Forwarded from عکس نگار
دی ان ای پرندگان و پستانداران پیوسته در حال فرگشت است
طبق گزارش محققان دانشگاه یوتا، انسان تاکنون یک پنجم DNA خود را از دست داده و تعداد بیشتری DNA جدید کسب کرده است. انسان در طول مدت فرگشت یا تکامل همواره جثه ثابتی داشته و همین امر موجب شده که تا امروز دامنه نوسانات ژنوم او ناشناخته باقی بماند. انسان تنها موجودی نیست که ژنوم او دستخوش تغییرات شده است. بسیاری از حیوانات از مرغ شهدخوار گرفته تا خفاش و فیل و انواع مهره داران همگی دارای ژنوم تغییریافته هستند.
دکتر سدریک فشات مدیر ارشد گروه تحقیق و مدرس علم ژنتیک می گوید: « دلیل مخفی ماندن ماهیت پویای ژنوم انسان، تعادل موجود بین تکثیر و تقلیل تعداد آنهاست. مطالعات پیشین حاکی از تنوع گسترده در ژنوم انواع حشرات و گیاهان و نوسانات بارز آنهاست. مطالعه اخیر اولین گام در جهت مقایسه تعدادی از مهره داران خونگرم، ۱۰ پستاندار و ۲۴ پرنده با یکدیگر است.»
عموماً فرگشت به دلیل خاصی رخ می دهد. در مورد مهره داران، فرگشت به طور نامحسوس صورت می گیرد، چرا که تعداد ژن های حذف و اضافه شده تقریباً یکسان است. اما در حیوانات بالدار، فرگشت کاملاً قابل درک است. پنج سال پیش دکتر فشات با تضادهایی در اعداد و ارقام ژنوم گونه های مورد مطالعه مواجه شد. وی و همکارانش دریافتند که ژنوم خفاش حاوی تعدادی DNA به نام ترانسپوزون(جهش دهنده) است که در ماده ژنتیکی تمامی پستانداران بالدار نسخه برداری شده است. این ترانسپوزون، ژنوم گونه ای به نام ریزخفاش را تا ۴۶۰ مگابیس افزایش داده است. این رقم از ماده ژنتیکی ماهی پوفر بزرگ تر است. با این وجود اندازه کلی ژنوم خفاش در مقایسه با سایر پستانداران نسبتاً کوچک است....
جزئیات بیشتر مقاله: bigbangpage.com/?p=62695
ترجمه: میترا هادی زاده / سایت بیگ بنگ
🆔 @big_bangpage
طبق گزارش محققان دانشگاه یوتا، انسان تاکنون یک پنجم DNA خود را از دست داده و تعداد بیشتری DNA جدید کسب کرده است. انسان در طول مدت فرگشت یا تکامل همواره جثه ثابتی داشته و همین امر موجب شده که تا امروز دامنه نوسانات ژنوم او ناشناخته باقی بماند. انسان تنها موجودی نیست که ژنوم او دستخوش تغییرات شده است. بسیاری از حیوانات از مرغ شهدخوار گرفته تا خفاش و فیل و انواع مهره داران همگی دارای ژنوم تغییریافته هستند.
دکتر سدریک فشات مدیر ارشد گروه تحقیق و مدرس علم ژنتیک می گوید: « دلیل مخفی ماندن ماهیت پویای ژنوم انسان، تعادل موجود بین تکثیر و تقلیل تعداد آنهاست. مطالعات پیشین حاکی از تنوع گسترده در ژنوم انواع حشرات و گیاهان و نوسانات بارز آنهاست. مطالعه اخیر اولین گام در جهت مقایسه تعدادی از مهره داران خونگرم، ۱۰ پستاندار و ۲۴ پرنده با یکدیگر است.»
عموماً فرگشت به دلیل خاصی رخ می دهد. در مورد مهره داران، فرگشت به طور نامحسوس صورت می گیرد، چرا که تعداد ژن های حذف و اضافه شده تقریباً یکسان است. اما در حیوانات بالدار، فرگشت کاملاً قابل درک است. پنج سال پیش دکتر فشات با تضادهایی در اعداد و ارقام ژنوم گونه های مورد مطالعه مواجه شد. وی و همکارانش دریافتند که ژنوم خفاش حاوی تعدادی DNA به نام ترانسپوزون(جهش دهنده) است که در ماده ژنتیکی تمامی پستانداران بالدار نسخه برداری شده است. این ترانسپوزون، ژنوم گونه ای به نام ریزخفاش را تا ۴۶۰ مگابیس افزایش داده است. این رقم از ماده ژنتیکی ماهی پوفر بزرگ تر است. با این وجود اندازه کلی ژنوم خفاش در مقایسه با سایر پستانداران نسبتاً کوچک است....
جزئیات بیشتر مقاله: bigbangpage.com/?p=62695
ترجمه: میترا هادی زاده / سایت بیگ بنگ
🆔 @big_bangpage
❌ ادعا: فرگشت اساس یک جهان بینی غیر اخلاقی است.
✅ پاسخ:
۱- فرگشت یک بحث توصیفی است. که تنها در صورتی می تواند امری غیر اخلاقی باشد که تلاش برای توصیف دقیق طبیعت را غیر اخلاقی بدانیم.
۲- هر اصول اخلاقی برآمده از جهانی فرگشتی باید این موضع را به رسمیت بشناسد که انسانها چنان فرگشت یافته اند تا موجودات اجتماعی باشند. در یک فضای اجتماعی همکاری و حتی فداکاری به تطابق بهتر می انجامد.(Wedekind and Milinski 2000) جریان فرگشت بطور طبیعی منجر به حیوانات اجتماعی میشود که اصول اخلاقی را از قبیل “قانون طلایی” گسترش میدهند.
۳- بعضی خصایل منفی از قبیل “اصلاح نژاد” و “داروینیسم اجتماعی” از فهم نادرست تئوری فرگشت نشات گرفته اند. بنابراین شایسته است فرگشت را چنان بیاموزیم تا از این قبیل کج فهمی ها خنثی شود.
۴- علی رغم ادعاهای مخالف، خلقت گرایی مشکلات خاص خودش را دارد. بعنوان نمونه این نظریه بر پایه تعصب دینی بنا شده است که بر اساس بسیاری استاندارد ها غیر اخلاقی است.
۵- احتمالا موثرترین سلاح در برابر خصوصیات بد اخلاقی عرضه آنها و مقبولیت عامه آن هاست. فرگشت (و هر موضوع علمی بصورت کلی) بر اساس فرهنگ نشر عمومی شکل گرفته است.
۶- دانشمندان خود سرسخت ترین منتقدان خویشند. آنها کد های رفتار اخلاقی را برای شرایط مختلف گسترش داده اند و شروع به صحبت درباره یک شکل اخلاقیات کلی کرده اند. (Rotblat 1999) خلقت گرایان چیزی شبیه آن ندارند.
۷- بعضی اشخاص با شیطانی قلمداد کردن دیگران سعی میکنند به رضایت درونی برسند در حالیکه کسانی که حقیقتا شیفته اخلاقیات هستند به کنکاش رذایل درونی خود می پردازند تا دیگران.
✅ برگرفته از : talkorigins
✅ مترجم: کوروش نیری
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ منابع:
1⃣ Rotblat, Joseph. 1999. A Hippocratic Oath for scientists. Science 286: 1475.
2⃣ Wedekind, C. and M. Milinski. 2000. Cooperation through image scoring in humans. Science 288: 850-852. See also Nowak, M. A. and K. Sigmund, 2000. Shrewd investments. Science 288: 819-820
✅ پاسخ:
۱- فرگشت یک بحث توصیفی است. که تنها در صورتی می تواند امری غیر اخلاقی باشد که تلاش برای توصیف دقیق طبیعت را غیر اخلاقی بدانیم.
۲- هر اصول اخلاقی برآمده از جهانی فرگشتی باید این موضع را به رسمیت بشناسد که انسانها چنان فرگشت یافته اند تا موجودات اجتماعی باشند. در یک فضای اجتماعی همکاری و حتی فداکاری به تطابق بهتر می انجامد.(Wedekind and Milinski 2000) جریان فرگشت بطور طبیعی منجر به حیوانات اجتماعی میشود که اصول اخلاقی را از قبیل “قانون طلایی” گسترش میدهند.
۳- بعضی خصایل منفی از قبیل “اصلاح نژاد” و “داروینیسم اجتماعی” از فهم نادرست تئوری فرگشت نشات گرفته اند. بنابراین شایسته است فرگشت را چنان بیاموزیم تا از این قبیل کج فهمی ها خنثی شود.
۴- علی رغم ادعاهای مخالف، خلقت گرایی مشکلات خاص خودش را دارد. بعنوان نمونه این نظریه بر پایه تعصب دینی بنا شده است که بر اساس بسیاری استاندارد ها غیر اخلاقی است.
۵- احتمالا موثرترین سلاح در برابر خصوصیات بد اخلاقی عرضه آنها و مقبولیت عامه آن هاست. فرگشت (و هر موضوع علمی بصورت کلی) بر اساس فرهنگ نشر عمومی شکل گرفته است.
۶- دانشمندان خود سرسخت ترین منتقدان خویشند. آنها کد های رفتار اخلاقی را برای شرایط مختلف گسترش داده اند و شروع به صحبت درباره یک شکل اخلاقیات کلی کرده اند. (Rotblat 1999) خلقت گرایان چیزی شبیه آن ندارند.
۷- بعضی اشخاص با شیطانی قلمداد کردن دیگران سعی میکنند به رضایت درونی برسند در حالیکه کسانی که حقیقتا شیفته اخلاقیات هستند به کنکاش رذایل درونی خود می پردازند تا دیگران.
✅ برگرفته از : talkorigins
✅ مترجم: کوروش نیری
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ منابع:
1⃣ Rotblat, Joseph. 1999. A Hippocratic Oath for scientists. Science 286: 1475.
2⃣ Wedekind, C. and M. Milinski. 2000. Cooperation through image scoring in humans. Science 288: 850-852. See also Nowak, M. A. and K. Sigmund, 2000. Shrewd investments. Science 288: 819-820
❌ ادعا :
پروتئین های ضروری برای بدن بسیار پیچیده هستند. احتمال ساخته شدن تصادفی حتی برای یک پروتئین ساده یک در ده به توان 113 می باشد. البته هزاران پروتئین برای شکل گیری حیات ضروری هستند.
✅ پاسخ:
◀️ این محاسبات و نتیجه گیری حاصل از آن چندین ایراد دارد که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم.
⏺ فرگشت بر اساس "انتخاب انباشتی چند مرحله ای" پیش می رود اما محاسبات مورد استفاده برای "انتخاب تک مرحله ای" بکار رفته است. به عنوان مثال احتمال اینکه شش تاس را پرتاب کنیم و به ترتیب اعداد ۲،۱،۶،۴،۵،۲ بیاید برابر با 1/46656 است. اگر ما هر بار پس از پرتاب همه تاس هارا برداریم (انتخاب تک مرحله ای)، حدوداً باید پنجاه هزار سری تاس پرتاب کنیم تا به عدد مورد نظر برسیم. اما اگر دست به انتخاب انباشتی چند مرحله ای بزنیم و هر زمان که تاسی عدد مناسب را نشان داد، دیگر به آن دست نزنیم و بقیه تاس هارا پرتاب کنیم تا بقیه اعداد نیز جفت و جور شوند، در کمتر از پنجاه پرتاب نیز می توان به اعداد مورد نظر رسید. کار انتخاب طبیعی نیز به همین صورت است. -مترجم
1⃣ محاسبه احتمالاتی که صورت گرفته بر پایه شکل گیری تصادفی مولکول پروتئین بوده است. حال آنکه از لحاظ بیوشیمیایی شکل گیری پروتئین تصادفی نیست و این امر احتمال محاسبه شده را بی اعتبار می سازد. از لحاظ بیوشیمیایی ترکیبات پیچیده ای تولید می شوند که خود این ترکیبات از طریق روش های پیچیده ای روی یکدیگر اثر می گذارند. برای مثال کمپلکسی از مولکول های آلی مشاهده شده است که در شرایط موجود در فضا شکل می گیرند و این احتمال وجود دارد که این ترکیبات در شکل گیری حیات روی زمین نقش ایفا کرده باشند.
2⃣ محاسبه احتمال مورد نظر بر این فرض استوار است که پروتئین باید تنها به یک شکل خاص مورد نظر باشد. در حالی که تعداد غیر قابل شمارشی پروتئین وجود دارند که در ارتقای فعالیت های زیستی موثرند. (یعنی قبل از حالت فعلی پروتئین، پروتئین اجدادی میتوانسته با آنچه که امروز بوده است متفاوت باشد و همچنان در دوران خودش به خوبی فعالیت سودمند داشته باشد. در حالی که در این محاسبات تنها یک فرم پروتئینی را موثر در ارتقای حیات دانسته و سایر احتمالات را در نظر نگرفته است -م). پس هرگونه محاسباتی در این زمینه باید تمام مولکول های موثر در ارتقای حیات را در نظر بگیرد.
3⃣ احتمالات محاسبه شده شکل گیری حیات را به فرم امروزی آن مورد بررسی قرار داده است در حالی که حیات در ابتدای شکل گیری بسیار ساده تر بوده است.
4⃣ احتمالات محاسبه شده این حقیقت را که بسیاری از پیامد ها به صورت همزمان رخ می دادند را نادیده گرفته است.
📚 رفرنس ها:
1. Spotts, Peter N. 2001. Raw materials for life may predate Earth's formation. The Christian Science Monitor, Jan. 30, 2001. http://search.csmonitor.com/durable/2001/01/30/fp2s2-csm.shtml
🔗 لینک ها:
Musgrave, Ian. 1998. Lies, damned lies, statistics, and probability of abiogenesis calculations. http://www.talkorigins.org/faqs/abioprob/abioprob.html
Stockwell, John. 2002. Borel's Law and the origin of many creationist probability assertions. http://www.talkorigins.org/faqs/abioprob/borelfaq.html
📝 برگرفته از Talkorigins
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
پروتئین های ضروری برای بدن بسیار پیچیده هستند. احتمال ساخته شدن تصادفی حتی برای یک پروتئین ساده یک در ده به توان 113 می باشد. البته هزاران پروتئین برای شکل گیری حیات ضروری هستند.
✅ پاسخ:
◀️ این محاسبات و نتیجه گیری حاصل از آن چندین ایراد دارد که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم.
⏺ فرگشت بر اساس "انتخاب انباشتی چند مرحله ای" پیش می رود اما محاسبات مورد استفاده برای "انتخاب تک مرحله ای" بکار رفته است. به عنوان مثال احتمال اینکه شش تاس را پرتاب کنیم و به ترتیب اعداد ۲،۱،۶،۴،۵،۲ بیاید برابر با 1/46656 است. اگر ما هر بار پس از پرتاب همه تاس هارا برداریم (انتخاب تک مرحله ای)، حدوداً باید پنجاه هزار سری تاس پرتاب کنیم تا به عدد مورد نظر برسیم. اما اگر دست به انتخاب انباشتی چند مرحله ای بزنیم و هر زمان که تاسی عدد مناسب را نشان داد، دیگر به آن دست نزنیم و بقیه تاس هارا پرتاب کنیم تا بقیه اعداد نیز جفت و جور شوند، در کمتر از پنجاه پرتاب نیز می توان به اعداد مورد نظر رسید. کار انتخاب طبیعی نیز به همین صورت است. -مترجم
1⃣ محاسبه احتمالاتی که صورت گرفته بر پایه شکل گیری تصادفی مولکول پروتئین بوده است. حال آنکه از لحاظ بیوشیمیایی شکل گیری پروتئین تصادفی نیست و این امر احتمال محاسبه شده را بی اعتبار می سازد. از لحاظ بیوشیمیایی ترکیبات پیچیده ای تولید می شوند که خود این ترکیبات از طریق روش های پیچیده ای روی یکدیگر اثر می گذارند. برای مثال کمپلکسی از مولکول های آلی مشاهده شده است که در شرایط موجود در فضا شکل می گیرند و این احتمال وجود دارد که این ترکیبات در شکل گیری حیات روی زمین نقش ایفا کرده باشند.
2⃣ محاسبه احتمال مورد نظر بر این فرض استوار است که پروتئین باید تنها به یک شکل خاص مورد نظر باشد. در حالی که تعداد غیر قابل شمارشی پروتئین وجود دارند که در ارتقای فعالیت های زیستی موثرند. (یعنی قبل از حالت فعلی پروتئین، پروتئین اجدادی میتوانسته با آنچه که امروز بوده است متفاوت باشد و همچنان در دوران خودش به خوبی فعالیت سودمند داشته باشد. در حالی که در این محاسبات تنها یک فرم پروتئینی را موثر در ارتقای حیات دانسته و سایر احتمالات را در نظر نگرفته است -م). پس هرگونه محاسباتی در این زمینه باید تمام مولکول های موثر در ارتقای حیات را در نظر بگیرد.
3⃣ احتمالات محاسبه شده شکل گیری حیات را به فرم امروزی آن مورد بررسی قرار داده است در حالی که حیات در ابتدای شکل گیری بسیار ساده تر بوده است.
4⃣ احتمالات محاسبه شده این حقیقت را که بسیاری از پیامد ها به صورت همزمان رخ می دادند را نادیده گرفته است.
📚 رفرنس ها:
1. Spotts, Peter N. 2001. Raw materials for life may predate Earth's formation. The Christian Science Monitor, Jan. 30, 2001. http://search.csmonitor.com/durable/2001/01/30/fp2s2-csm.shtml
🔗 لینک ها:
Musgrave, Ian. 1998. Lies, damned lies, statistics, and probability of abiogenesis calculations. http://www.talkorigins.org/faqs/abioprob/abioprob.html
Stockwell, John. 2002. Borel's Law and the origin of many creationist probability assertions. http://www.talkorigins.org/faqs/abioprob/borelfaq.html
📝 برگرفته از Talkorigins
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
www.talkorigins.org
Lies, Damned Lies, Statistics, and Probability of
Abiogenesis Calculations
Abiogenesis Calculations
Every so often, someone comes up with the statement 'the formation of any enzyme by chance is nearly impossible, therefore abiogenesis is impossible.' Often they cite as evidence an impressive-looking, but ultimately erroneous, probability calculation.
Audio
چیستی تکامل: مروری بر روند تطور انسان
#سخنرانی_علمی
#حامد_وحدتی_نسب
#audio
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
#سخنرانی_علمی
#حامد_وحدتی_نسب
#audio
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✳️ میکروراپتور گوئی یک سنگواره شاخص است که از این فرضیه که پرندگان اولیه با سر خوردن از بالای درختان پرواز می کردند حمایت می کند.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
فرگشت یکی از جالب ترین مباحث در تاریخچه حیات زمین است. بسیاری از دیرین شناسان از روی شواهد مهم سنگواره ای، استنتاج می کنند که دایناسورها اجداد پرندگان بودند، مخصوصاً درومئوسورها که یک گروه از تراپودهای خشکی زی، دوپا و گوشتخوار بودند. در ابتدای سال ۱۹۹۷، دیرین شناسان سنگواره های متعددی از دایناسورهای پردار را کشف کردند که روشن کرد پرها قبل از پرندگان ظاهر شده اند. آنها تصور می کنند که پرها به عنوان یک سری از صفات نوظهور یا پیش سازش هایی ایجاد شدند. پرهای اولیه ممکن است عایق حرارتی ایجاد کرده باشند، اما در نهایت برای پرواز مناسب شدند.
🔸برخی از دایناسورها و نیز پرندگان اولیه دارای پر بودند. آنها چگونه پرواز می کردند؟ آیا جانوران ساکن درخت به عنوان یک مرحله بینابینی در پرواز پرندگان، پروازی گلایدرمانند داشتند یا اینکه جانوران ساکن زمین بال زدند و دویدند که در نهایت به کنده شدن از زمین و پرواز منتهی شد؟ سوال در مورد منشأ پرواز در پرندگان، زیست شناسان را بیش از یک قرن سر در گم کرده بود. به عنوان مثال در سال ۱۹۱۵ ویلیام بیب جانورشناس آمریکایی این نظریه را مطرح کرد که اجداد پرندگان احتمالاً ساکن درخت بودند، پروازی گلایدر داشتند و بر روی هر چهار اندام حرکتی دارای پر بودند. به دلیل اینکه هیچگونه شواهد سنگواره ای از این نظریه حمایت نمی کرد، دانشمندان در آن زمان آن را جدی نگرفتند.
🔹تقریباً یک قرن بعد از آن، در سال ۲۰۰۳، یک گروه از دیرین شناسان چینی، به رهبری زینگ ژو و زوانگ زو از انیستیتوی سنگواره شناسی و سنگواره انسان شناسی پکن اعلام کردند که سنگواره ای کاملاً نزدیک به موجودی که بیب در مورد آن در نظر داده بود، یافته اند. سنگواره یک درمئوسور کوچک پردار که یک دایناسور بود، در استان لیاونینگ در شمال غرب چین پیدا شد. دایناسور میکروراپتورگوئی بر روی اندام های حرکتی جلویی و عقبی و نیز روی دم، دارای پر بود. این دایناسور کوچک (طول آن با دم، ۷۷ سانتی متر بود)، برای زندگی روی درختان سازش یافته بود.
🔹پرهای میکروراپتور گوئی به پرهای پرندگان امروزی شباهت زیادی داشت و بدن را پوشانده بود. هر اندام حرکتی دارای ۱۲ پر اولیه پروازی و حدود ۱۸ پر ثانویه کوچک تر بود. پرهای میکروراپتورگوئی نامتقارن بودند؛ این یک ویژگی مرتبط با پرواز معمولی یا پرواز گلایدرمانند در پرندگان امروزی است. پرهای اولیه و ثانویه، الگوهای مشابهی روی اندام های حرکتی جلویی و عقبی داشتند که مشابه پرندگان امروزی بودند. به دلیل اینکه استخوان سینه میکروراپتور گوئی دارای ساختمانی نبوده نبود که عضلات بزرگ پروازی به آن متصل شوند، ژو و زو و همکارانشان چنین فرض کردند که اندام های حرکتی جلویی و عقبی امتداد یافته و پوشیده از پر، صفحه هوایی بسیار خوبی برای سر خوردن فراهم می آورد که تا حدودی شبیه پرده امتداد یافته پوست سنجاب های پرنده امروزی است. اما سوال پرواز تا زمانی که کالبدشناسان و سنگواره شناسان جزئیات میکروراپتور گوئی را مطالعه کنند، جواب داده نمی شود. تجزیه و تحلیل آناتومی شانه و بال، روشن می کند که آیا میکروراپتور گوئی قدرت پرواز داشته است یا فقط به صورت گلایدری می پریده است مطالعه لگن، ممکن است مشخص کند که آیا میکروراپتور گوئی می توانسته است پاهایش را برای سُر خوردن بچرخاند یا خیر؟
🔸میکروراپتور گوئی که حدود ۱۲۶ میلیون سال قبل می زیسته است، جد مستقیم پرندگان نیست. پرندگان قبل از پیدایش میکروراپتور گوئی به وجود آمده بودند. یکی از ابتدایی ترین پرنده های شناخته شده، آرکئوپتریکس است که حدود ۱۴۵ میلیون سال قبل زندگی می کرد. بنابراین حدود ۲۰ میلیون سال قبل از میکراراپتور گوئی وجود داشته است. نظریه ژو و زو این بود که همانند میکروراپتور گوئی، دایناسورهای پردار اولیه موجوداتی با چهار بال بودند که روی درختان زندگی می کردند و پروازی گلایدری داشتند. آنها پیشنهاد می کنند که در طی دوره فرگشت پرندگان، اندام های حرکتی پردار عقبی تحلیل رفتند عاقبت کاملاً حذف شدند.
🔹یک نظریه دیگر این است که اندام های عقبی پردار، احتمالاً یک نقص فرگشتی و فقط محدود به درومئوسورها بوده و اهمیت زیادی به عنوان مرحله بینابینی در فرگشت پرندگان نداشته است.
🔸به روشنی می توان گفت که میکروراپتور گوئی یک کشف قابل ملاحظه است که به دیرین شناسان و زیست شناسان، دیدگاه های مناسبی در مورد مسیر فرگشت از دایناسورها به پرندگان داده است.
✅ منبع: بیولوژی سولومون
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
🔸برخی از دایناسورها و نیز پرندگان اولیه دارای پر بودند. آنها چگونه پرواز می کردند؟ آیا جانوران ساکن درخت به عنوان یک مرحله بینابینی در پرواز پرندگان، پروازی گلایدرمانند داشتند یا اینکه جانوران ساکن زمین بال زدند و دویدند که در نهایت به کنده شدن از زمین و پرواز منتهی شد؟ سوال در مورد منشأ پرواز در پرندگان، زیست شناسان را بیش از یک قرن سر در گم کرده بود. به عنوان مثال در سال ۱۹۱۵ ویلیام بیب جانورشناس آمریکایی این نظریه را مطرح کرد که اجداد پرندگان احتمالاً ساکن درخت بودند، پروازی گلایدر داشتند و بر روی هر چهار اندام حرکتی دارای پر بودند. به دلیل اینکه هیچگونه شواهد سنگواره ای از این نظریه حمایت نمی کرد، دانشمندان در آن زمان آن را جدی نگرفتند.
🔹تقریباً یک قرن بعد از آن، در سال ۲۰۰۳، یک گروه از دیرین شناسان چینی، به رهبری زینگ ژو و زوانگ زو از انیستیتوی سنگواره شناسی و سنگواره انسان شناسی پکن اعلام کردند که سنگواره ای کاملاً نزدیک به موجودی که بیب در مورد آن در نظر داده بود، یافته اند. سنگواره یک درمئوسور کوچک پردار که یک دایناسور بود، در استان لیاونینگ در شمال غرب چین پیدا شد. دایناسور میکروراپتورگوئی بر روی اندام های حرکتی جلویی و عقبی و نیز روی دم، دارای پر بود. این دایناسور کوچک (طول آن با دم، ۷۷ سانتی متر بود)، برای زندگی روی درختان سازش یافته بود.
🔹پرهای میکروراپتور گوئی به پرهای پرندگان امروزی شباهت زیادی داشت و بدن را پوشانده بود. هر اندام حرکتی دارای ۱۲ پر اولیه پروازی و حدود ۱۸ پر ثانویه کوچک تر بود. پرهای میکروراپتورگوئی نامتقارن بودند؛ این یک ویژگی مرتبط با پرواز معمولی یا پرواز گلایدرمانند در پرندگان امروزی است. پرهای اولیه و ثانویه، الگوهای مشابهی روی اندام های حرکتی جلویی و عقبی داشتند که مشابه پرندگان امروزی بودند. به دلیل اینکه استخوان سینه میکروراپتور گوئی دارای ساختمانی نبوده نبود که عضلات بزرگ پروازی به آن متصل شوند، ژو و زو و همکارانشان چنین فرض کردند که اندام های حرکتی جلویی و عقبی امتداد یافته و پوشیده از پر، صفحه هوایی بسیار خوبی برای سر خوردن فراهم می آورد که تا حدودی شبیه پرده امتداد یافته پوست سنجاب های پرنده امروزی است. اما سوال پرواز تا زمانی که کالبدشناسان و سنگواره شناسان جزئیات میکروراپتور گوئی را مطالعه کنند، جواب داده نمی شود. تجزیه و تحلیل آناتومی شانه و بال، روشن می کند که آیا میکروراپتور گوئی قدرت پرواز داشته است یا فقط به صورت گلایدری می پریده است مطالعه لگن، ممکن است مشخص کند که آیا میکروراپتور گوئی می توانسته است پاهایش را برای سُر خوردن بچرخاند یا خیر؟
🔸میکروراپتور گوئی که حدود ۱۲۶ میلیون سال قبل می زیسته است، جد مستقیم پرندگان نیست. پرندگان قبل از پیدایش میکروراپتور گوئی به وجود آمده بودند. یکی از ابتدایی ترین پرنده های شناخته شده، آرکئوپتریکس است که حدود ۱۴۵ میلیون سال قبل زندگی می کرد. بنابراین حدود ۲۰ میلیون سال قبل از میکراراپتور گوئی وجود داشته است. نظریه ژو و زو این بود که همانند میکروراپتور گوئی، دایناسورهای پردار اولیه موجوداتی با چهار بال بودند که روی درختان زندگی می کردند و پروازی گلایدری داشتند. آنها پیشنهاد می کنند که در طی دوره فرگشت پرندگان، اندام های حرکتی پردار عقبی تحلیل رفتند عاقبت کاملاً حذف شدند.
🔹یک نظریه دیگر این است که اندام های عقبی پردار، احتمالاً یک نقص فرگشتی و فقط محدود به درومئوسورها بوده و اهمیت زیادی به عنوان مرحله بینابینی در فرگشت پرندگان نداشته است.
🔸به روشنی می توان گفت که میکروراپتور گوئی یک کشف قابل ملاحظه است که به دیرین شناسان و زیست شناسان، دیدگاه های مناسبی در مورد مسیر فرگشت از دایناسورها به پرندگان داده است.
✅ منبع: بیولوژی سولومون
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📣امروز جمعه سیزدهم اسفند ماه مصادف با سوم مارچ روز جهانی حیات وحش است.
✳️ کانال فرگشت:
✅: @iran_evolution
✳️ کانال فرگشت:
✅: @iran_evolution
#کتاب_فرگشتی شماره هفده
📗 نام کتاب: ما و/یا آنها
بررسی تاثیر جمعیت انسان بر تنوع زیستی جهان (دورهی ۳ جلدی)
✍ نویسنده: جفری مککی
📝 ترجمهی: آرش حسینیان
📚 نشر تلنگر
📖 جلد اول ۱۴۰ صفحه / ۱۳۰۰۰ تومن
◀️ فرازهایی از متن کتاب
🔸بین افزایش جمعیت انسان و زوال تنوع زیستی رابطهی بسیار نزدیکی وجود دارد. به زبان ساده، هرچه در جایی انسانهای بیشتری وجود داشته باشد، حیوانات و گیاهان وحشی به عقبتر رانده میشوند. طی سالها، همانطور که جمعیتمان افزایش یافته، دیگر گونهها یا باید خود را با زندگی در قلمروهای محصورتر و محدودتر سازگار میکردهاند، یا به ناگزیر به سوی انقراض میرفتند. در حال حاضر، همچنان جمعیت انسان در حال افزایش است و با احتساب آمار مرگومیر، روزانه بیش از ۲۰۰ هزار نفر به جمعیت جهان اضافه میشود؛ در چنین شرایطی روزبهروز برای دیگر گونهها، شانس کمتری برای زندهماندن باقی میماند.
🔹جمعیتشناس دانشگاه پرینستون، چارلز وستاف مینویسد، “با اینکه به نظر میرسد رشد جمعیت انسان بر همهچیز تاثیر دارد، اما به ندرت از آن به عنوان عامل تاثیرگذار بر چیزی یاد میشود. برخی استدلال میکنند اگر ما رویکری مهرآمیزتر و محتاطانهتر به اکوسیستمها اتخاذ کرده بودیم، آنگاه جمعیت ما نیز علارغم زیاد بودن، میتوانست در هماهنگی با طبیعت به زندگی ادامه دهد. اما ما در این کتاب نشان خواهیم داد حتی اگر به طرز متفاوتی زندگی و رفتار کنیم باز هم زیادبودنِ جمعیتمان میتواند تاثیرات بسیار مخربی به بار آورد.
🔸تز اصلی من در این کتاب این است که اگر قرار است از تنوع زیستی محافظت کنیم، مهمترین اقدامی که میتوان انجام داد کُندکردن یا متوقفساختنِ رشد جمعیت انسان است. بیپرده بگویم، حتی بهتر آن است که از رقم فعلی نیز پایینتر بیاییم. اما منظورم را اشتباه برداشت نکنید- من واقعاً برای آندسته اقداماتی که امروز برای محافظت از تنوع زیستی صورت میگیرد ارزش قائلم. اما حرفم این است اگر جمعیتمان همینطور به رشد ادامه دهد، آنگاه حتی دلسوزانهترین تلاشهای امروزی نیز میتواند بیثمر باشد.
⬇️ اطلاعات بیشتر و شماره تلفن سفارش در:
http://ahpub.ir/sparing_nature/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📗 نام کتاب: ما و/یا آنها
بررسی تاثیر جمعیت انسان بر تنوع زیستی جهان (دورهی ۳ جلدی)
✍ نویسنده: جفری مککی
📝 ترجمهی: آرش حسینیان
📚 نشر تلنگر
📖 جلد اول ۱۴۰ صفحه / ۱۳۰۰۰ تومن
◀️ فرازهایی از متن کتاب
🔸بین افزایش جمعیت انسان و زوال تنوع زیستی رابطهی بسیار نزدیکی وجود دارد. به زبان ساده، هرچه در جایی انسانهای بیشتری وجود داشته باشد، حیوانات و گیاهان وحشی به عقبتر رانده میشوند. طی سالها، همانطور که جمعیتمان افزایش یافته، دیگر گونهها یا باید خود را با زندگی در قلمروهای محصورتر و محدودتر سازگار میکردهاند، یا به ناگزیر به سوی انقراض میرفتند. در حال حاضر، همچنان جمعیت انسان در حال افزایش است و با احتساب آمار مرگومیر، روزانه بیش از ۲۰۰ هزار نفر به جمعیت جهان اضافه میشود؛ در چنین شرایطی روزبهروز برای دیگر گونهها، شانس کمتری برای زندهماندن باقی میماند.
🔹جمعیتشناس دانشگاه پرینستون، چارلز وستاف مینویسد، “با اینکه به نظر میرسد رشد جمعیت انسان بر همهچیز تاثیر دارد، اما به ندرت از آن به عنوان عامل تاثیرگذار بر چیزی یاد میشود. برخی استدلال میکنند اگر ما رویکری مهرآمیزتر و محتاطانهتر به اکوسیستمها اتخاذ کرده بودیم، آنگاه جمعیت ما نیز علارغم زیاد بودن، میتوانست در هماهنگی با طبیعت به زندگی ادامه دهد. اما ما در این کتاب نشان خواهیم داد حتی اگر به طرز متفاوتی زندگی و رفتار کنیم باز هم زیادبودنِ جمعیتمان میتواند تاثیرات بسیار مخربی به بار آورد.
🔸تز اصلی من در این کتاب این است که اگر قرار است از تنوع زیستی محافظت کنیم، مهمترین اقدامی که میتوان انجام داد کُندکردن یا متوقفساختنِ رشد جمعیت انسان است. بیپرده بگویم، حتی بهتر آن است که از رقم فعلی نیز پایینتر بیاییم. اما منظورم را اشتباه برداشت نکنید- من واقعاً برای آندسته اقداماتی که امروز برای محافظت از تنوع زیستی صورت میگیرد ارزش قائلم. اما حرفم این است اگر جمعیتمان همینطور به رشد ادامه دهد، آنگاه حتی دلسوزانهترین تلاشهای امروزی نیز میتواند بیثمر باشد.
⬇️ اطلاعات بیشتر و شماره تلفن سفارش در:
http://ahpub.ir/sparing_nature/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا:
فرگشت به جهش ها نیاز دارد، اما جهش ها نادر هستند.
✅ پاسخ:
◀️ جهش های خیلی بزرگ نادر هستند، اما جهش ها همه جا وجود دارند. تقریبا ۰.۱ تا ۱ جهش به ازای هر همانندسازی ژنوم در ویروس ها و ۰.۰۰۳ جهش برای هر همانندسازی ژنوم در میکروب ها رخ می دهد. نرخ جهش برای موجودات عالی تر، تفاوت کمی بین موجودات دارد. اما به استثنای بخش هایی از ژنوم که در آن، بیشتر جهش ها خنثی هستند (DNA اسقاط)، در هر همانندسازی سلول، نرخ جهش در بخش های کارآمد ژنوم تقریبا ۰.۰۰۳ است. چون تولیدمثل جنسی سلول های زیادی را درگیر می کند، انسان ها حدود ۱.۶ جهش در هر نسل دارند. این به احتمال زیاد دست کم گرفته شده است، زیرا جهش های با تاثیر بسیار کوچک، به آسانی در مطالعات قسر در می روند. اگر جهش های خنثی را نیز در نظر بگیریم، هر زیگوت انسان حدود ۶۴ جهش جدید دارد. (Drake et al. 1998).
◀️ برآورد دیگری ۱۷۵ جهش در هر نسل (از جمله حداقل ۳ جهش زیانبار) را نتیجه گیری می کند (Nachman and Crowell 2000).
✅ منابع:
Drake, J. W. et al. 1998.
Nachman, M. W. and S. L. Crowell. 2000. Estimate of the mutation rate per nucleotide in humans. Genetics 156(1): 297-304.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
فرگشت به جهش ها نیاز دارد، اما جهش ها نادر هستند.
✅ پاسخ:
◀️ جهش های خیلی بزرگ نادر هستند، اما جهش ها همه جا وجود دارند. تقریبا ۰.۱ تا ۱ جهش به ازای هر همانندسازی ژنوم در ویروس ها و ۰.۰۰۳ جهش برای هر همانندسازی ژنوم در میکروب ها رخ می دهد. نرخ جهش برای موجودات عالی تر، تفاوت کمی بین موجودات دارد. اما به استثنای بخش هایی از ژنوم که در آن، بیشتر جهش ها خنثی هستند (DNA اسقاط)، در هر همانندسازی سلول، نرخ جهش در بخش های کارآمد ژنوم تقریبا ۰.۰۰۳ است. چون تولیدمثل جنسی سلول های زیادی را درگیر می کند، انسان ها حدود ۱.۶ جهش در هر نسل دارند. این به احتمال زیاد دست کم گرفته شده است، زیرا جهش های با تاثیر بسیار کوچک، به آسانی در مطالعات قسر در می روند. اگر جهش های خنثی را نیز در نظر بگیریم، هر زیگوت انسان حدود ۶۴ جهش جدید دارد. (Drake et al. 1998).
◀️ برآورد دیگری ۱۷۵ جهش در هر نسل (از جمله حداقل ۳ جهش زیانبار) را نتیجه گیری می کند (Nachman and Crowell 2000).
✅ منابع:
Drake, J. W. et al. 1998.
Nachman, M. W. and S. L. Crowell. 2000. Estimate of the mutation rate per nucleotide in humans. Genetics 156(1): 297-304.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
منشا حیات
کشف جدید پژوهشگران: قطرههای تقسیم شونده میتوانند مبدا حیات را توضیح دهند
https://goo.gl/JwBPzE
❗️⚠️❗️ دوستان توجه بفرمایید این مقاله بسیار مهم و پر جزئیات است که در قالب یک پست تلگرامی قرار نمی گیرد لذا متن کامل مقاله با تمام جزئیات، منابع، تصاویر و ویدئو در لینک زیر قرار داده شده است (این لینک برای نمایش در موبایل طراحی شده است)👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/74
📚پژوهشگران کشف کردهاند که قطرههای سادهای که به لحاظ شیمیایی فعال میباشند، به اندازه یک سلول رشد میکنند و سپس تقسیم میشوند. آنها پیشنهاد میکنند که این پدیده ممکن است به ظهور اولین سلولهای زنده منجر شده باشد.
تیمی از فیزیکدانها و زیستشناسان در آلمان مکانیزم سادهای را کشف کردهاند که ممکن است توضیح دهد چگونه قطرات مایع در سوپ بنیادین به سلولهای زنده فرگشت یافتهاند. سایر محققانی که بر روی مبداء حیات در زمین مطالعه میکنند ایده فوق را مورد تحسین قرار دادهاند. رامین گلستانیان، استاد فیزیک نظری در دانشگاه آکسفورد (که خود در پروژه فوق نقش مستقیمی نداشته است) نتایج بدست آمده را یک دستاورد عظیم خوانده است که نشان میدهد شکل گیری حیات از آنچه تصور میشود ممکن است بسیار سادهتر باشد.
پرسش محوری در مورد مبداء حیات این است که چگونه اولین سلولها از عناصر ابتدایی بوجود آمدند؟ پیش درآمد شکل گیری سلولها، که پیشسلول خوانده میشوند، چه بودند؟
در سال ۱۹۲۴، آلکساندر اُپارین، بیوشیمیست روسی که خالق ایده سوپ بنیادین برای شکل گیری حیات است، اولین شخصی بود که پیشنهاد کرد این پیشسلولهای مرموز میتوانند به شکل قطرات مایعی باشند که بطور طبیعی شکل میگیرند و غشایی ندارند.
در سالهای اخیر، قطرههایی درون سلولهای مدرن یافت شدهاند که پارهای وظایف بنیادین را بر عهده دارند.
اُپارین خود هیچ ایدهای نداشت که چنین قطراتی چگونه ممکن است شکل بگیرند، رشد کنند و تقسیم شوند و سپس به اولین سلول فرگشت یابند. اما اکنون و در پی کارهای انجام شده توسط دیوید زوئیکر و همکارانش در انستیتو ماکس پلانک پاسخی برای پرسش فوق دارد. آنها قطراتی را مورد مطالعه قرار دادهاند که بطور شیمیایی فعال میباشند و با محیط اطراف خود عناصر شیمیایی تبادل میکنند. این قطرات تمایل دارند تا اندازه یک سلول رشد کنند و سپس همانند یک سلول تقسیم میشوند. نتایج تحقیقات آنها در دسامبر ۲۰۱۶ در نشریه فیزیک نیچر منتشر شده است...
ادامه مطلب به شکل کامل در آدرس زیر👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/74
@daneshagahi
مترجم: امیر رحمانی
حقوق نشر: وب سایت دانش آگاهی
کشف جدید پژوهشگران: قطرههای تقسیم شونده میتوانند مبدا حیات را توضیح دهند
https://goo.gl/JwBPzE
❗️⚠️❗️ دوستان توجه بفرمایید این مقاله بسیار مهم و پر جزئیات است که در قالب یک پست تلگرامی قرار نمی گیرد لذا متن کامل مقاله با تمام جزئیات، منابع، تصاویر و ویدئو در لینک زیر قرار داده شده است (این لینک برای نمایش در موبایل طراحی شده است)👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/74
📚پژوهشگران کشف کردهاند که قطرههای سادهای که به لحاظ شیمیایی فعال میباشند، به اندازه یک سلول رشد میکنند و سپس تقسیم میشوند. آنها پیشنهاد میکنند که این پدیده ممکن است به ظهور اولین سلولهای زنده منجر شده باشد.
تیمی از فیزیکدانها و زیستشناسان در آلمان مکانیزم سادهای را کشف کردهاند که ممکن است توضیح دهد چگونه قطرات مایع در سوپ بنیادین به سلولهای زنده فرگشت یافتهاند. سایر محققانی که بر روی مبداء حیات در زمین مطالعه میکنند ایده فوق را مورد تحسین قرار دادهاند. رامین گلستانیان، استاد فیزیک نظری در دانشگاه آکسفورد (که خود در پروژه فوق نقش مستقیمی نداشته است) نتایج بدست آمده را یک دستاورد عظیم خوانده است که نشان میدهد شکل گیری حیات از آنچه تصور میشود ممکن است بسیار سادهتر باشد.
پرسش محوری در مورد مبداء حیات این است که چگونه اولین سلولها از عناصر ابتدایی بوجود آمدند؟ پیش درآمد شکل گیری سلولها، که پیشسلول خوانده میشوند، چه بودند؟
در سال ۱۹۲۴، آلکساندر اُپارین، بیوشیمیست روسی که خالق ایده سوپ بنیادین برای شکل گیری حیات است، اولین شخصی بود که پیشنهاد کرد این پیشسلولهای مرموز میتوانند به شکل قطرات مایعی باشند که بطور طبیعی شکل میگیرند و غشایی ندارند.
در سالهای اخیر، قطرههایی درون سلولهای مدرن یافت شدهاند که پارهای وظایف بنیادین را بر عهده دارند.
اُپارین خود هیچ ایدهای نداشت که چنین قطراتی چگونه ممکن است شکل بگیرند، رشد کنند و تقسیم شوند و سپس به اولین سلول فرگشت یابند. اما اکنون و در پی کارهای انجام شده توسط دیوید زوئیکر و همکارانش در انستیتو ماکس پلانک پاسخی برای پرسش فوق دارد. آنها قطراتی را مورد مطالعه قرار دادهاند که بطور شیمیایی فعال میباشند و با محیط اطراف خود عناصر شیمیایی تبادل میکنند. این قطرات تمایل دارند تا اندازه یک سلول رشد کنند و سپس همانند یک سلول تقسیم میشوند. نتایج تحقیقات آنها در دسامبر ۲۰۱۶ در نشریه فیزیک نیچر منتشر شده است...
ادامه مطلب به شکل کامل در آدرس زیر👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/74
@daneshagahi
مترجم: امیر رحمانی
حقوق نشر: وب سایت دانش آگاهی
Forwarded from عکس نگار
فرگشت ِ گونۀ جدیدی از پشه در متروهای لندن
پشههای مترو لندن از نظر ژنتیکی زیرگونهای مجزا هستند. در طی حملات بلیتس در جنگ جهانی دوم، از تونلهای مترو بهعنوان محل پناهگیری در مقابل بارش بمبها استفاده میشد. در طی جنگ، ۱۸۰۰۰۰ نفر در زیرزمین پناه گرفتند و انواع و اقسام حشرات به آنها صدمه زدند. ستیون جاد، رئیس بخش متروی لندن میگوید: «آن زمان تونل مترو شکلی بسیار متفاوت از الآن داشت، با وجود آبهای راکد و مهار آفات، وجود پشه، کنه، شپش و کک بسیار محتملتر از الآن بود.»
پس از جنگ، بهسبب شکایت و ابراز ناراحتی کارگران نگهداری از گزش حشرات، پشههای مترو اندکی مورد توجه قرار گرفتند. حدود ۵۰ سال بعد بود که یک دانشجوی دکترای لندنی تصمیم گرفت در مورد این گزندههای زیرزمینی تحقیق کند. کاترین برن از هفت محل از شبکهی ۱۸۰ کیلومتری نمونهای از این پشهها را جمع آوری کرد. او متوجه تفاوت این پشهها با همنوعانشان که روی سطح زمین زندگی میکردند شد. کولکس پیاپینهای روی سطح زمین فقط پرندگان را نیش میزنند، و این درحالیست که کولکس پیاپین مزاحم – که اتفاقاً بهجهت علاقهشان به ایجاد مزاحمت اینگونه نامیده میشوند – به خون انسان نیز علاقهمند است.
برن مینویسد: «این تفاوتها با توجه به سازش با زندگی زیرزمینی، تفسیر و توضیحی سرراست دارند. از آنجایی که پرندگانی برای گزش وجود نداشت، آنها شروع به تغذیه از پستانداران نمودند، بخصوص از موشها و آدمها. آنها در جاهای بسته جفتگیری میکردند، چراکه اصلاً مجبور به این کار بودند. از طرفی خوابزمستانی برایشان بیمعنیست چراکه در تونلهای مترو فصلی وجود ندارد.برن همچنین دریافت که این پشههای جدید به قدری متفاوت و متمایز از دیگر پشهها شدهاند که قادر به جفتگیری و تولیدمثل با پشههای دیگر نیستند. درحالی که پشههای روی سطح زمین، ازدحام و تودههای عظیمی از جمعیت را شکل میدهند و جفتگیری و تولیدمثل میکنند، پشههای زیرزمین آنقدر هم پرجمعیت نیستند و بیشتر به صورت تکی و انفرادی تصمیم به جفتگیری میگیرند.
محققی بنام رزنیک میگوید: «تصور عامه بر کند بودن ایجاد زیرگونهای جدید است، بقدری کند که اصلاً قادر به دیدنش نخواهید بود. اما در این مثال، میتوانید به چشم اتفاق افتادنش را ببینید. بله، این اتفاق بهتازگی رخ داده و شما میتوانید تاریخ آغاز واضحی نیز مشاهده کنید.» – که تاریخ آغاز این فرگشت، همزمان با ساخت متروی لندن در سال ۱۸۶۳ میباشد. اگرچه همهۀ افراد متقاعد نشدهاند...
مطالعه کامل مقاله::: bigbangpage.com/?p=62950
ترجمه: بهروز شجاعیان/ سایت بیگ بنگ
🆔 @big_bangpage
پشههای مترو لندن از نظر ژنتیکی زیرگونهای مجزا هستند. در طی حملات بلیتس در جنگ جهانی دوم، از تونلهای مترو بهعنوان محل پناهگیری در مقابل بارش بمبها استفاده میشد. در طی جنگ، ۱۸۰۰۰۰ نفر در زیرزمین پناه گرفتند و انواع و اقسام حشرات به آنها صدمه زدند. ستیون جاد، رئیس بخش متروی لندن میگوید: «آن زمان تونل مترو شکلی بسیار متفاوت از الآن داشت، با وجود آبهای راکد و مهار آفات، وجود پشه، کنه، شپش و کک بسیار محتملتر از الآن بود.»
پس از جنگ، بهسبب شکایت و ابراز ناراحتی کارگران نگهداری از گزش حشرات، پشههای مترو اندکی مورد توجه قرار گرفتند. حدود ۵۰ سال بعد بود که یک دانشجوی دکترای لندنی تصمیم گرفت در مورد این گزندههای زیرزمینی تحقیق کند. کاترین برن از هفت محل از شبکهی ۱۸۰ کیلومتری نمونهای از این پشهها را جمع آوری کرد. او متوجه تفاوت این پشهها با همنوعانشان که روی سطح زمین زندگی میکردند شد. کولکس پیاپینهای روی سطح زمین فقط پرندگان را نیش میزنند، و این درحالیست که کولکس پیاپین مزاحم – که اتفاقاً بهجهت علاقهشان به ایجاد مزاحمت اینگونه نامیده میشوند – به خون انسان نیز علاقهمند است.
برن مینویسد: «این تفاوتها با توجه به سازش با زندگی زیرزمینی، تفسیر و توضیحی سرراست دارند. از آنجایی که پرندگانی برای گزش وجود نداشت، آنها شروع به تغذیه از پستانداران نمودند، بخصوص از موشها و آدمها. آنها در جاهای بسته جفتگیری میکردند، چراکه اصلاً مجبور به این کار بودند. از طرفی خوابزمستانی برایشان بیمعنیست چراکه در تونلهای مترو فصلی وجود ندارد.برن همچنین دریافت که این پشههای جدید به قدری متفاوت و متمایز از دیگر پشهها شدهاند که قادر به جفتگیری و تولیدمثل با پشههای دیگر نیستند. درحالی که پشههای روی سطح زمین، ازدحام و تودههای عظیمی از جمعیت را شکل میدهند و جفتگیری و تولیدمثل میکنند، پشههای زیرزمین آنقدر هم پرجمعیت نیستند و بیشتر به صورت تکی و انفرادی تصمیم به جفتگیری میگیرند.
محققی بنام رزنیک میگوید: «تصور عامه بر کند بودن ایجاد زیرگونهای جدید است، بقدری کند که اصلاً قادر به دیدنش نخواهید بود. اما در این مثال، میتوانید به چشم اتفاق افتادنش را ببینید. بله، این اتفاق بهتازگی رخ داده و شما میتوانید تاریخ آغاز واضحی نیز مشاهده کنید.» – که تاریخ آغاز این فرگشت، همزمان با ساخت متروی لندن در سال ۱۸۶۳ میباشد. اگرچه همهۀ افراد متقاعد نشدهاند...
مطالعه کامل مقاله::: bigbangpage.com/?p=62950
ترجمه: بهروز شجاعیان/ سایت بیگ بنگ
🆔 @big_bangpage
در یکی از مطالب مخالفان فرگشت، مقاله ای از دنیس نوبل، فیزیولوژیست و زیست شناس انگلیسی، قرار داده شده است:
"ناقوس مرگ داروینیسم به صدا در آمده است...
این بار انجمن فیزیولوژی بریتانیا به بررسی ناکارآمدی نئوداروینیسم پرداخته و در مقالهای که ژورنال فیزیولوژی آن را منتشر کرد، رسما اعلام شد:..."
◀️ از کاربرد های غیر معمول کلمات که بگذریم، اشکالی در متن هست: انجمن فیزیولوژی بریتانیا چیزی را اعلام نکرده است، چه رسمی و چه غیر رسمی. مقاله نوبل (Nobel, 2013) در ژورنال Experimental physiology که از انتشارات زیر نظر انجمن فیزیولوژی منتشر شده است و این با اعلامیه رسمی یک سازمان علمی بسیار متفاوت است. در این صفحه می توانید انتشارات این انجمن را مشاهده کنید.
🔹دنیس نوبل، فیزیولوژیست برجسته ای است که به علت اظهار نظر های خود در حوزه زیست شناسی فرگشتی مورد انتقاد قرار گرفته است. وی همچنین از طرفداران تلفیق گسترش یافته است. عمده انتقادات به وی، به دلیل تعاریفی است که شخصا از واژه ها ارائه می دهد. در ادامه با استناد به خود مقاله مشخص خواهد شد که چرا این جنبه از کار نوبل تا این حد مورد انتقاد قرار گرفته است.
🔸نگارنده مدعی است:
"تمام ارکانهای اصلی نئوداروینیسم رد شده است... قسمتهایی از این مقاله که در ژورنال فیزیولوژی آمده را عینا به همراه ترجمه میآوریم:
1⃣نئوداروینیسم بر پایهی ذخیرهی جهشهای تصادفی برای تولید تغییرات تدریجی از طریق انتخاب طبیعی است... (اما) ما اکنون میدانیم که تغییرات ژنتیکی از تصادفی بودن به دور است و همچنین اغلب تدریجی نیستند."
🔹چنانچه که پیشتر گفته شد نوبل به دلیل تعاریف شخصی از کلمات مورد انتقاد واقع شده است. در این مقاله مکرراً می بینیم که نئو داروینیسم با تلفیق مدرن یکسان دانسته می شود. این یک اشتباه بزرگ تاریخی است.
🔸داروینیسم چیست؟ از زمان انتشار منشا انواع چارلز داروین تا امروز، واژه داروینیست به افراد مختلفی اطلاق شده است اما موشکافی دقیق آثار داروین روشن می کند که این اطلاق ها همیشه درست نبوده اند. تکامل گرایی تا قبل از تلفیق مدرن، داروینیسم محسوب نمی شد زیرا تکامل گرایان غیر داروینیست مانند لامارکیست ها و پرش گرایان همچنان در میان دانشمندان جای خود را داشتند. اما پس از تلفیق، این تکامل گرایان به سرعت کنار رفتند و جای خود را به داروینیسم دادند.
◀شکی نداریم که داروینیسم یک پارادایم علمی است: مجموعه ای از مباحث و الگو های علمی. این پارادایم چه ویژگی هایی دارد و چگونه تعریف می شود؟ سیستماتیک دان، طبیعیدان و زیست شناس تکاملی برجسته، ارنست مایر (Ernst Mayr)، تعریفی تاریخی از داروینیسم بر اساس ایده های وی ارائه کرده است. وی معتقد است داروینیسم شامل پنج ایده مستقل می شود (Mayr, 1991 و مایر، 2004):
1⃣ خود تکامل (evolution as such): که می توانیم آن را به عبارت خود داروین تغییر نسل ها (descent with modification) بدانیم. اولین ایده داروین که به سرعت مورد توافق تکامل گرایان قرار گرفت. بر اساس این ایده، حیات همواره در حال تغییر بوده و هر نسل از جانداران نسبت به نسل قبلی دچار تغییر می شود.
2⃣ نسب مشترک (common descent): این ایده نیز مورد قبول سایر تکامل گرایان قرار گرفت. بر اساس آن، تمام جانداران از نیای مشترکی منشا گرفته اند.
3⃣ تکثیر گونه ها (multiplication of species): داروین در مسئله گونه زایی، ایده های مختلفی داشت. وی اولین بار اهمیت مفهوم جمعیت را مطرح کرد اما زمان درازی طول کشید تا زیست شناسی به اهمیت مفهوم جمعیت در گونه زایی برسد.
4⃣ تحول تدریجی (gradualism): شاید پر مناقشه ترین ایده داروین باشد. وی معتقد بود تغییرات به صورت تدریجی و نه پرشی رخ داده، در دراز مدت چهره حیات تغییر می کند. این ایده را لامارکیست ها پذیرفتند اما پرش گرایان تنها به تحولات ناگهانی باور داشتند. امروزه می دانیم سرعت تغییرات می تواند متفاوت و شاید سریع باشد اما تحول تدریجی همچنان در تغییرات نقش ایفا می کند.
5⃣ انتخاب طبیعی (natural selection): عامل کلیدی که به عقیده داروین مهم ترین عامل تغییرات بود. امروزه نیز هم در تلفیق مدرن و هم گسترش یافته این مکانیسم لحاظ شده است.
🔹با شناخت بدنه پارادایم داروینی، اکنون می توانیم بدانیم نئو داروینیسم چیست. چارلز داروین در کنار کار خود در زیست شناسی تکاملی، در وراثت نیز نظریه پردازی کرده بود. داروین معتقد بود انتخاب روی تنوع اعمال می شود، و برای توجیه این تنوع وی معتقد به نوعی وراثت به نام پان ژنز (Pangenesis) بود که توارث ویژگی های اکتسابی را می پذیرفت.
✳️ ادامه در قسمت بعد...
"ناقوس مرگ داروینیسم به صدا در آمده است...
این بار انجمن فیزیولوژی بریتانیا به بررسی ناکارآمدی نئوداروینیسم پرداخته و در مقالهای که ژورنال فیزیولوژی آن را منتشر کرد، رسما اعلام شد:..."
◀️ از کاربرد های غیر معمول کلمات که بگذریم، اشکالی در متن هست: انجمن فیزیولوژی بریتانیا چیزی را اعلام نکرده است، چه رسمی و چه غیر رسمی. مقاله نوبل (Nobel, 2013) در ژورنال Experimental physiology که از انتشارات زیر نظر انجمن فیزیولوژی منتشر شده است و این با اعلامیه رسمی یک سازمان علمی بسیار متفاوت است. در این صفحه می توانید انتشارات این انجمن را مشاهده کنید.
🔹دنیس نوبل، فیزیولوژیست برجسته ای است که به علت اظهار نظر های خود در حوزه زیست شناسی فرگشتی مورد انتقاد قرار گرفته است. وی همچنین از طرفداران تلفیق گسترش یافته است. عمده انتقادات به وی، به دلیل تعاریفی است که شخصا از واژه ها ارائه می دهد. در ادامه با استناد به خود مقاله مشخص خواهد شد که چرا این جنبه از کار نوبل تا این حد مورد انتقاد قرار گرفته است.
🔸نگارنده مدعی است:
"تمام ارکانهای اصلی نئوداروینیسم رد شده است... قسمتهایی از این مقاله که در ژورنال فیزیولوژی آمده را عینا به همراه ترجمه میآوریم:
1⃣نئوداروینیسم بر پایهی ذخیرهی جهشهای تصادفی برای تولید تغییرات تدریجی از طریق انتخاب طبیعی است... (اما) ما اکنون میدانیم که تغییرات ژنتیکی از تصادفی بودن به دور است و همچنین اغلب تدریجی نیستند."
🔹چنانچه که پیشتر گفته شد نوبل به دلیل تعاریف شخصی از کلمات مورد انتقاد واقع شده است. در این مقاله مکرراً می بینیم که نئو داروینیسم با تلفیق مدرن یکسان دانسته می شود. این یک اشتباه بزرگ تاریخی است.
🔸داروینیسم چیست؟ از زمان انتشار منشا انواع چارلز داروین تا امروز، واژه داروینیست به افراد مختلفی اطلاق شده است اما موشکافی دقیق آثار داروین روشن می کند که این اطلاق ها همیشه درست نبوده اند. تکامل گرایی تا قبل از تلفیق مدرن، داروینیسم محسوب نمی شد زیرا تکامل گرایان غیر داروینیست مانند لامارکیست ها و پرش گرایان همچنان در میان دانشمندان جای خود را داشتند. اما پس از تلفیق، این تکامل گرایان به سرعت کنار رفتند و جای خود را به داروینیسم دادند.
◀شکی نداریم که داروینیسم یک پارادایم علمی است: مجموعه ای از مباحث و الگو های علمی. این پارادایم چه ویژگی هایی دارد و چگونه تعریف می شود؟ سیستماتیک دان، طبیعیدان و زیست شناس تکاملی برجسته، ارنست مایر (Ernst Mayr)، تعریفی تاریخی از داروینیسم بر اساس ایده های وی ارائه کرده است. وی معتقد است داروینیسم شامل پنج ایده مستقل می شود (Mayr, 1991 و مایر، 2004):
1⃣ خود تکامل (evolution as such): که می توانیم آن را به عبارت خود داروین تغییر نسل ها (descent with modification) بدانیم. اولین ایده داروین که به سرعت مورد توافق تکامل گرایان قرار گرفت. بر اساس این ایده، حیات همواره در حال تغییر بوده و هر نسل از جانداران نسبت به نسل قبلی دچار تغییر می شود.
2⃣ نسب مشترک (common descent): این ایده نیز مورد قبول سایر تکامل گرایان قرار گرفت. بر اساس آن، تمام جانداران از نیای مشترکی منشا گرفته اند.
3⃣ تکثیر گونه ها (multiplication of species): داروین در مسئله گونه زایی، ایده های مختلفی داشت. وی اولین بار اهمیت مفهوم جمعیت را مطرح کرد اما زمان درازی طول کشید تا زیست شناسی به اهمیت مفهوم جمعیت در گونه زایی برسد.
4⃣ تحول تدریجی (gradualism): شاید پر مناقشه ترین ایده داروین باشد. وی معتقد بود تغییرات به صورت تدریجی و نه پرشی رخ داده، در دراز مدت چهره حیات تغییر می کند. این ایده را لامارکیست ها پذیرفتند اما پرش گرایان تنها به تحولات ناگهانی باور داشتند. امروزه می دانیم سرعت تغییرات می تواند متفاوت و شاید سریع باشد اما تحول تدریجی همچنان در تغییرات نقش ایفا می کند.
5⃣ انتخاب طبیعی (natural selection): عامل کلیدی که به عقیده داروین مهم ترین عامل تغییرات بود. امروزه نیز هم در تلفیق مدرن و هم گسترش یافته این مکانیسم لحاظ شده است.
🔹با شناخت بدنه پارادایم داروینی، اکنون می توانیم بدانیم نئو داروینیسم چیست. چارلز داروین در کنار کار خود در زیست شناسی تکاملی، در وراثت نیز نظریه پردازی کرده بود. داروین معتقد بود انتخاب روی تنوع اعمال می شود، و برای توجیه این تنوع وی معتقد به نوعی وراثت به نام پان ژنز (Pangenesis) بود که توارث ویژگی های اکتسابی را می پذیرفت.
✳️ ادامه در قسمت بعد...
✳️ ادامه قسمت قبل
◀آگوست وایزمن (August Weismann) از جمله تکامل گرایان بزرگ پس از داروین، با بررسی های خود نشان داد که وراثت تنها از راه سلول های جنسی ممکن است؛ یافته ای که پان ژنز را طرد می کرد. جالب این جاست که آلفرد راسل دوست نزدیک داروین که در ارائه و تثبیت نظریه انتخاب طبیعی با وی همکاری داشت، و اغلب داروینیست های دیگر نظر وایزمن را در مورد وراثت پذیرفتند و پان ژنز را کنار گذاشتند (مایر، 2004).
🔸جرج جان رمانس، زیست شناس تکاملی، در کتاب خود (1894) پارادایم داروینی را که پان ژنز از آن حذف شده بود، نئو داروینیسم نامید. بسیاری از مورخان به اشتباه نئو داروینیسم را 🔹همان تلفیق مدرن دانسته اند، در حالی که از نظر تاریخی این یک اشتباه فاحش است: واژه نئو داروینیسم حدود نیم قرن قبل از تلفیق به کار رفت. متاسفانه دنیس نوبل به همین اشتباه بزرگ دچار شده است: وی نئو داروینیسم را به اشتباه مترادف تلفیق مدرن می داند و چون معتقد است تلفیق گسترش یافته جایگزین تلفیق مدرن شده است، نئو داروینیسم را مردود اعلام می کند!
"The ‘Modern Synthesis’ (Neo-Darwinism) is a mid-20th century gene-centric view of evolution..."
"I will show that all the central assumptions of the Modern Synthesis (often also called Neo-Darwinism) have been disproved..."
⤴️ مشاهده می کنید که نوبل این دو واژه را کاملا خلط کرده است. خلقت گرایان نیز از این اشتباه حداکثر استفاده را برده اند. با توجه به تعریف ما از پارادایم داروینی، تلفیق گسترش یافته خود جزئی از این پارادایم است.
🔹اما اشتباه بزرگتر وی در مورد ژن محوری است:
"gene-centric view of evolution, based on random mutations..."
"Following the gene-centric view of the Modern Synthesis..."
"Gene-centred view of natural selection..."
🔸گویا نوبل گمان می کند تلفیق مدرن دیدی کاملا ژن محورانه نسبت به تکامل دارد در حالی که این طور نیست. نگاه به واحد انتخاب و سطح انتخاب، همواره مسئله ای اختلافی بوده است. تنی چند از مفسران نامی تلفیق مدرن از مایر (Mayr, 1997) و گولد (Gould, 1997) گرفته تا الیوت سابر ژنتیک دان (Sober, 1984)، همگی از منتقدان سرسخت ژن محوری بودند؛ گرچه بر خلاف عمده طبیعی دانان، برخی ژنتیک دانان ژن محوری را ترجیح می دهند، اما این بدان معنا نیست که تلفیق مدرن چنین دیدگاهی را ایجاب می کند. اعتقاد این افراد به انتخاب فرد به جای ژن و وقوع انتخاب سطوح مختلف و نه فقط ژن، این ادعای عجیب نوبل را به چالش می کشد.
🔹اکنون از موضوع اندیشه تکاملی فاصله گرفته به بررسی ادعا های نوبل می پردازیم. آیا جهش ها واقعا تصادفی نیستند؟ ابتدا ببینیم منظور وی از تصادفی بودن جهش ها چیست؟
"Shapiro gives large numbers of references on the non-random nature of mutations... The evidence is that both the speed and the location of genome change can be influenced functionally. Changes in the speed of change are well known already from the way in which genome change occurs in immunological processes.
🔹وی با ارجاع به شاپیرو می گوید: شاپیرو تعداد زیادی از اسناد طبیعت غیر تصادفی جهش ها را ارائه کرده است... شواهد شامل سرعت و مکان تغییر ژنوم است که می تواند روی عملکرد اثر بگذارد. تغییرات در سرعت تغییر اکنون به خوبی از راه [بررسی] تحولات درفرایند های ایمونولوژیکی شناخته شده است."
چنانچه که می بینید نوبل دلیل تصادفی نبودن جهش ها را تفاوت در سرعت و مکان تغییرات می داند، اما این تفاوت چه ارتباطی به تصادفی بودن جهش ها دارد؟ مسلما آثاری که جهش ها بر جای می گذارند (اگر خنثی نباشند) شایستگی را تحت تاثیر قرار می دهد و نتیجه عدم یکنواختی سرعت تغییرات در مکان های مختلف ژنوم در طول زمان خواهد بود. اما این چه ارتباطی به تصادفی بودن جهش دارد؟مگر تصادفی بودن جهش ها به معنای این است که سرعت وقوع تغییرات در ژن ها تفاوتی ندارد؟ به هیچ وجه، تصادفی بودن در کاربرد علمی را به این صورت می توان تعریف کرد:
"فرایندی را تصادفی می دانیم که علل فیزیکی در آن بتوانند به نتایج متعددی منجر شوند، و نتوانیم نتیجه در هر مورد خاص پیش بینی کنیم (Futuyma, 2005)."
🔸جهش ها چنین فرایندی هستند: ما هیچ الگویی برای پیش بینی رخ دادن آن ها نداریم. آن ها بدون توجه به اثری که می گذارند رخ می دهند (شخصاً از هر کسی که به وقوع تصادفی جهش ها باور ندارد خواهش می کنیم در اسرع وقت خودش را بدون محافظت در معرض پرتوی X قرار بدهد). جالب این جاست که نوبل نیز اشاره می کند:
the key question is not so much whether changes are truly random... but whether they are chance events from the viewpoint of function.
گویا این بخش از دید نگارنده داروین ستیز پنهان مانده است.
✳️ ادامه در قسمت بعد....
◀آگوست وایزمن (August Weismann) از جمله تکامل گرایان بزرگ پس از داروین، با بررسی های خود نشان داد که وراثت تنها از راه سلول های جنسی ممکن است؛ یافته ای که پان ژنز را طرد می کرد. جالب این جاست که آلفرد راسل دوست نزدیک داروین که در ارائه و تثبیت نظریه انتخاب طبیعی با وی همکاری داشت، و اغلب داروینیست های دیگر نظر وایزمن را در مورد وراثت پذیرفتند و پان ژنز را کنار گذاشتند (مایر، 2004).
🔸جرج جان رمانس، زیست شناس تکاملی، در کتاب خود (1894) پارادایم داروینی را که پان ژنز از آن حذف شده بود، نئو داروینیسم نامید. بسیاری از مورخان به اشتباه نئو داروینیسم را 🔹همان تلفیق مدرن دانسته اند، در حالی که از نظر تاریخی این یک اشتباه فاحش است: واژه نئو داروینیسم حدود نیم قرن قبل از تلفیق به کار رفت. متاسفانه دنیس نوبل به همین اشتباه بزرگ دچار شده است: وی نئو داروینیسم را به اشتباه مترادف تلفیق مدرن می داند و چون معتقد است تلفیق گسترش یافته جایگزین تلفیق مدرن شده است، نئو داروینیسم را مردود اعلام می کند!
"The ‘Modern Synthesis’ (Neo-Darwinism) is a mid-20th century gene-centric view of evolution..."
"I will show that all the central assumptions of the Modern Synthesis (often also called Neo-Darwinism) have been disproved..."
⤴️ مشاهده می کنید که نوبل این دو واژه را کاملا خلط کرده است. خلقت گرایان نیز از این اشتباه حداکثر استفاده را برده اند. با توجه به تعریف ما از پارادایم داروینی، تلفیق گسترش یافته خود جزئی از این پارادایم است.
🔹اما اشتباه بزرگتر وی در مورد ژن محوری است:
"gene-centric view of evolution, based on random mutations..."
"Following the gene-centric view of the Modern Synthesis..."
"Gene-centred view of natural selection..."
🔸گویا نوبل گمان می کند تلفیق مدرن دیدی کاملا ژن محورانه نسبت به تکامل دارد در حالی که این طور نیست. نگاه به واحد انتخاب و سطح انتخاب، همواره مسئله ای اختلافی بوده است. تنی چند از مفسران نامی تلفیق مدرن از مایر (Mayr, 1997) و گولد (Gould, 1997) گرفته تا الیوت سابر ژنتیک دان (Sober, 1984)، همگی از منتقدان سرسخت ژن محوری بودند؛ گرچه بر خلاف عمده طبیعی دانان، برخی ژنتیک دانان ژن محوری را ترجیح می دهند، اما این بدان معنا نیست که تلفیق مدرن چنین دیدگاهی را ایجاب می کند. اعتقاد این افراد به انتخاب فرد به جای ژن و وقوع انتخاب سطوح مختلف و نه فقط ژن، این ادعای عجیب نوبل را به چالش می کشد.
🔹اکنون از موضوع اندیشه تکاملی فاصله گرفته به بررسی ادعا های نوبل می پردازیم. آیا جهش ها واقعا تصادفی نیستند؟ ابتدا ببینیم منظور وی از تصادفی بودن جهش ها چیست؟
"Shapiro gives large numbers of references on the non-random nature of mutations... The evidence is that both the speed and the location of genome change can be influenced functionally. Changes in the speed of change are well known already from the way in which genome change occurs in immunological processes.
🔹وی با ارجاع به شاپیرو می گوید: شاپیرو تعداد زیادی از اسناد طبیعت غیر تصادفی جهش ها را ارائه کرده است... شواهد شامل سرعت و مکان تغییر ژنوم است که می تواند روی عملکرد اثر بگذارد. تغییرات در سرعت تغییر اکنون به خوبی از راه [بررسی] تحولات درفرایند های ایمونولوژیکی شناخته شده است."
چنانچه که می بینید نوبل دلیل تصادفی نبودن جهش ها را تفاوت در سرعت و مکان تغییرات می داند، اما این تفاوت چه ارتباطی به تصادفی بودن جهش ها دارد؟ مسلما آثاری که جهش ها بر جای می گذارند (اگر خنثی نباشند) شایستگی را تحت تاثیر قرار می دهد و نتیجه عدم یکنواختی سرعت تغییرات در مکان های مختلف ژنوم در طول زمان خواهد بود. اما این چه ارتباطی به تصادفی بودن جهش دارد؟مگر تصادفی بودن جهش ها به معنای این است که سرعت وقوع تغییرات در ژن ها تفاوتی ندارد؟ به هیچ وجه، تصادفی بودن در کاربرد علمی را به این صورت می توان تعریف کرد:
"فرایندی را تصادفی می دانیم که علل فیزیکی در آن بتوانند به نتایج متعددی منجر شوند، و نتوانیم نتیجه در هر مورد خاص پیش بینی کنیم (Futuyma, 2005)."
🔸جهش ها چنین فرایندی هستند: ما هیچ الگویی برای پیش بینی رخ دادن آن ها نداریم. آن ها بدون توجه به اثری که می گذارند رخ می دهند (شخصاً از هر کسی که به وقوع تصادفی جهش ها باور ندارد خواهش می کنیم در اسرع وقت خودش را بدون محافظت در معرض پرتوی X قرار بدهد). جالب این جاست که نوبل نیز اشاره می کند:
the key question is not so much whether changes are truly random... but whether they are chance events from the viewpoint of function.
گویا این بخش از دید نگارنده داروین ستیز پنهان مانده است.
✳️ ادامه در قسمت بعد....
✳️ ادامه قسمت قبل
◀️ نگارنده ادامه می دهد:
2⃣ تمام مطالعات دقیق دربارهی جهشها(جهش زایی) نشان دهندهی الگوهای غیر تصادفی و معنیدار برای تغییرات است.
3⃣ تمام ارکانهای اصلی نئوداروینیسم رد شده است."
◀️ در بالا ادعای مذکور تفصیلا بررسی شد. اما جالب این جاست که نگارنده می گوید "تمام مطالعات درباره جهش زایی" در حالی که هم نوبل و هم (Shapiro, 2011) که مرجع نوبل است نه درباره جهش زایی که درباره الگوی تغییرات ژنومی سخن گفته اند. پیشتر گفتیم که مشخصا انتخاب به تغییرات شکل می دهد و بدیهی است که شاهد چنین الگو های غیرتصادفی باشیم و اصلا تکامل به همین معناست!
"دقت کنید که این مطالب را خوده ژورنال فیزیولوژی تایید و منتشر کرده است. اساس تفکر خداناباوران جهشهای تصادفی و تغییرات تدریجی است، اما اکنون مشخص شده که نه جهشها تصادفی هستند و نه تغییرات تدریجی هستند."
🔹اولا انتشار یک مقاله به معنای این نیست که منتشر کننده آن را حمایت می کند. پیشتر درباره اثر دانینگ- کروگر مطلبی در وبلاگ [علم و زندگی] منتشر شد؛ همان طور که مشاهده شد، مقاله کریوگر و مولر در مخالفت با دانینگ و کروگر، در همان نشریه ای منتشر شد که مقاله دانینگ و کروگر در آن منتشر شده بود!
🔸سوم، منظور نوبل از تدریجی نبودن تغییرات واقعا چیست؟ وی به پدیده هایی مانند تحرک قطعات ژنومی (کشف خانم باربارا مک کلینتون) و انتقال عرضی ژن اشاره می کند. اما آیا واقعا این تغییرات تحول تدریجی را به چالش می کشند؟ ابداً. هر دو نوع الگوی گونه زایی آناژنز و کلادوژنز، با هم موجب پیدایش تنوع زیستی در دنیای کنونی شده اند. شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آناژنز مصداقی از تحول تدریجی است و کلادوژنز خیر، اما در واقع این طور نیست. منظور از تحول تدریجی در برابر تحول پرشی (saltation) است. بدین معنا که گونه زایی در یک نسل به طور پرشی رخ نمی دهد نه این که تحولات آهسته و پیوسته اند (Mayr, 1991) [لازم است یادآور شد که ایزوله شدن می تواند در یک نسل رخ دهد اما برای تغییر چهره گونه یک نسل تغییر کافی نیست]. شاید خالی از لطف نباشد که جملاتی از داروین را درباره تحول تدریجی نقل کنیم:
"محتمل است که دوره هایی که در آن هر گونه متحمل تغییرات می شوند، با وجود آن که طولانی و چندین ساله باشند، در مقایسه با دوره هایی که بدون تغییر می مانند کوتاه باشد (Darwin, 1872)."
🔹از طرف تبادلات ژنی که نوبل از آن ها یاد می کند، در تلفیق مدرن نیز لحاظ شده اند. در مورد انتقال عرضی ژن، حتی مایر در (مایر، 2004) برای تعریف گونه به آن اشاره داشته است. اما هیچ یک از این موارد قادر به تغییر چهره یک گونه در یک نسل نیستند. تعجب آور است که نوبل تا این حد با بی دقتی از واژه ها استفاده می کند؛ گویا تحول تدریجی را بدین معنا در نظر دارد که همه تغییرات باید در زمانی طولانی مدت رخ بدهند.
✳️ ادامه در قسمت بعد....
◀️ نگارنده ادامه می دهد:
2⃣ تمام مطالعات دقیق دربارهی جهشها(جهش زایی) نشان دهندهی الگوهای غیر تصادفی و معنیدار برای تغییرات است.
3⃣ تمام ارکانهای اصلی نئوداروینیسم رد شده است."
◀️ در بالا ادعای مذکور تفصیلا بررسی شد. اما جالب این جاست که نگارنده می گوید "تمام مطالعات درباره جهش زایی" در حالی که هم نوبل و هم (Shapiro, 2011) که مرجع نوبل است نه درباره جهش زایی که درباره الگوی تغییرات ژنومی سخن گفته اند. پیشتر گفتیم که مشخصا انتخاب به تغییرات شکل می دهد و بدیهی است که شاهد چنین الگو های غیرتصادفی باشیم و اصلا تکامل به همین معناست!
"دقت کنید که این مطالب را خوده ژورنال فیزیولوژی تایید و منتشر کرده است. اساس تفکر خداناباوران جهشهای تصادفی و تغییرات تدریجی است، اما اکنون مشخص شده که نه جهشها تصادفی هستند و نه تغییرات تدریجی هستند."
🔹اولا انتشار یک مقاله به معنای این نیست که منتشر کننده آن را حمایت می کند. پیشتر درباره اثر دانینگ- کروگر مطلبی در وبلاگ [علم و زندگی] منتشر شد؛ همان طور که مشاهده شد، مقاله کریوگر و مولر در مخالفت با دانینگ و کروگر، در همان نشریه ای منتشر شد که مقاله دانینگ و کروگر در آن منتشر شده بود!
🔸سوم، منظور نوبل از تدریجی نبودن تغییرات واقعا چیست؟ وی به پدیده هایی مانند تحرک قطعات ژنومی (کشف خانم باربارا مک کلینتون) و انتقال عرضی ژن اشاره می کند. اما آیا واقعا این تغییرات تحول تدریجی را به چالش می کشند؟ ابداً. هر دو نوع الگوی گونه زایی آناژنز و کلادوژنز، با هم موجب پیدایش تنوع زیستی در دنیای کنونی شده اند. شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آناژنز مصداقی از تحول تدریجی است و کلادوژنز خیر، اما در واقع این طور نیست. منظور از تحول تدریجی در برابر تحول پرشی (saltation) است. بدین معنا که گونه زایی در یک نسل به طور پرشی رخ نمی دهد نه این که تحولات آهسته و پیوسته اند (Mayr, 1991) [لازم است یادآور شد که ایزوله شدن می تواند در یک نسل رخ دهد اما برای تغییر چهره گونه یک نسل تغییر کافی نیست]. شاید خالی از لطف نباشد که جملاتی از داروین را درباره تحول تدریجی نقل کنیم:
"محتمل است که دوره هایی که در آن هر گونه متحمل تغییرات می شوند، با وجود آن که طولانی و چندین ساله باشند، در مقایسه با دوره هایی که بدون تغییر می مانند کوتاه باشد (Darwin, 1872)."
🔹از طرف تبادلات ژنی که نوبل از آن ها یاد می کند، در تلفیق مدرن نیز لحاظ شده اند. در مورد انتقال عرضی ژن، حتی مایر در (مایر، 2004) برای تعریف گونه به آن اشاره داشته است. اما هیچ یک از این موارد قادر به تغییر چهره یک گونه در یک نسل نیستند. تعجب آور است که نوبل تا این حد با بی دقتی از واژه ها استفاده می کند؛ گویا تحول تدریجی را بدین معنا در نظر دارد که همه تغییرات باید در زمانی طولانی مدت رخ بدهند.
✳️ ادامه در قسمت بعد....
◀نگارنده ادامه می دهد:
"مطمئنا در ماههای اخیر خبرا مبنی بر اینکه در آخرین جلسهی آکادمی علمی بریتانیا(2016) ناکارآمدی داروینیسم مورد بررسی قرار گرفت را شنیدهاید. بعد از انتشار این خبرها ایرانیان شکست خوردهی پیرو داروینیسم برای جلوگیری از رسوایی بیشتر به تکاپو افتادند که این شکست را از هر راهی که شده توجیه کنند. از جمله اعلام کردند که در جلسهی اخیر آکادمی علمی بریتانیا فقط در مورد کشفیات جدید زیستشناسی و آپدیت شدن فرگشت بحث شده و فرگشت قرار است آپدیت شود. باید از این پیروان شکست خوردهی داروینیسم پرسید که آیا قرار است فرگشت آپدیت شود و یا قرار است داروینیسم نابود شود؟ "
‼️مهارت نگارنده در غوغا کردن مثال زدنی است.‼️
"پیروان شکست خورده داروینیسم"؟ به چه علت شکست خورده؟ به دلیل چند جلسه در بازبینی تکامل؟ با بررسی نوشته های دیگر همین نگارنده به خبر فوق می رسیم. خبری از چیزی به نام آکادمی علمی بریتانیا نیست. جلسات مذکور با حضور جمعی از زیست شناسان برجسته بریتانیایی از جمله نوبل، در انجمن سلطنتی که یک مرکز علمی است، برگزار شده است. اما موضوع جلسه در ابتدای خود متن آمده است:
"Developments in evolutionary biology and adjacent fields have produced calls for revision of the standard theory of evolution, although the issues involved remain hotly contested.
◀️ پیشرفت ها در زیست شناسی تکاملی و رشته های مشابه صدا هایی برای بازبینی نظریه متعارف تکامل به پا کرده است، در حالی که مباحث مرتبط به نحو داغی مورد بحث مانده اند."
🔹چگونه نگارنده از این جلسات تعبیر به ناکار آمدی پارادایم داروینی می کند؟! در حالی که موضوع جلسه بحث پیرامون نیاز به تجدید نظر است؟ به متون زیر برگرفته از سخنرانی های دانشمندان تکامل گرا در همین جلسات توجه کنید تا متوجه محتوای بحث بشوید:
"Prof. Denis Noble: Evolution involves interaction between several processes at multiple levels, as Charles Darwin also believed...
پروفسور دنیس نوبل: تکامل تعامل میان فرایند های متعددی در سطوح چندگانه [از مولکول تا گروه- مترجم] را شامل می شود، چنانچه که داروین نیز بدان باور داشت..."
"Prof. Russell Lande: The theory of evolution of phenotypic plasticity is an important extension to neo-Darwinism, but does not necessitate a major revision of its foundations. The same conclusion applies to epigenetic mechanisms including interactions between genes or tissues in development, and to transgenerational phenotypic effects such as somatic inheritance, maternal effects and DNA methylation...
پروفسور راسل لیند: نظریه تکامل انعطاف فنوتیپی [تغییر فنوتیپی در پاسخ به تغییرات محیط در برخی جانداران متداول است. این پدیده را انعطاف فنوتیپی می نامند- مترجم] یک گسترش مهم در نئو داروینیسم است اما تجدید نظری اساسی را در بنیاد های آن ایجاب نمی کند. در مورد مکانیسم های اپی ژنتیکی شامل تعامل بافت ها و ژن ها طی تکوین، و نیز در مورد اثرات فنوتیپی وراثتی مانند وراثت پیکری [مربوط به سلول های غیر جنسی و پیکری- مترجم]، اثر مادری [احتمالا منظور نقش پذیری ژنومی است- مترجم] و متیلاسیون DNA، چنین نتیجه ای برقرار است..."
"Prof. Tobias Uller: I will suggest that this perspective helps to clarify how different mechanisms of inheritance contributes to evolution...
"پروفسور تابیاس یولر: (پس از توضیح درباره تغییر تعریف علمی وراثت) من پیشنهاد خواهم کرد که این منظر [از وراثت] به روشن شدن تفاوت ارتباط هر یک از مکانیسم های توارث با فرگشت کمک می کند..."
"Prof. John Dupré: While evolution is of course a process, it is often implicitly supposed that the entities that evolve or that constitute the evolutionary process, whether genes, organisms, populations, or whatever, are kinds of things... I argue that these too are better seen as processes...
"پروفسور جان دوپرو: با این که قطعاً فرگشت یک فرایند است، اغلب فرض می شود که موجودات تکامل می یابند یا در فرایند تکاملی تشکیل می شوند، چه ژن باشند، چه جاندار، چه جمعیت یا هر چیز دیگری از این نوع... درباره این که بسیار بهتر است به عنوان فرایند به این ها نگریسته شود، بحث خواهم کرد..."
پروفسور ایوا جابلونکا: با در نظر گرفتن پیامد های تکاملی فراوان توارث اپی ژنتیک به گسترشی در تلفیق تکاملی، ورای مدل نئو داروینیستی کنونی نیاز است..."
🔸از این دست اظهارات در متن فوق زیاد است اما خبری از "ناکار آمدی" مبانی پارادایم داروینی یا حتی حذف نظریه تکامل نیست.
✳️ ادامه در قسمت بعد...
"مطمئنا در ماههای اخیر خبرا مبنی بر اینکه در آخرین جلسهی آکادمی علمی بریتانیا(2016) ناکارآمدی داروینیسم مورد بررسی قرار گرفت را شنیدهاید. بعد از انتشار این خبرها ایرانیان شکست خوردهی پیرو داروینیسم برای جلوگیری از رسوایی بیشتر به تکاپو افتادند که این شکست را از هر راهی که شده توجیه کنند. از جمله اعلام کردند که در جلسهی اخیر آکادمی علمی بریتانیا فقط در مورد کشفیات جدید زیستشناسی و آپدیت شدن فرگشت بحث شده و فرگشت قرار است آپدیت شود. باید از این پیروان شکست خوردهی داروینیسم پرسید که آیا قرار است فرگشت آپدیت شود و یا قرار است داروینیسم نابود شود؟ "
‼️مهارت نگارنده در غوغا کردن مثال زدنی است.‼️
"پیروان شکست خورده داروینیسم"؟ به چه علت شکست خورده؟ به دلیل چند جلسه در بازبینی تکامل؟ با بررسی نوشته های دیگر همین نگارنده به خبر فوق می رسیم. خبری از چیزی به نام آکادمی علمی بریتانیا نیست. جلسات مذکور با حضور جمعی از زیست شناسان برجسته بریتانیایی از جمله نوبل، در انجمن سلطنتی که یک مرکز علمی است، برگزار شده است. اما موضوع جلسه در ابتدای خود متن آمده است:
"Developments in evolutionary biology and adjacent fields have produced calls for revision of the standard theory of evolution, although the issues involved remain hotly contested.
◀️ پیشرفت ها در زیست شناسی تکاملی و رشته های مشابه صدا هایی برای بازبینی نظریه متعارف تکامل به پا کرده است، در حالی که مباحث مرتبط به نحو داغی مورد بحث مانده اند."
🔹چگونه نگارنده از این جلسات تعبیر به ناکار آمدی پارادایم داروینی می کند؟! در حالی که موضوع جلسه بحث پیرامون نیاز به تجدید نظر است؟ به متون زیر برگرفته از سخنرانی های دانشمندان تکامل گرا در همین جلسات توجه کنید تا متوجه محتوای بحث بشوید:
"Prof. Denis Noble: Evolution involves interaction between several processes at multiple levels, as Charles Darwin also believed...
پروفسور دنیس نوبل: تکامل تعامل میان فرایند های متعددی در سطوح چندگانه [از مولکول تا گروه- مترجم] را شامل می شود، چنانچه که داروین نیز بدان باور داشت..."
"Prof. Russell Lande: The theory of evolution of phenotypic plasticity is an important extension to neo-Darwinism, but does not necessitate a major revision of its foundations. The same conclusion applies to epigenetic mechanisms including interactions between genes or tissues in development, and to transgenerational phenotypic effects such as somatic inheritance, maternal effects and DNA methylation...
پروفسور راسل لیند: نظریه تکامل انعطاف فنوتیپی [تغییر فنوتیپی در پاسخ به تغییرات محیط در برخی جانداران متداول است. این پدیده را انعطاف فنوتیپی می نامند- مترجم] یک گسترش مهم در نئو داروینیسم است اما تجدید نظری اساسی را در بنیاد های آن ایجاب نمی کند. در مورد مکانیسم های اپی ژنتیکی شامل تعامل بافت ها و ژن ها طی تکوین، و نیز در مورد اثرات فنوتیپی وراثتی مانند وراثت پیکری [مربوط به سلول های غیر جنسی و پیکری- مترجم]، اثر مادری [احتمالا منظور نقش پذیری ژنومی است- مترجم] و متیلاسیون DNA، چنین نتیجه ای برقرار است..."
"Prof. Tobias Uller: I will suggest that this perspective helps to clarify how different mechanisms of inheritance contributes to evolution...
"پروفسور تابیاس یولر: (پس از توضیح درباره تغییر تعریف علمی وراثت) من پیشنهاد خواهم کرد که این منظر [از وراثت] به روشن شدن تفاوت ارتباط هر یک از مکانیسم های توارث با فرگشت کمک می کند..."
"Prof. John Dupré: While evolution is of course a process, it is often implicitly supposed that the entities that evolve or that constitute the evolutionary process, whether genes, organisms, populations, or whatever, are kinds of things... I argue that these too are better seen as processes...
"پروفسور جان دوپرو: با این که قطعاً فرگشت یک فرایند است، اغلب فرض می شود که موجودات تکامل می یابند یا در فرایند تکاملی تشکیل می شوند، چه ژن باشند، چه جاندار، چه جمعیت یا هر چیز دیگری از این نوع... درباره این که بسیار بهتر است به عنوان فرایند به این ها نگریسته شود، بحث خواهم کرد..."
پروفسور ایوا جابلونکا: با در نظر گرفتن پیامد های تکاملی فراوان توارث اپی ژنتیک به گسترشی در تلفیق تکاملی، ورای مدل نئو داروینیستی کنونی نیاز است..."
🔸از این دست اظهارات در متن فوق زیاد است اما خبری از "ناکار آمدی" مبانی پارادایم داروینی یا حتی حذف نظریه تکامل نیست.
✳️ ادامه در قسمت بعد...
🔹نگارنده به طور کامل تبلیغات همه جانبه ای علیه داروینیسم به کار گرفته بی آن که از اصول پایه فرگشت باخبر باشد:
"به عبارت دیگر پیروان داروینیسم ادعا میکردند که گونههای مختلف جانداران از طریق جهشهای تصادفی که در DNA رخ میدهند شکل گرفتهاند..."
◀️ حتی یک داروینیست در طول تاریخ علم چنین ادعایی نداشته است بلکه دقیقا چنین ادعایی در تضاد با تحول تدریجی است. تحول تدریجی مخالف وقوع گونه زایی جهشی در یک نسل است. چنین ادعا هایی متعلق به تکامل گرایان پرشی بود که پیش از تلفیق مدرن به حاشیه رانده شدند.
"به طور خلاصه ادعا میشد آن چیزی که به نسلهای بعد منتقل میشود و عامل اصلی شکلگیری گونههای مختلف جانداران است, فقط و فقط جهشهای تصادفی است که از طریق انتخاب طبیعی به نسلهای بعد منتقل میشود..."
◀️ به راستی کدام داروینیست جهش ها را تنها مکانیسم دخیل در گونه زایی دانسته است؟ یا کدام یک اظهار کرده اند که انتخاب طبیعی باعث توارث جهش ها می شود؟
"اما اکنون مشخص شده است که اولا جهشهایی که قبلا تصادفی نامیده میشدند, در واقع تصادفی نیستند و دوما این جهشها تنها چیزی نیستند که به نسلهای بعد منتقل میشوند بلکه عوامل بسیار زیاد و مهمتر دیگری در شکل گیری DNA و گونههای مختلف جانداران نقش دارند..."
◀️ درباره این که آیا جهش ها تصادفی اند بحث شد. و منظور از عوامل دخیل دیگر در شکل گیری DNA چیست؟ اگر منظور توارث اپی ژنتیک است، ابدا ارتباطی با توالی مولکول DNA ندارد. و در ضمن چه کسی جهش را تنها مکانیسم تکاملی دانسته است؟
"به طوری که این جهشها به حاشیه رفته و تاثیر چندانی در شکل گیری گونههای مختلف جانداران ندارند(از جمله اپیژنتیک و انتقال افقی DNA و... که این جهشها را به طور کامل به حاشیه میبرند)... به عبارت دیگر اکنون مشخص شده است که نه تنها جهشهای تصادفی همهی گونههای مختلف جانداران را به وجود نیاورده, بلکه اصلا جهشهای تصادفی و انتخاب طبیعی(نئوداروینیسم) در حاشیه هستند و تاثیر چندانی در شکلگیری گونههای مختلف جاندران ندارند و جالبتر اینکه این جهشها دارای الگوی غیر تصادفی هستند. به همین دلیل در جلسهی اخیر آکادمی علمی بریتانیا نا کارآمدی داروینیسم(جهشهای تصادفی و انتخاب طبیعی) بررسی شد."
◀️ کدام یک از دو منبع ارائه شده توسط نگارنده این ادعا ها را مطرح کرده بود؟ نویسنده بر چه اساسی معتقد است جهش ها در حاشیه قرار گرفته اند؟!
✳️ در نهایت یاد آور می شویم جایگاه نوبل در زیست شناسی سیستم ها و فیزیولوژی انکار نشده و جای دارد جمله جری کوین (Jerry Coyne) را در وصف اشتباهات نوبل اظهار کنیم:
"However famous Noble may be in physiology, he’s a blundering tyro when it comes to evolutionary biology..."
✳️ فهرست منابع در قسمت بعد...
"به عبارت دیگر پیروان داروینیسم ادعا میکردند که گونههای مختلف جانداران از طریق جهشهای تصادفی که در DNA رخ میدهند شکل گرفتهاند..."
◀️ حتی یک داروینیست در طول تاریخ علم چنین ادعایی نداشته است بلکه دقیقا چنین ادعایی در تضاد با تحول تدریجی است. تحول تدریجی مخالف وقوع گونه زایی جهشی در یک نسل است. چنین ادعا هایی متعلق به تکامل گرایان پرشی بود که پیش از تلفیق مدرن به حاشیه رانده شدند.
"به طور خلاصه ادعا میشد آن چیزی که به نسلهای بعد منتقل میشود و عامل اصلی شکلگیری گونههای مختلف جانداران است, فقط و فقط جهشهای تصادفی است که از طریق انتخاب طبیعی به نسلهای بعد منتقل میشود..."
◀️ به راستی کدام داروینیست جهش ها را تنها مکانیسم دخیل در گونه زایی دانسته است؟ یا کدام یک اظهار کرده اند که انتخاب طبیعی باعث توارث جهش ها می شود؟
"اما اکنون مشخص شده است که اولا جهشهایی که قبلا تصادفی نامیده میشدند, در واقع تصادفی نیستند و دوما این جهشها تنها چیزی نیستند که به نسلهای بعد منتقل میشوند بلکه عوامل بسیار زیاد و مهمتر دیگری در شکل گیری DNA و گونههای مختلف جانداران نقش دارند..."
◀️ درباره این که آیا جهش ها تصادفی اند بحث شد. و منظور از عوامل دخیل دیگر در شکل گیری DNA چیست؟ اگر منظور توارث اپی ژنتیک است، ابدا ارتباطی با توالی مولکول DNA ندارد. و در ضمن چه کسی جهش را تنها مکانیسم تکاملی دانسته است؟
"به طوری که این جهشها به حاشیه رفته و تاثیر چندانی در شکل گیری گونههای مختلف جانداران ندارند(از جمله اپیژنتیک و انتقال افقی DNA و... که این جهشها را به طور کامل به حاشیه میبرند)... به عبارت دیگر اکنون مشخص شده است که نه تنها جهشهای تصادفی همهی گونههای مختلف جانداران را به وجود نیاورده, بلکه اصلا جهشهای تصادفی و انتخاب طبیعی(نئوداروینیسم) در حاشیه هستند و تاثیر چندانی در شکلگیری گونههای مختلف جاندران ندارند و جالبتر اینکه این جهشها دارای الگوی غیر تصادفی هستند. به همین دلیل در جلسهی اخیر آکادمی علمی بریتانیا نا کارآمدی داروینیسم(جهشهای تصادفی و انتخاب طبیعی) بررسی شد."
◀️ کدام یک از دو منبع ارائه شده توسط نگارنده این ادعا ها را مطرح کرده بود؟ نویسنده بر چه اساسی معتقد است جهش ها در حاشیه قرار گرفته اند؟!
✳️ در نهایت یاد آور می شویم جایگاه نوبل در زیست شناسی سیستم ها و فیزیولوژی انکار نشده و جای دارد جمله جری کوین (Jerry Coyne) را در وصف اشتباهات نوبل اظهار کنیم:
"However famous Noble may be in physiology, he’s a blundering tyro when it comes to evolutionary biology..."
✳️ فهرست منابع در قسمت بعد...
✅ منابع مورد استفاده:
Darwin, C.R. 1859, On the origin of the species by means of natural selection, sixth edition 1872, p 313.
Futuyma, D.J. 2005, "Evolution", Cumberland, MA: Sinauer (نقل از دانشنامه فلسفه استانفورد).
Gallup, G.H. 1982, The Gallup poll: public opinion 1982.
Gallup, G.H. 1993, The Gallup poll: public opinion 1993
آمار یاد شده در کتاب های فوق از این جا نقل شده اند:
سوکال، آلن و بریکمون، ژان، چرندیات پست مدرن، ترجمه عرفان ثابتی، 1384، تهران، نشر ققنوس.)
Gould, S.J. 1997, Darwinian fundamentalism, New York review of book.
Mayr, E. 1991, One long argument: Charles Darwin and the genesis of modern evolutionary thought, Harvard University Press (ویژگی های پارادایم در این جا ذکر شده اند).
Mayr, E. 1997, The objects of selection, The National Academy of Sciences of the USA.
مایر، ارنست، 2004، چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد؟ توضیحاتی درباره خودمختاری یک رشته علمی، ترجمه کاوه فیض اللهی، مشهد، نشر جهاد دانشگاهی، 1388. صفحات 103 تا 118 و 187.
Noble, D. 2013, Physiology is rocking the foundations of evolutionary biology, Experimental physiology.
Romanes, G.J. 1894, Darwin and after Darwin: an exposition of the Darwinian theory and a discussion of post- Darwinian questions, Chicago: Open court publishing.
Shapiro, J.A. 2011, Evolution: a View from the 21st Century . Pearson Education Inc., Upper Saddle River , NJ , USA
Sober, E. 1984, The nature of selection: evolutionary theory in philosophical focus, Cambridge, MIT press.
Wei, C.A., Beardsley, P.M., Labov J.B. 2012, Evolution education across the life sciences, CBE life sciences education.
✅ تمامی قسمت های این مقاله برگرفته از وبلاگ زندگی و علم:
http://sciencelife.blog.ir/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Darwin, C.R. 1859, On the origin of the species by means of natural selection, sixth edition 1872, p 313.
Futuyma, D.J. 2005, "Evolution", Cumberland, MA: Sinauer (نقل از دانشنامه فلسفه استانفورد).
Gallup, G.H. 1982, The Gallup poll: public opinion 1982.
Gallup, G.H. 1993, The Gallup poll: public opinion 1993
آمار یاد شده در کتاب های فوق از این جا نقل شده اند:
سوکال، آلن و بریکمون، ژان، چرندیات پست مدرن، ترجمه عرفان ثابتی، 1384، تهران، نشر ققنوس.)
Gould, S.J. 1997, Darwinian fundamentalism, New York review of book.
Mayr, E. 1991, One long argument: Charles Darwin and the genesis of modern evolutionary thought, Harvard University Press (ویژگی های پارادایم در این جا ذکر شده اند).
Mayr, E. 1997, The objects of selection, The National Academy of Sciences of the USA.
مایر، ارنست، 2004، چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد؟ توضیحاتی درباره خودمختاری یک رشته علمی، ترجمه کاوه فیض اللهی، مشهد، نشر جهاد دانشگاهی، 1388. صفحات 103 تا 118 و 187.
Noble, D. 2013, Physiology is rocking the foundations of evolutionary biology, Experimental physiology.
Romanes, G.J. 1894, Darwin and after Darwin: an exposition of the Darwinian theory and a discussion of post- Darwinian questions, Chicago: Open court publishing.
Shapiro, J.A. 2011, Evolution: a View from the 21st Century . Pearson Education Inc., Upper Saddle River , NJ , USA
Sober, E. 1984, The nature of selection: evolutionary theory in philosophical focus, Cambridge, MIT press.
Wei, C.A., Beardsley, P.M., Labov J.B. 2012, Evolution education across the life sciences, CBE life sciences education.
✅ تمامی قسمت های این مقاله برگرفته از وبلاگ زندگی و علم:
http://sciencelife.blog.ir/
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
#کتاب_فرگشتی شماره هجده
◀️ فرگشت ۱۰۱
◀️ فرگشت چیست و چگونه کار میکند؟ فرگشت 101 پایههای الگوها و سازوکارهای فرگشت را عرضه میکند.
✳️ دانلود دو بخش اول👇
◀️ فرگشت ۱۰۱
◀️ فرگشت چیست و چگونه کار میکند؟ فرگشت 101 پایههای الگوها و سازوکارهای فرگشت را عرضه میکند.
✳️ دانلود دو بخش اول👇