پذیرش دانشجوی دکتری در حوزه "پژوهش صلح و توسعه"
23 Fully-funded Ph.D. positions in the Social Sciences🌿
The University of Gothenburg open a call for applications to fully funded Ph.D. positions at the Faculty of Social Science from 5 December 2016 until 7 February 2017. The University of Gothenburg is one of the largest and oldest universities in Sweden with more than 37000 students and 1800 active PhD’s spread across 7 Faculties.
23 موقعیت شغلی و بورسیه دکتری در زمینه علوم سیاسی و اجتماعی در سوئد و از جمله "پژوهش صلح و توسعه"
اطلاعات بیشتر در لینک زیر:🌿🌿
http://academicpositions.se/ad/university-of-gothenburg/2016/23-fully-funded-phd-positions-in-the-social-sciences/94745
کانال تخصصی مطالعات کشورهای آلمانی زبان
23 Fully-funded Ph.D. positions in the Social Sciences🌿
The University of Gothenburg open a call for applications to fully funded Ph.D. positions at the Faculty of Social Science from 5 December 2016 until 7 February 2017. The University of Gothenburg is one of the largest and oldest universities in Sweden with more than 37000 students and 1800 active PhD’s spread across 7 Faculties.
23 موقعیت شغلی و بورسیه دکتری در زمینه علوم سیاسی و اجتماعی در سوئد و از جمله "پژوهش صلح و توسعه"
اطلاعات بیشتر در لینک زیر:🌿🌿
http://academicpositions.se/ad/university-of-gothenburg/2016/23-fully-funded-phd-positions-in-the-social-sciences/94745
کانال تخصصی مطالعات کشورهای آلمانی زبان
Academic Positions Sverige
23 Fully-funded Ph.D. positions in the Social Sciences - University of Gothenburg | Academic Positions
The University of Gothenburg open a call for applications to fully funded Ph.D. positions at the Faculty of Social Science from 5 December 2016 unt...
Forwarded from شارنامه| صلاح الدین خدیو
پاسداشت رنجهای بی پایان کولبران با ساختن تندیس برفی یک کولبر
پایان صلح در جهان ؟
تحلیل فرید زکریا از دستور تازه دونالد ترامپ در باره محدودیت های مهاجرتی شهروندان برخی از کشورهای مسلمان
• او به صلح روزولت پایان میدهد🌿
• با در نظر گرفتن رابطه ترامپ و جامعه جهانی، به نظر میرسد، ترامپ رئیس جمهوری رادیکال باشد. گفتار و رفتار رئیسجمهوری جدید آمریکا موید این حقیقت است که انگار وی تلاش دارد تا از ایده ایالات متحده مبتنیبر حکمرانی مبتنیبر نظم بینالمللی فرسنگها فاصله بگیرد. این مساله میتواند به سیاستهای ۷۰ ساله ایالات متحده آمریکا ضربه محکمی بزند.
• برای آن که تلاشهای روزولت را به خوبی درک کنید به این نکته توجه کنید؛ وی برای دیدار با چرچیل در کازابلانکا در سال ۱۹۴۳، تن به سفر طولانی مدت به میامی، پروازی۱۰ ساعته به ترینیداد، پروازی ۹ ساعته به برزیل، پروازی ۹ ساعته به گامبیا و پروازی ۹ ساعته به کازابلانکا داد. این سفر برای مردی که از مشکل قلبی رنج میبرد میتوانست چقدر دشوار باشد. آنچه که رخ داد با آن چیزی که روزولت در ذهنش متصور شده بود یکسان نبود. وی همیشه به تغییر رویکرد شوروی بعد از جنگ ایمان داشت.🌿🌿
متن کامل یادداشت فرید زکریا:
http://www.rasad.org/fa/news/121756
تحلیل فرید زکریا از دستور تازه دونالد ترامپ در باره محدودیت های مهاجرتی شهروندان برخی از کشورهای مسلمان
• او به صلح روزولت پایان میدهد🌿
• با در نظر گرفتن رابطه ترامپ و جامعه جهانی، به نظر میرسد، ترامپ رئیس جمهوری رادیکال باشد. گفتار و رفتار رئیسجمهوری جدید آمریکا موید این حقیقت است که انگار وی تلاش دارد تا از ایده ایالات متحده مبتنیبر حکمرانی مبتنیبر نظم بینالمللی فرسنگها فاصله بگیرد. این مساله میتواند به سیاستهای ۷۰ ساله ایالات متحده آمریکا ضربه محکمی بزند.
• برای آن که تلاشهای روزولت را به خوبی درک کنید به این نکته توجه کنید؛ وی برای دیدار با چرچیل در کازابلانکا در سال ۱۹۴۳، تن به سفر طولانی مدت به میامی، پروازی۱۰ ساعته به ترینیداد، پروازی ۹ ساعته به برزیل، پروازی ۹ ساعته به گامبیا و پروازی ۹ ساعته به کازابلانکا داد. این سفر برای مردی که از مشکل قلبی رنج میبرد میتوانست چقدر دشوار باشد. آنچه که رخ داد با آن چیزی که روزولت در ذهنش متصور شده بود یکسان نبود. وی همیشه به تغییر رویکرد شوروی بعد از جنگ ایمان داشت.🌿🌿
متن کامل یادداشت فرید زکریا:
http://www.rasad.org/fa/news/121756
رصد - دفتر پژوهش روزنامه خراسان
ترامپ به صلح روزولت پایان میدهد
با در نظر گرفتن رابطه ترامپ و جامعه جهانی، به نظر میرسد، ترامپ رئیس جمهوری رادیکال باشد. گفتار و رفتار رئیسجمهوری جدید آمریکا موید این حقیقت است که انگار وی تلاش دارد تا از ایده ایالات متحده مبتنیبر حکمرانی مبتنیبر نظم بینالمللی فرسنگها فاصله بگیرد.…
هنری كيسينجر
ديپلماتي كه چاره اي جز مصالحه نداشت !
در ١٩٦٩كه ريچارد نيكسون با وعده پايان دادن به جنگ ويتنام توانسته بود انتخابات رياست جمهوري را پيروز شود، ايالات متحده و به طبع آن بلوک غرب با مشكلات داخلي و بین المللی مواجه بودن كه مي بايست با اتخاذ يك سياست خارجي مناسب شرايط روند تضعيف قدرت در آمريكا را يا متوقف كند و يا چنين روندي را كندتر كند، قطعاً لزوم داشتن چنين سياستي مستلزم وجود يك تيم سياست خارجي منسجم و كاردان بود تا بتواند از بحران ها عبور كرد و صد البته هنري كيسينجر در رأس چنين تيمي قرار داشت.
مي توان گفت براي تيم سياست خارجي آقاي نيكسون دو نكته اساسي حائز اهميت ويژه اي بود؛
نخست اينكه ايالات متحده به اين واقعيت رسيده بود كه ديگر به تنهايي قادر به حفظ منافع بلوک غرب نخواهد بود(چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ نظامي) و نكته دوم اينكه در آن دوران حكومت شوروي به يك اقتدار بيشتري دست يافته بود و اقدام به گسترش نفوذ خود وراي توافق يالتا زده بود.🌿
كيسينجر در ابتدا عهده دار پست مشاور امنيت ملي نيكسون (عالي ترين مشاور رئيس جمهور در امور امنيت ملي و سياست خارجي)مي شود، اوكه بخوبي اين واقعيت را درك كرده بود كه گسترش نفوذ شوروي و ايضاً توان نظامي اين كشور يك امر بديهي است به رئيس جمهور سياست تنش زدايي و به تبع آن مذاكره براي كنترل تسليحات اتمي را پيشنهاد مي دهد،مذاكراتي كه بعد ها در دوران رياست شخص آقاي كيسينجر بر وزارت امور خارجه آمريكا تبديل به يك پيمان دو جانبه(پيمان سالت)شد.
از طرفي كيسينجر به خوبي از اختلافات تئوريك موجود ميان چين و شوروي باخبر بود (چين رسما در١٩٦٨شوروي را سوسيال امپرياليسم ناميده بود)سعي در برقراري رابطه و مذاكره با چين و بعد از آن اقدام به رسميت شناختن دولت كمونيست پكن مي كند ،مذاكراتي كه به "ديپلماسي پينگ پنگ" معروف شد.
البته بايد اشاره كرد چنين سياست هايي چندان هم بدون مشكل براي دولت وقت ايالات متحده نبود، از طرفي رويكرد سياست خارجي آمريكا مورد قبول نمايندگان كنگره نبود و كيسينجر تمام سعي خود را كرد تا به كنگره تفهيم كند كه شوروي نياز به گسترش منطقه نفوذ خود وراي موافقت هاي يالتا دارد واگر اين موضوع را در كشور هاي با اهميت كمتر براي ايالات متحده در نظر نگيريم و با مسكو وارد يك توافق نشويم ، طبعاً شوروي هم اقدام به گسترش نفوذ خود در كشورهايي خواهد كرد كه براي غرب اهميت استراتژيك دارد كه چنين تفكري نشان از واقع بيني آقاي كيسينجر دارد.
به هر حال هرچند كه به دكترين سياست خارجي دولت نيكسون نقدهاي جدي وارد است (كه از حوصله اين نوشتار خارج است) اما بايد اشاره كرد كيسينجر به عنوان يك چهره ي واقع گراي اهل مذاكره و گفت و گو و مصالحه كه توانست جنگ ويتنام را پايان دهد و اين مورد موفق به دريافت جايزه صلح نوبل شد و به قطع روابط با چين و ايالات متحده پايان دهد و در ادامه تنش هاي كشور مطبوعش را با شوروي كاهش دهد، شناخته مي شود.🌿🌿
# تاريخ صلح
ديپلماتي كه چاره اي جز مصالحه نداشت !
در ١٩٦٩كه ريچارد نيكسون با وعده پايان دادن به جنگ ويتنام توانسته بود انتخابات رياست جمهوري را پيروز شود، ايالات متحده و به طبع آن بلوک غرب با مشكلات داخلي و بین المللی مواجه بودن كه مي بايست با اتخاذ يك سياست خارجي مناسب شرايط روند تضعيف قدرت در آمريكا را يا متوقف كند و يا چنين روندي را كندتر كند، قطعاً لزوم داشتن چنين سياستي مستلزم وجود يك تيم سياست خارجي منسجم و كاردان بود تا بتواند از بحران ها عبور كرد و صد البته هنري كيسينجر در رأس چنين تيمي قرار داشت.
مي توان گفت براي تيم سياست خارجي آقاي نيكسون دو نكته اساسي حائز اهميت ويژه اي بود؛
نخست اينكه ايالات متحده به اين واقعيت رسيده بود كه ديگر به تنهايي قادر به حفظ منافع بلوک غرب نخواهد بود(چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ نظامي) و نكته دوم اينكه در آن دوران حكومت شوروي به يك اقتدار بيشتري دست يافته بود و اقدام به گسترش نفوذ خود وراي توافق يالتا زده بود.🌿
كيسينجر در ابتدا عهده دار پست مشاور امنيت ملي نيكسون (عالي ترين مشاور رئيس جمهور در امور امنيت ملي و سياست خارجي)مي شود، اوكه بخوبي اين واقعيت را درك كرده بود كه گسترش نفوذ شوروي و ايضاً توان نظامي اين كشور يك امر بديهي است به رئيس جمهور سياست تنش زدايي و به تبع آن مذاكره براي كنترل تسليحات اتمي را پيشنهاد مي دهد،مذاكراتي كه بعد ها در دوران رياست شخص آقاي كيسينجر بر وزارت امور خارجه آمريكا تبديل به يك پيمان دو جانبه(پيمان سالت)شد.
از طرفي كيسينجر به خوبي از اختلافات تئوريك موجود ميان چين و شوروي باخبر بود (چين رسما در١٩٦٨شوروي را سوسيال امپرياليسم ناميده بود)سعي در برقراري رابطه و مذاكره با چين و بعد از آن اقدام به رسميت شناختن دولت كمونيست پكن مي كند ،مذاكراتي كه به "ديپلماسي پينگ پنگ" معروف شد.
البته بايد اشاره كرد چنين سياست هايي چندان هم بدون مشكل براي دولت وقت ايالات متحده نبود، از طرفي رويكرد سياست خارجي آمريكا مورد قبول نمايندگان كنگره نبود و كيسينجر تمام سعي خود را كرد تا به كنگره تفهيم كند كه شوروي نياز به گسترش منطقه نفوذ خود وراي موافقت هاي يالتا دارد واگر اين موضوع را در كشور هاي با اهميت كمتر براي ايالات متحده در نظر نگيريم و با مسكو وارد يك توافق نشويم ، طبعاً شوروي هم اقدام به گسترش نفوذ خود در كشورهايي خواهد كرد كه براي غرب اهميت استراتژيك دارد كه چنين تفكري نشان از واقع بيني آقاي كيسينجر دارد.
به هر حال هرچند كه به دكترين سياست خارجي دولت نيكسون نقدهاي جدي وارد است (كه از حوصله اين نوشتار خارج است) اما بايد اشاره كرد كيسينجر به عنوان يك چهره ي واقع گراي اهل مذاكره و گفت و گو و مصالحه كه توانست جنگ ويتنام را پايان دهد و اين مورد موفق به دريافت جايزه صلح نوبل شد و به قطع روابط با چين و ايالات متحده پايان دهد و در ادامه تنش هاي كشور مطبوعش را با شوروي كاهش دهد، شناخته مي شود.🌿🌿
# تاريخ صلح
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
رویکرد جدید دولت آمریکا در مقابل صلح سوریه
تیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قصد ندارد در مذاکرات صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان شرکت کند
http://www.iribnews.ir/fa/news/1468318/دولت-ترامپ
تیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قصد ندارد در مذاکرات صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان شرکت کند
http://www.iribnews.ir/fa/news/1468318/دولت-ترامپ
🌿 🌿
⭕️ دهمین هم اندیشی تلگرامی علمی تخصصی در گروه مطالعات روابط بین الملل برگزار میشود؛
✅موضوع :
- اسلام و صلح: نصوص و روایت های دینی
- صلح و حقوق بین الملل
-هستی شناسی صلح بین الملل
✅ارائه دهندگان: آقایان
- دکتر منصورنژاد
- دکتر امیر مقامی
-دکتر امیرهوشنگ میرکوشش
✅مدیر جلسه : آقای مقدمی
✅زمان: سه شنبه 95/11/12
✅ساعت : 22:00
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA گروه مطالعات روابط بین الملل
⭕️ دهمین هم اندیشی تلگرامی علمی تخصصی در گروه مطالعات روابط بین الملل برگزار میشود؛
✅موضوع :
- اسلام و صلح: نصوص و روایت های دینی
- صلح و حقوق بین الملل
-هستی شناسی صلح بین الملل
✅ارائه دهندگان: آقایان
- دکتر منصورنژاد
- دکتر امیر مقامی
-دکتر امیرهوشنگ میرکوشش
✅مدیر جلسه : آقای مقدمی
✅زمان: سه شنبه 95/11/12
✅ساعت : 22:00
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA گروه مطالعات روابط بین الملل
Forwarded from كانال خبری شهيندخت مولاوردی😷
💠نهاد زنان ملل متحد، رئوس دستاوردهای جهانی سال 2016 در مقوله حقوق زنان را ارائه کرد http://interactive.unwomen.org/multimedia/timeline/yearinreview/2016/en/index.html
http://t.me/Mowlaverdi
http://t.me/Mowlaverdi
Forwarded from 🖤
برقراری ثبات و گسترش همکاری؛ عنصر اساسی نگاه ایران به افغانستان
تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان
پس از تشکیل «دولتِ وحدتِ ملیِ» افغانستان در واپسین روزهای تابستان 1393، فصل جدیدی در روابط ایران و این همسایه شرقی گشوده شد. در این زمان «محمد اشرف غنی» و «عبدالله عبدالله» در ارگ ریاست جمهوری افغانستان بر سر تشکیل دولت مشترکی با عنوان دولت وحدت ملی توافق کردند که براساس آن قدرت بین هر 2 نامزد تقسیم می شد. به اساس این موافقتنامه، نامزدی که بیشترین رای را به دست آورد یعنی اشرف غنی ریاست جمهوری را عهده دار شد و پست ریاست اجرایی در اختیار عبدالله عبدالله قرار گرفت.
یک سال پیش از آن و با روی کار آمدن دولت یازدهم در سال 1392 در تهران، بهبود روابط و ارتقای سطح همکاری های اقتصادی، تجاری و امنیتی با همسایگان در دستور کار دولتمردان قرار گرفت . دولت «حسن روحانی» همواره توجه ویژه ای به موضوع تعامل با دنیا بخصوص روابط با همسایگان بر اساس حسن همجواری مبذول داشته است.
در این ارتباط، چندی پیش «محمدرضا بهرامی» سفیر ایران در افغانستان در سخنرانی که در دانشگاه «دنیا» کابل داشت، درباره روابط 2 کشور گفت: در دوران پسابرجام روابط خود با کشورهای منطقه، همسایه از جمله افغانستان را گسترش میدهیم و افغانستان در سیاست خارجی ایران جایگاه ویژه دارد. بهرامی گفت: ایران و افغانستان روابط خوبی دارند اما در برخی موارد اختلاف نظرهایی هم بین دو کشور موجود بوده اما سعی کردیم تفاوت نظرها را از طریق گفتوگو در میان بگذاریم.
درک متقابل از همدیگر در دولت حامد کرزی و دولت کنونی افغانستان وجود دارد که ما به منافع متقابل همدیگر احترام گذاشته و آن را برسمیت شناختهایم. سفیر ایران در افغانستان گفت: اساس روابط افغانستان و ایران بازی برد-برد است که اگر به دنبال روابط پایداری 2 کشور باشیم باید هر 2 طرف در این روابط احساس برندگی داشته باشد و منابع هر دو کشور تامین شود. وی تاکید کرد اگر 2 طرف در این روابط احساس برندگی نکند این روابط پایداری نخواهد داشت و افغانستان باید احساس کند که در روابط با ایران منافعش بر آورده میشود و ایران نیز چنین احساس کند تا به پایداری روابط برسیم. بهرامی تصریح کرد: دولت محوری از اصول سیاست خارجی ایران در رابطه به افغانستان میباشد و ما در افغانستان با جریانات و تشکلهای سیاسی روابط کوتاه و یا بلند مدت داریم اما دولت محوری اساس سیاست ایران در افغانستان است.۶
روابط تجاری و ترانزیتی
هر چند ایران در ردیف نخست کشورهایی است که بیشتر کالاهای آن در بازار افغانستان ارایه میشود و میدان رقابت برای فعالان بازرگانی ایران گسترده است اما توانمندی های اقتصادی بیشتری برای توسعه مناسبات و همکاری ها وجود دارد.
در همین راستا، 2 کشور در خردادماه سال جاری موافقتنامه سه جانبه ای را برای توسعه بندر چابهار با همراهی هند در تهران امضا کردند. این یکی از مهمترین گامهای است که ایران، هند و افغانستان در راستای تقویت همکاریهای مشترک اقتصادی منطقه ای برداشتند.
افغانستان در خشکی محصور شده و به دریا راه ندارد و سرمایه گذاران افغانستانی برای انتقال ارزان تر و سریع تر کالاهای وارداتی و صادراتی خود علاقمند به استفاده از منطقه آزاد چابهار هستند.
پسابرجام و فرصتی برای توسعه مناسبات تهران- کابل
در حال حاضر و در فضای پسابرجام ظرفیت های بسیاری برای گسترش همکاری و بهره جویی از فرصت ها و منافع مشترک وجود دارد که همسایگی ایران و افغانستان و توانایی بالای کشورمان برای تامین بسیاری از نیازهای همسایه شرقی بستری مهیا برای این همکاری ها است.
افزون بر فرصت های همکاری، 2 کشور بایسته هایی جدی برای مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک دارند. یکی از مسائل پیش روی 2 کشور در کنار مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر، مبارزه با افراط گرایی است. افزایش حضور داعش در افغانستان، تعمیق و گسترش همکاری های امنیتی 2 کشور را اجتناب ناپذیر کرده است.
با در نظر گرفتن حسن نیت و اهتمام لازم که بین مقام های 2 کشور برای ریشه کنی این چالش ها وجود دارد، بدون تردید می توان از طریق همکاری ها فزاینده و برنامه ریزی های کارآمد در این جهت برای دستیابی به منافع مشترک کوشید و به مقابله با چالش های پیش رو پرداخت.
منبع: ایرنا
خبرنگار: سمانه سعادت
انتشاردهنده: سیدمحمد موسی کاظمی
http://www.irna.ir/fa/News/82407840/
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان
پس از تشکیل «دولتِ وحدتِ ملیِ» افغانستان در واپسین روزهای تابستان 1393، فصل جدیدی در روابط ایران و این همسایه شرقی گشوده شد. در این زمان «محمد اشرف غنی» و «عبدالله عبدالله» در ارگ ریاست جمهوری افغانستان بر سر تشکیل دولت مشترکی با عنوان دولت وحدت ملی توافق کردند که براساس آن قدرت بین هر 2 نامزد تقسیم می شد. به اساس این موافقتنامه، نامزدی که بیشترین رای را به دست آورد یعنی اشرف غنی ریاست جمهوری را عهده دار شد و پست ریاست اجرایی در اختیار عبدالله عبدالله قرار گرفت.
یک سال پیش از آن و با روی کار آمدن دولت یازدهم در سال 1392 در تهران، بهبود روابط و ارتقای سطح همکاری های اقتصادی، تجاری و امنیتی با همسایگان در دستور کار دولتمردان قرار گرفت . دولت «حسن روحانی» همواره توجه ویژه ای به موضوع تعامل با دنیا بخصوص روابط با همسایگان بر اساس حسن همجواری مبذول داشته است.
در این ارتباط، چندی پیش «محمدرضا بهرامی» سفیر ایران در افغانستان در سخنرانی که در دانشگاه «دنیا» کابل داشت، درباره روابط 2 کشور گفت: در دوران پسابرجام روابط خود با کشورهای منطقه، همسایه از جمله افغانستان را گسترش میدهیم و افغانستان در سیاست خارجی ایران جایگاه ویژه دارد. بهرامی گفت: ایران و افغانستان روابط خوبی دارند اما در برخی موارد اختلاف نظرهایی هم بین دو کشور موجود بوده اما سعی کردیم تفاوت نظرها را از طریق گفتوگو در میان بگذاریم.
درک متقابل از همدیگر در دولت حامد کرزی و دولت کنونی افغانستان وجود دارد که ما به منافع متقابل همدیگر احترام گذاشته و آن را برسمیت شناختهایم. سفیر ایران در افغانستان گفت: اساس روابط افغانستان و ایران بازی برد-برد است که اگر به دنبال روابط پایداری 2 کشور باشیم باید هر 2 طرف در این روابط احساس برندگی داشته باشد و منابع هر دو کشور تامین شود. وی تاکید کرد اگر 2 طرف در این روابط احساس برندگی نکند این روابط پایداری نخواهد داشت و افغانستان باید احساس کند که در روابط با ایران منافعش بر آورده میشود و ایران نیز چنین احساس کند تا به پایداری روابط برسیم. بهرامی تصریح کرد: دولت محوری از اصول سیاست خارجی ایران در رابطه به افغانستان میباشد و ما در افغانستان با جریانات و تشکلهای سیاسی روابط کوتاه و یا بلند مدت داریم اما دولت محوری اساس سیاست ایران در افغانستان است.۶
روابط تجاری و ترانزیتی
هر چند ایران در ردیف نخست کشورهایی است که بیشتر کالاهای آن در بازار افغانستان ارایه میشود و میدان رقابت برای فعالان بازرگانی ایران گسترده است اما توانمندی های اقتصادی بیشتری برای توسعه مناسبات و همکاری ها وجود دارد.
در همین راستا، 2 کشور در خردادماه سال جاری موافقتنامه سه جانبه ای را برای توسعه بندر چابهار با همراهی هند در تهران امضا کردند. این یکی از مهمترین گامهای است که ایران، هند و افغانستان در راستای تقویت همکاریهای مشترک اقتصادی منطقه ای برداشتند.
افغانستان در خشکی محصور شده و به دریا راه ندارد و سرمایه گذاران افغانستانی برای انتقال ارزان تر و سریع تر کالاهای وارداتی و صادراتی خود علاقمند به استفاده از منطقه آزاد چابهار هستند.
پسابرجام و فرصتی برای توسعه مناسبات تهران- کابل
در حال حاضر و در فضای پسابرجام ظرفیت های بسیاری برای گسترش همکاری و بهره جویی از فرصت ها و منافع مشترک وجود دارد که همسایگی ایران و افغانستان و توانایی بالای کشورمان برای تامین بسیاری از نیازهای همسایه شرقی بستری مهیا برای این همکاری ها است.
افزون بر فرصت های همکاری، 2 کشور بایسته هایی جدی برای مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک دارند. یکی از مسائل پیش روی 2 کشور در کنار مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر، مبارزه با افراط گرایی است. افزایش حضور داعش در افغانستان، تعمیق و گسترش همکاری های امنیتی 2 کشور را اجتناب ناپذیر کرده است.
با در نظر گرفتن حسن نیت و اهتمام لازم که بین مقام های 2 کشور برای ریشه کنی این چالش ها وجود دارد، بدون تردید می توان از طریق همکاری ها فزاینده و برنامه ریزی های کارآمد در این جهت برای دستیابی به منافع مشترک کوشید و به مقابله با چالش های پیش رو پرداخت.
منبع: ایرنا
خبرنگار: سمانه سعادت
انتشاردهنده: سیدمحمد موسی کاظمی
http://www.irna.ir/fa/News/82407840/
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
www.irna.ir
ایرنا - برقراری ثبات و گسترش همکاری؛ عنصر اساسی نگاه ایران به افغانستان
تهران- ایرنا- جمهوری اسلامی ایران طی سالیان گذشته همواره به دنبال برقراری صلح و ثبات در افغانستان بوده است و اکنون در فضای پسابرجام مسیر توسعه بیشینه مناسبات با همسایه شرقی و حل مسائل و چالش های مشترک با این کشور را می پیماید.
Forwarded from 🖤
گسترش همکاری ها، نشانه امید فرانسوی ها به حفظ برجام است
فریدون مجلسي، ديپلمات اسبق ايران در پاريس در گفتوگو با «اعتماد»در باره سفر ژان مارک ایرو
در فضاي پسابرجام فرصتهاي سياسي ايران و فرانسه از چه جنسي هستند؟
فرانسه بيشتر از هر كشور اروپايي ديگري از تروريسم سلفي ضربه خورده است. در چند سال اخير، چندين عمليات تروريستي در فرانسه رخ داده و احتمال تكرار آن حملات وجود دارد. يادمان باشد كه در فرانسه چند ميليون عرب مهاجر از شمال آفريقا حضور دارند كه عمدتا از اقشار فرودست جامعه هستند و براي جذب در داعش و گروههاي تندرو مستعد محسوب ميشوند. عمده اقدامات تروريستي رخ داده در فرانسه و بلژيك طي دو سال گذشته هم از سوي آن افراد بوده است. از سويي، فرانسويها علاقهمند به رفتار ميانهروانه و متعادل هستند و از طرفي هم ميبينند كه در ايران دولت معتدلي وجود دارد كه از تندروي بيزار بوده و با آن مقابله ميكند. تندرويهاي موجود در خاورميانه كه ضربات اساسي به بازارهاي سنتي آنها وارد كرده و آنها نميخواهند تنها پايگاه معتدل باقيمانده در خاورميانه هم از دست برود. همچنين از دست رفتن بازارهاي سنتي فرانسه در منطقه و وضعيت نه چندان مطلوب اقتصادي فرانسويها موجب شده آنها نيمنگاهي هم به بازارهاي از دست رفتهشان در ايران داشته باشند. فرانسويها سابقه حضور در بازارهاي ايران را دارند و تحريمها، بيشترين ضربه را به آنها پس از ايران زد. ايران پس از تحريم، بهشدت علاقه دارد تا كمبودها را رفع كند و به همين دليل آغوشش را براي همكاري مشترك و البته برابر با دنيا باز كرده و كشورهاي بسياري بيميل نيستند تا با ايران همكاريهايشان را آغاز كنند. پاريس ميبيند كه اگر كاري نكند و درخواست ايران را ناديده بگيرد، ضرر كرده و سودي از شرايط ايجاد شده نصيبش نميشود. چين بازار بزرگتري براي فرانسه است ولي چين خود بازار دنيا را در اختيارش گرفته و شانس ورودش به آن بازار با چالشهاي جديتري نسبت به ايران روبهرو است. آنها در ايران بودند و با بازار ايران آشنا هستند. الان در مرحله نخست ميخواهند حداقل آن بازار از دست رفته خود را در ايران احيا كنند. به همين خاطر، نخستين ايرباس را به ايران دادند، دومين ايرباس را هم تا پايان فوريه به ايران خواهند داد. توتال در حال شروع كارش در ايران است. از همه مهمتر، صنعت اتومبيل ايران با صنعت خودروي فرانسه جوشخورده است. هرچند ماشين چيني در ايران ارزانتر است ولي كالاي چيني در ايران با اقبال چنداني روبهرو نيست. ايران براي فرانسه كشور آرام و باثباتي است كه ميتواند در چارچوب گسترش همكاري با تهران، اميد آن را هم داشته باشد كه بتواند كالاهايش را از طريق ايران به محيط پيراموني هم صادر بكند. آنها با حضورشان در بازار ايران، هم ميتوانند سود بكنند و هم ميتوانند ميانهروي را در ايران تقويت كنند.
مشروح گفت و گو در لینک زیر:
http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=67010
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
فریدون مجلسي، ديپلمات اسبق ايران در پاريس در گفتوگو با «اعتماد»در باره سفر ژان مارک ایرو
در فضاي پسابرجام فرصتهاي سياسي ايران و فرانسه از چه جنسي هستند؟
فرانسه بيشتر از هر كشور اروپايي ديگري از تروريسم سلفي ضربه خورده است. در چند سال اخير، چندين عمليات تروريستي در فرانسه رخ داده و احتمال تكرار آن حملات وجود دارد. يادمان باشد كه در فرانسه چند ميليون عرب مهاجر از شمال آفريقا حضور دارند كه عمدتا از اقشار فرودست جامعه هستند و براي جذب در داعش و گروههاي تندرو مستعد محسوب ميشوند. عمده اقدامات تروريستي رخ داده در فرانسه و بلژيك طي دو سال گذشته هم از سوي آن افراد بوده است. از سويي، فرانسويها علاقهمند به رفتار ميانهروانه و متعادل هستند و از طرفي هم ميبينند كه در ايران دولت معتدلي وجود دارد كه از تندروي بيزار بوده و با آن مقابله ميكند. تندرويهاي موجود در خاورميانه كه ضربات اساسي به بازارهاي سنتي آنها وارد كرده و آنها نميخواهند تنها پايگاه معتدل باقيمانده در خاورميانه هم از دست برود. همچنين از دست رفتن بازارهاي سنتي فرانسه در منطقه و وضعيت نه چندان مطلوب اقتصادي فرانسويها موجب شده آنها نيمنگاهي هم به بازارهاي از دست رفتهشان در ايران داشته باشند. فرانسويها سابقه حضور در بازارهاي ايران را دارند و تحريمها، بيشترين ضربه را به آنها پس از ايران زد. ايران پس از تحريم، بهشدت علاقه دارد تا كمبودها را رفع كند و به همين دليل آغوشش را براي همكاري مشترك و البته برابر با دنيا باز كرده و كشورهاي بسياري بيميل نيستند تا با ايران همكاريهايشان را آغاز كنند. پاريس ميبيند كه اگر كاري نكند و درخواست ايران را ناديده بگيرد، ضرر كرده و سودي از شرايط ايجاد شده نصيبش نميشود. چين بازار بزرگتري براي فرانسه است ولي چين خود بازار دنيا را در اختيارش گرفته و شانس ورودش به آن بازار با چالشهاي جديتري نسبت به ايران روبهرو است. آنها در ايران بودند و با بازار ايران آشنا هستند. الان در مرحله نخست ميخواهند حداقل آن بازار از دست رفته خود را در ايران احيا كنند. به همين خاطر، نخستين ايرباس را به ايران دادند، دومين ايرباس را هم تا پايان فوريه به ايران خواهند داد. توتال در حال شروع كارش در ايران است. از همه مهمتر، صنعت اتومبيل ايران با صنعت خودروي فرانسه جوشخورده است. هرچند ماشين چيني در ايران ارزانتر است ولي كالاي چيني در ايران با اقبال چنداني روبهرو نيست. ايران براي فرانسه كشور آرام و باثباتي است كه ميتواند در چارچوب گسترش همكاري با تهران، اميد آن را هم داشته باشد كه بتواند كالاهايش را از طريق ايران به محيط پيراموني هم صادر بكند. آنها با حضورشان در بازار ايران، هم ميتوانند سود بكنند و هم ميتوانند ميانهروي را در ايران تقويت كنند.
مشروح گفت و گو در لینک زیر:
http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=67010
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
etemadnewspaper.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
Forwarded from جامعهشناسی
گفتوگوی میانشهروندی: شرط گذار از شهر مرده به شهر زنده
✍ #محمدمهدی_اردبیلی
@IRANSOCIOLOGY
شهر چیست؟ آیا شهر اساساً موجودی ثابت و تعینیافته است یا موجودی است پویا و در حال تغییر؟ برای پاسخ به این سوالات پیش از هر چیز باید روشن ساخت که ماهیت یا عنصر ذاتیِ سازندۀ «شهر» چیست. رویکرد کلاسیک، به دلیل اولویت مکان بر زمان در فیزیک و همچنین تصور مکانمند از خود هستی، ماهیت شهر را «مکان» میداند. همانگونه که اشاره شد، شهر ظرف یا مکانی است برای گردهمآیی موجودات بشری. برخی دیگر نیز شهر را بر اساس حضور انسانها (میزان جمعیت، خانوار و غیره) تعریف میکنند که ماهیتاً با برداشت قبلی از شهر (مکان) همخوان است. اما اگر شهر را موجودی زنده تصور کنیم که تمام اجزای آن در نوعی رابطۀ ارگانیک هماهنگ با یکدیگر به سر میبرند (یا باید ببرند)، آنگاه نگاه ما به عنصر ذاتی و ماهیت شهر متفاوت خواهد بود. ماهیت شهر نه از جنس مکان (یا عناصر مادی) و نه از جنس سوژهها (یا عناصر ذهنی) است، در واقع شهر نه «ظرف» است و نه «جمعیت»، نه صرفاً ذهن است و نه عین، بلکه ماهیت شهر اساساً «ارتباطی» و از نوع مناسبات زندۀ میان شهروندان است (یا باید باشد). حال پرسش بعدی این است که این مناسبات چیستند و از چه نوعند و به چه معنا موجودند؟ اینجاست که ناگزیریم با تکیه بر رویکردهای جدید نسبت به ماهیت حقیقت، از مفهوم بینالاذهانیت یا بیناسوژگانیت (intersubjectivity) بهره ببریم که هگل آن را «حقیقت روحانی» مینامد. آنچه نهایتاً برای هگل حقیقت و وجود است، نه ذهن انتزاعی و نه طبیعتِ مرده، بلکه خود همین سوبژکتیو شدن ابژه یا ابژکتیو شدن سوژه است، و در نتیجه، نه این ابژه (مکان مادی محض) مستقل از سوژه است و نه این سوژه (ذهن انسانی) منفرد است، بلکه گذار میان آنهاست که حقیقت است. میتوان این حقیقت گذارگونۀ بین کل و جزء، بین وحدت و کثرت، بین سوژه و ابژه را «نیرو» نامید. این گذارِ نیرومدار در حقیقت ساحتی بینابینی است برساخته از نیروهای زندۀ محیطی، یعنی تمام سوژهها (شهروندان). حال اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ گوییم که این مفهومِ وامگرفته از فیزیک (نیرو) در عرصۀ مطالعات شهری چه نام دارد، و بهترین و آرمانیترین شکل تجلی آن با توجه به معیار سیاست شهری فعالانه کدام است، میتوان پاسخ داد که این نیرو در شهر همان مناسبات اجتماعی یا بیناشهروندی ای است که در بهترین حالت، میتوان آن را در نوعی گفتوگوی جمعی محقق ساخت. گفتوگو مجرای فعلیت یافتنِ ذهنیت سوژهها (شهروندان) و در نتیجه فعلیت یافتن ساحت بیناسوژگانی (بینالاذهانی) است. هابرماس آن را یک افق مشترک تفسیری میداند که در سایۀ آن، مسائل جاری به بحث و گفتوگوهای عمومی در خصوص خودفهمی سیاسی شهروندان میانجامد. این «افق مشترک تفسیری» شرط هر شکلی از سیاست جمعیِ فعالانه است. بنابراین گفتوگو (دیالوگ) دقیقاً در مقابل دستور فرمایشی از بالا (مونولوگ) عمل میکند و شهروندان را از سطح رویکرد فردگرایانۀ اتمهای مجزا خارج کرده و شهر را به یک کل زندۀ پویا بدل میسازد.
در این معنا «گفتوگو» دیگر نه امری معرفتشناسانه یا فرعی، بلکه دقیقاً هستیشناسانه (اُنتولوژیک) است که حقیقت جامعۀ بشری را تشکیل میدهد. به بیان دیگر، سطح وجودی شهر، نه سطح سوبژکتیویته (ذهنیتهای فردی) و نه سطح ابژکتیویته (اشیاء و مکانها) بلکه، ترکیب دیالکتیکی این دو است که میتوان آن را بیناسوبژکتیو، یا با استفاده از اصطلاحات مورد استفاده در این یادداشت، «میانشهروندی» نامید.
در این معنا شهروند میتواند در شهرش به معنای مصطلح کلمه، «احساسِ در خانه بودن» کند. این احساسِ در خانه بودن، یکی از عناصر تمایز بخش است میان «انسانی که صرفا در شهر زندگی میکند» و «شهروندی که شهر را خانۀ خویش میداند». درنتیجه، فضای گفتوگوی متقابل میانشهروندی، نهایتاً تنها زمانی می تواد محقق شود، که تمام شهروندان به نحوی، توسط کلیت شهر (که در حقیقت جامع دیالکتیکی تمام عناصر متکثر است)، بازشناخته و تصدیق شوند و درون گفتمام هژمونیک قدرت شهری «بازی داده شوند». شرط گفت وگوی میان فرهنگی همین «بازشناسی» است که متفکران مختلفی (از جمله هابرماس، هگل و ...) بر آن تاکید کردهاند.
در نهایت، سیاست شهری، در معنای راستینش، تنها در پرتو عنصر درونزایی فرهنگی و بازتعریف سیاست در همین بستر به عنوان مناسبات برآمده از بطن جامعه در عین رفع کثرت گرایی فرهنگی صرف، در چهارچوب ایجاد امکان نوعی فضای گفتوگو میانفرهنگی-میانشهروندی مابین تمام عناصر فعالِ دستاندرکار در تحقق «شهر» ممکن میشود. و شرط تحقق این گفتوگو، از یک سو، آزادیِ بیان برای تمام اقشار و شهروندان، و از سوی دیگر، امکان مفاهمۀ متقابل بر اساس این گفتوگو از جانب نهادهای شهری و مدنی است.
@PhilosophicalHalt
منبع: مجلۀ راه ابریشم، شماره 4
🌐جامعه شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
✍ #محمدمهدی_اردبیلی
@IRANSOCIOLOGY
شهر چیست؟ آیا شهر اساساً موجودی ثابت و تعینیافته است یا موجودی است پویا و در حال تغییر؟ برای پاسخ به این سوالات پیش از هر چیز باید روشن ساخت که ماهیت یا عنصر ذاتیِ سازندۀ «شهر» چیست. رویکرد کلاسیک، به دلیل اولویت مکان بر زمان در فیزیک و همچنین تصور مکانمند از خود هستی، ماهیت شهر را «مکان» میداند. همانگونه که اشاره شد، شهر ظرف یا مکانی است برای گردهمآیی موجودات بشری. برخی دیگر نیز شهر را بر اساس حضور انسانها (میزان جمعیت، خانوار و غیره) تعریف میکنند که ماهیتاً با برداشت قبلی از شهر (مکان) همخوان است. اما اگر شهر را موجودی زنده تصور کنیم که تمام اجزای آن در نوعی رابطۀ ارگانیک هماهنگ با یکدیگر به سر میبرند (یا باید ببرند)، آنگاه نگاه ما به عنصر ذاتی و ماهیت شهر متفاوت خواهد بود. ماهیت شهر نه از جنس مکان (یا عناصر مادی) و نه از جنس سوژهها (یا عناصر ذهنی) است، در واقع شهر نه «ظرف» است و نه «جمعیت»، نه صرفاً ذهن است و نه عین، بلکه ماهیت شهر اساساً «ارتباطی» و از نوع مناسبات زندۀ میان شهروندان است (یا باید باشد). حال پرسش بعدی این است که این مناسبات چیستند و از چه نوعند و به چه معنا موجودند؟ اینجاست که ناگزیریم با تکیه بر رویکردهای جدید نسبت به ماهیت حقیقت، از مفهوم بینالاذهانیت یا بیناسوژگانیت (intersubjectivity) بهره ببریم که هگل آن را «حقیقت روحانی» مینامد. آنچه نهایتاً برای هگل حقیقت و وجود است، نه ذهن انتزاعی و نه طبیعتِ مرده، بلکه خود همین سوبژکتیو شدن ابژه یا ابژکتیو شدن سوژه است، و در نتیجه، نه این ابژه (مکان مادی محض) مستقل از سوژه است و نه این سوژه (ذهن انسانی) منفرد است، بلکه گذار میان آنهاست که حقیقت است. میتوان این حقیقت گذارگونۀ بین کل و جزء، بین وحدت و کثرت، بین سوژه و ابژه را «نیرو» نامید. این گذارِ نیرومدار در حقیقت ساحتی بینابینی است برساخته از نیروهای زندۀ محیطی، یعنی تمام سوژهها (شهروندان). حال اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ گوییم که این مفهومِ وامگرفته از فیزیک (نیرو) در عرصۀ مطالعات شهری چه نام دارد، و بهترین و آرمانیترین شکل تجلی آن با توجه به معیار سیاست شهری فعالانه کدام است، میتوان پاسخ داد که این نیرو در شهر همان مناسبات اجتماعی یا بیناشهروندی ای است که در بهترین حالت، میتوان آن را در نوعی گفتوگوی جمعی محقق ساخت. گفتوگو مجرای فعلیت یافتنِ ذهنیت سوژهها (شهروندان) و در نتیجه فعلیت یافتن ساحت بیناسوژگانی (بینالاذهانی) است. هابرماس آن را یک افق مشترک تفسیری میداند که در سایۀ آن، مسائل جاری به بحث و گفتوگوهای عمومی در خصوص خودفهمی سیاسی شهروندان میانجامد. این «افق مشترک تفسیری» شرط هر شکلی از سیاست جمعیِ فعالانه است. بنابراین گفتوگو (دیالوگ) دقیقاً در مقابل دستور فرمایشی از بالا (مونولوگ) عمل میکند و شهروندان را از سطح رویکرد فردگرایانۀ اتمهای مجزا خارج کرده و شهر را به یک کل زندۀ پویا بدل میسازد.
در این معنا «گفتوگو» دیگر نه امری معرفتشناسانه یا فرعی، بلکه دقیقاً هستیشناسانه (اُنتولوژیک) است که حقیقت جامعۀ بشری را تشکیل میدهد. به بیان دیگر، سطح وجودی شهر، نه سطح سوبژکتیویته (ذهنیتهای فردی) و نه سطح ابژکتیویته (اشیاء و مکانها) بلکه، ترکیب دیالکتیکی این دو است که میتوان آن را بیناسوبژکتیو، یا با استفاده از اصطلاحات مورد استفاده در این یادداشت، «میانشهروندی» نامید.
در این معنا شهروند میتواند در شهرش به معنای مصطلح کلمه، «احساسِ در خانه بودن» کند. این احساسِ در خانه بودن، یکی از عناصر تمایز بخش است میان «انسانی که صرفا در شهر زندگی میکند» و «شهروندی که شهر را خانۀ خویش میداند». درنتیجه، فضای گفتوگوی متقابل میانشهروندی، نهایتاً تنها زمانی می تواد محقق شود، که تمام شهروندان به نحوی، توسط کلیت شهر (که در حقیقت جامع دیالکتیکی تمام عناصر متکثر است)، بازشناخته و تصدیق شوند و درون گفتمام هژمونیک قدرت شهری «بازی داده شوند». شرط گفت وگوی میان فرهنگی همین «بازشناسی» است که متفکران مختلفی (از جمله هابرماس، هگل و ...) بر آن تاکید کردهاند.
در نهایت، سیاست شهری، در معنای راستینش، تنها در پرتو عنصر درونزایی فرهنگی و بازتعریف سیاست در همین بستر به عنوان مناسبات برآمده از بطن جامعه در عین رفع کثرت گرایی فرهنگی صرف، در چهارچوب ایجاد امکان نوعی فضای گفتوگو میانفرهنگی-میانشهروندی مابین تمام عناصر فعالِ دستاندرکار در تحقق «شهر» ممکن میشود. و شرط تحقق این گفتوگو، از یک سو، آزادیِ بیان برای تمام اقشار و شهروندان، و از سوی دیگر، امکان مفاهمۀ متقابل بر اساس این گفتوگو از جانب نهادهای شهری و مدنی است.
@PhilosophicalHalt
منبع: مجلۀ راه ابریشم، شماره 4
🌐جامعه شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
Forwarded from مجله ایرانی روابط بین الملل
✅صلح در روابط بین الملل از منظر فقه روابط بین الملل شیعی
➖دکتر سید محمد ساداتی نژاد
نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل یکشنبه 10 بهمن 1395
گردآوری و تدوین :لیلا طباطبایی -امیر مقدمی
yon.ir/0fZ8
➖قبل از ورود به بحث لازم است تا به چند نكته اشاره شود:
١- قلمرو اين بحث تنها محدود به دوره فقهي انقلاب اسلامي است.
٢- از دوره فقهي انقلاب اسلامي نيز با توجه به شناخت كمتر نسبت به نظرات فقهي آيت الله جوادي آملي در حوزه روابط بين الملل و اين حقيقت كه نامبرده اولين فقيهي است كه در باب فقه روابط بين الملل يك كتاب فقهي را با عنوان روابط بين الملل در اسلام نگاشته است، قلمرو اين بحث تنها محدود به صلح در روابط بين الملل از نگاه فقهي آيت الله جوادي آملي است.
٣- تعريف روابط بين الملل از منظر فقهي آيت الله جوادي آملي:
روابط بين الملل به معناي هماهنگي و همزيستي مسالمت آميز عادلانه ملل گوناگون جهان با يكديگر است كه قران خطوط كلي آن را بازگو و برخي از روايات مطالب كليدي آن را ارائه كرده اند.
➖جايگاه دين در روابط بين الملل و مفهوم سازي صلح
از نظر فقهي، دين تنها منبع تعيين كننده روابط بين الملل و مفاهيم آن است و دين يكسري بايسته هايي را براي تعيين روابط بين الملل و مفاهيمي مانند صلح مشخص ميكند. كار فقه آن است كه بايد بايسته هاي روابط بين الملل و مفاهيم مختلف روابط بين الملل مانند صلح را از قرآن و سنت استخراج كند.
➖محورهاي لازم مورد نظر فقه براي تنظيم روابط بين الملل اسلامي و عناصر تشكيل دهنده آن، شامل صلح:
١- محور عدل : يكي از محورهاي مورد نظر فقهي براي تنظيم و استقرار صلح در روابط بين الملل، عدل است.
٢- محور وحدت
اسلام آن چنان بر اساس قسط و عدل حركت ميكند، كه بر اساس محور وحدت مي چرخد و حركت ميكند.
➖سه مفهوم اتحاد، صلح و انقياد همگاني مولفه هاي لازم و اصلي روابط بين الملل اسلامي و صلح جهاني را تشكيل مي دهند. اين مثلث در هر سه حوزه ذيل مطرح هستند:
١- امت اسلامي
٢- پيروان اديان توحيدي
٣- همه جوامع بشري
➖بنابر اين؛ در اسلام، صلح اصالت دارد نه جنگ و رعايت تعهدات توسط افراد و دولت ها نيز نمادي از وحدت و همزيستي عادلانه است. عنوان طاعت و انقياد همگاني نيز عنواني اعم و جامع است كه معناي صلح را نيز تامين ميكند زيرا صلح در صورتي پديد مي آيد كه همگان از حقوق مشترك و اصول جامع و حافظ منافع عمومي اطاعت كنند و هيچ فرد يا گروهي منافع خود را بر مصالح ديگران ترجيح ندهد. با اين تفاوت كه صلح مسلمانان و مسالمت آنها مرهون پذيرش و اطاعت از همه احكام اسلام است اما صلح موحدان ، يعني پيروان مكاتب انبيا و صلح جوامع بشري اعم از موحدان و ملحدان وابسته به قبول و اطاعت از اصول فطري مشترك و نه پذيرش اسلام به معناي مكتب معهود است.
@iirjournal
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
➖دکتر سید محمد ساداتی نژاد
نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل یکشنبه 10 بهمن 1395
گردآوری و تدوین :لیلا طباطبایی -امیر مقدمی
yon.ir/0fZ8
➖قبل از ورود به بحث لازم است تا به چند نكته اشاره شود:
١- قلمرو اين بحث تنها محدود به دوره فقهي انقلاب اسلامي است.
٢- از دوره فقهي انقلاب اسلامي نيز با توجه به شناخت كمتر نسبت به نظرات فقهي آيت الله جوادي آملي در حوزه روابط بين الملل و اين حقيقت كه نامبرده اولين فقيهي است كه در باب فقه روابط بين الملل يك كتاب فقهي را با عنوان روابط بين الملل در اسلام نگاشته است، قلمرو اين بحث تنها محدود به صلح در روابط بين الملل از نگاه فقهي آيت الله جوادي آملي است.
٣- تعريف روابط بين الملل از منظر فقهي آيت الله جوادي آملي:
روابط بين الملل به معناي هماهنگي و همزيستي مسالمت آميز عادلانه ملل گوناگون جهان با يكديگر است كه قران خطوط كلي آن را بازگو و برخي از روايات مطالب كليدي آن را ارائه كرده اند.
➖جايگاه دين در روابط بين الملل و مفهوم سازي صلح
از نظر فقهي، دين تنها منبع تعيين كننده روابط بين الملل و مفاهيم آن است و دين يكسري بايسته هايي را براي تعيين روابط بين الملل و مفاهيمي مانند صلح مشخص ميكند. كار فقه آن است كه بايد بايسته هاي روابط بين الملل و مفاهيم مختلف روابط بين الملل مانند صلح را از قرآن و سنت استخراج كند.
➖محورهاي لازم مورد نظر فقه براي تنظيم روابط بين الملل اسلامي و عناصر تشكيل دهنده آن، شامل صلح:
١- محور عدل : يكي از محورهاي مورد نظر فقهي براي تنظيم و استقرار صلح در روابط بين الملل، عدل است.
٢- محور وحدت
اسلام آن چنان بر اساس قسط و عدل حركت ميكند، كه بر اساس محور وحدت مي چرخد و حركت ميكند.
➖سه مفهوم اتحاد، صلح و انقياد همگاني مولفه هاي لازم و اصلي روابط بين الملل اسلامي و صلح جهاني را تشكيل مي دهند. اين مثلث در هر سه حوزه ذيل مطرح هستند:
١- امت اسلامي
٢- پيروان اديان توحيدي
٣- همه جوامع بشري
➖بنابر اين؛ در اسلام، صلح اصالت دارد نه جنگ و رعايت تعهدات توسط افراد و دولت ها نيز نمادي از وحدت و همزيستي عادلانه است. عنوان طاعت و انقياد همگاني نيز عنواني اعم و جامع است كه معناي صلح را نيز تامين ميكند زيرا صلح در صورتي پديد مي آيد كه همگان از حقوق مشترك و اصول جامع و حافظ منافع عمومي اطاعت كنند و هيچ فرد يا گروهي منافع خود را بر مصالح ديگران ترجيح ندهد. با اين تفاوت كه صلح مسلمانان و مسالمت آنها مرهون پذيرش و اطاعت از همه احكام اسلام است اما صلح موحدان ، يعني پيروان مكاتب انبيا و صلح جوامع بشري اعم از موحدان و ملحدان وابسته به قبول و اطاعت از اصول فطري مشترك و نه پذيرش اسلام به معناي مكتب معهود است.
@iirjournal
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
Forwarded from مجله ایرانی روابط بین الملل
✅صلح در روابط بین الملل از منظر فقه روابط بین الملل شیعی
➖دکتر سید محمد ساداتی نژاد
نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل یکشنبه 10 بهمن 1395
گردآوری و تدوین :لیلا طباطبایی -امیر مقدمی
yon.ir/0fZ8
➖قبل از ورود به بحث لازم است تا به چند نكته اشاره شود:
١- قلمرو اين بحث تنها محدود به دوره فقهي انقلاب اسلامي است.
٢- از دوره فقهي انقلاب اسلامي نيز با توجه به شناخت كمتر نسبت به نظرات فقهي آيت الله جوادي آملي در حوزه روابط بين الملل و اين حقيقت كه نامبرده اولين فقيهي است كه در باب فقه روابط بين الملل يك كتاب فقهي را با عنوان روابط بين الملل در اسلام نگاشته است، قلمرو اين بحث تنها محدود به صلح در روابط بين الملل از نگاه فقهي آيت الله جوادي آملي است.
٣- تعريف روابط بين الملل از منظر فقهي آيت الله جوادي آملي:
روابط بين الملل به معناي هماهنگي و همزيستي مسالمت آميز عادلانه ملل گوناگون جهان با يكديگر است كه قران خطوط كلي آن را بازگو و برخي از روايات مطالب كليدي آن را ارائه كرده اند.
➖جايگاه دين در روابط بين الملل و مفهوم سازي صلح
از نظر فقهي، دين تنها منبع تعيين كننده روابط بين الملل و مفاهيم آن است و دين يكسري بايسته هايي را براي تعيين روابط بين الملل و مفاهيمي مانند صلح مشخص ميكند. كار فقه آن است كه بايد بايسته هاي روابط بين الملل و مفاهيم مختلف روابط بين الملل مانند صلح را از قرآن و سنت استخراج كند.
➖محورهاي لازم مورد نظر فقه براي تنظيم روابط بين الملل اسلامي و عناصر تشكيل دهنده آن، شامل صلح:
١- محور عدل : يكي از محورهاي مورد نظر فقهي براي تنظيم و استقرار صلح در روابط بين الملل، عدل است.
٢- محور وحدت
اسلام آن چنان بر اساس قسط و عدل حركت ميكند، كه بر اساس محور وحدت مي چرخد و حركت ميكند.
➖سه مفهوم اتحاد، صلح و انقياد همگاني مولفه هاي لازم و اصلي روابط بين الملل اسلامي و صلح جهاني را تشكيل مي دهند. اين مثلث در هر سه حوزه ذيل مطرح هستند:
١- امت اسلامي
٢- پيروان اديان توحيدي
٣- همه جوامع بشري
➖بنابر اين؛ در اسلام، صلح اصالت دارد نه جنگ و رعايت تعهدات توسط افراد و دولت ها نيز نمادي از وحدت و همزيستي عادلانه است. عنوان طاعت و انقياد همگاني نيز عنواني اعم و جامع است كه معناي صلح را نيز تامين ميكند زيرا صلح در صورتي پديد مي آيد كه همگان از حقوق مشترك و اصول جامع و حافظ منافع عمومي اطاعت كنند و هيچ فرد يا گروهي منافع خود را بر مصالح ديگران ترجيح ندهد. با اين تفاوت كه صلح مسلمانان و مسالمت آنها مرهون پذيرش و اطاعت از همه احكام اسلام است اما صلح موحدان ، يعني پيروان مكاتب انبيا و صلح جوامع بشري اعم از موحدان و ملحدان وابسته به قبول و اطاعت از اصول فطري مشترك و نه پذيرش اسلام به معناي مكتب معهود است.
@iirjournal
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
➖دکتر سید محمد ساداتی نژاد
نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل یکشنبه 10 بهمن 1395
گردآوری و تدوین :لیلا طباطبایی -امیر مقدمی
yon.ir/0fZ8
➖قبل از ورود به بحث لازم است تا به چند نكته اشاره شود:
١- قلمرو اين بحث تنها محدود به دوره فقهي انقلاب اسلامي است.
٢- از دوره فقهي انقلاب اسلامي نيز با توجه به شناخت كمتر نسبت به نظرات فقهي آيت الله جوادي آملي در حوزه روابط بين الملل و اين حقيقت كه نامبرده اولين فقيهي است كه در باب فقه روابط بين الملل يك كتاب فقهي را با عنوان روابط بين الملل در اسلام نگاشته است، قلمرو اين بحث تنها محدود به صلح در روابط بين الملل از نگاه فقهي آيت الله جوادي آملي است.
٣- تعريف روابط بين الملل از منظر فقهي آيت الله جوادي آملي:
روابط بين الملل به معناي هماهنگي و همزيستي مسالمت آميز عادلانه ملل گوناگون جهان با يكديگر است كه قران خطوط كلي آن را بازگو و برخي از روايات مطالب كليدي آن را ارائه كرده اند.
➖جايگاه دين در روابط بين الملل و مفهوم سازي صلح
از نظر فقهي، دين تنها منبع تعيين كننده روابط بين الملل و مفاهيم آن است و دين يكسري بايسته هايي را براي تعيين روابط بين الملل و مفاهيمي مانند صلح مشخص ميكند. كار فقه آن است كه بايد بايسته هاي روابط بين الملل و مفاهيم مختلف روابط بين الملل مانند صلح را از قرآن و سنت استخراج كند.
➖محورهاي لازم مورد نظر فقه براي تنظيم روابط بين الملل اسلامي و عناصر تشكيل دهنده آن، شامل صلح:
١- محور عدل : يكي از محورهاي مورد نظر فقهي براي تنظيم و استقرار صلح در روابط بين الملل، عدل است.
٢- محور وحدت
اسلام آن چنان بر اساس قسط و عدل حركت ميكند، كه بر اساس محور وحدت مي چرخد و حركت ميكند.
➖سه مفهوم اتحاد، صلح و انقياد همگاني مولفه هاي لازم و اصلي روابط بين الملل اسلامي و صلح جهاني را تشكيل مي دهند. اين مثلث در هر سه حوزه ذيل مطرح هستند:
١- امت اسلامي
٢- پيروان اديان توحيدي
٣- همه جوامع بشري
➖بنابر اين؛ در اسلام، صلح اصالت دارد نه جنگ و رعايت تعهدات توسط افراد و دولت ها نيز نمادي از وحدت و همزيستي عادلانه است. عنوان طاعت و انقياد همگاني نيز عنواني اعم و جامع است كه معناي صلح را نيز تامين ميكند زيرا صلح در صورتي پديد مي آيد كه همگان از حقوق مشترك و اصول جامع و حافظ منافع عمومي اطاعت كنند و هيچ فرد يا گروهي منافع خود را بر مصالح ديگران ترجيح ندهد. با اين تفاوت كه صلح مسلمانان و مسالمت آنها مرهون پذيرش و اطاعت از همه احكام اسلام است اما صلح موحدان ، يعني پيروان مكاتب انبيا و صلح جوامع بشري اعم از موحدان و ملحدان وابسته به قبول و اطاعت از اصول فطري مشترك و نه پذيرش اسلام به معناي مكتب معهود است.
@iirjournal
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
محمد علي شاه و ناكامي در آشتي ملي!
نگاهي به اوضاع و احوال مشروطه درعصر ششمين شاه قاجار
(به نقل از شماره چهلم، ماهنامه انديشه پويا)
قسمت اول:
آنطور كه تاريخ گواهي مي دهد در روزهاي آخر حيات مظفرالدين شاه كه ديگر اميدها براي زنده ماندن او ازبين رفته بود عين الدوله(صدراعظم وقت)تلاش بسياري براي تنزل ولايت عهدي محمد علي ميرزاي وليعهد كرد، چنين رويكردي ازجانب عين الدوله باعث شد تا وليعهد براي تثبيت جايگاه خود دست ياري به سوي مشروطه خواهان دراز كند تا بتواند مقدمات براندازي عين الدوله را فراهم كند.
اما پس از رسيدن به قدرت نگاه شاه جديد نسبت به مشروطه كاملاً دگرگون شد. او كه در روزهاي آخرولايت عهدي خود براي تثبيت مشروطه نامه اي به شاه پدر تلگراف كرده بود، حالا در مراسم تاج گذاري هيچكدام از نمايندگان مجلس را دعوت نكرده بود، طبيعي بود كه نمايندگان هم اين اقدام سمبليك را يك توهين به خود و جايگاهشان به حساب بياورند. اما اين تازه شروع ماجراي محمدعلي شاه و مشروطه خواهان بود، شاه جديد اين بي اعتنايي را هنگام معرفي وزراء به مجلس دوباره تكراركرد. مشيرالدوله (صدراعظم جديد) هم خود در مجلس حاضر نشد و به جاي خود نماينده اي را به مجلس فرستاد و ايضاً از معرفي وزراي كليدي ماليه و جنگ به مجلس سرباز زد. به دنبال چنين اقدامي از سوي شاه و صدراعظم چنين تفسير مي شد كه دولت ايران مشروطه را نه به معناي دقيق كلمه بلكه مشروطه را به معناي محلي مشورتي به شاه به حساب مي آورد.
باري، نمايندگان نگران سعي مي كنند كه با مشيرالدوله گفت وگو كنند اما راه به جايي نمي رسد بعد از آن نمايندگان تبريز نامه اي به شخص شاه مي نويسند و از او مي خواهند كه طي دست خطي مشروطه بودن دولت ايران را تاييد كند و همچنين انجمن هاي ايالتي و ولايتي فوراً در سراسر ايران تشكيل شود، شاه زير بار خواسته نمايندگان نمي رود و اعتصابات و تحصن هاي وسيعي در طي يك هفته در تهران و تبريز شروع مي شود تا عاقبت در بهمن ١٢٨٥شاه فرماني مبني بر مشروطه بودن ايران را به رسميت مي شناسد. بايد گفت دراين مقطع زماني مخالفان مشروطه گروه كوچكي بودند كه قدرتمند ترين آن ها شاهي بود كه تنها كم تر از سي روز بود كه تاج بر سرنهاده بود، امادر عوض طرفداران مشروطه تمام شهر هاي بزرگ مانند اصفهان، رشت، تهران و ازهمه مهم تر تبريز را تشكيل مي داد.
بعد از دولت مشيرالدوله، امين اسلطان صدراعظم مي شود كه به اروپا مهاجرت كرده بود با فرمان محمد علي شاه براي برچيدن بساط مشروطه حكم خود را دريافت مي كند، يحيي دولت آبادي درباره صدرات او مي گويد"شيوه سياسي امين السلطان چنين بود كه به ياري ميانه رو ها جناح تندرو را از صحنه بيرون كند، سپس زيرپاي ميانه برود و دست آخر به كار مجلس و مشروطيت پايان دهد" اما در اين گيرو دار ها ضعف هاي قانون اساسي خود را نشان داده بود و نمايندگان مجلس به فكر تصويب متمم قانون اساسي افتاده بودند،متمم كم كم در حال آماده شدن بود اما هنوز به تصويب نرسيده بود كه شيخ فضل الله نوري حساسيت خود را به اصولي از متمم قانون اساسي نشان داد، اصولي مانند برابري همه ايرانيان در برابر قانون و ايضاً آزادي هاي اجتماعي و مدني ازجمله اصولي بودند كه شيخ فضل الله ايردات شرعي به آن ها وارد مي دانست، حالا ديگر شاه و ديگر مخالفان مشروطه به يك حربه فكري و نظري مجهز شده بودند كه شيخ فضل الله نوري نوك چنين حربه اي بود.
در چنين موقعيت حساسي(تصويب متمم قانون اساسي) امين السلطان جلوي مجلس شوراي ملي به ضرب گلوله ترورمي شود و جناح مشروطه خواه برتري بيشتري نسبت به مخالفان پيدا مي كنند در اثبات اين برتري همين بس كه پس از چندين ماه كش و قوس به فاصله كم تر از بيست روز از ترور امين السلطان، شاه متمم قانون اساسي را به امضاء مي رساند اما باز هم شاه كه خيال مي كرد حق و حقوقش توسط مجلس پايمال شده خسته نشد، مجلس پس از رهايي از تصويب متمم قاون اساسي، مشيرالسلطنه را كه بعد از امين اسلطان ازجانب شاه صدراعظم شده بود را خلع يد كرده و به جايش براي اولين بار مجلس خود دولتي را به رياست ناصرالملك برسر كار مي آورو شاه هم علارغم ميل باطني اما از سر ضعف در سوم آبان ١٢٨٦ در مجلس حاضر مي شود و سوگند وفاداري باد مي كند. بعد از سوگند شاه، او و دربار شروع به طرح برنامه شبه كودتايي مي كنند كه در تاريخ به واقعه"ميدان توپخانه" معروف شده است، در ٢٢آذر ١٢٨٦به اشاره شاه اراذل و اوباش تهران به همراه كاركنان دربار به مدت دوهفته ميدان بهارستان و اطراف مجلس ومسجد سپهسالار را به تصرف خود درآورده و شروع به ايجاد رعب و وحشت مي كنند. بالاخره ماجرا بعد از دوهفته كش وقوس و پايداري مجلسي ها و حضور مردم در ميدان توپخانه و ميانجي گري برخي دولت مردان، محمد علي شاه از موضع خود كوتاه مي آيد و پشت جلد قرآن را امضاء مي كند كه حافظ مشروطه باشد.
نگاهي به اوضاع و احوال مشروطه درعصر ششمين شاه قاجار
(به نقل از شماره چهلم، ماهنامه انديشه پويا)
قسمت اول:
آنطور كه تاريخ گواهي مي دهد در روزهاي آخر حيات مظفرالدين شاه كه ديگر اميدها براي زنده ماندن او ازبين رفته بود عين الدوله(صدراعظم وقت)تلاش بسياري براي تنزل ولايت عهدي محمد علي ميرزاي وليعهد كرد، چنين رويكردي ازجانب عين الدوله باعث شد تا وليعهد براي تثبيت جايگاه خود دست ياري به سوي مشروطه خواهان دراز كند تا بتواند مقدمات براندازي عين الدوله را فراهم كند.
اما پس از رسيدن به قدرت نگاه شاه جديد نسبت به مشروطه كاملاً دگرگون شد. او كه در روزهاي آخرولايت عهدي خود براي تثبيت مشروطه نامه اي به شاه پدر تلگراف كرده بود، حالا در مراسم تاج گذاري هيچكدام از نمايندگان مجلس را دعوت نكرده بود، طبيعي بود كه نمايندگان هم اين اقدام سمبليك را يك توهين به خود و جايگاهشان به حساب بياورند. اما اين تازه شروع ماجراي محمدعلي شاه و مشروطه خواهان بود، شاه جديد اين بي اعتنايي را هنگام معرفي وزراء به مجلس دوباره تكراركرد. مشيرالدوله (صدراعظم جديد) هم خود در مجلس حاضر نشد و به جاي خود نماينده اي را به مجلس فرستاد و ايضاً از معرفي وزراي كليدي ماليه و جنگ به مجلس سرباز زد. به دنبال چنين اقدامي از سوي شاه و صدراعظم چنين تفسير مي شد كه دولت ايران مشروطه را نه به معناي دقيق كلمه بلكه مشروطه را به معناي محلي مشورتي به شاه به حساب مي آورد.
باري، نمايندگان نگران سعي مي كنند كه با مشيرالدوله گفت وگو كنند اما راه به جايي نمي رسد بعد از آن نمايندگان تبريز نامه اي به شخص شاه مي نويسند و از او مي خواهند كه طي دست خطي مشروطه بودن دولت ايران را تاييد كند و همچنين انجمن هاي ايالتي و ولايتي فوراً در سراسر ايران تشكيل شود، شاه زير بار خواسته نمايندگان نمي رود و اعتصابات و تحصن هاي وسيعي در طي يك هفته در تهران و تبريز شروع مي شود تا عاقبت در بهمن ١٢٨٥شاه فرماني مبني بر مشروطه بودن ايران را به رسميت مي شناسد. بايد گفت دراين مقطع زماني مخالفان مشروطه گروه كوچكي بودند كه قدرتمند ترين آن ها شاهي بود كه تنها كم تر از سي روز بود كه تاج بر سرنهاده بود، امادر عوض طرفداران مشروطه تمام شهر هاي بزرگ مانند اصفهان، رشت، تهران و ازهمه مهم تر تبريز را تشكيل مي داد.
بعد از دولت مشيرالدوله، امين اسلطان صدراعظم مي شود كه به اروپا مهاجرت كرده بود با فرمان محمد علي شاه براي برچيدن بساط مشروطه حكم خود را دريافت مي كند، يحيي دولت آبادي درباره صدرات او مي گويد"شيوه سياسي امين السلطان چنين بود كه به ياري ميانه رو ها جناح تندرو را از صحنه بيرون كند، سپس زيرپاي ميانه برود و دست آخر به كار مجلس و مشروطيت پايان دهد" اما در اين گيرو دار ها ضعف هاي قانون اساسي خود را نشان داده بود و نمايندگان مجلس به فكر تصويب متمم قانون اساسي افتاده بودند،متمم كم كم در حال آماده شدن بود اما هنوز به تصويب نرسيده بود كه شيخ فضل الله نوري حساسيت خود را به اصولي از متمم قانون اساسي نشان داد، اصولي مانند برابري همه ايرانيان در برابر قانون و ايضاً آزادي هاي اجتماعي و مدني ازجمله اصولي بودند كه شيخ فضل الله ايردات شرعي به آن ها وارد مي دانست، حالا ديگر شاه و ديگر مخالفان مشروطه به يك حربه فكري و نظري مجهز شده بودند كه شيخ فضل الله نوري نوك چنين حربه اي بود.
در چنين موقعيت حساسي(تصويب متمم قانون اساسي) امين السلطان جلوي مجلس شوراي ملي به ضرب گلوله ترورمي شود و جناح مشروطه خواه برتري بيشتري نسبت به مخالفان پيدا مي كنند در اثبات اين برتري همين بس كه پس از چندين ماه كش و قوس به فاصله كم تر از بيست روز از ترور امين السلطان، شاه متمم قانون اساسي را به امضاء مي رساند اما باز هم شاه كه خيال مي كرد حق و حقوقش توسط مجلس پايمال شده خسته نشد، مجلس پس از رهايي از تصويب متمم قاون اساسي، مشيرالسلطنه را كه بعد از امين اسلطان ازجانب شاه صدراعظم شده بود را خلع يد كرده و به جايش براي اولين بار مجلس خود دولتي را به رياست ناصرالملك برسر كار مي آورو شاه هم علارغم ميل باطني اما از سر ضعف در سوم آبان ١٢٨٦ در مجلس حاضر مي شود و سوگند وفاداري باد مي كند. بعد از سوگند شاه، او و دربار شروع به طرح برنامه شبه كودتايي مي كنند كه در تاريخ به واقعه"ميدان توپخانه" معروف شده است، در ٢٢آذر ١٢٨٦به اشاره شاه اراذل و اوباش تهران به همراه كاركنان دربار به مدت دوهفته ميدان بهارستان و اطراف مجلس ومسجد سپهسالار را به تصرف خود درآورده و شروع به ايجاد رعب و وحشت مي كنند. بالاخره ماجرا بعد از دوهفته كش وقوس و پايداري مجلسي ها و حضور مردم در ميدان توپخانه و ميانجي گري برخي دولت مردان، محمد علي شاه از موضع خود كوتاه مي آيد و پشت جلد قرآن را امضاء مي كند كه حافظ مشروطه باشد.