حس میکنم برای دردودل کردن دیگه پیر شدم، خیلی چیزا هست که باید بگم ولی گفتنش تفاوتی ایجاد نمیکنه. باگ دردودل کردن همینه، میگی، میخونن، میشنون، وقت خودت و طرف مقابل تلف میشه و واقعیت زندگیت با کمی معروفیت بیشتر، همونطور به باقی موندنش ادامه میده.
🕊3💔3🌚1
از یه سری چیزا و آدما که فاصله میگیری تازه متوجه میشی که اونقدرا هم نمیارزیدن
❤11🌚2
همهرو بردهبود و فقط موندهبود خودش، اگه خودشو میبرد از خودش میباخت.
🕊3🌚1
پشت سر هر آدم موفقی یه عالمه خستگی هست که باعث میشه اونقدری که بقیه فکر میکنن از موفقیتش لذت نبره
🕊3❤2🌚1
طرف یهنیزه رو گرفت طرفم و منم دستم رو گرفتم جلوم، نوک نیزه هنوز نیم متری باهام فاصله داشت که یهو دیدم از کف دستم یهقطره خون زد بیرون، با تعجب پرسیدم نوک نیزه که هنوز بهم نخورده، چطور زخمیم کرد؟ طرف میگه اونی که میبینی و خیال میکنی نوک نیزهس در واقع شروع تیزشدنشه، دوباره سئوال میکنه ینی چی؟ پس اونی که دستم رو بُرید چیه؟ و طرف جواب میده که اون نوک حقیقته، انقدر باریک و ظریفه که به چشمت نمیاد، و یهجوری زخمیت میکنه که حتی حسش هم نمیکنی، یهجوری که انگار اصلا وجود نداره
💔5