انسان تکامل یافته ترین موجود نیست
ﺩﺭ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ انسانها ﻧﯿﺰ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﯾﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
ﻧﻮﻉ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﻬﺶﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﺩ ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻐﺰ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻮﺵ ﺑﺮﺗﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﻁ ﺿﻌﻒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﻫﻢ ﺩﯾﺪ ﭼﺸﻤﯽ ﺿﻌﯿﻒﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ نمیتواند ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﯿﻤﻮﻥ نمیتواند ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺎﺥﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﭙﺮﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺭﻭﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ، ﺍﻧﺴﺎﻥ نمیتوانید ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﮐﻮﺳﻪﻫﺎ ﻭ ﺩﻟﻔﯿﻦﻫﺎ ﺷﻨﺎ ﮐﻨﺪ ﯾﺎ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
✅ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺪﻧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺗﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺷﯿﺮ، ﭘﻠﻨﮓ، ﺧﺮﺱ ﻭ ﮔﺮﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻧﺴﺎﻥ نمیتواند ﺻﺪﺍﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ۲۰ ﻫﺮﺗﺰ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ۲۰ ﮐﯿﻠﻮ ﻫﺮﺗﺰ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﻭﻥ ﻗﺮﻣﺰ ﻭ ﻓﻮﻕ ﺑﻨﻔﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﻮﺵ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻔﮑﺮ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭﺳﺎﯾﻠﯽ ﺑﺴﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﻘﺎﻁ ﺿﻌﻔﺶ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻭ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻭ ﺗﻠﺴﮑﻮﭖ ﺭﺍ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ قویتر ﺑﺒﯿﻨﺪ. ﺭﺍﺩﯾﻮ، ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ، ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﺩ، ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ، ﺑﺎﻟُﻦ ﻭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮐﺸﺘﯽ ﻭ ﺯﯾﺮﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ انسانها ﻧﯿﺰ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﯾﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
ﻧﻮﻉ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﻬﺶﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﺩ ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻐﺰ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻮﺵ ﺑﺮﺗﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﻁ ﺿﻌﻒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﻫﻢ ﺩﯾﺪ ﭼﺸﻤﯽ ﺿﻌﯿﻒﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ نمیتواند ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﯿﻤﻮﻥ نمیتواند ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺎﺥﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﭙﺮﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺭﻭﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ، ﺍﻧﺴﺎﻥ نمیتوانید ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﮐﻮﺳﻪﻫﺎ ﻭ ﺩﻟﻔﯿﻦﻫﺎ ﺷﻨﺎ ﮐﻨﺪ ﯾﺎ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
✅ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺪﻧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺗﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺷﯿﺮ، ﭘﻠﻨﮓ، ﺧﺮﺱ ﻭ ﮔﺮﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻧﺴﺎﻥ نمیتواند ﺻﺪﺍﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ۲۰ ﻫﺮﺗﺰ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ۲۰ ﮐﯿﻠﻮ ﻫﺮﺗﺰ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﻭﻥ ﻗﺮﻣﺰ ﻭ ﻓﻮﻕ ﺑﻨﻔﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﻮﺵ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻔﮑﺮ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭﺳﺎﯾﻠﯽ ﺑﺴﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﻘﺎﻁ ﺿﻌﻔﺶ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻭ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻭ ﺗﻠﺴﮑﻮﭖ ﺭﺍ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ قویتر ﺑﺒﯿﻨﺪ. ﺭﺍﺩﯾﻮ، ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ، ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﺩ، ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ، ﺑﺎﻟُﻦ ﻭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮐﺸﺘﯽ ﻭ ﺯﯾﺮﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
بيش از يک و نيم قرن است كه فرگشت از مرحلهى ترديد گذشته و به يک حقيقت علمى (که اساس زیست شناسی امروز است) تبديل شده.
برای نمونه، در اين لينک مىتوانيد ببينيد كه آكادمى ملى علوم آمريكا (يکی از معتبرترين مراكز علمى) فرگشت را يک "فکت علمى" مىداند.
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html
برای نمونه، در اين لينک مىتوانيد ببينيد كه آكادمى ملى علوم آمريكا (يکی از معتبرترين مراكز علمى) فرگشت را يک "فکت علمى" مىداند.
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html
☑ آشنایی با مفاهیم فرگشتی: انتخاب طبیعی
✅ انتخاب طبیعی: غربال اصلی فرگشت
◀ چارلز داروین، به نحوه برخورد و تعامل محیط با گونهها و افراد، انتخاب طبیعی اطلاق کرد. انتخاب طبیعی، به این معنی است که طبیعت، اقدام به انتخاب افراد یا گونههایی میکند که میتوانند با محیط خودسازگار شده و تولیدمثل موفق داشته باشند. آنهایی که به هر دلیل، در انطباق با محیط یا تولیدمثل موفق، شکست میخورند، از غربال طبیعت رد شده و تداوم نسل آنها، قطع میگردد.
⬅ برای اینکه کسی یا گونهای، بتواند از امتحان طبیعت، پیروز بیرون بیاید، نهتنها میبایست قدرت و شرایط لازم برای زنده ماندن را داشته باشد بلکه میبایست در تولیدمثل نیز، موفقیت کسب کند. تولیدمثل، تضمینکننده این بوده که آن فرد، بذر خود را در نسلهای بعدی بگستراند. افرادی که فرزندان سالم بیشتری را که آن فرزندان نیز خود موفق بودهاند، میپروراندند، باعث میشدند تا تعداد نفرات بیشتری از نسلهای بعد، فرزندان آنها و درنتیجه، حامل ژنهای آنها باشند.
این مسئله، یعنی گسترش توزیع ژنتیکی افراد موفق و کاهش گسترش ژنتیکی افراد کمتر موفق که در نسلهای متوالی روی میداده، منجر شده تا در هر نسل، افرادی که زادگانِ افراد موفق نسلهای قبلی هستند بیشتر شده و نتیجتاً شکل جمعیت شناختی هر نسل را تغییر دهند. تداوم این تغییر، همان چیزی است که ما بهعنوان فرگشت یا تحول میشناسیم.
⏪ داروین نیز در چاپ اول کتاب منشأ انواع خود از واژه evolution استفاده نکرد و فقط فعل فرگشت یافتن را بکار برد. او عبارت توارث یافتنِ با اصلاح را ترجیح میداد. او بعداً کلمه فرگشت را از اسپنسر اخذ کرد. همچنین باید توجه شود که واژه تکامل در نظریه فرگشت، غالباً به معنای متعالی شدن، کاملتر شدن یا بهتر شدن نیست.
بطور مثال، در بسیاری از موارد، فرگشت گونهها همراه با کوچکتر شدن اندام یا اندامی خاص بوده (مانند حذف پاها و دستها در مارها)، پس فرگشت همیشه به معنای افزونتر شدن نیست. همچنین فرگشت گونهها، لزوماً به معنی پیچیدهتر شدن یکگونه نیست.
💢 قدرت بویایی بعضی از گونههای سگها، یکمیلیون بار از انسان قویتر است. چشم بعضی از حیوانات نیز، قادر به تشخیص تعداد زیادی از انواع رنگها در طبیعت است درحالیکه چشم انسان، تعداد کمی رنگ را تشخیص میدهد. بسیاری از حیوانات از مورچهها گرفته تا خفاش و دلفین نیز، میتوانند از طریق امواج خاص، اشیاء و مسیرها را تشخیص دهند درحالیکه انسان، حتی گیرندههای دریافت چنین امواجی را هم ندارد. بطور کلی، انتخاب طبیعی اقدام به سازگارتر کردن جاندار کرده، حال این سازگار کردن میتوانسته حذف یا بهوجود آوردن، کاهش یا افزایش باشد. واژه فرگشت فقط قصد بازگویی تغییرات یکگونه در طی نسلها را دارد.
مثال زرافهها را در نظر بگیرید. در طی فرگشت این گونه حیوانی، به دلیل کاهش مواد غذایی موجود بر روی زمین، آنهایی که گردن بلندتری داشتند، نسبت به همتایانی که گردنهای کوتاهتری داشتهاند، در صورت کمیاب بودن مواد غذایی بر روی سطوح زمین، بهتر میتوانستند از گیاهان و درختان بلند تغذیه کرده و نتیجتاً بقا و تولیدمثل بیشتری داشته باشند.
💢 از طرف دیگر، در هر نسل از زرافهها، آنهایی که فرزندان والدینی با گردنهای بلند بودهاند، به دلیل اینکه این صفت مطلوب را از والدین خود به ارث میبرند، خود نیز شانس بقا و تولیدمثلشان افزایش مییافته است. در عوض، در نسلهای متوالی، تعداد فرزندان زرافههای کوتاه گردن، به دلیل داشتن ویژگیهای نامناسب و ناسازگار با شرایط محیطی، رو به کاهش گذاشته است.
بعد از چندین نسل، ما شاهد زرافههایی میشویم که همگی گردنهای بلندی دارند، چون همه آنها زادگان همان زرافههای بلند گردن اولیهای هستند که این صفت را از والدین خود به ارث بردهاند. میتواند بهراحتی تصور نمود که گونهای مانند زرافه، از همان ابتدا دارای گردنی طویل نبوده، بلکه تدریجاً و در طی سالها فرگشت، به شکلی که امروز میبینیم، درآمده است.
تغییرات بسیار زیاد ریختی، جسمی و رفتاری که ما امروزه در گونههای مختلف حیوانی و انسانی شاهد آن هستیم، محصول همین انتخاب طبیعی تدریجی است. در هر نسل، انتخاب طبیعی، همچون داسی بیرحم عمل کرده و آنانی را که همراه و هماهنگ با خودش نبودهاند، از دم تیغ گذرانده است.
آنانی که زنده مانده و به تولیدمثل ادامه میدهند نیز، ممکن است در زمانهای دیگر از دم این تیغ بگذرند و میدان را به سایر همتایانی که در انطباق خود با شرایط بهتر عمل میکنند، بسپارند. این غربالگری تدریجی که در طی میلیونها سال رویداده، هر گونهای را شدیداً متحول کرده و به شکل کنونی آن درآورده است.
✅ انتخاب طبیعی: غربال اصلی فرگشت
◀ چارلز داروین، به نحوه برخورد و تعامل محیط با گونهها و افراد، انتخاب طبیعی اطلاق کرد. انتخاب طبیعی، به این معنی است که طبیعت، اقدام به انتخاب افراد یا گونههایی میکند که میتوانند با محیط خودسازگار شده و تولیدمثل موفق داشته باشند. آنهایی که به هر دلیل، در انطباق با محیط یا تولیدمثل موفق، شکست میخورند، از غربال طبیعت رد شده و تداوم نسل آنها، قطع میگردد.
⬅ برای اینکه کسی یا گونهای، بتواند از امتحان طبیعت، پیروز بیرون بیاید، نهتنها میبایست قدرت و شرایط لازم برای زنده ماندن را داشته باشد بلکه میبایست در تولیدمثل نیز، موفقیت کسب کند. تولیدمثل، تضمینکننده این بوده که آن فرد، بذر خود را در نسلهای بعدی بگستراند. افرادی که فرزندان سالم بیشتری را که آن فرزندان نیز خود موفق بودهاند، میپروراندند، باعث میشدند تا تعداد نفرات بیشتری از نسلهای بعد، فرزندان آنها و درنتیجه، حامل ژنهای آنها باشند.
این مسئله، یعنی گسترش توزیع ژنتیکی افراد موفق و کاهش گسترش ژنتیکی افراد کمتر موفق که در نسلهای متوالی روی میداده، منجر شده تا در هر نسل، افرادی که زادگانِ افراد موفق نسلهای قبلی هستند بیشتر شده و نتیجتاً شکل جمعیت شناختی هر نسل را تغییر دهند. تداوم این تغییر، همان چیزی است که ما بهعنوان فرگشت یا تحول میشناسیم.
⏪ داروین نیز در چاپ اول کتاب منشأ انواع خود از واژه evolution استفاده نکرد و فقط فعل فرگشت یافتن را بکار برد. او عبارت توارث یافتنِ با اصلاح را ترجیح میداد. او بعداً کلمه فرگشت را از اسپنسر اخذ کرد. همچنین باید توجه شود که واژه تکامل در نظریه فرگشت، غالباً به معنای متعالی شدن، کاملتر شدن یا بهتر شدن نیست.
بطور مثال، در بسیاری از موارد، فرگشت گونهها همراه با کوچکتر شدن اندام یا اندامی خاص بوده (مانند حذف پاها و دستها در مارها)، پس فرگشت همیشه به معنای افزونتر شدن نیست. همچنین فرگشت گونهها، لزوماً به معنی پیچیدهتر شدن یکگونه نیست.
💢 قدرت بویایی بعضی از گونههای سگها، یکمیلیون بار از انسان قویتر است. چشم بعضی از حیوانات نیز، قادر به تشخیص تعداد زیادی از انواع رنگها در طبیعت است درحالیکه چشم انسان، تعداد کمی رنگ را تشخیص میدهد. بسیاری از حیوانات از مورچهها گرفته تا خفاش و دلفین نیز، میتوانند از طریق امواج خاص، اشیاء و مسیرها را تشخیص دهند درحالیکه انسان، حتی گیرندههای دریافت چنین امواجی را هم ندارد. بطور کلی، انتخاب طبیعی اقدام به سازگارتر کردن جاندار کرده، حال این سازگار کردن میتوانسته حذف یا بهوجود آوردن، کاهش یا افزایش باشد. واژه فرگشت فقط قصد بازگویی تغییرات یکگونه در طی نسلها را دارد.
مثال زرافهها را در نظر بگیرید. در طی فرگشت این گونه حیوانی، به دلیل کاهش مواد غذایی موجود بر روی زمین، آنهایی که گردن بلندتری داشتند، نسبت به همتایانی که گردنهای کوتاهتری داشتهاند، در صورت کمیاب بودن مواد غذایی بر روی سطوح زمین، بهتر میتوانستند از گیاهان و درختان بلند تغذیه کرده و نتیجتاً بقا و تولیدمثل بیشتری داشته باشند.
💢 از طرف دیگر، در هر نسل از زرافهها، آنهایی که فرزندان والدینی با گردنهای بلند بودهاند، به دلیل اینکه این صفت مطلوب را از والدین خود به ارث میبرند، خود نیز شانس بقا و تولیدمثلشان افزایش مییافته است. در عوض، در نسلهای متوالی، تعداد فرزندان زرافههای کوتاه گردن، به دلیل داشتن ویژگیهای نامناسب و ناسازگار با شرایط محیطی، رو به کاهش گذاشته است.
بعد از چندین نسل، ما شاهد زرافههایی میشویم که همگی گردنهای بلندی دارند، چون همه آنها زادگان همان زرافههای بلند گردن اولیهای هستند که این صفت را از والدین خود به ارث بردهاند. میتواند بهراحتی تصور نمود که گونهای مانند زرافه، از همان ابتدا دارای گردنی طویل نبوده، بلکه تدریجاً و در طی سالها فرگشت، به شکلی که امروز میبینیم، درآمده است.
تغییرات بسیار زیاد ریختی، جسمی و رفتاری که ما امروزه در گونههای مختلف حیوانی و انسانی شاهد آن هستیم، محصول همین انتخاب طبیعی تدریجی است. در هر نسل، انتخاب طبیعی، همچون داسی بیرحم عمل کرده و آنانی را که همراه و هماهنگ با خودش نبودهاند، از دم تیغ گذرانده است.
آنانی که زنده مانده و به تولیدمثل ادامه میدهند نیز، ممکن است در زمانهای دیگر از دم این تیغ بگذرند و میدان را به سایر همتایانی که در انطباق خود با شرایط بهتر عمل میکنند، بسپارند. این غربالگری تدریجی که در طی میلیونها سال رویداده، هر گونهای را شدیداً متحول کرده و به شکل کنونی آن درآورده است.
کاربران گرامی لطفا در صورتی که تا کنون کتابچه کوتاه #فرگشت_چیست را مطالعه نکرده اید بار دیگر آن را براتان قرار می دهیم 👇
🔵🔴 کشف استراتژی زیستی نوعی کرم؛ فریب دادن گیاهان با ارسال سیگنالهای شیمیایی از مدفوع
✅ نوعی کرم که از برگهای ذرت تغذیه میکند، راه هوشمندانهای را برای به دست آوردن ییشترین مواد غذایی از گیاه پیدا کرده است. این نوع کرم با استفاده از مدفوع خود، گیاه را فریب میدهد تا دفاع آن را به حداقل ممکن برساند.
✅ اخیراً دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا متوجه شدهاند که این کرم به نام شفیره پاییزی یا «Spodoptera frugiperda» قادر به ارسال سیگنالهای شیمیایی به گیاه از طریق مدفوع خود هستند.
✅ دان لوث، استاد زیستشناسی گیاهی دانشگاه پنسیلوانیا و یکی از سرپرستان این پژوهش، میگوید: «در طی تحقیقات مشخص شد که فضولات این کرم باعث میشود گیاه خیال کند تحت حمله پاتوژنهای قارچی قرار گرفته است».
✅ گیاه ذرت در آن واحد تنها میتواند با یک حمله مقابله کند. بنابراین وقتی که گیاه در حال دست و پنجه نرم کردن با حمله پاتوژنهای قارچی است، کرم حشره بدون هیچ مانعی در حال تغذیه از برگهای این گیاه است.
✅ به طور معمول یک گیاه از طریق ترشح حشرات متوجه علائم شیمیایی میشود که در واقع به گیاه کمک میکند تا دریابد چه موقع دفاعش را بیشتر کند. در بسیاری از موارد افزایش دفاع شامل تولید یک ماده بیوشیمیایی است که باعث دفع جانوران گیاهخوار مانند حشرات میشود.
✅ اما به گفته پژوهشگران، سیگنالهای شیمیایی که از مدفوع کرم حشره به گیاه فرستاده میشوند، به عنوان نکته انحرافی عمل میکنند.
به گفته دکتر ری، زیستشناس گیاهی ایالت پنسیلوانیا و سرپرست دیگر این پژوهش، در این موقعیت گیاه تصور میکند که تحت حمله پاتوژنهاست نه حشرات. بنابراین نوع دفاع علیه عوامل بیماری زا فعال میشود که در نتیجه فرصت مناسبی برای کرم حشره به وجود میآید تا به تغذیه از گیاه ادامه دهد. این روش، استراتژی زیستی و نتیجه روند فرگشت در طی هزاران سال است.
🆔 @iran_evolution
📎 http://livescience.com/52170-caterpillar-poop-tricks-plants.html
✅ نوعی کرم که از برگهای ذرت تغذیه میکند، راه هوشمندانهای را برای به دست آوردن ییشترین مواد غذایی از گیاه پیدا کرده است. این نوع کرم با استفاده از مدفوع خود، گیاه را فریب میدهد تا دفاع آن را به حداقل ممکن برساند.
✅ اخیراً دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا متوجه شدهاند که این کرم به نام شفیره پاییزی یا «Spodoptera frugiperda» قادر به ارسال سیگنالهای شیمیایی به گیاه از طریق مدفوع خود هستند.
✅ دان لوث، استاد زیستشناسی گیاهی دانشگاه پنسیلوانیا و یکی از سرپرستان این پژوهش، میگوید: «در طی تحقیقات مشخص شد که فضولات این کرم باعث میشود گیاه خیال کند تحت حمله پاتوژنهای قارچی قرار گرفته است».
✅ گیاه ذرت در آن واحد تنها میتواند با یک حمله مقابله کند. بنابراین وقتی که گیاه در حال دست و پنجه نرم کردن با حمله پاتوژنهای قارچی است، کرم حشره بدون هیچ مانعی در حال تغذیه از برگهای این گیاه است.
✅ به طور معمول یک گیاه از طریق ترشح حشرات متوجه علائم شیمیایی میشود که در واقع به گیاه کمک میکند تا دریابد چه موقع دفاعش را بیشتر کند. در بسیاری از موارد افزایش دفاع شامل تولید یک ماده بیوشیمیایی است که باعث دفع جانوران گیاهخوار مانند حشرات میشود.
✅ اما به گفته پژوهشگران، سیگنالهای شیمیایی که از مدفوع کرم حشره به گیاه فرستاده میشوند، به عنوان نکته انحرافی عمل میکنند.
به گفته دکتر ری، زیستشناس گیاهی ایالت پنسیلوانیا و سرپرست دیگر این پژوهش، در این موقعیت گیاه تصور میکند که تحت حمله پاتوژنهاست نه حشرات. بنابراین نوع دفاع علیه عوامل بیماری زا فعال میشود که در نتیجه فرصت مناسبی برای کرم حشره به وجود میآید تا به تغذیه از گیاه ادامه دهد. این روش، استراتژی زیستی و نتیجه روند فرگشت در طی هزاران سال است.
🆔 @iran_evolution
📎 http://livescience.com/52170-caterpillar-poop-tricks-plants.html
livescience.com
Leaf-Eating Caterpillars Use Their Poop to Trick Plants
Caterpillars that munch on corn leaves have developed a clever way to get the most nutrients from their meals: They use their poop to trick the plants into lowering their defenses.
🐩 براساس یک مطالعهی ژنتیکی گسترده، ریشهی سگهای امروزی به آسیای میانه میرسد.
🐕 سگها متنوعترین حیوان زمین هستند که میراث چند هزار سال مداخله انسان در روند جفتگیری و پرورش این حیوان است.
🐶 اما سگ اصلاً از گرگهای وحشی سرچشمه میگیرد که به تدریج توسط انسان در نزدیکی مغولستان یا نپال رام شده و توسط گروههای شکارچی به کار گرفته شدند.
این یافتهها حاصل تحلیل دیانای هزاران سگ است.
🌐 نتایج این پژوهش در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم (PNAS) چاپ شده است.
📎 http://www.bbc.com/news/science-environment-34577200
🐕 سگها متنوعترین حیوان زمین هستند که میراث چند هزار سال مداخله انسان در روند جفتگیری و پرورش این حیوان است.
🐶 اما سگ اصلاً از گرگهای وحشی سرچشمه میگیرد که به تدریج توسط انسان در نزدیکی مغولستان یا نپال رام شده و توسط گروههای شکارچی به کار گرفته شدند.
این یافتهها حاصل تحلیل دیانای هزاران سگ است.
🌐 نتایج این پژوهش در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم (PNAS) چاپ شده است.
📎 http://www.bbc.com/news/science-environment-34577200
BBC News
Dogs 'can trace origins to Central Asia'
The ancestors of today's dogs were domesticated in Central Asia, according to the most comprehensive genetic survey yet.
کشف گونهای جدید از لاک پشت
این گونه حدود ۱۰۰ سال عمر میکند و وزن آن به ۲۵۰ کیلوگرم میرسد.
🔗 http://goo.gl/jQh3tS
این گونه حدود ۱۰۰ سال عمر میکند و وزن آن به ۲۵۰ کیلوگرم میرسد.
🔗 http://goo.gl/jQh3tS
🔵🔴 نتایج یک تحقیق در استرالیا نشان میدهد که تمساحها با یک چشم باز میخوابند.
💠 با انجام این تحقیقات تمساح در گروه جانورانی قرار میگیرد که این توانایی را دارند، مانند برخی پرندگان، دلفینها و چند نوع خزنده.
💠 آنها در مطلبی که در نشریه Experimental Biology منتشر کردهاند گفتهاند تمساحها احتمالاً با یک نیمکره مغزشان میخوابند و با نیمکره دیگر فعال و هوشیار هستند.
💠 تمساح در حضور انسان، یک چشم خود را قطعاً باز نگه میداشت.
💠 جام لسکو، محقق ارشد این تحقیق گفته است که تمساح یک چشم خود را روی این فرد متمرکز میکرد.
💭 آقای لسکو میگوید: "تمساح فردی را که نزدیکشان حضور داشت، زیر نظر داشت اما وقتی این فرد محل را ترک کیکرد، تمساح کماکان چشم خود را باز نگه میداشت و تمرکزش به سوی محلی بود که فرد در آنجا حضور داشته و این احتمالاً به معنای آن است که او مراقب خطرهای احتمالی بود."
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-34572433
💠 با انجام این تحقیقات تمساح در گروه جانورانی قرار میگیرد که این توانایی را دارند، مانند برخی پرندگان، دلفینها و چند نوع خزنده.
💠 آنها در مطلبی که در نشریه Experimental Biology منتشر کردهاند گفتهاند تمساحها احتمالاً با یک نیمکره مغزشان میخوابند و با نیمکره دیگر فعال و هوشیار هستند.
💠 تمساح در حضور انسان، یک چشم خود را قطعاً باز نگه میداشت.
💠 جام لسکو، محقق ارشد این تحقیق گفته است که تمساح یک چشم خود را روی این فرد متمرکز میکرد.
💭 آقای لسکو میگوید: "تمساح فردی را که نزدیکشان حضور داشت، زیر نظر داشت اما وقتی این فرد محل را ترک کیکرد، تمساح کماکان چشم خود را باز نگه میداشت و تمرکزش به سوی محلی بود که فرد در آنجا حضور داشته و این احتمالاً به معنای آن است که او مراقب خطرهای احتمالی بود."
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-34572433
BBC News
Crocodiles sleep with one eye watching
A new study adds crocodiles to the list of animals that apparently sleep with one brain hemisphere at a time.
📺 انسان نخستین چه کسی بوده است؟⏫⏫
✅ ما انسان هستیم. پدر، پدربزرگ ما و پدر پدر پدربزرگمان چطور؟ بدون شک آنها هم انسان هستند. اما در مورد ۱۸۵ میلیون نسل قبل چطور؟ آن دیگر انسان نیست؛ آن یک ماهی است.
⬅ ادامه در ویدیو...
🆔 @iran_evolution
ترجمه زیرنویس: آرش تاجدار
ویرایش زیرنویس: فاطمه حسینی
✅ ما انسان هستیم. پدر، پدربزرگ ما و پدر پدر پدربزرگمان چطور؟ بدون شک آنها هم انسان هستند. اما در مورد ۱۸۵ میلیون نسل قبل چطور؟ آن دیگر انسان نیست؛ آن یک ماهی است.
⬅ ادامه در ویدیو...
🆔 @iran_evolution
ترجمه زیرنویس: آرش تاجدار
ویرایش زیرنویس: فاطمه حسینی
🐵🐵 ميمونهايی كه صدای نعرهی گيرا و مهيبی دارند اسپرم كمتری توليد میكنند.
🔵 اين ميمونها اندازه سگ بوده و وزنشان حدود ٧ كيلو میباشد. زوزه آنها بسيار بلند و شبيه نعرهی ببر است.
✅ فرگشت به آنها صدايی پيچيده و قوی عطا كرده تا نرها توسط اين صدا مادهها را جذب كرده و ساير نرها را بترسانند.
✅ پژوهشها نشان میدهد هرچه ارگان توليد صدای اين ميمونها قویتر بوده و نعره پر ابهتی ايجاد كنند در عوض بيضههای كوچكی داشته و اسپرم كمتری توليد میكنند.
🔴 چارلز داروين نيز مجذوب ارگان توليد صدای ميمونها شده بود و با عنوان "كنسرت وحشتناک" در كتاب
"تبار انسان" از آن ياد كرده است.
🌐 اين پژوهش در مجله Current Biology منتشر شده است.
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.sciencedaily.com/releases/2015/10/151022124522.htm
📎 http://dx.doi.org/10.1016/j.cub.2015.09.029
🔵 اين ميمونها اندازه سگ بوده و وزنشان حدود ٧ كيلو میباشد. زوزه آنها بسيار بلند و شبيه نعرهی ببر است.
✅ فرگشت به آنها صدايی پيچيده و قوی عطا كرده تا نرها توسط اين صدا مادهها را جذب كرده و ساير نرها را بترسانند.
✅ پژوهشها نشان میدهد هرچه ارگان توليد صدای اين ميمونها قویتر بوده و نعره پر ابهتی ايجاد كنند در عوض بيضههای كوچكی داشته و اسپرم كمتری توليد میكنند.
🔴 چارلز داروين نيز مجذوب ارگان توليد صدای ميمونها شده بود و با عنوان "كنسرت وحشتناک" در كتاب
"تبار انسان" از آن ياد كرده است.
🌐 اين پژوهش در مجله Current Biology منتشر شده است.
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.sciencedaily.com/releases/2015/10/151022124522.htm
📎 http://dx.doi.org/10.1016/j.cub.2015.09.029
ScienceDaily
Calls vs. balls: Monkeys with more impressive roars produce less sperm
Evolutionary 'trade-off' between size of throat and testes discovered in howler monkeys furthers Darwin's theory of sexual selection and corresponds to mating systems: males with larger throats often have exclusive access to females, while those with larger…
💠💠💠 هوش نئاندرتالها
🔷 نئاندرتالها (Neanderthals) نزدیکترین گونه به انسانهای امروزی (انسان خردمند) (Homo sapiens) بودهاند که بین حدود چهارصدهزار تا چهلهزار سال پیش در آسیا و اروپا زندگی میکردهاند. نسل آنها به تدریج با ورود انسانهای امروزی از آفریقا به اروپا-آسیا (Eurasia) منقرض شد.
🔶 کشفیات چند سال اخیر نشان داد که این جایگزینی گونهها چندهزار سال طول کشیده و در این مدت این دو گونه باهم آمیزش کردهاند، و درصدی از ژنهای نئاندرتالها در همه ما باقی مانده است.
کشفیات جدید نشان داده است که تواناییهای ذهنی و شناختی نئاندرتالها بیشتر از آن حدی بوده که تصور میکردیم. مطلبی در مجله Scientific American به این موضوع پرداخته است.
🔷 زبان یکی از ویژگیهای مهم تمایز دهنده انسان امروزی از سایر نخستیان (Primates) است. شواهد جدید نشان میدهد که نئاندرتالها توانایی استفاده از زبان را داشتهاند. اشیاء کشف شده از آن دوران گویای وجود تفکر نمادین و انتزاعی در نئاندرتالها است، و این نوع تفکر لازمه پیدایش زبان بوده است.
🔶نئاندرتالها هم مثل ما، اغلب راست-دست بودهاند؛ این بیانگر غیرقرینگی نیمکرههای مغز آنهاست، پدیدهای که ارتباط نزدیکی با پیدایش زبان داشته است. بعلاوه، یکی از ژنهای مؤثر بر کارکرد زبان، FOXP2 است که در نئاندرتالها هم پیدا شده است. کشفیات جدید همچنین نشان داده که ابزارهای پیشرفتهای که قبلاً تصور میشد مختص انسان خردمند بوده، توسط نئاندرتالها هم استفاده میشده است.
🔷 این مقاله نتیجهگیری میکند که تفاوت هوش نئاندرتالها با انسان خردمند در آن حدی نبوده که به خودی خود باعث انقراض نسل نئاندرتالها شده باشد، بلکه احتمالاً رشد جمعیت انسان خردمند در محیط محدودتر آفریقا باعث شده بوده که آنها مهارتهای بیشتری در فراهم کردن غذا پیدا کرده، و این مهارتها هنگام مهاجرت به اروپا-آسیا باعث برتری آنها نسبت به نئاندرتالها شده باشد. مجموعه ژنهای نئاندرتالها هم، که از ابتدا جمعیت کمتری داشتند، پس از آمیزش با انسان خردمند، در مجموعه بزرگتر ژنهای آنها حل، و به تدریج محو شده است.
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.scientificamerican.com/article/secrets-of-neandertal-cognition-revealed/
🔷 نئاندرتالها (Neanderthals) نزدیکترین گونه به انسانهای امروزی (انسان خردمند) (Homo sapiens) بودهاند که بین حدود چهارصدهزار تا چهلهزار سال پیش در آسیا و اروپا زندگی میکردهاند. نسل آنها به تدریج با ورود انسانهای امروزی از آفریقا به اروپا-آسیا (Eurasia) منقرض شد.
🔶 کشفیات چند سال اخیر نشان داد که این جایگزینی گونهها چندهزار سال طول کشیده و در این مدت این دو گونه باهم آمیزش کردهاند، و درصدی از ژنهای نئاندرتالها در همه ما باقی مانده است.
کشفیات جدید نشان داده است که تواناییهای ذهنی و شناختی نئاندرتالها بیشتر از آن حدی بوده که تصور میکردیم. مطلبی در مجله Scientific American به این موضوع پرداخته است.
🔷 زبان یکی از ویژگیهای مهم تمایز دهنده انسان امروزی از سایر نخستیان (Primates) است. شواهد جدید نشان میدهد که نئاندرتالها توانایی استفاده از زبان را داشتهاند. اشیاء کشف شده از آن دوران گویای وجود تفکر نمادین و انتزاعی در نئاندرتالها است، و این نوع تفکر لازمه پیدایش زبان بوده است.
🔶نئاندرتالها هم مثل ما، اغلب راست-دست بودهاند؛ این بیانگر غیرقرینگی نیمکرههای مغز آنهاست، پدیدهای که ارتباط نزدیکی با پیدایش زبان داشته است. بعلاوه، یکی از ژنهای مؤثر بر کارکرد زبان، FOXP2 است که در نئاندرتالها هم پیدا شده است. کشفیات جدید همچنین نشان داده که ابزارهای پیشرفتهای که قبلاً تصور میشد مختص انسان خردمند بوده، توسط نئاندرتالها هم استفاده میشده است.
🔷 این مقاله نتیجهگیری میکند که تفاوت هوش نئاندرتالها با انسان خردمند در آن حدی نبوده که به خودی خود باعث انقراض نسل نئاندرتالها شده باشد، بلکه احتمالاً رشد جمعیت انسان خردمند در محیط محدودتر آفریقا باعث شده بوده که آنها مهارتهای بیشتری در فراهم کردن غذا پیدا کرده، و این مهارتها هنگام مهاجرت به اروپا-آسیا باعث برتری آنها نسبت به نئاندرتالها شده باشد. مجموعه ژنهای نئاندرتالها هم، که از ابتدا جمعیت کمتری داشتند، پس از آمیزش با انسان خردمند، در مجموعه بزرگتر ژنهای آنها حل، و به تدریج محو شده است.
🆔 @iran_evolution
📎 http://www.scientificamerican.com/article/secrets-of-neandertal-cognition-revealed/
🔵🔴🔵 مطالعه تطبیقی نحوه راه رفتن انسان و شامپانزه
💠 دانشمدان در بررسیهای خود با مقایسه نحوهی راه رفتن انسان و شامپانزه دریافتند که انسان مدرن و شامپانزه در هنگام راه رفتن از بخش فوقانی بدن خود به صورت مشابه استفاده میکنند و به نظر میرسد که انسانهای اولیه نیز از این عملکرد مشابه برخوردار بودهاند.
💠 محققان دانشگاه استونی بروک (Stony Brook University) ایالات متحده امریکا در جدیدترین تحقیقات خود در رابطه با نحوه راه رفتن انسان و شامپانزه دریافتند که انسان مدرن و شامپانزه از بخش فوقانی بدن خود در هنگام راه رفتن به صورت مشابه استفاده میکنند.
✔ پژوهشگران تصور میکنند که نیمتنهی شامپانزهها، بخشهای قفسه سینه، شکم و لگن خاصره در حال راه رفتن بر روی دوپا، به صورت سفت و سخت باقی میماند. در حالی که بدن انسانها دارای خاصیت پیچ و تاب انعطافپذیری هستند که میتوانند در هنگام راه رفتن در جهت مخالف پایین تنه خود بچرخند.
💭 ناتان تامپسون (Nathan Thompson) از محققان این تیم تحقیقاتی در مصاحبهای مطبوعاتی در رابطه با نتایج این بررسیها میگوید:
«در هنگام پیادهروی، در واقع چرخشی که در حرکات شامپانزهها دیده میشود، در انسان هم مشاهده میشود. این مسئله به این معناست، فرضیاتی که به طور گسترده در مورد نحوه حرکت و چرخش نیمتنه بر پایه اسکلت شامپانزه به تنهایی، در جامعه علمی پذیرفته شده، نادرست است. نتایج به دست آمده از مطالعات و بررسیهای ما نشان میدهد که آن چه ما نسبت به محدودیت راه رفتن اجدادمان، محدودیت راه رفتن به صورت راست قامت که انسان استرالوپیتیکوس موسوم به لوسی (Lucy) و دیگر اجداد اولیهی انسان را تحت تاثیر قرار میداده، تصور میکردیم، احتمالاً محدودیت نبوده است.»
✔✔ بنابراین به نظر می.رسد که لوسی و یا استرالوپیتکوس آفارنسیس (Australopithecus afarensis) از یک نیم تنه که عملکرد آن بسیار به نیم تنهی انسان مدرن شباهت داشته، برخوردار بودهاند.
🆔 @iran_evolution
http://www.sciencedaily.com/releases/2015/10/151006192837.htm
http://dx.doi.org/10.1038/ncomms9416
💠 دانشمدان در بررسیهای خود با مقایسه نحوهی راه رفتن انسان و شامپانزه دریافتند که انسان مدرن و شامپانزه در هنگام راه رفتن از بخش فوقانی بدن خود به صورت مشابه استفاده میکنند و به نظر میرسد که انسانهای اولیه نیز از این عملکرد مشابه برخوردار بودهاند.
💠 محققان دانشگاه استونی بروک (Stony Brook University) ایالات متحده امریکا در جدیدترین تحقیقات خود در رابطه با نحوه راه رفتن انسان و شامپانزه دریافتند که انسان مدرن و شامپانزه از بخش فوقانی بدن خود در هنگام راه رفتن به صورت مشابه استفاده میکنند.
✔ پژوهشگران تصور میکنند که نیمتنهی شامپانزهها، بخشهای قفسه سینه، شکم و لگن خاصره در حال راه رفتن بر روی دوپا، به صورت سفت و سخت باقی میماند. در حالی که بدن انسانها دارای خاصیت پیچ و تاب انعطافپذیری هستند که میتوانند در هنگام راه رفتن در جهت مخالف پایین تنه خود بچرخند.
💭 ناتان تامپسون (Nathan Thompson) از محققان این تیم تحقیقاتی در مصاحبهای مطبوعاتی در رابطه با نتایج این بررسیها میگوید:
«در هنگام پیادهروی، در واقع چرخشی که در حرکات شامپانزهها دیده میشود، در انسان هم مشاهده میشود. این مسئله به این معناست، فرضیاتی که به طور گسترده در مورد نحوه حرکت و چرخش نیمتنه بر پایه اسکلت شامپانزه به تنهایی، در جامعه علمی پذیرفته شده، نادرست است. نتایج به دست آمده از مطالعات و بررسیهای ما نشان میدهد که آن چه ما نسبت به محدودیت راه رفتن اجدادمان، محدودیت راه رفتن به صورت راست قامت که انسان استرالوپیتیکوس موسوم به لوسی (Lucy) و دیگر اجداد اولیهی انسان را تحت تاثیر قرار میداده، تصور میکردیم، احتمالاً محدودیت نبوده است.»
✔✔ بنابراین به نظر می.رسد که لوسی و یا استرالوپیتکوس آفارنسیس (Australopithecus afarensis) از یک نیم تنه که عملکرد آن بسیار به نیم تنهی انسان مدرن شباهت داشته، برخوردار بودهاند.
🆔 @iran_evolution
http://www.sciencedaily.com/releases/2015/10/151006192837.htm
http://dx.doi.org/10.1038/ncomms9416
ScienceDaily
Chimpanzees shed light on origins of human walking
Scientists investigating human and chimpanzee locomotion have uncovered unexpected similarities in the way the two species use their upper body during two-legged walking.