تأملی جامعهشناختی بر سیاستهای مهاجرتی ترامپ
ایدئولوژی «ملیگرایانه» در عصر جهانیشدن
تعارض منطق ملیگرایانه با منطق سرمایهداری است که سیاستهای ترامپ را شوکآور کرده است
دکتر محمدامین قانعیراد(عضو هيئت ميده انجمن مطالعات صلح ايران)
«جهانی شدن» ابعاد مختلفی دارد اما از آنجا که امریکا در عرصه سرمایهداری پیشگام است، شاید بهتر باشد که در تحلیل سیاستهای مهاجرتی ترامپ بر «جهانیشدن سرمایه» تمرکز کنیم؛ هرچند که نمیتوان در فرآیندهای جهانی از نقش «فرهنگ» چشم پوشید.
در جهانیشدن فرهنگی وقتی مقوله هایی چون «گفتوگوی فرهنگها» و «گفتوگوی تمدنها» برجسته میشود دو اتفاق رخ میدهد؛ یا جایگاه فرهنگی کشورها به رسمیت شناخته میشود، یا در درون فرآیندهای جهانی جذب میشوند و به دنبال آن «جهانی شدن سیاسی» رخ میدهد و نهادهای بینالمللی نقش برجستهتری را در اداره جهان مییابند. این در حالی است که جهانیشدن سرمایه در برابر مکانهای جغرافیایی و ملتها بیتفاوت است و اگر تا دیروز سرمایهها در امریکا متمرکز بود، امروز به کشورهای دیگری که در حاشیه سرمایهداری هستند یا اصلاً سرمایهدار محسوب نمیشوند، انتقال داده میشود.
امروزه مشاهده میشود که سرمایهها به کشورهای آسیایی و امریکای لاتین و تا حدودی کشورهای آفریقایی، انتقال داده شده که منجر به گسترش امکانات کاری و تولیدی در این مناطق شده است. علت این انتقال سرمایه از این جهت است که سطح دستمزدها در کشورهای آسیایی و امریکایی پایینتر است و همین امر هزینههای تولید را کاهش میدهد در نتیجه میزان بهرهوری سرمایه افزایش مییابد.واقعیت این است که سرمایهداری با «استثمار نیروی کار» تعریف میشود. بنابراین، وقتی نیروی کار در برخی از کشورها به دلیل پایین بودن سطح زندگی، ارزانتر باشد، سرمایه به آنجا تمایل پیدا میکند؛ این انتقال سرمایه، امکاناتی را در کشورهای مقصد ایجاد میکند و به موازات آن، امکانات جامعه امریکا کاهش مییابد و با این حرکت سرمایه، بویژه در دو دهه اخیر، وضعیت کار و اشتغال در امریکا تضعیف میشود. نمونه این امر را میتوان در بحران مسکن سال 2008، انتقال بسیاری از کارخانهها به کشورهای آسیایی، کاهش تبوتاب زندگی شهری در برخی از شهرهای امریکایی که از طریق تولید صنعتی زندگی میکردند، مشاهده کرد. بنابراین، اینجا است که یکسری افسردگیها و نارضایتیها در بین شهروندان شکل میگیرد.نظام امریکا یک نظام سرمایهداری است اگر براساس منطق سرمایهداری به اقتصاد امریکا نگاه کنیم، خواهیم پذیرفت که سرمایهداری میل به «جهانیشدن» دارد. در جریان این جهانیشدن هر چند که ممکن است پول زیادی به سرمایهداران امریکایی منتقل شود اما شهروندان عادی همچنان شغل ندارند و از بیکاری رنج میبرند. این اتفاق، براساس منطق اقتصاد و سرمایهداری، قابل توجیه است و چندان اهمیتی ندارد که شهروند عادی امریکا از چه چیزی رنج میبرد.
اما فارغ از نگاههای سرمایهدارانه، اگر از درون یک منطق ملی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به این مسأله نگاه کنیم؛ «منطق ملیگرایانه» را با آن «منطق سرمایهداری» در تعارض خواهیم دید که میتوان از آن با عنوان تعارض میان «ایدئولوژی ملیگرایانه» و «ایدئولوژی جهانی شدن» یاد کرد. ترامپ در دسته «ملیگراها» قرار میگیرد و سیاستهای مهاجرتی او نیز برآمده از همین «ایدئولوژیهای ملیگرایانه» است که در تعارض با گرایشهای جهانیشدن سرمایه است.
از این رو، برخلاف اینکه انتظار میرود امریکا همواره از «جهانیشدن» دفاع کند، سیاستمداری چون ترامپ ظهور میکند که از قضا از «محلیشدن» سخن میگوید و اینجا است که میان ابعاد «فرهنگی» و «سیاسی» جهانیشدن با اقتصاد سرمایهداری تعارض به وجود میآید. اینکه ترامپ و دستگاه اداری او چگونه بتوانند این مشکل را حل کنند که ضمن حمایت از مردم امریکا، سرمایهداری با بحران مواجه نشود، کار به غایت پیچیده و مشکلی است.
معتقدم، سیاستهای ترامپ، در یک چنین تعارض بزرگی قرار میگیرد؛ او، از یک طرف، یک سرمایهدار است و باید به منطق جهانی سرمایه توجه کند و از طرف دیگر، سیاستمدار یک کشور خاص است و باید خواستهها و مطالبات متعارف شهروندان را در نظر بگیرد و این دو تعارضی را ایجاد میکند و بیرون آمدن از این تعارض نیاز به برنامههای پیچیده و حساب شده دارد.
این در حالی است که ترامپ با پشتوانه «مطالبات محلی» روی کار آمد؛ با طرح کردن اینکه امکانات کاری جامعه امریکا را مهاجرین غیرقانونی از مکزیک و جاهای دیگر تأمین میکنند و ما باید مانع ورود اینها شویم و دیوار بکشیم و امکانات اقتصادی را در اختیار شهروندان امریکایی بگذاریم. به همین دلیل یک نوع سیاستهای محدودکننده مهاجرتی را در راستای «تأمین نیازهای محلی شهروندان خود» قرار داده است.
برخی تحلیلگران از سیاستهای مهاجرتی ترامپ با عنوان «اقدامات نژادپرستانه» سخن می
ایدئولوژی «ملیگرایانه» در عصر جهانیشدن
تعارض منطق ملیگرایانه با منطق سرمایهداری است که سیاستهای ترامپ را شوکآور کرده است
دکتر محمدامین قانعیراد(عضو هيئت ميده انجمن مطالعات صلح ايران)
«جهانی شدن» ابعاد مختلفی دارد اما از آنجا که امریکا در عرصه سرمایهداری پیشگام است، شاید بهتر باشد که در تحلیل سیاستهای مهاجرتی ترامپ بر «جهانیشدن سرمایه» تمرکز کنیم؛ هرچند که نمیتوان در فرآیندهای جهانی از نقش «فرهنگ» چشم پوشید.
در جهانیشدن فرهنگی وقتی مقوله هایی چون «گفتوگوی فرهنگها» و «گفتوگوی تمدنها» برجسته میشود دو اتفاق رخ میدهد؛ یا جایگاه فرهنگی کشورها به رسمیت شناخته میشود، یا در درون فرآیندهای جهانی جذب میشوند و به دنبال آن «جهانی شدن سیاسی» رخ میدهد و نهادهای بینالمللی نقش برجستهتری را در اداره جهان مییابند. این در حالی است که جهانیشدن سرمایه در برابر مکانهای جغرافیایی و ملتها بیتفاوت است و اگر تا دیروز سرمایهها در امریکا متمرکز بود، امروز به کشورهای دیگری که در حاشیه سرمایهداری هستند یا اصلاً سرمایهدار محسوب نمیشوند، انتقال داده میشود.
امروزه مشاهده میشود که سرمایهها به کشورهای آسیایی و امریکای لاتین و تا حدودی کشورهای آفریقایی، انتقال داده شده که منجر به گسترش امکانات کاری و تولیدی در این مناطق شده است. علت این انتقال سرمایه از این جهت است که سطح دستمزدها در کشورهای آسیایی و امریکایی پایینتر است و همین امر هزینههای تولید را کاهش میدهد در نتیجه میزان بهرهوری سرمایه افزایش مییابد.واقعیت این است که سرمایهداری با «استثمار نیروی کار» تعریف میشود. بنابراین، وقتی نیروی کار در برخی از کشورها به دلیل پایین بودن سطح زندگی، ارزانتر باشد، سرمایه به آنجا تمایل پیدا میکند؛ این انتقال سرمایه، امکاناتی را در کشورهای مقصد ایجاد میکند و به موازات آن، امکانات جامعه امریکا کاهش مییابد و با این حرکت سرمایه، بویژه در دو دهه اخیر، وضعیت کار و اشتغال در امریکا تضعیف میشود. نمونه این امر را میتوان در بحران مسکن سال 2008، انتقال بسیاری از کارخانهها به کشورهای آسیایی، کاهش تبوتاب زندگی شهری در برخی از شهرهای امریکایی که از طریق تولید صنعتی زندگی میکردند، مشاهده کرد. بنابراین، اینجا است که یکسری افسردگیها و نارضایتیها در بین شهروندان شکل میگیرد.نظام امریکا یک نظام سرمایهداری است اگر براساس منطق سرمایهداری به اقتصاد امریکا نگاه کنیم، خواهیم پذیرفت که سرمایهداری میل به «جهانیشدن» دارد. در جریان این جهانیشدن هر چند که ممکن است پول زیادی به سرمایهداران امریکایی منتقل شود اما شهروندان عادی همچنان شغل ندارند و از بیکاری رنج میبرند. این اتفاق، براساس منطق اقتصاد و سرمایهداری، قابل توجیه است و چندان اهمیتی ندارد که شهروند عادی امریکا از چه چیزی رنج میبرد.
اما فارغ از نگاههای سرمایهدارانه، اگر از درون یک منطق ملی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به این مسأله نگاه کنیم؛ «منطق ملیگرایانه» را با آن «منطق سرمایهداری» در تعارض خواهیم دید که میتوان از آن با عنوان تعارض میان «ایدئولوژی ملیگرایانه» و «ایدئولوژی جهانی شدن» یاد کرد. ترامپ در دسته «ملیگراها» قرار میگیرد و سیاستهای مهاجرتی او نیز برآمده از همین «ایدئولوژیهای ملیگرایانه» است که در تعارض با گرایشهای جهانیشدن سرمایه است.
از این رو، برخلاف اینکه انتظار میرود امریکا همواره از «جهانیشدن» دفاع کند، سیاستمداری چون ترامپ ظهور میکند که از قضا از «محلیشدن» سخن میگوید و اینجا است که میان ابعاد «فرهنگی» و «سیاسی» جهانیشدن با اقتصاد سرمایهداری تعارض به وجود میآید. اینکه ترامپ و دستگاه اداری او چگونه بتوانند این مشکل را حل کنند که ضمن حمایت از مردم امریکا، سرمایهداری با بحران مواجه نشود، کار به غایت پیچیده و مشکلی است.
معتقدم، سیاستهای ترامپ، در یک چنین تعارض بزرگی قرار میگیرد؛ او، از یک طرف، یک سرمایهدار است و باید به منطق جهانی سرمایه توجه کند و از طرف دیگر، سیاستمدار یک کشور خاص است و باید خواستهها و مطالبات متعارف شهروندان را در نظر بگیرد و این دو تعارضی را ایجاد میکند و بیرون آمدن از این تعارض نیاز به برنامههای پیچیده و حساب شده دارد.
این در حالی است که ترامپ با پشتوانه «مطالبات محلی» روی کار آمد؛ با طرح کردن اینکه امکانات کاری جامعه امریکا را مهاجرین غیرقانونی از مکزیک و جاهای دیگر تأمین میکنند و ما باید مانع ورود اینها شویم و دیوار بکشیم و امکانات اقتصادی را در اختیار شهروندان امریکایی بگذاریم. به همین دلیل یک نوع سیاستهای محدودکننده مهاجرتی را در راستای «تأمین نیازهای محلی شهروندان خود» قرار داده است.
برخی تحلیلگران از سیاستهای مهاجرتی ترامپ با عنوان «اقدامات نژادپرستانه» سخن می
سخن مي گويند اما من معتقدم كه اقدامات ترامپ به هیچ عنوان نژادپرستانه نیست؛ چراکه نمیگوید خون امریکایی برتر از خون آسیایی است، بلکه میگوید میخواهم امکانات را در اختیار مردم امریکا قرار دهم و به من ارتباطی ندارد که خاورمیانه دچار مشکل است. از این رو، معتقدم باید این سیاستها را بیشتر «ملیگرایانه» تلقی کرد و باید از این زاویه مورد تحلیل قرار گیرد.
http://iran-newspaper.com/newspaper/page/6425/15/169790/0
http://iran-newspaper.com/newspaper/page/6425/15/169790/0
انتقاد برندگان جایزه صلح نوبل از گفتمان نفرت محور ترامپ
گروهی از برندگان جایزه نوبل اظهارات رییس جمهوری جدید آمریکا را محکوم کردند.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، این گروه از برندگان جایزه صلح نوبل، از دونالد ترامپ، رییس جمهوری جدید آمریکا به خاطر استفاده از گفتمان نفرت علیه مهاجران، به شدت انتقاد کردند.
خوان مانوئل سانتوس، رییس جمهوری کلمبیا و آخرین برنده جایزه صلح نوبل، در جریان نشست چهار روزه برندگان جایزه صلح نوبل در بوگوتا با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ اظهار کرد: تبعیض، بحران پناهجویان، مخالفت با ورود مهاجران در چارچوب گفتمان نفرت و استثناءگرایی چیزی است که در قلبهای افراد ترسو وجود دارد. ما در مقابل بشریت چه میتوانیم بگوییم؟
با این حال رییس جمهوری کلمبیا در اظهارات خود از اشاره مستقیم به نام ترامپ خودداری کرد، هرچند اظهارات وی انتقادی از اقدامات اخیر رییس جمهوری آمریکا، تاویل شده است.
برخی از برندگان پیشین جایزه صلح نوبل از جمله توکل کرمان، اسکار آریاس و جودی ویلیامز نیز در این گردهمایی به انتقاد از مواضع ترامپ پرداختند.
خوآن مانوئل سانتوس سیاستمدار کلمبیایی از حزب سوسیال ملی وحدت میباشد. وی از ۷ اگوست ۲۰۱۰ تا کنون رئیس جمهور کلمبیا است.
او به دلیل تلاشهایش برای برقراری صلح با چریکهای فارک، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۶ اعلام شده است. رودریگو لندونو (معروف به تیموچنکو) و مانوئل سانتوس، رئیسجمهور کلمبیا در کوبا توافقنامه صلح را امضا کردند.🌿🌿🌿
منبع خبر: ایسنا
http://www.isna.ir/news/95111510068/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE
گروهی از برندگان جایزه نوبل اظهارات رییس جمهوری جدید آمریکا را محکوم کردند.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، این گروه از برندگان جایزه صلح نوبل، از دونالد ترامپ، رییس جمهوری جدید آمریکا به خاطر استفاده از گفتمان نفرت علیه مهاجران، به شدت انتقاد کردند.
خوان مانوئل سانتوس، رییس جمهوری کلمبیا و آخرین برنده جایزه صلح نوبل، در جریان نشست چهار روزه برندگان جایزه صلح نوبل در بوگوتا با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ اظهار کرد: تبعیض، بحران پناهجویان، مخالفت با ورود مهاجران در چارچوب گفتمان نفرت و استثناءگرایی چیزی است که در قلبهای افراد ترسو وجود دارد. ما در مقابل بشریت چه میتوانیم بگوییم؟
با این حال رییس جمهوری کلمبیا در اظهارات خود از اشاره مستقیم به نام ترامپ خودداری کرد، هرچند اظهارات وی انتقادی از اقدامات اخیر رییس جمهوری آمریکا، تاویل شده است.
برخی از برندگان پیشین جایزه صلح نوبل از جمله توکل کرمان، اسکار آریاس و جودی ویلیامز نیز در این گردهمایی به انتقاد از مواضع ترامپ پرداختند.
خوآن مانوئل سانتوس سیاستمدار کلمبیایی از حزب سوسیال ملی وحدت میباشد. وی از ۷ اگوست ۲۰۱۰ تا کنون رئیس جمهور کلمبیا است.
او به دلیل تلاشهایش برای برقراری صلح با چریکهای فارک، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۶ اعلام شده است. رودریگو لندونو (معروف به تیموچنکو) و مانوئل سانتوس، رئیسجمهور کلمبیا در کوبا توافقنامه صلح را امضا کردند.🌿🌿🌿
منبع خبر: ایسنا
http://www.isna.ir/news/95111510068/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE
ایسنا
انتقاد برندگان جایزه صلح نوبل از گفتمان نفرت محور ترامپ
گروهی از برندگان جایزه نوبل اظهارات رییس جمهوری جدید آمریکا را محکوم کردند.
سفیران صلح
پیام راهنمایان گردشگری؛
سفیران صلح با حضور راهنماییان گردشگری بیش از ۳۰ کشور در نارین قلعه میبد یزد نقش بست.
«عکس از یزدچی»
@mirasnama
پیام راهنمایان گردشگری؛
سفیران صلح با حضور راهنماییان گردشگری بیش از ۳۰ کشور در نارین قلعه میبد یزد نقش بست.
«عکس از یزدچی»
@mirasnama
Forwarded from کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران / خبرنامه تخصصی
یکم تا هفتم فوریه، هفته جهانی هم آوائی بین الایمانی، فرصتی برای تاکید بر گفتگوی پیروان همه ادیان و مذاهب و تلاش مشترک برای جهانی صلح آمیز تر. http://www.un.org/en/events/interfaithharmonyweek/
Forwarded from علوم اجتماعی،مسائل روز
🔴 #یونیسف: از هر 200 کودک 1 کودک پناهجو است
👥کانال علوم اجتماعی👥
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
👥کانال علوم اجتماعی👥
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
چرا ما راحت تحریم می شویم؟
دکتر محمود سریع القلم
چرا ایران به راحتی مورد هدف قرار میگیرد؟ چرا هر نسبتی دادن به ایران تقریباً مجانی است؟ چرا پیوسته ما را متهم میکنند؟ چرا بیشتر وقت سخنگوی وزارت خارجه صرف رد اتهام است تا تبیین سیاست خارجی کشور؟ چرا از جیبوتی گرفته تا همسایگان بزرگ و قدرتهای جهانی ما را نفی میکنند؟ چرا تقریباً همه اعضای سازمان کنفرانس اسلامی علیه ایران رأی دادند؟
از منظر علم روابط بین الملل، پاسخ به این پرسشها بسیار ساده و روشن هستند. اما قبل از طرح پاسخ به این نکته توجه فرمایید: با سرمایهگذاری و همکاری بینالمللی که عربستان طی ۴۰ سال گذشته انجام داده به مهمترین بازیگر انرژی چه در قالب اوپک و غیر اوپک تبدیل شدهاست. ۱۰ میلیون کارگر خارجی با درآمدی حدود ۱۸ میلیارد دلار در این کشور کار میکنند. حدود ۴۴۰۰۰ نفر متخصص عرب و غیر عرب در بهداشت، صنعت، آموزش و غیره از دولت عربستان حقوق معادل پنج میلیارد دلار دریافت میکنند. اروپا در تحریم روسیه بعد از الحاق کریمه، بسیار ملایم تر از آمریکا رفتار کرد. چون اتحادیه اروپا، حدود نیم تریلیون دلار با روسیه تجارت میکند. تجارت آمریکا با روسیه حدود ۴۰ میلیارد دلار است که در مقیاس جهانی بسیار ناچیز است و بنابراین، تحریم روسیه بسیار آسان و کمهزینه بود. آمریکا با چین بسیار محتاطانه عمل میکند چون نیم تریلیون دلار با آن کشور تبادل دارد. چینیها بقدری آرام و پیچیده عمل میکنند که غربیها به طور دقیق از قدرت مالی و نظامی آنها، اطلاعات دقیقی ندارند و بیشتر حدس میزنند. در نهایت آمریکا در قبال مکزیک کوتاه خواهد آمد چون بدون نیروی کار مکزیک، بخش کشاورزی و خدمات در آمریکا دچار اختلال جدی میشود. اروپاییها به شدت یکدیگر را رعایت میکنند چون ۷۰ درصد تجارت آنها در میان اعضای اتحادیه اروپاست. همه به آلمان احترام میگذارند چون مازاد تجاری آن در سال ۲۰۱۶، رتبه اول جهانی را آورد: ۲۸۵ میلیارد دلار. نیم میلیون مهندس چینی فقط در آفریقا، مشغول تولید و ساخت عمرانی هستند. یک شرکت مسافری هوایی رتبه سوم هندی، اخیراً ۲۰۵ هواپیمای ایرباس سفارش داد. سالانه حدود ۱۷۰ میلیون نفر خارجی از ۵۳۵ راه ورودی، به آمریکا سفر میکنند. ۹۰۰ نفر افسر مسلمان در اداره پلیس شهر نیویورک کار میکنند. پنج میلیون انگلیسی در اسپانیا ویلا دارند. در سال حدود ۱۳ میلیون نفر خارجی از دوبی بازدید میکنند. شش میلیون هندی در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس کار میکنند. و هزاران آمار دیگر در تبادلات و ارتباطات متقابل میان کشورها.
مقایسه کنید این واقعیات جهانی را با هیجان و خندۀ افراد اجرایی در راهروی هواپیمای ایرباس که به ایران تحویل داده شده بود. حقیقت این است که ایران یک کشور صرفاً وارد کنندهاست. استقبال اروپاییها از برجام به خاطر فروش کالا و خدمات است. آمریکا به ایران نیازی ندارد اما به عربستان، ترکیه و مصر نیاز دارد. بخش اعظم احترامی که یک کشور به کشوری دیگر میگذارد به خاطر نیاز است و نه اخلاق. روابط بین الملل در سه واژه خلاصه می شود (به ترتیب): نیاز،ترس و بنابراین احترام.
چرا هر حرفی و اتهامی به ایران روا داشتن بدون هزینه است؟ افرادی هستند حتی نمیتوانند بگویند که ایران کجای کرۀ زمین است اما هرچه میخواهند نسبت میدهند. چرا؟ چون بود و نبود ایران برای آنها اهمیت ندارد. کدام کشور و صنعت و شرکت به ما نیازمند است؟ کدام کشور از ما میترسد؟ اصل اجتناب ناپذیری (Indispensability) به این معناست. هندیها برای آنکه توازنی در روابط با همسایه چینی خود ایجاد کنند، تبادلات وسیع و عمیق عمرانی و خدماتی با ژاپن برقرار کردهاند. عربستان ۲۰ میلیارد دلار در روسیه سرمایهگذاری کرده تا سیاستهای مسکو را تعدیل کند. وقتی کشوری بخصوص همسایگان را به خود وابسته کند به طور طبیعی مانع از رفتار و گفتار خصمانه آنها میشود. نفت و گاز و محصولات پتروشیمی ما به وفور در بازارهای بینالمللی قابل یافت است. محصولات کشاورزی ایران، رقبای خارجی نیز دارد ضمن اینکه فرش هندی، ترکیهای و چینی، خریداران متوسط را راضی کردهاست.
بنابراین، استراتژی ما برای آنکه حداقل تعدادی از کشورها را به خود نیازمند نماییم چیست؟ دستگاه دیپلماسی به معنای علمی و کاربردی مفهوم، استراتژی سیاست خارجی نداشته است زیرا سیاست خارجی = ملاقات، جلسه و سفر. سیاست خارجی = اعلام مواضع، رد اتهام و دفاع از خود. سیاست خارجی = موعظه و دعوت به مراعات کردن و انسان خوب بودن. کدام اندیشههای اقتصادی، فنی و سیاسی، ارتباطات خارجی کشور را تئوریزه کرده است؟
آیا میتوان بدون استراتژی منطقهای و بینالمللی، کشور را مدیریت کرد؟ آیا مدیریت داخلی بدون استراتژی بینالمللی مقدور است؟ در این نظام بینالملل، هیچ کشور به کشوری دیگر، مجانی احترام نمیگذارد. توجه داشته باشید انگلستان علی رغم مخالفت آمریکا
،
دکتر محمود سریع القلم
چرا ایران به راحتی مورد هدف قرار میگیرد؟ چرا هر نسبتی دادن به ایران تقریباً مجانی است؟ چرا پیوسته ما را متهم میکنند؟ چرا بیشتر وقت سخنگوی وزارت خارجه صرف رد اتهام است تا تبیین سیاست خارجی کشور؟ چرا از جیبوتی گرفته تا همسایگان بزرگ و قدرتهای جهانی ما را نفی میکنند؟ چرا تقریباً همه اعضای سازمان کنفرانس اسلامی علیه ایران رأی دادند؟
از منظر علم روابط بین الملل، پاسخ به این پرسشها بسیار ساده و روشن هستند. اما قبل از طرح پاسخ به این نکته توجه فرمایید: با سرمایهگذاری و همکاری بینالمللی که عربستان طی ۴۰ سال گذشته انجام داده به مهمترین بازیگر انرژی چه در قالب اوپک و غیر اوپک تبدیل شدهاست. ۱۰ میلیون کارگر خارجی با درآمدی حدود ۱۸ میلیارد دلار در این کشور کار میکنند. حدود ۴۴۰۰۰ نفر متخصص عرب و غیر عرب در بهداشت، صنعت، آموزش و غیره از دولت عربستان حقوق معادل پنج میلیارد دلار دریافت میکنند. اروپا در تحریم روسیه بعد از الحاق کریمه، بسیار ملایم تر از آمریکا رفتار کرد. چون اتحادیه اروپا، حدود نیم تریلیون دلار با روسیه تجارت میکند. تجارت آمریکا با روسیه حدود ۴۰ میلیارد دلار است که در مقیاس جهانی بسیار ناچیز است و بنابراین، تحریم روسیه بسیار آسان و کمهزینه بود. آمریکا با چین بسیار محتاطانه عمل میکند چون نیم تریلیون دلار با آن کشور تبادل دارد. چینیها بقدری آرام و پیچیده عمل میکنند که غربیها به طور دقیق از قدرت مالی و نظامی آنها، اطلاعات دقیقی ندارند و بیشتر حدس میزنند. در نهایت آمریکا در قبال مکزیک کوتاه خواهد آمد چون بدون نیروی کار مکزیک، بخش کشاورزی و خدمات در آمریکا دچار اختلال جدی میشود. اروپاییها به شدت یکدیگر را رعایت میکنند چون ۷۰ درصد تجارت آنها در میان اعضای اتحادیه اروپاست. همه به آلمان احترام میگذارند چون مازاد تجاری آن در سال ۲۰۱۶، رتبه اول جهانی را آورد: ۲۸۵ میلیارد دلار. نیم میلیون مهندس چینی فقط در آفریقا، مشغول تولید و ساخت عمرانی هستند. یک شرکت مسافری هوایی رتبه سوم هندی، اخیراً ۲۰۵ هواپیمای ایرباس سفارش داد. سالانه حدود ۱۷۰ میلیون نفر خارجی از ۵۳۵ راه ورودی، به آمریکا سفر میکنند. ۹۰۰ نفر افسر مسلمان در اداره پلیس شهر نیویورک کار میکنند. پنج میلیون انگلیسی در اسپانیا ویلا دارند. در سال حدود ۱۳ میلیون نفر خارجی از دوبی بازدید میکنند. شش میلیون هندی در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس کار میکنند. و هزاران آمار دیگر در تبادلات و ارتباطات متقابل میان کشورها.
مقایسه کنید این واقعیات جهانی را با هیجان و خندۀ افراد اجرایی در راهروی هواپیمای ایرباس که به ایران تحویل داده شده بود. حقیقت این است که ایران یک کشور صرفاً وارد کنندهاست. استقبال اروپاییها از برجام به خاطر فروش کالا و خدمات است. آمریکا به ایران نیازی ندارد اما به عربستان، ترکیه و مصر نیاز دارد. بخش اعظم احترامی که یک کشور به کشوری دیگر میگذارد به خاطر نیاز است و نه اخلاق. روابط بین الملل در سه واژه خلاصه می شود (به ترتیب): نیاز،ترس و بنابراین احترام.
چرا هر حرفی و اتهامی به ایران روا داشتن بدون هزینه است؟ افرادی هستند حتی نمیتوانند بگویند که ایران کجای کرۀ زمین است اما هرچه میخواهند نسبت میدهند. چرا؟ چون بود و نبود ایران برای آنها اهمیت ندارد. کدام کشور و صنعت و شرکت به ما نیازمند است؟ کدام کشور از ما میترسد؟ اصل اجتناب ناپذیری (Indispensability) به این معناست. هندیها برای آنکه توازنی در روابط با همسایه چینی خود ایجاد کنند، تبادلات وسیع و عمیق عمرانی و خدماتی با ژاپن برقرار کردهاند. عربستان ۲۰ میلیارد دلار در روسیه سرمایهگذاری کرده تا سیاستهای مسکو را تعدیل کند. وقتی کشوری بخصوص همسایگان را به خود وابسته کند به طور طبیعی مانع از رفتار و گفتار خصمانه آنها میشود. نفت و گاز و محصولات پتروشیمی ما به وفور در بازارهای بینالمللی قابل یافت است. محصولات کشاورزی ایران، رقبای خارجی نیز دارد ضمن اینکه فرش هندی، ترکیهای و چینی، خریداران متوسط را راضی کردهاست.
بنابراین، استراتژی ما برای آنکه حداقل تعدادی از کشورها را به خود نیازمند نماییم چیست؟ دستگاه دیپلماسی به معنای علمی و کاربردی مفهوم، استراتژی سیاست خارجی نداشته است زیرا سیاست خارجی = ملاقات، جلسه و سفر. سیاست خارجی = اعلام مواضع، رد اتهام و دفاع از خود. سیاست خارجی = موعظه و دعوت به مراعات کردن و انسان خوب بودن. کدام اندیشههای اقتصادی، فنی و سیاسی، ارتباطات خارجی کشور را تئوریزه کرده است؟
آیا میتوان بدون استراتژی منطقهای و بینالمللی، کشور را مدیریت کرد؟ آیا مدیریت داخلی بدون استراتژی بینالمللی مقدور است؟ در این نظام بینالملل، هیچ کشور به کشوری دیگر، مجانی احترام نمیگذارد. توجه داشته باشید انگلستان علی رغم مخالفت آمریکا
،
روابط عمیق بانکی و مالی با چین را به توافق و امضا رساند. امید روسیه اینست که با تبدیل شدن به مهمترین بازیگر در سرنوشت سوریه، آمریکا را در رابطه با کریمه، اوکراین، شرق اروپا، موشکهای مستقر آمریکا در شمال شرقی اروپا و تحریمهای اقتصادی مجبور به مصالحه کند. روابط بینالمللی حالت تارعنکبوتی دارند. سیاست خارجی و استراتژی ملی نمیتواند براساس توصیههای حقوقی، ما به ازای مثبت تولید کند. ما هم دیگران را از خود بینیاز کردهایم و هم بعضاً در مدارهای حساسیت آنان وارد میشویم. نتیجه بسیار روشن است. ایران باید قدرت منطقهای شود. ایرانیها باید ظرفیتها و استعدادهای خود را بروز دهند. ایران باید در مدارهای قدرت، ثروت، صنعت و فرهنگ منطقهای و جهانی حضور داشته باشد. ما کمتر از هند و کرهجنوبی نیستیم. اما تحقق این آرمانها محتاج یک استراتژی است: قدرت، مصونیت و شوکت کشور در ایجاد روابط متقابل و در سایه نیازمند کردن دیگران به خود تضمین خواهد شد.
@ipsan
@ipsan
Forwarded from انجمن علوم سیاسی ایران
همایش وضعیت فکر سیاسی در ایران معاصر پنج شنبه 5 اسفند 1395 برگزار می شود
به گزارش روابط عمومی انجمن علوم سیاسی ایران همایش "وضعیت فکر سیاسی در ایران معاصر" روز پنج شنبه 5 اسفند 1395 برگزار می شود. این همایش با حضور اساتید و پژوهشگران برجسته حوزه اندیشه سیاسی و سایر حوزه های مرتبط در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات اللهی برگزار خواهد شد.🌺 ضمنا اخبار تکمیلی درباره همایش به زودی از طریق سایت و کانال تلگرام انجمن به اطلاع نویسندگان، اعضاء انجمن و علاقه مندان خواهد رسید.
به گزارش روابط عمومی انجمن علوم سیاسی ایران همایش "وضعیت فکر سیاسی در ایران معاصر" روز پنج شنبه 5 اسفند 1395 برگزار می شود. این همایش با حضور اساتید و پژوهشگران برجسته حوزه اندیشه سیاسی و سایر حوزه های مرتبط در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات اللهی برگزار خواهد شد.🌺 ضمنا اخبار تکمیلی درباره همایش به زودی از طریق سایت و کانال تلگرام انجمن به اطلاع نویسندگان، اعضاء انجمن و علاقه مندان خواهد رسید.
Forwarded from UNIC Tehran/مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد، تهران
بیستمین سالگرد تعیین نماینده ویژه برای کودکان و مخاصمه مسلحانه
8 فوریه 2017 برابر 20 بهمن 1395
آیا میدانستید کودکان نیمی از 60 میلیون آواره سراسر جهان را تشکیل میدهند؟
آیا میدانستید دختران در خلال جنگ به شدت آسیبپذیر هستند و امکان دارد قربانی آزار جنسی شوند؟
آیا میدانستید تخلفات صورت گرفته علیه کودکان در جنگ همچنان به شکل گسترده بدون مجازات میماند؟
@UNICTehran
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 12 دسامبر 1996 دستورالعملی رسمی ویژه بهبود محافظت از کودکان متأثر از درگیریها تدوین و از دبیرکل درخواست کرد فردی را به عنوان نماینده ویژه برای کودکان و مخاصمه مسلحانه تعیین نماید.
20 سال تلاش برای کودکان به این اتفاق نظر جهانی منجر شده است که کودکان نباید به عنوان سرباز به خدمت گرفته شده و به وسیله نیروهای امنیت ملی در مخاصمه به کار گرفته شوند همچنین باید از تمامی اشکال تخلفهای جدی محافظت شوند. به علاوه از سال 2000 در نتیجه گفتگو و برنامههای اقدام، بیش از 115 هزار کودک-سرباز آزاد شدهاند.
https://childrenandarmedconflict.un.org/commemorating-20-years-of-work-for-children/
#20YearsForChildren
8 فوریه 2017 برابر 20 بهمن 1395
آیا میدانستید کودکان نیمی از 60 میلیون آواره سراسر جهان را تشکیل میدهند؟
آیا میدانستید دختران در خلال جنگ به شدت آسیبپذیر هستند و امکان دارد قربانی آزار جنسی شوند؟
آیا میدانستید تخلفات صورت گرفته علیه کودکان در جنگ همچنان به شکل گسترده بدون مجازات میماند؟
@UNICTehran
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 12 دسامبر 1996 دستورالعملی رسمی ویژه بهبود محافظت از کودکان متأثر از درگیریها تدوین و از دبیرکل درخواست کرد فردی را به عنوان نماینده ویژه برای کودکان و مخاصمه مسلحانه تعیین نماید.
20 سال تلاش برای کودکان به این اتفاق نظر جهانی منجر شده است که کودکان نباید به عنوان سرباز به خدمت گرفته شده و به وسیله نیروهای امنیت ملی در مخاصمه به کار گرفته شوند همچنین باید از تمامی اشکال تخلفهای جدی محافظت شوند. به علاوه از سال 2000 در نتیجه گفتگو و برنامههای اقدام، بیش از 115 هزار کودک-سرباز آزاد شدهاند.
https://childrenandarmedconflict.un.org/commemorating-20-years-of-work-for-children/
#20YearsForChildren
United Nations Office of the Special Representative of the Secretary-General for Children and Armed Conflict
Commemorating 20 Years of Work for Children | United Nations Office of the Special Representative of the Secretary-General for…
On December 12 1996, the UN General Assembly created a mandate dedicated to improve the protection of children affected by conflict and asked the Secretary-General to name a Special Representative for Children and Armed Conflict. Click on the picture to…
نشست رونمایی لایحه منع خشونت خانگی علیه زنان
قسمت اول
امروز کانون وکلای دادگستری میزبان جلسه ای بود که فعالان حوزۀ زنان مدت ها انتظارش را می کشیدند. تلاش برای منع خشونت خانگی علیه زنان، باید به نقطۀ قانون گذاری می رسید.
امروز کانون وکلای دادگستری از سندی رونمایی کرد که انتظار فعالان حوزه زنان را به پایان رساند. این سند "لایحۀ پیشنهادی منع خشونت خانگی علیه زنان" بود. این سند نشانگر آغاز جریان قانون گذاری در این حوزه است. طبق گفتۀ مجری جلسه، این سند سه سال است که در جریان تدوین خود به سر برده است و امروز سند نهایی آن ارائه شده است. گروهي متشکل از حقوقدانان، وکلا و جامعه شناسان در تدوین این سند نقش داشته اند. مورد جالب امروز، حضور مهناز افشار بود، او نه به عنوان هنرپيشه بلكه تحت عنوان فعال زنان در نشست حضور يافته بود.
با خشونت خانگی متولد می شویم
پنل اول این جلسه با شرح کلی در مورد متن لایحۀ پیشنهادی آغاز شد. کیان ارثی،علم، مینوی و قوشه از وکلای دادگستری و تدوینگران این لایحه بودند که ویژگی ها و رویکردهای لایحه را تبیین کردند.
مریم کیان ارثی، مجری پنل اول با بیان اینکه هیچ قانون مدونی در این حوزه وجود ندارد و حتی قوانین جزائی نیز جرم انگاری لازم در این مورد را انجام نداده اند گفت: «66 درصد زنان ایرانی از ابتدای زندگی زناشویی خود حداقل یک بار مورد خشونت خانگی قرار گرفته اند. حدود 70 درصد آزارهای جنسی نسبت به دختران بوده است و 50 در صد از آن از سوی خانواده صورت گرفته است. این خشونت ها حتی نسبت به زنان باردار هم اعمال شده است.» او در ادامه اضافه کرد:«حفظ ارزش های خانوادگی یک ضد ارزش است که به عنوان یک ارزش در جامعۀ ما شکل گرفته است. تصویب این قانون یک تکلیف اخلاقی و انسانی است و تیم تدوین لایحه 500 ساعت برای آن وقت صرف کرده اند. رویکرد حاکم بر این لایحه حمایت بلاواسطه از خشونت دیدگان است.
خشونت خانگی در عین خانگی بودن، امر خصوصی نیست؛ بلکه امر عمومی است و باید از طریق آموزش و تقنین کنترل شود. کیان ارثی در پایان صحبت های خود به چالش های تدوین لایحه اشاره کرد و عدم دسترسی به منابع و امکانات مالی و اطلاعاتی لازم را بزرگترین چالش دانست. همچنین وی اضلفه کرد: مشارکت جامعه و تصمیم سازی عمومی شرط تحقق منع خشونت خانگی علیه زنان است.
در ادامه عَلَم به تبیین فصل اول لایحه پرداخت. او گفت:«فصل اول مربوط به تعاریف است و بزرگترین چالش آن دامنۀ تعریف و دایرۀ شمولیت افراد بود. او در تبیین ویژگی های این فصل گفت: گنجاندن خشونت خانگی و تحمیل روابط جنسی از ویژگی های مهم این قانون است. خشونت در این قانون انواعی دارد؛ خشونت جسمی، جنسی، شرافتی و ... . خشونت شرافت همان خشونت اجتماعی است که ما ایرانیان در برخی مناطق کشور از وجود گستردۀ آن رنج می بریم.
لزوم اقدامات حمايتي- ترميمي
فصل دوم لایحه مربوط به سازوکارهای حمایتی این قانون است که خانم مینوی به تبیین آن پرداخت. او در مورد رویکرد حاکم بر لایحه گفت:«مبانی رویکرد حاکم بر لایحه پیشگیرانه، حمایتی، ترمیمی و اقدام مثبت است. اقدامات پیشگیرانه در سه سطح عمومی، انتخابی و اختصاصی در نظر گرفته شده است. اقدامات پیشگیرانۀ عمومی به طور خاص از طریق صدا و سیما انجام می گیرد. پیشگیری انتخابی را از طریق قضات و مأموران می توان صورت داد و پیشگیری انتخابی را از طریق سازمان های مردم نهاد. او در ادامه به چگونگی تأمین اقدامات حمایتی، اقدامات ترمیمی و اقدامات مثبت پرداخت و توانمندسازی بزه دیده، مشاوره دادن به آنها، تأسی خانه های امن، آموزش بزهکار و بزه دیدۀ خشونت و همچنین ایجاد شعب تخصصی رسیدگی به خشونت های خانگی را به عنوان مصادیق اصلی این اقدامات ذکر کرد.
لزوم به كار گيري مقامات قضايي زن
قوشه آخرین سخنران پنل اول بود که فصل سوم و فصل چهارم لایحه را شرح داد. فصل سوم و فصل چهارم به آیین دادرسی و سازوکار های حمایتی قانونی-قضایی و همچنین جرایم و مجازات ها است. قوشه در ابتدای بحث خود گفت: «سرعت در رسیدگی، به کار گیری مقامات قضایی زن در دادسراها و ظابطین قضایی زن، تأسی واحد ویژه منع خشونت در هر حوزۀ انتظامی و پیشبینی قرار های حمایتی فوری در جرایم مشهود خشونت خانگی از جمله ویژگی های این دو فصل اند. او در ادامه بیان کرد:«معمولا بزه دیدگان به علت شرایط مالی بد، خشونت های خانگی را گزارش نمی کنند. چراکه از نظر مالی به شوهرانشان وابسته اند و درصورت دستگیری شوهرانشان از تأمین مالی آنها محروم می شوند.»
او در ادامۀ مباحث خود به مواردی مانند جدا کردن یارانه زنان بزه دیده خشونت خانگی از بزهکاران که سرپرست آنان اند و همچنین پرداخت نفقه بدون تمکین زن بزه دیده اشاره کرد که از قواعد پیشبینی شده در این لایحه اند. همچنین او به معافیت قربانیان خشونت خانگی از پرداخت هزینه دادرسی نیز اشاره کرد.
قسمت اول
امروز کانون وکلای دادگستری میزبان جلسه ای بود که فعالان حوزۀ زنان مدت ها انتظارش را می کشیدند. تلاش برای منع خشونت خانگی علیه زنان، باید به نقطۀ قانون گذاری می رسید.
امروز کانون وکلای دادگستری از سندی رونمایی کرد که انتظار فعالان حوزه زنان را به پایان رساند. این سند "لایحۀ پیشنهادی منع خشونت خانگی علیه زنان" بود. این سند نشانگر آغاز جریان قانون گذاری در این حوزه است. طبق گفتۀ مجری جلسه، این سند سه سال است که در جریان تدوین خود به سر برده است و امروز سند نهایی آن ارائه شده است. گروهي متشکل از حقوقدانان، وکلا و جامعه شناسان در تدوین این سند نقش داشته اند. مورد جالب امروز، حضور مهناز افشار بود، او نه به عنوان هنرپيشه بلكه تحت عنوان فعال زنان در نشست حضور يافته بود.
با خشونت خانگی متولد می شویم
پنل اول این جلسه با شرح کلی در مورد متن لایحۀ پیشنهادی آغاز شد. کیان ارثی،علم، مینوی و قوشه از وکلای دادگستری و تدوینگران این لایحه بودند که ویژگی ها و رویکردهای لایحه را تبیین کردند.
مریم کیان ارثی، مجری پنل اول با بیان اینکه هیچ قانون مدونی در این حوزه وجود ندارد و حتی قوانین جزائی نیز جرم انگاری لازم در این مورد را انجام نداده اند گفت: «66 درصد زنان ایرانی از ابتدای زندگی زناشویی خود حداقل یک بار مورد خشونت خانگی قرار گرفته اند. حدود 70 درصد آزارهای جنسی نسبت به دختران بوده است و 50 در صد از آن از سوی خانواده صورت گرفته است. این خشونت ها حتی نسبت به زنان باردار هم اعمال شده است.» او در ادامه اضافه کرد:«حفظ ارزش های خانوادگی یک ضد ارزش است که به عنوان یک ارزش در جامعۀ ما شکل گرفته است. تصویب این قانون یک تکلیف اخلاقی و انسانی است و تیم تدوین لایحه 500 ساعت برای آن وقت صرف کرده اند. رویکرد حاکم بر این لایحه حمایت بلاواسطه از خشونت دیدگان است.
خشونت خانگی در عین خانگی بودن، امر خصوصی نیست؛ بلکه امر عمومی است و باید از طریق آموزش و تقنین کنترل شود. کیان ارثی در پایان صحبت های خود به چالش های تدوین لایحه اشاره کرد و عدم دسترسی به منابع و امکانات مالی و اطلاعاتی لازم را بزرگترین چالش دانست. همچنین وی اضلفه کرد: مشارکت جامعه و تصمیم سازی عمومی شرط تحقق منع خشونت خانگی علیه زنان است.
در ادامه عَلَم به تبیین فصل اول لایحه پرداخت. او گفت:«فصل اول مربوط به تعاریف است و بزرگترین چالش آن دامنۀ تعریف و دایرۀ شمولیت افراد بود. او در تبیین ویژگی های این فصل گفت: گنجاندن خشونت خانگی و تحمیل روابط جنسی از ویژگی های مهم این قانون است. خشونت در این قانون انواعی دارد؛ خشونت جسمی، جنسی، شرافتی و ... . خشونت شرافت همان خشونت اجتماعی است که ما ایرانیان در برخی مناطق کشور از وجود گستردۀ آن رنج می بریم.
لزوم اقدامات حمايتي- ترميمي
فصل دوم لایحه مربوط به سازوکارهای حمایتی این قانون است که خانم مینوی به تبیین آن پرداخت. او در مورد رویکرد حاکم بر لایحه گفت:«مبانی رویکرد حاکم بر لایحه پیشگیرانه، حمایتی، ترمیمی و اقدام مثبت است. اقدامات پیشگیرانه در سه سطح عمومی، انتخابی و اختصاصی در نظر گرفته شده است. اقدامات پیشگیرانۀ عمومی به طور خاص از طریق صدا و سیما انجام می گیرد. پیشگیری انتخابی را از طریق قضات و مأموران می توان صورت داد و پیشگیری انتخابی را از طریق سازمان های مردم نهاد. او در ادامه به چگونگی تأمین اقدامات حمایتی، اقدامات ترمیمی و اقدامات مثبت پرداخت و توانمندسازی بزه دیده، مشاوره دادن به آنها، تأسی خانه های امن، آموزش بزهکار و بزه دیدۀ خشونت و همچنین ایجاد شعب تخصصی رسیدگی به خشونت های خانگی را به عنوان مصادیق اصلی این اقدامات ذکر کرد.
لزوم به كار گيري مقامات قضايي زن
قوشه آخرین سخنران پنل اول بود که فصل سوم و فصل چهارم لایحه را شرح داد. فصل سوم و فصل چهارم به آیین دادرسی و سازوکار های حمایتی قانونی-قضایی و همچنین جرایم و مجازات ها است. قوشه در ابتدای بحث خود گفت: «سرعت در رسیدگی، به کار گیری مقامات قضایی زن در دادسراها و ظابطین قضایی زن، تأسی واحد ویژه منع خشونت در هر حوزۀ انتظامی و پیشبینی قرار های حمایتی فوری در جرایم مشهود خشونت خانگی از جمله ویژگی های این دو فصل اند. او در ادامه بیان کرد:«معمولا بزه دیدگان به علت شرایط مالی بد، خشونت های خانگی را گزارش نمی کنند. چراکه از نظر مالی به شوهرانشان وابسته اند و درصورت دستگیری شوهرانشان از تأمین مالی آنها محروم می شوند.»
او در ادامۀ مباحث خود به مواردی مانند جدا کردن یارانه زنان بزه دیده خشونت خانگی از بزهکاران که سرپرست آنان اند و همچنین پرداخت نفقه بدون تمکین زن بزه دیده اشاره کرد که از قواعد پیشبینی شده در این لایحه اند. همچنین او به معافیت قربانیان خشونت خانگی از پرداخت هزینه دادرسی نیز اشاره کرد.