پیوَاِی
- رهایش کردم؛ درحالی که یک تارِ مویش قلبم را زیرورو میکرد.
- گرفتار قومی شدهایم که اگر نزاع کنند مزارع را به آتش میکشند و اگر صلح کنند محصول را به تاراج میبرند.
نازنین.pdf
636.1 KB
#بهوقتکتاب 🕊
#نازنین ٫ به قلمِ فئودور داستایوفسکی ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
#نازنین ٫ به قلمِ فئودور داستایوفسکی ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
- یک اتاق، یک زن، یک مرد و هزار حرفِ نگفته...!
«نازنین» را باید خواند؛ شاید برای فهمیدنِ آنچه گفته نمیشود.
پیوَاِی
Photo
٫ به قلمِ پریا مقدم ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
ولیکن امشب نمیدانستم با تو حرف بزنم یا سکوت کنم؛ میترسیدم حرفهایم خستگیات را بیشتر کنند، و از سکوت هم میترسیدم که مبادا تنهاییات سنگینتر شود.
هرچه گفتم، انگار راهی به سمتِ حالِ بدت پیدا نکرد؛ و شاید همین، بیشتر از هر چیزی دلم را گرفت.
اما اگر رفتی تا تنها بمانی، بدان که رفتنت را به حسابِ نخواستنم نگذاشتم.
گاهی آدم فقط به کمی خلوت نیاز دارد تا دوباره خودش را از میانِ شلوغیِ ذهنش پیدا کند.
من اینجا هستم؛ نه برای اینکه مجبورت کنم حرف بزنی، نه برای اینکه حالِ بدت را به زور خوب کنم.
فقط برای اینکه بدانی، حتی وقتی که خودت را در سکوت پنهان میکنی، هنوز کسی هست که آرام و بیصدا، کنارِ تو مانده است و از دور تماشایت میکند.
ولیکن امشب نمیدانستم با تو حرف بزنم یا سکوت کنم؛ میترسیدم حرفهایم خستگیات را بیشتر کنند، و از سکوت هم میترسیدم که مبادا تنهاییات سنگینتر شود.
هرچه گفتم، انگار راهی به سمتِ حالِ بدت پیدا نکرد؛ و شاید همین، بیشتر از هر چیزی دلم را گرفت.
اما اگر رفتی تا تنها بمانی، بدان که رفتنت را به حسابِ نخواستنم نگذاشتم.
گاهی آدم فقط به کمی خلوت نیاز دارد تا دوباره خودش را از میانِ شلوغیِ ذهنش پیدا کند.
من اینجا هستم؛ نه برای اینکه مجبورت کنم حرف بزنی، نه برای اینکه حالِ بدت را به زور خوب کنم.
فقط برای اینکه بدانی، حتی وقتی که خودت را در سکوت پنهان میکنی، هنوز کسی هست که آرام و بیصدا، کنارِ تو مانده است و از دور تماشایت میکند.
٫ به قلمِ پریا مقدم ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
کاش میتونستم دستهای دنیا رو بگیرم و بهش بگم:
«میشه دوباره بهم فرصت بدی؟ میشه بهم حق انتخاب بدی تا اشتباهاتمو جبران کنم؟»
اما نمیتونم دستاشو پیدا کنم، انگاری گُم شده بین هزاران دستی که به اشتباه وارد زندگیم شدنو هرچه سریعتر باید قطع بشن تا من بتونم ببینمش.
کاش میتونستم دستهای دنیا رو بگیرم و بهش بگم:
«میشه دوباره بهم فرصت بدی؟ میشه بهم حق انتخاب بدی تا اشتباهاتمو جبران کنم؟»
اما نمیتونم دستاشو پیدا کنم، انگاری گُم شده بین هزاران دستی که به اشتباه وارد زندگیم شدنو هرچه سریعتر باید قطع بشن تا من بتونم ببینمش.
-اعتراف ۱۱:۲۰|۱۴۰۵/۵/۱۵٫ به قلمِ پریا مقدم ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
یک زن میتونه تمومِ مشکلاتِ مالی، خانوادگی، بیکاری و هزار دردِ دیگه رو تحمل کنه؛
میتونه برای همه قوی بمونه، بغضهاشو قورت بده و حتی از اول خودش رو جمع و جور کنه.
اما هیچوقت با بیتوجهی نمیتونه کنار بیاد؛
با اینکه یک روز برای عزیزترین فرد زندگیش مهمترین آدمِ دنیا بوده و حالا حضورش اونقدر عادی شده که حتی دیگه کسی حواسش به کمکم محو شدنش نیست.
یک زن میتونه تمومِ مشکلاتِ مالی، خانوادگی، بیکاری و هزار دردِ دیگه رو تحمل کنه؛
میتونه برای همه قوی بمونه، بغضهاشو قورت بده و حتی از اول خودش رو جمع و جور کنه.
اما هیچوقت با بیتوجهی نمیتونه کنار بیاد؛
با اینکه یک روز برای عزیزترین فرد زندگیش مهمترین آدمِ دنیا بوده و حالا حضورش اونقدر عادی شده که حتی دیگه کسی حواسش به کمکم محو شدنش نیست.
- ما زنها از رفتن نمیترسیم...
از روزی میترسیم که بمونیم، اما دیگه دیدنِ اون فردِ مهم برامون هیچ فرقی با ندیدنش نداشته باشه.-اعتراف ۲۳:۵۹|۱۴۰۵/۶/۱۶٫ به قلمِ پریا مقدم ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
و بیا و فنجانی چای در کنارم بنوش؛
خدا را چه دیدهای، شاید مهرم را هم به همراه آن آرامآرام نوشیدی و گرمای انگشتانت، تمامِ سرمایِ این دلِ خسته را از یاد برد.
بیا که حرفهای نگفتهام بسیارند و چای، بهانهی خوبیست برای ماندنت؛ شاید پیش از آنکه فنجان سرد شود، دلت هم به ماندن گرم شده باشد.
و بیا و فنجانی چای در کنارم بنوش؛
خدا را چه دیدهای، شاید مهرم را هم به همراه آن آرامآرام نوشیدی و گرمای انگشتانت، تمامِ سرمایِ این دلِ خسته را از یاد برد.
بیا که حرفهای نگفتهام بسیارند و چای، بهانهی خوبیست برای ماندنت؛ شاید پیش از آنکه فنجان سرد شود، دلت هم به ماندن گرم شده باشد.
پیوَاِی
Photo
٫ به قلمِ پریا مقدم ٬ پیوَاِی؛ @ipva3n
و یک مَرد باید بویِ آینده، امنیت و عشق دهد!
که نه فقط عطرِ تنش را، که عطرِ ماندنش را هم بشود استشمام کرد.
باید وقتی کنارش میایستی، دلت برای فردا نلرزد؛ باید حضورش شبیه خانه باشد، جایی که خستگیهایت را زمین بگذاری و خیالت از فردا آسوده باشد.
مردی که دوست داشتن را یک لفظ تلقی نکند، بلکه در رفتارش، در نگاهش، در ماندنش ثابت کند.
که بدانی اگر روزگار سخت گرفت، قرار نیست دستت را رها کند و تو را به طوفان سهمگین زندگی بسپارد؛ و اگر دنیا هزار بار تو را از آرامش دور کرد،
او همان کسیست که دوباره تو را به خانهی دلت برمیگرداند و با آغوشش پذیرایِ تمامِ تو میشود.
و یک مَرد باید بویِ آینده، امنیت و عشق دهد!
که نه فقط عطرِ تنش را، که عطرِ ماندنش را هم بشود استشمام کرد.
باید وقتی کنارش میایستی، دلت برای فردا نلرزد؛ باید حضورش شبیه خانه باشد، جایی که خستگیهایت را زمین بگذاری و خیالت از فردا آسوده باشد.
مردی که دوست داشتن را یک لفظ تلقی نکند، بلکه در رفتارش، در نگاهش، در ماندنش ثابت کند.
که بدانی اگر روزگار سخت گرفت، قرار نیست دستت را رها کند و تو را به طوفان سهمگین زندگی بسپارد؛ و اگر دنیا هزار بار تو را از آرامش دور کرد،
او همان کسیست که دوباره تو را به خانهی دلت برمیگرداند و با آغوشش پذیرایِ تمامِ تو میشود.
Gisooye Baran~ UpMusic
Alireza Ghorbani ~ UpMusic
- علیرضا قربانی
- پیوَاِی؛ @ipva3n
- پیوَاِی؛ @ipva3n