مقاله: صلح سازی در افغانستان: 14 سال پس از توافقنامه بن
نویسندگان
غلامعلی چگنی زاده؛ محمدرضا صحرایی
فصلنامه پژوهش های راهبردی سیاست
دوره 4، شماره 14، پاییز 1394، صفحه 71-101
چکیده
به دنبال مداخله نظامی ائتلاف بین المللی در سپتامبر 2001 در افغانستان و پس از انعقاد توافقنامه بن در همین سال، تلا شهای صلح سازی با هدف ممانعت از وقوع مجدد جنگ داخلی و ایجاد بسترهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی لازم برای برقراری صلح پایدار در این کشور آغاز شد. با این حال و پس از گذشت حدود 14 سال از انعقاد توافقنامۀ بن، فرایند صلح سازی در افغانستان کماکان با چالش های عدید های مواجه است.
در مقالۀ حاضر تلاش شده است به این دو سؤال پاسخ داده شود: فرایند صلح سازی در افغانستان با چه مشکلات و مسائلی مواجه بوده و چگونه می توان بر آنها غلبه کرد.
@ipsan
یافته های تحقیق بیانگر آن است که این چالش های فراروی صلح سازی دارای ماهیت امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده و عمدتاً نشئت گرفته از توافقنامۀ بن است. به منظور غلبه بر این چالش ها لازم است رهیافت های بین المللی در خصوص افغانستان بر اساس تجربیات به دست آمده در زمینه های مختلف و نیز واقعیات موجود در این کشور باز تعریف شده و رهیافت جدیدی مبتنی بر رسیدگی به عوامل ریشه ای ایجاد کننده منازعه اتخاذ شود.
در این رابطه، در مقاله حاضر چالش های فراروی صلح سازی در افغانستان تشریح شده و راهکارهای جدیدی که جهت غلبه بر این چالش های ضروری است، ارائه شده است🌿🌿
کلید واژه ها:
افغانستان؛ صلح سازی؛ توافقنامه بن؛ مداخله بین المللی؛ چالشها
متن کامل مقاله در لینک زیر:
http://qpss.atu.ac.ir/article_1767_b9a82ed8fcf903204f49a3739d21ef37.pdf
نویسندگان
غلامعلی چگنی زاده؛ محمدرضا صحرایی
فصلنامه پژوهش های راهبردی سیاست
دوره 4، شماره 14، پاییز 1394، صفحه 71-101
چکیده
به دنبال مداخله نظامی ائتلاف بین المللی در سپتامبر 2001 در افغانستان و پس از انعقاد توافقنامه بن در همین سال، تلا شهای صلح سازی با هدف ممانعت از وقوع مجدد جنگ داخلی و ایجاد بسترهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی لازم برای برقراری صلح پایدار در این کشور آغاز شد. با این حال و پس از گذشت حدود 14 سال از انعقاد توافقنامۀ بن، فرایند صلح سازی در افغانستان کماکان با چالش های عدید های مواجه است.
در مقالۀ حاضر تلاش شده است به این دو سؤال پاسخ داده شود: فرایند صلح سازی در افغانستان با چه مشکلات و مسائلی مواجه بوده و چگونه می توان بر آنها غلبه کرد.
@ipsan
یافته های تحقیق بیانگر آن است که این چالش های فراروی صلح سازی دارای ماهیت امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده و عمدتاً نشئت گرفته از توافقنامۀ بن است. به منظور غلبه بر این چالش ها لازم است رهیافت های بین المللی در خصوص افغانستان بر اساس تجربیات به دست آمده در زمینه های مختلف و نیز واقعیات موجود در این کشور باز تعریف شده و رهیافت جدیدی مبتنی بر رسیدگی به عوامل ریشه ای ایجاد کننده منازعه اتخاذ شود.
در این رابطه، در مقاله حاضر چالش های فراروی صلح سازی در افغانستان تشریح شده و راهکارهای جدیدی که جهت غلبه بر این چالش های ضروری است، ارائه شده است🌿🌿
کلید واژه ها:
افغانستان؛ صلح سازی؛ توافقنامه بن؛ مداخله بین المللی؛ چالشها
متن کامل مقاله در لینک زیر:
http://qpss.atu.ac.ir/article_1767_b9a82ed8fcf903204f49a3739d21ef37.pdf
پاپ فرانسیس خواستار امحای تسلیحات هستهای در سراسر جهان شد.
رهبر کاتولیکهای جهان خواستار تلاش جمعی و چند جانبه برای امحای تسلیحات هسته ای شد و خطاب به کنفرانس سازمان ملل در خصوص معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای گفت: صلح و ثبات بین المللی نمیتواند بر مبنای حس نادرست امنیتی، تهدید، تخریب یا نابودی کامل و یا صرفا حفظ تعادل قدرت قرار گیرد.
به گزارش ایسنا به نقل از رویترز، پس از آنکه مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر سال گذشته به مذاکره در خصوص معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای که به لحاظ قانونی الزام آور باشد رای داد این کنفرانس در 27 مارس سال جاری میلادی در نیویورک برگزار شد.
پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان در نامهای به این کنفرانس گفت: بازدارندگی هسته ای در برابر تهدیدات اساسی قرن 21 به ویژه تروریسم جنگهای نامتقارن، امنیت سایبری، مشکلات محیط زیستی و فقر کارآمد نیست.
وی افزود: هنگامی که ما به پیامدهای فاجعه بار انسانی و محیط زیستی که استفاده از تسلیحات اتمی به بار میآورد میاندیشیم نگرانیهایمان دو چندان میشود چرا که استفاده از این نوع تسلیحات تاثیرات بی حد و حصر و مخربی دارد. ما باید از خودمان بپرسیم که ثبات بر مبنای ترس چقدر دوام میآورد، آن هم هنگامی که ترسها رو به افزایش است و اعتماد میان انسانها را متزلزل میسازد.
پاپ فرانسیس افزود: جهان باید فراتر از بازدارندگی اتمی حرکت کند. از جامعه بین المللی خواسته شده تا استراتژیهایی را برای حمایت از هدف صلح و ثبات و جلوگیری از رویکردهای کوته بینانه در خصوص مشکلات پیرامون امنیت ملی و بین المللی اتخاذ کند.
رهبر کاتولیکهای جهان در ادامه گفت: هدف از امحای کامل تسلیحات اتمی هم یک نوع چالش است و هم امری اخلاقی و انسانی و یک رویکرد معین باید بیانگر امنیت جمعی، چند جانبه و صلح باشد و فراتر از ترس و انزوایی که بر بحثهای امروزه قالب شده حرکت کند.
وی افزود: این انعکاس باید شامل صدای تمامی انسانها از جمله جوامع مذهبی، جامعه مدنی و سازمانهای بین المللی باشد، سرنوشت مشترک انسانها، تقویت مذاکره و تقویت مکانیسم اعتماد و همکاری و ایجاد شرایطی برای جهان بدون تسلیحات اتمی را ملزم میسازد.🌿🌿
منبع خبر:
http://www.isna.ir/news/96010902341/%D9%BE%D8%A7%D9%BE-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF
رهبر کاتولیکهای جهان خواستار تلاش جمعی و چند جانبه برای امحای تسلیحات هسته ای شد و خطاب به کنفرانس سازمان ملل در خصوص معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای گفت: صلح و ثبات بین المللی نمیتواند بر مبنای حس نادرست امنیتی، تهدید، تخریب یا نابودی کامل و یا صرفا حفظ تعادل قدرت قرار گیرد.
به گزارش ایسنا به نقل از رویترز، پس از آنکه مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر سال گذشته به مذاکره در خصوص معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای که به لحاظ قانونی الزام آور باشد رای داد این کنفرانس در 27 مارس سال جاری میلادی در نیویورک برگزار شد.
پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان در نامهای به این کنفرانس گفت: بازدارندگی هسته ای در برابر تهدیدات اساسی قرن 21 به ویژه تروریسم جنگهای نامتقارن، امنیت سایبری، مشکلات محیط زیستی و فقر کارآمد نیست.
وی افزود: هنگامی که ما به پیامدهای فاجعه بار انسانی و محیط زیستی که استفاده از تسلیحات اتمی به بار میآورد میاندیشیم نگرانیهایمان دو چندان میشود چرا که استفاده از این نوع تسلیحات تاثیرات بی حد و حصر و مخربی دارد. ما باید از خودمان بپرسیم که ثبات بر مبنای ترس چقدر دوام میآورد، آن هم هنگامی که ترسها رو به افزایش است و اعتماد میان انسانها را متزلزل میسازد.
پاپ فرانسیس افزود: جهان باید فراتر از بازدارندگی اتمی حرکت کند. از جامعه بین المللی خواسته شده تا استراتژیهایی را برای حمایت از هدف صلح و ثبات و جلوگیری از رویکردهای کوته بینانه در خصوص مشکلات پیرامون امنیت ملی و بین المللی اتخاذ کند.
رهبر کاتولیکهای جهان در ادامه گفت: هدف از امحای کامل تسلیحات اتمی هم یک نوع چالش است و هم امری اخلاقی و انسانی و یک رویکرد معین باید بیانگر امنیت جمعی، چند جانبه و صلح باشد و فراتر از ترس و انزوایی که بر بحثهای امروزه قالب شده حرکت کند.
وی افزود: این انعکاس باید شامل صدای تمامی انسانها از جمله جوامع مذهبی، جامعه مدنی و سازمانهای بین المللی باشد، سرنوشت مشترک انسانها، تقویت مذاکره و تقویت مکانیسم اعتماد و همکاری و ایجاد شرایطی برای جهان بدون تسلیحات اتمی را ملزم میسازد.🌿🌿
منبع خبر:
http://www.isna.ir/news/96010902341/%D9%BE%D8%A7%D9%BE-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF
ایسنا
پاپ فرانسیس خواستار امحای تسلیحات هستهای در سراسر جهان شد
رهبر کاتولیکهای جهان خواستار تلاش جمعی و چند جانبه برای امحای تسلیحات هستهی ای شد و خطاب به کنفرانس سازمان ملل در خصوص معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای گفت: صلح و ثبات بین المللی نمیتواند بر مبنای حس نادرست امنیتی، تهدید، تخریب یا نابودی کامل و یا صرفا…
مقاله:
نقش آلمان در حفظ صلح و امنیت بین المللی: مطالعه موردی افغانستان
نویسندگان
مجید عباسی و جبار خدادوست
@ipsan
نقش آلمان در حفظ صلح و امنیت بین المللی: مطالعه موردی افغانستان
نویسندگان
مجید عباسی و جبار خدادوست
@ipsan
مقاله:
نقش آلمان در حفظ صلح و امنیت بین المللی: مطالعه موردی افغانستان
نویسندگان
مجید عباسی و جبار خدادوست
فصلنامه پژوهش های راهبردی سیاست
دوره 4، شماره 13، پاییز 1394، صفحه 169-196
چکیده
در دورة پسا جنگ سرد و فروپاشی نظام دوقطبی در حوزه سیاست خارجی و امنیتی آلمان تحولات مهمی به وجود آمد و این کشور خود را برای نقش آفرینی و حضوری مؤثر در راستای حفظ صلح و امنیت بین المللی و همکاری با سازمانهای بین المللی و به ویژه سازمان ملل متحد مهیا کرد که ازجمله مهمترین این موارد حضور نیروهای نظامی آلمان در افغانستان بعد از حوادث یازده سپتامبر 2001 و سقوط طالبان، با هدف صلح سازی و کمک به سازمان ملل متحد برای تحقق ایجاد صلح و امنیت است.
این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اصلی است که آلمان در راستای برقراری و حفظ صلح و امنیت بین المللی چه نقشی در افغانستان ایفا کرده است؟
@ipsan
یافته ها ی این پژوهش نشان می دهند، هرچند حضور و مشارکت فعال آلمان در افغانستان در چارچوب اهداف و منافع سازمان ناتو و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد (ایساف) به از بین بردن کامل تروریسم منجر نشده، با این همه توانسته است به توانمندساز ی دولت افغانستان، بازسازی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و برقراری آرامش نسبی در این کشور کمک کند و آلمان را به یکی از کشورهای مهم جهان در کمک به سازمانهای بین المللی برای تحقق اهداف انسان دوستانه مبدل سازد.
کلیدواژه ها:
سازمانهای بین المللی؛ تروریسم؛ القاعده؛ صلح و امنیت بین المللی؛ ایساف
جهت دسترسی متن کامل مقاله:🌿🌿
http://qpss.atu.ac.ir/article_1508_7d1297ec6dfd4d6f3e0df908fab0d824.pdf
نقش آلمان در حفظ صلح و امنیت بین المللی: مطالعه موردی افغانستان
نویسندگان
مجید عباسی و جبار خدادوست
فصلنامه پژوهش های راهبردی سیاست
دوره 4، شماره 13، پاییز 1394، صفحه 169-196
چکیده
در دورة پسا جنگ سرد و فروپاشی نظام دوقطبی در حوزه سیاست خارجی و امنیتی آلمان تحولات مهمی به وجود آمد و این کشور خود را برای نقش آفرینی و حضوری مؤثر در راستای حفظ صلح و امنیت بین المللی و همکاری با سازمانهای بین المللی و به ویژه سازمان ملل متحد مهیا کرد که ازجمله مهمترین این موارد حضور نیروهای نظامی آلمان در افغانستان بعد از حوادث یازده سپتامبر 2001 و سقوط طالبان، با هدف صلح سازی و کمک به سازمان ملل متحد برای تحقق ایجاد صلح و امنیت است.
این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اصلی است که آلمان در راستای برقراری و حفظ صلح و امنیت بین المللی چه نقشی در افغانستان ایفا کرده است؟
@ipsan
یافته ها ی این پژوهش نشان می دهند، هرچند حضور و مشارکت فعال آلمان در افغانستان در چارچوب اهداف و منافع سازمان ناتو و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد (ایساف) به از بین بردن کامل تروریسم منجر نشده، با این همه توانسته است به توانمندساز ی دولت افغانستان، بازسازی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و برقراری آرامش نسبی در این کشور کمک کند و آلمان را به یکی از کشورهای مهم جهان در کمک به سازمانهای بین المللی برای تحقق اهداف انسان دوستانه مبدل سازد.
کلیدواژه ها:
سازمانهای بین المللی؛ تروریسم؛ القاعده؛ صلح و امنیت بین المللی؛ ایساف
جهت دسترسی متن کامل مقاله:🌿🌿
http://qpss.atu.ac.ir/article_1508_7d1297ec6dfd4d6f3e0df908fab0d824.pdf
صلح برون، نیازمند صلح درون است.
دین؛ مهمترین ابزار هدایت به صلح
حسن بلخاری قهی
استاد و مدیر گروه مطالعات عالی هنر در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران🌿
مهمترین ابزاری كه انسان را به صلح درون هدایت میكند، دین به معنای كامل و حقیقی آن است. در آموزههای دینی و یا به عبارتی در هر دین و مشربی حتی در مشارب فلسفی و فكری، صلح به دو وجه صلح درون و صلح برون، تقسیم میشود.
صلح درون به این معناست كه انسان ابتدا باید در خود به امنیت و آرامش برسد و اگر به آن دست نیابد، یقیناً صلح برون اتفاق نخواهد افتاد، چون عصاره عالم در انسان است و اگر انسان در آرامش باشد، دنیا در آرامش است.
صلح درون بر سه مبنا استوار است: صلح با خدا كه ادیان مكلف به این صلح هستند، صلح با عالم كه حفظ محیط زیست محصول آن است و صلح با انسانها.
مهمترین ابزاری كه انسان را به صلح درون هدایت میكند، دین به معنای كامل و حقیقی كل آن است.
@ipsan
شرق قلمرو تعالیم و كتب مقدس و مهمی است. در قلمرو شرق قرائتهای مسیحی میتواند تابعی از قرائت «اوپانیشادها» باشد. آیه ۱۲ از فصل پنج بهگودگیتا (كتاب مقدس اوپانیشادها) وقتی با آیهای از قرآن مرتبط میكنیم، خواهیم دانست كه انسان در تمامی ادیان و مكاتب، صلح درون میخواهد.
در آیه ۱۲ از فصل پنج بهگودگیتا آمده است: «روح وقف شدهای كه در راه عشق و عبودیت استوار است، به صلح و آرامشی حقیقی دست پیدا میكند؛ زیرا نتایج و ثمرات تمامی اعمال خود را نثار من میكند.» این كلماتی است كه «كریشنا» عنوان میكند و بیانگر خلوصی است كه تمام ادیان به آن تأكید میكنند؛ به ویژه مسیحیان كه هر عملی را برای خدا انجام میدهند.
دین آمده تا درون انسان را به نور صلح و آرامش مصفا كند و اگر چنین شود، جهان مملو از صلح و امنیت خواهد شد.🌿
@ipsan
دین؛ مهمترین ابزار هدایت به صلح
حسن بلخاری قهی
استاد و مدیر گروه مطالعات عالی هنر در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران🌿
مهمترین ابزاری كه انسان را به صلح درون هدایت میكند، دین به معنای كامل و حقیقی آن است. در آموزههای دینی و یا به عبارتی در هر دین و مشربی حتی در مشارب فلسفی و فكری، صلح به دو وجه صلح درون و صلح برون، تقسیم میشود.
صلح درون به این معناست كه انسان ابتدا باید در خود به امنیت و آرامش برسد و اگر به آن دست نیابد، یقیناً صلح برون اتفاق نخواهد افتاد، چون عصاره عالم در انسان است و اگر انسان در آرامش باشد، دنیا در آرامش است.
صلح درون بر سه مبنا استوار است: صلح با خدا كه ادیان مكلف به این صلح هستند، صلح با عالم كه حفظ محیط زیست محصول آن است و صلح با انسانها.
مهمترین ابزاری كه انسان را به صلح درون هدایت میكند، دین به معنای كامل و حقیقی كل آن است.
@ipsan
شرق قلمرو تعالیم و كتب مقدس و مهمی است. در قلمرو شرق قرائتهای مسیحی میتواند تابعی از قرائت «اوپانیشادها» باشد. آیه ۱۲ از فصل پنج بهگودگیتا (كتاب مقدس اوپانیشادها) وقتی با آیهای از قرآن مرتبط میكنیم، خواهیم دانست كه انسان در تمامی ادیان و مكاتب، صلح درون میخواهد.
در آیه ۱۲ از فصل پنج بهگودگیتا آمده است: «روح وقف شدهای كه در راه عشق و عبودیت استوار است، به صلح و آرامشی حقیقی دست پیدا میكند؛ زیرا نتایج و ثمرات تمامی اعمال خود را نثار من میكند.» این كلماتی است كه «كریشنا» عنوان میكند و بیانگر خلوصی است كه تمام ادیان به آن تأكید میكنند؛ به ویژه مسیحیان كه هر عملی را برای خدا انجام میدهند.
دین آمده تا درون انسان را به نور صلح و آرامش مصفا كند و اگر چنین شود، جهان مملو از صلح و امنیت خواهد شد.🌿
@ipsan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجسمه عشق در گرجستان
مجسمه علی و نینو
(Love Sculpture Ali & Nino Statue)
مجسمه علی و نینو
(Love Sculpture Ali & Nino Statue)
مجسمه عشق در گرجستان
مجسمه علی و نینو
(Love Sculpture Ali & Nino Statue)
مجسمه عشق یا مجسمه علی و نینو واقع در پارک میراکل باتومی (Miracle) قرار دارد این مجسمه یکی از آثار مهم هنرمند، معمار، نقاش و مجسمه ساز معروف گرجستان به نام تامارا کِوِه سیتادزه Tamara Kvesitadze است .
مجسمه عشق یا مجسمه علی و نینو که نمادی از عشق یک پسر آذری به نام علی و دختر گرجی به نام نینو است یکی از جاذبه های مهم شهر باتومی محسوب میشود و بازدید از آن تقریبا در برنامه همه تورهای گردشگری باتومی قرار دارد.
این مجسمه مدرن برگرفته از داستانی غم انگیز و نوستالژیک است علی و نینو که از دو کشور و فرهنگ متفاوت عاشق هم دیگر میشوند با وجود مشکلات و اختلافات فراوان برای عشق خود می جنگند و به هم می رسند اما با شروع جنگ از هم دور شده و با مرگ علی در جنگ برای همیشه جدا می شوند.
@ipsan
مجسمه مدرن علی و نینو که با لایه هایی فلزی در ارتفاع 7 متر (با فیگور شماتیک یک زن و یک مرد) درست شده اند این داستان زیبا و غم انگیز را به زیبایی تمام توصیف می کند هر 10 دقیقه دو مجسمه به سمت هم حرکت کرده اول بوسه بر لبان هم می زنند و بعد جسم آن ها در هم فرو رفته و به شکل یک تن در می آیند اما بعد از هم جدا شده و به طرف مخالف می روند و از هم دور می شوند.
زیبایی مجسمه که با نور آبی تزیین شده در شب دو چندان است و یکی از بهترین جاذبه های گردشگری باتومی گرجستان خواهد بود. این اثر هنری سمبلی از دوستی بین دو کشور گرجستان و آذربایجان است .🌿🌿
مجسمه علی و نینو
(Love Sculpture Ali & Nino Statue)
مجسمه عشق یا مجسمه علی و نینو واقع در پارک میراکل باتومی (Miracle) قرار دارد این مجسمه یکی از آثار مهم هنرمند، معمار، نقاش و مجسمه ساز معروف گرجستان به نام تامارا کِوِه سیتادزه Tamara Kvesitadze است .
مجسمه عشق یا مجسمه علی و نینو که نمادی از عشق یک پسر آذری به نام علی و دختر گرجی به نام نینو است یکی از جاذبه های مهم شهر باتومی محسوب میشود و بازدید از آن تقریبا در برنامه همه تورهای گردشگری باتومی قرار دارد.
این مجسمه مدرن برگرفته از داستانی غم انگیز و نوستالژیک است علی و نینو که از دو کشور و فرهنگ متفاوت عاشق هم دیگر میشوند با وجود مشکلات و اختلافات فراوان برای عشق خود می جنگند و به هم می رسند اما با شروع جنگ از هم دور شده و با مرگ علی در جنگ برای همیشه جدا می شوند.
@ipsan
مجسمه مدرن علی و نینو که با لایه هایی فلزی در ارتفاع 7 متر (با فیگور شماتیک یک زن و یک مرد) درست شده اند این داستان زیبا و غم انگیز را به زیبایی تمام توصیف می کند هر 10 دقیقه دو مجسمه به سمت هم حرکت کرده اول بوسه بر لبان هم می زنند و بعد جسم آن ها در هم فرو رفته و به شکل یک تن در می آیند اما بعد از هم جدا شده و به طرف مخالف می روند و از هم دور می شوند.
زیبایی مجسمه که با نور آبی تزیین شده در شب دو چندان است و یکی از بهترین جاذبه های گردشگری باتومی گرجستان خواهد بود. این اثر هنری سمبلی از دوستی بین دو کشور گرجستان و آذربایجان است .🌿🌿
عهد به فرهنگ مشارکت و حقوق برابر مردان و زنان
🔻مردان و زنان بیشماری از همهسرزمینها و دینها میکوشند تا زندگیشان را، در ساحتهای عشق، مسائل جنسی، و خانواده، در فضایی از عمل مسؤولانه و مشارکت سپری کنند. با این همه، در سرتاسر جهان، اشکال ناپسندی از مردسالاری و پدرسالاری، سلطهگری یک جنس بر جنس دیگر، بهرهکشی از زنان، سوءاستفاده جنسی از کودکان، و روسپیگری اجباری به چشم میخورد. به کرًات و مرًات، بیعدالتیهای اجتماعی زنان و حتی کودکان را ـ به ویژه در کشورهای کمتر توسعهیافته ـ به روسپیگری، به منزلهی وسیلهی بقاء، واداشته است.
🔹الف) در سنتهای دینی و اخلاقی بزرگ و کهنِ بشر این دستورالعمل را مییابیم: مرتکب فساد جنسی مشو! یا، به تعبیر ایجابی: به یکدیگر حرمت نهید و عشق بورزید! از نو در باب نتایج این دستور العمل کهن تأمّل کنیم: هیچ کس حق ندارد که دیگران را به حد موجوداتی که صرفا وسیله ارضاء جنسیاند تنزّل دهد، آنان را به وابستگی جنسی بکشاند یا در این وابستگی نگهدارد.
🔹ب) ما بهرهکشی جنسی و تبعیض جنسی را، به عنوان یکی از بدترین اشکال تنزل مقام انسان، محکوم میکنیم. ما موظفیم که هر جا که سلطهگری یک جنس بر جنس دیگرـ حتی به نام اعتقاد دینی ـ تبلیغ میشود، هرجا که بهرهکشی جنسی را روا میدارند، هر جا که روسپیگری را ترویج میکنند، یا کودکان را مورد سوء استفاده قرار میدهند مقاومت کنیم. هیچ کس فریب نخورد؛ بدون زندگی مشارکتآمیز با یکدیکر، انسانیت اصیل در کار نیست!
🔹پ) جوانان باید در خانه و مدرسه بیاموزند که گرایش جنسی نیرویی منفی، ویرانگر، یا بهرهکشانه نیست، بلکه سازنده و مثبت است. گرایش جنسی، به عنوان یک عامل تأییدکننده زندگی و سازندگی اجتماع، فقط زمانی میتواند ثمربخش باشد که مرد و زن مسؤولیت داشتن دغدغه سعادت یکدیگر را بپذیرند.
🔹ت) ارتباط میان زنان و مردان نباید نشانی از بهرهکشی یا رفتار ضعیفنوازانه و ترحمآمیز داشته باشد، بلکه باید خصیصهاش عشق، مشارکت، اعتماد و وفاداری باشد. رضایت خاطر انسانی با لذت جنسی یکی نیست. گرایش جنسی باید رابطهای عاشقانه را که مرد و زنی برابر با یکدیگر دارند آشکار و تقویت کند. پارهای از سنتهای دینی اِعراضِ اختیاری از استفاده کامل از گرایش جنسی را کمال مطلوب میدانند. اِعراضِ اختیاری نیز میتواند بیانگر رضایت خاطری مهم و هدفمندانه و نوعی ابراز وجود باشد.
🔹ث) نهاد اجتماعی ازدواج، علیرغم همه تنوعات فرهنگی و دینیاش، از عشق، وفا و ثبات قدم نشان دارد و هدفش حمایت متقابل و امنیت خاطر شوهر، زن و بچه است و باید این امور را تضمین کند. باید حقوق همه اعضای خانواده را تأمین کند. همه ممالک و فرهنگها باید مناسبات اقتصادی و اجتماعیای پدید آورند که ازدواج و زندگی خانوادگی درخور انسانها را، بویژه برای سالمندتران، میسر سازد. کودکان حق دستیابی به تعلیم و تربیت دارند. پدر و مادر نباید از کودکان بهرهکشی کنند؛ کودکان نیز نباید از پدر و مادر بهرهکشی کنند. روابطشان باید نشانده احترام، قدرشناسی و علاقه متقابل باشد.
🔹ج) انسان اصیل بودن، در فضای سنتهای دینی و اخلاقی بزرگ ما، بدین معناست که: به جای سلطهطلبی و تحقیر و توهین مردسالارانه و پدرسالارانه، که مظاهر خشونتاند و موجب خشونت متقابل میشوند، ما به احترام، مشارکت، و فهم متقابل نیازمندیم. ما به جای هر نوع شهوت انحصارطلبانه یا سؤاستفاده جنسی، به علاقه، مدارا، آمادگی برای آشتی، و عشق متقابل نیازمندیم. فقط آنچه در روابط شخصی و خانوادگی تجربه شده است میتواند در سطح ملل و ادیان اعمال شود.
🍎اعلامیه"به سوی یک اخلاق جهانی"ترجمه مصطفی ملکیان
🔻مردان و زنان بیشماری از همهسرزمینها و دینها میکوشند تا زندگیشان را، در ساحتهای عشق، مسائل جنسی، و خانواده، در فضایی از عمل مسؤولانه و مشارکت سپری کنند. با این همه، در سرتاسر جهان، اشکال ناپسندی از مردسالاری و پدرسالاری، سلطهگری یک جنس بر جنس دیگر، بهرهکشی از زنان، سوءاستفاده جنسی از کودکان، و روسپیگری اجباری به چشم میخورد. به کرًات و مرًات، بیعدالتیهای اجتماعی زنان و حتی کودکان را ـ به ویژه در کشورهای کمتر توسعهیافته ـ به روسپیگری، به منزلهی وسیلهی بقاء، واداشته است.
🔹الف) در سنتهای دینی و اخلاقی بزرگ و کهنِ بشر این دستورالعمل را مییابیم: مرتکب فساد جنسی مشو! یا، به تعبیر ایجابی: به یکدیگر حرمت نهید و عشق بورزید! از نو در باب نتایج این دستور العمل کهن تأمّل کنیم: هیچ کس حق ندارد که دیگران را به حد موجوداتی که صرفا وسیله ارضاء جنسیاند تنزّل دهد، آنان را به وابستگی جنسی بکشاند یا در این وابستگی نگهدارد.
🔹ب) ما بهرهکشی جنسی و تبعیض جنسی را، به عنوان یکی از بدترین اشکال تنزل مقام انسان، محکوم میکنیم. ما موظفیم که هر جا که سلطهگری یک جنس بر جنس دیگرـ حتی به نام اعتقاد دینی ـ تبلیغ میشود، هرجا که بهرهکشی جنسی را روا میدارند، هر جا که روسپیگری را ترویج میکنند، یا کودکان را مورد سوء استفاده قرار میدهند مقاومت کنیم. هیچ کس فریب نخورد؛ بدون زندگی مشارکتآمیز با یکدیکر، انسانیت اصیل در کار نیست!
🔹پ) جوانان باید در خانه و مدرسه بیاموزند که گرایش جنسی نیرویی منفی، ویرانگر، یا بهرهکشانه نیست، بلکه سازنده و مثبت است. گرایش جنسی، به عنوان یک عامل تأییدکننده زندگی و سازندگی اجتماع، فقط زمانی میتواند ثمربخش باشد که مرد و زن مسؤولیت داشتن دغدغه سعادت یکدیگر را بپذیرند.
🔹ت) ارتباط میان زنان و مردان نباید نشانی از بهرهکشی یا رفتار ضعیفنوازانه و ترحمآمیز داشته باشد، بلکه باید خصیصهاش عشق، مشارکت، اعتماد و وفاداری باشد. رضایت خاطر انسانی با لذت جنسی یکی نیست. گرایش جنسی باید رابطهای عاشقانه را که مرد و زنی برابر با یکدیگر دارند آشکار و تقویت کند. پارهای از سنتهای دینی اِعراضِ اختیاری از استفاده کامل از گرایش جنسی را کمال مطلوب میدانند. اِعراضِ اختیاری نیز میتواند بیانگر رضایت خاطری مهم و هدفمندانه و نوعی ابراز وجود باشد.
🔹ث) نهاد اجتماعی ازدواج، علیرغم همه تنوعات فرهنگی و دینیاش، از عشق، وفا و ثبات قدم نشان دارد و هدفش حمایت متقابل و امنیت خاطر شوهر، زن و بچه است و باید این امور را تضمین کند. باید حقوق همه اعضای خانواده را تأمین کند. همه ممالک و فرهنگها باید مناسبات اقتصادی و اجتماعیای پدید آورند که ازدواج و زندگی خانوادگی درخور انسانها را، بویژه برای سالمندتران، میسر سازد. کودکان حق دستیابی به تعلیم و تربیت دارند. پدر و مادر نباید از کودکان بهرهکشی کنند؛ کودکان نیز نباید از پدر و مادر بهرهکشی کنند. روابطشان باید نشانده احترام، قدرشناسی و علاقه متقابل باشد.
🔹ج) انسان اصیل بودن، در فضای سنتهای دینی و اخلاقی بزرگ ما، بدین معناست که: به جای سلطهطلبی و تحقیر و توهین مردسالارانه و پدرسالارانه، که مظاهر خشونتاند و موجب خشونت متقابل میشوند، ما به احترام، مشارکت، و فهم متقابل نیازمندیم. ما به جای هر نوع شهوت انحصارطلبانه یا سؤاستفاده جنسی، به علاقه، مدارا، آمادگی برای آشتی، و عشق متقابل نیازمندیم. فقط آنچه در روابط شخصی و خانوادگی تجربه شده است میتواند در سطح ملل و ادیان اعمال شود.
🍎اعلامیه"به سوی یک اخلاق جهانی"ترجمه مصطفی ملکیان
معرفی کتاب:
دیپلماسی (گفتگو میان دولت ها)
نویسنده: آدام واتسون
ترجمه ی دکتر سید داود آقایی و دکتر لیلی گل افشان
چاپ اول / 1394
@ipsan
دیپلماسی (گفتگو میان دولت ها)
نویسنده: آدام واتسون
ترجمه ی دکتر سید داود آقایی و دکتر لیلی گل افشان
چاپ اول / 1394
@ipsan
معرفی کتاب:
دیپلماسی (گفتگو میان دولت ها)
نویسنده: آدام واتسون
ترجمه ی دکتر سید داود آقایی و دکتر لیلی گل افشان
چاپ اول / 1394
@ipsan
چکیده کتاب دیپلماسی، گفتگو میان دولت ها
آدام واتسون "نویسندۀ کتاب دیپلماسی ، گفتگو میان دولت ها" از چهره های سرشناس و یکی از زبده ترین دست اندرکاران سیاست بریتانیا در عصر کنونی است که حاصل آموخته ها و تجربیات عملی خود را در این کتاب به رشته تحریر درآورده است . وی در این اثر با تکیه بر دانش روز و تجربۀ عملی ، با به کارگیری روش های نوین علمی پژوهش به کالبدشناسی دیپلماسی پرداخته است و چگونگی فرایند تحوّل دیپلماسی در دوره های زمانی و حوزه های مختلف را با دقت و حوصله فراوان مورد کنکاش قرار داده است.
مجموعه حاضر که به واقع یکی از دستاوردهای مهم فن دیپلماسی است پرداختی نو همراه با تحلیل موشکافانه و بررسی تاریخ دیپلماسی کلاسیک و مدرن است که نویسنده با آگاهی و درایت سعی نموده تصویر شفافی از آن ارائه داده و سیمای وقایع مؤثّر در تحول دیپلماسی را به نمایش بگذارد.
@ipsan
در این نوشتار مبانی دیپلماسی، فرایند تکامل تاریخی دیپلماسی، ماهیّت دیپلماسی عصر حاضر، دیپلماسی کشورهای اروپایی و کمتر توسعه یافته، نیازهای دیپلماتیک جدید، انتقادهایی که بر دیپلماسی معاصر وارد است و بالاخره حوزه و محدوده های دیپلماسی مورد بحث قرار گرفته است.
همانگونه که نویسنده خود در پیشگفتار کتاب بیان می دارد هدف وی در این اثر پاسخ به این سئوال نظری و اساسی است که : «ماهیت گفتگوهای دیپلماتیک چگونه است و شرایط لازم برای دستیابی به توانایی های بالقوه آن کدامند و مؤثّرترین دستاوردهای آن چیست؟». وی همچنین به دنبال نیل به این هدف است که ره آوردهای بشر از زمان جنگ دوم جهانی در مدیریت و هدایت جامعه بین المللی در حال تغییر چه بوده است؟
همچنین تأکید مؤلّف در این کتاب به ویژه به ماهیّت و توانایی بالقوه دیپلماسی به عنوان ابزار هدایت روابط بین الملل در گذشته و حال می باشد.
واتسون در این کتاب ضمن تشریح سیاست خارجی به عنوان استراتژی دولت ها و عامل تعیین کننده دیپلماسی دول به بیان مسائلی که در سیاست بین الملل مطرح بوده و دیپلماسی درصدد حل آنهاست ، پرداخته و راهکارهایی را نشان می دهد.
مؤلّف در سرتاسر کتاب بیشتر بر توضیح روندها و ساختارهای سیاست بین الملل تأکید دارد تا توصیف رویدادها . اشارات به عمل آمده در این زمینه نیز صرفاً به منظور روشن نمودن اصول کلی مورد نظر اوست . به زعم وی تنها یک جامعه پیشرفته دولت ها، کاربرد دیپلماسی را با تمام امکانات آن فراهم ساخته و حدود آن را مشخص می کند.
در سر تا سر بحث ، نویسنده می کوشد در ارزیابی رویّه دیپلماتیک و سیاست خارجی دولت ها حتی الامکان تعادل و توازن را حفظ کند ، به طوری که تصور نشود موضع گیری های به عمل آمده جانبدارانه است . ولی در عین حال نباید از نظر دور داشت که در بعضی موارد یکسو نگری هایی که مبتنی بر بینش غربی است ملاحظه می شود که نمی تواند با منافع کشورهای جنوب سازگار باشد .🌿
دیپلماسی (گفتگو میان دولت ها)
نویسنده: آدام واتسون
ترجمه ی دکتر سید داود آقایی و دکتر لیلی گل افشان
چاپ اول / 1394
@ipsan
چکیده کتاب دیپلماسی، گفتگو میان دولت ها
آدام واتسون "نویسندۀ کتاب دیپلماسی ، گفتگو میان دولت ها" از چهره های سرشناس و یکی از زبده ترین دست اندرکاران سیاست بریتانیا در عصر کنونی است که حاصل آموخته ها و تجربیات عملی خود را در این کتاب به رشته تحریر درآورده است . وی در این اثر با تکیه بر دانش روز و تجربۀ عملی ، با به کارگیری روش های نوین علمی پژوهش به کالبدشناسی دیپلماسی پرداخته است و چگونگی فرایند تحوّل دیپلماسی در دوره های زمانی و حوزه های مختلف را با دقت و حوصله فراوان مورد کنکاش قرار داده است.
مجموعه حاضر که به واقع یکی از دستاوردهای مهم فن دیپلماسی است پرداختی نو همراه با تحلیل موشکافانه و بررسی تاریخ دیپلماسی کلاسیک و مدرن است که نویسنده با آگاهی و درایت سعی نموده تصویر شفافی از آن ارائه داده و سیمای وقایع مؤثّر در تحول دیپلماسی را به نمایش بگذارد.
@ipsan
در این نوشتار مبانی دیپلماسی، فرایند تکامل تاریخی دیپلماسی، ماهیّت دیپلماسی عصر حاضر، دیپلماسی کشورهای اروپایی و کمتر توسعه یافته، نیازهای دیپلماتیک جدید، انتقادهایی که بر دیپلماسی معاصر وارد است و بالاخره حوزه و محدوده های دیپلماسی مورد بحث قرار گرفته است.
همانگونه که نویسنده خود در پیشگفتار کتاب بیان می دارد هدف وی در این اثر پاسخ به این سئوال نظری و اساسی است که : «ماهیت گفتگوهای دیپلماتیک چگونه است و شرایط لازم برای دستیابی به توانایی های بالقوه آن کدامند و مؤثّرترین دستاوردهای آن چیست؟». وی همچنین به دنبال نیل به این هدف است که ره آوردهای بشر از زمان جنگ دوم جهانی در مدیریت و هدایت جامعه بین المللی در حال تغییر چه بوده است؟
همچنین تأکید مؤلّف در این کتاب به ویژه به ماهیّت و توانایی بالقوه دیپلماسی به عنوان ابزار هدایت روابط بین الملل در گذشته و حال می باشد.
واتسون در این کتاب ضمن تشریح سیاست خارجی به عنوان استراتژی دولت ها و عامل تعیین کننده دیپلماسی دول به بیان مسائلی که در سیاست بین الملل مطرح بوده و دیپلماسی درصدد حل آنهاست ، پرداخته و راهکارهایی را نشان می دهد.
مؤلّف در سرتاسر کتاب بیشتر بر توضیح روندها و ساختارهای سیاست بین الملل تأکید دارد تا توصیف رویدادها . اشارات به عمل آمده در این زمینه نیز صرفاً به منظور روشن نمودن اصول کلی مورد نظر اوست . به زعم وی تنها یک جامعه پیشرفته دولت ها، کاربرد دیپلماسی را با تمام امکانات آن فراهم ساخته و حدود آن را مشخص می کند.
در سر تا سر بحث ، نویسنده می کوشد در ارزیابی رویّه دیپلماتیک و سیاست خارجی دولت ها حتی الامکان تعادل و توازن را حفظ کند ، به طوری که تصور نشود موضع گیری های به عمل آمده جانبدارانه است . ولی در عین حال نباید از نظر دور داشت که در بعضی موارد یکسو نگری هایی که مبتنی بر بینش غربی است ملاحظه می شود که نمی تواند با منافع کشورهای جنوب سازگار باشد .🌿
مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
https://telegram.me/ipsan
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
https://telegram.me/ipsan
Telegram
مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
مقاله: آیا «غریزهی جنگ» وجود دارد؟
نویسنده: دیوید پی. باراش
متخصص زیستشناسی تکاملی و استاد روانشناسی و زیستشناسی در دانشگاه واشنگتن
برگردان: نیما پناهنده
David P. Barash (2013) Is there a War Instinct?
درآمد: سرشت انسان به جنگ گرایش دارد یا به صلح؟ زیستشناسی تکاملی در این باره چه میگوید؟ آیا یافتههای زیستشناسان و روانشناسان را میتوان به کل نوع بشر تعمیم داد؟
نگاه بدبینانه به سرشت انسان جاذبهی خاص – و البته متناقضی – دارد، نگاهی که به اعتقاد راسخ و بیچون وچرای بسیاری از متخصصان زیستشناسی تکاملی بدل شده است. گرایش به این دیدگاه از مدتها پیش آغاز شد. هنگامی که انسانشناس استرالیاییتبار، ریموند دارت، نخستین سنگوارهی «اوسترالوپیتسین» را در سال ۱۹۲۴ کشف کرد، چنین توصیفی از این انسانتباران اولیه به دست داد: «قطعاً اهل کشتوکشتار؛ موجودات گوشتخواری که طعمههای زنده را با خشونت به دام میانداختند، طعمهها را زیر ضربات خود میکشتند، بدنهای درهمشکستهشان را از هم میدریدند، اعضا و جوارحشان را جدا میکردند، عطش خود را با نوشیدن خون قربانیانشان فرو مینشاندند، و حریصانه گوشتِ هنوز جاندارشان را به نیش میکشیدند.»
این دیدگاه بدبینانه پیشینهای طولانی، به ویژه در بعضی از شاخههای مسیحیت، دارد. به نظر ژان کالون، متأله متعصب فرانسوی در قرن شانزدهم، «ذهن انسان چنان سراسر از راه راست خداوندی به دور افتاده که تنها آنچه را که پلید، منحرف، شنیع، ناپاک، و پست بوده در نظر میآورد و میخواهد و مطالبه میکند. دل انسان چنان آغشته به زهرِ گناه است که چیزی جز بوی تعفن از آن بر نمیخیرد.»
مایهی تأسف است اگر برخی به گناهکاری گریزناپذیرِ بشریت متقاعد شده باشند، گناهانی که باید در دنیای آخرت تاوان آن را پرداخت. اما وضعیت هنگامی وخیمتر میشود که اهل علم و خرد نیز به نظریهای در باب سرشت بشر استناد کنند که بیم آن میرود که به یک پیشگویی صددرصد درست مبدل شود. برای مثال، رابرت آردری، نمایشنامهنویس آمریکایی، در کتاب اثرگذارش آفرینش آفریقایی (۱۹۶۱)، انسانها را «فرزندان قابیل» مینامد: «انسان جانور درندهای است که غریزهی طبیعیاش کشتار با اسلحه است. جنگ و غریزهی حفظ قلمرو بزرگترین دستاوردهای انسان غربی را رقم زده است. عشق ما به آزادی شاید از رؤیاهای ما سرچشمه گرفته باشد، اما آزادیِ ما با جنگ و با اسلحه به دست آمده است.»
جریانی که مدافع مطرح کردن «جنگ» به عنوان یکی از وجوه معرف «وضعیت بشری» است در دهههای اخیر از حیطهی بحث انسانشناسان و متخصصان زیستشناسی تکاملی فراتر رفته است. سایمون کریچلی، فیلسوف انگلیسی، نقد خود بر کتاب جان گری، سکوت جانوران (۲۰۱۳)، در نشریهی بررسی کتاب لس آنجلس را اینگونه آغاز میکند: «انسانها فقط ابزار کشتار نمیسازند. ما میمونهای قاتل ایم. ما انسانتبارانی پلید، پرخاشجو، خشن، و درندهخو هستیم.»
از سوی دیگر، ناپلئون شانیون، انسانشناس آمریکایی، را داریم که دههها از عمر خود را صرف تحقیق و مطالعه دربارهی قوم یانومامی در منطقهی آمازون در کشورهای ونزوئلا و برزیل کرده بود. کتاب پرفروش او، مردم سرسخت (۱۹۶۸)، اثرگذاریِ چشمگیری در تثبیت تصور ما از انسانهای قبیلهای به عنوان افرادی دائم در حال «جنگ و نبرد شدید» داشت.🌿
جهت دسترسی به متن کامل مقاله: 🌿
http://3danet.ir/%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF
نویسنده: دیوید پی. باراش
متخصص زیستشناسی تکاملی و استاد روانشناسی و زیستشناسی در دانشگاه واشنگتن
برگردان: نیما پناهنده
David P. Barash (2013) Is there a War Instinct?
درآمد: سرشت انسان به جنگ گرایش دارد یا به صلح؟ زیستشناسی تکاملی در این باره چه میگوید؟ آیا یافتههای زیستشناسان و روانشناسان را میتوان به کل نوع بشر تعمیم داد؟
نگاه بدبینانه به سرشت انسان جاذبهی خاص – و البته متناقضی – دارد، نگاهی که به اعتقاد راسخ و بیچون وچرای بسیاری از متخصصان زیستشناسی تکاملی بدل شده است. گرایش به این دیدگاه از مدتها پیش آغاز شد. هنگامی که انسانشناس استرالیاییتبار، ریموند دارت، نخستین سنگوارهی «اوسترالوپیتسین» را در سال ۱۹۲۴ کشف کرد، چنین توصیفی از این انسانتباران اولیه به دست داد: «قطعاً اهل کشتوکشتار؛ موجودات گوشتخواری که طعمههای زنده را با خشونت به دام میانداختند، طعمهها را زیر ضربات خود میکشتند، بدنهای درهمشکستهشان را از هم میدریدند، اعضا و جوارحشان را جدا میکردند، عطش خود را با نوشیدن خون قربانیانشان فرو مینشاندند، و حریصانه گوشتِ هنوز جاندارشان را به نیش میکشیدند.»
این دیدگاه بدبینانه پیشینهای طولانی، به ویژه در بعضی از شاخههای مسیحیت، دارد. به نظر ژان کالون، متأله متعصب فرانسوی در قرن شانزدهم، «ذهن انسان چنان سراسر از راه راست خداوندی به دور افتاده که تنها آنچه را که پلید، منحرف، شنیع، ناپاک، و پست بوده در نظر میآورد و میخواهد و مطالبه میکند. دل انسان چنان آغشته به زهرِ گناه است که چیزی جز بوی تعفن از آن بر نمیخیرد.»
مایهی تأسف است اگر برخی به گناهکاری گریزناپذیرِ بشریت متقاعد شده باشند، گناهانی که باید در دنیای آخرت تاوان آن را پرداخت. اما وضعیت هنگامی وخیمتر میشود که اهل علم و خرد نیز به نظریهای در باب سرشت بشر استناد کنند که بیم آن میرود که به یک پیشگویی صددرصد درست مبدل شود. برای مثال، رابرت آردری، نمایشنامهنویس آمریکایی، در کتاب اثرگذارش آفرینش آفریقایی (۱۹۶۱)، انسانها را «فرزندان قابیل» مینامد: «انسان جانور درندهای است که غریزهی طبیعیاش کشتار با اسلحه است. جنگ و غریزهی حفظ قلمرو بزرگترین دستاوردهای انسان غربی را رقم زده است. عشق ما به آزادی شاید از رؤیاهای ما سرچشمه گرفته باشد، اما آزادیِ ما با جنگ و با اسلحه به دست آمده است.»
جریانی که مدافع مطرح کردن «جنگ» به عنوان یکی از وجوه معرف «وضعیت بشری» است در دهههای اخیر از حیطهی بحث انسانشناسان و متخصصان زیستشناسی تکاملی فراتر رفته است. سایمون کریچلی، فیلسوف انگلیسی، نقد خود بر کتاب جان گری، سکوت جانوران (۲۰۱۳)، در نشریهی بررسی کتاب لس آنجلس را اینگونه آغاز میکند: «انسانها فقط ابزار کشتار نمیسازند. ما میمونهای قاتل ایم. ما انسانتبارانی پلید، پرخاشجو، خشن، و درندهخو هستیم.»
از سوی دیگر، ناپلئون شانیون، انسانشناس آمریکایی، را داریم که دههها از عمر خود را صرف تحقیق و مطالعه دربارهی قوم یانومامی در منطقهی آمازون در کشورهای ونزوئلا و برزیل کرده بود. کتاب پرفروش او، مردم سرسخت (۱۹۶۸)، اثرگذاریِ چشمگیری در تثبیت تصور ما از انسانهای قبیلهای به عنوان افرادی دائم در حال «جنگ و نبرد شدید» داشت.🌿
جهت دسترسی به متن کامل مقاله: 🌿
http://3danet.ir/%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF
صدانت
آیا «غریزهی جنگ» وجود دارد؟ • صدانت
آیا « غریزهی جنگ» وجود دارد؟ | سرشت انسان به جنگ گرایش دارد یا به صلح؟ زیستشناسی تکاملی در این باره چه میگوید؟ آیا یافتههای زیستشناسان و روانشناسان ...
روز جهانی کتاب کودک
13 فروردین مصادف است با 2 آوریل روز جهانی کتاب کودک.
یلا لپمن، پایه گذار کتابخانه بین المللی مونیخ و دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان، در سال ۱۹۶۷م. پیشنهاد کرد که روزی به نام روز جهانی کتاب کودک، تعیین شود و بدین وسیله فعالیت های دفتر بین المللی کتاب برای کودکان و نوجوانان در سراسر جهان افزایش یابد.
این پیشنهاد مورد قبول واقع شد و روز دوم آوریل که مصادف با سالروز تولد هانس کریستیان اندرسن است به عنوان روز جهانی کتاب کودک انتخاب شد.
شورای کتاب کودک که شعبه ملی این نهاد بین المللی در ایران است، همچون دیگر شعبه های ملی از آن تاریخ همواره برای هر چه بهتر برگزارشدن این روز تلاش می کند.
هر سال یکی از دفتر های ملی وظیفه ی تهیه پوستر، پیام و شعار روز جهانی کتاب کودک را بر عهده دارند.
شورای کتاب کودک ایران، تا کنون ۲ مرتبه از سوی دفتر بین المللی، وظیفه ی تهیه پوستر، پیام و شعار روز جهانی کتاب کودک را به عهده گرفته است. نخست در سال ۱۳۵۵، پرویز دیبایی پوستر را طرحی کرد، پیام را الهام توکلی و هاله زربخت، دو دانش آموز ایرانی، با عنوان "ماهی طلایی جادو" نوشتند و شعار آن را نیز محمود کیانوش در قالب یک رباعی سرود و بار دوم در سال ۱۳۷۲، پیام روز جهانی توسط مهدخت کشکولی نوشته شد و پوستر آن را نورالدین زرین کلک ترسیم کرد. پیام آن سال " کتاب، قصه دیروزها، راز فرداها" بود.
#شهربیدار🌿
https://t.me/shahrebidar
13 فروردین مصادف است با 2 آوریل روز جهانی کتاب کودک.
یلا لپمن، پایه گذار کتابخانه بین المللی مونیخ و دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان، در سال ۱۹۶۷م. پیشنهاد کرد که روزی به نام روز جهانی کتاب کودک، تعیین شود و بدین وسیله فعالیت های دفتر بین المللی کتاب برای کودکان و نوجوانان در سراسر جهان افزایش یابد.
این پیشنهاد مورد قبول واقع شد و روز دوم آوریل که مصادف با سالروز تولد هانس کریستیان اندرسن است به عنوان روز جهانی کتاب کودک انتخاب شد.
شورای کتاب کودک که شعبه ملی این نهاد بین المللی در ایران است، همچون دیگر شعبه های ملی از آن تاریخ همواره برای هر چه بهتر برگزارشدن این روز تلاش می کند.
هر سال یکی از دفتر های ملی وظیفه ی تهیه پوستر، پیام و شعار روز جهانی کتاب کودک را بر عهده دارند.
شورای کتاب کودک ایران، تا کنون ۲ مرتبه از سوی دفتر بین المللی، وظیفه ی تهیه پوستر، پیام و شعار روز جهانی کتاب کودک را به عهده گرفته است. نخست در سال ۱۳۵۵، پرویز دیبایی پوستر را طرحی کرد، پیام را الهام توکلی و هاله زربخت، دو دانش آموز ایرانی، با عنوان "ماهی طلایی جادو" نوشتند و شعار آن را نیز محمود کیانوش در قالب یک رباعی سرود و بار دوم در سال ۱۳۷۲، پیام روز جهانی توسط مهدخت کشکولی نوشته شد و پوستر آن را نورالدین زرین کلک ترسیم کرد. پیام آن سال " کتاب، قصه دیروزها، راز فرداها" بود.
#شهربیدار🌿
https://t.me/shahrebidar