انجمن علمی مطالعات صلح ایران
2.55K subscribers
3.84K photos
260 videos
250 files
2.23K links
کانال اطلاع رسانی انجمن علمی مطالعات صلح ایران

ipsan.ir
peace_association93@yahoo.com
instagram.com/ipsan.ir

تماس برای عضویت:
peaceassociation58@yahoo.com
Download Telegram
یادداشت
"عدم خشونت و رواداری در آرا و آثار سعدی"
علي انصاري رامندي
پژوهشگر اندیشه سیاسی

تساهل و تسامح یکی از اصول مهم و حیاتی اخلاق اجتماعی است. اگر دموکراسی را به‌منزله نحوهای از مدیریت که مبتنی بر تساهل و تسامح است، بدانیم، نسبت ما با این نحله ازلحاظ فرهنگی و تاریخی چگونه است؟ اگر سیر تاریخی ایران آکنده از شاهانی است که حامیان ناشکیبایی و خشونت و عدم رواداری بوده است و منتقدین خود را به‌شدت سرکوب می‌کردند، اما فرهنگ و تمدن ایرانی در خشونت پرهیزی و تساهل و تسامح تاریخی دیرینه دارد و مملو از شعرا و اندیشمندانی است که زندگی آن‌ها به‌نوعی یک مبارزه دائمی و مستمر برای امر خشونت پرهیزی بوده است که ما امروز سخت بدان نیازمندیم.
سعی ما در این گفتار به بخش محتوایی اجتماعی و فرهنگی آثار سعدی شاعر بزرگ ایرانی قرن هفتم (سیزدهم میلادی) معطوف خواهد شد. شاعری که تمام آثارش از فروغ انسانیت و ایثار و جوانمردی نورانی است و دلگشا. و بسیار پیشروتر از عصر خود بوده است و چنان می‌اندیشیده که خیلی از افکار او موردقبول بشریت در روزگار ماست و این را نیز خود نیک می‌دانست «حکما گفته‌اند هر چه نپاید دل‌بستگی را نشاید... کتاب گلستان توانم تصنیف کرد که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند». بی‌سبب نیست که در قرن هجدهم در مغرب زمین برخی از اشعار سعدی را در شمار آیات آسمانی پنداشته‌اند و نیز در اروپا از وی به‌عنوان شاعر جهانی یاد می‌کنند. و امرسون (Emerson) شاعر پرآوازه آمریکایی، گلستان را ازلحاظ فخامت فکر و عمق اندیشه و طراوت داستانی، هم‌طراز انجیل‌ها می‌دانست. ما در این نوشتار کوتاه به درک و پیشنهادهای سعدی را در باب تساهل و تسامح خواهیم سنجید:

این ابیات جاودانه و بسیار معروف سعدی که به‌راستی فاخرترین و غرورانگیزترین جلوه فرهنگ و ادب سرفراز ایران‌زمین است، که اگر به مضمون این شعر نظر کنیم، می‌بینیم که مراد سعدی همان اصل برابری انسان‌هاست که رکن اصلی اندیشه دموکراسی است.

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

در نگاه سعدی انسان‌دوستی و نیک‌خواهی به درجه‌ای است که نه‌تنها دوستان که دشمنان را نیز مستحق لطف و احسان و شایسته مدارا می‌بیند:

دانی چه بود کمال انسان با دشمن و دوست لطف و احسان غمخواری دوستان خدا را دلداری دشمنان مدارا

و خردمندان را اهل تساهل و تسامح می‌داند و خردمند واقعی را انسانی می‌داند که خشم نتواند بر او غالب گردد:

تحمل‌کن هر که را عقل هست نه عقلی که کند خشمش زیردست

در انسان‌دوستی تا جایی پیش می‌رود که توصیه می‌دارد آنچه نمی‌خواهی بر تو روا دارند، بر دیگران روا مدار:

هر بد که به خود نمی‌پسندی باکس مکن ای برادر من

سعدی لازمه و شرط اولیه هرگونه مدارا و تساهل را برخورداری از روحیه تواضع و عاری بودن از تکبر می‌داند. مادام که آدمی نتواند از حصار تنگ خودپسندی و خودمحوری خارج شود و خویشتن را از دام غرور برهاند، بالطبع تحمل اندیشه و رفتار دیگران برای وی میسر نخواهد بود:

زخاک آفریدت خداوند پاک پس از بنده افتادگی کن چو خاک

سعدی تساهل و تسامح را نیک‌ترین درس زندگی می‌داند. انسان با تساهل و تسامح از جهل پاک می‌شود. در نگاه سعدی انسان بدون تساهل و تسامح، نادان و انسان اهل تسامح و تساهل فردی تربیت‌یافته است:

در خاک بیلقان پرسیدم به عابدی گفتم مرا به تربیت از جهل پاک‌کن گفتا برو چو خاک تحمل‌کن ای فقید یا هر چه خوانده‌ای همه در زیرخاک کن

در بوستان آمده است که خواجه‌ای غلام بدی داشت که دائم او را اذیت می‌کرد، فردی از خواجه سؤال نمود: این غلام چه سودی برای تو دارد؟ از شر او خلاص شو، خواجه جواب داد که با او تمرین «تحمل و مدارا» می‌کنم:

به دست این پسر طبع خویش و لیک مرا زو طبیعت شود خوی نیک

چو زو کرده باشم تحمل بسی توانم جفا بردن از هرکسی

تحمل چو زهرت نماید نخست ولی شهد گردد در طبع رست

در مرحله اول تساهل و تسامح با دشمن را بهتر از جنگ و کارزار می‌داند و معتقد است تدبیر و چاره‌جویی در برابر دشمن کارسازتر است. بنابراین حاکم باید بارأی و تدبیر باشد و شروع‌کننده جنگ نباشد و درهمه حال صلح را بهتر از جنگ بداند و فقط زمانی دست به شمشیر برد که ناچار باشد:

اگر پیل زورمندی و گر شیر جنگ به نزدیک من صلح بهتر که جنگ چو دست از هر صلبتی در گسست حلال است بردن شمشیر به جنگ

سعدی اعتقاد دارد که «مدارای دشمن به از کارزار است».

و بر این نظر است که تا وقتی می‌توان باتدبیر و چاره‌اندیشی با دشمن کنار آمد، باید از جنگ پرهیز کرد. بنابراین مدارا از جنگ جلوگیری می‌کند:

خواهی که از دشمن نادان گزندت نرسد رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن وجود
مدارا با دیگران تساهل و تسامح با مردم باعث می‌شود که خداوند در روز رستاخیز بر انسان سخت نگیرد:

تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت که فردا نگیرد خدا بر تو سخت

بنابراین مدارا که ما امروز سخت بدان نیازمندیم، نه‌تنها عنصر ناشناخته‌ای در فرهنگ ما نیست، بلکه ریشه در فرهنگ و تمدن دیرینه ما دارد، و باید بپذیریم که تساهل و تسامح و روح کثرت‌گرایی از متونی چون بوستان و گلستان می‌گذرد و از همین متون است که باید تساهل و مدارا که مهم‌ترین رکن دموکراسی و جامعه مدنی است را سراغ گرفت.🌿
لینک خبر: فراتاب
http://www.faratab.com/news/5285/%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C🌿
عدم_خشونت_و_رواداری_در_آرا_و_آثار.docx
108.5 KB
یادداشت: عدم خشونت و رواداری در آرا و آثار سعدی
پیمان صلح دیتون
پیمان صلح دیتون

پیمان صلح دیتون بین رهبران مسلمان بوسنیایی , صرب ها و گروه های کروات در بوسنی وهرزه گوین, منعقد شد و رسماً به جنگ داخلی سه ساله در آن کشور پایان داد

این توافقنامه در تاریخ ۲۱ نوامبر ۱۹۹۵ در دیتون واقع در ایالت اوهایو آمریکا ارائه و در چهاردهم دسامبر همان سال در پاریس به امضا رسید. این پیمان برای تضمین یک صلح دائم در بوسنی و هرزه گوین و زمینه سازی برای اتحاد مجدد جوامع نژادی جدا شده این کشور، طراحی شد.

● اتفاقات قبل از پیمان صلح دیتون

جنگ یوگوسلاوی در اوایل دهه ،۱۹۹۰ پس از آن شروع شد که فدراسیون یوگسلاوی (متشکل از بوسنی وهرزه گوین، کرواسی، مقدونیه، مونته نگرو، صربستان و اسلونی) از هم پاشید. صرب ها پس از آنکه جمهوری های کرواسی و بوسنی استقلال خود را از یوگسلاوی اعلام کردند در ژوئن ۱۹۹۱ علیه کرواسی و در آوریل ۱۹۹۲ علیه بوسنی جنگ های مسلحانه به راه انداختند.صرب ها که نمی خواستند از مناطق تحت کنترل خود در یوگسلاوی عقب بکشند، برای ایجاد مناطق جدایی طلب تحت کنترل خود در کرواسی و بوسنی می جنگیدند.
جدایی طلبان صرب از حمایت نظامی اسلوبودان میلوسویچ، رهبر جمهوری صربستان برخوردار بودند. در همین دوران کروات ها و بوسنیایی ها در بوسنی یک جنگ خونین بر سر قلمرو خود را آغاز کردند. جنگ در کرواسی تا ژانویه ۱۹۹۲ (زمانیکه آتش بس بی قید و شرط به حصول یک صلح شکننده بین دولت کرواسی و صرب ها انجامید) طول کشید. جنگ بین کروات ها و بوسنیایی ها با امضای توافقنامه واشنگتن در مارس ۱۹۹۴ که به ایجاد فدراسیون بوسنی- کرواسی انجامید، متوقف شد. اما به رغم تلاش های بین المللی برای حصول یک آتش بس دائم، جنگ بین نیروهای کروات- بوسنیایی با صرب ها ادامه یافت.
به گزارش ایسنا، در تابستان ۱۹۹۵ شرایط به ضرر صرب ها رقم خورد به طوری که نیروهای بوسنیایی و کروات برخی از قلمروهای تحت سلطه صرب ها در بوسنی را پس گرفتند. در همین دوران، آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمال (ناتو) تلاش هایی را برای پایان دادن به این جنگ شروع کردند. در ماه نوامبر ۱۹۹۵ علیا عزت بگویچ رئیس جمهور بوسنی، اسلوبودان میلوسویچ، رئیس جمهور صربستان، فرانجو توجمان؛ رئیس جمهور کرواسی و نمایندگان آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان،ایتالیا، روسیه و اتحادیه اروپا در پایگاه نیروی هوایی رایت - پترسون در حومه دیتون واقع در ایالت اهایو دیدار کردند. چند هفته بعد، عزت بگویچ، میلوسویچ و توجمان توافقنامه صلح جامعی را ارائه کردند که به پیمان صلح دیتون معروف شد. این پیمان به طور رسمی در چهاردهم دسامبر ۱۹۹۵ در پاریس به امضا رسید.

شروط پیمان صلح دیتون

سه طرف درگیر در پیمان دیتون سعی کردند تا به طرق مختلف از شروط این پیمان و پایان جنگ بوسنی به نفع خود بهره برداری کنند. بوسنیایی ها معتقد بودند که پس از لغو تحریم های سازمان ملل که در اوایل دهه ۱۹۹۰ علیه جمهوری های یوگسلاوی تحمیل شدند، آنها کمک اقتصادی و نظامی قابل توجهی دریافت خواهند کرد.🌿


لینک خبر:
http://www.aftabir.com/articles/view/politics/world/c1c1198411942p1.php/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%B3%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%B3%D9%84-%DA%A9%D8%B4%DB%8C🌿
گزارش سال 2016 قاچاق انسان در سطح جهان از واقعیات تلخی در حیات امروزجامعه بشری پرده بر می دارد goo.gl/owyHMS
فراخوان واصله : دوره کارشناسی ارشد حقوق بشردر تایلند با همکاری اتحادیه اروپا و چند کشور آسیائی http://www.ihrp.mahidol.ac.th/index.php/en/our-programs/master-of-human-rights-and-democratisation
مقاله: دیپلماسی هسته‌ای و راهبرد مصالحه در سیاست خارجی ایران

عباس مصلی نژاد

فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97
مقاله: دیپلماسی هسته‌ای و راهبرد مصالحه در سیاست خارجی ایران

عباس مصلی نژاد

فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97

چکیده
راهبرد مصالحه در سیاست خارجی دارای آثار و پیامدهای متفاوتی است. مصالحه می‌تواند زمینه‌های گسترش بحران و انتظارات فزایندة بازیگران در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌وجود آورد.
سیاست مصالحه به‌عنوان پایان ستیز ایدئولوژیک بین کشورها دانسته و مصالحه را راهبرد تأمین صلح و امنیت از طریق دیپلماسی می‌داند. مصالحه در شرایطی از اهمیت راهبردی در سیاست خارجی کشورها برخوردار می‌شود که نشانه‌هایی از همکاری برای نیل به منافع و امنیت ملی متوازن برای مقابله با تهدیدات به‌وجود آید.
دیپلماسی هسته‌ای براساس اجماع راهبردی مقامات سیاسی ایران شکل گرفته و زمینة نیل به توافق راهبردی در قالب برنامه جامع اقدام مشترک را به‌وجود آورد. در 15 دسامبر 2015 نیز شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با انتشار قطعنامه جدید، تردیدهای خود دربارة برنامة هسته‌ای با ابعاد نظامی را پایان داده و به این ترتیب زمینه برای کاهش تدریجی و حذف تحریم‌های اقتصادی و تکنولوژیک علیه ایران را به‌وجود آورد.
دیپلماسی هسته‌ای و نتایج حاصل از آن براساس برنامة جامع اقدام مشترک نشان می‌دهد که مصالحه می‌تواند تهدیدات کشورهایی همانند ایران که در معرض تهدیدات بین‌المللی هستند را کنترل و کاهش دهد.
پرسش اصلی مقاله مبتنی بر آن است که: «راهبرد مصالحه در دیپلماسی هسته‌ای چه نتایجی در حوزة منافع ملی و سیاست خارجی به‌جا گذاشته است؟» فرضیة مقاله معطوف به آن است که: «دیپلماسی هسته‌ای براساس راهبرد مصالحه منجر به کاهش تهدیدات و حذف مرحله‌ای تحریم‌های اقتصادی و راهبردی شده است». در تنظیم مقاله از «رهیافت نئولیبرال نهادگرا» به‌عنوان چارچوب نظری مقاله استفاده شده است.🌿
کلیدواژه ها
دیپلماسی هسته‌ای؛ راهبرد مصالحه؛ منافع متوازن؛ تحریم؛ برنامه جامع اقدام مشترک🌿
دیپلماسی هسته ای و راهبرد مصالحه.pdf
899.9 KB
مقاله: دیپلماسی هسته‌ای و راهبرد مصالحه در سیاست خارجی ایران

عباس مصلی نژاد

فصلنامه سیاست جهانی
مقاله 4، دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 130-97
مصاحبه ای با سید علی صالحی؛
شاعر صلح ، عشق و دوستی

سیدعلی صالحی: با ما جز به زبان صلح، سخن نمی‌توان گفت
مصاحبه ای با سید علی صالحی؛
شاعر صلح ، عشق و دوستی

سیدعلی صالحی: با ما جز به زبان صلح، سخن نمی‌توان گفت

سیدعلی صالحی سال‌ها شاعری کرده بیش از سه دهه با کلمات بازی کرده است. او شاعری است که مصادیق انسانی چون صلح، عشق و دوستی در شعرهایش نمود زیادی دارد.
خودش دقيقا به ياد ندارد از چه زماني اين مصاديق انساني در او راه يافته‌اند. شايد زماني كه چهار يا پنج ساله بوده و در زادگاهش مرغاب ايذه بازي مي‌كرده، وقتي كه شاخه‌اي ترد را در دست داشت، شاخه‌اي كه از درخت مورت كنده بود، وقتي پيش پدر رفت با اين سوال مواجه شده كه آيا وقتي كه آن شاخه را مي‌چيده از مادرش اجازه گرفته يا نه؟ و پدر خواسته كه برود و از درخت عذرخواهي كند و ديگر در بهار شاخه‌اي را نشكند. او به درخت گفته سلام، و شايد همان سلام معجزه درك عشق و مهرباني و صلح را در او كاشته و تا امروز همراهش مانده است. حالا اين سال‌ها بر اين باور است كه شكوفايي، خلاقيت و بروز و ظهور نوابغ ادبي و هنري مولود آزادي و آزادي بيان است و سانسور در اشكال مختلف به شدت ويرانگرتر از جنگ است. با اين شاعر درباره مصاديق شعرش و مصاديق انساني كه در آنها پررنگ است گفت‌وگو كرده‌ايم.🌿

منبع خبر و مصاحبه:
http://www.khabaronline.ir/detail/464225/culture/literature🌿
مصاحبه ای با سید علی صالحی.docx
115.3 KB
مصاحبه ای با سید علی صالحی؛
شاعر صلح ، عشق و دوستی
اولين سالگرد اجراي برجام

دستاوردها و نشیب و فراز
چه کسی را از دست دادیم؟
منطق سیاست: مصالحه؛ گفتگو و مصلحت

محمد امين قانعي راد عضو هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران
چه کسی را از دست دادیم؟
منطق سیاست: مصالحه؛ گفتگو و مصلحت

محمد امين قانعي راد عضو هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران

تاملي در حضور گسترده مردم در تشييع جنازه آيت‌الله‌‌‌هاشمی‌رفسنجاني نشان مي‌دهد كه ايشان سياستمداري بود كه توانست به دل مردم راه پيدا كند. اگر نخواهيم بگوييم در تحولات اجتماعي پيشرو و پيشگام بود اما مي‌توان گفت كه نفس تحول اجتماعي را به خوبي مي‌شناخت و توانست با اين تحول اجتماعي جلو بيايد و در جاهايي به منافع مردم تبديل شود. به همين دليل شايد بتوان گفت تنها سياستمدار بعد از انقلاب لااقل در ميان سياستمداران نسل اول بود كه توانست شانه‌به‌شانه مردم در تحولات اجتماعي حركت كند. البته خود ايشان نيز سهم بسيار بزرگي در توسعه آگاهي‌هاي اجتماعي داشت. يعني در همان دوره دولت سازندگي و هشت سال رياست جمهوري، زمينه‌هايي را براي گسترش مطبوعات و نشر و كتاب و ترجمه و تاليف فراهم كرده بود. وزارت ارشاد در دوره رياست جمهوري ايشان جزء وزارتخانه‌هاي فعال بود و كساني مثل رييس دولت اصلاحات و بعدها آقاي مهاجراني مسئوليت اين وزارتخانه را بر عهده دارند. مجلات خوبي نيز در آن دوره منتشر شد و موسسات فرهنگي متعددي فعال شدند كه اين‌ها نشان مي‌دهد سياست‌هاي فرهنگي آقاي‌هاشمی‌در گسترش آگاهي‌هاي اجتماعي نقش داشته است. خود ايشان نيز همگام با اين تحولات اجتماعي حركت كرد و در مواردي خاص به مدافع اين تحولات تبديل شده است.

اما از نظر سياسي نيز مي‌توان گفت ايشان بيش از اينكه شريعت‌مدار باشد، سياستمدار بود. به اين معنا كه منطق سياست را به خوبي درك كرده بود كه منطق سياست، منطق درست گفت‌وگو و مذاكره است. منطقي كه هنوز در جريان رسمی‌كشور تعريف نمي‌شود اما ايشان متوجه شد كه اگر بخواهد در عرصه سياست باقي بماند بايد به مصالحه بيانديشد. مصالحه نيز به دو معنا است؛ يكي گفت‌وگو با ديگري و دوم، در نظر گرفتن مصلحت زمانه است. بنابراين، يك سياستمدار تاريخي بود و مي‌دانست كه با توجه به شرايط زمانه چگونه تصميم‌گيري كند و بازيگران حاضر در صحنه را نيز جدي بگيرد و بكوشد آن‌ها را در بازي خود لحاظ كند. بنابراين، يك بازي مجرد از ديگر بازيگران انجام نمي‌داد. بازي سياسي او، بازيگران، افراد، جريان‌هاي سياسي و كشورهاي ذي‌نفع دخيل در آن معلوم بودند و آنها را به رسميت مي‌شناخت؛ وارد ديالوگ و گفت‌وگو با آنها مي‌شد و سعي كرد كه منافع ملي كشور را نيز با يك نوع بازي هوشمندانه پيش ببرد. بازي اي كه تمام بازيگران دخيل در آن را به رسميت مي‌شناسد و در عين حال، سعي مي‌كند با حركت‌هاي عاقلانه، هم در عرصه سياست داخلي و هم در عرصه سياست خارجي برد را نيز به دست آورد. بنابراين، هيچگاه طرف مقابل خود و در عين حا بازي خود را ناديده نگرفت و كوچك نشمرد. خود را به آزمون مردم مي‌گذاشت و در رقابت‌هاي انتخاباتي همواره شركت مي‌كرد و هر جايي كه شكست مي‌خورد بدون قهر كردن كنار مي‌كشيد البته سياستمداري بود كه در صحنه‌هاي انتخاباتي، عمدتا پيروز مي‌شد اما در يكي دو مورد كه پيروزي به دست نياورد همچنان بدون كدورت، به بازي سياسي خود ادامه داد.
گفتگوهای فرهنگی: ایران و جهان عرب
من رؤیایی دارم
توسعه فرهنگی: آری، خشونت گفتمانی: هرگز

سیمین حاجی‌پور ساردویی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی ـ گرایش جامعه‌شناسی سیاسی
من رؤیایی دارم
توسعه فرهنگی: آری، خشونت گفتمانی: هرگز

سیمین حاجی‌پور ساردویی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی ـ گرایش جامعه‌شناسی سیاسی

از دوران افلاطون تا دوران پسامدرن و پساسیاست و پساایدئولوژی امروز، همواره پرسشی ذهن بشر را مشغول کرده است: آیا روشنفکران همانگونه که ادعا می‌کنند افراد با سرمایه فرهنگی بالا هستند و لزوماً بهترین کنشگران برای مدیریت سیاسی بر نظام‌های اجتماعی می‌باشند؟ به عبارتی، در دوران پسامدرنی که گفتمان با فرهنگ رابطه جانشینی برقرار کرده، آیا روشنفکران ما در گفتمان خود از فرهنگ در تمام ساحت‌ها و صورت‌ها بهره می‌گیرند؟ آیا در عمل از توانایی لازم برای همسازی اندیشه‌ها و کنش‌های خود و دیگران در فرآیندهای پیچیده کنش و ذهن به منظور برقراری یک نظم پایدار و کارای جمعی برخوردارند؟

اگر اصل گفتمان سیاسی در عصر کنونی را اصل دموکراتیک بودن این گفتمان بدانیم، آیا روشنفکران ما این اصل را که خود مدعی آن هستند رعایت می‌کنند؟ یعنی آیا روشنفکران ما با هر گفتمانی در رودررویی با مخاطبی که در تضاد گفتمانی است، باید او را به حاشیه برانند و گفتمان او را با کوفتمان پاسخ گویند؟ آیا گفتمان سیاسی را باید به سوی نوعی «فرصت‌طلبی» (اپورتونیسم) پیش ببرند و به دستکاری‌های گسترده کنشی و ذهنی روی بیاورند؟

یک صد و پنجاه سال پیش، روشنفکران ایرانی فرمان مشروطیت را به امضای پادشاهی در حال احتضار رساندند تا در راه توسعه گامی برداشته باشند. این فرمان مهم، همچون فانوسی بود که امید بزرگی را برای میلیون‌ها ایرانی که در سیاهی بی‌عدالتی‌های آن زمان دست و پا می‌زدند، به ارمغان آورد. نقطه پایانی بود بر شب یلدای اسارت و استثمار و سپیده‌دمی بود مسرت‌بخش برای آغازی دوباره؛ توسعه و توسعه‌یافتگی ایران.

اما هنوز دو سال نگذشته بود که زنجیر توسعه‌نیافتگی فرهنگی، آزادی را به اسارت کشید و در باغشاه گردن زد و فرمان مشروطیت را به سرنوشت پادشاه امضاکننده آن گرفتار کرد. اکنون پس از یکصد و پنجاه سال، هنوز در کوچه و پس‌کوچه‌های توسعه و توسعه فرهنگی سرگردان، راه خود را می‌جوییم. عده‌ای را می‌بینیم که در جزیره دورافتاده فقر فرهنگی در میان اقیانوس بیکران غنای فرهنگی برخی دیگر دست و پا می‌زنند و در گوشه و کنار این جامعه می‌پژمرند و روشنفکران ما هر روز نسخه‌ای برای این بیمار در حال احتضار می‌نویسند. سال‌ها است که روشنفکران ما توسعه و توسعه‌نیافتگی را گاهی به پای دولت می‌نویسند و زمانی جامعه بی‌فرهنگ را مسئول می‌دانند؛ اما هرگز نقش رخ خود را در این آینه ندیده‌اند. آیا روشنفکران ما به توسعه فرهنگی دست یافته‌اند که در پی توسعه فرهنگی جامعه هستند؟ آیا هرگز جامعه پیشرو ایران با دقت و موشکافی در رفتار خود اندیشه کرده است؟ آیا ویژگی‌ها و مؤلفه‌های توسعه‌یافتگی مانند قانون‌پذیری و سعه صدر در جامعه روشنفکری ما دیده می‌شود؟ آیا روشنفکرانی که تصور می‌شود برای رسیدن به یک جامعه بلند مدت که در آن دولت و جامعه در تضاد نباشند تلاش می‌کنند، خود در چاه این تضاد و تقابل گرفتار نشده‌اند؟

در ایران سال‌ها است که روشنفکران جناح مغلوب ادعا می‌کنند که عدالت ورشکسته شده است و در خزانه بزرگ فرصت‌های این ملت بودجه کافی عدالت برای همه وجود ندارد. سال‌ها است که چک طرفداران طیف مقابل مُهر «برگشت» می‌خورد و در عوض، آن گروه در خیزشی برای کسب قدرت مجدد به خشونت گفتمانی روی می‌آورد. روشنفکرانی که تا دیروز برای ملت داعیه اخلاق را داشتند، سنگ فرهنگ را به سینه می‌زدند و از عدالت اجتماعی و برابری اجتماعی و معنویی و اخلاقی همه انسان‌ها دم برمی‌آوردند اکنون تشنگی قدرت را با نوشیدن از جام نفرت از یکدیگر برطرف می‌کنند و ملت، با فرهنگ یا بدون فرهنگ، تنها نظاره‌گر رفتار و کردار و گفتار یا بهتر بگویم گفتمان سیاسی عاری از فرهنگ افرادی است که می‌خواهند او را به سر منزل مقصود برسانند.
در این سال‌ها است که روشنفکران ما فکر می‌کنند که با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و نفوذ ماهواره در بین مردم، آنها باید به فرهنگ‌سازی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در خانواده‌های ایرانی بپردازند و برای ایجاد توسعه فرهنگی در بین مردم به جان هم می‌افتند و با خشونت گفتمانی یکدیگر را به هزار راه رفته و نرفته متهم می‌کنند و در این مسیر از فریاد، خشم، طنز، کنایه، انحراف موضوع، یارگیری، و مهم‌‌ترین کار فرهنگی یعنی برچسب و انگ ‌زنی استفاده می‌کنند. با فریاد و خشم سعی می‌کنند، یکدیگر را مرعوب کنند. با طنز، تلاش می‌کنند، یکدیگر را تحقیر کنند. با کنایه کوشش می‌کنند، فکر یکدیگر را آشفته کنند. با تغییر موضوع فرصتی را جستجو می‌کنند تا در گرانیگاهی دیگر حریف را به دام اندازند. با یارگیری و همراه کردن دیگران میزان محک و درستی حرف خود را به شاهدانی ارجاع دهند که نظاره‌گر بحث آنها هستند. برچسب و انگ زدن، اما، خشن‌ترین خشونت گفتمانی برای خاک کردن پشت حریف در وادی گفتمان است.

به رغم تمام این مصیبت‌های دیروز و امروز و فردا، من در این سال «همدلی و همزبانی» رؤیایی دارم و این رؤیا ریشه در رؤیای ایرانِ ما دارد. من رؤیایی دارم که روزی تمام نخبگان و روشنفکران از هر جناح و دسته و گروه از قالب‌های تنگ تفاسیر جناحی خارج شده، آنچنان به توسعه‌یافتگی فرهنگی دست یابند که همه با هم، متحد و یکپارچه، در جهت اعتلای ایران گام بردارند.

من رؤیایی دارم که روزی سیاست‌زدگی و باندگرایی گروه‌های قدرت به همدلی و وفاق ملی تبدیل شود و اقدامات پراکنده و مقطعی دولت‌ها به عملکردی هدفمند تغییر شکل دهد. من رؤیایی دارم که روزی رقابت‌های تخریبی و فاقد هم‌افزایی در میان جناح‌ها و طیف‌های سیاسی برای سیطره بر قدرت پایان یابد و هستی یک استراتژی جامع و نظارت‌پذیر در توسعه پایدار ملی، ایران را به یک جامعه بلند مدت تبدیل کند به گونه‌ای که هر کس به قدرت رسید در فکر بستن یک شبه بار خود نباشد.

امروز من رؤیایی دارم که روزی فراخواهد رسید که فرهنگ راستگویی و اخلاق‌مداری در بین نخبگان کشور زنده شده باشد و امید دارم روزی فراخواهد رسید که نخبگان کشور برای دستیابی به هدف از هر وسیله‌ای استفاده نکنند.

در این ساحتی که روشنفکران و سیاستمداران و بازیگران عرصه سیاسی ما ایستاده‌اند و این جامه‌ای که بر تن گفتمان سیاسی کرده‌اند نوعی خشونت گفتمانی است که با گفتمان فرهنگی در تناقض و ناسازواری مداوم قرار دارد. من رؤیایی دارم که در آینده گفتمان سیاسی در بستر دموکراسی و با رعایت اصول گفتمان فرهنگی شکل بگیرد و روشنفکران ما پیش از تدریس اصول آن در کلاس‌های درس به باور آن دست یابند، شاید، در آن شرایط، بتوان از عامه مردم انتظار داشت در مسیر گفتمان فرهنگی گام بردارند.

من رؤیایی دارم که روزی برسد که روشنفکران ما مانند پاندولی بین دو سوی یک محور در حرکت نباشند و متحد و متعهد تمام مصالح و منافع را در یکجا جمع کنند و آن جایی نباشد به جز حاصل جمع منافع ملی و مصالح جمعی ایرانیان و مشروعیت یافتن کنش سیاسی را در تعدیل شدن بر اساس عقلانیت بیابند.
من رؤیایی دارم که روزی این ملت زندگی خواهد کرد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد. من رؤیایی دارم که روزی فراخواهد رسید که تمام دره‌ها پر خواهد شد، تمام کوه‌ها و تپه‌ها پایین خواهد آمد، ناهمواری‌ها هموار خواهد شد، و ناراستی‌ها راست خواهد شد و جلال خداوند آشکار خواهد شد. و من رؤیایی دارم که روزی روشنفکران و نخبگان آهنگ ناموزون خود را به سمفونی زیبای برادری مبدل کنند و امروز من رؤیایی دارم که توسعه فرهنگی جریان‌های سیاسی به همگرایی تاریخی آنها در جهت اعتلای وطن بیانجامد.🌿🌿

و امروز من رؤیایی دارم!🌿🌿