Forwarded from دانش، آگاهی
درخت توصیفی آموزشی گونه های حیات.png
6.5 MB
Forwarded from دانش، آگاهی
محققان دانشکده پزشکی هاروارد با ساخت یک ظرف آزمایشگاهی بزرگ توانستهاند فرگشت یک باکتری را در زمان واقعی نشان دهند.
این نخستین نمایش مقیاس بزرگ از چگونگی واکنش باکتری به دوزهای فزآیند آنتی_بیوتیک و چگونگی بهرهبرداری این میکروب از انتخاب داروینی برای انطباق با داروهای قاتل خود است.
محققان این ظرف آزمایشگاهی را "عرصه فرگشت و رشد میکروبی" (MEGA) نامیدهاند که یک پلتفرمی مستطیلی شکل با عرض 60 و طول 120 سانتیمتر است. درون این ظرف با یک ماده ژلاتینی موسوم به آگار پر شده است که از جلبک دریایی نشات گرفته و معمولا برای تسریع رشد میکروبها به کار میرود.
دانشمندان هاروارد با استفاده از ظرف مگا توانستند فرآیند مقاوم شدن باکتری اشرشیا کلی را مشاهده کنند. آنها ظرف مذکور را به بخشهای مختلف تقسیم و دوزهای متفاوتی از آنتیبیوتیک را به آنها اعمال کردند. پایانههای این پلتفرم فاقد آنتیبیوتیک بود تا باکتری بتواند در آن زندگی کند اما بخشهای میانی ظرف حاوی مقادیر کافی از دارو برای کشتن باکتری بود. این میزان با نزدیک شدن به بخشهای مرکزیتر ظرف بیشتر میشد و در بخش هسته، مقدار آنتیبیوتیک 1000 برابر قویتر از جایگاه بیرونی بود.
محققان به مدت دو هفته به مشاهده شیوه انطباق این باکتری با شرایط سمی پرداخته و حاصل آن یک فیلم سریع از فرآیند داروینی فرگشت است.
زمانی که این باکتری به بالاترین حد سازگاری خود به آنتیبیوتیک میرسید، جهشهای ژنتیکی در آن به وجود میآمد تا بتواند مقاومت بیشتری به دارو نشان دهد.(شواهد_فرگشت)
آنها در آینده قصد دارند از این پلتفرم برای پیشبینی پتانسیل فرگشتی پاتوژنهای خاص استفاده کنند تا پزشکان بتوانند انواع مقاوم به آنتیبیوتیک را شناسایی کنند. (برگردان: ایسنا)
ويديو را مي توانيد در لينك زير ببينيد
http://www.aparat.com/v/ew6jB
این نخستین نمایش مقیاس بزرگ از چگونگی واکنش باکتری به دوزهای فزآیند آنتی_بیوتیک و چگونگی بهرهبرداری این میکروب از انتخاب داروینی برای انطباق با داروهای قاتل خود است.
محققان این ظرف آزمایشگاهی را "عرصه فرگشت و رشد میکروبی" (MEGA) نامیدهاند که یک پلتفرمی مستطیلی شکل با عرض 60 و طول 120 سانتیمتر است. درون این ظرف با یک ماده ژلاتینی موسوم به آگار پر شده است که از جلبک دریایی نشات گرفته و معمولا برای تسریع رشد میکروبها به کار میرود.
دانشمندان هاروارد با استفاده از ظرف مگا توانستند فرآیند مقاوم شدن باکتری اشرشیا کلی را مشاهده کنند. آنها ظرف مذکور را به بخشهای مختلف تقسیم و دوزهای متفاوتی از آنتیبیوتیک را به آنها اعمال کردند. پایانههای این پلتفرم فاقد آنتیبیوتیک بود تا باکتری بتواند در آن زندگی کند اما بخشهای میانی ظرف حاوی مقادیر کافی از دارو برای کشتن باکتری بود. این میزان با نزدیک شدن به بخشهای مرکزیتر ظرف بیشتر میشد و در بخش هسته، مقدار آنتیبیوتیک 1000 برابر قویتر از جایگاه بیرونی بود.
محققان به مدت دو هفته به مشاهده شیوه انطباق این باکتری با شرایط سمی پرداخته و حاصل آن یک فیلم سریع از فرآیند داروینی فرگشت است.
زمانی که این باکتری به بالاترین حد سازگاری خود به آنتیبیوتیک میرسید، جهشهای ژنتیکی در آن به وجود میآمد تا بتواند مقاومت بیشتری به دارو نشان دهد.(شواهد_فرگشت)
آنها در آینده قصد دارند از این پلتفرم برای پیشبینی پتانسیل فرگشتی پاتوژنهای خاص استفاده کنند تا پزشکان بتوانند انواع مقاوم به آنتیبیوتیک را شناسایی کنند. (برگردان: ایسنا)
ويديو را مي توانيد در لينك زير ببينيد
http://www.aparat.com/v/ew6jB
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
دیدن فرگشت به صورت زنده
فرگشت را بصورت زنده ببینید محققان دانشکده پزشکی هاروارد با ساخت یک ظرف آزمایشگاهی بزرگ توانسته اند فرگشت یک باکتری را در زمان واقعی نشان دهند.این نخستین نمایش مقیاس بزرگ از چگونگی واکنش باکتری به دوزهای فزآیند آنتی بیوتیک و چگونگی بهره برداری این میکروب از…
چند روزی است که تعدادی از مخالفین مطلبی را با مضمون زیر منتشر کرده اند :
🔻بسیار مهم
کتاب جدید مایکل دنتون Evolution: Still a Theory in Crisis (که در آن غیرممکن بودن فرگشت داروینی را اثبات کرده است) به عنوان بهترین کتاب سال 2016 معرفی شد.
📚 سرانجام مجلهی اسپکتاتور بهترین و بدترین کتابهای سال 2016 را معرفی کرد و کتاب جدید مایکل دنتون که به طور جامع و کامل به بررسی فرگشت داروینی پرداخته و با شواهد علمی فوق العاده قوی، غیرممکن بودن فرگشت داروینی را ثابت میکند به عنوان بهترین کتاب سال 2016 معرفی شد.
✅ پاسخ:
🆔: @iran_evolution
🔹ابتدا ببینیم که مجله Spectator چیست. این نشریه یکی از مجلات هفتگی انگلستان است که موضوع آن اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است و یک مجله کاملا عمومی می باشد به شکلی که بخش های آن شامل مواردی چون زندگی، فرهنگ، خرید، درآمد، سلامت، زندگی، رویدادها و ... است.
اگر بخواهیم نمونه مشابه ماهیت محتوایی این نشریه را در داخل کشور مثال بزنیم می توانیم به نشریه زندگی ایده آل، سیب سبز، همشهری جوان و ... اشاره کنیم.
🔸حال در این هفته نامه که بخشی از سیاست خود را پرداختن به امور فرهنگی میداند، هر سال رسم است در اواخر سال، از برخی از همکاران فعال آن سال خود می خواهد در مورد بهترین کتاب مورد علاقه شان و بدترین کتابی که آن سال خواندند مطلبی بسیار کوتاه در انتهای مجله بنویسند.
◀️ امسال نیز به رسم هر سال این نشریه از برخی از همکاران خود مانند:
▪️Craig Raine شاعر
▫️Hilary Spurling نویسنده و زندگی نامه نویس
▪️Jan Morris نویسنده و سفرنامه نویس
▫️Richard Ingrams ژورنالیست
▪️Graham Robb تاریخ نگار
▫️John Sutherland روزنامه نگار و استاد بازنشسته ادبیات انگلیسی
▪️A.N. Wilson نویسنده و روزنامه نگار
خواسته است نظرات خود را در باره کتاب مورد علاقه شان بگویند.
The best and worst books of 2016, chosen by some of our regular contributors
Among those nominating their favourite books are Craig Raine, Hilary Spurling, Jan Morris, Richard Ingrams, Graham Robb, John Sutherland and A.N. Wilson
❗️به عبارت « chosen by some of our regular contributors » دقت کنید: انتخاب شده توسط برخی از همکاران ما
❗️به عبارت « their favourite books » دقت کنید : کتاب های مورد علاقه ایشان
◀️ در این میان اندرو نورمن ویلسون (نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی) نظر خود را در مورد این کتاب این گونه بیان کرده است: کتابی که سخت می توان گفت خواننده را متقاعد نمی کند، حقیقتا کتاب بزرگی بود. او در ادامه نوشته خودش کتاب
The Huntingfield Paintres
را از نظر خود بهترین رمان جدید سال معرفی می کند.
◀️ متن انگلیسی:
It is hard to see how anyone reading his book could not be persuaded. A truly great book.
The best new novel of the year, for me, was The Huntingfield Paintress
⤵️اما بسیار کوتاه در مورد نویسنده این کتاب :
مایکل دنتون یک پزشک آگنوستیک و معتقد به طراحی هوشمند تحصیل کرده دانشگاه کینگ کالج لندن است و تا سال 2005 در دانشگاه اوتاگو نیوزلند فعالیت تحقیقاتی انجام می داد وسپس به شرکت خصوصی دیسکاوری پیوست و هم اکنون عضو ارشد این موسسه می باشد.
او نظرات شخصی خود را در باره مکانیزم حیات (بر خلاف درخت داروینی) مبنی بر عدم وجود یک درخت حیات و به جای آن شاخه ها مستقیم گونه های حیات در کتاب اخیر خود که در بالا از آن نام برده شد مطرح کرده است. این کتاب توسط موسسه دیسکاوری یعنی شرکتی که خودش در آنجا مشغول به کار است چاپ شده و هرگز در هیچ محفل علمی مطرح و مورد بررسی قرار نگرفته است.
◀️ حال در این میان سوال تعجب بر انگیز این است که چرا نظر شخصی یک روزنامه نگار در مورد کتاب مایکل دنتون در مورد مکانیزم تک شاخه ای حیات (در مقابل درخت شاخه ای حیات) که در یک هفته نامه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ادبی چاپ شده، باید این قدر برای عده ای هیجان انگیز باشد و در بوق و کُرنا کنند که فرگشت داروینی رد شده است!
◀️ برای پی بردن به عمق فاجعه فکری این افراد فرض کنید فردا در شبکه های اجتماعی اروپایی بنویسند :
« بشتابید، کتاب فلان، از فلانی که رد گرانش است منتشر شد و نشریه ی معتبر و با قدمت زیاد "همشهری جوان" در ایران این کتاب را به عنوان برگزیده جهان در سال 2016 معرفی کرد و با این انتخاب تمام پایه های گرانش را به لزره درآورد، این کتاب توانست جاذبه را نقض کند...!
✳️ ادامه در پست بعدی...
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
🔻بسیار مهم
کتاب جدید مایکل دنتون Evolution: Still a Theory in Crisis (که در آن غیرممکن بودن فرگشت داروینی را اثبات کرده است) به عنوان بهترین کتاب سال 2016 معرفی شد.
📚 سرانجام مجلهی اسپکتاتور بهترین و بدترین کتابهای سال 2016 را معرفی کرد و کتاب جدید مایکل دنتون که به طور جامع و کامل به بررسی فرگشت داروینی پرداخته و با شواهد علمی فوق العاده قوی، غیرممکن بودن فرگشت داروینی را ثابت میکند به عنوان بهترین کتاب سال 2016 معرفی شد.
✅ پاسخ:
🆔: @iran_evolution
🔹ابتدا ببینیم که مجله Spectator چیست. این نشریه یکی از مجلات هفتگی انگلستان است که موضوع آن اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است و یک مجله کاملا عمومی می باشد به شکلی که بخش های آن شامل مواردی چون زندگی، فرهنگ، خرید، درآمد، سلامت، زندگی، رویدادها و ... است.
اگر بخواهیم نمونه مشابه ماهیت محتوایی این نشریه را در داخل کشور مثال بزنیم می توانیم به نشریه زندگی ایده آل، سیب سبز، همشهری جوان و ... اشاره کنیم.
🔸حال در این هفته نامه که بخشی از سیاست خود را پرداختن به امور فرهنگی میداند، هر سال رسم است در اواخر سال، از برخی از همکاران فعال آن سال خود می خواهد در مورد بهترین کتاب مورد علاقه شان و بدترین کتابی که آن سال خواندند مطلبی بسیار کوتاه در انتهای مجله بنویسند.
◀️ امسال نیز به رسم هر سال این نشریه از برخی از همکاران خود مانند:
▪️Craig Raine شاعر
▫️Hilary Spurling نویسنده و زندگی نامه نویس
▪️Jan Morris نویسنده و سفرنامه نویس
▫️Richard Ingrams ژورنالیست
▪️Graham Robb تاریخ نگار
▫️John Sutherland روزنامه نگار و استاد بازنشسته ادبیات انگلیسی
▪️A.N. Wilson نویسنده و روزنامه نگار
خواسته است نظرات خود را در باره کتاب مورد علاقه شان بگویند.
The best and worst books of 2016, chosen by some of our regular contributors
Among those nominating their favourite books are Craig Raine, Hilary Spurling, Jan Morris, Richard Ingrams, Graham Robb, John Sutherland and A.N. Wilson
❗️به عبارت « chosen by some of our regular contributors » دقت کنید: انتخاب شده توسط برخی از همکاران ما
❗️به عبارت « their favourite books » دقت کنید : کتاب های مورد علاقه ایشان
◀️ در این میان اندرو نورمن ویلسون (نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی) نظر خود را در مورد این کتاب این گونه بیان کرده است: کتابی که سخت می توان گفت خواننده را متقاعد نمی کند، حقیقتا کتاب بزرگی بود. او در ادامه نوشته خودش کتاب
The Huntingfield Paintres
را از نظر خود بهترین رمان جدید سال معرفی می کند.
◀️ متن انگلیسی:
It is hard to see how anyone reading his book could not be persuaded. A truly great book.
The best new novel of the year, for me, was The Huntingfield Paintress
⤵️اما بسیار کوتاه در مورد نویسنده این کتاب :
مایکل دنتون یک پزشک آگنوستیک و معتقد به طراحی هوشمند تحصیل کرده دانشگاه کینگ کالج لندن است و تا سال 2005 در دانشگاه اوتاگو نیوزلند فعالیت تحقیقاتی انجام می داد وسپس به شرکت خصوصی دیسکاوری پیوست و هم اکنون عضو ارشد این موسسه می باشد.
او نظرات شخصی خود را در باره مکانیزم حیات (بر خلاف درخت داروینی) مبنی بر عدم وجود یک درخت حیات و به جای آن شاخه ها مستقیم گونه های حیات در کتاب اخیر خود که در بالا از آن نام برده شد مطرح کرده است. این کتاب توسط موسسه دیسکاوری یعنی شرکتی که خودش در آنجا مشغول به کار است چاپ شده و هرگز در هیچ محفل علمی مطرح و مورد بررسی قرار نگرفته است.
◀️ حال در این میان سوال تعجب بر انگیز این است که چرا نظر شخصی یک روزنامه نگار در مورد کتاب مایکل دنتون در مورد مکانیزم تک شاخه ای حیات (در مقابل درخت شاخه ای حیات) که در یک هفته نامه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ادبی چاپ شده، باید این قدر برای عده ای هیجان انگیز باشد و در بوق و کُرنا کنند که فرگشت داروینی رد شده است!
◀️ برای پی بردن به عمق فاجعه فکری این افراد فرض کنید فردا در شبکه های اجتماعی اروپایی بنویسند :
« بشتابید، کتاب فلان، از فلانی که رد گرانش است منتشر شد و نشریه ی معتبر و با قدمت زیاد "همشهری جوان" در ایران این کتاب را به عنوان برگزیده جهان در سال 2016 معرفی کرد و با این انتخاب تمام پایه های گرانش را به لزره درآورد، این کتاب توانست جاذبه را نقض کند...!
✳️ ادامه در پست بعدی...
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
⤴️ در پست قبل درباره مجله اسپکتاتور و کتاب جدید مایکل دنتون توضیح دادیم. اما در حالت کلی انتخاب کتاب برگزیده در مجلات عمومی نه بر اساس اعتبار علمی آن کتاب ، بلکه بر مبنای پارامترهای متعدد از جمله میزان فروش، محبوبیت ، اعتبار نویسنده و... بررسی می شود. بسیاری از پارامترهایی که در انتخاب کتاب برتر دخیل هستند، از دیدگاه علمی مردود می باشند. برای مثال اینکه یک کتاب چقدر فروش داشته است برای مجامع علمی اهمیتی ندارد، اینکه چقدر محبوب است اهمیتی ندارد.
📒 ملاک ارزیابی، بررسی و تعیین اعتبار نظریات علمی جدید، ژورنال های تخصصی علمی که دارای شناسنامه علمی هستند می باشد. ژورنال the spectator یک مجله علمی نیست و بنابراین نمی توان از آن به عنوان سند برتری یا عدم برتری یک نظریه علمی آن هم در حوزه بسیار تخصصی زیست شناسی فرگشتی استفاده کرد.
📙در علم هنگامی یک تئوری یا فرضیه رد و یا مورد تردید قرار می گیرد که با انجام یک آزمایش ها و پژوهش علمی جدید بر مبنای روش مندی علمی بتوان نگاه جدید و متفاوتی نسبت به تئوری قدیمی ایجاد کرد و یک نظریه کامل تر که با شواهد بیشتری سازگار باشد ارائه شود. مطالبی که نگاشته می شوند وقتی از نظر علمی اعتبار دارند که تحت داوری ژورنال های معتبر تخصصی قرار گرفته باشند.
📘 مخالفان هزاران پژوهش و کشف جدید فرگشتی که سالیانه در ژورنال های معتبر علمی منتشر می شوند را نادیده گرفته و وقتی می بینند یک نفر حرفی موافق با عقیده خودشان می زند حرف از انکارناپذیر بودن و اثبات بدون شک و تردید حرف هایش می زنند!!! کتاب ها و مقالات برجسته علمی که در تایید و اثبات فرگشت نوشته شده اند را خیال و تصور دانشمندانی می دانند که تنها فرضیه سر می دهند و خیال پردازی می کنند ولی در اینجا با اینکه می گویند کتاب دنتون یک کتاب کاملاً علمی است، حرف از انکارناپذیری و اطمینان 100 درصدی می زنند!
🔴 متن ترجمه شده فارسی پر از قیودی مانند: به طور انکار نشدنی/غیر قابل انکار/علم خالص/قطعیت و... است. کلماتی که هیچ گاه در متون علمی مشاهده نمی کنیم و نشان از سعی بر القای مفهومی دارد.
✅ در پایان خاطر نشان می کنیم که این کتاب، نسخه آپدیت شده کتاب "فرگشت: یک نظریه در بحران" است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شده بود. می توانید دو پاسخ و نقد مختصر را درباره کتاب فوق در دو لینک زیر بخوانید:
http://www.talkorigins.org/faqs/denton.html
http://www.2think.org/eatic.shtml
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📒 ملاک ارزیابی، بررسی و تعیین اعتبار نظریات علمی جدید، ژورنال های تخصصی علمی که دارای شناسنامه علمی هستند می باشد. ژورنال the spectator یک مجله علمی نیست و بنابراین نمی توان از آن به عنوان سند برتری یا عدم برتری یک نظریه علمی آن هم در حوزه بسیار تخصصی زیست شناسی فرگشتی استفاده کرد.
📙در علم هنگامی یک تئوری یا فرضیه رد و یا مورد تردید قرار می گیرد که با انجام یک آزمایش ها و پژوهش علمی جدید بر مبنای روش مندی علمی بتوان نگاه جدید و متفاوتی نسبت به تئوری قدیمی ایجاد کرد و یک نظریه کامل تر که با شواهد بیشتری سازگار باشد ارائه شود. مطالبی که نگاشته می شوند وقتی از نظر علمی اعتبار دارند که تحت داوری ژورنال های معتبر تخصصی قرار گرفته باشند.
📘 مخالفان هزاران پژوهش و کشف جدید فرگشتی که سالیانه در ژورنال های معتبر علمی منتشر می شوند را نادیده گرفته و وقتی می بینند یک نفر حرفی موافق با عقیده خودشان می زند حرف از انکارناپذیر بودن و اثبات بدون شک و تردید حرف هایش می زنند!!! کتاب ها و مقالات برجسته علمی که در تایید و اثبات فرگشت نوشته شده اند را خیال و تصور دانشمندانی می دانند که تنها فرضیه سر می دهند و خیال پردازی می کنند ولی در اینجا با اینکه می گویند کتاب دنتون یک کتاب کاملاً علمی است، حرف از انکارناپذیری و اطمینان 100 درصدی می زنند!
🔴 متن ترجمه شده فارسی پر از قیودی مانند: به طور انکار نشدنی/غیر قابل انکار/علم خالص/قطعیت و... است. کلماتی که هیچ گاه در متون علمی مشاهده نمی کنیم و نشان از سعی بر القای مفهومی دارد.
✅ در پایان خاطر نشان می کنیم که این کتاب، نسخه آپدیت شده کتاب "فرگشت: یک نظریه در بحران" است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شده بود. می توانید دو پاسخ و نقد مختصر را درباره کتاب فوق در دو لینک زیر بخوانید:
http://www.talkorigins.org/faqs/denton.html
http://www.2think.org/eatic.shtml
✅ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
www.talkorigins.org
Critique of Michael Denton's "Evolution: A Theory in Crisis"
Denton's anti-evolution book Evolution: A Theory in Crisis is based on a poor understanding of the evidence as this review shows.
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/VjtgXX
🆔 @big_bangpage
◀ موجودات تک سلولی نیز قابلیت یادگیری دارند
بر اساس مطالعه ای که توسط مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه انجام شده است، مشخص شد که موجودات تک سلولی نیز قادر به آموختن از تجارب خود برای انطباق رفتارشان با محیط اطرافشان هستند.مطالعات تیمی بین المللی از دانشمندان و پژوهشگران که در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه به بررسی ساختار یادگیری موجودات پرداخته اند؛ نشان داد که پدیده یادگیری و کسب تجربه ارتباط چندانی با دارا بودن سیستم پیچیده مغزی نداشته و حتی موجودات تک سلولی نیز می توانند از تجربیات و شرایط محیطی جهت انطباق پذیری با محیط اطراف خود بهره ببرند. کشف فوق از این منظر دارای اهمیت فرالوانی است که می تواند به روشن شدن منشاء یادگیری در طول دوره تکامل کمک کند.
در همین رابطه رومن بویسیو زیست شناس فرانسوی، و از اعضای این تیم تحقیقاتی در توضیح یافته های فوق به خبرگزاری اسپانیا اعلام کرد: در پی مطالعات انجام شده؛ می توان به طور قطعی اعلام کرد که موجودات تک سلولی نیز قابلیت تجربه اندوزی و یادگیری دارند و در صورتی که به طور کامل ثابت شود سلول های سرطانی نیز قادر به یادگیری هستند، این یافته اثرات درمانی فوق العاده مهمی بر سلول های سرطانی و نحوه مواجهه با آنها خواهد داشت...
جزئیات بیشتر مقاله::: goo.gl/nT2uTf
🆔 @big_bangpage
🆔 @big_bangpage
◀ موجودات تک سلولی نیز قابلیت یادگیری دارند
بر اساس مطالعه ای که توسط مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه انجام شده است، مشخص شد که موجودات تک سلولی نیز قادر به آموختن از تجارب خود برای انطباق رفتارشان با محیط اطرافشان هستند.مطالعات تیمی بین المللی از دانشمندان و پژوهشگران که در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه به بررسی ساختار یادگیری موجودات پرداخته اند؛ نشان داد که پدیده یادگیری و کسب تجربه ارتباط چندانی با دارا بودن سیستم پیچیده مغزی نداشته و حتی موجودات تک سلولی نیز می توانند از تجربیات و شرایط محیطی جهت انطباق پذیری با محیط اطراف خود بهره ببرند. کشف فوق از این منظر دارای اهمیت فرالوانی است که می تواند به روشن شدن منشاء یادگیری در طول دوره تکامل کمک کند.
در همین رابطه رومن بویسیو زیست شناس فرانسوی، و از اعضای این تیم تحقیقاتی در توضیح یافته های فوق به خبرگزاری اسپانیا اعلام کرد: در پی مطالعات انجام شده؛ می توان به طور قطعی اعلام کرد که موجودات تک سلولی نیز قابلیت تجربه اندوزی و یادگیری دارند و در صورتی که به طور کامل ثابت شود سلول های سرطانی نیز قادر به یادگیری هستند، این یافته اثرات درمانی فوق العاده مهمی بر سلول های سرطانی و نحوه مواجهه با آنها خواهد داشت...
جزئیات بیشتر مقاله::: goo.gl/nT2uTf
🆔 @big_bangpage
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
یادگیری موجودات تک سلولی:این عکس نشان می دهدکه ارگانیسم تک سلولی فیساروم پلی سفالوم چگونه از طریق خوگیری یادمی گیرد حضور گنه گنه(ماده ای تلخ) را در حین حرکت به سمت غذا نادیده بگیرد
🆔 @big_bangpage
🆔 @big_bangpage
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/K44q2i
🆔 @big_bangpage
معمای ژنتیکی ۵۱ میلیون ساله نظریه داروین حل شد
یک معمای ۵۱ میلیون ساله در مورد ژن مسئول خصوصیات باروری در نوعی گل که پرفسور چارلز داروین ۱۵۰ سال پیش مطرح کرده بود، توسط دانشمندان انگلیسی کشف شد. نظریه داروین بر این اساس بود که برخی گونههای گیاه پامچال دارای دو نوع گل بوده و طول اندام تولید مثل نر و ماده آنها متفاوت است تا حشرات گرده افشان بتوانند آنها را باهم پیوند بزنند. محققان دانشگاه ایست آنگلیا با بررسی عمیقتر این فرضیه توانستند یک معمای ژنتیکی ۵۱٫۷ میلیون ساله را حل کنند. آنها مجموعهای از ژنهای مسئول صفات تولید مثلی گل پامچال را شناسایی کردند.
بینش راهگشای داروین در مورد اهمیت دو گونه گل موسوم به “Pin” و “Thrum” منجر به ایجاد مفهوم چندریختی یا هترواستیلی شد و تحقیقات بعدی به شکلگیری نظریه ژنتیک مدرن کمک کرد. چندریختی به دستهای از گلهای دوجنسی یا هرمافرودیت گفته میشود که دارای خامه و پرچم ناهماندازه از دید بلندی هستند. اکنون محققان انگلیسی دقیقا دریافتهاند که کدام بخش از کد ژنتیکی این گونهها باعث شکلگیری آنها به این شکل در ۵۱ میلیون سال قبل شده است.ابرژنها به مجموعههایی از ژنهای به هم مرتبط گفته میشود که همیشه با هم به عنوان یک واحد به ارث میرسند و زیست شناسی پیچیده را کنترل میکنند...
جزئیات بیشتر مقاله:: goo.gl/4THdPR
🆔 @big_bangpage
معمای ژنتیکی ۵۱ میلیون ساله نظریه داروین حل شد
یک معمای ۵۱ میلیون ساله در مورد ژن مسئول خصوصیات باروری در نوعی گل که پرفسور چارلز داروین ۱۵۰ سال پیش مطرح کرده بود، توسط دانشمندان انگلیسی کشف شد. نظریه داروین بر این اساس بود که برخی گونههای گیاه پامچال دارای دو نوع گل بوده و طول اندام تولید مثل نر و ماده آنها متفاوت است تا حشرات گرده افشان بتوانند آنها را باهم پیوند بزنند. محققان دانشگاه ایست آنگلیا با بررسی عمیقتر این فرضیه توانستند یک معمای ژنتیکی ۵۱٫۷ میلیون ساله را حل کنند. آنها مجموعهای از ژنهای مسئول صفات تولید مثلی گل پامچال را شناسایی کردند.
بینش راهگشای داروین در مورد اهمیت دو گونه گل موسوم به “Pin” و “Thrum” منجر به ایجاد مفهوم چندریختی یا هترواستیلی شد و تحقیقات بعدی به شکلگیری نظریه ژنتیک مدرن کمک کرد. چندریختی به دستهای از گلهای دوجنسی یا هرمافرودیت گفته میشود که دارای خامه و پرچم ناهماندازه از دید بلندی هستند. اکنون محققان انگلیسی دقیقا دریافتهاند که کدام بخش از کد ژنتیکی این گونهها باعث شکلگیری آنها به این شکل در ۵۱ میلیون سال قبل شده است.ابرژنها به مجموعههایی از ژنهای به هم مرتبط گفته میشود که همیشه با هم به عنوان یک واحد به ارث میرسند و زیست شناسی پیچیده را کنترل میکنند...
جزئیات بیشتر مقاله:: goo.gl/4THdPR
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ریچارد داوکینز: چرا هنوز شامپانزهها وجود دارند؟
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت : 720 HD
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت : 720 HD
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریچارد داوکینز: چرا هنوز شامپانزهها وجود دارند؟
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت: 640*360
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
برگردان و زیرنویس: هدیه
کیفیت: 640*360
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/CCB0jb
🆔 @big_bangpage
◀ کشف رد پاهای چند میلیون ساله اجداد انسان
محققان رد پای انسان های اولیه به قدمت چند میلیون سال را در تانزانیا کشف کرده اند که در نزدیکی محل کشف رد پاهای مشابهی در دهه ۱۹۷۰ است.این ردپاها هنگام عبور گروهی از انسان های اولیه از روی خاکستر آتشفشانی به جا مانده است. استرالوپیتکوس آفارانسیس – که رد پاها ظاهرا متعلق به آن است – یکی از قدیمی ترین و اولیه ترین گونه های انسان نما بوده است. دانشمندان می گویند این رد پاها سرنخی از نوع زندگی این گونه به دست می دهد. صاحبان این مجموعه از رد پاها افرادی با جثه های کوچک تا بزرگ بوده اند.
فسیل لوسی، یک موجود کوچک مونث که حدود ۳.۲ میلیون سال قبل در اتیوپی زندگی می کرد، معروف ترین نماینده این گروه از انسان های اولیه است. دانشمندان با توجه به اندازه رد پاها احتمال می دهند که اینها متعلق به یک موجود مذکر بزرگسال همراه چند مونث کوچکتر باشد. پروفسور جورجیو مانزی، مدیر این پروژه باستان شناسی در تانزانیا، گفت: «وقتی این شواهد تازه در کنار یافته های قبلی گذاشته می شود، تصویری از عبور جمعی هومنیین های اولیه از این نقطه پس از فوران آتشفشانی و بارندگی متعاقب آن را ترسیم می کند.»
پروفسور مانزی افزود: «رد پاهای یکی از این افراد به طور حیرت انگیزی بزرگتر از باقی اعضای گروه است، که نشان می دهد او یک موجود بزرگ مذکر بوده است. در واقع، با توجه به اندازه رد پا قد او را ۱۶۵ سانتیمتر تخمین می زنیم که بزرگترین نمونه از یک استرالوپیتکوس است که تاکنون شناسایی شده است.»..
ادامه و بیشتر::: goo.gl/VMM2iw
🆔 @big_bangpage
◀ کشف رد پاهای چند میلیون ساله اجداد انسان
محققان رد پای انسان های اولیه به قدمت چند میلیون سال را در تانزانیا کشف کرده اند که در نزدیکی محل کشف رد پاهای مشابهی در دهه ۱۹۷۰ است.این ردپاها هنگام عبور گروهی از انسان های اولیه از روی خاکستر آتشفشانی به جا مانده است. استرالوپیتکوس آفارانسیس – که رد پاها ظاهرا متعلق به آن است – یکی از قدیمی ترین و اولیه ترین گونه های انسان نما بوده است. دانشمندان می گویند این رد پاها سرنخی از نوع زندگی این گونه به دست می دهد. صاحبان این مجموعه از رد پاها افرادی با جثه های کوچک تا بزرگ بوده اند.
فسیل لوسی، یک موجود کوچک مونث که حدود ۳.۲ میلیون سال قبل در اتیوپی زندگی می کرد، معروف ترین نماینده این گروه از انسان های اولیه است. دانشمندان با توجه به اندازه رد پاها احتمال می دهند که اینها متعلق به یک موجود مذکر بزرگسال همراه چند مونث کوچکتر باشد. پروفسور جورجیو مانزی، مدیر این پروژه باستان شناسی در تانزانیا، گفت: «وقتی این شواهد تازه در کنار یافته های قبلی گذاشته می شود، تصویری از عبور جمعی هومنیین های اولیه از این نقطه پس از فوران آتشفشانی و بارندگی متعاقب آن را ترسیم می کند.»
پروفسور مانزی افزود: «رد پاهای یکی از این افراد به طور حیرت انگیزی بزرگتر از باقی اعضای گروه است، که نشان می دهد او یک موجود بزرگ مذکر بوده است. در واقع، با توجه به اندازه رد پا قد او را ۱۶۵ سانتیمتر تخمین می زنیم که بزرگترین نمونه از یک استرالوپیتکوس است که تاکنون شناسایی شده است.»..
ادامه و بیشتر::: goo.gl/VMM2iw
Forwarded from دانش، آگاهی
خزنده درون شما و فرگشت استخوان های گوش میانی
https://goo.gl/ZfjBUj
در مستند "خزنده درون شما" که محصول کمپانی PBS میباشد، دکتر نیل شوبین بطور مختصر فرایند فرگشت استخوان های گوش میانی را تشریح میکند.
اجداد خزنده ما، همانند خزندگان امروزی تنها یک استخوان در گوش میانی داشتند که ارتعاشات پرده گوش را به گوش درونی منتقل میکند. اما در انسان و سایر پستانداران، گوش میانی ساختمانی پیچیده تر دارد که قدرت شنوایی ما را بمراتب بهبود میبخشد. گوش میانی از سه استخوان کوچک تشکیل شده است که استخوانهای چکشی، سندابی و رکابی میباشند. این سه با یکدیگر مکانیزمی را تشکیل میدهند که قادر است ارتعاشات دریافتی از پرده گوش را تقویت و سپس به گوش درونی منتقل کند.
اما سؤال این است که چگونه پستانداران در گوش خود دو استخوان اضافی بدست آوردند؟
دکتر شوبین توضیح میدهد که دو استخوان اضافی در گذشته های دور قسمتی از آرواره پایین خزنده بودند که استخوان اصلی آرواره را به کاسه سر متصل میکردند، اما در طی میلیونها سال دگرگونش، بمرور استخوان اصلی آرواره بزرگ و بزرگتر شد تا بدانجا که مستقیما به کاسه سر متصل گشت. دو استخوان دیگر نیز در طول زمان کوچکتر شدند و در نهایت به استخوان گوش میانی پیوستند.
او چند فسیل بدست آمده از پستانداران اولیه در آفریقای جنوبی را نشان میدهد که استخوان های تشکیل دهنده آرواره پایینی آنها حد واسط بین خزندگان و پستانداران امروزی است. استخوان حامل دندانها بزرگتر شده ولی کماکان از طریق دو استخوان کوچک به کاسه سر متصل است.
یکی از شاگردان سابق دکتر شوبین که خانم کارن سیرز میباشد با مطالعه نوعی پستاندار کوچک بنام صاریغ یا ساریگ (opposum) نشان میدهد که چگونه 300 میلیون سال فرگشت گوش میانی تنها در طی چند ماه در این جانور تکرار میشود. آرواره پایینی نوزاد این پستاندار هنگام تولد دارای سه استخوان میباشد که همانند خزندگان است و تا هنگامی که جانور به بزرگسالی میرسد، ساختار آرواره و گوش میانی تغییر کرده و مشابه سایر پستانداران میگردد.
دکتر شوبین در پایان به طنز میگوید: بسیار جالب است که ما با استخوانهایی میشنویم که اجداد خزنده ما با آنها غذا میخوردند.
مترجم: امیر رحمانی
جزئیات و تصاویر بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/62
https://goo.gl/ZfjBUj
در مستند "خزنده درون شما" که محصول کمپانی PBS میباشد، دکتر نیل شوبین بطور مختصر فرایند فرگشت استخوان های گوش میانی را تشریح میکند.
اجداد خزنده ما، همانند خزندگان امروزی تنها یک استخوان در گوش میانی داشتند که ارتعاشات پرده گوش را به گوش درونی منتقل میکند. اما در انسان و سایر پستانداران، گوش میانی ساختمانی پیچیده تر دارد که قدرت شنوایی ما را بمراتب بهبود میبخشد. گوش میانی از سه استخوان کوچک تشکیل شده است که استخوانهای چکشی، سندابی و رکابی میباشند. این سه با یکدیگر مکانیزمی را تشکیل میدهند که قادر است ارتعاشات دریافتی از پرده گوش را تقویت و سپس به گوش درونی منتقل کند.
اما سؤال این است که چگونه پستانداران در گوش خود دو استخوان اضافی بدست آوردند؟
دکتر شوبین توضیح میدهد که دو استخوان اضافی در گذشته های دور قسمتی از آرواره پایین خزنده بودند که استخوان اصلی آرواره را به کاسه سر متصل میکردند، اما در طی میلیونها سال دگرگونش، بمرور استخوان اصلی آرواره بزرگ و بزرگتر شد تا بدانجا که مستقیما به کاسه سر متصل گشت. دو استخوان دیگر نیز در طول زمان کوچکتر شدند و در نهایت به استخوان گوش میانی پیوستند.
او چند فسیل بدست آمده از پستانداران اولیه در آفریقای جنوبی را نشان میدهد که استخوان های تشکیل دهنده آرواره پایینی آنها حد واسط بین خزندگان و پستانداران امروزی است. استخوان حامل دندانها بزرگتر شده ولی کماکان از طریق دو استخوان کوچک به کاسه سر متصل است.
یکی از شاگردان سابق دکتر شوبین که خانم کارن سیرز میباشد با مطالعه نوعی پستاندار کوچک بنام صاریغ یا ساریگ (opposum) نشان میدهد که چگونه 300 میلیون سال فرگشت گوش میانی تنها در طی چند ماه در این جانور تکرار میشود. آرواره پایینی نوزاد این پستاندار هنگام تولد دارای سه استخوان میباشد که همانند خزندگان است و تا هنگامی که جانور به بزرگسالی میرسد، ساختار آرواره و گوش میانی تغییر کرده و مشابه سایر پستانداران میگردد.
دکتر شوبین در پایان به طنز میگوید: بسیار جالب است که ما با استخوانهایی میشنویم که اجداد خزنده ما با آنها غذا میخوردند.
مترجم: امیر رحمانی
جزئیات و تصاویر بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/62
❌ ادعا :
نظریه های علمی همیشه در حال تغییر هستند. شما نمی توانید به آنچه دانشمندان می گویند اعتماد کنید. چون ممکن است فردا چیز دیگری بگویند.
✅ پاسخ:
۱- علم سوالات دشوار در مورد زمینه های ناشناخته را بررسی می کند. دانشمندان نیز انسان هستند، پس این اجتناب ناپذیر است که یافته های علمی کامل نباشد. به هر حال، علم با بررسی های بیشتر و بیشتر کار می کند. این به این معنی است که نتایج علمی دائما با یافته های جدید بررسی می شوند. دلیل اینکه بعضی یافته ها تغییر می کنند این است که آنها اصلاح می شوند. این فرآیند اصلاح کمک کرده است که علم به یکی از موفق ترین قسمت های تلاش انسان تبدیل شود. کسانی که نمی شود به آنها اعتماد کرد افرادی هستند که [ادعا می کنند] همیشه درست می گویند!
۲- زمانی که شواهد بیشتری جمع آوری می شود، یافته های علمی بیشتر و بیشتر قطعی می شوند.
نظریه هایی که چندین دهه با مطالعات تطابق داشته اند، احتمال دارد که در جزییاتشان دچار تصحیح هایی بشوند، اما این تقریبا غیرممکن است که آنها به طور کامل سرنگون شوند.
✳️کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
نظریه های علمی همیشه در حال تغییر هستند. شما نمی توانید به آنچه دانشمندان می گویند اعتماد کنید. چون ممکن است فردا چیز دیگری بگویند.
✅ پاسخ:
۱- علم سوالات دشوار در مورد زمینه های ناشناخته را بررسی می کند. دانشمندان نیز انسان هستند، پس این اجتناب ناپذیر است که یافته های علمی کامل نباشد. به هر حال، علم با بررسی های بیشتر و بیشتر کار می کند. این به این معنی است که نتایج علمی دائما با یافته های جدید بررسی می شوند. دلیل اینکه بعضی یافته ها تغییر می کنند این است که آنها اصلاح می شوند. این فرآیند اصلاح کمک کرده است که علم به یکی از موفق ترین قسمت های تلاش انسان تبدیل شود. کسانی که نمی شود به آنها اعتماد کرد افرادی هستند که [ادعا می کنند] همیشه درست می گویند!
۲- زمانی که شواهد بیشتری جمع آوری می شود، یافته های علمی بیشتر و بیشتر قطعی می شوند.
نظریه هایی که چندین دهه با مطالعات تطابق داشته اند، احتمال دارد که در جزییاتشان دچار تصحیح هایی بشوند، اما این تقریبا غیرممکن است که آنها به طور کامل سرنگون شوند.
✳️کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from Big Bang
اگر دنبال یه کانال جذاب علمی و نجومی هستید، کانال زیر رو از دست ندید 😍🎇👇
https://telegram.me/joinchat/BlJ5bTwopeBp9COtTkiZxQ
https://telegram.me/joinchat/BlJ5bTwopeBp9COtTkiZxQ
Forwarded from عکس نگار
🆔 @big_bangpage
انقراض گونه های جانوری در حال وقوع است!
بر کسی پوشیده نیست که تغییرات آب و هوایی ناشی از مصنوعات انسانی به وقوع نسل کشی هایی منجر می شود که انتظار می رود بسیاری از گونه های حیوانی و گیاهی را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس بعضی از مطالعات صورت گرفته، بعضی از گونه ها در حال انقراض هستند. اگر این جملات شما را آزرده کرد، شنیدن جمله ی بعد نیز آسان نخواهد بود: تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه آریزونا حاکی از آن است که ۴۷ درصد از گونه های گیاهی و حیوانی مورد مطالعه قرار گرفته، هم اکنون در معرض انقراض نسل به دلیل تغییرات آب و هوایی محلی هستند.
تغییرات آب و هوایی تعادل موجود در بسیاری از اکوسیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهد و بسیاری از گونه ها را مجبور به مهاجرت به مناطق سردسیر و مرتفع کرده است. بسیاری از مکان هایی که سابقا محل گسترش و رشد بعضی گونه های گیاهی و حیوانی بودند؛ اکنون توسط همین گونه ها طرد شده اند.
این اتفاقات در گرمترین قسمت رده ی گونه های مذکور روی داده است، اما پژوهش های جدید تنها با اتکا به رده به مطالعه ی انقراض های محلی نمی پردازد. پژوهشگران مذکور تعداد انقراض های محلی(با توجه به منطقه)، تعداد محل سکونت و گروه های موجودات زنده را نیز مورد مطالعه قرار دادند. تعداد گروه ها و محل های سکونت تقریبا نصف اندازه بود؛ اما یافته ها بسته به نواحی مختلف فرق می کردند. انقراض های محلی در مناطق کویری دو برابر ِ مناطق معتدل از نظر آب و هوایی بوده است...
جزئیات بیشتر:::goo.gl/78RwXd
ترجمه: اصغر مرتضایی / سایت بیگ بنگ
انقراض گونه های جانوری در حال وقوع است!
بر کسی پوشیده نیست که تغییرات آب و هوایی ناشی از مصنوعات انسانی به وقوع نسل کشی هایی منجر می شود که انتظار می رود بسیاری از گونه های حیوانی و گیاهی را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس بعضی از مطالعات صورت گرفته، بعضی از گونه ها در حال انقراض هستند. اگر این جملات شما را آزرده کرد، شنیدن جمله ی بعد نیز آسان نخواهد بود: تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه آریزونا حاکی از آن است که ۴۷ درصد از گونه های گیاهی و حیوانی مورد مطالعه قرار گرفته، هم اکنون در معرض انقراض نسل به دلیل تغییرات آب و هوایی محلی هستند.
تغییرات آب و هوایی تعادل موجود در بسیاری از اکوسیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهد و بسیاری از گونه ها را مجبور به مهاجرت به مناطق سردسیر و مرتفع کرده است. بسیاری از مکان هایی که سابقا محل گسترش و رشد بعضی گونه های گیاهی و حیوانی بودند؛ اکنون توسط همین گونه ها طرد شده اند.
این اتفاقات در گرمترین قسمت رده ی گونه های مذکور روی داده است، اما پژوهش های جدید تنها با اتکا به رده به مطالعه ی انقراض های محلی نمی پردازد. پژوهشگران مذکور تعداد انقراض های محلی(با توجه به منطقه)، تعداد محل سکونت و گروه های موجودات زنده را نیز مورد مطالعه قرار دادند. تعداد گروه ها و محل های سکونت تقریبا نصف اندازه بود؛ اما یافته ها بسته به نواحی مختلف فرق می کردند. انقراض های محلی در مناطق کویری دو برابر ِ مناطق معتدل از نظر آب و هوایی بوده است...
جزئیات بیشتر:::goo.gl/78RwXd
ترجمه: اصغر مرتضایی / سایت بیگ بنگ
❌ ادعا:
فرگشت می گوید که شما از نسل یک میمون هستید، آیا شما می خواهید از یک میمون سرچشمه گرفته باشید؟
✅ پاسخ:
۱- آنچه که ما می خواهیم واقعیت را تعیین نمی کند. این باور که واقعیت مطیع تمایلات ماست یک نوع غرور است.
۲- ما از نسل میمون های امروزی نیستیم، با میمون های امروزی به این دلیل مرتبط هستیم که در گذشته با آنها اجداد مشترکی داشته ایم. چه ایرادی در مرتبط بودن با میمون وجود دارد؟ در سنت یوروبا اعتقاد بر این است که دوقلوها به طور مستقیم از میمون ها سرچشمه می گیرند، و دوقلوها خوش اقبال در نظر گرفته می شوند (Courlander 1996, 233-238). اینکه با میمون ها مرتبط باشید شما را یک میمون نمی کند. این موضوع هیچ تفاوتی در چیزی که هستید ایجاد نمی کند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔 @iran_evolution
فرگشت می گوید که شما از نسل یک میمون هستید، آیا شما می خواهید از یک میمون سرچشمه گرفته باشید؟
✅ پاسخ:
۱- آنچه که ما می خواهیم واقعیت را تعیین نمی کند. این باور که واقعیت مطیع تمایلات ماست یک نوع غرور است.
۲- ما از نسل میمون های امروزی نیستیم، با میمون های امروزی به این دلیل مرتبط هستیم که در گذشته با آنها اجداد مشترکی داشته ایم. چه ایرادی در مرتبط بودن با میمون وجود دارد؟ در سنت یوروبا اعتقاد بر این است که دوقلوها به طور مستقیم از میمون ها سرچشمه می گیرند، و دوقلوها خوش اقبال در نظر گرفته می شوند (Courlander 1996, 233-238). اینکه با میمون ها مرتبط باشید شما را یک میمون نمی کند. این موضوع هیچ تفاوتی در چیزی که هستید ایجاد نمی کند.
✳️ کانال فرگشت:
🆔 @iran_evolution
جهش ژن.pdf
460.4 KB
فایل pdf کنفرانس اخیر درباره جهش ژنی و اهمیت آنها در فرگشت .
بررسی انواع جهش های ژنی از جمله جهش های ایجاد کننده ژن های جدید در موجودات زنده.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
بررسی انواع جهش های ژنی از جمله جهش های ایجاد کننده ژن های جدید در موجودات زنده.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
#کتاب_فرگشتی شماره یازده
📕نام کتاب: ماهی درونی شما
✍ نویسنده: نیل شوبین
📝 مترجم: نیلوفر فشنگ ساز
📚 ناشر: خانه زیست شناسی
🔹 معمولا روش کار دیرینهشناسها اینطوری است که به جستوجوی سنگواره میروند. وقتی سنگوارهای پیدا کردند آن را به آزمایشگاه میبرند و گاهی سالها طول میکشد تا بتوانند جزئیات آناتومی سنگوارهای که کشف کردهاند، شناسایی کنند.
🔸وقتی این شناساییها تمام شد، جزئیات مختلفی که از دل سنگواره استنتاج کردهاند با سنگوارهها و موجودات زنده دیگر مقایسه میکنند و درباره شباهتها و تفاوتهای آنها صحبت میکنند و گاهی به این نتیجه میرسند که با توجه به شواهد سنگوارهای چند ساختار آناتومیک در چند جاندار مختلف، منشأ فرگشتی یکسانی دارند؛ یعنی از یک نیای مشترک فرگشت یافته و هرچند اصلشان یکی بوده، طی فرگشت صورتهایی نسبتا متفاوت پذیرفتهاند.
مثلا استخوانهای کوچک گوش میانی (سندانی، چکشی و رکابی) در پستانداران با استخوانهای مفصل آرواره مهرهداران دیگر یکی هستند. دنیای جنینشناسها خیلی متفاوت است. 🔹جنینشناسها به الگوهای تکوین (رشد جنینی) موجودات مختلف توجه میکنند و سعی میکنند شباهتها و تفاوتهای میان آنها را توضیح دهند.
🔸معمولا یکی از ابزارهای جنینشناسها برای اینکه متوجه شوند تکوین موجودات مختلف چطور رخ میدهد، دستکاری ژنهاست. ژنهای موجودات زنده مختلف با یکدیگر شباهت زیادی دارند، گرچه در حد چند نوکلئوتید ممکن است تفاوتهایی هم داشته باشند؛ اما این تفاوت آنقدر کم است که میتوان ژنهای مگس سرکه یا فرآوردههای پروتئینی آنها را که مثلا مسؤول ساخت طناب عصبی در این حشره هستند به جنین یک مهرهدار تزریق کرد و نتیجه این آزمایش ساخت دستگاه عصبی کاملا طبیعی در جنین مهرهدار خواهد بود.
🔹جنینشناسها با انجام آزمایشهایی از این دست یا مثلا دستکاری ژنهای مشابه در چند جانور مختلف، میتوانند حدسهای جالبی درباره یکسان بودن بعضی اندامها و ساختارهای موجودات مختلف بزنند و به نتایجی مشابه نتایج دیرینهشناسها برسند. از جمله یکسان بودن استخوانهای گوش میانی پستانداران با مفصل آرواره مهرهداران دیگر از همین راه به خوبی اثبات میشود.
🔸این روزها دیرینهشناسهایی پیدا میشوند که وقتی از روی سنگوارهها درباره شباهت دو ساختار آناتومیک به نتایجی میرسند، سعی میکنند با پژوهشهای جنینشناسی نیز نتایج خود را تأیید کنند؛ همینطور جنینشناسهایی هستندکه متقابلاً یافتههای خود را با شواهد سنگوارهای میسنجند.
یکــی از کتابهــای خوب نیــل «Your Inner Fish» نام دارد. این کتاب با تکیه بر کشفیات اخیر دنیای دیرینهشناسی و البته نتایج به دست آمده از پژوهشهای جنینشناسی و ژنتیک، حرفهای خیلی جالبی درباره شباهتهای بنیادی همه مهرهداران-از ماهیها بگیرید تا پستانداران-میزند و به سؤالات خیلی جالبی درباره جنینشناسی و فرگشت پستانداران پاسخ میدهد.
🔹مثلاً این سؤال که چرا جنین پستانداران مثل ماهیها آبشش دارد؟ یا چرا ژنهای مشابهی مسؤول الگوسازی و تکوین اندامهای حرکتی-دست و پا-در مهرهداران خشکیزی و نیز باله ماهیها هستند. از آن جالبتر اینکه نیل با تکیه بر دانش وسیعی که در دنیای دیرینهشناسی و جنینشناسی دارد، تمام این پرسشها را به کمک پژوهشهایی که در این سالها توسط خودش یا همکارانش انجام شدهاند پاسخ میدهد و مطالعه کتاب او نه تنها باعث افزایش اطلاعات عمومی نسبت به آناتومی و جنینشناسی و فرگشت مهرهداران میشود بلکه بهطور ضمنی یک روش تحقیق درست و حسابی و منطقی هم آموزش می دهد.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
📕نام کتاب: ماهی درونی شما
✍ نویسنده: نیل شوبین
📝 مترجم: نیلوفر فشنگ ساز
📚 ناشر: خانه زیست شناسی
🔹 معمولا روش کار دیرینهشناسها اینطوری است که به جستوجوی سنگواره میروند. وقتی سنگوارهای پیدا کردند آن را به آزمایشگاه میبرند و گاهی سالها طول میکشد تا بتوانند جزئیات آناتومی سنگوارهای که کشف کردهاند، شناسایی کنند.
🔸وقتی این شناساییها تمام شد، جزئیات مختلفی که از دل سنگواره استنتاج کردهاند با سنگوارهها و موجودات زنده دیگر مقایسه میکنند و درباره شباهتها و تفاوتهای آنها صحبت میکنند و گاهی به این نتیجه میرسند که با توجه به شواهد سنگوارهای چند ساختار آناتومیک در چند جاندار مختلف، منشأ فرگشتی یکسانی دارند؛ یعنی از یک نیای مشترک فرگشت یافته و هرچند اصلشان یکی بوده، طی فرگشت صورتهایی نسبتا متفاوت پذیرفتهاند.
مثلا استخوانهای کوچک گوش میانی (سندانی، چکشی و رکابی) در پستانداران با استخوانهای مفصل آرواره مهرهداران دیگر یکی هستند. دنیای جنینشناسها خیلی متفاوت است. 🔹جنینشناسها به الگوهای تکوین (رشد جنینی) موجودات مختلف توجه میکنند و سعی میکنند شباهتها و تفاوتهای میان آنها را توضیح دهند.
🔸معمولا یکی از ابزارهای جنینشناسها برای اینکه متوجه شوند تکوین موجودات مختلف چطور رخ میدهد، دستکاری ژنهاست. ژنهای موجودات زنده مختلف با یکدیگر شباهت زیادی دارند، گرچه در حد چند نوکلئوتید ممکن است تفاوتهایی هم داشته باشند؛ اما این تفاوت آنقدر کم است که میتوان ژنهای مگس سرکه یا فرآوردههای پروتئینی آنها را که مثلا مسؤول ساخت طناب عصبی در این حشره هستند به جنین یک مهرهدار تزریق کرد و نتیجه این آزمایش ساخت دستگاه عصبی کاملا طبیعی در جنین مهرهدار خواهد بود.
🔹جنینشناسها با انجام آزمایشهایی از این دست یا مثلا دستکاری ژنهای مشابه در چند جانور مختلف، میتوانند حدسهای جالبی درباره یکسان بودن بعضی اندامها و ساختارهای موجودات مختلف بزنند و به نتایجی مشابه نتایج دیرینهشناسها برسند. از جمله یکسان بودن استخوانهای گوش میانی پستانداران با مفصل آرواره مهرهداران دیگر از همین راه به خوبی اثبات میشود.
🔸این روزها دیرینهشناسهایی پیدا میشوند که وقتی از روی سنگوارهها درباره شباهت دو ساختار آناتومیک به نتایجی میرسند، سعی میکنند با پژوهشهای جنینشناسی نیز نتایج خود را تأیید کنند؛ همینطور جنینشناسهایی هستندکه متقابلاً یافتههای خود را با شواهد سنگوارهای میسنجند.
یکــی از کتابهــای خوب نیــل «Your Inner Fish» نام دارد. این کتاب با تکیه بر کشفیات اخیر دنیای دیرینهشناسی و البته نتایج به دست آمده از پژوهشهای جنینشناسی و ژنتیک، حرفهای خیلی جالبی درباره شباهتهای بنیادی همه مهرهداران-از ماهیها بگیرید تا پستانداران-میزند و به سؤالات خیلی جالبی درباره جنینشناسی و فرگشت پستانداران پاسخ میدهد.
🔹مثلاً این سؤال که چرا جنین پستانداران مثل ماهیها آبشش دارد؟ یا چرا ژنهای مشابهی مسؤول الگوسازی و تکوین اندامهای حرکتی-دست و پا-در مهرهداران خشکیزی و نیز باله ماهیها هستند. از آن جالبتر اینکه نیل با تکیه بر دانش وسیعی که در دنیای دیرینهشناسی و جنینشناسی دارد، تمام این پرسشها را به کمک پژوهشهایی که در این سالها توسط خودش یا همکارانش انجام شدهاند پاسخ میدهد و مطالعه کتاب او نه تنها باعث افزایش اطلاعات عمومی نسبت به آناتومی و جنینشناسی و فرگشت مهرهداران میشود بلکه بهطور ضمنی یک روش تحقیق درست و حسابی و منطقی هم آموزش می دهد.
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
Forwarded from کانال علمی بیگ بنگ
goo.gl/27J0vf
🆔 @big_bangpage
جهش ژنوم انسان در ۲ میلیون سال پیش منجر به گفتار و تفکر شد!
سر راجر پنروز فیزیکدان بزرگ انگلیسی اظهار داشت که مغز انسان پیچیده تر از کهکشان راه شیری است. چرا ما تنها گونه ای هستیم که برای دستیابی به توانایی اختراع رادیو، کاوش اعماق کیهان با تلسکوپ فضایی هابل یا کشف امواج گرانشی حاصل از برخورد سیاهچاله ها در کهکشانی دور دست تکامل یافته ایم؟
در طول فرگشت، ژنوم انسان دستخوش تغییرات اساسی شده است که مبنای توسعه ناحیه ویژه ای از مغز به نام نوقِشر یا نئوکورتکس (neocortex)– لایه نازک و خاکستری و بیرونی مغز سر- به حساب می آید. این ناحیه مسؤلیت عملکردهای شناختی نظیر گفتار و تفکر را بر عهده دارد. ویلاند هاتنر از موسسه ماکس پلانک اینطور می گوید: « این تغییر در مقیاس ژنومی کوچک بنظر می رسد اما پیامدهای فرگشتی و کارکردی آن حائز اهمیت فراوانی می باشد، یک جانشینی ساده که تکامل اندازه مغز را در پی داشته و زمینه ساز خاص شدن انسان ها گردیده است.»
هاتنر، مدیر و رهبر گروه موسسه تحقیقاتی سلولی، مولکولی و ژنتیک ماکس پلانک به همراه تیمش به تازگی نشان دادند که ژن ARGHAP11B نقش کلیدی در تنظیم و تعدیل اندازه مغز دارد. سوانت پابو از موسسه انسان شناسی فرگشتی ماکس پلانک لایپزیک نشان داد که این ژن فقط در انسان ها و نزدیک ترین خویشاوندان ما یعنی نئاندرتال ها و انسان های دنیسووا یافت می شود، اما نه در شامپانزه ها. ژن ویژه انسان ARHGAP11B در اثر رونوشت برداری نسبی از ژن ARHGAP11A در حدود پنج میلیون سال پیش پدید آمد که این رویداد با فرگشت منجر به نئاندرتال ها، دنیسووان ها و انسان های امروزی مصادف بود. بعدها شامپانزه ها در ادامه ی فرگشت ظهور یافتند. با این حال، جهش بزرگ در انبساط نو قشر مغز بعدها آغاز شد، یعنی در حدود دو میلیون سال قبل. این موضوع باعث شگفتی پژوهشگران شده که ژن ARHGAP11B چگونه می تواند نقشی کلیدی در افزایش اندازه نو قشر مغز ایفا کند...
جزئیات بیشتر مقاله::: bigbangpage.com/?p=59857
🆔 @big_bangpage
جهش ژنوم انسان در ۲ میلیون سال پیش منجر به گفتار و تفکر شد!
سر راجر پنروز فیزیکدان بزرگ انگلیسی اظهار داشت که مغز انسان پیچیده تر از کهکشان راه شیری است. چرا ما تنها گونه ای هستیم که برای دستیابی به توانایی اختراع رادیو، کاوش اعماق کیهان با تلسکوپ فضایی هابل یا کشف امواج گرانشی حاصل از برخورد سیاهچاله ها در کهکشانی دور دست تکامل یافته ایم؟
در طول فرگشت، ژنوم انسان دستخوش تغییرات اساسی شده است که مبنای توسعه ناحیه ویژه ای از مغز به نام نوقِشر یا نئوکورتکس (neocortex)– لایه نازک و خاکستری و بیرونی مغز سر- به حساب می آید. این ناحیه مسؤلیت عملکردهای شناختی نظیر گفتار و تفکر را بر عهده دارد. ویلاند هاتنر از موسسه ماکس پلانک اینطور می گوید: « این تغییر در مقیاس ژنومی کوچک بنظر می رسد اما پیامدهای فرگشتی و کارکردی آن حائز اهمیت فراوانی می باشد، یک جانشینی ساده که تکامل اندازه مغز را در پی داشته و زمینه ساز خاص شدن انسان ها گردیده است.»
هاتنر، مدیر و رهبر گروه موسسه تحقیقاتی سلولی، مولکولی و ژنتیک ماکس پلانک به همراه تیمش به تازگی نشان دادند که ژن ARGHAP11B نقش کلیدی در تنظیم و تعدیل اندازه مغز دارد. سوانت پابو از موسسه انسان شناسی فرگشتی ماکس پلانک لایپزیک نشان داد که این ژن فقط در انسان ها و نزدیک ترین خویشاوندان ما یعنی نئاندرتال ها و انسان های دنیسووا یافت می شود، اما نه در شامپانزه ها. ژن ویژه انسان ARHGAP11B در اثر رونوشت برداری نسبی از ژن ARHGAP11A در حدود پنج میلیون سال پیش پدید آمد که این رویداد با فرگشت منجر به نئاندرتال ها، دنیسووان ها و انسان های امروزی مصادف بود. بعدها شامپانزه ها در ادامه ی فرگشت ظهور یافتند. با این حال، جهش بزرگ در انبساط نو قشر مغز بعدها آغاز شد، یعنی در حدود دو میلیون سال قبل. این موضوع باعث شگفتی پژوهشگران شده که ژن ARHGAP11B چگونه می تواند نقشی کلیدی در افزایش اندازه نو قشر مغز ایفا کند...
جزئیات بیشتر مقاله::: bigbangpage.com/?p=59857
Forwarded from دانش، آگاهی
فرگشت پیچیده اخلاقیات در انسان
https://goo.gl/zRNiVm
📙اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
📚هر چند این پرسش که چه چیز انسان را از سایر حیوانات متمایز میسازد یک جواب یکتا و مشخص ندارد، اما یک ویژگی برجسته انسانی بطور مشخص اخلاقیات است. چارلز داروین نیز در کتاب "تبار انسان" که در سال 1871 منتشر شد، اخلاقیات را مهمترین وجه تمایز انسان از سایر حیوانات عنوان کرد. استدلال داروین هم طبق انتظار قویاً بر مبنای فرگشت بیولوژیک و انتخاب طبیعی بود.
اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
آیالا اخلاق و رفتار اخلاقی را اینگونه تعریف میکند: اعمال شخصی که قبل از اقدام به انجام فعلی، از نتیجه اعمالش بر دیگران به نحو مشفقانه ای آگاه است و آنرا منظور میکند.
هرچند فیلسوفان و زیست شناسان مدتهاست که در خصوص مبدأ اخلاقیات و اینکه منشأ زیستی و یا اجتماعی دارد مباحثه میکنند، ولیکن آیالا استدلال میکند که اخلاقیات معلول هر دو عامل بیولوژی و اجتماع است.
او میگوید که اخلاقی بودن از دو مؤلفه تشکیل شده است: ظرفیت اخلاقی و قوانین اخلاقی که ما پیروی میکنیم. او پیشنهاد میکند که ظرفیت اخلاقی محصول فرگشت بیولوژیک و قوانین اخلاقی محصول تکامل فرهنگی میباشد.
آیالا در ادامه توضیح میدهد که ظرفیت اخلاقی خودش قابلیت تطبیق ندارد بلکه نتیجه جانبی توانایی بالای عقلانی است که تطبیق پذیر میباشد، بدین معنی که توانایی فکری بالا شانس زنده ماندن موجود را افزایش میدهد پس طی فرایند انتخاب طبیعی گسترش پیدا میکند.
آیالا سه شرائط لازم برای اینکه رفتار اخلاقی همگام با هوشمندی تکامل یافته باشد را اینگونه مشخص میکند:
- توانایی درک عواقب اعمال
- ارزیابی آن عواقب
- و انتخاب عمل بر مبنای آن ارزیابی
هر چند ظرفیت فکری و عقلانی در طول زمان بتدریج تکامل یافته است ولی او حدس میزند که شرائط لازم برای عملکرد اخلاقی تنها هنگامی بوجود آمدند که میزان هوشمندی از آستانه خاصی عبور کرد زیرا لازم بود که مغز بتواند برخی مفاهیم انتزاعی را شکل دهد.
آیالا پیشنهاد میکند که هنگامیکه اخلاقیات در مقام محصول جانبی هوشمندی بالا فرگشت یافتند، موجب شدند که انسانها با یکدیگر بیشتر همکاری کنند که مزایای بیشماری برای گروه های اجتماعی به همراه دارد و از این مرحله به بعد، اخلاقیات خود انطباق پذیر گشتند. (سازگاری و گسترش آنها از هوشمندی جدا گشت)
اگر اخلاقیات در انسانها آنگونه که آیالا پیشنهاد میکند تکامل یافته باشد، پس بسیار غیر محتمل است که رفتار اخلاقی به همین شکل در سایر موجودات ظهور کند زیرا پیش شرط های تعریف شده برای رفتار اخلاقی نیز بنظر میآید که منحصرا در انسان وجود داشته باشد.
آیالا میگوید: تمایزی که من در توصیف اخلاقیات بکار بردم (رفتار در مقابل هنجار) بطور عمده به سایر جنبه های متمایز انسان نیز قابل اطلاق است، همانند دین. ما دلواپس معنی و هدف زندگی میباشیم که از عواقب هوشمندی قابل تمجید ما است که با فرگشت بیولوژیک بدست آمده و به ما اجازه میدهد که از آینده آگاه باشیم و بدانیم که روزی خواهیم مرد. اما گوناگونی و تنوع ادیان محصول دگرگونش فرهنگی است و نه فرگشت بیولوژیک.
مراجع و جزئیات بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/64
مترجم : امیر رحمانی
https://goo.gl/zRNiVm
📙اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
📚هر چند این پرسش که چه چیز انسان را از سایر حیوانات متمایز میسازد یک جواب یکتا و مشخص ندارد، اما یک ویژگی برجسته انسانی بطور مشخص اخلاقیات است. چارلز داروین نیز در کتاب "تبار انسان" که در سال 1871 منتشر شد، اخلاقیات را مهمترین وجه تمایز انسان از سایر حیوانات عنوان کرد. استدلال داروین هم طبق انتظار قویاً بر مبنای فرگشت بیولوژیک و انتخاب طبیعی بود.
اکنون و بدنبال مطالعات بیشتری که بر روی مبدأ اخلاقیات صورت گرفته است، فرانچسکو آیالا که یک پروفسور بوم شناسی و زیست شناسی فرگشتی در دانشگاه کالیفرنیا است توضیحی برای فرگشت اخلاقیات ارائه میدهد که از اندیشه داروین الهام گرفته است.
آیالا اخلاق و رفتار اخلاقی را اینگونه تعریف میکند: اعمال شخصی که قبل از اقدام به انجام فعلی، از نتیجه اعمالش بر دیگران به نحو مشفقانه ای آگاه است و آنرا منظور میکند.
هرچند فیلسوفان و زیست شناسان مدتهاست که در خصوص مبدأ اخلاقیات و اینکه منشأ زیستی و یا اجتماعی دارد مباحثه میکنند، ولیکن آیالا استدلال میکند که اخلاقیات معلول هر دو عامل بیولوژی و اجتماع است.
او میگوید که اخلاقی بودن از دو مؤلفه تشکیل شده است: ظرفیت اخلاقی و قوانین اخلاقی که ما پیروی میکنیم. او پیشنهاد میکند که ظرفیت اخلاقی محصول فرگشت بیولوژیک و قوانین اخلاقی محصول تکامل فرهنگی میباشد.
آیالا در ادامه توضیح میدهد که ظرفیت اخلاقی خودش قابلیت تطبیق ندارد بلکه نتیجه جانبی توانایی بالای عقلانی است که تطبیق پذیر میباشد، بدین معنی که توانایی فکری بالا شانس زنده ماندن موجود را افزایش میدهد پس طی فرایند انتخاب طبیعی گسترش پیدا میکند.
آیالا سه شرائط لازم برای اینکه رفتار اخلاقی همگام با هوشمندی تکامل یافته باشد را اینگونه مشخص میکند:
- توانایی درک عواقب اعمال
- ارزیابی آن عواقب
- و انتخاب عمل بر مبنای آن ارزیابی
هر چند ظرفیت فکری و عقلانی در طول زمان بتدریج تکامل یافته است ولی او حدس میزند که شرائط لازم برای عملکرد اخلاقی تنها هنگامی بوجود آمدند که میزان هوشمندی از آستانه خاصی عبور کرد زیرا لازم بود که مغز بتواند برخی مفاهیم انتزاعی را شکل دهد.
آیالا پیشنهاد میکند که هنگامیکه اخلاقیات در مقام محصول جانبی هوشمندی بالا فرگشت یافتند، موجب شدند که انسانها با یکدیگر بیشتر همکاری کنند که مزایای بیشماری برای گروه های اجتماعی به همراه دارد و از این مرحله به بعد، اخلاقیات خود انطباق پذیر گشتند. (سازگاری و گسترش آنها از هوشمندی جدا گشت)
اگر اخلاقیات در انسانها آنگونه که آیالا پیشنهاد میکند تکامل یافته باشد، پس بسیار غیر محتمل است که رفتار اخلاقی به همین شکل در سایر موجودات ظهور کند زیرا پیش شرط های تعریف شده برای رفتار اخلاقی نیز بنظر میآید که منحصرا در انسان وجود داشته باشد.
آیالا میگوید: تمایزی که من در توصیف اخلاقیات بکار بردم (رفتار در مقابل هنجار) بطور عمده به سایر جنبه های متمایز انسان نیز قابل اطلاق است، همانند دین. ما دلواپس معنی و هدف زندگی میباشیم که از عواقب هوشمندی قابل تمجید ما است که با فرگشت بیولوژیک بدست آمده و به ما اجازه میدهد که از آینده آگاه باشیم و بدانیم که روزی خواهیم مرد. اما گوناگونی و تنوع ادیان محصول دگرگونش فرهنگی است و نه فرگشت بیولوژیک.
مراجع و جزئیات بیشتر در 👇👇👇👇
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/64
مترجم : امیر رحمانی
فرگشت بزرگترین نمایش روی زمین و تنها بازی جاری در شهر است.
✅ ریچارد داوکینز
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution
✅ ریچارد داوکینز
✳️ کانال فرگشت:
🆔: @iran_evolution