در ستایش جنگ یا مرگ ؟
نویسنده: دکتر علی غزالیفر
شرایط بد و بحرانی منطقه خاورمیانه و جهان بهگونهای شده است که هر روز اخبار و تصاویری از جنگ در همه رسانهها منتشر میشود و در معرض عموم قرار میگیرد. جنگ به قدری فراگیر شده است که برخی احساس میکنند این امر کاملا طبیعی است و از حیات بشری نازدودنیست. عدهای هم در عرصه اندیشه به توجیه آن روی آورده و در ستایش آن مطلب مینگارند. در این میان به اندیشههای برخی از فیسلوفان هم استناد میشود تا ستایش آنان محکم و پرمایه بهنظر برسد. لازم است که در این زمینه تذکری داده شود.
ipsan
پیش از قرن بیستم، برخی از فیلسوفانی که فردگرا نبودند و از لحاظ سیاسی لیبرال نیستند، سخنانی در ستایش جنگ گفتهاند. نقدهای فراوان مخالفان آن سخنان را به حاشیه رانده، اما نظریات هگل (۱۷۷۰-۱۸۳۱) همچنان شهره است. صد البته حرفهای هگل به کلی باطل نیست و بصیرتهایی درستی هم در آن سخنان یافت میشود. اما حرف خوب را باید خوب فهمید. در غیر این صورت، چه بسا به بدترین نظر تبدیل شود. در اینجا فرض میکنیم که همه سخنان آن فیلسوف درباره جنگ کاملا درست است. اما چه نتیجهای بر این مطلب مترتب است؟ آیا آن سخنان به این معناست که جنگهای کنونی نیز خوب و قابل ستایش است؟ خیر، به هیچ وجه اینگونه نیست. اگر کسی گمان کند که چنین نتیجهای لازم میآید، سخت در اشتباه است؛ زیرا منظور او را از جنگ درست متوجه نشده است. در اینجا مطلب بسیار مهمی نادیده گرفته شده است. آن جنگها و جنگهای امروزی تفاوت جدی دارند. جنگ دچار دگردیسی زیادی شده است و ویژگیهای دیگری پیدا کرده است.
چرا آن فیلسوفان جنگ را ستودهاند؟ خلاصه و سادهشده دیدگاه کسانی همچون هگل این است که اولا جنگ را باید به عنوان یک جزء در ارتباط با یک کل بررسی کرد.
ثانیا جنگ بعضی از فضائل و استعدادهای فردی، اجتماعی و سیاسی را محقق میکند. هگل مصادیق این فضائل را به تفصیل توضیح داده است، همچنین نسبت آنها را با جنگ. لذا ستایش این فیلسوف از جنگ به دلیل شکوفاشدن تواناییهای نیک و نهفته فردی و جمعی است و نیز تاثیر مثبتی که جنگ در رشد و شکوفایی جامعه مدنی و دولت دارد. اما در جنگهای امروزی چیزی شکوفا نمیشود و همه چیز ویران میگردد، بهویژه فضائل و نیکیها.
ایمانوئل لویناس (۱۹۰۶-۱۹۹۵) میگوید جنگ همه قواعد اخلاق را از کار میاندازد و اخلاق و اخلاقیات را تبدیل به امری محال میکند. از نظر او نقطه مقابل وضعیت اخلاقی، وضعیت جنگی است؛ به همین دلیل که جنگ امکان اخلاقیبودن را از اساس منتفی میسازد. چرا جنگهای امروزی اینگونه است؟🌿
جنگ تا پیش از قرن بیستم به این صورت بود که دو لشکر با فرماندهان جنگی خود به مصاف هم میرفتند. نبرد تن به تن بخش قابلتوجهی از آن بود. هولناکترین وسیله نظامی توپ بود و تفنگها همه از نوع سر پر بودند. همه این شرایط اقتضا میکرد که نبرد فقط بین نظامیان و معمولا در مناطق دور از شهر و زندگی رخ دهد. جنگ دو کشور در منطقه کوچکی بین چند هزار نفر سرباز در میگرفت و بیشتر مردم کشور از خطر آن در امان بودند. در چنین جنگهایی بیشتر مردم عادی زندگی متعارف خود را داشتند و آسیب جدی نمیدیدند. در آن جنگها فرماندهان جنگ در عرصه نبرد حضور داشتند و جان آنها مثل دیگران در خطر بود. در چنین وضعیتی شجاعت و دلاوری فردی کاملا معنادار بود. اما امروزه اگر جنگی رخ دهد، کسانی که بیشتر از همه در امنیت هستند، فرماندهان جنگ هستند و کسانی که هیچ نسبتی با جنگ ندارند بیشتر در خطر هستند.
@ipsan
در جنگهای امروزی، رهبران جنگ در امنیت کامل بهسر میبرند؛ زیرا اصلا در صحنه جنگ حضور ندارند. غیرنظامیان قربانیان اصلی و عمده جنگ هستند. جنگ امروز تن به تن نیست؛ زیرا سلاح اصلی آن بمبهای عظیم و موشکهای غولپیکر است که همه چیز را با خاک یکسان میکنند. شجاعت و شهامت در برابر بمب و موشک بیمعنا است.
امروزه جنگ چیزی نیست جز یک مرگ دستهجمعی هولناک. چنین چیزی هیچ جایی برای شکوفایی استعدادهای افراد و رشد جامعه باقی نمیگذارد. این جنگ نابودی همه استعدادهاست. واقعیت آن است که جنگهای امروزی چیزی جز یک تروریسم در ابعاد بسیار کلان و گسترده نیست که بهطور رسمی و توسط دولتها انجام میشود. در اینجا هم مثل بسیاری موارد دیگر فقط اسم تغییر کرده است.
نویسنده: دکتر علی غزالیفر
شرایط بد و بحرانی منطقه خاورمیانه و جهان بهگونهای شده است که هر روز اخبار و تصاویری از جنگ در همه رسانهها منتشر میشود و در معرض عموم قرار میگیرد. جنگ به قدری فراگیر شده است که برخی احساس میکنند این امر کاملا طبیعی است و از حیات بشری نازدودنیست. عدهای هم در عرصه اندیشه به توجیه آن روی آورده و در ستایش آن مطلب مینگارند. در این میان به اندیشههای برخی از فیسلوفان هم استناد میشود تا ستایش آنان محکم و پرمایه بهنظر برسد. لازم است که در این زمینه تذکری داده شود.
ipsan
پیش از قرن بیستم، برخی از فیلسوفانی که فردگرا نبودند و از لحاظ سیاسی لیبرال نیستند، سخنانی در ستایش جنگ گفتهاند. نقدهای فراوان مخالفان آن سخنان را به حاشیه رانده، اما نظریات هگل (۱۷۷۰-۱۸۳۱) همچنان شهره است. صد البته حرفهای هگل به کلی باطل نیست و بصیرتهایی درستی هم در آن سخنان یافت میشود. اما حرف خوب را باید خوب فهمید. در غیر این صورت، چه بسا به بدترین نظر تبدیل شود. در اینجا فرض میکنیم که همه سخنان آن فیلسوف درباره جنگ کاملا درست است. اما چه نتیجهای بر این مطلب مترتب است؟ آیا آن سخنان به این معناست که جنگهای کنونی نیز خوب و قابل ستایش است؟ خیر، به هیچ وجه اینگونه نیست. اگر کسی گمان کند که چنین نتیجهای لازم میآید، سخت در اشتباه است؛ زیرا منظور او را از جنگ درست متوجه نشده است. در اینجا مطلب بسیار مهمی نادیده گرفته شده است. آن جنگها و جنگهای امروزی تفاوت جدی دارند. جنگ دچار دگردیسی زیادی شده است و ویژگیهای دیگری پیدا کرده است.
چرا آن فیلسوفان جنگ را ستودهاند؟ خلاصه و سادهشده دیدگاه کسانی همچون هگل این است که اولا جنگ را باید به عنوان یک جزء در ارتباط با یک کل بررسی کرد.
ثانیا جنگ بعضی از فضائل و استعدادهای فردی، اجتماعی و سیاسی را محقق میکند. هگل مصادیق این فضائل را به تفصیل توضیح داده است، همچنین نسبت آنها را با جنگ. لذا ستایش این فیلسوف از جنگ به دلیل شکوفاشدن تواناییهای نیک و نهفته فردی و جمعی است و نیز تاثیر مثبتی که جنگ در رشد و شکوفایی جامعه مدنی و دولت دارد. اما در جنگهای امروزی چیزی شکوفا نمیشود و همه چیز ویران میگردد، بهویژه فضائل و نیکیها.
ایمانوئل لویناس (۱۹۰۶-۱۹۹۵) میگوید جنگ همه قواعد اخلاق را از کار میاندازد و اخلاق و اخلاقیات را تبدیل به امری محال میکند. از نظر او نقطه مقابل وضعیت اخلاقی، وضعیت جنگی است؛ به همین دلیل که جنگ امکان اخلاقیبودن را از اساس منتفی میسازد. چرا جنگهای امروزی اینگونه است؟🌿
جنگ تا پیش از قرن بیستم به این صورت بود که دو لشکر با فرماندهان جنگی خود به مصاف هم میرفتند. نبرد تن به تن بخش قابلتوجهی از آن بود. هولناکترین وسیله نظامی توپ بود و تفنگها همه از نوع سر پر بودند. همه این شرایط اقتضا میکرد که نبرد فقط بین نظامیان و معمولا در مناطق دور از شهر و زندگی رخ دهد. جنگ دو کشور در منطقه کوچکی بین چند هزار نفر سرباز در میگرفت و بیشتر مردم کشور از خطر آن در امان بودند. در چنین جنگهایی بیشتر مردم عادی زندگی متعارف خود را داشتند و آسیب جدی نمیدیدند. در آن جنگها فرماندهان جنگ در عرصه نبرد حضور داشتند و جان آنها مثل دیگران در خطر بود. در چنین وضعیتی شجاعت و دلاوری فردی کاملا معنادار بود. اما امروزه اگر جنگی رخ دهد، کسانی که بیشتر از همه در امنیت هستند، فرماندهان جنگ هستند و کسانی که هیچ نسبتی با جنگ ندارند بیشتر در خطر هستند.
@ipsan
در جنگهای امروزی، رهبران جنگ در امنیت کامل بهسر میبرند؛ زیرا اصلا در صحنه جنگ حضور ندارند. غیرنظامیان قربانیان اصلی و عمده جنگ هستند. جنگ امروز تن به تن نیست؛ زیرا سلاح اصلی آن بمبهای عظیم و موشکهای غولپیکر است که همه چیز را با خاک یکسان میکنند. شجاعت و شهامت در برابر بمب و موشک بیمعنا است.
امروزه جنگ چیزی نیست جز یک مرگ دستهجمعی هولناک. چنین چیزی هیچ جایی برای شکوفایی استعدادهای افراد و رشد جامعه باقی نمیگذارد. این جنگ نابودی همه استعدادهاست. واقعیت آن است که جنگهای امروزی چیزی جز یک تروریسم در ابعاد بسیار کلان و گسترده نیست که بهطور رسمی و توسط دولتها انجام میشود. در اینجا هم مثل بسیاری موارد دیگر فقط اسم تغییر کرده است.
هگل اگر در مزیت جنگ میاندیشید، خوب میفهمید که چه می گوید و دیده بود که جنگ چیست. او جنگ را از نزدیک لمس کرده بود و مصائب آن را تجربه کرده بود؛ چرا که همه زندگیاش در جنگ بر باد رفت. اما دانشجویی که بر جای راحتی لم میدهد تا کتاب بخواند و چای بنوشد، اگر در ستایش جنگ مطلب مینویسد، یاوه میگوید. البته لازم نیست آن را از نزدیک ببیند، اما ای کاش اندکی در باب اسلحهشناسی و تاریخ جنگ هم مطالعه میکرد و چند کتاب میخواند. و صد البته نمیخواند که چنین ستایشی میراند. اما من شمهای از هفتاد سال پیش برای او میگویم. جهنمی را که جنگهای امروزی میآفرینند، نمیتوان به تصویر کشید.
در جنگ جهانی دوم در مورد حمله هوایی به آلمان اختلاف نظر جدی وجود داشت. پروفسور فردریک چارول (۱۸۸۶-۱۹۵۷)، معروف به لرد چارول، از حمله هوایی به آلمانی دفاع میکرد. او مشاور چرچیل و یکی از اعضای مهم کابینه جنگ بود. نظر او این بود که با حمله هوایی روحیه مردم آلمان بهشدت ضعیف میشود و نتیجه جنگ تغییر خواهد کرد. او فیزیکدان بود و دلیل محاسباتی داشت. محاسبه او به این صورت بود: در ۱۵ ماه ۱۰٫۰۰۰ هواپیمای بمبافکن تولید میکنیم. هر بمبافکن قبل از سقوط ۴۰ تن بمب میریزد. هر یک تن بمب هم خانههای ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر آلمانی را نابود میکند. حال اگر نیمی از بمبها به هدف اصابت کند، میشود ۲۰۰٫۰۰۰ تن بمب. حاصل جمع، خانههای ۲۰ تا ۴۰ ملیون نفر آلمانی است که در بمباران نابود خواهند شد و آلمان به زانو درخواهد آمد.
@ipsan
بعدها معلوم شد که این محاسبات اصلا واقعگرایانه نبود و جناب لردِ فیزیکدان خیلی از عوامل را لحاظ نکرده است. بمباران انجام شد. نتیجه کمّی یک دهم چیزی بود که چارول پیشبینی میکرد. اما از جهت کیفی وضعیت طور دیگری بود.
در ژوئیه سال ۱۹۴۳ بمباران هامبورگ آغاز شد. بریتانیا به کمک آمریکا حمله هوایی بسیار عظیمی را به راه انداخت. بمبها بر شهر باریدن گرفت و آتشسوزی حاصل از آنها به طوفان عظیمی از آتش بدل شد. حرارت آن به ۸۰۰ درجه میرسید. کسانی که نزدیک بودند زنده زنده سوختند و خاکستر شدند. بسیاری نیز در پناهگاهها رفته بودند تا در امان بمانند، اما غافل از اینکه طوفان آتش نیاز به اکسیژن فراوانی دارد و همه هوای مناطق اطراف را کاملا میبلعد. به همین دلیل افرادی که در پناهگاهها بودند خفه شدند و مردند. برخی قبل از خفگی پا به فرار گذاشتند و به خیابانها ریختند. اما حرارت زیاد، آسفالت را ذوب کرده بود و هر کسی بر آن پا میگذاشت در آن به دام میافتاد و به تدریج کباب میشد. برخی برای نجات خود تلاش کردند تا با دستهایشان پاها را از آسفالت بیرون بکشند، اما دستهای آنان نیز گیر میکرد. این افرادی که چهار دست و پا شده بودند، از درد فریاد میزدند. حرارتِ زیاد قسمتهای نرم پهلوی شکم را آب میکرد و امعا و احشا افراد از آنجا بیرون میریخت. جمجمه برخی افراد نیز بر اثر حرارتِ شدید ترکیده بود و مغزشان بیرون زده بود و بر زمین پاشیده شده بود. چیزهایی شبیه عروسکهای اسباببازی سوخته بر زمین ریخته بود. آنها کودکان بودند. چیزی که باعث میشد عروسک پنداشته شوند، این بود که همگی یک حالت داشتند: دستها مقابل صورت خشک شده بود؛ تا آخرین لحظات با دستهای کوچک خود از سوختن صورت خود محافظت میکردند. در پایان فقط خاک و خرابه و خاکستر بهجای ماند. یکی از شاهدان عینی در پایان توصیف خود گفته است:”هیچ صدایی از کسی به گوش نمیرسید. هیچ فریادی شنیده نمیشد. انگار جهان به پایان رسیده بود”.🌿
آیا کسی هست که از چنین چیزی ستایش میکند؟! اگر هست، وای بر او! ننگ بر او!
منبع:
http://3danet.ir/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF/
در جنگ جهانی دوم در مورد حمله هوایی به آلمان اختلاف نظر جدی وجود داشت. پروفسور فردریک چارول (۱۸۸۶-۱۹۵۷)، معروف به لرد چارول، از حمله هوایی به آلمانی دفاع میکرد. او مشاور چرچیل و یکی از اعضای مهم کابینه جنگ بود. نظر او این بود که با حمله هوایی روحیه مردم آلمان بهشدت ضعیف میشود و نتیجه جنگ تغییر خواهد کرد. او فیزیکدان بود و دلیل محاسباتی داشت. محاسبه او به این صورت بود: در ۱۵ ماه ۱۰٫۰۰۰ هواپیمای بمبافکن تولید میکنیم. هر بمبافکن قبل از سقوط ۴۰ تن بمب میریزد. هر یک تن بمب هم خانههای ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر آلمانی را نابود میکند. حال اگر نیمی از بمبها به هدف اصابت کند، میشود ۲۰۰٫۰۰۰ تن بمب. حاصل جمع، خانههای ۲۰ تا ۴۰ ملیون نفر آلمانی است که در بمباران نابود خواهند شد و آلمان به زانو درخواهد آمد.
@ipsan
بعدها معلوم شد که این محاسبات اصلا واقعگرایانه نبود و جناب لردِ فیزیکدان خیلی از عوامل را لحاظ نکرده است. بمباران انجام شد. نتیجه کمّی یک دهم چیزی بود که چارول پیشبینی میکرد. اما از جهت کیفی وضعیت طور دیگری بود.
در ژوئیه سال ۱۹۴۳ بمباران هامبورگ آغاز شد. بریتانیا به کمک آمریکا حمله هوایی بسیار عظیمی را به راه انداخت. بمبها بر شهر باریدن گرفت و آتشسوزی حاصل از آنها به طوفان عظیمی از آتش بدل شد. حرارت آن به ۸۰۰ درجه میرسید. کسانی که نزدیک بودند زنده زنده سوختند و خاکستر شدند. بسیاری نیز در پناهگاهها رفته بودند تا در امان بمانند، اما غافل از اینکه طوفان آتش نیاز به اکسیژن فراوانی دارد و همه هوای مناطق اطراف را کاملا میبلعد. به همین دلیل افرادی که در پناهگاهها بودند خفه شدند و مردند. برخی قبل از خفگی پا به فرار گذاشتند و به خیابانها ریختند. اما حرارت زیاد، آسفالت را ذوب کرده بود و هر کسی بر آن پا میگذاشت در آن به دام میافتاد و به تدریج کباب میشد. برخی برای نجات خود تلاش کردند تا با دستهایشان پاها را از آسفالت بیرون بکشند، اما دستهای آنان نیز گیر میکرد. این افرادی که چهار دست و پا شده بودند، از درد فریاد میزدند. حرارتِ زیاد قسمتهای نرم پهلوی شکم را آب میکرد و امعا و احشا افراد از آنجا بیرون میریخت. جمجمه برخی افراد نیز بر اثر حرارتِ شدید ترکیده بود و مغزشان بیرون زده بود و بر زمین پاشیده شده بود. چیزهایی شبیه عروسکهای اسباببازی سوخته بر زمین ریخته بود. آنها کودکان بودند. چیزی که باعث میشد عروسک پنداشته شوند، این بود که همگی یک حالت داشتند: دستها مقابل صورت خشک شده بود؛ تا آخرین لحظات با دستهای کوچک خود از سوختن صورت خود محافظت میکردند. در پایان فقط خاک و خرابه و خاکستر بهجای ماند. یکی از شاهدان عینی در پایان توصیف خود گفته است:”هیچ صدایی از کسی به گوش نمیرسید. هیچ فریادی شنیده نمیشد. انگار جهان به پایان رسیده بود”.🌿
آیا کسی هست که از چنین چیزی ستایش میکند؟! اگر هست، وای بر او! ننگ بر او!
منبع:
http://3danet.ir/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF/
صدانت
در ستایش جنگ یا مرگ ؟ • صدانت
شرایط بد و بحرانی منطقه خاورمیانه و جهان بهگونهای شده است که هر روز اخبار و تصاویری از جنگ در همه رسانهها منتشر میشود و در معرض عموم قرار میگیرد. جنگ
یادداشت
آموزش صلح؛ بهترین نیکی ها ۱
دکتر سیدمصطفی محققداماد
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پرو پای او
ز من بریده کرد آشنای من
کز او بریده باد آشنای او
شراب او زخون مرد رنجبر
وز استخوان کارگر غذای او
تف سموم او ز دشت و در کند
ز جانور تفیده تا گیای او
ملک الشعرای بهار
در میان نویسندگان رایج معمولاً پدر صلح جهانی و حتی حقوق بشررا ایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی قرن ۱۸ میلادی دانستهاند. لقبدادن کانت به این عنوان برای تألیف رسالهایست که در انگلیسی به «perpetual peace» از متن آلمانی آن ترجمه کردهاند و در فارسی به نام «صلح پایدار» توسط آقای صبوری ترجمه شده است و برخی ترجمه «آرامش ابدی» یا «صلح جاویدان» را ترجیح میدهند. این کتاب را کانت بعد از حمله فرانسه به امپراطوری پروس تألیف کرد و دقیقا تاریخ تألیفش شش سال قبل از مرگ اوست.
دلیل نامگذاری این عنوان برای کتاب از جملهای از کانت در متن کتاب روشن میشود که داستان جالبی است. در متن کتاب آمده است:
«مهمانخانهداری هلندی، روزگاری این عبارت طنزآمیز را با تصویری از یک گورستان بربالای تابلویی که برسردر هتل نصب کرده بود نگاشت: «The land of perpetual peace ». نمیدانیم این عبارت در مورد عموم انسانها صادق است، یا به ویژه در مورد سران دولتها با اشتهای سیری ناپذیرشان برای جنگ، یا فقط در مورد فیلسوفان که در رویای خوش صلح جاوید [یا آرامش ابدی] فرو میروند.»
@ipsan
ظاهرا کانت از نامی که بر کتابش گذاشته نوعی طعن و شوخی در نظر داشتهاست یا لااقل اندکی بوی یأس و ناامیدی میدهد؛ یعنی صلح پایدار جایش قبرستان است و میان مردگان برقرار میشود نه زندگان. به دیگر سخن جنگ از لوازم و مقتضیات ماهیت بشری است. این نظررا البته برخی حکمای یونان باستان داشتهاند که میگفتند بشرموجودی است زیادت طلب و همین ویژگی او را به جنگ وامیدارد. ولی به هرحال کانت به یقین اینگونه فکر نمیکرده وکتابش نشان میدهد که تلاشی است برای تحقق صلح جهانی.
ممکن است این سؤال مطرح شود که کانت چه ابداعی کرده که لقب پدر صلح جهانی برای او ثبت شده است درحالیکه قبل از او در زمینه صلح کتابهای مختلفی نوشتهاند. مثلاً گروسیوس هلندی که در اوائل قرن ۱۷ میلادی میزیستهاست کتابی به نام صلح وجنگ نوشت و برای تألیف همین کتاب، مغضوب پادشاه هلند شد و به زندان افتاد.
در باب دلیل تألیف کتاب حقوق جنگ و صلح در مقدمه این کتاب، گروسیوس نوشته است:
«دیدم که در سراسر عالم مسیحیت یک لجام گسیختگی در جنگ حکم فرمایی میکند که حتی اقوام بربر میبایست از آن شرم داشته باشند. به علل مختلف و حتی بدون دلیل به اسلحه متوسل میشدند و هنگامی که اسلحه به دست میگرفتند، هیچ گونه احترام برای قوانین الهی و بشری قایل نبودند، عیناً مانند این که از آن لحظه مردم خود را مجاز میدانستند که هر جنایتی که میخواهند مرتکب شوند، بدون اینکه به هیچ قیدی خود را پایبند بدانند.»۲
@ipsan
گروسیوس حقوق طبیعی را مطرح کرد والبته قبل از او توماس آکوئیناس و بسیاری دیگر از فلاسفه آن را مطرح کرده بودند. بنابراین چرا کانت را پدر صلح جهانی لقب دادهاند؟
پاسخ این است که آری قبل از کانت هم موضوع صلح و عدالت و امثال این گونه مفاهیم را بسیاری مطرح کرده بودند ولی به هیچوجه ساز وکاری را ارائه نداده بودند و نظامی را طراحی نکرده بودند. کانت اولاً کرامت ذاتی بشررا مطرح کرد وگفت کرامت از ذات حقیقت جوی بشر سرچشمه میگیرد هرچند که برخی به حقیقت نرسند ولی استعداد آن در تمامی انسانها وجود دارد و ثانیاً کانت به راه حلی رسید که یک راه حلی حقوقی است. او پیشنهاد تشکیل سازمانی راکه چیزی شبیه سازمان ملل فعلی است مطرح میکند یعنی سازمانی از بیرون ناظر بر صلح جهانی باشد. حال آنکه گروسیوس در هیچ جایی از کتابش نظامی پیشنهاد نکرده بود.🌿
رساله کانت به زبان اصلی او یعنی آلمانی تألیف شده است که البته در زمان فعلی به زبانهای مختلف ترجمه شده و حدود ۱۳۰ صفحه است. یکی از منتقدان کانت مینویسد به عدد صفحات این رساله، در آلمان جنگ اتفاق افتاده است!
آموزش صلح؛ بهترین نیکی ها ۱
دکتر سیدمصطفی محققداماد
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پرو پای او
ز من بریده کرد آشنای من
کز او بریده باد آشنای او
شراب او زخون مرد رنجبر
وز استخوان کارگر غذای او
تف سموم او ز دشت و در کند
ز جانور تفیده تا گیای او
ملک الشعرای بهار
در میان نویسندگان رایج معمولاً پدر صلح جهانی و حتی حقوق بشررا ایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی قرن ۱۸ میلادی دانستهاند. لقبدادن کانت به این عنوان برای تألیف رسالهایست که در انگلیسی به «perpetual peace» از متن آلمانی آن ترجمه کردهاند و در فارسی به نام «صلح پایدار» توسط آقای صبوری ترجمه شده است و برخی ترجمه «آرامش ابدی» یا «صلح جاویدان» را ترجیح میدهند. این کتاب را کانت بعد از حمله فرانسه به امپراطوری پروس تألیف کرد و دقیقا تاریخ تألیفش شش سال قبل از مرگ اوست.
دلیل نامگذاری این عنوان برای کتاب از جملهای از کانت در متن کتاب روشن میشود که داستان جالبی است. در متن کتاب آمده است:
«مهمانخانهداری هلندی، روزگاری این عبارت طنزآمیز را با تصویری از یک گورستان بربالای تابلویی که برسردر هتل نصب کرده بود نگاشت: «The land of perpetual peace ». نمیدانیم این عبارت در مورد عموم انسانها صادق است، یا به ویژه در مورد سران دولتها با اشتهای سیری ناپذیرشان برای جنگ، یا فقط در مورد فیلسوفان که در رویای خوش صلح جاوید [یا آرامش ابدی] فرو میروند.»
@ipsan
ظاهرا کانت از نامی که بر کتابش گذاشته نوعی طعن و شوخی در نظر داشتهاست یا لااقل اندکی بوی یأس و ناامیدی میدهد؛ یعنی صلح پایدار جایش قبرستان است و میان مردگان برقرار میشود نه زندگان. به دیگر سخن جنگ از لوازم و مقتضیات ماهیت بشری است. این نظررا البته برخی حکمای یونان باستان داشتهاند که میگفتند بشرموجودی است زیادت طلب و همین ویژگی او را به جنگ وامیدارد. ولی به هرحال کانت به یقین اینگونه فکر نمیکرده وکتابش نشان میدهد که تلاشی است برای تحقق صلح جهانی.
ممکن است این سؤال مطرح شود که کانت چه ابداعی کرده که لقب پدر صلح جهانی برای او ثبت شده است درحالیکه قبل از او در زمینه صلح کتابهای مختلفی نوشتهاند. مثلاً گروسیوس هلندی که در اوائل قرن ۱۷ میلادی میزیستهاست کتابی به نام صلح وجنگ نوشت و برای تألیف همین کتاب، مغضوب پادشاه هلند شد و به زندان افتاد.
در باب دلیل تألیف کتاب حقوق جنگ و صلح در مقدمه این کتاب، گروسیوس نوشته است:
«دیدم که در سراسر عالم مسیحیت یک لجام گسیختگی در جنگ حکم فرمایی میکند که حتی اقوام بربر میبایست از آن شرم داشته باشند. به علل مختلف و حتی بدون دلیل به اسلحه متوسل میشدند و هنگامی که اسلحه به دست میگرفتند، هیچ گونه احترام برای قوانین الهی و بشری قایل نبودند، عیناً مانند این که از آن لحظه مردم خود را مجاز میدانستند که هر جنایتی که میخواهند مرتکب شوند، بدون اینکه به هیچ قیدی خود را پایبند بدانند.»۲
@ipsan
گروسیوس حقوق طبیعی را مطرح کرد والبته قبل از او توماس آکوئیناس و بسیاری دیگر از فلاسفه آن را مطرح کرده بودند. بنابراین چرا کانت را پدر صلح جهانی لقب دادهاند؟
پاسخ این است که آری قبل از کانت هم موضوع صلح و عدالت و امثال این گونه مفاهیم را بسیاری مطرح کرده بودند ولی به هیچوجه ساز وکاری را ارائه نداده بودند و نظامی را طراحی نکرده بودند. کانت اولاً کرامت ذاتی بشررا مطرح کرد وگفت کرامت از ذات حقیقت جوی بشر سرچشمه میگیرد هرچند که برخی به حقیقت نرسند ولی استعداد آن در تمامی انسانها وجود دارد و ثانیاً کانت به راه حلی رسید که یک راه حلی حقوقی است. او پیشنهاد تشکیل سازمانی راکه چیزی شبیه سازمان ملل فعلی است مطرح میکند یعنی سازمانی از بیرون ناظر بر صلح جهانی باشد. حال آنکه گروسیوس در هیچ جایی از کتابش نظامی پیشنهاد نکرده بود.🌿
رساله کانت به زبان اصلی او یعنی آلمانی تألیف شده است که البته در زمان فعلی به زبانهای مختلف ترجمه شده و حدود ۱۳۰ صفحه است. یکی از منتقدان کانت مینویسد به عدد صفحات این رساله، در آلمان جنگ اتفاق افتاده است!
هیچکس نمیتواند نقش سازمان ملل را در تحقق صلح منکر شود ولی از طرفی نمیتوان گفت که با تشکیل سازمان ملل، عفریت جنگ برای همیشه از میان جامعه بشریت رخت بربسته است. از پیام آقای دبیر کل سازمان ملل در روز جهانی صلح۳ کاملاً پیداست که سازمان ملل خود متوجه شده است که تحقق صلح بدون کار فرهنگی امکان پذیر نیست. ایشان نوشته بودند که ما باید سعیکنیم که فرهنگ صلح را در میان جوامع بالا ببریم و انسانها را علاقمند به صلح کنیم.
من در اینجا میخواهم به نکتهای اشاره کنم وآن این است که مسئله توصیه به صلح و سلام ازمسلمات ادبیات اسلامی و در رأس آن قرآن مجید است. در قرآن مجید به عنوان یک اصل کلی آمده است که «الصلح خیر»۴ یعنی صلح، بهترین نیکیها است. «سلام» که به معنای صلح وآشتی است نامی از نامهای الهی۵ و شعار اسلامی در دنیا و شعار بهشتیان۶ است. در قرآن مجید سورهای با عنوان «فتح» یعنی «پیروزی» وجود دارد. این عنوان اشاره دارد به قرارداد صلح معروف به «صلح حدیبیه»؛ صلحی که میان رسولالله(ص) با مشرکان مکه منعقد شد. قرآن مجید صلح را «پیروزی آشکار» خوانده است:
إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً (فتحر1)
حقا که ما فتحى نمایان براى تو پیش آوردهایم.
@ipsan
حضرت حسن بن علی(ع) سبط اکبر رسولالله(ص) و امام دوم شیعیان برای جلوگیری از خونریزی با معاویه برغم آنکه حکومت اورا نامشروع میدانست صلح کرد. به نظر محققان تاریخ شیعی، امام حسین(ع) حتی بعد از وفات امام حسن نیز به معاهده او پایبند بود و هیچگاه برخلاف اراده برادرش اقدامی نکرد.۷
ولی نمیتوان از این حقیقت چشم پوشید که منابع ادیان اعم از اسلام، مسیحیت و یهودیت به دست هرکس بیفتد براساس طرز فکر خود تفسیر میکند. درقرون وسطی آنهمه خشونت به نام دین صورت گرفت و هم اکنون نیز عدهای در منطقه به نام دین مهمترین خشونتها را مرتکب میشوند و زندگی را برای انسانها سخت و دشوار و همچون جهنمی سوزان میکنند. به یقین برای روحیات خشونت طلب دستاویزهایی برای تفسیرهای خشن از دین وجود داردکه برای اقناع خود یا بستن دهان دیگران به آنها متوسل شوند.
ما برای تحقق صلح باید ساز وکاری بیندیشیم که دین بهانه افرادی که با روحیه خشن پا به عرصه دین میگذارند و به نام دین خشونت میکنند قرار نگیرد. برای ترویج فرهنگ صلحخواهی و تحقق آرامش در جامعه، باید از آموزش و پرورش آغاز کنیم و از همه وسایل به خصوص هنر استفاده کنیم وکودکان را مشتاق صلح، مهربانی و تحمل و مدارا تربیت کنیم.
جناب آقای یونسی، مشاور محترم ریاست جمهوری در سخنرانی خود فرمودند که ریاست محترم جمهوری ایران در شعار جهان بدون خشونت بسیار پابرجا هستند. استدعای من آنست که پیام مرا به ریاست محترم جمهوری برسانند که ایشان در کشور خودمان در کنار شعارصلح و عدم خشونت در جهان، که بسیار شعار قرآنی و انسانی است، به مقامات و مسئولان تحت امر خود دستور بدهند که فرهنگ صلح دوستی،آرامش و ضدخشونت را در داخل کشور ترویج و برای تحقق آن تلاش کنند. به آموزش و پرورش دستور بدهند که با مشورت کارشناسان خبیر طرحی خردمندانه برای آموزش دادن صلح دوستی وآرامش و نیز حفظ محیطزیست طبیعی به کودکان از کودکستان و دبستان تهیه کنند و عملی سازند. به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دستور بدهند برای اعتلای فرهنگ آرامش، دوستی و مهربانی در درون دانشگاهها راههای مقتضی را مطالعه فرمایند. به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دستور بدهند که برای ترویج اینگونه مفاهیم مساعی جمیله خویش را معمول کنند. @ipsan
برای بالابردن فرهنگ این مفاهیم، راههای مختلفی وجود دارد که حسب مورد تفاوت میکند.
یکی از راهها و شاید آن که در رأس باشد راه هنر است. اصولاً ارتقای هنر در کشور رابطه مستقیم دارد با تقلیل جنایت و اعتیاد و امثال آنها. اگر از هنرمندان کشورمان بخواهیم که در راه رفع روحیه خشونت کار کنند من مطئنم که فرزندان این سرزمین آماده هرگونه تلاش و ابداع و نوآوری هستند. با کمال تأسف روان جامعه ما عبوس و خشن شده است. در جراید و خیابانها همه روزه نمونههای زیادی میبینیم که دو اتومبیل به دلیل گذشت نکردن و حق تقدم ندادن به دیگری کارشان به نزاع کشیده و با تلخگویی به روی هم پنجه و حتی گاهی طپانچه کشیدهاند.
ما از صدا و سیما میخواهیم که اگر صحنه دفاع مقدس را نشان میدهند و جان نثاریها وفداکاریهای خالصانه عزیزان ما را در دفاع از وطن اسلامی نشان میدهند، صحنههای مهربانیها وصمیمیتها و انسان دوستیهای برگرفته از تعالیم وآموزههای دینی را که درهمان میدانها از آنها دیده شده و واقعا آموزنده است نیز نشان دهد. ازآن گذشته فیلمهایی که برای سرگرمی مردم ساخته میشوند با استفاده از هنر اسلامی لااقل برخی را به آموزش دوستی، مهربانی،آشتی ملی و صمیمیت اختصاص دهندو نه فقط صحنههای دروغین کشتار و خونریزی.
من در اینجا میخواهم به نکتهای اشاره کنم وآن این است که مسئله توصیه به صلح و سلام ازمسلمات ادبیات اسلامی و در رأس آن قرآن مجید است. در قرآن مجید به عنوان یک اصل کلی آمده است که «الصلح خیر»۴ یعنی صلح، بهترین نیکیها است. «سلام» که به معنای صلح وآشتی است نامی از نامهای الهی۵ و شعار اسلامی در دنیا و شعار بهشتیان۶ است. در قرآن مجید سورهای با عنوان «فتح» یعنی «پیروزی» وجود دارد. این عنوان اشاره دارد به قرارداد صلح معروف به «صلح حدیبیه»؛ صلحی که میان رسولالله(ص) با مشرکان مکه منعقد شد. قرآن مجید صلح را «پیروزی آشکار» خوانده است:
إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً (فتحر1)
حقا که ما فتحى نمایان براى تو پیش آوردهایم.
@ipsan
حضرت حسن بن علی(ع) سبط اکبر رسولالله(ص) و امام دوم شیعیان برای جلوگیری از خونریزی با معاویه برغم آنکه حکومت اورا نامشروع میدانست صلح کرد. به نظر محققان تاریخ شیعی، امام حسین(ع) حتی بعد از وفات امام حسن نیز به معاهده او پایبند بود و هیچگاه برخلاف اراده برادرش اقدامی نکرد.۷
ولی نمیتوان از این حقیقت چشم پوشید که منابع ادیان اعم از اسلام، مسیحیت و یهودیت به دست هرکس بیفتد براساس طرز فکر خود تفسیر میکند. درقرون وسطی آنهمه خشونت به نام دین صورت گرفت و هم اکنون نیز عدهای در منطقه به نام دین مهمترین خشونتها را مرتکب میشوند و زندگی را برای انسانها سخت و دشوار و همچون جهنمی سوزان میکنند. به یقین برای روحیات خشونت طلب دستاویزهایی برای تفسیرهای خشن از دین وجود داردکه برای اقناع خود یا بستن دهان دیگران به آنها متوسل شوند.
ما برای تحقق صلح باید ساز وکاری بیندیشیم که دین بهانه افرادی که با روحیه خشن پا به عرصه دین میگذارند و به نام دین خشونت میکنند قرار نگیرد. برای ترویج فرهنگ صلحخواهی و تحقق آرامش در جامعه، باید از آموزش و پرورش آغاز کنیم و از همه وسایل به خصوص هنر استفاده کنیم وکودکان را مشتاق صلح، مهربانی و تحمل و مدارا تربیت کنیم.
جناب آقای یونسی، مشاور محترم ریاست جمهوری در سخنرانی خود فرمودند که ریاست محترم جمهوری ایران در شعار جهان بدون خشونت بسیار پابرجا هستند. استدعای من آنست که پیام مرا به ریاست محترم جمهوری برسانند که ایشان در کشور خودمان در کنار شعارصلح و عدم خشونت در جهان، که بسیار شعار قرآنی و انسانی است، به مقامات و مسئولان تحت امر خود دستور بدهند که فرهنگ صلح دوستی،آرامش و ضدخشونت را در داخل کشور ترویج و برای تحقق آن تلاش کنند. به آموزش و پرورش دستور بدهند که با مشورت کارشناسان خبیر طرحی خردمندانه برای آموزش دادن صلح دوستی وآرامش و نیز حفظ محیطزیست طبیعی به کودکان از کودکستان و دبستان تهیه کنند و عملی سازند. به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دستور بدهند برای اعتلای فرهنگ آرامش، دوستی و مهربانی در درون دانشگاهها راههای مقتضی را مطالعه فرمایند. به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دستور بدهند که برای ترویج اینگونه مفاهیم مساعی جمیله خویش را معمول کنند. @ipsan
برای بالابردن فرهنگ این مفاهیم، راههای مختلفی وجود دارد که حسب مورد تفاوت میکند.
یکی از راهها و شاید آن که در رأس باشد راه هنر است. اصولاً ارتقای هنر در کشور رابطه مستقیم دارد با تقلیل جنایت و اعتیاد و امثال آنها. اگر از هنرمندان کشورمان بخواهیم که در راه رفع روحیه خشونت کار کنند من مطئنم که فرزندان این سرزمین آماده هرگونه تلاش و ابداع و نوآوری هستند. با کمال تأسف روان جامعه ما عبوس و خشن شده است. در جراید و خیابانها همه روزه نمونههای زیادی میبینیم که دو اتومبیل به دلیل گذشت نکردن و حق تقدم ندادن به دیگری کارشان به نزاع کشیده و با تلخگویی به روی هم پنجه و حتی گاهی طپانچه کشیدهاند.
ما از صدا و سیما میخواهیم که اگر صحنه دفاع مقدس را نشان میدهند و جان نثاریها وفداکاریهای خالصانه عزیزان ما را در دفاع از وطن اسلامی نشان میدهند، صحنههای مهربانیها وصمیمیتها و انسان دوستیهای برگرفته از تعالیم وآموزههای دینی را که درهمان میدانها از آنها دیده شده و واقعا آموزنده است نیز نشان دهد. ازآن گذشته فیلمهایی که برای سرگرمی مردم ساخته میشوند با استفاده از هنر اسلامی لااقل برخی را به آموزش دوستی، مهربانی،آشتی ملی و صمیمیت اختصاص دهندو نه فقط صحنههای دروغین کشتار و خونریزی.
مسئولان محترم صدا و سیما باید توجه داشته باشند که دین اسلام مجموعهای است کامل و هرگز نباید آن را یک بعدی ارائه دهند. ارائه دادن یک بعدی دین عملی انحرافی بلکه خیانتی بزرگ است. دین اسلام مجموعهای است که اگر یکسویش دفاع خونین، فداکاری وجان نثاری است، سوی دیگرآن مهربانی، دوستی، برادری و ولایت به معنای محبت است. تا آنجا که امام باقر (ع) فرمودهاند: هل الدین الاالحب؟ مگر دین جز دوستی چیزدیگری است؟۸ والسلام.🌿
@ipsan
۱. خلاصه سخنرانی ایراد شده در روز جهانی صلح به دعوت دفتر نمایندگی سازمان ملل در ایران با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.
۲ . فن گلان، گرهارد: حقوق بینالملل عمومی، ترجمه دکتر داوود آقایی، جلدیک، نشر میزان، ۱۳۸۷، ص ۴۸
۳ . در جلسه توسط رئیس دفتر سازمان ملل در ایران، قبلا قرائت شد.
۴ .سوره نساء ر۱۳۸
۵ . سوره حشر ر۳۳
۶ . سوره ابراهیم ر۲۳
۷ . جعفریان، رسول، تاریخ خلفارص ۳۸۹-۳۹۰ برای نظر مخالف رک: الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۶۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۳
۸ . بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۲۳۸
منبع:
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=287031
پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
@ipsan
۱. خلاصه سخنرانی ایراد شده در روز جهانی صلح به دعوت دفتر نمایندگی سازمان ملل در ایران با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.
۲ . فن گلان، گرهارد: حقوق بینالملل عمومی، ترجمه دکتر داوود آقایی، جلدیک، نشر میزان، ۱۳۸۷، ص ۴۸
۳ . در جلسه توسط رئیس دفتر سازمان ملل در ایران، قبلا قرائت شد.
۴ .سوره نساء ر۱۳۸
۵ . سوره حشر ر۳۳
۶ . سوره ابراهیم ر۲۳
۷ . جعفریان، رسول، تاریخ خلفارص ۳۸۹-۳۹۰ برای نظر مخالف رک: الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۶۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۳
۸ . بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۲۳۸
منبع:
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=287031
پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
اهداف کانال تلگرامی
مطالعات صلح ایران🌿
کانال تلگرامی مطالعات صلح ایران از مهرماه 1395 راه اندازی و در حال حاضر با حدود 500 عضو؛ به عنوان بازوی اطلاع رسانی "انجمن علمی مطالعات صلح ایران" در فضای مجازی فعال بوده و "اهداف" زیر را تعقیب می نماید:
@ipsan
- اطلاع رسانی فعالیت های انجمن علمی مطالعات صلح ایران به عنوان اولویت اصلی؛
- نشر و باز نشر اطلاعات و اخبار داخلی و خارجی در حوزه صلح ؛
- ترویج و گسترش آثار علمی، ادبیات، شعر، موسیقی و فرهنگ صلح، مدارا و گفتگو؛
- تبلیغ و ترغیب اعضاء به فعالیت های صلح جویانه، مداراگرانه، انسان دوستانه، عام المنفعه و داوطلبانه؛
- جلب همکاری علاقمندان به حوزه صلح و انتشار اطلاعات و اخبار جاری و علمی از طریق یکی از ادمین های گروه؛
مبانی و اصول حاکم بر کانال:
- مستند نگاری، حرمت داری، و رعایت اعتدال و اجتناب از هر گونه افراط و تفریط؛
- اجتناب از توهین و افترا به افراد، گروه ها، مذاهب، ادیان، اقوام، زبان ها، گویش ها و جنسیت ها؛
- رعایت اصول و مبانی اسلامی، عرفی، اخلاقی و هنجارهای جامعه، اصول، مبانی و قوانین حوزه فضای سایبری جمهوری اسلامی ایران؛🌿
کانال تلگرامی مطالعات صلح ایران
@ipsan
مطالعات صلح ایران🌿
کانال تلگرامی مطالعات صلح ایران از مهرماه 1395 راه اندازی و در حال حاضر با حدود 500 عضو؛ به عنوان بازوی اطلاع رسانی "انجمن علمی مطالعات صلح ایران" در فضای مجازی فعال بوده و "اهداف" زیر را تعقیب می نماید:
@ipsan
- اطلاع رسانی فعالیت های انجمن علمی مطالعات صلح ایران به عنوان اولویت اصلی؛
- نشر و باز نشر اطلاعات و اخبار داخلی و خارجی در حوزه صلح ؛
- ترویج و گسترش آثار علمی، ادبیات، شعر، موسیقی و فرهنگ صلح، مدارا و گفتگو؛
- تبلیغ و ترغیب اعضاء به فعالیت های صلح جویانه، مداراگرانه، انسان دوستانه، عام المنفعه و داوطلبانه؛
- جلب همکاری علاقمندان به حوزه صلح و انتشار اطلاعات و اخبار جاری و علمی از طریق یکی از ادمین های گروه؛
مبانی و اصول حاکم بر کانال:
- مستند نگاری، حرمت داری، و رعایت اعتدال و اجتناب از هر گونه افراط و تفریط؛
- اجتناب از توهین و افترا به افراد، گروه ها، مذاهب، ادیان، اقوام، زبان ها، گویش ها و جنسیت ها؛
- رعایت اصول و مبانی اسلامی، عرفی، اخلاقی و هنجارهای جامعه، اصول، مبانی و قوانین حوزه فضای سایبری جمهوری اسلامی ایران؛🌿
کانال تلگرامی مطالعات صلح ایران
@ipsan
معرفی کتاب:
سیاست شادکامی
ایجاد شادکامی، وظیفه ی اصلی دولتها
و سنجش پیشرفت از طریق شاخص”شادکامی ناخالص ملّی‟
درباره کتاب:
سیاست شادکامی عنوان کتابی است از درک کرتیس بوک با ترجمهی نرگس سلحشور که در 355 صفحه و توسط انتشارات نگاه معاصر در سال 1396 به چاپ رسیده است. این کتاب ترجمهای است از The politics of happiness: what government can learn from the new research on well-being، c2010. موضوع اصلی این کتاب بهزیستی است.
@ipsan
این کتاب را می توان یکی از کتابهای تاثیرگذار و در زمره ی تاثیرگذارترین کتابهای اخیر دانست. باک در این کتاب می کوشد نگاهمان به سیاست و نیز مفهوم توسعه یافتگی را تغییر دهد. شادکامی مفهوم محوری این کتاب است و در واقع نویسنده دستیابی به شادکامی را هدف اصلی سیاست می داند.
خواندن این کتاب را توصیه می کنم. بخشی از مقدمه ی کتاب در زیر می آید:
در عمق کوههای هیمالیا، که بین هند و چین واقع شده است، کشور کوچک بوتان با مسلک بودایی جای گرفته است : سرزمینی با کوههای بلند، جنگلهای انبوه، جویبارها و رودخانههای نشأت گرفته از یخچالهای طبیعی. امّا همهی اینها به چشم گردشگران خارجی نمیآید.
بوتان تا دههی ۱۹۶۰ تقریباً برای جهان خارج ناشناخته بود. فقر، بیسوادی، مرگ و میر نوزادان این کشور را در ردیف بدترین کشورها قرار میدهد. ولی، در سال ۱۹۷۲، چیزی نامتعارف در این کشور دور افتاده رخ داد که توجه مردم سراسر جهان را به خود جلب کرد.
پادشاه جدید، جیجم سینگی وانچوک، اعلام کرد که از این پس معیار اصلی ملّت او برای سنجش پیشرفت ”شادکامی ناخالص ملّی‟ خواهد بود و نه تولید ناخالص ملّی. او با بیان طرح توسعهی پنج ساله اعلام کرد: ”اگر، در پایان زمان طرح، ملّت ما شادکامتر از پیش نشوند، باید بدانیم که طرح ما شکست خورده است‟.
جزئیات سیاسگذاری جدید بوتان هنوز کاملاً مشخص نشده است، امّا این ”چهار رکن‟ شادکامی ناخالص ملّی که در ادامه میآید مؤلفههای اصلی را به اختصار بیان میکند.
@ipsan
📌 حکمرانی خوب و استقرار دموکراسی :
اگرچه ملّت بوتان به نظر از حکمرانشان رضایت زیادی دارند، وانچاک شاه به این نتیجه رسیده است که دموکراسی در دراز مدت مطمئنترین ضمانت شادکامی را در اختیار ما میگذارد.
این شاه محبوب، برخلافِ مخالفت شدید شهروندانش، آهسته آهسته کشورش را به سمت دموکراسی پیش برد از این طریق که در دفاع از مجلس منتخب، شورای اجرایی وزیران منتخب شورا، و نظام قضایی مستقل بر رهایی از شر قدرت سلطنتی خودش تأکید کردند. پسر او، که هم اکنون جانشیناش شده است، در استمرار فرایند استقرار دموکراسی به نظر مصمم میرسد. بوتان، در دوران رهبری پادشاه فعلی، قانون اساسی تازهای را عرضه کرد و برای انتخاب اعضای مجلس قانونگذاری اولین انتخابات ملّیاش را در سال ۲۰۰۸ برگزار کرد.
📌 توسعهی اجتماعی-اقتصادی با ثبات و عادلانه :
با جدیّت از رشد اقتصادی حمایت میشود، چون با این همه اکثر اهالی بوتان مردمانی بسیار فقیرند. امّا حکومت عالماً و عامداً از رشد سریع اجتناب میکند برای این که در دراز مدت گسترش آرامتر و یکنواختتری را حفظ کند. مقامات رسمی اعتقاد دارند که ثمرات این توسعه باید به صورت عادلانهای تقسیم کرد. در عین حال که معنای دقیق این اصل همچنان مبهم است، این اصل از قبل به معنای آموزش رایگان و همگانی (امروزه، کل نه سال بعد از مهد کودک) و مراقبت پزشکی رایگان برای همگان بوده است.
📌 صیانت از محیط زیست:
رشد اقتصادی مُدام فدا میشود تا برای حفاظت از محیط زیست و برای حفظ زیبایی طبیعی آن برای نسلهای آینده مجموعهای از محدودیتها مورد لحاظ واقع شوند. مثلاً گردشگری به شدت محدود شده است، کیسههای پلاستیکی رسماً قدغن شدهاند، تجارت تنباکو ممنوع شده است (اگرچه تبعیّت از این ممنوعیّت به هیچ روی کامل نیست)، از مشوقهای مالیاتی و کاهش مالیات گمرگی استفاده میشود تا از محصولات و فناوریهای محیط زیست پسند حمایت شود. برای جلوگیری از تخریب جنگلها، حکومت ترغیب به استفاده از بخاریهای برقی میکند، مناطق وسیعی را به عنوان پارک ملّی اختصاص داده است، و مقرر کرده است که حداقل ۶۰ درصد کل مناطق خشکی بوتان را باید به جنگل اختصاص داد.
📌 محافظت از فرهنگ :
حکومت نه تنها به دنبال حفظ مؤلفههای خاصی از فرهنگ سنتی بوتان است، بلکه در صدد این است که ارزشهایی مانند مشارکت داوطلبانه و خدمت به دیگران، مدارا، همکاری، و توازن هماهنگ میان خانواده، کار، و فراغت را نیز ارتقاء دهد.🌿
منبع : سايت سياست و جامعه
https://t.me/politicsandsociety
سیاست شادکامی
ایجاد شادکامی، وظیفه ی اصلی دولتها
و سنجش پیشرفت از طریق شاخص”شادکامی ناخالص ملّی‟
درباره کتاب:
سیاست شادکامی عنوان کتابی است از درک کرتیس بوک با ترجمهی نرگس سلحشور که در 355 صفحه و توسط انتشارات نگاه معاصر در سال 1396 به چاپ رسیده است. این کتاب ترجمهای است از The politics of happiness: what government can learn from the new research on well-being، c2010. موضوع اصلی این کتاب بهزیستی است.
@ipsan
این کتاب را می توان یکی از کتابهای تاثیرگذار و در زمره ی تاثیرگذارترین کتابهای اخیر دانست. باک در این کتاب می کوشد نگاهمان به سیاست و نیز مفهوم توسعه یافتگی را تغییر دهد. شادکامی مفهوم محوری این کتاب است و در واقع نویسنده دستیابی به شادکامی را هدف اصلی سیاست می داند.
خواندن این کتاب را توصیه می کنم. بخشی از مقدمه ی کتاب در زیر می آید:
در عمق کوههای هیمالیا، که بین هند و چین واقع شده است، کشور کوچک بوتان با مسلک بودایی جای گرفته است : سرزمینی با کوههای بلند، جنگلهای انبوه، جویبارها و رودخانههای نشأت گرفته از یخچالهای طبیعی. امّا همهی اینها به چشم گردشگران خارجی نمیآید.
بوتان تا دههی ۱۹۶۰ تقریباً برای جهان خارج ناشناخته بود. فقر، بیسوادی، مرگ و میر نوزادان این کشور را در ردیف بدترین کشورها قرار میدهد. ولی، در سال ۱۹۷۲، چیزی نامتعارف در این کشور دور افتاده رخ داد که توجه مردم سراسر جهان را به خود جلب کرد.
پادشاه جدید، جیجم سینگی وانچوک، اعلام کرد که از این پس معیار اصلی ملّت او برای سنجش پیشرفت ”شادکامی ناخالص ملّی‟ خواهد بود و نه تولید ناخالص ملّی. او با بیان طرح توسعهی پنج ساله اعلام کرد: ”اگر، در پایان زمان طرح، ملّت ما شادکامتر از پیش نشوند، باید بدانیم که طرح ما شکست خورده است‟.
جزئیات سیاسگذاری جدید بوتان هنوز کاملاً مشخص نشده است، امّا این ”چهار رکن‟ شادکامی ناخالص ملّی که در ادامه میآید مؤلفههای اصلی را به اختصار بیان میکند.
@ipsan
📌 حکمرانی خوب و استقرار دموکراسی :
اگرچه ملّت بوتان به نظر از حکمرانشان رضایت زیادی دارند، وانچاک شاه به این نتیجه رسیده است که دموکراسی در دراز مدت مطمئنترین ضمانت شادکامی را در اختیار ما میگذارد.
این شاه محبوب، برخلافِ مخالفت شدید شهروندانش، آهسته آهسته کشورش را به سمت دموکراسی پیش برد از این طریق که در دفاع از مجلس منتخب، شورای اجرایی وزیران منتخب شورا، و نظام قضایی مستقل بر رهایی از شر قدرت سلطنتی خودش تأکید کردند. پسر او، که هم اکنون جانشیناش شده است، در استمرار فرایند استقرار دموکراسی به نظر مصمم میرسد. بوتان، در دوران رهبری پادشاه فعلی، قانون اساسی تازهای را عرضه کرد و برای انتخاب اعضای مجلس قانونگذاری اولین انتخابات ملّیاش را در سال ۲۰۰۸ برگزار کرد.
📌 توسعهی اجتماعی-اقتصادی با ثبات و عادلانه :
با جدیّت از رشد اقتصادی حمایت میشود، چون با این همه اکثر اهالی بوتان مردمانی بسیار فقیرند. امّا حکومت عالماً و عامداً از رشد سریع اجتناب میکند برای این که در دراز مدت گسترش آرامتر و یکنواختتری را حفظ کند. مقامات رسمی اعتقاد دارند که ثمرات این توسعه باید به صورت عادلانهای تقسیم کرد. در عین حال که معنای دقیق این اصل همچنان مبهم است، این اصل از قبل به معنای آموزش رایگان و همگانی (امروزه، کل نه سال بعد از مهد کودک) و مراقبت پزشکی رایگان برای همگان بوده است.
📌 صیانت از محیط زیست:
رشد اقتصادی مُدام فدا میشود تا برای حفاظت از محیط زیست و برای حفظ زیبایی طبیعی آن برای نسلهای آینده مجموعهای از محدودیتها مورد لحاظ واقع شوند. مثلاً گردشگری به شدت محدود شده است، کیسههای پلاستیکی رسماً قدغن شدهاند، تجارت تنباکو ممنوع شده است (اگرچه تبعیّت از این ممنوعیّت به هیچ روی کامل نیست)، از مشوقهای مالیاتی و کاهش مالیات گمرگی استفاده میشود تا از محصولات و فناوریهای محیط زیست پسند حمایت شود. برای جلوگیری از تخریب جنگلها، حکومت ترغیب به استفاده از بخاریهای برقی میکند، مناطق وسیعی را به عنوان پارک ملّی اختصاص داده است، و مقرر کرده است که حداقل ۶۰ درصد کل مناطق خشکی بوتان را باید به جنگل اختصاص داد.
📌 محافظت از فرهنگ :
حکومت نه تنها به دنبال حفظ مؤلفههای خاصی از فرهنگ سنتی بوتان است، بلکه در صدد این است که ارزشهایی مانند مشارکت داوطلبانه و خدمت به دیگران، مدارا، همکاری، و توازن هماهنگ میان خانواده، کار، و فراغت را نیز ارتقاء دهد.🌿
منبع : سايت سياست و جامعه
https://t.me/politicsandsociety
Telegram
سیاست و جامعه. علی مرشدیزاد
استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است
چهار معنی صلح در علوم اجتماعی:
🔹 معنای اول صلح در علوم اجتماعی، حالتی است كه افراد آن جامعه آزاد و رها از هرگونه آشفتگی و آشوبی هستند. اگر شهروندان و افراد جامعهای نوعی آزادی و رهایی داشته باشند از آشوبی و آشوبناكی و آشفتگی، در این صورت خواهیم گفت كه این جامعه در صلح به سر میبرد. در اینجا صلح به معنای آرامش عمومی است. این یكی از معانی صلح است.
🔹معنای دوم صلح در واقع امنیت و نظم یا امنیت و نظمی است كه در یك جامعه برقرار است. خواه برقراركننده این امنیت یا نظم یا امنیت و نظم قانون باشد، خواه افكار عمومی و خواه آداب و رسوم و عرف و عادات آن اجتماع. اگر به هر كدام از این سه علت، در جامعهای امنیت یا نظم یا امنیت و نظم برقرار بود آن جامعهرا در علوم اجتماعی به جامعهای میشناسیم كه دارای حالت صلح است.
🔹معنای سوم صلح دغدغه مداخله یا مزاحمت یك نیروی خارجی را در جامعه نداشتن است. اگر افراد یك جامعه بیم و دغدغهای، خارخار و خلجان ذهنی نداشته باشند كه مبادا یك نیروی خارجی از ورای مرزها در زندگیشان مداخله یا مزاحمت ایجاد كند، در این صورت میگویند مردم این جامعه در حالت صلح به سر میبرند.
🔹معنای چهارم این است كه افراد جامعه در روابط خودشان با یكدیگر نوعی هماهنگی و سازگاری داشته باشند. من رشتههای تو را پنبه نكنم و تو هم رشتههای من را پنبه نكنی. هر دو همراه و هماهنگ و سازگار با یكدیگر رفتار كنیم. از آنجایی كه هیچ فردی در جامعهای با همه افراد آن جامعه سروكار ندارد، این معنای چهارم محدود میشود به اشخاصی كه زندگی من با آنها به نوعی پیوند خورده است.
این پیوند هم میتواند خویشاوندی، همكاری، دوستی یا پیوندهای گهگاهی باشد، ارتباط هماهنگ و سازگار باشد و نه ارتباطی كه در مقام خنثی كردن كاری است كه طرف مقابلم میكند، در این صورت گفته میشود كه من با دیگران در صلح هستم و اگر اكثریت افراد جامعهای، چنین حالتی را نسبت به یكدیگر داشته باشند و نخواهند رشتههای یكدیگر را پنبه كنند، نخواهند فعالیتهای یكدیگر را بیاثر و خنثی كنند، در این صورت گفته میشود در این جامعه حالت صلح برقرار است. بنابراین تفكیك مفهومی كه انجام دادم درواقع دایر مدار این خواهد بود كه نگرش عرفانی به جهان چه تاثیری در ایجاد جامعهای خواهد داشت كه یك یا دو یا سه یا همه آن چهار تا صفت را داشته باشد.
🌿🌿🌿
🔹 معنای اول صلح در علوم اجتماعی، حالتی است كه افراد آن جامعه آزاد و رها از هرگونه آشفتگی و آشوبی هستند. اگر شهروندان و افراد جامعهای نوعی آزادی و رهایی داشته باشند از آشوبی و آشوبناكی و آشفتگی، در این صورت خواهیم گفت كه این جامعه در صلح به سر میبرد. در اینجا صلح به معنای آرامش عمومی است. این یكی از معانی صلح است.
🔹معنای دوم صلح در واقع امنیت و نظم یا امنیت و نظمی است كه در یك جامعه برقرار است. خواه برقراركننده این امنیت یا نظم یا امنیت و نظم قانون باشد، خواه افكار عمومی و خواه آداب و رسوم و عرف و عادات آن اجتماع. اگر به هر كدام از این سه علت، در جامعهای امنیت یا نظم یا امنیت و نظم برقرار بود آن جامعهرا در علوم اجتماعی به جامعهای میشناسیم كه دارای حالت صلح است.
🔹معنای سوم صلح دغدغه مداخله یا مزاحمت یك نیروی خارجی را در جامعه نداشتن است. اگر افراد یك جامعه بیم و دغدغهای، خارخار و خلجان ذهنی نداشته باشند كه مبادا یك نیروی خارجی از ورای مرزها در زندگیشان مداخله یا مزاحمت ایجاد كند، در این صورت میگویند مردم این جامعه در حالت صلح به سر میبرند.
🔹معنای چهارم این است كه افراد جامعه در روابط خودشان با یكدیگر نوعی هماهنگی و سازگاری داشته باشند. من رشتههای تو را پنبه نكنم و تو هم رشتههای من را پنبه نكنی. هر دو همراه و هماهنگ و سازگار با یكدیگر رفتار كنیم. از آنجایی كه هیچ فردی در جامعهای با همه افراد آن جامعه سروكار ندارد، این معنای چهارم محدود میشود به اشخاصی كه زندگی من با آنها به نوعی پیوند خورده است.
این پیوند هم میتواند خویشاوندی، همكاری، دوستی یا پیوندهای گهگاهی باشد، ارتباط هماهنگ و سازگار باشد و نه ارتباطی كه در مقام خنثی كردن كاری است كه طرف مقابلم میكند، در این صورت گفته میشود كه من با دیگران در صلح هستم و اگر اكثریت افراد جامعهای، چنین حالتی را نسبت به یكدیگر داشته باشند و نخواهند رشتههای یكدیگر را پنبه كنند، نخواهند فعالیتهای یكدیگر را بیاثر و خنثی كنند، در این صورت گفته میشود در این جامعه حالت صلح برقرار است. بنابراین تفكیك مفهومی كه انجام دادم درواقع دایر مدار این خواهد بود كه نگرش عرفانی به جهان چه تاثیری در ایجاد جامعهای خواهد داشت كه یك یا دو یا سه یا همه آن چهار تا صفت را داشته باشد.
🌿🌿🌿
اسلو فروم، هم اندیشی برای صلح جهانی
و
توسعه راهکارهای مبتنی بر میانجیگری برای حل منازعات
نشست اسلو فروم 2017 در روزهای گذشته با حضور محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، جان کری وزیر خارجه سابق آمریکا، فدریکا موگرینی مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، رتنو مرسودی وزیر خارجه اندونزی و بورگه برنده وزیر خارجه نروژ و جمعی دیگر از مقامات و شخصیت های کشورهای مختلف برگزار شد.🌿
درنشست اسلو فروم مقامات و شخصیت های بیش از یک 100کشور جهان حضور دارند و در خصوص مهم ترین منازعات جهانی و راهکارهای تحقق صلح بین المللی تبادل نظر می کنند.
اسلو فروم به عنوان یک نشست هم اندیشی بین المللی که از سوی وزارت خارجه نروژ برگزار و از سوی مرکز گفت و گوی بشر دوستانه سوییس حمایت می شود از سال 2003 با برگزاری نشست های سالانه در ماه ژوئن در اسلو به کانونی برای مذاکره و تبادل نظر در خصوص درگیری های بین المللی از جمله در آفریقا و آسیا تبدیل شده است.
این نشست با گردهم آوری میانجیگران، بازیگران و تصمیم گیران ارشد بین المللی فضا را برای گفت و گوهای غیررسمی و تبادل نظر و تجربه در جهت تبیین چالش های فرارو و دستیابی به راه حل مناسب برای آن ها براساس مدل چتم هاوس فراهم می کند.
مرکز گفت و گوی بشردوستانه از سال 1999 فعالیت خود را آغاز کرده و به عنوان یک نهاد میانجیگری پیشرو در جهان شناخته شده است.
نروژ از ابتدای دهه 90 در تعدادی از درگیری های بین المللی نقش میانجیگری و ایجاد صلح را ایفا کرده است.
ایفای این نقش از طریق تسهیل در مذاکرات رسمی، پشتیبانی از کانال های مخفی مذاکره و نیز مشارکت و حمایت از اتحادیه های بین المللی در این روند صورت گرفته است.
مجمع اسلو در سال 2003 ابتدا به صورت یک جمع محدود متشکل از میانجیگران مختلف برگزار شد. در اولین دور از اجلاس مجمع تنها 17 کشور مشارکت داشتند، اما در حال حاضر نمایندگانی بالغ بر 100 کشور جهان هر ساله در اجلاس این مجمع شرکت می کنند.
این مجمع طی دو روز کاری برگزار می شود و از اهداف عمده اجلاس سالانه مجمع اسلو، تسهیل تبادل صریح نقطه نظرات از سوی مقامات ارشد کشورهایی است که تلاش می کنند طرفین درگیر با یکدیگر را به یافتن راه حل هایی مبتنی بر مذاکرات تشویق کنند.
@ipsan
همچنین برگزاری مجمع اسلو در واقع یک تمرین و تلاش به منظور موفق عمل کردن در اعمال میانجیگرانه در منازعات است. موضوع و تم مطرح در هر رویداد در نظر گرفته شده معمولا خود منجر به شروع مباحث مختلف شده و در پی آن سوالات مختلفی را مطرح کرده و نهایتا رویکردهایی جدید و یا غیر متعارف را برای کنترل منازعات و چالش ها پیشنهاد وارایه می کند.
معمولا مجمع اسلو گروهی متشکل از میانجیگران برجسته و دیگر کنشگران روند صلح را که به دنبال حل منازعات مسلحانه از طریق گفت و گو و مفاهمه هستند، گرد هم جمع می آورد. مباحت و گفت و گوهای مشارکت کنندگان و مدعوین عالی، معطوف به مسایل مربوط به منازعات مسلحانه می شود.
@ipsan
** توسعه راهکارهای مبتنی بر میانجیگری برای حل منازعات
اهداف اصلی اسلو فروم :
- توسعه راهکارهای مبتنی بر میانجیگری برای حل منازعات و چالش ها،
- ایجاد جامعه ای از میانجیگران
- افزایش یادگیری و کسب اطلاعات در خصوص موضوعات و چالش ها و راهکارهای حل و فصل آن ها🌿
-
در واقع می توان گفت اسلو فروم کانون و آزمایشگاهی برای ارزیابی و تست صلح سازان، دیدگاه ها و ایده های مختلف ناشی از طرف های مختلف یک چالش و درگیری و محلی امن برای تبادل نظرات و به چالش کشیدن مفروضات و تصورات مختلف آن است.
** شرکت کنندگان در اسلو فروم
و
توسعه راهکارهای مبتنی بر میانجیگری برای حل منازعات
نشست اسلو فروم 2017 در روزهای گذشته با حضور محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، جان کری وزیر خارجه سابق آمریکا، فدریکا موگرینی مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، رتنو مرسودی وزیر خارجه اندونزی و بورگه برنده وزیر خارجه نروژ و جمعی دیگر از مقامات و شخصیت های کشورهای مختلف برگزار شد.🌿
درنشست اسلو فروم مقامات و شخصیت های بیش از یک 100کشور جهان حضور دارند و در خصوص مهم ترین منازعات جهانی و راهکارهای تحقق صلح بین المللی تبادل نظر می کنند.
اسلو فروم به عنوان یک نشست هم اندیشی بین المللی که از سوی وزارت خارجه نروژ برگزار و از سوی مرکز گفت و گوی بشر دوستانه سوییس حمایت می شود از سال 2003 با برگزاری نشست های سالانه در ماه ژوئن در اسلو به کانونی برای مذاکره و تبادل نظر در خصوص درگیری های بین المللی از جمله در آفریقا و آسیا تبدیل شده است.
این نشست با گردهم آوری میانجیگران، بازیگران و تصمیم گیران ارشد بین المللی فضا را برای گفت و گوهای غیررسمی و تبادل نظر و تجربه در جهت تبیین چالش های فرارو و دستیابی به راه حل مناسب برای آن ها براساس مدل چتم هاوس فراهم می کند.
مرکز گفت و گوی بشردوستانه از سال 1999 فعالیت خود را آغاز کرده و به عنوان یک نهاد میانجیگری پیشرو در جهان شناخته شده است.
نروژ از ابتدای دهه 90 در تعدادی از درگیری های بین المللی نقش میانجیگری و ایجاد صلح را ایفا کرده است.
ایفای این نقش از طریق تسهیل در مذاکرات رسمی، پشتیبانی از کانال های مخفی مذاکره و نیز مشارکت و حمایت از اتحادیه های بین المللی در این روند صورت گرفته است.
مجمع اسلو در سال 2003 ابتدا به صورت یک جمع محدود متشکل از میانجیگران مختلف برگزار شد. در اولین دور از اجلاس مجمع تنها 17 کشور مشارکت داشتند، اما در حال حاضر نمایندگانی بالغ بر 100 کشور جهان هر ساله در اجلاس این مجمع شرکت می کنند.
این مجمع طی دو روز کاری برگزار می شود و از اهداف عمده اجلاس سالانه مجمع اسلو، تسهیل تبادل صریح نقطه نظرات از سوی مقامات ارشد کشورهایی است که تلاش می کنند طرفین درگیر با یکدیگر را به یافتن راه حل هایی مبتنی بر مذاکرات تشویق کنند.
@ipsan
همچنین برگزاری مجمع اسلو در واقع یک تمرین و تلاش به منظور موفق عمل کردن در اعمال میانجیگرانه در منازعات است. موضوع و تم مطرح در هر رویداد در نظر گرفته شده معمولا خود منجر به شروع مباحث مختلف شده و در پی آن سوالات مختلفی را مطرح کرده و نهایتا رویکردهایی جدید و یا غیر متعارف را برای کنترل منازعات و چالش ها پیشنهاد وارایه می کند.
معمولا مجمع اسلو گروهی متشکل از میانجیگران برجسته و دیگر کنشگران روند صلح را که به دنبال حل منازعات مسلحانه از طریق گفت و گو و مفاهمه هستند، گرد هم جمع می آورد. مباحت و گفت و گوهای مشارکت کنندگان و مدعوین عالی، معطوف به مسایل مربوط به منازعات مسلحانه می شود.
@ipsan
** توسعه راهکارهای مبتنی بر میانجیگری برای حل منازعات
اهداف اصلی اسلو فروم :
- توسعه راهکارهای مبتنی بر میانجیگری برای حل منازعات و چالش ها،
- ایجاد جامعه ای از میانجیگران
- افزایش یادگیری و کسب اطلاعات در خصوص موضوعات و چالش ها و راهکارهای حل و فصل آن ها🌿
-
در واقع می توان گفت اسلو فروم کانون و آزمایشگاهی برای ارزیابی و تست صلح سازان، دیدگاه ها و ایده های مختلف ناشی از طرف های مختلف یک چالش و درگیری و محلی امن برای تبادل نظرات و به چالش کشیدن مفروضات و تصورات مختلف آن است.
** شرکت کنندگان در اسلو فروم
در جهت اجرای بهتر و درک دقیق تر از تحولات منطقه ای، اسلو فروم از نهادهایی نظیر سازمان ملل متحد، بازیگران دولتی (از جمله وزرای خارجه) و غیردولتی با دیدگاه های متفاوت و نیز موسسات مطالعاتی معتبر کشورها، متفکر دانشگاهی، روزنامه نگاران، میانجیگران فعال در مسیر صلح، احزاب سیاسی، رهبران مذهبی جهانی ، جنبش های سیاسی و نظامی و سازمان های مردم نهاد داخلی و بین المللی برای مشارکت در نشست ها دعوت بعمل می آورد.
همچنین دعوت از نمایندگان طرف های درگیر در منازعات و چالش های بین المللی، خبرنگاران جنگی، تحلیل گران و اندیشمندان مرتبط در دستور کار اسلو فروم است.
کوفی عنان، کارتر رییس جمهور اسبق امریکا، آنگ سان سوچی، کاترین اشتون، خاویر سولانا و جری آدامز ، نمایندگانی از دولت های افغانستان، سوریه ، فیلیپین و نیز نمایندگان طالبان ، مخالفان سوریه، جدایی طلبان فیلیپین و ... از جمله شرکا کنندگان در نشست های پیشین اسلو فروم بودند.
@ipsan
برای نشست اسلو فروم 2017 علاوه بر محمدجواد ظریف، وزرای خارجه بوسنی و هرزه گوین، اردن، عمان، کنیا، اسلواکی، سودان، اندونزی، فنلاند و کرواسی، وزیر خارجه سابق نیوزلند، وزیر اطلاعات میانمار و نمایندگانی از کشورهای سوئد، اتیوپی، ارتیره، نیجریه، دولت منطقه ای کردستان عراق، فیلیپین و سودان جنوبی، مدیر امور افغانستان در شورای امنیت سازمان ملل، سفیر چین در نروژ، مشاور نمایندگی سازمان ملل در امور قبرس، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور اختلافات گویان و ونزوئلا، رییس موسسه شرق شناسی آکادمی علوم روسیه ، معاون گروه بین المللی بحران و تعدادی از مدیران مراکز مطالعاتی نروژی دعوت شده اند.🌿
منبع: http://www.irna.ir/fa/News/82563531/
همچنین دعوت از نمایندگان طرف های درگیر در منازعات و چالش های بین المللی، خبرنگاران جنگی، تحلیل گران و اندیشمندان مرتبط در دستور کار اسلو فروم است.
کوفی عنان، کارتر رییس جمهور اسبق امریکا، آنگ سان سوچی، کاترین اشتون، خاویر سولانا و جری آدامز ، نمایندگانی از دولت های افغانستان، سوریه ، فیلیپین و نیز نمایندگان طالبان ، مخالفان سوریه، جدایی طلبان فیلیپین و ... از جمله شرکا کنندگان در نشست های پیشین اسلو فروم بودند.
@ipsan
برای نشست اسلو فروم 2017 علاوه بر محمدجواد ظریف، وزرای خارجه بوسنی و هرزه گوین، اردن، عمان، کنیا، اسلواکی، سودان، اندونزی، فنلاند و کرواسی، وزیر خارجه سابق نیوزلند، وزیر اطلاعات میانمار و نمایندگانی از کشورهای سوئد، اتیوپی، ارتیره، نیجریه، دولت منطقه ای کردستان عراق، فیلیپین و سودان جنوبی، مدیر امور افغانستان در شورای امنیت سازمان ملل، سفیر چین در نروژ، مشاور نمایندگی سازمان ملل در امور قبرس، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور اختلافات گویان و ونزوئلا، رییس موسسه شرق شناسی آکادمی علوم روسیه ، معاون گروه بین المللی بحران و تعدادی از مدیران مراکز مطالعاتی نروژی دعوت شده اند.🌿
منبع: http://www.irna.ir/fa/News/82563531/
www.irna.ir
ایرنا - شرکت ظریف در اسلوفروم 2017/اسلو فروم، هم اندیشی برای صلح جهانی
اسلو-ایرنا- محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران که روز گذشته به اسلو پایتخت نروژ سفر کرده است صبح امروز (سه شنبه) به وقت محلی در نشست اسلوفروم 2017 شرکت کرد.
Forwarded from عکس نگار
انتشار کتابی کمنظیر
(محمد فاضلی)
برخی کتابها حاوی ایدههایی هستند که انسان را به وجد میآورند و قادرند ادراک شما از جهان را متحول کنند. این گونه کتابها اگر به مسائلی که شما درگیر با آنها هستید و فکر و ذهنتان را مشغول کرده است نیز بپردازند، لذت خواندنشان چندین برابر میشود. یکی از همین کتابها به تازگی منتشر شده است. کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی: چهارچوب مفهومی برای تفسیر تاریخ ثبتشده بشر» نوشته داگلاس نورث، جان جوزف والیس و باری واینگاست که با ترجمه جعفر خیرخواهان و رضا مجیدزاده توسط انتشارات روزنه در 456 صفحه و قیمت 32000 تومان منتشر شده است. انتشار کتاب را به مترجمان فکور آن تبریک میگویم. بخشهایی از مقدمه مترجم را به شما تقدیم میکنم. شما از خریدن و خواندن این کتاب لذت خواهید برد اگر علاقمند مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی مرتبط با توسعه باشید.
🔹 نویسندگان در این کتاب حکومتهای طبیعی را به سه دسته تقسیم کردند: حکومت طبیعی شکننده که در آستانه فروپاشی است و نمیتواند از هیچ سازمانی به غیر از خود حکومت پشتیبانی کند. ... حکومت طبیعی پایه که تنها به سازمانهای وابسته به حکومت اجازه شکلگیری میدهد و حکومت طبیعی بالغ که توانایی پشتیبانی از طیفی گسترده از سازمانهای مدنی و سیاسی و اقتصادی فرادستان بیرون از دایره کنترل مستقیم حکومت را دارد. (ص. 12)
🔹 نورث و همکاران با ارائه «نظریه نظم اجتماعی» مدعی هستند در دنیای کنونی دو نوع نظم حاکم است: در یک سو جوامع با نظم دسترسی محدود را داریم که فرادستان گردآمده در ائتلاف مسلط، با ایجاد انحصار و محدود کردن ورود دیگران به عرصه مدیریت نظامهای سیاسی و اقتصادی، رانت خلق میکنند تا خشونت را مهار کنند. در سوی دیگر، نظم دسترسی باز را داریم که در آنها حکمرانی غیرشخصی و باور و تعهد همگانی به برابری و فراگیری (شمولیت) وجود دارد و رقابت آزاد سیاسی و اقتصادی است که میزان دسترسی به منابع جامعه را تعیین میکند. (صص. 14-13)
🔹 آنها با این فرض اساسی شروع میکنند که هدف اولیه هر نوع نظم اجتماعی مهار خشونت و اعمال زور است. ... ویژگی نظم دسترسی محدود، اندک بودن تعداد سازمانها است. همان تعداد اندک سازمانهای موجود نیز عمدتاً به حکومت وابسته و مرتبطاند، دولت به شدت متمرکز و غیرفراگیر است، روابط اجتماعی بر اساس ملاکهای شخصی تعریف میشوند و قواعد بازی در گستره اجتماع به شکل نابرابر و تبعیضآمیز اجرا میگردند. (ص. 14)
🔹 در نظم دسترسی باز، رقابت سیاسی و اقتصادی است که ثبات اجتماعی را حفظ و خشونت را مهار میکند. جامعه دسترسی باز با انبوهی از سازمانهای متنوع، دولت غیرمتمرکز و فراگیر، همچنین روابط اجتماعی غیرشخصی، حاکمیت قانون، حقوق مالکیت مطمئن، و حدود قابل توجیهی از عدالت و برابری تعریف میشود. (ص. 15)
🔹 اگرچه هر دو نظرم قادر به ایجاد ثبات اجتماعی هستند، رشد اقتصادی پایدار و توسعه سیاسی ماندگار در نظم دسترسی باز رخ میدهد. (ص. 15)
🔹 نویسندگان بر پایه تجربههای تاریخی گذار در 300 سال گذشته، سه شرط آستانهای را معرفی میکنند که کشورها پیش از گذار به نظم دسترسی باز باید آنها را تأمین کنند. ... حاکمیت قانون برای فرادستان، وجود سازمانهای با عمر دائمی، و کنترل سیاسی یکپارچه بر نظامیان. (ص. 15)
🔹 نخستین شرط اینکه فرادستان آماده برقراری حاکمیت قانون دستکم بین خودشان باشند. ... لازمه آن استقرار یک نظام دادگستری است که افراد با هزینه اندک و مدت زمان مناسب، به خدمات اداری و دادگاهها دسترسی داشته و احکام و آرای آنها دستکم در رابطه با فرادستان، الزامآور و بیطرفانه باشد. (ص. 15)
🔹 شرط دوم ایجاد سازمانهای دائمی (شامل خود حکومت) است که حقوق و وظایف مشخص و تعریفشده دارند و مستقل از هویت هر یک از اعضای آن سازمان به فعالیتشان ادامه میدهند. (ص. 15)
🔹 شرط سوم یعنی کنترل سیاسی و یکپارچه بر همه نیروهای نظامی، مستلزم وجود یک سازمان مدنی غیرنظامی است که توانایی کنترل همه منابع نظامیان (مانند بودجه و سازوبرگ نظامی) در کشور و مجموعه موافقتنامههای معتبر تعیینکننده چگونگی (و شرایط) استفاده از زور و قدرت علیه افراد و اعضای ائتلاب را داشته باشد. (ص. 16)
✅ یک نکته: کتاب با کاغذ کاهی و بسیار سبک منتشر شده است و این نکته مثبتی است که این روزها در بسیاری از کتابها میبینم. وزن کمتر، مواد کمتر، سهولت بیشتر برای جابهجایی و خواندن.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی)
برخی کتابها حاوی ایدههایی هستند که انسان را به وجد میآورند و قادرند ادراک شما از جهان را متحول کنند. این گونه کتابها اگر به مسائلی که شما درگیر با آنها هستید و فکر و ذهنتان را مشغول کرده است نیز بپردازند، لذت خواندنشان چندین برابر میشود. یکی از همین کتابها به تازگی منتشر شده است. کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی: چهارچوب مفهومی برای تفسیر تاریخ ثبتشده بشر» نوشته داگلاس نورث، جان جوزف والیس و باری واینگاست که با ترجمه جعفر خیرخواهان و رضا مجیدزاده توسط انتشارات روزنه در 456 صفحه و قیمت 32000 تومان منتشر شده است. انتشار کتاب را به مترجمان فکور آن تبریک میگویم. بخشهایی از مقدمه مترجم را به شما تقدیم میکنم. شما از خریدن و خواندن این کتاب لذت خواهید برد اگر علاقمند مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی مرتبط با توسعه باشید.
🔹 نویسندگان در این کتاب حکومتهای طبیعی را به سه دسته تقسیم کردند: حکومت طبیعی شکننده که در آستانه فروپاشی است و نمیتواند از هیچ سازمانی به غیر از خود حکومت پشتیبانی کند. ... حکومت طبیعی پایه که تنها به سازمانهای وابسته به حکومت اجازه شکلگیری میدهد و حکومت طبیعی بالغ که توانایی پشتیبانی از طیفی گسترده از سازمانهای مدنی و سیاسی و اقتصادی فرادستان بیرون از دایره کنترل مستقیم حکومت را دارد. (ص. 12)
🔹 نورث و همکاران با ارائه «نظریه نظم اجتماعی» مدعی هستند در دنیای کنونی دو نوع نظم حاکم است: در یک سو جوامع با نظم دسترسی محدود را داریم که فرادستان گردآمده در ائتلاف مسلط، با ایجاد انحصار و محدود کردن ورود دیگران به عرصه مدیریت نظامهای سیاسی و اقتصادی، رانت خلق میکنند تا خشونت را مهار کنند. در سوی دیگر، نظم دسترسی باز را داریم که در آنها حکمرانی غیرشخصی و باور و تعهد همگانی به برابری و فراگیری (شمولیت) وجود دارد و رقابت آزاد سیاسی و اقتصادی است که میزان دسترسی به منابع جامعه را تعیین میکند. (صص. 14-13)
🔹 آنها با این فرض اساسی شروع میکنند که هدف اولیه هر نوع نظم اجتماعی مهار خشونت و اعمال زور است. ... ویژگی نظم دسترسی محدود، اندک بودن تعداد سازمانها است. همان تعداد اندک سازمانهای موجود نیز عمدتاً به حکومت وابسته و مرتبطاند، دولت به شدت متمرکز و غیرفراگیر است، روابط اجتماعی بر اساس ملاکهای شخصی تعریف میشوند و قواعد بازی در گستره اجتماع به شکل نابرابر و تبعیضآمیز اجرا میگردند. (ص. 14)
🔹 در نظم دسترسی باز، رقابت سیاسی و اقتصادی است که ثبات اجتماعی را حفظ و خشونت را مهار میکند. جامعه دسترسی باز با انبوهی از سازمانهای متنوع، دولت غیرمتمرکز و فراگیر، همچنین روابط اجتماعی غیرشخصی، حاکمیت قانون، حقوق مالکیت مطمئن، و حدود قابل توجیهی از عدالت و برابری تعریف میشود. (ص. 15)
🔹 اگرچه هر دو نظرم قادر به ایجاد ثبات اجتماعی هستند، رشد اقتصادی پایدار و توسعه سیاسی ماندگار در نظم دسترسی باز رخ میدهد. (ص. 15)
🔹 نویسندگان بر پایه تجربههای تاریخی گذار در 300 سال گذشته، سه شرط آستانهای را معرفی میکنند که کشورها پیش از گذار به نظم دسترسی باز باید آنها را تأمین کنند. ... حاکمیت قانون برای فرادستان، وجود سازمانهای با عمر دائمی، و کنترل سیاسی یکپارچه بر نظامیان. (ص. 15)
🔹 نخستین شرط اینکه فرادستان آماده برقراری حاکمیت قانون دستکم بین خودشان باشند. ... لازمه آن استقرار یک نظام دادگستری است که افراد با هزینه اندک و مدت زمان مناسب، به خدمات اداری و دادگاهها دسترسی داشته و احکام و آرای آنها دستکم در رابطه با فرادستان، الزامآور و بیطرفانه باشد. (ص. 15)
🔹 شرط دوم ایجاد سازمانهای دائمی (شامل خود حکومت) است که حقوق و وظایف مشخص و تعریفشده دارند و مستقل از هویت هر یک از اعضای آن سازمان به فعالیتشان ادامه میدهند. (ص. 15)
🔹 شرط سوم یعنی کنترل سیاسی و یکپارچه بر همه نیروهای نظامی، مستلزم وجود یک سازمان مدنی غیرنظامی است که توانایی کنترل همه منابع نظامیان (مانند بودجه و سازوبرگ نظامی) در کشور و مجموعه موافقتنامههای معتبر تعیینکننده چگونگی (و شرایط) استفاده از زور و قدرت علیه افراد و اعضای ائتلاب را داشته باشد. (ص. 16)
✅ یک نکته: کتاب با کاغذ کاهی و بسیار سبک منتشر شده است و این نکته مثبتی است که این روزها در بسیاری از کتابها میبینم. وزن کمتر، مواد کمتر، سهولت بیشتر برای جابهجایی و خواندن.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
Forwarded from کتابخانه
📙 در غرب خبری نیست
✍ اریش ماریا رمارک
🔃 هادی سیاح سپانلو
192 صفحه
در غرب خبری نيست مشهورترين رمان ضد جنگ در سراسر جهان است.
اريش ماريا رمارک، در این كتاب با نگاهی خشک و واقع بينانه به كوچكترين لحظات وحشت و بيدادگری، پليدی و فرومايگی، وحشيگری و رقت و ترس و بزرگ منشی، سرگذشت گروهی از سربازان جوان و سرگردان آلمانی را می نويسد كه در پيچ و خم گرداب آخرين روزهای جنگ اول جهانی نوميدانه جنگيدند و رنج كشيدند.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
🔰
@bookhapdf
✍ اریش ماریا رمارک
🔃 هادی سیاح سپانلو
192 صفحه
در غرب خبری نيست مشهورترين رمان ضد جنگ در سراسر جهان است.
اريش ماريا رمارک، در این كتاب با نگاهی خشک و واقع بينانه به كوچكترين لحظات وحشت و بيدادگری، پليدی و فرومايگی، وحشيگری و رقت و ترس و بزرگ منشی، سرگذشت گروهی از سربازان جوان و سرگردان آلمانی را می نويسد كه در پيچ و خم گرداب آخرين روزهای جنگ اول جهانی نوميدانه جنگيدند و رنج كشيدند.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
🔰
@bookhapdf
Forwarded from کتابخانه
Forwarded from کتابخانه
Dar Gharb Khabari Nist-bookhapdf.pdf
2.3 MB