ما زخمهای یکدیگر را بوسیدیم و امید به بهبود داشتیم چه شد که زخمی عمیقتر برای یکدیگر شدیم؟
💔10🕊3
میگه که تو اولین پناهگاهی نبودی که بر سرم آوار شدی اما اولین پناهگاهی بودی که با تمام وجود امید داشتم امن و استوار بمانی.
❤10💔5
هشتگ پوری
Ehsan Khajehamiri – Ye Roozi Miad
امروز از کنار یه غریبه رد شدم اما خیلی عجیب بود!
من تاریخ تولدشو میدونستم، فامیلیش، اهنگ مورد علاقهش، غذای مورد علاقهش، ترسهایی که داشت و حتی بزرگترین رازهاش،
اما اون فقط یه غریبه بود..
من تاریخ تولدشو میدونستم، فامیلیش، اهنگ مورد علاقهش، غذای مورد علاقهش، ترسهایی که داشت و حتی بزرگترین رازهاش،
اما اون فقط یه غریبه بود..
💔24
از کجا میفهمی کار از دستت دررفته؟ از پاککردن هرعکسی که دیگه حس و حال اون موقعش رو به یاد نمیاری؟ یا اون وقتی که میبینی دیگه هیچ آهنگی دربارهی احوال تو نیست؟ یا شایدم همون موقعی که حس میکنی شدی استثنایی به همهی قوانین روزگار؟
💔3❤1
در او همهچیز زیبا بود، حتی زخمهایی که برای پوشاندن آنها میکوشید.
🌚4🕊1
از اینکه نه قلبش آرام میگرفت و نه میتوانست آن را آرام کند، خسته بود.
💔8
سکوت عمیق آدمهای ساکت همیشه شنیدنیتر از وراجیهای سطحی آدمهای پرحرفه.
سالها پیش، اون موقعی که هنوز بازی جرعت و حقیقت رو بورس بود یکی ازم پرسید بزرگترین قدرتت چیه؟ بدون هیچ مکثی جواب دادم غیبشدن، همه خندیدن و دعوتم کردن به جدیبودن، منم بهشون گفتم قدرتم واقعا همینه، اینکه میتونم از زندگی نزدیکترینهامم جوری غیب بشم که انگار هیچوقت وجود نداشتم، توی سالهای بعدش که چندباری از این قدرت ماوراییم استفاده کردم فهمیدم فایده و خیر این قدرت بیشتر از این که برای من باشه واسهی بقیهس، به تجربه فهمیدم قدرت واقعیتر اینه که به جای غیبشدن بتونی بقیهرو غیب کنی، بتونی یهجوری سرترو بندازی پایین که انگار هیچ صدایی اون بیرون نیست، که انگار هیچوقتم نبوده، آدم باید گاهی به خودش این لطفرو بکنه که از دنیا بیخبر باشه
❤10🌚5💔1