فرگشت ، تحول گونه‌ها
10.1K subscribers
401 photos
86 videos
68 files
389 links
🐆 کانال علمی فرگشت در تلگرام 🐳

پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
Download Telegram
#کتاب_فرگشتی شماره هفده
📗 نام کتاب: ما و/یا آنها
بررسی تاثیر جمعیت انسان بر تنوع زیستی‌ جهان (دوره‌ی ۳ جلدی)
نویسنده: جفری مک‌کی
📝 ترجمه‌ی: آرش حسینیان
📚 نشر تلنگر
📖 جلد اول ۱۴۰ صفحه / ۱۳۰۰۰ تومن

◀️ فرازهایی از متن کتاب

🔸بین افزایش جمعیت انسان و زوال تنوع‌ زیستی رابطه‌ی بسیار نزدیکی وجود دارد. به زبان ساده، هرچه در جایی انسان‌های بیشتری وجود داشته باشد، حیوانات و گیاهان وحشی به عقب‌تر رانده می‌شوند. طی سالها، همانطور که جمعیت‌مان افزایش یافته، دیگر گونه‌ها یا باید خود را با زندگی در قلمروهای محصورتر و محدودتر سازگار می‌کرده‌اند، یا به ناگزیر به سوی انقراض می‌رفتند. در حال حاضر، همچنان جمعیت‌ انسان در حال افزایش است و با احتساب آمار مرگ‌ومیر، روزانه بیش از ۲۰۰ هزار نفر به جمعیت جهان اضافه می‌شود؛ در چنین شرایطی روز‌به‌روز برای دیگر گونه‌ها، شانس کمتری برای زنده‌ماندن باقی می‌ماند.

🔹جمعیت‌شناس دانشگاه پرینستون، چارلز وستاف می‌نویسد، “با اینکه به نظر می‌رسد رشد جمعیت انسان بر همه‌چیز تاثیر دارد، اما به ندرت از آن به عنوان عامل تاثیرگذار بر چیزی یاد می‌‎شود. برخی استدلال می‌کنند اگر ما رویکری مهرآمیزتر و محتاطانه‌تر به اکوسیستم‌ها اتخاذ کرده بودیم، آنگاه جمعیت ما نیز علارغم زیاد بودن، می‌توانست در هماهنگی با طبیعت به زندگی ادامه دهد. اما ما در این کتاب نشان خواهیم داد حتی اگر به طرز متفاوتی زندگی و رفتار کنیم باز هم زیادبودنِ جمعیت‌مان می‌تواند تاثیرات بسیار مخربی به بار آورد.

🔸تز اصلی من در این کتاب این است که اگر قرار است از تنوع زیستی محافظت کنیم، مهم‌ترین اقدامی که می‌توان انجام داد کُند‌‌کردن یا متوقف‌ساختنِ رشد جمعیت انسان است. بی‌پرده بگویم، حتی بهتر آن است که از رقم فعلی نیز پایین‌تر بیاییم. اما منظورم را اشتباه برداشت نکنید- من واقعاً برای آن‌دسته اقداماتی که امروز برای محافظت از تنوع زیستی صورت می‌گیرد ارزش قائلم. اما حرفم این است اگر جمعیت‌مان همینطور به رشد ادامه دهد، آنگاه حتی دلسوزانه‌ترین تلاش‌های امروزی نیز می‌تواند بی‌ثمر باشد.

⬇️ اطلاعات بیشتر و شماره تلفن سفارش در:
http://ahpub.ir/sparing_nature/

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
ادعا:
فرگشت به جهش ها نیاز دارد، اما جهش ها نادر هستند.
پاسخ:
◀️ جهش های خیلی بزرگ نادر هستند، اما جهش ها همه جا وجود دارند. تقریبا ۰.۱ تا ۱ جهش به ازای هر همانندسازی ژنوم در ویروس ها و ۰.۰۰۳ جهش برای  هر همانندسازی ژنوم در میکروب ها رخ می دهد. نرخ جهش برای موجودات عالی تر، تفاوت کمی بین موجودات دارد. اما به استثنای بخش هایی از ژنوم که در آن، بیشتر جهش ها خنثی هستند (DNA اسقاط)، در هر همانندسازی سلول، نرخ جهش در بخش های کارآمد ژنوم تقریبا ۰.۰۰۳ است. چون تولیدمثل جنسی سلول های زیادی را درگیر می کند، انسان ها حدود ۱.۶ جهش در هر نسل دارند. این به احتمال زیاد دست کم گرفته شده است، زیرا جهش های با تاثیر بسیار کوچک، به آسانی در مطالعات قسر در می روند. اگر جهش های خنثی را نیز در نظر بگیریم، هر زیگوت انسان حدود ۶۴ جهش جدید دارد. (Drake et al. 1998).
◀️ برآورد دیگری ۱۷۵ جهش در هر نسل (از جمله حداقل ۳ جهش زیانبار) را نتیجه گیری می کند (Nachman and Crowell 2000).
منابع:
Drake, J. W. et al. 1998.
Nachman, M. W. and S. L. Crowell. 2000. Estimate of the mutation rate per nucleotide in humans. Genetics 156(1): 297-304.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
منشا حیات
کشف جدید پژوهشگران: قطره‌های تقسیم شونده می‌توانند مبدا حیات را توضیح دهند
https://goo.gl/JwBPzE

❗️⚠️❗️ دوستان توجه بفرمایید این مقاله بسیار مهم و پر جزئیات است که در قالب یک پست تلگرامی قرار نمی گیرد لذا متن کامل مقاله با تمام جزئیات، منابع، تصاویر و ویدئو در لینک زیر قرار داده شده است (این لینک برای نمایش در موبایل طراحی شده است)👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/74



📚پژوهشگران کشف کرده‌اند که قطره‌های ساده‌ای که به لحاظ شیمیایی فعال می‌باشند، به اندازه یک سلول رشد می‌کنند و سپس تقسیم می‌شوند. آنها پیشنهاد میکنند که این پدیده ممکن است به ظهور اولین سلولهای زنده منجر شده باشد.
تیمی از فیزیکدان‌ها و زیست‌شناسان در آلمان مکانیزم ساده‌ای را کشف کرده‌اند که ممکن است توضیح دهد چگونه قطرات مایع در سوپ بنیادین به سلولهای زنده فرگشت یافته‌اند. سایر محققانی که بر روی مبداء حیات در زمین مطالعه می‌کنند ایده فوق را مورد تحسین قرار داده‌اند. رامین گلستانیان، استاد فیزیک نظری در دانشگاه آکسفورد (که خود در پروژه فوق نقش مستقیمی نداشته است) نتایج بدست آمده را یک دستاورد عظیم خوانده است که نشان می‌دهد شکل گیری حیات از آنچه تصور می‌شود ممکن است بسیار ساده‌تر باشد.
پرسش محوری در مورد مبداء حیات این است که چگونه اولین سلولها از عناصر ابتدایی بوجود آمدند؟ پیش درآمد شکل گیری سلولها، که پیش‌سلول خوانده می‌شوند، چه بودند؟
در سال ۱۹۲۴، آلکساندر اُپارین، بیوشیمیست روسی که خالق ایده سوپ بنیادین برای شکل گیری حیات است، اولین شخصی بود که پیشنهاد کرد این پیش‌سلول‌های مرموز می‌توانند به شکل قطرات مایعی باشند که بطور طبیعی شکل می‌گیرند و غشایی ندارند.
در سال‌های اخیر، قطره‌هایی درون سلولهای مدرن یافت شده‌اند که پاره‌ای وظایف بنیادین را بر عهده دارند.
اُپارین خود هیچ ایده‌ای نداشت که چنین قطراتی چگونه ممکن است شکل بگیرند، رشد کنند و تقسیم شوند و سپس به اولین سلول فرگشت یابند. اما اکنون و در پی کارهای انجام شده توسط دیوید زوئیکر و همکارانش در انستیتو ماکس پلانک پاسخی برای پرسش فوق دارد. آنها قطراتی را مورد مطالعه قرار داده‌اند که بطور شیمیایی فعال میباشند و با محیط اطراف خود عناصر شیمیایی تبادل می‌کنند. این قطرات تمایل دارند تا اندازه یک سلول رشد کنند و سپس همانند یک سلول تقسیم می‌شوند. نتایج تحقیقات آنها در دسامبر ۲۰۱۶ در نشریه فیزیک نیچر منتشر شده است...
ادامه مطلب به شکل کامل در آدرس زیر👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/74
@daneshagahi

مترجم: امیر رحمانی
حقوق نشر: وب سایت دانش آگاهی
Forwarded from عکس نگار
فرگشت ِ گونۀ جدیدی از پشه در متروهای لندن

پشه‌های مترو لندن از نظر ژنتیکی زیرگونه‌ای مجزا هستند. در طی حملات بلیتس در جنگ جهانی دوم، از تونل‌های مترو به‌عنوان محل پناه‌گیری در مقابل بارش بمب‌ها استفاده میشد. در طی جنگ، ۱۸۰۰۰۰ نفر در زیرزمین پناه گرفتند و انواع و اقسام حشرات به آن‌ها صدمه زدند. ستیون جاد، رئیس بخش متروی لندن میگوید: «آن زمان تونل‌ مترو شکلی بسیار متفاوت از الآن داشت، با وجود آب‌های راکد و مهار آفات، وجود پشه‌، کنه، شپش و کک بسیار محتمل‌تر از الآن بود.»

پس از جنگ، به‌سبب شکایت و ابراز ناراحتی کارگران نگهداری از گزش‌ حشرات، پشه‌های مترو اندکی مورد توجه قرار گرفتند. حدود ۵۰ سال بعد بود که یک دانشجوی دکترای لندنی تصمیم گرفت در مورد این گزنده‌های زیرزمینی تحقیق کند. کاترین برن از هفت محل از شبکه‌ی ۱۸۰ کیلومتری نمونه‌ای از این پشه‌ها را جمع آوری کرد. او متوجه تفاوت این پشه‌ها با همنوعانشان که روی سطح زمین زندگی میکردند شد. کولکس پیاپین‌های روی سطح زمین فقط پرندگان را نیش میزنند، و این درحالیست که کولکس پیاپین مزاحم – که اتفاقاً به‌جهت علاقه‌شان به ایجاد مزاحمت اینگونه نامیده میشوند – به خون انسان نیز علاقه‌مند است.

برن مینویسد: «این تفاوت‌ها با توجه به سازش با زندگی زیرزمینی، تفسیر و توضیحی سرراست دارند. از آنجایی که پرندگانی برای گزش وجود نداشت، آن‌ها شروع به تغذیه از پستانداران نمودند، بخصوص از موش‌ها و آدم‌ها. آن‌ها در جاهای بسته جفتگیری میکردند، چراکه اصلاً مجبور به این کار بودند. از طرفی خواب‌زمستانی برایشان بی‌معنیست چراکه در تونل‌های مترو فصلی وجود ندارد.برن همچنین دریافت که این پشه‌های جدید به قدری متفاوت و متمایز از دیگر پشه‌ها شده‌اند که قادر به جفتگیری و تولیدمثل با پشه‌های دیگر نیستند. درحالی که پشه‌های روی سطح زمین، ازدحام و توده‌های عظیمی از جمعیت را شکل میدهند و جفتگیری و تولیدمثل میکنند، پشه‌های زیرزمین آنقدر هم پرجمعیت نیستند و بیشتر به صورت تکی و انفرادی تصمیم به جفتگیری میگیرند.

محققی بنام رزنیک میگوید: «تصور عامه بر کند بودن ایجاد زیرگونه‌ای جدید است، بقدری کند که اصلاً قادر به دیدنش نخواهید بود. اما در این مثال، میتوانید به چشم اتفاق افتادنش را ببینید. بله، این اتفاق به‌تازگی رخ داده و شما میتوانید تاریخ آغاز واضحی نیز مشاهده کنید.» – که تاریخ آغاز این فرگشت، همزمان با ساخت متروی لندن در سال ۱۸۶۳ میباشد. اگرچه همهۀ افراد متقاعد نشده‌اند...

مطالعه کامل مقاله::: bigbangpage.com/?p=62950

ترجمه: بهروز شجاعیان/ سایت بیگ بنگ

🆔 @big_bangpage
در یکی از مطالب مخالفان فرگشت، مقاله ای از دنیس نوبل، فیزیولوژیست و زیست شناس انگلیسی، قرار داده شده است:

"ناقوس مرگ داروینیسم به صدا در آمده است...

این بار انجمن فیزیولوژی بریتانیا به بررسی ناکارآمدی نئوداروینیسم پرداخته و در مقاله‌ای که ژورنال فیزیولوژی آن را منتشر کرد، رسما اعلام شد:..."

◀️ از کاربرد های غیر معمول کلمات که بگذریم، اشکالی در متن هست: انجمن فیزیولوژی بریتانیا چیزی را اعلام نکرده است، چه رسمی و چه غیر رسمی. مقاله نوبل (Nobel, 2013) در ژورنال Experimental physiology که از انتشارات زیر نظر انجمن فیزیولوژی منتشر شده است و این با اعلامیه رسمی یک سازمان علمی بسیار متفاوت است. در این صفحه می توانید انتشارات این انجمن را مشاهده کنید.

🔹دنیس نوبل، فیزیولوژیست برجسته ای است که به علت اظهار نظر های خود در حوزه زیست شناسی فرگشتی مورد انتقاد قرار گرفته است. وی همچنین از طرفداران تلفیق گسترش یافته است. عمده انتقادات به وی، به دلیل تعاریفی است که شخصا از واژه ها ارائه می دهد. در ادامه با استناد به خود مقاله مشخص خواهد شد که چرا این جنبه از کار نوبل تا این حد مورد انتقاد قرار گرفته است.

🔸نگارنده مدعی است:

"تمام ارکان‌های اصلی نئوداروینیسم رد شده است... قسمت‌هایی از این مقاله که در ژورنال فیزیولوژی آمده را عینا به همراه ترجمه می‌آوریم:

1⃣نئوداروینیسم بر پایه‌ی ذخیره‌ی جهش‌های تصادفی برای تولید تغییرات تدریجی از طریق انتخاب طبیعی است... (اما) ما اکنون میدانیم که تغییرات ژنتیکی از تصادفی بودن به دور است و همچنین اغلب تدریجی نیستند."

🔹چنانچه که پیشتر گفته شد نوبل به دلیل تعاریف شخصی از کلمات مورد انتقاد واقع شده است. در این مقاله مکرراً می بینیم که نئو داروینیسم با تلفیق مدرن یکسان دانسته می شود. این یک اشتباه بزرگ تاریخی است.

🔸داروینیسم چیست؟ از زمان انتشار منشا انواع چارلز داروین تا امروز، واژه داروینیست به افراد مختلفی اطلاق شده است اما موشکافی دقیق آثار داروین روشن می کند که این اطلاق ها همیشه درست نبوده اند. تکامل گرایی تا قبل از تلفیق مدرن، داروینیسم محسوب نمی شد زیرا تکامل گرایان غیر داروینیست مانند لامارکیست ها و پرش گرایان همچنان در میان دانشمندان جای خود را داشتند. اما پس از تلفیق، این تکامل گرایان به سرعت کنار رفتند و جای خود را به داروینیسم دادند.

شکی نداریم که داروینیسم یک پارادایم علمی است: مجموعه ای از مباحث و الگو های علمی. این پارادایم چه ویژگی هایی دارد و چگونه تعریف می شود؟ سیستماتیک دان، طبیعیدان و زیست شناس تکاملی برجسته، ارنست مایر (Ernst Mayr)، تعریفی تاریخی از داروینیسم بر اساس ایده های وی ارائه کرده است. وی معتقد است داروینیسم شامل پنج ایده مستقل می شود (Mayr, 1991 و مایر، 2004):


1⃣ خود تکامل (evolution as such): که می توانیم آن را به عبارت خود داروین تغییر نسل ها (descent with modification) بدانیم. اولین ایده داروین که به سرعت مورد توافق تکامل گرایان قرار گرفت. بر اساس این ایده، حیات همواره در حال تغییر بوده و هر نسل از جانداران نسبت به نسل قبلی دچار تغییر می شود.

2⃣ نسب مشترک (common descent): این ایده نیز مورد قبول سایر تکامل گرایان قرار گرفت. بر اساس آن، تمام جانداران از نیای مشترکی منشا گرفته اند.

3⃣ تکثیر گونه ها (multiplication of species): داروین در مسئله گونه زایی، ایده های مختلفی داشت. وی اولین بار اهمیت مفهوم جمعیت را مطرح کرد اما زمان درازی طول کشید تا زیست شناسی به اهمیت مفهوم جمعیت در گونه زایی برسد.

4⃣ تحول تدریجی (gradualism): شاید پر مناقشه ترین ایده داروین باشد. وی معتقد بود تغییرات به صورت تدریجی و نه پرشی رخ داده، در دراز مدت چهره حیات تغییر می کند. این ایده را لامارکیست ها پذیرفتند اما پرش گرایان تنها به تحولات ناگهانی باور داشتند. امروزه می دانیم سرعت تغییرات می تواند متفاوت و شاید سریع باشد اما تحول تدریجی همچنان در تغییرات نقش ایفا می کند.

5⃣ انتخاب طبیعی (natural selection): عامل کلیدی که به عقیده داروین مهم ترین عامل تغییرات بود. امروزه نیز هم در تلفیق مدرن و هم گسترش یافته این مکانیسم لحاظ شده است.

🔹با شناخت بدنه پارادایم داروینی، اکنون می توانیم بدانیم نئو داروینیسم چیست. چارلز داروین در کنار کار خود در زیست شناسی تکاملی، در وراثت نیز نظریه پردازی کرده بود. داروین معتقد بود انتخاب روی تنوع اعمال می شود، و برای توجیه این تنوع وی معتقد به نوعی وراثت به نام پان ژنز (Pangenesis) بود که توارث ویژگی های اکتسابی را می پذیرفت.

✳️ ادامه در قسمت بعد...
✳️ ادامه قسمت قبل
آگوست وایزمن (August Weismann) از جمله تکامل گرایان بزرگ پس از داروین، با بررسی های خود نشان داد که وراثت تنها از راه سلول های جنسی ممکن است؛ یافته ای که پان ژنز را طرد می کرد. جالب این جاست که آلفرد راسل دوست نزدیک داروین که در ارائه و تثبیت نظریه انتخاب طبیعی با وی همکاری داشت، و اغلب داروینیست های دیگر نظر وایزمن را در مورد وراثت پذیرفتند و پان ژنز را کنار گذاشتند (مایر، 2004).
🔸جرج جان رمانس، زیست شناس تکاملی، در کتاب خود (1894) پارادایم داروینی را که پان ژنز از آن حذف شده بود، نئو داروینیسم نامید. بسیاری از مورخان به اشتباه نئو داروینیسم را 🔹همان تلفیق مدرن دانسته اند، در حالی که از نظر تاریخی این یک اشتباه فاحش است: واژه نئو داروینیسم حدود نیم قرن قبل از تلفیق به کار رفت. متاسفانه دنیس نوبل به همین اشتباه بزرگ دچار شده است: وی نئو داروینیسم را به اشتباه مترادف تلفیق مدرن می داند و چون معتقد است تلفیق گسترش یافته جایگزین تلفیق مدرن شده است، نئو داروینیسم را مردود اعلام می کند!
"The ‘Modern Synthesis’ (Neo-Darwinism) is a mid-20th century gene-centric view of evolution..."
"I will show that all the central assumptions of the Modern Synthesis (often also called Neo-Darwinism) have been disproved..."
⤴️ مشاهده می کنید که نوبل این دو واژه را کاملا خلط کرده است. خلقت گرایان نیز از این اشتباه حداکثر استفاده را برده اند. با توجه به تعریف ما از پارادایم داروینی، تلفیق گسترش یافته خود جزئی از این پارادایم است.
🔹اما اشتباه بزرگتر وی در مورد ژن محوری است:
"gene-centric view of evolution, based on random mutations..."

"Following the gene-centric view of the Modern Synthesis..."

"Gene-centred view of natural selection..."
🔸گویا نوبل گمان می کند تلفیق مدرن دیدی کاملا ژن محورانه نسبت به تکامل دارد در حالی که این طور نیست. نگاه به واحد انتخاب و سطح انتخاب، همواره مسئله ای اختلافی بوده است. تنی چند از مفسران نامی تلفیق مدرن از مایر (Mayr, 1997) و گولد (Gould, 1997) گرفته تا الیوت سابر ژنتیک دان (Sober, 1984)، همگی از منتقدان سرسخت ژن محوری بودند؛ گرچه بر خلاف عمده طبیعی دانان، برخی ژنتیک دانان ژن محوری را ترجیح می دهند، اما این بدان معنا نیست که تلفیق مدرن چنین دیدگاهی را ایجاب می کند. اعتقاد این افراد به انتخاب فرد به جای ژن و وقوع انتخاب سطوح مختلف و نه فقط ژن، این ادعای عجیب نوبل را به چالش می کشد.
🔹اکنون از موضوع اندیشه تکاملی فاصله گرفته به بررسی ادعا های نوبل می پردازیم. آیا جهش ها واقعا تصادفی نیستند؟ ابتدا ببینیم منظور وی از تصادفی بودن جهش ها چیست؟
"Shapiro gives large numbers of references on the non-random nature of mutations... The evidence is that both the speed and the location of genome change can be influenced functionally. Changes in the speed of change are well known already from the way in which genome change occurs in immunological processes.

🔹وی با ارجاع به شاپیرو می گوید: شاپیرو تعداد زیادی از اسناد طبیعت غیر تصادفی جهش ها را ارائه کرده است... شواهد شامل سرعت و مکان تغییر ژنوم است که می تواند روی عملکرد اثر بگذارد. تغییرات در سرعت تغییر اکنون به خوبی از راه [بررسی] تحولات درفرایند های ایمونولوژیکی شناخته شده است."
چنانچه که می بینید نوبل دلیل تصادفی نبودن جهش ها را تفاوت در سرعت و مکان تغییرات می داند، اما این تفاوت چه ارتباطی به تصادفی بودن جهش ها دارد؟ مسلما آثاری که جهش ها بر جای می گذارند (اگر خنثی نباشند) شایستگی را تحت تاثیر قرار می دهد و نتیجه عدم یکنواختی سرعت تغییرات در مکان های مختلف ژنوم در طول زمان خواهد بود. اما این چه ارتباطی به تصادفی بودن جهش دارد؟مگر تصادفی بودن جهش ها به معنای این است که سرعت وقوع تغییرات در ژن ها تفاوتی ندارد؟ به هیچ وجه، تصادفی بودن در کاربرد علمی را به این صورت می توان تعریف کرد:

"فرایندی را تصادفی می دانیم که علل فیزیکی در آن بتوانند به نتایج متعددی منجر شوند، و نتوانیم نتیجه در هر مورد خاص پیش بینی کنیم (Futuyma, 2005)."

🔸جهش ها چنین فرایندی هستند: ما هیچ الگویی برای پیش بینی رخ دادن آن ها نداریم. آن ها بدون توجه به اثری که می گذارند رخ می دهند (شخصاً از هر کسی که به وقوع تصادفی جهش ها باور ندارد خواهش می کنیم در اسرع وقت خودش را بدون محافظت در معرض پرتوی X قرار بدهد). جالب این جاست که نوبل نیز اشاره می کند:
the key question is not so much whether changes are truly random... but whether they are chance events from the viewpoint of function.

گویا این بخش از دید نگارنده داروین ستیز پنهان مانده است.
✳️ ادامه در قسمت بعد....
✳️ ادامه قسمت قبل
◀️ نگارنده ادامه می دهد:
2⃣ تمام مطالعات دقیق درباره‌ی جهش‌ها(جهش زایی) نشان دهنده‌ی الگوهای غیر تصادفی و معنی‌دار برای تغییرات است.
3⃣ تمام ارکان‌های اصلی نئوداروینیسم رد شده است."
◀️ در بالا ادعای مذکور تفصیلا بررسی شد. اما جالب این جاست که نگارنده می گوید "تمام مطالعات درباره جهش زایی" در حالی که هم نوبل و هم (Shapiro, 2011) که مرجع نوبل است نه درباره جهش زایی که درباره الگوی تغییرات ژنومی سخن گفته اند. پیشتر گفتیم که مشخصا انتخاب به تغییرات شکل می دهد و بدیهی است که شاهد چنین الگو های غیرتصادفی باشیم و اصلا تکامل به همین معناست!

"دقت کنید که این مطالب را خوده ژورنال فیزیولوژی تایید و منتشر کرده است. اساس تفکر خداناباوران جهش‌های تصادفی و تغییرات تدریجی است، اما اکنون مشخص شده که نه جهش‌ها تصادفی هستند و نه تغییرات تدریجی هستند."
🔹اولا انتشار یک مقاله به معنای این نیست که منتشر کننده آن را حمایت می کند. پیشتر درباره اثر دانینگ- کروگر مطلبی در وبلاگ [علم و زندگی] منتشر شد؛ همان طور که مشاهده شد، مقاله کریوگر و مولر در مخالفت با دانینگ و کروگر، در همان نشریه ای منتشر شد که مقاله دانینگ و کروگر در آن منتشر شده بود!

🔸سوم، منظور نوبل از تدریجی نبودن تغییرات واقعا چیست؟ وی به پدیده هایی مانند تحرک قطعات ژنومی (کشف خانم باربارا مک کلینتون) و انتقال عرضی ژن اشاره می کند. اما آیا واقعا این تغییرات تحول تدریجی را به چالش می کشند؟ ابداً. هر دو نوع الگوی گونه زایی آناژنز و کلادوژنز، با هم موجب پیدایش تنوع زیستی در دنیای کنونی شده اند. شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آناژنز مصداقی از تحول تدریجی است و کلادوژنز خیر، اما در واقع این طور نیست. منظور از تحول تدریجی در برابر تحول پرشی (saltation) است. بدین معنا که گونه زایی در یک نسل به طور پرشی رخ نمی دهد نه این که تحولات آهسته و پیوسته اند (Mayr, 1991) [لازم است یادآور شد که ایزوله شدن می تواند در یک نسل رخ دهد اما برای تغییر چهره گونه یک نسل تغییر کافی نیست]. شاید خالی از لطف نباشد که جملاتی از داروین را درباره تحول تدریجی نقل کنیم:

"محتمل است که دوره هایی که در آن هر گونه متحمل تغییرات می شوند، با وجود آن که طولانی و چندین ساله باشند، در مقایسه با دوره هایی که بدون تغییر می مانند کوتاه باشد (Darwin, 1872)."

🔹از طرف تبادلات ژنی که نوبل از آن ها یاد می کند، در تلفیق مدرن نیز لحاظ شده اند. در مورد انتقال عرضی ژن، حتی مایر در (مایر، 2004) برای تعریف گونه به آن اشاره داشته است. اما هیچ یک از این موارد قادر به تغییر چهره یک گونه در یک نسل نیستند. تعجب آور است که نوبل تا این حد با بی دقتی از واژه ها استفاده می کند؛ گویا تحول تدریجی را بدین معنا در نظر دارد که همه تغییرات باید در زمانی طولانی مدت رخ بدهند.
✳️ ادامه در قسمت بعد....
نگارنده ادامه می دهد:
"مطمئنا در ماه‌های اخیر خبرا مبنی بر اینکه در آخرین جلسه‌ی آکادمی علمی بریتانیا(2016) ناکارآمدی داروینیسم مورد بررسی قرار گرفت را شنیده‌اید. بعد از انتشار این خبرها ایرانیان شکست خورده‌ی پیرو داروینیسم برای جلوگیری از رسوایی بیشتر به تکاپو افتادند که این شکست را از هر راهی که شده توجیه کنند. از جمله اعلام کردند که در جلسه‌ی اخیر آکادمی علمی بریتانیا فقط در مورد کشفیات جدید زیست‌شناسی و آپدیت شدن فرگشت بحث شده و فرگشت قرار است آپدیت شود. باید از این پیروان شکست خورده‌ی داروینیسم پرسید که آیا قرار است فرگشت آپدیت شود و یا قرار است داروینیسم نابود شود؟ "
‼️مهارت نگارنده در غوغا کردن مثال زدنی است.‼️
"پیروان شکست خورده داروینیسم"؟ به چه علت شکست خورده؟ به دلیل چند جلسه در بازبینی تکامل؟ با بررسی نوشته های دیگر همین نگارنده به خبر فوق می رسیم. خبری از چیزی به نام آکادمی علمی بریتانیا نیست. جلسات مذکور با حضور جمعی از زیست شناسان برجسته بریتانیایی از جمله نوبل، در انجمن سلطنتی که یک مرکز علمی است، برگزار شده است. اما موضوع جلسه در ابتدای خود متن آمده است:
"Developments in evolutionary biology and adjacent fields have produced calls for revision of the standard theory of evolution, although the issues involved remain hotly contested.

◀️ پیشرفت ها در زیست شناسی تکاملی و رشته های مشابه صدا هایی برای بازبینی نظریه متعارف تکامل به پا کرده است، در حالی که مباحث مرتبط به نحو داغی مورد بحث مانده اند."
🔹چگونه نگارنده از این جلسات تعبیر به ناکار آمدی پارادایم داروینی می کند؟! در حالی که موضوع جلسه بحث پیرامون نیاز به تجدید نظر است؟ به متون زیر برگرفته از سخنرانی های دانشمندان تکامل گرا در همین جلسات توجه کنید تا متوجه محتوای بحث بشوید:

"Prof. Denis Noble: Evolution involves interaction between several processes at multiple levels, as Charles Darwin also believed...

پروفسور دنیس نوبل: تکامل تعامل میان فرایند های متعددی در سطوح چندگانه [از مولکول تا گروه- مترجم] را شامل می شود، چنانچه که داروین نیز بدان باور داشت..."

"Prof. Russell Lande: The theory of evolution of phenotypic plasticity is an important extension to neo-Darwinism, but does not necessitate a major revision of its foundations. The same conclusion applies to epigenetic mechanisms including interactions between genes or tissues in development, and to transgenerational phenotypic effects such as somatic inheritance, maternal effects and DNA methylation...

پروفسور راسل لیند: نظریه تکامل انعطاف فنوتیپی [تغییر فنوتیپی در پاسخ به تغییرات محیط در برخی جانداران متداول است. این پدیده را انعطاف فنوتیپی می نامند- مترجم] یک گسترش مهم در نئو داروینیسم است اما تجدید نظری اساسی را در بنیاد های آن ایجاب نمی کند. در مورد مکانیسم های اپی ژنتیکی شامل تعامل بافت ها و ژن ها طی تکوین، و نیز در مورد اثرات فنوتیپی وراثتی مانند وراثت پیکری [مربوط به سلول های غیر جنسی و پیکری- مترجم]، اثر مادری [احتمالا منظور نقش پذیری ژنومی است- مترجم] و متیلاسیون DNA، چنین نتیجه ای برقرار است..."

"Prof. Tobias Uller: I will suggest that this perspective helps to clarify how different mechanisms of inheritance contributes to evolution...

"پروفسور تابیاس یولر: (پس از توضیح درباره تغییر تعریف علمی وراثت) من پیشنهاد خواهم کرد که این منظر [از وراثت] به روشن شدن تفاوت ارتباط هر یک از مکانیسم های توارث با فرگشت کمک می کند..."

"Prof. John Dupré: While evolution is of course a process, it is often implicitly supposed that the entities that evolve or that constitute the evolutionary process, whether genes, organisms, populations, or whatever, are kinds of things... I argue that these too are better seen as processes...
"پروفسور جان دوپرو: با این که قطعاً فرگشت یک فرایند است، اغلب فرض می شود که موجودات تکامل می یابند یا در فرایند تکاملی تشکیل می شوند، چه ژن باشند، چه جاندار، چه جمعیت یا هر چیز دیگری از این نوع... درباره این که بسیار بهتر است به عنوان فرایند به این ها نگریسته شود، بحث خواهم کرد..."

پروفسور ایوا جابلونکا: با در نظر گرفتن پیامد های تکاملی فراوان توارث اپی ژنتیک به گسترشی در تلفیق تکاملی، ورای مدل نئو داروینیستی کنونی نیاز است..."

🔸از این دست اظهارات در متن فوق زیاد است اما خبری از "ناکار آمدی" مبانی پارادایم داروینی یا حتی حذف نظریه تکامل نیست.
✳️ ادامه در قسمت بعد...
🔹نگارنده به طور کامل تبلیغات همه جانبه ای علیه داروینیسم به کار گرفته بی آن که از اصول پایه فرگشت باخبر باشد:

"به عبارت دیگر پیروان داروینیسم ادعا میکردند که گونه‌های مختلف جانداران از طریق جهش‌های تصادفی که در DNA رخ میدهند شکل گرفته‌اند..."

◀️ حتی یک داروینیست در طول تاریخ علم چنین ادعایی نداشته است بلکه دقیقا چنین ادعایی در تضاد با تحول تدریجی است. تحول تدریجی مخالف وقوع گونه زایی جهشی در یک نسل است. چنین ادعا هایی متعلق به تکامل گرایان پرشی بود که پیش از تلفیق مدرن به حاشیه رانده شدند.

"به طور خلاصه ادعا میشد آن چیزی که به نسل‌های بعد منتقل میشود و عامل اصلی شکل‌گیری گونه‌های مختلف جانداران است, فقط و فقط جهش‌های تصادفی است که از طریق انتخاب طبیعی به نسل‌های بعد منتقل میشود..."

◀️ به راستی کدام داروینیست جهش ها را تنها مکانیسم دخیل در گونه زایی دانسته است؟ یا کدام یک اظهار کرده اند که انتخاب طبیعی باعث توارث جهش ها می شود؟

"اما اکنون مشخص شده است که اولا جهش‌هایی که قبلا تصادفی نامیده میشدند, در واقع تصادفی نیستند و دوما این جهش‌ها تنها چیزی نیستند که به نسل‌های بعد منتقل میشوند بلکه عوامل بسیار زیاد و مهم‌تر دیگری در شکل گیری DNA و گونه‌های مختلف جانداران نقش دارند..."

◀️ درباره این که آیا جهش ها تصادفی اند بحث شد. و منظور از عوامل دخیل دیگر در شکل گیری DNA چیست؟ اگر منظور توارث اپی ژنتیک است، ابدا ارتباطی با توالی مولکول DNA ندارد. و در ضمن چه کسی جهش را تنها مکانیسم تکاملی دانسته است؟


"به طوری که این جهش‌ها به حاشیه رفته و تاثیر چندانی در شکل گیری گونه‌های مختلف جانداران ندارند(از جمله اپی‌ژنتیک و انتقال افقی DNA و... که این جهش‌ها را به طور کامل به حاشیه میبرند)... به عبارت دیگر اکنون مشخص شده است که نه تنها جهش‌های تصادفی همه‌ی گونه‌های مختلف جانداران را به وجود نیاورده, بلکه اصلا جهش‌های تصادفی و انتخاب طبیعی(نئوداروینیسم) در حاشیه هستند و تاثیر چندانی در شکل‌گیری گونه‌های مختلف جاندران ندارند و جالب‌تر اینکه این جهش‌ها دارای الگوی غیر تصادفی هستند. به همین دلیل در جلسه‌ی اخیر آکادمی علمی بریتانیا نا کارآمدی داروینیسم(جهش‌های تصادفی و انتخاب طبیعی) بررسی شد."

◀️ کدام یک از دو منبع ارائه شده توسط نگارنده این ادعا ها را مطرح کرده بود؟ نویسنده بر چه اساسی معتقد است جهش ها در حاشیه قرار گرفته اند؟!
✳️ در نهایت یاد آور می شویم جایگاه نوبل در زیست شناسی سیستم ها و فیزیولوژی انکار نشده و جای دارد جمله جری کوین (Jerry Coyne) را در وصف اشتباهات نوبل اظهار کنیم:
"However famous Noble may be in physiology, he’s a blundering tyro when it comes to evolutionary biology..."

✳️ فهرست منابع در قسمت بعد...
منابع مورد استفاده:

Darwin, C.R. 1859, On the origin of the species by means of natural selection, sixth edition 1872, p 313.

Futuyma, D.J. 2005, "Evolution", Cumberland, MA: Sinauer (نقل از دانشنامه فلسفه استانفورد).


Gallup, G.H. 1982, The Gallup poll: public opinion 1982.

Gallup, G.H. 1993, The Gallup poll: public opinion 1993


آمار یاد شده در کتاب های فوق از این جا نقل شده اند:

سوکال، آلن و بریکمون، ژان، چرندیات پست مدرن، ترجمه عرفان ثابتی، 1384، تهران، نشر ققنوس.)

Gould, S.J. 1997, Darwinian fundamentalism, New York review of book.

Mayr, E. 1991, One long argument: Charles Darwin and the genesis of modern evolutionary thought, Harvard University Press (ویژگی های پارادایم در این جا ذکر شده اند).


Mayr, E. 1997, The objects of selection, The National Academy of Sciences of the USA.

مایر، ارنست، 2004، چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد؟ توضیحاتی درباره خودمختاری یک رشته علمی، ترجمه کاوه فیض اللهی، مشهد، نشر جهاد دانشگاهی، 1388. صفحات 103 تا 118 و 187.

Noble, D. 2013, Physiology is rocking the foundations of evolutionary biology, Experimental physiology.


Romanes, G.J. 1894, Darwin and after Darwin: an exposition of the Darwinian theory and a discussion of post- Darwinian questions, Chicago: Open court publishing.

Shapiro, J.A. 2011, Evolution: a View from the 21st Century . Pearson Education Inc., Upper Saddle River , NJ , USA

Sober, E. 1984, The nature of selection: evolutionary theory in philosophical focus, Cambridge, MIT press.


Wei, C.A., Beardsley, P.M., Labov J.B. 2012, Evolution education across the life sciences, CBE life sciences education.

تمامی قسمت های این مقاله برگرفته از وبلاگ زندگی و علم:

http://sciencelife.blog.ir/

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
#کتاب_فرگشتی شماره هجده
◀️ فرگشت ۱۰۱
◀️ فرگشت چیست و چگونه کار می‌کند؟ فرگشت 101 پایه‌های الگو‌ها و سازوکارهای فرگشت را عرضه می‌کند.
✳️ دانلود دو بخش اول👇
Forwarded from عکس نگار
‍ میمون های وِروِت مذکر مانند پسران، ترجیح می دهند با اسباب بازی های مردانه مانند کامیون بازی کنند؛ میمون های وِروِت مونث مانند اکثر دختران، ترجیح می دهند با اسباب بازی های دخترانه مانند عروسک های باربی بازی کنند (هاینز، ۲۰۰۲).
doi:10.1016/S1090-5138(02)00107-1

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
#جهش_های_مفید_در_انسان_امروزی
💤 افرادی وجود دارند که به خواب کمتری نیاز دارند:
⬅️ این افراد در ژن DEC2 دارای جهش بوده که آن ها را از نظر فیزیولوژیکی به صورتی تغییر داده که به خواب کمتری نیاز دارند. این افراد با خوابیدن کمتر از 6 ساعت در شبانه روز برای مدت طولانی هیچ گونه مشکلی نخواهند داشت در حالیکه افراد فاقد این جهش در دراز مدت با مشکلات بسیار بیشتری روبرو خواهند بود.
منبع:
https://www.scientificamerican.com/article/genetic-mutation-sleep-less/

⤵️ مطالعه بیشتر درباره DEC2:
doi: 10.1126/science.1174443

کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from عکس نگار
‍ مورچه ‌ها خیلی زود با افزایش دمای شهر سازگار می‌شوند!

تکامل (فرگشت) فقط در بازه‌های زمانی طولانی مدت روی نمی‌دهد؛ در بازه هایی به کوتاهی یک دهه نیز امکان اندازه گیری آن وجود دارد. بر اساس یک مطالعۀ جدید در کلیولند اوهایو، مورچه های درخت بلوط خیلی سریع با افزایش دمای شهر، سازگار گشته اند. زیست شناسان در دانشگاه دانشگاه کیس وسترن رزرو (Case Western Reserve) دریافتند که گونه های بسیار کوچک مورچه ها مقاومت کمتری در برابر دمای سرد نشان می دهند اما از توانایی مقابله با دماهاى شدید برخوردارند، چرا که دمای بالا به بخشی از زندگی آنها در محیط شهری تبدیل شده است.

محققان تعداد زیادی از این مورچه ‌ها را از کلیولند و حومه های آن جمع آوری کردند، به ویژه گونه ای معروف به “تمنوتوراکس کرویسپبنوسو”. کُلُنی ها در شرایطی قرار گرفتند که مجبور به سازگاری با دماهای مختلف در بازه زمانی ده هفته ای بودند. اگرچه هر یک از کلنی ها به طرز موفقیت آمیزی سازگار شدند، اما مورچه های شهری همچنان میزان تحمل شان را در مقابل دمای بالا حفظ کردند.

رایان مارتین، استادیار زیست شناسی اظهار داشت: این مورچه ها خیلی تغییر پذیرند. اما مورچه های جمع آوری شده از زیستگاه های شهری در قیاس با مورچه های روستایی توانایی شان را در مقابله با دمای بالا از دست ندادند، صرف نظر از اینکه تحت دمای سرد یا گرم پرورش یافته باشند. از آنجا که کلیولند تنها در ۱۰۰ سال گذشته به شهری مملو از جمعیت تبدیل شد و مورچه های ملکه بین ۵ تا ۱۵ سال زندگی می کنند، دانشمندان تخمین می زنند که واکنش ژنتیکی آنها به دماهای بالاتر در طول بیست نسل روی داده است...

جزئیات بیشتر:bigbangpage.com/?p=63959

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت بیگ بنگ

🆔 @big_bangpage
#جهش_های_مفید_در_انسان_امروزی

◀️ مقاومت به یک بیماری مغزی:
افرادی که در مناطق خاصی از گینه نو زندگی می کنند به دلیل خوردن خام گوشت حیوانات مبتلا به یک نوع بیماری به نام Kuru می شوند که در این بیماری پریونی مغز اسفنج مانند و سوراخ سوراخ می شود. در این افراد جهش G127V اتفاق اقتاد که آن ها را نسبت به این بیماری مقاوم می کند.

منبع:
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26061765

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
goo.gl/Qd9Ri6

توضیح جدیدی در مورد چگونگی فرگشت ِ حیات اولیۀ زمین

محققان شواهد جدیدی از وجود بیوشیمی ابتدایی که بدون نیاز به فسفات رخ داده است، را کشف کردند. فسفات مولفه‌ای ضروری از ساختار اسید نوکلئیک‌های سازنده‌ی ترکیب ژنتیک ما است. این شواهد باعث بالا گرفتن بحث وجود حیات پیش از وجود متابولیسم شده است.

دانشمندان دانشگاه MIT و دانشگاه بوستون، تعدادی مسیرهای متابولیکی جایگزین که نیازی به فسفات ندارند را شناسایی کرده‌اند. این یافته‌ها می‌تواند شکاف موجود در دانسته‌های ما در مورد چگونگی تکامل شیمی آلی پیچیده به حیات بر روی زمین را پر کند. حیاتی که ما امروزه تعریف می‌کنیم عمدتا مبتنی بر جابه‌جایی های ناقص شیمیایی است. جابه‌جایی ناقص شیمیایی به یک نمونه برای کپی شدن و یک روش برای گرفتن انرژی مورد نیاز برای باز آرایی ترکیبات بر پایه‌ی کربن به شکل فرم‌های پیچیده‌تر نیاز دارد. سوال این است که کدام یک از این موارد اول وجود داشته‌اند؟ کد شیمیایی که از لحاظ پیچیدگی می‌تواند فرگشت پیدا کند یا مسیرهای پیچیده‌ای که می‌تواند با استفاده از انرژی، مواد شیمیایی ساده را به ترکیبات آلی پیچیده تبدیل می‌کند.

در فرضیه‌ای که به جهان ِ آر ان ای(RNA) معروف است رشته‌هایی از اسید ریبونوکلئیک شناور یا آر ان ای با ایفای نقش پلیمرها به عنوان نوع اولیه‌ای از نمونه‌ی اطلاعات و ماشین شیمیایی، پروسه‌ی حیات را تسهیل بخشیدند. مشکلی که این فرضیه دارد است که آر ان ای بدون داشتن یک منبع انرژی قادر به انجام این کار نیست. منبع انرژی نیازمند یک رشته از واکنش‌های شیمیایی است که می‌توان آن را شکلی ابتدایی از متابولیسم در نظر گرفت.

علاوه بر آن مولکول‌های RNA شامل فسفات است که در محیط قفل شده بود و امکان شرکت در ایجاد ترکیبات آلی را نداشت. فرضیه‌ی دیگر “پیش از حیات” پیشنهاد می‌دهد که اشکال اولیه‌ی شیمی متابولیک، انرژی را به شکل نور یا گرما از محیط جذب کرده و آن را در یک سوپ آلی آزاد شده توسط غشای سلول‌ها از یک واکنش شیمیایی به واکنش شیمیایی دیگری منتقل کردند...

جزئیات بیشتر مقاله: bigbangpage.com/?p=63920

ترجمه: معصومه رحیمی/ سایت بیگ بنگ

🆔 @big_bangpage
#جهش_های_مفید_در_انسان_امروزی

◀️ مقاومت به ایدز

🔸این افراد فاقد پروتئین CCR5 می باشند. ویروس ایدز از این پروتئین به عنوان یک راه ورود به سلول های انسان استفاده می کند بنابراین در این افراد ویروس ایدز نمی تواند وارد سلول های آن ها شده و به این بیماری کشنده مقاوم می باشند.

منبع:
http://genetics.thetech.org/original_news/news13

✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution