Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/VjtgXX
🆔 @big_bangpage
◀ موجودات تک سلولی نیز قابلیت یادگیری دارند
بر اساس مطالعه ای که توسط مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه انجام شده است، مشخص شد که موجودات تک سلولی نیز قادر به آموختن از تجارب خود برای انطباق رفتارشان با محیط اطرافشان هستند.مطالعات تیمی بین المللی از دانشمندان و پژوهشگران که در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه به بررسی ساختار یادگیری موجودات پرداخته اند؛ نشان داد که پدیده یادگیری و کسب تجربه ارتباط چندانی با دارا بودن سیستم پیچیده مغزی نداشته و حتی موجودات تک سلولی نیز می توانند از تجربیات و شرایط محیطی جهت انطباق پذیری با محیط اطراف خود بهره ببرند. کشف فوق از این منظر دارای اهمیت فرالوانی است که می تواند به روشن شدن منشاء یادگیری در طول دوره تکامل کمک کند.
در همین رابطه رومن بویسیو زیست شناس فرانسوی، و از اعضای این تیم تحقیقاتی در توضیح یافته های فوق به خبرگزاری اسپانیا اعلام کرد: در پی مطالعات انجام شده؛ می توان به طور قطعی اعلام کرد که موجودات تک سلولی نیز قابلیت تجربه اندوزی و یادگیری دارند و در صورتی که به طور کامل ثابت شود سلول های سرطانی نیز قادر به یادگیری هستند، این یافته اثرات درمانی فوق العاده مهمی بر سلول های سرطانی و نحوه مواجهه با آنها خواهد داشت...
جزئیات بیشتر مقاله::: goo.gl/nT2uTf
🆔 @big_bangpage
🆔 @big_bangpage
◀ موجودات تک سلولی نیز قابلیت یادگیری دارند
بر اساس مطالعه ای که توسط مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه انجام شده است، مشخص شد که موجودات تک سلولی نیز قادر به آموختن از تجارب خود برای انطباق رفتارشان با محیط اطرافشان هستند.مطالعات تیمی بین المللی از دانشمندان و پژوهشگران که در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه به بررسی ساختار یادگیری موجودات پرداخته اند؛ نشان داد که پدیده یادگیری و کسب تجربه ارتباط چندانی با دارا بودن سیستم پیچیده مغزی نداشته و حتی موجودات تک سلولی نیز می توانند از تجربیات و شرایط محیطی جهت انطباق پذیری با محیط اطراف خود بهره ببرند. کشف فوق از این منظر دارای اهمیت فرالوانی است که می تواند به روشن شدن منشاء یادگیری در طول دوره تکامل کمک کند.
در همین رابطه رومن بویسیو زیست شناس فرانسوی، و از اعضای این تیم تحقیقاتی در توضیح یافته های فوق به خبرگزاری اسپانیا اعلام کرد: در پی مطالعات انجام شده؛ می توان به طور قطعی اعلام کرد که موجودات تک سلولی نیز قابلیت تجربه اندوزی و یادگیری دارند و در صورتی که به طور کامل ثابت شود سلول های سرطانی نیز قادر به یادگیری هستند، این یافته اثرات درمانی فوق العاده مهمی بر سلول های سرطانی و نحوه مواجهه با آنها خواهد داشت...
جزئیات بیشتر مقاله::: goo.gl/nT2uTf
🆔 @big_bangpage
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
یادگیری موجودات تک سلولی:این عکس نشان می دهدکه ارگانیسم تک سلولی فیساروم پلی سفالوم چگونه از طریق خوگیری یادمی گیرد حضور گنه گنه(ماده ای تلخ) را در حین حرکت به سمت غذا نادیده بگیرد
🆔 @big_bangpage
🆔 @big_bangpage
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/K44q2i
🆔 @big_bangpage
معمای ژنتیکی ۵۱ میلیون ساله نظریه داروین حل شد
یک معمای ۵۱ میلیون ساله در مورد ژن مسئول خصوصیات باروری در نوعی گل که پرفسور چارلز داروین ۱۵۰ سال پیش مطرح کرده بود، توسط دانشمندان انگلیسی کشف شد. نظریه داروین بر این اساس بود که برخی گونههای گیاه پامچال دارای دو نوع گل بوده و طول اندام تولید مثل نر و ماده آنها متفاوت است تا حشرات گرده افشان بتوانند آنها را باهم پیوند بزنند. محققان دانشگاه ایست آنگلیا با بررسی عمیقتر این فرضیه توانستند یک معمای ژنتیکی ۵۱٫۷ میلیون ساله را حل کنند. آنها مجموعهای از ژنهای مسئول صفات تولید مثلی گل پامچال را شناسایی کردند.
بینش راهگشای داروین در مورد اهمیت دو گونه گل موسوم به “Pin” و “Thrum” منجر به ایجاد مفهوم چندریختی یا هترواستیلی شد و تحقیقات بعدی به شکلگیری نظریه ژنتیک مدرن کمک کرد. چندریختی به دستهای از گلهای دوجنسی یا هرمافرودیت گفته میشود که دارای خامه و پرچم ناهماندازه از دید بلندی هستند. اکنون محققان انگلیسی دقیقا دریافتهاند که کدام بخش از کد ژنتیکی این گونهها باعث شکلگیری آنها به این شکل در ۵۱ میلیون سال قبل شده است.ابرژنها به مجموعههایی از ژنهای به هم مرتبط گفته میشود که همیشه با هم به عنوان یک واحد به ارث میرسند و زیست شناسی پیچیده را کنترل میکنند...
جزئیات بیشتر مقاله:: goo.gl/4THdPR
🆔 @big_bangpage
معمای ژنتیکی ۵۱ میلیون ساله نظریه داروین حل شد
یک معمای ۵۱ میلیون ساله در مورد ژن مسئول خصوصیات باروری در نوعی گل که پرفسور چارلز داروین ۱۵۰ سال پیش مطرح کرده بود، توسط دانشمندان انگلیسی کشف شد. نظریه داروین بر این اساس بود که برخی گونههای گیاه پامچال دارای دو نوع گل بوده و طول اندام تولید مثل نر و ماده آنها متفاوت است تا حشرات گرده افشان بتوانند آنها را باهم پیوند بزنند. محققان دانشگاه ایست آنگلیا با بررسی عمیقتر این فرضیه توانستند یک معمای ژنتیکی ۵۱٫۷ میلیون ساله را حل کنند. آنها مجموعهای از ژنهای مسئول صفات تولید مثلی گل پامچال را شناسایی کردند.
بینش راهگشای داروین در مورد اهمیت دو گونه گل موسوم به “Pin” و “Thrum” منجر به ایجاد مفهوم چندریختی یا هترواستیلی شد و تحقیقات بعدی به شکلگیری نظریه ژنتیک مدرن کمک کرد. چندریختی به دستهای از گلهای دوجنسی یا هرمافرودیت گفته میشود که دارای خامه و پرچم ناهماندازه از دید بلندی هستند. اکنون محققان انگلیسی دقیقا دریافتهاند که کدام بخش از کد ژنتیکی این گونهها باعث شکلگیری آنها به این شکل در ۵۱ میلیون سال قبل شده است.ابرژنها به مجموعههایی از ژنهای به هم مرتبط گفته میشود که همیشه با هم به عنوان یک واحد به ارث میرسند و زیست شناسی پیچیده را کنترل میکنند...
جزئیات بیشتر مقاله:: goo.gl/4THdPR
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ریچارد داوکینز: چرا هنوز شامپانزهها وجود دارند؟
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت : 720 HD
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت : 720 HD
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریچارد داوکینز: چرا هنوز شامپانزهها وجود دارند؟
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت: 640*360
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت: 640*360
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/CCB0jb
🆔 @big_bangpage
◀ کشف رد پاهای چند میلیون ساله اجداد انسان
محققان رد پای انسان های اولیه به قدمت چند میلیون سال را در تانزانیا کشف کرده اند که در نزدیکی محل کشف رد پاهای مشابهی در دهه ۱۹۷۰ است.این ردپاها هنگام عبور گروهی از انسان های اولیه از روی خاکستر آتشفشانی به جا مانده است. استرالوپیتکوس آفارانسیس – که رد پاها ظاهرا متعلق به آن است – یکی از قدیمی ترین و اولیه ترین گونه های انسان نما بوده است. دانشمندان می گویند این رد پاها سرنخی از نوع زندگی این گونه به دست می دهد. صاحبان این مجموعه از رد پاها افرادی با جثه های کوچک تا بزرگ بوده اند.
فسیل لوسی، یک موجود کوچک مونث که حدود ۳.۲ میلیون سال قبل در اتیوپی زندگی می کرد، معروف ترین نماینده این گروه از انسان های اولیه است. دانشمندان با توجه به اندازه رد پاها احتمال می دهند که اینها متعلق به یک موجود مذکر بزرگسال همراه چند مونث کوچکتر باشد. پروفسور جورجیو مانزی، مدیر این پروژه باستان شناسی در تانزانیا، گفت: «وقتی این شواهد تازه در کنار یافته های قبلی گذاشته می شود، تصویری از عبور جمعی هومنیین های اولیه از این نقطه پس از فوران آتشفشانی و بارندگی متعاقب آن را ترسیم می کند.»
پروفسور مانزی افزود: «رد پاهای یکی از این افراد به طور حیرت انگیزی بزرگتر از باقی اعضای گروه است، که نشان می دهد او یک موجود بزرگ مذکر بوده است. در واقع، با توجه به اندازه رد پا قد او را ۱۶۵ سانتیمتر تخمین می زنیم که بزرگترین نمونه از یک استرالوپیتکوس است که تاکنون شناسایی شده است.»..
ادامه و بیشتر::: goo.gl/VMM2iw
🆔 @big_bangpage
◀ کشف رد پاهای چند میلیون ساله اجداد انسان
محققان رد پای انسان های اولیه به قدمت چند میلیون سال را در تانزانیا کشف کرده اند که در نزدیکی محل کشف رد پاهای مشابهی در دهه ۱۹۷۰ است.این ردپاها هنگام عبور گروهی از انسان های اولیه از روی خاکستر آتشفشانی به جا مانده است. استرالوپیتکوس آفارانسیس – که رد پاها ظاهرا متعلق به آن است – یکی از قدیمی ترین و اولیه ترین گونه های انسان نما بوده است. دانشمندان می گویند این رد پاها سرنخی از نوع زندگی این گونه به دست می دهد. صاحبان این مجموعه از رد پاها افرادی با جثه های کوچک تا بزرگ بوده اند.
فسیل لوسی، یک موجود کوچک مونث که حدود ۳.۲ میلیون سال قبل در اتیوپی زندگی می کرد، معروف ترین نماینده این گروه از انسان های اولیه است. دانشمندان با توجه به اندازه رد پاها احتمال می دهند که اینها متعلق به یک موجود مذکر بزرگسال همراه چند مونث کوچکتر باشد. پروفسور جورجیو مانزی، مدیر این پروژه باستان شناسی در تانزانیا، گفت: «وقتی این شواهد تازه در کنار یافته های قبلی گذاشته می شود، تصویری از عبور جمعی هومنیین های اولیه از این نقطه پس از فوران آتشفشانی و بارندگی متعاقب آن را ترسیم می کند.»
پروفسور مانزی افزود: «رد پاهای یکی از این افراد به طور حیرت انگیزی بزرگتر از باقی اعضای گروه است، که نشان می دهد او یک موجود بزرگ مذکر بوده است. در واقع، با توجه به اندازه رد پا قد او را ۱۶۵ سانتیمتر تخمین می زنیم که بزرگترین نمونه از یک استرالوپیتکوس است که تاکنون شناسایی شده است.»..
ادامه و بیشتر::: goo.gl/VMM2iw
Forwarded from دانش، آگاهی
خزنده درون شما و فرگشت استخوان های گوش میانی
https://goo.gl/ZfjBUj
در مستند "خزنده درون شما" که محصول کمپانی PBS میباشد، دکتر نیل شوبین بطور مختصر فرایند فرگشت استخوان های گوش میانی را تشریح میکند.
اجداد خزنده ما، همانند خزندگان امروزی تنها یک استخوان در گوش میانی داشتند که ارتعاشات پرده گوش را به گوش درونی منتقل میکند. اما در انسان و سایر پستانداران، گوش میانی ساختمانی پیچیده تر دارد که قدرت شنوایی ما را بمراتب بهبود میبخشد. گوش میانی از سه استخوان کوچک تشکیل شده است که استخوانهای چکشی، سندابی و رکابی میباشند. این سه با یکدیگر مکانیزمی را تشکیل میدهند که قادر است ارتعاشات دریافتی از پرده گوش را تقویت و سپس به گوش درونی منتقل کند.
اما سؤال این است که چگونه پستانداران در گوش خود دو استخوان اضافی بدست آوردند؟
دکتر شوبین توضیح میدهد که دو استخوان اضافی در گذشته های دور قسمتی از آرواره پایین خزنده بودند که استخوان اصلی آرواره را به کاسه سر متصل میکردند، اما در طی میلیونها سال دگرگونش، بمرور استخوان اصلی آرواره بزرگ و بزرگتر شد تا بدانجا که مستقیما به کاسه سر متصل گشت. دو استخوان دیگر نیز در طول زمان کوچکتر شدند و در نهایت به استخوان گوش میانی پیوستند.
او چند فسیل بدست آمده از پستانداران اولیه در آفریقای جنوبی را نشان میدهد که استخوان های تشکیل دهنده آرواره پایینی آنها حد واسط بین خزندگان و پستانداران امروزی است. استخوان حامل دندانها بزرگتر شده ولی کماکان از طریق دو استخوان کوچک به کاسه سر متصل است.
یکی از شاگردان سابق دکتر شوبین که خانم کارن سیرز میباشد با مطالعه نوعی پستاندار کوچک بنام صاریغ یا ساریگ (opposum) نشان میدهد که چگونه 300 میلیون سال فرگشت گوش میانی تنها در طی چند ماه در این جانور تکرار میشود. آرواره پایینی نوزاد این پستاندار هنگام تولد دارای سه استخوان میباشد که همانند خزندگان است و تا هنگامی که جانور به بزرگسالی میرسد، ساختار آرواره و گوش میانی تغییر کرده و مشابه سایر پستانداران میگردد.
دکتر شوبین در پایان به طنز میگوید: بسیار جالب است که ما با استخوانهایی میشنویم که اجداد خزنده ما با آنها غذا میخوردند.
مترجم: امیر رحمانی
جزئیات و تصاویر بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/62
https://goo.gl/ZfjBUj
در مستند "خزنده درون شما" که محصول کمپانی PBS میباشد، دکتر نیل شوبین بطور مختصر فرایند فرگشت استخوان های گوش میانی را تشریح میکند.
اجداد خزنده ما، همانند خزندگان امروزی تنها یک استخوان در گوش میانی داشتند که ارتعاشات پرده گوش را به گوش درونی منتقل میکند. اما در انسان و سایر پستانداران، گوش میانی ساختمانی پیچیده تر دارد که قدرت شنوایی ما را بمراتب بهبود میبخشد. گوش میانی از سه استخوان کوچک تشکیل شده است که استخوانهای چکشی، سندابی و رکابی میباشند. این سه با یکدیگر مکانیزمی را تشکیل میدهند که قادر است ارتعاشات دریافتی از پرده گوش را تقویت و سپس به گوش درونی منتقل کند.
اما سؤال این است که چگونه پستانداران در گوش خود دو استخوان اضافی بدست آوردند؟
دکتر شوبین توضیح میدهد که دو استخوان اضافی در گذشته های دور قسمتی از آرواره پایین خزنده بودند که استخوان اصلی آرواره را به کاسه سر متصل میکردند، اما در طی میلیونها سال دگرگونش، بمرور استخوان اصلی آرواره بزرگ و بزرگتر شد تا بدانجا که مستقیما به کاسه سر متصل گشت. دو استخوان دیگر نیز در طول زمان کوچکتر شدند و در نهایت به استخوان گوش میانی پیوستند.
او چند فسیل بدست آمده از پستانداران اولیه در آفریقای جنوبی را نشان میدهد که استخوان های تشکیل دهنده آرواره پایینی آنها حد واسط بین خزندگان و پستانداران امروزی است. استخوان حامل دندانها بزرگتر شده ولی کماکان از طریق دو استخوان کوچک به کاسه سر متصل است.
یکی از شاگردان سابق دکتر شوبین که خانم کارن سیرز میباشد با مطالعه نوعی پستاندار کوچک بنام صاریغ یا ساریگ (opposum) نشان میدهد که چگونه 300 میلیون سال فرگشت گوش میانی تنها در طی چند ماه در این جانور تکرار میشود. آرواره پایینی نوزاد این پستاندار هنگام تولد دارای سه استخوان میباشد که همانند خزندگان است و تا هنگامی که جانور به بزرگسالی میرسد، ساختار آرواره و گوش میانی تغییر کرده و مشابه سایر پستانداران میگردد.
دکتر شوبین در پایان به طنز میگوید: بسیار جالب است که ما با استخوانهایی میشنویم که اجداد خزنده ما با آنها غذا میخوردند.
مترجم: امیر رحمانی
جزئیات و تصاویر بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/62
❌ ادعا :
نظریه های علمی همیشه در حال تغییر هستند. شما نمی توانید به آنچه دانشمندان می گویند اعتماد کنید. چون ممکن است فردا چیز دیگری بگویند.
✅ پاسخ:
۱- علم سوالات دشوار در مورد زمینه های ناشناخته را بررسی می کند. دانشمندان نیز انسان هستند، پس این اجتناب ناپذیر است که یافته های علمی کامل نباشد. به هر حال، علم با بررسی های بیشتر و بیشتر کار می کند. این به این معنی است که نتایج علمی دائما با یافته های جدید بررسی می شوند. دلیل اینکه بعضی یافته ها تغییر می کنند این است که آنها اصلاح می شوند. این فرآیند اصلاح کمک کرده است که علم به یکی از موفق ترین قسمت های تلاش انسان تبدیل شود. کسانی که نمی شود به آنها اعتماد کرد افرادی هستند که [ادعا می کنند] همیشه درست می گویند!
۲- زمانی که شواهد بیشتری جمع آوری می شود، یافته های علمی بیشتر و بیشتر قطعی می شوند.
نظریه هایی که چندین دهه با مطالعات تطابق داشته اند، احتمال دارد که در جزییاتشان دچار تصحیح هایی بشوند، اما این تقریبا غیرممکن است که آنها به طور کامل سرنگون شوند.
✳️کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
نظریه های علمی همیشه در حال تغییر هستند. شما نمی توانید به آنچه دانشمندان می گویند اعتماد کنید. چون ممکن است فردا چیز دیگری بگویند.
✅ پاسخ:
۱- علم سوالات دشوار در مورد زمینه های ناشناخته را بررسی می کند. دانشمندان نیز انسان هستند، پس این اجتناب ناپذیر است که یافته های علمی کامل نباشد. به هر حال، علم با بررسی های بیشتر و بیشتر کار می کند. این به این معنی است که نتایج علمی دائما با یافته های جدید بررسی می شوند. دلیل اینکه بعضی یافته ها تغییر می کنند این است که آنها اصلاح می شوند. این فرآیند اصلاح کمک کرده است که علم به یکی از موفق ترین قسمت های تلاش انسان تبدیل شود. کسانی که نمی شود به آنها اعتماد کرد افرادی هستند که [ادعا می کنند] همیشه درست می گویند!
۲- زمانی که شواهد بیشتری جمع آوری می شود، یافته های علمی بیشتر و بیشتر قطعی می شوند.
نظریه هایی که چندین دهه با مطالعات تطابق داشته اند، احتمال دارد که در جزییاتشان دچار تصحیح هایی بشوند، اما این تقریبا غیرممکن است که آنها به طور کامل سرنگون شوند.
✳️کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from Big Bang
اگر دنبال یه کانال جذاب علمی و نجومی هستید، کانال زیر رو از دست ندید 😍🎇👇
https://telegram.me/joinchat/BlJ5bTwopeBp9COtTkiZxQ
https://telegram.me/joinchat/BlJ5bTwopeBp9COtTkiZxQ
Forwarded from عکس نگار
🆔 @big_bangpage
انقراض گونه های جانوری در حال وقوع است!
بر کسی پوشیده نیست که تغییرات آب و هوایی ناشی از مصنوعات انسانی به وقوع نسل کشی هایی منجر می شود که انتظار می رود بسیاری از گونه های حیوانی و گیاهی را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس بعضی از مطالعات صورت گرفته، بعضی از گونه ها در حال انقراض هستند. اگر این جملات شما را آزرده کرد، شنیدن جمله ی بعد نیز آسان نخواهد بود: تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه آریزونا حاکی از آن است که ۴۷ درصد از گونه های گیاهی و حیوانی مورد مطالعه قرار گرفته، هم اکنون در معرض انقراض نسل به دلیل تغییرات آب و هوایی محلی هستند.
تغییرات آب و هوایی تعادل موجود در بسیاری از اکوسیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهد و بسیاری از گونه ها را مجبور به مهاجرت به مناطق سردسیر و مرتفع کرده است. بسیاری از مکان هایی که سابقا محل گسترش و رشد بعضی گونه های گیاهی و حیوانی بودند؛ اکنون توسط همین گونه ها طرد شده اند.
این اتفاقات در گرمترین قسمت رده ی گونه های مذکور روی داده است، اما پژوهش های جدید تنها با اتکا به رده به مطالعه ی انقراض های محلی نمی پردازد. پژوهشگران مذکور تعداد انقراض های محلی(با توجه به منطقه)، تعداد محل سکونت و گروه های موجودات زنده را نیز مورد مطالعه قرار دادند. تعداد گروه ها و محل های سکونت تقریبا نصف اندازه بود؛ اما یافته ها بسته به نواحی مختلف فرق می کردند. انقراض های محلی در مناطق کویری دو برابر ِ مناطق معتدل از نظر آب و هوایی بوده است...
جزئیات بیشتر:::goo.gl/78RwXd
ترجمه: اصغر مرتضایی / سایت بیگ بنگ
انقراض گونه های جانوری در حال وقوع است!
بر کسی پوشیده نیست که تغییرات آب و هوایی ناشی از مصنوعات انسانی به وقوع نسل کشی هایی منجر می شود که انتظار می رود بسیاری از گونه های حیوانی و گیاهی را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس بعضی از مطالعات صورت گرفته، بعضی از گونه ها در حال انقراض هستند. اگر این جملات شما را آزرده کرد، شنیدن جمله ی بعد نیز آسان نخواهد بود: تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه آریزونا حاکی از آن است که ۴۷ درصد از گونه های گیاهی و حیوانی مورد مطالعه قرار گرفته، هم اکنون در معرض انقراض نسل به دلیل تغییرات آب و هوایی محلی هستند.
تغییرات آب و هوایی تعادل موجود در بسیاری از اکوسیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهد و بسیاری از گونه ها را مجبور به مهاجرت به مناطق سردسیر و مرتفع کرده است. بسیاری از مکان هایی که سابقا محل گسترش و رشد بعضی گونه های گیاهی و حیوانی بودند؛ اکنون توسط همین گونه ها طرد شده اند.
این اتفاقات در گرمترین قسمت رده ی گونه های مذکور روی داده است، اما پژوهش های جدید تنها با اتکا به رده به مطالعه ی انقراض های محلی نمی پردازد. پژوهشگران مذکور تعداد انقراض های محلی(با توجه به منطقه)، تعداد محل سکونت و گروه های موجودات زنده را نیز مورد مطالعه قرار دادند. تعداد گروه ها و محل های سکونت تقریبا نصف اندازه بود؛ اما یافته ها بسته به نواحی مختلف فرق می کردند. انقراض های محلی در مناطق کویری دو برابر ِ مناطق معتدل از نظر آب و هوایی بوده است...
جزئیات بیشتر:::goo.gl/78RwXd
ترجمه: اصغر مرتضایی / سایت بیگ بنگ
❌ ادعا:
فرگشت می گوید که شما از نسل یک میمون هستید، آیا شما می خواهید از یک میمون سرچشمه گرفته باشید؟
✅ پاسخ:
۱- آنچه که ما می خواهیم واقعیت را تعیین نمی کند. این باور که واقعیت مطیع تمایلات ماست یک نوع غرور است.
۲- ما از نسل میمون های امروزی نیستیم، با میمون های امروزی به این دلیل مرتبط هستیم که در گذشته با آنها اجداد مشترکی داشته ایم. چه ایرادی در مرتبط بودن با میمون وجود دارد؟ در سنت یوروبا اعتقاد بر این است که دوقلوها به طور مستقیم از میمون ها سرچشمه می گیرند، و دوقلوها خوش اقبال در نظر گرفته می شوند (Courlander 1996, 233-238). اینکه با میمون ها مرتبط باشید شما را یک میمون نمی کند. این موضوع هیچ تفاوتی در چیزی که هستید ایجاد نمی کند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔 @iran_evolution
فرگشت می گوید که شما از نسل یک میمون هستید، آیا شما می خواهید از یک میمون سرچشمه گرفته باشید؟
✅ پاسخ:
۱- آنچه که ما می خواهیم واقعیت را تعیین نمی کند. این باور که واقعیت مطیع تمایلات ماست یک نوع غرور است.
۲- ما از نسل میمون های امروزی نیستیم، با میمون های امروزی به این دلیل مرتبط هستیم که در گذشته با آنها اجداد مشترکی داشته ایم. چه ایرادی در مرتبط بودن با میمون وجود دارد؟ در سنت یوروبا اعتقاد بر این است که دوقلوها به طور مستقیم از میمون ها سرچشمه می گیرند، و دوقلوها خوش اقبال در نظر گرفته می شوند (Courlander 1996, 233-238). اینکه با میمون ها مرتبط باشید شما را یک میمون نمی کند. این موضوع هیچ تفاوتی در چیزی که هستید ایجاد نمی کند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔 @iran_evolution
جهش ژن.pdf
460.4 KB
فایل pdf کنفرانس اخیر درباره جهش ژنی و اهمیت آنها در فرگشت .
بررسی انواع جهش های ژنی از جمله جهش های ایجاد کننده ژن های جدید در موجودات زنده.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
بررسی انواع جهش های ژنی از جمله جهش های ایجاد کننده ژن های جدید در موجودات زنده.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
#کتاب_فرگشتی شماره یازده
📕نام کتاب: ماهی درونی شما
✍ نویسنده: نیل شوبین
📝 مترجم: نیلوفر فشنگ ساز
📚 ناشر: خانه زیست شناسی
🔹 معمولا روش کار دیرینهشناسها اینطوری است که به جستوجوی سنگواره میروند. وقتی سنگوارهای پیدا کردند آن را به آزمایشگاه میبرند و گاهی سالها طول میکشد تا بتوانند جزئیات آناتومی سنگوارهای که کشف کردهاند، شناسایی کنند.
🔸وقتی این شناساییها تمام شد، جزئیات مختلفی که از دل سنگواره استنتاج کردهاند با سنگوارهها و موجودات زنده دیگر مقایسه میکنند و درباره شباهتها و تفاوتهای آنها صحبت میکنند و گاهی به این نتیجه میرسند که با توجه به شواهد سنگوارهای چند ساختار آناتومیک در چند جاندار مختلف، منشأ فرگشتی یکسانی دارند؛ یعنی از یک نیای مشترک فرگشت یافته و هرچند اصلشان یکی بوده، طی فرگشت صورتهایی نسبتا متفاوت پذیرفتهاند.
مثلا استخوانهای کوچک گوش میانی (سندانی، چکشی و رکابی) در پستانداران با استخوانهای مفصل آرواره مهرهداران دیگر یکی هستند. دنیای جنینشناسها خیلی متفاوت است. 🔹جنینشناسها به الگوهای تکوین (رشد جنینی) موجودات مختلف توجه میکنند و سعی میکنند شباهتها و تفاوتهای میان آنها را توضیح دهند.
🔸معمولا یکی از ابزارهای جنینشناسها برای اینکه متوجه شوند تکوین موجودات مختلف چطور رخ میدهد، دستکاری ژنهاست. ژنهای موجودات زنده مختلف با یکدیگر شباهت زیادی دارند، گرچه در حد چند نوکلئوتید ممکن است تفاوتهایی هم داشته باشند؛ اما این تفاوت آنقدر کم است که میتوان ژنهای مگس سرکه یا فرآوردههای پروتئینی آنها را که مثلا مسؤول ساخت طناب عصبی در این حشره هستند به جنین یک مهرهدار تزریق کرد و نتیجه این آزمایش ساخت دستگاه عصبی کاملا طبیعی در جنین مهرهدار خواهد بود.
🔹جنینشناسها با انجام آزمایشهایی از این دست یا مثلا دستکاری ژنهای مشابه در چند جانور مختلف، میتوانند حدسهای جالبی درباره یکسان بودن بعضی اندامها و ساختارهای موجودات مختلف بزنند و به نتایجی مشابه نتایج دیرینهشناسها برسند. از جمله یکسان بودن استخوانهای گوش میانی پستانداران با مفصل آرواره مهرهداران دیگر از همین راه به خوبی اثبات میشود.
🔸این روزها دیرینهشناسهایی پیدا میشوند که وقتی از روی سنگوارهها درباره شباهت دو ساختار آناتومیک به نتایجی میرسند، سعی میکنند با پژوهشهای جنینشناسی نیز نتایج خود را تأیید کنند؛ همینطور جنینشناسهایی هستندکه متقابلاً یافتههای خود را با شواهد سنگوارهای میسنجند.
یکــی از کتابهــای خوب نیــل «Your Inner Fish» نام دارد. این کتاب با تکیه بر کشفیات اخیر دنیای دیرینهشناسی و البته نتایج به دست آمده از پژوهشهای جنینشناسی و ژنتیک، حرفهای خیلی جالبی درباره شباهتهای بنیادی همه مهرهداران-از ماهیها بگیرید تا پستانداران-میزند و به سؤالات خیلی جالبی درباره جنینشناسی و فرگشت پستانداران پاسخ میدهد.
🔹مثلاً این سؤال که چرا جنین پستانداران مثل ماهیها آبشش دارد؟ یا چرا ژنهای مشابهی مسؤول الگوسازی و تکوین اندامهای حرکتی-دست و پا-در مهرهداران خشکیزی و نیز باله ماهیها هستند. از آن جالبتر اینکه نیل با تکیه بر دانش وسیعی که در دنیای دیرینهشناسی و جنینشناسی دارد، تمام این پرسشها را به کمک پژوهشهایی که در این سالها توسط خودش یا همکارانش انجام شدهاند پاسخ میدهد و مطالعه کتاب او نه تنها باعث افزایش اطلاعات عمومی نسبت به آناتومی و جنینشناسی و فرگشت مهرهداران میشود بلکه بهطور ضمنی یک روش تحقیق درست و حسابی و منطقی هم آموزش می دهد.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📕نام کتاب: ماهی درونی شما
✍ نویسنده: نیل شوبین
📝 مترجم: نیلوفر فشنگ ساز
📚 ناشر: خانه زیست شناسی
🔹 معمولا روش کار دیرینهشناسها اینطوری است که به جستوجوی سنگواره میروند. وقتی سنگوارهای پیدا کردند آن را به آزمایشگاه میبرند و گاهی سالها طول میکشد تا بتوانند جزئیات آناتومی سنگوارهای که کشف کردهاند، شناسایی کنند.
🔸وقتی این شناساییها تمام شد، جزئیات مختلفی که از دل سنگواره استنتاج کردهاند با سنگوارهها و موجودات زنده دیگر مقایسه میکنند و درباره شباهتها و تفاوتهای آنها صحبت میکنند و گاهی به این نتیجه میرسند که با توجه به شواهد سنگوارهای چند ساختار آناتومیک در چند جاندار مختلف، منشأ فرگشتی یکسانی دارند؛ یعنی از یک نیای مشترک فرگشت یافته و هرچند اصلشان یکی بوده، طی فرگشت صورتهایی نسبتا متفاوت پذیرفتهاند.
مثلا استخوانهای کوچک گوش میانی (سندانی، چکشی و رکابی) در پستانداران با استخوانهای مفصل آرواره مهرهداران دیگر یکی هستند. دنیای جنینشناسها خیلی متفاوت است. 🔹جنینشناسها به الگوهای تکوین (رشد جنینی) موجودات مختلف توجه میکنند و سعی میکنند شباهتها و تفاوتهای میان آنها را توضیح دهند.
🔸معمولا یکی از ابزارهای جنینشناسها برای اینکه متوجه شوند تکوین موجودات مختلف چطور رخ میدهد، دستکاری ژنهاست. ژنهای موجودات زنده مختلف با یکدیگر شباهت زیادی دارند، گرچه در حد چند نوکلئوتید ممکن است تفاوتهایی هم داشته باشند؛ اما این تفاوت آنقدر کم است که میتوان ژنهای مگس سرکه یا فرآوردههای پروتئینی آنها را که مثلا مسؤول ساخت طناب عصبی در این حشره هستند به جنین یک مهرهدار تزریق کرد و نتیجه این آزمایش ساخت دستگاه عصبی کاملا طبیعی در جنین مهرهدار خواهد بود.
🔹جنینشناسها با انجام آزمایشهایی از این دست یا مثلا دستکاری ژنهای مشابه در چند جانور مختلف، میتوانند حدسهای جالبی درباره یکسان بودن بعضی اندامها و ساختارهای موجودات مختلف بزنند و به نتایجی مشابه نتایج دیرینهشناسها برسند. از جمله یکسان بودن استخوانهای گوش میانی پستانداران با مفصل آرواره مهرهداران دیگر از همین راه به خوبی اثبات میشود.
🔸این روزها دیرینهشناسهایی پیدا میشوند که وقتی از روی سنگوارهها درباره شباهت دو ساختار آناتومیک به نتایجی میرسند، سعی میکنند با پژوهشهای جنینشناسی نیز نتایج خود را تأیید کنند؛ همینطور جنینشناسهایی هستندکه متقابلاً یافتههای خود را با شواهد سنگوارهای میسنجند.
یکــی از کتابهــای خوب نیــل «Your Inner Fish» نام دارد. این کتاب با تکیه بر کشفیات اخیر دنیای دیرینهشناسی و البته نتایج به دست آمده از پژوهشهای جنینشناسی و ژنتیک، حرفهای خیلی جالبی درباره شباهتهای بنیادی همه مهرهداران-از ماهیها بگیرید تا پستانداران-میزند و به سؤالات خیلی جالبی درباره جنینشناسی و فرگشت پستانداران پاسخ میدهد.
🔹مثلاً این سؤال که چرا جنین پستانداران مثل ماهیها آبشش دارد؟ یا چرا ژنهای مشابهی مسؤول الگوسازی و تکوین اندامهای حرکتی-دست و پا-در مهرهداران خشکیزی و نیز باله ماهیها هستند. از آن جالبتر اینکه نیل با تکیه بر دانش وسیعی که در دنیای دیرینهشناسی و جنینشناسی دارد، تمام این پرسشها را به کمک پژوهشهایی که در این سالها توسط خودش یا همکارانش انجام شدهاند پاسخ میدهد و مطالعه کتاب او نه تنها باعث افزایش اطلاعات عمومی نسبت به آناتومی و جنینشناسی و فرگشت مهرهداران میشود بلکه بهطور ضمنی یک روش تحقیق درست و حسابی و منطقی هم آموزش می دهد.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/27J0vf
🆔 @big_bangpage
جهش ژنوم انسان در ۲ میلیون سال پیش منجر به گفتار و تفکر شد!
سر راجر پنروز فیزیکدان بزرگ انگلیسی اظهار داشت که مغز انسان پیچیده تر از کهکشان راه شیری است. چرا ما تنها گونه ای هستیم که برای دستیابی به توانایی اختراع رادیو، کاوش اعماق کیهان با تلسکوپ فضایی هابل یا کشف امواج گرانشی حاصل از برخورد سیاهچاله ها در کهکشانی دور دست تکامل یافته ایم؟
در طول فرگشت، ژنوم انسان دستخوش تغییرات اساسی شده است که مبنای توسعه ناحیه ویژه ای از مغز به نام نوقِشر یا نئوکورتکس (neocortex)– لایه نازک و خاکستری و بیرونی مغز سر- به حساب می آید. این ناحیه مسؤلیت عملکردهای شناختی نظیر گفتار و تفکر را بر عهده دارد. ویلاند هاتنر از موسسه ماکس پلانک اینطور می گوید: « این تغییر در مقیاس ژنومی کوچک بنظر می رسد اما پیامدهای فرگشتی و کارکردی آن حائز اهمیت فراوانی می باشد، یک جانشینی ساده که تکامل اندازه مغز را در پی داشته و زمینه ساز خاص شدن انسان ها گردیده است.»
هاتنر، مدیر و رهبر گروه موسسه تحقیقاتی سلولی، مولکولی و ژنتیک ماکس پلانک به همراه تیمش به تازگی نشان دادند که ژن ARGHAP11B نقش کلیدی در تنظیم و تعدیل اندازه مغز دارد. سوانت پابو از موسسه انسان شناسی فرگشتی ماکس پلانک لایپزیک نشان داد که این ژن فقط در انسان ها و نزدیک ترین خویشاوندان ما یعنی نئاندرتال ها و انسان های دنیسووا یافت می شود، اما نه در شامپانزه ها. ژن ویژه انسان ARHGAP11B در اثر رونوشت برداری نسبی از ژن ARHGAP11A در حدود پنج میلیون سال پیش پدید آمد که این رویداد با فرگشت منجر به نئاندرتال ها، دنیسووان ها و انسان های امروزی مصادف بود. بعدها شامپانزه ها در ادامه ی فرگشت ظهور یافتند. با این حال، جهش بزرگ در انبساط نو قشر مغز بعدها آغاز شد، یعنی در حدود دو میلیون سال قبل. این موضوع باعث شگفتی پژوهشگران شده که ژن ARHGAP11B چگونه می تواند نقشی کلیدی در افزایش اندازه نو قشر مغز ایفا کند...
جزئیات بیشتر مقاله::: bigbangpage.com/?p=59857
🆔 @big_bangpage
جهش ژنوم انسان در ۲ میلیون سال پیش منجر به گفتار و تفکر شد!
سر راجر پنروز فیزیکدان بزرگ انگلیسی اظهار داشت که مغز انسان پیچیده تر از کهکشان راه شیری است. چرا ما تنها گونه ای هستیم که برای دستیابی به توانایی اختراع رادیو، کاوش اعماق کیهان با تلسکوپ فضایی هابل یا کشف امواج گرانشی حاصل از برخورد سیاهچاله ها در کهکشانی دور دست تکامل یافته ایم؟
در طول فرگشت، ژنوم انسان دستخوش تغییرات اساسی شده است که مبنای توسعه ناحیه ویژه ای از مغز به نام نوقِشر یا نئوکورتکس (neocortex)– لایه نازک و خاکستری و بیرونی مغز سر- به حساب می آید. این ناحیه مسؤلیت عملکردهای شناختی نظیر گفتار و تفکر را بر عهده دارد. ویلاند هاتنر از موسسه ماکس پلانک اینطور می گوید: « این تغییر در مقیاس ژنومی کوچک بنظر می رسد اما پیامدهای فرگشتی و کارکردی آن حائز اهمیت فراوانی می باشد، یک جانشینی ساده که تکامل اندازه مغز را در پی داشته و زمینه ساز خاص شدن انسان ها گردیده است.»
هاتنر، مدیر و رهبر گروه موسسه تحقیقاتی سلولی، مولکولی و ژنتیک ماکس پلانک به همراه تیمش به تازگی نشان دادند که ژن ARGHAP11B نقش کلیدی در تنظیم و تعدیل اندازه مغز دارد. سوانت پابو از موسسه انسان شناسی فرگشتی ماکس پلانک لایپزیک نشان داد که این ژن فقط در انسان ها و نزدیک ترین خویشاوندان ما یعنی نئاندرتال ها و انسان های دنیسووا یافت می شود، اما نه در شامپانزه ها. ژن ویژه انسان ARHGAP11B در اثر رونوشت برداری نسبی از ژن ARHGAP11A در حدود پنج میلیون سال پیش پدید آمد که این رویداد با فرگشت منجر به نئاندرتال ها، دنیسووان ها و انسان های امروزی مصادف بود. بعدها شامپانزه ها در ادامه ی فرگشت ظهور یافتند. با این حال، جهش بزرگ در انبساط نو قشر مغز بعدها آغاز شد، یعنی در حدود دو میلیون سال قبل. این موضوع باعث شگفتی پژوهشگران شده که ژن ARHGAP11B چگونه می تواند نقشی کلیدی در افزایش اندازه نو قشر مغز ایفا کند...
جزئیات بیشتر مقاله::: bigbangpage.com/?p=59857
Forwarded from دانش، آگاهی
فرگشت پیچیده اخلاقیات در انسان
https://goo.gl/zRNiVm
📙اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
📚هر چند این پرسش که چه چیز انسان را از سایر حیوانات متمایز میسازد یک جواب یکتا و مشخص ندارد، اما یک ویژگی برجسته انسانی بطور مشخص اخلاقیات است. چارلز داروین نیز در کتاب "تبار انسان" که در سال 1871 منتشر شد، اخلاقیات را مهمترین وجه تمایز انسان از سایر حیوانات عنوان کرد. استدلال داروین هم طبق انتظار قویاً بر مبنای فرگشت بیولوژیک و انتخاب طبیعی بود.
اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
آیالا اخلاق و رفتار اخلاقی را اینگونه تعریف میکند: اعمال شخصی که قبل از اقدام به انجام فعلی، از نتیجه اعمالش بر دیگران به نحو مشفقانه ای آگاه است و آنرا منظور میکند.
هرچند فیلسوفان و زیست شناسان مدتهاست که در خصوص مبدأ اخلاقیات و اینکه منشأ زیستی و یا اجتماعی دارد مباحثه میکنند، ولیکن آیالا استدلال میکند که اخلاقیات معلول هر دو عامل بیولوژی و اجتماع است.
او میگوید که اخلاقی بودن از دو مؤلفه تشکیل شده است: ظرفیت اخلاقی و قوانین اخلاقی که ما پیروی میکنیم. او پیشنهاد میکند که ظرفیت اخلاقی محصول فرگشت بیولوژیک و قوانین اخلاقی محصول تکامل فرهنگی میباشد.
آیالا در ادامه توضیح میدهد که ظرفیت اخلاقی خودش قابلیت تطبیق ندارد بلکه نتیجه جانبی توانایی بالای عقلانی است که تطبیق پذیر میباشد، بدین معنی که توانایی فکری بالا شانس زنده ماندن موجود را افزایش میدهد پس طی فرایند انتخاب طبیعی گسترش پیدا میکند.
آیالا سه شرائط لازم برای اینکه رفتار اخلاقی همگام با هوشمندی تکامل یافته باشد را اینگونه مشخص میکند:
- توانایی درک عواقب اعمال
- ارزیابی آن عواقب
- و انتخاب عمل بر مبنای آن ارزیابی
هر چند ظرفیت فکری و عقلانی در طول زمان بتدریج تکامل یافته است ولی او حدس میزند که شرائط لازم برای عملکرد اخلاقی تنها هنگامی بوجود آمدند که میزان هوشمندی از آستانه خاصی عبور کرد زیرا لازم بود که مغز بتواند برخی مفاهیم انتزاعی را شکل دهد.
آیالا پیشنهاد میکند که هنگامیکه اخلاقیات در مقام محصول جانبی هوشمندی بالا فرگشت یافتند، موجب شدند که انسانها با یکدیگر بیشتر همکاری کنند که مزایای بیشماری برای گروه های اجتماعی به همراه دارد و از این مرحله به بعد، اخلاقیات خود انطباق پذیر گشتند. (سازگاری و گسترش آنها از هوشمندی جدا گشت)
اگر اخلاقیات در انسانها آنگونه که آیالا پیشنهاد میکند تکامل یافته باشد، پس بسیار غیر محتمل است که رفتار اخلاقی به همین شکل در سایر موجودات ظهور کند زیرا پیش شرط های تعریف شده برای رفتار اخلاقی نیز بنظر میآید که منحصرا در انسان وجود داشته باشد.
آیالا میگوید: تمایزی که من در توصیف اخلاقیات بکار بردم (رفتار در مقابل هنجار) بطور عمده به سایر جنبه های متمایز انسان نیز قابل اطلاق است، همانند دین. ما دلواپس معنی و هدف زندگی میباشیم که از عواقب هوشمندی قابل تمجید ما است که با فرگشت بیولوژیک بدست آمده و به ما اجازه میدهد که از آینده آگاه باشیم و بدانیم که روزی خواهیم مرد. اما گوناگونی و تنوع ادیان محصول دگرگونش فرهنگی است و نه فرگشت بیولوژیک.
مراجع و جزئیات بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/64
مترجم : امیر رحمانی
https://goo.gl/zRNiVm
📙اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
📚هر چند این پرسش که چه چیز انسان را از سایر حیوانات متمایز میسازد یک جواب یکتا و مشخص ندارد، اما یک ویژگی برجسته انسانی بطور مشخص اخلاقیات است. چارلز داروین نیز در کتاب "تبار انسان" که در سال 1871 منتشر شد، اخلاقیات را مهمترین وجه تمایز انسان از سایر حیوانات عنوان کرد. استدلال داروین هم طبق انتظار قویاً بر مبنای فرگشت بیولوژیک و انتخاب طبیعی بود.
اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
آیالا اخلاق و رفتار اخلاقی را اینگونه تعریف میکند: اعمال شخصی که قبل از اقدام به انجام فعلی، از نتیجه اعمالش بر دیگران به نحو مشفقانه ای آگاه است و آنرا منظور میکند.
هرچند فیلسوفان و زیست شناسان مدتهاست که در خصوص مبدأ اخلاقیات و اینکه منشأ زیستی و یا اجتماعی دارد مباحثه میکنند، ولیکن آیالا استدلال میکند که اخلاقیات معلول هر دو عامل بیولوژی و اجتماع است.
او میگوید که اخلاقی بودن از دو مؤلفه تشکیل شده است: ظرفیت اخلاقی و قوانین اخلاقی که ما پیروی میکنیم. او پیشنهاد میکند که ظرفیت اخلاقی محصول فرگشت بیولوژیک و قوانین اخلاقی محصول تکامل فرهنگی میباشد.
آیالا در ادامه توضیح میدهد که ظرفیت اخلاقی خودش قابلیت تطبیق ندارد بلکه نتیجه جانبی توانایی بالای عقلانی است که تطبیق پذیر میباشد، بدین معنی که توانایی فکری بالا شانس زنده ماندن موجود را افزایش میدهد پس طی فرایند انتخاب طبیعی گسترش پیدا میکند.
آیالا سه شرائط لازم برای اینکه رفتار اخلاقی همگام با هوشمندی تکامل یافته باشد را اینگونه مشخص میکند:
- توانایی درک عواقب اعمال
- ارزیابی آن عواقب
- و انتخاب عمل بر مبنای آن ارزیابی
هر چند ظرفیت فکری و عقلانی در طول زمان بتدریج تکامل یافته است ولی او حدس میزند که شرائط لازم برای عملکرد اخلاقی تنها هنگامی بوجود آمدند که میزان هوشمندی از آستانه خاصی عبور کرد زیرا لازم بود که مغز بتواند برخی مفاهیم انتزاعی را شکل دهد.
آیالا پیشنهاد میکند که هنگامیکه اخلاقیات در مقام محصول جانبی هوشمندی بالا فرگشت یافتند، موجب شدند که انسانها با یکدیگر بیشتر همکاری کنند که مزایای بیشماری برای گروه های اجتماعی به همراه دارد و از این مرحله به بعد، اخلاقیات خود انطباق پذیر گشتند. (سازگاری و گسترش آنها از هوشمندی جدا گشت)
اگر اخلاقیات در انسانها آنگونه که آیالا پیشنهاد میکند تکامل یافته باشد، پس بسیار غیر محتمل است که رفتار اخلاقی به همین شکل در سایر موجودات ظهور کند زیرا پیش شرط های تعریف شده برای رفتار اخلاقی نیز بنظر میآید که منحصرا در انسان وجود داشته باشد.
آیالا میگوید: تمایزی که من در توصیف اخلاقیات بکار بردم (رفتار در مقابل هنجار) بطور عمده به سایر جنبه های متمایز انسان نیز قابل اطلاق است، همانند دین. ما دلواپس معنی و هدف زندگی میباشیم که از عواقب هوشمندی قابل تمجید ما است که با فرگشت بیولوژیک بدست آمده و به ما اجازه میدهد که از آینده آگاه باشیم و بدانیم که روزی خواهیم مرد. اما گوناگونی و تنوع ادیان محصول دگرگونش فرهنگی است و نه فرگشت بیولوژیک.
مراجع و جزئیات بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/64
مترجم : امیر رحمانی
فرگشت بزرگترین نمایش روی زمین و تنها بازی جاری در شهر است.
✅ ریچارد داوکینز
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ ریچارد داوکینز
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
❌ ادعا: نظریه طراحی هوشمند، بر مبنای علمی شکل گرفته است.
✅ پاسخ:
۱- گزاره هایی که در تئوری طراحی [هوشمند] به کار برده شده اند، [به درستی] تعریف نشده اند. واژه “طراحی”، در طراحی هوشمند شباهتی با معنی ای که به طور معمول شناخته شده است، ندارد. طراحی در شرایطی تعریف می شود که یک “عامل” چیزی را به طور “هدفمند” ترتیب می بخشد. اما چنین مفهومی هیچ جای فرایند مفهوم بخشی “طراحی” در “طراحی هوشمند” نمی آید.
دمبسکی طراحی را به گونه ای که نیست تعریف کرده و این نظریه به مباحثی از ابهامات مبدل شده است.
راه حل یک مسئله بایستی معرف پارامترهای آن مسئله باشد، وگرنه چیزی جز یک توضیح بی ربط نیست. هر نظریه ای درباره ی طراحی هم باید به روشی معرف “عامل” و “هدف” باشد، وگرنه به واقع درباره ی طراحی نخواهد بود.
تا کنون هیچ یک از نظریه پردازهای نظریه طراحی هوشمند، عامل یا هدف را در هیچ کدام از تلاش هایشان نگنجانده اند. و برخی هم به صراحت اذعان کرده اند که اینها قابل گنجاندن نیستند. (دمبسکی ۲۰۰۲، ۳۱۳)
بنابراین حتی اگر نظریه طراحی هوشمند قادر بود این طراحی را اثبات کند، عملاً چیز معنی داری نبود.
همچنین “پیچیدگی فرونکاستنی” نیز به عنوان یک موضوع علم شکست خورده است. زیرا یک برهان از روی ناباوری است. [و در پژوهش های مختلف علمی اشتباه بودن آن نشان داده شده است.]
۲- طراحی هوشمند یک طرح ذهنی و سابجکتیو است. حتی زمانی که دمبسکی از فرمول های پیچیده ی ریاضی بهره می گیرد، پیچیدگی خاصی که او در نظر گرفته زمانی قابل درک است که به طور اختصاصی یک مفهوم ذهنی خاص را معیار قرار دهیم.
دمبسکی اکنون از “پیچیدگی خاص واضح” در مقابل “پیچیدگی خاص واقعی” حرف می زند، در حالی که دومی به طراحی اشاره دارد. به هر صورت ناممکن است که بتوانیم بین این دو دیدگاه تمایز قائل شویم.
۳- طراحی هوشمند نتایجی را بیان می کند که مخالف عقل سلیم است. تار عنکبوت به وضوح استانداردهای “پیچیدگی خاص” را داراست که بیان می کند عنکبوت هوشمند است. ممکن است کسی در عوض ادعا کند که این پیچیدگی در عنکبوت و توانایی هایش طراحی شده است. اما در صورت چنین ادعایی، کسی هم ممکن است مدعی شود که طراح عنکبوت هوشمند نبوده اما طراحی به صورت هوشمند بوده، یا شاید این طراحِ طراح عنکبوت است که هوشمند بوده. پس چه عنکبوت ها هوشمند باشند، و چه نظریه طراحی هوشمند به یک خداگرایی خفیف تقلیل یابد که در آن هر طراحی ای فقط یکبار در ابتدای وجود به جهان وارد شده، و چه تعابیری مانند “پیچیدگی خاص” ، هیچ کدام از اینها تعاریف مفیدی نخواهند داشت. [زیرا ناشی از طرح ذهنی خاصی هستند.]
۴- جنبشی که طرفدار طراحی هوشمند است، رویکردی به سمت علم ندارد. فیلیپ جانسون، از پیشروان و رهبران این جنبش، حرف های زیادی زده است که بیشتر درباره ی دین و فلسفه است، نه علم.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ منبع: Talkorigins
✍ مترجم: مهدی آزادی
✳️ برای مشاهده منابع بیشتر این مطلب به لینک زیر از وبسایت روز داروین مراجعه فرمایید.
https://goo.gl/36oLhH
✅ پاسخ:
۱- گزاره هایی که در تئوری طراحی [هوشمند] به کار برده شده اند، [به درستی] تعریف نشده اند. واژه “طراحی”، در طراحی هوشمند شباهتی با معنی ای که به طور معمول شناخته شده است، ندارد. طراحی در شرایطی تعریف می شود که یک “عامل” چیزی را به طور “هدفمند” ترتیب می بخشد. اما چنین مفهومی هیچ جای فرایند مفهوم بخشی “طراحی” در “طراحی هوشمند” نمی آید.
دمبسکی طراحی را به گونه ای که نیست تعریف کرده و این نظریه به مباحثی از ابهامات مبدل شده است.
راه حل یک مسئله بایستی معرف پارامترهای آن مسئله باشد، وگرنه چیزی جز یک توضیح بی ربط نیست. هر نظریه ای درباره ی طراحی هم باید به روشی معرف “عامل” و “هدف” باشد، وگرنه به واقع درباره ی طراحی نخواهد بود.
تا کنون هیچ یک از نظریه پردازهای نظریه طراحی هوشمند، عامل یا هدف را در هیچ کدام از تلاش هایشان نگنجانده اند. و برخی هم به صراحت اذعان کرده اند که اینها قابل گنجاندن نیستند. (دمبسکی ۲۰۰۲، ۳۱۳)
بنابراین حتی اگر نظریه طراحی هوشمند قادر بود این طراحی را اثبات کند، عملاً چیز معنی داری نبود.
همچنین “پیچیدگی فرونکاستنی” نیز به عنوان یک موضوع علم شکست خورده است. زیرا یک برهان از روی ناباوری است. [و در پژوهش های مختلف علمی اشتباه بودن آن نشان داده شده است.]
۲- طراحی هوشمند یک طرح ذهنی و سابجکتیو است. حتی زمانی که دمبسکی از فرمول های پیچیده ی ریاضی بهره می گیرد، پیچیدگی خاصی که او در نظر گرفته زمانی قابل درک است که به طور اختصاصی یک مفهوم ذهنی خاص را معیار قرار دهیم.
دمبسکی اکنون از “پیچیدگی خاص واضح” در مقابل “پیچیدگی خاص واقعی” حرف می زند، در حالی که دومی به طراحی اشاره دارد. به هر صورت ناممکن است که بتوانیم بین این دو دیدگاه تمایز قائل شویم.
۳- طراحی هوشمند نتایجی را بیان می کند که مخالف عقل سلیم است. تار عنکبوت به وضوح استانداردهای “پیچیدگی خاص” را داراست که بیان می کند عنکبوت هوشمند است. ممکن است کسی در عوض ادعا کند که این پیچیدگی در عنکبوت و توانایی هایش طراحی شده است. اما در صورت چنین ادعایی، کسی هم ممکن است مدعی شود که طراح عنکبوت هوشمند نبوده اما طراحی به صورت هوشمند بوده، یا شاید این طراحِ طراح عنکبوت است که هوشمند بوده. پس چه عنکبوت ها هوشمند باشند، و چه نظریه طراحی هوشمند به یک خداگرایی خفیف تقلیل یابد که در آن هر طراحی ای فقط یکبار در ابتدای وجود به جهان وارد شده، و چه تعابیری مانند “پیچیدگی خاص” ، هیچ کدام از اینها تعاریف مفیدی نخواهند داشت. [زیرا ناشی از طرح ذهنی خاصی هستند.]
۴- جنبشی که طرفدار طراحی هوشمند است، رویکردی به سمت علم ندارد. فیلیپ جانسون، از پیشروان و رهبران این جنبش، حرف های زیادی زده است که بیشتر درباره ی دین و فلسفه است، نه علم.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ منبع: Talkorigins
✍ مترجم: مهدی آزادی
✳️ برای مشاهده منابع بیشتر این مطلب به لینک زیر از وبسایت روز داروین مراجعه فرمایید.
https://goo.gl/36oLhH
👩👦 تاثیر عمل سزارین بر روند فرگشت انسان
☑️ محققان دانشگاه وین در جدیدترین یافتههای خود مدعی شدهاند که استفاده روزافزون از #عمل #سزارین بر روند #فرگشت #انسان اثر گذاشته است.
🆔 @iran_evolution
🔹 این یافتهها نشان داده که اکنون مادران بیشتری برای #زایمان به عمل #جراحی نیاز دارند که به دلیل تنگتر شدن حفره #لگن خاصره است.
🔸 محققان اتریشی تخمین میزنند که موارد تنگی مجاری زایمان از ۳۰ مورد در هر هزار زایمان در دهه ۱۹۶۰ اکنون به ۳۶ مورد در هر 1000 زایمان افزایش یافته است.
🔹 به گفته آنها، این روند احتمالا ادامه خواهد یافت اما نه در حدی که زایمانهای طبیعی(بدون جراحی) از اکثریت بیافتد.
🔸 میزان مشکلات زایمان به خصوص به دلیل جا نشدن نوزاد در مجاری زایمان بسیار زیاد است و بدون دخالت پزشکی مدرن اینگونه مشکلات اغلب مرگبار بود و از نقطه نظر فرگشتی این بخشی از #انتخاب_طبیعی است.
🔹 زنانی که حفره لگن خاصره آنها خیلی تنگ است ۱۰۰ سال پیش هنگام زایمان از بین می رفتند. آنها اکنون زنده میمانند و ژن خود را به نسل بعد منتقل میکنند و در نتیجه حفره لگن خاصره فرزندان دختر آنها هم تنگ خواهد بود.
❓ این سوال مطرح بوده که چرا لگن خاصره انسان در طول زمان پهنتر نشده است.
🔺 سر نوزاد انسان در مقایسه با سایر پستانداران عالی بزرگ است و در نتیجه حیواناتی مثل شامپانزه نسبتا راحت زایمان میکنند.
● محققان یک مدل ریاضی را با استفاده از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی و سایر مطالعات بزرگ زایمان طراحی کرده و متوجه تضادی دگرگونشی شدند.
● از یک طرف آنها شاهد روند رو به رشد تولد #نوزادان درشتتر و سالمتر هستند، اما این پدیده از نظر فرگشتی تناقض ایجاد میکند، چون اگر نوزادان بیش از حد درشت باشند در جریان زایمان در #رحم مادر گیر میکنند. این وضع در گذشته میتوانست برای مادر و فرزند مرگبار باشد و چنین وضعی مانع انتقال ژن مادر به فرزند میشد.
◀️ به گفته محققان، عملهای سزارین باعث شده روند طبیعی دایر بر تولد نوزادان کوچک از بین برود.
🌐 نتایج این پژوهش در مجله مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا (PNAS) منتشر شده است.
🐬 Telegram.me/Iran_evolution
════════════════
🔗 http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-38210837
☑️ محققان دانشگاه وین در جدیدترین یافتههای خود مدعی شدهاند که استفاده روزافزون از #عمل #سزارین بر روند #فرگشت #انسان اثر گذاشته است.
🆔 @iran_evolution
🔹 این یافتهها نشان داده که اکنون مادران بیشتری برای #زایمان به عمل #جراحی نیاز دارند که به دلیل تنگتر شدن حفره #لگن خاصره است.
🔸 محققان اتریشی تخمین میزنند که موارد تنگی مجاری زایمان از ۳۰ مورد در هر هزار زایمان در دهه ۱۹۶۰ اکنون به ۳۶ مورد در هر 1000 زایمان افزایش یافته است.
🔹 به گفته آنها، این روند احتمالا ادامه خواهد یافت اما نه در حدی که زایمانهای طبیعی(بدون جراحی) از اکثریت بیافتد.
🔸 میزان مشکلات زایمان به خصوص به دلیل جا نشدن نوزاد در مجاری زایمان بسیار زیاد است و بدون دخالت پزشکی مدرن اینگونه مشکلات اغلب مرگبار بود و از نقطه نظر فرگشتی این بخشی از #انتخاب_طبیعی است.
🔹 زنانی که حفره لگن خاصره آنها خیلی تنگ است ۱۰۰ سال پیش هنگام زایمان از بین می رفتند. آنها اکنون زنده میمانند و ژن خود را به نسل بعد منتقل میکنند و در نتیجه حفره لگن خاصره فرزندان دختر آنها هم تنگ خواهد بود.
❓ این سوال مطرح بوده که چرا لگن خاصره انسان در طول زمان پهنتر نشده است.
🔺 سر نوزاد انسان در مقایسه با سایر پستانداران عالی بزرگ است و در نتیجه حیواناتی مثل شامپانزه نسبتا راحت زایمان میکنند.
● محققان یک مدل ریاضی را با استفاده از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی و سایر مطالعات بزرگ زایمان طراحی کرده و متوجه تضادی دگرگونشی شدند.
● از یک طرف آنها شاهد روند رو به رشد تولد #نوزادان درشتتر و سالمتر هستند، اما این پدیده از نظر فرگشتی تناقض ایجاد میکند، چون اگر نوزادان بیش از حد درشت باشند در جریان زایمان در #رحم مادر گیر میکنند. این وضع در گذشته میتوانست برای مادر و فرزند مرگبار باشد و چنین وضعی مانع انتقال ژن مادر به فرزند میشد.
◀️ به گفته محققان، عملهای سزارین باعث شده روند طبیعی دایر بر تولد نوزادان کوچک از بین برود.
🌐 نتایج این پژوهش در مجله مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا (PNAS) منتشر شده است.
🐬 Telegram.me/Iran_evolution
════════════════
🔗 http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-38210837
Telegram
فرگشت ، تحول گونهها
🐆 کانال علمی فرگشت در تلگرام 🐳
پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
نگاهی_به_كاربردهای_زیست_شناسی_فرگشتی.pdf
359.9 KB
📝 مقاله: نگاهی به كاربردهای زیست شناسی فرگشتی در زندگی
✍ نوشته: جیم جی. بال
✍ بازگردان: حسن سالاری
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✍ نوشته: جیم جی. بال
✍ بازگردان: حسن سالاری
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from دانش، آگاهی
اُكسي توسين وابستگي اجتماعي در گروه هاي شامپانزه را افزايش ميدهد
https://goo.gl/NxC1dr
هزينه زياد انفرادي به جنگ رفتن بهت آور است. افراد مايل هستند كه در ازاء منفعت رساني به گروه هزينه لازم را بپردازند و اين مهم از طريق همكاري و پشتيباني از همگروهان و خصومت با غيرهمگروه انجام ميابد. نزاع هاي درون گروهي هر چند خشن ميباشند ولي ميدانيم كه حس تعلق به گروه و نيز پيوند و وابستگي گروهي را تقويت ميكند كه نقشي اساسي در رقابت موفق با گروه هاي ديگر دارد.
پژوهشگران بنياد آنتروپولوژي فرگشتي در لايپزيك آلمان غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار شامپانزه هاي وحشي را قبل از نزاع درون گروهي و در طي آن اندازه گيري كردند و دريافتند كه وابستگي اجتماعي شامپانزه ها آنها را قادر ميسازد كه در هنگام مقابله با گروه هاي ديگر در كنار يكديگر بمانند.
نقل قول زير توسط هنري پنجم از سخنراني شكسپير در روز سنت كريسپين نشان ميدهد كه انسانها حاظر هستند خود را در هنگام جنگ با دشمن قرباني كنند: "ما گروه برادرانيم؛ و آنكه امروز در كنارم خونش را بريزد برادرم خواهد بود." مكانيزمهايي كه چنين همكاري قدرتمندي را در طي جنگها حفظ ميكنند چندان شناخته شده نيستند با اينحال دانشمندان به نقش ترشح هورمون آكسيتوسين در هنگام ستيزهاي درون گروهي بين انسانها اشاره ميكنند. انسانها تنها گونه اي نيستند كه از جنگ صدمه ميبينند. در اجتماع هاي شامپانزه ها نيز براي مثال ديده شده است كه نزاع هاي خشن درون گروهي به نوعي هماهنگ و برنامه ريزي شده است علي رغم اينكه بطور بالقوه خطر آسيب ديدگي وجود دارد و هيچ مزيت آني براي شركت كنندگان در اين نزاع متصور نيست.
اُكسي توسين كه هورموني باستاني و بشدت محفوظ شده در پستانداران ميباشد يك عامل كليدي است در برانگيختن پيوند بين مادر و فرزند و محافظت مادرانه از كودك. آكسيتوسين همچنين به جنبه هاي مختلف انساني و غير انساني اجماعي گري حيوانات مرتبط است. جنبه هايي نظير اعتماد، وابستگي، همكاري و به رسميت شناسي اجتماعي. در انسانها ديده شده است كه آكسيتوسين محرك تمايل به محافظت و همكاري است هنگامي كه اعضاء گروه در موقيعت بغرنج مسابقه درون گروهي قرار ميگيرند. با اينحال اين پديده در دنياي وحش مورد آزمون قرار نگرفته بود جايي كه نزاع هاي درون گروهي ريسك بالايي دارد و ميتواند منجر به آسيب ديدگي و يا حتي مرگ شود.
پژوهشگران بنياد ماكس پلانك در لايپزيك آلمان مكانيزمهايي را بررسي كردند كه موجب تقويت پيوستگي درون گروهي در شامپانزه هاي وحشي ميشود هنگامي كه گروه مورد تهديد خارجي قرار ميگيرد. آنها غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار حيوان را درست قبل از نزاع درون گروهي و در حين نزاع اندازه گيري كردند. اين اندازه گيريها سپس با برخي فعاليتهاي گروهي ديگر مقايسه شد، نظير شكار گروهي، كه نقشي در مقابله با تهديدات خارجي ندارد.
در طي اين تحقيق، پژوهشگران ده شامپانزه نر و ده شامپانزه ماده را دنبال كردند و در هر موقعيت ممكن نمونه ادرار جمع آوري نمودند. آنها ارتباط بين نوع فعاليت، جنسيت، جايگاه اجتماعي، هويت گروهي و فاصله از مرز قلمرو گروه را به عنوان شاخص ميزان بالقوه ريسك ارزيابي نمودند.
ليران ساموني كه مؤلف اول اين پژوهش ميباشد ميگويد: ما سطح بالايي از آكسيتوسين ادراري را در هنگام شكار و يا نزاع درون گروهي پيدا كرديم كه در هر دو مورد هماهنگي گروهي وجود دارد. سطح هورمون شامپانزه ها بمراتب بالاتر از مواردي بود كه فعاليت انجام شده نياز به هماهنگي نداشت و يا تحت تاثير تهديد بالقوه خارجي نبود. ما نتيجه گرفتيم كه اثر مشاهده شده در زمينه درك درون-گروهي برون-گروهي تقويت شده است.
اين نتيجه گيري بخصوص از اين جهت قابل توجه است در انسانها درك درون-گروهي برون-گروهي يك پديده مستند شده ميباشد كه در ابتداي خردسالي ظاهر ميشود و تصور ميشد كه منحصر به انسان است. شامپانزه ها همانند گروهي از برادران رفتار ميكنند و در مقابله با گروه هاي رقيب، اين پيوند اجتماعي به آنها اجازه ميدهد كه در خدمت يكديگر باشند. مشاهده چنين اثري در جانوران وحشي نشان ميدهد كه ارجحيت دادن به همگروهان و غرض ورزي به غيرهمگروهان مبدايي قديمي تر دارد از آنچه كه تا كنون فرض شده است و بطور بالقوه همكاري و پيوند ميان اعضاء گروه را در مواجهه با تهديد خارجي بهبود ميبخشد.
جزئیات و مرجع مطلب در 👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/66
مترجم امیر رحمانی
https://goo.gl/NxC1dr
هزينه زياد انفرادي به جنگ رفتن بهت آور است. افراد مايل هستند كه در ازاء منفعت رساني به گروه هزينه لازم را بپردازند و اين مهم از طريق همكاري و پشتيباني از همگروهان و خصومت با غيرهمگروه انجام ميابد. نزاع هاي درون گروهي هر چند خشن ميباشند ولي ميدانيم كه حس تعلق به گروه و نيز پيوند و وابستگي گروهي را تقويت ميكند كه نقشي اساسي در رقابت موفق با گروه هاي ديگر دارد.
پژوهشگران بنياد آنتروپولوژي فرگشتي در لايپزيك آلمان غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار شامپانزه هاي وحشي را قبل از نزاع درون گروهي و در طي آن اندازه گيري كردند و دريافتند كه وابستگي اجتماعي شامپانزه ها آنها را قادر ميسازد كه در هنگام مقابله با گروه هاي ديگر در كنار يكديگر بمانند.
نقل قول زير توسط هنري پنجم از سخنراني شكسپير در روز سنت كريسپين نشان ميدهد كه انسانها حاظر هستند خود را در هنگام جنگ با دشمن قرباني كنند: "ما گروه برادرانيم؛ و آنكه امروز در كنارم خونش را بريزد برادرم خواهد بود." مكانيزمهايي كه چنين همكاري قدرتمندي را در طي جنگها حفظ ميكنند چندان شناخته شده نيستند با اينحال دانشمندان به نقش ترشح هورمون آكسيتوسين در هنگام ستيزهاي درون گروهي بين انسانها اشاره ميكنند. انسانها تنها گونه اي نيستند كه از جنگ صدمه ميبينند. در اجتماع هاي شامپانزه ها نيز براي مثال ديده شده است كه نزاع هاي خشن درون گروهي به نوعي هماهنگ و برنامه ريزي شده است علي رغم اينكه بطور بالقوه خطر آسيب ديدگي وجود دارد و هيچ مزيت آني براي شركت كنندگان در اين نزاع متصور نيست.
اُكسي توسين كه هورموني باستاني و بشدت محفوظ شده در پستانداران ميباشد يك عامل كليدي است در برانگيختن پيوند بين مادر و فرزند و محافظت مادرانه از كودك. آكسيتوسين همچنين به جنبه هاي مختلف انساني و غير انساني اجماعي گري حيوانات مرتبط است. جنبه هايي نظير اعتماد، وابستگي، همكاري و به رسميت شناسي اجتماعي. در انسانها ديده شده است كه آكسيتوسين محرك تمايل به محافظت و همكاري است هنگامي كه اعضاء گروه در موقيعت بغرنج مسابقه درون گروهي قرار ميگيرند. با اينحال اين پديده در دنياي وحش مورد آزمون قرار نگرفته بود جايي كه نزاع هاي درون گروهي ريسك بالايي دارد و ميتواند منجر به آسيب ديدگي و يا حتي مرگ شود.
پژوهشگران بنياد ماكس پلانك در لايپزيك آلمان مكانيزمهايي را بررسي كردند كه موجب تقويت پيوستگي درون گروهي در شامپانزه هاي وحشي ميشود هنگامي كه گروه مورد تهديد خارجي قرار ميگيرد. آنها غلظت هورمون آكسيتوسين در ادرار حيوان را درست قبل از نزاع درون گروهي و در حين نزاع اندازه گيري كردند. اين اندازه گيريها سپس با برخي فعاليتهاي گروهي ديگر مقايسه شد، نظير شكار گروهي، كه نقشي در مقابله با تهديدات خارجي ندارد.
در طي اين تحقيق، پژوهشگران ده شامپانزه نر و ده شامپانزه ماده را دنبال كردند و در هر موقعيت ممكن نمونه ادرار جمع آوري نمودند. آنها ارتباط بين نوع فعاليت، جنسيت، جايگاه اجتماعي، هويت گروهي و فاصله از مرز قلمرو گروه را به عنوان شاخص ميزان بالقوه ريسك ارزيابي نمودند.
ليران ساموني كه مؤلف اول اين پژوهش ميباشد ميگويد: ما سطح بالايي از آكسيتوسين ادراري را در هنگام شكار و يا نزاع درون گروهي پيدا كرديم كه در هر دو مورد هماهنگي گروهي وجود دارد. سطح هورمون شامپانزه ها بمراتب بالاتر از مواردي بود كه فعاليت انجام شده نياز به هماهنگي نداشت و يا تحت تاثير تهديد بالقوه خارجي نبود. ما نتيجه گرفتيم كه اثر مشاهده شده در زمينه درك درون-گروهي برون-گروهي تقويت شده است.
اين نتيجه گيري بخصوص از اين جهت قابل توجه است در انسانها درك درون-گروهي برون-گروهي يك پديده مستند شده ميباشد كه در ابتداي خردسالي ظاهر ميشود و تصور ميشد كه منحصر به انسان است. شامپانزه ها همانند گروهي از برادران رفتار ميكنند و در مقابله با گروه هاي رقيب، اين پيوند اجتماعي به آنها اجازه ميدهد كه در خدمت يكديگر باشند. مشاهده چنين اثري در جانوران وحشي نشان ميدهد كه ارجحيت دادن به همگروهان و غرض ورزي به غيرهمگروهان مبدايي قديمي تر دارد از آنچه كه تا كنون فرض شده است و بطور بالقوه همكاري و پيوند ميان اعضاء گروه را در مواجهه با تهديد خارجي بهبود ميبخشد.
جزئیات و مرجع مطلب در 👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/66
مترجم امیر رحمانی