انجمن علمی مطالعات صلح ایران
2.55K subscribers
3.84K photos
260 videos
250 files
2.23K links
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران

ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir

تماس برای عضویت:
peaceassociation58@yahoo.com
Download Telegram
نشست “ورزش و صلح ”
با حضور دکتر محمدامین قانعی راد ، دکتر هاجر چنارانی، نرجس امامقلی نژاد، دکتر سعید معیدفر و دکتر خلیل میرزایی
بزرگداشت آیین نوروز «وفاق اجتماعی، مولود نوروز» با همکاری کمیسیون ملی یونسکو و انجمن ایرانشناسی


...


http://fa.irunesco.org/?p=9224
Forwarded from Deleted Account
صلح، شفقت، بخشندگی و عطوفت در اندیشه های دالایی لاما

مصاحبه رامین جهانبگلو با دالایی لاما
Forwarded from Deleted Account
صلح، شفقت، بخشندگی و عطوفت در اندیشه های دالایی لاما

مصاحبه رامین جهانبگلو با دالایی لاما

نام‌ واقعی‌ او دالایی‌ لاما نیست،‌ اما شخصیت‌ ویژه‌اش‌ و ماجراهایی‌ که‌ بر او رفت‌، باعث‌ شده‌ مردم‌ جهان‌ در میان‌ ۱۴ دالایی‌ لامای‌ تاریخ‌، تنها او را به‌ نام‌ دالایی‌ لاما بشناسند: رهبر معنوی‌ تبتی‌ها و یکی‌ از مهمترین‌ رهبران‌ مذهبی‌ حال‌ حاضر دنیا که‌ صلح‌‌طلبی‌ مهم‌ترین‌ خصوصیت‌ او به‌ شمار می‌رود. مقامات‌ چینی‌ او را خرابکار و تجزیه‌‌طلب‌ می‌خوانند و رئیس‌ کمیته‌ نوبل‌ هنگام‌ اهدای‌ جایزه‌ با گاندی‌ مقایسه‌اش‌ می‌کند. ۲۴ ساله‌ بود که‌ از ترس‌ دستگیری‌ با پای‌ پیاده‌ به‌ هند گریخت‌. دولت‌ در تبعید تشکیل‌ داد و نوبل‌ صلح‌ گرفت‌. حالا او نماد تساهل‌ است‌. حالا کمتر کسی‌ نام‌ واقعی‌ او را به‌ یاد دارد. او دالایی‌ لامای‌ چهاردهم‌ است.

عالی‌جناب‌، شما در ششم‌ ژوئیه‌ ۲۰۰۵ هفتاد ساله‌ شدید. امروز شهرت‌ و نفوذ حضرت‌عالی‌ بسی‌ فراتر از جامعه‌ ۶ میلیون‌ پیروان‌ تبتی‌ است‌؛ در مرتبه‌ حافظ‌ وجدان‌ جهانی‌ قرار دارید. هرگز در گذشته‌ دالایی‌ لامایی‌ این‌ همه‌ سفر نکرده‌ بود و زیر بار این‌ همه‌ مسئولیت‌ نرفته‌ بود. اجازه‌ می‌فرمایید از حضرت‌عالی‌ بپرسم‌ راز این‌ سرزندگی‌ چیست‌؟ و چگونه‌ از عهده‌ انبوه‌ امور مربوطه‌ در زمان‌ واحد برمی‌آیید؟

گمان‌ می‌کنم‌ به‌ عملکرد من‌ مربوط‌ باشد. می‌دانید همه‌ ادیان‌ از ضرورت‌ به‌ کار بستن‌ عشق‌، بخشندگی‌، تساهل‌ و این گونه‌ امور سخن‌ می‌گویند. در آیین‌ بودایی‌ نیز شفقت‌ اساس‌ و پایه‌ است‌. قطعا از دو سنت‌ پالی‌ و سانسکریت‌ در دل‌ آیین‌ بودایی‌ مطلع‌اید. در سنت‌ سانسکریت‌ شفقت‌ صرفا احساس‌ همدردی‌ نسبت‌ به‌ دیگری‌ نیست‌؛ گونه‌ای‌ سپردن‌ التزام‌ و تعهد به‌ دیگران‌ است‌. بخشی‌ از این‌ عمل‌ کل‌ وجود من‌ است و نه‌ تنها من‌، همه‌ کسانی‌ که‌ وجود خود را در راه‌ خدمت‌ به‌ دیگران‌ می‌سپارند و نه‌ فقط‌ در این‌ زندگی‌ در زندگی‌ بعدی‌، چنین‌اند. آیین‌ بودایی‌ این‌ الزام‌ و تعهد را ایجاب‌ می‌کند.

به‌ نظر می‌رسد سخنانتان‌ درباره‌ عدم‌ خشونت‌ و شفقت‌ بسیار موثر بوده‌ است،‌ چون‌ بیشتر بر ابعاد صلح‌‌جویانه‌ اندیشه‌ دینی‌ تاکید دارد؟

من‌ خود را هواخواه‌ یا شاگرد مهاتما گاندی‌ می‌دانم‌ و دوستدار مادر ترزا. اما تفاوت‌ میان‌ من‌ و مهاتما گاندی‌ در این‌ است‌ که‌ گاندی‌ پیشگام‌ بود و راه‌ را نشان‌ داد و من‌ او را سرمشق‌ قرار دادم‌ و راه‌ او را دنبال‌ می‌کنم‌. وانگهی‌، بی‌تردید در عصر ما، در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ و آغاز قرن‌ بیست‌ و یکم‌ ما چه‌ بسا علمی‌تر شده‌ایم‌ و در نگرش‌ خود نرمش‌ بیشتری‌ داریم، اما مهاتما گاندی‌ یک‌ قدیس‌ بود و من‌ انسان‌ کوچکی‌ هستم‌؛ با این‌ همه‌ راهبرد من‌ از عدم‌ خشونت‌ متکی‌ بر آموزش‌ها نیست‌، بر عقل‌ سلیم‌ تکیه‌ دارد. هر گاه‌ درباره‌ عدم‌ خشونت‌ صحبت‌ کنم،‌ به‌ بودا یا سنت‌ دینی‌ دیگری‌ ارجاع‌ نمی‌دهم‌، فقط‌ از تجربه‌های‌ مشترک‌ می‌گویم‌. خشونت‌ یعنی‌ آزار صلح‌ و آرامش‌ تنها به‌ معنای‌ نبود درد نیست‌، بلکه‌ راهی‌ است‌ برای‌ حمایت‌ و حفاظت‌ از شادی‌. هدف‌ حفظ‌ خویش‌ است‌ از رنج‌ و ترفیع‌ به‌ سرچشمه‌ شادی‌ درونی‌. این‌ آرامش‌ است‌؛ خواه‌ از طریق‌ دستاوردهای‌ علمی‌ به‌ دست‌ آید، خواه‌ با تجارب‌ و دریافت‌های‌ مشترک‌. من‌ درباره‌ زندگی‌ پس‌ از مرگ‌ یا خدا حرف‌ نمی‌زنم‌. بگذریم‌ که‌ در آیین‌ بودایی‌ ایده‌ روشنی‌ از خدا نیست‌.
از نظر یک‌ مسیحی‌ یا یک‌ یهودی‌ من‌ بی‌دین‌ به‌ حساب‌ می‌آیم‌. در مقابل‌ کمونیست‌ها مرا دیندار می‌شناسند. چه‌ می‌دانم‌، شاید میان‌ این‌ دو باشم‌! بنابراین‌، آیین‌ بودایی‌ را گاه‌ چون‌ پلی‌ توصیف‌ می‌کنم‌. این‌ آیین‌ ارزش‌های‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مکاشفه‌ و نیایش‌ و دعا خواندن‌ را اینجا و آنجا پذیرفته‌ است‌. با دینداران‌ نیز روابطی‌ داریم‌. درست‌ است‌ که‌ تصور کلی‌ از خدا نداریم‌، اما دریافتی‌ از وجود اعلی‌ داریم‌ که‌ به‌ درگاهش‌ نیایش‌ کنیم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشیم‌. رادیکال‌ها آیین‌ بودایی‌ را اصلا به‌ عنوان‌ دین‌ نمی‌شناسند. می‌گویند نوعی‌ دانش‌ و معرفت‌ ذهن‌ است‌. پس‌ آیین‌ بودایی‌ پیوندی‌ هم‌ با علم‌ دارد.

اگر به‌ گفته‌ جناب‌عالی‌ عدم‌ خشونت‌ عقل‌ سلیم‌ باشد، و چنانچه‌ بپذیریم‌ دنیای‌ کنونی‌ دنیای‌ خشونت‌ است‌، یعنی‌ دنیای‌ ما عقل‌ سلیم‌اش‌ را از کف‌ داده‌ است‌؟
Forwarded from Deleted Account
بله‌! به‌ اعتقاد من‌ دنیای‌ ما عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ داده‌ است‌. رها کردن‌ عقل‌ سلیم‌ در دو سطح‌ مطرح‌ است: یک‌ وقت‌ عقل‌ سلیم‌ را از دست‌ می‌دهی‌ و دیوانه‌ می‌شوی‌. زمان‌ دیگر ۲۰ ساعت‌ رفتار طبیعی‌ داری‌، بعد چند ساعتی‌ دچار نفرت‌ می‌شوی‌. در آن‌ لحظات‌ نحوه‌ تفکر فرد فاقد عقل‌ سلیم‌ است‌، چون‌ مبنای‌ عقل‌ سلیم‌ بر تفکر عقلانی‌ است‌ و زمانی‌ که‌ ذهن‌ مقهور نفرت‌ است،‌ قادر نیست‌ معقول‌ کار کند. بنابراین‌ در آن‌ مدت‌ فرد مورد نظر آدم‌ دیوانه‌ای‌ است‌. این‌ نوع‌ دیوانگی‌ بدتر از دیوانگی‌ عادی‌ است‌. این‌ دو اختلال‌ دماغی‌ را با یکدیگر بسنجید! در مورد اول‌، شخصی‌ دیوانه‌ است،‌ اما در امور نادرست‌ دخالت‌ نمی‌کند. در مورد دوم‌، شخص گرفتار نفرت‌ است‌ و از مسیر تفکر طبیعی‌ خارج‌ می‌شود. این‌ یکی‌ بدتر است،‌ چون‌ می‌تواند فجایع‌ عدیده‌ به‌ بار آورد. مثل‌ این‌ است‌ که‌ فردی‌ همیشه‌ دروغ‌ می‌گوید، چون‌ همه‌ می‌دانند که‌ آدمی‌ دروغگوست‌ کسی‌ به‌ او اعتماد نمی‌کند و دروغ‌هایش‌ خطرناک‌ نیستند. اما اگر فرد راستگو و صادقی‌ دروغ‌ بگوید، خیلی‌ خطرناک‌ است؛ به‌ همین‌ صورت‌ آدمی‌ که‌ ۲۴ ساعت‌ دیوانه‌ باشد، چندان‌ خطری‌ ندارد، اما غالبا آدم‌های‌ بسیار طبیعی‌ گاه‌ و بی‌گاه‌ دچار جنون‌ می‌شوند – مانند بعضی‌ از رهبران‌ سیاسی‌ ما در جهان‌ امروز. این‌ آدم‌ها واقعا خطرناک‌اند.

فکر می‌کنید ادیان‌ مختلف‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ صلح‌ در جهان‌ چگونه‌ و به‌ چه‌ نحوی‌ باید با هم‌ کار کنند؟

در گام‌ اول‌ به‌ تماس‌ شخصی‌ نیاز داریم‌ که‌ بسیار اساسی‌ است‌. باید کنار هم‌ بنشینیم‌ و یکدیگر را بشناسیم‌ و به‌ تبادل‌ تجربه‌های‌ فردی‌ بپردازیم‌. سپس‌ می‌توانیم‌ مشابهت‌ها را بیابیم‌. به‌عنوان‌ مثال‌ در عهد کودکی‌ من‌ در لهاسا در تبت‌، عده‌ای‌ مسلمان‌ آنجا زندگی‌ می‌کردند؛ جامعه‌ کوچکی‌ از مسلمانان‌ هند که‌ دست‌ کم‌ چهار قرن‌ بود در تبت‌ به سر می‌بردند، در پرونده‌ این‌ مسلمانان‌ هیچ‌ مورد نزاعی‌ نبود. مردم‌ بسیار آرام‌ و بسیار مهربانی‌ بودند.

خب‌، اگر معیار ما این‌ مسلمانان‌ باشند، می‌توان‌ گفت‌ مسلمانان‌ هند و مسلمانان‌ لاداخ‌، مردان‌ بسیار مهربانی‌ هستند. خود من‌ هم‌ به‌ سبب‌ تماس‌های‌ شخصی‌ دوستان‌ مسلمانی‌ در هند دارم‌. مسلمانان‌ هند، بویژه‌ مسلمانان‌ لاداخ‌ خیلی‌ به‌ من‌ نزدیک‌اند. سال‌ گذشته‌ فرصتی‌ پیش‌ آمد و برای‌ نخستین‌ بار به‌ کشور اردن‌ سفر کردم‌. با بعضی‌ از رهبران‌ مسلمانان‌ در آنجا آشنا شدم‌ ـ اعم‌ از دانشگاهیان‌ و دانش‌پژوهان‌ و دانشجویان‌ مسلمان‌. همگی‌ بسیار خوشرو بودند و رفتار بسیار دوستانه‌ای‌ داشتند. به‌ نظر من‌ در ادای‌ تکالیف‌ دینی‌ ارزش‌های‌ شفقت‌، عبادت‌، ایثار نزد مسلمانان‌ و بودایی‌ها یکسان‌ است‌. حتی‌ مسیحیان‌ و مسلمانان‌ و یهودیان‌ یک‌ خدا دارند. در مسیحیت‌، کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها وجود دارند. در اسلام‌ تفاوت‌ اندکی‌ میان‌ شیعه‌ و سنی‌ هست‌؛ به‌ همین‌ ترتیب‌ تفاوت‌هایی‌ میان‌ بودایی‌ها نیز به‌ چشم‌ می‌خورد ـ حتی‌ میان‌ بودایی‌های‌ تبتی‌، مثلا در اختلاف‌ رنگ‌ کلاه‌ها ـ که‌ اهمیت‌ چندانی‌ ندارد. با این‌ همه‌ در نظر مردم‌ بی‌سواد و نادان‌ رنگ‌ کلاه‌ها اهمیت‌ دارد. به‌ همین‌ قیاس‌ هم‌ تفاوت‌های‌ میان‌ مسلمانان‌، مسیحیان‌ و هندوها مهم‌ جلوه‌ می‌کند. همین‌ آغاز ناراحتی‌ است‌ و از همین‌جاست‌ که‌ رسانه‌های‌ غربی‌ و بعضی‌ از دانش‌پژوهان‌ غربی‌ مسلمان‌ را مشابه‌ تروریست‌ معرفی‌ می‌کنند. گاهی‌ هم‌ یک‌ فرد غربی‌ به‌ این‌ فکر می‌افتد که‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌ تصادم‌ است‌، اما در حقیقت‌ هیچ‌ تصادمی‌ نیست‌. تصور می‌کنم‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ تمدن‌ غربی‌، منظور همان‌ تمدن‌ مدرن‌ است‌. مدرنیته‌ بیشتر یعنی‌ تکنولوژی‌ بیشتر.
Forwarded from Deleted Account
جامعه‌ مدرن‌ جامعه‌ای‌ است‌ صنعتی‌. به‌ این‌ ترتیب‌ الگوی‌ دیگری‌ از جامعه‌ انسانی‌ ظهور می‌کند، اما کشورهای‌ اسلامی‌ و هند نیز این‌ مسیر را طی‌ کرده‌اند. کشور بودایی‌ چون‌ تایلند هم‌ در مسیر مدرنیسم‌ حرکت‌ می‌کند. این‌ یک‌ شیوه‌ زندگی‌ است‌. بر این‌ پایه‌ نمی‌توان‌ تمایزی‌ میان‌ غربی‌ و غیرغربی‌ قایل‌ شد، اما در دنیای‌ کنونی‌ هر کجا روش‌ زندگی‌ متفاوت‌ باشد، شیوه‌ تفکر هم‌ متفاوت‌ است‌. پس‌ تمایز میان‌ مدرن‌ و غیرمدرن‌ است‌، نه‌ میان‌ تمدن‌ غربی‌ و جهان‌ اسلام‌. تا جایی‌ که‌ مسئله‌ دین‌ مطرح‌ است‌، به‌ اعتقاد من‌ اسلام‌ همپای‌ مسیحیت‌ و یهودیت‌ مهمترین‌ ادیان‌ جهانند. همیشه‌ این‌ را بصراحت‌ گفته‌ام‌. حالا مفهوم‌ حقیقت‌ یگانه‌ و دین‌ یگانه‌ در سطح‌ فردی‌ اهمیت‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال‌، من‌ بودایی‌ام‌، پس‌ آیین‌ بودایی‌ یگانه‌ دین‌ و یگانه‌ حقیقت‌ است‌ و آیین‌ بودایی‌ نزد من‌ بهترین‌ است‌، اما نمی‌توانم‌ بگویم‌ برای‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ نیز آیین‌ بودایی‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ باشد. مسیحیت‌ حقیقت‌ و دین‌ یگانه‌ دوست‌ مسیحی‌ من‌ است‌. ما هر دو باید دو دین‌ و دو حقیقت‌ را بپذیریم‌.
در سطح‌ جامعه‌ باید چند حقیقت‌ و چند دین‌ مورد قبول‌ واقع‌ شود. وقتی‌ مسلمانان‌ در میان‌ خود از خدایی‌ نام‌ می‌برند که‌ خدای‌ یگانه‌ است‌ و این‌ کا ملا بجاست‌، اما این‌ را نمی‌توانند به‌ همه‌ دنیا بقبولانند، ایجاد ناراحتی‌ خواهد کرد. من‌ اگر بخواهم‌ به‌ همه‌ دنیا بقبولانم‌ آیین‌ بودایی‌ برترین‌ است‌، موجب‌ ناراحتی‌ خواهد شد. وانگهی‌ اصلا واقع‌بینانه‌ نیست‌. خود بودا هم‌ هرگز تلاش‌ نکرد همه‌ جهان‌ را به‌ آیین‌ بودایی‌ بکشاند. بعضی‌ از مسیحیان‌ تلاش‌ کردند تمام‌ دنیا را به‌ مسیحیت‌ بگروانند ـ بعضی‌ از مسلمانان‌ نیز چنین‌ کردند، اما هر دو ناکام‌ ماندند. در اینجا نیز به‌ عقل‌ سلیم‌ نیاز است‌.
درست‌ است‌ که‌ حضرت‌ مسیح‌ گفته‌ بود آموزش‌های‌ من‌ به‌ دورترین‌ نقاط‌ خواهد رسید ـ یعنی‌ گرویدن‌ بشریت‌ به‌ مسیحت‌، اما در عصر حضرت‌ مسیح‌ دنیای‌ شناخته‌شده‌ محدود به‌ مساحت‌ کوچکی‌ بود. آن‌ گفته‌ در آن‌ عصر واقع‌بینانه‌ بود. باید عقل‌ سلیم‌ را به‌کار گیریم‌. پس‌ اگر بگوییم‌ به‌ جای‌ یک‌ دین‌ و یک‌ حقیقت‌ چندین‌ دین‌ و چندین‌ حقیقت‌ وجود دارد، هیچ‌ تضادی‌ در این‌ گفته‌ نیست‌. غالبا مثال‌ دارو را ارائه‌ می‌دهم‌. نمی‌توان‌ گفت‌ فقط‌ یک‌ دارو درمان‌ همه‌ دردهاست‌، اما اگر بیمار شدید، آن‌ دارو ممکن‌ است‌ خوب‌ یا بد باشد. برای‌ سردرد آن‌ دارو مناسب‌ است‌. برای‌ درد مفاصل‌ دارویی‌ دیگر، هر دارویی‌ متناسب‌ با بیمار و بیماری‌ خاص‌ تجویز می‌شود.

لینک خبر:
http://3danet.ir/%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%A8%DA%AF%D9%84%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7/
Forwarded from Deleted Account
انتشار اولین شماره خبرنامه "پیک صلح" در آستانه نوروز 1396

"پیک صلح" خبرنامه داخلی انجمن علمی مطالعات صلح ایران

در اولین شماره می خوانیم:
- معرفی هیئت موسس و هیئت مدیره انجمن
- نخستین جلسه هم اندیشی و ظرفیت سازی نهادی
- گزارش عملکرد 21 ماهه انجمن
- نشست علمی زن و صلح
- کتاب صلح
- صلح به مثابه آرمانی اخلاقی
- صلح خواهان خاورمیانه متحد شوید!
- چرا ما راحت تحریم می شویم؟
- تاملی جامعه شناختی بر سیاست های مهاجرتی ترامپ
- بندر تاریخی سیراف؛ گزارش یک بازدید علمی
- گزارش یک نشست؛ برنامه درسی مبتنی بر صلح🌿🌿
Forwarded from Deleted Account
اولین شماره پیک صلح. اسفند 1395.pdf
7.8 MB
انتشار اولین شماره خبرنامه "پیک صلح" در آستانه نوروز 1396

"پیک صلح" خبرنامه داخلی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
چهار عامل اهمیت گفتگو
مصطفی ملکیان
چهار عامل اهمیت گفتگو
مصطفی ملکیان


دنیای جدید و کارکرد گفت‌وگو

1- نظریه ناآشکارگی حقیقت:
اگر حقیقت امور آشکار بود، اگر به گفته قدما، حقیقت چیزی بود که با عقل صریح و صراح می‌شد آن را به دست آورد، دیگر نیازی به گفت‌وگو نبود. نظریه ناآشکارگی حقیقت یک نظریه بسیار مهم در معرفت‌شناسی روزگار ماست این است که حقیقت دشواریاب است، آسان‌یاب نیست، چنین نیست که فرد با اندک علم و قدرت تفکری و فهمی مختصر ‌و اندک تجربه‌ای بتواند حقیقت را در باب موضوعی یا مسئله یا مشکلی بیابد، حقیقت امری نادرالوجود و کمیاب و دشواریاب است و این درست نقطه مقابل ایدئولوژی‌هاست چراکه به نظرم تعریف ایدئولوژی این است: مکتب یا سنت یا جنبش و گرایشی که عقیده دارد حقیقت آشکار است و آن حقیقت هم نزد ماست. دربرابر هرچه من از نظریه آشکارگی حقیقت فاصله بگیرم از ایدئولوژیک اندیشیدن فاصله گرفته‌ام و به جای ایدئولوژی به ایده‌ها روی آورده‌ام. یعنی به باورهایی که باهم در نزدیکی به حقیقت رقابت می‌کنند. نظریه ناآشکارگی حقیقت نظریه‌ای است که اگر چه آهسته و به تدریج در طول فرهنگ بشری پخته شد اما تقریبا از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد در غرب به صراحت گفتند که ما با آشکارگی حقیقت سر و کار نداریم، حقیقت کاری است بسیار دشواریاب و کمیاب و اگر هم در این شرایط بخت با ما یار باشد و به حقیقتی دست یابیم تنها با تشریک مساعی امکان‌پذیر است و گرنه ما به تنهایی چنین توانی نداریم.

2- تخصص‌گرایی:
هرچه تقسیم کارعلمی‌ بیشتر شد به ضرورت تقسیم کار اجتماعی رسیدیم. این موضوع باعث شد که هر کدام از ما به یک نکته توجه کنیم و از نکاتی دیگر برای آنکه در تخصص ما نیست، غافل و جاهل بمانیم. حالا چون موضوعی در تخصص ما نیست، یا با مسئله و مشکلی سر و کار داریم که ابعاد مختلف دارد آنگاه افراد مختلف با تخصص‌های مختلف لازم است که هر کدام به این موضوع از یک بعد نگاه کنند. تقسیم کار اجتماعی ضرورت زندگی بشری بود و هیچ گریزی هم از آن وجود نداشت ولی در عین حال باعث شده است که هر کسی یک نقطه را به روشنی می‌بیند اما دیگر هیچ نقطه‌ای را حتی به شکل غیرواضح نمی‌بیند.

3- پویایی اجتماعی:
در نتیجه پویایی اجتماعی جامعه از یکپارچگی خارج شده و با جامعه‌ای از رنگ‌ٔهای مختلف، نژادهای مختلف، اقوام و قبایل مختلف، ادیان و مذاهب و مشرب‌ها و ایسم‌های مختلف مواجهیم. یعنی شهروندان جامعه در عین اینکه شهروندان یک جامعه هستند اما هیچ یکپارچگی با یکدیگر ندارند و چون یکپارچگی ندارند در باب حل مسائل مشترک‌شان هم دیدگاه مشترکی ندارند و هر کدام علائق و منافعی دارند که لزوما همسو نیستند، در این جامعه مسائل مشترک را باید با همکاری فیصله داد.

4- دو مفهوم در روزگار ما ارزش پیدا کرده‌اند: دموکراسی و مدارا
در اخلاق اجتماعی، یکی مفهوم مدارا و یکی مفهوم دموکراسی. مدارا یعنی نه فقط تحمل سبک زندگی و اندیشگی دیگران بلکه یعنی رضایت به سایر سبک‌های زندگی و اندیشگی دیگران و وقتی این در جامعه ما ارزش پیدا کرد و دموکراسی هم به موازات آن در جامعه ما ارزش پیدا کرد، یعنی اینکه سخن آخر را باید کسانی بزنند که از آن سود یا زیان می‌برند، پس عقلانیت و اخلاق هردو اقتضا می‌کند که ما در تصویب فلان قانون، آیین نامه و… نقش داشته باشیم. و برای این کار هم باید گفت‌وگو کنیم و ببینیم روی هم رفته چه تنظیمی ‌است که کمترین زیان را برای ما خواهد داشت.🌿
🌂سخنرانی گفتگو ،زمستان 95
منبع خبر:
@mostafamalekian🌿
"بیانکا جَگِر" فعال صلح بریتانیایی جعبه ای حاوی تومار امضای هزاران شهروند انگلیسی برای پایان فروش سلاح به دولت عربستان را به مقر نخست وزیری بریتانیا برده است
اهداف 17 گانه سند آموزشی توسعه پایدار 2030 سازمان ملل متحد
و جایگاه صلح در این سند
اهداف 17 گانه سند آموزشی توسعه پایدار 2030 سازمان ملل متحد
و جایگاه صلح در این سند

سند آموزش 2030 هدف چهارم از دستورکار سازمان ملل متحد برای توسعه پایدار است. این سند، با عنوان "دگرگون ساختن جهان ما"، در سپتامبر 2015 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. این دستورکار شامل 17 هدف اصلی و 169 هدف ویژه است که نقشۀ راه جامعه بین المللی را در زمینه توسعه پایدار، برای 15 سال آینده ترسیم می کند.
بیانیه مربوط به هدف چهارم این دستور کار، که در بارۀ آموزش 2030 است، در ماه می 2015 در مجمع جهانی آموزش، که در اینچئون کره جنوبی برگزار شد، به تصویب رسید. شعار اصلی این بیانیه "به سوی آموزش و یادگیری مادام العمر و با کیفیت، برابر و فراگیر برای همه" درنظر گرفته شده است.

بر اساس اهداف اعلام شده توسط سازمان ملل، از سال ۲۰۱۵تا ۲۰۳۰، کلیه ی کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش نمایند که به اهداف وشاخص های توسعه ی پایدار با همکاری و تعامل یکديگر درسه سطح ملی، منطقه ای وبین المللی دست یابند. توسعه ی پایدار یعنی (توسعه ای که نیاز فعلی جوامع را بدون خدشه وارد کردن به توانایی های نسل های آتی درتامین نیاز ها یشان، تامین نموده و به فرصت هایی که برای روشن کردن دوره ی جدیدی از تحول درجهت تغییر اساسی جهانی دلالت داشته باشد، تاکید نماید.)
سازمان ملل متحد برای رسیدن به اهداف توسعه ی پایدار،۱۷ هدف کلان را تعیین وتصویب نموده که کلیه آژانسهای تخصصی بین المللی همچون یونسکو موظف و متعهد می باشند که راهبرد میان مدت و بلند مدت خود را بر این اساس تنظیم نمایند.این اهداف عبارتند از:

1- پایان دادن به فقر
2- پایان دادن به گرسنگی.
3- زندگی سالم و ارتقاء رفاه.
4- آموزش با کیفیت.
5- برابري جنسیتی.
6- دردسترس بودن آب سالم وفاضلاب.
7- دسترسی به انرژي پاك ومقرون به صرفه
8- رشد اقتصادي پایدار و کارشایسته.
9- ارتقاء زیر ساخت هاي،تاب آور و صنعتی فراگیر.
10- کاهش نابرابري.
11- شهرها وجوامع پایدار و تاب آور.
12- الگوي تولید ومصرف پایدار.
13- اقدامات جهت مبارزه با تغییرات اقلیم.
14- استفاده پایدار ازاقیانوس ودریا ها.
15- ارتقاي اکوسیستم و جلوگیري ازبین رفتن تنوع زیستی.
16- جامعه ي پایدار و صلح آمیز.
17- احیاي مشارکت جهانی براي توسعه پایدار.
# شایان ذکر است که دولت در یک اقدام جالب توجه این سند را برای توسعه آموزش به تصویب رسانده است.🌿

منبع خبر:
http://fa.irunesco.org/%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-2030-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85/🌿
پیام مدیر کل یونسکو، خانم ایرینا بوکووا به مناسبت فرا رسیدن نوروز

نوروز بستر تعامل و مصالحه و پیام آور صلح و یکپارچگی
پیام مدیر کل یونسکو، خانم ایرینا بوکووا به مناسبت فرا رسیدن نوروز

نوروز بستر تعامل و مصالحه و پیام آور صلح و یکپارچگی

بیش از ۳۰۰۰ سال است که مردم سراسر دنیا فرارسیدن سال نو را جشن می‌گیرند. مردم از غرب، مرکز و جنوب شرقی آسیا تا قفقاز، بالکان و مناطق دیگر، همچنین افراد از فرهنگ‌ها، زبان‌ها و مذاهب مختلف برای جشن گرفتن نوروز و پاسداشت ارزش‌های آن به گرد هم می‌آیند.
زنان، مردان، دختران و پسران از طریق برگزاری مراسم شعر، رقص، غذاهای مختلف و دیگر مراسمات خاص، به طبیعت احترام گذاشته و آرزومند یک آینده بهتر هستند. از سال ۲۰۰۹ تا کنون، نوروز به عنوان جشنی غنی از تنوع که موجب ترویج صلح و یکپارچگی در میان مناطق و نسل‌های مختلف جهان می‌شود، در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
مولانا شاعر معروف فرموده: آنجا دشتی است، فراتر از همه تصورات درست و غلط. تو را آنجا خواهم دید ) از کفر و ز اسلام برون صحرائیست/ما را به میان آن فضا سودائیست/عارف چو بدان رسید سر را بنهد/نه کفر و نه اسلام و نه آنجا جائیست).
نوروز همان بستری است که تعامل و مصالحه از آن ریشه می‌گیرد. نوروز جشنی است که به واسطه آن سنت‌ها و رسوم از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و بدین ترتیب لحظات با هم بودن، صبر، توازن و مسرت ترویج می‌یابد.
در زمانی که افراطی گری خشونت آمیز موجب نابودی تنوع و آزادی گشته، نوروز یادآور این حقیقت است که فرهنگ و میراث بشری در ایجاد جوامعی پایدار و منعطف نقش مهمی دارند. نوروز به عنوان سرچشمه و خاستگاه صمیمیت و اطمینان به تمامی افراد بشر تعلق دارد. این پیام امروزه و هنگامی که دولت‌ها برای تحقق دستورالعمل توسعه پایدار ۲۰۳۰ تلاش می-کنند، در سراسر دنیا طنین انداز خواهد شد. بیایید در این روز ارزش نوروز را پاس بداریم و پیام صلح و یکپارچگی آن را پذیرا باشیم.🌿

نوروز بر همگان مبارک
اسفند ۲۵, ۱۳۹۵
ایرینا بوکووا

منبع خبر:
http://fa.irunesco.org/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d9%88%da%a9%d9%88%d9%88-3/🌿
نوروز پیام آور صلح، دوستی، همگرایی و وفاق اجتماعی در حوزه تمدن ایرانی
نوروز پیام آور صلح، دوستی، همگرایی و وفاق اجتماعی در حوزه تمدن ایرانی

نوروز یکی از دیرینه‌ترین و تأثیرگذارترین جشن‌های ملی و یکی از رایج‌ترین نشانه‌های فرهنگی در حوزه سرزمین‌های آریایی است. سازمان ملل متحد از سال ۱۳۸۸، نوروز را به عنوان جشنی ملی در تقویم جهان به ثبت رسانده است.
عمده تاریخ‌نویسان «جمشید» پادشاه اسطوره‌ای ایران را بنیان‌گذار نوروز دانسته‌اند. در این باب مسعودی می‌نویسد: «بیشتر مردمان بر این اعتقادند که نوروز در روزگار جمشید پدید آمد و در پادشاهی‌اش آیینی شد. اگرچه در کهنترین کتاب ایرانی (اوستا) نامی از نوروز نیست، لیکن از جمشید یاد شده است و به نوآوریهای او اشاراتی رفته است.
امروزه نیز در عصر تنیده شدن ارتباطات و روابط انسانی، نوروز به واسطه فلسفه عمیق خود می‌تواند پیام‌آور صلح، دوستی، همگرایی، مهربانی، کینه‌زدایی و همبستگی نه تنها در میان اقوام و اقلیت‌های ایرانی باشد؛ بلکه مجالی است برای هم‌افزایی و همدلی در حوزه تمدن ایرانی. در حقیقت، آداب و مناسک نوروز عامل همگرایی بین ملت‌ها و فرهنگ‌ها و همچنین ظرفیتی با‌لقوه برای وحدت منطقه‌ای و افزایش ارتباطات فرهنگی است. بدیهی است استفاده از ظرفیت همگرایی نوروز، سرانجام وحدت و وفاق اجتماعی را در پی خواهد داشت.🌿🌿
سرود صلح نوروز

برخیز هموطن ، به بهاران سلام کن
تا بشکند غرور زمستان، قیام‌کن

نوروز را نگر که پیامِ طبیعت است
لب را به شوق، با لب حق هم کلام کن
سرود صلح نوروز

برخیز هموطن ، به بهاران سلام کن
تا بشکند غرور زمستان، قیام‌کن

نوروز را نگر که پیامِ طبیعت است
لب را به شوق، با لب حق هم کلام کن

دستِ خدای، دفترِ دل را گشوده است
برخیز و در جریده ی دل، ثبتِ نام کن

شعرِ« برابری»است به لب های روز و‌شب
جانا به « اعتدالِ زمین» احترام کن

تا کی به دامِ گریه ی موهومِ قرن ها؟!
با قدرت ِ«همای وطن» ، ترَکِ دام کن

از ابر ِ عشق، قطره ی آزادگی ببار
دل را تهی ز دشمنی و انتقام کن

خورشید‌وَش، به خار و به‌گل، همزمان بتاب
حرفِ « خودیّ و غیرِ خودی» را تمام کن

ما نسلِ سرفرازِ بزرگی چو‌کورشیم
از لوح‌ِ او« حقوقِ بشر» را پیام کن

برخوان به‌گوشِ عالَم و‌آدم، سرودِ صلح
شمشیر کینه را به ادب، در نیام کن

بگذر ز قصه های پلیدِ دمشق و شام
هر روز را به صلح‌و‌صفا ، صبح‌و‌شام کن

دستی برآر و‌با گلِ سوسن، به رقص شو
پایی بکوب و بی هنری را « حرام» کن

لب بر لب پیاله‌و‌دستی به دستِ دوست
نجوای عشق، با لبِ ساقی و‌جام کن

بنشین کنار شاهنامه‌و‌فردوسیِ بزرگ
صد توسنِ گریز، به گلواژه رام کن

رندانه‌نوش خونِ‌خُم و از صفای دل
یک جرعه نذر زاهد ِ گمکرده کام کن

گر شعله ی « امید» ز جانِ تو سرکشید
نیمِ نگه به خانه ی صد شیخِ خام کن🌿
Forwarded from عکس نگار
کبوتر نماد صلح و دوستی است
حتی اگر در میان دیوارهای بتونی شهر محبوس شوند
آن‌ها همیشه زیبا هستند
همان‌ اندازه که صلح زیباست
به کبوتر و صلح باید عشق ورزید...