Forwarded from دانش، آگاهی
فرگشت پیچیده اخلاقیات در انسان
https://goo.gl/zRNiVm
📙اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
📚هر چند این پرسش که چه چیز انسان را از سایر حیوانات متمایز میسازد یک جواب یکتا و مشخص ندارد، اما یک ویژگی برجسته انسانی بطور مشخص اخلاقیات است. چارلز داروین نیز در کتاب "تبار انسان" که در سال 1871 منتشر شد، اخلاقیات را مهمترین وجه تمایز انسان از سایر حیوانات عنوان کرد. استدلال داروین هم طبق انتظار قویاً بر مبنای فرگشت بیولوژیک و انتخاب طبیعی بود.
اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
آیالا اخلاق و رفتار اخلاقی را اینگونه تعریف میکند: اعمال شخصی که قبل از اقدام به انجام فعلی، از نتیجه اعمالش بر دیگران به نحو مشفقانه ای آگاه است و آنرا منظور میکند.
هرچند فیلسوفان و زیست شناسان مدتهاست که در خصوص مبدأ اخلاقیات و اینکه منشأ زیستی و یا اجتماعی دارد مباحثه میکنند، ولیکن آیالا استدلال میکند که اخلاقیات معلول هر دو عامل بیولوژی و اجتماع است.
او میگوید که اخلاقی بودن از دو مؤلفه تشکیل شده است: ظرفیت اخلاقی و قوانین اخلاقی که ما پیروی میکنیم. او پیشنهاد میکند که ظرفیت اخلاقی محصول فرگشت بیولوژیک و قوانین اخلاقی محصول تکامل فرهنگی میباشد.
آیالا در ادامه توضیح میدهد که ظرفیت اخلاقی خودش قابلیت تطبیق ندارد بلکه نتیجه جانبی توانایی بالای عقلانی است که تطبیق پذیر میباشد، بدین معنی که توانایی فکری بالا شانس زنده ماندن موجود را افزایش میدهد پس طی فرایند انتخاب طبیعی گسترش پیدا میکند.
آیالا سه شرائط لازم برای اینکه رفتار اخلاقی همگام با هوشمندی تکامل یافته باشد را اینگونه مشخص میکند:
- توانایی درک عواقب اعمال
- ارزیابی آن عواقب
- و انتخاب عمل بر مبنای آن ارزیابی
هر چند ظرفیت فکری و عقلانی در طول زمان بتدریج تکامل یافته است ولی او حدس میزند که شرائط لازم برای عملکرد اخلاقی تنها هنگامی بوجود آمدند که میزان هوشمندی از آستانه خاصی عبور کرد زیرا لازم بود که مغز بتواند برخی مفاهیم انتزاعی را شکل دهد.
آیالا پیشنهاد میکند که هنگامیکه اخلاقیات در مقام محصول جانبی هوشمندی بالا فرگشت یافتند، موجب شدند که انسانها با یکدیگر بیشتر همکاری کنند که مزایای بیشماری برای گروه های اجتماعی به همراه دارد و از این مرحله به بعد، اخلاقیات خود انطباق پذیر گشتند. (سازگاری و گسترش آنها از هوشمندی جدا گشت)
اگر اخلاقیات در انسانها آنگونه که آیالا پیشنهاد میکند تکامل یافته باشد، پس بسیار غیر محتمل است که رفتار اخلاقی به همین شکل در سایر موجودات ظهور کند زیرا پیش شرط های تعریف شده برای رفتار اخلاقی نیز بنظر میآید که منحصرا در انسان وجود داشته باشد.
آیالا میگوید: تمایزی که من در توصیف اخلاقیات بکار بردم (رفتار در مقابل هنجار) بطور عمده به سایر جنبه های متمایز انسان نیز قابل اطلاق است، همانند دین. ما دلواپس معنی و هدف زندگی میباشیم که از عواقب هوشمندی قابل تمجید ما است که با فرگشت بیولوژیک بدست آمده و به ما اجازه میدهد که از آینده آگاه باشیم و بدانیم که روزی خواهیم مرد. اما گوناگونی و تنوع ادیان محصول دگرگونش فرهنگی است و نه فرگشت بیولوژیک.
مراجع و جزئیات بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/64
مترجم : امیر رحمانی
https://goo.gl/zRNiVm
📙اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
📚هر چند این پرسش که چه چیز انسان را از سایر حیوانات متمایز میسازد یک جواب یکتا و مشخص ندارد، اما یک ویژگی برجسته انسانی بطور مشخص اخلاقیات است. چارلز داروین نیز در کتاب "تبار انسان" که در سال 1871 منتشر شد، اخلاقیات را مهمترین وجه تمایز انسان از سایر حیوانات عنوان کرد. استدلال داروین هم طبق انتظار قویاً بر مبنای فرگشت بیولوژیک و انتخاب طبیعی بود.
اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
آیالا اخلاق و رفتار اخلاقی را اینگونه تعریف میکند: اعمال شخصی که قبل از اقدام به انجام فعلی، از نتیجه اعمالش بر دیگران به نحو مشفقانه ای آگاه است و آنرا منظور میکند.
هرچند فیلسوفان و زیست شناسان مدتهاست که در خصوص مبدأ اخلاقیات و اینکه منشأ زیستی و یا اجتماعی دارد مباحثه میکنند، ولیکن آیالا استدلال میکند که اخلاقیات معلول هر دو عامل بیولوژی و اجتماع است.
او میگوید که اخلاقی بودن از دو مؤلفه تشکیل شده است: ظرفیت اخلاقی و قوانین اخلاقی که ما پیروی میکنیم. او پیشنهاد میکند که ظرفیت اخلاقی محصول فرگشت بیولوژیک و قوانین اخلاقی محصول تکامل فرهنگی میباشد.
آیالا در ادامه توضیح میدهد که ظرفیت اخلاقی خودش قابلیت تطبیق ندارد بلکه نتیجه جانبی توانایی بالای عقلانی است که تطبیق پذیر میباشد، بدین معنی که توانایی فکری بالا شانس زنده ماندن موجود را افزایش میدهد پس طی فرایند انتخاب طبیعی گسترش پیدا میکند.
آیالا سه شرائط لازم برای اینکه رفتار اخلاقی همگام با هوشمندی تکامل یافته باشد را اینگونه مشخص میکند:
- توانایی درک عواقب اعمال
- ارزیابی آن عواقب
- و انتخاب عمل بر مبنای آن ارزیابی
هر چند ظرفیت فکری و عقلانی در طول زمان بتدریج تکامل یافته است ولی او حدس میزند که شرائط لازم برای عملکرد اخلاقی تنها هنگامی بوجود آمدند که میزان هوشمندی از آستانه خاصی عبور کرد زیرا لازم بود که مغز بتواند برخی مفاهیم انتزاعی را شکل دهد.
آیالا پیشنهاد میکند که هنگامیکه اخلاقیات در مقام محصول جانبی هوشمندی بالا فرگشت یافتند، موجب شدند که انسانها با یکدیگر بیشتر همکاری کنند که مزایای بیشماری برای گروه های اجتماعی به همراه دارد و از این مرحله به بعد، اخلاقیات خود انطباق پذیر گشتند. (سازگاری و گسترش آنها از هوشمندی جدا گشت)
اگر اخلاقیات در انسانها آنگونه که آیالا پیشنهاد میکند تکامل یافته باشد، پس بسیار غیر محتمل است که رفتار اخلاقی به همین شکل در سایر موجودات ظهور کند زیرا پیش شرط های تعریف شده برای رفتار اخلاقی نیز بنظر میآید که منحصرا در انسان وجود داشته باشد.
آیالا میگوید: تمایزی که من در توصیف اخلاقیات بکار بردم (رفتار در مقابل هنجار) بطور عمده به سایر جنبه های متمایز انسان نیز قابل اطلاق است، همانند دین. ما دلواپس معنی و هدف زندگی میباشیم که از عواقب هوشمندی قابل تمجید ما است که با فرگشت بیولوژیک بدست آمده و به ما اجازه میدهد که از آینده آگاه باشیم و بدانیم که روزی خواهیم مرد. اما گوناگونی و تنوع ادیان محصول دگرگونش فرهنگی است و نه فرگشت بیولوژیک.
مراجع و جزئیات بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/64
مترجم : امیر رحمانی
فرگشت بزرگترین نمایش روی زمین و تنها بازی جاری در شهر است.
✅ ریچارد داوکینز
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ ریچارد داوکینز
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: نظریه طراحی هوشمند، بر مبنای علمی شکل گرفته است.
✅ پاسخ:
۱- گزاره هایی که در تئوری طراحی [هوشمند] به کار برده شده اند، [به درستی] تعریف نشده اند. واژه “طراحی”، در طراحی هوشمند شباهتی با معنی ای که به طور معمول شناخته شده است، ندارد. طراحی در شرایطی تعریف می شود که یک “عامل” چیزی را به طور “هدفمند” ترتیب می بخشد. اما چنین مفهومی هیچ جای فرایند مفهوم بخشی “طراحی” در “طراحی هوشمند” نمی آید.
دمبسکی طراحی را به گونه ای که نیست تعریف کرده و این نظریه به مباحثی از ابهامات مبدل شده است.
راه حل یک مسئله بایستی معرف پارامترهای آن مسئله باشد، وگرنه چیزی جز یک توضیح بی ربط نیست. هر نظریه ای درباره ی طراحی هم باید به روشی معرف “عامل” و “هدف” باشد، وگرنه به واقع درباره ی طراحی نخواهد بود.
تا کنون هیچ یک از نظریه پردازهای نظریه طراحی هوشمند، عامل یا هدف را در هیچ کدام از تلاش هایشان نگنجانده اند. و برخی هم به صراحت اذعان کرده اند که اینها قابل گنجاندن نیستند. (دمبسکی ۲۰۰۲، ۳۱۳)
بنابراین حتی اگر نظریه طراحی هوشمند قادر بود این طراحی را اثبات کند، عملاً چیز معنی داری نبود.
همچنین “پیچیدگی فرونکاستنی” نیز به عنوان یک موضوع علم شکست خورده است. زیرا یک برهان از روی ناباوری است. [و در پژوهش های مختلف علمی اشتباه بودن آن نشان داده شده است.]
۲- طراحی هوشمند یک طرح ذهنی و سابجکتیو است. حتی زمانی که دمبسکی از فرمول های پیچیده ی ریاضی بهره می گیرد، پیچیدگی خاصی که او در نظر گرفته زمانی قابل درک است که به طور اختصاصی یک مفهوم ذهنی خاص را معیار قرار دهیم.
دمبسکی اکنون از “پیچیدگی خاص واضح” در مقابل “پیچیدگی خاص واقعی” حرف می زند، در حالی که دومی به طراحی اشاره دارد. به هر صورت ناممکن است که بتوانیم بین این دو دیدگاه تمایز قائل شویم.
۳- طراحی هوشمند نتایجی را بیان می کند که مخالف عقل سلیم است. تار عنکبوت به وضوح استانداردهای “پیچیدگی خاص” را داراست که بیان می کند عنکبوت هوشمند است. ممکن است کسی در عوض ادعا کند که این پیچیدگی در عنکبوت و توانایی هایش طراحی شده است. اما در صورت چنین ادعایی، کسی هم ممکن است مدعی شود که طراح عنکبوت هوشمند نبوده اما طراحی به صورت هوشمند بوده، یا شاید این طراحِ طراح عنکبوت است که هوشمند بوده. پس چه عنکبوت ها هوشمند باشند، و چه نظریه طراحی هوشمند به یک خداگرایی خفیف تقلیل یابد که در آن هر طراحی ای فقط یکبار در ابتدای وجود به جهان وارد شده، و چه تعابیری مانند “پیچیدگی خاص” ، هیچ کدام از اینها تعاریف مفیدی نخواهند داشت. [زیرا ناشی از طرح ذهنی خاصی هستند.]
۴- جنبشی که طرفدار طراحی هوشمند است، رویکردی به سمت علم ندارد. فیلیپ جانسون، از پیشروان و رهبران این جنبش، حرف های زیادی زده است که بیشتر درباره ی دین و فلسفه است، نه علم.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ منبع: Talkorigins
✍ مترجم: مهدی آزادی
✳️ برای مشاهده منابع بیشتر این مطلب به لینک زیر از وبسایت روز داروین مراجعه فرمایید.
https://goo.gl/36oLhH
✅ پاسخ:
۱- گزاره هایی که در تئوری طراحی [هوشمند] به کار برده شده اند، [به درستی] تعریف نشده اند. واژه “طراحی”، در طراحی هوشمند شباهتی با معنی ای که به طور معمول شناخته شده است، ندارد. طراحی در شرایطی تعریف می شود که یک “عامل” چیزی را به طور “هدفمند” ترتیب می بخشد. اما چنین مفهومی هیچ جای فرایند مفهوم بخشی “طراحی” در “طراحی هوشمند” نمی آید.
دمبسکی طراحی را به گونه ای که نیست تعریف کرده و این نظریه به مباحثی از ابهامات مبدل شده است.
راه حل یک مسئله بایستی معرف پارامترهای آن مسئله باشد، وگرنه چیزی جز یک توضیح بی ربط نیست. هر نظریه ای درباره ی طراحی هم باید به روشی معرف “عامل” و “هدف” باشد، وگرنه به واقع درباره ی طراحی نخواهد بود.
تا کنون هیچ یک از نظریه پردازهای نظریه طراحی هوشمند، عامل یا هدف را در هیچ کدام از تلاش هایشان نگنجانده اند. و برخی هم به صراحت اذعان کرده اند که اینها قابل گنجاندن نیستند. (دمبسکی ۲۰۰۲، ۳۱۳)
بنابراین حتی اگر نظریه طراحی هوشمند قادر بود این طراحی را اثبات کند، عملاً چیز معنی داری نبود.
همچنین “پیچیدگی فرونکاستنی” نیز به عنوان یک موضوع علم شکست خورده است. زیرا یک برهان از روی ناباوری است. [و در پژوهش های مختلف علمی اشتباه بودن آن نشان داده شده است.]
۲- طراحی هوشمند یک طرح ذهنی و سابجکتیو است. حتی زمانی که دمبسکی از فرمول های پیچیده ی ریاضی بهره می گیرد، پیچیدگی خاصی که او در نظر گرفته زمانی قابل درک است که به طور اختصاصی یک مفهوم ذهنی خاص را معیار قرار دهیم.
دمبسکی اکنون از “پیچیدگی خاص واضح” در مقابل “پیچیدگی خاص واقعی” حرف می زند، در حالی که دومی به طراحی اشاره دارد. به هر صورت ناممکن است که بتوانیم بین این دو دیدگاه تمایز قائل شویم.
۳- طراحی هوشمند نتایجی را بیان می کند که مخالف عقل سلیم است. تار عنکبوت به وضوح استانداردهای “پیچیدگی خاص” را داراست که بیان می کند عنکبوت هوشمند است. ممکن است کسی در عوض ادعا کند که این پیچیدگی در عنکبوت و توانایی هایش طراحی شده است. اما در صورت چنین ادعایی، کسی هم ممکن است مدعی شود که طراح عنکبوت هوشمند نبوده اما طراحی به صورت هوشمند بوده، یا شاید این طراحِ طراح عنکبوت است که هوشمند بوده. پس چه عنکبوت ها هوشمند باشند، و چه نظریه طراحی هوشمند به یک خداگرایی خفیف تقلیل یابد که در آن هر طراحی ای فقط یکبار در ابتدای وجود به جهان وارد شده، و چه تعابیری مانند “پیچیدگی خاص” ، هیچ کدام از اینها تعاریف مفیدی نخواهند داشت. [زیرا ناشی از طرح ذهنی خاصی هستند.]
۴- جنبشی که طرفدار طراحی هوشمند است، رویکردی به سمت علم ندارد. فیلیپ جانسون، از پیشروان و رهبران این جنبش، حرف های زیادی زده است که بیشتر درباره ی دین و فلسفه است، نه علم.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ منبع: Talkorigins
✍ مترجم: مهدی آزادی
✳️ برای مشاهده منابع بیشتر این مطلب به لینک زیر از وبسایت روز داروین مراجعه فرمایید.
https://goo.gl/36oLhH
👩👦 تاثیر عمل سزارین بر روند فرگشت انسان
☑️ محققان دانشگاه وین در جدیدترین یافتههای خود مدعی شدهاند که استفاده روزافزون از #عمل #سزارین بر روند #فرگشت #انسان اثر گذاشته است.
🆔 @iran_evolution
🔹 این یافتهها نشان داده که اکنون مادران بیشتری برای #زایمان به عمل #جراحی نیاز دارند که به دلیل تنگتر شدن حفره #لگن خاصره است.
🔸 محققان اتریشی تخمین میزنند که موارد تنگی مجاری زایمان از ۳۰ مورد در هر هزار زایمان در دهه ۱۹۶۰ اکنون به ۳۶ مورد در هر 1000 زایمان افزایش یافته است.
🔹 به گفته آنها، این روند احتمالا ادامه خواهد یافت اما نه در حدی که زایمانهای طبیعی(بدون جراحی) از اکثریت بیافتد.
🔸 میزان مشکلات زایمان به خصوص به دلیل جا نشدن نوزاد در مجاری زایمان بسیار زیاد است و بدون دخالت پزشکی مدرن اینگونه مشکلات اغلب مرگبار بود و از نقطه نظر فرگشتی این بخشی از #انتخاب_طبیعی است.
🔹 زنانی که حفره لگن خاصره آنها خیلی تنگ است ۱۰۰ سال پیش هنگام زایمان از بین می رفتند. آنها اکنون زنده میمانند و ژن خود را به نسل بعد منتقل میکنند و در نتیجه حفره لگن خاصره فرزندان دختر آنها هم تنگ خواهد بود.
❓ این سوال مطرح بوده که چرا لگن خاصره انسان در طول زمان پهنتر نشده است.
🔺 سر نوزاد انسان در مقایسه با سایر پستانداران عالی بزرگ است و در نتیجه حیواناتی مثل شامپانزه نسبتا راحت زایمان میکنند.
● محققان یک مدل ریاضی را با استفاده از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی و سایر مطالعات بزرگ زایمان طراحی کرده و متوجه تضادی دگرگونشی شدند.
● از یک طرف آنها شاهد روند رو به رشد تولد #نوزادان درشتتر و سالمتر هستند، اما این پدیده از نظر فرگشتی تناقض ایجاد میکند، چون اگر نوزادان بیش از حد درشت باشند در جریان زایمان در #رحم مادر گیر میکنند. این وضع در گذشته میتوانست برای مادر و فرزند مرگبار باشد و چنین وضعی مانع انتقال ژن مادر به فرزند میشد.
◀️ به گفته محققان، عملهای سزارین باعث شده روند طبیعی دایر بر تولد نوزادان کوچک از بین برود.
🌐 نتایج این پژوهش در مجله مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا (PNAS) منتشر شده است.
🐬 Telegram.me/Iran_evolution
════════════════
🔗 http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-38210837
☑️ محققان دانشگاه وین در جدیدترین یافتههای خود مدعی شدهاند که استفاده روزافزون از #عمل #سزارین بر روند #فرگشت #انسان اثر گذاشته است.
🆔 @iran_evolution
🔹 این یافتهها نشان داده که اکنون مادران بیشتری برای #زایمان به عمل #جراحی نیاز دارند که به دلیل تنگتر شدن حفره #لگن خاصره است.
🔸 محققان اتریشی تخمین میزنند که موارد تنگی مجاری زایمان از ۳۰ مورد در هر هزار زایمان در دهه ۱۹۶۰ اکنون به ۳۶ مورد در هر 1000 زایمان افزایش یافته است.
🔹 به گفته آنها، این روند احتمالا ادامه خواهد یافت اما نه در حدی که زایمانهای طبیعی(بدون جراحی) از اکثریت بیافتد.
🔸 میزان مشکلات زایمان به خصوص به دلیل جا نشدن نوزاد در مجاری زایمان بسیار زیاد است و بدون دخالت پزشکی مدرن اینگونه مشکلات اغلب مرگبار بود و از نقطه نظر فرگشتی این بخشی از #انتخاب_طبیعی است.
🔹 زنانی که حفره لگن خاصره آنها خیلی تنگ است ۱۰۰ سال پیش هنگام زایمان از بین می رفتند. آنها اکنون زنده میمانند و ژن خود را به نسل بعد منتقل میکنند و در نتیجه حفره لگن خاصره فرزندان دختر آنها هم تنگ خواهد بود.
❓ این سوال مطرح بوده که چرا لگن خاصره انسان در طول زمان پهنتر نشده است.
🔺 سر نوزاد انسان در مقایسه با سایر پستانداران عالی بزرگ است و در نتیجه حیواناتی مثل شامپانزه نسبتا راحت زایمان میکنند.
● محققان یک مدل ریاضی را با استفاده از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی و سایر مطالعات بزرگ زایمان طراحی کرده و متوجه تضادی دگرگونشی شدند.
● از یک طرف آنها شاهد روند رو به رشد تولد #نوزادان درشتتر و سالمتر هستند، اما این پدیده از نظر فرگشتی تناقض ایجاد میکند، چون اگر نوزادان بیش از حد درشت باشند در جریان زایمان در #رحم مادر گیر میکنند. این وضع در گذشته میتوانست برای مادر و فرزند مرگبار باشد و چنین وضعی مانع انتقال ژن مادر به فرزند میشد.
◀️ به گفته محققان، عملهای سزارین باعث شده روند طبیعی دایر بر تولد نوزادان کوچک از بین برود.
🌐 نتایج این پژوهش در مجله مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا (PNAS) منتشر شده است.
🐬 Telegram.me/Iran_evolution
════════════════
🔗 http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-38210837
Telegram
فرگشت ، تحول گونهها
🐆 کانال علمی فرگشت در تلگرام 🐳
پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
نگاهی_به_كاربردهای_زیست_شناسی_فرگشتی.pdf
359.9 KB
📝 مقاله: نگاهی به كاربردهای زیست شناسی فرگشتی در زندگی
✍ نوشته: جیم جی. بال
✍ بازگردان: حسن سالاری
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✍ نوشته: جیم جی. بال
✍ بازگردان: حسن سالاری
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
اُكسي توسين وابستگي اجتماعي در گروه هاي شامپانزه را افزايش ميدهد
https://goo.gl/NxC1dr
هزينه زياد انفرادي به جنگ رفتن بهت آور است. افراد مايل هستند كه در ازاء منفعت رساني به گروه هزينه لازم را بپردازند و اين مهم از طريق همكاري و پشتيباني از همگروهان و خصومت با غيرهمگروه انجام ميابد. نزاع هاي درون گروهي هر چند خشن ميباشند ولي ميدانيم كه حس تعلق به گروه و نيز پيوند و وابستگي گروهي را تقويت ميكند كه نقشي اساسي در رقابت موفق با گروه هاي ديگر دارد.
پژوهشگران بنياد آنتروپولوژي فرگشتي در لايپزيك آلمان غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار شامپانزه هاي وحشي را قبل از نزاع درون گروهي و در طي آن اندازه گيري كردند و دريافتند كه وابستگي اجتماعي شامپانزه ها آنها را قادر ميسازد كه در هنگام مقابله با گروه هاي ديگر در كنار يكديگر بمانند.
نقل قول زير توسط هنري پنجم از سخنراني شكسپير در روز سنت كريسپين نشان ميدهد كه انسانها حاظر هستند خود را در هنگام جنگ با دشمن قرباني كنند: "ما گروه برادرانيم؛ و آنكه امروز در كنارم خونش را بريزد برادرم خواهد بود." مكانيزمهايي كه چنين همكاري قدرتمندي را در طي جنگها حفظ ميكنند چندان شناخته شده نيستند با اينحال دانشمندان به نقش ترشح هورمون آكسيتوسين در هنگام ستيزهاي درون گروهي بين انسانها اشاره ميكنند. انسانها تنها گونه اي نيستند كه از جنگ صدمه ميبينند. در اجتماع هاي شامپانزه ها نيز براي مثال ديده شده است كه نزاع هاي خشن درون گروهي به نوعي هماهنگ و برنامه ريزي شده است علي رغم اينكه بطور بالقوه خطر آسيب ديدگي وجود دارد و هيچ مزيت آني براي شركت كنندگان در اين نزاع متصور نيست.
اُكسي توسين كه هورموني باستاني و بشدت محفوظ شده در پستانداران ميباشد يك عامل كليدي است در برانگيختن پيوند بين مادر و فرزند و محافظت مادرانه از كودك. آكسيتوسين همچنين به جنبه هاي مختلف انساني و غير انساني اجماعي گري حيوانات مرتبط است. جنبه هايي نظير اعتماد، وابستگي، همكاري و به رسميت شناسي اجتماعي. در انسانها ديده شده است كه آكسيتوسين محرك تمايل به محافظت و همكاري است هنگامي كه اعضاء گروه در موقيعت بغرنج مسابقه درون گروهي قرار ميگيرند. با اينحال اين پديده در دنياي وحش مورد آزمون قرار نگرفته بود جايي كه نزاع هاي درون گروهي ريسك بالايي دارد و ميتواند منجر به آسيب ديدگي و يا حتي مرگ شود.
پژوهشگران بنياد ماكس پلانك در لايپزيك آلمان مكانيزمهايي را بررسي كردند كه موجب تقويت پيوستگي درون گروهي در شامپانزه هاي وحشي ميشود هنگامي كه گروه مورد تهديد خارجي قرار ميگيرد. آنها غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار حيوان را درست قبل از نزاع درون گروهي و در حين نزاع اندازه گيري كردند. اين اندازه گيريها سپس با برخي فعاليتهاي گروهي ديگر مقايسه شد، نظير شكار گروهي، كه نقشي در مقابله با تهديدات خارجي ندارد.
در طي اين تحقيق، پژوهشگران ده شامپانزه نر و ده شامپانزه ماده را دنبال كردند و در هر موقعيت ممكن نمونه ادرار جمع آوري نمودند. آنها ارتباط بين نوع فعاليت، جنسيت، جايگاه اجتماعي، هويت گروهي و فاصله از مرز قلمرو گروه را به عنوان شاخص ميزان بالقوه ريسك ارزيابي نمودند.
ليران ساموني كه مؤلف اول اين پژوهش ميباشد ميگويد: ما سطح بالايي از آكسيتوسين ادراري را در هنگام شكار و يا نزاع درون گروهي پيدا كرديم كه در هر دو مورد هماهنگي گروهي وجود دارد. سطح هورمون شامپانزه ها بمراتب بالاتر از مواردي بود كه فعاليت انجام شده نياز به هماهنگي نداشت و يا تحت تاثير تهديد بالقوه خارجي نبود. ما نتيجه گرفتيم كه اثر مشاهده شده در زمينه درك درون-گروهي برون-گروهي تقويت شده است.
اين نتيجه گيري بخصوص از اين جهت قابل توجه است در انسانها درك درون-گروهي برون-گروهي يك پديده مستند شده ميباشد كه در ابتداي خردسالي ظاهر ميشود و تصور ميشد كه منحصر به انسان است. شامپانزه ها همانند گروهي از برادران رفتار ميكنند و در مقابله با گروه هاي رقيب، اين پيوند اجتماعي به آنها اجازه ميدهد كه در خدمت يكديگر باشند. مشاهده چنين اثري در جانوران وحشي نشان ميدهد كه ارجحيت دادن به همگروهان و غرض ورزي به غيرهمگروهان مبدايي قديمي تر دارد از آنچه كه تا كنون فرض شده است و بطور بالقوه همكاري و پيوند ميان اعضاء گروه را در مواجهه با تهديد خارجي بهبود ميبخشد.
جزئیات و مرجع مطلب در 👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/66
مترجم امیر رحمانی
https://goo.gl/NxC1dr
هزينه زياد انفرادي به جنگ رفتن بهت آور است. افراد مايل هستند كه در ازاء منفعت رساني به گروه هزينه لازم را بپردازند و اين مهم از طريق همكاري و پشتيباني از همگروهان و خصومت با غيرهمگروه انجام ميابد. نزاع هاي درون گروهي هر چند خشن ميباشند ولي ميدانيم كه حس تعلق به گروه و نيز پيوند و وابستگي گروهي را تقويت ميكند كه نقشي اساسي در رقابت موفق با گروه هاي ديگر دارد.
پژوهشگران بنياد آنتروپولوژي فرگشتي در لايپزيك آلمان غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار شامپانزه هاي وحشي را قبل از نزاع درون گروهي و در طي آن اندازه گيري كردند و دريافتند كه وابستگي اجتماعي شامپانزه ها آنها را قادر ميسازد كه در هنگام مقابله با گروه هاي ديگر در كنار يكديگر بمانند.
نقل قول زير توسط هنري پنجم از سخنراني شكسپير در روز سنت كريسپين نشان ميدهد كه انسانها حاظر هستند خود را در هنگام جنگ با دشمن قرباني كنند: "ما گروه برادرانيم؛ و آنكه امروز در كنارم خونش را بريزد برادرم خواهد بود." مكانيزمهايي كه چنين همكاري قدرتمندي را در طي جنگها حفظ ميكنند چندان شناخته شده نيستند با اينحال دانشمندان به نقش ترشح هورمون آكسيتوسين در هنگام ستيزهاي درون گروهي بين انسانها اشاره ميكنند. انسانها تنها گونه اي نيستند كه از جنگ صدمه ميبينند. در اجتماع هاي شامپانزه ها نيز براي مثال ديده شده است كه نزاع هاي خشن درون گروهي به نوعي هماهنگ و برنامه ريزي شده است علي رغم اينكه بطور بالقوه خطر آسيب ديدگي وجود دارد و هيچ مزيت آني براي شركت كنندگان در اين نزاع متصور نيست.
اُكسي توسين كه هورموني باستاني و بشدت محفوظ شده در پستانداران ميباشد يك عامل كليدي است در برانگيختن پيوند بين مادر و فرزند و محافظت مادرانه از كودك. آكسيتوسين همچنين به جنبه هاي مختلف انساني و غير انساني اجماعي گري حيوانات مرتبط است. جنبه هايي نظير اعتماد، وابستگي، همكاري و به رسميت شناسي اجتماعي. در انسانها ديده شده است كه آكسيتوسين محرك تمايل به محافظت و همكاري است هنگامي كه اعضاء گروه در موقيعت بغرنج مسابقه درون گروهي قرار ميگيرند. با اينحال اين پديده در دنياي وحش مورد آزمون قرار نگرفته بود جايي كه نزاع هاي درون گروهي ريسك بالايي دارد و ميتواند منجر به آسيب ديدگي و يا حتي مرگ شود.
پژوهشگران بنياد ماكس پلانك در لايپزيك آلمان مكانيزمهايي را بررسي كردند كه موجب تقويت پيوستگي درون گروهي در شامپانزه هاي وحشي ميشود هنگامي كه گروه مورد تهديد خارجي قرار ميگيرد. آنها غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار حيوان را درست قبل از نزاع درون گروهي و در حين نزاع اندازه گيري كردند. اين اندازه گيريها سپس با برخي فعاليتهاي گروهي ديگر مقايسه شد، نظير شكار گروهي، كه نقشي در مقابله با تهديدات خارجي ندارد.
در طي اين تحقيق، پژوهشگران ده شامپانزه نر و ده شامپانزه ماده را دنبال كردند و در هر موقعيت ممكن نمونه ادرار جمع آوري نمودند. آنها ارتباط بين نوع فعاليت، جنسيت، جايگاه اجتماعي، هويت گروهي و فاصله از مرز قلمرو گروه را به عنوان شاخص ميزان بالقوه ريسك ارزيابي نمودند.
ليران ساموني كه مؤلف اول اين پژوهش ميباشد ميگويد: ما سطح بالايي از آكسيتوسين ادراري را در هنگام شكار و يا نزاع درون گروهي پيدا كرديم كه در هر دو مورد هماهنگي گروهي وجود دارد. سطح هورمون شامپانزه ها بمراتب بالاتر از مواردي بود كه فعاليت انجام شده نياز به هماهنگي نداشت و يا تحت تاثير تهديد بالقوه خارجي نبود. ما نتيجه گرفتيم كه اثر مشاهده شده در زمينه درك درون-گروهي برون-گروهي تقويت شده است.
اين نتيجه گيري بخصوص از اين جهت قابل توجه است در انسانها درك درون-گروهي برون-گروهي يك پديده مستند شده ميباشد كه در ابتداي خردسالي ظاهر ميشود و تصور ميشد كه منحصر به انسان است. شامپانزه ها همانند گروهي از برادران رفتار ميكنند و در مقابله با گروه هاي رقيب، اين پيوند اجتماعي به آنها اجازه ميدهد كه در خدمت يكديگر باشند. مشاهده چنين اثري در جانوران وحشي نشان ميدهد كه ارجحيت دادن به همگروهان و غرض ورزي به غيرهمگروهان مبدايي قديمي تر دارد از آنچه كه تا كنون فرض شده است و بطور بالقوه همكاري و پيوند ميان اعضاء گروه را در مواجهه با تهديد خارجي بهبود ميبخشد.
جزئیات و مرجع مطلب در 👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/66
مترجم امیر رحمانی
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/Z4dx4l
🆔 @big_bangpage
◀ منشا دردهای لگن، شانه و زانو ممکن است تکاملی باشد
دانشمندان دانشگاه آکسفورد می گویند شاید تکامل بتواند توضیح دهد چرا بشر امروزی این قدر دچار دردهای لگن، شانه و زانو میشود. دکتر پل مانک که این تحقیق را در بخش ارتوپدی، روماتولوژی و علوم عضلات و استخوان نافیلد انجام داده زمانی به موضوع علاقمند شد که دید بسیاری از بیمارانی که به او مراجعه میکنند مشکلات مشابهی دارند:« ما از خود سوال میکردیم چگونه استخوانها و مفاصل ما چنین آرایش عجیبی دارد که باعث این همه مشکل برای افراد میشود. این به ذهن ما خطور کرد که راه جواب دادن به این سوال این است که از منظر تکامل به گذشته نگاه کنیم.»آنها میخواستند ببینند در طی میلیونها سال استخوانها چه تغییراتی کردهاند، تغییراتی که زمانی آغاز شد که اجداد بشر قامت راست کردند و بر دو پا ایستادند.
برای این پژوهش، محققان سیصد استخوان گونههای مختلف مربوط به یک دوره زمانی چهارصد میلیون ساله را که در موزههای آکسفورد، اسمیتسونین واشنگتن و موزه تاریخ طبیعی بریتانیا در لندن نگهداری میشوند با سیتیاسکن تصویربرداری کردند. پس از اسکن، محققان از این استخوانها مدلهای سهبعدی کامپیوتری تهیه و یک بانک اطلاعاتی از تغییر شکل استخوانها در طول میلیونها سال ایجاد کردند.آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی راه رفتن چهار دست و پا به راست ایستادن و راه رفتن روی دو پا تکامل یافت، گردن استخوان ران باید پهنتر میشد تا وزن اضافهای را که به آن وارد می شد تحمل کند. بررسیها نشان میدهد هر چه گردن استخوان ران پهنتر باشد بیشتر مستعد ابتلا به آرتروز است، بنابراین میتواند توضیح دهد که چرا درد لگن اینقدر شایع است...
جزئیات بیشتر::: bigbangpage.com/?p=60948
🆔 @big_bangpage
◀ منشا دردهای لگن، شانه و زانو ممکن است تکاملی باشد
دانشمندان دانشگاه آکسفورد می گویند شاید تکامل بتواند توضیح دهد چرا بشر امروزی این قدر دچار دردهای لگن، شانه و زانو میشود. دکتر پل مانک که این تحقیق را در بخش ارتوپدی، روماتولوژی و علوم عضلات و استخوان نافیلد انجام داده زمانی به موضوع علاقمند شد که دید بسیاری از بیمارانی که به او مراجعه میکنند مشکلات مشابهی دارند:« ما از خود سوال میکردیم چگونه استخوانها و مفاصل ما چنین آرایش عجیبی دارد که باعث این همه مشکل برای افراد میشود. این به ذهن ما خطور کرد که راه جواب دادن به این سوال این است که از منظر تکامل به گذشته نگاه کنیم.»آنها میخواستند ببینند در طی میلیونها سال استخوانها چه تغییراتی کردهاند، تغییراتی که زمانی آغاز شد که اجداد بشر قامت راست کردند و بر دو پا ایستادند.
برای این پژوهش، محققان سیصد استخوان گونههای مختلف مربوط به یک دوره زمانی چهارصد میلیون ساله را که در موزههای آکسفورد، اسمیتسونین واشنگتن و موزه تاریخ طبیعی بریتانیا در لندن نگهداری میشوند با سیتیاسکن تصویربرداری کردند. پس از اسکن، محققان از این استخوانها مدلهای سهبعدی کامپیوتری تهیه و یک بانک اطلاعاتی از تغییر شکل استخوانها در طول میلیونها سال ایجاد کردند.آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی راه رفتن چهار دست و پا به راست ایستادن و راه رفتن روی دو پا تکامل یافت، گردن استخوان ران باید پهنتر میشد تا وزن اضافهای را که به آن وارد می شد تحمل کند. بررسیها نشان میدهد هر چه گردن استخوان ران پهنتر باشد بیشتر مستعد ابتلا به آرتروز است، بنابراین میتواند توضیح دهد که چرا درد لگن اینقدر شایع است...
جزئیات بیشتر::: bigbangpage.com/?p=60948
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
تصویری از استخوانهای لوسی، انسانتباری با ۳.۲ میلیون سال قدمت
منشا دردهای لگن، شانه و زانو ممکن است تکاملی باشد!
مقاله: bigbangpage.com/?p=60948
🆔 @big_bangpage
منشا دردهای لگن، شانه و زانو ممکن است تکاملی باشد!
مقاله: bigbangpage.com/?p=60948
🆔 @big_bangpage
#کتاب_فرگشتی شماره دوازده
📗 نام کتاب: اسماعیل
✍ نویسنده: دنیل کوئین
📝 مترجم: دانیال قارونی
📚 نشر: اینترنتی، ۱۳۹۳ / این کتاب با عنوان "هبوط" توسط انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد نیز چاپ شده است.
🆔: @iran_evolution
◀️ شاید خلاصهٔ کتاب را بتوان اینگونه نوشت: نقد رفتار انسانها توسط یک گوریل فیلسوف که چگونه هوموساپینسها(یعنی ما) توانستند میراث چند میلیونسالهٔ طبیعت را در عرض چند هزارسال نابود کنند.
🔹اسماعیل یک رمان نیست، چرا که تنها شامل مکالمه میان اسماعیل(گوریل) و یک انسان است. داستان از آنجایی آغاز میشود که نویسندهای کهنسال در روزنامه یک آگهی را با این مضمون میبیند:«معلمی شاگرد میپذیرد. داوطلبان باید صمیمانه علاقهمند به نجات جهان باشند. شخصاً حضور یابید.»
🔸کتاب ارتباط مستقیمی با فرگشت ندارد، اما روایت تاریخیِ جالبی از بهوجود آمدن حیات و ادامهٔ آن دارد. متاسفانه عدهٔ زیادی فکر میکنند انتها و هدف فرگشت و کائنات بهوجود آمدن انسان بود؛ اما وقتی یک گوریل آن را روایت میکند، ما انسانها چیزی جز حاشیهای در کنار حیاتِ طبیعت نیست!
🔵 بخشهایی از کتاب:
..نمیتونستم بفهمم معیار حیوان بودن چیه: انسانهای بازدیدکننده آشکارا بین خودشون و حیوانات فرق میگذاشتن، اما من نمیتونستم بفهمم چرا. اگه درک میکردم چه چیزی ما رو حیوان میکنه(که فکر میکردم درک میکردم) نمیتونستم درک کنم چه چیزی انسان رو از حیوان جدا میکنه! /
…مردم توی مغازهٔ لباسشویی در مورد پایان دنیا حرف میزنن، اما عین خیالشون هم نیست. انگار دارن پودرهای لباسشویی رو با هم مقایسه میکنن. مردم در مورد از بین رفتن لایه اوزون و زوال حیات صحبت میکنن، در مورد تخریب جنگلها، در مورد آلودگی مرگباری که تا هزاران و میلیونها سال با ما خواهد بود، در مورد از بین رفتن و نابودی هر روزهٔ گونههای متعددی از جانداران، و حتا در مورد پایان خودِ فرایند گونهزایی. درحالیکه کاملاً خونسرد و آرام به نظر میرسند /
…میخوای بگی که نظریهٔ تکامل(فرگشت) یک اسطوره است؟ نه. میخوای بگی که انسان در جریان فرگشت زیستی بهوجود نیومده؟ نه. پس منظورت چیه؟ به او خیره شدم و با خودم گفتم: یک گوریل من رو به مسخره گرفته. /
…پس داستان خلقتِ شما این گونه تموم میشه و بالاخره انسان ظهور کرد!..بسیار خوب. این پیشفرض داستان شماست: جهان برای انسان ساخته شده است! /
……آیا استرالوپیتیکوس زمانی به هومو تبدیل شد که گفت «ما خیر و شر رو میشناسیم، بنابراین نیازی نیست که زندگیمون در دستان طبیعت باشه, اونطوری که زندگی خرگوشها یا مارمولکها هست. از حالا به بعد این ما هستیم که تصمیم میگیریم در این سیاره کی باقی میمونه و کی از بین میره، نه طبیعت.»
✳️ می توانید این کتاب را بطور مستقیم از کانال فرگشت دریافت کنید.
🆔: @iran_evolution
📗 نام کتاب: اسماعیل
✍ نویسنده: دنیل کوئین
📝 مترجم: دانیال قارونی
📚 نشر: اینترنتی، ۱۳۹۳ / این کتاب با عنوان "هبوط" توسط انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد نیز چاپ شده است.
🆔: @iran_evolution
◀️ شاید خلاصهٔ کتاب را بتوان اینگونه نوشت: نقد رفتار انسانها توسط یک گوریل فیلسوف که چگونه هوموساپینسها(یعنی ما) توانستند میراث چند میلیونسالهٔ طبیعت را در عرض چند هزارسال نابود کنند.
🔹اسماعیل یک رمان نیست، چرا که تنها شامل مکالمه میان اسماعیل(گوریل) و یک انسان است. داستان از آنجایی آغاز میشود که نویسندهای کهنسال در روزنامه یک آگهی را با این مضمون میبیند:«معلمی شاگرد میپذیرد. داوطلبان باید صمیمانه علاقهمند به نجات جهان باشند. شخصاً حضور یابید.»
🔸کتاب ارتباط مستقیمی با فرگشت ندارد، اما روایت تاریخیِ جالبی از بهوجود آمدن حیات و ادامهٔ آن دارد. متاسفانه عدهٔ زیادی فکر میکنند انتها و هدف فرگشت و کائنات بهوجود آمدن انسان بود؛ اما وقتی یک گوریل آن را روایت میکند، ما انسانها چیزی جز حاشیهای در کنار حیاتِ طبیعت نیست!
🔵 بخشهایی از کتاب:
..نمیتونستم بفهمم معیار حیوان بودن چیه: انسانهای بازدیدکننده آشکارا بین خودشون و حیوانات فرق میگذاشتن، اما من نمیتونستم بفهمم چرا. اگه درک میکردم چه چیزی ما رو حیوان میکنه(که فکر میکردم درک میکردم) نمیتونستم درک کنم چه چیزی انسان رو از حیوان جدا میکنه! /
…مردم توی مغازهٔ لباسشویی در مورد پایان دنیا حرف میزنن، اما عین خیالشون هم نیست. انگار دارن پودرهای لباسشویی رو با هم مقایسه میکنن. مردم در مورد از بین رفتن لایه اوزون و زوال حیات صحبت میکنن، در مورد تخریب جنگلها، در مورد آلودگی مرگباری که تا هزاران و میلیونها سال با ما خواهد بود، در مورد از بین رفتن و نابودی هر روزهٔ گونههای متعددی از جانداران، و حتا در مورد پایان خودِ فرایند گونهزایی. درحالیکه کاملاً خونسرد و آرام به نظر میرسند /
…میخوای بگی که نظریهٔ تکامل(فرگشت) یک اسطوره است؟ نه. میخوای بگی که انسان در جریان فرگشت زیستی بهوجود نیومده؟ نه. پس منظورت چیه؟ به او خیره شدم و با خودم گفتم: یک گوریل من رو به مسخره گرفته. /
…پس داستان خلقتِ شما این گونه تموم میشه و بالاخره انسان ظهور کرد!..بسیار خوب. این پیشفرض داستان شماست: جهان برای انسان ساخته شده است! /
……آیا استرالوپیتیکوس زمانی به هومو تبدیل شد که گفت «ما خیر و شر رو میشناسیم، بنابراین نیازی نیست که زندگیمون در دستان طبیعت باشه, اونطوری که زندگی خرگوشها یا مارمولکها هست. از حالا به بعد این ما هستیم که تصمیم میگیریم در این سیاره کی باقی میمونه و کی از بین میره، نه طبیعت.»
✳️ می توانید این کتاب را بطور مستقیم از کانال فرگشت دریافت کنید.
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/AfPs0n
🆔 @big_bangpage
◀ هفت گونه انسانی نزدیک به انسان امروزی که در زمین زندگی می کردند
زمین دارای تاریخچه ای به درازای ۴٫۶ میلیارد سال است. انسان های مدرن بین ۲۵۰ هزار تا چهار صد هزار قبل تکامل یافتند. تکامل انسان از خانواده هومینیدهایی حاصل آمده است که تقریبا بیست میلیون سال پیش در زمین زندگی می کردند.بر خلاف امروز، گونههای انسانی مختلفی وجود داشتند که روی زمین سکنی می گزیده اند. با این حال، خصوصیات میان این گونههای انسانی متفاوت میباشد. همۀ این گونه ها در دوره فرگشت جان سالم به در نبردند، بلکه بسیاری از آنها منقرض گشتند.
۷- انسان هایدلبرگی
انسان هایدلبرگی(Homo heidelbergensis) در حدود دویست تا هفتصد هزار سال قبل در زمین زندگی می کردند. آنان از آفریقا ظهور یافتند. هایدلبرگ مذکر ۱۷۵ سانتی متر قد و ۶۱ کیلوگرم وزن داشت، در حالیکه قد و وزن متوسط جنس مونث به ۱۵۷ سانتی متر و وزن آن به ۵۰ کیلوگرم می رسید. هایدلبرگ ها مغزی بزرگ با صورتی صاف تر از انسان امروزی داشتند.
۶- انسان رودولفی
انسان رودولفی(Homo Rudolfensis) یکی دیگر از گونه های منقرض یافته ای است که بحث و بررسی های متعددی پیرامون آن صورت گرفته و در دسته “هومونین” جای می گیرد. بر طبق برآوردها، این گونه ها در حدود ۱٫۸ تا ۱٫۹ میلیون سال قبل می زیستند.
۵- انسان ماهر
انسان ماهر(Homo Habilis) گونه دیگری از قبیله هومینین بود که بین ۱٫۴ تا ۲٫۴ میلیون سال پیش در روی زمین زندگی می کرده است. انسان ماهر چندین ویژگی مشابه با میمون های بزرگ دارد که از جمله آنها می توان به دست های بلند و چهره ای پیش آمده اشاره کرد. آنها همچنین جمجمه بزرگتری داشتند. با این حال، صورت و دندان های کوچکتری دارند.
۴-انسان فلورسی
بر طبق پیش بینی ها، انسان فلورسی(Homo Floresinsis) بین ۱۷ هزار تا ۹۵ هزار سال قبل در اندونزی می زیستند. قد آنها به ۱٫۰۶ متر می رسید و مغز بسیار کوچکی هم داشتند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این گونه ها ابزارهای سنگی کوچکی ساخته و از آنها برای شکار فیل های کوچک و جوندگان بزرگ استفاده می کردند.
۳- انسان راست قامت
انسان راست قامت(Homo erectus) یکی از گونههای انسانی منقرض می باشد که در دوره پلیستوسن از ۱۴۳ هزار سال تا ۱٫۹ میلیون سال پیش زندگی می کرد. مطالعه فسیل ها حاکی از آن است که انسان راست قامت در آفریقا پدیدار شد و در هندوستان، چین، گرجستان و جاوه گسترش پیدا کرد. نخستین فسیل آنها در اوایل دههی ۱۸۹۰ میلادی توسط یوجین دوبیس در استرالیای کنونی کشف گردید.
۲- نئاندرتال ها
نئاندرتال ها(Neanderthal) از جمله گونههای انسانی انقراض یافته هستند که نزدیک ترین شباهت ها را با انسان امروزی داشتند. DNA آنها فقط ۰٫۱۲% با DNA انسان امروزی فرق داشت. نئاندرتال ها ۳۵ هزار تا ۶۰۰ هزار سال قبل زیست می کردند. محل سکونت آنها اروپا، آسیای مرکزی و جنوب غربی بود. نئاندرتال ها شباهت های فراوانی با انسان های امروزی داشتند.
۱- انسان خردمند
انسان خردمند(Homo sapiens) اجداد انسان های امروزی اند. اکثر گونه هایی که روزی بر روی زمین زندگی می کرده اند، در اثر تغییرات آب و هوایی منقرض شدند. با این حال، انسان خردمند با یکدیگر زندگی کرده و به شکار می پرداختند. میزان سازگاری آنها تا حدی بود که می توانستند با بسیاری از تغییرات رخ داده در زمین مقابله کنند. آنها علاوه بر شکار، به پرورش گیاهان و حیوانات پرداختند که تاریخ را تا ابد دستخوش تغییر قرار داد...
جزئیات کامل مقاله::: bigbangpage.com/?p=60306
📝 ترجمه: منصور نقی لو/ سایت بیگ بنگ
🆔 @big_bangpage
◀ هفت گونه انسانی نزدیک به انسان امروزی که در زمین زندگی می کردند
زمین دارای تاریخچه ای به درازای ۴٫۶ میلیارد سال است. انسان های مدرن بین ۲۵۰ هزار تا چهار صد هزار قبل تکامل یافتند. تکامل انسان از خانواده هومینیدهایی حاصل آمده است که تقریبا بیست میلیون سال پیش در زمین زندگی می کردند.بر خلاف امروز، گونههای انسانی مختلفی وجود داشتند که روی زمین سکنی می گزیده اند. با این حال، خصوصیات میان این گونههای انسانی متفاوت میباشد. همۀ این گونه ها در دوره فرگشت جان سالم به در نبردند، بلکه بسیاری از آنها منقرض گشتند.
۷- انسان هایدلبرگی
انسان هایدلبرگی(Homo heidelbergensis) در حدود دویست تا هفتصد هزار سال قبل در زمین زندگی می کردند. آنان از آفریقا ظهور یافتند. هایدلبرگ مذکر ۱۷۵ سانتی متر قد و ۶۱ کیلوگرم وزن داشت، در حالیکه قد و وزن متوسط جنس مونث به ۱۵۷ سانتی متر و وزن آن به ۵۰ کیلوگرم می رسید. هایدلبرگ ها مغزی بزرگ با صورتی صاف تر از انسان امروزی داشتند.
۶- انسان رودولفی
انسان رودولفی(Homo Rudolfensis) یکی دیگر از گونه های منقرض یافته ای است که بحث و بررسی های متعددی پیرامون آن صورت گرفته و در دسته “هومونین” جای می گیرد. بر طبق برآوردها، این گونه ها در حدود ۱٫۸ تا ۱٫۹ میلیون سال قبل می زیستند.
۵- انسان ماهر
انسان ماهر(Homo Habilis) گونه دیگری از قبیله هومینین بود که بین ۱٫۴ تا ۲٫۴ میلیون سال پیش در روی زمین زندگی می کرده است. انسان ماهر چندین ویژگی مشابه با میمون های بزرگ دارد که از جمله آنها می توان به دست های بلند و چهره ای پیش آمده اشاره کرد. آنها همچنین جمجمه بزرگتری داشتند. با این حال، صورت و دندان های کوچکتری دارند.
۴-انسان فلورسی
بر طبق پیش بینی ها، انسان فلورسی(Homo Floresinsis) بین ۱۷ هزار تا ۹۵ هزار سال قبل در اندونزی می زیستند. قد آنها به ۱٫۰۶ متر می رسید و مغز بسیار کوچکی هم داشتند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این گونه ها ابزارهای سنگی کوچکی ساخته و از آنها برای شکار فیل های کوچک و جوندگان بزرگ استفاده می کردند.
۳- انسان راست قامت
انسان راست قامت(Homo erectus) یکی از گونههای انسانی منقرض می باشد که در دوره پلیستوسن از ۱۴۳ هزار سال تا ۱٫۹ میلیون سال پیش زندگی می کرد. مطالعه فسیل ها حاکی از آن است که انسان راست قامت در آفریقا پدیدار شد و در هندوستان، چین، گرجستان و جاوه گسترش پیدا کرد. نخستین فسیل آنها در اوایل دههی ۱۸۹۰ میلادی توسط یوجین دوبیس در استرالیای کنونی کشف گردید.
۲- نئاندرتال ها
نئاندرتال ها(Neanderthal) از جمله گونههای انسانی انقراض یافته هستند که نزدیک ترین شباهت ها را با انسان امروزی داشتند. DNA آنها فقط ۰٫۱۲% با DNA انسان امروزی فرق داشت. نئاندرتال ها ۳۵ هزار تا ۶۰۰ هزار سال قبل زیست می کردند. محل سکونت آنها اروپا، آسیای مرکزی و جنوب غربی بود. نئاندرتال ها شباهت های فراوانی با انسان های امروزی داشتند.
۱- انسان خردمند
انسان خردمند(Homo sapiens) اجداد انسان های امروزی اند. اکثر گونه هایی که روزی بر روی زمین زندگی می کرده اند، در اثر تغییرات آب و هوایی منقرض شدند. با این حال، انسان خردمند با یکدیگر زندگی کرده و به شکار می پرداختند. میزان سازگاری آنها تا حدی بود که می توانستند با بسیاری از تغییرات رخ داده در زمین مقابله کنند. آنها علاوه بر شکار، به پرورش گیاهان و حیوانات پرداختند که تاریخ را تا ابد دستخوش تغییر قرار داد...
جزئیات کامل مقاله::: bigbangpage.com/?p=60306
📝 ترجمه: منصور نقی لو/ سایت بیگ بنگ
❌ادعا: در تمام موجودات زنده پرسلولی، کروموزوم ها به تعداد زوج در هسته وجود دارد. در تمام انواع تقسیم های سلولی اعم از میوز و میتوز، همیشه تعداد نهایی کروموزم ها ثابت می ماند. برای مثال سلولهای انسان همگی 46 کروموزم دارند و تمام تقسیمات سلولی میتوز در بدن انسان سلولهایی دقیقا با همین تعداد کروموزوم تولید می شود. در تقسیم سلولی میوز هم به اندازه نصف این عدد یعنی 23 کرموزم در سلولهای گامت نر و ماده (مرد و زن) ایجاد می شوند که مجددا در موقع لقاح به ایجاد یک سلول 46 کروموزمی منجر می شود.اگر در موارد بسیار نادر هم اتفاق بیفتد که مثلا انسانی با مثلا 47 کروموزم ایجاد شود ، وی دچار بیماریهای شدید کروموزمی نظیر نشاندانگان خواهد بود و هرگز به سن بلوغ نخواهد رسید.حال سوال اینجاست که اگر فرگشت را بپذیریم و قبول کنیم باید تمام موجودات زنده روی زمین و لااقل گونه هایی که از هم تکامل پیدا کردند (مثل پرندگان و خزندگان یا خزندگان و دوزیستان) باید تعداد کروموزم هایشان برابر باشد. چرا که در تمام تقسیمات میوز موفق همواره تعداد کروموزومها حفظ می شود. فرگشت در مقابل این پرسش چه پاسخی دارد؟
✅ پاسخ: پاسخ کامل به این ادعا را می توانید در فایل پی دی اف زیر مشاهده کنید👇
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ پاسخ: پاسخ کامل به این ادعا را می توانید در فایل پی دی اف زیر مشاهده کنید👇
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
⁉️ آیا فرگشت رد شده است؟
اخیرا مخالفان علم و فرگشت مطالبی را منتشر می کنند و می گویند که سایت علمی “ساینس فوکس″ فرگشت را رسما رد کرده است.
🔽 متن این خبر در صفحات مخالفان این گونه آمده است:
” 🔻سرانجام حقایق آشکار شد
سایت علمی Science Focus بیست چهار روز پیش(22 نوامبر 2016) رسما اعلام کرد:
1: هیچ شاهد علمی برای فرگشت داروینی وجود ندارد( کوچکترین شاهدی وجود ندارد که از فرگشت داروینی حمایت کند)
2: ژن خودخواه( که ریچارد داوکینز به شدت روی آن تاکید داشت) نه تنها مبتنی بر هیچ شاهد علمی نیست بلکه مبتنی بر مدلهای بازی گونهی سادهای است که از اقتصاد سال 1940 قرض گرفته شده است( نه تنها هیچ شاهد علمی برای ژن خودخواه وجود ندارد بلکه اکنون دیگر تاریخ مصرفش تمام شده است)
http://www.sciencefocus.com/article/nature/it-time-drop-darwinism
✅ پاسخ:
1⃣ کانال مذکور اعلام کرده که سایت علمی ساینس فوکوس رسما فرگشت را رد کرده است. در طول این متن منتشر شده میبینیم که چند بار اسم سایت به چشم میخورد و صاحب پست تمام اعتبار خبر را روی این اسم بنا کرده است. اولاً این سایت یک ژورنال علمی نیست بلکه در بهترین حالت یک خبرگزاری علمی است.درست مانند خبرگزاری ایسنا که خبرهای تکنولوژی و علمی را منتشر می کند. در علم آکادمیک، تنها چیزی که اعتبار دارد مقالات علمی ای هستند که در ژورنال های معتبر چاپ می شوند. نویسنده مقاله باید آنرا به ژورنال های مربوطه بفرستد. در آنجا تیمی از متخصص ترین دانشمندان مقاله را مورد ارزیابی قرار می دهند و اگر علمی و قابل استناد باشد منتشر می شود. تنها چنین مقالاتی دارای اعتبار هستند. به عنوان مثال مجله نیچر یک ژورنال علمی است. فرق آن در این است که یک ژورنال علمی در مقالات خود داده های به دست آمده از آزمایشات را درج میکند. و اطلاعات خام را نشر میدهد. اما چرا این نکته مهم است؟ چون که این خبر با اینکه در یک سایت اخبار علمی آمده یک هیچ آزمایش و داده و اطلاعات خامی را شامل نمیشود.
2⃣ این مقاله نظر دست اندرکاران این سایت نیست بلکه مقاله ی یک نویسنده به نام john hands است.جان هندز یک نویسنده است که تا کنون نیز ۳ رمان در کارنامه خود دارد. در سال ۲۰۱۶ کتابی تحت عنوان Cosmosapines: Human Evolution from the Origin of the Universe
منتشر ساخت که در آن فرگشت انسان را توضیح می دهد. این مقاله نیز به نوعی معرفی نامه کتابش است. جان هندز نه تنها مخالف فرگشت نیست بلکه بارها استدلال های مدافعان طراحی هوشمند را نیز رد کرده است و از مخالفان خلقت گرایی و #طراحی_هوشمند است. او نمی گوید که #فرگشت اشتباه است بلکه مکانیسم نئوداروینی را برای فرگشت کافی نمی داند.
چیزی در آن بحث است و در اصل نویسنده متن با آن مشکل دارد این است که نحوه ی وقوع #جهش در DNA متفاوت تر از چیزی است که فکر میکردیم. و نئو داروینیسم شامل انتقال افقی ژن ها نمیشود.
🔹 برای روشن شدن بهتر موضوع دقت کنید که حتی نویسنده هم مخالف فرگشت نیست بلکه با مکانیسم نئوداروینیسم که فقط انتقال ژن عمودی را شامل میشود مخالف است. یعنی تمام بحث سر چگونگی انتقال اطلاعات بین افراد و مکانیسم وقوع فرگشت است نه صحت یا اشتباه بودن فرگشت. بلکه اینکه آیا جز این مکانیسم نئوداروینیسم آیا مکانیسم دیگری هم برای فرگشت وجود دارد؟
◀ قسمتی از متن:
Horizontal gene transfer involves an organism immediately acquiring DNA, often from an organism of a different species, that creates a third kind of organism with novel characteristics. Around 80 per cent of the genome of most species on the planet are generated this way, rather than through Darwin’s vertical descent with modification down tens of thousands of generations.
نویسنده میگوید حدود 80 درصد ژنوم ارگانیسم های زمین به نظر میرسد که از راه انتقال افقی ژن به وجود آمده اند ولی انتقال عمودی ژن داروین تمام آن را در بر نمیگیرد.
✳️ برای درک عمق فاجعه فکری این افراد، فرض کنید مقاله ای منتشر شود که بگوید زمین کاملاً کروی نیست بلکه شبه کره ای مسطح است. بعد عده ای تیتر بزنند: دانشمندان گفته اند که زمین کروی نیست. کپرنیک اشتباه میکرد. سرانجام حقانیت "زمین تخت" ثابت شد!
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
اخیرا مخالفان علم و فرگشت مطالبی را منتشر می کنند و می گویند که سایت علمی “ساینس فوکس″ فرگشت را رسما رد کرده است.
🔽 متن این خبر در صفحات مخالفان این گونه آمده است:
” 🔻سرانجام حقایق آشکار شد
سایت علمی Science Focus بیست چهار روز پیش(22 نوامبر 2016) رسما اعلام کرد:
1: هیچ شاهد علمی برای فرگشت داروینی وجود ندارد( کوچکترین شاهدی وجود ندارد که از فرگشت داروینی حمایت کند)
2: ژن خودخواه( که ریچارد داوکینز به شدت روی آن تاکید داشت) نه تنها مبتنی بر هیچ شاهد علمی نیست بلکه مبتنی بر مدلهای بازی گونهی سادهای است که از اقتصاد سال 1940 قرض گرفته شده است( نه تنها هیچ شاهد علمی برای ژن خودخواه وجود ندارد بلکه اکنون دیگر تاریخ مصرفش تمام شده است)
http://www.sciencefocus.com/article/nature/it-time-drop-darwinism
✅ پاسخ:
1⃣ کانال مذکور اعلام کرده که سایت علمی ساینس فوکوس رسما فرگشت را رد کرده است. در طول این متن منتشر شده میبینیم که چند بار اسم سایت به چشم میخورد و صاحب پست تمام اعتبار خبر را روی این اسم بنا کرده است. اولاً این سایت یک ژورنال علمی نیست بلکه در بهترین حالت یک خبرگزاری علمی است.درست مانند خبرگزاری ایسنا که خبرهای تکنولوژی و علمی را منتشر می کند. در علم آکادمیک، تنها چیزی که اعتبار دارد مقالات علمی ای هستند که در ژورنال های معتبر چاپ می شوند. نویسنده مقاله باید آنرا به ژورنال های مربوطه بفرستد. در آنجا تیمی از متخصص ترین دانشمندان مقاله را مورد ارزیابی قرار می دهند و اگر علمی و قابل استناد باشد منتشر می شود. تنها چنین مقالاتی دارای اعتبار هستند. به عنوان مثال مجله نیچر یک ژورنال علمی است. فرق آن در این است که یک ژورنال علمی در مقالات خود داده های به دست آمده از آزمایشات را درج میکند. و اطلاعات خام را نشر میدهد. اما چرا این نکته مهم است؟ چون که این خبر با اینکه در یک سایت اخبار علمی آمده یک هیچ آزمایش و داده و اطلاعات خامی را شامل نمیشود.
2⃣ این مقاله نظر دست اندرکاران این سایت نیست بلکه مقاله ی یک نویسنده به نام john hands است.جان هندز یک نویسنده است که تا کنون نیز ۳ رمان در کارنامه خود دارد. در سال ۲۰۱۶ کتابی تحت عنوان Cosmosapines: Human Evolution from the Origin of the Universe
منتشر ساخت که در آن فرگشت انسان را توضیح می دهد. این مقاله نیز به نوعی معرفی نامه کتابش است. جان هندز نه تنها مخالف فرگشت نیست بلکه بارها استدلال های مدافعان طراحی هوشمند را نیز رد کرده است و از مخالفان خلقت گرایی و #طراحی_هوشمند است. او نمی گوید که #فرگشت اشتباه است بلکه مکانیسم نئوداروینی را برای فرگشت کافی نمی داند.
چیزی در آن بحث است و در اصل نویسنده متن با آن مشکل دارد این است که نحوه ی وقوع #جهش در DNA متفاوت تر از چیزی است که فکر میکردیم. و نئو داروینیسم شامل انتقال افقی ژن ها نمیشود.
🔹 برای روشن شدن بهتر موضوع دقت کنید که حتی نویسنده هم مخالف فرگشت نیست بلکه با مکانیسم نئوداروینیسم که فقط انتقال ژن عمودی را شامل میشود مخالف است. یعنی تمام بحث سر چگونگی انتقال اطلاعات بین افراد و مکانیسم وقوع فرگشت است نه صحت یا اشتباه بودن فرگشت. بلکه اینکه آیا جز این مکانیسم نئوداروینیسم آیا مکانیسم دیگری هم برای فرگشت وجود دارد؟
◀ قسمتی از متن:
Horizontal gene transfer involves an organism immediately acquiring DNA, often from an organism of a different species, that creates a third kind of organism with novel characteristics. Around 80 per cent of the genome of most species on the planet are generated this way, rather than through Darwin’s vertical descent with modification down tens of thousands of generations.
نویسنده میگوید حدود 80 درصد ژنوم ارگانیسم های زمین به نظر میرسد که از راه انتقال افقی ژن به وجود آمده اند ولی انتقال عمودی ژن داروین تمام آن را در بر نمیگیرد.
✳️ برای درک عمق فاجعه فکری این افراد، فرض کنید مقاله ای منتشر شود که بگوید زمین کاملاً کروی نیست بلکه شبه کره ای مسطح است. بعد عده ای تیتر بزنند: دانشمندان گفته اند که زمین کروی نیست. کپرنیک اشتباه میکرد. سرانجام حقانیت "زمین تخت" ثابت شد!
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Science Focus
Is it time to drop Darwinism?
For centuries we have accepted Charles Darwin’s theory of evolution, but in his book COSMOSAPIENS, John Hands questions our understanding of how humans evolved.
✅ توضیح اصطلاحات:
انتقال افقی ژن (به انگلیسی: Horizontal gene transfer، به طور مخفف HGT)، که به نام (به انگلیسی: Lateral gene transfer، به طور مخفف LGT)هم شناخته می شود به انتقال ماده ژنتیکی بین ارگانیسمها در مسیری غیر از انتقال عمودی ژنها (به انگلیسی: vertical transfer) میگویند. در انتقال عمودی ژنها، ماده ژنتیکی از والد به فرزندان انتقال پیدا میکند. انتقال افقی ژنها یکی از مهمترین عوامل مقاومت آنتی بیوتیکی در باکتریهاست.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
انتقال افقی ژن (به انگلیسی: Horizontal gene transfer، به طور مخفف HGT)، که به نام (به انگلیسی: Lateral gene transfer، به طور مخفف LGT)هم شناخته می شود به انتقال ماده ژنتیکی بین ارگانیسمها در مسیری غیر از انتقال عمودی ژنها (به انگلیسی: vertical transfer) میگویند. در انتقال عمودی ژنها، ماده ژنتیکی از والد به فرزندان انتقال پیدا میکند. انتقال افقی ژنها یکی از مهمترین عوامل مقاومت آنتی بیوتیکی در باکتریهاست.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
بسیاری از ما درکی از کوانتوم یا نظریه نسبیت خاص یا عام انیشتین نداریم.اما تنها این باعث نمی شود با این نظریه ها مخالف باشیم!به نظر می رسد داروینیسم بر خلاف "انیشتینیسم" بازی جالبی است برای اظهارنظرکنندگان برخوردار از درجات مختلف نادانی.تصور من اینست که یک مشکل داروینیسم ، این است که همه فکر میکنند آن را درک می کنند.
✅ داوکینز ، ساعت ساز نابینا
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ داوکینز ، ساعت ساز نابینا
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا:
🎓 آکادمی علمی بریتانیا( که عملا معتبرترین مرجع علم در تمام دنیاست) 7 نوامبر 2016 (کمتر از 3 ماه پیش) نشستی برگذار کرد پیرامون ناکارآمد بودن داروینیسم و تبادل نظر برای حذف کامل داروینیسم از جامعهی علمی و انتخاب گزینهای دیگر غیر از داروینیسم.
📚 لینک آکادمی علمی بریتانیا که 7 نوامبر 2016 نشستی برای حذف کامل داروینیسم برگذار کرد:
https://royalsociety.org/science-events-and-lectures/2016/11/evolutionary-biology/
دقت کنید که داروینیسم قرار نیست اصلاح یا آپدیت شود. آنقدر داروینیسم(جهشهای ژنی تصادفی و انتخاب طبیعی) با شواهد علمی که در سالهای اخیر کشف شده در تناقض است که همانگونه که دنیس نوبل اعلام کرد دیگر داروینیسم قابل اصلاح نیست و آکادمی علمی بریتانیا 7 نوامبر 2016 تشکیل جلسه داد برای حذف کامل داروینیسم, چون جهشهای ژنی تصادفی و انتخاب طبیعی به هیچ وجه نمیتوانند شکل گیری موجودات زنده را توجیه کنند.
📚 لینک هافینگتون پست:
http://www.huffingtonpost.com/suzan-mazur/replace-the-modern-sythes_b_5284211.html
✅ پاسخ: تاکنون دو پاسخ به ادعاهای کذب این کانال در مورد برگزیده شدن کتاب مایکل دنتون و رد فرگشت در وبسایت ساینس فوکوس داده ایم.
حال به بررسی ادعای جدید آنها می پردازیم.
آکادمی علمی بریتانیا در لینک داده شده ذکر کرده است:
Developments in evolutionary biology and adjacent fields have produced calls for revision of the standard theory of evolution
📝 ترجمه: پیشرفت ها در زیست شناسی فرگشتی و رشته های مرتبط نیازی برای تجدید نظر در نظریه استاندارد فرگشت ایجاد کرده اند.
◀ همه ی نظریه های علمی دچار تغییرات می شوند. علم همیشه پویاست و در حال کامل تر شدن هست. در لینک وبسایت آکادمی علمی بریتانیا آنچنان که مخالفین ذکر کرده اند هیچ چیزی درباره ی حذف کامل "داروینیسم" نوشته نشده است. هیچ نامی از هم کلمه darwinism نیامده است. متاسفانه مخالفان حتی معنای واژه هایی که به کار میبرند را هم به خوبی نمی دانند. در هیچ یک از مجامع علمی در حوزه زیست شناسی فرگشتی "داروینیسم" را آموزش نمی دهند. بلکه مکانیسم کنونی فرگشت که " تلفیق مدرن فرگشتی" نام دارد که توسط زیست شناسانی چون ارنست مایر و ار ای فیشر و دوبژانسکی با بکارگیری از اصول ژنتیک جمعیت در دهه ۳۰ و ۴۰ میلادی توسعه داده شده است. رسانه های معمولی از این مکانیسم با نام "نئوداروینیسم" یاد می کنند ولی نام علمی این مکانیسم "modern synthesis" است.
همانطور که گفتیم که در وبسایت آکادمی علمی بریتانیا به هیچ وجه ذکر نشده است که قصد دارند تا تلفیق مدرن فرگشتی را حذف کنند یا آنرا به طور کامل کنار بگذارند.
⤵️ حال به لینک مصاحبه ی دنیس نوبل که مخالفین می گویند اعلام کرده است که "دیگر داروینیسم قابل اصلاح نیست" می رویم تا ببینیم نظر شخص او چیست:
🔸در این مصاحبه دنیس نوبل می گوید که به نظر او باید جایگزینی جدید برای تلفیق مدرن بیاوریم. اولین دلیل او اینست که ما در حوزه اپی ژنتیک کشف کرده ایم که برخی صفات اکتسابی می توانند به وراثت برسند. در حالی که در تلفیق مدرن، هرگونه صفات وارثتی غیرمِندلی (مشابه نظرات لامارک) در نظر گرفته نشده اند و کار اصلی این تلفیق مدرن، حذف کامل وراثت صفات اکتسابی از مکانیسم فرگشت بوده است.
📝 متن اصلی:
In other words, to exclude any form of inheritance that was non-Mendelian, that was Lamarckian-like, was an essential part of the modern synthesis. What we are now discovering is that there are mechanisms by which some acquired characteristics can be inherited, and inherited robustly.
↩️ در ادامه می گوید که به نظر او باید تلفیق مدرن باید جایگزین شود. اما بلافاصله ذکر می کند که منظور او "جایگزین شدن" این نیست که مکانیسم تغییرات تصادفی و انتخاب طبیعی به عنوان یک مکانیسم وجود ندارند و اشتباه هستند. بلکه این مکانیسم تلفیق مدرن یکی از مکانیسم های دیگر برای وقوع فرگشت است که این مکانیسم ها باهم در تعامل هستند.
📝 متن اصلی:
By “replacement” I don’t mean to say that the mechanism of random change followed by selection does not exist as a possible mechanism. But it becomes one mechanism amongst many others, and those mechanisms must interact.
✅ دنیس نوبل به هیچ وجه نگفته است که تلفیق مدرن اشتباه است و چنین مکانیسمی وجود ندارد. بلکه با توجه به پیشرفت ها در حوزه اپی ژنتیک می گوید مکانیسم های طبیعی و علمی دیگری نیز در کنار آن وجود دارند.
✅ دیدیم که مخالفان، از بحث های تخصصی که هنوز بر روی آنها توافق همگانی وجود ندارد و بحث و گفتگو در مجامع علمی روی آنها باز است، نهایت سوء استفاده را می کنند تا نشان بدهند که فرگشت رد شده است و اشتباه است.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
🎓 آکادمی علمی بریتانیا( که عملا معتبرترین مرجع علم در تمام دنیاست) 7 نوامبر 2016 (کمتر از 3 ماه پیش) نشستی برگذار کرد پیرامون ناکارآمد بودن داروینیسم و تبادل نظر برای حذف کامل داروینیسم از جامعهی علمی و انتخاب گزینهای دیگر غیر از داروینیسم.
📚 لینک آکادمی علمی بریتانیا که 7 نوامبر 2016 نشستی برای حذف کامل داروینیسم برگذار کرد:
https://royalsociety.org/science-events-and-lectures/2016/11/evolutionary-biology/
دقت کنید که داروینیسم قرار نیست اصلاح یا آپدیت شود. آنقدر داروینیسم(جهشهای ژنی تصادفی و انتخاب طبیعی) با شواهد علمی که در سالهای اخیر کشف شده در تناقض است که همانگونه که دنیس نوبل اعلام کرد دیگر داروینیسم قابل اصلاح نیست و آکادمی علمی بریتانیا 7 نوامبر 2016 تشکیل جلسه داد برای حذف کامل داروینیسم, چون جهشهای ژنی تصادفی و انتخاب طبیعی به هیچ وجه نمیتوانند شکل گیری موجودات زنده را توجیه کنند.
📚 لینک هافینگتون پست:
http://www.huffingtonpost.com/suzan-mazur/replace-the-modern-sythes_b_5284211.html
✅ پاسخ: تاکنون دو پاسخ به ادعاهای کذب این کانال در مورد برگزیده شدن کتاب مایکل دنتون و رد فرگشت در وبسایت ساینس فوکوس داده ایم.
حال به بررسی ادعای جدید آنها می پردازیم.
آکادمی علمی بریتانیا در لینک داده شده ذکر کرده است:
Developments in evolutionary biology and adjacent fields have produced calls for revision of the standard theory of evolution
📝 ترجمه: پیشرفت ها در زیست شناسی فرگشتی و رشته های مرتبط نیازی برای تجدید نظر در نظریه استاندارد فرگشت ایجاد کرده اند.
◀ همه ی نظریه های علمی دچار تغییرات می شوند. علم همیشه پویاست و در حال کامل تر شدن هست. در لینک وبسایت آکادمی علمی بریتانیا آنچنان که مخالفین ذکر کرده اند هیچ چیزی درباره ی حذف کامل "داروینیسم" نوشته نشده است. هیچ نامی از هم کلمه darwinism نیامده است. متاسفانه مخالفان حتی معنای واژه هایی که به کار میبرند را هم به خوبی نمی دانند. در هیچ یک از مجامع علمی در حوزه زیست شناسی فرگشتی "داروینیسم" را آموزش نمی دهند. بلکه مکانیسم کنونی فرگشت که " تلفیق مدرن فرگشتی" نام دارد که توسط زیست شناسانی چون ارنست مایر و ار ای فیشر و دوبژانسکی با بکارگیری از اصول ژنتیک جمعیت در دهه ۳۰ و ۴۰ میلادی توسعه داده شده است. رسانه های معمولی از این مکانیسم با نام "نئوداروینیسم" یاد می کنند ولی نام علمی این مکانیسم "modern synthesis" است.
همانطور که گفتیم که در وبسایت آکادمی علمی بریتانیا به هیچ وجه ذکر نشده است که قصد دارند تا تلفیق مدرن فرگشتی را حذف کنند یا آنرا به طور کامل کنار بگذارند.
⤵️ حال به لینک مصاحبه ی دنیس نوبل که مخالفین می گویند اعلام کرده است که "دیگر داروینیسم قابل اصلاح نیست" می رویم تا ببینیم نظر شخص او چیست:
🔸در این مصاحبه دنیس نوبل می گوید که به نظر او باید جایگزینی جدید برای تلفیق مدرن بیاوریم. اولین دلیل او اینست که ما در حوزه اپی ژنتیک کشف کرده ایم که برخی صفات اکتسابی می توانند به وراثت برسند. در حالی که در تلفیق مدرن، هرگونه صفات وارثتی غیرمِندلی (مشابه نظرات لامارک) در نظر گرفته نشده اند و کار اصلی این تلفیق مدرن، حذف کامل وراثت صفات اکتسابی از مکانیسم فرگشت بوده است.
📝 متن اصلی:
In other words, to exclude any form of inheritance that was non-Mendelian, that was Lamarckian-like, was an essential part of the modern synthesis. What we are now discovering is that there are mechanisms by which some acquired characteristics can be inherited, and inherited robustly.
↩️ در ادامه می گوید که به نظر او باید تلفیق مدرن باید جایگزین شود. اما بلافاصله ذکر می کند که منظور او "جایگزین شدن" این نیست که مکانیسم تغییرات تصادفی و انتخاب طبیعی به عنوان یک مکانیسم وجود ندارند و اشتباه هستند. بلکه این مکانیسم تلفیق مدرن یکی از مکانیسم های دیگر برای وقوع فرگشت است که این مکانیسم ها باهم در تعامل هستند.
📝 متن اصلی:
By “replacement” I don’t mean to say that the mechanism of random change followed by selection does not exist as a possible mechanism. But it becomes one mechanism amongst many others, and those mechanisms must interact.
✅ دنیس نوبل به هیچ وجه نگفته است که تلفیق مدرن اشتباه است و چنین مکانیسمی وجود ندارد. بلکه با توجه به پیشرفت ها در حوزه اپی ژنتیک می گوید مکانیسم های طبیعی و علمی دیگری نیز در کنار آن وجود دارند.
✅ دیدیم که مخالفان، از بحث های تخصصی که هنوز بر روی آنها توافق همگانی وجود ندارد و بحث و گفتگو در مجامع علمی روی آنها باز است، نهایت سوء استفاده را می کنند تا نشان بدهند که فرگشت رد شده است و اشتباه است.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
❌ ادعا: 🎓 آکادمی علمی بریتانیا( که عملا معتبرترین مرجع علم در تمام دنیاست) 7 نوامبر 2016 (کمتر از 3 ماه پیش) نشستی برگذار کرد پیرامون ناکارآمد بودن داروینیسم و تبادل نظر برای حذف کامل داروینیسم از جامعهی علمی و انتخاب گزینهای دیگر غیر از داروینیسم. 📚 لینک…
⤵ادامه ی پست قبل:
◀کانال مذکور در ادامه ی ادعایشان ذکر کرده بودند که این بحث و گفتگو ها به این معناست که داروینیسم ناکارآمد است و حق با موسسه دیسکاوری (حامی طراحی هوشمند) بوده است.
◀اینکه دانشمندان بر روی این موضوع آیا اپی ژنتیک می تواند در مکانیسم های وقوع فرگشت قرار گیرد یا خیر گفتگو می کنند به این معناست که مخالفین فرگشت درست می گویند و حق با آنها بوده است؟ به ارث رسیدن بعضی صفات اکتسابی در اپی ژنتیک چه ارتباطی با "پیچیدگی فرونکاستنی" که بزرگترین دلیل ذکر شده توسط حامیان طراحی هوشمند و بارها و بارها در پژوهش های علمی مردود اعلام شده است دارد؟ خیر، بحث های تخصصی علمی هیچ سندی دال بر صحت ادعاهای طرفداران "شبه علم" ندارد. طراحی یک باور شبهعلمی است و در علوم طبیعی جایگاهی ندارد.
در پست بعدی به بررسی طراحی هوشمند می پردازیم.
◀کانال مذکور در ادامه ی ادعایشان ذکر کرده بودند که این بحث و گفتگو ها به این معناست که داروینیسم ناکارآمد است و حق با موسسه دیسکاوری (حامی طراحی هوشمند) بوده است.
◀اینکه دانشمندان بر روی این موضوع آیا اپی ژنتیک می تواند در مکانیسم های وقوع فرگشت قرار گیرد یا خیر گفتگو می کنند به این معناست که مخالفین فرگشت درست می گویند و حق با آنها بوده است؟ به ارث رسیدن بعضی صفات اکتسابی در اپی ژنتیک چه ارتباطی با "پیچیدگی فرونکاستنی" که بزرگترین دلیل ذکر شده توسط حامیان طراحی هوشمند و بارها و بارها در پژوهش های علمی مردود اعلام شده است دارد؟ خیر، بحث های تخصصی علمی هیچ سندی دال بر صحت ادعاهای طرفداران "شبه علم" ندارد. طراحی یک باور شبهعلمی است و در علوم طبیعی جایگاهی ندارد.
در پست بعدی به بررسی طراحی هوشمند می پردازیم.
✳️ مروری بر طراحی هوشمند
🔹نظریه فرگشت در اثر انتخاب طبیعی همواره ناگزیر بوده است که با اعتراض های وارد از جانب اشخاصی مقابله کند که آن نظریه را متضاد با آموزه های دینی، بویژه متضاد با آموزه های آفرینش خاص میدانند؛ چنین آموزه ای بر بنیاد این عقیده قرار دارد که خدا هر نوعی از انواع موجودات را به صورت منفرد آفریده است. تفکر آفرینش باوری و به بیان جدید تر، طراحی هوشمند(Intelligent design)، مبتنی بر این عقیده است که به علت وجود پیچیدگی سیستم های زیستی، که از آن با عنوان پیچیدگی تقلیل ناپذیر (Irreducible complexity) نام میبرند، سیستم های زیستی الزاما به نوعی طراح هوشمند نیازمند هستند، چون پیدایش این سیستم های دقیق و پیچیده نمیتواند نتیجه فرآیندهای تصادفی در طبیعت باشد. استنتاج آفریننده از وجود پیچیدگی را برهان اتقان صنع یا همان برهان نظم (cosmological argument) می نامند. بسیاری از منتقدین فرگشت، بر این عقیده هستند که طبیعت همانند ساعتی بسیار منظم و پیچیده الزاما نیاز به طراح و مهندسی دارد که هوشمند باشد، این تفکر که در فلسفه با عنوان Clockwork-universe شناخته میشود، به سال ۱۸۰۲ باز میگردد. برای اولین بار ویلیام پیلی(۱۸۰۵-۱۷۴۳) اصطلاح، ساعت وار بودن ساختار و عملکرد جهان را مطرح کرد.
🔸اکنون میخواهم مبانی تفکر طراحی هوشمند را مورد بررسی قرار دهم. این تفکر بر دو رکن اساسی استوار است:
1⃣ پیچیدگی تقلیل ناپذیر: این اصطلاح را برای اولین بار یک بیوشیمیست آمریکایی به نام مایکل بیهی (michael behe) به کار برد، او در کتاب خود با عنوان “جعبه سیاه داروین” این ادعا را مطرح کرد که سیستم های زیستی و کمپلکس های پیچیده زیست شناختی نمیتوانند بدون وجود طراحی هوشمند بوجود بیایند. این ادعای برخی از معتقدین به طراحی هوشمند، نوعی “مغالطه توسل به جهل” است، بر اساس معادلات ریاضی تئوری فرگشت، تمام مکانیسم های زیست شناختی با هدایت انتخاب طبیعی به پیش میروند و هیچ نیازی به یک هدایت گر ندارند. همان طور که امروزه میدانیم فرگشت؛ اساسا مکانیسمی است که بنیاد آن بر فرآیندهای تصادفی (Random) است که در سطوح مولکولی رخ میدهند، مکانیسم های تصادفی در فرگشت توالی های نوکلئوتیدی دی ان ای میتوانند، در مقیاس های زمانی بسیار کلان، سیستم های بسیار پیچیده را بوجود بیاورند. یکی از نقاط قوت تئوری فرگشت عمق ریاضیاتی بسیار زیادی است که در این نظریه علمی وجود دارد، مدلهای ریاضیاتی بسیار قوی در این تئوری وجود دارند که از طریق استنتاج های قوی، “واگرایی” را دنیایی زیست شناسی اثبات میکنند.
🔻ایرادات فراوانی به این استدلال طرفداران طراحی هوشمند مطرح است، یکی از این ایرادات این است که این تفکر کاملا شبه-علمی است، نظریات علمی کاملا روش شناختی (Methodological) هستند و نه گزاره ای (propositional). به این معنا که در علم، روش مندی علمی وجود دارد و نمیتوان به صرف پیچیده بودن نتیجه گرفت که طراح و مهندسی هوشمند وجود دارد و سپس نظریه داد! بلکه باید تمام مشاهدات و تجربیات ما در یک روند مشخص (scientific approach) به محک آزمایش گذاشته شده، مدل سازی ریاضیاتی شده و سپس در صورت هماهنگی نتایج آزمایش های فراوان و نتایج پیش بینی های دانشمندان با استفاده از مدلها، یک نظریه ارایه شود. دنیای علم کاملا بر تفسیرهای طبیعی استوار است و نه تفسیر های فرا طبیعی. طراحی هوشمند بدون در نظر گرفتن علل طبیعی مستقیما پیچیدگی های زیست شناختی را به خالقی هوشمند و فراطبیعی نسبت میدهد،بدون اینکه حتی دلایل علمی و عقلی کافی داشته باشد.برای مکانیسم های زیستی دلایل کاملا طبیعی وجود دارد، و اگر مکانیسمی ناشناخته مانده به هیچ عنوان مجوزی برای صدور گزاره های شبه-علمی و فراطبیعی نخواهد بود، به عبارت بهتر علل طبیعی ناشناخته میتواند در مورد بسیاری از پروسه ها در طبیعت وجود داشته باشد اما این به معنای وجود مکانیسم های فراطبیعی نیست. طراحی هوشمند، هیچ گونه فرمول بندی ریاضیاتی ندارد، تمام تفکر طراحی هوشمند بر اساس استدلال های تمثیلی است، که در فلسفه اصلا از جایگاهی محکمی برخوردار نیستند. در این نوع استدلال،به صرف شبیه بودن دو چیز در یک مشخصه نتیجه میگیریم که این دو چیز در جنبه های دیگر هم درست مانند یک دیگر هستند، مثلا: طبیعت پیچیده است، ساعت هم پیچیده است،حال چون ساعت طراح دارد پس، طبیعت هم طراح دارد! خوب این نحوه استدلال اصلا جایگاهی در بین فلاسفه و دانشمندان ندارد. نکته مهم دیگر در مورد طراحی هوشمند این است که، رویکرد دانشمندان در علم کاملا ابطال گرایانه است، یعنی گزاره ای علمی است که بتوان آن را به محک آزمون گذاشت و نادرستی آن را اثبات کرد. این ویژگیها اساسا در طراحی هوشمند وجود ندارد.
🔹نظریه فرگشت در اثر انتخاب طبیعی همواره ناگزیر بوده است که با اعتراض های وارد از جانب اشخاصی مقابله کند که آن نظریه را متضاد با آموزه های دینی، بویژه متضاد با آموزه های آفرینش خاص میدانند؛ چنین آموزه ای بر بنیاد این عقیده قرار دارد که خدا هر نوعی از انواع موجودات را به صورت منفرد آفریده است. تفکر آفرینش باوری و به بیان جدید تر، طراحی هوشمند(Intelligent design)، مبتنی بر این عقیده است که به علت وجود پیچیدگی سیستم های زیستی، که از آن با عنوان پیچیدگی تقلیل ناپذیر (Irreducible complexity) نام میبرند، سیستم های زیستی الزاما به نوعی طراح هوشمند نیازمند هستند، چون پیدایش این سیستم های دقیق و پیچیده نمیتواند نتیجه فرآیندهای تصادفی در طبیعت باشد. استنتاج آفریننده از وجود پیچیدگی را برهان اتقان صنع یا همان برهان نظم (cosmological argument) می نامند. بسیاری از منتقدین فرگشت، بر این عقیده هستند که طبیعت همانند ساعتی بسیار منظم و پیچیده الزاما نیاز به طراح و مهندسی دارد که هوشمند باشد، این تفکر که در فلسفه با عنوان Clockwork-universe شناخته میشود، به سال ۱۸۰۲ باز میگردد. برای اولین بار ویلیام پیلی(۱۸۰۵-۱۷۴۳) اصطلاح، ساعت وار بودن ساختار و عملکرد جهان را مطرح کرد.
🔸اکنون میخواهم مبانی تفکر طراحی هوشمند را مورد بررسی قرار دهم. این تفکر بر دو رکن اساسی استوار است:
1⃣ پیچیدگی تقلیل ناپذیر: این اصطلاح را برای اولین بار یک بیوشیمیست آمریکایی به نام مایکل بیهی (michael behe) به کار برد، او در کتاب خود با عنوان “جعبه سیاه داروین” این ادعا را مطرح کرد که سیستم های زیستی و کمپلکس های پیچیده زیست شناختی نمیتوانند بدون وجود طراحی هوشمند بوجود بیایند. این ادعای برخی از معتقدین به طراحی هوشمند، نوعی “مغالطه توسل به جهل” است، بر اساس معادلات ریاضی تئوری فرگشت، تمام مکانیسم های زیست شناختی با هدایت انتخاب طبیعی به پیش میروند و هیچ نیازی به یک هدایت گر ندارند. همان طور که امروزه میدانیم فرگشت؛ اساسا مکانیسمی است که بنیاد آن بر فرآیندهای تصادفی (Random) است که در سطوح مولکولی رخ میدهند، مکانیسم های تصادفی در فرگشت توالی های نوکلئوتیدی دی ان ای میتوانند، در مقیاس های زمانی بسیار کلان، سیستم های بسیار پیچیده را بوجود بیاورند. یکی از نقاط قوت تئوری فرگشت عمق ریاضیاتی بسیار زیادی است که در این نظریه علمی وجود دارد، مدلهای ریاضیاتی بسیار قوی در این تئوری وجود دارند که از طریق استنتاج های قوی، “واگرایی” را دنیایی زیست شناسی اثبات میکنند.
🔻ایرادات فراوانی به این استدلال طرفداران طراحی هوشمند مطرح است، یکی از این ایرادات این است که این تفکر کاملا شبه-علمی است، نظریات علمی کاملا روش شناختی (Methodological) هستند و نه گزاره ای (propositional). به این معنا که در علم، روش مندی علمی وجود دارد و نمیتوان به صرف پیچیده بودن نتیجه گرفت که طراح و مهندسی هوشمند وجود دارد و سپس نظریه داد! بلکه باید تمام مشاهدات و تجربیات ما در یک روند مشخص (scientific approach) به محک آزمایش گذاشته شده، مدل سازی ریاضیاتی شده و سپس در صورت هماهنگی نتایج آزمایش های فراوان و نتایج پیش بینی های دانشمندان با استفاده از مدلها، یک نظریه ارایه شود. دنیای علم کاملا بر تفسیرهای طبیعی استوار است و نه تفسیر های فرا طبیعی. طراحی هوشمند بدون در نظر گرفتن علل طبیعی مستقیما پیچیدگی های زیست شناختی را به خالقی هوشمند و فراطبیعی نسبت میدهد،بدون اینکه حتی دلایل علمی و عقلی کافی داشته باشد.برای مکانیسم های زیستی دلایل کاملا طبیعی وجود دارد، و اگر مکانیسمی ناشناخته مانده به هیچ عنوان مجوزی برای صدور گزاره های شبه-علمی و فراطبیعی نخواهد بود، به عبارت بهتر علل طبیعی ناشناخته میتواند در مورد بسیاری از پروسه ها در طبیعت وجود داشته باشد اما این به معنای وجود مکانیسم های فراطبیعی نیست. طراحی هوشمند، هیچ گونه فرمول بندی ریاضیاتی ندارد، تمام تفکر طراحی هوشمند بر اساس استدلال های تمثیلی است، که در فلسفه اصلا از جایگاهی محکمی برخوردار نیستند. در این نوع استدلال،به صرف شبیه بودن دو چیز در یک مشخصه نتیجه میگیریم که این دو چیز در جنبه های دیگر هم درست مانند یک دیگر هستند، مثلا: طبیعت پیچیده است، ساعت هم پیچیده است،حال چون ساعت طراح دارد پس، طبیعت هم طراح دارد! خوب این نحوه استدلال اصلا جایگاهی در بین فلاسفه و دانشمندان ندارد. نکته مهم دیگر در مورد طراحی هوشمند این است که، رویکرد دانشمندان در علم کاملا ابطال گرایانه است، یعنی گزاره ای علمی است که بتوان آن را به محک آزمون گذاشت و نادرستی آن را اثبات کرد. این ویژگیها اساسا در طراحی هوشمند وجود ندارد.