معرفی کتاب؛
مهارت های مصالحه و مذاکره در اجتماع
اثر: فرامرز سهرابی
انتشارات قوه قضاییه، 1395
به گزارش پایگاه خبری قضاوت؛ "مهارت های مذاکره و مصالحه به منظور حل تعارض بین طرفین دعاوی (مشتمل بر برنامه آموزشی)" عنوان گزارش پژوهشی است که با پژوهش دکتر فرامرز سهرابی گردآوری و به رشته تحریر درآمده است. این کتاب درسال 95 در انتشارات قوه قضاییه به تیراژ 500 جلد ، منتشر شده است.
در این کتاب با سر فصل هایی اعم از مشخصات برنامه آموزشی، ارتباطات بین فردی، تعارض، میانجیگری، اقناع آشنا می شوید.
در مقدمه این کتاب آمده است: "امروزه با توجه به گسترش مسائل اجتماعی ، به وجود آمدن نهادهای رسمی ، پیچیده تر شدن زندگی اجتماعی و نیز در هم تنیدگی مشکلات روزمره، به روش های حل اختلاف رایج و در عین حال موثر در گذشته کمتر پرداخته می شود . زندگی انفرادی و گسست روابط خانوادگی و زندگی مبتنی بر همبستگی قومی و قبیله ای و نژادی گذشته شرایطی را رقم زده است که افراد در موقعیت های تعارضی به جای حل تعارضات بین فردی به مراجع قانونی مراجعه می کنند و یا به تعیین وکیل به صورت غیر مستقیم با طرف مقابل برخورد می کنند.
صلح و سازش و یا مصالحه یکی از شیوه های حل مسئله بین دو طرف دعوی در فرایند رسیدگی قضایی و نیز برقراری سازش بین افراد با روش های کدخدامنشی و ریش سفیدانه و روال موجود در شورای حل اختلاف در جهت حل مسائل و دعاوی فی ما بین مردم است.
در این تحقیق محقق به دنبال ارائه پاسخ علمی به این سوال اساسس استکه آموزش شیوه های مذاکره موفق چگونه به برقراری مصالحه بین طرفین دعوا منجر می شود؟ مولفه های مذاکره موفق و شیوه های حل موفقیت آمیز تعارض کدامند؟ آیا تدوین برنامه و نیز آموزش آن به افراد می تواند مهارت مذاکره و مصالحه را ارتقا دهد و موجب حل تعارض شود ؟"
لینک خبر:
http://gezavat.ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-2
مهارت های مصالحه و مذاکره در اجتماع
اثر: فرامرز سهرابی
انتشارات قوه قضاییه، 1395
به گزارش پایگاه خبری قضاوت؛ "مهارت های مذاکره و مصالحه به منظور حل تعارض بین طرفین دعاوی (مشتمل بر برنامه آموزشی)" عنوان گزارش پژوهشی است که با پژوهش دکتر فرامرز سهرابی گردآوری و به رشته تحریر درآمده است. این کتاب درسال 95 در انتشارات قوه قضاییه به تیراژ 500 جلد ، منتشر شده است.
در این کتاب با سر فصل هایی اعم از مشخصات برنامه آموزشی، ارتباطات بین فردی، تعارض، میانجیگری، اقناع آشنا می شوید.
در مقدمه این کتاب آمده است: "امروزه با توجه به گسترش مسائل اجتماعی ، به وجود آمدن نهادهای رسمی ، پیچیده تر شدن زندگی اجتماعی و نیز در هم تنیدگی مشکلات روزمره، به روش های حل اختلاف رایج و در عین حال موثر در گذشته کمتر پرداخته می شود . زندگی انفرادی و گسست روابط خانوادگی و زندگی مبتنی بر همبستگی قومی و قبیله ای و نژادی گذشته شرایطی را رقم زده است که افراد در موقعیت های تعارضی به جای حل تعارضات بین فردی به مراجع قانونی مراجعه می کنند و یا به تعیین وکیل به صورت غیر مستقیم با طرف مقابل برخورد می کنند.
صلح و سازش و یا مصالحه یکی از شیوه های حل مسئله بین دو طرف دعوی در فرایند رسیدگی قضایی و نیز برقراری سازش بین افراد با روش های کدخدامنشی و ریش سفیدانه و روال موجود در شورای حل اختلاف در جهت حل مسائل و دعاوی فی ما بین مردم است.
در این تحقیق محقق به دنبال ارائه پاسخ علمی به این سوال اساسس استکه آموزش شیوه های مذاکره موفق چگونه به برقراری مصالحه بین طرفین دعوا منجر می شود؟ مولفه های مذاکره موفق و شیوه های حل موفقیت آمیز تعارض کدامند؟ آیا تدوین برنامه و نیز آموزش آن به افراد می تواند مهارت مذاکره و مصالحه را ارتقا دهد و موجب حل تعارض شود ؟"
لینک خبر:
http://gezavat.ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-2
gezavat.ir
معرفی کتاب؛ مهارت های مصالحه و مذاکره در اجتماع ::
پایگاه خبری تحلیلی قضاوت
پایگاه خبری تحلیلی قضاوت
معرفی کتاب؛ مهارت های مصالحه و مذاکره در اجتماع ::
پایگاه خبری تحلیلی قضاوت ، آنچه قضات می خوانند
پایگاه خبری تحلیلی قضاوت ، آنچه قضات می خوانند
آشتی و مصالحه میان زن و مرد
نویسنده: جان گری، ترجمه قدیر گلكاریان
تهران، انتشارات طلایه، 1392.
"در اثر حاضر نویسنده سعی نموده نكاتی را در باب خصوصیات اخلاقی و رفتاری زنان و مردان ـ به منظور اصلاح و بهبود روابط زن و شوهر ـ مطرح نماید. وی همچنین به چگونگی تفاوتهای فردی از حیث رفتار و روحیات زنان و مردان پرداخته و دربارهی چگونگی برخورد زنان و مردان مسائلی را عنوان نموده است. كتاب با این مباحث شكل گرفته است: "موجود مخالف جنس خود را دوست بداریم"، "زمینه سازی برای ایجاد معاشرت و مصالحه"، "تفاوتهای اساسی میان زنان و مردان"، "تفاوت دیدگاههای دو جنس نسبت به دنیا"، "مردان و زنان در مقابل استرس" و "نشانههای استرس در زنان و مردان."🌿🌿
نویسنده: جان گری، ترجمه قدیر گلكاریان
تهران، انتشارات طلایه، 1392.
"در اثر حاضر نویسنده سعی نموده نكاتی را در باب خصوصیات اخلاقی و رفتاری زنان و مردان ـ به منظور اصلاح و بهبود روابط زن و شوهر ـ مطرح نماید. وی همچنین به چگونگی تفاوتهای فردی از حیث رفتار و روحیات زنان و مردان پرداخته و دربارهی چگونگی برخورد زنان و مردان مسائلی را عنوان نموده است. كتاب با این مباحث شكل گرفته است: "موجود مخالف جنس خود را دوست بداریم"، "زمینه سازی برای ایجاد معاشرت و مصالحه"، "تفاوتهای اساسی میان زنان و مردان"، "تفاوت دیدگاههای دو جنس نسبت به دنیا"، "مردان و زنان در مقابل استرس" و "نشانههای استرس در زنان و مردان."🌿🌿
فراخوان صلح در پیام آنتونیو گوتِرِش دبیرکل جدید سازمان ملل متحد
آنتونیو گوتِرِش، دبیرکل سازمان ملل متحد در فراخوانی برای صلح که اول ژانویه 2017 برابر با 12 دی 1395 در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک انتشار یافت از همه مردم جهان خواست برای تعهد به صلح به وی بپیوندند.
" اجازه دهید برای اولویت بخشیدن به صلح مصمم شویم"
اجازه دهید از 2017 سالی بسازیم که در آن همه، یعنی شهروندان، حکومتها، و رهبران، به منظورچیره شدن براختلافها تلاش کنیم.
دستیابی به تمامی آنچه به عنوان خانواده بشری به آن اهتمام میورزیم، یعنی کرامت و امید، پیشرفت و بهروزی، به صلح بستگی دارد.
اینجانب همه شما را فرامیخوانم، امروز و همه روز، برای تعهد به صلح به من بپیوندید.
"اجازه دهید 2017 را سالی برای صلح سازیم."🌿🌿
لینک خبر: https://goo.gl/uzx0Fu
آنتونیو گوتِرِش، دبیرکل سازمان ملل متحد در فراخوانی برای صلح که اول ژانویه 2017 برابر با 12 دی 1395 در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک انتشار یافت از همه مردم جهان خواست برای تعهد به صلح به وی بپیوندند.
" اجازه دهید برای اولویت بخشیدن به صلح مصمم شویم"
اجازه دهید از 2017 سالی بسازیم که در آن همه، یعنی شهروندان، حکومتها، و رهبران، به منظورچیره شدن براختلافها تلاش کنیم.
دستیابی به تمامی آنچه به عنوان خانواده بشری به آن اهتمام میورزیم، یعنی کرامت و امید، پیشرفت و بهروزی، به صلح بستگی دارد.
اینجانب همه شما را فرامیخوانم، امروز و همه روز، برای تعهد به صلح به من بپیوندید.
"اجازه دهید 2017 را سالی برای صلح سازیم."🌿🌿
لینک خبر: https://goo.gl/uzx0Fu
unic-ir
فراخوان دبیر کل جدید سازمان ملل متحد برای تعهد همگان به صلح در 2017
2017، سال بینالمللی گردشگری پایدار برای توسعه
هفتادمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، 2017 را به منظور ترویج و پیشبرد گردشگری پایدار به عنوان محرکی کلیدی در چارچوب آرمانهای توسعه پایدار و دستورکار 2030، سال بینالمللی گردشگری پایدار برای توسعه (A/RES/70/193) نامگذاری کرد.
این امر در حالیکه تمامی ذینفعان را برای تلاش همراه با هم به منظور تبدیل گردشگری به کنشیاری برای تغییر مثبت، بسیج میکند، فرصتی منحصر به فرد برای افزایش آگاهی درباره مشارکت گردشگری پایدار در توسعه میان تصمیمگیران بخش عمومی و خصوصی همچنین عموم مردم است.
این سال بینالمللی در بستر دستورکار جهانی 2030 برای توسعه پایدار و آرمانهای توسعه پایدار، پشتیبانی از تغییر در سیاستها، شیوههای کسب و کار، و رفتار مصرفکننده نسبت به بخش گردشگری پایدارتری را هدف قرار داده است که میتواند در دستیابی به آرمانهای توسعه پایدار مشارکت داشته باشد.
سال بینالمللی گردشگری پایدار برای توسعه نقش گردشگری را در پنج حوزه کلیدی زیر ارتقا میدهد:
1- رشد اقتصادی فراگیر و پایدار
2- شمول اجتماعی، اشتغال، و کاهش فقر
3- بهرهوری منابع، حفاظت زیست محیطی، و تغییرات اقلیمی
4- ارزشهای اجتماعی، تنوع، و میراث
5- درک متقابل، صلح و امنیت
لینک خبر:
@UNICTehran🌿🌿
هفتادمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، 2017 را به منظور ترویج و پیشبرد گردشگری پایدار به عنوان محرکی کلیدی در چارچوب آرمانهای توسعه پایدار و دستورکار 2030، سال بینالمللی گردشگری پایدار برای توسعه (A/RES/70/193) نامگذاری کرد.
این امر در حالیکه تمامی ذینفعان را برای تلاش همراه با هم به منظور تبدیل گردشگری به کنشیاری برای تغییر مثبت، بسیج میکند، فرصتی منحصر به فرد برای افزایش آگاهی درباره مشارکت گردشگری پایدار در توسعه میان تصمیمگیران بخش عمومی و خصوصی همچنین عموم مردم است.
این سال بینالمللی در بستر دستورکار جهانی 2030 برای توسعه پایدار و آرمانهای توسعه پایدار، پشتیبانی از تغییر در سیاستها، شیوههای کسب و کار، و رفتار مصرفکننده نسبت به بخش گردشگری پایدارتری را هدف قرار داده است که میتواند در دستیابی به آرمانهای توسعه پایدار مشارکت داشته باشد.
سال بینالمللی گردشگری پایدار برای توسعه نقش گردشگری را در پنج حوزه کلیدی زیر ارتقا میدهد:
1- رشد اقتصادی فراگیر و پایدار
2- شمول اجتماعی، اشتغال، و کاهش فقر
3- بهرهوری منابع، حفاظت زیست محیطی، و تغییرات اقلیمی
4- ارزشهای اجتماعی، تنوع، و میراث
5- درک متقابل، صلح و امنیت
لینک خبر:
@UNICTehran🌿🌿
«بحران پناهندگان بحران انسانیت است»
مصاحبه با زیگمونت باومن
مصاحبه از: برد اوانز
وبسایت «نیویورکتایمز» مجموعه مصاحبههایی با فیلسوفان و نظریهپردازان انتقادی دربارۀ خشونت ترتیب داده است. در پنجمین مصاحبه "برد اوانز" مدرس ارشد روابط بینالملل در دانشگاه بریستول انگلستان و مدیر پروژۀ تاریخچههای خشونت با با "زیگمونت باومن"، استاد ممتاز جامعهشناسی دانشگاه لیدز بریتانیا به گفتوگو نشسته است. «بیگانگان پشت در خانۀ ما» آخرین کتاب باومن را انتشارات پولیتی چاپ کرده است.
برد اونز: شما بیش از یک دهه بر روی وضعیت اسفناک و بحرانی پناهندگان متمرکز بودهاید. توجه شما در کارهایتان خصوصاً به تحقیرها و ناامنیهایی بوده است که پناهندگان روزانه بهطور مداوم با آنها دستبهگریباناند. شما همچنین تأکید کردهاید که این مسئله جدیدی نیست و باید در زمینه تاریخی گستردهتری فهم شود. با درنظرگرفتن این موضوع، آیا فکر میکنید بحرانهای کنونی پناهندگان که اروپا را فراگرفته است نشانگر فصلی دیگر در تاریخ فرار از شکنجه است یا چیز دیگری در اینجا در حال وقوع است؟
زیگمونت باومن: شبیه به «آغاز یک فصل دیگر» به نظر میرسد؛ گرچه مانند تمامی مسائل سیاسی، که همه تاریخی دارند، چیزی به محتوای قبلی آن افزوده شده است. در دوران مدرن، خودِ مهاجرت کلان چیز جدیدی نیست و همچنین اتفاقی نیست که هرازچندی رخ دهد. درواقع این مسئله، معلول ثابت و پایدار شیوه زندگی مدرن و دلمشغولی همیشگی نسبتبه ایجاد نظم و پیشرفت اقتصادی است. این دو ویژگی خصوصاً به مثابۀ کارخانههایی عمل میکنند که بهطرز بیپایانی قادر به تولید افراد مازاد بر احتیاج هستند، کسانی که یا در سطح محلی فاقد شرایط استخدام هستند یا بهلحاظ سیاسی تحمل ناپذیرند و بنابراین مجبورند دور از خانه هایشان در جستوجوی پناه یا موقعیتهای نویدبخشتر زندگی باشند.
درست است که بهدنبالِ رواجِ شیوه مدرن زندگی از اروپا ،یعنی خاستگاه آن، به بقیۀ نقاط جهان، مقصد متداول مهاجرت نیز تغییر نموده است. تا زمانی که اروپا تنها قاره مدرن جهان بود، جمعیت اضافی آن مرتباً به سرزمینهای هنوز پیشامدرن تخلیه میشد. درواقع، این باور وجود دارد که بیش از شصتمیلیون اروپایی در طول دوران شکوفایی امپریالیسم استعماری، اروپا را به مقصد امریکای شمالی و جنوبی، افریقا و استرالیا ترک کردهاند.
گرچه از اواسط قرن بیستم، خط سیر مهاجرت کاملاً تغییر کرد، در طول این دوران، منطق مهاجرت با فاصلهگرفتن از فتح سرزمینها دگرگون شد. مهاجران دوره پسااستعمار در پی شانسِ ساختن آشیانهای در میان شکافهای نظام اقتصادی استعمارگران، راههای موروثی گذران زندگی را عوض کرده و میکنند، راههایی که اکنون با مدرنیزاسیون پیروزمندانهای که استعمارگران پیشین از آن حمایت میکنند، نابود شده است.
بههرحال، تا زمانی که اروپا تنها قارۀ مدرن جهان بود، جمعیت اضافی آن مرتباً به سرزمینهای هنوز پیشامدرن تخلیه میشد
در صدر همه مهاجران، حجم فزایندهای از مردم وجود دارند که با جنگهای داخلی، نزاعهای قومی و دینی و یاغیگریِ تمامعیار از خانههایشان رانده شدهاند، بهویژه در قلمروهایی که استعمارگران در خاورمیانه و افریقا در استقلالِ ظاهری پشت سر رهایشان کردهاند؛ دولتهایی که بهطور تصنعی سرهمبندی شدهاند، با امید اندکی به ثبات، اما با زرادخانههای بزرگی که اربابان استعمارگر سابقِ تأمینش میکنند.
برد اونز: هانا آرنت یک بار اصطلاح «بیجهانبودن» را برای تعریف شرایطی استفاده نمود که شخص به جهانی تعلق ندارد که در آن بهمثابۀ موجودی انسانی ارزش و اهمیت داشته باشد. به نظر میرسد این اصطلاح در توصیف وضع اسفناک آوارگان و پناهجویان معاصر نیز همانقدر رسا باشد. آیا ممکن است مسئله ما در اینجا ناشی از تدوین بحث بر اساس «امنیت»، خواه امنیت پناهجویان و خواه امنیت کشورهای پذیرنده، باشد؟🌿🌿
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/vdci.qavct1azrbc2t.html🌿
مصاحبه با زیگمونت باومن
مصاحبه از: برد اوانز
وبسایت «نیویورکتایمز» مجموعه مصاحبههایی با فیلسوفان و نظریهپردازان انتقادی دربارۀ خشونت ترتیب داده است. در پنجمین مصاحبه "برد اوانز" مدرس ارشد روابط بینالملل در دانشگاه بریستول انگلستان و مدیر پروژۀ تاریخچههای خشونت با با "زیگمونت باومن"، استاد ممتاز جامعهشناسی دانشگاه لیدز بریتانیا به گفتوگو نشسته است. «بیگانگان پشت در خانۀ ما» آخرین کتاب باومن را انتشارات پولیتی چاپ کرده است.
برد اونز: شما بیش از یک دهه بر روی وضعیت اسفناک و بحرانی پناهندگان متمرکز بودهاید. توجه شما در کارهایتان خصوصاً به تحقیرها و ناامنیهایی بوده است که پناهندگان روزانه بهطور مداوم با آنها دستبهگریباناند. شما همچنین تأکید کردهاید که این مسئله جدیدی نیست و باید در زمینه تاریخی گستردهتری فهم شود. با درنظرگرفتن این موضوع، آیا فکر میکنید بحرانهای کنونی پناهندگان که اروپا را فراگرفته است نشانگر فصلی دیگر در تاریخ فرار از شکنجه است یا چیز دیگری در اینجا در حال وقوع است؟
زیگمونت باومن: شبیه به «آغاز یک فصل دیگر» به نظر میرسد؛ گرچه مانند تمامی مسائل سیاسی، که همه تاریخی دارند، چیزی به محتوای قبلی آن افزوده شده است. در دوران مدرن، خودِ مهاجرت کلان چیز جدیدی نیست و همچنین اتفاقی نیست که هرازچندی رخ دهد. درواقع این مسئله، معلول ثابت و پایدار شیوه زندگی مدرن و دلمشغولی همیشگی نسبتبه ایجاد نظم و پیشرفت اقتصادی است. این دو ویژگی خصوصاً به مثابۀ کارخانههایی عمل میکنند که بهطرز بیپایانی قادر به تولید افراد مازاد بر احتیاج هستند، کسانی که یا در سطح محلی فاقد شرایط استخدام هستند یا بهلحاظ سیاسی تحمل ناپذیرند و بنابراین مجبورند دور از خانه هایشان در جستوجوی پناه یا موقعیتهای نویدبخشتر زندگی باشند.
درست است که بهدنبالِ رواجِ شیوه مدرن زندگی از اروپا ،یعنی خاستگاه آن، به بقیۀ نقاط جهان، مقصد متداول مهاجرت نیز تغییر نموده است. تا زمانی که اروپا تنها قاره مدرن جهان بود، جمعیت اضافی آن مرتباً به سرزمینهای هنوز پیشامدرن تخلیه میشد. درواقع، این باور وجود دارد که بیش از شصتمیلیون اروپایی در طول دوران شکوفایی امپریالیسم استعماری، اروپا را به مقصد امریکای شمالی و جنوبی، افریقا و استرالیا ترک کردهاند.
گرچه از اواسط قرن بیستم، خط سیر مهاجرت کاملاً تغییر کرد، در طول این دوران، منطق مهاجرت با فاصلهگرفتن از فتح سرزمینها دگرگون شد. مهاجران دوره پسااستعمار در پی شانسِ ساختن آشیانهای در میان شکافهای نظام اقتصادی استعمارگران، راههای موروثی گذران زندگی را عوض کرده و میکنند، راههایی که اکنون با مدرنیزاسیون پیروزمندانهای که استعمارگران پیشین از آن حمایت میکنند، نابود شده است.
بههرحال، تا زمانی که اروپا تنها قارۀ مدرن جهان بود، جمعیت اضافی آن مرتباً به سرزمینهای هنوز پیشامدرن تخلیه میشد
در صدر همه مهاجران، حجم فزایندهای از مردم وجود دارند که با جنگهای داخلی، نزاعهای قومی و دینی و یاغیگریِ تمامعیار از خانههایشان رانده شدهاند، بهویژه در قلمروهایی که استعمارگران در خاورمیانه و افریقا در استقلالِ ظاهری پشت سر رهایشان کردهاند؛ دولتهایی که بهطور تصنعی سرهمبندی شدهاند، با امید اندکی به ثبات، اما با زرادخانههای بزرگی که اربابان استعمارگر سابقِ تأمینش میکنند.
برد اونز: هانا آرنت یک بار اصطلاح «بیجهانبودن» را برای تعریف شرایطی استفاده نمود که شخص به جهانی تعلق ندارد که در آن بهمثابۀ موجودی انسانی ارزش و اهمیت داشته باشد. به نظر میرسد این اصطلاح در توصیف وضع اسفناک آوارگان و پناهجویان معاصر نیز همانقدر رسا باشد. آیا ممکن است مسئله ما در اینجا ناشی از تدوین بحث بر اساس «امنیت»، خواه امنیت پناهجویان و خواه امنیت کشورهای پذیرنده، باشد؟🌿🌿
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/vdci.qavct1azrbc2t.html🌿
معمّای تحلیل
آرامش، تفاهم و صلح از طریق مدیریت اختلافات در شرق آسیا
دکتر محمود سریع القلم
۱۶دی ۱۳۹۵
http://www.sariolghalam.com/?p=975
آرامش، تفاهم و صلح از طریق مدیریت اختلافات در شرق آسیا
دکتر محمود سریع القلم
۱۶دی ۱۳۹۵
http://www.sariolghalam.com/?p=975
معمّای تحلیل
آرامش، تفاهم و صلح از طریق مدیریت اختلافات در شرق آسیا
دکتر محمود سریع القلم
۱۶دی ۱۳۹۵
http://www.sariolghalam.com/?p=975
تا بهحال فرصت کردهاید فکر کنید چرا کشورهای شرق آسیا در آرامش، کار و زندگی میکنند؟ هم در داخل به تفاهم رسیدهاند و هم با محیط خارجی. آنها کدام راه را انتخاب کردهاند؟ با توجه به تاریخ و حساسیتهای ملی و هویتی، عموم این کشورها در یک مسیر مطمئن، هم در حال پیشرفت هستند و هم منطقهای بهم تنیده و صلحآمیز ایجاد کردهاند. در عین حال، تنشها و اختلافات خود را دوجانبه و چندجانبه و بدور از هیاهو، مدیریت میکنند.
طبق آمار شش ماه گذشته، ۳۹ بانک چینی، ژاپنی و کره جنوبی، رویهم ۳۷ تریلیون دلار سرمایه دارند. بزرگترین بانک جهان، بانک صنعتی و تجاری چین با ۳٫۶ تریلیون دلار سرمایه است. کره جنوبی با ۷ بانک و دو تریلیون دلار سرمایه در میان ۱۵ کشور برتر دنیاست. در مقابل، ۳۷ بانک آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان، ۳۳ تریلیون دلار سرمایه در اختیار دارند. بزرگترین بانک در میان کشورهای خاورمیانه، بانک ملی قطر با ۱۹۰ میلیارد دلار سرمایه است.
پاسخ به سئوالهای فوق این متن میتواند از زوایای مختلف ارائه شود. اما آنچه مطالعات علمی به ما میگوید از این قراراست: عموم کشورهای آسیایی، به نوعی تفاهم داخلی رسیدهاند. از شینتوها در ژاپن، هندوها در هند، کمونیستها در ویتنام و مسلمانان در مالزی و اندونزی به اندیشههای مشترکی دست یافتهاند. این اندیشههای مشترک را به صورت تسلسلی در زیر میآوریم:
۱- مبنای تمدن جدید بشری در تولید کالا و ارائه خدمات است؛
۲- تولید کالا و ارائه خدمات به نظم اجتماعی، نظم قانونی و نظم سیاست گذاری وابسته است؛
۳- مهمترین وظیفه حکومت و دولت ایجاد و حفظ این نظم است؛
۴- تولید کالا، برای یک ملت، ثروت و امکانات را به ارمغان میآورد؛
۵- در نظم داخلی، سیاستهای اقتصادی، تجاری و بانکی باید برای داخل و خارج کاملا شفاف باشند؛
۶- در نظم داخلی، رقابت برای عموم آزاد و دستگاه قضایی حامی بازار و رقابت باشد؛
۷- در مراحل اولیه، این نظم و حفظ آن الزاماً محتاج دموکراسی نیست؛
۸- این نظم اجتماعی و اقتصادی، به تدریج جامعه مدنی را تقویت میکند؛
۹- این نظم، آرامش، امنیت و در نهایت مشروعیت میآورد؛
۱۰- این نظم در شبکه مالی، تجاری، فنآوری، اقتصادی و یادگیری بینالمللی بارور شده و تکامل پیدا میکند.
نمونههای این نظم: چین، ویتنام، اندونزی، مالزی، سنگاپور، کرهجنوبی، و با مقیاسهای مختلف بقیه آسیاییها.
کشورهای آسیایی، مرزها و بازارها و تجارت و یادگیری را به روی هم باز کردهاند و در نتیجه خطرهای کمتری متوجه آنهاست. این نکته را مقایسه کنید با آمار خرید اسلحه در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس: طی ۱۱ سال گذشته، ۷۲۸ میلیارد دلار. این یعنی ۷۲۸۰۰۰ شغل دائم در اروپای غربی و آمریکای شمالی.
در حالی که آسیاییها به عدالت، امنیت، استقلال ملی و مشروعیت، اقتصادی و اجتماعی نگاه کردهاند، در خاورمیانه صرفاً به فکر و عمل سیاسیتوجه شده است.
روش فکرکردن و واقعی تحلیلکردن خود نعمتی است. فهمیدن دقیق و با حداقل پیشفرضِ وقایع پیرامونی، نعمتی بزرگتر. چه ارتباط جالب علمی: میان خودنمایی، نمایش، خود بزرگ بینی و اغراق از یک طرف و سیاسی بودن، همه چیز را سیاسی دیدن، راه حلها را سیاسی دانستن و سیاست زده بودن از طرف دیگر. هر دو نیاز به اغراق، خود بزرگ بینی، نمایش و تئاتر دارند. شرط دوم دقیق تحلیل کردن و روشن بینی، دوری جستن از عصبانیت در تحلیل است. تبریزیها اصطلاح خوبی دارند: میگویند بگذارید مدتی بگذرد، موضوع را خوب بفهمیم و درک کنیم و بعد قضاوت کنیم. تابحال دیدهاید که خانم مرکل، با عصبانیت سخنرانی کند؟ خشم معرف فقدان اعتماد بهنفس، استیصال، به ستوه آمدگی و ناراحتیهای انباشته شده است. سخنرانان خاورمیانهای چه در مجامع بینالمللی و چه در کشور خودشان عموماً با عصبانیت، سخنرانی میکنند، ضمن اینکه ۷۴ درصد خشونت در جهان در این منطقه است. خُروشچُف تا آنجا پیش رفت که در حین سخنرانی، کفش خود را بر تریبون مجمع عمومی سازمان ملل میکوبید. در مقایسه، امروز آرامش وزرا و مقامات چینی، سنگاپوری، ویتنامی و اندونزیایی را تماشا کنید. این کشورها چون توانا هستند، آرامش دارند و نیازی نیست عصبانی شوند. برای این نویسنده طی سالها چهار بار اتفاق افتاده که با فردی گفتوگویی داشتم و بعدها متوجه شدم آن فرد در شیمی، فیزیک یا اقتصاد جایزه نوبل برده است. این در حالی بود که طی چندین ساعت گفتوگو، این افراد هیچ اشارهای یا اَدایی که مخاطب را متوجه نوبل کند از خود بروز ندادند. توانایی، آرامش و اعتماد بهنفس میآورد. فرد یا کشوری که توانایی دارد نه عصبانی میشود و نه خیلی تبلیغ میکند مثل اتوموبیل مرسدس بنز است. نمایش و اغراق ناشی از ضعف است.
آرامش، تفاهم و صلح از طریق مدیریت اختلافات در شرق آسیا
دکتر محمود سریع القلم
۱۶دی ۱۳۹۵
http://www.sariolghalam.com/?p=975
تا بهحال فرصت کردهاید فکر کنید چرا کشورهای شرق آسیا در آرامش، کار و زندگی میکنند؟ هم در داخل به تفاهم رسیدهاند و هم با محیط خارجی. آنها کدام راه را انتخاب کردهاند؟ با توجه به تاریخ و حساسیتهای ملی و هویتی، عموم این کشورها در یک مسیر مطمئن، هم در حال پیشرفت هستند و هم منطقهای بهم تنیده و صلحآمیز ایجاد کردهاند. در عین حال، تنشها و اختلافات خود را دوجانبه و چندجانبه و بدور از هیاهو، مدیریت میکنند.
طبق آمار شش ماه گذشته، ۳۹ بانک چینی، ژاپنی و کره جنوبی، رویهم ۳۷ تریلیون دلار سرمایه دارند. بزرگترین بانک جهان، بانک صنعتی و تجاری چین با ۳٫۶ تریلیون دلار سرمایه است. کره جنوبی با ۷ بانک و دو تریلیون دلار سرمایه در میان ۱۵ کشور برتر دنیاست. در مقابل، ۳۷ بانک آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان، ۳۳ تریلیون دلار سرمایه در اختیار دارند. بزرگترین بانک در میان کشورهای خاورمیانه، بانک ملی قطر با ۱۹۰ میلیارد دلار سرمایه است.
پاسخ به سئوالهای فوق این متن میتواند از زوایای مختلف ارائه شود. اما آنچه مطالعات علمی به ما میگوید از این قراراست: عموم کشورهای آسیایی، به نوعی تفاهم داخلی رسیدهاند. از شینتوها در ژاپن، هندوها در هند، کمونیستها در ویتنام و مسلمانان در مالزی و اندونزی به اندیشههای مشترکی دست یافتهاند. این اندیشههای مشترک را به صورت تسلسلی در زیر میآوریم:
۱- مبنای تمدن جدید بشری در تولید کالا و ارائه خدمات است؛
۲- تولید کالا و ارائه خدمات به نظم اجتماعی، نظم قانونی و نظم سیاست گذاری وابسته است؛
۳- مهمترین وظیفه حکومت و دولت ایجاد و حفظ این نظم است؛
۴- تولید کالا، برای یک ملت، ثروت و امکانات را به ارمغان میآورد؛
۵- در نظم داخلی، سیاستهای اقتصادی، تجاری و بانکی باید برای داخل و خارج کاملا شفاف باشند؛
۶- در نظم داخلی، رقابت برای عموم آزاد و دستگاه قضایی حامی بازار و رقابت باشد؛
۷- در مراحل اولیه، این نظم و حفظ آن الزاماً محتاج دموکراسی نیست؛
۸- این نظم اجتماعی و اقتصادی، به تدریج جامعه مدنی را تقویت میکند؛
۹- این نظم، آرامش، امنیت و در نهایت مشروعیت میآورد؛
۱۰- این نظم در شبکه مالی، تجاری، فنآوری، اقتصادی و یادگیری بینالمللی بارور شده و تکامل پیدا میکند.
نمونههای این نظم: چین، ویتنام، اندونزی، مالزی، سنگاپور، کرهجنوبی، و با مقیاسهای مختلف بقیه آسیاییها.
کشورهای آسیایی، مرزها و بازارها و تجارت و یادگیری را به روی هم باز کردهاند و در نتیجه خطرهای کمتری متوجه آنهاست. این نکته را مقایسه کنید با آمار خرید اسلحه در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس: طی ۱۱ سال گذشته، ۷۲۸ میلیارد دلار. این یعنی ۷۲۸۰۰۰ شغل دائم در اروپای غربی و آمریکای شمالی.
در حالی که آسیاییها به عدالت، امنیت، استقلال ملی و مشروعیت، اقتصادی و اجتماعی نگاه کردهاند، در خاورمیانه صرفاً به فکر و عمل سیاسیتوجه شده است.
روش فکرکردن و واقعی تحلیلکردن خود نعمتی است. فهمیدن دقیق و با حداقل پیشفرضِ وقایع پیرامونی، نعمتی بزرگتر. چه ارتباط جالب علمی: میان خودنمایی، نمایش، خود بزرگ بینی و اغراق از یک طرف و سیاسی بودن، همه چیز را سیاسی دیدن، راه حلها را سیاسی دانستن و سیاست زده بودن از طرف دیگر. هر دو نیاز به اغراق، خود بزرگ بینی، نمایش و تئاتر دارند. شرط دوم دقیق تحلیل کردن و روشن بینی، دوری جستن از عصبانیت در تحلیل است. تبریزیها اصطلاح خوبی دارند: میگویند بگذارید مدتی بگذرد، موضوع را خوب بفهمیم و درک کنیم و بعد قضاوت کنیم. تابحال دیدهاید که خانم مرکل، با عصبانیت سخنرانی کند؟ خشم معرف فقدان اعتماد بهنفس، استیصال، به ستوه آمدگی و ناراحتیهای انباشته شده است. سخنرانان خاورمیانهای چه در مجامع بینالمللی و چه در کشور خودشان عموماً با عصبانیت، سخنرانی میکنند، ضمن اینکه ۷۴ درصد خشونت در جهان در این منطقه است. خُروشچُف تا آنجا پیش رفت که در حین سخنرانی، کفش خود را بر تریبون مجمع عمومی سازمان ملل میکوبید. در مقایسه، امروز آرامش وزرا و مقامات چینی، سنگاپوری، ویتنامی و اندونزیایی را تماشا کنید. این کشورها چون توانا هستند، آرامش دارند و نیازی نیست عصبانی شوند. برای این نویسنده طی سالها چهار بار اتفاق افتاده که با فردی گفتوگویی داشتم و بعدها متوجه شدم آن فرد در شیمی، فیزیک یا اقتصاد جایزه نوبل برده است. این در حالی بود که طی چندین ساعت گفتوگو، این افراد هیچ اشارهای یا اَدایی که مخاطب را متوجه نوبل کند از خود بروز ندادند. توانایی، آرامش و اعتماد بهنفس میآورد. فرد یا کشوری که توانایی دارد نه عصبانی میشود و نه خیلی تبلیغ میکند مثل اتوموبیل مرسدس بنز است. نمایش و اغراق ناشی از ضعف است.
دکتر محمود سریع القلم
معمای تحلیل | دکتر محمود سریع القلم
تا بهحال فرصت کردهاید فکر کنید چرا کشورهای شرق آسیا در آرامش، کار و زندگی میکنند؟ هم در داخل به تفاهم رسیدهاند و هم با محیط خارجی. وی در معمای تحلیل
آسیاییها و حتی ویتنامیها سریع متوجه شدند باید توانمندیهای اقتصادی، تولیدی، تجاری و مدنی خود را غنی کنند تا دیگران فرصت تعدّی به سرزمین آنها را نداشته باشند. افقهای خود را واقعی تعریف کردند، مزیت نسبی خود را دقیق مشخص کردند و از همه مهم تر و تعیین کننده تر: بین خود به تفاهم رسیدند. تفاهم در داخل به مراتب کلیدیتر و شاید مقدمهای بر تفاهم با بیرون است. چینیها رفتند از اقصی نقاط جهان، هنرمندان، دانشمندان و کارآفرینان چینی را به چین آوردند تا برای قدرت ملی از آنها بهرهمند شوند. اگر چینیها، مبنا را تقسیم بندیهای سیاسی میگذاشتند، نمیتوانستند چنین اقدامی کنند. اگر شاقول تفاهم را سیاست، مواضع سیاسی و مرزبندیهای سیاسی قرار میدادند، نمیتوانستند اقتصاد دوم جهان شوند و با ثروتی که تولید کردهاند، ۱۲ ناو هواپیمابر در دست ساخت داشته باشند.
تاریخ نشان میدهد تفاهم داخلی پیرامون ایسمهای سیاسی جواب نمیدهد. اگر نروژیها مبنای تفاهم درونی خود را سیاست مقرر میکردند نمیتوانستند با ۵ میلیون جمعیت به تولید ناخالص داخلی ۳۴۵ میلیارد دلاری برسند. چون کشور نروژ ثروتمند است و سیاستهای توزیعی دقیقی دارد و اقتصاد شفافی را ایجاد کرده، شهروندان آن به زندگی امیدوار، راستگو، فعال و با آرامش هستند و در عین حال از تفاهم اجتماعی، جامعه مدنی، گردش قدرت و امنیت ملی برخوردارند. صحیح است که تولید ثروت هدف انسانیت نیست، اما بدون امکانات و درآمد و ثروت و توزیع آن، جامعه سعادتمند، اخلاقی و قانونمند نمیتوان ایجاد کرد. نه دولت نروژ و نه مردم نروژ در پی تغییرات ژئوپولیتیک در اروپا یا تغییر نظام بینالملل نیستند. در حدّ خود، افق گذاری کردهاند و در تمامی ابعاد کمی و کیفی توسعه یافتگی، جزء پنج کشور اول جهان هستند.
باید فکر کرد که مبنای تفاهم داخلی چیست؟ تصور کنید اگر شخصی بشنود ۲۰ نوع بیماری دارد، واکنش طبیعی او این خواهد بود: احتمالاً ۱۹ مورد علائم بیماری هستند و یک مورد بیماری کلیدی وجود دارد. نمیشود در هرم علت و معلولی مسایل یک جامعه به ۲۵۰ علت اشاره کرد. عوامل را باید به صورت درختی بررسی کرد. ریشه در کجاست؟ وقت و انرژی تلف میشود اگر سطح تحلیل و علت یابی را در شاخههای بالا و میانی درخت قرار دهیم.
حکمرانی کارآمد بر سیستمسازی و ساختارسازی بنا شده است. سیستم سازی محتاج تفاهم داخلی و یا قرارداد اجتماعی است. بنیان این تفاهم میتواند سازوکارهای تولید ثروت ملی باشد تا در نهایت اخلاق، قانون، سعادتمندی عمومی نیز به تعادل می رسند. اما اگر مبنای ارتباط در داخل و خارج سیاست باشد، اختلاف، نزاع، درگیری، جنگ و تقابل ایجاد میکند. حتی ریشه اصلی پوپولیسم، بی توجهی به اقتصاد و توزیع ناعادلانه امکانات در یک کشور است. این در حالی است که پوپولیسم در آسیا رو به کاهش و در خاورمیانه رو به افزایش است. آشفتگی در تحلیل، آشفتگی در سیاستگذاریها و مدیریت سعی و خطایی بهدنبال میآورد. آسیاییها با تفاهم و آرامش و درک حدّ و منزلت خود به گونهای عمل کردهاند که شهروندانشان از حالت غنچه به گل میرسند و شکوفا میشوند. در خاورمیانه، شهروندان فرصت گُل شدن را پیدا نمیکنند و عموماً در حالت غنچه، پژمرده میشوند. بدون سیستم نمیتوان شکفت و گُل شد.🌿
منبع خبر:
http://www.sariolghalam.com/?p=975☘🌿
تاریخ نشان میدهد تفاهم داخلی پیرامون ایسمهای سیاسی جواب نمیدهد. اگر نروژیها مبنای تفاهم درونی خود را سیاست مقرر میکردند نمیتوانستند با ۵ میلیون جمعیت به تولید ناخالص داخلی ۳۴۵ میلیارد دلاری برسند. چون کشور نروژ ثروتمند است و سیاستهای توزیعی دقیقی دارد و اقتصاد شفافی را ایجاد کرده، شهروندان آن به زندگی امیدوار، راستگو، فعال و با آرامش هستند و در عین حال از تفاهم اجتماعی، جامعه مدنی، گردش قدرت و امنیت ملی برخوردارند. صحیح است که تولید ثروت هدف انسانیت نیست، اما بدون امکانات و درآمد و ثروت و توزیع آن، جامعه سعادتمند، اخلاقی و قانونمند نمیتوان ایجاد کرد. نه دولت نروژ و نه مردم نروژ در پی تغییرات ژئوپولیتیک در اروپا یا تغییر نظام بینالملل نیستند. در حدّ خود، افق گذاری کردهاند و در تمامی ابعاد کمی و کیفی توسعه یافتگی، جزء پنج کشور اول جهان هستند.
باید فکر کرد که مبنای تفاهم داخلی چیست؟ تصور کنید اگر شخصی بشنود ۲۰ نوع بیماری دارد، واکنش طبیعی او این خواهد بود: احتمالاً ۱۹ مورد علائم بیماری هستند و یک مورد بیماری کلیدی وجود دارد. نمیشود در هرم علت و معلولی مسایل یک جامعه به ۲۵۰ علت اشاره کرد. عوامل را باید به صورت درختی بررسی کرد. ریشه در کجاست؟ وقت و انرژی تلف میشود اگر سطح تحلیل و علت یابی را در شاخههای بالا و میانی درخت قرار دهیم.
حکمرانی کارآمد بر سیستمسازی و ساختارسازی بنا شده است. سیستم سازی محتاج تفاهم داخلی و یا قرارداد اجتماعی است. بنیان این تفاهم میتواند سازوکارهای تولید ثروت ملی باشد تا در نهایت اخلاق، قانون، سعادتمندی عمومی نیز به تعادل می رسند. اما اگر مبنای ارتباط در داخل و خارج سیاست باشد، اختلاف، نزاع، درگیری، جنگ و تقابل ایجاد میکند. حتی ریشه اصلی پوپولیسم، بی توجهی به اقتصاد و توزیع ناعادلانه امکانات در یک کشور است. این در حالی است که پوپولیسم در آسیا رو به کاهش و در خاورمیانه رو به افزایش است. آشفتگی در تحلیل، آشفتگی در سیاستگذاریها و مدیریت سعی و خطایی بهدنبال میآورد. آسیاییها با تفاهم و آرامش و درک حدّ و منزلت خود به گونهای عمل کردهاند که شهروندانشان از حالت غنچه به گل میرسند و شکوفا میشوند. در خاورمیانه، شهروندان فرصت گُل شدن را پیدا نمیکنند و عموماً در حالت غنچه، پژمرده میشوند. بدون سیستم نمیتوان شکفت و گُل شد.🌿
منبع خبر:
http://www.sariolghalam.com/?p=975☘🌿
Sariolghalam
معمای تحلیل
تا بهحال فرصت کردهاید فکر کنید چرا کشورهای شرق آسیا در آرامش، کار و زندگی میکنند؟ هم در داخل به تفاهم رسیدهاند و هم با محیط خارجی. آنها کدام راه را انتخاب
رابطه سلامت با خشونت.pdf
553.4 KB
مقاله: "رابطه سلامت با خشونت و آسیب در سیاست بین الملل"
نویسندگان:مجید توسلی – مجتبی ابویی مهریزی
فصلنامه تحقیقات سیاسی بین المللی
نویسندگان:مجید توسلی – مجتبی ابویی مهریزی
فصلنامه تحقیقات سیاسی بین المللی
حقوق بشر، کرامت انسانی، جامعه اخلاقی و مهربانی از منظر آیت الله محقق داماد
به عنوان یک روحانی شرمندهام که نتوانستیم جامعه را اخلاقی کنیم/اجتهاد باید مبتنی بر کرامت بشری باشد
سید مصطفی محقق داماد گفت: تا جامعه ما و مدیران آن از صمیم قلب حقوق بشر را نپذیرفته باشند ما راه به جایی نمیبریم. همه ما باید تمام اصول حقوق بشر را بپذیریم تا وقتی که در کشور اجتهاد مبتنی بر کرامت بشری و عدالت وجود نداشته باشد، مشکلات ما حل نخواهد شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آیتالله سید مصطفی محقق داماد در همایش ملی رفع خشونت علیه زنان که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار میشود، با قدردانی از توجه برگزار کنندگان به مسئله خشونت علیه زنان، بر لزوم یافتن راهکار در این حوزه تاکید کرد و گفت: به نظرم خشونت علیه زنان را باید از دو حوزه حقوق اجتماعی و حقوق خانواده مورد بحث و بررسی قرار داد هرچند که ریشههای آن میتواند یکی بوده و جهات مشترکی داشته باشد.
مهربانی در جامعه از بین رفته است
او با بیان اینکه علل و جهات خشونت علیه زنان را باید در دو دسته عملی و نظری مورد بحث قرار داد، اظهار کرد: ما در جامعهای زندگی میکنیم که اخلاق در آن رو به انحطاط است و در رفتار با زنان که یکی از شئون رفتاری ماست، متاسفانه نیز این چنین است. ملت ایران که افتخار میکند ملتی مسلمان و تحت تربیت اسلامی است و در روز چندین بار خدا را به مهربانی میخواند، چرا نسبت به دیگران خشن رفتار میکند و دیگری را تحمل نمیکند؟ متاسفانه باید گفت که تحمل نه تنها در مورد زنان بلکه در مورد مردان نیز وجود ندارد و مهربانی در جامعه از بین رفته است.
این حقوقدان با بیان اینکه ما بنده خدای ارحم الراحمین هستیم، ابراز کرد: متاسفانه این رحمانیت در رفتار ما اثر نکرده است. وقتی صفحه حوادث روزنامه را میخوانیم ناخودآگاه به گریه میافتیم. سخت است شنیدن داستانهایی که در آن نقل میشود. به طور مثال چندی پیش یک نفر تمام اعضای همسر خانواده خود را جلوی چشمان او به قتل رساند و به همسر خود گفت تو را زنده میگذارم تا مجازات شوی.
به عنوان یک معمم شرمندهام که نتوانستهایم جامعه را اخلاقی کنیم
این استاد دانشگاه با اشاره به بعد عملی مبارزه با خشونت علیه زنان گفت: من به عنوان یک معمم و روحانی شرمندهام که نتوانستهایم جامعه را اخلاقی کنیم. هدف دین اخلاق است. ما نتوانستیم این را آموزش دهیم. آموزش و پرورش، دانشگاهها و همه ما باید سرافکنده باشیم. باید بسیج شویم تا اخلاق را نجات دهیم.
تا وقتی که اجتهاد مبتنی بر کرامت بشری نباشد، مشکلات حل نمیشود
او درباره بعد نظری مبارزه با خشونت علیه زنان گفت: خشونت علیه زنان از مباحث حقوق بشری است. تا جامعه ما و مدیران آن از صمیم قلب حقوق بشر را نپذیرفته باشند ما راه به جایی نمیبریم. همه ما باید تمام اصول حقوق بشر را بپذیریم تا وقتی که در کشور اجتهاد مبتنی بر کرامت بشری و عدالت وجود نداشته باشد، مشکلات ما حل نخواهد شد.
این حقوقدان کرامت بشری و عدالت را در راس امور دانست و اظهار کرد: امروزه فلاسفه حقوق بشر، کانت را پدر حقوق بشر میدانند که این یک واقعیت و امر صحیحی است در حالیکه من ادعا میکنم یک کلمه در آثار این فیلسوف از مباحث حقوق بشری دیده نمیشود اما چه طور است که او را پدر حقوق بشر میدانند. در پاسخ به این چرایی باید گفت کانت، کرامت بشری را مطرح کرده که اساس حقوق بشر است.
محقق داماد با اشاره به وضع فعلی جامعه گفت: خداوندا ما کفران نعمت تو را کردهایم و به عنوان یک انسان مسلمان که حقوق بشر در فطرت ما است، نتوانستهایم با آن پیوندی برقرار کنیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه خانواده در مبارزه با خشونت علیه زنان گفت: خانواده چیزی نیست که بتوان آن را با قانون اداره کرد. دیوار دژ خانواده آنقدر بلند است که قانون در آن نفوذ نمیکند اما عاطفه، عشق و اخلاق در آن کارگر است. ما باید به اخلاق جامعه بپردازیم. قانون آخرین راهکار است. آنچه نقش اساسی را بازی میکند، عشق است
لینک خبر: http://www.vakilemelat.ir/fa/news/view/211960/%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF:-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85
به عنوان یک روحانی شرمندهام که نتوانستیم جامعه را اخلاقی کنیم/اجتهاد باید مبتنی بر کرامت بشری باشد
سید مصطفی محقق داماد گفت: تا جامعه ما و مدیران آن از صمیم قلب حقوق بشر را نپذیرفته باشند ما راه به جایی نمیبریم. همه ما باید تمام اصول حقوق بشر را بپذیریم تا وقتی که در کشور اجتهاد مبتنی بر کرامت بشری و عدالت وجود نداشته باشد، مشکلات ما حل نخواهد شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آیتالله سید مصطفی محقق داماد در همایش ملی رفع خشونت علیه زنان که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار میشود، با قدردانی از توجه برگزار کنندگان به مسئله خشونت علیه زنان، بر لزوم یافتن راهکار در این حوزه تاکید کرد و گفت: به نظرم خشونت علیه زنان را باید از دو حوزه حقوق اجتماعی و حقوق خانواده مورد بحث و بررسی قرار داد هرچند که ریشههای آن میتواند یکی بوده و جهات مشترکی داشته باشد.
مهربانی در جامعه از بین رفته است
او با بیان اینکه علل و جهات خشونت علیه زنان را باید در دو دسته عملی و نظری مورد بحث قرار داد، اظهار کرد: ما در جامعهای زندگی میکنیم که اخلاق در آن رو به انحطاط است و در رفتار با زنان که یکی از شئون رفتاری ماست، متاسفانه نیز این چنین است. ملت ایران که افتخار میکند ملتی مسلمان و تحت تربیت اسلامی است و در روز چندین بار خدا را به مهربانی میخواند، چرا نسبت به دیگران خشن رفتار میکند و دیگری را تحمل نمیکند؟ متاسفانه باید گفت که تحمل نه تنها در مورد زنان بلکه در مورد مردان نیز وجود ندارد و مهربانی در جامعه از بین رفته است.
این حقوقدان با بیان اینکه ما بنده خدای ارحم الراحمین هستیم، ابراز کرد: متاسفانه این رحمانیت در رفتار ما اثر نکرده است. وقتی صفحه حوادث روزنامه را میخوانیم ناخودآگاه به گریه میافتیم. سخت است شنیدن داستانهایی که در آن نقل میشود. به طور مثال چندی پیش یک نفر تمام اعضای همسر خانواده خود را جلوی چشمان او به قتل رساند و به همسر خود گفت تو را زنده میگذارم تا مجازات شوی.
به عنوان یک معمم شرمندهام که نتوانستهایم جامعه را اخلاقی کنیم
این استاد دانشگاه با اشاره به بعد عملی مبارزه با خشونت علیه زنان گفت: من به عنوان یک معمم و روحانی شرمندهام که نتوانستهایم جامعه را اخلاقی کنیم. هدف دین اخلاق است. ما نتوانستیم این را آموزش دهیم. آموزش و پرورش، دانشگاهها و همه ما باید سرافکنده باشیم. باید بسیج شویم تا اخلاق را نجات دهیم.
تا وقتی که اجتهاد مبتنی بر کرامت بشری نباشد، مشکلات حل نمیشود
او درباره بعد نظری مبارزه با خشونت علیه زنان گفت: خشونت علیه زنان از مباحث حقوق بشری است. تا جامعه ما و مدیران آن از صمیم قلب حقوق بشر را نپذیرفته باشند ما راه به جایی نمیبریم. همه ما باید تمام اصول حقوق بشر را بپذیریم تا وقتی که در کشور اجتهاد مبتنی بر کرامت بشری و عدالت وجود نداشته باشد، مشکلات ما حل نخواهد شد.
این حقوقدان کرامت بشری و عدالت را در راس امور دانست و اظهار کرد: امروزه فلاسفه حقوق بشر، کانت را پدر حقوق بشر میدانند که این یک واقعیت و امر صحیحی است در حالیکه من ادعا میکنم یک کلمه در آثار این فیلسوف از مباحث حقوق بشری دیده نمیشود اما چه طور است که او را پدر حقوق بشر میدانند. در پاسخ به این چرایی باید گفت کانت، کرامت بشری را مطرح کرده که اساس حقوق بشر است.
محقق داماد با اشاره به وضع فعلی جامعه گفت: خداوندا ما کفران نعمت تو را کردهایم و به عنوان یک انسان مسلمان که حقوق بشر در فطرت ما است، نتوانستهایم با آن پیوندی برقرار کنیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه خانواده در مبارزه با خشونت علیه زنان گفت: خانواده چیزی نیست که بتوان آن را با قانون اداره کرد. دیوار دژ خانواده آنقدر بلند است که قانون در آن نفوذ نمیکند اما عاطفه، عشق و اخلاق در آن کارگر است. ما باید به اخلاق جامعه بپردازیم. قانون آخرین راهکار است. آنچه نقش اساسی را بازی میکند، عشق است
لینک خبر: http://www.vakilemelat.ir/fa/news/view/211960/%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF:-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85