پیر سید احمد گیلانی
رئیس شورای عالی صلح افغانستان درگذشت.
پیر سید احمد گیلانی، رئیس شورای عالی صلح افغانستان و رهبر حزب محاذ ملى افغانستان امروز بر اثر حمله قلبی در سن 85 سالگی در بیمارستان غازی امان الله خان کابل درگذشت.
گیلانی علاوه بر ریاست شورای عالی صلح، رهبری حزب محاذ ملی از احزاب جهادی افغانستان را نیز بر عهده داشت. او حدود یازده ماه قبل به عنوان شورای عالی صلح افغانستان از سوی رئیس جمهور غنی منصوب شد.
شورای عالی صلح افغانستان با تأیید این خبر، در رسانه ها إعلام كرده که گیلانی سه روز قبل در پی حمله قلبی در این بیمارستان بستری شده بود.
- پیر سید احمد گیلانی کی بود؟
او فرزند سید حسن گیلانی است و در سال 1932 در شهرستان سرخ رود استان ننگرهار به دنیا آمد.از مدرسهی دینی امام ابوحنیفه و پس از آن از دانشکده شرعیات دانشگاه کابل در سال 1964 فارغ التحصیل شد.
گیلانی رهبر (پیر) طریقت صوفیه قادریه در افغانستان بود و پس از به قدرت رسیدن حزب دمکراتیک خلق در این کشور در سال 1979 به پاکستان پناهنده شد. در آنجا حزب سیاسی- نظامی «محاذ ملی اسلامی افغانستان» را در مخالفت با اشغال کشورش توسط شوروی تاسیس کرد.
حزب محاذ ملی به رهبری گیلانی از پیروان طریقت صوفیه را تشکیل می دهد. آنها از گروههای مجاهدین افغان بودند که در دهه 1980 وارد جنگ با نیروهای شوروی در افغانستان شدند.
گیلانی در سال 1988 میلادی رئیس شواری قیادی اتحاد احزاب جهادی افغانستان مقابل شوروی در افغانستان شد. همچنین حزب وی نیز پس از به قدرت رسیدن طالبان با آنها به مخالفت پرداخته و وارد ائتلاف شمال در این کشور شدند.
گفتنی است گیلانی از نوادگان عبدالقادر گیلانی مؤسس طریقت قادریه است. پدرش سید حسن گیلانی در بغداد به دنیا آمده بود، اما در سال 1905 میلادی از عراق به افغانستان آمد تا طریقت قادریه را در این کشور بنیانگذاری کند. حبیب الله خان پادشاه وقت افغانستان به او زمینهای زیادی در شهر کابل و استان ننگرهار در شرق افغانستان بخشید.
گیلانی، در سال 1952 با عادله نوه حبیبالله خان ازدواج کرد و از این طریق رابطهاش را با خاندان شاهی افغانستان مستحکمتر کرد. او در جریان ایجاد دولت انتقالی(کرزی)، سمت قاضی القضات را به دوش گرفت.
گیلانی در دوران ریاست جمهوری حامد کرزی از حامیان وی محسوب میشد و در انتخابات ریاستجمهوری 2014 افغانستان از محمداشرف غنی ٰئیس جمهور این کشور حمایت کرد.
منبع خبر: خبر آنلاین
http://www.khabaronline.ir/detail/626483/World/centeral-asia-caucuses
رئیس شورای عالی صلح افغانستان درگذشت.
پیر سید احمد گیلانی، رئیس شورای عالی صلح افغانستان و رهبر حزب محاذ ملى افغانستان امروز بر اثر حمله قلبی در سن 85 سالگی در بیمارستان غازی امان الله خان کابل درگذشت.
گیلانی علاوه بر ریاست شورای عالی صلح، رهبری حزب محاذ ملی از احزاب جهادی افغانستان را نیز بر عهده داشت. او حدود یازده ماه قبل به عنوان شورای عالی صلح افغانستان از سوی رئیس جمهور غنی منصوب شد.
شورای عالی صلح افغانستان با تأیید این خبر، در رسانه ها إعلام كرده که گیلانی سه روز قبل در پی حمله قلبی در این بیمارستان بستری شده بود.
- پیر سید احمد گیلانی کی بود؟
او فرزند سید حسن گیلانی است و در سال 1932 در شهرستان سرخ رود استان ننگرهار به دنیا آمد.از مدرسهی دینی امام ابوحنیفه و پس از آن از دانشکده شرعیات دانشگاه کابل در سال 1964 فارغ التحصیل شد.
گیلانی رهبر (پیر) طریقت صوفیه قادریه در افغانستان بود و پس از به قدرت رسیدن حزب دمکراتیک خلق در این کشور در سال 1979 به پاکستان پناهنده شد. در آنجا حزب سیاسی- نظامی «محاذ ملی اسلامی افغانستان» را در مخالفت با اشغال کشورش توسط شوروی تاسیس کرد.
حزب محاذ ملی به رهبری گیلانی از پیروان طریقت صوفیه را تشکیل می دهد. آنها از گروههای مجاهدین افغان بودند که در دهه 1980 وارد جنگ با نیروهای شوروی در افغانستان شدند.
گیلانی در سال 1988 میلادی رئیس شواری قیادی اتحاد احزاب جهادی افغانستان مقابل شوروی در افغانستان شد. همچنین حزب وی نیز پس از به قدرت رسیدن طالبان با آنها به مخالفت پرداخته و وارد ائتلاف شمال در این کشور شدند.
گفتنی است گیلانی از نوادگان عبدالقادر گیلانی مؤسس طریقت قادریه است. پدرش سید حسن گیلانی در بغداد به دنیا آمده بود، اما در سال 1905 میلادی از عراق به افغانستان آمد تا طریقت قادریه را در این کشور بنیانگذاری کند. حبیب الله خان پادشاه وقت افغانستان به او زمینهای زیادی در شهر کابل و استان ننگرهار در شرق افغانستان بخشید.
گیلانی، در سال 1952 با عادله نوه حبیبالله خان ازدواج کرد و از این طریق رابطهاش را با خاندان شاهی افغانستان مستحکمتر کرد. او در جریان ایجاد دولت انتقالی(کرزی)، سمت قاضی القضات را به دوش گرفت.
گیلانی در دوران ریاست جمهوری حامد کرزی از حامیان وی محسوب میشد و در انتخابات ریاستجمهوری 2014 افغانستان از محمداشرف غنی ٰئیس جمهور این کشور حمایت کرد.
منبع خبر: خبر آنلاین
http://www.khabaronline.ir/detail/626483/World/centeral-asia-caucuses
www.khabaronline.ir
پیر سید احمد گیلانی درگذشت
پیر سید احمد گیلانی، رئیس شورای عالی صلح افغانستان ساعتی پیش در بیمارستانی در کابل در سن 85 سالگی درگذشت.
کتاب "نسبیگرایی"
مجموعه مقالات نسبیگرایی با ترجمه زهیر باقری نوعپرست
با مقالاتی از پیترجان کریفت، پل بوقوسیان، جولین بیلارد، برایان لایتر، تیموتی ویلیامسون و ...
منبع: @sedanet | @philosopherin
مجموعه مقالات نسبیگرایی با ترجمه زهیر باقری نوعپرست
با مقالاتی از پیترجان کریفت، پل بوقوسیان، جولین بیلارد، برایان لایتر، تیموتی ویلیامسون و ...
منبع: @sedanet | @philosopherin
کتاب نسبیگرایی.pdf
2.3 MB
کتاب "نسبیگرایی"
مجموعه مقالات نسبیگرایی با ترجمه زهیر باقری نوعپرست
با مقالاتی از پیترجان کریفت، پل بوقوسیان، جولین بیلارد، برایان لایتر، تیموتی ویلیامسون و ...
زمستان 1395، 202 صفحه.
مجموعه مقالات نسبیگرایی با ترجمه زهیر باقری نوعپرست
با مقالاتی از پیترجان کریفت، پل بوقوسیان، جولین بیلارد، برایان لایتر، تیموتی ویلیامسون و ...
زمستان 1395، 202 صفحه.
برگزاری کارگاه ترویج صلح، فرهنگ صلح و همبستگی اخلاقی و فکری توسط دفتر اطلاعات ملل متحد در تهران:
http://www.unairan.org/2017/01/25/promotion-peace-culture-peace-moral-intellectual-solidarity/
Promotion of peace, culture of peace, moral and intellectual solidarity - United Nations Association of Iran
Tehran – Some 45 professors, intellectuals, researchers, students and civil society activists from the NGO “Ambassadors of Peace and Friendship Association”, with support of the National Commission of UNESCO and United Nations Information Centre (UNIC) learned more about peace, culture of peace, moral and intellectual solidarity at the workshop on 17 January 2017. At the beginning of the session, UNIC Director Dr. Maria Dotsenko welcomed the participants and thanked the organizer. Then she read former UN Secretary-General’s message on the occasion of International Day of Peace (dated 21 September 2016). UNIC Reference Assistant Ms. Nazanin Ghaemmaghami, continued the session by navigating through UNIC and UN websites and introducing the related information on history of UN, as well as maintaining international peace and security. Another speaker, Professor Hossein Baher, criticized the veto power of the Permanent Members of Security Council and highlighted that peace will happen when nations better understand..🌿🌿
http://www.unairan.org/2017/01/25/promotion-peace-culture-peace-moral-intellectual-solidarity/
Promotion of peace, culture of peace, moral and intellectual solidarity - United Nations Association of Iran
Tehran – Some 45 professors, intellectuals, researchers, students and civil society activists from the NGO “Ambassadors of Peace and Friendship Association”, with support of the National Commission of UNESCO and United Nations Information Centre (UNIC) learned more about peace, culture of peace, moral and intellectual solidarity at the workshop on 17 January 2017. At the beginning of the session, UNIC Director Dr. Maria Dotsenko welcomed the participants and thanked the organizer. Then she read former UN Secretary-General’s message on the occasion of International Day of Peace (dated 21 September 2016). UNIC Reference Assistant Ms. Nazanin Ghaemmaghami, continued the session by navigating through UNIC and UN websites and introducing the related information on history of UN, as well as maintaining international peace and security. Another speaker, Professor Hossein Baher, criticized the veto power of the Permanent Members of Security Council and highlighted that peace will happen when nations better understand..🌿🌿
United Nations Association of Iran
Promotion of peace, culture of peace, moral and intellectual solidarity - United Nations Association of Iran
Tehran – Some 45 professors, intellectuals, researchers, students and civil society activists from the NGO “Ambassadors of Peace and Friendship Association”, with support of the National Commission of UNESCO and United Nations Information Centre (UNIC) learned…
** یادداشت **
پوپولیسم علیه صلح
امیر مقامی
استادیار دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی
**سرمقاله روزنامه نسل فردا، سه شنبه 5 بهمن 95
«جامعه ملل» نخستین تلاش جامعه بشری برای ساختن یک نهاد دائمی برای گفتگو و مذاکره و حل چالشهای دیپلماتیک بود. تجربه اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کنفرانسهای صلح لاهه نشان داده بود، که دنیا توانایی ابتدایی برای استفاده از دیپلماسی را برای حل بحرانها و دستیابی به تفاهم کسب کرده است و در 1919 پس از جنگ اول جهانی، با پیشنهاد ویلسون رئیس جمهور وقت آمریکا، تجربیات کنفرانسهای موقتی پیشین در قالب یک سازمان دائمی تجلّی یافت که «جامعه ملل» نام گرفت.
همان زمان، کنگره آمریکا مانع از عضویت این کشور در سازمان جدیدالتأسیسی شد که بعدها نماینده ایران، لقب «سپاه صلح» به آن داده بود. جامعه ملل بنا به دلایل متعدّدی که معمولاً عدم عضویت آمریکا، یکی از آنها برشمرده میشود، توفیقی در پیشگیری از یک جنگ بزرگ دیگر نداشت و در عمل با وقوع جنگ دوم، منحل شد. پس از جنگ، «سازمان ملل متحد» باز هم با پیگیری آمریکاییها تأسیس شد. این بار، برخی موانع حاکمیتی و نگرانیهای آمریکا با پیش بینی «وتو» برای این کشور و چهار عضو دائم دیگر در شورای امنیت، پاسخ داده شد.
به عبارت دیگر، طراحی منشور ملل متحد هم رنگ آرمانهای کانتی را داشت و هم زمینه ای پررنگ از واقعگرایی تلخ هگلی. لذا منشور را سنتز رویکردهای کانتی – هگلی دانسته اند. کانتی از این جهت که آرمان صلح پایدار را تقویت میکند و هگلی به این سبب که واقعیتهای حاکمیت محور روابط بین المللی را نفی نکرده است. اینک در حالی که در تمام 71 سال گذشته، بسیاری از منتقدان، ملل متحد را ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی آمریکا و ابزار آمریکایی سازی به جای جهانی شدن و کمرنگ کردن حاکمیتهای ملّی در راستای منافع آمریکا دانسته اند؛
* اینک سنای آمریکا طرحی را در دست بررسی دارد که به عضویت این کشور در ملل متحد و نهادهای وابسته به آن خاتمه میدهد و حتی برخلاف ماده 23 موافقتنامه مقر با ملل متحد، یکجانبه این موافقتنامه را لغو و در واقع، ملل متحد، دیپلماتها و کارکنان آن را از خاک آمریکا اخراج میکند. طرح مزبور عنوان پرسروصدایی دارد: «طرح بازگرداندن حاکمیت ایالات متحده»
** درباره تحلیل این طرح باید به چند نکته اشاره کرد:
یک. طرح مزبور، حاصل رویکرد تندروهای جمهوریخواه است و بعید است از حمایت همه جانبه و دوحزبی برخوردار شود. در واقع، برخلاف اوباما که ارزشهای بین المللی را انعکاس ارزشهای آمریکایی میدانست، تیم ترامپ و حامیان او، میان ارزشهای بین المللی و آمریکای مقتدر، شکاف قابل توجهی میدانند. بخشی از این نگاه، حاصل رویکردهای سخت افزارانه معمول میان جمهوریخواهان به مقولاتی مانند قدرت، صلح، امنیت و بخصوص حاکمیت است.
دو. طرح مزبور نه تنها حاکمیت را به آمریکا بازنمی گرداند بلکه اگر با همراهی سایر قدرتهای بین المللی، همراه نشود موجب انزوای آمریکا خواهد بود و عواقب بیشتری برای جامعه جهانی خواهد داشت که آمریکا نیز از آن مصون نخواهد بود.
سه. این طرح که یقیناً رویکردهای عوام زده در آن قابل مشاهده است، یادآور همان تذکری است که کانت پیشتر داده بود و آن این که نباید برای تحقّق یک دولت جهانی بلامنازع تلاش کرد؛ چرا که به زودی این دولت محلّ مناقشات استقلال طلبانه خواهد شد. در واقع، ملل متحد باید از تجربه سالهای اخیر اتحادیه اروپا درس بیاموزد و در تخصیص هرچه بیشتر مصادیق حاکمیت ملّی در چهارچوب بند 7 ماده 2 منشور، اصرار نورزد.
چهار. ترامپ پیشتر تهدیدکرده بود که از 20 ژانویه روابط ملل متحد و آمریکا دگرگون خواهد شد؛ همچنین به تندی از تبدیل سازمان به کافه گپ زنی و خوشگذرانی سیاسی، انتقاد کرده بود. گرچه این انتقادها، با شدتی که ترامپ بیان میکند، وارد نیست اما به نظر میرسد این طرح را دستکم باید نوعی باج خواهی سیاسی رئیس جمهور جدید آمریکا از دبیرکل جدید و همه اعضای ملل متحد تلقی کرد و نیز واکنشی تند به همراهی دولت اوباما در تصویب قطعنامه شورای امنیت، علیه شهرکسازی در سرزمین های اشغالی فلسطین.
پنجم. مشابه ادبیات آمریکاییها را پیشتر در داخل کشور مشاهده کرده ایم. این ادبیات ناسیونالیسم پوپولیستی (ملی گرایی عوام زده) برخلاف آنچه باید از ملی گرایی واقعی و صحیح انتظار داشت، معمولاً یا به کمدی ختم میشود و یا به تراژدی. باید امیدوار بود که این بار نصیب جهان، کمدی باشد!🌿🌿
پوپولیسم علیه صلح
امیر مقامی
استادیار دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی
**سرمقاله روزنامه نسل فردا، سه شنبه 5 بهمن 95
«جامعه ملل» نخستین تلاش جامعه بشری برای ساختن یک نهاد دائمی برای گفتگو و مذاکره و حل چالشهای دیپلماتیک بود. تجربه اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کنفرانسهای صلح لاهه نشان داده بود، که دنیا توانایی ابتدایی برای استفاده از دیپلماسی را برای حل بحرانها و دستیابی به تفاهم کسب کرده است و در 1919 پس از جنگ اول جهانی، با پیشنهاد ویلسون رئیس جمهور وقت آمریکا، تجربیات کنفرانسهای موقتی پیشین در قالب یک سازمان دائمی تجلّی یافت که «جامعه ملل» نام گرفت.
همان زمان، کنگره آمریکا مانع از عضویت این کشور در سازمان جدیدالتأسیسی شد که بعدها نماینده ایران، لقب «سپاه صلح» به آن داده بود. جامعه ملل بنا به دلایل متعدّدی که معمولاً عدم عضویت آمریکا، یکی از آنها برشمرده میشود، توفیقی در پیشگیری از یک جنگ بزرگ دیگر نداشت و در عمل با وقوع جنگ دوم، منحل شد. پس از جنگ، «سازمان ملل متحد» باز هم با پیگیری آمریکاییها تأسیس شد. این بار، برخی موانع حاکمیتی و نگرانیهای آمریکا با پیش بینی «وتو» برای این کشور و چهار عضو دائم دیگر در شورای امنیت، پاسخ داده شد.
به عبارت دیگر، طراحی منشور ملل متحد هم رنگ آرمانهای کانتی را داشت و هم زمینه ای پررنگ از واقعگرایی تلخ هگلی. لذا منشور را سنتز رویکردهای کانتی – هگلی دانسته اند. کانتی از این جهت که آرمان صلح پایدار را تقویت میکند و هگلی به این سبب که واقعیتهای حاکمیت محور روابط بین المللی را نفی نکرده است. اینک در حالی که در تمام 71 سال گذشته، بسیاری از منتقدان، ملل متحد را ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی آمریکا و ابزار آمریکایی سازی به جای جهانی شدن و کمرنگ کردن حاکمیتهای ملّی در راستای منافع آمریکا دانسته اند؛
* اینک سنای آمریکا طرحی را در دست بررسی دارد که به عضویت این کشور در ملل متحد و نهادهای وابسته به آن خاتمه میدهد و حتی برخلاف ماده 23 موافقتنامه مقر با ملل متحد، یکجانبه این موافقتنامه را لغو و در واقع، ملل متحد، دیپلماتها و کارکنان آن را از خاک آمریکا اخراج میکند. طرح مزبور عنوان پرسروصدایی دارد: «طرح بازگرداندن حاکمیت ایالات متحده»
** درباره تحلیل این طرح باید به چند نکته اشاره کرد:
یک. طرح مزبور، حاصل رویکرد تندروهای جمهوریخواه است و بعید است از حمایت همه جانبه و دوحزبی برخوردار شود. در واقع، برخلاف اوباما که ارزشهای بین المللی را انعکاس ارزشهای آمریکایی میدانست، تیم ترامپ و حامیان او، میان ارزشهای بین المللی و آمریکای مقتدر، شکاف قابل توجهی میدانند. بخشی از این نگاه، حاصل رویکردهای سخت افزارانه معمول میان جمهوریخواهان به مقولاتی مانند قدرت، صلح، امنیت و بخصوص حاکمیت است.
دو. طرح مزبور نه تنها حاکمیت را به آمریکا بازنمی گرداند بلکه اگر با همراهی سایر قدرتهای بین المللی، همراه نشود موجب انزوای آمریکا خواهد بود و عواقب بیشتری برای جامعه جهانی خواهد داشت که آمریکا نیز از آن مصون نخواهد بود.
سه. این طرح که یقیناً رویکردهای عوام زده در آن قابل مشاهده است، یادآور همان تذکری است که کانت پیشتر داده بود و آن این که نباید برای تحقّق یک دولت جهانی بلامنازع تلاش کرد؛ چرا که به زودی این دولت محلّ مناقشات استقلال طلبانه خواهد شد. در واقع، ملل متحد باید از تجربه سالهای اخیر اتحادیه اروپا درس بیاموزد و در تخصیص هرچه بیشتر مصادیق حاکمیت ملّی در چهارچوب بند 7 ماده 2 منشور، اصرار نورزد.
چهار. ترامپ پیشتر تهدیدکرده بود که از 20 ژانویه روابط ملل متحد و آمریکا دگرگون خواهد شد؛ همچنین به تندی از تبدیل سازمان به کافه گپ زنی و خوشگذرانی سیاسی، انتقاد کرده بود. گرچه این انتقادها، با شدتی که ترامپ بیان میکند، وارد نیست اما به نظر میرسد این طرح را دستکم باید نوعی باج خواهی سیاسی رئیس جمهور جدید آمریکا از دبیرکل جدید و همه اعضای ملل متحد تلقی کرد و نیز واکنشی تند به همراهی دولت اوباما در تصویب قطعنامه شورای امنیت، علیه شهرکسازی در سرزمین های اشغالی فلسطین.
پنجم. مشابه ادبیات آمریکاییها را پیشتر در داخل کشور مشاهده کرده ایم. این ادبیات ناسیونالیسم پوپولیستی (ملی گرایی عوام زده) برخلاف آنچه باید از ملی گرایی واقعی و صحیح انتظار داشت، معمولاً یا به کمدی ختم میشود و یا به تراژدی. باید امیدوار بود که این بار نصیب جهان، کمدی باشد!🌿🌿
مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
https://telegram.me/ipsan
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سایت انجمن: www.ipsan.ir
ایمیل انجمن: peace_association93@yahoo.com
https://telegram.me/ipsan
Telegram
مطالعات صلح ایران
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir
twitter.com/ipsanir
Facebook.com/ipsan.ir
plus.google.com/115154704704430793963
https://www.linkedin.com/in/انجمن-صلح-3215b9173/
@peacelibrary
بازدید حمیرا ریگی فرماندار قصرقند از مناطق سیلزده.
حمیرا ریگی اولین فرماندار ایران از قوم بلوچ و اهل سنت است که در فروردین 1395به عنوان فرماندار شهرستان قصر قند استان سیستان و بلوچستان منصوب شد.
وی یکی از افراد فعال در ایجاد صلح و سازش میان دو طایفه ریگی و شهرکی در این منطقه بوده است؛ این دو طایفه در جنوب سیستان و بلوچستان از 13 سال پیش به سبب یک فقره قتل دچار اختلاف شده بودندکه با بخشش قاتل صلح و سازش میانشان برقرار شد.
شهرستان قصرقند در 600 کیلومتری جنوب زاهدان و حدفاصل شهرستانهای چابهار، نیکشهر و سرباز با داشتن آب فراوان و هوای مرطوب قطب کشاورزی بویژه در محصولاتی همچون انبه، برنج، خرما و پرتقال محسوب می شود.🌿🌿
منابع این خبر:
@WomenDemands
http://fararu.com/fa/news/188907/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86
حمیرا ریگی اولین فرماندار ایران از قوم بلوچ و اهل سنت است که در فروردین 1395به عنوان فرماندار شهرستان قصر قند استان سیستان و بلوچستان منصوب شد.
وی یکی از افراد فعال در ایجاد صلح و سازش میان دو طایفه ریگی و شهرکی در این منطقه بوده است؛ این دو طایفه در جنوب سیستان و بلوچستان از 13 سال پیش به سبب یک فقره قتل دچار اختلاف شده بودندکه با بخشش قاتل صلح و سازش میانشان برقرار شد.
شهرستان قصرقند در 600 کیلومتری جنوب زاهدان و حدفاصل شهرستانهای چابهار، نیکشهر و سرباز با داشتن آب فراوان و هوای مرطوب قطب کشاورزی بویژه در محصولاتی همچون انبه، برنج، خرما و پرتقال محسوب می شود.🌿🌿
منابع این خبر:
@WomenDemands
http://fararu.com/fa/news/188907/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86
Fararu | فرارو
(تصاویر) حمیرا ریگی؛ اولین فرماندار زن بلوچ
فرارو- حمیرا ریگی اولین فرماندار ایران از قوم بلوچ و اهل سنت است که در فروردین ماه امسال به عنوان فرماندار شهرستان قصر قند استان سیستان و بلوچستان
فراز و فرودهای کارنامه هاشمی؛ از سیاستگذاری تا آشتی ملی
قسمت اول
« ایران و میراث هاشمی؛ تأملی آکادمیک بر کارنامه سیاسی آیت الله» عنوان همایشی بود که با حضور کارشناسان در سالن همایش خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این همایش کارشناسان از دریچه سیاست، اقتصاد، سیاستگذاری و ارتباطات به بررسی زندگی و میراث هاشمی پرداختند.
انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن مطالعات صلح ایران برگزار کنندگان این گردهمایی علمی بودند.
این همایش در 2 بخش سیاست داخلی و سیاست خارجی برگزار شد. در بخش سیاست داخلی همایش «حسین راغفر» اقتصاددان ، «مجتبی مقصودی» مدرس علوم سیاسی، «هادی خانیکی» استاد ارتباطات و «کیومرث اشتریان» مدرس علوم سیاسی سخنرانی کردند..
جناب آقای دکتر امیر هوشنگ میر کوشش دبیر این همایش و عضو هیئت مدیره انجمن علوم سیاسی ایران در سخنرانی مقدماتی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره آیت الله هاشمی رفسنجانی و نیز تسلیت به مناسبت شهادت آتش نشانان حادثه پلاسکو بر این موضوع تاکید داشتند که همایش امروز نه صرفا تجلیل و بزرگداشت زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی بلکه با هدف تامل و بررسی علمی عملکرد ایشان در طول سال های حیات سیاسی شان برگزار گردیده است.
در پانل نخست به ریاست آقای دکتر سید عبدالامیر نبوی به عملکرد آیت الله در حوزه سیاست داخلی پرداخته شد.
** سیاستگذاری عمومی در یک یا چند سطح
کیومرث اشتریان نخستین سخنران این نشست بود که از منظر سیاستگذاری عمومی میراث و کارنامه هاشمی را بررسی کرد.
وی در ابتدای سخنانش گفت: شخصیت هایی که مدت زیادی مسوولیت های اجرایی دارند مخزن ارزشمندی برای مطالعه تجربه سیاست های عمومی به شمار می آیند و هاشمی رفسنجانی از این دست افراد بود. هاشمی در سطوح مختلف حضور داشت، از این رو می توانیم هاشمی را در حوزه سیاست گذاری عمومی در یک سطح یا چند سطح متفاوت نظاره کنیم.
وی در ادامه با بیان این که از حیث تئوریک چهار دسته نظریه می تواند به ما در شناخت هاشمی کمک کند، اظهار کرد: نخست از منظر تئوری های نخبه گرایی می توانیم رفتار و کردار هاشمی را بررسی کنیم. تئوری دوم تدریجی است که می گوید سیاست گذاری عمومی در فضای دائمی صورت می گیرد. نظریه سوم تئوری نهادی است که می توان برای شناخت آقای هاشمی از آن استفاده کرد. تئوری چهارم رویکرد همراه با نوعی عقلانیت است که می توان در رفتارهای آقای هاشمی در عرصه های داخلی و خارجی مشاهده کرد.
** فراز و فرود برنامه های اقتصادی
حسین راغفر از منظر اقتصاد به کارنامه هاشمی پرداخت. او هاشمی را از موثرترین شخصیت های پیش و پس از انقلاب اسلامی دانست و گفت: هاشمی انسانی بزرگ با آرزوهای بزرگ بود.
راغفر با بیان این که جهت گیری های هاشمی را می توان به چند دوره تقسیم کرد، اظهار کرد: دوره نخست مقارن با دهه نخست انقلاب، آشوب ها و توطئه هایی داخلی و خارجی، تحریم های اقتصادی و هشت سال جنگ بود. همچنین در عرصه جهانی نیز مدیریت اقتصادی از مدیریت دولتی به سازوکار بازار حرکت کرده بود و این نگرش به عنوان گزاره های مسلط در علم اقتصاد معرفی می شدند. همزمان دراین دوره شاهد خطبه های عدالت اجتماعی از سوی آقای هاشمی هستیم.
وی افزود: پایان جنگ تحمیلی در ایران با اوج گیری جهانی شدن اقتصاد و تبلیغات گسترده اقتصاد نئولیبرال در دنیا مقارن است. سیاست هایی که حضور دولت را در مدیریت اقتصادی به واگذاری سیاست های بخش عمومی به سازوکار بازار رهنمون می کند. در این دوره از سیاست گذاری ها امر اقتصادی بر همه امور تقدم می گیرد و عرصه اقتصادی متاثر از سیاست های تجویزی صندوق بین المللی و بانک جهانی می شود.
** مساله ای به نام توسعه
هادی خانیکی سخنران بعدی نشست بود که عنوان سخنرانی اش «هاشمی و اندیشه توسعه در ایران» بود. او در ابتدای سخنانش گفت هاشمی را باید با امیرکبیر مقایسه کنیم او حتی در شب شهادت امیرکبیر از دنیا رفت. نسل من هاشمی را با 2 اثر سرگذشت فلسطین و امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار شناختند. هاشمی در کتاب امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار معتقد است که امیر کبیر درک درستی از استعمار داشت، از این رو دارای نسخه و برنامه بود.
وی افزود: اگر بخواهیم تاثیرگذاری هاشمی را پیگیری کنیم باید تغییر و تحولات هاشمی در سیاست های اقتصادی و سیاسی اش را در چارچوب دغدغه برای توسعه ایران ببینیم. او عرصه سیاست مدرن را می فهمید و تلاشش این بود که دست به یک مصالحه بین جناح های سیاسی و همچنین بین خواسته های اجتماعی و قدرت سیاسی بزند.
قسمت اول
« ایران و میراث هاشمی؛ تأملی آکادمیک بر کارنامه سیاسی آیت الله» عنوان همایشی بود که با حضور کارشناسان در سالن همایش خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این همایش کارشناسان از دریچه سیاست، اقتصاد، سیاستگذاری و ارتباطات به بررسی زندگی و میراث هاشمی پرداختند.
انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن مطالعات صلح ایران برگزار کنندگان این گردهمایی علمی بودند.
این همایش در 2 بخش سیاست داخلی و سیاست خارجی برگزار شد. در بخش سیاست داخلی همایش «حسین راغفر» اقتصاددان ، «مجتبی مقصودی» مدرس علوم سیاسی، «هادی خانیکی» استاد ارتباطات و «کیومرث اشتریان» مدرس علوم سیاسی سخنرانی کردند..
جناب آقای دکتر امیر هوشنگ میر کوشش دبیر این همایش و عضو هیئت مدیره انجمن علوم سیاسی ایران در سخنرانی مقدماتی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره آیت الله هاشمی رفسنجانی و نیز تسلیت به مناسبت شهادت آتش نشانان حادثه پلاسکو بر این موضوع تاکید داشتند که همایش امروز نه صرفا تجلیل و بزرگداشت زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی بلکه با هدف تامل و بررسی علمی عملکرد ایشان در طول سال های حیات سیاسی شان برگزار گردیده است.
در پانل نخست به ریاست آقای دکتر سید عبدالامیر نبوی به عملکرد آیت الله در حوزه سیاست داخلی پرداخته شد.
** سیاستگذاری عمومی در یک یا چند سطح
کیومرث اشتریان نخستین سخنران این نشست بود که از منظر سیاستگذاری عمومی میراث و کارنامه هاشمی را بررسی کرد.
وی در ابتدای سخنانش گفت: شخصیت هایی که مدت زیادی مسوولیت های اجرایی دارند مخزن ارزشمندی برای مطالعه تجربه سیاست های عمومی به شمار می آیند و هاشمی رفسنجانی از این دست افراد بود. هاشمی در سطوح مختلف حضور داشت، از این رو می توانیم هاشمی را در حوزه سیاست گذاری عمومی در یک سطح یا چند سطح متفاوت نظاره کنیم.
وی در ادامه با بیان این که از حیث تئوریک چهار دسته نظریه می تواند به ما در شناخت هاشمی کمک کند، اظهار کرد: نخست از منظر تئوری های نخبه گرایی می توانیم رفتار و کردار هاشمی را بررسی کنیم. تئوری دوم تدریجی است که می گوید سیاست گذاری عمومی در فضای دائمی صورت می گیرد. نظریه سوم تئوری نهادی است که می توان برای شناخت آقای هاشمی از آن استفاده کرد. تئوری چهارم رویکرد همراه با نوعی عقلانیت است که می توان در رفتارهای آقای هاشمی در عرصه های داخلی و خارجی مشاهده کرد.
** فراز و فرود برنامه های اقتصادی
حسین راغفر از منظر اقتصاد به کارنامه هاشمی پرداخت. او هاشمی را از موثرترین شخصیت های پیش و پس از انقلاب اسلامی دانست و گفت: هاشمی انسانی بزرگ با آرزوهای بزرگ بود.
راغفر با بیان این که جهت گیری های هاشمی را می توان به چند دوره تقسیم کرد، اظهار کرد: دوره نخست مقارن با دهه نخست انقلاب، آشوب ها و توطئه هایی داخلی و خارجی، تحریم های اقتصادی و هشت سال جنگ بود. همچنین در عرصه جهانی نیز مدیریت اقتصادی از مدیریت دولتی به سازوکار بازار حرکت کرده بود و این نگرش به عنوان گزاره های مسلط در علم اقتصاد معرفی می شدند. همزمان دراین دوره شاهد خطبه های عدالت اجتماعی از سوی آقای هاشمی هستیم.
وی افزود: پایان جنگ تحمیلی در ایران با اوج گیری جهانی شدن اقتصاد و تبلیغات گسترده اقتصاد نئولیبرال در دنیا مقارن است. سیاست هایی که حضور دولت را در مدیریت اقتصادی به واگذاری سیاست های بخش عمومی به سازوکار بازار رهنمون می کند. در این دوره از سیاست گذاری ها امر اقتصادی بر همه امور تقدم می گیرد و عرصه اقتصادی متاثر از سیاست های تجویزی صندوق بین المللی و بانک جهانی می شود.
** مساله ای به نام توسعه
هادی خانیکی سخنران بعدی نشست بود که عنوان سخنرانی اش «هاشمی و اندیشه توسعه در ایران» بود. او در ابتدای سخنانش گفت هاشمی را باید با امیرکبیر مقایسه کنیم او حتی در شب شهادت امیرکبیر از دنیا رفت. نسل من هاشمی را با 2 اثر سرگذشت فلسطین و امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار شناختند. هاشمی در کتاب امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار معتقد است که امیر کبیر درک درستی از استعمار داشت، از این رو دارای نسخه و برنامه بود.
وی افزود: اگر بخواهیم تاثیرگذاری هاشمی را پیگیری کنیم باید تغییر و تحولات هاشمی در سیاست های اقتصادی و سیاسی اش را در چارچوب دغدغه برای توسعه ایران ببینیم. او عرصه سیاست مدرن را می فهمید و تلاشش این بود که دست به یک مصالحه بین جناح های سیاسی و همچنین بین خواسته های اجتماعی و قدرت سیاسی بزند.
** مصالحه سیاسی و آشتی ملی
مجتبی مقصودی سخنران پایانی این بخش بود که عنوان سخنرانی اش «میراث هاشمی، مصالحه سیاسی و آشتی ملی» بود. او در ابتدای سخنانش گفت: مهمترین میراث آقای هاشمی از منظر روند پژوهی و آینده پژوهی خاتمه دادن به تنش و منازعه در عرصه روابط خارجی و مناسبات داخلی است. به ویژه آن که وی پس از سال 1368 مظهر سیاست مداری عملگرا، واقعگرا و مصالحه جو است.
استاد دانشگاه در ادامه سخنانش کارنامه هاشمی را از منظر رویکرد مصالحه و آشتی ملی به 2 دوره تقسیم کرد؛ دوره نخست از سال 1340 تا 1368 که دوره انقلابی گری و آرمانگرایی بود و دوره دوم از سال 1369 تا 1395 را شامل می شود که در این دوره هاشمی سعی کرد با اتخاذ رویکردی فراتر از اختلافات جناحی عمل کند.
مقصودی درباره نقش و جایگاه هاشمی در مصالحه گری و موازنه بخشی گفت: هاشمی واقع گرا و عمل گرا بود. او در کنار تجربه طولانی مبارزاتی منطق زمانه را دریافت، به عبارتی دیگر هاشمی حفظ و گسترش انقلاب را از مسیر مصالحه سیاسی و آشتی ملی میسر می دید.🌿🌿
منبع خبر: خبرگزاری جمهوری اسلامی
http://www.irna.ir/fa/News/82402438
مجتبی مقصودی سخنران پایانی این بخش بود که عنوان سخنرانی اش «میراث هاشمی، مصالحه سیاسی و آشتی ملی» بود. او در ابتدای سخنانش گفت: مهمترین میراث آقای هاشمی از منظر روند پژوهی و آینده پژوهی خاتمه دادن به تنش و منازعه در عرصه روابط خارجی و مناسبات داخلی است. به ویژه آن که وی پس از سال 1368 مظهر سیاست مداری عملگرا، واقعگرا و مصالحه جو است.
استاد دانشگاه در ادامه سخنانش کارنامه هاشمی را از منظر رویکرد مصالحه و آشتی ملی به 2 دوره تقسیم کرد؛ دوره نخست از سال 1340 تا 1368 که دوره انقلابی گری و آرمانگرایی بود و دوره دوم از سال 1369 تا 1395 را شامل می شود که در این دوره هاشمی سعی کرد با اتخاذ رویکردی فراتر از اختلافات جناحی عمل کند.
مقصودی درباره نقش و جایگاه هاشمی در مصالحه گری و موازنه بخشی گفت: هاشمی واقع گرا و عمل گرا بود. او در کنار تجربه طولانی مبارزاتی منطق زمانه را دریافت، به عبارتی دیگر هاشمی حفظ و گسترش انقلاب را از مسیر مصالحه سیاسی و آشتی ملی میسر می دید.🌿🌿
منبع خبر: خبرگزاری جمهوری اسلامی
http://www.irna.ir/fa/News/82402438
www.irna.ir
ایرنا - فراز و فرودهای کارنامه هاشمی؛ از سیاستگذاری تا آشتی ملی
تهران- ایرنا- « ایران و میراث هاشمی؛ تأملی آکادمیک بر کارنامه سیاسی آیت الله» عنوان نشستی بود که با حضور کارشناسان در سالن همایش خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این نشست کارشناسان از دریچه سیاست، اقتصاد، سیاستگذاری و ارتباطات به بررسی زندگی و میراث…