطمینان پیدا کند.
همچنان که مردان بر بیشتر فعالیتهای تولیدی جامعه دست مییافتند، و با پدید آمدن نهاد خانواده، زنان به رده خانهدار شدن آفت کردند تا به خدمت شوهر و خانواده بپردازند. ابزار دولتی نیز پدیدار شد تا نهادهای مالکیت شخصی، فرمانروائی مردان، و نهاد خانواده - پدر را استوار و قانونی گرداند.
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۱۲۴-۱۲۵
🆔: @iran_evolution
به سبب نقش رهبری که مردان در کشاورزی بزرگ، آبیاری و برنامههای ساختمانی و دامپروری داشتند. دارائیهای افزوده رفته رفته در دست طبقه مردان از پائین تا بالا قرار گرفت و آنها این دارائیها را به خود اختصاص دادند. و این فرایند، نیاز به نهاد ازدواج و خانواده را پدید آورد تا تکلیف مالكيت قانونی دارائیها و میراث به جامانده مردها روشن شود. با گزینش شیوه ازدواج تک همسری، زن زیر نظارت کامل شوهر خود درآمد تا از این طریق شوهر از مشروعیت فرزندان خود برای ارث بردن از دارائیهای خویش اطمینان پیدا کند.
همچنان که مردان بر بیشتر فعالیتهای تولیدی جامعه دست مییافتند، و با پدید آمدن نهاد خانواده، زنان به رده خانهدار شدن آفت کردند تا به خدمت شوهر و خانواده بپردازند. ابزار دولتی نیز پدیدار شد تا نهادهای مالکیت شخصی، فرمانروائی مردان، و نهاد خانواده - پدر را استوار و قانونی گرداند.
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۱۲۴-۱۲۵
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ آشنایی با بونوبوها - بخش اول 🆔: @iran_evolution
بونوبو یا شامپانزه کوتوله (به انگلیسی: Bonobo) با نام علمی Pan paniscus گونهای از سردهٔ شمپانزه است.
بونوبوها به همراه شامپانزهها نزدیکترین خویشاوند انسان هستند. از آنجا که بونوبوها و شامپانزهها هیچیک شناگران ماهری نیستند، احتمالاً جدایی این دو گونه پس از تشکیل رودخانهٔ کنگو ۱٫۵ تا ۲ میلیون سال پیش آغاز شدهاست.
نظام اجتماعی بونوبوها بر مساوات، صلحجویی و آمیزش جنسی نهاده است. با اینکه گونهای رتبهبندی اجتماعی در جامعههای ایشان به چشم میخورد، رویهمرفته رفتار افراد با هم بر پایهٔ مساوات است. درگیرهای خشن میان افراد بسیار کم است و معمولاً از آمیزش جنسی برای رفع مناقشات و کاستن تنشهای موجود میان افراد استفاده میشود.
در نظام اجتماعی این کپیها جانوران ماده نقش اصلی را به عهده دارند. غذا غالباً میان همه تقسیم میشود و سکس در میان آنها از جایگاه بخصوصی برخوردار است.
در نظام اجتماعی بونوبوها، جانوران ماده نقش اصلی را به عهده دارند. غذا غالباً میان همه تقسیم میشود و سکس در میان آنها از جایگاه بخصوصی برخوردار است. بونوبوهای نر حالت تهاجمی بخصوصی ندارند و برخلاف گونههای دیگر که درگیر نزاعهای روزانهاند (مانند شامپانزههای معمولی) فاقد دستگاه عضلانی قابل ملاحظه هستند. بونوبوها از آمیزش جنسی به عنوان سلام استفاده میکنند. آنها بهجز انسان تنها حیواناتی هستند که همهٔ انواع آمیزشهای جنسی زیر در آنها مشاهده میشود: آمیزش روبهرو (طبقزنی و آلتمالی)، بوسه زبانی، سکس دهانی ، همجنسگرایی و دوجنسگرایی.
📚منابع:
Manson, J.H.; Perry, S.; Parish, A.R. (1997). "Nonconceptive Sexual Behavior in Bonobos and Capuchins". International Journal of Primatology 18 (5): 767–786.
Frans de Waal, "Bonobo Sex and Society" in Scientific American (March 1995), p. 82ff
🆔: @iran_evolution
بونوبوها به همراه شامپانزهها نزدیکترین خویشاوند انسان هستند. از آنجا که بونوبوها و شامپانزهها هیچیک شناگران ماهری نیستند، احتمالاً جدایی این دو گونه پس از تشکیل رودخانهٔ کنگو ۱٫۵ تا ۲ میلیون سال پیش آغاز شدهاست.
نظام اجتماعی بونوبوها بر مساوات، صلحجویی و آمیزش جنسی نهاده است. با اینکه گونهای رتبهبندی اجتماعی در جامعههای ایشان به چشم میخورد، رویهمرفته رفتار افراد با هم بر پایهٔ مساوات است. درگیرهای خشن میان افراد بسیار کم است و معمولاً از آمیزش جنسی برای رفع مناقشات و کاستن تنشهای موجود میان افراد استفاده میشود.
در نظام اجتماعی این کپیها جانوران ماده نقش اصلی را به عهده دارند. غذا غالباً میان همه تقسیم میشود و سکس در میان آنها از جایگاه بخصوصی برخوردار است.
در نظام اجتماعی بونوبوها، جانوران ماده نقش اصلی را به عهده دارند. غذا غالباً میان همه تقسیم میشود و سکس در میان آنها از جایگاه بخصوصی برخوردار است. بونوبوهای نر حالت تهاجمی بخصوصی ندارند و برخلاف گونههای دیگر که درگیر نزاعهای روزانهاند (مانند شامپانزههای معمولی) فاقد دستگاه عضلانی قابل ملاحظه هستند. بونوبوها از آمیزش جنسی به عنوان سلام استفاده میکنند. آنها بهجز انسان تنها حیواناتی هستند که همهٔ انواع آمیزشهای جنسی زیر در آنها مشاهده میشود: آمیزش روبهرو (طبقزنی و آلتمالی)، بوسه زبانی، سکس دهانی ، همجنسگرایی و دوجنسگرایی.
📚منابع:
Manson, J.H.; Perry, S.; Parish, A.R. (1997). "Nonconceptive Sexual Behavior in Bonobos and Capuchins". International Journal of Primatology 18 (5): 767–786.
Frans de Waal, "Bonobo Sex and Society" in Scientific American (March 1995), p. 82ff
🆔: @iran_evolution
جامعهٔ بنوبوها مادرتبار (Matriarchy)
است و منزلت نرها با توجه به مادر ایشان تعیین میشود. شهرت این کپیها به مساواتگری و صلحجویی به معنی نبود تهاجمگری در میان ایشان نیست. دیده شدهاست که چند بونوبوی ماده بهاتفاق بر نری تنها بتازند. تازش بر نرهای فرو مرتبه — در قیاس با نرهای بلند مرتبه — بسیار شایعتر است. با این حال این تازشها —بر خلاف تازشها در اجتماعات شمپانزههای معمولی — هرگز مرگبار نیست یعنی تازش مرگبار تا کنون دیده نشدهاست.
📗 منبع:
Jeroen M.G. Stevens, Hilde Vervaecke, and Linda Van Elsacker, "The Bonobo’s Adaptive Potential: Social Relations under Captive Conditions", The Bonobos" 19-35.
🆔: @iran_evolution
است و منزلت نرها با توجه به مادر ایشان تعیین میشود. شهرت این کپیها به مساواتگری و صلحجویی به معنی نبود تهاجمگری در میان ایشان نیست. دیده شدهاست که چند بونوبوی ماده بهاتفاق بر نری تنها بتازند. تازش بر نرهای فرو مرتبه — در قیاس با نرهای بلند مرتبه — بسیار شایعتر است. با این حال این تازشها —بر خلاف تازشها در اجتماعات شمپانزههای معمولی — هرگز مرگبار نیست یعنی تازش مرگبار تا کنون دیده نشدهاست.
📗 منبع:
Jeroen M.G. Stevens, Hilde Vervaecke, and Linda Van Elsacker, "The Bonobo’s Adaptive Potential: Social Relations under Captive Conditions", The Bonobos" 19-35.
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ بونوبوها و تقسیم غذا 🆔: @iran_evolution
⏺ بونوبوها غذای خود را داوطلبانه تقسیم می کنند
بنا به گفته محققان شواهد ثابت کرده است بونوبو، نزدیک ترین خویشاوند ما در دنیای پستانداران، حاضر است خوراک خود را داوطلبانه با دیگر همنوعان خود شریک شود.
قبلا برخی از محققان تصور می کردند که این رفتار دست و دل بازانه، فقط خاص انسان هاست.
اما گروهی تحقیقاتی با انجام آزمایش هایی ثابت کرده است بونوبوها (نوعی میمون انسان نما)، ترجیح می دهند به جای تنها غذا خوردن آن را تقسیم کنند و غذای خود را با بونوبوی دیگری بخورند.
نتیجه این تحقیق در نشریه Current Biology (زیست شناسی کنونی)، منتشر شده است.
دکتر "برایان هر" از دانشگاه دوک در آمریکا و سوزی کوتوئندو از مسئولان نگهداری از بونوبوهای یتیم در مرکز "لولا ایی بونوبو"، در جمهوری دموکراتیک کنگو این آزمایش ها را انجام داده اند.
آنها یک بونوبوای گرسنه این مرکز را در اتاقی قرار داده اند که مقداری غذا در آن گذاشته شده بود.
این اتاق در جوار دو اتاق دیگر قرار داشته است که این جانور می توانست به راحتی داخل آنها را ببیند. یک اتاق خالی اما در اتاق دیگر یک بونوبو بود.
بونوبوی گرسنه می توانست غذایی را که در اتاق گذاشته بود، تنهایی بخورد یا قفل در اتاق دیگر را باز کند و خوراک خود را با بونوبوی دیگر تقسیم کند.
دکتر هر در گزارشی در نشریه Current Biology نوشته است: "ما متوجه شدیم که جانوری که تحت مطالعه بود، ترجیح می داده است داوطلبانه در اتاقی را که جانور دیگر در آن بوده است باز کند تا بتواند غذای خود را تقسیم کند. این در حالی بود که جانور گرسنه می توانست به راحتی غذا را تنهایی بخورد."
منبع: بی بی سی
🆔: @iran_evolution
بنا به گفته محققان شواهد ثابت کرده است بونوبو، نزدیک ترین خویشاوند ما در دنیای پستانداران، حاضر است خوراک خود را داوطلبانه با دیگر همنوعان خود شریک شود.
قبلا برخی از محققان تصور می کردند که این رفتار دست و دل بازانه، فقط خاص انسان هاست.
اما گروهی تحقیقاتی با انجام آزمایش هایی ثابت کرده است بونوبوها (نوعی میمون انسان نما)، ترجیح می دهند به جای تنها غذا خوردن آن را تقسیم کنند و غذای خود را با بونوبوی دیگری بخورند.
نتیجه این تحقیق در نشریه Current Biology (زیست شناسی کنونی)، منتشر شده است.
دکتر "برایان هر" از دانشگاه دوک در آمریکا و سوزی کوتوئندو از مسئولان نگهداری از بونوبوهای یتیم در مرکز "لولا ایی بونوبو"، در جمهوری دموکراتیک کنگو این آزمایش ها را انجام داده اند.
آنها یک بونوبوای گرسنه این مرکز را در اتاقی قرار داده اند که مقداری غذا در آن گذاشته شده بود.
این اتاق در جوار دو اتاق دیگر قرار داشته است که این جانور می توانست به راحتی داخل آنها را ببیند. یک اتاق خالی اما در اتاق دیگر یک بونوبو بود.
بونوبوی گرسنه می توانست غذایی را که در اتاق گذاشته بود، تنهایی بخورد یا قفل در اتاق دیگر را باز کند و خوراک خود را با بونوبوی دیگر تقسیم کند.
دکتر هر در گزارشی در نشریه Current Biology نوشته است: "ما متوجه شدیم که جانوری که تحت مطالعه بود، ترجیح می داده است داوطلبانه در اتاقی را که جانور دیگر در آن بوده است باز کند تا بتواند غذای خود را تقسیم کند. این در حالی بود که جانور گرسنه می توانست به راحتی غذا را تنهایی بخورد."
منبع: بی بی سی
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ بونوبو نزدیکترین خویشاوند انسان 🆔: @iran_evolution
🔶 بونوبو نزدیکترین خویشاوند انسان
بونوبوها به همراه شمپانزههای معمولی نزدیکترین خویشان انساناند. انشقاق شمپانزهٔ معمولی و بونوبو بسیار دیرتر از انشقاق دودمان انسان از شاخهٔ منتهی به این دو کپی، صورت پذیرفتهاست. در نتیجه، فاصلهٔ فیزیولوژیک بونوبو و شمپانزه با انسان یکسان است. پیشینهٔ مطالعهٔ شمپانزهها نسبت به بونوبوها بسیار طولانیتر است. نظام اجتماعی پدرسالار و جنگجوی شمپانزههای معمولی را میتوان نشانهای از رفتارهای مشابه در دودمان انسان، در گذشتهٔ دور، به شمار آورد. در جامعهٔ شمپانزهها جنگ بینگروهی، کشتار، گوشتخواری، نظام طبقاتی، ابزارسازی و بازیهای سیاسی بر سر قدرت فراوان یافت میشود. این موارد همگی در جوامع متمدن کنونی انسان نیز دیده میشود. مطالعهٔ بونوبوها، تصویر رایج در مورد اجتماعات پیشاتاریخی را عوض کرده است. امروزه، عدهای از علمگران به چند دلیل بونوبو را مدل بهتری برای جامعهٔ اجداد انسان میدانند:
۱) نسبت اندامهای بدن به یکدیگر در بونوبو به نسبتهای انسانی نزدیکتر است.
۲) چون زیستگاه بونوبو که بیشههای پردرخت است، به زیستگاههای جد مشترک انسان و شمپانزه نزدیکتر است، احتمال کمتر بودن فشار فرگشتی و در نتیجه تغییر کمتر این گونه (در قیاس با شمپانزه) میرود.
۳) اشتراک کد ژنتیکی مربوط به رفتار تعلقی (دوستانه) در انسان و بونوبو. این کد ژنتیکی در شمپانزهٔ معمولی نیست.
📕 منبع:
Frans B.B. de Waal, "Forword to Behavioral Study Section". The Bonobos 11-18
🆔: @iran_evolution
بونوبوها به همراه شمپانزههای معمولی نزدیکترین خویشان انساناند. انشقاق شمپانزهٔ معمولی و بونوبو بسیار دیرتر از انشقاق دودمان انسان از شاخهٔ منتهی به این دو کپی، صورت پذیرفتهاست. در نتیجه، فاصلهٔ فیزیولوژیک بونوبو و شمپانزه با انسان یکسان است. پیشینهٔ مطالعهٔ شمپانزهها نسبت به بونوبوها بسیار طولانیتر است. نظام اجتماعی پدرسالار و جنگجوی شمپانزههای معمولی را میتوان نشانهای از رفتارهای مشابه در دودمان انسان، در گذشتهٔ دور، به شمار آورد. در جامعهٔ شمپانزهها جنگ بینگروهی، کشتار، گوشتخواری، نظام طبقاتی، ابزارسازی و بازیهای سیاسی بر سر قدرت فراوان یافت میشود. این موارد همگی در جوامع متمدن کنونی انسان نیز دیده میشود. مطالعهٔ بونوبوها، تصویر رایج در مورد اجتماعات پیشاتاریخی را عوض کرده است. امروزه، عدهای از علمگران به چند دلیل بونوبو را مدل بهتری برای جامعهٔ اجداد انسان میدانند:
۱) نسبت اندامهای بدن به یکدیگر در بونوبو به نسبتهای انسانی نزدیکتر است.
۲) چون زیستگاه بونوبو که بیشههای پردرخت است، به زیستگاههای جد مشترک انسان و شمپانزه نزدیکتر است، احتمال کمتر بودن فشار فرگشتی و در نتیجه تغییر کمتر این گونه (در قیاس با شمپانزه) میرود.
۳) اشتراک کد ژنتیکی مربوط به رفتار تعلقی (دوستانه) در انسان و بونوبو. این کد ژنتیکی در شمپانزهٔ معمولی نیست.
📕 منبع:
Frans B.B. de Waal, "Forword to Behavioral Study Section". The Bonobos 11-18
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ ساختار قدرت در بونوبوها 🆔: @iran_evolution
در نخستی ها، سلطهی جنس ماده بر نر امری نادر است، از این رو تعجبی ندارد که در ابتدا به ادعاها پیرامون سلطهی ماده بر نر در بونوبوها با شک و تردید نگریسته میشد. استیونز و همکاران دریافتهاند که در بین گروه های بونوبوی تحت اسارت، همگی تحت سلطهی یک مادهی آلفا قرار دارند تا یک نر آلفا. با این وجود همانطور که آنها خاطرنشان کردهاند اینطور نیست که در بونوبوهای تحت اسارت، ضرورت همه ی مادهها بر نرها مسلط باشند بلکه رتبه ی نرها و مادهها در سلسله مراتب سلطه به هم ریخته و پراکنده است هرچند حضور ماده ها در رتبه های نزدیک به رأس بیشتر است. پائولی و پالاگی (Paoli and Palagi) نیز در مورد وضعیت سلطه میان دو جنس در بونوبوها به نتیجهی یکسان و روشنی نرسیدهاند، اما هر دو اعلام کردهاند که به سختی میتوان از روی جنس یک بونوبو، وضعیت او را در مناسبات سلطه پیشبینی کرد که همین مسئله، به خودی خود تضاد بزرگی با شامپانزهها دارد. شاید بهترین راه برای نگریستن به مناسبات سلطهی بین دو جنس، نه بررسی رتبههای فردی، بلکه دقت در برخوردهای چندنفره باشد. همانطور که استیونز و همکاران نشان میدهند مشخصهی بونوبوها، سلطهی جمعي مادهها بر نرهاست. این موضوع در ائتلافهای موجود بین مادهها علیه نرها، و میزان نفوذ این ائتلافها به واسطهی فقدان پیوند و ائتلاف بین نرهای بزرگسال آشکار است.
📗 منبع: کتاب بونوبوها، مجموعه مقالات
به قلم تاکشی فرویچی، جو تامپسون
ترجمه الهام ذوالقدر
🆔: @iran_evolution
📗 منبع: کتاب بونوبوها، مجموعه مقالات
به قلم تاکشی فرویچی، جو تامپسون
ترجمه الهام ذوالقدر
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ جنس در ساختار اجتماعی بونوبوها 🆔: @iran_evolution
◀️ جنس در ساختار اجتماعی بونوبوها
در بحث از میزان پتانسیل سازگاري بونوبوها، استیونز و همکارانش به فراواني ائتلافهایی اشاره میکنند که معطوف به پایین سلسله مراتب است. چنین ائتلافهایی به تقویت سلسله مراتب بین بونوبوها کمک میکند و به این شکل، ساختاری محکمتر و انعطاف ناپذیرتر از سلسله مراتب پایین به بالای شامپانزهها ایجاد میشود. این موضوع شاید بتواند ثبات نسبي موجود در سلسله مراتب بونوبوها را توضیح دهد که ظاهر فقط وقتی تغییر میکند که یکی از رئیسه (Matriarch) های خانواده پیرتر میشود یا میمیرد. در اینجا ما میتوانیم دو تفاوت مهم را با جامعهی شامپانزههای تحت اسارت تشخیص دهیم:
۱. اولین تفاوت این است که در این شامپانزهها، همهی نرهای بزرگسال سالم بر همهی مادهها سلطه دارند، در حالیکه این به هیچ وجه در مورد بونوبوها صدق نمیکند.
٢. دومین تفاوت این است که پیوندهای نر-نر متغیر در شامپانزهها، نوعی سلسله مراتب ناپایدار به وجود میآورد و این برای شامپانزهها، ساختار اجتماعي بیثباتتری را در مقایسه با ساختار اجتماعي پیشبینی پذیرتر بونوبوها ایجاد میکند. این نکتهی دوم میتواند صلح نسبي موجود در جامعهی بونوبوها را توضیح دهد. البته این صلح نسبی، همانطور که پائولی و پالاگی شرح میدهند، تا بخشی نیز مرهون استراتژیهایی است که بونوبوها برای پیش گیری و رفع کشمکش بکار میگیرند. آنها نه تنها از طریق روشهای جنسی به حل تعارضات میپردازند، بلکه حتی کارهایی بازیگوشانه نیز برای محو کردن این تنش ها انجام میدهند. این مسئله به طور کلی با خوش نامي بونوبوها به عنوان حیواناتی نئوتونوس مطابقت دارد. یعنی حیواناتی که (مانند انسانها) خصلتهای دوران نوجوانی را تا بزرگسالی هم حفظ میکنند.
📘 منبع: کتاب بونوبوها، مجموعه مقالات
به قلم تاکشی فرویچی، جو تامپسون
ترجمه الهام ذوالقدر
🆔: @iran_evolution
در بحث از میزان پتانسیل سازگاري بونوبوها، استیونز و همکارانش به فراواني ائتلافهایی اشاره میکنند که معطوف به پایین سلسله مراتب است. چنین ائتلافهایی به تقویت سلسله مراتب بین بونوبوها کمک میکند و به این شکل، ساختاری محکمتر و انعطاف ناپذیرتر از سلسله مراتب پایین به بالای شامپانزهها ایجاد میشود. این موضوع شاید بتواند ثبات نسبي موجود در سلسله مراتب بونوبوها را توضیح دهد که ظاهر فقط وقتی تغییر میکند که یکی از رئیسه (Matriarch) های خانواده پیرتر میشود یا میمیرد. در اینجا ما میتوانیم دو تفاوت مهم را با جامعهی شامپانزههای تحت اسارت تشخیص دهیم:
۱. اولین تفاوت این است که در این شامپانزهها، همهی نرهای بزرگسال سالم بر همهی مادهها سلطه دارند، در حالیکه این به هیچ وجه در مورد بونوبوها صدق نمیکند.
٢. دومین تفاوت این است که پیوندهای نر-نر متغیر در شامپانزهها، نوعی سلسله مراتب ناپایدار به وجود میآورد و این برای شامپانزهها، ساختار اجتماعي بیثباتتری را در مقایسه با ساختار اجتماعي پیشبینی پذیرتر بونوبوها ایجاد میکند. این نکتهی دوم میتواند صلح نسبي موجود در جامعهی بونوبوها را توضیح دهد. البته این صلح نسبی، همانطور که پائولی و پالاگی شرح میدهند، تا بخشی نیز مرهون استراتژیهایی است که بونوبوها برای پیش گیری و رفع کشمکش بکار میگیرند. آنها نه تنها از طریق روشهای جنسی به حل تعارضات میپردازند، بلکه حتی کارهایی بازیگوشانه نیز برای محو کردن این تنش ها انجام میدهند. این مسئله به طور کلی با خوش نامي بونوبوها به عنوان حیواناتی نئوتونوس مطابقت دارد. یعنی حیواناتی که (مانند انسانها) خصلتهای دوران نوجوانی را تا بزرگسالی هم حفظ میکنند.
📘 منبع: کتاب بونوبوها، مجموعه مقالات
به قلم تاکشی فرویچی، جو تامپسون
ترجمه الهام ذوالقدر
🆔: @iran_evolution
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ میمونهایی که فکر میکنند ربات میموننما یکی از خودشان است، بعد از اینکه تصور میکنند مُرده برایش عزاداری میکنند و در سکوت همدیگر را بغل میکنند.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
⛓چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان
◀️ مقدمه
واقعیت این است که آن جامعهی اشتراکی و مبتنی بر همکاری که تا قبل از انقلاب کشاورزی وجود داشت به شدت با دنیایی که «توماس هابز» تصویر کرده و مشخصه ی آن "جنگ همه علیه همه ” است در تضاد قرار دارد. این در حالیست که دیدگاه اشتباه «هابز » - که زندگی انسان ماقبل تاریخ را در چند کلمهی "گوشه گیرانه و به دور از اجتماع، فقیرانه، ناخوشایند، پر از خشونت، با طول عمری کوتاه " خلاصه می کند - هنوز هم وسیعاً مورد قبول است.
در بخشهای پیش رو ابتدا نشان خواهیم داد که زندگی انسان ماقبل تاریخ، اساساً اجتماعی بوده و به هیچ وجه در انزوا سپری نمیشده است. سپس به طور مختصر، بخشهای دیگری از دیدگاه هابز را به چالش خواهیم گرفت.
📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا
🆔: @iran_evolution
◀️ مقدمه
واقعیت این است که آن جامعهی اشتراکی و مبتنی بر همکاری که تا قبل از انقلاب کشاورزی وجود داشت به شدت با دنیایی که «توماس هابز» تصویر کرده و مشخصه ی آن "جنگ همه علیه همه ” است در تضاد قرار دارد. این در حالیست که دیدگاه اشتباه «هابز » - که زندگی انسان ماقبل تاریخ را در چند کلمهی "گوشه گیرانه و به دور از اجتماع، فقیرانه، ناخوشایند، پر از خشونت، با طول عمری کوتاه " خلاصه می کند - هنوز هم وسیعاً مورد قبول است.
در بخشهای پیش رو ابتدا نشان خواهیم داد که زندگی انسان ماقبل تاریخ، اساساً اجتماعی بوده و به هیچ وجه در انزوا سپری نمیشده است. سپس به طور مختصر، بخشهای دیگری از دیدگاه هابز را به چالش خواهیم گرفت.
📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا
🆔: @iran_evolution
⛓چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان
◀️ بخش اول : ثروت طبیعت (فقر؟)
🔹در پایان یک بعد از ظهر پاییزی در سال 1838، آنچه که احتمالا درخشان ترین ایده ای ست که انگلستان تاکنون به خود دیده است، در ذهن چارلز داروین جرقه زد و او را در حیرت فرو برد. دقیقا در همان زمان که چارلز داروین مشغول مطالعهی مقالهای از «توماس مالتوس» در مورد “اصل جمعیت" بود، جرقههای ابتدایی ایده «انتخاب طبیعی» به ذهنش خطور کرد.
🔸در ویکی پدیا، توماس مالتوس در بین افرادی که بیشترین تاثیر گذاری را بر تاریخ داشته اند رتبهی هشتادمین را به خود اختصاص داده است. اگر معیار ارزش گذاری بر یک ایده، میزان ماندگاری اش در طول زمان باشد، میتوان گفت که او شایستهی رتبهاش است. بعد از گذشت بیش از دو قرن، به سختی میتوان دانشجویی را در رشته اقتصاد یافت که با مباحث سادهای که توسط اولین پروفسور اقتصاد دنیا مطرح شده است، بیگانه باشد. مالتوس استدلال میکرد که بر تعداد افراد یک جامعه با سرعت «تصاعد هندسی» (2، 4، 16،8، 32، ...) افزوده میشود، اما کشاورزان، تنها قادر به عرضهی غذا با سرعت «تصاعد حسابی» (2، 4، 6، 8، 10، ...) هستند، چرا که روند خالی شدن مزارع کشاورزی جدید و همین طور ظرفیت تولید، هر دو به صورت «خطی» (2، 3، 4، 5، 6 ...) افزایش مییابند. این استدلال سر راست، مقدمهای است که مالتوس از آن این نتیجهی تند و خشن را بیرون میکشد: افزایش بی رویهی جمعیت، درماندگی، و قحطی گسترده، سرنوشت محتوم بشر است؛ و در این مورد، کوچکترین کاری نمیتوان انجام داد. کمک به فقرا، مانند غذا دادن به کبوترهای شهر لندن است؛ همهی آنها تولیدمثل میکنند (و به واسطهی افزایش جمعیت)، دوباره به خط فقر باز میگردند، پس این کار چه لزومی دارد؟ مالتوس ادعا می کند که "فقر و بیچارگی رایج در طبقات پایین اجتماعی کاملا اجتناب ناپذیر است. "
🔹تخمینهای مالتوس در مورد آهنگ رشد جمعیت انسان، بر مبنای افزایش جمعیت (اروپاییان در آمریکای شمالی طی 150 سال (1650 - 1800) صورت گرفته بود. او محاسبه کرده بود که در این بازهی زمانی، جمعیت مهاجرنشین تقریبا هر 25 سال دو برابر شده است. و میپنداشت که این میتواند برآورد معقولی از آهنگ رشد کلی جمعیت باشد.
داروین در زندگینامهاش که به قلم خود نوشت، زمانی را به یاد میآورد که این محاسبات ترسناک مالتوسی را در مورد طبیعت بکار برد. آنچه در یک لحظه مرا حیرت زده کرد این بود که با این اوصاف، تغییرات مطلوب حفظ میشوند و نامطلوبها از بین میروند و نتیجهاش شکلگیری گونههای جدید است. آنجا بود که سرانجام به نظریهای رسیدم که به وسیلهی آن کار کردن ... [Barlow (1958), p 120 ].
🔸«مت رایدلی» نویسندهی متون علمی، بر این باور است که مالتوس این درس ناامید کننده را به داروین داد که
ازدیاد جمعیت، لزوما به بیماریهای واگیردار، قحطی یا خشونت منتهی میشود و او را مجاب کرد که راز «انتخاب طبیعی» در «تنازع بقا» نهفته است.
🔹اینگونه بود که اندیشهی درخشان داروین، در پناه افکار تاریک مالتوسی پدیدار شد. «آلفرد راسل والاس»،که خود نیز مستقل از داروین به اصل «انتخاب طبیعی» رسیده بود، هنگام مطالعه همان مقاله در کلبهای در ساحل یک رودخانه مالاریایی در مالزی در حالی که به شدت بیمار بود، همین جرقه در فکرش زده شد.
🔸اگر چه داروین و والاس به بهترین شکل از این محاسبات ترسناک مالتوسي استفاده کردهاند، اما باید بدانید که محاسبات مالتوس مشکل دارند و بخشهای مختلفش با هم جور در نمیآیند.
🗒 ادامه 👇👇
🆔: @iran_evolution
◀️ بخش اول : ثروت طبیعت (فقر؟)
🔹در پایان یک بعد از ظهر پاییزی در سال 1838، آنچه که احتمالا درخشان ترین ایده ای ست که انگلستان تاکنون به خود دیده است، در ذهن چارلز داروین جرقه زد و او را در حیرت فرو برد. دقیقا در همان زمان که چارلز داروین مشغول مطالعهی مقالهای از «توماس مالتوس» در مورد “اصل جمعیت" بود، جرقههای ابتدایی ایده «انتخاب طبیعی» به ذهنش خطور کرد.
🔸در ویکی پدیا، توماس مالتوس در بین افرادی که بیشترین تاثیر گذاری را بر تاریخ داشته اند رتبهی هشتادمین را به خود اختصاص داده است. اگر معیار ارزش گذاری بر یک ایده، میزان ماندگاری اش در طول زمان باشد، میتوان گفت که او شایستهی رتبهاش است. بعد از گذشت بیش از دو قرن، به سختی میتوان دانشجویی را در رشته اقتصاد یافت که با مباحث سادهای که توسط اولین پروفسور اقتصاد دنیا مطرح شده است، بیگانه باشد. مالتوس استدلال میکرد که بر تعداد افراد یک جامعه با سرعت «تصاعد هندسی» (2، 4، 16،8، 32، ...) افزوده میشود، اما کشاورزان، تنها قادر به عرضهی غذا با سرعت «تصاعد حسابی» (2، 4، 6، 8، 10، ...) هستند، چرا که روند خالی شدن مزارع کشاورزی جدید و همین طور ظرفیت تولید، هر دو به صورت «خطی» (2، 3، 4، 5، 6 ...) افزایش مییابند. این استدلال سر راست، مقدمهای است که مالتوس از آن این نتیجهی تند و خشن را بیرون میکشد: افزایش بی رویهی جمعیت، درماندگی، و قحطی گسترده، سرنوشت محتوم بشر است؛ و در این مورد، کوچکترین کاری نمیتوان انجام داد. کمک به فقرا، مانند غذا دادن به کبوترهای شهر لندن است؛ همهی آنها تولیدمثل میکنند (و به واسطهی افزایش جمعیت)، دوباره به خط فقر باز میگردند، پس این کار چه لزومی دارد؟ مالتوس ادعا می کند که "فقر و بیچارگی رایج در طبقات پایین اجتماعی کاملا اجتناب ناپذیر است. "
🔹تخمینهای مالتوس در مورد آهنگ رشد جمعیت انسان، بر مبنای افزایش جمعیت (اروپاییان در آمریکای شمالی طی 150 سال (1650 - 1800) صورت گرفته بود. او محاسبه کرده بود که در این بازهی زمانی، جمعیت مهاجرنشین تقریبا هر 25 سال دو برابر شده است. و میپنداشت که این میتواند برآورد معقولی از آهنگ رشد کلی جمعیت باشد.
داروین در زندگینامهاش که به قلم خود نوشت، زمانی را به یاد میآورد که این محاسبات ترسناک مالتوسی را در مورد طبیعت بکار برد. آنچه در یک لحظه مرا حیرت زده کرد این بود که با این اوصاف، تغییرات مطلوب حفظ میشوند و نامطلوبها از بین میروند و نتیجهاش شکلگیری گونههای جدید است. آنجا بود که سرانجام به نظریهای رسیدم که به وسیلهی آن کار کردن ... [Barlow (1958), p 120 ].
🔸«مت رایدلی» نویسندهی متون علمی، بر این باور است که مالتوس این درس ناامید کننده را به داروین داد که
ازدیاد جمعیت، لزوما به بیماریهای واگیردار، قحطی یا خشونت منتهی میشود و او را مجاب کرد که راز «انتخاب طبیعی» در «تنازع بقا» نهفته است.
🔹اینگونه بود که اندیشهی درخشان داروین، در پناه افکار تاریک مالتوسی پدیدار شد. «آلفرد راسل والاس»،که خود نیز مستقل از داروین به اصل «انتخاب طبیعی» رسیده بود، هنگام مطالعه همان مقاله در کلبهای در ساحل یک رودخانه مالاریایی در مالزی در حالی که به شدت بیمار بود، همین جرقه در فکرش زده شد.
🔸اگر چه داروین و والاس به بهترین شکل از این محاسبات ترسناک مالتوسي استفاده کردهاند، اما باید بدانید که محاسبات مالتوس مشکل دارند و بخشهای مختلفش با هم جور در نمیآیند.
🗒 ادامه 👇👇
🆔: @iran_evolution