فرگشت ، تحول گونهها
◀️ فروپاشی جامعه اشتراکی - بخش دوم 🆔: @iran_evolution
فروپاشی این جامعه اشتراکی از شش تا هشت هزار سال پیش با آغاز کشاورزی و دامپروری بزرگ و گسترده، که مواد اضافی مورد نیاز برای اقتصادی کارآمدتر و روش نوین زندگی را فراهم میآورد، شروع شد. کشاورزی به گروههایی از مردم نیازمند است که در اطراف قطعههای زمین بمانند، خاک را کشت کنند، دامپروری کنند، و به صنایع روستایی بپردازند. كمون ایلي پراکنده قدیمی فروپاشیده شد: نخست به شکل طایفههای جداگانه پدیدار شد، بعد به صورت خانوارهای دهقانی جداگانه که اغلب آنها را «خانواده گسترده» مینامیم و سرانجام به شکل تک خانواده درآمد که ما آن را «خانواده هستهای» که میخوانیم. در طول این فرایند بود که نهاد پدر - خانواده کاملا جانشین طایفه شد که واحد اصلی و پایهای جامعه بود.
این نکته مهم است که در دورههای نخستین کشاورزی این نهادهای پدر - خانواده هنوز زیر نفوذ اصول برابری و دمکراسی که از گذشته به ارث برده بردند به کار میپرداختند. مانند خانواده کشاورزی، آنها گروههای تولیدکننده بزرگی بودند، که همه اعضای گروه با هم کار میکردند تا گذران زندگی خود، کودکان و سالخوردگان را فراهم سازند. علاوه بر این، همه خانوادههای جامعه کشاورزی در کارهای بزرگی با یکدیگر همکاری میکردند، مانند پاک کردن زمین، کاشت و برداشت محصول، خانهسازی، طرحهای آبیاری و غیره. پدران خانوادهها، پدران دهکده را شکل میدادند که بر این برنامهها نظارت داشتند و نگران رفاه همه افراد جامعه بودند. در چنین وضعیتی، با زندگی خانوادگی جمعی، زنان جایگاه تا اندازهای مهم را در زندگی تولیدی و اجتماعی دارا شده بودند.
هر چند در خاورمیانه، آن بخش از جهان که «گهواره تمدن» خوانده میشود. نیروهای اجتماعی جدیدی که وارد میدان شدند، روابط گروهی را سست و نابود کردند و سیستم تازهای را بر پایه مالکیت شخصی، خانواده و دولت پدید آوردند. آنگاه سهم بیشتری از ثروت به دست اقلیت برخوردار از حق ویژهای افتاد که آمده بود تا بر اکثریت بزرگ طبقه زحمتکش سلطه یافته و آنها را استثمار کند. از میان پدران دهکدههای قدیمی شاهان دینیار، بزرگزادگان، سرداران و همراهان و ملتزمين آنها پدید آمدند که در معبدها و قصرها زندگی میکردند و بر توده مردم حکم روایی داشتند. از قلمرو کشاورزی شروع شد و با شهریگری و تمدن یونان و روم به رشد و پختگی رسید. در آنجا نیروی سرکوبگر دولت پدید آمد تا فرمانروایی طبقه ثروتمند بر توده زحمتکشان را قانونی سازد.
📘 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۴۶ ۴۷
🆔: @iran_evolution
این نکته مهم است که در دورههای نخستین کشاورزی این نهادهای پدر - خانواده هنوز زیر نفوذ اصول برابری و دمکراسی که از گذشته به ارث برده بردند به کار میپرداختند. مانند خانواده کشاورزی، آنها گروههای تولیدکننده بزرگی بودند، که همه اعضای گروه با هم کار میکردند تا گذران زندگی خود، کودکان و سالخوردگان را فراهم سازند. علاوه بر این، همه خانوادههای جامعه کشاورزی در کارهای بزرگی با یکدیگر همکاری میکردند، مانند پاک کردن زمین، کاشت و برداشت محصول، خانهسازی، طرحهای آبیاری و غیره. پدران خانوادهها، پدران دهکده را شکل میدادند که بر این برنامهها نظارت داشتند و نگران رفاه همه افراد جامعه بودند. در چنین وضعیتی، با زندگی خانوادگی جمعی، زنان جایگاه تا اندازهای مهم را در زندگی تولیدی و اجتماعی دارا شده بودند.
هر چند در خاورمیانه، آن بخش از جهان که «گهواره تمدن» خوانده میشود. نیروهای اجتماعی جدیدی که وارد میدان شدند، روابط گروهی را سست و نابود کردند و سیستم تازهای را بر پایه مالکیت شخصی، خانواده و دولت پدید آوردند. آنگاه سهم بیشتری از ثروت به دست اقلیت برخوردار از حق ویژهای افتاد که آمده بود تا بر اکثریت بزرگ طبقه زحمتکش سلطه یافته و آنها را استثمار کند. از میان پدران دهکدههای قدیمی شاهان دینیار، بزرگزادگان، سرداران و همراهان و ملتزمين آنها پدید آمدند که در معبدها و قصرها زندگی میکردند و بر توده مردم حکم روایی داشتند. از قلمرو کشاورزی شروع شد و با شهریگری و تمدن یونان و روم به رشد و پختگی رسید. در آنجا نیروی سرکوبگر دولت پدید آمد تا فرمانروایی طبقه ثروتمند بر توده زحمتکشان را قانونی سازد.
📘 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۴۶ ۴۷
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ منشا خانواده 🆔: @iran_evolution
تغییرات بنیادی اجتماعی که نهادهای خانوادگی پدرسالاری، مالکیت خصوصی و دولت را به وجود آوردند، زمینه تاریخی انحطاط زنان را فراهم ساخت. در جامعه نوین، مردان تولیدکنندگان اصلی شدند و زنان خانه نشین گشتند و به کار اجباری خانوادگی پرداختند. جایگاه پیشین خود در جامعه را سراسر از دست دادند، و نه تنها استقلال اقتصادی بلکه آزادی جنسی را نیز از آنها گرفتند. و نهاد تازه تک همسری پدیدار شد تا جوابگوی نیاز مردان دارا باشد.
یک مرد ثروتمند زنی میخواهد که وارثی قانونی به او بدهد، نامش را بگیرد و دارایی او را به ارث ببرد. بدین سبب تک همسری پدید آمد و فراگیر شد. در واقع تک همسری فقط برای زنان بود، چون اگر زنی پیمان ازدواج را میشکست شوهر یا قانون به سختی او را تنبیه میکرد. از همه سو محدود و محاصره شده، زنان به صورت اموال شخصی و برده درآمدند که وظیفه بسیار مهم آنان در زندگی خدمت به شوهری بود که آقا و ارباب او بود. همین اصطلاح «خانواده» که با سیستم مالکیت شخصی به وجود آمد، در ریشه لغوی خود بر این بردگی خانگی دلالت دارد.
انگلس میگوید:
«واژه Famulus به معنی برده خانگی است، و Familia جمع بردگانی است که یک مرد دارد... این اصطلاح را رومیها ساختند تا ارگانیسم اجتماعی تازه ای را نامگذاری کنند. که رییس این نهاد یک زن داشت، بچه داشت، و شماری برده زیر فرمان او بود و طبق قانون رومیها، حق زندگی و مرگ همه آنها در دست او بود.»
(منشاء خانواده)
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۴۹
🆔: @iran_evolution
یک مرد ثروتمند زنی میخواهد که وارثی قانونی به او بدهد، نامش را بگیرد و دارایی او را به ارث ببرد. بدین سبب تک همسری پدید آمد و فراگیر شد. در واقع تک همسری فقط برای زنان بود، چون اگر زنی پیمان ازدواج را میشکست شوهر یا قانون به سختی او را تنبیه میکرد. از همه سو محدود و محاصره شده، زنان به صورت اموال شخصی و برده درآمدند که وظیفه بسیار مهم آنان در زندگی خدمت به شوهری بود که آقا و ارباب او بود. همین اصطلاح «خانواده» که با سیستم مالکیت شخصی به وجود آمد، در ریشه لغوی خود بر این بردگی خانگی دلالت دارد.
انگلس میگوید:
«واژه Famulus به معنی برده خانگی است، و Familia جمع بردگانی است که یک مرد دارد... این اصطلاح را رومیها ساختند تا ارگانیسم اجتماعی تازه ای را نامگذاری کنند. که رییس این نهاد یک زن داشت، بچه داشت، و شماری برده زیر فرمان او بود و طبق قانون رومیها، حق زندگی و مرگ همه آنها در دست او بود.»
(منشاء خانواده)
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۴۹
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ پیدایش پدرسالاری در روم باستان 🆔: @iran_evolution
حقوقدانان روم که قانون مربوط به مالکیت خصوصی را تدوین کردند اصل قدرت پدرانه را نیز به صورت قانون در آوردند. بری فُلت درباره ریشههای ساختار پدرسالاری جامعه طبقاتی مطالب زیر را به ما میگوید:
«اصل پدرسالاری، و مقررات قانونی که با آن مرد دارایی خود را به پسرش انتقال می دهد، از قرار معلوم ابتكار «اشراف زادگان رومی» بود، یعنی هواداران نظم پدرسالاری، ثروتمندان و مالکین آنها که خود راهنمای خروج از سیستم طایفهای بودند، با شکل دادن به سیستم پدرسالاری نهاد بدوی مادر - طایفه را متلاشی کردند. اشراف زادگان قانون نسب پدری را برقرار ساختند، و پدر، نه مادر را، پایه خویشاوندی دانستند.»
(نقل از رابرت بری فُلت در کتاب مادران)
📘 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۴۸
🆔: @iran_evolution
«اصل پدرسالاری، و مقررات قانونی که با آن مرد دارایی خود را به پسرش انتقال می دهد، از قرار معلوم ابتكار «اشراف زادگان رومی» بود، یعنی هواداران نظم پدرسالاری، ثروتمندان و مالکین آنها که خود راهنمای خروج از سیستم طایفهای بودند، با شکل دادن به سیستم پدرسالاری نهاد بدوی مادر - طایفه را متلاشی کردند. اشراف زادگان قانون نسب پدری را برقرار ساختند، و پدر، نه مادر را، پایه خویشاوندی دانستند.»
(نقل از رابرت بری فُلت در کتاب مادران)
📘 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۴۸
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ آغاز نابرابری میان دو جنس 🆔: @iran_evolution
با پدید آمدن مالکیت خصوصی، ازدواج تک همسری و خانواده پدرسالاری، نیروهای جدید اجتماعی به طور گسترده وارد میدان شدند، هم در جامعه و هم در ساختار خانوادگی، که حقوقی را که زنان دورههای نخستین تاریخی به کار بسته بودند، نابود کردند. با همخانه شدن ساده زوجها سیستم قانونی سختگیرانه و خشک و پایدار ازدواج تکهمسری پدید آمد. و این سیستم زنان و فرزندان آنها را زیر نظارت کامل شوهر و پدر در آورد که او نیز نام خود را به خانواده داد و شرائط زندگی و سرنوشت آنها را تعیین کرد.
زنان، که زمانی با هم در یک جامعه گروهی خواهرانه کار و زندگی میکردند و فرزندان خود را به طور گروهی و اشتراکی پرورش میدادند، به همسری مردان که در آمدند، پراکنده شدند، و در خانههای جداگانه به خدمت ارباب و سرور خود پرداختند. تقسیم پیشین کار برابر زن و مرد در جامعه گروهی (کمون)، جای خود را به تقسیم خانوادگی کار داد که در آن زن بیش از پیش از تولید اجتماعی دور شد و به شکل خدمتگزار خانگی برای شوهر، خانه و خانواده در آمد. پس زنان، که در یک دوران تاریخی «آموزگار» جامعه بودند پس از شکل گیری جامعه طبقاتی به رده آموزگاری کودکان یک مرد و سرخدمتگزاری خانه او نزول کردند.
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۱۲۹-۱۳۰
🆔: @iran_evolution
زنان، که زمانی با هم در یک جامعه گروهی خواهرانه کار و زندگی میکردند و فرزندان خود را به طور گروهی و اشتراکی پرورش میدادند، به همسری مردان که در آمدند، پراکنده شدند، و در خانههای جداگانه به خدمت ارباب و سرور خود پرداختند. تقسیم پیشین کار برابر زن و مرد در جامعه گروهی (کمون)، جای خود را به تقسیم خانوادگی کار داد که در آن زن بیش از پیش از تولید اجتماعی دور شد و به شکل خدمتگزار خانگی برای شوهر، خانه و خانواده در آمد. پس زنان، که در یک دوران تاریخی «آموزگار» جامعه بودند پس از شکل گیری جامعه طبقاتی به رده آموزگاری کودکان یک مرد و سرخدمتگزاری خانه او نزول کردند.
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۱۲۹-۱۳۰
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
🔥“نئاندرتالها” میتوانستند آتش روشن کنند!
بر اساس تحقیقات جدید به سرپرستی دانشمندان دانشگاه کنتیکت آمریکا، انسانیان دوره پالئولیتیک میانی از قبیل نئاندرتالها نه تنها توانایی کنترل آتش را داشتند، بلکه در روشن کردن آن هم مهارت ِ لازم را بدست آورده بودند.
محققان به شواهد زیادی از “هیدروکربن آروماتیک چندحلقهای”(PAH) در غار لوساکرت، یک محل متعلق به دوره پالئولیتیک میانی(پارینه سنگی) در کشور ارمنستان، دست یافتند؛ این موادی آلی در طول احتراق(سوختن) مواد آلی تولید میشوند. دکتر «دنیل آدلر» محقق در گروه انسانشناسیِ دانشگاه کنتیکت گفت: «تصور بر این بود که آتش در قلمرو انسانهای خردمند باشد، اما حالا میدانیم که انسانهای باستانیِ دیگری مثل نئاندرتالها هم میتوانستند آتش روشن کنند. پس شاید سرانجام باید گفت که ما انسانها چندان خاص نیستیم.»...
مطالعه ادامه مقاله:
bigbangpage.com/?p=88792
🆔 @big_bangpage
بر اساس تحقیقات جدید به سرپرستی دانشمندان دانشگاه کنتیکت آمریکا، انسانیان دوره پالئولیتیک میانی از قبیل نئاندرتالها نه تنها توانایی کنترل آتش را داشتند، بلکه در روشن کردن آن هم مهارت ِ لازم را بدست آورده بودند.
محققان به شواهد زیادی از “هیدروکربن آروماتیک چندحلقهای”(PAH) در غار لوساکرت، یک محل متعلق به دوره پالئولیتیک میانی(پارینه سنگی) در کشور ارمنستان، دست یافتند؛ این موادی آلی در طول احتراق(سوختن) مواد آلی تولید میشوند. دکتر «دنیل آدلر» محقق در گروه انسانشناسیِ دانشگاه کنتیکت گفت: «تصور بر این بود که آتش در قلمرو انسانهای خردمند باشد، اما حالا میدانیم که انسانهای باستانیِ دیگری مثل نئاندرتالها هم میتوانستند آتش روشن کنند. پس شاید سرانجام باید گفت که ما انسانها چندان خاص نیستیم.»...
مطالعه ادامه مقاله:
bigbangpage.com/?p=88792
🆔 @big_bangpage
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/d2t3aQ
نئاندرتالها گونهای از سردهٔ انسان بودند که در حدود ۲۰۰ هزار سال پیش در اروپا، آسیای مرکزی و خاورمیانه وجود داشتند. انقراض آنها در حدود ۳۰ هزار سال پیش روی داد. برخی ژنها میان نئاندرتالها و انسان امروزی مشترک است. این به آن دلیل است که نئاندرتالها و اجداد انسان مدرن زمانی که ابتدا شروع به مهاجرت از آفریقا به نقاط دیگر جهان کردند، با یکدیگر ارتباط داشتند. طبق تحقیقات این دو گروه (انسان های خردمند و نئاندرتال ها)به جفتگیری با یکدیگر پرداختند؛ به طوری که انسانهای غیرآفریقایی ۱٫۵ تا ۲٫۱ درصد از DNA نئاندرتال را دارا هستند.
🆔 @big_bangpage
نئاندرتالها گونهای از سردهٔ انسان بودند که در حدود ۲۰۰ هزار سال پیش در اروپا، آسیای مرکزی و خاورمیانه وجود داشتند. انقراض آنها در حدود ۳۰ هزار سال پیش روی داد. برخی ژنها میان نئاندرتالها و انسان امروزی مشترک است. این به آن دلیل است که نئاندرتالها و اجداد انسان مدرن زمانی که ابتدا شروع به مهاجرت از آفریقا به نقاط دیگر جهان کردند، با یکدیگر ارتباط داشتند. طبق تحقیقات این دو گروه (انسان های خردمند و نئاندرتال ها)به جفتگیری با یکدیگر پرداختند؛ به طوری که انسانهای غیرآفریقایی ۱٫۵ تا ۲٫۱ درصد از DNA نئاندرتال را دارا هستند.
🆔 @big_bangpage
کشف کشاورزی به وسیله زنان و نیز خانگی کردن گلههای گاو و سایر حیوانات بزرگ، زمینه آزادی مردان از زندگی شکاری را فراهم ساخت و از آن پس شکار به ورزش تبدیل شد و آنها آزاد شدند تا در زندگی صنعتی و فرهنگی جامعه شرکت جسته و آموزش ببینند و تجربه کنند. با افزایش ذخیره مواد غذایی، جمعیت نیز افزایش یافت. و چادرگاههای ایلی به دهکدهها تبدیل شدند و سپس به صورت شهرهای کوچک و بزرگ درآمدند.
در نخستین دوره آزادی، کار مردها، در مقایسه با کار زنها، ماهرانه نبود و آنها کار کارگران ساده را انجام میدادند. مثلا خرده شاخههای شکسته را از روی زمین برداشته و دور میریختند تا زمین برای کاشت زنان آماده شود، یا درختها را میبریدند و به زمین میانداختند و الوار را برای کار ساختمانی آماده میکردند. تنها مدتها بعد بود که آنها شروع به کار ساختمانی کردند، همانطور که مراقبت و پرورش دامها را نیز به عهده گرفتند.
اما برخلاف زنها، مردها مجبور نبودند که از گام اول شروع کنند. در مدتی کوتاه، نه تنها مهارتهای صنعتی زنان را آموختند بلکه شروع به اصلاح گسترده در ابزار، وسائل و تکنولوژی نمودند. و آغازگر مجموعه کاملی از اختراعها و نوآوریهای تازه شدند. کشاورزی با اختراع گاو آهن و بهرهگیری از حیوانات خانگی گام بلندی به پیش برداشت.
در اندک زمانی از دیدگاه تاریخی، با رهایی مردان از شکار، تقسیم کار بین زن و مرد به صورت یک واقعیت درآمد. زن و مرد با هم به فراوانی بیشتر مواد خوراکی و تولیدی و استحکام دهکدههای تازه برپا شده پرداختند. انقلاب کشاورزی، که زمینه آن را زنان فراهم کردند نشاندهنده مرز بین دوره جمعآوری خوراک با تولید خوراک و هم چنین مرز بین وحشخوئی و تمدن و نمایانگر سیستم نوین اجتماعی و اقتصادی و وارونگی نقش رهبری اجتماعی و اقتصادی زن و مرد میباشد.
وضعیت تازه، که با فراوانی مواد غذایی برای جمعیت فزاینده شروع شد، نیروی جدید تولیدی را آزاد کرده و همراه با آن مناسبات تازه تولیدی به وجود آمد. و مجموعه تازه تقسيم اجتماعی کار به جای تقسیم کار پیشین بین زن و مرد پدیدار شد. کارگران کشاورزی از کارگران صنعتی شهری جدا شدند و کارگران ماهر از کارگران ساده و مردان به تدریج کار زنان را به دست گرفتند.
برای نمونه، مردان متخصص با چرخ سفالگری خود، ساخت سفال را از چنگ زنان به در آوردند. چایلد مینویسد:
«قوم نگاری نشان میدهد که سفالگرانی که چرخ به کار میبرند از مردان متخصص هستند، نه زنان. چون سفالگری از نظر زنها تنها یک
کار خانگی مثل آشپزی و نخ ریسی است.» (در تاریخ چه رخ داد)
مردان اجاقها و کورهها را که زنها اختراع کرده بودند گرفتند و به شکل کوره آهنگری و ذوب فلز در آوردند. در آن جا فلزات زمینی مثل طلا، مس و آهن را به مواد دیگر تبدیل میکردند. عصر فلز، سپیدهدم دوران انسان و مرد بود. و رایجترین اسم امروز یعنی آقای اسمیت از آن سپیده دم ریشه گرفته است.
همان شرایطی که آزادی مردها را فراهم ساخت سرنگونی مادرسالاری و بردگی زنها را نیز به همراه آورد. همین که تولید اجتماعی به دست مردان افتاد، دست زنان از زندگی تولیدی کوتاه شد و به سوی وظائف بیولوژیکی مادری پس رانده شدند. مردان زمام امور اجتماع را به دست گرفتند و یک سیستم اجتماعی تازه که در خدمت نیازمندیهای آنان بود بنا کردند. بر خرابههای مادرسالاری، جامعه طبقاتی به وجود آمد.
با نگرش به پیشینه کار زنان در سیستم اجتماعی دیرینه نتیجه میگیریم که هم زنان و هم مردان نقش خود را در ساخت جامعه و پیش بردن بشریت به مرحله کنونی بازی کردهاند. اما نه هم زمان با هم و یا به طور یکسان با یکدیگر. زن و مرد پیشرفت نابرابر داشتهاند. که این خود، گویای پیشرفت نابرابر جامعه در کل آن است
در دوره بزرگ نخستین پیشرفت اجتماعی، این زنان بودند که بشریت را از قلمرو حیوانات بیرون کشیدند. از آنجایی که برداشتن نخستین گام سخت ترین مرحله است، ناگزیریم کار و نقش اجتماعی زنان را سرنوشتساز ارزیابی کنیم. دستاوردهای آنها در رشتههای تولیدی فرهنگی و زندگی روشنفکری تمدن را امکانپذیر ساخت، اگرچه صدها هزار سال لازم بود تا زنان بنیان اجتماعی را بدین شیوه برقرار کنند، اما چنان استوار و خوب بنیاد نهادند که در کمتر از چهار هزار سال، شهرنشینی و تمدن به شکل امروزی خود در آمد.
📙 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۹۰-۹۳
🆔: @iran_evolution
در نخستین دوره آزادی، کار مردها، در مقایسه با کار زنها، ماهرانه نبود و آنها کار کارگران ساده را انجام میدادند. مثلا خرده شاخههای شکسته را از روی زمین برداشته و دور میریختند تا زمین برای کاشت زنان آماده شود، یا درختها را میبریدند و به زمین میانداختند و الوار را برای کار ساختمانی آماده میکردند. تنها مدتها بعد بود که آنها شروع به کار ساختمانی کردند، همانطور که مراقبت و پرورش دامها را نیز به عهده گرفتند.
اما برخلاف زنها، مردها مجبور نبودند که از گام اول شروع کنند. در مدتی کوتاه، نه تنها مهارتهای صنعتی زنان را آموختند بلکه شروع به اصلاح گسترده در ابزار، وسائل و تکنولوژی نمودند. و آغازگر مجموعه کاملی از اختراعها و نوآوریهای تازه شدند. کشاورزی با اختراع گاو آهن و بهرهگیری از حیوانات خانگی گام بلندی به پیش برداشت.
در اندک زمانی از دیدگاه تاریخی، با رهایی مردان از شکار، تقسیم کار بین زن و مرد به صورت یک واقعیت درآمد. زن و مرد با هم به فراوانی بیشتر مواد خوراکی و تولیدی و استحکام دهکدههای تازه برپا شده پرداختند. انقلاب کشاورزی، که زمینه آن را زنان فراهم کردند نشاندهنده مرز بین دوره جمعآوری خوراک با تولید خوراک و هم چنین مرز بین وحشخوئی و تمدن و نمایانگر سیستم نوین اجتماعی و اقتصادی و وارونگی نقش رهبری اجتماعی و اقتصادی زن و مرد میباشد.
وضعیت تازه، که با فراوانی مواد غذایی برای جمعیت فزاینده شروع شد، نیروی جدید تولیدی را آزاد کرده و همراه با آن مناسبات تازه تولیدی به وجود آمد. و مجموعه تازه تقسيم اجتماعی کار به جای تقسیم کار پیشین بین زن و مرد پدیدار شد. کارگران کشاورزی از کارگران صنعتی شهری جدا شدند و کارگران ماهر از کارگران ساده و مردان به تدریج کار زنان را به دست گرفتند.
برای نمونه، مردان متخصص با چرخ سفالگری خود، ساخت سفال را از چنگ زنان به در آوردند. چایلد مینویسد:
«قوم نگاری نشان میدهد که سفالگرانی که چرخ به کار میبرند از مردان متخصص هستند، نه زنان. چون سفالگری از نظر زنها تنها یک
کار خانگی مثل آشپزی و نخ ریسی است.» (در تاریخ چه رخ داد)
مردان اجاقها و کورهها را که زنها اختراع کرده بودند گرفتند و به شکل کوره آهنگری و ذوب فلز در آوردند. در آن جا فلزات زمینی مثل طلا، مس و آهن را به مواد دیگر تبدیل میکردند. عصر فلز، سپیدهدم دوران انسان و مرد بود. و رایجترین اسم امروز یعنی آقای اسمیت از آن سپیده دم ریشه گرفته است.
همان شرایطی که آزادی مردها را فراهم ساخت سرنگونی مادرسالاری و بردگی زنها را نیز به همراه آورد. همین که تولید اجتماعی به دست مردان افتاد، دست زنان از زندگی تولیدی کوتاه شد و به سوی وظائف بیولوژیکی مادری پس رانده شدند. مردان زمام امور اجتماع را به دست گرفتند و یک سیستم اجتماعی تازه که در خدمت نیازمندیهای آنان بود بنا کردند. بر خرابههای مادرسالاری، جامعه طبقاتی به وجود آمد.
با نگرش به پیشینه کار زنان در سیستم اجتماعی دیرینه نتیجه میگیریم که هم زنان و هم مردان نقش خود را در ساخت جامعه و پیش بردن بشریت به مرحله کنونی بازی کردهاند. اما نه هم زمان با هم و یا به طور یکسان با یکدیگر. زن و مرد پیشرفت نابرابر داشتهاند. که این خود، گویای پیشرفت نابرابر جامعه در کل آن است
در دوره بزرگ نخستین پیشرفت اجتماعی، این زنان بودند که بشریت را از قلمرو حیوانات بیرون کشیدند. از آنجایی که برداشتن نخستین گام سخت ترین مرحله است، ناگزیریم کار و نقش اجتماعی زنان را سرنوشتساز ارزیابی کنیم. دستاوردهای آنها در رشتههای تولیدی فرهنگی و زندگی روشنفکری تمدن را امکانپذیر ساخت، اگرچه صدها هزار سال لازم بود تا زنان بنیان اجتماعی را بدین شیوه برقرار کنند، اما چنان استوار و خوب بنیاد نهادند که در کمتر از چهار هزار سال، شهرنشینی و تمدن به شکل امروزی خود در آمد.
📙 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۹۰-۹۳
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ مردسالاری چگونه آغاز شد؟ 🆔: @iran_evolution
سبب اصلی واژگونی وضعیت اجتماعی زنان، گذار از سیستم اقتصادی گردآوري خوراک به شيوه بالاتر تولید یعنی کشاورزی، دامپروری و پیشههای شهری بوده است. تقسیم کار پیچیدهتر اجتماعی جانشین تقسیم کار آغازین بین زن و مرد شد. بازدهی بیشتر کار، سبب افزونی تولید شد، که نخست به نابرابری جامعه و سپس به تقسیمبندی ژرف بین بخش های مختلف آن انجامید.
به سبب نقش رهبری که مردان در کشاورزی بزرگ، آبیاری و برنامههای ساختمانی و دامپروری داشتند. دارائیهای افزوده رفته رفته در دست طبقه مردان از پائین تا بالا قرار گرفت و آنها این دارائیها را به خود اختصاص دادند. و این فرایند، نیاز به نهاد ازدواج و خانواده را پدید آورد تا تکلیف مالكيت قانونی دارائیها و میراث به جامانده مردها روشن شود. با گزینش شیوه ازدواج تک همسری، زن زیر نظارت کامل شوهر خود درآمد تا از این طریق شوهر از مشروعیت فرزندان خود برای ارث بردن از دارائیهای خویش اطمینان پیدا کند.
همچنان که مردان بر بیشتر فعالیتهای تولیدی جامعه دست مییافتند، و با پدید آمدن نهاد خانواده، زنان به رده خانهدار شدن آفت کردند تا به خدمت شوهر و خانواده بپردازند. ابزار دولتی نیز پدیدار شد تا نهادهای مالکیت شخصی، فرمانروائی مردان، و نهاد خانواده - پدر را استوار و قانونی گرداند.
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۱۲۴-۱۲۵
🆔: @iran_evolution
به سبب نقش رهبری که مردان در کشاورزی بزرگ، آبیاری و برنامههای ساختمانی و دامپروری داشتند. دارائیهای افزوده رفته رفته در دست طبقه مردان از پائین تا بالا قرار گرفت و آنها این دارائیها را به خود اختصاص دادند. و این فرایند، نیاز به نهاد ازدواج و خانواده را پدید آورد تا تکلیف مالكيت قانونی دارائیها و میراث به جامانده مردها روشن شود. با گزینش شیوه ازدواج تک همسری، زن زیر نظارت کامل شوهر خود درآمد تا از این طریق شوهر از مشروعیت فرزندان خود برای ارث بردن از دارائیهای خویش اطمینان پیدا کند.
همچنان که مردان بر بیشتر فعالیتهای تولیدی جامعه دست مییافتند، و با پدید آمدن نهاد خانواده، زنان به رده خانهدار شدن آفت کردند تا به خدمت شوهر و خانواده بپردازند. ابزار دولتی نیز پدیدار شد تا نهادهای مالکیت شخصی، فرمانروائی مردان، و نهاد خانواده - پدر را استوار و قانونی گرداند.
📗 منبع: کتاب آزادی زنان، ایولین رید، ص ۱۲۴-۱۲۵
🆔: @iran_evolution