مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
https://telegram.me/ipsan
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
https://telegram.me/ipsan
Telegram
مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
صلح به مثابه آرماني اخلاقي
حسين سراج زاده***
موضوع صلح براي جامعه شناسان از دو جنبه مطرح است. يكي، صلح به عنوان يك موضوع مطالعه علمي كه قرار است به تبيين موضوع جنگ، صلح و ستيزه هاي گروهي بپردازد و دوم اينكه صلح براي جامعه شناسان يك آرمان انساني- اخلاقي است و همه مي دانيم كه جامعه شناسي از جمله علومي است كه تكوين آن، مبتني بر نوعي تعهد براي بهبود زندگي اجتماعي است. هم در سنت جامعه شناسي، در كلاسيك ها و در جامعه شناسان بنام معاصر و حتي در كشور ما، سنت جامعه شناسي هميشه با دغدغه هاي روشنفكرانه و تعهد اخلاقي براي حل مشكلات مردم همراه بوده است.
در نتيجه، موضوع صلح فقط يك موضوع مطالعه علمي براي شناخت علت ها، ريشه ها و پيامدهاي پديده هايي مثل جنگ و صلح نيست.
صلح يك آرمان اخلاقي است و از اين منظر علاقه جامعه شناسي و جامعه شناسان به صلح، مطرح مي شود. به اين معني كه مي دانيم جنگ همواره منشا بسياري از مسائل و مشكلات اجتماعي مثل فقر، مهاجرت هاي اجباري، ويراني منابع انساني و اقتصادي و... بوده و در نتيجه پرهيز از آن و حركت به سمت صلح، همواره بايد به عنوان يك ارزش اخلاقي و آرمان بايد در نظر گرفته شود.
به عنوان يك واقعيت اجتماعي مي دانيم و دانش جامعه شناسي نيز اين را به ما آموخته كه جامعه از تضادهاي متعدد و ستيزها لبريز و مبتني بر تعارض منافع گروه هاي مختلف اجتماعي است. تضادهايي كه مي تواند منشا ستيزه هاي ويرانگر باشد. در نتيجه وقتي صحبت از آرمان صلح مي شود نبايد ساده انديشانه فكر كنيم.
صلح يعني رفتن به سمتي كه همه بدون هيچ تضاد منافعي با يكديگر زندگي كنند بلكه جهت مطالعات جامعه شناسي صلح بايد به اين سمت باشد كه ريشه هاي واقعي يا ساختاري بروز جنگ يا مبناهاي ساختاري اي كه مي تواند به صلح كمك كند را بشناسد. آن چيزي كه مي تواند به عنوان يك آرمان واقع بينانه تلقي شود اين است كه تضادهايي كه واقعي، غيرقابل اجتناب و بخشي از ماهيت جامعه است چگونه مي تواند به سمتي حركت كند كه به صورت مسالمت آميز حل و فصل شود.
بنابراين، مطالعات جامعه شناسي بايد دانش و بصيرت ما را براي فهم زمينه هاي رسيدن به چنين شرايطي افزايش دهد.
رييس انجمن جامعه شناسي ايران
** گروه جامعه شناسی صلح انجمن جامعه شناسی ایران**
حسين سراج زاده***
موضوع صلح براي جامعه شناسان از دو جنبه مطرح است. يكي، صلح به عنوان يك موضوع مطالعه علمي كه قرار است به تبيين موضوع جنگ، صلح و ستيزه هاي گروهي بپردازد و دوم اينكه صلح براي جامعه شناسان يك آرمان انساني- اخلاقي است و همه مي دانيم كه جامعه شناسي از جمله علومي است كه تكوين آن، مبتني بر نوعي تعهد براي بهبود زندگي اجتماعي است. هم در سنت جامعه شناسي، در كلاسيك ها و در جامعه شناسان بنام معاصر و حتي در كشور ما، سنت جامعه شناسي هميشه با دغدغه هاي روشنفكرانه و تعهد اخلاقي براي حل مشكلات مردم همراه بوده است.
در نتيجه، موضوع صلح فقط يك موضوع مطالعه علمي براي شناخت علت ها، ريشه ها و پيامدهاي پديده هايي مثل جنگ و صلح نيست.
صلح يك آرمان اخلاقي است و از اين منظر علاقه جامعه شناسي و جامعه شناسان به صلح، مطرح مي شود. به اين معني كه مي دانيم جنگ همواره منشا بسياري از مسائل و مشكلات اجتماعي مثل فقر، مهاجرت هاي اجباري، ويراني منابع انساني و اقتصادي و... بوده و در نتيجه پرهيز از آن و حركت به سمت صلح، همواره بايد به عنوان يك ارزش اخلاقي و آرمان بايد در نظر گرفته شود.
به عنوان يك واقعيت اجتماعي مي دانيم و دانش جامعه شناسي نيز اين را به ما آموخته كه جامعه از تضادهاي متعدد و ستيزها لبريز و مبتني بر تعارض منافع گروه هاي مختلف اجتماعي است. تضادهايي كه مي تواند منشا ستيزه هاي ويرانگر باشد. در نتيجه وقتي صحبت از آرمان صلح مي شود نبايد ساده انديشانه فكر كنيم.
صلح يعني رفتن به سمتي كه همه بدون هيچ تضاد منافعي با يكديگر زندگي كنند بلكه جهت مطالعات جامعه شناسي صلح بايد به اين سمت باشد كه ريشه هاي واقعي يا ساختاري بروز جنگ يا مبناهاي ساختاري اي كه مي تواند به صلح كمك كند را بشناسد. آن چيزي كه مي تواند به عنوان يك آرمان واقع بينانه تلقي شود اين است كه تضادهايي كه واقعي، غيرقابل اجتناب و بخشي از ماهيت جامعه است چگونه مي تواند به سمتي حركت كند كه به صورت مسالمت آميز حل و فصل شود.
بنابراين، مطالعات جامعه شناسي بايد دانش و بصيرت ما را براي فهم زمينه هاي رسيدن به چنين شرايطي افزايش دهد.
رييس انجمن جامعه شناسي ايران
** گروه جامعه شناسی صلح انجمن جامعه شناسی ایران**
Forwarded from اخبار دانشجویان-رسا
گردهمایی بزرگ سفیران بلخ
منتظر حضور سبز وگرمتان هستیم.
روابط عمومی انجمن ندا- کاشان
https://telegram.me/EDAfg1
منتظر حضور سبز وگرمتان هستیم.
روابط عمومی انجمن ندا- کاشان
https://telegram.me/EDAfg1
به نام خدا
جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر محمدجواد ظریف وزیر محترم امور خارجه
با اهدای سلام
«همانطور که مستحضرید در هفته اخیر با حکم رئیس جمهور جدید امریکا، تبعیضهای ناروایی علیه شهروندان کشورمان که به دلایل گوناگون قصد سفر به آن کشور را داشتند یا ایرانیان مقیم امریکا اعمال شده است.
جدا از مشکلاتی که این دستور برای زندگی روزمره بسیاری از هموطنانمان در ایران و امریکا بوجود آورده است، فضای تبلیغاتی که برای توجیه این اقدام ایجاد شده حیثیت فرهنگی، دینی، تاریخی و منافع ملی کشورمان را خدشهدار کرده و میتواند اثرات بسیار زیانباری را به همراه آورد.
درهمین چند روز گروههای بزرگی از انجمنهای علمی و فرهنگی آن کشور و هزاران تن از دانشگاهیان از جمله دهها برنده جایزه نوبل با امضای نامههای جمعی این اقدام رئیس جمهور امریکا را محکوم کردهاند.
معمولا در چنین مواقعی دولتها اقدام به عمل متقابل میکنند اما ما امضاءکنندگان زیر از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف؛ که بخش کوچکی از جامعه دانشگاهی ایران را تشکیل میدهیم از دولت خود تقاضا میکنیم که این بار به شیوه متفاوتی نسبت به این عمل ناصواب واکنش نشان دهد.
ما معتقدیم که برای خنثی کردن آثار زیان بار فوق سیاست صحیح و مبتکرانهای که دولت محترم جمهوری اسلامی با خویشتنداری میتواند اتخاذ کند آن است که اعلام نماید:
«شهروندان امریکایی میتوانند بدون دریافت ویزای گردشگری و تشریفات مربوطه در کشور مبدأ و با اخذ ویزای فرودگاهی در تهران در طی 90 روز آینده برای مدّت دو هفته به ایران سفرکرده و خود از نزدیک میهماننوازی ایرانیان و مسلمانان صلحجوی را تجربه کنند».
این تدبیر نه تنها بار دیگر بر سیاست اخلاقگرای کشور ما در عرصه بینالمللی تاکید میکند بلکه باعث میشود آن فضای همدلی و حمایتی که در ماههای منتهی به انقلاب اسلامی در کلیه کشورها نسبت به کشورمان وجود داشت دوباره احیا شود.
همچنین این اقدام مبتکرانه بار دیگر بر نقش پیشگام کشورمان در دفاع از ارزشهای راستین دینی در جوامع مسلمان تاکید میکند.
این فرصت بسیار مغتنم است و امیدواریم که وزارت محترم خارجه با اقدام سریع و هماهنگی کامل با سایر ارگانهای ذیربط نسبت به آن واکنش نشان دهد.»http://www.asriran.com/fa/news/521419/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B5%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE
جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر محمدجواد ظریف وزیر محترم امور خارجه
با اهدای سلام
«همانطور که مستحضرید در هفته اخیر با حکم رئیس جمهور جدید امریکا، تبعیضهای ناروایی علیه شهروندان کشورمان که به دلایل گوناگون قصد سفر به آن کشور را داشتند یا ایرانیان مقیم امریکا اعمال شده است.
جدا از مشکلاتی که این دستور برای زندگی روزمره بسیاری از هموطنانمان در ایران و امریکا بوجود آورده است، فضای تبلیغاتی که برای توجیه این اقدام ایجاد شده حیثیت فرهنگی، دینی، تاریخی و منافع ملی کشورمان را خدشهدار کرده و میتواند اثرات بسیار زیانباری را به همراه آورد.
درهمین چند روز گروههای بزرگی از انجمنهای علمی و فرهنگی آن کشور و هزاران تن از دانشگاهیان از جمله دهها برنده جایزه نوبل با امضای نامههای جمعی این اقدام رئیس جمهور امریکا را محکوم کردهاند.
معمولا در چنین مواقعی دولتها اقدام به عمل متقابل میکنند اما ما امضاءکنندگان زیر از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف؛ که بخش کوچکی از جامعه دانشگاهی ایران را تشکیل میدهیم از دولت خود تقاضا میکنیم که این بار به شیوه متفاوتی نسبت به این عمل ناصواب واکنش نشان دهد.
ما معتقدیم که برای خنثی کردن آثار زیان بار فوق سیاست صحیح و مبتکرانهای که دولت محترم جمهوری اسلامی با خویشتنداری میتواند اتخاذ کند آن است که اعلام نماید:
«شهروندان امریکایی میتوانند بدون دریافت ویزای گردشگری و تشریفات مربوطه در کشور مبدأ و با اخذ ویزای فرودگاهی در تهران در طی 90 روز آینده برای مدّت دو هفته به ایران سفرکرده و خود از نزدیک میهماننوازی ایرانیان و مسلمانان صلحجوی را تجربه کنند».
این تدبیر نه تنها بار دیگر بر سیاست اخلاقگرای کشور ما در عرصه بینالمللی تاکید میکند بلکه باعث میشود آن فضای همدلی و حمایتی که در ماههای منتهی به انقلاب اسلامی در کلیه کشورها نسبت به کشورمان وجود داشت دوباره احیا شود.
همچنین این اقدام مبتکرانه بار دیگر بر نقش پیشگام کشورمان در دفاع از ارزشهای راستین دینی در جوامع مسلمان تاکید میکند.
این فرصت بسیار مغتنم است و امیدواریم که وزارت محترم خارجه با اقدام سریع و هماهنگی کامل با سایر ارگانهای ذیربط نسبت به آن واکنش نشان دهد.»http://www.asriran.com/fa/news/521419/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B5%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE
Asriran
پیشنهاد جمعی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف به روحانی و ظریف: صدور ویزای فرودگاهی برای شهروندان آمریکایی در مقابل دستور ترامپ
این تدبیر بار دیگر بر سیاست اخلاقگرای کشور ما در عرصه بینالمللی تاکید میکند...
آموزگاری و آیین گفت و گو
حسین میرزانیا
همکار گروه صدای معلم
آموزگاری نیز به گفته ی سقراط بزرگ نقش مامایی اندیشه ها و شکفتگی حقیقت را دارد/ تاریخ دیرین استبداد و خودکامگی در سرزمین ما همواره مانع از دیدن ما از یکدیگر شده است/ باید تمرین گفت و گو باهم را بیاموزیم تا بتوانیم آموزگار شایسته ای درکنار نوآموزان و دانش آموزان خود باشیم/ به هر روی نمی توان بر سفره ی پرمهر گفت و گو نشست و حداقلی از شرط گفت و گو را نداشت/ گام نخستین در گفت و گو درهدف گفت و گو نهفته است/ گفت و گو کننده با هدف ایجاد نقطه وصل به گفت و گو بنشیند و مرزهای اشتراک را فربه ترسازد ،نه آنکه بر افتراقات انگشت نهد و شکاف ها را تشدید سازد .گو اینکه می توان از افتراقات گفت اما به نیت پررنگ کردن اشتراکات و نه عمیق ترکردن فاصله ها/ نگاهی به گفت و گو در میان ایرانیان نشان از آن دارد که محرومیت از تمرین گفت و گو باهم به ویژه چهره به چهره ،ایرانیان را ناشکیبا ،کم تحمل و در آستانه ی خشونت قرارداده است .این درحالیست که تاریخ ایران گرچه خشونت ها ی بسیاربه خود دیده و لکن تهی از مدارا نبوده است/ حکیمان و عارفانی چون مولانا ،سعدی ، حافظ و شیخ ابوالحسن خرقانی قله های این گفتمان مدارا جوی ایرانی هستند....
سقراط را نخستین کسی می دانند که از فضیلت گفت و گو برخوردار بود و با تمسک به گفت و گو خطاهای روشی یا بینشی یا معرفتی مخاطبانش را برملا می کرد و به گفته ی خود همچون یک ماما در زایمان حقیقت و روشنایی به مخاطب یاری می رساند بدون آن که متوسل به خشم و خشونت و یا حذف و طرد آنان شود.
در تاریخ آمده است که بشر آن هنگام که به جای پرتاب سنگ و کلوخ آموخت که کلمه به سوی هم پرتاب کند (کلمه به کارببرد) تمدن نیز زاده شد.
تاریخ بشر هم تاریخ آزادی است هم تاریخ سیر و سلوک به سوی گفت و گو. بشر در طی زمان همه گونه ابزار برای حل مشکلات به کار گرفته است ...از ابزار سنگ تا اتم ،از فحاشی تا تندخویی ،اما پایان هر جنگ و ستیزی جز راه صلح و آشتی سرنوشت دیگری نداشته است ...در این جنگ و ستیزها چه انسان ها که قربانی شدند و چه سرمایه ها که نابود شدند و چه استعدادها که هرز رفت و چه دریغ ها و افسوس هاکه برای بشر نماند....
آموزگاری نیز به گفته ی سقراط بزرگ نقش مامایی اندیشه ها و شکفتگی حقیقت را دارد .او باید بتواند در کلاس درس نقش تسهیل گر زایش دانایی انسان به جهل خویش را ایفا کند و هدایت گر کشف خطاها شود تا بتواند از پس این دانایی به ناتوانی ها و نادانی ها به سوی شکفتگی و کشف روشنایی گام بردارد.برای نیل به چنین وظیفه ی خطیری در کلاس درس خود نیز باید متصف به اوصاف گفت و گو باشد و به سخن درست آیین گفت و گو را آموخته باشد.
تاریخ دیرین استبداد و خودکامگی در سرزمین ما همواره مانع از دیدن ما از یکدیگر شده است .ایرانی نه خود را می شناسد نه دیگری را ،چراکه اجازه ی گفت و گو و فرصت کشف هم را نداشته و نیافته است.از این رو باید تمرین گفت و گو باهم را بیاموزیم تا بتوانیم آموزگار شایسته ای درکنار نوآموزان و دانش آموزان خود باشیم .
در باب گفت و گو و آیین آن ، سخن بسیار رفته و راه و روش های بسیار پیش روی ما نهاده اند .
به هر روی نمی توان بر سفره ی پرمهر گفت و گو نشست و حداقلی از شرط گفت و گو را نداشت .
گام نخستین در گفت و گو درهدف گفت و گو نهفته است .بدین معنی که گفت و گو کننده با سلاحی از پیش مهیا شده جهت از میدان به درکردن حریف نیامده باشد بلکه با هدف رفع ابهام از یک دیدگاه یا رفتار و آسیب شناسی خطای هم به گفت و گو نشسته باشند.
دوم : گفت و گو کننده خود را واصل به حقیقت و سرچشمه ی فهم از حقایق نداند و بر این امر معترف باشد که ممکن است او نیز دچار جهل یا خطای دید و تحلیل باشد ؛ از این رو دریچه ی فهم بیشتر را به روی خود نبندد و مرز دانستن را از پیش پایان یافته نداند.
سوم : گفت و گو کننده ،غیر ،را که همانا مخاطب گفت و گوی خود می باشد،به رسمیت بشناسد و از موضعی برابر و نه مادون خود به گفت و گو بنشیند.
چهارم : گفت و گو کننده با هدف ایجاد نقطه وصل به گفت و گو بنشیند و مرزهای اشتراک را فربه ترسازد ،نه آنکه بر افتراقات انگشت نهد و شکاف ها را تشدید سازد .گو اینکه می توان از افتراقات گفت اما به نیت پررنگ کردن اشتراکات و نه عمیق ترکردن فاصله ها.
پنجم: سهم واژه ها و کلمات در سرانجام یک گفت و گو و ادامه ی آن بسیار حائز اهمیت است . گاه یک واژه یا کلمه می تواند مخاطب رابه ادامه گفت و گو رهنمون سازد و روزنه ی تفاهم را بازنگه دارد وگاه واژه ای دیگر گفت و گو را به بن بست یا خصومت کشاند و گفت و گو را دچار سکته یا انقطاع سازد.
حسین میرزانیا
همکار گروه صدای معلم
آموزگاری نیز به گفته ی سقراط بزرگ نقش مامایی اندیشه ها و شکفتگی حقیقت را دارد/ تاریخ دیرین استبداد و خودکامگی در سرزمین ما همواره مانع از دیدن ما از یکدیگر شده است/ باید تمرین گفت و گو باهم را بیاموزیم تا بتوانیم آموزگار شایسته ای درکنار نوآموزان و دانش آموزان خود باشیم/ به هر روی نمی توان بر سفره ی پرمهر گفت و گو نشست و حداقلی از شرط گفت و گو را نداشت/ گام نخستین در گفت و گو درهدف گفت و گو نهفته است/ گفت و گو کننده با هدف ایجاد نقطه وصل به گفت و گو بنشیند و مرزهای اشتراک را فربه ترسازد ،نه آنکه بر افتراقات انگشت نهد و شکاف ها را تشدید سازد .گو اینکه می توان از افتراقات گفت اما به نیت پررنگ کردن اشتراکات و نه عمیق ترکردن فاصله ها/ نگاهی به گفت و گو در میان ایرانیان نشان از آن دارد که محرومیت از تمرین گفت و گو باهم به ویژه چهره به چهره ،ایرانیان را ناشکیبا ،کم تحمل و در آستانه ی خشونت قرارداده است .این درحالیست که تاریخ ایران گرچه خشونت ها ی بسیاربه خود دیده و لکن تهی از مدارا نبوده است/ حکیمان و عارفانی چون مولانا ،سعدی ، حافظ و شیخ ابوالحسن خرقانی قله های این گفتمان مدارا جوی ایرانی هستند....
سقراط را نخستین کسی می دانند که از فضیلت گفت و گو برخوردار بود و با تمسک به گفت و گو خطاهای روشی یا بینشی یا معرفتی مخاطبانش را برملا می کرد و به گفته ی خود همچون یک ماما در زایمان حقیقت و روشنایی به مخاطب یاری می رساند بدون آن که متوسل به خشم و خشونت و یا حذف و طرد آنان شود.
در تاریخ آمده است که بشر آن هنگام که به جای پرتاب سنگ و کلوخ آموخت که کلمه به سوی هم پرتاب کند (کلمه به کارببرد) تمدن نیز زاده شد.
تاریخ بشر هم تاریخ آزادی است هم تاریخ سیر و سلوک به سوی گفت و گو. بشر در طی زمان همه گونه ابزار برای حل مشکلات به کار گرفته است ...از ابزار سنگ تا اتم ،از فحاشی تا تندخویی ،اما پایان هر جنگ و ستیزی جز راه صلح و آشتی سرنوشت دیگری نداشته است ...در این جنگ و ستیزها چه انسان ها که قربانی شدند و چه سرمایه ها که نابود شدند و چه استعدادها که هرز رفت و چه دریغ ها و افسوس هاکه برای بشر نماند....
آموزگاری نیز به گفته ی سقراط بزرگ نقش مامایی اندیشه ها و شکفتگی حقیقت را دارد .او باید بتواند در کلاس درس نقش تسهیل گر زایش دانایی انسان به جهل خویش را ایفا کند و هدایت گر کشف خطاها شود تا بتواند از پس این دانایی به ناتوانی ها و نادانی ها به سوی شکفتگی و کشف روشنایی گام بردارد.برای نیل به چنین وظیفه ی خطیری در کلاس درس خود نیز باید متصف به اوصاف گفت و گو باشد و به سخن درست آیین گفت و گو را آموخته باشد.
تاریخ دیرین استبداد و خودکامگی در سرزمین ما همواره مانع از دیدن ما از یکدیگر شده است .ایرانی نه خود را می شناسد نه دیگری را ،چراکه اجازه ی گفت و گو و فرصت کشف هم را نداشته و نیافته است.از این رو باید تمرین گفت و گو باهم را بیاموزیم تا بتوانیم آموزگار شایسته ای درکنار نوآموزان و دانش آموزان خود باشیم .
در باب گفت و گو و آیین آن ، سخن بسیار رفته و راه و روش های بسیار پیش روی ما نهاده اند .
به هر روی نمی توان بر سفره ی پرمهر گفت و گو نشست و حداقلی از شرط گفت و گو را نداشت .
گام نخستین در گفت و گو درهدف گفت و گو نهفته است .بدین معنی که گفت و گو کننده با سلاحی از پیش مهیا شده جهت از میدان به درکردن حریف نیامده باشد بلکه با هدف رفع ابهام از یک دیدگاه یا رفتار و آسیب شناسی خطای هم به گفت و گو نشسته باشند.
دوم : گفت و گو کننده خود را واصل به حقیقت و سرچشمه ی فهم از حقایق نداند و بر این امر معترف باشد که ممکن است او نیز دچار جهل یا خطای دید و تحلیل باشد ؛ از این رو دریچه ی فهم بیشتر را به روی خود نبندد و مرز دانستن را از پیش پایان یافته نداند.
سوم : گفت و گو کننده ،غیر ،را که همانا مخاطب گفت و گوی خود می باشد،به رسمیت بشناسد و از موضعی برابر و نه مادون خود به گفت و گو بنشیند.
چهارم : گفت و گو کننده با هدف ایجاد نقطه وصل به گفت و گو بنشیند و مرزهای اشتراک را فربه ترسازد ،نه آنکه بر افتراقات انگشت نهد و شکاف ها را تشدید سازد .گو اینکه می توان از افتراقات گفت اما به نیت پررنگ کردن اشتراکات و نه عمیق ترکردن فاصله ها.
پنجم: سهم واژه ها و کلمات در سرانجام یک گفت و گو و ادامه ی آن بسیار حائز اهمیت است . گاه یک واژه یا کلمه می تواند مخاطب رابه ادامه گفت و گو رهنمون سازد و روزنه ی تفاهم را بازنگه دارد وگاه واژه ای دیگر گفت و گو را به بن بست یا خصومت کشاند و گفت و گو را دچار سکته یا انقطاع سازد.
ششم : مطلق بینی مطلق اندیشی و سودای تمامیت خواهی ( همه با من و همه مانند من) چونان رهزنی گفت و گو را تهدید می کند، ازاین رو از گوهر نسبیت نباید خود را محروم ساخت که ارمغان آن پذیرش تکثر و مدارا در گفت و گوست .نگاهی به گفت و گو در میان ایرانیان نشان از آن دارد که محرومیت از تمرین گفت و گو باهم به ویژه چهره به چهره ،ایرانیان را ناشکیبا ،کم تحمل و در آستانه ی خشونت قرارداده است .این درحالیست که تاریخ ایران گرچه خشونت ها ی بسیاربه خود دیده و لکن تهی از مدارا نبوده است .
حکیمان و عارفانی چون مولانا ،سعدی ، حافظ و شیخ ابوالحسن خرقانی قله های این گفتمان مدارا جوی ایرانی هستند .
آن هنگام که شیخ ابوالحسن می گوید:"" هرکه در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید،چه آن که نزد باری تعالی به جان ارزد البته برخوان بوالحسن به نان ارزد.""حکایت از روح تسامح گرا و دگرپذیر ایرانی دارد ؛ پس شایسته است که گفتمان مدارا را از دست ننهیم و خود را فارغ ازآن ندانیم که ما و دوران ما به گفت و گو و آیین گفت و گو بیش از گذشته محتاج است.🌿🌿🌿
لینک یادداشت:
http://sedayemoallem.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86/item/7911-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88
حکیمان و عارفانی چون مولانا ،سعدی ، حافظ و شیخ ابوالحسن خرقانی قله های این گفتمان مدارا جوی ایرانی هستند .
آن هنگام که شیخ ابوالحسن می گوید:"" هرکه در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید،چه آن که نزد باری تعالی به جان ارزد البته برخوان بوالحسن به نان ارزد.""حکایت از روح تسامح گرا و دگرپذیر ایرانی دارد ؛ پس شایسته است که گفتمان مدارا را از دست ننهیم و خود را فارغ ازآن ندانیم که ما و دوران ما به گفت و گو و آیین گفت و گو بیش از گذشته محتاج است.🌿🌿🌿
لینک یادداشت:
http://sedayemoallem.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86/item/7911-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88
sedayemoallem.ir
آموزگاری و آیین گفت و گو
مطالب مرتبط با آموزش نوین در حیطه آموزش و پرورش
تأملی جامعهشناختی بر سیاستهای مهاجرتی ترامپ
ایدئولوژی «ملیگرایانه» در عصر جهانیشدن
تعارض منطق ملیگرایانه با منطق سرمایهداری است که سیاستهای ترامپ را شوکآور کرده است
دکتر محمدامین قانعیراد(عضو هيئت ميده انجمن مطالعات صلح ايران)
«جهانی شدن» ابعاد مختلفی دارد اما از آنجا که امریکا در عرصه سرمایهداری پیشگام است، شاید بهتر باشد که در تحلیل سیاستهای مهاجرتی ترامپ بر «جهانیشدن سرمایه» تمرکز کنیم؛ هرچند که نمیتوان در فرآیندهای جهانی از نقش «فرهنگ» چشم پوشید.
در جهانیشدن فرهنگی وقتی مقوله هایی چون «گفتوگوی فرهنگها» و «گفتوگوی تمدنها» برجسته میشود دو اتفاق رخ میدهد؛ یا جایگاه فرهنگی کشورها به رسمیت شناخته میشود، یا در درون فرآیندهای جهانی جذب میشوند و به دنبال آن «جهانی شدن سیاسی» رخ میدهد و نهادهای بینالمللی نقش برجستهتری را در اداره جهان مییابند. این در حالی است که جهانیشدن سرمایه در برابر مکانهای جغرافیایی و ملتها بیتفاوت است و اگر تا دیروز سرمایهها در امریکا متمرکز بود، امروز به کشورهای دیگری که در حاشیه سرمایهداری هستند یا اصلاً سرمایهدار محسوب نمیشوند، انتقال داده میشود.
امروزه مشاهده میشود که سرمایهها به کشورهای آسیایی و امریکای لاتین و تا حدودی کشورهای آفریقایی، انتقال داده شده که منجر به گسترش امکانات کاری و تولیدی در این مناطق شده است. علت این انتقال سرمایه از این جهت است که سطح دستمزدها در کشورهای آسیایی و امریکایی پایینتر است و همین امر هزینههای تولید را کاهش میدهد در نتیجه میزان بهرهوری سرمایه افزایش مییابد.واقعیت این است که سرمایهداری با «استثمار نیروی کار» تعریف میشود. بنابراین، وقتی نیروی کار در برخی از کشورها به دلیل پایین بودن سطح زندگی، ارزانتر باشد، سرمایه به آنجا تمایل پیدا میکند؛ این انتقال سرمایه، امکاناتی را در کشورهای مقصد ایجاد میکند و به موازات آن، امکانات جامعه امریکا کاهش مییابد و با این حرکت سرمایه، بویژه در دو دهه اخیر، وضعیت کار و اشتغال در امریکا تضعیف میشود. نمونه این امر را میتوان در بحران مسکن سال 2008، انتقال بسیاری از کارخانهها به کشورهای آسیایی، کاهش تبوتاب زندگی شهری در برخی از شهرهای امریکایی که از طریق تولید صنعتی زندگی میکردند، مشاهده کرد. بنابراین، اینجا است که یکسری افسردگیها و نارضایتیها در بین شهروندان شکل میگیرد.نظام امریکا یک نظام سرمایهداری است اگر براساس منطق سرمایهداری به اقتصاد امریکا نگاه کنیم، خواهیم پذیرفت که سرمایهداری میل به «جهانیشدن» دارد. در جریان این جهانیشدن هر چند که ممکن است پول زیادی به سرمایهداران امریکایی منتقل شود اما شهروندان عادی همچنان شغل ندارند و از بیکاری رنج میبرند. این اتفاق، براساس منطق اقتصاد و سرمایهداری، قابل توجیه است و چندان اهمیتی ندارد که شهروند عادی امریکا از چه چیزی رنج میبرد.
اما فارغ از نگاههای سرمایهدارانه، اگر از درون یک منطق ملی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به این مسأله نگاه کنیم؛ «منطق ملیگرایانه» را با آن «منطق سرمایهداری» در تعارض خواهیم دید که میتوان از آن با عنوان تعارض میان «ایدئولوژی ملیگرایانه» و «ایدئولوژی جهانی شدن» یاد کرد. ترامپ در دسته «ملیگراها» قرار میگیرد و سیاستهای مهاجرتی او نیز برآمده از همین «ایدئولوژیهای ملیگرایانه» است که در تعارض با گرایشهای جهانیشدن سرمایه است.
از این رو، برخلاف اینکه انتظار میرود امریکا همواره از «جهانیشدن» دفاع کند، سیاستمداری چون ترامپ ظهور میکند که از قضا از «محلیشدن» سخن میگوید و اینجا است که میان ابعاد «فرهنگی» و «سیاسی» جهانیشدن با اقتصاد سرمایهداری تعارض به وجود میآید. اینکه ترامپ و دستگاه اداری او چگونه بتوانند این مشکل را حل کنند که ضمن حمایت از مردم امریکا، سرمایهداری با بحران مواجه نشود، کار به غایت پیچیده و مشکلی است.
معتقدم، سیاستهای ترامپ، در یک چنین تعارض بزرگی قرار میگیرد؛ او، از یک طرف، یک سرمایهدار است و باید به منطق جهانی سرمایه توجه کند و از طرف دیگر، سیاستمدار یک کشور خاص است و باید خواستهها و مطالبات متعارف شهروندان را در نظر بگیرد و این دو تعارضی را ایجاد میکند و بیرون آمدن از این تعارض نیاز به برنامههای پیچیده و حساب شده دارد.
این در حالی است که ترامپ با پشتوانه «مطالبات محلی» روی کار آمد؛ با طرح کردن اینکه امکانات کاری جامعه امریکا را مهاجرین غیرقانونی از مکزیک و جاهای دیگر تأمین میکنند و ما باید مانع ورود اینها شویم و دیوار بکشیم و امکانات اقتصادی را در اختیار شهروندان امریکایی بگذاریم. به همین دلیل یک نوع سیاستهای محدودکننده مهاجرتی را در راستای «تأمین نیازهای محلی شهروندان خود» قرار داده است.
برخی تحلیلگران از سیاستهای مهاجرتی ترامپ با عنوان «اقدامات نژادپرستانه» سخن می
ایدئولوژی «ملیگرایانه» در عصر جهانیشدن
تعارض منطق ملیگرایانه با منطق سرمایهداری است که سیاستهای ترامپ را شوکآور کرده است
دکتر محمدامین قانعیراد(عضو هيئت ميده انجمن مطالعات صلح ايران)
«جهانی شدن» ابعاد مختلفی دارد اما از آنجا که امریکا در عرصه سرمایهداری پیشگام است، شاید بهتر باشد که در تحلیل سیاستهای مهاجرتی ترامپ بر «جهانیشدن سرمایه» تمرکز کنیم؛ هرچند که نمیتوان در فرآیندهای جهانی از نقش «فرهنگ» چشم پوشید.
در جهانیشدن فرهنگی وقتی مقوله هایی چون «گفتوگوی فرهنگها» و «گفتوگوی تمدنها» برجسته میشود دو اتفاق رخ میدهد؛ یا جایگاه فرهنگی کشورها به رسمیت شناخته میشود، یا در درون فرآیندهای جهانی جذب میشوند و به دنبال آن «جهانی شدن سیاسی» رخ میدهد و نهادهای بینالمللی نقش برجستهتری را در اداره جهان مییابند. این در حالی است که جهانیشدن سرمایه در برابر مکانهای جغرافیایی و ملتها بیتفاوت است و اگر تا دیروز سرمایهها در امریکا متمرکز بود، امروز به کشورهای دیگری که در حاشیه سرمایهداری هستند یا اصلاً سرمایهدار محسوب نمیشوند، انتقال داده میشود.
امروزه مشاهده میشود که سرمایهها به کشورهای آسیایی و امریکای لاتین و تا حدودی کشورهای آفریقایی، انتقال داده شده که منجر به گسترش امکانات کاری و تولیدی در این مناطق شده است. علت این انتقال سرمایه از این جهت است که سطح دستمزدها در کشورهای آسیایی و امریکایی پایینتر است و همین امر هزینههای تولید را کاهش میدهد در نتیجه میزان بهرهوری سرمایه افزایش مییابد.واقعیت این است که سرمایهداری با «استثمار نیروی کار» تعریف میشود. بنابراین، وقتی نیروی کار در برخی از کشورها به دلیل پایین بودن سطح زندگی، ارزانتر باشد، سرمایه به آنجا تمایل پیدا میکند؛ این انتقال سرمایه، امکاناتی را در کشورهای مقصد ایجاد میکند و به موازات آن، امکانات جامعه امریکا کاهش مییابد و با این حرکت سرمایه، بویژه در دو دهه اخیر، وضعیت کار و اشتغال در امریکا تضعیف میشود. نمونه این امر را میتوان در بحران مسکن سال 2008، انتقال بسیاری از کارخانهها به کشورهای آسیایی، کاهش تبوتاب زندگی شهری در برخی از شهرهای امریکایی که از طریق تولید صنعتی زندگی میکردند، مشاهده کرد. بنابراین، اینجا است که یکسری افسردگیها و نارضایتیها در بین شهروندان شکل میگیرد.نظام امریکا یک نظام سرمایهداری است اگر براساس منطق سرمایهداری به اقتصاد امریکا نگاه کنیم، خواهیم پذیرفت که سرمایهداری میل به «جهانیشدن» دارد. در جریان این جهانیشدن هر چند که ممکن است پول زیادی به سرمایهداران امریکایی منتقل شود اما شهروندان عادی همچنان شغل ندارند و از بیکاری رنج میبرند. این اتفاق، براساس منطق اقتصاد و سرمایهداری، قابل توجیه است و چندان اهمیتی ندارد که شهروند عادی امریکا از چه چیزی رنج میبرد.
اما فارغ از نگاههای سرمایهدارانه، اگر از درون یک منطق ملی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به این مسأله نگاه کنیم؛ «منطق ملیگرایانه» را با آن «منطق سرمایهداری» در تعارض خواهیم دید که میتوان از آن با عنوان تعارض میان «ایدئولوژی ملیگرایانه» و «ایدئولوژی جهانی شدن» یاد کرد. ترامپ در دسته «ملیگراها» قرار میگیرد و سیاستهای مهاجرتی او نیز برآمده از همین «ایدئولوژیهای ملیگرایانه» است که در تعارض با گرایشهای جهانیشدن سرمایه است.
از این رو، برخلاف اینکه انتظار میرود امریکا همواره از «جهانیشدن» دفاع کند، سیاستمداری چون ترامپ ظهور میکند که از قضا از «محلیشدن» سخن میگوید و اینجا است که میان ابعاد «فرهنگی» و «سیاسی» جهانیشدن با اقتصاد سرمایهداری تعارض به وجود میآید. اینکه ترامپ و دستگاه اداری او چگونه بتوانند این مشکل را حل کنند که ضمن حمایت از مردم امریکا، سرمایهداری با بحران مواجه نشود، کار به غایت پیچیده و مشکلی است.
معتقدم، سیاستهای ترامپ، در یک چنین تعارض بزرگی قرار میگیرد؛ او، از یک طرف، یک سرمایهدار است و باید به منطق جهانی سرمایه توجه کند و از طرف دیگر، سیاستمدار یک کشور خاص است و باید خواستهها و مطالبات متعارف شهروندان را در نظر بگیرد و این دو تعارضی را ایجاد میکند و بیرون آمدن از این تعارض نیاز به برنامههای پیچیده و حساب شده دارد.
این در حالی است که ترامپ با پشتوانه «مطالبات محلی» روی کار آمد؛ با طرح کردن اینکه امکانات کاری جامعه امریکا را مهاجرین غیرقانونی از مکزیک و جاهای دیگر تأمین میکنند و ما باید مانع ورود اینها شویم و دیوار بکشیم و امکانات اقتصادی را در اختیار شهروندان امریکایی بگذاریم. به همین دلیل یک نوع سیاستهای محدودکننده مهاجرتی را در راستای «تأمین نیازهای محلی شهروندان خود» قرار داده است.
برخی تحلیلگران از سیاستهای مهاجرتی ترامپ با عنوان «اقدامات نژادپرستانه» سخن می
سخن مي گويند اما من معتقدم كه اقدامات ترامپ به هیچ عنوان نژادپرستانه نیست؛ چراکه نمیگوید خون امریکایی برتر از خون آسیایی است، بلکه میگوید میخواهم امکانات را در اختیار مردم امریکا قرار دهم و به من ارتباطی ندارد که خاورمیانه دچار مشکل است. از این رو، معتقدم باید این سیاستها را بیشتر «ملیگرایانه» تلقی کرد و باید از این زاویه مورد تحلیل قرار گیرد.
http://iran-newspaper.com/newspaper/page/6425/15/169790/0
http://iran-newspaper.com/newspaper/page/6425/15/169790/0
انتقاد برندگان جایزه صلح نوبل از گفتمان نفرت محور ترامپ
گروهی از برندگان جایزه نوبل اظهارات رییس جمهوری جدید آمریکا را محکوم کردند.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، این گروه از برندگان جایزه صلح نوبل، از دونالد ترامپ، رییس جمهوری جدید آمریکا به خاطر استفاده از گفتمان نفرت علیه مهاجران، به شدت انتقاد کردند.
خوان مانوئل سانتوس، رییس جمهوری کلمبیا و آخرین برنده جایزه صلح نوبل، در جریان نشست چهار روزه برندگان جایزه صلح نوبل در بوگوتا با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ اظهار کرد: تبعیض، بحران پناهجویان، مخالفت با ورود مهاجران در چارچوب گفتمان نفرت و استثناءگرایی چیزی است که در قلبهای افراد ترسو وجود دارد. ما در مقابل بشریت چه میتوانیم بگوییم؟
با این حال رییس جمهوری کلمبیا در اظهارات خود از اشاره مستقیم به نام ترامپ خودداری کرد، هرچند اظهارات وی انتقادی از اقدامات اخیر رییس جمهوری آمریکا، تاویل شده است.
برخی از برندگان پیشین جایزه صلح نوبل از جمله توکل کرمان، اسکار آریاس و جودی ویلیامز نیز در این گردهمایی به انتقاد از مواضع ترامپ پرداختند.
خوآن مانوئل سانتوس سیاستمدار کلمبیایی از حزب سوسیال ملی وحدت میباشد. وی از ۷ اگوست ۲۰۱۰ تا کنون رئیس جمهور کلمبیا است.
او به دلیل تلاشهایش برای برقراری صلح با چریکهای فارک، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۶ اعلام شده است. رودریگو لندونو (معروف به تیموچنکو) و مانوئل سانتوس، رئیسجمهور کلمبیا در کوبا توافقنامه صلح را امضا کردند.🌿🌿🌿
منبع خبر: ایسنا
http://www.isna.ir/news/95111510068/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE
گروهی از برندگان جایزه نوبل اظهارات رییس جمهوری جدید آمریکا را محکوم کردند.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، این گروه از برندگان جایزه صلح نوبل، از دونالد ترامپ، رییس جمهوری جدید آمریکا به خاطر استفاده از گفتمان نفرت علیه مهاجران، به شدت انتقاد کردند.
خوان مانوئل سانتوس، رییس جمهوری کلمبیا و آخرین برنده جایزه صلح نوبل، در جریان نشست چهار روزه برندگان جایزه صلح نوبل در بوگوتا با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ اظهار کرد: تبعیض، بحران پناهجویان، مخالفت با ورود مهاجران در چارچوب گفتمان نفرت و استثناءگرایی چیزی است که در قلبهای افراد ترسو وجود دارد. ما در مقابل بشریت چه میتوانیم بگوییم؟
با این حال رییس جمهوری کلمبیا در اظهارات خود از اشاره مستقیم به نام ترامپ خودداری کرد، هرچند اظهارات وی انتقادی از اقدامات اخیر رییس جمهوری آمریکا، تاویل شده است.
برخی از برندگان پیشین جایزه صلح نوبل از جمله توکل کرمان، اسکار آریاس و جودی ویلیامز نیز در این گردهمایی به انتقاد از مواضع ترامپ پرداختند.
خوآن مانوئل سانتوس سیاستمدار کلمبیایی از حزب سوسیال ملی وحدت میباشد. وی از ۷ اگوست ۲۰۱۰ تا کنون رئیس جمهور کلمبیا است.
او به دلیل تلاشهایش برای برقراری صلح با چریکهای فارک، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۶ اعلام شده است. رودریگو لندونو (معروف به تیموچنکو) و مانوئل سانتوس، رئیسجمهور کلمبیا در کوبا توافقنامه صلح را امضا کردند.🌿🌿🌿
منبع خبر: ایسنا
http://www.isna.ir/news/95111510068/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE
ایسنا
انتقاد برندگان جایزه صلح نوبل از گفتمان نفرت محور ترامپ
گروهی از برندگان جایزه نوبل اظهارات رییس جمهوری جدید آمریکا را محکوم کردند.
سفیران صلح
پیام راهنمایان گردشگری؛
سفیران صلح با حضور راهنماییان گردشگری بیش از ۳۰ کشور در نارین قلعه میبد یزد نقش بست.
«عکس از یزدچی»
@mirasnama
پیام راهنمایان گردشگری؛
سفیران صلح با حضور راهنماییان گردشگری بیش از ۳۰ کشور در نارین قلعه میبد یزد نقش بست.
«عکس از یزدچی»
@mirasnama
Forwarded from کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران / خبرنامه تخصصی
یکم تا هفتم فوریه، هفته جهانی هم آوائی بین الایمانی، فرصتی برای تاکید بر گفتگوی پیروان همه ادیان و مذاهب و تلاش مشترک برای جهانی صلح آمیز تر. http://www.un.org/en/events/interfaithharmonyweek/
Forwarded from علوم اجتماعی،مسائل روز
🔴 #یونیسف: از هر 200 کودک 1 کودک پناهجو است
👥کانال علوم اجتماعی👥
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
👥کانال علوم اجتماعی👥
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ