طرف یهنیزه رو گرفت طرفم و منم دستم رو گرفتم جلوم، نوک نیزه هنوز نیم متری باهام فاصله داشت که یهو دیدم از کف دستم یهقطره خون زد بیرون، با تعجب پرسیدم نوک نیزه که هنوز بهم نخورده، چطور زخمیم کرد؟ طرف میگه اونی که میبینی و خیال میکنی نوک نیزهس در واقع شروع تیزشدنشه، دوباره سئوال میکنه ینی چی؟ پس اونی که دستم رو بُرید چیه؟ و طرف جواب میده که اون نوک حقیقته، انقدر باریک و ظریفه که به چشمت نمیاد، و یهجوری زخمیت میکنه که حتی حسش هم نمیکنی، یهجوری که انگار اصلا وجود نداره
💔5
Forwarded from هشتگ پوری (-PoriShaそ)
سالها پیش، اون موقعی که هنوز بازی جرعت و حقیقت رو بورس بود یکی ازم پرسید بزرگترین قدرتت چیه؟ بدون هیچ مکثی جواب دادم غیبشدن، همه خندیدن و دعوتم کردن به جدیبودن، منم بهشون گفتم قدرتم واقعا همینه، اینکه میتونم از زندگی نزدیکترینهامم جوری غیب بشم که انگار هیچوقت وجود نداشتم، توی سالهای بعدش که چندباری از این قدرت ماوراییم استفاده کردم فهمیدم فایده و خیر این قدرت بیشتر از این که برای من باشه واسهی بقیهس، به تجربه فهمیدم قدرت واقعیتر اینه که به جای غیبشدن بتونی بقیهرو غیب کنی، بتونی یهجوری سرترو بندازی پایین که انگار هیچ صدایی اون بیرون نیست، که انگار هیچوقتم نبوده، آدم باید گاهی به خودش این لطفرو بکنه که از دنیا بیخبر باشه
❤9🕊2
خوب فکر کن، سعی کن به یاد بیاری و بفهمی شروعش از کجا بود، اولین باری که فکر کردی آدمای اطرافت نمیتونن حرفاشونرو عوض کنن، یا اینکه قرار نیست جور دیگهای باهات برخورد کنن، و یا اجازه ندارن به خودشون بیشتر از تو اهمیت بدن، بشین درست فکر کن ببین چی باعث شد خیال کنی آدما حق ندارن مثل آدم رفتار کنن، ببین از کی تصور کردی که طبیعت انسانی آدمیزاد یعنی هر چیز قشنگ و پاک و درست و درمونی که قراره همه چیزش همیشهی خدا به نفع و کام تو باشه؟ بیا و فقط یکبار با خودت روراست باش، بشین ببین دنیا بیوفا بوده یا تو خیالاتی
💔4❤1🕊1
هشتگ پوری
جاى عقل و قلبم عوض شده عقلم تند تند ميزنه قلبم كار نميكنه
كسايى رو كه بدون مجوز توى سرم تردد ميكردن اخراج كردم
❤2🕊2💔1
