Forwarded from کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران / خبرنامه تخصصی
گزارش سال 2016 قاچاق انسان در سطح جهان از واقعیات تلخی در حیات امروزجامعه بشری پرده بر می دارد goo.gl/owyHMS
Forwarded from کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران / خبرنامه تخصصی
فراخوان واصله : دوره کارشناسی ارشد حقوق بشردر تایلند با همکاری اتحادیه اروپا و چند کشور آسیائی http://www.ihrp.mahidol.ac.th/index.php/en/our-programs/master-of-human-rights-and-democratisation
مقاله: دیپلماسی هستهای و راهبرد مصالحه در سیاست خارجی ایران
عباس مصلی نژاد
فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97
چکیده
راهبرد مصالحه در سیاست خارجی دارای آثار و پیامدهای متفاوتی است. مصالحه میتواند زمینههای گسترش بحران و انتظارات فزایندة بازیگران در محیط منطقهای و بینالمللی را بهوجود آورد.
سیاست مصالحه بهعنوان پایان ستیز ایدئولوژیک بین کشورها دانسته و مصالحه را راهبرد تأمین صلح و امنیت از طریق دیپلماسی میداند. مصالحه در شرایطی از اهمیت راهبردی در سیاست خارجی کشورها برخوردار میشود که نشانههایی از همکاری برای نیل به منافع و امنیت ملی متوازن برای مقابله با تهدیدات بهوجود آید.
دیپلماسی هستهای براساس اجماع راهبردی مقامات سیاسی ایران شکل گرفته و زمینة نیل به توافق راهبردی در قالب برنامه جامع اقدام مشترک را بهوجود آورد. در 15 دسامبر 2015 نیز شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با انتشار قطعنامه جدید، تردیدهای خود دربارة برنامة هستهای با ابعاد نظامی را پایان داده و به این ترتیب زمینه برای کاهش تدریجی و حذف تحریمهای اقتصادی و تکنولوژیک علیه ایران را بهوجود آورد.
دیپلماسی هستهای و نتایج حاصل از آن براساس برنامة جامع اقدام مشترک نشان میدهد که مصالحه میتواند تهدیدات کشورهایی همانند ایران که در معرض تهدیدات بینالمللی هستند را کنترل و کاهش دهد.
پرسش اصلی مقاله مبتنی بر آن است که: «راهبرد مصالحه در دیپلماسی هستهای چه نتایجی در حوزة منافع ملی و سیاست خارجی بهجا گذاشته است؟» فرضیة مقاله معطوف به آن است که: «دیپلماسی هستهای براساس راهبرد مصالحه منجر به کاهش تهدیدات و حذف مرحلهای تحریمهای اقتصادی و راهبردی شده است». در تنظیم مقاله از «رهیافت نئولیبرال نهادگرا» بهعنوان چارچوب نظری مقاله استفاده شده است.🌿
کلیدواژه ها
دیپلماسی هستهای؛ راهبرد مصالحه؛ منافع متوازن؛ تحریم؛ برنامه جامع اقدام مشترک🌿
عباس مصلی نژاد
فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97
چکیده
راهبرد مصالحه در سیاست خارجی دارای آثار و پیامدهای متفاوتی است. مصالحه میتواند زمینههای گسترش بحران و انتظارات فزایندة بازیگران در محیط منطقهای و بینالمللی را بهوجود آورد.
سیاست مصالحه بهعنوان پایان ستیز ایدئولوژیک بین کشورها دانسته و مصالحه را راهبرد تأمین صلح و امنیت از طریق دیپلماسی میداند. مصالحه در شرایطی از اهمیت راهبردی در سیاست خارجی کشورها برخوردار میشود که نشانههایی از همکاری برای نیل به منافع و امنیت ملی متوازن برای مقابله با تهدیدات بهوجود آید.
دیپلماسی هستهای براساس اجماع راهبردی مقامات سیاسی ایران شکل گرفته و زمینة نیل به توافق راهبردی در قالب برنامه جامع اقدام مشترک را بهوجود آورد. در 15 دسامبر 2015 نیز شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با انتشار قطعنامه جدید، تردیدهای خود دربارة برنامة هستهای با ابعاد نظامی را پایان داده و به این ترتیب زمینه برای کاهش تدریجی و حذف تحریمهای اقتصادی و تکنولوژیک علیه ایران را بهوجود آورد.
دیپلماسی هستهای و نتایج حاصل از آن براساس برنامة جامع اقدام مشترک نشان میدهد که مصالحه میتواند تهدیدات کشورهایی همانند ایران که در معرض تهدیدات بینالمللی هستند را کنترل و کاهش دهد.
پرسش اصلی مقاله مبتنی بر آن است که: «راهبرد مصالحه در دیپلماسی هستهای چه نتایجی در حوزة منافع ملی و سیاست خارجی بهجا گذاشته است؟» فرضیة مقاله معطوف به آن است که: «دیپلماسی هستهای براساس راهبرد مصالحه منجر به کاهش تهدیدات و حذف مرحلهای تحریمهای اقتصادی و راهبردی شده است». در تنظیم مقاله از «رهیافت نئولیبرال نهادگرا» بهعنوان چارچوب نظری مقاله استفاده شده است.🌿
کلیدواژه ها
دیپلماسی هستهای؛ راهبرد مصالحه؛ منافع متوازن؛ تحریم؛ برنامه جامع اقدام مشترک🌿
دیپلماسی هسته ای و راهبرد مصالحه.pdf
899.9 KB
مقاله: دیپلماسی هستهای و راهبرد مصالحه در سیاست خارجی ایران
عباس مصلی نژاد
فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97
عباس مصلی نژاد
فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97
مصاحبه ای با سید علی صالحی؛
شاعر صلح ، عشق و دوستی
سیدعلی صالحی: با ما جز به زبان صلح، سخن نمیتوان گفت
سیدعلی صالحی سالها شاعری کرده بیش از سه دهه با کلمات بازی کرده است. او شاعری است که مصادیق انسانی چون صلح، عشق و دوستی در شعرهایش نمود زیادی دارد.
خودش دقيقا به ياد ندارد از چه زماني اين مصاديق انساني در او راه يافتهاند. شايد زماني كه چهار يا پنج ساله بوده و در زادگاهش مرغاب ايذه بازي ميكرده، وقتي كه شاخهاي ترد را در دست داشت، شاخهاي كه از درخت مورت كنده بود، وقتي پيش پدر رفت با اين سوال مواجه شده كه آيا وقتي كه آن شاخه را ميچيده از مادرش اجازه گرفته يا نه؟ و پدر خواسته كه برود و از درخت عذرخواهي كند و ديگر در بهار شاخهاي را نشكند. او به درخت گفته سلام، و شايد همان سلام معجزه درك عشق و مهرباني و صلح را در او كاشته و تا امروز همراهش مانده است. حالا اين سالها بر اين باور است كه شكوفايي، خلاقيت و بروز و ظهور نوابغ ادبي و هنري مولود آزادي و آزادي بيان است و سانسور در اشكال مختلف به شدت ويرانگرتر از جنگ است. با اين شاعر درباره مصاديق شعرش و مصاديق انساني كه در آنها پررنگ است گفتوگو كردهايم.🌿
منبع خبر و مصاحبه:
http://www.khabaronline.ir/detail/464225/culture/literature🌿
شاعر صلح ، عشق و دوستی
سیدعلی صالحی: با ما جز به زبان صلح، سخن نمیتوان گفت
سیدعلی صالحی سالها شاعری کرده بیش از سه دهه با کلمات بازی کرده است. او شاعری است که مصادیق انسانی چون صلح، عشق و دوستی در شعرهایش نمود زیادی دارد.
خودش دقيقا به ياد ندارد از چه زماني اين مصاديق انساني در او راه يافتهاند. شايد زماني كه چهار يا پنج ساله بوده و در زادگاهش مرغاب ايذه بازي ميكرده، وقتي كه شاخهاي ترد را در دست داشت، شاخهاي كه از درخت مورت كنده بود، وقتي پيش پدر رفت با اين سوال مواجه شده كه آيا وقتي كه آن شاخه را ميچيده از مادرش اجازه گرفته يا نه؟ و پدر خواسته كه برود و از درخت عذرخواهي كند و ديگر در بهار شاخهاي را نشكند. او به درخت گفته سلام، و شايد همان سلام معجزه درك عشق و مهرباني و صلح را در او كاشته و تا امروز همراهش مانده است. حالا اين سالها بر اين باور است كه شكوفايي، خلاقيت و بروز و ظهور نوابغ ادبي و هنري مولود آزادي و آزادي بيان است و سانسور در اشكال مختلف به شدت ويرانگرتر از جنگ است. با اين شاعر درباره مصاديق شعرش و مصاديق انساني كه در آنها پررنگ است گفتوگو كردهايم.🌿
منبع خبر و مصاحبه:
http://www.khabaronline.ir/detail/464225/culture/literature🌿
www.khabaronline.ir
سیدعلی صالحی: با ما جز به زبان صلح، سخن نمیتوان گفت
اعتماد نوشت: سیدعلی صالحی سالها شاعری کرده بیش از سه دهه با کلمات بازی کرده است. او شاعری است که مصادیق انسانی چون صلح، عشق و دوستی در شعرهایش نمود زیادی دارد.
مصاحبه ای با سید علی صالحی.docx
115.3 KB
مصاحبه ای با سید علی صالحی؛
شاعر صلح ، عشق و دوستی
شاعر صلح ، عشق و دوستی
چه کسی را از دست دادیم؟
منطق سیاست: مصالحه؛ گفتگو و مصلحت
محمد امين قانعي راد عضو هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران
تاملي در حضور گسترده مردم در تشييع جنازه آيتاللههاشمیرفسنجاني نشان ميدهد كه ايشان سياستمداري بود كه توانست به دل مردم راه پيدا كند. اگر نخواهيم بگوييم در تحولات اجتماعي پيشرو و پيشگام بود اما ميتوان گفت كه نفس تحول اجتماعي را به خوبي ميشناخت و توانست با اين تحول اجتماعي جلو بيايد و در جاهايي به منافع مردم تبديل شود. به همين دليل شايد بتوان گفت تنها سياستمدار بعد از انقلاب لااقل در ميان سياستمداران نسل اول بود كه توانست شانهبهشانه مردم در تحولات اجتماعي حركت كند. البته خود ايشان نيز سهم بسيار بزرگي در توسعه آگاهيهاي اجتماعي داشت. يعني در همان دوره دولت سازندگي و هشت سال رياست جمهوري، زمينههايي را براي گسترش مطبوعات و نشر و كتاب و ترجمه و تاليف فراهم كرده بود. وزارت ارشاد در دوره رياست جمهوري ايشان جزء وزارتخانههاي فعال بود و كساني مثل رييس دولت اصلاحات و بعدها آقاي مهاجراني مسئوليت اين وزارتخانه را بر عهده دارند. مجلات خوبي نيز در آن دوره منتشر شد و موسسات فرهنگي متعددي فعال شدند كه اينها نشان ميدهد سياستهاي فرهنگي آقايهاشمیدر گسترش آگاهيهاي اجتماعي نقش داشته است. خود ايشان نيز همگام با اين تحولات اجتماعي حركت كرد و در مواردي خاص به مدافع اين تحولات تبديل شده است.
اما از نظر سياسي نيز ميتوان گفت ايشان بيش از اينكه شريعتمدار باشد، سياستمدار بود. به اين معنا كه منطق سياست را به خوبي درك كرده بود كه منطق سياست، منطق درست گفتوگو و مذاكره است. منطقي كه هنوز در جريان رسمیكشور تعريف نميشود اما ايشان متوجه شد كه اگر بخواهد در عرصه سياست باقي بماند بايد به مصالحه بيانديشد. مصالحه نيز به دو معنا است؛ يكي گفتوگو با ديگري و دوم، در نظر گرفتن مصلحت زمانه است. بنابراين، يك سياستمدار تاريخي بود و ميدانست كه با توجه به شرايط زمانه چگونه تصميمگيري كند و بازيگران حاضر در صحنه را نيز جدي بگيرد و بكوشد آنها را در بازي خود لحاظ كند. بنابراين، يك بازي مجرد از ديگر بازيگران انجام نميداد. بازي سياسي او، بازيگران، افراد، جريانهاي سياسي و كشورهاي ذينفع دخيل در آن معلوم بودند و آنها را به رسميت ميشناخت؛ وارد ديالوگ و گفتوگو با آنها ميشد و سعي كرد كه منافع ملي كشور را نيز با يك نوع بازي هوشمندانه پيش ببرد. بازي اي كه تمام بازيگران دخيل در آن را به رسميت ميشناسد و در عين حال، سعي ميكند با حركتهاي عاقلانه، هم در عرصه سياست داخلي و هم در عرصه سياست خارجي برد را نيز به دست آورد. بنابراين، هيچگاه طرف مقابل خود و در عين حا بازي خود را ناديده نگرفت و كوچك نشمرد. خود را به آزمون مردم ميگذاشت و در رقابتهاي انتخاباتي همواره شركت ميكرد و هر جايي كه شكست ميخورد بدون قهر كردن كنار ميكشيد البته سياستمداري بود كه در صحنههاي انتخاباتي، عمدتا پيروز ميشد اما در يكي دو مورد كه پيروزي به دست نياورد همچنان بدون كدورت، به بازي سياسي خود ادامه داد.
منطق سیاست: مصالحه؛ گفتگو و مصلحت
محمد امين قانعي راد عضو هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران
تاملي در حضور گسترده مردم در تشييع جنازه آيتاللههاشمیرفسنجاني نشان ميدهد كه ايشان سياستمداري بود كه توانست به دل مردم راه پيدا كند. اگر نخواهيم بگوييم در تحولات اجتماعي پيشرو و پيشگام بود اما ميتوان گفت كه نفس تحول اجتماعي را به خوبي ميشناخت و توانست با اين تحول اجتماعي جلو بيايد و در جاهايي به منافع مردم تبديل شود. به همين دليل شايد بتوان گفت تنها سياستمدار بعد از انقلاب لااقل در ميان سياستمداران نسل اول بود كه توانست شانهبهشانه مردم در تحولات اجتماعي حركت كند. البته خود ايشان نيز سهم بسيار بزرگي در توسعه آگاهيهاي اجتماعي داشت. يعني در همان دوره دولت سازندگي و هشت سال رياست جمهوري، زمينههايي را براي گسترش مطبوعات و نشر و كتاب و ترجمه و تاليف فراهم كرده بود. وزارت ارشاد در دوره رياست جمهوري ايشان جزء وزارتخانههاي فعال بود و كساني مثل رييس دولت اصلاحات و بعدها آقاي مهاجراني مسئوليت اين وزارتخانه را بر عهده دارند. مجلات خوبي نيز در آن دوره منتشر شد و موسسات فرهنگي متعددي فعال شدند كه اينها نشان ميدهد سياستهاي فرهنگي آقايهاشمیدر گسترش آگاهيهاي اجتماعي نقش داشته است. خود ايشان نيز همگام با اين تحولات اجتماعي حركت كرد و در مواردي خاص به مدافع اين تحولات تبديل شده است.
اما از نظر سياسي نيز ميتوان گفت ايشان بيش از اينكه شريعتمدار باشد، سياستمدار بود. به اين معنا كه منطق سياست را به خوبي درك كرده بود كه منطق سياست، منطق درست گفتوگو و مذاكره است. منطقي كه هنوز در جريان رسمیكشور تعريف نميشود اما ايشان متوجه شد كه اگر بخواهد در عرصه سياست باقي بماند بايد به مصالحه بيانديشد. مصالحه نيز به دو معنا است؛ يكي گفتوگو با ديگري و دوم، در نظر گرفتن مصلحت زمانه است. بنابراين، يك سياستمدار تاريخي بود و ميدانست كه با توجه به شرايط زمانه چگونه تصميمگيري كند و بازيگران حاضر در صحنه را نيز جدي بگيرد و بكوشد آنها را در بازي خود لحاظ كند. بنابراين، يك بازي مجرد از ديگر بازيگران انجام نميداد. بازي سياسي او، بازيگران، افراد، جريانهاي سياسي و كشورهاي ذينفع دخيل در آن معلوم بودند و آنها را به رسميت ميشناخت؛ وارد ديالوگ و گفتوگو با آنها ميشد و سعي كرد كه منافع ملي كشور را نيز با يك نوع بازي هوشمندانه پيش ببرد. بازي اي كه تمام بازيگران دخيل در آن را به رسميت ميشناسد و در عين حال، سعي ميكند با حركتهاي عاقلانه، هم در عرصه سياست داخلي و هم در عرصه سياست خارجي برد را نيز به دست آورد. بنابراين، هيچگاه طرف مقابل خود و در عين حا بازي خود را ناديده نگرفت و كوچك نشمرد. خود را به آزمون مردم ميگذاشت و در رقابتهاي انتخاباتي همواره شركت ميكرد و هر جايي كه شكست ميخورد بدون قهر كردن كنار ميكشيد البته سياستمداري بود كه در صحنههاي انتخاباتي، عمدتا پيروز ميشد اما در يكي دو مورد كه پيروزي به دست نياورد همچنان بدون كدورت، به بازي سياسي خود ادامه داد.
من رؤیایی دارم
توسعه فرهنگی: آری، خشونت گفتمانی: هرگز
سیمین حاجیپور ساردویی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی ـ گرایش جامعهشناسی سیاسی
از دوران افلاطون تا دوران پسامدرن و پساسیاست و پساایدئولوژی امروز، همواره پرسشی ذهن بشر را مشغول کرده است: آیا روشنفکران همانگونه که ادعا میکنند افراد با سرمایه فرهنگی بالا هستند و لزوماً بهترین کنشگران برای مدیریت سیاسی بر نظامهای اجتماعی میباشند؟ به عبارتی، در دوران پسامدرنی که گفتمان با فرهنگ رابطه جانشینی برقرار کرده، آیا روشنفکران ما در گفتمان خود از فرهنگ در تمام ساحتها و صورتها بهره میگیرند؟ آیا در عمل از توانایی لازم برای همسازی اندیشهها و کنشهای خود و دیگران در فرآیندهای پیچیده کنش و ذهن به منظور برقراری یک نظم پایدار و کارای جمعی برخوردارند؟
اگر اصل گفتمان سیاسی در عصر کنونی را اصل دموکراتیک بودن این گفتمان بدانیم، آیا روشنفکران ما این اصل را که خود مدعی آن هستند رعایت میکنند؟ یعنی آیا روشنفکران ما با هر گفتمانی در رودررویی با مخاطبی که در تضاد گفتمانی است، باید او را به حاشیه برانند و گفتمان او را با کوفتمان پاسخ گویند؟ آیا گفتمان سیاسی را باید به سوی نوعی «فرصتطلبی» (اپورتونیسم) پیش ببرند و به دستکاریهای گسترده کنشی و ذهنی روی بیاورند؟
یک صد و پنجاه سال پیش، روشنفکران ایرانی فرمان مشروطیت را به امضای پادشاهی در حال احتضار رساندند تا در راه توسعه گامی برداشته باشند. این فرمان مهم، همچون فانوسی بود که امید بزرگی را برای میلیونها ایرانی که در سیاهی بیعدالتیهای آن زمان دست و پا میزدند، به ارمغان آورد. نقطه پایانی بود بر شب یلدای اسارت و استثمار و سپیدهدمی بود مسرتبخش برای آغازی دوباره؛ توسعه و توسعهیافتگی ایران.
اما هنوز دو سال نگذشته بود که زنجیر توسعهنیافتگی فرهنگی، آزادی را به اسارت کشید و در باغشاه گردن زد و فرمان مشروطیت را به سرنوشت پادشاه امضاکننده آن گرفتار کرد. اکنون پس از یکصد و پنجاه سال، هنوز در کوچه و پسکوچههای توسعه و توسعه فرهنگی سرگردان، راه خود را میجوییم. عدهای را میبینیم که در جزیره دورافتاده فقر فرهنگی در میان اقیانوس بیکران غنای فرهنگی برخی دیگر دست و پا میزنند و در گوشه و کنار این جامعه میپژمرند و روشنفکران ما هر روز نسخهای برای این بیمار در حال احتضار مینویسند. سالها است که روشنفکران ما توسعه و توسعهنیافتگی را گاهی به پای دولت مینویسند و زمانی جامعه بیفرهنگ را مسئول میدانند؛ اما هرگز نقش رخ خود را در این آینه ندیدهاند. آیا روشنفکران ما به توسعه فرهنگی دست یافتهاند که در پی توسعه فرهنگی جامعه هستند؟ آیا هرگز جامعه پیشرو ایران با دقت و موشکافی در رفتار خود اندیشه کرده است؟ آیا ویژگیها و مؤلفههای توسعهیافتگی مانند قانونپذیری و سعه صدر در جامعه روشنفکری ما دیده میشود؟ آیا روشنفکرانی که تصور میشود برای رسیدن به یک جامعه بلند مدت که در آن دولت و جامعه در تضاد نباشند تلاش میکنند، خود در چاه این تضاد و تقابل گرفتار نشدهاند؟
در ایران سالها است که روشنفکران جناح مغلوب ادعا میکنند که عدالت ورشکسته شده است و در خزانه بزرگ فرصتهای این ملت بودجه کافی عدالت برای همه وجود ندارد. سالها است که چک طرفداران طیف مقابل مُهر «برگشت» میخورد و در عوض، آن گروه در خیزشی برای کسب قدرت مجدد به خشونت گفتمانی روی میآورد. روشنفکرانی که تا دیروز برای ملت داعیه اخلاق را داشتند، سنگ فرهنگ را به سینه میزدند و از عدالت اجتماعی و برابری اجتماعی و معنویی و اخلاقی همه انسانها دم برمیآوردند اکنون تشنگی قدرت را با نوشیدن از جام نفرت از یکدیگر برطرف میکنند و ملت، با فرهنگ یا بدون فرهنگ، تنها نظارهگر رفتار و کردار و گفتار یا بهتر بگویم گفتمان سیاسی عاری از فرهنگ افرادی است که میخواهند او را به سر منزل مقصود برسانند.
توسعه فرهنگی: آری، خشونت گفتمانی: هرگز
سیمین حاجیپور ساردویی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی ـ گرایش جامعهشناسی سیاسی
از دوران افلاطون تا دوران پسامدرن و پساسیاست و پساایدئولوژی امروز، همواره پرسشی ذهن بشر را مشغول کرده است: آیا روشنفکران همانگونه که ادعا میکنند افراد با سرمایه فرهنگی بالا هستند و لزوماً بهترین کنشگران برای مدیریت سیاسی بر نظامهای اجتماعی میباشند؟ به عبارتی، در دوران پسامدرنی که گفتمان با فرهنگ رابطه جانشینی برقرار کرده، آیا روشنفکران ما در گفتمان خود از فرهنگ در تمام ساحتها و صورتها بهره میگیرند؟ آیا در عمل از توانایی لازم برای همسازی اندیشهها و کنشهای خود و دیگران در فرآیندهای پیچیده کنش و ذهن به منظور برقراری یک نظم پایدار و کارای جمعی برخوردارند؟
اگر اصل گفتمان سیاسی در عصر کنونی را اصل دموکراتیک بودن این گفتمان بدانیم، آیا روشنفکران ما این اصل را که خود مدعی آن هستند رعایت میکنند؟ یعنی آیا روشنفکران ما با هر گفتمانی در رودررویی با مخاطبی که در تضاد گفتمانی است، باید او را به حاشیه برانند و گفتمان او را با کوفتمان پاسخ گویند؟ آیا گفتمان سیاسی را باید به سوی نوعی «فرصتطلبی» (اپورتونیسم) پیش ببرند و به دستکاریهای گسترده کنشی و ذهنی روی بیاورند؟
یک صد و پنجاه سال پیش، روشنفکران ایرانی فرمان مشروطیت را به امضای پادشاهی در حال احتضار رساندند تا در راه توسعه گامی برداشته باشند. این فرمان مهم، همچون فانوسی بود که امید بزرگی را برای میلیونها ایرانی که در سیاهی بیعدالتیهای آن زمان دست و پا میزدند، به ارمغان آورد. نقطه پایانی بود بر شب یلدای اسارت و استثمار و سپیدهدمی بود مسرتبخش برای آغازی دوباره؛ توسعه و توسعهیافتگی ایران.
اما هنوز دو سال نگذشته بود که زنجیر توسعهنیافتگی فرهنگی، آزادی را به اسارت کشید و در باغشاه گردن زد و فرمان مشروطیت را به سرنوشت پادشاه امضاکننده آن گرفتار کرد. اکنون پس از یکصد و پنجاه سال، هنوز در کوچه و پسکوچههای توسعه و توسعه فرهنگی سرگردان، راه خود را میجوییم. عدهای را میبینیم که در جزیره دورافتاده فقر فرهنگی در میان اقیانوس بیکران غنای فرهنگی برخی دیگر دست و پا میزنند و در گوشه و کنار این جامعه میپژمرند و روشنفکران ما هر روز نسخهای برای این بیمار در حال احتضار مینویسند. سالها است که روشنفکران ما توسعه و توسعهنیافتگی را گاهی به پای دولت مینویسند و زمانی جامعه بیفرهنگ را مسئول میدانند؛ اما هرگز نقش رخ خود را در این آینه ندیدهاند. آیا روشنفکران ما به توسعه فرهنگی دست یافتهاند که در پی توسعه فرهنگی جامعه هستند؟ آیا هرگز جامعه پیشرو ایران با دقت و موشکافی در رفتار خود اندیشه کرده است؟ آیا ویژگیها و مؤلفههای توسعهیافتگی مانند قانونپذیری و سعه صدر در جامعه روشنفکری ما دیده میشود؟ آیا روشنفکرانی که تصور میشود برای رسیدن به یک جامعه بلند مدت که در آن دولت و جامعه در تضاد نباشند تلاش میکنند، خود در چاه این تضاد و تقابل گرفتار نشدهاند؟
در ایران سالها است که روشنفکران جناح مغلوب ادعا میکنند که عدالت ورشکسته شده است و در خزانه بزرگ فرصتهای این ملت بودجه کافی عدالت برای همه وجود ندارد. سالها است که چک طرفداران طیف مقابل مُهر «برگشت» میخورد و در عوض، آن گروه در خیزشی برای کسب قدرت مجدد به خشونت گفتمانی روی میآورد. روشنفکرانی که تا دیروز برای ملت داعیه اخلاق را داشتند، سنگ فرهنگ را به سینه میزدند و از عدالت اجتماعی و برابری اجتماعی و معنویی و اخلاقی همه انسانها دم برمیآوردند اکنون تشنگی قدرت را با نوشیدن از جام نفرت از یکدیگر برطرف میکنند و ملت، با فرهنگ یا بدون فرهنگ، تنها نظارهگر رفتار و کردار و گفتار یا بهتر بگویم گفتمان سیاسی عاری از فرهنگ افرادی است که میخواهند او را به سر منزل مقصود برسانند.
در این سالها است که روشنفکران ما فکر میکنند که با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و نفوذ ماهواره در بین مردم، آنها باید به فرهنگسازی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در خانوادههای ایرانی بپردازند و برای ایجاد توسعه فرهنگی در بین مردم به جان هم میافتند و با خشونت گفتمانی یکدیگر را به هزار راه رفته و نرفته متهم میکنند و در این مسیر از فریاد، خشم، طنز، کنایه، انحراف موضوع، یارگیری، و مهمترین کار فرهنگی یعنی برچسب و انگ زنی استفاده میکنند. با فریاد و خشم سعی میکنند، یکدیگر را مرعوب کنند. با طنز، تلاش میکنند، یکدیگر را تحقیر کنند. با کنایه کوشش میکنند، فکر یکدیگر را آشفته کنند. با تغییر موضوع فرصتی را جستجو میکنند تا در گرانیگاهی دیگر حریف را به دام اندازند. با یارگیری و همراه کردن دیگران میزان محک و درستی حرف خود را به شاهدانی ارجاع دهند که نظارهگر بحث آنها هستند. برچسب و انگ زدن، اما، خشنترین خشونت گفتمانی برای خاک کردن پشت حریف در وادی گفتمان است.
به رغم تمام این مصیبتهای دیروز و امروز و فردا، من در این سال «همدلی و همزبانی» رؤیایی دارم و این رؤیا ریشه در رؤیای ایرانِ ما دارد. من رؤیایی دارم که روزی تمام نخبگان و روشنفکران از هر جناح و دسته و گروه از قالبهای تنگ تفاسیر جناحی خارج شده، آنچنان به توسعهیافتگی فرهنگی دست یابند که همه با هم، متحد و یکپارچه، در جهت اعتلای ایران گام بردارند.
من رؤیایی دارم که روزی سیاستزدگی و باندگرایی گروههای قدرت به همدلی و وفاق ملی تبدیل شود و اقدامات پراکنده و مقطعی دولتها به عملکردی هدفمند تغییر شکل دهد. من رؤیایی دارم که روزی رقابتهای تخریبی و فاقد همافزایی در میان جناحها و طیفهای سیاسی برای سیطره بر قدرت پایان یابد و هستی یک استراتژی جامع و نظارتپذیر در توسعه پایدار ملی، ایران را به یک جامعه بلند مدت تبدیل کند به گونهای که هر کس به قدرت رسید در فکر بستن یک شبه بار خود نباشد.
امروز من رؤیایی دارم که روزی فراخواهد رسید که فرهنگ راستگویی و اخلاقمداری در بین نخبگان کشور زنده شده باشد و امید دارم روزی فراخواهد رسید که نخبگان کشور برای دستیابی به هدف از هر وسیلهای استفاده نکنند.
در این ساحتی که روشنفکران و سیاستمداران و بازیگران عرصه سیاسی ما ایستادهاند و این جامهای که بر تن گفتمان سیاسی کردهاند نوعی خشونت گفتمانی است که با گفتمان فرهنگی در تناقض و ناسازواری مداوم قرار دارد. من رؤیایی دارم که در آینده گفتمان سیاسی در بستر دموکراسی و با رعایت اصول گفتمان فرهنگی شکل بگیرد و روشنفکران ما پیش از تدریس اصول آن در کلاسهای درس به باور آن دست یابند، شاید، در آن شرایط، بتوان از عامه مردم انتظار داشت در مسیر گفتمان فرهنگی گام بردارند.
من رؤیایی دارم که روزی برسد که روشنفکران ما مانند پاندولی بین دو سوی یک محور در حرکت نباشند و متحد و متعهد تمام مصالح و منافع را در یکجا جمع کنند و آن جایی نباشد به جز حاصل جمع منافع ملی و مصالح جمعی ایرانیان و مشروعیت یافتن کنش سیاسی را در تعدیل شدن بر اساس عقلانیت بیابند.
من رؤیایی دارم که روزی این ملت زندگی خواهد کرد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان میبخشد. من رؤیایی دارم که روزی فراخواهد رسید که تمام درهها پر خواهد شد، تمام کوهها و تپهها پایین خواهد آمد، ناهمواریها هموار خواهد شد، و ناراستیها راست خواهد شد و جلال خداوند آشکار خواهد شد. و من رؤیایی دارم که روزی روشنفکران و نخبگان آهنگ ناموزون خود را به سمفونی زیبای برادری مبدل کنند و امروز من رؤیایی دارم که توسعه فرهنگی جریانهای سیاسی به همگرایی تاریخی آنها در جهت اعتلای وطن بیانجامد.🌿🌿
و امروز من رؤیایی دارم!🌿🌿
به رغم تمام این مصیبتهای دیروز و امروز و فردا، من در این سال «همدلی و همزبانی» رؤیایی دارم و این رؤیا ریشه در رؤیای ایرانِ ما دارد. من رؤیایی دارم که روزی تمام نخبگان و روشنفکران از هر جناح و دسته و گروه از قالبهای تنگ تفاسیر جناحی خارج شده، آنچنان به توسعهیافتگی فرهنگی دست یابند که همه با هم، متحد و یکپارچه، در جهت اعتلای ایران گام بردارند.
من رؤیایی دارم که روزی سیاستزدگی و باندگرایی گروههای قدرت به همدلی و وفاق ملی تبدیل شود و اقدامات پراکنده و مقطعی دولتها به عملکردی هدفمند تغییر شکل دهد. من رؤیایی دارم که روزی رقابتهای تخریبی و فاقد همافزایی در میان جناحها و طیفهای سیاسی برای سیطره بر قدرت پایان یابد و هستی یک استراتژی جامع و نظارتپذیر در توسعه پایدار ملی، ایران را به یک جامعه بلند مدت تبدیل کند به گونهای که هر کس به قدرت رسید در فکر بستن یک شبه بار خود نباشد.
امروز من رؤیایی دارم که روزی فراخواهد رسید که فرهنگ راستگویی و اخلاقمداری در بین نخبگان کشور زنده شده باشد و امید دارم روزی فراخواهد رسید که نخبگان کشور برای دستیابی به هدف از هر وسیلهای استفاده نکنند.
در این ساحتی که روشنفکران و سیاستمداران و بازیگران عرصه سیاسی ما ایستادهاند و این جامهای که بر تن گفتمان سیاسی کردهاند نوعی خشونت گفتمانی است که با گفتمان فرهنگی در تناقض و ناسازواری مداوم قرار دارد. من رؤیایی دارم که در آینده گفتمان سیاسی در بستر دموکراسی و با رعایت اصول گفتمان فرهنگی شکل بگیرد و روشنفکران ما پیش از تدریس اصول آن در کلاسهای درس به باور آن دست یابند، شاید، در آن شرایط، بتوان از عامه مردم انتظار داشت در مسیر گفتمان فرهنگی گام بردارند.
من رؤیایی دارم که روزی برسد که روشنفکران ما مانند پاندولی بین دو سوی یک محور در حرکت نباشند و متحد و متعهد تمام مصالح و منافع را در یکجا جمع کنند و آن جایی نباشد به جز حاصل جمع منافع ملی و مصالح جمعی ایرانیان و مشروعیت یافتن کنش سیاسی را در تعدیل شدن بر اساس عقلانیت بیابند.
من رؤیایی دارم که روزی این ملت زندگی خواهد کرد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان میبخشد. من رؤیایی دارم که روزی فراخواهد رسید که تمام درهها پر خواهد شد، تمام کوهها و تپهها پایین خواهد آمد، ناهمواریها هموار خواهد شد، و ناراستیها راست خواهد شد و جلال خداوند آشکار خواهد شد. و من رؤیایی دارم که روزی روشنفکران و نخبگان آهنگ ناموزون خود را به سمفونی زیبای برادری مبدل کنند و امروز من رؤیایی دارم که توسعه فرهنگی جریانهای سیاسی به همگرایی تاریخی آنها در جهت اعتلای وطن بیانجامد.🌿🌿
و امروز من رؤیایی دارم!🌿🌿
من رؤیایی دارم.pdf
125.3 KB
من رؤیایی دارم
توسعه فرهنگی: آری، خشونت گفتمانی: هرگز
سیمین حاجیپور ساردویی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی ـ گرایش جامعهشناسی سیاسی
توسعه فرهنگی: آری، خشونت گفتمانی: هرگز
سیمین حاجیپور ساردویی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی ـ گرایش جامعهشناسی سیاسی
انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار می کند:
ایران و میراث هاشمی؛ تأملی آکادمیک بر کارنامه سیاسی آیت الله
سیاست خارجی
داوود هرمیداس باوند
سیاست خارجی هاشمی؛ فرازها و فرودها
سید جلال دهقانی فیروزآبادی
توسعه گرایی در سیاست خارجی هاشمی
امیر محمد حاجی یوسفی
عمل گرایی در سیاست خارجی هاشمی
محمدرضا دهشیری
منطقه گرایی در سیاست خارجی هاشمی
سیاست داخلی
حسین راغفر
دستاوردها و میراث اقتصادی هاشمی
مجتبی مقصودی
میراث هاشمی؛ مصالحه سیاسی و آشتی ملی
هادی خانیکی
هاشمی و اندیشه توسعه در ایران
کیومرث اشتریان
رویکرد هاشمی در سیاست گذاری عمومی
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 15 الی 19
مکان: خیابان نجات اللهی، نبش خیابان ورشو ،خانه اندیشمندان علوم انسانی ، سالن فردوسی
ورود برای علاقمندان آزاد است.🌿🌿
ایران و میراث هاشمی؛ تأملی آکادمیک بر کارنامه سیاسی آیت الله
سیاست خارجی
داوود هرمیداس باوند
سیاست خارجی هاشمی؛ فرازها و فرودها
سید جلال دهقانی فیروزآبادی
توسعه گرایی در سیاست خارجی هاشمی
امیر محمد حاجی یوسفی
عمل گرایی در سیاست خارجی هاشمی
محمدرضا دهشیری
منطقه گرایی در سیاست خارجی هاشمی
سیاست داخلی
حسین راغفر
دستاوردها و میراث اقتصادی هاشمی
مجتبی مقصودی
میراث هاشمی؛ مصالحه سیاسی و آشتی ملی
هادی خانیکی
هاشمی و اندیشه توسعه در ایران
کیومرث اشتریان
رویکرد هاشمی در سیاست گذاری عمومی
چهارشنبه 6 بهمن 1395 ساعت 15 الی 19
مکان: خیابان نجات اللهی، نبش خیابان ورشو ،خانه اندیشمندان علوم انسانی ، سالن فردوسی
ورود برای علاقمندان آزاد است.🌿🌿
• اندیشههای امام موسی صدر در زمینه صلح انتزاعی نیست
• تحلیل رفتار و عمل «فقیه صلح» در نشست شیراز
سومین نشست پیش مقدماتی همایش بینالمللی «نقش ادیان در اخلاق صلح، عفو و دوستی» با موضوع «فقیه صلح» بهمنظور بررسی آثار، آرا و اندیشههای امام موسی صدر در شیراز برگزار شد. گزارش سخنرانیهای این نشست را در لینکهای زیر بخوانید:
• حجتالاسلام رحیمیان: امام موسی صدر به معجزه گفتوگو و صلح باور قلبی داشت
• محمدمهدی جعفری: دستیابی به صلح سختتر از جنگیدن است
• محمدجعفر محلاتی: امام صدر نماینده شیعه تمدنی در دوران معاصر است
• عبدالله نصری: صلح به معنای نپذیرفتن اختلاف نظرها نیست🌿🌿
لینک خبر::
goo.gl/fkvNUI
• تحلیل رفتار و عمل «فقیه صلح» در نشست شیراز
سومین نشست پیش مقدماتی همایش بینالمللی «نقش ادیان در اخلاق صلح، عفو و دوستی» با موضوع «فقیه صلح» بهمنظور بررسی آثار، آرا و اندیشههای امام موسی صدر در شیراز برگزار شد. گزارش سخنرانیهای این نشست را در لینکهای زیر بخوانید:
• حجتالاسلام رحیمیان: امام موسی صدر به معجزه گفتوگو و صلح باور قلبی داشت
• محمدمهدی جعفری: دستیابی به صلح سختتر از جنگیدن است
• محمدجعفر محلاتی: امام صدر نماینده شیعه تمدنی در دوران معاصر است
• عبدالله نصری: صلح به معنای نپذیرفتن اختلاف نظرها نیست🌿🌿
لینک خبر::
goo.gl/fkvNUI