سیاست بانک مرکزی در خصوص فناوری مالی (فین تک)
#خط_مشي_مالي
#سياستگذاري
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#خط_مشي_مالي
#سياستگذاري
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
4_5965230900038861382.pdf
499.8 KB
سیاست بانک مرکزی در خصوص فناوری مالی (فین تک)
#خط_مشي_مالي
#سياستگذاري
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#خط_مشي_مالي
#سياستگذاري
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#مقاله
اثر بومرنگ در مراوده دانشمند و بوروکرات
فقدان سیستم پاسخگویی و پاسخ طلبی و حساب پس دهی صریح، بوروکرات ناتوان را برمیانگیزد که برای دوران کوتاه دستی از مقامات بوروکراتیک، کاری بکند.
گویا بهترین جایگاه دانشگاه ها هستند که به اقامتگاه ورشکستههای سیاسی تبدیل می شوند. واضح است که اگر این افراد، احساس ورشکستگی نمیکردند، هرگز به دانشگاه نمیآمدند؛ کما اینکه در دوران ریاست، دانشگاه کمترین محل اعتنای آنها بود و اساساً در دانشگاه نیستند و فقط اتاقی را به نام کرده و ظرفیتی را اشغال!
این رویآوری افراطی بورورکرات ها به اخذ مدرک دکتری و جذب در هیئتعلمی دانشگاه ها، کار را به دادوستدهای ناپاک در بسیاری از دانشگاههای کشور رساند و بهویژه این بحران در برخی از دانشکدههای مدیریت کشور، به اوج رسید.
روال دنیا این است که دانشمند، نظریه هاي گوناگون را میشناسد و آنها را ارزیابی میکند و بر اساس آنها، در مقام مشاور، ایده های گوناگون را در اختیار بوروکرات ها قرار میدهد و بوروکرات، با مسئولیت خود، ایده یا سناریوی علمی خاصی را برمی گزیند.
اما هجمه بوروکرات ها یا سیاسیون ورشکسته، دانشگاه ها را محل بحثهای بیسروته از تجربههای نارس ساخته است؛ تجربه های این افراد نيز معمولاً روایت شکست است که هرچند سودمند است، ولی معمولاً تراژیک و بهانهساز جلوه می کند و بیشتر به درد توجیه عملکرد ضعیف ورشکسته های بعدی میخورد.
خطر بزرگ آن است که این تجربههای شکست، «تجربه اقدام» انگاشته شوند و این تجربه بر علم تفضل یابد!
غافل از اینکه «تجربه فوق علم»، تجربه عالم و دانشمند است نه تجربه بوروکرات شبه دانشمند!
حاصل این دادوستد تجربه، شکل گیری «انگاره هوسانگیز» استاد مجرب است که تباهیهای ذهنی دانشجوی بیپناه را در پی دارد.
بدین ترتیب، زندانی از ذهنیتهای خودساخته، دانشجوی دانشکده های های مدیریت را اسیر میسازد که بهجای نقد بیپروای بوروکرات، از او الگو بگیرد!
خطر این وضع، آن است که دانشجوی فعلی و استاد جوان دانشگاه، چنین میآموزد که طریق نخبگی عملی، درگذر بوروکراسی هموارتر است!
زیرا اگر به خیل بوروکرات ها بپیوندد و در نقش «عالم درباری بسیار محترم»، توجیهگر ناشایستگیهای وزرای موجود یا نقاد عملکرد وزرای پیشین شود، به ثروت و قدرت بیشتری دست مییابد که میتواند خلأ کمدانشی را با استثمار یا استعمار یا فریب دانشجویان، جبران نماید و اینچنین است که مراوده بوروکرات و دانشمند، اثر بومرنگی مخرب خود را نشان میدهد.
بوروکرات کمدانش به کرسی دانشگاهی دست می یابد و بهاصطلاح تجربه فروشی می کند و دانشمند درباری اجیر بوروکرات می شود و بهاصطلاح علم فروش می شود. پس روایتي بومرنگ گونه شكل می گیرد:
الف) حکمران بوروکرات میخواهد دانشگاهی شود تا دوران بازنشستگی یا ورشکستگی سیاسی را با امنیت سپری کند.
ب) دانشگاهی درباری میخواهد با بوروکرات پیوند بخورد تا به میانبرهای اخذ نخبگی سیاسی دست یابد.
بدین ترتیب، رفتوبرگشت این مراوده، انگاره جهل مرکب را زینت میبخشد.
بوروکرات دکتری میگیرد و دانشگاهی نیز مشاور او میشود و حکایت استادان بدون نظریه، ولی مدعی تجربه تکرار میشود و منابع مالی یا پستهای اداری بیتالمال نيز وجه المصالحه اين رفت و برگشتهاست.
اميد است ايجاد دانشکده حکومت کمک کند تا این چرخه باطل گسسته شود و حل مشکل یا مسئله حکمرانی، بهمثابه بیمار، روی میز جراحی دانشمندان حکمرانی و اداره دولت قرار گیرد.
📗دكتر علي اصغر پورعزت
استاد تمام خط مشي گذاري.
رييس انجمن مديريت دولتي ايران
@PourezzatIR
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
اثر بومرنگ در مراوده دانشمند و بوروکرات
فقدان سیستم پاسخگویی و پاسخ طلبی و حساب پس دهی صریح، بوروکرات ناتوان را برمیانگیزد که برای دوران کوتاه دستی از مقامات بوروکراتیک، کاری بکند.
گویا بهترین جایگاه دانشگاه ها هستند که به اقامتگاه ورشکستههای سیاسی تبدیل می شوند. واضح است که اگر این افراد، احساس ورشکستگی نمیکردند، هرگز به دانشگاه نمیآمدند؛ کما اینکه در دوران ریاست، دانشگاه کمترین محل اعتنای آنها بود و اساساً در دانشگاه نیستند و فقط اتاقی را به نام کرده و ظرفیتی را اشغال!
این رویآوری افراطی بورورکرات ها به اخذ مدرک دکتری و جذب در هیئتعلمی دانشگاه ها، کار را به دادوستدهای ناپاک در بسیاری از دانشگاههای کشور رساند و بهویژه این بحران در برخی از دانشکدههای مدیریت کشور، به اوج رسید.
روال دنیا این است که دانشمند، نظریه هاي گوناگون را میشناسد و آنها را ارزیابی میکند و بر اساس آنها، در مقام مشاور، ایده های گوناگون را در اختیار بوروکرات ها قرار میدهد و بوروکرات، با مسئولیت خود، ایده یا سناریوی علمی خاصی را برمی گزیند.
اما هجمه بوروکرات ها یا سیاسیون ورشکسته، دانشگاه ها را محل بحثهای بیسروته از تجربههای نارس ساخته است؛ تجربه های این افراد نيز معمولاً روایت شکست است که هرچند سودمند است، ولی معمولاً تراژیک و بهانهساز جلوه می کند و بیشتر به درد توجیه عملکرد ضعیف ورشکسته های بعدی میخورد.
خطر بزرگ آن است که این تجربههای شکست، «تجربه اقدام» انگاشته شوند و این تجربه بر علم تفضل یابد!
غافل از اینکه «تجربه فوق علم»، تجربه عالم و دانشمند است نه تجربه بوروکرات شبه دانشمند!
حاصل این دادوستد تجربه، شکل گیری «انگاره هوسانگیز» استاد مجرب است که تباهیهای ذهنی دانشجوی بیپناه را در پی دارد.
بدین ترتیب، زندانی از ذهنیتهای خودساخته، دانشجوی دانشکده های های مدیریت را اسیر میسازد که بهجای نقد بیپروای بوروکرات، از او الگو بگیرد!
خطر این وضع، آن است که دانشجوی فعلی و استاد جوان دانشگاه، چنین میآموزد که طریق نخبگی عملی، درگذر بوروکراسی هموارتر است!
زیرا اگر به خیل بوروکرات ها بپیوندد و در نقش «عالم درباری بسیار محترم»، توجیهگر ناشایستگیهای وزرای موجود یا نقاد عملکرد وزرای پیشین شود، به ثروت و قدرت بیشتری دست مییابد که میتواند خلأ کمدانشی را با استثمار یا استعمار یا فریب دانشجویان، جبران نماید و اینچنین است که مراوده بوروکرات و دانشمند، اثر بومرنگی مخرب خود را نشان میدهد.
بوروکرات کمدانش به کرسی دانشگاهی دست می یابد و بهاصطلاح تجربه فروشی می کند و دانشمند درباری اجیر بوروکرات می شود و بهاصطلاح علم فروش می شود. پس روایتي بومرنگ گونه شكل می گیرد:
الف) حکمران بوروکرات میخواهد دانشگاهی شود تا دوران بازنشستگی یا ورشکستگی سیاسی را با امنیت سپری کند.
ب) دانشگاهی درباری میخواهد با بوروکرات پیوند بخورد تا به میانبرهای اخذ نخبگی سیاسی دست یابد.
بدین ترتیب، رفتوبرگشت این مراوده، انگاره جهل مرکب را زینت میبخشد.
بوروکرات دکتری میگیرد و دانشگاهی نیز مشاور او میشود و حکایت استادان بدون نظریه، ولی مدعی تجربه تکرار میشود و منابع مالی یا پستهای اداری بیتالمال نيز وجه المصالحه اين رفت و برگشتهاست.
اميد است ايجاد دانشکده حکومت کمک کند تا این چرخه باطل گسسته شود و حل مشکل یا مسئله حکمرانی، بهمثابه بیمار، روی میز جراحی دانشمندان حکمرانی و اداره دولت قرار گیرد.
📗دكتر علي اصغر پورعزت
استاد تمام خط مشي گذاري.
رييس انجمن مديريت دولتي ايران
@PourezzatIR
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#همايش
مهلت ارسال مقالات : 10 مهر 1396
اعلام نتایج داوری : 30 آبان
#اطلاع_رساني
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
مهلت ارسال مقالات : 10 مهر 1396
اعلام نتایج داوری : 30 آبان
#اطلاع_رساني
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
كتاب فرایند خط مشی گذاری عمومی
دكتر كرم الله دانش فرد
#كتاب
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
دكتر كرم الله دانش فرد
#كتاب
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
فرایند خط مشی گذاری عمومی.pdf
1.3 MB
كتاب فرایند خط مشی گذاری عمومی
دكتر كرم الله دانش فرد
#كتاب
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
دكتر كرم الله دانش فرد
#كتاب
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
پیش بینی صندوق بین المللی پول از رشد اقتصادی ایران در سال 2018
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
IPWNA-دیدهبان سياستگذاری ایران
پیش بینی صندوق بین المللی پول از رشد اقتصادی ایران در سال 2018 #شاخص_های_اقتصادی 🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷 @irpublicpolicy
📊 بهبود رشد اقتصادی ایران از سال آینده
🔹 گزارش جديد صندوق بینالمللی پول :
رشد تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2017 به 3.5درصد میرسد که در مقایسه با نرخ رشد 12.5درصد در سال 2016 کاهش نشان میدهد اما در سال 2018 به 3.8درصد افزایش پیدا میکند.
📊 رشد قیمتهای مصرفکننده ایران در سال میلادی جاری به 10.5درصد میرسد که در مقایسه با نرخ رشد 9درصدی در سال 2016 افزایش نشان میدهد.
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
🔹 گزارش جديد صندوق بینالمللی پول :
رشد تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2017 به 3.5درصد میرسد که در مقایسه با نرخ رشد 12.5درصد در سال 2016 کاهش نشان میدهد اما در سال 2018 به 3.8درصد افزایش پیدا میکند.
📊 رشد قیمتهای مصرفکننده ایران در سال میلادی جاری به 10.5درصد میرسد که در مقایسه با نرخ رشد 9درصدی در سال 2016 افزایش نشان میدهد.
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
قانون لينكلن؛ تشویق گزارشدهندگان فساد در آمریکا
طراحی سازوکار تشويق گزارشدهندگان تخلف در ايالات متحده با قانون ادعاهای نادرست (معروف به قانون لينكلن) آغاز شد. اين قانون که در سال ۱۸۶۳ تصويب گرديد علاوه بر حمايت از گزارشدهندگان، تشويق ويژهای برای اين افراد در نظر گرفته بود. قانون لينكلن در سال ۱۹۸۶ برای استفاده در ساير قراردادهای دولتی (علاوه بر نظامی) تعميم داده شد. بدينترتيب گزارشدهندگان تخلفات در ساير قراردادهای دولتی نيز از پرداختهای تشويقی بهرهمند گشتند.
به موجب اين قوانين، مواردی که گزارشدهندگان تخلف میتوانند در مورد آن گزارش دهند عبارتند از:
🔹طرح دعوی دروغ يا خلاف واقع عليه دولت
🔹بيش از حد جلوه دادن مقدار يا کيفيت محصول تحويل داده شده به دولت
🔹کم اظهاری بدهی به دولت
اجرای اين قانون توسط وزارت دادگستری و يا اشخاص حقيقی در فرآيند «کويی تام» پيگيری میگردد. قانون لينكلن از طريق اين فرآيند به اشخاص اجازه میدهد تا به نمايندگی از دولت، عليه افرادی که متهم به کلاهبرداری از دولت هستند، دادخواست تنظيم نمايند. در اين فرآيند در واقع دولت دادخواه اصلی است. اگر شكايت به نتيجه برسد و مدعی عليه محكوم گردد، شاکی خصوصی میتواند تا ۳۰ درصد دريافتی دولت از اين پرونده (يعنی وجهی که پس از تصميم قضايی، متخلف میبايست آن را به دولت بپردازد) را دريافت کند.
در صورت پيروزی دولت و يا مصالحه کردن طرفين دعوا در پرونده، شاکی خصوصی (گزارش دهنده تخلف) بسته به ميزان دخيل بودن در پرونده بين ۱۵ تا ۲۵ درصد دريافتی دولت را مالك میشود. درصورتی که دولت مداخله ننمايد، شاکی خصوصی میتواند خود، پرونده را جلو برده و در صورت پيروزی تا ۳۰ درصد دريافتی دولت را مالك گردد. در صورتیکه شاکی خصوصی نيز در فعاليتهای ناصحيح مرتبط به پرونده دست داشته باشد، دادگاه سهم او را از دريافتی پرونده کاهش میدهد.
در سال ۲۰۰۹ با تصويب قانون جبران و مبارزه با تخلفات، قانون لينكلن مورد اصلاحات فراوانی قرار گرفت. اين اصلاحات تقريباً همه افراد، شرکتها و نهادهايی را که پولی به دولت پرداخت میکردند يا از دولت فدرال وجوهاتی دريافت مینمودند را شامل شد و تحت تأثير قرار داد.
نتايج اجراي قانون لينكلن
در سال ۱۹۸۷، ۷۳ حلوفصل ذيل قانون لينكلن حدود ۸۷ ميليون دلار (به طور ميانگين ۱.۲ میلیون دلار به ازای هر حلوفصل) به خزانه بازگرداند. در حالی که در سال ۲۰۱۰ اين عدد به ۳ ميليارد دلار افزايش يافت که از اين ميزان ۸۳ درصد به مفاسد بخش سلامت ارتباط داشته است.
موفقیتها و آثار قانون تشویق گزارشدهندگان فساد آمریکا حاوی درسهای جدی در ضرورت اتخاذ روشی مشابه در ایران است.
#فساد
#شفافيت
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
طراحی سازوکار تشويق گزارشدهندگان تخلف در ايالات متحده با قانون ادعاهای نادرست (معروف به قانون لينكلن) آغاز شد. اين قانون که در سال ۱۸۶۳ تصويب گرديد علاوه بر حمايت از گزارشدهندگان، تشويق ويژهای برای اين افراد در نظر گرفته بود. قانون لينكلن در سال ۱۹۸۶ برای استفاده در ساير قراردادهای دولتی (علاوه بر نظامی) تعميم داده شد. بدينترتيب گزارشدهندگان تخلفات در ساير قراردادهای دولتی نيز از پرداختهای تشويقی بهرهمند گشتند.
به موجب اين قوانين، مواردی که گزارشدهندگان تخلف میتوانند در مورد آن گزارش دهند عبارتند از:
🔹طرح دعوی دروغ يا خلاف واقع عليه دولت
🔹بيش از حد جلوه دادن مقدار يا کيفيت محصول تحويل داده شده به دولت
🔹کم اظهاری بدهی به دولت
اجرای اين قانون توسط وزارت دادگستری و يا اشخاص حقيقی در فرآيند «کويی تام» پيگيری میگردد. قانون لينكلن از طريق اين فرآيند به اشخاص اجازه میدهد تا به نمايندگی از دولت، عليه افرادی که متهم به کلاهبرداری از دولت هستند، دادخواست تنظيم نمايند. در اين فرآيند در واقع دولت دادخواه اصلی است. اگر شكايت به نتيجه برسد و مدعی عليه محكوم گردد، شاکی خصوصی میتواند تا ۳۰ درصد دريافتی دولت از اين پرونده (يعنی وجهی که پس از تصميم قضايی، متخلف میبايست آن را به دولت بپردازد) را دريافت کند.
در صورت پيروزی دولت و يا مصالحه کردن طرفين دعوا در پرونده، شاکی خصوصی (گزارش دهنده تخلف) بسته به ميزان دخيل بودن در پرونده بين ۱۵ تا ۲۵ درصد دريافتی دولت را مالك میشود. درصورتی که دولت مداخله ننمايد، شاکی خصوصی میتواند خود، پرونده را جلو برده و در صورت پيروزی تا ۳۰ درصد دريافتی دولت را مالك گردد. در صورتیکه شاکی خصوصی نيز در فعاليتهای ناصحيح مرتبط به پرونده دست داشته باشد، دادگاه سهم او را از دريافتی پرونده کاهش میدهد.
در سال ۲۰۰۹ با تصويب قانون جبران و مبارزه با تخلفات، قانون لينكلن مورد اصلاحات فراوانی قرار گرفت. اين اصلاحات تقريباً همه افراد، شرکتها و نهادهايی را که پولی به دولت پرداخت میکردند يا از دولت فدرال وجوهاتی دريافت مینمودند را شامل شد و تحت تأثير قرار داد.
نتايج اجراي قانون لينكلن
در سال ۱۹۸۷، ۷۳ حلوفصل ذيل قانون لينكلن حدود ۸۷ ميليون دلار (به طور ميانگين ۱.۲ میلیون دلار به ازای هر حلوفصل) به خزانه بازگرداند. در حالی که در سال ۲۰۱۰ اين عدد به ۳ ميليارد دلار افزايش يافت که از اين ميزان ۸۳ درصد به مفاسد بخش سلامت ارتباط داشته است.
موفقیتها و آثار قانون تشویق گزارشدهندگان فساد آمریکا حاوی درسهای جدی در ضرورت اتخاذ روشی مشابه در ایران است.
#فساد
#شفافيت
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
بیش از ۴۰ درصد مفاسد کشف شده در ۹۶ کشور دنیا ماحصل گزارش، یعنی نظارت همگانی بوده است.
#فساد
#شفافيت
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#فساد
#شفافيت
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
حمایت از گزارشدهندگان مهمترین راهکار مقابله با فساد در سطح جهان است. بیش از ۵۰ درصد گزارشدهندگان فساد، کارمندان بودهاند.
#فساد
#شفافيت
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#فساد
#شفافيت
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
خط مشي گذاري وارونه
جاسوسی علمی سازمان CIA
سازمان «سیا» سالها میلیونها دلار پول خرج کرد و در سراسر جهان کنفرانسهای بهظاهر موجه، علمی و بیطرف برگزار کرد. چرا؟ هدفاش صرفا یک چیز بود: دانشمندان و محققان و مهندسهای ایرانی دستاندرکار در برنامه اتمی ایران را به این کنفرانسها بکشاند، با آنها باب آشنایی را باز کند، اطلاعات جمعآوری کند و تلاش کند سر دربیاورد که آنها چه میکنند و فعالیتهای ایران در چه مرحله است. سیاستی که در دوران جورج بوش جدی شد و در همه دوران اوباما هم ادامه داشت.
شرکتی در واشنگتن دیسی - Centra- اصلا تجارتاش همین برگزاری کنفرانس برای سیا در سراسر جهان است. شرکتی که در سالهای گذشته میلیونها دلار پول فدرال گرفته و در گوشهوکنار جهان به شیوه بسیار تروتمیز و حرفهای که مو لای درزش نمیرود، کنفرانسهای علمی برگزار کرده. شرکتی که اگر برای بازدید به دفترشان در دیسی بروی، اول «ملیت» تو را میپرسند و جواب درست هم بهت نمیدهند، چون قرار است «حریم خصوصی مشتریان خود» را حفظ کنند.
سیا دهها شرکت و آزمایشگاه تخصصی علمی قلابی ثبت کرده، با کارت ویزیت و شماره تماس تروتمیز تا ماموراناش که مثل موروملخ از درودیوار این کنفرانسها بالا میرفتند، کاملا با ظاهر موجه یک محقق، دانشجو، تاجر دستاندرکار در تجهییزات آزمایشگاهی و غیره در کنفرانس حضور پیدا کنند.
ماموران شیوههای زیرپوستی و گاه خلاق زیادی داشتند تا در جریان کنفرانس، «خیلی اتفاقی» سر صحبت را با شرکتکننده ایرانی باز کنند. گاهی هم کلافه دست به کارهای خطرناک هم زدند. مثلا در یکی از این کنفرانسها، دو شرکتکننده ایرانی که هر دو در برنامه اتمی ایران شاغل بودند، به همراه دو «بپا» از ایران فرستاده شده بودند. این دو بپا یک دقیقه هم دو دانشمند را تنها نمیگذاشتند. سیا هم سراغ آشپزخانه محل برگزاری کنفرانس رفته، خواسته در غذای این دو بپا دوز پایینی از داروی مسمومکننده بریزند تا اینها دچار مسمومیت غذایی خفیفی بشوند بلکه دو دقیقه اینها را تنها بگذارند تا بشود سراغشان رفت!
در بعضی موارد که موفق میشدند دانشمند یا چهره دانشگاهی را برای همکاری جلب کنند، به خواستههای آنها برای همکاری اهمیت میدادند. سریع ویزای مهاجرت برای زن و بچههای طرف صادر میشد( دوست دختر اما نه! دوست دختر خانواده نیست!)، اگر طرف ایرانی خانه و تامین مخارج دانشگاه فرزنداناش را میخواست، این امکانات مهیا میشد. در موردی ایرانی محقق فقط یک خواسته داشت: پذیرش دکتری از «امآیتی». سیا سراغ «امآیتی» میرود، این دانشگاه طبعا اول زیربار نمیرود، به خصوص که ایرانی مزبور مدارک تحصیلیاش را همراه خود نداشت. اما بالاخره زیر فشار سیا تن میدهد که با برقراری جلسهای شفاهی سواد علمی ایرانی متقاضی را محک بزند و به او پذیرش میدهد.
بخشي ای از کتاب «Spy Schools: How the CIA, FBI, and Foreign Intelligence Secretly Exploit America’s Universities» نوشته هنری هلت درباره این ماجراها و سیمنارها و کنفرانسهای قلابی سیا.
کتاب اول نوامبر به کتابفروشیها خواهد آمد و بهگمانم ۲ نوامبر باید کتاب در دست نشست، لب گزید و خواند!
مقاله گاردین درباره جاسوسی علمی سازمان CIA
https://www.theguardian.com/news/2017/oct/10/the-science-of-spying-how-the-cia-secretly-recruits-academics
فرناز سيفي
#خط_مشي_علم_فناوری
#جاسوسي
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
جاسوسی علمی سازمان CIA
سازمان «سیا» سالها میلیونها دلار پول خرج کرد و در سراسر جهان کنفرانسهای بهظاهر موجه، علمی و بیطرف برگزار کرد. چرا؟ هدفاش صرفا یک چیز بود: دانشمندان و محققان و مهندسهای ایرانی دستاندرکار در برنامه اتمی ایران را به این کنفرانسها بکشاند، با آنها باب آشنایی را باز کند، اطلاعات جمعآوری کند و تلاش کند سر دربیاورد که آنها چه میکنند و فعالیتهای ایران در چه مرحله است. سیاستی که در دوران جورج بوش جدی شد و در همه دوران اوباما هم ادامه داشت.
شرکتی در واشنگتن دیسی - Centra- اصلا تجارتاش همین برگزاری کنفرانس برای سیا در سراسر جهان است. شرکتی که در سالهای گذشته میلیونها دلار پول فدرال گرفته و در گوشهوکنار جهان به شیوه بسیار تروتمیز و حرفهای که مو لای درزش نمیرود، کنفرانسهای علمی برگزار کرده. شرکتی که اگر برای بازدید به دفترشان در دیسی بروی، اول «ملیت» تو را میپرسند و جواب درست هم بهت نمیدهند، چون قرار است «حریم خصوصی مشتریان خود» را حفظ کنند.
سیا دهها شرکت و آزمایشگاه تخصصی علمی قلابی ثبت کرده، با کارت ویزیت و شماره تماس تروتمیز تا ماموراناش که مثل موروملخ از درودیوار این کنفرانسها بالا میرفتند، کاملا با ظاهر موجه یک محقق، دانشجو، تاجر دستاندرکار در تجهییزات آزمایشگاهی و غیره در کنفرانس حضور پیدا کنند.
ماموران شیوههای زیرپوستی و گاه خلاق زیادی داشتند تا در جریان کنفرانس، «خیلی اتفاقی» سر صحبت را با شرکتکننده ایرانی باز کنند. گاهی هم کلافه دست به کارهای خطرناک هم زدند. مثلا در یکی از این کنفرانسها، دو شرکتکننده ایرانی که هر دو در برنامه اتمی ایران شاغل بودند، به همراه دو «بپا» از ایران فرستاده شده بودند. این دو بپا یک دقیقه هم دو دانشمند را تنها نمیگذاشتند. سیا هم سراغ آشپزخانه محل برگزاری کنفرانس رفته، خواسته در غذای این دو بپا دوز پایینی از داروی مسمومکننده بریزند تا اینها دچار مسمومیت غذایی خفیفی بشوند بلکه دو دقیقه اینها را تنها بگذارند تا بشود سراغشان رفت!
در بعضی موارد که موفق میشدند دانشمند یا چهره دانشگاهی را برای همکاری جلب کنند، به خواستههای آنها برای همکاری اهمیت میدادند. سریع ویزای مهاجرت برای زن و بچههای طرف صادر میشد( دوست دختر اما نه! دوست دختر خانواده نیست!)، اگر طرف ایرانی خانه و تامین مخارج دانشگاه فرزنداناش را میخواست، این امکانات مهیا میشد. در موردی ایرانی محقق فقط یک خواسته داشت: پذیرش دکتری از «امآیتی». سیا سراغ «امآیتی» میرود، این دانشگاه طبعا اول زیربار نمیرود، به خصوص که ایرانی مزبور مدارک تحصیلیاش را همراه خود نداشت. اما بالاخره زیر فشار سیا تن میدهد که با برقراری جلسهای شفاهی سواد علمی ایرانی متقاضی را محک بزند و به او پذیرش میدهد.
بخشي ای از کتاب «Spy Schools: How the CIA, FBI, and Foreign Intelligence Secretly Exploit America’s Universities» نوشته هنری هلت درباره این ماجراها و سیمنارها و کنفرانسهای قلابی سیا.
کتاب اول نوامبر به کتابفروشیها خواهد آمد و بهگمانم ۲ نوامبر باید کتاب در دست نشست، لب گزید و خواند!
مقاله گاردین درباره جاسوسی علمی سازمان CIA
https://www.theguardian.com/news/2017/oct/10/the-science-of-spying-how-the-cia-secretly-recruits-academics
فرناز سيفي
#خط_مشي_علم_فناوری
#جاسوسي
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
the Guardian
The science of spying: how the CIA secretly recruits academics
The long read: In order to tempt nuclear scientists from countries such as Iran or North Korea to defect, US spy agencies routinely send agents to academic conferences – or even host their own fake ones
مقاله
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
📂اصل مقاله
🗓چكيده مقاله
📋 ترجمه و تلخيص مقاله
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
📂اصل مقاله
🗓چكيده مقاله
📋 ترجمه و تلخيص مقاله
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Fredrickson.irpublicpolicy.pdf
4.3 MB
اصل مقاله
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
فردریکسون
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
فردریکسون
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Ethics and the New Managerialism,abstract.pdf
488.7 KB
چکیده مقاله
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
ترجمه و تلخیص: آرزو سهرابی، منصوره محمدنژاد
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
ترجمه و تلخیص: آرزو سهرابی، منصوره محمدنژاد
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Ethics and the New Managerialism,main.pdf
789.5 KB
ترجمه و تلخیص مقاله
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
آرزو سهرابی، منصوره محمدنژاد
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
آرزو سهرابی، منصوره محمدنژاد
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
چکیده مقاله
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
فردریکسون
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
Abstract
Consider some of the primary characteristics of the new public management:
• First, sharply reduce governmental regulations and red tape;
• Then mix this with privatizing and contracting-out many public functions thought heretofore to be primarily governmental;
• Now reduce significantly the directly employed governmental workforce;
• Do not train a cadre of government employees to be competent contract managers;
• Now mix all of this with the widespread application of market logic and particularly the idea of institutional competition;
• Finally, stir for a decade in a hot political and social environment.
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
به بعضی از ویژگی های اولیه مدیریت دولتی نوین توجه کنید:
• در نخستین مرحله ، مقررات دولتی کاغذبازی را کاهش می دهد.
• سپس این کار را از طریق خصوصی سازی و برون سپاری تعداد زیادی از وظایف دولتی، که تا این زمان تصور بر این بود که باید از طریق دولت انجام شود، ترکیب می¬کند.
• نیروی شاغل در بخش دولتی را تا حد زیادی کاهش می دهد.
• کادر کارکنان دولتی را آموزش نمی دهد تا مدیران قراردادی شایسته ای باشند.
• همه این ها را با بکارگیری منطق بازار و به طور خاص ایده رقابت نهادی ترکیب می¬کند.
• و موجب جنبش و حرکت در محیط سیاسی و اجتماعی می شود.
در ادامه ویژگی های مدیریت دولتی نوین را مدنظر قرار می دهم که با مسائل اخلاقیات در بخش دولتی و فساد دولتی مرتبط است.
ترجمه و تلخیص: آرزو سهرابی، منصوره محمدنژاد
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
فردریکسون
Ethics and the New Managerialism
Frederickson
Abstract
Consider some of the primary characteristics of the new public management:
• First, sharply reduce governmental regulations and red tape;
• Then mix this with privatizing and contracting-out many public functions thought heretofore to be primarily governmental;
• Now reduce significantly the directly employed governmental workforce;
• Do not train a cadre of government employees to be competent contract managers;
• Now mix all of this with the widespread application of market logic and particularly the idea of institutional competition;
• Finally, stir for a decade in a hot political and social environment.
اخلاقیات عمومی و مدیریت گرایی نوین
به بعضی از ویژگی های اولیه مدیریت دولتی نوین توجه کنید:
• در نخستین مرحله ، مقررات دولتی کاغذبازی را کاهش می دهد.
• سپس این کار را از طریق خصوصی سازی و برون سپاری تعداد زیادی از وظایف دولتی، که تا این زمان تصور بر این بود که باید از طریق دولت انجام شود، ترکیب می¬کند.
• نیروی شاغل در بخش دولتی را تا حد زیادی کاهش می دهد.
• کادر کارکنان دولتی را آموزش نمی دهد تا مدیران قراردادی شایسته ای باشند.
• همه این ها را با بکارگیری منطق بازار و به طور خاص ایده رقابت نهادی ترکیب می¬کند.
• و موجب جنبش و حرکت در محیط سیاسی و اجتماعی می شود.
در ادامه ویژگی های مدیریت دولتی نوین را مدنظر قرار می دهم که با مسائل اخلاقیات در بخش دولتی و فساد دولتی مرتبط است.
ترجمه و تلخیص: آرزو سهرابی، منصوره محمدنژاد
#مقاله
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
چشم انداز اقتصاد ايران درسال ٢٠٤٠
ترجمه گزارش
دانشگاه استنفورد
#گزارش_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
ترجمه گزارش
دانشگاه استنفورد
#گزارش_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
IRAN2040.pdf
3.3 MB
چشم انداز اقتصاد ايران درسال ٢٠٤٠
ترجمه گزارش
دانشگاه استنفورد
#گزارش_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
ترجمه گزارش
دانشگاه استنفورد
#گزارش_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy