"شیوع خشم و خشونتٓ در جامعه"🌿
✍مازیار اوستا (قسمت دوم)
در ادامه بررسی دلایل خشم و خشونت در جامعه که ار معصلات نگران کننده امروزی شده اند در این بخش به موارد دیگری اشاره می کنیم:
و)فاصله طبقاتی شدید و توزیع ناعادلانه ثروت و... در جامعه؛از دیگر عوامل شیوع خشونت و درگیری در جامعه فاصله طباقاتی شدیدی است که بین طبقات بالا و پایین جامعه وجود دارد. درصدی کمی از افراد جامعه از بیشترین ثروت، امکانات و فرصتها برخوردارند و درصد بسیار بالایی از کمترین ثروت، امکانات و فرصت. توزیع ناعادلانه ثروت ،امکانات و فرصت ها در جامعه باعث شده طبقه ای مرفه و نوکسیه در جامعه به وجود آید، این طبقه مرفه جدید از انجا که فاقد فرهنگ صحیح و در خور ثروت و امکانات در اختیار می باشند با فخر فروشی به دیگر طبقات جامعه موجب خشم آنان شده اند.
ز)شیوع فرهنگ رانتی در جامعه:شیوع این فرهنگ باعث کاهش انگیزه افراد در فعالیت و تلاش بیشتر برای رسبدن به ثروت وامکانات شده است. جامعه ای که در آن مردم تنها راه بهره بری از امکانات و فرصتها را در اتصال به منابع قدرت و ثروت می بینند دوپیامد ناخواسته را در پی دارد:
۱-تلاش و کوشش برای استفاده از امکانات و فرصتها بیهودهاست، پس باید به منابع قدرت و ثروت متصل شد.
۲-انگیزه تلاش و کوشش در کسانی که متانت طبع دارند یا امکان برقراری ارتباط با منابع قدرت و ثروت را ندارند از بین می رود.
ح)برخورد با معلول به جای علت، هنگامی که پدیده ای منفی و در جهت خلاف ارزشهای رایج در جامعه گسترش پیدا می کند باید با علت یابی علمی و دقیق به دنبال از بین بردن علت های واقعی بود. در جامعه ای که به جای علت ها با معلول برخورد می شود نه تنها پدیده های اجتماعی منفی ازبین نمی روند، بلکه روز به روز گسترش یافته و زمینه بروز معضلات و بزه های دیگر را نیز فراهم می آوردند. بعنوان مثال هنگامی که بیکاری علت بسیاری از بزهکاری هاست، بجای تلاش و برنامه ریزی برای کاهش بیکاری به برخورد با معلولهای این پدیده پرداخته می شود،د این حالت نه تنها مشکلات حل نمی شوند بلکه به مرور دامنه آنها گسترش می یابد. البته این به معنی توصیه به عدم. برخور با معلولها نیست. بلکه به معنی تلاش برای از بین بردن علت زمینه بزهکاری است و در جای خود باید به برخورد مناسب با معلولها هم اندیشید. زمانی که بیکاری یا اعتیاد در جامعه ای شیوع پیدا می کنندزمینه بسیاری بزهکاری های دیگر هم فراهم می شود. در این شرایط تمامی امکانات جامعه به جای هزینه شدن درایجاد امکانات رفاه عمومی، آموزش،ایجاد فرصتهای شغلی و..... ،صرف تربیت، تجهیز و استخدام نیروهای امنیتی و انتظامی می شود.
ط)عدم آموزش رفتارهای صحیح: بسیاری از رفتارها اجتماعی در اثر الگو برداری از دیگران،آموزش و یا از طریق رسانه های دیداری و شنیداری ترویج می شوند. هنگامی که رفتارهای صحیح اجتماعی به افراد آموزش داده نمی شود، انتظار رفتار صحیح داشتن از افراد انتظار نابجایی است. از مردم در بعد اجتماعی و شخصی آن چیزی را می توانیم مطالبه کنیم که به آنها داده ایم، نه آن چیزی را که انتظار داریم و فکر می کنیم باید انجام دهند! این نوع انتظار از جامعه، مانند انتظار جراحی و طبابت از شخصی است که هیچ وقت آموزش پزشکی ندیده است!!
ی)عدم اموزش صحیح برای تخلیه فشارهای روانی؛انسان در هر شرایطی چه مناسب و چه نامناسب دچار فشار های روانی می شود و به صورت طبیعی برای تخلیه فشارروانی رفتارهایی را انجام می دهد،رفتارهای افراد برای تخلیه فشارهای روانی در هر جامعه ای متفاوت از دیگر جوامع است که این خود دلیل تقلید ی بودن اینٓ رفتارها می باشد. در جامعه ای که افرادش برای تخلیه فشارهای روانی،جز فریاد کشیدن بر سر یکدیگر،کتکاری ،یا پناه بردنٔ به سیگار؍مواد مخدر و مشروبات الکلی آموزش دیگری ندیده است!نمی توان در صورت وارد شدن فشار روانی به افراد آن جامعه انتطار واکنش هایی غیر از موارد مذکور را داشت!
telegram.me/maziyaravesta🌿
✍مازیار اوستا (قسمت دوم)
در ادامه بررسی دلایل خشم و خشونت در جامعه که ار معصلات نگران کننده امروزی شده اند در این بخش به موارد دیگری اشاره می کنیم:
و)فاصله طبقاتی شدید و توزیع ناعادلانه ثروت و... در جامعه؛از دیگر عوامل شیوع خشونت و درگیری در جامعه فاصله طباقاتی شدیدی است که بین طبقات بالا و پایین جامعه وجود دارد. درصدی کمی از افراد جامعه از بیشترین ثروت، امکانات و فرصتها برخوردارند و درصد بسیار بالایی از کمترین ثروت، امکانات و فرصت. توزیع ناعادلانه ثروت ،امکانات و فرصت ها در جامعه باعث شده طبقه ای مرفه و نوکسیه در جامعه به وجود آید، این طبقه مرفه جدید از انجا که فاقد فرهنگ صحیح و در خور ثروت و امکانات در اختیار می باشند با فخر فروشی به دیگر طبقات جامعه موجب خشم آنان شده اند.
ز)شیوع فرهنگ رانتی در جامعه:شیوع این فرهنگ باعث کاهش انگیزه افراد در فعالیت و تلاش بیشتر برای رسبدن به ثروت وامکانات شده است. جامعه ای که در آن مردم تنها راه بهره بری از امکانات و فرصتها را در اتصال به منابع قدرت و ثروت می بینند دوپیامد ناخواسته را در پی دارد:
۱-تلاش و کوشش برای استفاده از امکانات و فرصتها بیهودهاست، پس باید به منابع قدرت و ثروت متصل شد.
۲-انگیزه تلاش و کوشش در کسانی که متانت طبع دارند یا امکان برقراری ارتباط با منابع قدرت و ثروت را ندارند از بین می رود.
ح)برخورد با معلول به جای علت، هنگامی که پدیده ای منفی و در جهت خلاف ارزشهای رایج در جامعه گسترش پیدا می کند باید با علت یابی علمی و دقیق به دنبال از بین بردن علت های واقعی بود. در جامعه ای که به جای علت ها با معلول برخورد می شود نه تنها پدیده های اجتماعی منفی ازبین نمی روند، بلکه روز به روز گسترش یافته و زمینه بروز معضلات و بزه های دیگر را نیز فراهم می آوردند. بعنوان مثال هنگامی که بیکاری علت بسیاری از بزهکاری هاست، بجای تلاش و برنامه ریزی برای کاهش بیکاری به برخورد با معلولهای این پدیده پرداخته می شود،د این حالت نه تنها مشکلات حل نمی شوند بلکه به مرور دامنه آنها گسترش می یابد. البته این به معنی توصیه به عدم. برخور با معلولها نیست. بلکه به معنی تلاش برای از بین بردن علت زمینه بزهکاری است و در جای خود باید به برخورد مناسب با معلولها هم اندیشید. زمانی که بیکاری یا اعتیاد در جامعه ای شیوع پیدا می کنندزمینه بسیاری بزهکاری های دیگر هم فراهم می شود. در این شرایط تمامی امکانات جامعه به جای هزینه شدن درایجاد امکانات رفاه عمومی، آموزش،ایجاد فرصتهای شغلی و..... ،صرف تربیت، تجهیز و استخدام نیروهای امنیتی و انتظامی می شود.
ط)عدم آموزش رفتارهای صحیح: بسیاری از رفتارها اجتماعی در اثر الگو برداری از دیگران،آموزش و یا از طریق رسانه های دیداری و شنیداری ترویج می شوند. هنگامی که رفتارهای صحیح اجتماعی به افراد آموزش داده نمی شود، انتظار رفتار صحیح داشتن از افراد انتظار نابجایی است. از مردم در بعد اجتماعی و شخصی آن چیزی را می توانیم مطالبه کنیم که به آنها داده ایم، نه آن چیزی را که انتظار داریم و فکر می کنیم باید انجام دهند! این نوع انتظار از جامعه، مانند انتظار جراحی و طبابت از شخصی است که هیچ وقت آموزش پزشکی ندیده است!!
ی)عدم اموزش صحیح برای تخلیه فشارهای روانی؛انسان در هر شرایطی چه مناسب و چه نامناسب دچار فشار های روانی می شود و به صورت طبیعی برای تخلیه فشارروانی رفتارهایی را انجام می دهد،رفتارهای افراد برای تخلیه فشارهای روانی در هر جامعه ای متفاوت از دیگر جوامع است که این خود دلیل تقلید ی بودن اینٓ رفتارها می باشد. در جامعه ای که افرادش برای تخلیه فشارهای روانی،جز فریاد کشیدن بر سر یکدیگر،کتکاری ،یا پناه بردنٔ به سیگار؍مواد مخدر و مشروبات الکلی آموزش دیگری ندیده است!نمی توان در صورت وارد شدن فشار روانی به افراد آن جامعه انتطار واکنش هایی غیر از موارد مذکور را داشت!
telegram.me/maziyaravesta🌿
صلح حديبيه
( نخستين پيمان صلح در تاريخ سياسي صدر اسلام )🌿
درسال ٦٢٨ميلادي كه پيامبر اسلام طي فراخواني تصميم به انجام فرائض حج مي گيرد،مسلمانان شروع به حركت بسمت مكه مي كنند.كاروان مسلمانان تا"عسفان"(محلي در دو دومنزلي مكه)پيش مي رود كه خبر مي رسد سپاهي از طرف مكه بسمت آنان سرازير شده است.
باانتشار چنين خبري مشاوران پيامبر اسلام توصيه مي كنند كه كاروان از بي راهه ها بسمت مكه حركت كند،باري مسلمانان از بي راهه ها به راه خود ادامه مي دهند تابه منطقه "حديبيه"(دهكده اي با فاصله٢٤كيلومتري از شهر مكه)مي رسند،كاروان بدستور پيامبر اسلام در اين محل استقرار پيدا ميكند تا مشخص شود شرايط به چه گونه اي خواهد بود.
بلافاصله بعد از استقرار كاروان بزرگان مكه كه حالا از حضور پيامبر اسلام در حديبيه با خبر شده اند نماينده هايي را به منظور مطلع شدن از هدف پيامبر اسلام از چنين سفري به حديبيه اعزام مي كنند ،پيامبر اسلام به نمايندگان مكه تفهيم مي كند كه كاروان او نيتي جز انجام فرائض حج ندارد.
وقتي نمايندگان مكه چنين نيتي را از سفر مسلمان به اطلاع مكه ميرسانند سران مكه تصميم ميگيرند از ورود مسلمانان به داخل شهر جلوگيري كنند. پيامبر اسلام هم براي حل و فصل موضوع "عثمان بي عفان"(خليفه سوم)را به مكه مي فرستد تا به سران مكه اطمينان خاطر دهد كاروان قصد جنگ ندارد و تنها براي زيارت كعبه آمده و بعد زيارت هم شهر را ترك خواهد كرد.
پس از مدتي در كاروان مسلمانان چنين شايع مي شود كه عثمان كشته شده است، غافل از اينكه وي زنده است و با نماينده اي كه مكه مقرر كرده براي مذاكره صلح در حال بازگشت به حديبيه است.نماينده مكه كه "سهيل بن عمرو"نام داشت مأموريت داشت تا با پيامبر اسلام پيماني براي صلح برقرار كند،حتي در تاريخ آمده است زماني كه پيامبر اسلام متوجه شد كه سهيل بي عمرو نماينده سران مكه است به مشاوران خود گفت:قريش با فرستادن اين مرد قصد صلح دارد.باري از بدو ورود سهيل بن عمرو مذاكرات صلح آغاز مي شود و پيامبر اسلام كه با فوايد چنيني صلحي براي مسلمانان كاملاً آگاه است حاضر به نشان دادن انعطاف و دادن امتيازاتي به مكه مي شود،ازجمله اين امتيازات اين بود كه كلمه"بسم الله الرحمن الرحيم"از ابتداي صلح نامه حذف شد و همچنين پيامبر اسلام قبول كرد تا كاروان سال بعد وارد مكه شود،نتيجه آنكه مسلمانان در آن سال بدون ورود به مكه و زيارت كعبه به مدينه بازگشتند.
https://telegram.me/ipsan
مهمترين مفاد صلح نامه به قرار زير بود:
١-قریش و مسلمانان پیمان میبندند که در دهسال، با یکدیگر نجنگند و به یکدیگر شبیخون نزنند.
٢-قریش و مسلمانان آزادند با هر قبیلهای که خواستند پیمان ببندند.
٣-مسلمانانی که در مکه هستند، به موجب این پیمان، در انجام تکالیف و اعتقادات مذهبی خود آزادند و کسی حق ندارد به آنان آزار برساند و یا آنها را مسخره کند، و یا آنان را به رها کردن آئین اسلام، وادار کند؛ بتپرستان قریش نیز در انجام عبادات مذهبی در مدینه آزاد هستند و مسلمانان حق تعرض به آنها را ندارند.
٤-مسلمانانی که از مدینه به مکه وارد میشوند، جان و مالشان محترم است و کسی حق تعرض به آنان را ندارد.
در اخر بايد گفت كه صلح حديبيه براي مسلمانان منافع زيادي را كسب كرد زيرا چنين پيماني در ٢٢ماه (يعني تا زمان نقض پيمان صلح)هيچ جنگي بين طرفين در نگرفت و مسلمانان توانستند آزادانه در هركجاي شبه جزيره عربستان كه ميخواهند تبلبغ اسلام را بكنند ،به گونه اي كه از آغاز پيمان تعداد كساني كه به اسلام روي آوردند شروع به افزايش بي سابقه اي گذارد. 🌿🌿
( نخستين پيمان صلح در تاريخ سياسي صدر اسلام )🌿
درسال ٦٢٨ميلادي كه پيامبر اسلام طي فراخواني تصميم به انجام فرائض حج مي گيرد،مسلمانان شروع به حركت بسمت مكه مي كنند.كاروان مسلمانان تا"عسفان"(محلي در دو دومنزلي مكه)پيش مي رود كه خبر مي رسد سپاهي از طرف مكه بسمت آنان سرازير شده است.
باانتشار چنين خبري مشاوران پيامبر اسلام توصيه مي كنند كه كاروان از بي راهه ها بسمت مكه حركت كند،باري مسلمانان از بي راهه ها به راه خود ادامه مي دهند تابه منطقه "حديبيه"(دهكده اي با فاصله٢٤كيلومتري از شهر مكه)مي رسند،كاروان بدستور پيامبر اسلام در اين محل استقرار پيدا ميكند تا مشخص شود شرايط به چه گونه اي خواهد بود.
بلافاصله بعد از استقرار كاروان بزرگان مكه كه حالا از حضور پيامبر اسلام در حديبيه با خبر شده اند نماينده هايي را به منظور مطلع شدن از هدف پيامبر اسلام از چنين سفري به حديبيه اعزام مي كنند ،پيامبر اسلام به نمايندگان مكه تفهيم مي كند كه كاروان او نيتي جز انجام فرائض حج ندارد.
وقتي نمايندگان مكه چنين نيتي را از سفر مسلمان به اطلاع مكه ميرسانند سران مكه تصميم ميگيرند از ورود مسلمانان به داخل شهر جلوگيري كنند. پيامبر اسلام هم براي حل و فصل موضوع "عثمان بي عفان"(خليفه سوم)را به مكه مي فرستد تا به سران مكه اطمينان خاطر دهد كاروان قصد جنگ ندارد و تنها براي زيارت كعبه آمده و بعد زيارت هم شهر را ترك خواهد كرد.
پس از مدتي در كاروان مسلمانان چنين شايع مي شود كه عثمان كشته شده است، غافل از اينكه وي زنده است و با نماينده اي كه مكه مقرر كرده براي مذاكره صلح در حال بازگشت به حديبيه است.نماينده مكه كه "سهيل بن عمرو"نام داشت مأموريت داشت تا با پيامبر اسلام پيماني براي صلح برقرار كند،حتي در تاريخ آمده است زماني كه پيامبر اسلام متوجه شد كه سهيل بي عمرو نماينده سران مكه است به مشاوران خود گفت:قريش با فرستادن اين مرد قصد صلح دارد.باري از بدو ورود سهيل بن عمرو مذاكرات صلح آغاز مي شود و پيامبر اسلام كه با فوايد چنيني صلحي براي مسلمانان كاملاً آگاه است حاضر به نشان دادن انعطاف و دادن امتيازاتي به مكه مي شود،ازجمله اين امتيازات اين بود كه كلمه"بسم الله الرحمن الرحيم"از ابتداي صلح نامه حذف شد و همچنين پيامبر اسلام قبول كرد تا كاروان سال بعد وارد مكه شود،نتيجه آنكه مسلمانان در آن سال بدون ورود به مكه و زيارت كعبه به مدينه بازگشتند.
https://telegram.me/ipsan
مهمترين مفاد صلح نامه به قرار زير بود:
١-قریش و مسلمانان پیمان میبندند که در دهسال، با یکدیگر نجنگند و به یکدیگر شبیخون نزنند.
٢-قریش و مسلمانان آزادند با هر قبیلهای که خواستند پیمان ببندند.
٣-مسلمانانی که در مکه هستند، به موجب این پیمان، در انجام تکالیف و اعتقادات مذهبی خود آزادند و کسی حق ندارد به آنان آزار برساند و یا آنها را مسخره کند، و یا آنان را به رها کردن آئین اسلام، وادار کند؛ بتپرستان قریش نیز در انجام عبادات مذهبی در مدینه آزاد هستند و مسلمانان حق تعرض به آنها را ندارند.
٤-مسلمانانی که از مدینه به مکه وارد میشوند، جان و مالشان محترم است و کسی حق تعرض به آنان را ندارد.
در اخر بايد گفت كه صلح حديبيه براي مسلمانان منافع زيادي را كسب كرد زيرا چنين پيماني در ٢٢ماه (يعني تا زمان نقض پيمان صلح)هيچ جنگي بين طرفين در نگرفت و مسلمانان توانستند آزادانه در هركجاي شبه جزيره عربستان كه ميخواهند تبلبغ اسلام را بكنند ،به گونه اي كه از آغاز پيمان تعداد كساني كه به اسلام روي آوردند شروع به افزايش بي سابقه اي گذارد. 🌿🌿
Telegram
مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
Forwarded from کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران / خبرنامه تخصصی
کمیساریای عالی امور پناهندگان ملل متحد و سازمان بین المللی مهاجرت، اقدام مهاجر ستیزانه ترامپ را محکوم کردند ://www.iom.int/news/joint-iom-unhcr-statement-president-trumps-refugee-order
پذیرش دانشجوی دکتری در حوزه "پژوهش صلح و توسعه"
23 Fully-funded Ph.D. positions in the Social Sciences🌿
The University of Gothenburg open a call for applications to fully funded Ph.D. positions at the Faculty of Social Science from 5 December 2016 until 7 February 2017. The University of Gothenburg is one of the largest and oldest universities in Sweden with more than 37000 students and 1800 active PhD’s spread across 7 Faculties.
23 موقعیت شغلی و بورسیه دکتری در زمینه علوم سیاسی و اجتماعی در سوئد و از جمله "پژوهش صلح و توسعه"
اطلاعات بیشتر در لینک زیر:🌿🌿
http://academicpositions.se/ad/university-of-gothenburg/2016/23-fully-funded-phd-positions-in-the-social-sciences/94745
کانال تخصصی مطالعات کشورهای آلمانی زبان
23 Fully-funded Ph.D. positions in the Social Sciences🌿
The University of Gothenburg open a call for applications to fully funded Ph.D. positions at the Faculty of Social Science from 5 December 2016 until 7 February 2017. The University of Gothenburg is one of the largest and oldest universities in Sweden with more than 37000 students and 1800 active PhD’s spread across 7 Faculties.
23 موقعیت شغلی و بورسیه دکتری در زمینه علوم سیاسی و اجتماعی در سوئد و از جمله "پژوهش صلح و توسعه"
اطلاعات بیشتر در لینک زیر:🌿🌿
http://academicpositions.se/ad/university-of-gothenburg/2016/23-fully-funded-phd-positions-in-the-social-sciences/94745
کانال تخصصی مطالعات کشورهای آلمانی زبان
Academic Positions Sverige
23 Fully-funded Ph.D. positions in the Social Sciences - University of Gothenburg | Academic Positions
The University of Gothenburg open a call for applications to fully funded Ph.D. positions at the Faculty of Social Science from 5 December 2016 unt...
Forwarded from شارنامه| صلاح الدین خدیو
پاسداشت رنجهای بی پایان کولبران با ساختن تندیس برفی یک کولبر
پایان صلح در جهان ؟
تحلیل فرید زکریا از دستور تازه دونالد ترامپ در باره محدودیت های مهاجرتی شهروندان برخی از کشورهای مسلمان
• او به صلح روزولت پایان میدهد🌿
• با در نظر گرفتن رابطه ترامپ و جامعه جهانی، به نظر میرسد، ترامپ رئیس جمهوری رادیکال باشد. گفتار و رفتار رئیسجمهوری جدید آمریکا موید این حقیقت است که انگار وی تلاش دارد تا از ایده ایالات متحده مبتنیبر حکمرانی مبتنیبر نظم بینالمللی فرسنگها فاصله بگیرد. این مساله میتواند به سیاستهای ۷۰ ساله ایالات متحده آمریکا ضربه محکمی بزند.
• برای آن که تلاشهای روزولت را به خوبی درک کنید به این نکته توجه کنید؛ وی برای دیدار با چرچیل در کازابلانکا در سال ۱۹۴۳، تن به سفر طولانی مدت به میامی، پروازی۱۰ ساعته به ترینیداد، پروازی ۹ ساعته به برزیل، پروازی ۹ ساعته به گامبیا و پروازی ۹ ساعته به کازابلانکا داد. این سفر برای مردی که از مشکل قلبی رنج میبرد میتوانست چقدر دشوار باشد. آنچه که رخ داد با آن چیزی که روزولت در ذهنش متصور شده بود یکسان نبود. وی همیشه به تغییر رویکرد شوروی بعد از جنگ ایمان داشت.🌿🌿
متن کامل یادداشت فرید زکریا:
http://www.rasad.org/fa/news/121756
تحلیل فرید زکریا از دستور تازه دونالد ترامپ در باره محدودیت های مهاجرتی شهروندان برخی از کشورهای مسلمان
• او به صلح روزولت پایان میدهد🌿
• با در نظر گرفتن رابطه ترامپ و جامعه جهانی، به نظر میرسد، ترامپ رئیس جمهوری رادیکال باشد. گفتار و رفتار رئیسجمهوری جدید آمریکا موید این حقیقت است که انگار وی تلاش دارد تا از ایده ایالات متحده مبتنیبر حکمرانی مبتنیبر نظم بینالمللی فرسنگها فاصله بگیرد. این مساله میتواند به سیاستهای ۷۰ ساله ایالات متحده آمریکا ضربه محکمی بزند.
• برای آن که تلاشهای روزولت را به خوبی درک کنید به این نکته توجه کنید؛ وی برای دیدار با چرچیل در کازابلانکا در سال ۱۹۴۳، تن به سفر طولانی مدت به میامی، پروازی۱۰ ساعته به ترینیداد، پروازی ۹ ساعته به برزیل، پروازی ۹ ساعته به گامبیا و پروازی ۹ ساعته به کازابلانکا داد. این سفر برای مردی که از مشکل قلبی رنج میبرد میتوانست چقدر دشوار باشد. آنچه که رخ داد با آن چیزی که روزولت در ذهنش متصور شده بود یکسان نبود. وی همیشه به تغییر رویکرد شوروی بعد از جنگ ایمان داشت.🌿🌿
متن کامل یادداشت فرید زکریا:
http://www.rasad.org/fa/news/121756
رصد - دفتر پژوهش روزنامه خراسان
ترامپ به صلح روزولت پایان میدهد
با در نظر گرفتن رابطه ترامپ و جامعه جهانی، به نظر میرسد، ترامپ رئیس جمهوری رادیکال باشد. گفتار و رفتار رئیسجمهوری جدید آمریکا موید این حقیقت است که انگار وی تلاش دارد تا از ایده ایالات متحده مبتنیبر حکمرانی مبتنیبر نظم بینالمللی فرسنگها فاصله بگیرد.…
هنری كيسينجر
ديپلماتي كه چاره اي جز مصالحه نداشت !
در ١٩٦٩كه ريچارد نيكسون با وعده پايان دادن به جنگ ويتنام توانسته بود انتخابات رياست جمهوري را پيروز شود، ايالات متحده و به طبع آن بلوک غرب با مشكلات داخلي و بین المللی مواجه بودن كه مي بايست با اتخاذ يك سياست خارجي مناسب شرايط روند تضعيف قدرت در آمريكا را يا متوقف كند و يا چنين روندي را كندتر كند، قطعاً لزوم داشتن چنين سياستي مستلزم وجود يك تيم سياست خارجي منسجم و كاردان بود تا بتواند از بحران ها عبور كرد و صد البته هنري كيسينجر در رأس چنين تيمي قرار داشت.
مي توان گفت براي تيم سياست خارجي آقاي نيكسون دو نكته اساسي حائز اهميت ويژه اي بود؛
نخست اينكه ايالات متحده به اين واقعيت رسيده بود كه ديگر به تنهايي قادر به حفظ منافع بلوک غرب نخواهد بود(چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ نظامي) و نكته دوم اينكه در آن دوران حكومت شوروي به يك اقتدار بيشتري دست يافته بود و اقدام به گسترش نفوذ خود وراي توافق يالتا زده بود.🌿
كيسينجر در ابتدا عهده دار پست مشاور امنيت ملي نيكسون (عالي ترين مشاور رئيس جمهور در امور امنيت ملي و سياست خارجي)مي شود، اوكه بخوبي اين واقعيت را درك كرده بود كه گسترش نفوذ شوروي و ايضاً توان نظامي اين كشور يك امر بديهي است به رئيس جمهور سياست تنش زدايي و به تبع آن مذاكره براي كنترل تسليحات اتمي را پيشنهاد مي دهد،مذاكراتي كه بعد ها در دوران رياست شخص آقاي كيسينجر بر وزارت امور خارجه آمريكا تبديل به يك پيمان دو جانبه(پيمان سالت)شد.
از طرفي كيسينجر به خوبي از اختلافات تئوريك موجود ميان چين و شوروي باخبر بود (چين رسما در١٩٦٨شوروي را سوسيال امپرياليسم ناميده بود)سعي در برقراري رابطه و مذاكره با چين و بعد از آن اقدام به رسميت شناختن دولت كمونيست پكن مي كند ،مذاكراتي كه به "ديپلماسي پينگ پنگ" معروف شد.
البته بايد اشاره كرد چنين سياست هايي چندان هم بدون مشكل براي دولت وقت ايالات متحده نبود، از طرفي رويكرد سياست خارجي آمريكا مورد قبول نمايندگان كنگره نبود و كيسينجر تمام سعي خود را كرد تا به كنگره تفهيم كند كه شوروي نياز به گسترش منطقه نفوذ خود وراي موافقت هاي يالتا دارد واگر اين موضوع را در كشور هاي با اهميت كمتر براي ايالات متحده در نظر نگيريم و با مسكو وارد يك توافق نشويم ، طبعاً شوروي هم اقدام به گسترش نفوذ خود در كشورهايي خواهد كرد كه براي غرب اهميت استراتژيك دارد كه چنين تفكري نشان از واقع بيني آقاي كيسينجر دارد.
به هر حال هرچند كه به دكترين سياست خارجي دولت نيكسون نقدهاي جدي وارد است (كه از حوصله اين نوشتار خارج است) اما بايد اشاره كرد كيسينجر به عنوان يك چهره ي واقع گراي اهل مذاكره و گفت و گو و مصالحه كه توانست جنگ ويتنام را پايان دهد و اين مورد موفق به دريافت جايزه صلح نوبل شد و به قطع روابط با چين و ايالات متحده پايان دهد و در ادامه تنش هاي كشور مطبوعش را با شوروي كاهش دهد، شناخته مي شود.🌿🌿
# تاريخ صلح
ديپلماتي كه چاره اي جز مصالحه نداشت !
در ١٩٦٩كه ريچارد نيكسون با وعده پايان دادن به جنگ ويتنام توانسته بود انتخابات رياست جمهوري را پيروز شود، ايالات متحده و به طبع آن بلوک غرب با مشكلات داخلي و بین المللی مواجه بودن كه مي بايست با اتخاذ يك سياست خارجي مناسب شرايط روند تضعيف قدرت در آمريكا را يا متوقف كند و يا چنين روندي را كندتر كند، قطعاً لزوم داشتن چنين سياستي مستلزم وجود يك تيم سياست خارجي منسجم و كاردان بود تا بتواند از بحران ها عبور كرد و صد البته هنري كيسينجر در رأس چنين تيمي قرار داشت.
مي توان گفت براي تيم سياست خارجي آقاي نيكسون دو نكته اساسي حائز اهميت ويژه اي بود؛
نخست اينكه ايالات متحده به اين واقعيت رسيده بود كه ديگر به تنهايي قادر به حفظ منافع بلوک غرب نخواهد بود(چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ نظامي) و نكته دوم اينكه در آن دوران حكومت شوروي به يك اقتدار بيشتري دست يافته بود و اقدام به گسترش نفوذ خود وراي توافق يالتا زده بود.🌿
كيسينجر در ابتدا عهده دار پست مشاور امنيت ملي نيكسون (عالي ترين مشاور رئيس جمهور در امور امنيت ملي و سياست خارجي)مي شود، اوكه بخوبي اين واقعيت را درك كرده بود كه گسترش نفوذ شوروي و ايضاً توان نظامي اين كشور يك امر بديهي است به رئيس جمهور سياست تنش زدايي و به تبع آن مذاكره براي كنترل تسليحات اتمي را پيشنهاد مي دهد،مذاكراتي كه بعد ها در دوران رياست شخص آقاي كيسينجر بر وزارت امور خارجه آمريكا تبديل به يك پيمان دو جانبه(پيمان سالت)شد.
از طرفي كيسينجر به خوبي از اختلافات تئوريك موجود ميان چين و شوروي باخبر بود (چين رسما در١٩٦٨شوروي را سوسيال امپرياليسم ناميده بود)سعي در برقراري رابطه و مذاكره با چين و بعد از آن اقدام به رسميت شناختن دولت كمونيست پكن مي كند ،مذاكراتي كه به "ديپلماسي پينگ پنگ" معروف شد.
البته بايد اشاره كرد چنين سياست هايي چندان هم بدون مشكل براي دولت وقت ايالات متحده نبود، از طرفي رويكرد سياست خارجي آمريكا مورد قبول نمايندگان كنگره نبود و كيسينجر تمام سعي خود را كرد تا به كنگره تفهيم كند كه شوروي نياز به گسترش منطقه نفوذ خود وراي موافقت هاي يالتا دارد واگر اين موضوع را در كشور هاي با اهميت كمتر براي ايالات متحده در نظر نگيريم و با مسكو وارد يك توافق نشويم ، طبعاً شوروي هم اقدام به گسترش نفوذ خود در كشورهايي خواهد كرد كه براي غرب اهميت استراتژيك دارد كه چنين تفكري نشان از واقع بيني آقاي كيسينجر دارد.
به هر حال هرچند كه به دكترين سياست خارجي دولت نيكسون نقدهاي جدي وارد است (كه از حوصله اين نوشتار خارج است) اما بايد اشاره كرد كيسينجر به عنوان يك چهره ي واقع گراي اهل مذاكره و گفت و گو و مصالحه كه توانست جنگ ويتنام را پايان دهد و اين مورد موفق به دريافت جايزه صلح نوبل شد و به قطع روابط با چين و ايالات متحده پايان دهد و در ادامه تنش هاي كشور مطبوعش را با شوروي كاهش دهد، شناخته مي شود.🌿🌿
# تاريخ صلح
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
رویکرد جدید دولت آمریکا در مقابل صلح سوریه
تیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قصد ندارد در مذاکرات صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان شرکت کند
http://www.iribnews.ir/fa/news/1468318/دولت-ترامپ
تیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قصد ندارد در مذاکرات صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان شرکت کند
http://www.iribnews.ir/fa/news/1468318/دولت-ترامپ
🌿 🌿
⭕️ دهمین هم اندیشی تلگرامی علمی تخصصی در گروه مطالعات روابط بین الملل برگزار میشود؛
✅موضوع :
- اسلام و صلح: نصوص و روایت های دینی
- صلح و حقوق بین الملل
-هستی شناسی صلح بین الملل
✅ارائه دهندگان: آقایان
- دکتر منصورنژاد
- دکتر امیر مقامی
-دکتر امیرهوشنگ میرکوشش
✅مدیر جلسه : آقای مقدمی
✅زمان: سه شنبه 95/11/12
✅ساعت : 22:00
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA گروه مطالعات روابط بین الملل
⭕️ دهمین هم اندیشی تلگرامی علمی تخصصی در گروه مطالعات روابط بین الملل برگزار میشود؛
✅موضوع :
- اسلام و صلح: نصوص و روایت های دینی
- صلح و حقوق بین الملل
-هستی شناسی صلح بین الملل
✅ارائه دهندگان: آقایان
- دکتر منصورنژاد
- دکتر امیر مقامی
-دکتر امیرهوشنگ میرکوشش
✅مدیر جلسه : آقای مقدمی
✅زمان: سه شنبه 95/11/12
✅ساعت : 22:00
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA گروه مطالعات روابط بین الملل
Forwarded from كانال خبری شهيندخت مولاوردی😷
💠نهاد زنان ملل متحد، رئوس دستاوردهای جهانی سال 2016 در مقوله حقوق زنان را ارائه کرد http://interactive.unwomen.org/multimedia/timeline/yearinreview/2016/en/index.html
http://t.me/Mowlaverdi
http://t.me/Mowlaverdi
Forwarded from 🖤
برقراری ثبات و گسترش همکاری؛ عنصر اساسی نگاه ایران به افغانستان
تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان
پس از تشکیل «دولتِ وحدتِ ملیِ» افغانستان در واپسین روزهای تابستان 1393، فصل جدیدی در روابط ایران و این همسایه شرقی گشوده شد. در این زمان «محمد اشرف غنی» و «عبدالله عبدالله» در ارگ ریاست جمهوری افغانستان بر سر تشکیل دولت مشترکی با عنوان دولت وحدت ملی توافق کردند که براساس آن قدرت بین هر 2 نامزد تقسیم می شد. به اساس این موافقتنامه، نامزدی که بیشترین رای را به دست آورد یعنی اشرف غنی ریاست جمهوری را عهده دار شد و پست ریاست اجرایی در اختیار عبدالله عبدالله قرار گرفت.
یک سال پیش از آن و با روی کار آمدن دولت یازدهم در سال 1392 در تهران، بهبود روابط و ارتقای سطح همکاری های اقتصادی، تجاری و امنیتی با همسایگان در دستور کار دولتمردان قرار گرفت . دولت «حسن روحانی» همواره توجه ویژه ای به موضوع تعامل با دنیا بخصوص روابط با همسایگان بر اساس حسن همجواری مبذول داشته است.
در این ارتباط، چندی پیش «محمدرضا بهرامی» سفیر ایران در افغانستان در سخنرانی که در دانشگاه «دنیا» کابل داشت، درباره روابط 2 کشور گفت: در دوران پسابرجام روابط خود با کشورهای منطقه، همسایه از جمله افغانستان را گسترش میدهیم و افغانستان در سیاست خارجی ایران جایگاه ویژه دارد. بهرامی گفت: ایران و افغانستان روابط خوبی دارند اما در برخی موارد اختلاف نظرهایی هم بین دو کشور موجود بوده اما سعی کردیم تفاوت نظرها را از طریق گفتوگو در میان بگذاریم.
درک متقابل از همدیگر در دولت حامد کرزی و دولت کنونی افغانستان وجود دارد که ما به منافع متقابل همدیگر احترام گذاشته و آن را برسمیت شناختهایم. سفیر ایران در افغانستان گفت: اساس روابط افغانستان و ایران بازی برد-برد است که اگر به دنبال روابط پایداری 2 کشور باشیم باید هر 2 طرف در این روابط احساس برندگی داشته باشد و منابع هر دو کشور تامین شود. وی تاکید کرد اگر 2 طرف در این روابط احساس برندگی نکند این روابط پایداری نخواهد داشت و افغانستان باید احساس کند که در روابط با ایران منافعش بر آورده میشود و ایران نیز چنین احساس کند تا به پایداری روابط برسیم. بهرامی تصریح کرد: دولت محوری از اصول سیاست خارجی ایران در رابطه به افغانستان میباشد و ما در افغانستان با جریانات و تشکلهای سیاسی روابط کوتاه و یا بلند مدت داریم اما دولت محوری اساس سیاست ایران در افغانستان است.۶
روابط تجاری و ترانزیتی
هر چند ایران در ردیف نخست کشورهایی است که بیشتر کالاهای آن در بازار افغانستان ارایه میشود و میدان رقابت برای فعالان بازرگانی ایران گسترده است اما توانمندی های اقتصادی بیشتری برای توسعه مناسبات و همکاری ها وجود دارد.
در همین راستا، 2 کشور در خردادماه سال جاری موافقتنامه سه جانبه ای را برای توسعه بندر چابهار با همراهی هند در تهران امضا کردند. این یکی از مهمترین گامهای است که ایران، هند و افغانستان در راستای تقویت همکاریهای مشترک اقتصادی منطقه ای برداشتند.
افغانستان در خشکی محصور شده و به دریا راه ندارد و سرمایه گذاران افغانستانی برای انتقال ارزان تر و سریع تر کالاهای وارداتی و صادراتی خود علاقمند به استفاده از منطقه آزاد چابهار هستند.
پسابرجام و فرصتی برای توسعه مناسبات تهران- کابل
در حال حاضر و در فضای پسابرجام ظرفیت های بسیاری برای گسترش همکاری و بهره جویی از فرصت ها و منافع مشترک وجود دارد که همسایگی ایران و افغانستان و توانایی بالای کشورمان برای تامین بسیاری از نیازهای همسایه شرقی بستری مهیا برای این همکاری ها است.
افزون بر فرصت های همکاری، 2 کشور بایسته هایی جدی برای مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک دارند. یکی از مسائل پیش روی 2 کشور در کنار مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر، مبارزه با افراط گرایی است. افزایش حضور داعش در افغانستان، تعمیق و گسترش همکاری های امنیتی 2 کشور را اجتناب ناپذیر کرده است.
با در نظر گرفتن حسن نیت و اهتمام لازم که بین مقام های 2 کشور برای ریشه کنی این چالش ها وجود دارد، بدون تردید می توان از طریق همکاری ها فزاینده و برنامه ریزی های کارآمد در این جهت برای دستیابی به منافع مشترک کوشید و به مقابله با چالش های پیش رو پرداخت.
منبع: ایرنا
خبرنگار: سمانه سعادت
انتشاردهنده: سیدمحمد موسی کاظمی
http://www.irna.ir/fa/News/82407840/
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان
پس از تشکیل «دولتِ وحدتِ ملیِ» افغانستان در واپسین روزهای تابستان 1393، فصل جدیدی در روابط ایران و این همسایه شرقی گشوده شد. در این زمان «محمد اشرف غنی» و «عبدالله عبدالله» در ارگ ریاست جمهوری افغانستان بر سر تشکیل دولت مشترکی با عنوان دولت وحدت ملی توافق کردند که براساس آن قدرت بین هر 2 نامزد تقسیم می شد. به اساس این موافقتنامه، نامزدی که بیشترین رای را به دست آورد یعنی اشرف غنی ریاست جمهوری را عهده دار شد و پست ریاست اجرایی در اختیار عبدالله عبدالله قرار گرفت.
یک سال پیش از آن و با روی کار آمدن دولت یازدهم در سال 1392 در تهران، بهبود روابط و ارتقای سطح همکاری های اقتصادی، تجاری و امنیتی با همسایگان در دستور کار دولتمردان قرار گرفت . دولت «حسن روحانی» همواره توجه ویژه ای به موضوع تعامل با دنیا بخصوص روابط با همسایگان بر اساس حسن همجواری مبذول داشته است.
در این ارتباط، چندی پیش «محمدرضا بهرامی» سفیر ایران در افغانستان در سخنرانی که در دانشگاه «دنیا» کابل داشت، درباره روابط 2 کشور گفت: در دوران پسابرجام روابط خود با کشورهای منطقه، همسایه از جمله افغانستان را گسترش میدهیم و افغانستان در سیاست خارجی ایران جایگاه ویژه دارد. بهرامی گفت: ایران و افغانستان روابط خوبی دارند اما در برخی موارد اختلاف نظرهایی هم بین دو کشور موجود بوده اما سعی کردیم تفاوت نظرها را از طریق گفتوگو در میان بگذاریم.
درک متقابل از همدیگر در دولت حامد کرزی و دولت کنونی افغانستان وجود دارد که ما به منافع متقابل همدیگر احترام گذاشته و آن را برسمیت شناختهایم. سفیر ایران در افغانستان گفت: اساس روابط افغانستان و ایران بازی برد-برد است که اگر به دنبال روابط پایداری 2 کشور باشیم باید هر 2 طرف در این روابط احساس برندگی داشته باشد و منابع هر دو کشور تامین شود. وی تاکید کرد اگر 2 طرف در این روابط احساس برندگی نکند این روابط پایداری نخواهد داشت و افغانستان باید احساس کند که در روابط با ایران منافعش بر آورده میشود و ایران نیز چنین احساس کند تا به پایداری روابط برسیم. بهرامی تصریح کرد: دولت محوری از اصول سیاست خارجی ایران در رابطه به افغانستان میباشد و ما در افغانستان با جریانات و تشکلهای سیاسی روابط کوتاه و یا بلند مدت داریم اما دولت محوری اساس سیاست ایران در افغانستان است.۶
روابط تجاری و ترانزیتی
هر چند ایران در ردیف نخست کشورهایی است که بیشتر کالاهای آن در بازار افغانستان ارایه میشود و میدان رقابت برای فعالان بازرگانی ایران گسترده است اما توانمندی های اقتصادی بیشتری برای توسعه مناسبات و همکاری ها وجود دارد.
در همین راستا، 2 کشور در خردادماه سال جاری موافقتنامه سه جانبه ای را برای توسعه بندر چابهار با همراهی هند در تهران امضا کردند. این یکی از مهمترین گامهای است که ایران، هند و افغانستان در راستای تقویت همکاریهای مشترک اقتصادی منطقه ای برداشتند.
افغانستان در خشکی محصور شده و به دریا راه ندارد و سرمایه گذاران افغانستانی برای انتقال ارزان تر و سریع تر کالاهای وارداتی و صادراتی خود علاقمند به استفاده از منطقه آزاد چابهار هستند.
پسابرجام و فرصتی برای توسعه مناسبات تهران- کابل
در حال حاضر و در فضای پسابرجام ظرفیت های بسیاری برای گسترش همکاری و بهره جویی از فرصت ها و منافع مشترک وجود دارد که همسایگی ایران و افغانستان و توانایی بالای کشورمان برای تامین بسیاری از نیازهای همسایه شرقی بستری مهیا برای این همکاری ها است.
افزون بر فرصت های همکاری، 2 کشور بایسته هایی جدی برای مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک دارند. یکی از مسائل پیش روی 2 کشور در کنار مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر، مبارزه با افراط گرایی است. افزایش حضور داعش در افغانستان، تعمیق و گسترش همکاری های امنیتی 2 کشور را اجتناب ناپذیر کرده است.
با در نظر گرفتن حسن نیت و اهتمام لازم که بین مقام های 2 کشور برای ریشه کنی این چالش ها وجود دارد، بدون تردید می توان از طریق همکاری ها فزاینده و برنامه ریزی های کارآمد در این جهت برای دستیابی به منافع مشترک کوشید و به مقابله با چالش های پیش رو پرداخت.
منبع: ایرنا
خبرنگار: سمانه سعادت
انتشاردهنده: سیدمحمد موسی کاظمی
http://www.irna.ir/fa/News/82407840/
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
www.irna.ir
ایرنا - برقراری ثبات و گسترش همکاری؛ عنصر اساسی نگاه ایران به افغانستان
تهران- ایرنا- جمهوری اسلامی ایران طی سالیان گذشته همواره به دنبال برقراری صلح و ثبات در افغانستان بوده است و اکنون در فضای پسابرجام مسیر توسعه بیشینه مناسبات با همسایه شرقی و حل مسائل و چالش های مشترک با این کشور را می پیماید.
Forwarded from 🖤
گسترش همکاری ها، نشانه امید فرانسوی ها به حفظ برجام است
فریدون مجلسي، ديپلمات اسبق ايران در پاريس در گفتوگو با «اعتماد»در باره سفر ژان مارک ایرو
در فضاي پسابرجام فرصتهاي سياسي ايران و فرانسه از چه جنسي هستند؟
فرانسه بيشتر از هر كشور اروپايي ديگري از تروريسم سلفي ضربه خورده است. در چند سال اخير، چندين عمليات تروريستي در فرانسه رخ داده و احتمال تكرار آن حملات وجود دارد. يادمان باشد كه در فرانسه چند ميليون عرب مهاجر از شمال آفريقا حضور دارند كه عمدتا از اقشار فرودست جامعه هستند و براي جذب در داعش و گروههاي تندرو مستعد محسوب ميشوند. عمده اقدامات تروريستي رخ داده در فرانسه و بلژيك طي دو سال گذشته هم از سوي آن افراد بوده است. از سويي، فرانسويها علاقهمند به رفتار ميانهروانه و متعادل هستند و از طرفي هم ميبينند كه در ايران دولت معتدلي وجود دارد كه از تندروي بيزار بوده و با آن مقابله ميكند. تندرويهاي موجود در خاورميانه كه ضربات اساسي به بازارهاي سنتي آنها وارد كرده و آنها نميخواهند تنها پايگاه معتدل باقيمانده در خاورميانه هم از دست برود. همچنين از دست رفتن بازارهاي سنتي فرانسه در منطقه و وضعيت نه چندان مطلوب اقتصادي فرانسويها موجب شده آنها نيمنگاهي هم به بازارهاي از دست رفتهشان در ايران داشته باشند. فرانسويها سابقه حضور در بازارهاي ايران را دارند و تحريمها، بيشترين ضربه را به آنها پس از ايران زد. ايران پس از تحريم، بهشدت علاقه دارد تا كمبودها را رفع كند و به همين دليل آغوشش را براي همكاري مشترك و البته برابر با دنيا باز كرده و كشورهاي بسياري بيميل نيستند تا با ايران همكاريهايشان را آغاز كنند. پاريس ميبيند كه اگر كاري نكند و درخواست ايران را ناديده بگيرد، ضرر كرده و سودي از شرايط ايجاد شده نصيبش نميشود. چين بازار بزرگتري براي فرانسه است ولي چين خود بازار دنيا را در اختيارش گرفته و شانس ورودش به آن بازار با چالشهاي جديتري نسبت به ايران روبهرو است. آنها در ايران بودند و با بازار ايران آشنا هستند. الان در مرحله نخست ميخواهند حداقل آن بازار از دست رفته خود را در ايران احيا كنند. به همين خاطر، نخستين ايرباس را به ايران دادند، دومين ايرباس را هم تا پايان فوريه به ايران خواهند داد. توتال در حال شروع كارش در ايران است. از همه مهمتر، صنعت اتومبيل ايران با صنعت خودروي فرانسه جوشخورده است. هرچند ماشين چيني در ايران ارزانتر است ولي كالاي چيني در ايران با اقبال چنداني روبهرو نيست. ايران براي فرانسه كشور آرام و باثباتي است كه ميتواند در چارچوب گسترش همكاري با تهران، اميد آن را هم داشته باشد كه بتواند كالاهايش را از طريق ايران به محيط پيراموني هم صادر بكند. آنها با حضورشان در بازار ايران، هم ميتوانند سود بكنند و هم ميتوانند ميانهروي را در ايران تقويت كنند.
مشروح گفت و گو در لینک زیر:
http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=67010
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
فریدون مجلسي، ديپلمات اسبق ايران در پاريس در گفتوگو با «اعتماد»در باره سفر ژان مارک ایرو
در فضاي پسابرجام فرصتهاي سياسي ايران و فرانسه از چه جنسي هستند؟
فرانسه بيشتر از هر كشور اروپايي ديگري از تروريسم سلفي ضربه خورده است. در چند سال اخير، چندين عمليات تروريستي در فرانسه رخ داده و احتمال تكرار آن حملات وجود دارد. يادمان باشد كه در فرانسه چند ميليون عرب مهاجر از شمال آفريقا حضور دارند كه عمدتا از اقشار فرودست جامعه هستند و براي جذب در داعش و گروههاي تندرو مستعد محسوب ميشوند. عمده اقدامات تروريستي رخ داده در فرانسه و بلژيك طي دو سال گذشته هم از سوي آن افراد بوده است. از سويي، فرانسويها علاقهمند به رفتار ميانهروانه و متعادل هستند و از طرفي هم ميبينند كه در ايران دولت معتدلي وجود دارد كه از تندروي بيزار بوده و با آن مقابله ميكند. تندرويهاي موجود در خاورميانه كه ضربات اساسي به بازارهاي سنتي آنها وارد كرده و آنها نميخواهند تنها پايگاه معتدل باقيمانده در خاورميانه هم از دست برود. همچنين از دست رفتن بازارهاي سنتي فرانسه در منطقه و وضعيت نه چندان مطلوب اقتصادي فرانسويها موجب شده آنها نيمنگاهي هم به بازارهاي از دست رفتهشان در ايران داشته باشند. فرانسويها سابقه حضور در بازارهاي ايران را دارند و تحريمها، بيشترين ضربه را به آنها پس از ايران زد. ايران پس از تحريم، بهشدت علاقه دارد تا كمبودها را رفع كند و به همين دليل آغوشش را براي همكاري مشترك و البته برابر با دنيا باز كرده و كشورهاي بسياري بيميل نيستند تا با ايران همكاريهايشان را آغاز كنند. پاريس ميبيند كه اگر كاري نكند و درخواست ايران را ناديده بگيرد، ضرر كرده و سودي از شرايط ايجاد شده نصيبش نميشود. چين بازار بزرگتري براي فرانسه است ولي چين خود بازار دنيا را در اختيارش گرفته و شانس ورودش به آن بازار با چالشهاي جديتري نسبت به ايران روبهرو است. آنها در ايران بودند و با بازار ايران آشنا هستند. الان در مرحله نخست ميخواهند حداقل آن بازار از دست رفته خود را در ايران احيا كنند. به همين خاطر، نخستين ايرباس را به ايران دادند، دومين ايرباس را هم تا پايان فوريه به ايران خواهند داد. توتال در حال شروع كارش در ايران است. از همه مهمتر، صنعت اتومبيل ايران با صنعت خودروي فرانسه جوشخورده است. هرچند ماشين چيني در ايران ارزانتر است ولي كالاي چيني در ايران با اقبال چنداني روبهرو نيست. ايران براي فرانسه كشور آرام و باثباتي است كه ميتواند در چارچوب گسترش همكاري با تهران، اميد آن را هم داشته باشد كه بتواند كالاهايش را از طريق ايران به محيط پيراموني هم صادر بكند. آنها با حضورشان در بازار ايران، هم ميتوانند سود بكنند و هم ميتوانند ميانهروي را در ايران تقويت كنند.
مشروح گفت و گو در لینک زیر:
http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=67010
https://telegram.me/joinchat/Amle_T8mIYS3-KPyTQ2LBA مطالعات روابط بین الملل
etemadnewspaper.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
Forwarded from جامعهشناسی
گفتوگوی میانشهروندی: شرط گذار از شهر مرده به شهر زنده
✍ #محمدمهدی_اردبیلی
@IRANSOCIOLOGY
شهر چیست؟ آیا شهر اساساً موجودی ثابت و تعینیافته است یا موجودی است پویا و در حال تغییر؟ برای پاسخ به این سوالات پیش از هر چیز باید روشن ساخت که ماهیت یا عنصر ذاتیِ سازندۀ «شهر» چیست. رویکرد کلاسیک، به دلیل اولویت مکان بر زمان در فیزیک و همچنین تصور مکانمند از خود هستی، ماهیت شهر را «مکان» میداند. همانگونه که اشاره شد، شهر ظرف یا مکانی است برای گردهمآیی موجودات بشری. برخی دیگر نیز شهر را بر اساس حضور انسانها (میزان جمعیت، خانوار و غیره) تعریف میکنند که ماهیتاً با برداشت قبلی از شهر (مکان) همخوان است. اما اگر شهر را موجودی زنده تصور کنیم که تمام اجزای آن در نوعی رابطۀ ارگانیک هماهنگ با یکدیگر به سر میبرند (یا باید ببرند)، آنگاه نگاه ما به عنصر ذاتی و ماهیت شهر متفاوت خواهد بود. ماهیت شهر نه از جنس مکان (یا عناصر مادی) و نه از جنس سوژهها (یا عناصر ذهنی) است، در واقع شهر نه «ظرف» است و نه «جمعیت»، نه صرفاً ذهن است و نه عین، بلکه ماهیت شهر اساساً «ارتباطی» و از نوع مناسبات زندۀ میان شهروندان است (یا باید باشد). حال پرسش بعدی این است که این مناسبات چیستند و از چه نوعند و به چه معنا موجودند؟ اینجاست که ناگزیریم با تکیه بر رویکردهای جدید نسبت به ماهیت حقیقت، از مفهوم بینالاذهانیت یا بیناسوژگانیت (intersubjectivity) بهره ببریم که هگل آن را «حقیقت روحانی» مینامد. آنچه نهایتاً برای هگل حقیقت و وجود است، نه ذهن انتزاعی و نه طبیعتِ مرده، بلکه خود همین سوبژکتیو شدن ابژه یا ابژکتیو شدن سوژه است، و در نتیجه، نه این ابژه (مکان مادی محض) مستقل از سوژه است و نه این سوژه (ذهن انسانی) منفرد است، بلکه گذار میان آنهاست که حقیقت است. میتوان این حقیقت گذارگونۀ بین کل و جزء، بین وحدت و کثرت، بین سوژه و ابژه را «نیرو» نامید. این گذارِ نیرومدار در حقیقت ساحتی بینابینی است برساخته از نیروهای زندۀ محیطی، یعنی تمام سوژهها (شهروندان). حال اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ گوییم که این مفهومِ وامگرفته از فیزیک (نیرو) در عرصۀ مطالعات شهری چه نام دارد، و بهترین و آرمانیترین شکل تجلی آن با توجه به معیار سیاست شهری فعالانه کدام است، میتوان پاسخ داد که این نیرو در شهر همان مناسبات اجتماعی یا بیناشهروندی ای است که در بهترین حالت، میتوان آن را در نوعی گفتوگوی جمعی محقق ساخت. گفتوگو مجرای فعلیت یافتنِ ذهنیت سوژهها (شهروندان) و در نتیجه فعلیت یافتن ساحت بیناسوژگانی (بینالاذهانی) است. هابرماس آن را یک افق مشترک تفسیری میداند که در سایۀ آن، مسائل جاری به بحث و گفتوگوهای عمومی در خصوص خودفهمی سیاسی شهروندان میانجامد. این «افق مشترک تفسیری» شرط هر شکلی از سیاست جمعیِ فعالانه است. بنابراین گفتوگو (دیالوگ) دقیقاً در مقابل دستور فرمایشی از بالا (مونولوگ) عمل میکند و شهروندان را از سطح رویکرد فردگرایانۀ اتمهای مجزا خارج کرده و شهر را به یک کل زندۀ پویا بدل میسازد.
در این معنا «گفتوگو» دیگر نه امری معرفتشناسانه یا فرعی، بلکه دقیقاً هستیشناسانه (اُنتولوژیک) است که حقیقت جامعۀ بشری را تشکیل میدهد. به بیان دیگر، سطح وجودی شهر، نه سطح سوبژکتیویته (ذهنیتهای فردی) و نه سطح ابژکتیویته (اشیاء و مکانها) بلکه، ترکیب دیالکتیکی این دو است که میتوان آن را بیناسوبژکتیو، یا با استفاده از اصطلاحات مورد استفاده در این یادداشت، «میانشهروندی» نامید.
در این معنا شهروند میتواند در شهرش به معنای مصطلح کلمه، «احساسِ در خانه بودن» کند. این احساسِ در خانه بودن، یکی از عناصر تمایز بخش است میان «انسانی که صرفا در شهر زندگی میکند» و «شهروندی که شهر را خانۀ خویش میداند». درنتیجه، فضای گفتوگوی متقابل میانشهروندی، نهایتاً تنها زمانی می تواد محقق شود، که تمام شهروندان به نحوی، توسط کلیت شهر (که در حقیقت جامع دیالکتیکی تمام عناصر متکثر است)، بازشناخته و تصدیق شوند و درون گفتمام هژمونیک قدرت شهری «بازی داده شوند». شرط گفت وگوی میان فرهنگی همین «بازشناسی» است که متفکران مختلفی (از جمله هابرماس، هگل و ...) بر آن تاکید کردهاند.
در نهایت، سیاست شهری، در معنای راستینش، تنها در پرتو عنصر درونزایی فرهنگی و بازتعریف سیاست در همین بستر به عنوان مناسبات برآمده از بطن جامعه در عین رفع کثرت گرایی فرهنگی صرف، در چهارچوب ایجاد امکان نوعی فضای گفتوگو میانفرهنگی-میانشهروندی مابین تمام عناصر فعالِ دستاندرکار در تحقق «شهر» ممکن میشود. و شرط تحقق این گفتوگو، از یک سو، آزادیِ بیان برای تمام اقشار و شهروندان، و از سوی دیگر، امکان مفاهمۀ متقابل بر اساس این گفتوگو از جانب نهادهای شهری و مدنی است.
@PhilosophicalHalt
منبع: مجلۀ راه ابریشم، شماره 4
🌐جامعه شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
✍ #محمدمهدی_اردبیلی
@IRANSOCIOLOGY
شهر چیست؟ آیا شهر اساساً موجودی ثابت و تعینیافته است یا موجودی است پویا و در حال تغییر؟ برای پاسخ به این سوالات پیش از هر چیز باید روشن ساخت که ماهیت یا عنصر ذاتیِ سازندۀ «شهر» چیست. رویکرد کلاسیک، به دلیل اولویت مکان بر زمان در فیزیک و همچنین تصور مکانمند از خود هستی، ماهیت شهر را «مکان» میداند. همانگونه که اشاره شد، شهر ظرف یا مکانی است برای گردهمآیی موجودات بشری. برخی دیگر نیز شهر را بر اساس حضور انسانها (میزان جمعیت، خانوار و غیره) تعریف میکنند که ماهیتاً با برداشت قبلی از شهر (مکان) همخوان است. اما اگر شهر را موجودی زنده تصور کنیم که تمام اجزای آن در نوعی رابطۀ ارگانیک هماهنگ با یکدیگر به سر میبرند (یا باید ببرند)، آنگاه نگاه ما به عنصر ذاتی و ماهیت شهر متفاوت خواهد بود. ماهیت شهر نه از جنس مکان (یا عناصر مادی) و نه از جنس سوژهها (یا عناصر ذهنی) است، در واقع شهر نه «ظرف» است و نه «جمعیت»، نه صرفاً ذهن است و نه عین، بلکه ماهیت شهر اساساً «ارتباطی» و از نوع مناسبات زندۀ میان شهروندان است (یا باید باشد). حال پرسش بعدی این است که این مناسبات چیستند و از چه نوعند و به چه معنا موجودند؟ اینجاست که ناگزیریم با تکیه بر رویکردهای جدید نسبت به ماهیت حقیقت، از مفهوم بینالاذهانیت یا بیناسوژگانیت (intersubjectivity) بهره ببریم که هگل آن را «حقیقت روحانی» مینامد. آنچه نهایتاً برای هگل حقیقت و وجود است، نه ذهن انتزاعی و نه طبیعتِ مرده، بلکه خود همین سوبژکتیو شدن ابژه یا ابژکتیو شدن سوژه است، و در نتیجه، نه این ابژه (مکان مادی محض) مستقل از سوژه است و نه این سوژه (ذهن انسانی) منفرد است، بلکه گذار میان آنهاست که حقیقت است. میتوان این حقیقت گذارگونۀ بین کل و جزء، بین وحدت و کثرت، بین سوژه و ابژه را «نیرو» نامید. این گذارِ نیرومدار در حقیقت ساحتی بینابینی است برساخته از نیروهای زندۀ محیطی، یعنی تمام سوژهها (شهروندان). حال اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ گوییم که این مفهومِ وامگرفته از فیزیک (نیرو) در عرصۀ مطالعات شهری چه نام دارد، و بهترین و آرمانیترین شکل تجلی آن با توجه به معیار سیاست شهری فعالانه کدام است، میتوان پاسخ داد که این نیرو در شهر همان مناسبات اجتماعی یا بیناشهروندی ای است که در بهترین حالت، میتوان آن را در نوعی گفتوگوی جمعی محقق ساخت. گفتوگو مجرای فعلیت یافتنِ ذهنیت سوژهها (شهروندان) و در نتیجه فعلیت یافتن ساحت بیناسوژگانی (بینالاذهانی) است. هابرماس آن را یک افق مشترک تفسیری میداند که در سایۀ آن، مسائل جاری به بحث و گفتوگوهای عمومی در خصوص خودفهمی سیاسی شهروندان میانجامد. این «افق مشترک تفسیری» شرط هر شکلی از سیاست جمعیِ فعالانه است. بنابراین گفتوگو (دیالوگ) دقیقاً در مقابل دستور فرمایشی از بالا (مونولوگ) عمل میکند و شهروندان را از سطح رویکرد فردگرایانۀ اتمهای مجزا خارج کرده و شهر را به یک کل زندۀ پویا بدل میسازد.
در این معنا «گفتوگو» دیگر نه امری معرفتشناسانه یا فرعی، بلکه دقیقاً هستیشناسانه (اُنتولوژیک) است که حقیقت جامعۀ بشری را تشکیل میدهد. به بیان دیگر، سطح وجودی شهر، نه سطح سوبژکتیویته (ذهنیتهای فردی) و نه سطح ابژکتیویته (اشیاء و مکانها) بلکه، ترکیب دیالکتیکی این دو است که میتوان آن را بیناسوبژکتیو، یا با استفاده از اصطلاحات مورد استفاده در این یادداشت، «میانشهروندی» نامید.
در این معنا شهروند میتواند در شهرش به معنای مصطلح کلمه، «احساسِ در خانه بودن» کند. این احساسِ در خانه بودن، یکی از عناصر تمایز بخش است میان «انسانی که صرفا در شهر زندگی میکند» و «شهروندی که شهر را خانۀ خویش میداند». درنتیجه، فضای گفتوگوی متقابل میانشهروندی، نهایتاً تنها زمانی می تواد محقق شود، که تمام شهروندان به نحوی، توسط کلیت شهر (که در حقیقت جامع دیالکتیکی تمام عناصر متکثر است)، بازشناخته و تصدیق شوند و درون گفتمام هژمونیک قدرت شهری «بازی داده شوند». شرط گفت وگوی میان فرهنگی همین «بازشناسی» است که متفکران مختلفی (از جمله هابرماس، هگل و ...) بر آن تاکید کردهاند.
در نهایت، سیاست شهری، در معنای راستینش، تنها در پرتو عنصر درونزایی فرهنگی و بازتعریف سیاست در همین بستر به عنوان مناسبات برآمده از بطن جامعه در عین رفع کثرت گرایی فرهنگی صرف، در چهارچوب ایجاد امکان نوعی فضای گفتوگو میانفرهنگی-میانشهروندی مابین تمام عناصر فعالِ دستاندرکار در تحقق «شهر» ممکن میشود. و شرط تحقق این گفتوگو، از یک سو، آزادیِ بیان برای تمام اقشار و شهروندان، و از سوی دیگر، امکان مفاهمۀ متقابل بر اساس این گفتوگو از جانب نهادهای شهری و مدنی است.
@PhilosophicalHalt
منبع: مجلۀ راه ابریشم، شماره 4
🌐جامعه شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY